تهران، تهران دوستداشتنی
۲۷ خرداد ۱۴۰۴، ۲۱:۱۶
«ساختمان شما را زدند؟ نه جایی در حوالی ما بود، دودش را از پنجره میبینیم. هنوز کار روزنامه باقی است و باید تمامش کنیم.» این شرح یک روز عادی در تهران این روزهاست.
ساعت پنج روز یکشنبه ۲۵ خرداد که با دوستی از سر کار بیرون زدم خیابان خلوت بود. همچنان که در روزهای قبل هم رفتوآمد در شهر تغییر محسوسی داشت. با این حال این همان تهران است، همان خیابان خردمند و کریمخان و همان اتوبوس گرم مسیر هفت تیر به صادقیه که در آن از سر و روی همه عرق میریزد. دستم را به سمت خیابان دراز می کنم، راننده میایستد. از خیابان کریمخان خلوت میگذریم، اما میدان ولیعصر را به واسطه انفجار در ساختمانی پشت هتل اسپیناس بستهاند. راننده مانده است کدام مسیر را برود، فاطمی یا طالقانی، همان روز ساختمانی از وزارت نفت در حوالی طالقانی و ویلا هم هدف قرار گرفته و از سوی دیگر حرف هایی درباره ساختمان وزارت کشور در فاطمی هم بود. میگوییم پیاده میشویم. راننده عذرخواهی میکند که نتوانسته ما را به ایستگاه موردنظر برساند، به دل مینشیند این عذرخواهی که اصلا نیازی به آن نیست.
میدان ولیعصر هم آن میدان ولیعصر همیشگی نیست. نه خبری از شلوغی و ازدحام و نه خبری از ماشین گشت و مامورانی که همیشه حی و حاضر بودند، حتی به زنان گیر نمیدادند. تنها ماموران لباس شخصی و…. حضور چشمگیری دارند. حوالی خیابان فلسطین از ما میخواهند کولههایمان را باز کنیم. اول که صدایمان میزنند فکر میکنم برای حجاب است اما میگوید کوله را زمین بگذارید. میگذاریم و تجسس میکنند. اولین بار است که از گشتن کولهام خوشحالم، میگویند برویم. رد میشویم از خیابان فلسطین، از کنار هتل اسپیناس، از کنار مردمی با چمدان، از کنار جوانانی که گروهی در حال قدم زدن هستند. بلوار کشاورز تغییر کرده است. دیگر روی نیمکتها زوجهای جوان ننشستهاند و سر در گوش هم ندارند، خبری از دوچرخهسوارها نیست، یا موتورسوارهایی که بیهوا در پیادهرو یا در میانه بلوار بیتوجه به حقوق عابران و دوچرخهسواران میراندند. مغازه ها هم یکی در میان بازند، آنها که من میخواهم نه! میخواستم بادنجان سرخ شده بگیرم برای تهیه غذا برای دوست دیگری که شب قرار بود خانهمان بیاید و عاشق بادنجان است.
به خانه میرسیم. سعی میکنیم همان کارهای روزمره را انجام دهیم، یادم رفته بود چند ماسک در کیف نجات جلوی در بگذارم، در ساک را باز میکنم و ماسکها را جا میدهم، یک فندک و یک تن ماهی که آن روز خریده بودم را هم اضافه میکنم. در حین پختن شام صدای پدافند میآید. شام را با دوستمان میخوریم و باز صدای پدافند. میخوابیم و نیمه شب با صدایش بیدار میشویم. میخوابیم و دوباره بیدار میشویم. حوالی ساعت چهار صبح میگویم این آخرین بار است، لااقل تجربه این چند روزه نشان داده است.
روز بعد وقتی از خانه بیرون میزنم، وقتی وسایل را در ماشین میگذارم، از دور صدای پدافند میآید، اشک از چشمهای من. حالاست که میفهمم ترک خانه چقدر تلخ است، خرس چوبی را برمیدارم به عنوان یادگاری. نرسیده به مقصد میفهمم که اشتباه کردهام. باید میماندم در تهران، تهرانی که دوست داشتم و دارم، تهرانی که از ۱۹ سالگی در آن دانشجو شدم، درس خواندم، کار کردم، اعتراض کردم و هزار اتفاق دیگر در آن برایم افتاده است. تهرانی که دوستانم هستند، خانهام، خاطراتم. حالاست که میفهمم ترک غزه تصمیم سختی بود برای ساکنانش و بازگشتن به ویرانه اگر خانهات باشد آرامشبخش است. نه نمیشود خانه را ، دوستان را، محله را، بلوار کشاورز را، خیابان خردمند را، میدان شعاع و هزار چیز دیگر را گذاشت و رفت.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
خارگ فقط نفــــــــت نیست
وقتی گردشگری، درس احترام میشود
مرغک «نظر» روی شانه شیرهای «تناولی»
وداع با قصهگوی مرزهای ناشناخته
توسعه پایدار در دوران بیثباتی لوکس یا ضرورت؟
دموکراســـــــــی در عصر اختلال
باران بارید؛ اما «آلاگـل» همچنان خشک است
جانِ نحیفِ جهانهای جدیـــــد
اکنــــونِ جامعـه ما و امـکان روایـــــــــت
کودکان و جنگ
وب گردی
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
زندگی در تعلیق
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید