بررسی آسیبهای پنهان و آشکار گردشگری بیبرنامه بر میراث طبیعی و تاریخی ایران در گفتوگو با «مهنا نیکبین»، عضو هیئتعلمی دانشگاه
آشفتگی پایدار در گردشگری
گردشگری پایدار نیازمند سرمایهگذاری، برنامهریزی بلندمدت و حمایتهای هدفمند است. اما متأسفانه، حمایتهای موجود بسیار پراکنده، ناکافی و اغلب بدون پشتوانه اجرایی هستند
۲۴ فروردین ۱۴۰۴، ۱۸:۳۳
نوروز، واژهای که نشان از نو شدن دارد و پیامآور صلح و نیکی است. هرساله در نوروز و در طول تعطیلات نوروزی، شاهد سفرهای بیشماری به اقصی نقاط ایران هستیم. باتوجهبه گسترش چشمگیر رسانههای اجتماعی در زندگی مردم، آشنایی بیشتر مردم با شهرهای زیبای ایران افزایش یافته است؛ از جمله جزیره هرمز که بهدلیل موقعیت زمینشناسی خاص خود، زیبایی خارقالعادهای دارد و امسال مورد بازدید بیشمار گردشگران قرار گرفت. اما در اتفاقی بسیار تلخ و دردآور، جزیره با حادثهای روبهرو شد؛ خاک سرخ جزیره هرمز، توسط گردشگرانی که فاقد فرهنگ صحیح گردشگری بودند، در بطریهای پلاستیکی ریخته و به سرقت برده شد. این حادثه تلخ آسیب بسیار چشمگیری به جزیره وارد کرده است. خاک سرخ هرمز در اثر فرایندهای زمینشناسی و آتشفشانی طی حدود ۶۰۰ میلیون سال شکل گرفته است. برداشت این خاک، باعث برهم خوردن تعادل زیستی، رطوبتی و میکروبی جزیره میشود. خاک سرخ هرمز، تنها قربانی ایام نوروز نبود؛ حضور گردشگران و صید خرچنگها نیز از دیگر آسیبهایی بود که توسط دوربینها ثبت شد. خرچنگها که عامل مهمی در تعادل محیطزیست دریایی بهشمار میروند، تبدیل به غذای مسافرانی ناآگاه شدند. این فجایع تنها به جزیره هرمز محدود نماند. بالا رفتن گردشگران از سیوسهپل، نوشتن یادگاری روی دیوارههای پل و موارد بیشمار دیگری که به طبیعت و تاریخ این سرزمین آسیب میزنند، نمونههای بارز عدم آموزش گردشگر نسبت به رفتار صحیح با منطقه مورد بازدید و نیز ضعف مدیریتی در کنترل حجم ورودی گردشگران، فراتر از ظرفیت مناطق گردشگری است. گردشگری در ایران، ظرفیت قابلتوجهی برای رشد اقتصادی دارد؛ از صنایعدستی جوامع محلی گرفته تا اکوسیستم و فرهنگ غنی. اما بهدلیل نبود مدیریت صحیح، برنامهریزیهای نادرست، بهرهبرداریهای غلط و... بهسمت ناپایداری سوق پیدا کرده است؛ که این مسئله، چالشهای فراوانی برای آینده این بخش در کشور بهوجود آورده است.
گردشگری، اگر بدون برنامهریزی، آموزش و مدیریت اتفاق بیفتد، بیش از آنکه فرصتی برای توسعه باشد، تهدیدی جدی برای محیطزیست و منابع طبیعی محسوب میشود. طی سالهای اخیر، بهویژه در حوزه طبیعتگردی، شاهد آسیبهایی هستیم که نهتنها جبرانناپذیرند، بلکه بخشهایی از اکوسیستمهای طبیعی کشور را در آستانه فروپاشی قرار دادهاند. «مهنا نیکبین»، عضو هیئتعلمی دانشگاه، در گفتوگو با «پیامما» به چالشهای جدی در این حوزه اشاره میکند و معتقد است: «بیشترین میزان تخریب محیطزیست را میتوان در تالابها مشاهده کرد. زمانی که شمار گردشگران از ظرفیت زیستی منطقه فراتر رود یا برنامهریزی اصولی برای مدیریت آن وجود نداشته باشد، آسیبها و تخریبهای جبرانناپذیری به اکوسیستم منطقه وارد میشود؛ چه آگاهانه و چه ناآگاهانه. این آسیبها بههیچوجه با اصول و معیارهای گردشگری پایدار همخوانی ندارند. برای نمونه، زمانی که گروهی بزرگ از گردشگران بدون راهنما و بدون برنامهریزی قبلی وارد منطقهای بکر میشوند، با پیامدهایی مانند رها کردن زباله، روشن کردن آتش، یا ورود به مسیرهای غیرمجاز روبهرو خواهیم بود. این اقدامات درنهایت به آسیبهای جدی همچون فرسایش خاک، تخریب پوشش گیاهی، و حتی به خطر افتادن گونههای جانوری منجر میشود.»
از نظر نیکبین، یکی از ریشههای اصلی این آسیبها، نبود آموزش و فرهنگسازی مناسب در میان گردشگران است. او تأکید میکند که گردشگران بسیاری هیچگونه آشنایی با رفتار مسئولانه در طبیعت ندارند و همین موضوع منجر به تخریب فضاهایی شده که هزاران سال برای شکلگیری آنها زمان صرف شده است: «بسیاری از گردشگران تاکنون هیچگونه آموزش مناسبی در زمینه رفتار صحیح با طبیعت ندیدهاند و متأسفانه فرهنگسازی لازم در این زمینه نیز صورت نگرفته است، که این موضوع بسیار نگرانکننده است. بارها شاهد بودهایم که برخی افراد اقدام به چیدن گیاهان بومی یا رهاسازی زباله در رودخانهها میکنند. چنین رفتارهایی مستقیماً اکوسیستم منطقه را دچار اختلال و آسیب میسازد. از جمله نمونههای بارز این آسیبها میتوان به تالاب انزلی و دریاچه ارومیه اشاره کرد که در سالهای اخیر خسارات زیادی از این دست متحمل شدهاند.»
باتوجهبه شرایط کنونی کشور، دستیابی به گردشگری پایدار بدون برنامهریزی دقیق و همکاری همهجانبه ممکن نیست. نخستین گام در این مسیر، آموزش و فرهنگسازی است. بسیاری از مشکلاتی که امروز در حوزه طبیعتگردی با آن مواجه هستیم، ناشی از ناآگاهی گردشگران است
گردشگری پایدار یعنی برنامهریزی بهگونهای باشد که در عین حفظ منابع طبیعی و زیستمحیطی، منافع اقتصادی و اجتماعی نیز برای جامعه فراهم شود. بدون شک، نخستین قدم برای رسیدن به این هدف، آموزش و فرهنگسازی است. نیکبین درباره مسیر گردشگری ایران در راستای دستیابی به گردشگری پایدار معتقد است: «باتوجهبه شرایط کنونی کشور، دستیابی به گردشگری پایدار بدون برنامهریزی دقیق و همکاری همهجانبه ممکن نیست. نخستین گام در این مسیر، آموزش و فرهنگسازی است. بسیاری از مشکلاتی که امروز در حوزه طبیعتگردی با آن مواجه هستیم، ناشی از ناآگاهی گردشگران است. برای مثال، بسیاری از گردشگران هنوز نمیدانند چگونه باید به حیاتوحش احترام بگذارند و هیچگونه ردپایی در طبیعت باقی نگذارند. متأسفانه در حال حاضر، با گسترش شبکههای اجتماعی، تورهای طبیعتگردی زیادی بدون حضور راهنمایان متخصص برگزار میشوند که این مسئله میتواند آسیبهای جدی به منابع طبیعی وارد کند. بنابراین، نخستین اقدام ضروری در این زمینه، آموزش به گردشگران، برگزارکنندگان تورها، و حتی جوامع محلی است، دومین و یکی از مهمترین موضوعاتی که اغلب نادیده گرفته میشود، ظرفیتسنجی مناطق گردشگری است. هر منطقه طبیعی دارای آستانه تحمل خاصی است. برای نمونه، در مناطق حفاظتشدهای مانند جنگلهای هیرکانی باید تعداد بازدیدکنندگان تحتکنترل قرار گیرد و درصورت لزوم، ورود به این مناطق محدود شود.»
از نگاه او، جوامع محلی در فرایند گردشگری پایدار نقشی کلیدی دارند، نیکبین در ادامه به نقش حیاتی جوامع محلی در تحقق گردشگری پایدار پرداخت و گفت: «باید این اطمینان کامل برای جامعه محلی ایجاد شود که حضور گردشگران برای آنها سودمند و مزیتمحور است. برای مثال، زمانی که گردشگران وارد مناطق محلی میشوند، در اقامتگاههای بومگردی ساکن میشوند و از صنایعدستی آن جوامع خرید میکنند، مردم محلی انگیزه پیدا میکنند تا از طبیعت، فرهنگ و میراث خود با دقت و علاقه بیشتری حفاظت کنند. طبیعتگردی یک فرصت اقتصادی ارزشمند برای جوامع بومی بهشمار میآید.
آنچه ضروری است، شکلگیری حس امنیت و اعتماد نسبت به حضور گردشگران در میان مردم محلیست؛ چراکه این اعتماد، زمینهساز مشارکت فعال آنها در حفاظت از محیطزیست و توسعه پایدار گردشگری خواهد بود.»
زیرساختها از ارکان اصلی در تحقق گردشگری پایدار بهشمار میآیند. در حال حاضر، برخی از مناطق گردشگری کشور از امکانات و زیرساختهای لازم برخوردار نیستند. وجود زیرساختهای مناسب نهتنها به افزایش کیفیت تجربه گردشگران کمک میکند، بلکه آنها را به رفتار مسئولانهتر با اکوسیستم و محیطزیست ترغیب میکند.
در کنار زیرساخت، نقش قوانین و نظارت نیز بسیار پررنگ و تعیینکننده است. متأسفانه، اجرای قوانین مرتبط با حفاظت از محیطزیست در بسیاری از موارد ضعیف و ناکارآمد بوده است. اگر گردشگری در یک منطقه حفاظتشده مرتکب تخلفی شود، باید با قاطعیت با او برخورد شود تا از بروز تخریبهای بیشتر جلوگیری شود. وجود چارچوبهای قانونی شفاف و نظارت مؤثر، از پایههای مهم مدیریت صحیح گردشگری در مناطق طبیعی محسوب میشود.
نگاه کوتاهمدت به گردشگری؛ مانعی در مسیر توسعه گردشگری پایدار
با وجود موقعیت جغرافیایی مناسب، آثار و بناهای تاریخی ارزشمند و فرهنگی غنی که همگی میتوانند نقش حیاتی در توسعه گردشگری ایفا کنند، ایران هنوز نتوانسته جایگاه شایستهای در زمینه گردشگری پایدار در سطح جهانی بهدست آورد.
نیکبین یکی از موانع اساسی در مسیر توسعه گردشگری پایدار در ایران را چنین توضیح میدهد: «مهمترین مانعی که امروز با آن مواجه هستیم، نگاه کوتاهمدت به صنعت گردشگری است. درواقع، تمرکز اصلی بیشتر بر منافع آنی و کوتاهمدت است، بدون آنکه پیامدها و آسیبهای بلندمدت آن بر منابع طبیعی و فرهنگی در نظر گرفته شود. برای مثال، در بسیاری از مناطق گردشگری، بدون بررسی دقیق ظرفیت زیستی و گنجایش واقعی منطقه، فقط بر جذب هرچه بیشتر گردشگر تأکید میشود، که این رویکرد در درازمدت منجر به فرسایش منابع و تضعیف بنیانهای گردشگری پایدار خواهد شد.»
مدیریت ضعیف، نبود برنامهریزی کلان و حمایت ناکافی؛ موانع جدی گردشگری پایدار در ایران
به اعتقاد مهنا نیکبین: «دومین مانع مهم در مسیر توسعه گردشگری پایدار در ایران، «مدیریت ضعیف و فقدان برنامهریزی کلان» در این حوزه است. در حال حاضر، سیستم منسجم و نقشه راه جامعی برای مدیریت یکپارچه مناطق گردشگری وجود ندارد و هر نهاد یا سازمان، بهصورت مجزا و جزیرهای اقدام به اجرای وظایف خود میکند. برای مثال، در برخی مناطق، میان سازمان حفاظت محیطزیست و میراث فرهنگی بر سر یک موضوع اختلافنظر وجود دارد، یا زیرساختهای مورد نیاز بهدرستی طراحی و اجرا نشدهاند. این ناهماهنگیها نهتنها به کاهش بهرهوری میانجامد، بلکه آسیب جدی به گردشگری پایدار وارد میکند.» او در ادامه میگوید: «از دیگر موانع اساسی، نبود «آموزش و فرهنگسازی» در حوزه گردشگری است. بسیاری از ذینفعان، از گردشگران گرفته تا برگزارکنندگان تور و جوامع محلی، آموزشهای لازم برای حفظ منابع طبیعی و رفتار مسئولانه با اکوسیستم را دریافت نکردهاند. درنهایت، ضعف در «حمایتهای دولتی و سیاستگذاریهای کلان» نیز یکی از مشکلات مهم محسوب میشود. گردشگری پایدار نیازمند سرمایهگذاری، برنامهریزی بلندمدت و حمایتهای هدفمند است. اما متأسفانه، حمایتهای موجود بسیار پراکنده، ناکافی و اغلب بدون پشتوانه اجرایی هستند.»
طبیعت ایران؛ ظرفیتی غنی برای توسعه گردشگری پایدار
طبیعتگردی یکی از بزرگترین ظرفیتهای گردشگری در ایران است. کشوری با منابع طبیعی غنی و متنوع؛ از جنگلهای هیرکانی گرفته تا کویرهای شگفتانگیزی مانند دشت لوت، از تالابها و دریاچهها تا کوهستانهای زاگرس و البرز. اما با وجود این ظرفیت بینظیر، شرایط فعلی طبیعتگردی در ایران با چالشهای فراوانی روبهروست. نیکبین در اینباره میگوید:
«در حوزه طبیعتگردی با مشکلات متعددی مواجه هستیم و اگر مدیریت صحیح و برنامهریزی مدونی وجود نداشته باشد، آسیبهای جبرانناپذیری به منابع طبیعی و فرهنگی کشور وارد خواهد شد.» او در ادامه، مهمترین چالشها را چنین برشمرد: «نخست تخریب محیطزیست و منابع طبیعی؛ بسیاری از مناطق طبیعی ایران بدون برآورد دقیق ظرفیت و توان اکولوژیکی، بهصورت بیرویه در معرض بازدید گردشگران قرار گرفتهاند. ورود افراد ناآگاه به مناطق حساس، موجب تخریب پوشش گیاهی، فرسایش خاک و صدمه به زیستگاههای حیاتی شده است. جنگلها، تالابها و کوهستانهای ایران از این ناحیه آسیب جدی دیدهاند. دوم نبود زیرساختهای مناسب در بسیاری از مناطق طبیعی؛ زیرساختهای ابتدایی گردشگری مانند مسیرهای مشخص، سرویسهای بهداشتی یا مکانهای استراحتگاهی وجود ندارد. نبود این زیرساختها موجب میشود گردشگران، ناخواسته از مسیرهای نامناسب عبور کرده و به اکوسیستم آسیب برسانند. مسئله سوم آگاهی پایین و ضعف فرهنگسازی با گسترش استفاده از فضای مجازی بهویژه اینستاگرام؛ تعداد زیادی از افراد به قصد تولید محتوا وارد طبیعت میشوند، درحالیکه آگاهی کافی نسبت به رفتار صحیح در مواجهه با محیطزیست ندارند. نمونه بارز این موضوع، آسیبهاییست که به زیستگاه لاکپشتهای پوزهعقابی وارد شده است. چهارمین مورد ضعف در مدیریت و نظارت در بسیاری از مناطق طبیعی است. نظارت کافی بر فعالیتهای گردشگری وجود ندارد. تورهای بدون مجوز و بدون حضور راهنمای متخصص، آزادانه به مناطق حساس وارد میشوند و باعث خسارات قابلتوجهی میشوند. مشارکت نداشتن جوامع محلی یکی دیگر از چالشها در فرایند طبیعتگردی است. زمانی که مردم محلی احساس نارضایتی از حضور گردشگر داشته باشند، احساس مسئولیت نسبت به حفاظت از محیط طبیعی و فرهنگی خود نخواهند داشت. مشارکت فعال آنها میتواند عاملی کلیدی در حفظ و بهرهبرداری اصولی از طبیعت باشد.»
او در ادامه به چالشهای محیطزیستی و آثار تغییراقلیم بر اکوسیستم ایران اشاره کرد و گفت: «در سالهای اخیر، تأثیرات گسترده تغییراقلیم بر محیطزیست و اکوسیستمهای ایران بهوضوح قابل مشاهده است. خشکسالی، کاهش بارندگی و افزایش دمای هوا موجب شدهاند که بسیاری از مناطق طبیعی، حساستر و آسیبپذیرتر از گذشته شوند. در چنین شرایطی، طبیعتگردی بدون برنامه و نظارت، میتواند وضعیت اقلیمی این مناطق را وخیمتر کند و فشار مضاعفی بر منابع وارد سازد. بهطور خلاصه، مهمترین چالشهای طبیعتگردی در ایران عبارتند از: تخریب محیطزیست، کمبود زیرساخت، ضعف فرهنگسازی، نبود مدیریت پایدار، عدم مشارکت مؤثر جوامع محلی و درنهایت، تأثیرات تغییراقلیم.» این عضو هیئتعلمی دانشگاه تأکید کرد: «اگر این چالشها بهدرستی شناسایی و برطرف شوند، میتوان از ظرفیت عظیم طبیعتگردی بهعنوان ابزاری مؤثر در توسعه پایدار کشور بهرهبرداری کرد. اما اگر روند فعلی ادامه یابد، طبیعتگردی نهتنها پایدار نخواهد بود، بلکه به یکی از عوامل اصلی تخریب منابع طبیعی تبدیل خواهد شد؛ زیرا بسیاری از اکوسیستمهایی که مورد توجه گردشگران هستند، همچون جنگلهای حرا، آبسنگهای مرجانی خلیجفارس و دریای عمان، بسیار حساس و شکنندهاند و درصورت آسیب، بازگشتپذیری آنها دشوار یا حتی غیرممکن خواهد بود.»
ظرفیتهای طبیعی ایران؛ فرصت یا تهدید؟
نیکبین با اشاره به ظرفیتهای بینظیر طبیعی ایران در راستای توسعه گردشگری گفت: «طبیعتگردی در ایران یک ظرفیت فوقالعاده و بینظیر محسوب میشود. کشور ما از نظر تنوع طبیعی، یکی از غنیترین کشورهای جهان است. اما دقیقاً به همین دلیل، اگر این تنوع و جذابیت بهدرستی مدیریت نشود، بهجای آنکه فرصتی برای توسعه باشد، میتواند به تهدیدی جدی برای محیطزیست تبدیل شود. متأسفانه آنچه امروز شاهد آن هستیم، رشد بیرویه و گاه بدون برنامه طبیعتگردی است که پیامدهایی چون تخریب محیطزیست، آسیب به پوشش گیاهی، فرسایش خاک، آلودگی منابع آبی و تهدید حیاتوحش را بههمراه داشته است. اگر برای این مسائل، برنامهریزی اصولی و مدیریت صحیحی در نظر گرفته شود، طبیعتگردی میتواند به یک فرصت فوقالعاده برای توسعه پایدار تبدیل شود؛ مشروط بر آنکه همه ضعفها و چالشهای فعلی بهدرستی شناسایی و رفع شوند.» نیکبین در پایان هشدار داد: «اگر استفاده بیرویه و بدون برنامه از طبیعت ادامه پیدا کند و مدیریت اصولی جای خود را به بیتوجهی بدهد، آنچه از طبیعت برای آیندگان باقی خواهد ماند، تنها خاطرهای محو از زیباییهای گذشته است. درحالیکه با برنامهریزی جامع میتوان از طبیعتگردی نهتنها بهعنوان ابزاری برای توسعه اقتصادی، بلکه بهعنوان راهکاری مؤثر برای حفظ محیطزیست و ارتقای آگاهی عمومی استفاده کرد.»
