«پیام ما» با نگاهی به تاریخ فلسفه و نظریههای جامعهشناسی به تحلیل اجتماعی خودکشی میپردازد
شورش علیه خود یا امتداد رنج
۲۴ آبان ۱۴۰۴، ۱۸:۵۳
در طول تاریخ، «خودکشی» نهتنها یک کنش فردی بلکه مسئلهای عمیق در فلسفه و جامعهشناسی بوده است؛ از یونانیانی که جان انسان را امانت خدایان میدانستند تا فلاسفه مدرن که آن را انتخابی فردی در برابر رنج تفسیر کردند، به تعیین جایگاه اخلاقی آن پرداختهاند. با ورود جامعهشناسی، این پدیده از سطح تجربه شخصی به ساختارهای اجتماعی، بیهنجاری، پیوندهای انسانی و امید اجتماعی پیوند خورد و به ضرورتی برای فهم رابطه میان فرد، جامعه و فشارهای مدرن تبدیل شد.
«خودکشی» پدیدهای است که فهم آن از دیرباز مسئلهای عمیق برای فلسفه و جامعهشناسی بوده؛ از زمانی که «سقراط» معتقد بود انسان ملک خدایان بوده و بدون اجازه آنها حق ندارد جان خود را بستاند تا «آلبرکامو» که میگفت جهان پوچ است اما باید زیست نه اینکه خود را از بین برد، همواره «خودکشی» بخشی از گفتارهای خردمندان و فلاسفه را تشکیل میداد. بااینحال، از اواخر قرن نوزدهم «دورکیم» فهم اجتماعی و دلایل بروز خودکشی را وارد حوزه جامعهشناسی کرد.
انسان ملک خدا
فلاسفه یونان باستان «مرگ» را در نسبت با نظم جهان و وظیفه انسان میفهمیدند. بنابراین، خودکشی یا مرگ خودخواسته را نیز در این چارچوب میدیدند و تحلیل میکردند. «سقراط» و «افلاطون» خودکشی را نادرست میدانستند. از نظر پدران فلسفه یونان، انسان امانتی در دست خدایان است و پایاندادن به زندگی بدون دستور الهی روح را از مسیر طبیعی رشد دور میکند.
«ارسطو» نیز با این استدلال که انسان در برابر دولت و شهر وظایفی دارد، خودکشی را عملی ناعادلانه در حق جامعه میدانست. از سوی دیگر، رواقیان رویکردی بازتر نسبت به خودکشی داشتند و اختیار مرگ را بخشی از زندگی خردمندانه میدانستند. «سنکا» و دیگر رواقیان، مانند «زنون»، بر این اعتقاد بودند که چنانچه زندگی با فضیلت و آزادی سازگار نباشد، مرگ با آرامش میتواند تصمیمی عقلانی باشد.
«اپیکور» برخلاف رواقیان تنها در شرایطی خودکشی را قابلتأمل میدانست که درد و رنج مطلق باشد (بر لذت پیشی گیرد) و همچنین قابلکاهش نباشد. بااینحال نه او و نه سایر اپیکوریستها هرگز خودکشی را برای پایاندادن به رنج توصیه نمیکردند.
آنچه در دیدگاه فلاسفه باستان میتوان دید این است که آنها در پی تبیین خودکشی بهعنوان مسئلهای اخلاقی، هستیشناختی و اجتماعی بودند.
انتخابی فردی در برابر رنج یا نقض کرامت انسان؟
در فلسفه مدرن عقلانیت فردی، اخلاق سکولار و تجربه زیسته انسان جای نظم کیهانی و وظیفه انسان در برابر دولت و اجتماع را گرفت. «دیوید هیوم» نخستین متفکری بود که ممنوعیت اخلاقی خودکشی را به چالش کشید. پیش از هیوم، خودکشی تابوی مذهبی بود، اما او آن را برخلاف اراده خداوند نمیدانست؛ چراکه از نظر او همهچیز در طبیعت حتی خودکشی تابع قوانین است. هیوم خودکشی را در زمانی که ادامه زندگی با رنج همراه باشد، انتخابی منطقی میدانست.
در نقطه مقابل او، «امانوئل کانت» بهشدت با خودکشی مخالفت کرد. از نظر کانت، خودکشی استفاده از «خود» بهعنوان وسیله است و چون «خرد ناب» را نابود میکند، بنابراین نقض کرامت انسان است. «آرتور شوپنهاور» هم با وجود نگاه بدبینانهای که به جهان داشت، خودکشی را نقطه پایان رنج انسان نمیدانست. از نظر او، ریشه رنج در اراده انسان است که با مرگ فرد از بین نمیرود.
مکتب «اگزیستانسیالیسم» بود که خودکشی را به مسئلهای بنیادین و فردی در فلسفه تبدیل کرد. «سورن کییرکگور» خودکشی را پاسخی اشتباه به اضطراب و یأس وجودی میدانست. از نظر او، خودکشی از سر استیصال و عدم رابطه اصیل با خالق رخ میدهد. «نیچه» میان خودکشی ناشی از ضعف و «مرگِ خودخواسته» تمایز گذاشت، اولی را بهشدت نقد کرد و دومی را بهدلیل آگاهانه بودن آن پذیرفت.
«آلبرکامو» خودکشی را مسئله نخست فلسفه خواند و آن را نفی کرد؛ چراکه از نظر او با مرگ انسان پوچی از بین نمیرود و خودکشی صرفاً طغیانی در برابر این پوچی است. کامو معتقد بود انسان باید بدون امید نجات، اما با خلاقیت و شجاعت به زندگی ادامه دهد. «ژانپل سارتر» هم اگرچه خودکشی را یکی از اشکال آزادی انسان میدانست، بااینحال، هرگز آن را توصیه نکرد. در این میان تنها «میشل فوکو»، خودکشی را پدیدهای متأثر از سازوکارهای قدرت و کنترل اجتماعی میدانست و به تحلیل آن پرداخت.
خودکشی پدیدهای اجتماعی
براساس آنچه در دیدگاه این فلاسفه دیده میشود، دلیل اصلی خودکشی «رنج» است؛ وقتی انسان جوابی برای پایان آن ندارد، تصمیم به نابودی خود میگیرد. آنها صرفاً به همین موضوع اکتفا کردند و به تبیین اخلاقی بودن یا غیراخلاقی بودن خودکشی پرداختند. تنها فوکو وارد چرایی خودکشی بهعنوان یک پدیده ناشی از ساختارهای اجتماعی و سیاسی میشود؛ امری که دههها پیش از او، هموطن جامعهشناسش به آن پرداخت و تبیین جامعهشناختی خودکشی را آغاز کرد.
خودکشی بهعنوان یک پدیده اجتماعی و نه صرفاً کنشی فردی (بدون در نظر گرفتن جایگاه اخلاقی آن) برای نخستین بار از سوی «امیل دورکیم» مطرح و وارد نظریههای جامعهشناسی شد. در اواخر قرن نوزدهم اروپا شاهد تحولات بزرگ صنعتی، مهاجرت گسترده، فروپاشی ساختارهای سنتی و رشد فردگرایی بود که این امر با رشد خودکشی در کشورهایی مانند آلمان، فرانسه و دانمارک همراه شد. این موضوع نگرانی گستردهای را در میان دولتها و گروههای اجتماعی و سیاسی دامن زده بود.
در آن زمان کلیسا، بهعنوان نهادی دینی، و نظامهای قضائی خودکشی را جرم میدانستند. بااینحال، تبیینی علمی از چرایی خودکشی رخ نداده بود.
دورکیم با بررسی نظاممند این پدیده در کتاب «خودکشی» که در سال ۱۸۹۷ منتشر شد، نشان داد افزایش نرخ خودکشی صرفاً تابع شرایط روانی و فردی افراد نیست، بلکه تحتتأثیر «سطح انسجام اجتماعی» و «میزان نظم اجتماعی» قرار دارد. او چهار نوع خودکشی و دلایل آنها را از هم تمییز داد؛ خودکشی «خودخواهانه» بهدلیل کاهش پیوندهای اجتماعی، خودکشی «دگرخواهانه» در جهت فدا شدن برای گروه خود، خودکشی «آنومیک» بهدلایل بیهنجاری و بحرانهای اقتصادی و اجتماعی و درنهایت خودکشی «جبری» بهدلیل فشارهای شدید ساختاری انواع خودکشی بودند که ساختارهای اجتماعی افراد را وادار به انجام آن میکردند.
خودکشی پس از دورکیم
پس از دورکیم، جامعهشناسان تمرکز خود بر خودکشی را ادامه دادند. پژوهشگران ساختارگرا سعی کردند دیدگاه او را تکمیل کنند و برخی مسیرهای متفاوتی را در اصلاح یا مخالفت با دورکیم پیمودند. جامعهشناسانی مانند «جیمز گیبس» و «والتر مارتین» تلاش کردند نظریه دورکیم را با روشهای آماری دقیقتر کنند و نشان دهند میزان ادغام اجتماعی، نظم اجتماعی، طبقه اقتصادی، بیکاری و تحولات کلان همچنان مهمترین متغیرهای تعیینکننده در نرخ خودکشی هستند.
«هنری تری» و «ماری تری» با دادههای اجتماعی موجود در سده بیستم نشان دادند تغییرات صنعتی، مهاجرت از روستا به شهر، افزایش طلاق و تضعیف خانواده همان الگوهای ساختاری مورد نظر دورکیم برای خودکشی را بازتولید میکند. همچنین، پژوهشگران دیگری مانند «رابرت فاریس» و «وارن دانهام» با مطالعه شهرهای بزرگ نشان دادند بیهنجاری و گسست اجتماعی در محلات فقیرنشین با نرخ بالاتر خودکشی رابطه مستقیم دارد.
در برابر جامعهشناسان ساختارگرا گروهی از پژوهشگران ضمن نقد دورکیم دوباره «فرد» و نه جامعه و ساختارهای اجتماعی را در مرکز تحلیلهای جامعه شناختی خودکشی قرار دادند. «جک داگلاس» چنین استدلال کرد که دستهبندیهای رسمی در رابطه با خودکشی، معنای زندگی و تجربه واقعی افراد را منعکس نمیکنند. بهگفته او، خودکشی تنها وقتی که بتوانیم معنای عمل فرد را بشناسیم، قابلفهم است. برهمین اساس، جامعهشناس باید به بررسی روایتها، متون، یادداشتها و گفتوگو با نزدیکان فرد برود.
این گروه از جامعهشناسان خودکشی را کنشی معنادار تلقی کرده و بر این باور بودند که عوامل عاطفی، روابط نزدیک، شکستهای شخصی، معنای رنج و وضعیت ذهنی فرد نقش تعیینکننده دارد. در این نگاه، ساختار اجتماعی کاملاً حذف نمیشود، اما «فردیت»، «معنا» و «انگیزه» محور اصلی تحلیل است.
گروه سومی از جامعهشناسان مانند «رابرت مرتن» تلاش کردند شکاف میان فرد و ساختارهای اجتماعی را در تحلیلهای جامعهشناختی رفع کنند و به تلفیق هر دو دیدگاه پرداختند. مرتن نشان داد فشار ساختاری ناشی از ناتوانی رسیدن به اهداف فرهنگی جامعه، افراد را در موقعیتی قرار میدهد که خودکشی یکی از واکنشهای ممکن به آن است. «جی ژانگ» در «فشار خودکشی» با استفاده از رویکرد کلی نظریههای «محرومیت نسبی» نیز توضیح داد حتی در شرایط توسعهیافته، احساس نابرابری و بیعدالتی میتواند افراد را بهسمت خودتخریبی سوق دهد.
از سوی دیگر، پژوهش شبکههای اجتماعی نشان داد فقدان روابط نزدیک، تنهایی، گسست عاطفی و فقدان حمایت اجتماعی، در کنار فشارهای ساختاری، میتواند خطر خودکشی را افزایش دهد. در این رویکرد، فرد و ساختار بهصورت همزمان دیده شده است و عمل خودکشی بهعنوان نتیجه تعامل میان فشارهای بیرونی و تفسیرهای درونی فرد از موقعیت خود تبیین میشود.
امید اجتماعی و خودکشی در جهان مدرن
«امید اجتماعی» یک مفهوم جدید است که جای خود را در تحلیلهای مرتبط با خودکشی باز کرده. این مفهوم بر باورهای فرد به امکان تغییر، بهبود شرایط و چشمانداز آینده تمرکز میکند. بنابر استدلال «چارلز اسنایدر» وقتی امید اجتماعی کاهش پیدا میکند، احساس «بنبست جمعی و فردی» شکل میگیرد و فشارهای ساختاری حتی کوچک هم میتواند به بحران برای فرد تبدیل شود. امید اجتماعی، ساختار و فرد را به هم وصل میکند. بر این اساس، هرچه امید کمتر میشود، فرد فشارهای ساختاری را شدیدتر تجربه میکند و احتمال حرکت او بهسمت رفتارهای خودآسیبرسان افزایش مییابد.
تمامی این دیدگاه نشان میدهد ساختارهای اجتماعی وقتی بر فرد فشارهای مضاعف تحمیل میکند، امید برای تغییر کاهش مییابد، تنهایی و فقدان روابط فردی و میان فردی میتواند معنای زندگی را هدف قرار داده و افراد را بهسوی خود تخریبی و نابودی بکشاند و در واقع، برای فهم خودکشی باید تمامی این موارد را شناسایی کرد.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
مرور ابعاد ۲هزار ساعت قطعی اینترنت از نگاه فعالان حقوق کودکان
قطع اینترنت با کودکان چه کرد؟
والدین، روانشناسها و معلمها؛ همه نگران دانشآموزانیاند که چندین ماه است در خانه ماندهاند
درس و ترس
روستا زنده است اگر بگذاریم
جامعهشناسان از آسیبهای بیجاشدگی ۱۶۰۰ زن سرپرست خانوار بر اثر تخریب خانههایشان میگویند
خانه که رفت، تابآوری فرسوده شد
یادداشت روزنامه دنیای اقتصاد
پرسشی در انتظار پاسخ؛ مهاجرت سرمایه انسانی و چالش مسیر توسعه ایران
نگاهی به وضعیت روانی جامعه در روزهای نگرانی از آغاز دوباره جنگ
زخمهایی که خبر نمیشوند
تأکید بر نقش شهروندان در حل مسائل، در نشست «مؤسسه رحمان»
مطالبهگــــری کِی به نتیجه میرسد؟
واکنش به اطلاعیه اخیر سازمان تأمین اجتماعی
ابهام در افزایش حق مسکن بازنشستگان تأمین اجتماعی
بازسازی یا بازتولید شکنندگی؟
اسنپچت، یوتیوب و تیکتاک شکایت مربوط به آسیب به دانشآموزان را به طور توافقی حلوفصل کردند
نبرد حقوقی با شبکههای اجتماعی
وب گردی
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر بیشتر
بیشترین نظر کاربران
بیانیه «کانون وکلای دادگستری استان سمنان» در مخالفت با اینترنت طبقاتی
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید