برزخی به وسعت یک شهر
۲۷ خرداد ۱۴۰۴، ۲۱:۲۳
در یک لحظه باید عصاره زندگیات را در یک کولهپشتی و چمدان جادهی و با تمام دلبستگیهایت خداحافظی کنی و راهی ناکجاآبادی شوی که جنگ برایت ساخته است. رئیسجمهور آمریکا در پیامهای نگرانکننده مدام تأکید میکند مردم تهران را ترک کنند. اسرائیل بر این تأکید مهر تایید میزند و تهرانیها راهی جادههای پرترافیک و پمپ بزنیهای پر ازدحام میشوند تا تهران را به مقصدی معلوم یا نامعلوم ترک کنند. این اما تمام ماجرا نیست. آدمها قبل از اینکه پا در راه بگذارند، در خانه برای رفتن و ماندن، برای گرفتن تصمیمی از سر جبر، با خود جدل دارند. نمیدانند جنگ قرار است چقدر طول بکشد. نمیدانند سرنوشت خانهشان چه خواهد شد. کی به خانه بر میگردند. وقتی برگردند چه بر سر خانه آمده است. هیچ چیز نمیدانند. فقط میدانند که دشمن گفته باید بروند، به کجا؟ مهم نیست. جنون جنگ چیزی از این دغدغههای انسانی نمیداند.
هنوز کسی نمیداند از 1۴ میلیون تهرانی، چند نفر در این چند روز شهر را ترک کردهاند. شبها برای تسلی خاطر میشود کنار پنجره ایستاد و تعداد پنجرههای روشن را شمرد و دل خوش کرد که «هنوز همه نرفتهاند» اما صبح که میشود و پا به خیابانهای خلوت میگذاری یا وقتی تلفن پشت تلفن ترغیبت میکند به رفتن، باز پاهایت ساز دیگری میزنند و قلبت ساز متفاوتی. باز برزخ پیش چشمت هویداست و تردید به جانت چنگ میزند.
رفتن از تهران یک تصمیم است. اما اگر یک نفر باشی گرفتن این تصمیم راحتتر است. یا میمانی و پای ماندنت و تصمیمت میایستی، یا میروی و تمام تلاشت را میکنی که به پشت سر نگاه نکنی. اما وقتی پدر با تمام نیازش به داروهای حیاتی گوشه خانه چشم به صفحه تلویزیون دوخته و نمیتوانی بفهمی در ذهنش چه میگذرد و مادر ظاهرا سرش گرم پخت و پز است اما خوب میدانی که دلش آشوب است و تو نمیتوانی به جای همه آنها تصمیم بگیری که بمانید یا بروید، دنیا برزخ زجر آوری میشود.
در تهران خانههای زیادی این وضعیت را دارند. خانههایی که برزخاند. آنها که تکلیفشان با رفتن روشن بود همان روز و ساعات اول دل زدند به آن ترافیک چند کیلومتری تهران، اما آنها که ماندند یا مقصدی نداشتند یا تصمیمشان به ماندن بود. جنگ روانی اما کار خود را کرده است. بسیاری از کسانی که در موج دوم خروج از تهران در ترافیک مسیرهای خروجی ماندهاند، هنوز برای انتخاب مقصد تردید دارند، فقط رفتهاند که جانشان را نجات دهند. نمیدانند قرار است به کجا بروند.
مردها دغدغه تامین بنزین دارند. مردها دغدغه پیدا کردن دارو دارند. مردها دغدغه تامین امنیت خانوادهشان را دارند. مردها کم حرف میزنند و ترجیعبند همان حرفهای معدودشان این است که: «مسئولیت جان این خانواده با من است.» زنها نگران فرزندانشان و آیندهشان هستند. زنها به آسایش خانواده فکر میکنند. به اینکه عاقبت این خانه چه میشود. به خون دلی که برای گوشه گوشه این خانه کشیدهاند فکر میکنند. به خاطرات پشت هر کدام از خرد و ریزهای خانه، به تمام اتفاقاتی که در خانه افتاده از تولد بچهها تا عروسیشان، از راه رفتن نوهها، زنها کمتر حرف میزنند و بیشتر به گوشهای خیره میشوند.
تهران دیگر امن نیست. این را همه میدانند. اما همه نمیتوانند آنرا ترک کنند. هر کس دلیلی دارد برای ماندن. هر کس دلیلی دارد برای رفتن. اما چه بمانی و چه نه، تهران دیگر امن نیست. و این تمام ماجراست. ماجرایی که پایانش نامعلوم است. و شاید این آخرین پیام باشد.
برچسب ها:
آمریکا، اسرائیل، تهران، جنگ، رئیسجمهور
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
دخالتهای پرورشی عامل تعیینکننده سرنوشت جنگلها
از گاوآهن فولادی تا کشاورزی دقیق
خاک که زنده بماند
صنایعدستی میتواند زمین را نجات دهد
مردم از چه چیزی میترسند؟ جنگ یا آینده؟
پوستاندازی مد پایدار زیر فشار
پارک پردیســـــــــان را دریابیم
میزبانی ایرانی از کاروانسرا تا بومگردی
پرفروشهای نمایشگاه کتاب تهران چه تصویری از جامعه ایران به دست میدهند؟
فهرست پرفروشها سند اجتماعی میشود
کلکِ خیـــــــالانگیز
وب گردی
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه بیشتر
بیشترین نظر کاربران
شهــرکُــشــــــی |پیام ما
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید