بایگانی مطالب نشریه
پیامدهای ناگوار تسلط انسان بر محیط
انسان متمدن باشیم، نه یک موجود باهوش اما مخرب در جامعه؛ انسان به طور ارادی و غیر ارادی این روزها زمین خود را در معرض خطر قرار داده است. قدرت رشد جمعیت نامحدودتر از آن است که زمین قابلیت تامین آن را داشته باشد. استفاده نادرست از سرزمین و منابع آن با مدیریت ناکارآمد و شیوههای نادرست بهرهبرداری و نگرش منفعت طلبانه و یکسویه به طبیعت، در زمینه کاهش منابع و استفاده یغیر منطقی انسان از سرزمین را فراهم میکند و نتیجه غلبه انسان بر کره زمین، آلودگی هوا، آب، نابودی محیط زیست، تولید ضایعات، پسماندها، پسابها، گازهای آلوده و سایر عواملی است که بطور مستقیم و یا غیر مستقیم اثرات مخرب بر زندگی انسان دارد. رشد سریع جمعیت انسانی زیر بنای بسیاری از مشکلات محیط زیستی است. طبق اصل وحدت زیست محیطی و به زبان ساده، هر چیز بر همه چیز اثر دارد، زمین و اکوسیستمهای آن موجودیتهای پیچیدهای هستند که در آنها هر عملی ممکن است آثار متعدد به بار آورد. کاهش ذخایر آب زیر زمینی در کشور، اختلال در منابع غیر قابل تجدید و وجود آلایندهها از طرف دیگر دستاورد تسلط انسان بر محیط است. امروزه در ایران معضل سیل و تبعات ویرانگرش چند سالی است که مردم ایران به ویژه در خوزستان، سیستان و بلوچستان، گلستان و لرستان را درگیر کرده است. شاهد هوای ناسالم در تهران، اهواز، اصفهان، کرمان، سیستان و بلوچستان و بسیاری از شهرهای دیگر هستیم، تهران امسال در زیر لایه پتویی از دود قرار گرفت که منجر به کوتاه شدن نفس شهروندان شده است. سالهاست که تهران و شهرهای صنعتی با دود و غبار در فصل سرما دست و پنجه نرم میکنند و امسال هم با همه گیری ویروس کرونا برخی از دانشمندان و متخصصان پزشکی استدلال میکنند که یک رابطه بالقوه بین قرار گرفتن طولانی مدت در معرض آلودگی هوا و به خطر افتادن ظرفیت ریه وجود دارد که می تواند یک فرد را به احتمال بالاتری به COVID-19 مبتلا کند و به فهرست طولانی چالشهایی که ساکنان این شهرها روزانه با آن دست و پنجه نرم میکنند افزوده است. مهم این است که امروز انسان متمدن چه بر سر محل زیست خود آورده است؟! جنگلهای حیران در اردبیل و بسیاری از رویشگاههای زاگرس در غرب کشور در آتش میسوزند، جنگلهای حرا در جنوب کشور در معرض خطر هستند، کمبود آب و معضلات گرد و غبار هر ساله در مناطق مرکزی و جنوبی کشور بیداد میکند و آلودگی آب و تالاب و معضلات پسماند در شمال کشور مشکلات زیادی را بوجود آورده است. قسمت های زیادی از منابع طبیعی غارت و نابود شده، تنوع زیستی در معرض خطر قرار گرفتهف مصرف گرایی به حد والای خود رسیده است و هزاران مشکلات کوچک و بزرگ دیگر در این عرصه دیده میشود. از طرف دیگر به تازگی دانشمندان دریافتهاند که زمین با سرعت بیشتری در محور خود میچرخد.
متخصصان محیط زیست سالهاست که در مورد تأثیرات آلودگی هوا، آب و تخریب محیط زیست و مدیریت نادرست در زمینههای مختلف بر رفاه ساکنان و جامعه بشری هشدار میدهند. احترام به محیط زیست و پایبندی به قوانین سکونت در محیط زیست انسانی یک وظیفه همگانی است که از شهروندان تا مسئولان را در برمیگیرد. بیشک توجه ناکافی در این زمینه، مردم کره خاکی و نسلی که پس از آنها خواهند آمد، ما را در مشکلات بوجود آمده در زمینه محیط زیست مقصر خواهند دانست. واقعیت این است که با تغییر شرایط آب و هوایی و پایین آمدن شاخص آلودگی هوا و خاموشی موقتی جنگلهای در آتش سوخته و پشت سر گذاشتن اتفاقات ناگوار، این مسائل دوباره کنار گذاشته شده و همانند باری بر روی مشکلات دیگر، انبار میشوند. برای رسیدن به حق برخورداری از آب و هوای سالم ضروریست بسیاری از رهبران، سازمانها و نهادها که در حوزه مسئولیتهایی دارند، به طور جدی چاره اندیشی کنند تا از وقوع فاجعه جلوگیری کنند چرا که اکنون زمان تدبیر و عمل است. اگر راهکارها عملی نشود و طبق برنامه ریزیهای مسئولان کشور پیش نروند شرایط وخیم تر شده و در سالهای پیش رو ابعاد، ژرفا و شدت آن بیشتر خود را نشان خواهد داد و گیربانگیر همه خواهد بود. شیوه برخورد ما با مسائل، اعمال ما و راهکارهای مناسب راه نوید بخش حل موفقیت آمیز مشکلات محیط زیستی است چرا که فقدان درک واقعیتهای اساسی در مواجه با پیرامون ما خود در نحوه عمل اختلال ایجاد میکند.
سیاستهای اشتباه مصرف عامل اصلی کمبود گاز است
آمارها میگویند ایران با دارا بودن حدود ۳۴ تریلیون مترمکعب گاز طبیعی، بعد از روسیه دومین کشوری است که بیشترین ذخایر گاز طبیعی جهان را در اختیار دارد. اما علیرغم در اختیار داشتن این گنجینه بزرگ، نه تنها هنوز نتوانسته به بازیگری تاثیرگذار در بازار بینالمللی تولید و صادرات گاز تبدیل شود، بلکه در تامین گاز موردنیاز داخلی هم با چالشهای جدی مواجه است. چالشهایی که تبعات گستردهای به دنبال داشته و دارد. بسیاری معتقدند اجرای غیراصولی پروژههای گازرسانی که اغلب برای پیشبرد اهداف سیاسی و در مقاطعی خاص صورت میگیرد در شهرها و روستاها، بدون در نظر گرفتن نیاز اقلیمی آنها، باعث شده بخش عمده گاز در کشور صرف گرمایش و انرژی حرارتی شود. راهکاری که صاحبنظران حوزه انرژی برای حل مشکل گاز در کشور ارائه میدهند، اصلاح الگوی مصرف است. اما با توجه به شرایطی که دولتها در سالهای اخیر با اجرای پروژههای گازرسانی به وجود آوردهاند، باید دید امکان اجرایی شدن این راهکار چقدر است؟ مشکلات عمدهای که در ماههای اخیر بر اثر کمبود گاز به وجود آمد، بهانهای شد تا گفتوگویی با «سید حامد توانگر» پژوهشگر پژوهشکده سیاستگذاری شریف، داشته باشیم تا از نگاه او موضوع کمبود گاز و راهکارهای حل این مسئله را مرور کنیم. او فارغالتحصیل اقتصاد انرژی دانشگاه علامه طباطبایی در مقطع کارشناسی ارشد است و در حال حاضر تحلیلگر ارشد بخش نفت و گاز پژوهشکده سیاستگذاری شریف است و تجربه حضور در پروژههایی نظیر «ارزیابی فرصتهای صادرات انرژی ایران به عراق» و «نظام تنظیمگری صنعت نفت و گاز ایران، مرکز پژوهشهای مجلس» را در کارنامه دارد.
در بحران کمبود گاز و برق که امسال کشور با آن مواجه شد، مهمترین نکتهای که مسئولان به آن اشاره میکردند، سهمی بود که مصرفکنندگان خانگی در این بحران داشتند، به نظر شما این آدرس درستی است؟ با توجه به اینکه گاز با یارانه و با قیمت غیر واقعی در اختیار بخش صنعت قرار میگیرد و صاحبان صنایع چندان ضرورتی برای اصلاح الگوی مصرف در واحدهای صنعتی احساس نمی کنند. آیا میتوان سهم عمدهای برای مصرف بخش صنعت در نظر گرفت؟
برای پاسخ به این سوال بهتر است مصرف روزانه و سالانه را از یکدیگر تفکیک کنیم. علت اصلی بحران زمستان امسال، تقاضای گرمایشی بود. طبق آماری که مدیرعامل شرکت گاز ارائه کردند، در پیک مصرف زمستان، حدود 90 درصد مصرف گاز کشور، مصرف گرمایشی بوده که به دو بخش خانگی و تجاری اختصاص داشته است.
البته این مصرف بالای گاز در بخش خانگی را میتوان ناشی از دو سیاست دانست، اولا وابستگی بیش از حد به گاز طبیعی در سبد تولید انرژی کشور و عدم استفاده از ظرفیتهایی مانند انرژیهای تجدیدپذیر و ثانیا سیاستهای قیمتی اشتباه. مطابق دادههای مرکز آمار، هزینه گاز تنها 1 درصد از هزینه خانوار شهری را در ماههای سرد شامل میشود. این میزان اندک موجب شده تا هیچ انگیزه اقتصادی برای صرفهجویی یا کنترل مصرف وجود نداشته باشد.
از سوی دیگر نگاهی به مصرف سالانه کشور، نشان از سهم 30 درصدی مصرف بخش صنعت از کل مصرف کشور دارد. اگرچه متاسفانه میزان و هزینه گاز مصرفی صنایع انرژیبری مانند فولاد و سیمان در صورتهای مالی آن منعکس نشده است، اما هزینه انرژی این شرکتها که شامل هزینههای گاز، برق و آب مصرفی واحدهاست از کل هزینه آنها، بین 3 تا 8 درصد است که با توجه به ماهیت انرژیبر بودن این صنایع بسیار ناچیز است و عملا انگیزهای برای شرکتها در سرمایهگذاری بهبود مصرف وجود ندارد. این سهم بالای صنایع، موجب شده تا عملا توان ذخیرهسازی برای ماههای سرد و پیک مصرف زمستان کاهش پیدا کند و از این جهت صنایع هم در ایجاد بحران در زمستان مقصرند.
در ماههای اخیر کمبود گاز باعث بروز چالشهای بسیاری شد. در این میان اخباری مبنی بر افت تولید در میدان گازی پارس جنوبی هم منتشر شد که البته وزارت نفت تکذیب کرد، اما افت تولید با شرایط موجود در این میدان مشترک ناگزیر است، به نظر شما با شرایط موجود چه راهکاری میتواند تغییری در شرایط موجود پارسجنوبی ایجاد کند؟
سیاست کشور در بخش مصرف انرژی، همواره بر سرمایهگذاری در تولید برای پاسخ به تقاضای داخلی متکی بوده، این مساله حتی در بخشهای دیگر مثل برق یا بنزین هم به چشم میخورد. اگر این روند کماکان ادامه پیدا کند، ما نیازمند افزایش تولید گاز طبیعی یا واردات هستیم و با توجه به محدودیت گزینههای واردات، سرمایهگذاری برای افزایش تولید در پارس جنوبی به عنوان اصلیترین راهکار شناخته میشود. اما باید توجه داشت حتی با سرمایهگذاری جدید، افت تولید پارس جنوبی اجتنابناپذیر است. این سرمایهگذاری تنها بین 7 تا 15 سال میتواند افت تولید را به تعویق بیندازد. بر این اساس ما ناچار خواهیم بود بالاخره به جای سیاستهای افزایش تولید، به سمت سیاستهای اصلاح مصرف و افزایش بهرهوری حرکت کنیم.
به نظر شما بحران گاز امسال به خاطر الگوی مصرف بود یا کمبود تولید گاز؟
ایران همواره جزء چند تولید کننده اصلی گاز طبیعی در دنیا به شمار میآید، حتی با در نظر گرفتن سرانه مصرف، ایران در رتبههای بالا قرار میگیرد. پس الگوی مصرف مسلما در بحران امسال نقش اساسی را داشته است. نکتهای هم که باید اشاره کرد، نوسانات بالای مصرف است، یعنی اگرچه ما در زمستان بحران مصرف داریم، اما در همین بخش گاز، در تابستان با کمبود تقاضا مواجه هستیم. پس افزایش سرمایهگذاری از نظر اقتصادی تصمیم بهینهای نخواهد بود.
آیا مسئله فقط کاهش سرمایهگذاری است یا الگوی مصرف هم موثر است؟
طی دو دهه گذشته حدود 90 میلیارد دلار سرمایهگذاری فقط در بخش توسعه میادین گازی انجام شده است. همچنین سرمایهگذاریهای سنگین دیگری نیز برای پالایش و گازرسانی به واحدهای مختلف انجام شده. اگرچه آمار دقیقی از سرمایهگذاری در سایر بخشها مانند تولید نفت، احداث کارخانهها و … وجود ندارد، اما با مروری کلی به نظر میآید گاز رتبه اول سرمایهگذاری در کشور را داشته است. پس به نظر من نمیتوان کاهش سرمایهگذاری را به عنوان مقصر شناسایی کرد. بر اساس برآوردهای انجام شده در شرکت ملی نفت، 50 میلیارد سرمایهگذاری میتواند تولید گاز کشور را به 1.5 برابر شرایط کنونی افزایش دهد. اما سوال مهم محل تامین منابع موردنیاز برای این سرمایهگذاری خواهد بود.
یکی از اعضای کمیسیون انرژی مجلس اعلام کرده است عدم سرمایهگذاری کافی، تحریمها، سختگیری در انعقاد قراردادهای مناسب از عوامل کمبود گاز در کشور هستند، به نظر شما سهم کدام یک از این موارد در کمبود گاز بیشتر است؟
قبلا اشاره کردم عامل اصلی کمبود گاز را سیاستهای اشتباه حوزه مصرف میدانم، سیاستهایی که با قیمتگذاری اشتباه و صرف هزینههای گزاف برای گازرسانی به تمام نقاط کشور، این مساله را رقم زده است. اما اگر بخواهم از میان سه مورد بالا انتخاب کنم، تحریم ها بیشترین تاثیر را داشتهاند. تحریمها باعث شده تا شرکتهای خارجی دارای سرمایه حاضر به سرمایهگذاری نشوند و شرکتهای داخلی هم در دسترسی به منابع مالی و برخی فناوریهای روز دنیا مشکلاتی را داشته باشند.
با توجه به اینکه کشور در حال صنعتی شدن است و کارخانههای جدید در حال احداث هستند ما چقدر باید تولید را افزایش دهیم تا هم پاسخگوی نیاز مصرف کنندگان خانگی باشد و هم پاسخگوی صنعت، تا مثل امسال به بحران برنخوریم؟
بر اساس مطالعات انجام شده در شرکت ملی گاز و نفت، صنایع بزرگ ما که صنایعی همچون فولاد، پتروشیمی، سیمان و… را شامل میشوند در سال 98، به طور متوسط حدود 115 میلیون مترمکعب گاز در روز مصرف کردهاند. بر اساس تخمینهای موجود این عدد طی بیست سال آینده در بازه بین 210 تا 250 میلیارد مترمکعب خواهد بود. اگر این افزایش را در کنار افزایش در مصارف خانگی و تجاری ببینیم، در صورتی که اصلاحی در ساختار کنونی بخش گاز انجام نشود، نیازمند 1400 میلیون مترمکعب گاز در روز خواهیم بود اما اگر سیاستهای اصلاح قیمتی و بهینهسازی مصرف گاز انجام شود تنها به 900 میلیون مترمکعب نیازمند خواهیم بود.
یکی از عوامل بروز بحران امسال موضوع صادرات بود، فکر میکنید ما با وضعیت موجود اساسا میتوانیم روی سیاست صادرات گاز تمرکز کنیم یا خیر؟
اول باید اشاره کنم که قراردادهای صادرات گاز، قراردادهای بلندمدت هستند و کشورهای دو طرف قرارداد متعهد به اجرای وظایف خود هستند، پس قراردادهای فعلی صادرات به ترکیه و عراق باید کماکان ادامه پیدا کند. اما سیاست صادرات گاز هیچ وقت به صورت جدی به عنوان سیاست بخش گاز مطرح نبوده است.
این مورد حتی در سیاستهای کلی بخش انرژی نیز منعکس شده که هدف تولید گاز، جایگزینی مصرف داخلی است. اما در پاسخ به سوال شما باید گفت که کشورهای منطقه به دلایلی مانند قیمت و شرایط سیاسی، تمایل به خرید گاز از ایران ندارند. کشورهای هند و پاکستان از این جنس هستند که با وجود برگزاری چندین دور مذاکره، قراردادی برای صادرات منعقد نشد و در ثانی مصرف گاز در صنایع، علاوه بر ایجاد اشتغال، ارزش افزوده بالاتری را نصیب کشور میکند. به همین دلیل اولویت را باید به مصرف صنایع داد تا صادرات گاز.
باغ پرندگان قم طرح توجیهی نداشت
واکنشها به معدومسازی پرندههای باغ پرندگان قم هنوز ادامه دارد. یک روز بعد از انتشار گزارش «پیام ما» که از مرگ همه حیوانات این مجموعه به دلیل شیوع آنفولانزای فوق حاد پرندگان میگفت و طبق گفته مسئولان محیط زیست استان از مرگ سههزار پرنده از گونههای ارزشمند میگفت، آمار معدومشدهها از سوی معاون خدمات شهری شهرداری تهران اینطور اعلام شد: «کمتر از 20 درصد ظرفیت باغ». دو روز پیش مهدی رفیعی، مدیرکل دامپزشکی استان قم گفت عدد دقیقتری داد: 692 پرنده. حالا محیط زیست در بیانیه تازهای از اشکال جدی باغ پرندگان قم پرده برداشته است: این مجموعه طرح توجیهی زیست محیطی نداشته و مجوزهای لازم و موافقت اصولی دریافت نکرده است.
در شرایطی که مرگ مشکوک پرندگان مهاجر در تالاب بینالمللی میانکاله و خلیج گرگان به دلیل بوتولیسم ادامه دارد و تلفات گسترده مرز 10 هزار بال را هم رد کرده است، مجموعههایی چون مرغداریها و باغهای پرندگان در خطرند. پس از شیوع آنفولانزای فوق حاد پرندگان در باغ پرندگان قم که سه ماه پیش با بودجهای میلیاردی راهاندازی شده بود، این مجموعه فعلا تعطیل شده و به دنبال آن، تعطیلی در باغ پرندگان اصفهان و تهران هم تکرار شده و باغ وحش ارم نیز تا اطلاع ثانوی تعطیل است.
برای طرح توجیهی اصرار کردیم
ادارهکل محیط زیست استان قم ظهر پنجشنبه نسبت به حواشی مرتبط با باغ پرندگان قم واکنش نشان داد. روابطعمومی این اداره در رابطه با معدوم کردن 692 پرنده وحشی ارزشمند در باغ پرندگان بر اثر شیوع آنفولانزای فوق حاد پرندگان، بیانیهای صادر کرد و نوشت: «شیوع آنفولانزای پرندگان در باغ پرندگان شهر مقدس قم و تلف شدن و معدوم کردن تعداد 692 پرنده وحشی ارزشمند، اتفاق بسیار ناگوار زیست محیطی است که احساسات عموم مردم و دوستداران طبیعت و محیط زیست را به شدت جریحهدار کرده و بدون تردید عادیسازی آن از طریق جنجال رسانهای و متهم ساختن دیگران، قابل توجیه و چشم پوشی نیست.» در بند اول این بیانیه به راهاندازی ابتدایی این مجموعه اینطور اشاره شده است: «فعالیت عمرانی پروژه «باغ پرندگان» در محل فعلی در حالی آغاز شد که هیچ گونه طرح توجیهی زیست محیطی از سوی شهرداری محترم کلانشهر قم ارائه نشده بود و مجوز تأسیس از این اداره کل را نیز دریافت نکرده بودند. پس از اطلاع اداره کل حفاظت محیط زیست استان قم، این موضوع بلافاصله در دستور کار قرار گرفت و مدیرکل و کارشناسان این اداره کل در بهمن ماه سال 1397 از محل پروژه بازدید کردند.» در ادامه بند دوم اشاره میکند در حالی که بر اساس قوانین و ضوابط، راهاندازی هرگونه فعالیت صنعتی، معدنی، کشاورزی و خدماتی، نیازمند استعلام از ارگانها و نهادهای مختلف از جمله اداره کل حفاظت محیط زیست است، به ویژه اگر در حوزه حیات وحش باشد، اما «ساختوساز قفسها و حوضچهها و دیگر فعالیتهای عمرانی در باغ پرندگان، با صرف میلیاردها تومان بدون ارائه طرح توجیهی زیست محیطی و اخذ مجوزهای لازم و موافقت اصولی از این ادارهکل آغاز شد». بر اساس آنچه اداره محیط زیست استان قم اعلام کرده، با توجه به حساسیت بسیار زیاد موضوع باغ پرندگان و نگهداری از پرندگان وحشی ارزشمند در چنین فضاهای در دسترس عموم مردم، اداره کل حفاظت محیط زیست استان قم بیشتر از درخواست کننده طرح یعنی شهرداری قم، موضوع طرح توجیهی زیست محیطی این باغ را پیگیری میکرد، اما پاسخهای کامل و لازم را دریافت نکرده و همواره ایرادات و نواقص پروژه را به شهرداری محترم گوشزد میکرد.
موافقتنامه مجموعه سهماهه بود
بررسی پیشین «پیام ما» در آبانماه (چند هفته پیش از بهرهبرداری مجموعه) نشان میداد تلاش برای خریدن پرنده و بستن قرارداد با تامینکننده حیوانات پیش از آن بود که محیط زیست به باغ پرندگان قم مجوز فعالیت بدهد. محمد آتشزر، عضو شورای شهر قم درباره اخذ مجوز محیطزیست گفته بود: «قطعا پروژهای که دهها میلیارد هزینه روی آن انجام شده، مجوز محیط زیست هم دارد.» اما مدیر محیط زیست استان قم دریافت مجوز را رد کرده و البته گفته بود که «این موضوع کاملا قانونی است و ما در همین چارچوب هم مجوزات لازم را به موقع صادر میکنیم». همان وقتها دریافت مجوز درگیر «چند ایراد جزئی» بود؛ مثل معرفی دامپزشک. مدیر کل محیط زیست قم در روزهای گذشته به «پیامما» گفته بود: «روزی که میخواستند مجوز بگیرند، نظر موافق ما منوط به ارائه پروانه موافقتنامه دامپزشکی بود. سه ماه پیش دامپزشکی یک پروانه موقت سه ماهه به آنها داده بود. ما هم گفتیم موافقتمان تا زمانی اعتبار دارد که این پروانه تایید شود. این سه ماه همین روزها تمام شده بود.» بر اساس محمدرضا عابدی، رئیس اداره حیات وحش حفاظت محیط زیست استان قم این مجوز تا 11 بهمن 99 باطل شده است. حالا در بند چهارم بیانیه اداره محیط زیست قم آمده است: «در آبان ماه سال جاری اداره کل دامپزشکی استان قم مجوز موقت سه ماهه را برای باغ پرندگان صادر کرد و پیش از آن نیز 10 مورد از نواقص و ایرادات پروژه را به شهرداری قم متذکر شده بود. اداره کل حفاظت محیط زیست استان قم نیز برای مساعدت و تسهیل در امور، موافقت اصولی و تاسیس موقت سه ماهه را با ذکر نواقص طرح برای باغ پرندگان صادر کرد، اما تا کنون هیچ گونه مجوز بهرهبرداری برای این پروژه صادر نشده است.» صحبت از ایرادات نیز در حالی است که پیش از این یک منبع آگاه در محیط زیست استان قم به «پیامما» گفته بود: «مرگ پرندگان از ده، دوازده روز پیش از اینکه پای دامپزشکی به ماجرا باز شود، آغاز شده بود. مسئول فنی بعد از این همه مدت تازه متوجه شد که آنجا تلفاتی اتفاق افتاده است. برای محیط زیست هم سوالبرانگیز است که چرا مسئول فنی که از طرف دامپزشکی معرفی میشود، اینقدر دیر خبردار شده که پرندگان بیمارند.» در بند چهارم آمده است: «متاسفانه طی سه ماه مذکور که شهرداری و بهرهبردار محترم میبایست به رفع ایرادات باغ پرندگان مبادرت میکردند، برخی نواقص پروژه از جمله تکمیل طرح توجیهی زیست محیطی، تامین ایمنی و بهداشت حوضچهها و از همه مهمتر ایجاد سیستم جمعآوری و تصفیه فاضلاب باغ پرندگان برطرف نشده و کارشناس فنی و بهرهبردار این مجموعه نیز هیچ گونه گزارشی از روند فعالیتها و جابهجایی پرندگان برای این ادارهکل ارسال نکردهاند.»
چند پرنده تلف شد؟
کلنگ باغ پرندگان قم را که مخالفانش هم کم نبودند، شهردار، آبان ماه به زمین زد و کار بهرهبرداری آذرماه انجام شد و در تبلیغات گفتند که پرندگانش در ۱۱ قفسه و سولهای ۲ هزار و ۷۰۰ مترمربعی نگهداری میشوند. سایتهای بلیتفروشی همان وقت نوشتند که ۳۱۰ گونه پرنده از پرندگان گرمسیری، حارهای، سردسیری، انواع و اقسام پرندگان شکاری و کلکسیونی از پرندگان کمیاب و نادر اینجا نگهداری شده است. پیش از این گفته شده بود که شمار آنها به ۳۸۰۰ بال میرسد اما پس از معدومسازی همه آنها، محیط زیست قم به «پیام ما» اعلام کرد که از تعداد پرندهها بیخبر است و احتمالا تعداد به سههزار برسد. در بند پایانی بیانیه محیط زیست نیز به این موضوع اشاره شده است: «بیان دو سه هزار تلفات و معدومسازی پرندگان در باغ پرندگان از سوی دکتر موسویمشکینی، مدیرکل محترم حفاظت محیط زیست استان قم، اشارهای به ظرفیت نگهداری این مجموعه بوده و در تمام مصاحبههای رسانهای پس از آن، تصحیح شده است، اما متاسفانه این مسئله دستاویزی برای پاک کردن صورت مساله در میان برخی رسانهها شده است که حقیقتا جای تاسف دارد.» بعد از انتشار گزارش معدومسازی حاشیهها درباره تعداد پرندگان بسیار بوده و همچنان ادامه دارد. مهدیرفیعی، مدیرکل دامپزشکی استان قم اما سه روز پیش در جلسه ستاد پیشگیری، هماهنگی و فرماندهی عملیات پاسخ به بحران استان برای پایان حواشی ماجرا گزارش حادثه را اینطور شرح داد: «در تاریخ 19 بهمن گزارشی به ما رسید که تلفات در باغ پرندگان افزایشیافته است. بلافاصله نمونهبرداری را آغاز کردیم و در بیستم بهمن پاسخ آزمایش آنفلوانزای فوق حاد پرندگان مثبت اعلام و باغ پرندگان بلافاصله قرنطینه شد. در زمان بازدید و نظارت کارشناسان بر موارد مشکوک کمتر از 671 پرنده در باغ وجود داشت تمام این پرندگان معدوم شده و با روشهای بهداشتی دفن شدند. آمار 3 هزار پرنده بهعنوان تلفات در این اتفاق از سوی برخی رسانهها کذب و غیرقابلقبول است کارشناسان فنی دامپزشکی تمام پرندگان را تفکیک و لیست برداری کردهاند، 671 پرنده معدوم شده و تعدادی تلفات وجود داشته که درنهایت تعداد به 692 پرنده میرسد.»
دشواریهای تصمیمگیری درباره انتقال گوشتخوارن
اهالی روستا از پلنگی حرف میزنند که پسر علینقی آن را کشته. البته این صحبت بین خودشان است. آن بیرون کسی علینقی سردامدار را نمیشناسد و تازه اگر خبر بپیچد و به گوش محیط زیست شاهرود برسد دردسرها شروع میشود. انگیزه کشتن پلنگ حمله به گوسفندهای علی نقی و پسرانش است. مردم روستای همسایه هم، از گرگهایی گله میکنند که سازمان محیط زیست رها کرده و به جان گوسفندانشان انداخته. در همان منطقه اندکی به سمت شمال غرب، مردم روستا از حضور خرس در باغهایشان شکایت دارند و گرازها.
تعدادی از کشاورزها درِ اداره محیط زیست را از جا درآوردهاند تا به آنها مجوز شکار گراز را بدهد و البته میخواهند این سازمان خسارت ورود خرس به باغهایشان را هم بپردازد. در همین حین در روستا بین اهالی زمزمههایی است از اینکه چطور حساب خرسها را برسند. از روستای ابتدایی به سمت جنوب شرق، ابوالفضل در روستایی کوچک کارش رد زدن گرگهایی است که به گله حمله میکنند. هر کسی دچار مشکل شود دنبال ابوالفضل میفرستد. ابوالفضل خودش تعریف میکند بارها رد گرگ را زده و آنها را کشته و زیر شنها و ماسهزارها در کویر مخفی کرده. انگیزه او از این کار نگهداری از گوسفندان و شترهای نابالغ است.
تعارض جامعه انسانی با حیات وحش قصه تازهای نیست، همواره بوده و همچنان با ما خواهد بود. سادهسازی تعارض، انداختن تمام تقصیرات بر گردن سازمان محیط زیست، مافیا یا متوحش خواندن مردم محلی یا ارائه راهکارهای فضایی هم مشکل تعارض را حل نکرده است.
پلنگ مشکلساز باید جدا میشد
افزایش تعارض را آیا میتوان نشانهای از بهبود وضعیت محیط زیست در نظر گرفت یا این گزینه بدان معناست که شرایط در مناطق و زیستگاههای ما با چالشهای جدی روبهرواست؟ محمدصادق فرهادینیا دانشآموخته دکتری جانورشناسی از دانشگاه آکسفورد که بیش از دو دهه سابقه کار اجرایی در حوزه حیات وحش و گوشتخواران در ایران را دارد بارها بر این نکته تاکید کرده است که تعارض لزوما به معنای تخریب سرزمین نیست و میتوان در برخی مواقع آن را به عنوان موفقیت در حفاظت هم در نظر گرفت. او در وبیناری که ازسوی اداره کل محیط زیست چهارمحال و بختیاری با همکاری دانشگاه شهرکرد با عنوان «تعارض حیات وحش» که به تازگی برگزار شد بار دیگر تلاش کرد با باز کردن ابعاد مختلف تعارض به پرسشهایی که در این حوزه وجود دارد پاسخ دهد. از نظر او تعارض هم به واسطه نبود حفاظت اتفاق میافتد و هم پیامد حفاظت است. اما چطور میشود تعارض را نشانه حفاظت دانست؟ فرهادینیا اتفاقی در پارک ملی تندوره را مثال میزند. چند سال پیش او به واسطه رساله دکتری چند پلنگ در پارک ملی تندوره را زندهگیری کرد. یکی از آنها «بردیا» بود. بردیا زمان قلادهگذاری، پلنگ جوانی بود و در پارک ملی تندوره زندگی میکرد و وزنش به حدود 75 کیلوگرم میرسید. بعدها بردیا با افزایش سن نتوانست قلمرو خود را حفظ کند، پلنگهای جوان بردیا را بیرون انداختند و او طعمه طبیعیاش را از دست داد. سگها غذای اصلی بردیا بودند، او گرسنه شد و پروتئین بدنش را هم از دست داد و در نهایت جسد او را پیدا کردند. «بردیا نشانهای از مناسب بودن وضعیت زیستگاه است. زمانی که زیستگاه زادآوری طبیعی خود را دارد و گونه به واسطه افزایش سن مجبور به ترک قلمرو خود میشود، این اتفاقی است که در مورد برخی تعارضهای فردی پیش میآید.»
گزاره دومی که فرهادینیا به آن اشاره میکند به فردی بودن تعارض به جای جمعیتی بودن آن برمیگردد. بارها در گفتوگو با مردم محلی به این گزاره برخورد کردهایم که پلنگها دامهایشان را میکشند، بنابراین باید طعمه مسموم برای آنها گذاشت. یا اینکه میگویند گرگ امان دامهایشان را بریده یا خرسها به باغهایشان حمله میکنند و شبیه این موارد. این عمومیت دادن آیا درست است؟ فرهادینیا معتقد است تعارض عموما جمعیتی نیست و با افراد مشکلسازی سروکار داریم که مردم را نسبت به کل یک جمعیت بدبین میکنند؛ مثل بردیا که به واسطه شرایطی که داشت به دام و سگها و حتی مردم حمله میکرد. در تحقیقی که در ایالت وایومینگ آمریکا انجام دادند و 17 خرس را قلادهگذاری کردند هم مشاهده شد که از این 17 خرس فقط سه فرد به دامها حمله میکنند و بقیه لاشهخواری میکنند. با این حال اینطور نیست که همواره تعارضها فردی باشند، نمونهاش تحقیقی که علیرضا محمدی، استاد دانشگاه انجام داد و روی جمعیتی از گرگها در حوالی همدان قلادهگذاری کرد و دریافت که غذای 75 درصد آنها دام اهلی است و چند مورد سگ و یک مورد شغال هم توسط آنها کشته شدهاند. حل تعارضهای فردی با پیچیدگیهای زیادی روبهروست، چه رسد به تعارضهای جمعیتی! به گفته این کارشناس حیات وحش برای حل تعارضهای فردی باید مجموعه فعالیتهایی مانند همدردی، جبران خسارت و… انجام شود اما نمیتوان اولین کار را جابهجایی گونه دانست، هر چند که میتوان با حضور کارشناسان و محیطبانان به جامعه محلی دلگرمیداد.
به گفته فرهادینیا در بیشتر موارد گونه در مسیر خود تعارض را ایجاد کرده و تا وقتی به آن رسیدگی شود، حیوان منطقه را ترک کرده است. با این حال او معتقد است در زمان مواجهه با فرد مشکلساز، به ناچار باید مداخله کرد. نمونهاش باز به همان پژوهش در پارک ملی تندوره بازمیگردد که از شش پلنگ قلادهگذاری شده که 20 گوسفند و سگ را کشته بودند، 18 مورد به یک پلنگ مربوط میشد اما جامعه محلی تمام پلنگها را مقصر میدانست. از این رو تیم تصمیم گرفت پلنگ مشکلساز را زندهگیری و منتقل کند. یا در مثال خرسهای آمریکا هم سه خرس مشکلساز باید از جمعیت جدا میشدند.
تعارض یک واقعیت است
تصمیمگیری برای زندهگیری و جابهجایی کجا باید اتفاق بیفتد؟ برای بسیاری شفافیت بدان معناست که همه مردم در چنین تصمیمی دخیل باشند، از همین رو است که شبکههای اجتماعی و به ویژه اینستاگرام فضایی است که افراد در این باره بسیار نظر میدهند و براساس دیدگاهها یا احساساتشان میگویند امکان جابهجایی وجود دارد یا نه. در این شبکهها عموما سازمان محیط زیست دستگاهی با توانایی اندک و بیکفایت است که از عهده یک کار کوچک هم برنمیآید، کارشناسانی هم که به انتقال گونه معتقدند از نظر بسیاری از کاربران خائنان به کشور و این سرزمین هستند و سزاوار بدترین ناسزاها. محمدصادق فرهادینیا معتقد است تصمیمگیری در این باره باید در جلساتی با حضور حفاظتگران، جامعه محلی، مقامات و تصمیمگیران صورت گیرد تا در آن ابعاد مختلف یک مسئله به بحث و بررسی گذاشته شود. از نظر او زمانی که حضور یک فرد خطرناک است و میتواند یک جمعیت را هم با چالش مواجه کند با پذیرش تمام ریسکها باید جابجایی صورت گیرد؛ این جابجایی میتواند از یک منطقه به منطقه دیگر یا باغ وحش باشد.
این گزاره میتواند اعتراض خیلی از دوستداران حیات وحش را سبب شود. آنها میگویند جامعه انسانی وارد عرصههای طبیعی شده و حالا باید هزینهاش را حیاتوحش بپردازد. برای پاسخ به این پرسش میشود نگاهی به وسعت مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست با امکاناتی که دارد انداخت. فرهادینیا برای نمونه به زیستگاه پلنگ در ایران اشاره میکند که 30 میلیون هکتار یعنی 20 درصد خاک ایران است. «11.5 درصد مساحت کشورمان تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست است بنابراین از این 30 میلیون هکتار تقریبا نیمی در مناطق آزاد قرار دارد. از سوی دیگر با توجه به شرایط کشور بعید به نظر میرسد ما 10 سال بعد هم وسعت مناطقمان به 23 درصد برسد که بتوانیم تمام زیستگاههای پلنگ را پوشش دهیم.» این مشکل تنها به پلنگ مربوط نیست، درباره خرس هم وضعیت به همین منوال است؛ از 10 میلیون هکتار زیستگاه خرس تنها 20 درصد در مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست قرار دارد و حتی درباره یوز هم قلمرو خانگی این گونه در بسیاری از زیستگاهها از مرز مناطق فراتر میرود.
با توجه به آنچه گفته شد به نظر میرسد تعارض را باید به عنوان یک واقعیت پذیرفت و تنها درصدد راهکارهایی برای کاهش آن برآمد. باید پذیرفت گاه تعارض میتواند به واسطه حفاظت رخ دهد هر چند که این بدان معنا نیست که گاه عامل تعارض نبود حفاظت است؛ اینکه تعارض عموما با افراد است و نه جمعیت. همچنین باید قبول کرد نمیتوانیم تمام زیستگاهها را حفاظت کنیم بنابراین با تعارض همواره دست به گریبان خواهیم بود و آخر اینکه تصمیمگیری درباره تعارض در شبکههای اجتماعی اتفاق نمیافتد. این تصمیمی است که باید درباره آن گروهی از کارشناسان و مسئولان و جامعه محلی تصمیم بگیرد زیرا هر گونه برخورد احساسی با مساله تعارض میتواند نتایجی خونبار داشته باشد، همانگونه که فرهادینیا معتقد است چنین پیامدی درباره پلنگ معدن خواف رخ داد. جسد این پلنگ پس از چند بار مشاهده توسط مردم و واکنش منفی افکار عمومی به جابهجایی یافته شد، پلنگی که میتوانست امروز زنده باشد؛ نه در خواف بلکه در جایی دیگر.
بازگشت رسمی آمریکا به توافق آبوهوایی پاریس
107 روز پس از آنکه دونالد ترامپ، رئیسجمهور پیشین آمریکا از توافق آبوهوایی پاریس خارج شد، جو بایدن، رئیس جمهوری فعلی این کشور، به طور رسمی به آن توافقنامه بازگشت. در حالی که بازگشت روز جمعه آمریکا به توافق پاریس، کاملا نمادین است، رهبران جهان گفتهاند که از واشنگتن انتظار دارند پس از چهار سال غیبت، جدیت و ثبات قدم خود را در موضوع تغییرات آبوهوایی ثابت کند.
رهبران جهان، بسیار مشتاق هستند که آمریکا در ماههای پیش رو به صراحت، اهداف خود را برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای تا سال 2030 اعلام کند. خبرگزاری گاردین گزارش داده که بازگشت آمریکا به توافقنامه پاریس، دیروز (جمعه) پس از حدود یک ماه از اعلام تمایل جو بایدن برای بازگشت به این توافقنامه، رسمی شد. او در پیام روز تحلیف خود گفت: «خودِ این سیاره برای بقا فریاد میزند. فریادی که دیگر نمیتواند از این ناامیدکنندهتر یا واضحتر باشد.»
رئیسجمهوری جدید آمریکا در روز اول کار خود در اتاق بیضی کاخ سفید، یک فرمان اجرایی را امضا کرد که دستور دونالد ترامپ، سلف پیشین خود را معکوس میکرد. دولت ترامپ در سال 2019 اعلام کرده بود که از توافقنامه آبوهوایی پاریس خارج میشود اما این امر به خاطر مفاد داخل این توافقنامه، تا 4 نوامبر 2020 یعنی یک روز پس از انتخابات ریاستجمهوری آمریکا، عملی نشده بود. آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل روز پنجشنبه اعلام کرد که ورود مجدد آمریکا «به خودی خود بسیار مهم است». کریستینا فیگورس، دبیر اجرایی پیشین کنوانسیون تغییرات آبوهوایی سازمان ملل متحد گفته است: «این یک پیام سیاسی است که از سوی دولت بایدن ارسال شده است.» خانم فیگورس یکی از افراد پیشگامی است که در انعقاد توافقنامه پاریس در سال 2015 به منظور اینکه کشورها اهداف خود را برای کاهش گازهای گلخانهای تعیین کنند، نقش مهمی را ایفا کرده بود.
به گفته او، یکی از ترسهایی که پس از ترک توافقنامه پاریس وجود داشت، این بود که کشورهای دیگر هم از آمریکا پیروی کنند و از این توافقنامه خارج شوند، اما هیچیک این کار را نکردند. او میگوید که مسئله اصلی چهار سال بیعملی دولت آمریکا در زمینه آبوهوایی بود. گرچه شهرها و ایالتها و مشاغل آمریکایی همچنان برای کاهش گازهای گلخانهای تلاش میکنند، اما این تلاش، بدون کمک دولت فدرال بوده است. فیگورس میگوید: «از منظر سنبلیک سیاسی، فرقی نمیکند که 100 روز یا 4 سال بیعمل بودهاید. موضوع بر سر تعداد روزها نیست. این یک نماد سیاسی است که بزرگترین اقتصاد دنیا، از گام برداشتن در زمینه تغییرات آبوهوایی اجتناب کرده است. ما زمان زیادی را از دست دادهایم.»
«اینگر آندرسن»، مدیر برنامه محیط زیست سازمان ملل گفته است که ایالات متحده آمریکا باید رهبری خود را به بقیه جهان ثابت کند، و شک ندارد که آمریکا با کاهش انتشار گازهای گلخانهای خود به اندازهای که معین کرده، این رهبری را به جهان ثابت میکند. دولت بایدن قول داده که این اهداف را تا پیش از اجلاس سران در ماه آوریل اعلام کند. گوترش گفته است: «امیدواریم که آنها به میزان قابل توجهی، متعهد به کاهش انتشار گازهای گلخانهای شوند و به یک نمونه برای سایر کشورها تبدیل شوند.»
تاکنون 189 کشور، از جمله چین، به عنوان بزرگترین منتشرکننده گازهای گلخانهای، قول دادهاند تا در اوایل قرن جاری (2050) انتشار کربن را به صفر برسانند. هند نیز به عنوان سومین کشور تولیدکننده دیاکسیدکربن، این توافقنامه را امضا کرده است. پروفسور «ناتان هولتمن»، استاد محیط زیست دانشگاه مریلند که بر روی اهداف دولت اوباما در معاهده اقلیمی پاریس کار میکرد، گفته سات که انتظار دارد اهداف تعیین شده برای کاهش انتشار دیاکسیدکربن برای سال 2030، بین 40 تا 50 درصد سطح پایه سال 2005 باشد. یک هدف بینالمللی طولانیمدت که در توافقنامه پاریس گنجانده شده، حفظ گرمایش زمین، کمتر از 2 درجه سانتیگراد بالای سطح پیشاصنعتی است. تاکنون جهان افزایش 1.2 درجه سانتیگرادی را تجربه کرده است.
خبرگزاری سی.بی.اس.نیوز، به نقل از انستیتوی «منابع جهانی» گزارش داده که توافقنامه پاریس که در ابتدا توسط 175 کشور امضا شد، حالا به تایید 189 کشور رسیده است. این کشورها 97 درصد گازهای گلخانهای کره زمین را منتشر میکنند. کشورهای امضاکننده این توافقنامه، با تامین مالی برنامههای مرتبط با هدف خنثیسازی کربن و رساندن تولید کربن به صفر تا سال 2050، موافقت کردهاند. دیاکسیدکربن، یکی از گازهای گلخانهای است که باعث حبس شدن حرارت در اتمسفر میشود و در نهایت، دمای کره زمین را بالاتر میبرد. کشورهایی که این توافقنامه را امضا کردهاند، باید اهدافی را برای خود تعیین کنند و برای رسیدن به آن اهداف، تلاش کنند. هر دولتی، مسئول تلاش برای رسیدن به هدف مشخص شده برای کاهش تولید کربن کشور خود است. با این حال، حتی کشورهای کوچک هم در این توافقنامه مشارکت داده شدهاند. کشورهایی که مسئول تولید و انتشار درصد کمی از گازهای گلخانهای در سطح جهان هستند اما بیشترین اثرات تغییرات آبوهوایی را مثل بالا آمدن سطح دریاها احساس میکنند.
فقدان استانداردهای اجباری، توافقنامه آبوهوایی پاریس را منحصربهفرد میکند. این توافقنامه خصوصا با توجه به پروتکل 1997 کیوتو طراحی شده است؛ پروتکلی که فقط شامل 36 کشور بود و در نهایت نیز موفق به کاهش میزان قابل توجه انتشار جهانی گازهای گلخانهای نشد.
زمانی که آمریکا در سال 2016 این توافقنامه را امضا کرد، در اولین هدف خود متعهد شد که تا سال 2025، یعنی در 10 سال نخست توافقنامه پاریس، میزان انتشار گازهای گلخانهای خود را حدود 26 تا 28 درصد کاهش دهد. «تاد استرن» فرستاده ویژه سابق ایالات متحده آمریکا در زمینه تغییرات آبوهوایی و رئیس هیات مذاکرهکننده دولت اوباما در توافقنامه پاریس به سی.بی.اس.نیوز گفته که برای آمریکا در آن زمان بسیار مهم بود که یک هدف بلند پروازانه را اعلام کند و مثال خوبی برای سایر کشورها شود. به گفته استرن، «برخی از کشورها اهداف واقعا سادهای را انتخاب کردند و سپس وقتی به آن اهداف رسیدند، دوباره راه خود را پیش گرفتند. ما اما رویکرد مقابل آن را انتخاب کردیم.» استرن گفته بود که اگر یک دموکرات جایگزین پرزیدنت اوباما شود، آمریکا راه خود را به سوی اهداف تعیین شده برای سال 2025 میپیماید. به گفته او اما پس از انتخاب ترامپ و خروج دولت او از این توافقنامه، پیام گیجکنندهای به جامعه بینالمللی داد. با این حال به نظر میرسد که کرونا نیز به داد دولت بایدن آمده است. گزارش مشترک شورای تجارت برای انرژی پایدار و مجمع اقتصادی بلومبرگ، نشان میدهد که در یک سال گذشته به واسطه شیوع ویروس کرونا، ایالات متحده آمریکا شاهد کاهش 9 درصدی انتشار گازهای گلخانهای بوده است.
حالا همه چشمها به دولت جدید آمریکا دوخته شده است. اینکه رئیس این دولت نشان بدهد تا چه اندازه به حرفهایی که پیش از انتخابات در مورد تغییرات آبوهوایی میزد، عمل میکند.
پیگیری وضعیت زلزلهزدگان از سوی رییسجمهور
رئیسجمهور روز جمعه در تماس تلفنی با استاندار کهکیلویهوبویراحمد، ضمن پیگیری وضعیت امدادرسانی به زلزله زدگان این استان از آخرین اقدامات انجام شده در این زمینه اطلاع یافت. به گزارش ایسنا، حجتالاسلام والمسلمین حسن روحانی در این گفتوگوی تلفنی بر استفاده از همه ظرفیت های استان با استفاده از کمک همه دستگاههای ذیربط برای حل مشکلات مردم منطقه زلزله زده و لزوم اسکان موقت سریع کسانی که منازل مسکونی آنان دچار مشکل شده است تاکید کرد. رئیسجمهور با ابراز خرسندی از اینکه زلزله در این استان هیج تلفات جانی به همراه نداشته است، تصریح کرد: با توجه به فصل سرما، سرعت در امدادرسانی و حل مشکلات مردم زلزلهزده از اهمیت بالایی برخوردار است. بلافاصله پس از وقوع زلزله در استان کهکیلویه و بویراحمد، رئیس دفتر رئیسجمهور در تماس با استاندار این استان دستورات رئیسجمهور برای امدارسانی و انجام اقدامات لازم برای حل مشکلات ناشی از آن را به مقامهای استان ابلاغ کرد. بهدنبال ابلاغ دستورات رئیسجمهور برای امداد رسانی سریع به زلزله زدگان، رئیس جمعیت هلالاحمر و رئیس سازمان مدیریت بحران با حضور در منطقه نظارت دقیق بر روند امدادرسانی و حل مشکلات را آغاز کردند. وزیر راه و ترابری نیز به نمایندگی از سوی رئیسجمهور دیروز با سفر به استان برای بررسی شرایط مناطق زلزلهزده، رسیدگی به وضعیت زلزلهزدگان و روند امدادرسانی اقدام کرد.
کتاب مواجهه با سکوت ترجمهای است که علیرضا امیر حاجبی از گزیده مقالات «تورو تاکه میتسو» اهنگساز ژاپنی انجام داده و نشر اتفاق آن را منتشر کرده است. حاجبی در مقدمه نوشته است تاکه میتسو هنرمندی است که چشمی به دیروز و نگاهی به آینده داشت. هنرمندی که طبیعت الهامبخش او بود. تاکه میتسو آهنگساز فیلمهایی چون کوایدان، خودکشی ژاپنی اثر ماساکی کوبایاشی، امپراتوری هوس و در قلمرو شهوت اثر ناگیسا اوشیما و نیز آشوب اثر اکیراکوروساوا و دهها فیلم سینمایی دیگر است. مقالات تاکه میتسو مشخص میکند که او دغدغه هویت طبیعت مفهوم انسان مفهوم هستی، چرایی وجود و چرایی وجود اصوات را داشته است. اولین مقاله تاکه میتسو از یادداشتهای روزانه او انتخاب شده است. یادداشتی مربوط به تابستان 1962 که در آن آهنگساز در کشتزارهای هوکایدو قدم میزند.او نوشته است: قدم زدن در این کشتزارها هیچ شباهتی به پیادهروی در شهر ندارد. ایستادن در یک مزرعه با چشماندازی هموار که برای کیلومترها ادامه دارد… به این میاندیشم که شهر به دلیل طبیعتش روزی رها میشود.
روزی ز چشم خواهد افتاد. بدون مصرف و تنها زمان از او عبور میکند. تاکه میتسو مینویسد: کیفیت غیرطبیعی زندگی شهری از تورمی نامعمول و گزافهگوییهای عصبی حاصل میشود. آیا از چنین موقعیتی به ظاهر فعال چیزی مفید به دست میآید؟او سبک زندگی خارج از تعادل طبیعت را هراسآور میداند. او اشتیاق هماهنگی با طبیعت را همان چیزی میداند که هنر از آن سرچشمه گرفته است. مهم نیست که چقدر و چگونه خود را وقف حقیقت کنیم چرا که در نهایت متوجه میشویم آن چه ساختهایم مصنوع دست بشر است، چیزی کاذب و مصنوعی. او شک ندارد که عشق به هنر عشق به ناواقعیت است، مواجهه با سکوت و آرامش یک درخت کهنسال است که در او احساس زنده بودن ایجاد میکند و هیچ چیز دیگری را عمیقتر و پرمعنیتر از این نمیداند.
در فرازی نوشته است به نظرم موسیقی جهت توصیف چشماندازهای طبیعی به وجود نیامده است، موسیقی زمانی حقیقی میشود که مرا تحت تاثیر منظره پوچ و خالی زندگی قرار دهد و شاید همین امر انگیزهای جهت آهنگسازی برای من ایجاد کند. تاکه میتسو طبیعت و انسانیت را دو پدیده متضاد نمیداند اما ترجیح میدهد بر وجه زیست با طبیعت تاکید کند و آن را طبیعی بودن مینامد. طبیعی بودن را اینگونه تعریف میکند: طبیعی بودن چیزی نیست جز برقراری نسبتی با واقعیت، دیگی جوشان که هنر در آن آفریده میشود.
رقابت برای سهم داشتن در فاضلاب
اعتراض کشاورزان شرق استان اصفهان برای تامین حق آبه کشاورزی، مسالهای است که پس از اختلال در حوضه آبریز زایندهرود به دلایل غیرطبیعی و مداخلات انسانی همانند انتقال آب بین حوضهای، به طور مدام در حال تکرار است. این اعتراضات حالا به جایی کشیده که نه تنها بر سر آب بلکه بر سر سهم داشتن از فاضلاب تصفیه شده در جریان است.
«دیگر چه کار باید بکنیم زمین ما کویر شده… هیچ کس به داد ما نمیرسد و بعد به ما میگویند چرا اعتراض کردید که صدایتان را رسانههای بیگانه پخش کنند…. یکی از کشاورزان در کوچه، پای چراغ برق، آنقدر نشسته تا بچههایش به خواب بروند و بعد به خانهاش برود چراکه از روی بچههایش خجالت میکشد… بحث ما سیاسی نیست ما برای حق آبه کشاورزی تجمع کردهایم… .»
اینها تقریبا همه صحبت کشاورزان در شرق اصفهان است که بیشتر از 8 سال است که تکرار میکنند. اعتراضات کشاورزان اصفهانی به داده نشدن حق آبه زمینهای کشاورزیشان تقریبا از سال 91 با انتقال آب حوضه آبریز زاینده رود به استان یزد آغاز شد و در سال 97 به اوج خود رسید و همچنان تا بهمن ماه امسال ادامه داشته است.
در برخی از این اعتراضات مردمی کار به شکستن لوله انتقال آب از اصفهان به یزد هم کشیده شد و گاهی جوامع محلی با هم درگیر شدند. در آبان سال جاری به گفته عضو هیات مدیره نظام صنفی کشاورزی شهرستان حدود 5 هزار نفر از کشاورزان اصفهانی تجمع اعتراضی برپا کردند و حالا در بهمن 99 درگیری حتی بر سر انتقال آب هم نیست بلکه بر سر انتقال فاضلاب است.
کشاورزان شرق اصفهان در روستایی به نام «فیزادان» تجمع کردهاند تا از انتقال پساب تصفیه شده به منطقه سگزی جلوگیری کنند. سگزی شهری در بخش مرکزی شهرستان اصفهان است. دشت سگزی در شرق اصفهان به عنوان یکی از کانونهای گردوغبار شناسایی شده است، پیش از این هم اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان اصفهان یکی از راهحلهای بیابانزدایی در این منطقه را انتقال پساب تصفیه شده اعلام کرده بود.
از سوی دیگر انتقال پساب به برخی صنایع هم از جمله راهحلهایی است که برای کاهش استفاده از آب زاینده رود در نظر گرفته شدهاست. همین مساله مناقشاتی را که پیش از این میان ذینفعان این حوضه آبریز برای آب زاینده رود داشتهاند حالا بر سر پساب تصفیه شده در این حوضه راه انداخته است.
اسفندیار امینی، دبیر اجرایی صنف کشاورزی اصفهان به فارس گفتهاست:«مصوب شده بود که فاضلاب تصفیهخانههای شمال، شرق، جنوب و بهارستان و سپاهانشهر که در محدوده شهرستان اصفهان است، تصفیه تکمیلی شده و در اختیار حقآبهداران قرار گیرد. این اتفاق نیفتاد و بخشی از آن نیز فروخته شد و اخیراً کشاورزان متوجه شدند که بخش دیگری از این پساب را نیز قصد دارند به جاهای دیگر منتقل کرده و استفاده کنند.»
اختصاص پساب تصفیه شده به حقابه کشاورزان یکی از اقداماتی بود که در پی مصوبه شورایعالی آب در مورد رعایت عدالت و حقوق کشاورزان در حوضه آبریز زایندهرود برنامهریزی شدهبود اما اکنون به نظر میآید که این مساله هم خود به محل مناقشه تبدیل شده است.
پیش از این هم نه تنها کشاورزان حوضه آبریز زاینده رود با مردم استانهای همجوار به خاطر انتقال آب دچار اختلاف شده بودند بلکه منتفعان از این حوضه آبریز در خود استان اصفهان هم دچار درگیری با هم شده بودند. بسیاری از کشاورزان معتقدند که اختصاص حقآبه به صنایع، باعث محروم شدن آنها از حقآبه کشاورزی میشود و این مساله بیعدالتی در حق کشاورزان است.
از سوی دیگر برخی کشاورزان معتقدند که راهاندازی تونلهای سوم کوهرنگ و بهشتآباد به دیگر استانهای کشور، باعث میشود که دیگر برای انتقال آب از حقابه کشاورزان استفاده نشود.
اما از نظر برخی کارشناسان حوضه آبریز زایندهرود با مشکلی پیچیدهتر روبهرو است.
حکمرانی اشتباه آب برای سالهای طولانی و در دولتهای مختلف یکی از مهمترین دلایلی است که کارشناسان در مورد مشکلات این حوضه آبریز مطرح میکنند. آنها حتی معتقدند افزایش زمینهای زیر کشت در در اصفهان هم خود یکی از همین معضلات است. اما این مساله ارتباط مستقیم با معیشت کشاورزان دارد بنابراین بدون حل مسئله معیشت کشاورزان این حوضه، مسئله حکمرانی آب و محیط زیست هم حل نمیشود. معیشت کشاورزان و باغداران مناطق شرق اصفهان از جمله زیار، ورزنه، اژیه، کرارج، براآن شمالی و براآن جنوبی و خوراسگان با جمعیتی بالغ بر ۳۰۰ هزار نفر به حقآبههایشان وابسته است که یا باید از محل آب یا فاضلاب تصفیه شده تامین شود و یا راه جایگزینی برای معیشت آنها در نظر گرفته شود و البته نباید فراموش کرد که این معضل اگرچه در شرق اصفهان بیشتر است اما شهرستانهای غربی شامل نجفآباد، فلاورجان، خمینیشهر، لنجان و مبارکه هم پیشتر در چند سال اخیر بارها با حضور در نقاط مختلف استان اصفهان، خواهان رسیدگی به وضعیت حقابه خود از زایندهرود و حل مشکلات معیشتیشان شده بودند هم وجود دارد.
به همین دلیل هم برخی از کارشناسان همانند مهدی فصیحی هرندی، پژوهشگر حکمرانی، آب معتقدند که برای حل مشکلات حوضه آبریز زایندهرود باید بسته «حل مناقشه» با مشارکت نهادها و گروههای مردمی تعریف شود.
این پژوهشگر همچنین مشکلات حوضه آبریز زایندهرود را پیچیدهتر از ساده انگاریهایی میداند که در آن تقصیر بر گردن دیگر ذینفعان حوضه آبریز یا حتی مردم دیگر استانها میاندازند او به «پیامما» میگوید: «آب را در بالا دست به استانهایی مانند یزد منتقل میکنند به این دلیل و دلایل بسیار دیگر در پایین دست حقابه گاوخونی به این تالاب نمیرسد و تالاب گاوخونی خشک میشود در حالی که بستر و نوع این تالاب به گونهایست که آب را به درون زمین میکشد و احتمالا این آب، آبهای زیرزمینی شهرهایی مانند اردکان در استان یزد را تغذیه میکند.
بنابراین با خشکی گاوخونی تعادل منابع آبهای زیرزمینی استان یزد به هم میخورد چرا که ما با لوله این آب را از سرشاخه به یزد منتقل میکنیم و برای همین هم مناقشات بسیاری ایجاد میشود.» بهمنماه امسال آخرین باری نخواهد بود که شاهد اعتراض و مشکلات مردم به دلیل مشکلات حوضه آبریز زایندهرود هستیم، این مناقشات هشت سال است که ادامه دارد و همچنان هم ادامه خواهد داشت تازمانی که عزمی جدی برای اصلاح حکمرانی آب در کشور ایجاد شود.
بیش از یک سال از شیوع کرونا در جهان میگذرد و در این مدت تاثیر همهگیری بر فرهنگ مشهود بوده است؛ از جمله دوری از مظاهر فرهنگی، توقف برگزاری آیینها، شکست گردشگری. عصر دیروز در همایشی بینالمللی مرتبط با این موضوع که به دلیل همهگیری به صورت مجازی برگزار شد، مسئولان این حوزه از پیشکسوتان میراث فرهنگی و موسسههای مرتبط با حوزه فرهنگ تا رئیس پژوهشگاه میراث، وزیر میراث گرد هم آمدند و از «پیامدهای اجتماعی و فرهنگی کرونا بر حوزههای میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع فرهنگی خلاق و هنرهای سنتی» گفتند.
تداوم کرونا باعث پژمردگی فرهنگی میشود
«هر روز مثل جمعه بود.» محمد بهشتی شیرازی، رئیس پیشین پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری روزهای اوج همهگیری را اینطور توصیف کرد. او با حضور در افتتاحیه همایش بینالمللی پیامدهای اجتماعی و فرهنگی کرونا بر حوزههای میراثفرهنگی، گردشگری و صنایع فرهنگی خلاق و هنرهای سنتی گفت: «تمامی شقوق زندگی در این همهگیری تحت تاثیر قرار گرفت و در روزهای ابتدایی شاید بتوان گفت که هر روز مثل جمعه بود و تفاوت چندانی بین روزهای هفته وجود نداشت با این حال در مدت کوتاهی با پدید آمدن شیوههای نوین ارتباطی (جلسات مجازی، وبینار و هم افزایی اینترنتی) باعث شد مفاهیمی مانند ساعت کاری یا موقعیت مکانی مفهوم خود را از دست دهند و جای خود را به دورکاری و تنوع ساعت کاری بدهند. بعد از آن به نظر میآید که همه روزها مانند شنبه شده است.» این پیشکسوت حوزه میراثفرهنگی و گردشگری با بیان اینکه کرونا باعث آثار وضعی در زندگی در قرنطینه شد افزود: «این امر سبب شد تا مردم بیش از پیش به کیفیت زندگی اهمیت دهند تا جایی که دوباره با مفهوم خانه که به خاطر مسائلی مانند شغلهای تماموقت و زندگی ماشینی به خوابگاه تبدیل شده بود آشتی کنند و خانه دوباره به امنترین مکان ممکن در زندگی افراد تبدیل شود.»او افزود: «با این حال و با طولانی شدن اوضاع کرونایی اثرات متناقضی به وجود آمد. اول اینکه ارتباط فیزیکی آدمها با یکدیگر کم شد و همین امر سبب شد تا افراد به خلوت پناه ببرند و اتفاق خطرناکی در این حوزه افتاد این بود که گروهی که به دنبال خلوت بودند، دچار تنهایی شدند.»
این پیشکسوت حوزه میراثفرهنگی و گردشگری افزود: «در دوران همهگیری سطح تماس افراد با مظاهر فرهنگی و محصولات زبانی و آیینی کاهش یافته مظاهری که در واقع باعث اصالت و تمایز فرهنگی جوامع میشوند و سبب برخورداری جامعه از اهلیت میشود که متاسفانه با همهگیری کرونا و توصیه به پرهیز از تجمع ادای این مظاهر با مشکل روبهرو شد و به سمتی میل کرد که تماس با مظاهر فرهنگی ضعیف شده و عملا باعث پژمردگی فرهنگی در جامعه شده است.»
بهشتی در پایان تاکید کرد که خلوت کردن در دوران کرونا در صورتی که به تنهایی نینجامد در واقع فرصت مغتنمی است که سبب میشود تا تامل افراد در آثار تاریخی- فرهنگی برای دستیابی به معنای حقیقی آن افزایش یابد.»
توجه به مراقبتهای بهداشتی بیشتر، آینده میراثفرهنگی است
در ادامه مراسم مجازی، دبیر علمی همایش متن سخنرانی وزیر میراثفرهنگی گردشگری و صنایع دستی را قرائت کرد. در پیام علیاصغر مونسان توجه به مراقبتهای بهداشتی افزونتر بخشی از آینده گردشگری و میراثفرهنگی در دوره پساکرونا در جهان اعلام شد. وزیر میراثفرهنگی با اشاره به حیرت جهان از بروز کرونا و بیماری و مرگ انسانها، عنوان کرد: «نمونهای از کج رفتاریهای موجود در جهان را در همین دوره کرونا میتوان در تحریم کشور ما که فشاری بسیار زیاد بر مردم ایران وارد کرد جستوجو کرد. چگونه میتوان تصور کرد که به راحتی پیمانهای حقوقی و بینالمللی در جهان نقض شود و آحاد مردم یک جامعه در برابر چنین فشار مضاعفی از بیرحمیها و سختیهای اقتصادی قرار گیرند.»
او در ادامه گفت: «وقوع این همهگیری در اوج پیشرفتهای فنآورانه انسان بر روی زمین فرصتی برای بازاندیشی و تاملی دوباره درباره همه الگوهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است که آدمی در جهان شکل بخشیده است. در سنت الهی تاریخ هر رخداد تلخ فرصتی برای بازاندیشی و کنار نهادن فراموشی بوده است.»
مونسان با اشاره به اینکه کرونا همه تعاریف و معیارهای گردشگری را به عنوان الگوی غالب اقتصاد جهان با چالشی جدی روبهرو کرده است، عنوان کرد: «قرنطینه و فاصله فیزیکی و نبود جابجایی در نقطه مقابل این الگو قرار گرفت و با بسته شدن مرزهای کشورها در برابر مسافران و ورشکستگی و کاهش شدید درآمد و فعالیت صنایع مربوط به گردشگری همراه شد. فعالیت صنایع هوایی و زمینی و شرکتهای مسافرتی دچار اختلال شدید شد، هتلها بخش عمده درآمد خود در جهان را از دست دادند، و مشاغل و ذینفعان اقتصاد گردشگری با مشکل بیکاری در جهان مواجه شدند. پیشبینی سازمان جهانی گردشگری از رشد گردشگری در سال ۲۰۲۰ محقق نشد و کل اقتصاد جهان کوچکتر و با رکود مواجه شد.»
او ادامه داد: «این واقعیت تلخ ما را با لزوم بازتعریف الگوهای گردشگری در عصر پسا کرونا مواجه کرد. بیشک همه اجزای چرخه اقتصاد گردشگری پس از عبور از کرونا میباید به پروتکلهای بهداشتی جایگاهی مهمتر بخشیده و اقتصاد گردشگری را با سیاستگذاری سلامت به شکلی عمیق مرتبط سازند. از سوی دیگر لزوم تقویت زیرساختهای مجازی در حوزه گردشگری و البته حوزههای دیگر چون آموزش با وقوع همهگیری کرونا احساس شد. توجه به پروتکلهای بهداشتی در موزهها و ارائه خدمات و مراقبتهای بهداشتی افزونتر بخشی از آینده گردشگری و میراثفرهنگی در دوره پسا کرونا را در جهان بی شک رقم میزند.»
وزیر میراثفرهنگی با بیان اینکه گردشگری کشور مثل همه کشورهای دیگر با معضل رکود و کاهش شدید گردشگر به دلیل قرنطینه و قوانین دوره کرونا روبهرو شده است، ادامه داد: «این مساله ضررهای فراوانی را متوجه اجزای کلیدی اقتصاد گردشگری در کشور کرد، هتلها، صنعت حمل و نقل هوایی و زمینی، رستورانها و مراکز بومگردی، آژانسهای مسافرتی و نیروی انسانی شاغل در این بخش از اقتصاد کشور با مشکل روبهرو شدند.»
نخستین کشور مهارکننده کرونا پیشرو در امور اقتصادی است
حمید پوراصغری، معاون امور فرهنگی و اجتماعی سازمان برنامه و بودجه و عضو ستاد ملی مقابله با کرونا هم در این همایش حضور پیدا کرد. او با اشاره به پیامدهای ناشی از پاندمی کرونا در جهان گفت: «این بیماری تمام کشورهای جهان را به خصوص در بخش اقتصادی مورد هجمه قرار داد و تمامی کشورهای دنیا به غیر از چین در سال 2020 رشد اقتصادی منفی داشتهاند از این رو استراتژیستهای برتر دنیا معتقدند که هر کشوری بتواند زودتر کرونا را مهار کند کشور پیشرو در امور اقتصادی خواهد بود.»
پوراصغری با اشاره به اقدامات مقابلهای با کرونا که سبب شد محدودیتهایی در کشور شد، از پیامدهای گسترده مثبت و منفی آن در تمام دنیا گفت: «در عرصه اقتصاد به ویژه کسب و کارهای نوپا و فرهنگ به ویژه گردشگری کرونا تاثیرات زیاد و جبرانناپذیری گذاشت اما تمامی این موارد سبب شد در حوزههای فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی تغییر الگوی رفتاری داشته باشیم.»
عضو ستاد مبارزه با کرونا ادامه داد: «در زمان پاندمی کرونا کشور ایران در کنار شیوع این بیماری و تحریمها دارای مشکلات اقتصادی و به تبع رشد منفی اقتصادی شد اما نکتهای که هست با تمام تلاشی که در کشور صورت گرفت، نشانههای خروج از این شرایط اقتصادی توسط تمامی دستگاهها قابل مشاهده است.»
صحبت از کویدسکوپ؛ پروژهای برای جمعآوری حافظه احساسی
عبدالله یگین، رئیس موسسه فرهنگی «یونس امره» ترکیه هم در ادامه این آیین از پروژهای به نام «کویدسکوپ» گفت که در موسسه یونس امره در حال اجراست. این موسسه در سه محور اصلی زبان، فرهنگ و هنر و علم و دانش به صورت کلی فعالیت میکند و پس از شیوع همهگیری کرونا تمرکز خود را بر اندیشههای احساسی بشر در سراسر گیتی منعطف کرده است. او با تاکید بر اینکه پروژه «کویدسکوپ» به منظور چگونگی بازتاب بحران سلامت در کل دنیا و احساسات مشترک جهانی در این موسسه تعریف و آغاز شده است افزود: «این پروژه بر احساسات مشترک به نمایش گذاشته شده در دوران پاندمی تمرکز دارد و تلاشهای هنری دوره پاندمی را مورد ارزیابی قرار میدهد تا حافظه جهانی دوران همهگیری به دست آید.»
این دوران، ایام خانهنشینی است
بهروز عمرانی، رئیس پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری هم در افتتاحیه این همایش گفت: «این دوران به جهت گسست روابط اجتماعی و رعایت فاصلهگذاری اجتماعی و حفظ سلامت جامعه را میتوان ایام خانهنشینی نامید. افزایش تعاملات و دخالتهای انسانی در طبیعت باعث تغییر شیوههای زندگی شده و خطر بروز همهگیریها در دوران ما را افزایش داده است. تاثیر گسترده همهگیری کرونا بر زندگی شخصی، اجتماعی و فرهنگی به طور حتم مشخص و غیرقابل انکار است. در اثر این همهگیری و اعمال قرنطینهها تعاملات پیش ذکر شده با روابط اجتماعی پیشین قابل اجرا نیست.»او با بیان اینکه آیینها و جشنها بخشی از میراثفرهنگی و نمودهای آن محسوب میشوند افزود: «این آیینها و جشنها باید پیوسته در جامعه برپا و بازآفرینی شوند تا زنده بمانند با این حال در زمان اعمال قرنطینه و محدودیتها آنها به انجام نمیرسند. فعالان حوزه میراثفرهنگی و گردشگری در این ایام تحت تاثیر زیانهای خسارتبار دوران کرونا قرار گرفتهاند. به جهت محدودیت تجمعات انسانی، امکان سفر و بازدید از مکانهای تاریخی، موزهها و حتی میراث طبیعی وجود نداشته است و حتی برپایی آیینها، برگزاری جشنها و جشنوارههای ملی -مذهبی در این ایام با مشکل روبهرو شده است.»
باید بتوانیم هیدروژن را با استفاده از زباله تأمین کنیم
محدودیتهای انرژی ناشی از سوختهای فسیلی باعث شده تا تولید برق از مواد دیگر در دستور کار قرار بگیرد. یکی از روشهای تولید انرژی استفاده از زباله است. اولین دستگاه زباله سوز در سال 1847 در انگلستان ایجاد شد. وسیلهای که هدفش تولید برق از دورریختنیها بود. به مرور تولید برق از زباله رونق گرفت و پای تکنولوژی آن به ایران هم باز شد. معاون وزیر نیرو دیروز در پنجمین کنفرانس هیدروژن و پیل سوختی گفته که بتوانیم هیدروژن را با استفاده از زباله تامین کنیم.
همایون حائری با اشاره به ظرفیت نیروگاههای کشور گفته است: در حال حاضر ۸۵ هزار مگاوات ظرفیت نیروگاههای کشور است که ترکیبی از انواع نیروگاهها بوده و در این میان جای دو نیروگاه زمین گرمایی و نیروگاه بر مبنای هیدروژن و پیل سوختی خالی است.
معاون وزیر نیرو در امور برق و انرژی با بیان اینکه نیروگاههای هیدروژن و پیل سوختی ویژگیهای خاصی در مقایسه با سایر واحدهای تولیدی دارد، افزود: نیروگاه هیدروژنی ضمن اینکه فناوری پیشرفته و کاربردی خاصی نسبت به سایر نیروگاها دارد، با دو مشکل هزینه بالا و تامین هیدروژن مواجه است.
او افزود: باید بتوانیم هیدروژن را با استفاده از زباله و ترکیب بیوگاز زبالهها و سوختهایی که ناشی از زباله هستند، تامین کنیم. امکان استفاده از فناوری گازیسازی و پیل سوختی با استفاده از زبالههای جامد شهری میتواند به تولید انرژی از زبالهها و حذفآلایندههای حاصل از زبالههای جامد شهری کمک کرده و هزینه این نیروگاهها را نیز کاهش دهد.
معاون وزیر نیرو و رئیس سازمان ساتبا از حمایت سازمان انرژیهای تجدیدپذیر و بهرهوری انرژی برق از توسعه هیدروژن و پیلسوختی بهعنوان یکی از اشکال منابع پاک بر اساس خرید تضمینی با نرخ تشویقی خبر داد. محمد ساتکین در پیامی ویدئویی به پنجمین همایش هیدروژن و پیلسوختی ایران با اشاره به تلاش کشورهای دنیا برای پیدا کردن راهکار مناسب برای توسعه انرژیهای تجدیدپذیر گفت: یکی از بهترین روشهای موجود، نظام تعرفهگذاری تشویقی و خرید تضمینی برق است که ساتبا بر همین اساس بهدنبال وظایف محوله و اساسنامه موجود از همه اشکال انرژیهای تجدیدپذیر و پاک از جمله هیدروژن و پیل سوختی بدون هیچ تبعیضی حمایت میکند.
معاون وزیر نیرو ادامه داد: هیدروژن بهعنوان یک حامل انرژی پاک و پیل سوختی بهعنوان یکی از استفادهکنندههای این حامل انرژی قطعا مورد حمایت سازمان ساتبا بوده و بر اساس سیاست خرید برق تضمینی حاصل از منابع تجدیدپذیر این سازمان آمادگی خرید برق حاصل از این فناوری را بر اساس تعرفههای تشویقی دارد.
ساتکین در ادامه با بیان اینکه هیدروژن به عنوان فراوانترین عنصر جهان، یک حامل انرژی مطلوب به شمار میرود، گفت: امیدواریم در آینده نه چندان دور با کاهش هزینههای تولید برق از فناوری پیلسوختی و رفع مشکلات کشور در این زمینه بتوانیم توجه بیشتری را به این فناوری معطوف کنیم.
تولید یک درصدی برق از زباله
زباله در ایران اما آنچنان که باید مفید نیست. چندی پیش سایت خبری بازار نوشته بود که روزانه حدود ۵۸ هزار تن زباله در کشور تولید میشود اما سازمان سازمان انرژیهای تجدیدپذیر و بهرهوری انرژی (ساتبا) میگوید که تولید برق از زیست توده تنها یک درصد برق تجدیدپذیرها را به خود اختصاص داده است. در حالی سهم میزان تولید برق تجدیدپذیرها به ۸۴۰ مگاوات رسیده که تنها ۱۰.۵ مگاوات آن از محل زیست توده (پسماند زباله و فاضلاب) است. البته اگر قرار باشد سهم نیروگاههای زیست توده را از کل برق تولید شده در کشور حساب کنیم با ارقام بسیار ناامید کنندهتری مواجه میشویم. یک حساب کتاب ساده نشان میدهد که سهم زیست توده از ظرفیت ۸۴ هزار مگاواتی تولید برق حدود ۰.۰۱۲ درصد است.
این در حالی است که زیستتوده به عنوان بزرگترین منبع انرژی تجدیدپذیر در جهان بوده که در سال ۱۹۹۸ به میزان ۱۴ درصد برق جهان و ۱۸ درصد کل انرژی اولیه کشورهای دنیا را تأمین میکرد و هماکنون نیز مهمترین منبع انرژی در کشورهای در حال توسعه است و ۳۵ درصد کشورهای در حال توسعه از این منبع استفاده میکنند. سخنگوی ساتبا دراینباره گفته بود که توسعه نیروگاههای زیست توده وظیفه شهرداریهاست اما وزارت نیرو برای حمایت از توسعه این نیروگاهها برق تولید شده توسط آنها را به صورت تضمینی خریداری میکند. جعفر محمدنژاد سیگاوردی در این باره گفته بود: مدیریت پسماند یک کار تخصصی در همه جای دنیاست اما متاسفانه برخورد وزارت کشور با این مساله در ایران به هیچ وجه تخصصی نیست. تولید برق از زباله در تمام دنیا روش پرهزینهای است. ارزشگذاری در این زمینه به گونهای است که فقط ۲۵ درصد از هدف زبالهسوزی تولید برق و مابقی دفع زباله است. به هر حال زباله که تولید میشود، باید دفع شود؛ وگرنه تبدیل به معضل میشود و با این نگرش شهرداریها دست به تولید برق از این روش میزنند. با این حال ما نیز از آنها حمایت میکنیم.
مشهد پیشتاز تولید زباله
چندی پیش اما معاون شهردار مشهد از پیشتازی این شهر در تولید برق از زباله خبر داده بود. او از تولید۶۰۰ کیلو وات ساعت برق در نیروگاه بیوگازسوز مشهد به عنوان اولین مرکز تولید برق از گاز تولید شده در مراکز دفن زباله، در سطح خاورمیانه گفته بود.
مهدی یعقوبی در گفتوگو با ایسنا تاکید کرده بود که تغییرات آب و هوایی و گرم شدن زمین در حال حاضر یکی از مهمترین معضلات زیست محیطی دنیاست و در این میان انتشار گازهای گلخانهای و به ویژه گاز متان که از مراکز دفن پسماندهای شهری متصاعد میشود، در این زمینه نقش بسیار مهمی ایفا میکند. یکی از راههای کاهش اثرات این گازها، جمعآوری آن در مراکز دفن پسماند و سوزاندنشان در یک سیستم بازیافت انرژی است که در همین راستا در سال ۸۸ اولین نیروگاه بیوگازسوز خاورمیانه در محل دفن زبالههای شهر مشهد به بهرهبرداری رسید. یعقوبی ادامه داد: این نیروگاه یکی از مدرنترین نیروگاههای بیوگاز سوز دنیاست که توانسته بخش قابل توجهی از اثرات مخرب محیط زیستی گاز متان تولید شده در محل دفن زبالهها را کاهش دهد. معاون شهردار مشهد ادامه داد: در این روش پس از بررسی و برآورد میزان بیوگاز قابل استحصال از محل دفن، نسبت به احداث چاههای بیوگاز، خطوط جمعآوری، انتقال و متعاقبا نسبت به ایستگاه گاز و مولدها اقدام میشود و گاز استحضار شده، پس از جمعآوری، به محل نیروگاه بیوگازسوز مشهد واقع در مجتمع صنعتی شماره یک بازیافت منتقل میشود. احداث این نیروگاه یکی از نقاط مثبت زیست محیطی شهر مشهد است و به طور میانگین روزانه ۱۲ هزار کیلووات ساعت برق در این نیروگاه تولید میشود که برق تولیدی در اختیار سازمان انرژیهای تجدیدپذیر و بهرهوری انرژی برق(ساتبا) قرار میگیرد. یعقوبی در پایان تاکید کرده بود که با استفاده از گاز تولید شده در محل دفن پسماندهای شهری در سال ۹۸ بیش از چهار میلیون کیلووات ساعت برق تولید شد و از ابتدای سال جاری تا پایان شهریور ماه نیز بالغ بر ۲ میلیون کیلووات ساعت برق در نیروگاه بیوگازسوز مشهد تولید شده است.
محیطبانان و قهرمان تالاب معرفی شدند
علی بازدارگندمانی و عبدالله عباسی، محیطبانان نمونه تالابی کشور و رسول زمانی، قهرمان تالاب معرفی شدند.
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی سازمان حفاظت محیط زیست، برنامه انتخاب و تقدیر از محیطبانان نمونه تالابی و قهرمان تالاب، همزمان با مراسم بزرگداشت پنجاهمین سالگرد انعقاد کنوانسیون رامسر، برای قدردانی از اقدامات شایسته و زحمات بیشائبه حافظان تالابهای کشور برگزار شد و عبدالله عباسی از استان گیلان و علی بازدار گندمانی و رسول زمانی از استان چهارمحالوبختیاری، محیطبان نمونه تالابی و قهرمان تالاب شناخته شدند.
بزرگداشت پنجاهمین سالگرد انعقاد کنوانسیون رامسر و روز جهانی تالابها، با حضور معاون اول رئیسجمهور و رئیس ستاد ملی هماهنگی و مدیریت تالابهای کشور، رییس سازمان حفاظت محیط زیست و متخصصان داخلی و خارجی، سه شنبه 28 بهمن ماه جاری (به صورت حضوری و آنلاین) برگزار شد.
تایید اثر آلودگی هوا بر نازایی زنان
بر اساس اولین مطالعه بررسی خطر بر روی جمعیت، قرار گرفتن در معرض آلودگی هوا، به طور قابل توجهی خطر ناباروری را افزایش میدهد. به گزارش گاردین، تجزیه و تحلیل دادههای مرتبط با 18 هزار زوج در چین که در مناطقی با سطح آلودگی متوسط ذرات ریز زندگی میکنند، نشان داد که خطر ناباروری در آنها 20 درصد بیشتر است. این میزان از ناباروری، به معنای باردار نشدن در طی یک سال تلاش برای بارداری تعریف میشود.
دانشمندان گفتهاند که مطالعه انجام شده، امکان تعیین چگونگی آسیب رساندن آلودگی هوا به باروری را ندارد اما محققان میگویند که ذرات آلودگی باعث ایجاد التهاب در بدن میشود که میتواند به تولید تخمک و اسپرم آسیب برساند. مطالعه دیگری که اخیرا بر روی 600 زن مراجعهکننده به کلینیک ناباروری آمریکا صورت گرفته، نشان میدهد که افزایش قرار گرفتن در معرض آلودگی هوا، با میزان کمتر تخمکهای بالغ موجود در تخمدانها مرتبط است. گرچه ناباروری، میلیونها انسان را در سراسر جهان تحت تاثیر قرار میدهد، تحقیقات نسبتا اندکی در مورد تاثیر آلودگی هوا بر روی ناباروری انجام شده است. با این حال، هوای آلوده در حال حاضر به عنوان یکی از عوامل تولد زودرس و وزن کم نوزاد در هنگام تولد شناخته میشود. سطح معمولی دیاکسید نیتروژن به همان اندازه که سیگار کشیدن باعث افزایش سقط جنین میشود، مضر است و ذرات آلودگی در جفت جنینها مشاهده شده است. «شین لی»، در مرکز باروری در بیمارستان سوم دانشگاه پکن در چین که رهبری این تحقیق در مورد ناباروری را بر عهده داشت، گفته که والدین احتمالی، باید نگران آلودگی هوا باشند. او به گاردین گفته است: «مطالعات متعددی نشان داده که آلودگی هوا با بسیاری از حوادث نامطلوب بارداری همراه است.» لی و همکارانش نوشتهاند که «تقریبا 30 درصد از زوجین نابارور دارای ناباروری غیرقابل توجیه هستند». به گفته آنها، سن، وزن و استعمال دخانیات از عوامل شناختهشده هستند: «[مطالعه ما] نشان میدهد که آلودگی ذرات کوچک میتواند یکی از عوامل خطرناک ناباروری باشد.» مطالعات قبلی که نتایج متفاوتی را نشان داده بود، بر اساس دادههای مربوط به زوجهای نابارور یا بر اساس دادههای کلینیکهای ناباروری بود. لی میگوید: «نمونههای مطالعه ما از جمعیت عمومی مردم گرفته شده و بنابراین یافتههای ما میتواند قابل تعمیم باشد.» «تام کلمنس»، از دانشگاه ادینبورگ انگلستان میگوید: «مقیاس تاثیراتی که آنها مشاهده کردهاند، بسیار زیاد به نظر میرسد و اگر مطالعات آینده هم آنها را تایید کند، نگران کننده خواهد بود.» به گفته او، سطح آلودگی در چین نسبتا بالا است اما تاثیرات مخرب آن بر تولید مثل، در سطح بسیار پایین گزارش شده است. او میگوید: «بنابراین کیفیت هوای پایین، به وضوح بر سیستم تولید مثل به طور کلی تاثیر میگذارد.» پروفسور «میریل تولدانو» در کالج امپریال لندن در انگلیس گفته است که از تحقیقات جدید در مورد این موضوع بسیار استقبال شده است؛ خصوصا اینکه در گذشته مطالعات زیادی وجود نداشته است. به گفته او، ممکن است سطح پایینتری از آلودگی هوا هم بر ناباروری تاثیر بگذارد، اما تحقیقات بیشتری در این زمینه لازم است. این تحقیق که در مجله «Environment International» منتشر شده، بر اساس دادههای مصاحبه و پرسشنامه از 18 هزار و 571 زوج در چین بوده است.
در چین، زنان باید پیش از بارداری، به صورت رسمی ثبتنام کنند و از این طریق، محققان قادر هستند تا اطلاعات را از همه زنانی که قصد بارداری دارند، درخواست کنند. مطالعه اخیر بر اساس این اطلاعات رسمی انجام شده است. محققان دریافتهاند، زنانی که یک سال در معرض آلودگی ذرات کوچک با غلظت بیش از 10 میکروگرم بر متر مکعب بودهاند، دارای 20 درصد خطر ناباروری بیشتری هستند. متوسط سطح آلودگی برای زوجهای چینی 57 میکروگرم در مترمکعب است. در لندن پایتخت انگلیس، این میانگین حدود 13 میکروگرم در متر مکعب است. مطالعات پیشین در مورد آلودگی هوا و باروری، با استفاده از دادههای مربوط به کیفیت اسپرم بوده؛ شاید به این دلیل که جمعآوری دادههای آن آسانتر بوده است و در نهایت در سال 2017 نتیجهگیری کلی به این صورت بیان شده که آلودگی هوا «تاثیر منفی» دارد. «تام کلمنس»، از دانشگاه ادینبورگ انگلستان میگوید، در حالی که سلامتی افراد از آلودگی هوا به خطر میافتد، این، دولتها هستند که باید برای آن دست به اقدام بزنند: «تاکید ما باید بر روی سیاستگذاران باشد، نه افراد.»
او میگوید: «گرچه افراد میتوانند اقداماتی بکنند تا در معرض آلودگی بودن را کاهش دهند، مثل استفاده از سیستمهای فیلتر هوا در مناطق آلوده و اجتناب از رفتن در ترافیک سنگین، اما همه اینها بعید است که در اثرات طولانیمدت آلودگی هوا، تفاوت چشمگیری ایجاد کند. گرچه این کارها و اقدامات به دلیل محدودیتهای اقتصادی و اجتماعی و اشتغال و حملونقل، برای بسیاری از مردم واقعبینانه و قابل اجرا نیست.»
