چالش‌های صاحبان اقامتگاه‌های بومگردی در ایران

از خاموشی برق تا تغییرات اجباری





از خاموشی برق تا تغییرات اجباری

۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۴، ۲۳:۰۱

در روستایی بی‌برق در دل کوه‌های کرمان، میان خانه‌ای خشت‌وگلی شاهرود، یا اقامتگاهی بومی کنار دریا، هرکجا که نام بومگردی بر سر در خانه‌ای نقش بسته، روایتی پنهان است؛ روایتی از رؤیای زندگی آرام و اصیل در دل طبیعت که امروز در سایه مشکلات اقتصادی، تغییرات بی‌ضابطه، نگاه تجاری و بی‌توجهی به اصالت‌های فرهنگی، به محاق می‌رود. این گزارش، از دغدغه‌های صاحبان بومگردی‌ها می‌گوید؛ از آنان که میان ماندن و رفتن، میان اصالت و درآمد، گرفتارند.

«نورخونه»؛ بومگردی‌ها رو به تشریفات رفته است
منیر تقدیسی، اوایل دهه ۹۰ خانه‌ای متروکه را در روستای قلعه‌بالای شاهرود احیا کرد و بعد از واگذاری آن به روستای پاده در آرادان رفت و «نورخونه» را بر پا کرد. او جزو اولین نفراتی بود که اقامتگاه بومگردی راه انداخت. هدفش این بود که بافت فرسوده روستایی آباد شود، اشتغال‌زایی شود، مردم دلگرم شوند و در روستا بمانند و آن‌ها که رفته‌اند، دوباره برگردند. همین‌طور هم شد. امروز اما اوضاع کمی عوض شده است.
او حالا می‌گوید: «گرانی طوری است که مهمان کمتری به اقامتگاه‌ها می‌آید. تهیه غذای باکیفیتی که همیشه در نظر داشته‌ام، دشوارتر از همیشه است. با این وضع، چقدر می‌توانم نرخم را بالا ببرم؟ مهمانانی که به اینجا می‌آیند، اغلب دانشجو و با درآمد متوسط‌اند. تلاش می‌کنیم با آن‌ها راه بیاییم. با همه مشکلات سعی می‌کنم به بهترین شکل از آن‌ها پذیرایی کنم و محیط خوبی برایشان فراهم کنم. هرچند دست آخر فایده مالی چندانی برایم ندارد.»
تقدیسی تأثیر اقامتگاه‌های بومگردی در روستاها را مهم می‌داند. برای خودش برقراری ارتباط با اهالی مهم است و از نو ساختن روستا. بعد از رونق‌گرفتن بومگردی او در قلعه‌بالا، اقامتگاه‌های دیگری هم در این روستا به راه افتاده است. «هشت سال پیش از قلعه بالا به پاده آمدم و حالا به من پیام می‌دهند که برگرد. مهم این است که ما چه اثری در روستا می‌گذاریم. اگر به چیزهایی که اعتقاد داریم، پایبند باشیم، بومگردی راه خود را پیدا می‌کند. اشکالی ندارد که این روند کُند پیش می‌رود، مهم پایداری است.»
بعد از گذشت ۱۵ سال از راه‌اندازی اولین اقامتگاه‌ها و رونق‌گرفتن این شکل از گردشگری، امروز وضع عوض شده است. این فعال حوزه گردشگری، این تغییرات را چندان مثبت نمی‌داند، به‌ویژه به دلیل گردشگری انبوه و افزایش شمار اقامتگاه‌هایی که به ضابطه‌ها و اهداف اولیه بومگردی‌ها توجهی ندارند. به گفته او امروز حتی احیای خانه‌های روستایی هم رو به تشریفات رفته و به لحاظ اقتصادی دیگر ممکن نیست.
تقدیسی به نگاه اقتصادی صرف به اقامتگاه‌های بومگردی نقد دارد و می‌گوید: «حتی وزارت میراث‌فرهنگی هم امروز به بومگردی‌ها نگاه هتلی دارد. اوضاع طوری عوض شده که بعضی روستاها دیگر حاضر نیستند که غریبه‌ها را به شکل قبل بپذیرند و شاهد سیل گردشگران به منطقه بکرشان باشند. گردشگری انبوه با اهداف اولیه بومگردی‌ها هم‌راستا نیست. ما سه اتاق داریم و ترجیح می‌دهیم ۷-۸ نفر بیشتر را نپذیریم. پذیرفتن انبوه مهمان باعث می‌شود فقط مشغول پذیرایی شوید و از معاشرت با آن‌ها و البته اهالی روستا جا بمانید. من به اهدافم وفادارم و نگاهم صرفاً اقتصادی نیست. برایم مهم است که چه کسی وارد خانه می‌شود، مهم است که حریم خانه حفظ شود. ما قلیان نداریم، نوشابه نداریم، به مهمان جوجه‌کباب و غذاهای معمول رستورانی نمی‌دهیم، در عوض ترویج غذا و فرهنگ محلی برایمان مهم است. اما خیلی‌ها دیگر این موارد را رعایت نمی‌کنند. هدف اولیه من آبادی روستا بود؛ اما امروز این روند تغییر کرده و به جهتی دیگر رفته است.»

«قیه راویز»؛ برق نیست، اقامتگاه تعطیل است
دغدغه‌های فعالان این حوزه گاهی متفاوت از یکدیگر است. مثل اقامتگاه بومگردی «قیه راویز» در کرمان که به دلیل قرارگیری در منطقه‌ای روستایی، اکنون در فصل گرم، بدون برق نمی‌تواند پذیرای مهمان باشد و فعالیتش را به‌کلی تعطیل کرده است.
حسین دره‌کردی به «پیام ما» می‌گوید: «شرایطمان جوری شده است که از پنج، شش ماه پیش تعطیل کرده‌ایم. مشکلاتی شخصی برایم به وجود آمد که دیگر از این کار خسته شدم. اینجا خانه شخصی ماست اما اگر شرایط بهتر شد، شاید دوباره برگردیم.» راویز ساکنان دائمی ندارد. با گرم‌شدن هوا اغلب به نقاط دیگر کوچ می‌کنند. در فصل گرم، فقط آن‌ها که کشاورزی دارند برمی‌گردند و دیگران، وقتی هوا خنک شد. «وقتی هوا خنک است وضعمان بهتر است؛ ولی الان به‌راحتی نمی‌شود ادامه داد؛ چون برق نداریم. گرم است. باید کولری روشن باشد که مسافر اذیت نشود. تا دو کیلومتری ما برق کشیده‌اند؛ اما روستای ما هنوز برق ندارد. برق‌کشی هم دوندگی دارد. برق اینجا باید از شهر بابک بیاید. باید امتیاز برق داشته باشیم و ده، پانزده مالک دیگر در همسایگی درخواست بدهند تا رسیدگی شود. اگر نشد هم به این فکر می‌کنم که پنل خورشیدی بگیریم، هرچند قیمت گرفته‌ام و گران است.»

«خانه دوست»؛ ما را مجبور به تغییر کردند
مجتبی اسماعیلی که راهنمای گردشگری زمین‌شناختی است، اقامتگاه بومگردی «خانه دوست» را در قشم مدیریت می‌کند، جایی که مثل دیگر اقامتگاه‌های جزیره، هشت ماه از سال مسافر ندارد. از نگاه او در این شرایط، دغدغه بومگردی‌ها، هزینه‌های پیش از بهره‌برداری و در ادامه، تغییراتی است که به‌دلیل اعمال سلیقه‌های شخصی مدیران و خواست مسافران در اقامتگاه‌ها ایجاد می‌شود. این تغییرات هم خرج مضاعفی روی دست فعالان این بخش می‌گذارد و هم بومگردی‌ها را از اصالت پیشینشان دور می‌کند.
او می‌گوید: «ازیک‌طرف منطقه آزاد قشم برای صدور مجوز پول می‌گیرد. از طرف دیگر شبکه بهداشت به‌رغم وظایفش برای بازدید از اقامتگاه و بررسی وضعیت هفت میلیون تومان دریافت می‌کند، تازه معلوم نیست جواب مثبت می‌دهد یا نه. بعد از همه این‌هاست که طبق نظر مسئولان یا خواست مردم باید تغییرات دیگری ایجاد کنیم. مشکل بومگردی در کشور ما این است که خیلی از مردم و مسئولان بومگردی را نمی‌شناسند. آن‌ها می‌خواهند استانداردهای مسافرخانه یا هتل‌های سه ستاره را در بومگردی اعمال کنند؛ مثلاً می‌گویند چرا تخت ندارید؟ یا اینکه آشپزخانه باید هود داشته باشد. ما مدام باید توضیح بدهیم که بومگردی مطبخ می‌خواهد نه آشپزخانه مدرن. بعد از کرونا خیلی از مردم وقتی به بومگردی می‌آیند، دیگر کف‌خوابی را نمی‌پذیرند، سرویس بهداشتی بیرون از اتاق را نمی‌پذیرند. ازآنجاکه ضابطه درستی هم تعریف نشده است، خیلی از بومگردی‌ها تا مجوز بگیرند، ناچار به تغییر دوباره می‌شوند و اقامتگاه از ساختار اصلی بومگردی خارج می‌شود.»
«خانه دوست» هم همگام با این خواسته‌ها رفته‌رفته تغییر کرده است. این اقامتگاه سال اول راه‌اندازی ۱۰ اتاق کف‌خواب داشت؛ اما امروز به همه اتاق‌ها تخت اضافه شده است. او می‌گوید: «الان که بعد از عید است، فقط اتاق‌های مستر اقامتگاه مسافر دارد. اتاق‌های دیگر، بومی‌تر و سنتی‌تر است؛ اما مسافران خواهان اتاق‌های مستر هستند. به همین خاطر دارم فکر می‌کنم بقیه را هم تبدیل به مستر کنم و سرویس بهداشتی اضافه کنم.» باوجود همه این تغییرات، از نگاه این راهنمای گردشگری بومگردی در خیلی از نقاط کشور از اهداف اولیه خود دور شده است، حال‌آنکه در صورت «حمایت دولت، ارائه تسهیلات و تبلیغ فعالیت بومگردی‌ها» می‌شد مقابل این تغییرات مقاومت کرد. «در عوض منطقه آزاد که متوجه این بازار شده، هزینه تمدید مجوز را از ۵۰۰ هزار تومان به ۵ تا ۱۰ میلیون تومان رسانده است. آخر اقامتگاهی با سه اتاق در یک روستا چطور این هزینه را بدهد؟ در سرزمین اصلی، از طرف میراث‌فرهنگی به اقامتگاه‌هایی که با مرمت و احیای خانه‌های تاریخی و قدیمی به راه می‌افتد، وام‌های چهاردرصدی و وام‌های کلان بدون بهره تعلق می‌گیرد. اما این اتفاق در قشم نمی‌افتد. اقامتگاه من مال ۸۵ سال پیش است؛ اما وامی به من تعلق نگرفت»»
اسماعیلی به این اشاره می‌کند که رسالت بومگردی حفاظت از آیین‌ها و بوم است. «بوم یعنی محیط‌زیست. بومگردی رسالتش حفظ محیط‌زیست است؛ یعنی استفاده از ابزار و مصالحی که با اقلیم سازگار است. استفاده از تکنولوژی‌های پایدار و سبز.» او بارها پیگیر اضافه‌کردن پنل خورشیدی بود اما نتوانسته تسهیلاتی بگیرد که به کمکش بیاید.

«اسد»؛ گردشگر خارجی نداریم
اقامتگاه بومگردی اسد در روستای سهیلی جزیره قشم، دیگر به‌ندرت مسافر دارد. «اسد دریایی» در اقامتگاهش میزبان گردشگران خارجی است؛ اما امسال فقط یک مسافر لهستانی داشته و اکنون که فصل گرما رسیده، دیگر خبری از گردشگر نیست. او می‌گوید: «در این سال‌ها به‌دلیل بحرانی‌بودن وضعیت منطقه، مسافر به‌شدت کم شده است؛ نهایت هر یکی دو ماه، یک نفر. وضعیت خراب است. مسافر خارجی نمی‌آید.»
اقامتگاه اسد، غرب جزیره است. جایی که روستایی و از هیاهو به‌دور است و گردشگران ایرانی چندان اقبالی به آن نشان نمی‌دهند. «مسافران داخلی نگاه دیگری به اقامتگاه دارند و آزادی‌های خاص می‌خواهند. اما ما با خانواده‌ایم، مسافر می‌آید که چند روزی فرهنگ ما را ببیند و شکل زندگی‌مان را تجربه کند. این مدل گردشگری بین گردشگران داخلی چندان هواخواه ندارد. به همین دلیل هدف من از ابتدا جذب توریست‌های خارجی بود و با اینکه اوضاع تغییر کرد، سمت گردشگران ایرانی نرفتم. همچنان معتقد بودم مسافر می‌آید، برای همین منتظر ماندم. وقتی مسافر نیامد کارهای دیگری کردم؛ مکانیکی، نصب کولر و از این کارها.»

«حاج قوام»؛ نداشتن برنامه برای مهمانان، شکست بومگردی است
قرار بود اقامتگاه «حاج قوام»، نوروز ۹۹ افتتاح شود؛ اما کار تا اواسط سال بعد طول کشید. «سعید احمدی» که حمامی تاریخی را از دل این خانه ۲۰۰ساله بیرون کشیده از سختی‌های راه‌اندازی این اقامتگاه، این‌طور می‌گوید: «آجرفرش کردن ورودی خانه داشت تمام می‌شد که کرونا آمد. برای احیای خانه، ۲۵۰ میلیون تومان وام گرفته بودم که تا آن زمان تمام شده بود. هنوز ۵۰ میلیون تومان دیگر خرج داشت. نمی‌دانستم چه کنم. معلوم نبود کرونا کی تمام می‌شود. حسابی به مشکل خوردیم و آن سال کار تمام نشد. نوروز ۱۴۰۰ به‌سختی راه افتاد؛ اما تا مرداد، همه‌گیری و محدودیت‌ها همچنان ادامه داشت تا اینکه بالاخره کار اصلی شروع شد. اوضاع الان بهتر شده است. فقط مشکل این است که برای تکمیل بخش‌های دیگر بنا، دیگر پول مازادی ندارم.»
اقامتگاه حاج قوام میان کوچه‌باغ‌های روستای خیبری در شهر گناباد است. سعید ادامه می‌دهد: «قبل از اینکه بخواهم این خانه را تبدیل به اقامتگاه بومگردی کنم، کوچه‌باغ‌ها و همه چیز به چشمم عادی بود. دیدن اقامتگاه‌های دیگر گناباد نگاهم را عوض کرد و تصمیم گرفتم علاوه بر احیای بنا، حمام تاریخی را از زیر خاک بیرون بکشم. فکر می‌کردم با هزینه کمی جمع می‌شود، همه چیز برعکس تصورم پیش رفت. حتی وام متمم ۱۰۰ میلیون‌تومانی گرفتم؛ اما همان موقع، ۲۰ میلیون بابت قسط‌های عقب‌افتاده کم کردند و ۸۰ میلیون به من تعلق گرفت. بنایی که حداقل ۲۰۰ سال قدمت دارد از زیر خاک درآمده و من عمرم را پایش گذاشته‌ام؛ اما با این وضع اقتصادی هنوز تکمیل نشده است.»
گناباد شهر پیری است. سعید می‌گوید جوانان از اینجا رفته‌اند؛ چون شغلی نیست. «همه تصور می‌کنند که شغل فقط صنعت و معدن و کارخانه است. همه گردشگری را مهم نمی‌بیند.» وقتی در سال ۹۵ اولین اقامتگاه‌ها راه افتاد، مردم به‌خوبی استقبال کردند. «انگار یادآوری گذشته برای مردم خوشایند بود، غذاهای سنتی فراموش‌شده احیا شدند، صحبت از آیین‌های گذشته بود. همه این‌ها خوب است.» اکنون با افزایش تعداد اقامتگاه‌ها او معتقد است باید کار به شکلی تخصصی‌تر پیش برود. «اگر هر اقامتگاهی نتواند نقشه و برنامه مشخصی برای مهمانانش داشته باشد و مثل مسافرخانه به بومگردی‌اش نگاه کند، موفق نخواهد بود. مسئله اصلی اقامتگاه‌ها همین است؛ گردش و همنشینی با مهمانان و به‌اشتراک‌گذاری داشته‌های فرهنگی. داشتن خلاقیت مهم است. بی‌توجهی به این موضوع با افزایش تعداد بومگردی‌ها می‌تواند این خطر را به وجود بیاورد که نگاه اقتصادی به این نوع گردشگری به آن ضربه بزند.» مصداق این شرایط برای میزبان اقامتگاه حاج قوام، نوروز امسال است که «با این وضع اقتصادی تعداد مهمانان کم بود و فقط اقامتگاه‌هایی پر بودند که برنامه داشتند.»
سعید حرف‌هایش را این‌طور تمام می‌کند: «برای من مهم است که خانه پدربزرگم را احیا کنم و به یک سری سنت‌ها پایبند باشم. هرچند بالاخره چرخ بومگردی هم باید چرخش بچرخد. صاحبان این کار خوب است بدانند که اتفاقاً با پایبندی به همین ارزش‌ها و دغدغه‌مندی است که اقامتگاه‌ها، آرام‌آرام و به شکلی پایدار به منفعت اقتصادی می‌رسند.»

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *