«پیام ما» از حال‌وهوای نصف جهان در روزهای جنگ گزارش می‌دهد

خانه،‌ پناهگاه اصفهانی‌‌ها





خانه،‌ پناهگاه اصفهانی‌‌ها

۱ تیر ۱۴۰۴، ۲۳:۱۰

«از خانه بیرون نمی‌روم؛ نه که دلم نخواهد، قبل از این سروصداها بیشتر وقت‌ها بیرون از خانه بودم.‌ به‌ندرت دوستانم را می‌بینم. هوا تاریک‌نشده در خانه‌ام.» اینها صحبت‌های «شروین» 13ساله ساکن اصفهان است. او تنها ساکن این شهر نیست که خانه‌نشین شده، بسیاری از نوجوانان اصفهانی این روزها را بیشتر در خانه‌اند، همچنان که بزرگسالان پس از انجام کارشان به‌سرعت به خانه برمی‌گردند. «مرجان» یکی دیگر از اهالی این شهر است که از شب‌های تاریک و ترسناک شهر می‌گوید و بلافاصله اضافه می‌کند «می‌دانم تهران اوضاع شما بدتر است.»

خانه «فاطمه» و خانواده‌اش به انرژی اتمی‌ نزدیک است.‌ همین موضوع باعث شده تا بی‌خوابی‌هایش نسبت به ساکنان سایر بخش‌های شهر بیشتر باشد. «شب‌های اول خیلی می‌ترسیدم. در روزهای اول جنگ شب‌ها خانه خودمان نمی‌خوابیدیم، اما ازآنجاکه وضعیت نامشخص است، تصمیم گرفتیم به خانه برگردیم.»
آن روز که با فاطمه صحبت کردم‌، هنوز حملات شبانه به اصفهان شروع نشده بود.‌ در هنگام نوشتن این گزارش اما ساعت 12 ظهر ‌هاله‌ای از دود بخشی از شهر را فراگرفته است؛ همان شهری که پیترو دلاواله، جهانگرد ایتالیایی قرن هجدهم، درباره‌اش گفته بود «هیچ شهری را در جهان ندیده‌ام که چنین هماهنگی و زیبایی در خیابان‌هایش باشد. اصفهان مرا مبهوت کرد.» فاطمه آن روز از این گفت که روزها اصفهان آرام است، اما شب‌ها از ساعت ۷-۸ شب صدای پدافند و انفجار بخشی از شهر را برای ساعاتی پر می‌کند. «جمعه‌شب، یعنی 30 خرداد، حمله شدیدی از ساعت یک تا ۵ صبح داشتیم. شنیدم مناطق مختلف را زده‌اند.»
به‌گفته این شهروند ساکن اصفهان، کارکنان شرکت‌ها و ادارت خصوصی این روزها نگرانند؛ ‌اینکه کارفرمایان توان پرداخت حقوق را دارند یا نه. «شرکت ما کاملاً به اینترنت وابسته است و هرگونه اختلالی کار ما را با چالش جدی مواجه می‌کند.» فاطمه از این می‌گوید که گرچه موج حمله به‌ویژه آنچه جمعه‌شب اتفاق افتاد، ترس به دل خیلی‌ها انداخته، اما همچنان کارها در جریان است؛‌ چه در بخش دولتی‌ و چه در بخش خصوصی. «مردم در تمام محله‌ها و نقاط اصفهان درگیر جنگ نشده‌اند و برخی مناطق بیشتر تحت‌تأثیر آن قرار دارند.»
نگرانی این شهروند ساکن اصفهان مشخص نبودن چشم‌انداز آتی است. «امیدوارم راه‌حلی پیدا شود؛ زیرا تداوم این وضعیت به مشاغل آسیب می‌زند. در کنار آن ما از مسئولان انتظار داریم درباره آسیب‌های احتمالی نیروگاهی که به خانه ما نزدیک است، اطلاع‌رسانی بیشتری داشته باشند تا مردم اطمینان‌خاطر داشته باشند.»

شب‌ها در خانه‌ایم
مرجان خانه‌دار است و خانه‌شان در جنوب اصفهان در محله جلفا است. او از خلوتی خیابان‌های اصفهان در شب‌ها می‌گوید. «اغلب خانواده‌ها دور هم جمع می‌شوند و ترجیحشان این است که در هنگام تاریک شدن هوا در خانه نباشند.» اطراف خانه مرجان هم چند منطقه نظامی ‌است و همین موضوع باعث شده شب‌ها خواب راحتی نداشته باشد. «اینجا صداها از ساعت ۲ نیمه‌شب به‌بعد شروع می‌شود. اندکی بعد صداها متوقف و دوباره شروع می‌شود و این وضعیت تا ۴ و نیم صبح ادامه دارد. البته می‌دانم در تهران اوضاع شما از ما بدتر است.»
به‌گفته مرجان، ساکنان این محله همه در یک مقوله مشترک‌اند: «استرس». آنها درعین‌حال چشم‌اندازی از پایان این وضعیت ندارند و همین موضوع باعث شده است نتوانند تصمیمی ‌برای خروج از شهر بگیرند. «اگر می‌دانستیم یک هفته یا دو هفته است، به جای دیگری می‌رفتیم؛ اما وقتی نمی‌دانیم چقدر قرار است طول بکشد، ترجیح می‌دهیم در خانه باشیم.»
مرجان همانند فاطمه جمعه‌شب را خوب به خاطر دارد،‌ همان شبی که سروصداها از اصفهان فراتر رفت و حتی به دولت‌آباد که خانه مادرش در آنجاست، رسید.

بی‌خوابی حکایت این روزها
شروین 13ساله روزهای اول خیلی می‌ترسید،‌ استرس شدیدی را تحمل می‌کرد، حالش بد می‌شد و فشارش می‌افتاد. حالا اندکی بهتر است. «ساعت 8 شب شروع می‌کنند‌، وقتی پدر و مادرم بیدارند، اوضاع بهتر است؛ اما نیمه‌شب که با صدای زیاد بیدار می‌شوم، برایم خیلی سخت است.»
شروین هنوز شب اول را به یاد دارد؛‌ همان شبی که خانه به لرزه درآمد. این نوجوان اصفهانی از همان اولین انفجار تا امروز که این گزارش نوشته می‌شود، بیشتر وقت‌ها در خانه است. «الان دیگر بیرون نمی‌روم،‌ کلاس‌های تابستانی‌ام هم لغو شده‌اند. بعد از چند روز ماندن در اتاقم،‌ با چند نفر از دوستانم در حوالی خانه قرار گذاشتم. ساعت 8 دوباره صداهای وحشتناکی آمد و سریع به خانه برگشتم.»
این حکایت تنها مربوط به شروین نیست. دوستان دیگرش هم همین وضعیت را دارند. «یکی از دوستانم می‌گوید شب‌ها تا صبح بیدار است. ساعت 5 صبح که صداها تمام می‌شود، تازه می‌تواند بخوابد.»
«محسن» و همسرش هر دو بازنشسته‌اند و ساکن شهرک بهارستان. آنها هم خواب شبانه‌ ندارند و دل‌نگران دخترشان در کرج هستند. «شب‌ها تا صبح بیدارم،‌ درست نمی‌توانم بخوابم.»
محسن فضای شهر اصفهان در روز را عادی می‌‌داند. مردم سر در کار خود دارند و به ادارات و شرکت‌ها می‌روند، اما شب‌ها شهر سوت‌وکور است. اصفهانی‌ها شب را در کنار هم هستند، با هم درباره اوضاع حرف می‌زنند و اینکه چه اتفاقی خواهد افتاد.
این گزارش روایت چند نفر از ساکنان اصفهان است.‌ در سایر شهرهایی که این روزها گرفتار موج حملات اسرائیل هستند نیز وضعیت مشابه است؛ از اهواز گرفته تا تبریز. البته این دو شهر اخیر روزها هم بارها موج انفجارها را تجربه کرده‌اند،‌ همچنان که ساکنان تهران چنین تجربه‌ای را داشته‌اند. «پیام ما» در گزارش‌های دیگری به حال‌وهوای این شهرها می‌پردازد و درباره مردمی می‌نویسد که شب‌وروزشان با صدای پدافند و انفجار آمیخته شده است.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

شیما

دو سه روز اخر اصفهان بودم هیچ خبری نبود
باباخانی کمتر دروغ بگو
یدونه گزارش درست و نزدیک به حقیقت ازت چاپ نشده
دوزاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

شکاف دستمزدها در دانشگاه

شکاف دستمزدها در دانشگاه