جنگلداری، کلید احیای منابع طبیعی





جنگلداری، کلید احیای منابع طبیعی

۱۳ اسفند ۱۴۰۳، ۱۸:۴۷

هدف از دخالت‌های جنگل‌شناسی در جنگل‌ها محدود به تولید چوب نیست. این اقدام استواری جنگل و مساعد کردن هرچه بیشتر زمینه‌های استمرار تولید را فراهم می‌کند. دخالت‌های جنگل‌شناسی باعث افزایش کارآیی‌های بیشتر را در جنگل‌ها می‌شوند، رشد کمی آنها را افزایش می‌دهند و این رشد کمی را به رشد کیفی مبدل می‌کنند. درعین‌حال، تجارب مختلف نشان داده‌اند دستیابی به اهداف اکولوژیکی تنها از طریق صندوق دولت عملاً در بلندمدت نتایج مناسبی به‌همراه ندارد و وصل کردن استواری اکوسیستم‌های جنگلی به منابع خارجی درنهایت به رها شدن جنگل به حال خود و ناپایداری تدریجی آن منجر می‌شود. امری که سالیان زیاد است در جنگل‌های خارج از شمال کشور نیز رخ داده است.

جنگل‌ها منابع تولیدی دائمی هستند که چنانچه به‌درستی در آنها دخالت‌هایی صورت گیرد، موجودی سرپای آنها هرگز به صفر نمی‌رسد. کارایی جنگل‌ها اعم از تولید چوب، جذب انیدرید کربنیک هوا، افزایش میزان بارندگی، ممانعت از فرسایش خاک و موارد دیگر اموری طبیعی هستند که اجرایی شدن آنها وابسته به سلامت جنگل و رشد درختان آن دارد. هر جنگلی رشد بهتر و بیشتری داشته باشد، به همان نسبت هم سالم‌تر و کار‌آیی‌های بیشتری خواهد داشت. جنگل‌های کشور بنابر اصل قانون تنفس در زمره جنگل‌های تخریب‌شده محسوب می‌شوند که نیاز شدید به احیا شدن دارند.

مهمترین هدف از هرگونه دخالت‌های جنگلشناسی در جنگل به عکس نظر برخی از عوام به‌هیچ‌وجه تولید چوب نیست؛ کما اینکه در جنگل‌های کاملاً طبیعی و دست‌نخورده که هیچ‌گونه دخالتی نیز در آنها صورت نمی‌گیرد، باز هم چوب به‌طور طبیعی تولید می‌شود. امر تولید چوب در هر جنگلی اعم از جنگل تخریب‌شده و یا تخریب‌نشده امری کاملاً طبیعی است. بنابراین، هدف از دخالت‌های جنگل‌شناسی در جنگل‌ها مطلقاً محدود به تولید چوب نیست بلکه هدف اصلی از این دخالت‌های احیایی و پرورشی نخست استواری جنگل و مساعد کردن هرچه بیشتر زمینه‌های استمرار تولید است. این‌گونه دخالت‌های جنگل‌شناسی، موجب افزایش کارآیی‌های بیشتر را در جنگل‌ها می‌شوند، رشد کمی آنها را افزایش می‌دهند و این رشد کمی را به رشد کیفی مبدل می‌کنند.

باز کردن تاج پوشش جنگل موجب گسترده شدن تاج درختان و افزایش فعالیت‌‌های فتوسنتزی توأم با جذب هرچه بیشتر انیدرید کربنیک از هوا است. جنگلی از استواری و استمرار تولید دائمی برخور‌دار است که در آن تعادل نسبی مابین تولیدکنندگان، مصرف‌کنندگان و تغییردهندگان موجود باشد. شرط لازم به‌منظور دستیابی به این هدف نیز اجرا کردن اصول اساسی و زیربنایی فعالیت‌های اقتصادی، بوم‌شناسی و اجتماعی است. تجارب بیش از دویست‌و‌اندی سال جنگلداری در جهان نشان داده است درعمل فعالیت‌های اقتصادی جنگل‌ها بر سایر اهداف برتری داده شده‌اند. رعایت تمامی اصول اکولوژی و حل مسائل اجتماعی زمانی به اجرا درآمده است که بخشی از درآمد‌های حاصل از فعالیت‌های اقتصادی جنگل صرف تأمین هزینه‌های این اقدامات شوند و یا اینکه هزینه‌های مربوط به رفع نیازمندی‌های آنها خارج از جنگل و از طریق منابع خارجی و یا درآمدهای دولتی تأمین شوند. تجارب مختلف نشان داده‌اند دستیابی به اهداف اکولوژیکی تنها از طریق صندوق دولت عملاً در بلندمدت نتایج مناسبی به‌همراه نداشته است.

وصل کردن استواری اکوسیستم‌های جنگلی به منابع خارجی عملاً جنگل‌ها را از منابع تولیدی پایان‌ناپذیر به منابع مصرفی مبدل می‌کند که درنهایت به رها شدن جنگل به حال خود و ناپایداری تدریجی آن منجر می‌شود. امری که سالیان زیاد است در جنگل‌های خارج از شمال کشور نیز رخ داده است. تجارب هشت سال گذشته قانون تنفس نیز نشان داده است انتظار دریافت بودجه از اینجا و آنجا راه به جایی نخواهد برد و جز اتلاف وقت و تخریب بیشتر جنگل‌ها دستاورد دیگری به‌همراه نخواهد داشت. واقعیت این است که در هیچ کجای جهان چه در کشور‌های بسیار ثروتمند و چه در کشور‌های فقیر جنگل‌ها تنها با هزینه‌های جاری دولت‌ها اداره نمی‌شوند، مخصوصاً که بیشترین این جنگل‌ها نیز به بخش‌های خصوصی تعلق دارند. کمک‌های دولت‌ها در مواقع ضروری در پیشبرد اهداف اکولوژی مؤثرند، اما به‌طورکلی جنگل‌ها برپایه اصل خودکفایی مطلق مستقر هستند و نیازمندی‌های اقتصادی، اکولوژی آنها از طریق فروش تولیدات جنگلی اعم از چوب، انیدرید کربنیک، حیات‌وحش، فعالیت‌های تفریحی و غیره تأمین می‌شود. در کشور اتریش بیش از نصف درآمد ارزی کشور از ۴.۲ میلیون هکتار جنگل و خدمات جنگلی تأمین می‌شود. وضعیت در سایر کشور‌های اروپایی مانند آلمان، فرانسه، سوییس و غیره نیز کم‌وبیش مانند این کشور است.

امروزه جنگل‌هایی که در اختیار سازمان محیط‌زیست قرار گرفته‌اند و هزینه‌های جاری آنها کم‌وبیش از طریق منابع دولتی تأمین می‌شود، از وضعیت چندان مناسبی برخوردار نیستند. عدم استقرار زادآوری طبیعی با حضور دائمی دام و حیات‌وحش شرایط کنونی و آینده آنها را با مخاطرات شدیدی مواجه ساخته است. در این قبیل جنگل‌های واگذاری‌شده هیچ‌گونه طرح و برنامه مشخصی برای آینده، پیش روی به‌جز رها کردن آنها به حال خود منتشر نشده است. جنگل‌هایی که در حال حاضر تحت‌نظر این سازمان محیط‌زیستی اداره می‌شوند نیز مانند سایر جنگل‌های کشور در زمره جنگل‌های تخریب‌شده در قانون تنفس به حساب می‌آیند. آنها نیز مانند سایر جنگل‌های تخریب‌شده شدیداً نیاز به دخالت‌های احیایی و پرورشی دارند. این منابع جنگلی در شرایط کنونی و با وجود انبوه مشکلات اجتماعی و بالاخص حضور فعال دام و توسعه جمعیت حیات‌وحش هرگز به جنگل‌های طبیعی دست‌نخورده مبدل نخواهند شد.

در این جنگل‌ها حتی ابتدایی‌ترین اقدامات در مورد آماربرداری و پایش منتشر نشده است و کمترین اطلاعی از وضعیت گذشته، حال و آینده آنها در دسترس نیست. در این شرایط بحرانی واگذار کردن حدود ۲۰ درصد از بقیه جنگل‌های کوهستانی که در شیب‌های بیش از ۶۰ درصد قرار دارند نیز به پارک‌های ملی و در اختیار نهادن آنها به سازمان محیط‌زیست تکرار همان اشتباهاتی است که تاکنون در مورد واگذاری سایر جنگل‌ها به‌عمل آمده است. این جنگل‌های پرشیب بیشترین سهم از جنگل‌های تخریب‌شده را به خود اختصاص می‌دهند که نیاز فوری به احیا و پرورش دارند. سرچشمه بیشترین سیلاب‌های فاجعه‌برانگیز و مهیب در کشور به‌خصوص در شمال کشور در این عرصه‌های پرشیب جنگلی است. سیل‌های چندسال اخیر در حوضه‌های آبخیز رودخانه سه هزار و جنگل‌های گلستان که موجب خسارت زیادی شدند، نمونه بارز اداره کردن این نوع جنگل‌ها است. تهیه و اجرای طرح‌های جنگل‌داری در این جنگل‌های کوهستانی بالاخص جنگل‌های حفاظتی غیرقابل بهره‌برداری نسبت به سایر طرح‌های جنگلداری حق تقدم دارند. تا زمانی که برای این قبیل از جنگل‌های کوهستانی تدابیر احیایی و پرورشی اتخاذ نشود و آنها مانند گذشته به حال خود رها شوند، کشور کماکان و بدون استثنا با مشکلات و مسائل ناشی از سیل‌های مهیب و تخریب‌کننده دست به گریبان خواهد بود.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق