رونمایی از فرش ویژه سفیر سوئیس در موزه فرش تهران

داستان فرش نادین





داستان فرش نادین

۲۵ تیر ۱۴۰۴، ۱۵:۵۹

سه روز قبل از آتش‌افروزی‌ها در تهران و شروع جنگ دوازده‌روزه، موزه فرش همایش روز ملی فرش دستباف ایرانی را برگزار کرد. مهمانان و سفرا از کشورهای مختلف در سالن آمفی‌تئاتر موزه آمده بودند تا درباره فرش ایرانی، تاریخچه و زیبایی‌های پنهان و آشکار آن بگویند و بشنوند. مهمان ویژه این رویداد، «نادین لوزانو»، سفیر سوئیس در تهران، بود. او پس از پخش مستندی کوتاه درباره «فرش نادین» درباره احساسش نسبت به فرش ایرانی و تجربه‌ای که در مواجهه با آن داشت، گفت. از علاقه‌اش به آشنایی با فرهنگ مردم ایران، صنایع‌دستی و موسیقی گفت و فرش ایرانی را سفیر این فرهنگ غنی دانست. از سفرش به دیار مغان و ملاقات با مینا گفت، زن عشایری که یک سال روی بافت فرش نادین کار کرده بود تا نادین آن را به‌عنوان یادگاری ارزشمند از دوران مأموریتش در ایران با خود ببرد. او گفت این فرش برای او نمایانگر استعداد بی‌نظیر ایرانی‌هاست. اما «فرش نادین» چه قصه‌ای دارد؟ این سؤالی است که «علی بردبار» در گفت‌وگو با «پیام ما» به آن پاسخ می‌دهد. بردبار سال‌هاست که با همراهی برادرش در حوزه فرش ایرانی فعالیت دارد. نگاه متفاوت او به فرش ایرانی و گره‌زدن قصه فرش به روایت و قصه آدم‌ها باعث شده است فصلی جدید برای فرش ایرانی رقم بخورد. روایت خلق فرش نادین از زبان او شنیدنی است.

کارشناس فرش است، اهل شیراز و ساکن اصفهان، می‌گوید داستان او و برادرش با قالی ایرانی در نقش جهان آغاز شده است. «علی بردبار» معتقد است قالی را عشق می‌بافد و حس آدم‌ها باید با قالی گره بخورد تا فرش ایرانی تبدیل به یک اثر هنری ماندگار شود و تأکید دارد که تابه‌حال هیچ قالی‌ای را بدون درک این حس در مخاطب فرش ندیده است. او و برادرش «حسین بردبار» سال‌ها در زمینه فرش فعالیت می‌کنند، اما نگاهشان به روح فرش ایرانی باعث شده تجربه‌های نابی پیدا کنند و دامنه تجربه‌شان فراتر از مرزها رود. او قصه آدم‌ها را تبدیل به نقشه فرش می‌کند و آنها را به بافنده‌ها می‌دهد؛ بافنده‌هایی که با وسواس انتخابشان می‌کند، چون معتقد است هر بافنده‌ای نمی‌تواند روحی که در نقش قالی و قصه آن جاری است به دار قالی منتقل کند و فرشی ببافد که هر بیننده‌ای را تحت‌تأثیر قرار دهد. او که در مناطق روستایی و عشایری به کارآفرینی هم فکر می‌کند؛ می‌گوید تابه‌حال بالغ‌بر ۶۰ پروژه را با این نگاه و رویکرد طراحی و اجرا کرده که بعضی از آنها هنوز تمام نشده، اما داستان «فرش نادین» به پایان رسیده است.


داستان فرش نادین

نادین با ذوق کلاف نخ سبز را از پاتیل رنگرزی بیرون می‌کشد و کنار صورت می‌گیرد. نخ‌های زمینه به رنگ چشمان سبز نادین است: «من و حمید و نادین و همسر و بچه‌هایش سر پاتیل رنگ بودیم. نادین از من پرسید به‌نظرت چه رنگی بهتر است؟ گفتم سبز چشمانت بهترین رنگ است. ذوق‌زده شد و خیلی استقبال کرد. حالا رنگ زمینه قالی رنگ چشمان نادین است. رنگ همان چشمانی که با مهر به زیبایی هنر قالی ایران نگاه می‌کرد، حالا رنگ زمینه قالی ایرانی شده.» در نمای بعدی نادین پای دار قالی نشسته، گره می‌زند، مینا کمکش می‌کند تا گره را یاد بگیرد. دوربین می‌چرخد حالا نادین به تماشا ایستاده و پسرش گره فرش ایرانی را از مینا یاد می‌گیرد. در پایان، دستان نادین روی تن فرش می‌لغزد. فرشی که یک فرش معمولی نیست. این فرش «فرش نادین» است. بخشی از جهان‌بینی او و گوشه‌ای از دنیای شخصی‌اش در آن نقش بسته. همان چیزی که بردبار به‌دنبال آن است؛ فرش ایرانی که با داستان آدم‌ها گره بخورد. هنری کهن که شخصی‌سازی شود و در کنار تمام معنا و مفهوم عمیقش، برای دنیای شخصی آد‌م‌ها هم معنایی مستقل داشته باشد.

«نادین لوزانو»، سفیر سوئیس در تهران، می‌‌خواست وقتی مأموریتش در ایران به اتمام می‌رسد، با خود یادگاری به‌همراه ببرد، اما هیچ‌چیز راضی‌اش نمی‌کرد جز فرش، فرشی مخصوص خودش.

 «روزی که من به نادین و سفارت سوئیس معرفی شدم، در چشمان نادین این خیال را دیدم. می‌دانستم حس متفاوتی به فرش ایرانی دارد. گفتم برو تمام قالی‌های ایران را بررسی کن، بعد از مدتی تو را به یک سفر می‌برم. یک‌بار همراه من به اصفهان آمد. در این فاصله به شهرهای مختلف رفته بود و قالی‌ها را بررسی کرده بود، حتی چند عکس هم از قالی‌ها برای من فرستاد. بعد از آن بود که با نادین در روز تولد پنجاه‌‌سالگی‌اش به دیار مغان رفتیم.» این‌ها را علی بردبار می‌گوید. مردی که عاشق روح فرش‌هاست و مسئول طراحی این فرش.

قرار نبود فرش نادین شبیه فرش‌های دیگری باشد که تابه‌حال بافته شده، قرار بود این فرش قصه نادین را روایت کند: «نادین عاشق اژدهاست. می‌خواستم چیزی که می‌خواهد و دوست دارد، در طرح قالی قرار گیرد. چون قرار است نادین سال‌ها با این فرش زندگی کند. اما درعین‌حال سعی کردم اصالت قالی ایرانی را هم در نقشه فرش در نظر بگیرم.» فرش نادین در مکتب هریس بافته شده، در یک خانه عشایری، به‌دست یک زن عشایر به اسم «مینا». نقشش را علی بردبار طراحی کرده، طرح کلی فرش نقش یک شیر در میانه و اژدهایی در اطراف و چهار سرو در چهار گوشه آن است: «اژدهایی که در نقش قالی قرار دارد، اژدهایی است که من درون نادین دیدم. نمادی از راهی که طی کرده و منطقه‌ای که در آن متولد شده است. رنگ وسط قالی رنگ‌های پرچم سوئیس است و چهار سرو شیراز در چهار گوشه فرش، هر کدام نماد یک شخص در زندگی نادین است. طرح شیر همان شیری است که نادین دوست داشت، ساده و آزاد.» اما مهمترین نکته این نقشه: «این قالی حاشیه‌ای ندارد. آزاد و رهاست.»  

همین چند وقت پیش علی فرش نادین را در سفارت به او و خانواده‌اش تحویل داده است. مأموریت نادین در ایران به پایان رسیده و قرار است او به‌زودی به کشور دیگری برود و سفیر سوئیس باشد: «دختر و پسر نادین عاشقانه این قالی را دوست دارند. شبی که قالی را تحویلشان دادم، پسرش گفت این قالی برای ما خیلی ارزشمند است. اگر روزی مادرمان را هم از دست بدهیم، باز این قالی او را برای ما زنده نگه می‌دارد.» علی از اطلاعات فنی قالی هم می‌گوید، از اینکه روی نقش و تمام اجزای آن مدت‌ها فکر کرده و برای تهیه رنگ‌ها وسواس خاصی داشته تا رنگ‌ها هم اصیل باشند و هم طبیعی؛ نیل و اسپرک و گیاهان دیگر همه دست به دست دادند تا رقص نقش و رنگ روی قالی نادین ماندگار شود.

مستند جایی تمام می‌شود که انگشتان نادین نامش را روی قالی لمس می‌کند، اما روایت بردبار از این قاب: «همه نبض‌هایی که در مراحل بافت قالی وجود داشت، زیر دست نادین حس می‌شد. نادین سر قالی گریه کرد. همان لحظه به او گفتم من آن زیبایی مطلقی که می‌خواستم در این قالی ببینم را دیدم و از او تشکر کردم. در قابی که در انتهای مستند می‌بینید، ساعت امگای سوئیسی در دست نادین است که ارزشمند است، در کنار قالی ایرانی که بسیار ارزشمند است و نبضی که نادین با انگشتش روی تن قالی حس می‌کند.» تنها نشان مجموعه هنری بردبار حرف «ب» است که در بخشی از قالی نقش بسته: «کار ما به‌نوعی دیپلماسی هنری است. در تمام آن قالی نامی از من به‌عنوان طراح و مجری پروژه نیست. فقط یک «ب» می‌بینید که «ب» میرعماد است در بسم الله الرحمن الرحیم.» بردبار می‌گوید نادین وقتی فرش را تحویل گرفته، به او از امید گفته، از نور در زندگی و حس خوبی که این قالی به او منتقل می‌کند: «نادین زن بسیار قوی‌ای است. عاشق ایران است و هر کجا نیاز باشد در کشورش و یا هر فضای بین‌المللی دیگر از ایران دفاع می‌کند. خیلی هم ناراحت است که قرار است از ایران برود. بارها گفته که باز هم به ایران سفر خواهد کرد.» و حالا او یک یادگار اصیل از ایران با خود دارد: قالی ایرانی که روایت نادین را نقل می‌کند.


قالی را عشق می‌بافد

مینا یک زن شاهسون است در دیار مغان، کسی که قالی نادین را بافته و به او و فرزندانش گره‌زدن فرش را یاد داده است: «نادین و بچه‌ها گره را یاد گرفتند و هر کدام یک گره در قالی دارند. زمانی که نادین آمد گره بزند، دستش لرزید، مینا دستش را گرفت و آرامَش کرد. در آن مقطع نادین تحت یک استرس و فشار کاری شدید بود. گفتم نادین باید رهای رها باشی؛ این دختر عشایر را ببین، مینا آزاد و رهاست.» بردبار از روحیه مینا می‌گوید و سرسختی‌اش در زندگی: «مینا زن خاصی است، یک زن تمام‌عیار. خانه‌ای را که در آن زندگی می‌کنند، خودش ساخته. سه فرزند دارد. گوسفندها را به چرا می‌برد، خانه را اداره می‌کند و شخصیت خاصی دارد. این فرش را نمی‌شد به هر بافنده‌ای سفارش داد. باید مینا این قالی را می‌بافت.» بردبار درباره نگاهش به فرش ایرانی می‌گوید، به اینکه قالی تنها نخ و دار و نقش نیست: «ممکن است یک نقش را به دو بافنده سفارش دهی، اما دو قالی متفاوت با دو حس متفاوت تحویل بگیری. قالی را عشق می‌بافد. قالی را فقط عشق تبدیل به یک اثر هنری می‌کند که ممکن است هزار سال بماند. برای این ماندگاری یک عشق و حس عمیق لازم است.» او معتقد است هر قالی، موسیقی خاص خود را دارد. از زمانی که بافنده اولین گره را می‌زند تا وقتی که چله‌بُری می‌کند، هر مرحله‌ای که در بافت قالی وجود دارد، موسیقی خاص خود را دارد. 


شگفتی در میان قالی‌های چندصدساله

نادین فرش ایرانی را درک کرده است. شاید اطلاعات فنی درباره آن کمتر داشته باشد، اما حس و روح آن را به‌خوبی بلد است. شاهد ادعا هم واکنشی است که او در مواجهه با فرش‌های چندصدساله موزه فرش دارد. با او در کنار فرش‌های صفوی و قاجاری موزه فرش قدم می‌زنیم و همراهان کلیاتی درباره فرش‌ها از طرح و رنگ و نقش به او می‌گویند، او اما در سکوتی عمیق به نقش‌ها خیره می‌شود و با دقت اجزای آن را از نظر می‌گذراند و گاهی با صدای بلند شگفتی‌اش را بروز می‌دهد. نادین معتقد است: «فرش‌ ایرانی، تاریخی غنی‌ دارد و جوهره فرهنگ و هویت ایرانی است. به‌خوبی می‌شود عمق پربار تاریخ را در این فرش‌ها دید.» در طول بازدیدش از موزه فرش چندبار تکرار می‌کند: «این موزه واقعاً گنجینه‌ای از شاهکارهاست.» از او می‌پرسم وقتی نخستین‌بار با فرش ایرانی مواجه شد، چه احساسی داشت؟ سفیر سوئیس می‌گوید: «از پیچیدگی طرح‌ها، حجم عظیم کار، دقت و ظرافت بافت کاملاً شگفت‌زده شدم. اگر به فرش ایرانی نگاه کنید، شاید نتوانید تصور کنید که چقدر برای تهیه آن تلاش شده. اما وقتی از نزدیک مراحل تولید و بافت آن را می‌بینید، متوجه می‌شوید که بافنده گره‌ها را یکی‌یکی می‌زند، با حرکتی روان و مواج، انگار از این دنیا جداست و یک حس ماورایی دارد.» او تجربه نابی از بافت فرش هم در جریان خلق فرش نادین داشته، درباره حسی که هنگام گره زدن و نشستن پای دار قالی داشته، می‌گوید: «وقتی بافت فرش را تجربه ‌کردم، حس کردم با آن یکی شده‌ام. با هر گره انگار پیکر فرش را می‌ساختیم. یک پروسه طبیعی و زنده. وقتی غرق بافتن می‌شوی، احساس می‌کنی هیچ‌چیز جز آن فرش وجود ندارد و این یک تجربه فوق‌العاده است.» نادین سه سال پیش که ساکن سفارت سوئیس در تهران شد، به سوغاتی که قرار است با خود ببرد، فکر نمی‌کرد. حالا اما او یک فرش ایرانی دارد که متعلق به خود اوست. فرشی که شاید تا قرن‌ها داستان نادین را روایت کند و خاطرات مأموریتش در ایران را زنده نگه دارد.  

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

شهرک‌سازی در عرصه شهر قدیم جیرفت

«پیام ما» در گفت‌وگو با عضو هیئت علمی گروه باستان‌شناسی دانشگاه جیرفت شهرک‌سازی در عرصه تاریخی این منطقه را بررسی کرد

شهرک‌سازی در عرصه شهر قدیم جیرفت

میراث کهن مدیریت آب در مسیر زوال

کاهش قنوات فعال در استان مرکزی؛

میراث کهن مدیریت آب در مسیر زوال

مشهد نامزد «پایتخت گردشگری کشورهای اسلامی» در سال ۲۰۳۰ شد

مشهد نامزد «پایتخت گردشگری کشورهای اسلامی» در سال ۲۰۳۰ شد

بسته‌های حمایتی برای فعالان گردشگری به‌زودی اعلام می‌شود

وزیر میراث‌فرهنگی خبر داد

بسته‌های حمایتی برای فعالان گردشگری به‌زودی اعلام می‌شود

هجوم «بوشکرفترها» به غارهای باستانی زاگرس؛ خطر تخریب میراث پارینه‌سنگی

هشدار یک باستان‌شناس درباره تهدید غارهای تاریخی

هجوم «بوشکرفترها» به غارهای باستانی زاگرس؛ خطر تخریب میراث پارینه‌سنگی

دیپلماسی شهری در دفاع از میراث جهانــــی

«پیام ما» کارکرد روابط خواهرخواندگی در حفاظت از میراث اصفهان را بررسی کرد

دیپلماسی شهری در دفاع از میراث جهانــــی

موزه شهدای مدرسه میناب باید به یک جریان فرهنگی جهانی تبدیل شود

موزه شهدای مدرسه میناب باید به یک جریان فرهنگی جهانی تبدیل شود

گیسوم در آستانه ورود به فهرست روستاهای جهانی

گیسوم در آستانه ورود به فهرست روستاهای جهانی

رفع موانع اجرایی ۱۷۷ طرح سرمایه‌گذاری گردشگری با استفاده از ظرفیت ستاد تسهیل

وزارت میراث‌فرهنگی اعلام کرد

رفع موانع اجرایی ۱۷۷ طرح سرمایه‌گذاری گردشگری با استفاده از ظرفیت ستاد تسهیل

تپه فردیس قرچک در آستانه فرسایش خاموش

تپه فردیس قرچک در آستانه فرسایش خاموش

بیشترین نظر کاربران

گنج‌یابی در سایه جنگ

گنج‌یابی در سایه جنگ