راهکارهایی برای نجات از بحران
او در پایان گفتوگو، ضمن اشاره به ظرفیتهای بینظیر طبیعی ایران، از راهکارهایی سخن میگوید که میتواند گردشگری ایران را از وضعیت فعلی نجات دهد. تدوین استراتژی ملی گردشگری با مشارکت نهادهای مختلف، توسعه زیرساختهای استاندارد، بهرهگیری از فناوری و گردشگری هوشمند، آموزش و فرهنگسازی در سطوح مختلف جامعه، ظرفیتسنجی مناطق گردشگری و معرفی ایران بهعنوان مقصد خاص در بازار جهانی از جمله مواردی است که او بر آن تاکید دارد. به باور نیکبین: «نخستین و مهمترین راهکار در این زمینه، اولویتبندی و تدوین یک برنامه ملی جامع برای توسعه گردشگری است. این برنامه باید مبتنیبر ظرفیتهای واقعی هر منطقه و با رویکردی علمی و پایدار طراحی شود. از جمله مهمترین نیازهای کنونی، توسعه زیرساختهای گردشگری است. یکی از ضعفهای بارز در این حوزه، کمبود یا ضعف زیرساختهایی است که برای جذب گردشگران داخلی و خارجی ضروریاند؛ مانند ایجاد اقامتگاههای استاندارد، بهبود مسیرهای دسترسی، توسعه خدمات حملونقل، و ارتقای امکانات رفاهی. در کنار زیرساخت، تبلیغات و بازاریابی بینالمللی نقش تعیینکنندهای در معرفی ایران بهعنوان یک مقصد گردشگری خاص و جذاب دارد. با وجود تنوع طبیعی، تاریخی و فرهنگی بینظیر، متأسفانه تاکنون در معرفی مؤثر این ظرفیتها به بازار جهانی عملکرد ضعیفی داشتهایم. از دیگر اقدامات ضروری میتوان به ظرفیتسنجی و مدیریت پایدار مناطق گردشگری؛ تدوین و اجرای قوانین شفافتر و نظارت مؤثرتر برای حفاظت از منابع طبیعی و فرهنگی؛ آموزش و فرهنگسازی رفتار مسئولانه با محیطزیست و میراث فرهنگی؛ برگزاری کمپینهای عمومی آگاهیبخشی و گنجاندن مفاهیم گردشگری پایدار در نظام آموزشی؛ اشاره کرد و درنهایت، تمامی این اقدامات باید در چارچوب پایداری تعریف شوند؛ بهگونهایکه منابع طبیعی و فرهنگی کشور برای نسلهای آینده حفظ شود و تمرکز بر گردشگری سبز، مسئولانه و مشارکتی در رأس سیاستها قرار گیرد.» اگر این اقدامات با رویکردی پایدار و علمی انجام شود، طبیعتگردی میتواند نهتنها منبعی برای توسعه اقتصادی، بلکه ابزاری برای حفاظت از منابع طبیعی و ارتقای آگاهی عمومی باشد. اما اگر با همین روند بیبرنامه و ناهماهنگ ادامه دهیم، چیزی که از طبیعت ایران برای آیندگان باقی میماند، تنها یک خاطره خواهد بود.
برچسب ها:
تغییراقلیم، توسعه پایدار، شبکههای اجتماعی، صنعت گردشگری، طبیعتگردی، فرسایش خاک، گردشگری، گردشگری پایدار، گردشگری سبز، محیطزیست، میراث فرهنگی
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
ر
روایت زندگی در جوار دود مشعلها
«گچساران» و ثروتی که هر شب میسوزد
۶۰ سال پس از «سازمان جلب سیّاحان» و تحولی که در گردشگری ایجاد کرد
ایران؛ دروازه جهان
«برادران امیدوار» نمونه عالی همراهی قلم با قدم
پرندگان؛ پیامآوران صلح و زندگی
در ظاهر پرآب و در واقعیت خشک
آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید!
در گفتوگو با «ندا کردونی»، مشاور مسئولیت اجتماعی شرکتی اتاق بازرگانی تهران مطرح شد
حقوق جامعه محلی مقابل شعلههای نفت اولویت کدام است؟
«پیام ما» در گفتوگو با عضو هیئت علمی گروه باستانشناسی دانشگاه جیرفت شهرکسازی در عرصه تاریخی این منطقه را بررسی کرد
شهرکسازی در عرصه شهر قدیم جیرفت
در میزگرد تابآوری زیستمحیطی مؤسسه «رحمان» مطرح شد
تابآوری شعاری
سنجابهای قاچاق بازار تهران به زاگرس برگشتند
وب گردی
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
وقتی بومگردیها جای پناهگاهها را گرفتند
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید