بایگانی مطالب نشریه
آرام آرام در زمین فرو خواهیم رفت
پدیده فرونشست سطح زمین ناشی از عوامل طبیعی و فعالیتهای انسانی در نقاط مختلف دنیا و در طی سالهای اخیر در کشور ایران به علت برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی، خشکسالی، مدیریت نادرست و عوامل دیگر پدیدار شده است و سبب آسیبهای جدی به زمینهای کشاورزی، ساختمانهای مسکونی، جادهها و دیگر سازندها و بروز خسارتهای زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی شده است. فرونشست زمین ناشی از نبود تعادل بین تغذیه و برداشت از سفره های آب زیرزمینی است که رخ می دهد، تقریبا دو سوم کل دشتهای کشور دشتهای ممنوعه اعلام شدند و متاسفانه در بخش قابل توجهی از این دشتها میزان تراز منفی آبخوانها به بیش از 2 متر در سال رسیده است. فرونشست زمین محصول فقدان نگرش دراز مدت، مدیریت غیر هوشمندانه و توسعه ناپایدار است.
فرونشست زمین، زلزله خاموش است و هر ساله زنگ خطر آن بیشتر به گوش میرسد. دشتهای استان اصفهان سالانه بین ۱۵ تا ۲۰ سانتیمتر فرو مینشیند و میزان سفرههای آب زیرزمینی در این مناطق سالانه ۱.۵ متر کاهش مییابد. در استان اصفهان در مناطقی از شهر و شمال شهر اصفهان فرونشست به یک معضل عمده تبدیل شده به طوریکه در مجاورت فرودگاه و حتی در حاشیه ورزشگاه نقش جهان شکافهای حاصل از فرونشست روی زمین خود را نمایان کرده و فرونشست برای این شهر یک خطر بسیار جدی است.
دشتهای خوی، سلماس و ارومیه نیز در معرض تهدید این پدیده هستند. در حوزه سرزمینی آذربایجان غربی عامل انسانی و تقاضاهای بیش از حد بشر از ظرفیت و پتانسیل زمین عمدتاً موجب پیدایش فرونشست زمین شده است.
405 دشت در کشور دچار فرونشست زمین شده است. در حد فاصل بین دشت فسا و جهرم شاهد فرونشست زمین تا 54 سانتیمتر یعنی چیزی حدود 140 برابر حد بحران هستیم. این پدیده در دشتهای دیگر ایران چون اراک، نهاوند، خمین، نطنز، یزد، ابرکوه، دشت کاشمر در استان خراسان رضوی، مشهد، و سیستان، دشت نیشابور، هم مشاهده شده و در حال توسعه است.
مطابق گزارشهای موجود میزان فرونشست زمین ناشی از افت سطح آبخوان در برخی مناطق کشور به 50 سانتی متر در سال هم رسیده است که بسیار خطرناک و کم نظیر در سطح جهان است.
فرونشست در حالت سریع، باعث آسیب به سازهها و تلفات انسانی میشود. پدیده نشست زمین باعث بروز مشکلاتی مانند تخریب ابنیه، لوله زایی (بالا آمدن لوله های آب از سطح زمین)، ریزش جداره چاهها، ایجاد درز و شکاف در زمین، تغییر شیب زمین، افزایش سیل خیزی و زلزله در منطقه، فرو رفتن تدریجی دکلها و سازهها، تغییر شیب رودخانهها و جادههای منطقه میشود.
امروزه جوامع، مقامات دولتی و سازمان های توسعه می توانند با درک و پیشبینی پیامدهای آینده مخاطرات، خطر ابتلا به این بحرانها را به حداقل برسانند. یادمان باشد در شرایط بیاطلاعی و بی توجهی، آسیب پذیری به واسطه فقدان اقدامات تعدیلی در خطر پذیری، با ظرفیت حداکثری رخ خواهد داد.
پدیده فرونشست واقعیت پیش روی ماست که هر ساله میزان آن شدیدتر و مشهودتر شده است و باید با رعایت عدم برداشت بیرویه آبهای زیرزمینی و استخراج آنها جهت اهداف کشاورزی، صنعتی، خانگی از پیشرفت فرونشست زمین کاست.
دریاچه ارومیه در حصار 88 هزار حلقه چاه
بر اساس جدیدترین آماری که سازمان مدیریت و برنامه ریزی اعلام کردهاست در سال 98، 17 درصد تولید ناخالص داخلی آذربایجان غربی از کشاورزی بوده اما 89 درصد آب مصرفی این استان در بخش کشاورزی است و این در حالی است که کشاورزی در استان آذربایجان غربی بر خشک شدن دریاچه ارومیه تاثیر بسیاری دارد.
علی حاجیمرادی، کارشناس ارشد مدیریت منابع آب و مسئول واحد فنی ستاد احیای دریاچه ارومیه در وبینار «انتقال تجارب مدیریت یکپارچه منابع آب» که توسط کرسی یونسکو با همکاری ستاد احیای دریاچه ارومیه برگزار شد، درباره اهمیت ارزشهای اکولوژیک دریاچه ارومیه با غنای متوسط دریاچه ارومیه از نظر آرتمیا ( 400 آرتمیا در هر مترمکعب از آب دریاچه) وهمینطور به وجود گونههای مهاجرتی و مقیم پلیکان سفید، فلامینگو، گوزن زرد ایرانی و قوچ و میش ارمنی اشاره کرد و گفت: «مطالعات نشان میدهد در 12 هزار سال گذشته هیچوقت دریاچه ارومیه خشک نشده بود حتی در زمانی که بارش به کمترین میزان(180 میلیمتر) رسیده بود. بنابراین باید دلیل این اتفاق را در عوامل غیرطبیعی جستجو کنیم.»
به گفته او وضعیت دریاچه ارومیه بعد از 2008 به سمت وخامت رفت و در 2014 به بدترین وضعیتی خود در 100 سال اخیر رسید: «تراز دریاچه در 20 سال 8 متر افت پیدا کرد.همچنین با شکست هیدرولوژیکی در ایران، آب ورودی به دریاچه 52 درصد کاهش پیدا کرد.»
مسئول واحد فنی ستاد احیای دریاچه ارومیه هم مانند بسیاری دیگر از کارشناسان در مورد دلایل مرتبط با خشکی دریاچه ارومیه به توسعه ناپایدار اشاره کرد: «همه تدارکات برای توسعه نامتوازن را انجام دادیم».
بنابر آنچه در این وبینار مطرح شد حوضه آبریز دریاچه با 88 هزار حلقه چاه مجاز و غیرمجاز محصور شده است که رتبه اول تراکم چاههای غیرمجاز در کشور را دارد.
حاجیمرادی ادامه داد:«یکی دیگر از مشکلات افزایش سطح زیر کشت و احداث سدها بدون اعتنا به افت تراز دریاچه بود به طوری که حتی در سالهایی که خشکسالی هیدرولوژیکی وجود داشت باز هم با افزایش سطح کشت در این حوضه روبهرو بودیم.»
این در حالی است که بر اساس اطلاعات ارائه شده در این وبینار، آماری که به تازگی سازمان مدیریت و برنامهریزی با بررسی وضعیت استان آذربایجان غربی در سال 98 انجام دادهاست، نشان میدهد که 17 درصد تولید ناخالص داخلی آذربایجانغربی از کشاورزی بوده اما 89 درصد آب مصرفی استان در این بخش است. یعنی به خاطر تولید حدود کمتر از 500 میلیون دلار محصولات کشاورزی، 4 میلیارد و 51 میلیون مترمکعب آب در آذربایجانغربی مصرف شدهاست.
حاجیمرادی در ادامه صحبتهای خود به تاثیر سدها بر خشکی دریاچه ارومیه اشاره کرد و گفت:« 85 درصد مشکلات به وجود آمده از سدها برای دریاچه ارومیه، مربوط به 12 سد ملی است».
او تاکید کرد که ما در ایران هر 2 سال باید تجربه اقناع ملی در مورد احیا دریاچه ارومیه را تکرار کنیم چرا که هر 4 سال دولت و مجلس عوض میشوند.
مسئول واحد فنی ستاد احیای دریاچه ارومیه توضیح داد که برای ایجاد اجماع سیاسی و حاکمیتی در مورد احیا دریاچه ارومیه نیاز به مطرح کردن موضوعاتی مهمتر از ارزشها اکولوژیک وجود دارد«باید در مورد سلامت میلیونها نفر در پیرامون این حوضه آبریز صحبت کنیم.»
مقاله دکتر حسنی در مورد این مسئله که به تازگی منتشر شده است نشان میدهد که اثرات ناشی از افزایش بستر خشک دریاچه ارومیه دیگر محدود به بررسی گردوغبار و ذرات 2 و نیم پیام نیست بلکه غلظت تجمعی ذرات حتی با 10 پی ام هم در 6 ساعت از دریاچه ارومیه به تبریز میرسد و میتواند در 24 ساعت کل شمال کشور را در بر بگیرد .
این مقاله همچنین به اثرات افزایش تشعشعات فرابنفش و در نتیجه افزایش سرطان و سردتر شدن زمستان و گرمتر شدن تابستان در شمال غربی کشور هم اشاره کرده است.
در پایان این بحث حاجیمرادی عنوان کرد که کل مصرف منابع آب از حوضه آبریز دریاچه ارومیه در حال حاضر 75 درصد از کل پتانسیل آب تجدیدپذیر حوضه است در حالی که این مقدار باید به زیر 40 درصد برسد «بخشی که میتوان در آن کاهش مصر ایجاد کرد، بخش کشاورزی است.»
چند تجربه از مدیریت آب در کالیفرنیا
در این وبینار همچنین «بهروز مرتضوی» دانش آموخته دکتری عمران از دانشگاه کالیفرنیا از تجربه مدیریت منابع آب در کالیفرنیا صحبت کرد.
او با بیان اینکه مسائل آبی کالیفرنیا و ایران بسیار شبیه به هم هستند گفت: «رودخانههای اینجا هم مانند ایران در برخی ماهها اصلا آب ندارد.»
او با اشاره به تجربهای از یک پروژه برای احداث حوضچههای برای ورود آب به زمین در کالیفرنیا گفت: از آنجایی که محل این حوضچهها در زیستگاه موش صحرایی بود ناچار شدیم برای حفاظت از این گونه علاوه بر زمین، 3 و نیم میلیون دلار هم بپردازیم.»
او با بیان اینکه قوانین در مورد آبهای زیر زمینی و رودخانهها در هر ایالت متفاوت است، اشاره کرد:«حتی قوانین بر اساس ویژگی آبهای زیرزمینی هر منطقه مانند غلظت نمک، متفاوت است»
مرتضوی به تجربه پروژهای دیگر در مورد پسآبهای تصفیه شده را مطرح کرد که از آب آن برای مصرف زمینهای کشاورزی پر مصرف استفاده شده و همچنین به کشاورزان برای هزینه اضافی که قرار بوده برای استفاده از این آب به جای آبهای زیرزمینی پرداخت کنند، یارانه داده شدهاست.
این مهندس عمران در مورد بهای قیمت آب در کالیفرنیا توضیح داد: ما در این ایالت از شیوه خاصی برای قیمتگذاری آب استفاده کردیم تا در آب صرفهجویی کنیم. برای مصرف خانگی برای هر نفر مقدار آب مشخصی به خانهها داده میشود. همچنین برای مصرف بیرون از خانه هم به هر خانه به ازای مساحت باغچه آب داده میشود. بنابراین هر خانه حسابی دارد و هر خانه مقدار مشخصی آب دارد و اگر از آن بیشتر مصرف کند قیمت آب بسیار زیاد محاسبه میشود.
زندان 400 ساله، خالی از زندانی
زندان سمنان دیگر زندان نخواهد بود. دیوارها و حصارهای بلندش به زودی تخریب میشود. همین حالا در کاروانسرای شاهعباسی که برای چهل سال زندان شده بود، کارگران مشغول کارند و دیوارها و ساختمانهای داخلی که در این سالها به بنای تاریخی اضافه شده بود در حال برچیدن است. قرار است این زندان موقت، دیگر زندان نباشد و در شمایل گذشتهاش، کاروانسرایی شاهعباسی باشد و در آخرین ماه از آخرین سال این قرن گردشگران را به سمنان بکشاند.
برنامهریزی شده که دیوارهای بلند بیرونی زندان سابق در حاشیه خیابان سعدی و قدس، هفتم اسفند امسال (همزمان با سیزدهم رجب) تخریب شود. نادر فخری، فرماندار سمنان به ایسنا گفته با برچیدن دیوارها و نمایانشدن کاروانسرا، فرصت بهرهبداری از این فضای تاریخی فراهم میشود. شهرداری بنا دارد که خیابان تاریخی امام را به پیادهراه تبدیل کند.
چه شد که کاروانسرا را زندان کردند؟
کاروانسرای سمنان در مرکز استان یکی از ۹۹۹ کاروانسرای ساخته شده در دوران شاهعباس صفوی در شهر سمنان که ۴۰۰ سال قدمت دارد و در سال ۱۳۵۲ به ثبت ملی رسیده است. حکایت تغییر کاربری این بنای تاریخی و تبدیل آن به زندان را حمیدرضا دوستمحمدی، رئیس میراثفرهنگی شهرستان سمنان اینطور به ایسنا گفته است: «این بنا تا قبل از سال 63 در اختیار میراثفرهنگی بوده و از آن به عنوان اداره میراثفرهنگی و کارگاه مرمت استفاده شده است. بعدها به صورت غیرقانونی و احتمالا بر اساس نیازهای آن موقع به زندان تغییر کاربری داده و در این کمتر از چهار دهه به عنوان زندان مرکزی سمنان مورد استفاده قرار گرفته است.» به گفته او کاروانسرای شاهعباسی یکی از 999 کاروانسرای ساخته شده به دستور شاهعباس در مسیر جاده ابریشم است که از ابتدا با هدف خدمتدهی به تجار و رونق تجارت ساخته شدند. پیش از این کاروانسراها، کاروانسراهایی با بناهای متفاوتی وجود داشت. «البته پیش از آن کاروانسراها، رباطها و ساباطهایی در مسیر وجود داشته که عمدتا معماری خشتی داشتند که امروزه نیز بقایای تعدادی از آنها در استان سمنان نیز وجود دارد و قلعه عبدلآباد یک نمونه از آنها است.»
او با بیان اینکه کاروانسراهایی پیش از دوره صفویه نیز در کشور و از جمله استان سمنان وجود داشته گفت: «ساخت و قدمت کاروانسرای سنگی آهوان که یکی از کهنترین کاروانسراها کشور و استان است به پیش از دوران صفویه برمیگردد. کاروانسرای شاهعباسی سمنان هم اثر تاریخی مهمی است که فرمهای آن مثل همه کاروانسراهای شاهعباسی کشور هشت ضلعی است اما در معماری این بنا با پلان مربع ساخته شده است.» این بنای تاریخی در حدود سه هزار و 700مترمربع مساحت دارد و آن بین 2200 تا 2500 متربع بنا دارد و عیان کاروانسرای شاهعباسی چهار ایوانی است. ورودی اصلی آن در شمالغرب واقع شده و کاروانسرا دو شترخان در ورودیهای شمالی و جنوبی دارد که روزگاری محل نگهداری احشام کاروانیها بوده است. این بنا در حدود بیست حجره داره و حجرهها نیز در آن دوران محل اقامت کاروانیان بوده است.
دورهمی شبانه کاروانیان صفوی در شاهنشینها
به گفته رئیس اداره میراثفرهنگی سمنان، سه شاهنشین در سه ایوان این بنا قرار داد؛ یکی از آنها در ورودی اصلی است و در دو طبقه ساخته شده؛ از این بخش در مواقعی استفاده میشده که کاروانیان به تفرج شبانه در دور هم پرداخته و تجربیات خود را به یکدیگر انتقال میدادند. دو شاهنشین کوچکتر در دو ایوان دیگر این بنا وجود دارد که معمولا تجار مشهور در همین شاهنشین اصلی سکنی داشته و مابقی در دو شاهنشین دیگر اسکان مییافتهاند. علاوه بر اینها دو اتاق در کنار دو ورودی کاروانسرا تعبیه شده که اتاق مدیریت کاروانسرا و به اصطلاح امروز بخش اداری آن بودند.
رئیس میراثفرهنگی شهرستان سمنان با بیان اینکه احتمالا یک سکوی بزرگ در وسط حیاط این کاروانسرا وجود داشته که در حال حاضر نیست ادامه داد: «کارکرد این سکو در وسط حیاط کاروانسرا این بوده که کالاها را در میانه آن به نمایش گذاشته و مبادله کالا بین کاروانیان و خریداران و گاه بین خود کاروانیها انجام میشده است.» مبادلات در این دوره گاه پایاپای بوده است. گاه کاروانهای عبوری نیز در این منطقه حضور یافته و تبادلات کالایی خود را انجام میدادند و به ادامه سفر میپرداختند. در شترخوان کاروانسراها هم سکوهایی وجود دارد که بارهای شترها را بر روی این سکوها میگذاشتند و بعد از انجام معمالات از همانجا کالاها را بار شترها میکردند. نظیر این سکوها در کنار تعدادی حجره در ورودی شمالشرقی کاروانسرای شاهعباسی سمنان قرار داشته است؛ این سکوها نقش عرضه کالا به ساکنان شهر را داشتهاند. گاه کاروانیها در کاروانسرا اقامت نداشتند و برای ساعاتی در طول مسیر کالاهای خود را بر روی این سکوها عرضه میدادند و بعد به ادامه حرکت خود میپرداختند.
کاروانسرای شاهعباسی سمنان در آن دوره کاروانسرایی خارج از شهر بود. در دوره قاجار در شمالی شهر سمنان همین ارگ فعلی است که پایینتر از کاروانسرا بوده و در دوره صفویه نیز این کاروانسرا در زمینهای بایر واقع شده و یک کاروانسرای میانرهی محسوب میشده که با توسعه شهر در دوره پهلوی و انقلاب هماکنون در مرکز شهر واقع شده است.
به گفته دوستمحمدی در دورههایی تجارت و تبادل پنبه در سمنان رونق بالایی داشته. بلوار فعلی قدس در شهر سمنان که این کاروانسرا امروزه در حاشیه آن واقع شده یکی از مسیرهای جاده ابریشم بوده. این میان مسیرهای دیگری نیز وجود داشته که مسیر منتهی به امامزاده علوی، کوشمغان و بازار علاالدوله نیز از آن جمله بوده است و کاروانیها در این مسیر وارد شهر میشدند و بعد از چاپارخانه و دروازه غربی شهر در پیرنجمالدین فعلی خارج میشدند و به سمت کاروانسرای بعدی در آهوان طی طریق میکردند.
تصرف کاروانسرا خلاف قانون بود
رئیس میراثفرهنگی شهرستان سمنان به ایسنا توضیح داده است که تصرف کاروانسرای این شهر از ابتدا خلاف عرف قانون انجام شده است و در مدت این چهار دهه الحاقاتی به بنا اضافه شده که آن را از اصالت بنا دور کرده است و حالا همه این الحاقات باید برچیده شود. در کاربری بعدی بنا باید شان بنا حفظ شود. «قرار است شهرداری سمنان به عنوان متولی بنا مشاور بگیرد تا اگر الحاقی متناسب با نیاز فرهنگی وجود داشت به کالبد تاریخی و اصالت بنا آسیب وارد نشود.
رئیس میراثفرهنگی شهرستان سمنان با بیان اینکه میراثفرهنگی و شهرداری تعامل خوبی در این طرح با یکدیگر دارند گفت: «خوشبختانه در اواخر دهه 50 این بنا مرمت شده که اسناد و مطالعات آن در اختیار میراثفرهنگی است و همینها میتواند به بازگشت اصالت تاریخی به بنا کمک کند.» او استفاده از این بنای تاریخی به عنوان زندان را «کاربری نامانوس» نامیده است. با وجود قول فرماندار، به گفته دوستمحمدی در حال حاضر بخشی از اسبابواثاثیه و الحاقات اضافه شده همچنان وجود دارد و تا این موارد تعیین تکلیف نشود برداشتن دیوارهای بیرونی ممکن است به تاخیر بیفتد. هرچند روند حذف الحاقات آغاز شده است. «ابنیهای که در طول چهار دهه به زندان و بنای کاروانسرا اضافه شده باید به تدریج برداشته شود و زیر نظر کارشناسان میراث ، بنا به کالبد تاریخی و اصالت پیشین خود برگردد. با توجه به اینکه این بنا امروز در مرکز شهر سمنان واقع شده میتواند به عنوان یک مرکز فرهنگی و گردشگری به رونق صنعت گردشگری در شهر تاریخی سمنان کمک زیادی کند.»
طعم دوباره آزادی
به گزارش ایسنا بعد از وعدههای فراوان و کش و قوس چند ساله اگرچه دیوارهای بلند زندان سمنان همچنان در وسط این شهر پابرجاست و خودنمایی میکند و کاروانسرای تاریخی سمنان در پشت این دیوارها از نظر عابران دور مانده است، اما به نظر میرسد که شمارش معکوس برای برداشتن این دیوارها شروع شده تا این بنای ارزشمند تاریخی و عروس کاروانسراهای شهر سمنان بعد از سالها، چهره خود را به مردمان این شهر نشان دهد. کاروانسرایی تاریخی که حالا بعد از چهار دهه زندان، به زودی طعم دوباره آزادی را چشیده و بیشک با فرو ریختن دیوارهای بلند زندان پیشین که اخیرا فرآیند برداشتن آنها رسما آغاز شده، دیدن آن برای شهروندان زیر چهل سال و جوان سمنانی، خالی از لطف نخواهد بود چرا که چهره آن حتما برای مردم سمنان تازگی دارد.
بیتردید شمار شهروندان سمنانی که خاطره این اثر تاریخی را با خود دارند در این چند دهه با گذر عمر کاهش یافته و از طرفی چشم بسیاری از شهروندان قدیمی و کهنسال سمنانی نیز که خاطرهای دور و مبهم از آن را به یاد میآورند، قریب 40 سال است که به جمال این بنای دوران شاهعباسی نیفتاده است و قدم زدن بر سنگفرش حیاط کاروانسرا و نشستن بر شترخوانها و شاهنشینهای آن نه تنها برای گردشگران داخلی و خارجی که حتی برای شهروندان سمنانی که هر روز غافل از جذابیت آن از کنار دیوارهای بلند میدان سعدی و بلوار قدس عبور کردهاند خالی از لطف نیست.
بیماری در باغ پرندگان قم به طور کامل کنترل شد
روز شنبه (25 بهمن ماه 1399) روزنامه «پیامما» در گزارشی با عنوان «سه هزار پرنده باغ پرندگان قم را معدوم کردند»، به شیوع آنفلوآنزای فوق حاد پرندگان و عملیات دامپزشکی برای پاکسازی این مجموعه پرداخت. حالا شهرداری قم در واکنش، متن مصاحبه معاون خدمات شهری شهرداری قم را به عنوان جوابیه ارسال کرده است. در این مصاحبه با عنوان « کنترل کامل بیماری در باغ پرندگان قم/ کمتر از 20 درصد پرندگان در معرض خطر قرار گرفتند» آمده است:
معاون خدمات شهری شهرداری قم گفت: بیماری آنفولانزای در مجموعه باغ پرندگان قم کنترل شده و کمتر از 20 درصد پرندگان در معرض خطر قرار گرفتند.
سید امیر سامع با اشاره به انجام اقدامات لازم برای سلامتی و بهداشت کارکنان و پرندگان مجموعه باغ پرندگان قم اظهار داشت: از ابتدای افتتاح باغ پرندگان، مسئله سلامت پرندگان در بازدیدهای روزانه و جلسات هفتگی به دقت پایش و بررسی شدهاست.
او با اشاره به اینکه بیماری آنفولانزای پرندگان هر ساله تعدادی از پرندگان را در نقاط مختلفی از کشور درگیر میکند افزود: با توجه به حساسیت موضوع در باغ پرندگان قم، پایش مداوم پرندگان با همکاری اداره کل دامپزشکی استان قم و حضور نیروی متخصص مقیم در دستور کار بوده و هست.
معاون خدمات شهری شهرداری قم اضافه کرد: در چند روز اخیر چهار مورد نمونه مثبت آنفولانزای پرندگان در باغ پرندگان قم اعلام شد که بلافاصله با حضور کارشناسان و ناظران دامپزشکی و پیمانکار، اجرای شیوه نامهها در دستور کار قرار گرفت و برای رفع خطر اقدام شد.
او گفت: به دلیل قرار گرفتن در فصل زمستان و اینکه شیوع بیماری کرونا امکان بازدید شهروندان را در دو ماه اخیر فراهم نکرده بود، تعداد پرندگان حاضر در مجموعه کمتر از ۲۰ درصد ظرفیت باغ پرندگان بود و سرمایه گذار، اکثر گونههای با ارزش و کمیاب محیط زیستی را از ابتدای زمستان در محلی خارج از محدوده باغ نگهداری کرده است.
سامع خاطرنشان کرد: با توجه به اهمیت حراست از سلامت شهروندان و حفظ و نگهداری از گونههای با ارزش در مجموعه باغ پرندگان، تمام توان مجموعه برای کنترل کامل بیماری به کار گرفته شده است.
او گفت: در حاضر کنترل کامل بیماری در مجموعه باغ پرندگان با اجرای موازین بهداشتی قرنطینهای در شعاعهایاپیدمیولوژیک مد نظر دامپزشکی صورت گرفته و پس از اخذ مجوز بازگشایی و همچنین بهبود شرایط آب و هوایی و مساعد شدن وضعیت شیوع بیماری کرونا در کشور و استان قم، شرایط برای بازدید عمومی فراهم میشود.
توضیح «پیام ما»:
فایل صوتی مصاحبه با رضا موسویمشکینی، مدیر کل محیط زیست استان قم و همچنین محمدرضا عابدی، رئیس اداره حیات وحش حفاظت محیط زیست استان قم که آمار مرگ و میر این مجموعه را بیش از سه هزار پرنده عنوان میکنند، نزد روزنامه «پیام ما» محفوظ است.
هرس کهورهای برازجان به طمع چوب
درختان کهور پاکستانی اطراف جاده بوشهر-برازجان خاطرات زیادی از عبور و مرور ماشینها را به چشمشان دیدهاند. خاطراتی 50 ساله، درست از زمان کاشت. پیش از انقلاب وقتی دانشجویان شیرازی در طرح جهاد دانشجویی دست به کار کاشت آنها شدند، درختان آنچه دیدند را بر حافظه تنههایشان ثبت و ضبط کردند. این خاطره اما با قبلیها فرق داشت. یک روز پاییزی اواخر ماه آذر آنها ماشینی را دیدند که قرار راننده و سرنشینانش بر هرس شاخههای اضافی خودشان بود. همه چیز به قصد بزک کردن، شروع شد. بعد اما اتفاق دیگری افتاد. فقط شاخههای اضافی قطع نشدند، یک نفر با اره برقی به جان درختان افتاد. آنها از نفس افتادند و خاطرات از حافظه تنهشان پاک شد. از یکی چند تنه رفت و از دیگری شاخههای جوان و سرزنده، درختان چند ده ساله قطع شدند و چوبشان رفت در ماشینهای حمل چوب.
هیچکس نمیداند چه تعداد از درختان کهور پاکستانی جاده از نفس افتادند. منابع محلی میگویند درختان ساکن جاده بوشهر به برازجان بودند، اتوبان اصلی خلیج فارس که بوشهر را به دیگر شهرهای ایران وصل میکند. شاهدان عینی که از محل بازدید کردند، میگویند که درختان به شماره نمیآمدند: «در 20 کیلومتر جاده میان روستای گزبلند تا احمدی، درختان قلع و قمع شدند.» این را داریوش محبی، فعال محیط زیست به«پیامما» میگوید. به گفته او در استان بوشهر، رسم تازهای باب شده که سازمانها برای هرس درختان پیمانکار استخدام میکنند: «هرس درختان اصولی دارد، یک نوع پیرایش است، این یکی شاخ و برگ اضافی و خشک شده و آنهایی که رشد بیمورد کرده حذف شود. این پیمانکار گاهی در شهرداری است در راهداری و گاهی هم در منابع طبیعی.» پیمانکار را اینبار راهداری استخدام کرده است، محبی میگوید: «از بعضی از درختان تنومند که چهار تنه اصلی داشتند، سه تنه بریده شده و تنها یکی مانده، از بعضی حتی شاخ و برگ کهنه هم هرس نشده و شاخههای جوان و سرحال بریده شده است.»
پیمانکار خطا نکرده
اداره راهداری میگوید پیمانکار خطا نکرده و درختان خشکیده بودند. حمیدرضا علم، مدیر کل اداره راهداری و حملونقل جادهای استان بوشهر به «پیامما» میگوید: «ما هر سال یک سری پیمانکار میگیریم تا درختان را هرس کنند و چوبهای خشک شده را ببرند و از منظر بصری فضای خوبی ایجاد کنند.» او میگوید این اقدام با همکاری کارشناس منابع طبیعی انجام میشود: «معاون من حتی به محلیها نشان داده که این تنههای بریده شده، خشک بوده، پارسال به دلیل بارندگی زیاد، علوفه زیادی کنار جاده سبز شده بود و پرتاب ته سیگار ماشینهای عبوری منجر به ایجاد چند آتشسوزی در منطقه شده بود، تعدادی از درختان سوخته بودند، که اینها قطع شدند.» او میگوید از این بین تعدادی درخت سبز هم وجود داشتند که شاخههایشان بریده شده است. حمیدرضاعلم میگوید این افراد که شاخه بریدند شناسایی شدند: «آنها پیمانکار نبودند، پیمانکار طبق اصول منابع طبیعی کار انجام داده است، کارشناس منابع طبیعی برازجان پیشتر آمده و به آنها توضیحات داده است.» حمیدرضاعلم میگوید: آنهایی که شاخه بریدند دو نفر بودند و ماشین مملو از چوب داشتند، شناسایی شدند و از طریق مراجع قضایی برایشان کیفرخواست صادر شده است.» راهداری تعداد دقیق درختان را نمیداند. مسیری که میگوید با مسیر فعالان حوزه محیط زیست هم متفاوت است: «درختان یک طرف جاده عیسوند به احمدی بودند.»
منابع طبیعی: راهداری با ما هماهنگی نکرده است
اداره کل منابعطبیعی استان بوشهر اما توضیحات دیگری درباره این درختان میدهد، غلامرضا منتظری، مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان بوشهر به «پیامما» میگوید که راهداری هیچ هماهنگی با منابع طبیعی نداشته است: «مدارک و مستنداتش را ارائه دهند، اینها به تذکرات ما هم توجه نکردند، ضمن اینکه اداره راهداری مجوز حمل به صورت غیرقانونی به خودروهای حامل چوب داده که یکی از این خودروها متوقف و جریمه شده است.» منتظری هم تعداد درختان بریده شده را نمیداند، او میگوید که یک ماشین حمل چوب از سوی منابع طبیعی دشتستان متوقف شده و جریمه حدود 70 میلیونی هم برایش بریده شده است. چه کسی مسئول درختان بریده شده است؟ منتظری میگوید: «پیمانکار طرف قرارداد با اداره راهداری بوده است، من اطلاعی ندارم که پیمانکار چه کسی بوده، هیچ قراردادی با ما نداشته است و از نظر مقررات و تقسیم وظایف هم درباره درختان حاشیه جاده، راهداری باید جوابگو باشد.»
بلوطها هم به جای هرس قطع شدند
منابع طبیعی نیمه دوم آذر امسال بازدیدی از پروژه هرس درختان داشته است، در متنی که از طرف روابط عمومی منابع طبیعی عنوان شده آمده است که: « در این بازدید به پیمانکار پروژه تفهیم گردید که فقط شاخههای جانبی و اضافی هرس شود و از قطع شاخه های اصلی خودداری شود.» با این حال منتظری میگوید که با وجود تذکر منابع طبیعی، پیمانکار توجهی نکرده است. راهداری اما میگوید: «در این بازدید تنها گفته شده بود که نحوه برش چگونه باشد، دستی شاخهای شکانده نشود و مثلا با اره برقی شاخههای خشک جدا شود که ما هم همان را ابلاغ کردیم.» محبی میگوید کار فعلا متوقف شده است، حجم بالای درختانی که کسی تعداد واقعیش را نمیداند و مردم محلی تنها میگویند به شماره نمیآمده. اواسط بهمنماه هم درختان مجتمع کشت و صنعت لرستان قطع شدند. قرار بود روی جنگلهای بلوط این منطقه هم هرس شوند اما 200 درخت بلوط به جای هرس شدن تنها خاطرهای تلخ در ذهنشان ماند. خاطره تلخ از پا درآمدن.
تمام اقدامات ایران به سادگی برگشتپذیر است
سخنگوی وزارت امور خارجه ایران گفت: «دولت کنونی آمریکا همچنان بر رویه دولت قبلی این کشور حرکت میکند و آنچه که امروز اتفاق میافتد با ۲۰ ژانویه هیچ فرقی نمیکند.» سعید خطیبزاده همچنین گفت که اگر آمریکاییها از مسیر گذشته بازگردند، ایران «پاسخ مناسبی» میدهد و طرفهای برجام تا روز سوم اسفند فرصت دارند که به تعهداتشان عمل کنند.
سعید خطیبزاده، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران در نشست خبری دیروز خود با خبرنگاران، گفت که دولت کنونی آمریکا همچنان بر رویه دولت پیشین حرکت میکند: «دولت [کنونی] آمریکا هیچ فرقی با دولت ترامپ در خصوص اعمال تحریمها علیه ملت ایران نکرده و این شرمی است برای کسانی که کارزار انتخاباتی خود را بر مبنای فاصله گرفتن از ادبیات و سیاستهای گردن کشانه ترامپ بنا گذاشته بودند.» خطیبزاده در واکنش به توییت وزیر امور خارجه آمریکا مبنی بر اینکه «دیپلماسی اصولی تنها راه جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای است»، گفت که «حرفها برای ما ملاک نیست و آنچه مورد توجه ماست، عمل است.» او در ادامه افزود که اگر آمریکا «چندجانبهگرایی، عمل به تعهدات و اصلاح مسیر غلط گذشته» را در پیش بگیرد، ایران هم به این اصلاح سیاست «پاسخ مناسبی» میدهد. سخنگوی وزارت امور خارجه اما در عین حال هشدار داده که اگر طرفهای برجام تا روز سوم اسفند به تعهدات خود عمل نکنند، ایران، اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی را متوقف خواهد کرد: «طبق مصوبه مجلس، اگر تا زمان مشخصشده، دیگر طرفهای عضو برجام به تعهد خود عمل نکنند، دولت مکلف است که اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی را متوقف کند و این زمانبر نیست و هر روزی فرا برسد میتواند اجرا شود.» خطیبزاده در توضیح توقف اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی گفت: «بر اساس این مصوبه نظارتهای فراپادمانی متوقف میشود که ما در چارچوب پروتکل الحاقی اجرای آن را به صورت داوطلبانه پذیرفتهایم.» با این حال او بر روی این موضوع تاکید کرده که توقف اجرای نظارتهای فراپادمانی «به معنای پایان تمام نظارتها نیست»: «ما عضو پادمان هستیم و بر اساس پادمان بخش عمدهای از نظارتها ادامه خواهد داشت و اجرای پروتکل الحاقی متوقف میشود. همکاری ما با آژانس ادامه خواهد داشت و ایران طی نامهای همه موارد را به اطلاع آژانس میرساند. همانطور که پیش از این نیز این اطلاعرسانی انجام میشد.» خطیبزاده همچنین گفته، در صورتی که دیگر طرفهای عضو برجام به تعهداتشان «عمل کنند»، تمام اقدامات ایران «به سادگی برگشتپذیر است.» سخنگوی وزارت خارجه همچنین در واکنش به سوالی در مورد بیانیه اخیر سه کشور اروپایی گفت که این کشورها راه سادهتری برای پایان دادن به تنشها دارند: «به تعهدات برجامی خود برگردند. اینگونه تنشها به برجام کمکی نمیکند.» بیانیه اخیر سه کشور اروپایی، شامل فرانسه، بریتانیا و آلمان روز جمعه منتشر شد. آنها در این بیانیه مشترک، ایران را متهم کردند که با «نقض تعهدات» خود دیپلماسی را به «مخاطره» انداخته است. این بیانیه پس از آن منتشر میشد که گزارش محرمانه آژانس بینالمللی انرژی اتمی از آغاز روند تولید اورانیوم فلزی در تاسیسات هستهای ایران خبر داده بود. در بیانیه روز جمعه سه کشور اروپایی طرف برجام آمده بود که بنا به توافق برجام، ایران تا پانزده سال اجازه تولید یا به دست آوردن اورانیوم فلزی را ندارد.
سخنگوی وزارت خارجه با انتقاد از آژانس بینالمللی انرژی اتمی به دلیل «درز اطلاعات»، خطاب به کشورهای اروپایی گفت که تولید اورانیوم فلزی، جای هیچگونه نگرانی ندارد: «بحث سوخت پیشرفته راکتورها یک موضوع قدیمی است و ایران در زمینه گسترش تحقیقات و دانش هستهای خود همواره این را مدنظر داشته است و اورانیوم فلزی نیز ضرورت اصلی برای دستیابی به این سوخت است. لذا ایران هیچ کاری نکرده جز اینکه تحقیق و توسعه خود را برای رسیدن به سوخت راکتور هستهای تهران گسترش داده و این موضوع جای نگرانی ندارد.»
یکی دیگر از موضوعات نگرانکننده برای اروپاییها، صحبتهای وزیر اطلاعات دولت روحانی در تلویزیون ایران بود. سخنانی که برخی از رسانههای غربی، آن را به معنای حرکت ایران به سمت تولید سلاح هستهای برداشت کردند و بسیاری از رسانههای داخل کشور نیز، به شدت از این سخنان انتقاد کردند. محمود علوی، وزیر اطلاعات گفته بود که اگر ایران به سراغ سلاح اتمی برود، مقصر آنهایی هستند که ایران را به این سمت هُل دادند. خطیبزاده، سخنگوی وزارت خارجه ایران در واکنش به این سخنان گفت که برنامه فعالیتهای هستهای ایران، صلحآمیز است و موضع ما در این خصوص تغییری نکرده است.
سعید خطیبزاده در بخش دیگری از سخنانش در پاسخ به سوالی در مورد میانجیگری قطر میان ایران و آمریکا، گفت که ایران از هر حرکتی که به کاهش تنش کمک کند، استقبال میکند اما «اجرای تعهدات از سوی آمریکا خیلی نیاز به پیام بردن ندارد» و مسیر آمریکا در این زمینه «روشن» است: «آمریکا باید به تعهدات خود بازگردد و مسیر قبلی را اصلاح کند و تاسف اینجاست که دولت فعلی آمریکا شریک نقض و گردنکشی دولت قبلی آمریکا علیه ملت ایران شده است و قطعا این روند سازندهای نیست و امیدواریم این مسیر اصلاح شود.» او همچنین از رفتار آمریکا در مورد مصادره یک نفتکش ایرانی و فروش نفت آن انتقاد کرده و با «شرمآور» خواندن آن، این اقدام را «راهزنی دریایی» نامید: «تاسفبار است که این اتفاقات در زمانی رخ میدهد که آمریکاییها مدعی هستند که میخواهند از گردن کشی بینالمللی که در دولت قبل این کشور وجود داشت فاصله بگیرند و نگاه چند جانبه داشته باشند و در این فرآیند به تعهدات خود عمل کنند.» پس از انتخاب جو بایدن به عنوان رئیسجمهوری ایالات متحده آمریکا، بسیاری گمان میکردند که او بلافاصله به برجام بازخواهد گشت. حالا دولت بایدن، بازگشت آمریکا را به برجام، منوط به اجرای تعهدات ایران کرده و گفته که «اگر ایران به تعهدات خود ذیل برجام عمل کند، آمریکا هم همان کار را میکند.» ایران اما میگوید، آمریکا بوده که از برجام خارج شده و خودش هم باید به برجام بازگردد و تا زمانی که آمریکا به تعهداتش «عمل» نکند، ایران هم از مسیری که در کاهش تعهداتش در پیش گرفته، عقب نخواهد نشست.
حالا به نظر میرسد، برجام که قرار بود گرهها را بگشاید، خود به گرهای تبدیل شده که باز کردن آن اگر «سخت» نباشد، دستکم «زمانبر» خواهد بود. هفته گذشته، منابعی به رویترز اطلاع داده بودند که بایدن در پی «گام به گام» احیای برجام است؛ اما با تصویب قانونی در مجلس و تعیین ضربالاجل برای بازگشت آمریکا به برجام، به نظر میرسد که «زمان» هم گرهای بر گره برجام افزوده است.
سنگینی معدن مس بر پیکر «پلنگدره»
اهالی روستای راوه نمیخواهند فعالیت معدن مس بار دیگر شروع شود. آنها سه روز پیش با پلاکاردهایی در دست به آغاز معدنکاوی در پلنگدره معترض شدند. معدن، 15 سال قبل مجوز اکتشاف گرفت و پس از آن بارها سازمان حفاظت محیط زیست اعلام کرد که این معدن ارزیابی زیست محیطی ندارد اما با وجود همه کش و قوسها و مخالفتها وزارت صنعت، معدن و تجارت مجوز اکتشاف را صادر کرد. حالا روستاییان میگویند خطرات این معدن برای منطقهشان زیاد است و بر باغات، مراتع، قناتها و کیفیت هوا اثرات مخربی خواهد داشت. تازهترین تجمع هم که در روزهای اخیر رخ داد, سبب شد احمد بحری، محیطبان شناختهشده قم به همراه یکی دیگر از محیطبانان که هنوز نامش مشخص نیست، بازداشت شوند. پیگیریهای «پیامما» نشان میدهد هر دو آزاد شدهاند اما اعتراضات اهالی برای جلوگیری از نابودی یکی از مهمترین زیستگاههای کشور همچنان ادامه دارد.
منطقه پلنگدره که به علت وجود پلنگ و داشتن زیستگاههای جانوری و گیاهی در آن از دیرباز به این نام شهرت یافته است، طبیعتی صخرهای و تپه ماهوری و در قسمتی دشت دارد. منطقه دارای پرتگاهها و مکانهای مناسبی برای حیاتوحش از جمله کل و بز است و بخش اصلی آن که حدود ۵ کیلومتر طول دارد به علت ویژگیهای طبیعی و وجود پوشش گیاهی و چشمههای فراوان مامن پرندگان و سایر جانوران است. این منطقه از سال 1375 به عنوان منطقه شکار ممنوع و در سال 1388 در لیست مناطق حفاظتشده کشور قرار گرفت و حالا قرار است در منطقهای با این اهمیت معدن مس کارش را آغاز کند.
روستای راوه در بخش مرکزی شهرستان دلیجان و در دهستان دودهک و در 50 کیلومتری شمال غربی دلیجان واقع شده است. این روستا در نزدیکی شهرهای قم، دلیجان، خورهه و نیمور قرار دارد و جمعیت آن بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1385 معادل 1510 نفر بوده است.
مخالفت کردیم اما وزارت صمت مجوز داد
معدن مس راوه برای نخستین بار در سال 84 مجوز گرفت اما در آن زمان هیچ استعلام محیط زیستی از سوی سازمان محیط زیست دریافت نکرد. بعد از آن در سال 91 هم بار دیگر از سوی معدن درخواست استعلام داده میشود اما باز هم استعلام محیط زیستی نمیگیرد. رضا موسوی مشکینی، مدیرکل حفاظت محیطزیست استان قم به «پیام ما» میگوید این موضوع در طول سالیان گذشته با پیچیدگیهایی همراه شده و حالا اعتراضات مردمی هم این پیچیدگی را بیشتر از گذشته کرده است. «سازمان محیط زیست در طول سالیان گذشته مخالف بهرهبرداری و بازگشایی این معدن در منطقه حفاظتشده بوده اما با وجود مخالفت ما از ابتدا وزارت صنعت معدن و تجارت مجوز این معدن را صادر کرد و بعد هم همین مجوز در طول سالیان گذشته کش و قوسهای فراوانی را تجربه کرد و ما در مکاتباتمان با این سازمان و دارنده مجوز هم اعلام کردیم که این معدن با وجود داشتن مجوز باید گزارش ارزیابی زیست محیطی داشته باشد.»
به گفته او وضعیت پیش آمده برای معدن و اعتراضات مردمی که همیشه هم مسالمتآمیز بوده تاکنون معدن شروع به کار نکرده است و این در حالی است که زمینهای تحت مالکیت این معدن ابتدا 800 هکتار بود که بعد کم شد و به 500 هکتار رسید. موسوی توضیح میدهد: «این منطقه حفاظتشده از نظر زیستگاه جانوری و گیاهی بسیار با اهمیت است. منطقه امن است و کریدور حیاتوحش بین منطقه پلنگدره قم و هفتاد قله مرکزی است. همین هم دلیلی است که نخواهیم در این منطقه معدن مس بازگشایی شود.» او میگوید انتظارشان این است که با وجود آنکه مجوز اکتشاف در سال 84 صادر شده و تغییرات بسیاری هم در این منطقه اتفاق افتاده است، نهادی بالادستی به مسئله وارد شود و مشکلات و اعتراضات مردمی در مراجعی که صلاحیت رسیدگی به آن را دارند بررسی شود. «یکی از مشکلاتی که در این زمینه وجود دارد، نگاه صرفا اقتصادی داشتن به مسئله است. اینکه به واسطه راه افتادن معدن اشتغالزایی میشود و سود اقتصادی دارد. اما این نکته مهم عنوان نمیشود که حفظ منطقه حفاظتشده تا چه حد مهم است و به خطر افتادن منطقهای با این اهمیت تا چه میزان میتواند خطرآفرین باشد.» موسوی درحالی از خطرات باز شدن معدن برای منطقه حفاظتشده پلنگدره میگوید که خرداد ماه سال گذشته بهرام سرمست، استاندار قم، اکتشاف معدن در منطقه پلنگدره قم را بدون مانع دانسته بود. او که در جلسه ستاد اقتصاد مقاومتی استان صحبت میکرد با اعلام آنکه مانع اکتشاف شدن به صلاح نیست گفت که فعلا مسئله اکتشاف معادن در منطقه پلنگدره بلامانع است.
از صحبتهای سال گذشته او تاکنون، هنوز معدن بازگشایی نشده اما آنچه پیداست تلاشها برای بازگشایی هرچه زودترش ادامه دارد. تلاشهایی که هنوز و با وجود اعتراضات گسترده مردم محلی نتوانسته پای معدن را از روی گلوی منطقه حفاظتشده بردارد.
قوانین ضد محیط زیست همراه معدنکار
«ما درباره اندام حیاتی سرزمینی صحبت میکنیم که در برخی از اعضایش ماده معدنی هم دارد. اما برای به دست آوردن این ماده معدنی کل اندام حیاتی را میخواهیم ویران کنیم.» مسعود امیرزاده، عضو کارگروه حقوقی شبکه ملی محیط زیست سرزمین ایران را موجودی زنده میداند که بهرهبرداری نادرست از معادن توانسته جان این موجود و ساکنانش را تهدید کند. او میگوید اگر برداشت از معدن برای مثال 100 دلار آورده مالی داشته باشد با از بین رفتن طبیعت اطرافش و ویرانی زندگی ساکنانش میلیاردها دلار ضرر را باید متحمل شویم. «یک قانون معادن داریم که در سال 77 نوشته شد و در سال 90 و 92 هم اصلاحیههایی روی آن انجام شده است. بر اساس این اصلاحیهها در معادنی که محل مناقشه با سازمان محیط زیست، میراث یا منابع طبیعی هستند باید هیات حل اختلافی تشکیل شود و رای صادر کند اما نکته عجیب ماجرا این بود که در این هیات هم رای اصلی با معدنکاران بود.» او میگوید این اصلاحیههای مضر آنچنان در سالهای گذشته برای جامعه محلی مشکل ایجاد کرد که مرکز پژوهشهای مجلس وارد عمل و در گزارشی به اثرات مخرب این معدنکاریهای بیضابطه پرداخت باز هم دچار مشکل قانون هستیم. یکی از مفاد قانون معادن، ناظر بر معادن در مناطق حفاظتشده است. وقتی صحبت از مناطق حفاظتشده میشود یعنی هرکس نمیتواند وارد آن شود و تحت حفاظت است ولی همان قانون جانبدارانه و ضدطبیعت و به سود بخش کمبازده و پرآسیب معدن به نحوی نوشته شده که سازمانهای مربوطه اعم از محیط زیست و منابع طبیعی و … کناری رانده میشوند و در نهایت مجبور به همراهی با مجموعه معدن شوند. ما در زمینه فعالیت معادن با ضعف قانونی مواجهیم و قوانین در اغلب موارد حق را به معدنکار دادهاند.» این فعال محیط زیست همچنین میگوید در سالهای اخیر مخالفتها و ایستادگیهای جامعه محلی مقابل معدنکاری بیشتر شده و یکی از دلایل این روند افزایش آگاهی این جامعه درباره عواقب این تخریبها بر زندگیشان است و دیگری مقابله با از بین رفتن هویت جمعیشان. «بسیاری از این معادن در دل کوهها هستند. کوههایی که برای مردم محلی نمادی از هویت و زندگی است.
حضور معدنکارانی که اتفاقا از میان مردم محلی هم نیرو استخدام نمیکنند سبب شده است این مردم نسبت به چنین تحولاتی احساس ناراحتی کنند. مردم روستای راوه قم هم از این قاعده مستثنی نیستند.»
به گفته امیرزاده آنچه که در شرایط فعلی بیش از همه اهمیت دارد، حضور جامعه مدنی و مطالبهگری آنها از سویی و از سوی دیگر تلاش برای تغییر در قانون است. او میگوید: «ما باید بدانیم بنا بر اسناد بالادستی کشور هم توسعه فرع بر محیط زیست است و باید با تمام توان مقابل کسانی که برای کسب سود حاضر به نابودی محیط زیست میشوند ایستاد.»
ژاپن تصمیمهای غیرقانونی آمریکا را اعمال نکند
وزیر خارجه ایران در گفتوگویی با کیودو نیوز خواستار آزادی داراییهای بلوکه شده ایران در ژاپن شد. به گزارش ایسنا، محمدجواد ظریف، در گفتوگویی با کیودو نیوز با اشاره به اینکه ژاپن دوست خوب ایران است و با آمریکا نیز روابط خوبی دارد، اظهار کرد: «ما انتظار داریم که ژاپن به عنوان یک دوست رفتار کند.» او ادامه داد: «از آنجایی که ایالات متحده در حال نقض قوانین بینالملل است، بهترین نقشی که ژاپن میتواند بازی کند این است که به آمریکاییها نشان دهد که ژاپن تصمیمهای غیرقانونی آنها را اعمال نمیکند.» ظریف در این گفتوگو از ژاپن خواست که داراییهای بلوکه شده ایران در بانکهای ژاپن ذیل تحریمهای آمریکا را آزاد کند.
به گفته ظریف داراییهای بلوکه شده ایران در ژاپن و کرهجنوبی چیزی در حدود ۱۰ میلیارد دلار هستند. تخمین زده میشود که سهم ژاپن که عموما سود حاصل شده از صادرات نفت خام به ژاپن است کمی کمتر از ۳ میلیارد دلار است. او همچنین اشاره داشت که از سرمایههای بلوکه شده میتوان برای خرید غذا و دارو از جمله واکسن برای ویروس کرونا استفاده کرد.
قطع درختان بلوط در نزدیکی منطقه حفاظتشده دنا برای ساخت جاده و کاشت نهالهای جوان به جای آنها، بسیار غیر علمی است. در منطقهای که بنا دارند جاده سیسخت به یاسوج را تعریض کنند، جنگلهای بلوطی دارد که کمتر دست خورده است و شرایط طبیعی را دارد؛ بلوطهایی مسن که به انتخاب طبیعت آنجا روییدهاند. زاگرس در گذشته 10 میلیون هکتار درخت داشت و اکنون شمار آنها به کمتر از 5 میلیون هکتار رسیده است. یعنی در این سالها نیمی از جنگلهای زاگرس را از دست دادهایم و همین میزان هم در بسیاری از نقاط تخریب شده، شخم خورده و تبدیل به زمینهای کشاورزی شده است. طرحهای مختلف بدون در نظر گرفتن ارزش اکولوژیک این جنگلها، محیط زیست را تخریب میکنند و مساحت کمی از این جنگلهاست که وضعیت بهتری دارد. دنا هم یکی از این مناطق است که به لحاظ پوشش گیاهی و جانوری بهتر حفظ شده است. با این همه تصمیمگیرندگان ارزش این منطقه را دست کم میگیرند و میگویند بلوطهای چندصدساله را قطع کنیم و به جای آنها درختان دیگری بکاریم اما این فقط توجیه است. برای اجرای پروژهای که به لحاظ محیط زیستی تجهیزشده نیست و میتواند زندگی مردم محلی را هم تحت تاثیر قرار دهد، باید برخوردی کاملا علمی داشت. نمیتوان به هر قیمتی طبیعت را نادیده گرفت و فقط به جادهسازی فکر کرد و صورت مسئله را با نهالکاری پاک کرد. این جنگلها چند صد سال در طبیعت زیستهاند، بذر بودهاند و طول کشیده تا برویند و زمین را در بر بگیرند. شرایط اکولوژیک زاگرس دیگر طوری نیست که توانایی پرورش چنین درختانی داشته باشد. همین حالا آثار بیسابقه تغییر اقلیم در زاگرس و در سطح کشور قابل مشاهده است؛ کاهش بارندگیها در مقیاس بلندمدت، افزایش دما و فشار بسیار زیاد جمعیت انسان و نیازهای آنان. در این شرایط بازگشت این درختان به شرایط طبیعی بسیار سخت خواهد بود. در صورت قطع درختان و کاشت نهالهای جدید، از استقرار این نهالها و نتیجه دادن این کار نمیتوان مطمئن بود. حتی اگر ارزش درختهای کهن قطعشده را نادیده بگیریم، در وضعیت فعلی این نهالکاری بسیار مبهم است. درختی که خود طبیعت پرورش داده، فرایندهای طبیعی را از سر گذرانده است. صحبت از درختانی است که با انتخاب طبیعی از میان هزاران بذر برگزیده شده و خصوصیاتی دارد که با تمام ناملایمات جنگیده، سازگار شده و باقی مانده است. این انتخابی است از بین میلیونها فرد. اینکه درختی سبز کنیم و جای آن جنگل بکاریم، آیندهای نخواهد داشت. بعید نیست که نهالهای کاشتهشده با اولین تنش از بین بروند. در مجموع به لحاظ علمی، چنین تصمیمی برای جنگلهای زاگرس اشتباه است. در شرایط فعلی و با وجود فشارهای طبیعی و انسانی جایگزینی درختان کهن با نهال بیشتر به یک شوخی شبیه است. این میان اگر حتی مردم محلی هم به راهاندازی این جاده اصرار دارند، باید کارشناسان محیط زیست و فعالان منطقه به میان مردم بروند و آنها را توجیه کنند. باید از صدمات چنین تصمیمی بگویند و آنها را از اطلاعات اشتباه دور کنند. باید دنبال راههای جایگزین برای این جاده و برقراری امنیت در آن بود. باید دانست که این جاده علاوه بر ارزشهای محیط زیستی، به لحاظ گردشگری هم ارزشمند است. مردم باید بدانند در کنار تمام تبعات، اگر بنا باشد این جاده تعریض شود، شبیه آنچه در جادههای البرز و زاگرس رخ داده تکرار خواهد شد؛ سیلها، ریزشها و رانشها و غبارخیزی. اینها تبعات تعریضهای غیراصولی جادههاست. اولین اتفاق در تعریض جاده با شیب ترانشه و ناپایداری که ایجاد میکند، قرار دادن مسیر در معرض فرسایش، رانش و ریزش کوه است. سیستم هیدرولوژیک را بر هم میریزد و ممکن است به چشمهها آسیب بزند. علاوه بر این فرسایش خاک ایجاد میکند و کشاورزی و دامداری را تهدید میکند. همچنین با از بین رفتن پوشش گیاهی، گرد و خاک و غبار، پیش از همه به زندگی مردم محلی خسارت میزند. کسانی که در جلسات مینشینند و تصمیم به قطع درختان چند صد ساله میگیرند، به مردم هم اطلاعات غلط میدهند.
هر وقفهای در تصویب بودجه به کلیت اقتصاد آسیب میرساند
رئیسجمهور دیروز یکشنبه در جلسه ستاد هماهنگی اقتصادی دولت گفت: «اصلاحیه لایحه بودجه بر اساس شرایط و مقتضیات کنونی کشور و با رویکرد همگرایی و همچنین با تکیه بر دیدگاه کارشناسان و متخصصان خبره کشور تهیه و تدوین شده است، لذا هرگونه سیاستزدگی میتواند به روند توسعه کشور و حقوق مردم آسیب برساند.» به گزارش ایسنا، در ابتدای این جلسه، اصلاحات لایحه بودجه سال 1400 کل کشور برای ارائه به مجلس شورای اسلامی مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
بر اساس گزارش ارائه شده از سوی سازمان برنامه و بودجه اصلاحات بودجه در منابع و مصارف با حفظ منطق و شاکله کلی لایحه بودجه انجام شده است. روحانی پس از ارائه این گزارش، با تاکید بر ضرورت تصویب هر چه سریعتر لایحه بودجه گفت: «موضوع مهمی مثل بودجه کشور نباید بگذاریم درگیر مناقشات و مباحث بیثمر شود و با همگرایی و اجماعسازی پیام ثبات و رشد به اقتصاد بدهیم.»
روحانی با بیان اینکه اقتضای وضعیت اقتصادی امروز کشور و در عین حال انتظارات مردم از دولت، ایجاد آرامش و ریلگذاری صحیح مسیر آینده اقتصاد است، اظهار داشت: «باید همه توجه کنیم که هر وقفهای در تصویب بودجه کشور میتواند به کلیت اقتصاد و از آن مهمتر معیشت و زندگی مردم آسیب وارد کند.»
در این جلسه با توجه به تحولات بینالمللی و تغییرات احتمالی در تعاملات جهانی و تاثیرات آن بر وضعیت اقتصادی کشور، انتظارات عمومی، به ویژه در بازار سرمایه مورد بحث و بررسی قرار گرفت. روحانی با بیان اینکه تکانهها و تنشهای غیراقتصادی در اقتصاد اثرگذار شده است، گفت: «شایسته است همه مسئولان در تمامی قوای کشور، در کنشها و اظهارات خود نهایت مراقبت و دقت را به عمل آورند تا مبادا شرایطی خلاف انتظار عمومی شکل بگیرد که موجب اثرات منفی در جامعه شود.»
رئیسجمهور تاکید کرد: «دولت تا روز آخر خدمت خود، حراست از معیشت مردم را وظیفه نخست خود میداند و تامین کالاهای اساسی با نرخ ترجیحی، سیاست قطعی دولت تا پایان خواهد بود.»
یگانه هدف معقول به صفر رساندن انتشار کربن است
بیل گیتس، بنیانگذار مایکروسافت در یادداشتی که به عنوان چکیده کتاب جدیدش منتشر کرده، توضیح میدهد که چرا ما باید تولید و انتشار کربن را به صفر برسانیم.
دو عدد در مورد تغییرات آبوهوایی وجود دارد که باید به خاطر بسپارید. اولین عدد، 51 میلیارد است؛ دومی، صفر. پنجاه و یک میلیارد، مقدار تُن گازهای گلخانهای است که جهان به طور معمول هر ساله به اتمسفر وارد میکند. صفر، مقداری است که باید به آن برسیم. برای متوقف کردن گرمای جهانی و اجتناب از بدترین اثرات تغییرات آبوهوایی، انسانها باید اضافه کردن گازهای گلخانهای به اتمسفر را متوقف کنند. آبوهوا مانند یک وان حمام است که آرام آرام با آب، پر میشود. حتی اگر ما شیر آب را تا حدی کم کنیم که قطره قطره آب از آن بچکد، باز هم این وان پر از آب میشود و در نهایت، سرریز میکند. تعیین یک هدف برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای، بحران آبوهوایی را رفع نخواهد کرد. یگانه هدف معقول، به صفر رساندن انتشار است.
این کار به نظر دشوار میرسد، چون واقعا دشوار خواهد بود. نگاهی به سال گذشته بیاندازید: فعالیتهای اقتصادی به دلیل کووید-19 تا حدی کاهش یافت که جهان گازهای گلخانهای کمتری تولید میکند. اما این کاهش احتمالا در حدود 5 درصد خواهد بود. در عمل، این بدان معناست که ما به جای 51 میلیارد تُن کربن، 48 تا 49 میلیارد تُن را منتشر میکنیم.
حالا ببینید که چه اتفاقی افتاد تا به 5 درصد کاهش تولید کربن برسیم. بیش از 2 میلیون نفر جانشان را از دست دادند و دهها میلیون نفر از کار بیکار شدند. اگر بخواهیم جدیتر بگوییم، این وضعیتی نبود که کسی بخواهد ادامه یابد یا تکرار شود و با این وجود، انتشار گازهای گلخانهای در جهان احتمالا فقط 5 درصد و احتمالا کمتر، کاهش یافته است.
این کاهش اندکی در انتشار گازهای گلخانهای، ثابت میکند که ما با استفاده کمتر از هواپیما یا رانندگی کمتر، حقیقتا نمیتوانیم به عدد صفر برسیم. همانطور که ما برای ویروس کرونا به آزمایشها، درمانها و واکسنهای جدید احتیاج داریم، به ابزارهای جدید هم برای مقابله با تغییرات آبوهوایی محتاجیم: راههایی برای تولید برق، ساختن چیزها، تولید غذا، گرم یا سرد نگه داشتن خانهها و جابجایی افراد و کالاها بدون تولید کربن. میدانم که در موضوع تغییرات آبوهوایی، من پیامرسان کاملی نیستم. هنوز دنیا از افراد ثروتمند خالی نشده؛ افراد ثروتمندی که دارای ایدههایی بزرگ در مورد اینکه مردم چه کارهایی را باید انجام دهند، هستند و معتقدند که تکنولوژی میتواند هر مشکلی را حل کند. من صاحب خانههای بزرگ و هواپیماهای شخصی هستم – در حقیقت، با استفاده از یکی از همین هواپیماها به پاریس رفتم تا در کنفرانس آبوهوایی شرکت کنم؛ پس من کی هستم که بخواهم در مورد محیط زیست سخنرانی کنم؟ من در هر سه اتهام، خود را مقصر میدانم. من نمیتوانم این را انکار کنم که فردی ثروتمند با یک نظر هستم. با این حال من واقعا معتقدم که این یک نظر آگاهانه است و من هم همواره تلاش کردهام چیزهای بیشتری را بیاموزم. به علاوه، من یک تکنوفیل (کسی که علاقهمند و مشتاق تکنولوژی است) هستم. وقتی موضوع تغییرات آبوهوایی به میان میآید، من میدانم که نوآوری تنها چیزی نیست که به آن احتیاج داریم. اما ما نمیتوانیم بدون آن، زمین را قابل زیستن نگه داریم. تکنولوژی کافی نیست اما ضروری است.
این موضوع، واقعی است که تولید کربن من به شکلی مضحکی بالا است. مدت زیادی است که من به این دلیل احساس گناه میکنم. کار بر روی این کتاب باعث شده که من نسبت به مسئولیت خود در کاهش میزان انتشار کربن، خودآگاهی بیشتری پیدا کنم. با این حال، کاهش تولید و انتشار کربن، کمترین کاری است که میتوان از فردی در جایگاه من انتظار داشت. در سال 2020، من خرید سوخت پایدار هواپیما را شروع کردم و انتشار گازهای کربنی خود و خانوادهام را به دلیل مسافرتهای هوایی، در سال 2021 جبران میکنم. برای انتشار گازهای کربنی غیرپروازی هم، من در حال خرید تجهیزاتی از طریق یک شرکت هستم که دیاکسیدکربن را از هوا پاک میکند و یک سازمان غیرانتفاعی دیگر که سیستمهای ارزانقیمت انرژی پاک را در واحدهای مسکونی شیکاگو نصب میکند. من همچنین در حال سرمایهگذاری بر روی تکنولوژیهای کربن-صفر هستم. توجه زیادی به چیزهایی مثل الکتریسیته و خودروها شده است اما توجه به اینها صرفا آغاز کار است. خودروهای مسافربری کمتر از نیمی از کل انتشار گازهای کربنی ناشی از حملونقل را تشکیل میدهند که به نوبه خود 16 درصد از کل انتشار کربن در سراسر جهان است. در عین حال، ساخت فولاد و سیمان، حدود 10 درصد از کل انتشار کربن را تشکیل میدهد. هر ساله، آمریکا به تنهایی بیش از 96 میلیون تُن سیمان را تولید میکند که یکی از اصلیترین مواد مورد استفاده در بتن است و ما حتی بزرگترین مصرفکننده این مواد نیستیم؛ چین بزرگترین مصرفکننده است که فقط در 16 سال ابتدایی قرن 21، بیشتر از آمریکا در کل قرن بیستم، از بتن استفاده کرده است.
برای تولید سیمان، به کلسیم احتیاج دارید. برای بهدست آوردن کلسیم، شما باید از سنگ آهک استفاده کنید و آن را تا جایی در کوره بسوزانید که به چیزی که میخواهید– که همان کلسیم است- به اضافه یک چیز دیگر که نمیخواهید – دیاکسیدکربن- برسید. هیچکس هنوز راهی را برای تولید سیمان بدون طی این فرایند پیدا نکرده است. این یک رابطه یک-به-یک است؛ یک تُن سیمان تولید میکنید و یک تُن دیاکسیدکربن تولید میشود.
پیشبینی میشود که از حالا تا سال 2050، تولید سالانه سیمان در جهان کمی بیشتر شود، چراکه ساختوساز ساختمانها در چین و چند کشور کوچک در حال توسعه، افزایش یافته است. برخی از کمپانیها ایدههای خوبی دارند.
یکی از ایدهها میتواند این باشد که دیاکسیدکربن را بازیافت کنیم و آن را پیش از استفاده در محل ساختوساز، به سیمان تزریق کنیم. ایده دیگر که البته نظریتر است، شامل ساخت سیمان از آب دریا و دیاکسیدکربن گرفتهشده از نیروگاهها است. مبتکران این ایده فکر میکنند که این کار در نهایت میتواند انتشار کربن را بیش از 70 درصد کاهش دهد. من بیش از یک میلیارد دلار را به رویکردهایی اختصاص دادهام که امیدوارم بتواند به رسیدن جهان به کربن-صفر کمک کند؛ رویکردهایی مثل انرژی پاک ارزان و قابل اعتماد و تولید فولاد، گوشت و سیمان با انتشار کربن کم. البته که سرمایهگذاری بر روی کارخانههای اینچنینی، باعث کاهش تولید کربنِ من نمیشود. اما اگر قرار باشد کسی را برنده اعلام کنم، او کسی خواهد بود که مسئول از بین بردن کربن بیشتری از کربن تولید شده توسط من و خانوادهام است. بهعلاوه، هدف حقیقتا این نیست که هر فردی انتشار کربن خود را جبران کند، بلکه هدف، اجتناب از یک فاجعه آبوهوایی است.
زمانی که اقتصاد جهانی در سال 2008 دچار رکود اقتصادی شدید شد، حمایت عمومی از اقدام برای مقابله با تغییرات آبوهوایی به شدت کاهش یافت. مردم نمیتوانستند ببینند که ما چگونه میتوانیم همزمان به هر دو بحران (اقتصادی و آبوهوایی) واکنش نشان بدهیم. اینبار اما قضیه فرق میکند. همچنان که پاندمی کرونا به اقتصاد جهان آسیب وارد کرده، حمایتها از اقدام برای مقابله با تغییرات آبوهوایی همچنان زیاد است. به نظر میرسد که انتشار کربن توسط ما دیگر مشکلی نیست که بتوانیم چشمهایمان را روی آن ببندیم. حالا سوال این است: با این انگیزه ایجاد شده چه باید بکنیم؟ پاسخ برای من واضح است. ما باید یک دهه آینده را صرف تمرکز بر روی تکنولوژی، سیاستگذاری و ساختار بازار بکنیم به طوری که ما را در مسیر حذف گازهای گلخانهای تا سال 2050 قرار دهد. دشوار است که بتوان به واکنش بهتری اندیشید و بنابراین بهتر است که در 10 سال آینده، خود را وقف رسیدن به این هدف بلند پروازانه بکنیم.
آثار تغییرات اقلیمی ناشی از فعالیتهای انسان بیشتر مسالهای برای آینده تلقی میشود، با این وجود در «خاورمیانه و شمال آفریقا» یا همان (MENA)، نشانههای تغییر آب و هوا به وضوح مشهود است. بیشتر پیشبینیها در ارتباط با مدلهای بینالمللی آب و هوایی نشان میدهد که مشکلات موجود کمبود آب، آلودگی آب، بیابان زایی، شور شدن و افزایش سطح دریا پیچیدهتر میشود. از آنجا که بیشتر منطقه «خاورمیانه و شمال آفریقا» خشک است، تغییرات اندک در میزان در دسترس بودن آب و زمینهای قابل کشت، پیامدهای قابل توجهی برای امنیت انسان دارد. تغییرات آب و هوایی ناشی از انسان از طریق تأثیر بر تنوع و کیفیت منابع آب کمیاب مشکلات موجود را بیشتر میکند و اثر منفی بر توسعه شهری و روستایی، سلامت انسان و بهرهوری اقتصادی تحت اثر گرم شدن زمین در این منطقه تشدید میشود. اقدامات پیشگیرانه برای انطباق با تغییرات آب و هوا میتواند در سیاستهای موجود برای بخشهای آب و کشاورزی لحاظ شود. این موارد شامل به روزرسانی و گسترش زیرساختهای برداشت و ذخیره آب است. بهبود مدیریت تقاضا برای بهرهوری از آب و کشاورزی، گسترش سامانههای بهداشتی، به ویژه در مناطق روستایی و سکونتگاههای غیررسمی شهری، برای حفاظت از منابع آب و سلامت انسان و پرورش ظرفیتهای محلی و استانی برای کنار آمدن با میزان و کیفیت آب موجود بسیار حیاتی است.
فعالیتهای انسانی از زمان انقلاب صنعتی تقریباً 1 درجه سانتیگراد باعث گرم شدن کره زمین شده است. در صورت ادامه فعالیتهای فعلی، این گرمایش بین سالهای 2030 و 2052 به 1.5 درجه سانتیگراد میرسد. در حالی که به نظر میرسد این اختلافات اندک است اما عواقب آن چنین نیست. دانشمندان اکنون اختلاف زیادی را بین شرایط فعلی و شرایطی که احتمالاً بین افزایش دما در حد 1.5 درجه سانتیگراد تا این افزایش در حد 2 درجه سانتیگراد رخ میدهد، پیشبینی کردهاند. با گرم شدن کره زمین 1.5 درجه سانتیگراد در مقایسه با 2 درجه سانتیگراد، تا سال 2100 ، متوسط افزایش سطح دریا در حدود 0.1 متر پایینتر خواهد بود. این تفاوت ظاهراً ناچیز به این معنی است که تا 10 میلیون نفر کمتر در معرض خطرات ناشی از طغیان، خسارت طوفان و جابجایی سواحل قرار میگیرند. این امر به ویژه برای میلیونها نفری که در جزایر کوچک و مناطق ساحلی و دلتاهای کم ارتفاع که زندگی میکنند، بسیار دارای اهمیت است.
قطب جنوب طی 30 سال گذشته بیش از سه برابر میانگین جهانی گرم شده است. این میتواند پیامدهای بزرگی در ذوب یخهای قطب جنوب، حیات دریایی در منطقه و افزایش سطح جهانی دریا داشته باشد.
جهت پیشبینیها به سمت آب گرمتر و از بین رفتن ورقه یخ است. قطب جنوب منزوی و دور از دسترس است ولی اینطور نیست که به تغییرات آب و هوایی پاسخ ندهد. از دست دادن یخ در قطب پیامدهای زیادی دارد. محققان در تاریخ 04 ژانویه 2020 در جزیره کینگ جورج ، قطب جنوب دریافتند که از ابتدای دهه 1990 تاکنون هر دهه درجه حرارت در حدود یک درجه فارنهایت افزایش یافته است. این حدود سه برابر سریعتر از میانگین جهانی است.
این روند نشان دهنده یک تغییر ناگهانی در قطب جنوب است. در بیشتر قرن بیستم – حداقل از دهه 1950، زمانی که ایستگاه هواشناسی برای اولین بار تاسیس شد – قطب جنوب در حال سرد شدن بود. تغییر الگوهای آب و هوایی در مناطق گرمسیری احتمالاً سهم بزرگی در این تحول داشته است. محققان از ترکیبی از مشاهدات و شبیهسازی مدل برای بررسی استفاده کردند. آنها دریافتند که تغییر درجه حرارت اقیانوسها در مناطق گرمسیری غربی اقیانوس آرام اثر زیادی در گرم شدن قطب جنوب دارد.
دمای اقیانوسها، تا حد زیادی توسط چرخه آب و هوایی طبیعی معروف به نوسانات بین دو دهانه اقیانوس آرام تنظیم میشود. این تغییرات جوی هوای گرم بیشتری را به سمت جنوب به قطب جنوب منتقل میکند. این چرخه که به عنوان حالت حلقوی جنوبی شناخته میشود، به تنظیم کمربندی از بادهای غربی که در اطراف قاره قطب جنوب جریان دارند، کمک میکند و میتواند باعث تقویت یا ضعیف شدن این بادها شود. شبیهسازیهای مدل حاکی از آن است که گرم شدن اخیر – به لحاظ نظری – میتواند بدون هیچگونه اثری از مداخلات انسانی در تغییرات اقلیمی اتفاق افتاده باشد. مداخلات انسانی گرم شدن قطب جنوب در دهههای اخیر را تقویت کرده است. دانشمندان اطمینان بیشتری نسبت به نقش تغییرات آب و هوایی در این نقاط ساحلی دارند و نگرانی بیشتری در مورد تاثیر آنها بر سایر نقاط جهان دارند. قطب جنوب کمکی فزاینده به افزایش سطح جهانی دریا دارد که اثر آن بر بقیه سیاره به طور بالقوه فاجعهبار خواهد بود.
