«پیام ما» دلایل افزایش تجرد قطعی در جامعه ایران را بررسی میکند
تحمیل تجرد
۲۱ آذر ۱۴۰۴، ۱۹:۰۲
اعلام آمار افزایش تجرد قطعی و کاهش میل به ازدواج توسط «مرضیه وحید دستجردی»، دبیر ستاد ملی جمعیت، نگرانیهای جمعیتی و اجتماعی بسیاری را برانگیخته است. او این امر را ناشی از تغییرات فرهنگی و تغییر دیدگاه نسبت به تشکیل خانواده میداند؛ اما «فاطمه موسوی»، عضو انجمن جامعهشناسی ایران، با انتقاد از دیدگاه دستجردی مبنیبر اینکه در آمار اعلامی او تنها زنان مجرد دیده شدهاند، کاهش میل به ازدواج را حاصل بحرانهای اقتصادی، فشار معیشتی، نابرابریهای حقوقی و کاهش امید اجتماعی میداند.
تجرد و کاهش میل به ازدواج و فرزندآوری برای بسیاری از جوامع از جمله جامعه ایران به یک دغدغه و چالش جدی تبدیل شده است؛ چراکه طی این سالها همواره بر میزان تجرد قطعی و افرادی که دیگر امیدی به ازدواج آنها وجود ندارد، افزوده شده است.
افزایش تجرد قطعی در میان زنان ایرانی
براساس اعلام «مرضیه وحید دستجردی»، دبیر ستاد ملی جمعیت، درصد زنان ازدواجنکرده بالای ۵۰ساله، در سال ۱۳۶۵ حدود ۱.۱ درصد بود. این میزان در سال ۱۴۰۲ به ۷.۷ درصد رسیده است؛ بهعبارت دیگر، آمار «تجرد قطعی زنان» هفت برابر شده است.
بسیاری از سیاستگذاران جمعیتی در ایران از جمله دستجردی عواملی همچون تغییر نگرشهای فرهنگی، اجتماعی نسبت به تشکیل خانواده را از جمله دلایل کاهش ازدواج و افزایش تجرد قطعی بهویژه در میان زنان میدانند. درحالیکه بهلحاظ جامعهشناختی دلایل دیگری نیز وجود دارد که پدیده تجرد در بسیاری از جوامع را تبیین میکند.
جامعهشناسی تجرد و کاهش ازدواج
جامعهشناسانی که در این سالها بر روی ازدواج و پدیده تجرد کار کردهاند، کاهش میل به ازدواج را حاصل مجموعهای از تحولات ساختاری و ارزشی میدانند که در سه رویکرد نظری میتوان به آنها پرداخت. «آنتونی گیدنز» و «رونالد اینگلهارت» در نظریه «مدرنیزاسیون و فردگرایی» معتقدند گذار از جامعه سنتی به جامعه مدرن، ارزشهای فردگرایانه را تقویت میکند و مردم زندگی را بیشتر از اینکه مسیری ازپیشتعیینشده به شمار آورند، آن را بهعنوان یک «پروژه فردی» میفهمند. در چنین شرایطی ازدواج دیگر یک ضرورت اجتماعی نیست، بلکه یکی از گزینههای ممکن برای زیست فردی به شمار میرود و بسیاری ترجیح میدهند پیش از تعهدات خانوادگی، مسیرهای فردی، تحصیلی و حرفهای خود را شکل دهند.
«گری بکر» نیز در نظریه «انتخاب عقلانی و اقتصاد خانواده» ازدواج را نوعی محاسبه هزینه-فایده میداند. در رویکرد بکر، هرچه هزینههای ازدواج، از مسکن گرفته تا فشارهای مالی، افزایش پیدا کند و در مقابل منافع اقتصادی و حمایتی کم شود، افراد به برای تشکیل نهاد خانواده تمایل کمتری پیدا میکنند.
دیدگاه این جامعهشناسان در مورد کاهش میل به ازدواج درحالیاست که یک جامعهشناس ایرانی دیدگاه دیگری را درباره پدیده تجرد در ایران مطرح میکند. «فاطمه موسوی» در گفتوگو با «پیام ما» کاهش میل به ازدواج در ایران را بیشتر ساختاری و نتیجه فشارهای اقتصادی و عدم شور و اشتیاق اجتماعی معرفی میکند.
موسوی همنین با انتقاد از سخنان دستجردی میگوید: «آمار ارائهشده توسط دبیر ستاد ملی جمعیت، تنها بر افزایش تجرد قطعی زنان متمرکز است. این رویکرد دارای یک ایراد اساسی است؛ زیرا مردان دچار تجرد قطعی در این آمار غایباند، درحالیکه در آخرین دادههای جمعیتشناسی، تفاوت چشمگیری میان تعداد زنان و مردان مجرد بالای ۱۵ سال وجود دارد و مردان مجرد حدود ۵۰۰ هزار نفر بیشتر از زنان هستند.»
دیدگاه مردسالارانه در آمار ازدواج
این جامعهشناس توضیح میدهد: «تمرکز بر «مجرد ماندن زنان» و تبدیل آن به یک مسئله اجتماعی جداگانه، برپایه پیشفرضهای فرهنگی و مردسالارانهای شکل گرفته که در ذهن بسیاری از مسئولان و سیاستگذاران نهادینه شده است. در چنین پیشفرضهایی، تصور میشود اگر زنی تا سن میانسالی ازدواج نکند، «زندگیاش هدر رفته»، درحالیکه جامعه برای مردان حتی در ۵۰ یا ۶۰سالگی نیز امکان ازدواج را طبیعی و محتمل میداند و هیچگاه «تجرد قطعی» آنها را بحران تلقی نمیکند. عدم توجه به وضعیت مردان، طرح موضوع را از اساس دچار خطا کرده و به همین دلیل، ارائه راهکار بعدی نیز برپایه دادههای ناقص و برداشتهای غلط شکل میگیرد.»
عضو انجمن جامعهشناسی ایران با بیان اینکه مسئله واقعی این نیست که «چرا زنان ازدواج نمیکنند»، بلکه باید پرسید «چرا مردان میانسال وارد فرایند ازدواج نمیشوند»، میگوید: «زنان در ساختار فرهنگی ایران معمولاً آغازگر روند ازدواج نیستند و انتظار میرود خواستگار به سراغ آنها بیاید. بسیاری از زنان دچار تجرد قطعی، ساکن روستاها یا شهرهای کوچک هستند که بهدلیل مهاجرت مردان در جستوجوی کار، بدون همسر ماندهاند.»
بنابراین، اگر تعداد زیادی از زنان به سن تجرد قطعی میرسند، باید پرسید چرا مردان در همان سنین قصد ازدواج ندارند یا چرا بهجای انتخاب همتایان سنی خود، بهدنبال ازدواج با زنانی کمسنتر هستند؟ بسیاری از مردان برای ازدواج اصرار دارند دخترانی با اختلاف سنی ۱۰ تا ۲۰ سال کمتر انتخاب کنند؛ امری که شانس ازدواج زنان میانسال را کاهش میدهد.»
بهگفته موسوی، مسئله تجرد قطعی و دلایل آن، عامتر و ساختاریتر است: «اغلب مردم، اعم از زن و مرد، با اصل ازدواج و تشکیل رابطه عاطفی و پایدار مشکلی ندارند. مشکل اصلی در مسیر فراهم نبودن شرایطی است که امکان انتخاب آزادانه، پایدار و امن را ایجاد میکند. کمتر انسانی وجود دارد که ذاتاً ترجیح دهد تا پایان عمر تنها بماند و در سالمندی منزوی باشد؛ این ساختار اقتصادی و اجتماعی است که چنین وضعیتهایی را تولید میکند.»
او با بیان اینکه بحرانهای عمیق اقتصادی کشور اصلیترین دلیل کاهش ازدواج تصریح میکند: «اکنون حدود ۴۵ درصد جامعه ایران زیر خط فقر زندگی میکنند و دهکهای پنجم و ششم نیز در آستانه سقوط به زیر خط فقر قرار دارند. بسیاری از خانوادهها تنها در صورتی میتوانند از خط فقر بالاتر بمانند که هیچ حادثه پیشبینینشدهای مانند بیسرعت از لحاظ اقتصادی فرو میریزند.»
این پژوهشگر مسائل زنان و خانواده ادامه داد: «در چنین شرایطی، ازدواج از نظر بسیاری از مردم بهویژه مردان، بهعنوان «بار مضاعف» تلقی میشود. مسئولیتهای حقوقی و مالی ازدواج از مهریه گرفته تا نفقه، تأمین مسکن، مخارج جاری و هزینه فرزندان، در شرایط تورم بالا و درآمدهای محدود، افراد را از ورود به ازدواج منصرف میکند. انسانها در شرایطی که از پس هزینههای خود برنمیآیند، بهطور طبیعی امکان ورود به مرحله نیازهای عاطفی و تشکیل خانواده را از دست میدهند؛ زیرا تمام انرژی آنها صرف تلاش برای حفظ حداقل استاندارد زندگی و جلوگیری از سقوط به فقر عمیقتر میشود.»
بهگفته موسوی، نبود چشمانداز روشن، نبود امید به آینده و بیثباتی مداوم، جامعه را در نوعی «بُنبست» روانی، اقتصادی و اجتماعی قرار داده است: «این بنبست مانع از آن میشود که افراد بتوانند برای آینده دورتر خود برنامهریزی کنند یا تصمیمهای بزرگی مانند ازدواج و فرزندآوری بگیرند. ما ۲۰ سال است در وضعیت برهه حساس کنونی ماندهایم؛ وضعیتی که امروزه به مرحله بحرانی رسیده و مردم را در حالت تعلیق و بیتصمیمی نگه داشته است.»
بازگشت امید اجتماعی؛ افزایش ازدواج
عضو انجمن جامعهشناسی ایران همچنین در پاسخ به این پرسش که تغییر تصویر آینده جامعه با توجه به طیف گستردهای از مجردهای میانسال و سالمند بدون شبکه خانوادگی امکانپذیر است، میگوید: «حل این وضعیت در گرو تغییرات ساختاری است. اگر جامعه ایران از این وضعیت بحرانزده خارج شود، رونق و امید اجتماعی دوباره به آن بازگردد و ثبات اقتصادی و سیاسی ایجاد شود، چیزی که در دورههای کوتاه گذشته مانند سالهای ۷۶ و ۷۷ تجربه شد، افراد نیز دوباره بهسمت ازدواج بازمیگردند؛ حتی اگر در میانسالی یا سالمندی باشند. هیچ سنی برای ازدواج «دیر» نیست و جامعه در شرایط عادی ظرفیت جذب چنین روابطی را دارد.»
بااینحال، او تأکید کرد هر چند احتمال ازدواج در سنین بالا وجود دارد، اما نیازمند کار فرهنگی، خدمات مشاورهای و آمادهسازی ذهنی است؛ زیرا افرادی که سالها تنها بودهاند، ممکن است سازگاری با زندگی مشترک برایشان دشوارتر باشد.
بازدارندگی نظام حقوقی برای ازدواج
این جامعهشناس همچنین در پاسخ به این پرسش که چرا تجرد در میان طبقه متوسط که کمتر درگیر مشکلات مالیاند، نیز دیده میشود؟ میگوید: «بیشتر این افراد به سبک زندگی فردگرایانه، آزادیهای شخصی و لذتطلبی تمایل دارند و حاضر نیستند زیر بار نظام حقوقی ازدواج بروند. قوانین موجود در حوزه خانواده، چه برای زنان و چه برای مردان، بازدارنده است؛ هرچند این قوانین بیشتر به زیان زنان عمل میکند. نظام حقوقی فعلی، ازدواج را به رابطهای نابرابر تبدیل میکند و بسیاری از زنان را در معرض نوعی بردگی و وابستگی قرار میدهد.»
موسوی ادامه میدهد: «همین وضعیت سبب شده است شماری از زنان و مردان ترجیح دهند بدون ثبت رسمی، با شریک عاطفی خود زندگی کنند؛ مفهومی که در ایران به «ازدواج سفید» مشهور و در کشورهای غربی «همباشی» تلقی میشود. در این کشورها، این نوع روابط با اصلاح قوانین به رسمیت شناخته شده و بسیاری از حقوق مالی و مسئولیتهای اجتماعی میان دو طرف تعریف شده است؛ حتی اگر ازدواج رسمی ثبت نشده باشد.»
او میافزاید: «ارزشهای فرهنگی جامعه ایران هنوز ازدواج رسمی را بسیار مهم میدانند و فاصله بسیاری با الگوهای غربی وجود دارد، اما ادامه روند فعلی معیشتی و بحران اقتصادی، تحولات فرهنگی، نابرابری حقوقی و کاهش امید اجتماعی میتواند ایران را بهسمت افزایش شدید جمعیت مجرد و سالمند سوق دهد. این جمعیت از نظام سنتی خانواده نیز جدا خواهد شد و بدون شبکه حمایت خانوادگی خواهد بود.»
او در پایان یادآور میشود: «دولت نباید و نمیتواند مردم را به ازدواج مجبور کند، اگر نگران معاش زنان مجرد است؛ باید زمینه اشتغال آنها را فراهم کند. اساساً وظیفه دولت ایجاد نظام حقوقی عادلانه و فراهم کردن شرایط اقتصادی و اجتماعی شایسته است، تا هر کسی بتواند برای زندگی بالغانه خود تصمیم بگیرد، ازدواج کند و بچهدار شود. تنها با ایجاد ثبات، اصلاح ساختارها و بازگشت امید به جامعه است که مردم بار دیگر میتوانند تصمیمهایی بگیرند که به زندگی آرام، پایدار و شاد منتهی شود.»
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
مرور ابعاد ۲هزار ساعت قطعی اینترنت از نگاه فعالان حقوق کودکان
قطع اینترنت با کودکان چه کرد؟
والدین، روانشناسها و معلمها؛ همه نگران دانشآموزانیاند که چندین ماه است در خانه ماندهاند
درس و ترس
روستا زنده است اگر بگذاریم
جامعهشناسان از آسیبهای بیجاشدگی ۱۶۰۰ زن سرپرست خانوار بر اثر تخریب خانههایشان میگویند
خانه که رفت، تابآوری فرسوده شد
یادداشت روزنامه دنیای اقتصاد
پرسشی در انتظار پاسخ؛ مهاجرت سرمایه انسانی و چالش مسیر توسعه ایران
نگاهی به وضعیت روانی جامعه در روزهای نگرانی از آغاز دوباره جنگ
زخمهایی که خبر نمیشوند
تأکید بر نقش شهروندان در حل مسائل، در نشست «مؤسسه رحمان»
مطالبهگــــری کِی به نتیجه میرسد؟
واکنش به اطلاعیه اخیر سازمان تأمین اجتماعی
ابهام در افزایش حق مسکن بازنشستگان تأمین اجتماعی
بازسازی یا بازتولید شکنندگی؟
روایتی انسانی از آسیب جنگ به موزهها و میراثفرهنگی ایران
نگهبانان میراث یک سرزمین
وب گردی
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر بیشتر
بیشترین نظر کاربران
بیانیه «کانون وکلای دادگستری استان سمنان» در مخالفت با اینترنت طبقاتی
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید