«مبینا نورمحمدیان»، کارشناس مؤسسه «توسعه پایدار و محیط‌زیست»، از یک‌دهه کار با جامعه محلی می‌‌گوید

گردشگری روستایی و عشایری بدون زنان معنا ندارد

مشارکت فعال زنان در صنایع‌دستی و گردشگری روستایی نه تنها به تغییرات مثبت زندگی‌شان منجر شده بلکه آگاهی مردم از اهمیت محیط زیست را نیز افزایش داده است





گردشگری روستایی و عشایری بدون زنان معنا ندارد

۲۳ بهمن ۱۴۰۳، ۱۷:۲۳

«زندگی در شمال یعنی زیستن در طبیعت»،‌ این گفته «مبینا نورمحمدیان»، کارشناس محیط‌زیست و معیشت پایدار مؤسسه «توسعه پایدار و محیط زیست» یا همان «سنستا»، است. او بیش از یک دهه در این مؤسسه بوده و در انواع و اقسام پروژه‌های داخلی و بین‌المللی با موضوع عشایر و بازتوانمندسازی جامعه بومی و محلی حضور داشته است. از او پرسیدم چطور وارد این حوزه شد؟ در این سال‌ها در کدام مناطق کار کرده‌؟ آیا تفاوتی بین کار زنان و مردان در پروژه‌های مرتبط با جامعه محلی وجود دارد و مشارکت مردم در تصمیم‌گیری‌ها آیا به رسمیت شناخته شده است یا خیر!

چطور وارد حوزه محیط‌زیست شدید؟

از آنجا که اهل شمال هستم، بیشتر کودکی‌ام را در طبیعت گذرانده‌ام. در شمال و مازندران خوردن گوشت پرندگان مهاجر بسیار رایج است‌، این گفته را نباید به گزاره تعبیر کرد که ما به پرندگان علاقه نداریم. در سنت این منطقه،‌ تغذیه از گوشت انواع پرندگان وجود داشت، اما امروز بسیار کم شده؛ نکته‌ای که برای حفاظت از پرندگان هم باید این ملاحظه را در نظر گرفت. من هم به‌دنبال پدرم به دامگاه‌های مختلف برای دیدن صید می‌رفتم. کودک بودم و شکارچی برایمان گونی‌گونی پرندگان شکارشده می‌آورد. آنها به هیچ پرنده‌ای رحم نمی‌کردند و در گونی از غراب گرفته تا سار و خوتکا و … را می‌دیدیم. در همان سن کم، گونی را باز می‌کردم و تک‌تک پرندگان بخت‌برگشته را بر موزاییک‌های حیاط می‌چیدم؛ چون باید تمامشان را پاک می‌کردم. البته به این کار علاقه داشتم، پرسیدن نام محلی‌شان، دیدن اندام‌های متفاوت، فرم پاها، رنگ پر‌ها و آینه بالی، فرم نوک و جذاب‌تر از همه تشریح آنها و محتویات معده‌شان برایم بسیار جذاب بود. گاهی حتی از دیدن آن گونی سنگین و خونی خوشحال هم می‌شدم. اما… روزی که پدرم با یک خوتکای زنده به خانه آمد، داستان عوض شد! یک خوتکا که زنده در دام افتاده بود، نصیب پدرم شد تا خودمان سرش را ببُریم. آنجا بود که به زیبایی «جان» در بدن پرندگان پی بردم. چطور می‌توانستم این ظرافت و زیبایی را پر پر کنم؟ به مادرم گفتم این مال من است و نمی‌گذارم بکشیدش، پدرم توجهی به خواسته احساسی من نکرد و همچنان دنبال چاقو می‌گشت. با صدای بلند و بغض‌آلود به‌طور مداوم داد می‌زدم نمی‌گذارم بکُشیدش، دیگر حق نداری پرنده مرده به خانه بیاوری، هرگز پرنده‌ای پاک نمی‌کنم و نمی‌گذارم اینجا کسی پرنده تیرخورده بخورد. خوتکا را برداشتم و به‌سمت حیاط دویدم و با دستان کوچکم تا آنجا که می‌توانستم به بالا پرتابش کردم تا برود. رفت و دیگر هیچ‌وقت آن گونی‌ها به خانه ما نیامدند. از آن پس، بیشتر پیگیر یادگیری دانش پرندگان و دیگر جانوران شدم و در دانشگاه رشته محیط‌زیست را با اطمینان انتخاب کردم.  از اینکه دنیای طبیعت برایم بزرگتر می‌شد، لذت می‌بردم.

 

چه سالی به مؤسسه توسعه پایدار و محیط‌زیست یا همان سنستا پیوستید؟ در این انجمن چه می‌کردید و می‌کنید؟

من از سال ۱۳۹۲ با سنستا همکاری می‌کنم. فعالیت من در این مؤسسه در رابطه با موضوعاتی نظیر اکولوژی حیات‌وحش، بهنژادی تکاملی و بذرهای بومی، معیشت بومی‌ و ارتباطش با منابع طبیعی، گردشگری حق‌محور و توسعه درون‌زای روستا است.

 

چند پروژه با جامعه محلی داشتید و کدام شهرها و روستاها؟

تعداد پروژه‌های کاری ما زیاد بود و در خاطرم نیست که چه تعدادی را کار کرده‌ام، ولی تا جایی که به خاطر دارم با جوامع عشایر، شاهسون، کویر مرکزی، قشقایی، بختیاری، لر و لک، بلوچ و به‌طور خاص با جامعه ساحلی دریایی جزیره قشم کار کرده‌ام.

 

به نظرتان با پروژه‌هایی که انجام دادید، توانسته‌اید تغییری در جوامع روستایی ایجاد کند؟ چطور؟ و کدام پروژه‌‌تان را موفق‌تر می‌دانید و چرا؟

من در حد توانم سعی کرده‌ام کارم را درست انجام دهم و از همه مهم‌تر وقتی با جامعه طرف هستیم، باید بدانیم که هریک از فعالیت‌های ما اثر دارد؛ مثبت یا منفی. سعی کردم از تجربیات مثبت و منفی متخصصان دیگر استفاده کنم و بهترین راه را انتخاب کنم. دریافتم در فعالیت‌های اجتماعی «پایش و ارزیابی» مهمترین نقش را دارد؛ چه بودجه باشد و چه نباشد. در پروژه بهنژادی تکاملی تیم سنستا به نتایج بسیار خوبی رسید و همچنین، در جزیره قشم فعالیت‌های پرثمری داشتیم. زیرا زمانی می‌توانیم بگوییم پروژه‌ای موفق است که به نتایج مورد انتظار دست پیدا کنیم و از پایداری و پویایی آن مطمئن باشیم.

 

به‌نظر شما در پروژه‌های بازتوانمندسازی بحث جنسیت مطرح است؟ و اگر بله در کجا برجسته می‌شود؟

تا حدودی بله. در پروژه‌های بازتوانمندسازی بسته به اینکه با چه گروهی وارد کار شوی، مهم است که مرد باشی یا زن. واقعیتش من فکر می‌کنم همکاران من که خانم هستند تابه‌حال با این مشکل روبه‌رو نشده‌اند. ما شاگردان دکتر فرور و دکتر کاترین رضوی بودیم و یاد گرفته‌ایم چگونه و با چه روش‌هایی در جامعه حضور پیدا کنیم تا کمترین حاشیه و مشکل را داشته باشیم. حتی گاهی با ما خانم‌ها همکاری بهتر هم می‌شد و اعتمادسازی کار راحت‌تری برایمان بود. پیشینه و رزومه کاری مؤسسه و اعتبارهایی که میان ریش‌سفیدان و گیس‌سفیدان داشتیم، بی‌تأثیر نبود. باید از جنس این کار بود؛ اگر نه، به حاشیه کشیده می‌شوی و از مقصد منحرف خواهی شد.

 

آیا فعالیتی بوده که می‌خواستید انجام دهید، اما آن را به همکار مرد خود واگذار کنید؟ یا بالعکس کاری بوده که شما بتوانید انجام دهید و او نتواند؟

بله، این مورد اتفاق افتاده است. در کارگاه‌هایی که جامعه هدف مردها بودند، ترجیح بر این بود که همکار مرد کار را در دست بگیرد، ولی حتماً ما زن‌ها به آن ورود می‌کردیم و در کنار همکار مرد حضور داشتیم و حتی گاهی حضور ما از بعضی از موارد درگیری جلوگیری هم می‌کرد.

 

یکی از حوزه‌هایی که کار کرده‌اید، گردشگری و صنایع‌دستی بوده،‌ چقدر مشارکت زنان روستایی در گردشگری برجسته بوده و آیا این حضور به تغییراتی در زندگی و شیوه تفکر آنها منجر شده است؟

صنایع‌دستی، فرهنگ و آداب مربوط به زنان گاهی حفظ و  احیا و گاهی با فرهنگ گردشگر ادغام و کم‌رنگ شده است

خوشبختانه بخش بزرگی از فعالیت‌های گردشگری در دست زنان است و بدون آنها گردشگری روستایی و عشایری هیچ معنایی ندارد. امروزه زنان و دختران حتی بیشتر از مردان در این صنعت فعالیت دارند. این مورد قطعاً موجب تغییرات مثبت و گاهی منفی در زندگی‌شان شده و نقش زنان را در جامعه خودشان پررنگ‌تر کرده است. صنایع‌دستی، فرهنگ و آداب مربوط به زنان گاهی حفظ و  احیا و گاهی با فرهنگ گردشگر ادغام و کم‌رنگ شده است.

 

سال‌هاست بحث مشارکت مردم در حوزه‌های مختلف مطرح است. به‌نظر شما دولتی‌ها آیا حقوق مردم محلی و بومی ‌را به رسمیت می‌شناسند؟

در سال‌های اخیر در دنیا بحث مشارکت زیاد مطرح شده است و دولت‌ها کنفرانس‌ها و نشست‌های زیادی در این رابطه برگزار و تعهداتی را امضا می‌کنند. می‌توان این تعاملات را بیشتر کرد و از تجربیات و دانش بومی‌ هزاران‌ساله بهره برد.

 

چقدر فعالیت‌هایی که انجام دادی به حفاظت از گونه‌های مختلف حیات‌وحش منجر شده و آیا روی گونه خاصی هم متمرکز بوده‌اید؟

 

در تشکل برقع به این موضوع توجه داریم که حیات‌وحش و پوشش گیاهی جزیره و معماری بومی را روی صنایع‌دستی منطقه داشته باشیم تا هم باعث آشنایی گردشگران شود و هم مردم به اهمیت آنها بیش‌ازپیش پی ببرند

در کار به‌طور خاص کمتر روی گونه‌های حیات‌وحش تمرکز کرده‌ایم. در مقابل یکی از موضوعات اصلی کار ما حفاظت از تنوع زیستی گیاهی ایران بوده است و درباره بذرهای گندم و جو بومی ایران کار کرده‌ایم. در رشته تحصیلی بر روی تغذیه مرال کار می‌کنم. همچنین، در تشکل برقع به این موضوع توجه داریم که حیات‌وحش و پوشش گیاهی جزیره و معماری بومی را روی صنایع‌دستی منطقه داشته باشیم تا هم باعث آشنایی گردشگران شود و هم مردم به اهمیت آنها بیش‌ازپیش پی ببرند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *