در جستوجوی رنگ در دل رنج
ابراهیم گلزاری، هنرمند ۲۱ساله از زابل، با وجود بیماری نادر امپیاس و مشکلات جسمی، مالی و روحی توانست اولین نمایشگاه نقاشی خود را در تهران برگزار کند
۳۰ آذر ۱۴۰۳، ۱۹:۰۴
ابراهیم گلزاری هنرمند زابلی مبتلا به بیماری نادر امپیاس با وجود مشکلات جسمی، روحی و مالی فراوان توانست در ۲۱سالگی بدون حمایت هیچ ارگانی، با برگزاری نمایشگاه نقاشیاش در تهران به رؤیای خود رنگ واقعیت ببخشد.
در بعدازظهر سردی از آذرماه با عبور از خیابانهای پاییزی و شلوغ تهران به گالری «برمخ» و درهای بستۀ آن رسیدم. درهایی که بهمحض فشردن زنگ برایم باز شدند و استقبال گرم مسئول گالری را بهدنبال داشتند. از «رؤیاهای بیدار» پرسیدم و فهمیدم باید دوطبقه بالا بروم. از پلهها که بالا رفتم، بالاخره به سالنی که آثار ابراهیم در آن به نمایش درآمده بود، رسیدم. سالنی با دیوارهای مشکی و مزین به تابلوهای نقاشی او که هرکدام نقشی و رنگی از طبیعت را به تصویر میکشیدند. اولین چیزی که نظرم را به خود جلب کرد، ترتیب این تابلوها بود که براساس رنگهای سرد و گرم چیده شده بودند و علاوهبر القای نظم و آرامش به چشمان مخاطب، یادآور فصول سال نیز بودند. حین ورود به سالن، متوجه ابراهیم، مادر و برادرش شدم که با لبخند گرمشان به استقبال من آمدند. از خلوتی سالن متعجب شدم و تا زمانی که آنجا را ترک کردم هم این تعجب رهایم نکرد. آثار ابراهیم که تعداد کمی هم نداشتند، بهگفتۀ خود او اکثراً در یک سال اخیر زندگیاش به رسم درآمده بودند. یکسالی که همه لحظاتش برای این روزها و به نمایش درآمدن نتایج تلاشهای او صرف شده بود. غیر از ابراهیم و خانوادهاش، زن دیگری را نیز در گالری دیدم، زنی که از بدو ورودم به آنجا در حال صحبت با تلفن و معرفی نمایشگاه به دیگران بود. او به مخاطب پشت تلفن میگفت: «خیلی قشنگاند! حیف است اگر دیده نشوند.»
دردهای گذشته، محرکی برای امروز
ابراهیم گلزاری هنرمند ۲۱ساله اهل زابل و صاحب آثار به نمایش درآمده در نمایشگاه «رؤیاهای بیدار» است. آثاری که برآمده از درد و رنج جوانی است که عضو جامعۀ بیماران امپیاس ایران است. او که تا این سن ۱۴ جراحی را پشت سر گذرانده و بهزودی باید پانزدهمین عمل را هم انجام دهد، تابهحال برای مبارزه با این بیماری ژنتیکی نادر هیچ حمایتی دریافت نکرده است. وقتی از انتظاراتش از دولت و سازمانهای مردمنهاد پرسیدم گفت نه امیدی به دولت دارد و نه انتظاری از دیگران: «از سال پیش که یک سکته قلبی را پشت سر گذراندم و از مرگ برگشتم، فهمیدم چرخ دنیا بدون من هم میچرخد؛ از آن موقع است که فهمیدم خودم باید به فکر نجات خودم باشم. من اگر چیزی بخواهم هم حقوق اولیهام را میخواهم. دارو و بیمه که برخلاف ایران در همه کشورها برای افرادی با مشکلات جسمانی من فراهم است.»
نقاشی ققنوس ابراهیم که بهگفتهٔ خودش المان اصلی نمایشگاه «رؤیاهای بیدار» است، میتواند گویای قصهٔ او باشد؛ قصهٔ ابراهیمی که در آتش سوخت، اما توانست از خاکستر درد و رنجهای زندگیاش سربرآورد. او از زمانی میگفت که در دوران راهنمایی شاگرد اول مدرسه و عضو انجمن ریاضی بود و برای ادامه تحصیل رؤیاهای زیادی در ذهن داشت، اما ناچار شد بهدلیل مشکلات جسمی، مالی و آزارهای کلامی و جسمانی دیگران در مدرسه و دیگر بخشهای جامعه، بهمدت شش سال خانهنشین شود. او میگوید یکی از اهدافش از برگزاری این نمایشگاه از بین بردن نگاه کلیشهای جامعه به امثال اوست: «واژۀ معلولیت برای من و بچههای شبیه من هیچ معنایی ندارد. ما با وجود همه اینها میتوانیم با استعداد و توانا باشیم.»
خانهنشینی ششساله ابراهیم اما او را متوقف نکرد. او برای از بین بردن دردهای جسمانی و تأمین هزینههای درمان باید کار میکرد و شاگردیِ نقاش دیواری همانکاری بود که مسیر جدیدش را در زندگی رقم زد. او با آموزش دیدن از همان نقاش دیواری و بدون گذراندن دورههای آموزشی آکادمیک، توانست استعداد خود را در این زمینه پیدا و تواناییهایش را گسترش دهد. مسیر تحقق بخشیدن به رؤیای ابراهیم از اجارهٔ اتاقی میگذشت که برای مدتی خود را در آن حبس کرد. او حتی بسیاری از شبها را در آن اتاق تا صبح بیدار ماند تا تابلوهای نقاشیاش را خلق کند. تابلوهایی که در آن زمان تنها همدم و رفیق تنهاییهای او بودند. او میگوید در ابتدا قصد و علاقهای برای ادامه دادن این مسیر نداشت و صرفاً از این هنر استفاده کرده است تا خودش را به جهان اثبات کند. اما وقتی از برنامههایش برای آینده پرسیدم، اینگونه پاسخ داد: «تا الان فرصتی برای آموزش نداشتم، اما از الان بهبعد میخواهم یک هنرمند باسواد شوم. بهاندازه کافی تجربه دارم و حالا دوست دارم از طریق علم این مسیر را ادامه دهم.» او نیز مانند هر جوان دیگری در دهۀ بیست زندگیاش رؤیاهایی دارد. از علاقهاش به موسیقی و ساز پیانو میگوید، علاقهای که بهدلیل گرانی ساز و کلاسهای موسیقی هیچوقت دنبال نشد.
شهر من خشکسالی است
اکثر آثار ابراهیم گلزاری جلوهای از طبیعت را به تصویر میکشانند. وقتی از «پیام ما» و اهدافش برای ابراهیم گفتم، از یکی دیگر از ایدههای پشت آثارش گفت: «تا جایی که توانستم در کارهایم نقش انسان را وارد نکردم. حتی در بعضی از کارهایم آثار انسان مثل خانهها را هم حذف کردهام؛ چراکه بهنظرم دنیا بدون ما انسانها خیلی قشنگتر است. ما خیلی طبیعت را خراب کردهایم.» او با این حرف به یکی از آثارش اشاره کرد که منطقهای دیدنی در سیستانوبلوچستان را به تصویر کشانده بود. منطقهای که اکنون بهدلیل خشکسالی دیگر زیبایی سابقش را ندارد.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
ر
روایت زندگی در جوار دود مشعلها
در ظاهر پرآب و در واقعیت خشک
آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید!
در میزگرد تابآوری زیستمحیطی مؤسسه «رحمان» مطرح شد
تابآوری شعاری
کاهش قنوات فعال در استان مرکزی؛
میراث کهن مدیریت آب در مسیر زوال
مرغک «نظر» روی شانه شیرهای «تناولی»
گزارشی از برنامهای برای گرامیداشت یاد «محمودرضا بهمنپور»
حیات بهمنپــــــور در حیات «نظر»
دموکراســـــــــی در عصر اختلال
جانِ نحیفِ جهانهای جدیـــــد
گرافیک ایران؛ از میدان نبرد تا میز کار لرزان
گفتوگوی «پیام ما» با رئیس موزه هنرهای معاصر تهران درباره برگزاری نمایشگاه «هنر و جنگ» در این موزه
گذر از شرایط بحرانی به کمک فرهنگ و هنر
وب گردی
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
صحنه پس از جنگ
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید