بایگانی
شماری از اعضای هیئت دولت در نامه شان به شورای نگهبان کوشیدهاند با تایید توانمندی محمد مهدی اسماعیلی، وزیر ارشاد، زمینه تایید صلاحیت او را فراهم کنند. موضوعی که به صورت آشکار بی طرفی دولت در انتخابات را تحت تاثیر قرار داده است. افرادی چون محسن منصوری (معاون اجرایی)، میثم لطفی (رئیس سازمان امور استخدامی)، علی باقری (سرپرست وزارت خارجه)، انسیه خزعلی (معاون امور زنان)، جواد اوجی (وزیر نفت)، محمدعلی نیکبخت (وزیر کشاورزی)، عیسی زارع پور (وزیر ارتباطات)، علی بهادری جهرمی (سخنگوی دولت)، علیاکبر محرابیان (وزیر نیرو)، علی سلاجقه (رئیس سازمان محیط زیست) و عباس علی آبادی (وزیر صمت) این نامه را امضا کردهاند.
شماری از اعضای هیئت دولت در نامه شان به شورای نگهبان کوشیدهاند با تایید توانمندی محمد مهدی اسماعیلی، وزیر ارشاد، زمینه تایید صلاحیت او را فراهم کنند. موضوعی که به صورت آشکار بی طرفی دولت در انتخابات را تحت تاثیر قرار داده است
پیش از این غلامحسین اسماعیلی رییس دفتر رئیس جمهوری اعلام کرده بود که دولت قصد ندارد نامزدی برای انتخابات معرفی کند اما ممکن است افراد به صورت شخصی نامزد شوند. اکنون با افشای نامه مسئولان ارشد دولت به شورای نگهبان، ادعای اسماعیلی زیرسوال رفته است. از سوی دیگر به نظر میرسد انتشار این نامه با هدف خارج کردن اسماعیلی از گردونه نامزدی ها به نفع نامزدهای دیگر باشد. اما در پی انتشار این نامه، سایت «رجانیوز» به عنوان حامی اسماعیلی، از انتشار نامه آن به شدت انتقاد کرده است. این سایت خبری مدعی شده این نامه «محرمانه» بوده است: «نامهای محرمانه به امضای اکثریت هیئت دولت، به غیر از وزرای مرتبط با برگزاری انتخابات و سایر کاندیداهای عضو کابینه، منتشر شد که امضاکنندگان آن، دکتر محمدمهدی اسماعیلی را گزینهای مناسب برای ادامه راه دولت شهید رئیسی دانسته بودند.این اقدام که در سالیان متمادی از سوی شخصیتها و چهرههای برجسته دینی و سیاسی کشور در تعامل با شورای نگهبان رواج داشته، در این مورد با شیطنت رسانهای یک جریان بدنام رسانهای مواجه و به طور گسترده در فضای مجازی منتشر شد و پس از آن در رسانههای رسمی نیز بازتاب داشت.»

«رجانیوز» در بخش دیگری از این مطلب خواستار برخورد با منتشرکنندگان نامه شده است: «به نظر میرسد دستگاههای امنیتی باید به شدت با چنین اقداماتی که صرفاً با اهداف سیاسی صورت گرفته و سعی در ایجاد تقابل علنی در فضای رسانهای کشور دارند برخورد کنند؛ چرا که اصل مشورت دادن مومنانه و محرمانه به شورای نگهبان نه تنها محل اشکال نیست بلکه مسبوق به سابقه و مورد استقبال شورا بوده است. این جریان تلاش میکند تا این اقدام محرمانه و مرسوم اعضای دولت را نوعی تخلف انتخاباتی و فشار به اعضای شورای نگهبان برای احراز صلاحیت اسماعیلی معرفی کند اما با نگاهی دقیقتر به ماجرای رخ داده و کنشهای رسانهای این جریان، این نکته به وضوح مشخص میشود که آن چه مصداق «فشار به شورای نگهبان» است، نه شهادت شرعی اعضای کابینه، که انتشار علنی یک نامه محرمانه با هدف ایجاد هزینه برای تصمیم احتمالی شورای نگهبان است.»
اکنون باید چنانکه پیش از این از سوی داود منظور، رئیس سازمان برنامه و بودجه و نامزد انتخابات اعلام شده، دولتی ها در نهایت با یک نامزد در صحنه انتخابات حضور می یابند یا اختلاف میان مهرداد بذرپاش و صولت مرتضوی با دیگر اعضای کابینه راه آنها را از یکدیگر جدا میکند. این در حالی است که هنوز اسامی نامزدهای مورد تایید شورای نگهبان هم اعلام نشده و فعلا همه چیز در سطح گمانه زنی و فشار رسانه ای ذینفعان است.
معرفی نامزدها و انتشار میثاقنامه جبهه اصلاحات
اما از سوی دیگر جبهه اصلاحات هم با انتشار متن میثاق نامه اش به نامزدهای منتسب به این جریان فکری اعلام کرد که باید این متن را امضا کرده و به آن وفادار باشند. به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، هفدهم خرداد جلسهای با حضور ۶ کاندیدای نهایی اصلاحات یعنی آقایان عباس آخوندی، مسعود پزشکیان، اسحاق جهانگیری، محمد شریعتمداری، محمود صادقی و خانم حمیده زرآبادی و همچنین نمایندگان احزاب عضو جبهه، برگزار و دربارهٔ کاندیداهای نهایی تصمیمگیری شد.
متن این میثاق نامه به شرح زیر است:
۱. به کلیه سازوکارهای تصمیم جبهه اصلاحات ایران برای رسیدن به نامزد واحد پایبند باشم.
۲. در صورتیکه نامزد منتخب جبهه اصلاحات براساس سازوکارهای تعیین شده فرد دیگری بود، رسماً کنارهگیری از رقابت انتخاباتی و حمایت خود را به نفع نامزد منتخب اعلام نمایم.
۳. قبل و بعد از اعلام صلاحیتها و تا رسیدن به نامزد واحد علیه هیچیک از نامزدهای جبهه موضعگیری نداشته باشم.
۴. به منظور اجرای فصل سوم قانون اساسی و با در نظر گرفتن بیانیه ۱۵ بندی آقای خاتمی یعنی تأمین حقوق کلیه شهروندان جامعه رنگین کمانی ایران من جمله: حق حاکمیت ملی، حق آزادی بیان، حق استفاده از فرصتهای برابر فارغ از جنسیت، قومیت و مذهب، گرایش سیاسی و اصلاح ساختارها، سیاستها و عملکردها همه توان خود را بکار گیرم.
۵. برای قدرتمند شدن جامعه مدنی ایران که از لوازم دولت توانمند است، بکوشم و تقویت جامعه مدنی را از اولویتهای دولت خود بدانم.
۶. حل مشکلات معیشتی و تامین رفاه و کاهش آلام مردم ایران را با اصلاح اقتصاد سیاسی کشور و نیز تعامل سازنده با جهان در رأس اولویتهای دولت خود قرار دهم.
این متن در شرایطی منتشر شده که هنوز روشن نیست شورای نگهبان در نهایت صلاحیت نامزدهای اصلاح طلب را برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری احراز می کند یا خیر. به نظر می رسد انتشار این متن بیشتر با هدف پیشگیری از حمایت اصلاح طلبان از نامزدهای «نیابتی» صورت گرفته است. عصر روز جمعه اما در تازه ترین تحول، «جواد امام»، سخنگوی جبههٔ اصلاحات، در صفحه شخصی اش در شبکه اجتماعی «ایکس» اعلام کرد که مسعود پزشکیان، عباس آخوندی و اسحاق جهانگیری دو سوم آرای مجمع عمومی جبهه اصلاحات را به دست آورده اند و نامزدهای نهایی این جریان سیاسی خواهند بود. به گفته «امام» حمیده زرآبادی هم موفق شده بیش از نیمی از آرای مجمع عمومی را به دست آورد. به این ترتیب در صورت تایید هر یک از این نامزدها جبهه اصلاحات نامزد نهایی خودش را معرفی خواهد کرد. با این راهبرد به نظر می رسد حمایت رسمی جبهه اصلاحات از «علی لاریجانی» به عنوان نامزد نیابتی به طور کامل منتفی شده است.
این روزها هر جا که صحبت از چالشهای محیط زیست میکنیم متاسفانه میگوییم اینها ابربحرانهایی هستند که چالشی تمدنی برای ایران به وجود میآورند. یعنی دیگر بحث این حکومت و آن حکومت نیست یا این دولت و آن دولت یا این زمان و آن زمان نیست، بلکه بحث تمدن ایران است که به شدت در معرض تهدید از ناحیه مسائل اقلیمی و محیط زیستی قرار گرفته است. البته دنیا هم با بسیاری از این ابربحرانها مواجه است و بخاطر همین در دهههای گذشته سازوکارهایی را تعیین کرده که برخی از آنها موفق و برخی هم نام موفق بودهاند.
در ایران با چالشهایی روبهرو هستیم؛ علاوه بر اینکه بحث خشکسالی و تغییر اقلیم را داریم سالهاست تحت تحریمهای ظالمانه هستیم و مشکلاتی در ابعاد مسائل سیاسی و مردمسالاری داریم که همه اینها در کنار هم چالشهایی را در بخش حکمرانی به وجود آورده است. برخی معتقدند تا زمانی که فقط برای بقا تلاش کنیم بحث توسعه پایدار را نمیتوانیم مطرح کنیم. یعنی اگر با وجود همه این فشارهای بینالمللی و مسائل داخلی فقط هدف بقا باشد و کیفیت زندگی مد نظر قرار نگیرد یا خود به خود از اولویتها خارج شود، سیاستهای توسعه هرگز به پایداری نمیرسد. بههرحال در پسزمینه همه اینها مشکلات محیط زیست است.
آمارها و گزارشهای وضعیت محیط زیست این تصویر را روشن و آشکار میکند. آمار علمی در واقع تکلیف را روشن میکند، داده وقتی تبدیل به اطلاعات بشود و سپس تحلیل آماری و ترندها نشان میدهند که ما در چه روندهایی قرار داریم. به این معنی که مثلا وقتی دادهها گواه ۳۰ سال خشکسالی هستند نمیتوان وجود خشکسالی و روند تغییر اقلیم را -چنانچه طیفی تندرو در داخل آن را انکار میکرد- منکر شد.
مانند ترامپ و طرفدارانش که این اعتقاد را نداشتند و برای نجات کره زمین همراهی نکردند. به دلیل انکارهای داخلی، در دولت دوازدهم به عنوان رئیس سازمان حفاظت محیط زیست از سازمان هواشناسی خواستم تا گزارش علمی دقیقی از ترند بارندگی و ترند دما در ایران طی سه چهار دهه اخیر ارائه دهد. گزارش سازمان هواشناسی در زمینه «بارش»، «روند دما» و «برف» آمد که همه نشان میدهد ما دچار روند ۳۰ یا ۴۰ سالهٔ تغییراقلیم هستیم و بیش از یکوهفت دهم درجه سانتیگراد افزایش دما داشتیم و حدود ۱۲ درصد کاهش بارندگی و نزدیک ۳۰ درصد کاهش برف؛ و البته میدانید که برف شاخص مهمی در این زمینه است.
این مثال را زدم برای اینکه اهمیت تهیه و اعلام گزارشهای وضعیت محیط زیست را بگویم. از دوره دولت اصلاحات پایهگذاری نظام آمار محیط زیست کشور را با وجود دشواریهای بسیار، شروع کردیم. برای تهیه این آمارها ۳۵ نهاد باید با مرکز آمار و سازمان حفاظت محیط زیست کار میکردند و اطلاعاتشان جمعآوری و تحلیل میشد. این در شرایطی بود که آن زمان پلتفرمها مانند امروز گسترده نبود و نرمافزارهای لازم به شکل کنونی نبود. امروزه حتی هوش مصنوعی میتواند در این زمینه با پیشبینی سناریوهای مختلف بسیار کمک کند. البته این منوط به آن است که بتوانیم سیاستگذارانی را داشته باشیم که متوجه اهمیت حیاتی و تمدنی موضوع باشند و مسائل محیط زیست به عرصه تصمیمگیری کلان برگردد تا شاید بتوان امید به بهبود شرایط داشت.
امروزه مسائل محیط زیست دقیقا با معیشت مردم و زندگی روزمره آنها سروکار دارد. گزارشهای وضعیت محیط زیست هم برای متخصصان و هم برای عامه مردم تهیه میشود تا ضمن رشد آگاهیهای شهروندان، جای انکار برای تهدیدات علیه جنگل، دریا، دشت، آب، خاک یا تنوعزیستی در میان مسئولان باقی نماند. همچنین مورد استفاده محققان برای ترسیم بهتر شرایط و راهکارها قرار گیرد. به این ترتیب حداقل بخشی از تعارض گفتمانی که درباره محیط زیست دچار آن هستیم را آمار و گزارشهای وضعیت محیط زیست میتواند حل کند.
اما این روزها باید بر استفاده سیاستگذاران از این گزارشهای مهم تاکید کرد. در آستانه انتخاب رئیسجمهور دیگری هستیم. از نامزدهای ثبتنام شده که تعداد کمی از آنها برنامه داشتند، تعداد بسیار کمتری به محیط زیست اشاره کردند. یعنی کسانی که انتظار میرود با مراجعه به گزارشهای علمی و متقن بدانند آینده ایران در گرو توجه به چالشهای محیط زیستی است. مثلا اگر قرار است اقدام برای رفع تحریمها صورت نگیرد حداقل هزینههای آن بر محیط زیست را بدانند؛ اینکه موازنهای که در نظر دارند آیا برد-برد است؟ چالشهای اقتصادی ما متاثر از شرایط محیط زیست، آب و بحرانهای تغییراقلیم است. چالشهای اجتماعی ما نیز متاثر از محیط زیست است و در بحث مهاجرت تحتتاثیر تغییراقلیم و روندهای خشکسالی در کشور قرار دارد. همچنین وضعیت بهداشت و سلامت مردم؛ براساس گزارش سازمان بهداشت جهانی منشا حدود ۳۵ درصد بیماریها عدم منشاء زیست محیطی دارد. یعنی میتوان گفت ۳۵ درصد از هزینههای درمان کشور به خاطر آلایندهها بوده است.
پس نمیشود وضع محیط زیست را ندید و برای اقتصاد برنامهریزی کرد یا اقتصاد سبز را نادیده گرفت و برای رشد بالنده برنامهریزی کرد. نمیشود سلامت و کیفیت زندگی مردم را در برنامهها دید ولی تاثیر آلایندهها بر کیفیت زندگی را نادیده گرفت؛ اینها همه به هم پیوسته است و گزارشهای وضعیت محیط زیست این تصویر جامع را میتواند ارائه دهد و موارد متعدد را روشن میکند.
اگر سیاستگذار منصف، با نگاه علمی، مسئولانه و دلسوزانه باشد و دلش برای آینده ایران بسوزد، باید وضعیت کنونی اقلیم سرزمین و طبیعت ایران را بداند و بعد تصمیم بگیرد. کسانی که در عرصه رقابت ریاستجمهوری شرکت کردند امید است حداقل گزارش ده ساله وضعیت محیط زیست کشور از سال ۸۲ تا ۹۲ را ببینند که روندها را نشان میدهد و با چالشهای واقعی و تاثیرگذار بر زندگی تکتک مردم آشنا شوند تا بتوانند با چشم باز و آشنایی کافی به مسائل برنامه بدهند، صحبت و مناظره کنند.
دو گروه از دانشآموزان پایه یازدهم شامل ۳۰۰ نفر از رشته علوم انسانی و هنرستانی در اولین روز برگزاری امتحان نهایی در یکی از حوزههای امتحانی غرب تهران با مشکلاتی رو به رو شدند که تداوم این مشکلات در روزهای دیگر و بعدها مشاهده گزارش رسانههای مختلف که حکایت از گستردگی این مشکلات و کاستیها و سوءمدیریتها و بیتدبیریها دارد، نگارنده را بر آن داشت تا به عنوان ناظر بر این کاستیها مطالبی را بیان کنم. واقعیت تلخ آن است که مدارس ما به دلیل فقر زیاد در اختصاص بودجه و امکانات آموزشی و کمک آموزشی، بعد از چندین دهه هنوز هم از زیرساختهای ابتدایی لازم برای برگزاری آزمون نهایی دانش آموزان بیبهره هستند.
در این میان سال گذشته شورای عالی انقلاب فرهنگی در حرکتی بسیار عجیب و قابل تامل، اقدام به قانونگذاری کرده و قانون تاثیر قطعی معدل سه سال آخر دبیرستان را با وجود مخالفت مجلس شورای اسلامی، دانشآموزان، والدین و همه فعالان امر آموزش ابلاغ کرد. مخالفین این قانون دلایل زیادی برای رد آن دارند، عدم موفقیت دولتهای مختلف در توسعه عدالت آموزشی و بهره مندی یکسان همه دانشآموزان از حداقلهای امکانات آموزشی در مدارس، شائبه لو رفتن سوالات امتحانی در سالهای اخیر، گسترش سایه سهمگین کنکور به پایه دهم و به تبع آن آسیبهای جدی روحی و روانی در بین دانش آموزان، گستردگی بیشتر فعالیت مافیای کنکور و درآمد نجومی بیشتر برای آنان و از همه مهمتر عملکرد خلاف قانون شورای عالی انقلاب فرهنگی در قانون گذاری پشت درهای بسته و بدون در نظر گرفتن منافع عالیه دانش آموزان و به موازات آن سراسیمگی آموزش و پرورش و ناتوانی این وزارتخانه در ایجاد زیرساخت لازم برای برگزاری ازمونهای نهایی برای سه سال آخر دبیرستان همه و همه دست به دست هم داده است تا فرزندان عزیز ما روزگار سختی را بگذرانند. در سالهای گذشته فقط پایه آخر دبیرستان به شکل آزمون نهایی برگزار میشد و پایههای دهم و یازدهم آزمون هماهنگ داشتند که فقط آزمون برخی از دروس، کشوری و یا استانی بود یعنی در اصل بچهها را برای آزمون نهایی پایان دبیرستان آماده میکردند.
برپایی یکباره آزمون نهایی برای سه سال دبیرستان بدون تجارب قبلی، تعداد بسیار زیاد سوالات امتحانی، بالا رفتن سطح دشواری آزمونها، ارائه پاسخنامههای در مواردی اشتباه، نبود زیرساخت لازم در حوزههای امتحانی برای حتی پرینت سوالات آزمون مثلا برای ۳۰۰ نفر از دانشآموزان ( حداقل ۱۴۰۰ برگ در فاصله نیم ساعت)، ارسال نشدن همه صفحات آزمون به حوزههای امتحانی و توزیع چند مرحلهای سوالات، اتمام زودتر از موعد زمان پاسخگویی با سلیقه مدیر حوزه، رفتار پرخاشگرانه و نامناسب برخی مراقبان با دانشآموزان و حتی نبود صندلی راحت برای این که دانشآموز دو ساعت بتواند با آرامش حداقلی به سوالات پاسخ دهد و… به این موارد اضافه کنید ناتوانی آموزش و پرورش در صدور کارت ورود به جلسه امتحان و بروز خطای چندین باره در صدور آنلاین کارت ورود به جلسه که به خاطر همزمانی با سانحهٔ هوایی برای اعضای دولت، به فراموشی سپرده شد.
اخیرا برای چندمین بار دانشآموزان و والدین آنها کارزای را برای حذف شرط معدل به راهانداختهاند که تا کنون بیش از ۱۲ هزار نفر آن را امضا کردهاند. در متن طولانی این کارزار مطالب مهمی درج شده است. از تعدد مراجع قانونگذاری در کشور که این بار گریبان دانشآموزان را گرفته است تا اصرار عجیب شورایعالی انقلاب فرهنگی برای اجرای این مصوبه با وجود مخالفت نمایندگان مجلس شورای اسلامی و دیوانعالی کشور.
در گزارش کارشناسی مرکز بررسیهای استراتژیک نهاد ریاست جمهوری درباره مصوبه تغییرات کنکور شورای عالی انقلاب فرهنگی در پنجم تیرماه ۱۴۰۰ اینطور آمده است: «به نظر میرسد فرایند اتخاذ تصمیم درباره آزمون سراسری باید مبتنی بر فرایندی شفاف و در تعامل با ذینفعان صورت گیرد و تصمیمگیری پشت درهای بسته، احتمالا تبعات امنیتی و اعتراضات اجتماعی به دنبال خواهد داشت.» با وجود این حجم از مخالفتها با مصوبه خلاف قانون شورای انقلاب فرهنگی، وقتی قرار نیست به نفع دانشآموزنی که مخاطب و ذینفع اصلی این مصوبه هستند، باشد، به راستی قرار است چه کسانی از این اصرار شورای انقلاب فرهنگی منتفع شوند؟
«نوری بیلگهجیلان» از جنس اندک انسانهایی است که نسبتبه محیط پیرامونش حساس بوده و نوع نگاهی که به جامعه خود داشته او را در ثبت و ضبط اتفاقاتِ اجتماعی، فرهنگی و سیاسی حاکم بر ترکیه منحصربهفرد کرده است. این نوع از زندگی، جیلان را به بالاترین درجه از لحاظ فرهنگی سوق داده و امروز در نتیجۀ شش دهه زیستِ طبیعتگرایانه، او از محلۀ «باکرکوی» استانبول به فستیوالهای معتبری همچون کن و اسکار رسیده و حالا نامی شاخص در دنیای سینما است.
ریزترین رخدادهای انسانی از چشم او پنهان نمانده؛ چراکه اکولوژی حاکم بر جامعۀ خود را بهخوبی شناخته است. زندگی او سراسر مشاهده و جستجوگری بوده است؛ آنچنان که در یک مصاحبه، از خودش اینگونه میگوید که: «واقعیت این است که در دوران کودکی هیچگونه ارتباطی با مفهوم هنر نداشتم. کودکیام در قصبهای دورافتاده گذشت و شاید تنها فرم هنریای که آن زمان میشناختم موسیقی محلی بود. شاید هم چند فیلم از تلویزیون دیده بودم.» مسیر جیلان از یک روستای دورافتاده به یک دانشگاه دولتی برای تحصیل در رشته سینما کشید و سپس با کمترین امکانات مشغول ساختن دنیایی شد که از همان بچگی آغاز شده بود و حالا میتوانست جهانِ آدمها را در پردۀ نقرهای به تصویر بکشاند. در این راه شاید هرگز تصور نمیکرد که جذب محافل هنری شود و با یک دوربین عکاسی و یک کتاب که هدیه گرفته بود، مسیر زندگیاش متحول شود.
همگام با تغییرات جامعۀ ترکیه، جیلان نیز دگرگون شد، اما بهسمت یک اعتدالِ ناشی از طبیعت که در این مورد میتوان به فیلمهای زیادی از او رسید؛ از «اقلیمها» تا «روزی روزگاری در آناتولی». سینمای او در طبیعت، ادبیات و جامعه خلاصه میشود. همواره جیلان تقابل دو دیدگاه را به شایستگی مدیریت کرده که شخصیتهایش از سرزمین شکستهای بیپایانی منشأ میگیرند که فرهنگ در آن بهسمتِ ابتذال سوق داده شده و در سریالهای ترکی میتوان ردپای آنها را دید.
هنگامی که جامعۀ ترکیه تغییرات زیادی را از سمت چپگرایی مذهبی تا ملیگرایی افراطی تجربه میکرد، نگاه امثال او به شکاف طبقۀ متوسط و ثروتمند شهرنشین جلب شد. این نگاه در اکثر فیلمهای جیلان قابل مشاهده است؛ بهعنوان مثال در فیلم «دربارۀ علفهای خشک» ساختۀ سال ۲۰۲۳ میلادی، دو شخصیت از درونِ یک محتوای کاملاً اجتماعی به یک سکانس کاملاً سیاسی رسیده و آنجاست که فیلمساز با میزانس و دکوپاژی کمنظیر، دو تفکر لیبرال و سوسیالیست را به چالش میکشد. نمابهنمای این سکانس سراسر کارگردانی شده و میتوان یک کشمکش سینمایی را بین یک جداییطلب کُردستانِ ترکیه با یکی از اقلیتهای شیعۀ ساکن در شرق این کشور مشاهده کرد. در آخرین پلان از این سکانس، کارگردان در سمتِ نمایندۀ تفکر بورژوازیِ روستایی میایستد که بهتر بود در این سکانس جیلان بیطرف میماند و قضاوت را سراسر به تماشاگر واگذار میکرد.
سینمای جیلان، جهانی عجیب به خود گرفته که در کلوزآپ آن رویای اکثر آدمها عقیم مانده و در نمای بازتر، جامعه در حال فروپاشی است؛ تصاویری سنگین با ضرباهنگی بسیار کُند که بهشدت واقعگرا هستند و خبر از وضعیت کسالتبار قشر روستایی، آنهم در دلِ قرن بیستویکم میدهند. در سینمای جیلان خبری از دنیای مدرنشده نیست؛ زیرا جیلان در زیرِ پوستِ ترکیه به یک دنیای عقب نگهداشتهشده رسیده و نماهای او واپسگرایی را نقد میکنند. جیلان یک اکولوژیست تمام عیار است؛ زیرا بهنیکی نشان میدهد که همهچیز در ظاهرسازی خلاصه نشده و بیرحمانه پوستۀ چشمنواز سرزمینش را به چالش میکشد؛ زیرا طبیعتِ اجتماعی را آیندهدار نمیبیند. او به وضع موجود در کشورش اعتراض دارد و آثارش از دل ملال بیرون میآیند، به این امید که شاید روزی سبب معجزه شوند.
چند روایت جذاب از آثار پردیس موزهای دفینه
یک قرن پیش که نخستین موزه رسمی ایران در یکی از اتاقهای بزرگ وزارت معارف در قسمت شمالی مدرسه دارالفنون تأسیس شد، هیچکس فکر نمیکرد که موزهها روزی بتوانند روایتگر داستانهایی از سراسر جهان باشند. این در حالی است که امروزه، بسیاری از موزههای ایران راوی میراث تاریخی و فرهنگی شرق تا غرب شدهاند.
«پردیس موزهای دفینه» در شمال تهران از جمله موزههای ایرانی است که آثار مهمی از هنر جهان، هنر اسلامی، گوهر و آرایههای تاریخی و پول ایران را در خود جایداده است. مجموعهای چهارطبقه که در آن، از تکه عصای پادشاه هخامنشی تا کیف لویی ویتون ناصرالدینشاه، از اولین اسکناس جعلی ایران تا سنجاقهای نذری هزاره اول پیش از میلاد و حتی نقاشیهای سالوادور دالی و پیکاسو را میتوانید ببینید. امین زادهدرویش، راهنمای پردیس فرهنگی موزهای دفینه، روایتهای شنیدنی از اشیا هر بخش دارد. او در رشته باستانشناسی تحصیلکرده و مطالعات زیادی در حوزه تاریخ ایران و جهان دارد.
ساخت ابزار سریع پیشبینی آلودگی هوا
نام این مدل هوش مصنوعی «آئورورا» است و این تنها یکی از ابزارهای پیشبینی وضعیت هوا با استفاده از هوش مصنوعی است. اخیراً غولهای فناوری جهان، ابزارهای هوش مصنوعی متعددی برای پیشبینی وضع هوا ارائه کردهاند. ازجمله «گرافکست» (GraphCast) از «گوگل دیپ مایند» (Google DeepMind) که در لندن توسعه داده شده و «فورکستنت» (FourCastNet) از «انویدیا» (Nvidia) غول تولید ریزتراشه که در سانتاکلارای کالیفرنیا توسعه یافته است. بااینحال پژوهشگران میگویند که توانایی آئورورا برای پیشبینی سریع وضعیت آلودگی هوا در سطح جهان پیشگام است.
«متیو چانتری» (Matthew Chantry) پژوهشگر یادگیری ماشین در مرکز اروپایی پیشبینی آبوهوا با دامنهٔ متوسط (ECMWF) در ریدینگ بریتانیا میگوید: «این برای من اولین قدم بزرگ در سفر شیمی جو و یادگیری ماشین است.»
آئورورا میتواند در کمتر از یک دقیقه غلظت شش آلایندهٔ اصلی هوا شامل مونوکسید کربن، اکسید نیتروژن، دیاکسید نیتروژن، دیاکسید گوگرد، ازن و ذرات را برای پنج روزدر سراسر جهان پیش بینی کند. این مدل قادر است
آنطور که چانتری میگوید، در پیشبینی معمول وضعیت آبوهوا از مدلهای ریاضی فرایندهای فیزیکی در جو، خشکی و دریا استفاده میشود. پیشازاین، محققان از یادگیری ماشین بههمراه مدلهای معمولی ریاضی برای پیشبینی میزان آلودگی هوا نیز استفاده کردهاند. بهنظر میرسد، آئورورا اولین مدلی است که بهطور کامل با استفاده از هوش مصنوعی به پیشبینی آلودگی هوا، کاری که بسیار پیچیدهتر از پیشبینی وضع آبوهوا است، میپردازد.
او میگوید: «وقتی آن را دیدم این واکنشم بود: وای، این یک دستاورد واقعاً جالب است. مزیت مدلهای هوش مصنوعی این است که اغلب برای انجام پیشبینیها به توان محاسباتی کمتری نسبتبه مدلهای معمولی نیاز دارند.»
«پاریس پردیکاریس» (Paris Perdikaris) یک محقق هوش مصنوعی است که در تحقیقات مایکروسافت باعنوان «ای.آی.فورساینس» (AI4Science) در پنسیلوانیا حضور دارد. او و همکارانش دریافتند که آئورورا میتواند در کمتر از یک دقیقه غلظت شش آلایندهٔ اصلی هوا شامل مونوکسید کربن، اکسید نیتروژن، دیاکسید نیتروژن، دیاکسید گوگرد، ازن و ذرات را در سراسر جهان پیشبینی کند. این مدل قادر است چنین پیشبینیای را برای پنج روز آینده انجام دهد.
این تیم پژوهشی در نسخهٔ پیشاز چاپ مقالهٔ خود که در ۲۰ ماه می امسال در arXiv منتشر شد نوشت: «این تیم میتواند اینکار را با سفارشهایی با هزینههای محاسباتی بسیار کوچکتر در مقایسه با مدل معمولی مورداستفاده توسط سرویس نظارت بر جو کوپرنیک در ECMWF، که سطوح آلودگی هوای جهانی را پیشبینی میکند، انجام دهد.»
پیشبینیهای آئورورا کیفیتی مشابه با پیشبینیهای مدل معمولی داشتند. سیاستگذاران از چنین پیشبینیهایی برای ردیابی آلودگی هوا و محافظت در برابر آسیبهای بهداشتی مرتبط استفاده میکنند. آلودگی هوا با افزایش خطر ابتلا به آسم، بیماری قلبی و زوال عقل مرتبط است.
محققان آئورورا را براساس بیشاز یک میلیون ساعت داده از شش مدل آبوهوا و اقلیم آموزش دادند. پساز آموزش این مدل، تیم آن را برای پیشبینی میزان آلودگی و وضعیت آبوهوا در سطح جهان تغییر داد. این مدل یک پیشبینی آبوهوای جهانی دهروزه را در کنار پیشبینی آلودگی هوا انجام میدهد.
این تیم میگوید که آئورورا در برخی از وظایف، میتواند از دیگر مدلهای پیشبینی آبوهوا با استفاده از هوش مصنوعی پیشی بگیرد. یکی از این مدلها، «گرافکست» (GraphCast) است که قادر است از مدلهای معمولی بهتر عمل کند و در عرض چند دقیقه پیشبینی آبوهوای جهانی را انجام دهد.
چانتری میگوید: «برای مقایسهٔ قطعی [این مدل با سایر مدلها] خیلی زود است. شما باید زمان زیادی را صرف کنید و احتمالاً به خود مدلها دسترسی داشته باشید تا بتوانید واقعاً وارد جزئیات شوید و با اطمینان بگویید که مدل A بهتر از مدل B است.»
تحقیقات بیشتر نشان خواهد داد که آیا مدلهای هوش مصنوعی «بنیادی» که روی مجموعهدادههای متنوعی مانند آئورورا آموزش دیدهاند، عملکرد بهتری نسبت به مدلهای آموزشدیده روی یک مجموعهداده، مانند گرافکست دارند یا خیر؟ چانتری می گوید: «کارهای علمی جالب زیادی وجود دارند که باید انجام شوند.»
منبع:این گزارش با عنوان اصلی Superfast Microsoft AI is first to predict air pollution for the whole world روز ۱۵ خرداد در «نیچر» (Nature) منتشر شده است.
هنری به قدمت همزیستی انسان و طبیعت
هنر «لاکتراشی» سالهاست در معرض فراموشی قرار گرفته و پیشکسوتان این هنر شاگردانی ندارند تا فوتوفن کار را آموزش بدهند. ظروف چوبی حاصل از هنر لاکتراشی بیشتر جنبۀ تزئینی یا سوغاتی بهخود گرفته و در رقابت با ظروف پلاستیکی، پیرکس و سرامیکی قافیه را باخته است.
آشنایی مختصر با هنر لاکتراشی
هنر لاکتراشی، ساخت ظروف و احجام چوبی سنتی با استفاده از چوبهای جنگلی است که با نقوش اسطورهای و الهام گرفته از طبیعت اطراف بهدست هنرمندان تزئین میشد. استادکاران با استفاده از ریشه و تنۀ درختان جنگلی، بدون بهرهگیری از ابزار کار مدرن و با ابزاری مانند تیشه و مغار، ظروف چوبی که با نقوش اسطورهای و الهام گرفته از طبیعت اطراف منقوش میشد، میساختند. وجه تسمیۀ این هنر هم این است که لاک، ظرفی بزرگ شبیه به تشت بوده و معمولاً از آن برای سابیدن کشک و یا خمیر کردن نان استفاده میکردند. به لاکتراشی، «چوتاشی» یا «کچهتاشی» هم میگویند. «چو» در زبان محلی مازندران بهمعنی چوب و تراش بهمعنی تراشیدن است.
وجهتسمیۀ هنر لاکتراشی این است که لاک ظرفی بزرگ شبیه به تشت بوده و معمولاً از آن برای سابیدن کشک و یا خمیرکردن نان استفاده میکردند. به لاکتراشی، چوتاشی یا کچهتاشی هم میگویند
بهعبارتی، لاکتراشها خراطان ماهری هستند و هنر لاکتراشی، هنر ابتکاری جنگلنشینان است و آنان با شناختی که از انواع درختان جنگلی دارند، با چوب آثار زیبایی خلق میکنند. هنرمندان لاکتراش به دلیل نرمی چوب درختان پهنبرگ بهراحتی میتوانند بر روی آنان کار و فرم و شکل دلخواه را ایجاد کنند؛ همچنین اینگونه از درختان در برابر خشکی و رطوبت عکسالعمل ناچیزی از خود نشان میدهند و در مقابل پیچیدگی، کج شدن و ترک خوردن مقاوم هستند.
قدمت هنر لاکتراشی
نگاهی به اسناد نشان میدهد این هنر ۷ هزار ساله است و برخی میگویند عمرش به ۱۱ هزار سال میرسد. وسایل و لوازمی که با هنر لاکتراشی راهی بازار میشوند، مزایایی هم همراه دارند؛ از جمله اینکه در برابر گرما و سرما مقاومند و ترک برنمیدارند، بهسادگی نمیشکند و عمر مفید آن گاهی به بیش از صد سال میرسد که صد البته به نوع چوب بستگی دارد. برای برخی لوازم ضروری منزل، از ریشۀ متصل به ساقه که با شیب ملایمی در خاک نفوذ کرده است استفاده میشود؛ زیرا این نوع ریشهها کمتر در معرض برف و باران قرار دارند. چوب تنۀ درختان هم نباید تر باشد و لازم است به اصطلاح شیرۀ چوب از دست رفته و تقریبا خشک شده باشد.
خاستگاه لاکتراشی
آنچه مسلم است، آغاز و رواج هنر لاکتراشی از خطۀ مازندران بوده و کمابیش به گیلان و گلستان هم بهدلیل همزیستی با چوب و جنگل سرایت کرده است. هنر لاکتراشی در استان مازندران در شهرهای نور، چمستان، آمل، بابل، سوادکوه، ساری و در استان گیلان در تالش، رضوانشهر و آستانۀاشرفیه رواج بیشتری دارد. در مناطق جنگلی کشور بهویژه مناطق شمال، هر کجا که دسترسی به درختان جنگلی چون نمدار و شمشاد و… امکانپذیر باشد، میتوان نشانههایی از تراشیدن ظروف چوبی، لاک و جوله را پیدا کرد. شیوۀ تولید شاید در همۀ نقاط تاحدی یکسان باشد؛ اما آنچه که آنها را از هم متمایز میکند، بهرهگرفتن از مواد اولیه یا نقوش یا تکنیکهای حفاظتی موجود در هر منطقه است.
در مازندران برای تغییر رنگ در مرحله پرداخت، ابتدا ظرف را بر روی آتش گرم میکنند سپس مخلوطی از خاک زغال و ماست را بر روی بدنۀ ظرف مالیده و دوباره بر روی حرارت میگردانند. در این روش پس از اتمام کار، ظرف به رنگ قرمز مایل به سیاه بسیار خوشرنگی در میآید. اما در منطقۀ کتول استان گلستان، برای تغییر رنگ و بالا بردن مقاومت آن، ظرف را در دیگ شیر میجوشانند.
هنری که با زندگی پیوند داشت
لاک، جوله، کلز، لاک دانهپاش، قندچوله، تنباکوچوله، قاشق، ملاقه و کترا از جمله لوازم و وسایل قدیمی است که با هنر لاکتراشی درست میشد و هنوز هم گهگاه در مازندران دیده میشود و به همین اسم محلی خود شناخته میشود. لاک، ظرف بزرگی برای غذا خوردن است. جوله، شبیه پارچ آب است که مواد لبنی در آن نگهداری میشود. دانهپاش، شبیه سینی و برای پاک کردن برنج و حبوبات است. کلز، شبیه ملاقه برای همزدن شیر است. کچه یا کترا، همان قاشق است و از ساقه یا شاخۀ شمشاد ساخته میشود که در کنار وسایل امروزی همچنان کاربرد دارد. گیلهلاک هم بهعنوان پیمانه استفاده میشود و حدود 6 کیلوگرم شالی یا جو ظرفیت دارد. قندچوله، برای خرد کردن قند به کار میرود و تنباکوچوله، وسیلهای برای نگهداری تنباکوست.
فوتوفن لاکتراشی
برای اجرای هنر لاکتراشی، چوب درختان آزاد، شمشاد، نمدار، توسکا و ممرز رایج است. لاکتراش باتوجهبه کاربرد محصولی که میخواهد تولید کند، تصمیم میگیرد که از چوب چه درختی بهره گیرد. جالب اینجاست که از ریشه درختان نیز استفاده میشود. در بین درختان پهن برگ، تراش و فرمدهی به چوب درختان ون و آزاد بهدلیل سختی آوندهای آنان بسیار مشکل است؛ اما ظروف ساخته شده از آنها بسیار مقاوم بوده و از کیفیت بهتری برخوردار است. هنرمند، پس از برش چوب، متناسب با ابعاد ظرف و به کمک تبر، فرم اولیۀ محصول را کاملاً ذهنی و براساس تجربه شکل داده، آنگاه از ابزارهایی چون تیشه، اسکنه، ماتِکِل (ابزاری است شبیه به تیشه با تیغه بلندتر و لبهای جمع شده که بهمنظور تراش داخل ظروف استفاده میشود)، موشرنده (رندۀ دستی)، کِتِنا (ابزاری چوبی شبیه به چکش) و… به خالی کردن داخل ظرف و فرمدهی آن اقدام میکند. هنگامی که ظرف به شکل دلخواه درآمد، مراحل تکمیلی کار انجام خواهد شد. بدین ترتیب که با رندۀ دستی، اضافات بخشهایی چون دستۀ قاشق یا میلۀ عصا را برداشته و با سوهان چوبساب سطح محصول را صاف میکنند.
پرداخت نهایی نیز با تیغۀ تبر که نقش لیسه را ایفاء میکند اتفاق میافتد. برای نقشاندازی بر روی چوب نیز از همان ابزار ابتدایی و ساده همچون متۀ دستی یا ابزارهای نوکتیز برای خراشاندن و ایجاد نقش استفاده میکنند. مرحلۀ پایانی لاکتراشی را میتوان مرحله جوشاندن محصول در ظرف شیر عنوان کرد. ظروف چوبی مانند جوله و قاشق، لاک و … را برای زیباتر شدن و برای بالابردن مقاومت چوب در برابر آفتها، در دیگی پر از شیر بر روی اجاق هیزمی قرار میدهند و بهمدت کوتاه میجوشانند. در طی این مرحله، رنگ چوب نیز به قرمزی متمایل میشود که موجب خوشرنگشدن ظرف میگردد. ابزارهای لاکتراشی براساس کاربرد به ابزارهایی برای تراشیدن، سوراخ کردن و طراحی دستهبندی میشوند. یکی از شیوههای مقاومسازی محصول لاکتراشی، آغشتهکردن آن به بعضی روغنهای حیوانی مخصوص است که علاوهبر مقاومسازی و نرمکردن محصول، رنگی تیره و چشمنواز به این محصول میافزاید. یکی دیگر از روشهای مقاومسازی، استفاده از خاکستر و خاک است. بدینصورت که محصول نهایی لاکتراشی را درون محلولی از خاکستر و خاک و یکسری مواد دیگر میغلتانند تا تمامی درزها و خوردگیهای احتمالی گرفته شود. این شیوه رگههایی قرمزرنگ به محصول لاکتراشی اضافه میکند که بهنوبهخود زیبایی آن را دوچندان میکند.
یک مجوز پرتخلف برای یک هتل پرماجرا
سال ۹۷ بود که پهنهبندی گسل در سامانۀ شهرداری تهران بارگذاری شد؛ بنابراین نقشۀ گسلهای اصلی و انحرافی بر روی این سامانه مشخص است. بااینوجود، طبق تصمیمات شورایعالی معماری و شهرسازی در سال ۹۸، میزان ساختوساز بر روی گسلها باید ساختمانی دوازده طبقه باشد. هرچند مشخص نیست که ایدۀ ساختمان دوازده طبقه بر روی گسل از کجا آمد و چه دلایل فنیای برای آن وجود دارد؟
برای مجوز ساخت هتل در شمال ولنجک شهرداری تهران برای اینکه همگان را در عمل انجامشده قرار دهد، خبر از پرداخت عوارض چندصدمیلیارد تومانی توسط مالک داده بود تا ضمن برداشتن فشارها از روی خود، برای مالک حقوق مکتسبه ایجاد کند و ضمن آن دیوان عدالت اداری نیز قادر به ابطال مجوز نباشد.
بااینحال، از همان ابتدا دبیر شورایعالی شهرسازی و معماری که نمایندۀ وزارت راهوشهرسازی است، در اولین جلسۀ بررسی صدور مجوز به هتل سی طبقه ولنجک، مخالفت خود را اعلام کرده بود. ازاینرو شهرداری دیگر دبیر شورایعالی شهرسازی را به جلسات کمیسیون مادۀ ۵ دعوت نکرد.
بیاعتنایی به مخاطرات زمینشناختی
اما در روزهای اخیر نهادها و کنشگران حوزۀ شهری سکوت نکردند. تهران اکنون بهجز معضل گسلها، با بحران فرونشست در مناطق جنوبی و جنوبغربی مواجه است.
بد نیست در این رابطه نظر رئیس مرکز پیشبینی زلزله را بدانیم که اخیرا اعلام کرده است: در شعاع ۱۰۰ کیلومتری شهر تهران ۴ زلزله با بیش از ۴ ریشتر و همچنین حدود ۴۰۰ زلزله با بیش از ۲ ریشتر از ۱۹ اسفندماه سال گذشته تا مدت مشابه امسال به ثبت رسیده است.
بهگفتۀ «مهدی زارع» در گفتوگو با خبرگزاری مهر، درحالحاضر بخشهایی از شهر تهران خصوصاً مناطق جنوبی و شمالی استان دارای گسلهای فعال است. اما علیرغم هشدارهای سازمان پیشگیری و مدیریت بحران تهران در جنوبغربی شهر تهران همچنان ورزشگاهی در حال ساخت است.
بر اساس آمار، ۱۶ گسل فعال در تهران وجود دارد که براساس نظر محققان راه، مسکن و شهرسازی ساختوساز در این حریمها ممنوع است. متأسفانه مهمترین و بیشترین اماکن بر روی حریم گسلهای شهر تهران ساخته شده است و بیشترین بافتهای فرسودۀ موجود در حریم گسل مربوط به مناطق ۱ و۲ و ۵ و ۲۰ است
اما بهگفتۀ زارع، دامنۀ تخلفات به اینجا ختم نشد و مجوز ساخت هتلی ۳۰ طبقه (با ۱۳ طبقۀ زیرزمین، جمعاً ۴۳ طبقه) بر روی رد گسل شمال تهران داده شده است که ملاحظات گوناگون مخاطرات زمینشناختی را نادیده گرفته و از دید شهرسازی نیز نماد تخلفات متعدد دیگری است. او به رکنا گفته است: «پهنۀ گسل شمال تهران در این محل کاملاً محدودۀ بلوار دانشجو را تحتتأثیر قرار داده و محل هتل مذکور کاملاً در پهنۀ خرد شدۀ گسل شمال تهران است. کف زمین در محل هتل رقومی بین ۱۸۳۵ تا ۱۸۳۸ دارد.»
قوانین دیوان عدالت اداری چه میگوید؟
۲۱ اسفندماه سال ۱۳۹۱ بود که دادنامۀ قطعی در مورد “ساختوساز خارج از حریم شهر تهران و بالاتر از ارتفاع ۱۸۰۰ متر صادر شده است: «هرگونه مجوز جهت ساختوساز در اراضی خارج از محدودۀ شهر تهران و بالای ارتفاعات ۱۸۰۰ ممنوع است.»
اما مجوز ساخت هتل ولنجک آنقدر مهم بود که در فروردین سال جاری چهار استاد و مهندس شهرسازی و یک وکیل دادگستری، دادخواستی علیه شهرداری تهران در دیوان عدالت اداری ثبت کردند تا این تخلف را از طریق مراجع قضایی پیگیری کنند. آنها با استناد به اسناد مختلف، تأکید کردند که در روند صدور پروانۀ ساخت این هتل تخلفات متعددی رخ داده است.
بهگفتۀ مهدی زارع، تخلفات صورتگرفته شامل این موارد است: از مصوبهای که با سه امضاء در کمیسیون مادۀ ۵ شهرداری تصویب شد تا رعایت نکردن بندهای قرارداد و ابهام در تضامین سرمایهگذاری. بااینحال، این اساتید در یک نشست خبری جزئیات تازهای دربارۀ این پرونده مطرح و تأکید کردند که رویۀ جاری در حوزۀ مدیریت شهری باید اصلاح شود و هدف نباید وسیله را توجیه کند. سرانجام، دیوان عدالت اداری با رأی قطعی خود مجوز ساخت هتل سی طبقه را لغو کرد و این گام بزرگی برای کنشهای اجتماعی در برابر پروژههای ناسنجیده و سراسر تخلف است.
دیگر ایرادات فنی هتل ولنجک چه بود؟
هتل ولنجک اما از نظر فنی هم ایراداتی دارد که «امیرحسین عبدالله زاده» شهرساز، در نشستی واقع در خانۀ علومانسانی تهران دراینخصوص توضیح داده است: « ارتفاع مستحدثات این هتل ۲۲۰ متر خواهد بود که در بلندترین نقطۀ شهر تهران قرار دارد. این برج از فشافویه، فرودگاه امام خمینی و پرند قابل مشاهده است. دید اشراف افقی این مکان حداقل ۷۵ کیلومتر است. اما دید این هتل به واسطۀ شیبی که در محدوده وجود دارد، بر روی تمامی پارسلها و املاک مردم شهر تهران است. یعنی هیچ ملکی از پس پنجرههای هتل وجود ندارد، که قابل رؤیت نباشد.» او تأکید کرد: «این برج شبیه دیوار دفاعی است و تقریباً چیزی از بام تهران باقی نمیگذارد؛ او همچنین تأکید کرد که درصورت ساخت هتل، کهفالشهدا از حیز انتفاع ساقط میشود.»
درحالحاضر، سی ایستگاه لرزهنگاری در تهران نصب شده است ولی هنوز سامانۀ هشدار سریع لرزهنگاری در تهران نصب نشده است. بنابر دیدگاههای کارشناسان، یکی از چالشها و مسئلۀ جدی کلانشهرها، ساختوساز بر روی گسل است و در خصوص شهر تهران متأسفانه هرچقدر شهر بهسمت دامنه کشیده میشود، در واقع ساختمانها روی گسل قرار میگیرند. اما مشکل فقط هتل ساخته نشدۀ ولنجک نیست و در پهنه پرخطر و نزدیک به دامنهها، یعنی در منطقۀ ولنجک، چندین برج ساخت شده است.
۱۶ گسل بزرگ در تهران فعال است
بر اساس آمار، ۱۶ گسل فعال در تهران وجود دارد که براساس نظر محققان راه، مسکن و شهرسازی ساختوساز در این حریمها ممنوع است. بهعنوان نمونه، گسل شمال تهران بزرگترین گسل شهر است که در جنوب دامنۀ رشتهکوه البرز و در شمال شهر تهران قرار دارد. متأسفانه مهمترین و بیشترین اماکن بر روی حریم گسلهای شهر تهران ساخته شده است و بیشترین بافتهای فرسوده موجود در حریم گسل مربوط به مناطق ۱ و۲ و ۵ و ۲۰ است و میتوان به ۱ انبار نفت، ۲ مرکز آتش نشانی، ۶۶ برج، ۹ برق فشارقوی، ۱۵ مرکز درمانی، ۲۳ پل و راه ارتباطی، ۲ پمپ بنزین، ۹ شهرداری و مراکز وابسته، ۲۵ مسجد، ۴ موزه، ۱ ارگان مربوطبه وزارت نفت ،۴ ارگان قوۀ قضائیه، ۸ مخزن آب ،۳۹ مدرسه و مرکز آموزش عالی و ۶ مرکز غیر اشاره کرد.
از دیگر گسلهایی که توان بحرانی بالایی دارد، میتوان به گسل شمال تهران اشاره کرد. این گسل دربرگیرندۀ کل غرب تهران و اشتهارد است. از گسل شمال تهران میتوان به درکه، زعفرانیه، جماران، گلابدره، دربند، کوهسار، فرحزاد، حصارک و دارآباد نام برد که بهطول تقریبی ۱۰۰ کیلومتر است و میتوان گفت دورۀ بازگشت زلزلههای روی این گسل ۳۵۰۰ سال به بالاست.
براساس دادههای مرکز زلزلهشناسی تهران، گسل شمال تهران توان ایجاد زلزلههایی با بزرگای ۷ تا ۷.۵ درجه در مقیاس ریشتر را دارد . بااینوجود، باید تا زمانی که فرصت هست، از افزایش تخلفات ساختوساز بر گسلها جلوگیری کرد؛ زیرا گسلها توان فاجعهآفرینی گسترده در مواقع بحرانزا را خواهند داشت و از طرفی زمین همیشه همینقدر آرام نیست و فرصت و تدبیر مدیران شهری و دولتی کمتر از چیزی است که تصور میکنند.
در جهان کنونی که در بسیاری حوزهها بحث توجه به محیطزیست و چالشهایی مانند تغییر اقلیم اولویت یافته است، بدیهی است که تغییر سبک زندگی و تغییر شیوههای پیشین تأمین انرژی نیز بهعنوان راهکار مدنظر باشد. هیئت بینالدولی تغییر اقلیم نیز، انتشار گازهای گلخانهای ناشی از سوزاندن سوختهای فسیلی را عامل اصلی گرمایش زمین و در تعاقب آن تغییر اقلیم معرفی کرده است.
بسیاری از نهادها و سازمانهای مؤثر بر حوزۀ سیاستگذاری انرژی، ورای بسیاری از موارد بر بهرهجویی از انرژیهای تجدیدپذیر تأکید میورزند. به بیان ساده، انرژیهای تجدیدپذیر از منابع تجدیدپذیری حاصل میشوند که در مقیاسهای زمانی مشخص بهطور طبیعی جایگزین میشوند. برخی از این منابع مانند نور خورشید و باد و امواج و… منابعی با انتشار کربن صفر محسوب میشوند. بهایندلیل بعضاً به آنها اصطلاحاً «انرژیهای سبز» اطلاق میشود.
عدم انتشار کربن در بهرهگیری از انرژیهای سبز در مواجهه با چالشهای محیطزیستی در قیاس با سوختهای فسیلی یا سایر روشهای آلایندۀ محیطزیست که بعضاً به آنها انرژیهای قهوهای یا کثیف میگویند، وجههای منطقیتر میبخشد.
توجه بسیاری کشورها به کاهش کربن و تمایل به گذار از سوختهای فسیلی با هدف مهار تغییر اقلیم سبب شده است تا صنعت انرژیهای تجدیدپذیر وارد مرحلۀ رشد سریع شود.
مطابق دادههای ارائهشده، درحالحاضر بیش از یکچهارم ظرفیت تولید برق جهان از طریق انرژیهای تجدیدپذیر تأمین میشود. برای مثال در سال ۲۰۲۰ بریتانیا حدود ۴۳ درصد نیاز انرژی خود را از طریق تجدیدپذیرها تأمین کرده است و در صدد آن بوده است تا بابت ۵۷ درصد باقیمانده نیز، روشی پایدار و غیرآسیبرسان بیابد. در بریتانیا شرکتهایی مانند good energy و Ecotricity تولیدکنندههای انرژی ۱۰۰ درصد سبز هستند. در آلمان نیز در سال ۲۰۲۳، ۲۷۲ میلیارد کیلووات ساعت برق، یعنی حدود ۵۲ درصد تقاضای برق از طریق تجدیدپذیرها و بهطور عمده انرژی باد تأمین شد. در آلمان شرکتهای تولید برقGreenpeace energy و westfalen wind و… نیز، تولید انرژی کاملاً متکی بر انرژیهای سبز دارند. کشورهای هلند و بلژیک نیز به ترتیب ۲۵ و ۲۶ درصد از نیاز برق خود را با اتکا به بهرهگیری از انرژیهای تجدیدپذیر تأمین میکنند. سایر کشورهای اروپا نیز در تلاش برای افزایش توانمندی خود در این عرصه هستند. برخی کشورها مانند اسپانیا نیز در تکاپو برای رسیدن به هدف بلندپروازانۀ تأمین ۱۰۰ درصد انرژی خود از طریق انرژیهای سبز تا سال ۲۰۵۰ هستند.
ایالات متحدۀ آمریکا نیز در سال ۲۰۲۳، ۱۶ درصد و در سال ۲۰۲۴، ۱۸ درصد انرژی کل خود را از طریق تجدیدپذیرها تأمین کرده است. البته برنامههای حمایت مالی از تولیدکنندگان انرژیهای سبز بهمنظور ایجاد شبکۀ ملی، میزان این رقم را در آینده بهسرعت افزایش خواهد داد.
توجه چند جانبۀ جامعۀ جهانی به انرژیهای تجدیدپذیر و فناوریهای جدید و رقابت تولیدکنندگان در این عرصه و پیشرفت سریع این صنعت، بستر را برای شکلگیری اقدامات فریبکارانه، سبزشویی، آبیشویی ( اخلاقی جلوهدادن یک شرکت با اطلاعات مبهم) و سفیدشویی فراهم میکند.
در عرصۀ تولید انرژی از طریق تجدیدپذیرها به فعالیتهایی که با هدف فریب اذهانعمومی با ادعاهای دروغین دربارۀ میزان و نحوۀ تولید انرژی صورت میگیرد، اقدامات سبزشویانه گفته میشود.
زمانی که تولیدکننده در راستای کسب وجهۀ اجتماعی و از آن مهمتر کسب منفعت اقتصادی نقاب جعلی همسویی با توسعۀ پایدار و طرفدار محیطزیست بر چهره میزند یا سازمانی با بازنمایی ذهنی اطلاعات، دادههای اصلی را مخفی مینماید یا به دروغ و با پنهانشدن پشت گواهیهای جعلی و خلأهای قانونی مدعی میشود که ۱۰۰ درصد انرژی تولید شده و مصرفی خود تجدیدپذیر است، سبزشویی رخ داده است. در برخی موارد، تأمینکنندگان انرژی، گواهیهای ضمانت منشأ انرژی تجدیدپذیر را بهمنظور مشروعجلوهدادن فعالیتهای خود خریداری میکنند.
البته ارائۀ تصویری اغراقآمیز از روشهای تولید انرژیهای تجدیدپذیر و کتمان ردپای محیطزیستی آنها نیز بهنوعی سبزشویی تلقی میشود. بههرحال باید توجه داشت که این روشها نیز علاوهبر مزایا، معایبی دارند. برای مثال در فرایند تولید سلولهای خورشیدی نیز از مواد سمی و فراوری شده استفاده میشود که کاملاً بیضرر نیستند. انرژی باد، امواج، برقآبی، زمینگرمایی و زیستتوده نیز بهنوبۀخود دارای آثار منفی بر محیطزیست هستند. نکتۀ مهم در بحث سیاستگذاری انرژیگریز، از بهدامافتادن در تلههای سبزشویی و بررسی همۀ مواردی است که در چهارچوب فایده و هزینه بگنجد.
تغییر اقلیم، آتشفشانها و زلزلههای: ایسلند و آسیا
جدیدترین فوران در ایسلند در Sundhnúksgígar در ۲۹ مه ۲۰۲۴ (۹ خرداد ۱۴۰۳) آغاز شد. این فوران هشتمین فوران در شبهجزیرۀ ریکیانس در مدت کمی بیش از سه سال و پنجمین فوران است که در مدت کمی بیش از شش ماه رخ میدهد. مانند فورانهای قبلی، این فوران در اطراف خود در شبهجزیرۀ Reykjanes (رکیانس) در شمال گرینداویک است. این فوران تقریباً ۴۰ کیلومتر از ریکیاویک، پایتخت ایسلند فاصله دارد. محل جدیدترین فوران مانند فوران قبلی است که بهمدت ۵۴ روز از ۱۶ مارس ۲۰۲۴ تا۸ می ۲۰۲۴ ادامه داشت.
آیا تغییر اقلیم با این تحولات مرتبط است؟
تغییرات اقلیمی میتواند با افزایش وزن آب در پوستۀ زمین باعث زلزله و فورانهای آتشفشانی بیشتری شود. هنگامی که یخچالها ذوب میشوند، آب میتواند به شکافهای پوستۀ زمین نفوذ کند و باعث بازشدن لایهها و ضعیفشدن بافت آنها شود. این موضوع میتواند منجربه زلزله شود، بهویژه در مناطقی که از قبل به لحاظ لرزهخیزی فعال هستند. تغییرات اقلیمی همچنین میتواند با افزایش مقدار ماگما در گوشتۀ زمین، باعث فورانهای آتشفشانی بیشتری شود. آبوهوای زمین بهسرعت درحال تغییر است. در برخی مناطق، افزایش دما باعث افزایش فراوانی و احتمال آتشسوزی و خشکسالی میشود . در برخی دیگر، آنها بارانها و طوفانها را شدیدتر میکنند یا سرعت ذوب یخبندان را تسریع میکنند.
در سال ۲۰۲۳ بخشهایی از اروپا و کانادا در اثر آتشسوزیهای جنگلی ویران شدند و پکن شدیدترین بارندگی خود را در حداقل ۱۴۰ سال گذشته ثبت کرد. بین سال های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۹ یخچالهای طبیعی جهان حدود ۲۶۷ گیگاتن یخ در سال از دست میدهند. ذوبشدن یخچالهای طبیعی به افزایش سطح دریاها (در حال حاضر حدود ۳.۳ میلیمتر در سال افزایش) و مخاطرات بیشتر ساحلی مانند سیل و فرسایش کمک میکند. اقلیم درحالتغییر ما ممکن است علاوهبر مخاطرات سطح زمین با افزایش بارندگی و ذوب یخبندان، مخاطرات زیر سطح زمین مانند زلزله و فورانهای آتشفشانی را نیز تشدید کند. خشکسالیها در سالهای اخیر بهویژه در چهار سال آبی اخیر در ایران و در اروپا و آمریکای شمالی، همراه با بارندگیهای بیشتر در بسیاری از مناطق جهان – با در نظر گرفتن آمار بارندگی از سال ۱۹۵۰ تا امروز – بوده است. جو گرمتر میتواند بخار آب بیشتری را حفظ کند و متعاقباً منجربه سطوح بالاتر بارش بهصورت موردی در بعضی مناطق شود. زمینشناسان مدتهاست رابطهای بین میزان بارندگی و فعالیت لرزهای شناسایی کردهاند. در هیمالیا، فراوانی زمینلرزهها تحت اثر چرخۀ بارندگی سالانۀ فصل بارانهای موسمی تابستان است.
تحقیقات نشان میدهد که ۴۸ درصد از زمینلرزههای هیمالیا در ماههای خشکتر، پیش از موسمی اسفند تا اردیبهشت رخ میدهد؛ درحالیکه تنها ۱۶ درصد در فصل بارانهای موسمی تابستان رخ میدهند. در فصل بارانهای موسمی تابستان، وزن تا ۴ متر بارندگی، پوسته را بهصورت عمودی و افقی فشرده و آن را تثبیت میکند. هنگامی که این آب در زمستان ناپدید میشود، “بازگشت” مؤثر منطقه را بیثبات میکند و تعداد زلزلههایی که رخ میدهد افزایش مییابد. تغییرات اقلیمی میتواند این پدیده را تشدید کند. مدلهای اقلیمی پیشبینی میکنند که شدت بارش بارانهای موسمی در جنوب آسیا در آینده در نتیجۀ تغییرات اقلیمی افزایش خواهد یافت. این امر میتواند بازگشت زمستانی را افزایش دهد و باعث رخدادهای لرزهای بیشتری شود. اثر وزن آب بر پوسته زمین فراتر از بارش به یخهای یخبندان نیز مربوط است.
با پایان یافتن آخرین عصر یخبندان تقریباً ۱۰۰۰۰ سال پیش، ذوب شدن تودههای یخی سنگین یخبندان باعث شد بخشهایی از پوستۀ زمین بهسمت بالا بازگردد (دچار فرایش شود). این فرآیند بازگشت ایزواستاتیک نامیده میشود و با سواحل برجسته در اسکاتلند مشهود است که برخی از آنها تا ۴۵ متر بالاتر از سطح دریای فعلی قرار دارند. شواهد بهدستآمده از اسکاندیناوی نشان میدهد که چنین افزایشی، همراه با بیثباتی زمینساختی منطقه، باعث وقوع زلزلههای متعددی بین ۱۱۰۰۰ تا ۷۰۰۰ سال پیش شده است. برخی از این زمینلرزهها، حتی از بزرگای ۸.۰ نیز فراتر رفتهاند که در این اندازه میتوانسته باعث تخریب شدید و تلفات جانی بوده باشند. نگرانی این است که ذوب مداوم یخهای یخبندان امروزی، میتواند اثرات مشابهی در مناطق دیگر زمین داشته باشد. ارتباط بین تغییرات بار یخبندان در پوستۀ زمین و وقوع فعالیتهای آتشفشانی نیز نشان داده شده است.
تقریباً ۵۵۰۰ تا ۴۵۰۰ سال پیش، آبوهوای زمین برای مدت کوتاهی سرد شد و یخچالهای طبیعی در ایسلند شروع به گسترش کردند. تجزیهوتحلیل رسوبات خاکستر آتشفشانی که در سراسر اروپا پخش شده است، نشان میدهد که فعالیت آتشفشانی در ایسلند بهطور قابلتوجهی در این دوره کاهش یافته است. پس از پایان این دورۀ سرد، فعالیتهای آتشفشانی با تأخیری چندصدساله افزایش یافت. این پدیده را میتوان با وزن یخچالهای طبیعی که پوستۀ زمین و گوشتۀ زیرین آن را فشرده میکنند، توضیح داد. این امر باعث میشود که مواد تشکیلدهندۀ گوشته، تحت فشار بالاتری قرار گیرند و از ذوبشدن آن و تشکیل ماگمای موردنیاز برای فورانهای آتشفشانی جلوگیری شود. بااینحال، یخزدایی و کاهش وزن مرتبط با آن در سطح زمین، باعث شد فرآیندی به نام «ذوب فشار زدایی» رخ دهد که فشار کمتر ذوبشدن را در گوشته تسهیل میکند. چنین ذوبی منجربه تشکیل ماگمای مایع شد که به فعالیتهای آتشفشانی بعدی در ایسلند دامن زده است. حتی امروزه، این فرآیند مسئول ایجاد برخی فعالیتهای آتشفشانی در ایسلند است.
فورانهای دو آتشفشان «گریمسوتن» و «کاتلا»، بهطور مداوم در دورۀ تابستانی که یخچالهای طبیعی عقبنشینی میکنند، رخ میدهد. عقبنشینی مداوم یخبندان بهدلیل گرمشدن کرۀ زمین ممکن است بهطور بالقوه فعالیت آتشفشانی را در آینده افزایش دهد. بااینحال، فاصلۀ زمانی بین تغییرات یخبندان و واکنش آتشفشانی همچنان زیاد است. اثرهای اقلیم درحال تغییر آشکارتر و رویدادهای اقلیمی غیرمعمول بهجای استثناء، بهروال عادی تبدیل شدهاند. بااینحال، اثرهای غیرمستقیم تغییرات اقلیمی بر روی زمین، هنوز بهطور گسترده شناخته نشده است.
کریستالهای اولیه شواهد اولین بارانهای زمین را نگه داشتند
تیمی از محققان استرالیایی و چینی از ایزوتوپهای اکسیژن بهدامافتاده در موادمعدنی باستانی استفاده کردند تا مشخص کنند اولین نشانههای آبشیرین چهزمانی پوستهٔ سیارهٔ تازه متولد شدهٔ ما را مرطوب کرده است.
«جک هیلز» (The Jack Hills) در استرالیای غربی قدیمیترین مادهٔ باقیمانده از پوستهٔ زمین را در خود جای داده است. برای ۴.۴ میلیارد سال موادمعدنی اولیه، نسبتاً بدون تغییر با حرارت و فشار باقی ماندند.
مناظر خشک، قرمز و غبارآلود این روزها آب چندانی دریافت نمیکند؛ اما دانشمندان شواهدی از قدیمیترین بارانهای زمین را پیدا کردند که در داخل بلورهای سنگ «زیرکونهادین» بهدام افتاده است و این تغییر بزرگی در درک ما از تاریخچهٔ هیدرولوژیکی زمین است.
«حامد کمالالدین» (Hamed Gamaleldien)، زمینشناس و نویسندهٔ اصلی این مقاله از دانشگاه کرتین استرالیا میگوید: «با بررسی سن و ایزوتوپهای اکسیژن در کریستالهای کوچک کانی زیرکون، ما نشانههای ایزوتوپی سبک غیرعادی را در چهار میلیارد سال پیش پیدا کردیم.»
کمالالدین و همکارانش از روش طیفسنجی جِرمی یون ثانویه برای تجزیهوتحلیل دانههای کوچک زیرکون و استنباط اینکه کدام ایزوتوپهای اکسیژن در ماگمایی که کریستالها از آن تشکیل شدهاند، استفاده کردند.
زیرکونهای جک هیلز دارای «ترکیبات ایزوتوپی بسیار سبک» بودند که فقط درصورت تشکیل در زیرگوشته و همچنین در معرض آبشیرین، بهویژه آب شهابسنگ، نوعی که اخیراً از آسمان سقوط کردهاند، امکانپذیر بود. پس ممکن است شواهدی از اولین بارندگیهای زمین که به عمق پوستهٔ تازه سفتشدهٔ آن نفوذ کردهاند، درون این کریستالها بهدام افتاده باشند.
کمالالدین میگوید: «چنین ایزوتوپهای نوری اکسیژن معمولاً نتیجهٔ آب شیرین و داغ است که سنگها را چندین کیلومتر زیر سطح زمین تغییر میدهد.»
شواهد وجود آبشیرین در عمق زمین، نظریهٔ موجود مبنیبر اینکه زمین چهار میلیارد سال پیش کاملاً توسط اقیانوس پوشیده شده بود را بهچالش میکشد.
«هوگو اولیروک» (Hugo Olierook)، زمینشناس و نویسندهٔ مشترک دانشگاه کرتین، اشاره میکند که این تحقیق برای بسیاری از زمینههای علم پیامدهایی دارد.
او میگوید: «این کشف نهتنها تاریخ اولیهٔ زمین را روشن میکند، بلکه نشان میدهد که خشکیها و آبشیرین زمینه را برای شکوفایی حیات در یک بازهٔ زمانی نسبتاً کوتاه یعنی کمتر از ۶۰۰ میلیون سال پس از شکلگیری این سیاره فراهم میکنند.»
قبلاً تصور میشد که پوسته در آن زمان در زیر اقیانوس غوطهور شده است. برخی از اولین شکلهای حیات زمینی که ما پیدا کردهایم، صخرههای میکروبی بهنام استروماتولیتها با عمر ۳.۴۸ میلیارد سال هستند که در بیش از ۸۰۰ کیلومتری شمال جک هیلز، در پیلبارا کراتون (غرب استرالیا) کشف شدهاند.»
اما این تحقیق جدید نشان میدهد که خشکی، مخازن آبشیرین، چرخهٔ آب و احتمالاً حتی حیات روی زمین خیلی زودتر از آنچه فکر میکردیم پدیدار شدهاند.
همچنین نظریهٔ «زمین سرد اولیه» که توسط «جان ولی» (John Valley)، زمینشناس دانشگاه ویسکانسینمدیسون توصیف شده است را تقویت میکند. مقالهٔ او در سال ۲۰۱۴ از زیرکونهای هادین بهعنوان قدیمیترین مادهٔ زمین نام برد. این تئوری نشان میدهد که مدت زیادی پس از اینکه دریای سنگهای مذاب سیاره به پوسته تبدیل شد، زمین به اندازهای خنک بود که میزبان آب مایع، اقیانوسها و هیدروسفر باشد.
اولیروک میگوید: «این یافتهها یک گام مهم بهجلو در درک ما از تاریخ اولیهٔ زمین است و درهایی را برای کاوش بیشتر در منشأ حیات باز میکند.»
منبع:این گزارش با عنوان Evidence of Earth’s First Rains Found Trapped Within Primordial Crystals روز ۱۵ خرداد در «ساینس الرت» (Science Alert) منتشر شده است. مقالهٔ اصلی این مطالعه نیز در «نیچر ژئوساینس» (Nature Geoscience) منتشر شده است.
«احد وظیفه»، رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی سازمان هواشناسی کشور، میگوید خوشبختانه در سال آبی جاری، ایران شاهد بارشهای بسیار خوبی بوده است؛ اما این موضوع بهمعنای پایان بحران خشکسالی در کشور نیست.
بهگفتهٔ او، خشکسالی در سه سطح قابل بررسی است. یکی خشکسالی هواشناسی که دلالت بر میزان بارشها دارد، دیگری خشکسالی کشاورز که دلالت بر دسترس به منابع آب با توجه به میزان و نوع کشت دارد و سوم خشکسالی هیدرولوژیکی است که بهنظر میرسد در آیندهٔ نزدیک رفع نخواهد شد: «درست است که بارشهای سراسر کشور از ابتدای سال آبی جاری نسبت به مدت مشابه گذشته بهبود پیدا کرده است، اما این بهمعنای بهبود وضعیت هیدرولوژیکی کشور نیست؛ چراکه خشکسالی هیدرولوژیکی در کشور طولانیمدت شده است. بنابراین، چرخهٔ آب بارش هم نمیتواند در بازهٔ زمانی مثلاً شش ماه، یک یا دو سال شرایط ما را بهبود ببخشد، سفرههای زیرزمینی را پر کند یا میزانی که ما از منابع تجدیدشونده را برداشت کردیم، جبران کند.»
طبق آمار وزارت نیرو شش استان تهران، بوشهر، فارس، قزوین، سمنان و چهارمحالوبختیاری دارای کاهش ۱۰ درصدی بارش نسبت به نرمال هستند
او توضیح میدهد طی سالهای متوالی خشک ایران و همچنین طی خشکسالیهایی که در چهار سال اخیر تجربه کردیم، بیشبرداشت از منابع آب زیرزمینی در کشور بهشکل فزاینده اتفاق افتاده است: «به هر میزان که ما شاهد شیوع خشکسالی و خشک شدن رودخانهها، تالابها و دریاچهها بودیم، میزان بیشتری از سفرههای آب زیرزمینی برداشت کردیم و بههیچعنوان مصرف را کنترل نکردیم. این اتفاقی است که طی دهههای گذشته نیز رخ داده است، اما در سالهای اخیر بهدلایل متعدد بسیار بیشتر شده است.»
وظیفه میگوید: «بارشهای تابستان نیز در مناطقی که عنوان خشکسالی شدید از آنها یاد میکنیم، اتفاق جدید و بهبودی ایجاد نمیکند؛ چراکه در این فصل سال فقط جنوبشرق کشور و سواحل شمالی ممکن است بارش داشته باشد که حتی برای خود این مناطق هم قابلتوجه نیست. بنابراین، مهم این است که امسال نیز در مدیریت منابع آب کشور این موضوع لحاظ شود که نهفقط خشکسالی تمام نشده است بلکه خسارتهای منابع آبی ما هم چندان جبران نشده است. بخش اعظمی از این بارشهای اخیر که ناشی از تغییراقلیم است و بهشکل سیلآسا نیز باریده، اکثراً به دریا روانه شده است و در برخی مناطق توانسته وضعیت سدها را بهبود ببخشد. بنابراین، نباید برای منابع آبی مانند ترسالی برنامهریزی شود.»
گفتههای وظیفه و تأکید او بر اینکه از ترسالی و پرآبی خبری نیست، درحالیاست که سخنگوی صنعت آب کشور نیز با بیان اینکه در سال آبی جاری بارشها بهبود داشته است، میگوید سدهای کشور ۶۷ درصد پر شده است، اما با توجه به توقف بارشها و کاهش رواناب رودخانهها روند ورود آب به مخازن سدها متوقف شده و باید آب در بخشهای مختلف با حساسیت مصرف شود.
به هر میزان که شاهد شیوع خشکسالی و خشک شدن رودخانهها، تالابها و دریاچهها بودیم، میزان بیشتری از سفرههای آب زیرزمینی برداشت کردیم
شرکت مدیریت منابع آب ایران بهنقل از «فیروز قاسمزاده» نوشت: «از ابتدای سال آبی جاری تا ۱۰ خرداد ۱۴۰۳، درصد پرشدگی سدهای کشور ۶۷ درصد است. این درحالیاست که سدهای تهران، دارای پرشدگی ۳۴ درصدی هستند. براساس اطلاعات شبکهٔ بارانسنجی وزارت نیرو، استان تهران دارای بیشترین کاهش بارش در بین استانهای کشور است. کاهش مصارف شرب در پایتخت حائز اهمیت است. از شهروندان خواهان توجه همگانی به آب و کاهش مصرف بهویژه در ساعتهای اوج مصرف هستیم.»
بهگفتهٔ قاسمزاده، براساس اطلاعات شبکهٔ بارانسنجی که مبنای وزارت نیرو برای سنجش بارندگی کشور است، این بارندگی نسبت به سال آبی گذشته ۲۰ درصد افزایش داشته است، اما ورودیها به مخازن سدها حدود شش درصد رشد داشته است. مقادیر ورودی به سدهای کشور نسبت به هفتههای گذشته کاهشی است: «این نشان میدهد اثر خشکسالیهای سالهای قبل و گذشته همچنان در آورد رودخانهها مشهود است. طبق آمار وزارت نیرو شش استان تهران، بوشهر، فارس، قزوین، سمنان و چهارمحالوبختیاری دارای کاهش ۱۰ درصدی بارش نسبت به نرمال هستند و استانهای سیستانوبلوچستان، یزد، خراسانجنوبی، ایلام و آذربایجانغربی با افزایش بارش ۲۰ درصد روبهرو بودند.»
در زمان تنظیم این گزارش هشدار هواشناسی برای کشاورزان ۱۳ استان کشور با احتمال بارشهای آسیبزننده به محصولات کشاورزی صادر شده است. بهنظر میرسد گرچه تغییراقلیم و بارشهای غافلگیرکنندهاش تا پایان سال آبی نمیتواند گره چندانی از خشکسال کشور بگشاید، اما همچنان میتواند در بخشهای زیادی خسارت ایجاد کند.
