بایگانی مطالب نشریه
حضور متخصصان اقتصاد در بخش کشاورزی پررنگتر شود
معاون اول رئیسجمهور با تاکید بر اینکه مسئله آب یکی از اصلیترین چالشهای پیش روی کشور و به ویژه بخش کشاورزی است، گفت: صاحب نظران و مراکز علمی و دانشگاهی کشور که نقش تعیین کنندهای در گره گشایی از مشکلات پیش روی کشور دارند باید وارد صحنه شده و در این خصوص راهکارهای علمی ارائه کنند. به گزارش ایسنا، اسحاق جهانگیری صبح دیروز در مراسم افتتاح دوازدهمین کنفرانس ملی اقتصاد کشاورزی ایران که به شکل ویدیو کنفرانس برگزار شد، به تغییرات آبوهوایی و کاهش نزولات جوی و خشکسالی در سال آبی 1400-1399 اشاره کرد و گفت: امسال جزو سالهای خشک کشور در 50 سال گذشته است، میزان بارندگیها و آبهای ذخیره شده در پشت سدها بسیار کاهش یافته و در دولت ستادی به منظور ساماندهی و تعادل بخشی وضع آب با حضور دستگاههای مختلف ایجاد شده است.
معاون اول رئیسجمهور با بیان اینکه در سالهای گذشته دولت متناسب با شرایط کمآبی طرحهایی در بخش کشاورزی به منظور کاهش مصرف آب اجرا کرده است، گفت: کشت گلخانهای از 8 هزار هکتار در شروع کار دولت به 18 هزار هکتار رسیده است و استفاده از سیستمهای آبیاری نوین به طور گسترده در حال افزایش است. او تصریح کرد: در موضوعات کشاورزی نظیر ایجاد شبکههای آبیاری نوین بیش از 85درصد هزینهها از سوی دولت پرداخت میشود و متاسفانه بخش خصوصی و فعالان در این عرصه سرمایهگذاری اندکی در این زمینه انجام میدهند.
جهانگیری اجرای طرحهای آب و خاک نظیر طرح 550 هزار هکتاری در استانهای خوزستان و ایلام با سرمایهگذاری بیش از 1.5 تا 2 میلیارد دلاری دولت را خاطر نشان و عنوان کرد: اجرای چنین طرحهای بزرگی موجب بهرهوری بیشتر از منابع آب و خاک شده است به طوری که در بازدید از این مناطق یکی از کشاورزان میگفت به جای 1.5 تن برداشت در هکتار پس از اجرای این طرح میزان برداشت به 3.5 تا 4 تن ارتقا یافته است. این نشان میدهد که اجرای طرحهایی که منجر به اقتصادی شدن بخش کشاورزی میشود میتواند توان کشاورز را در واحد سطح افزایش دهد.
معاون اول رئیسجمهور با بیان اینکه دولت سرمایهگذاری وسیعی برای تجمیع، تسطیح، کانال کشی به منظور کم شدن شوری خاک در سراسر کشور انجام داده است، گفت: در استان سیستان و بلوچستان نیز طرح احیای 46 هزار هکتار زمین با روش لولهکشی انجام شده است ولی باید برای رسیدن به نتیجه مطلوب راهکاری پیدا کرد که بخش خصوصی با قدرت و انگیزه و آگاهی وارد صحنه شود.
او تاکید کرد: حضور متخصصان علم اقتصاد در حل مشکلات اقتصادی به ویژه بخش کشاورزی باید پررنگتر شود و چنین کنفرانسهایی میتواند اقتصادی شدن بخش کشاورزی را به عنوان اولویت در دستور کار خود قرار دهد.
جهانگیری نقش سیاستهای دولت در حوزه کشاورزی نظیر دخالت در قیمت گذاریها را به منظور شکوفا شدن بخش کشاورزی ضروری توصیف کرد و گفت: ارتباط دانشگاه با صنعت در همه جهتگیریها وجود داشته اما ارتباط دانشگاه با کشاورزی باید تقویت شود.
معاون اول رئیسجمهور افزود: دولت تلاش کرده تا اینترنت پرسرعت در روستاها همانند پایتخت و شهرهای بزرگ وجود داشته باشد تا کشاورزان و فعالان این عرصه بتوانند از طریق دستیابی به مقالات علمی بهرهوری را افزایش داده و یا از طریق شبکههایاجتماعی محصولات خود را به فروش برسانند. او هوشمندسازی بخش کشاورزی را موضوعی جدی خواند و گفت: امیدوارم سهم دانش در بخش کشاورزی نیز همانند سایر بخشها افزایش یابد. اقتصاد بدون اتکا به درآمد نفت معنایش اقتصاد متکی به دانش است. دولت از شکل گیری مراکز علمی و پارکهای علم و دانش در گوشه و کنار کشور حمایت کرده است اما باید موضوع دانشبنیانی در همه عرصهها از مزارعکشاورزی تا کارخانهها حضور داشته باشد و آثار خود را نمایان سازد.
نگاه سطحی به حیاتوحش در گزارشهای ارزیابی
تنوع زیستی دربرگیرنده تمامی اشکال حیات بر روی کرهزمین است و اگر بخواهیم خیلی ساده بیان کنیم هر آنچه امروزه ما به عنوان حیات میشناسیم وامدار وجود تنوع زیستی است. تنوع ژنتیکی، تنوع گونهای و تنوع زیستگاهی نمودهای اصلی آن بر روی کرهزمین هستند، که امروزه تنوع فرهنگی نیز به عنوان یکی از نمودهای دیگر آن مطرح است. بنابراین ارزش و اهمیت تنوع زیستی بسیار ساده و به راحتی قابل درک و فهم است. ولی آیا ما توانستهایم تا کنون اقدامات اصولی را در راستای حفاظت از تنوع زیستی انجام دهیم؟ با وجود انتقادات فراوان در این حوزه، اما در حال حاضر مطالعات و طرحهای بسیاری در جهت حفاظت از محیط زیست که بخشی از آنهم با هدف حفاظت از تنوع زیستی و کارکردهای آن است انجام میشود اما نکته اصلی و قابل تامل در این مطالعات توجه نکردن به هسته اصلی تنوع زیستی یعنی حیاتوحش است. اگر نگاهی گذرا به مطالعات ارزیابی اثرات محیط زیست در کشور داشته باشیم، میتوان دید که دادهها و اطلاعات بخش حیاتوحش بسیار سطحی و با اشتباهات فاحش گزارش و منتشر میشوند. در واقع به ندرت در مطالعات محیط زیستی در کشور از کارشناسان متخصص اکولوژی و تنوع زیستی بهره گرفته میشود. نتایج عمده این مطالعات برای جلوگیری از تاثیرات منفی بر تنوع زیستی انجام میگیرد، به خاطر استفاده از دادههای غیر مستند قابل اتکا نیستند.
تنوع زیستی دربرگیرنده تمامی اشکال حیات بر روی کرهزمین است و اگر بخواهیم خیلی ساده بیان کنیم هر آنچه امروزه ما به عنوان حیات میشناسیم وامدار وجود تنوع زیستی است. تنوع ژنتیکی، تنوع گونهای و تنوع زیستگاهی نمودهای اصلی آن بر روی کرهزمین هستند، که امروزه تنوع فرهنگی نیز به عنوان یکی از نمودهای دیگر آن مطرح است. بنابراین ارزش و اهمیت تنوع زیستی بسیار ساده و به راحتی قابل درک و فهم است. ولی آیا ما توانستهایم تا کنون اقدامات اصولی را در راستای حفاظت از تنوع زیستی انجام دهیم؟ با وجود انتقادات فراوان در این حوزه، اما در حال حاضر مطالعات و طرحهای بسیاری در جهت حفاظت از محیط زیست که بخشی از آنهم با هدف حفاظت از تنوع زیستی و کارکردهای آن است انجام میشود اما نکته اصلی و قابل تامل در این مطالعات توجه نکردن به هسته اصلی تنوع زیستی یعنی حیاتوحش است. اگر نگاهی گذرا به مطالعات ارزیابی اثرات محیط زیست در کشور داشته باشیم، میتوان دید که دادهها و اطلاعات بخش حیاتوحش بسیار سطحی و با اشتباهات فاحش گزارش و منتشر میشوند. در واقع به ندرت در مطالعات محیط زیستی در کشور از کارشناسان متخصص اکولوژی و تنوع زیستی بهره گرفته میشود. نتایج عمده این مطالعات برای جلوگیری از تاثیرات منفی بر تنوع زیستی انجام میگیرد، به خاطر استفاده از دادههای غیر مستند قابل اتکا نیستند.
متاسفانه در بخش آموزش نیز اطلاعات منتشر شده توسط بخشهای مختلف فعال در حوزه محیط زیست اطلاعات نادرستی را به مخاطب انتقال میدهند. این آموزشهای اشتباه در آینده خود مشکلات زیادی برای تنوع زیستی خواهند شد، چنانکه نتیجه اشتباهات مشابه را امروزه میتوان در جامعه و در قالبهای مختلف مشاهده کرد.
بنابراین برای اینکه طرحهای ارزیابی محیط زیست، گزارش و مطالعات مرتبط با تنوع زیستی در کشور اثرگذاری مطلوب خود را داشته باشند و نتایج منتشر شده مستند و قابل برنامهریزی باشد، باید ارزیابی درستی در حوزه تنوع زیستی و توسط متخصصان اکولوژی و تنوع زیستی انجام گیرد. هزینههای انجام شده بیشتر بر روی فعالیتهای ارزیابی و آزمایشگاهی است و فعالیتهای میدانی و نمونهبرداریهای قابل قبول از تنوع زیستی در مطالعات محیط زیست باید به صورت جدیتر مورد توجه قرار گیرند. استفاده از کارشناسان اکولوژی و تنوع زیستی در بخش آموزشهای مرتبط با تنوع زیستی به عنوان مشاور میتواند به میزان قابل توجهی از انتشار آموزشهای اشتباه و گمراه کننده جلوگیری نماید.امیدواریم سازمانهای متولی در آینده توجه بیشتری را به حوزه به تنوع زیستی داشته باشند و در ارزیابیها و فعالیتهای نظارتی خود به مقوله تنوع زیستی بهای بیشتر بدهند. در واقع استفاده از کارشناسان و مشاوران حوزه اکولوژی و تنوع زیستی حداقل کاری است که میتوانیم در مطالعات و ارزیابیهای محیط زیست داشته باشیم. متاسفانه ما برای حفاظت از بستری در تلاش هستیم که اطلاعات ما از این بستر بسیار بسیار محدود است و حداقل شناخت موجود نیز به دلیل نادیده گرفتن متخصصان و کارشناسان حوزه اکولوژی و تنوع زیستی در اکثر مواقع جای بحث و تامل دارد.
آمار کودکان زبالهگرد کاهش یافته است
آخرین نشست خبری پیروز حناچی، شهردار تهران با حضور معاونین، دیروز برگزار شد. نشستی که با همراهی مجتبی یزدانی، چهره کم خبر شهرداری که عموما از خبرنگاران دور میمانند، در قامت معاون خدمات شهری و محیط زیست شهرداری بود و همچنین محمدرضا جوادی یگانه، معاون اجتماعی فرهنگی شهرداری که در آخرین روزهای فعالیت مدیریت شهری پنجم به چهره پرخبری تبدیل شده و آخرین بار با بخشنامه ممنوعیت سیاهی چهره حاجی فیروز و شائبه نژادپرستی بودنش خودش را سر زبان فضای مجازی انداخت. شهردار و این دو معاونش به همراه زیرمجموعههایشان دیروز به پرسشهای خبرنگاران درباره آخرین اقداماتشان توضیحاتی دادند.
حلقه اتصال بیشتر پرسشهای خبرنگاران بخشنامه سال گذشته شهردار تهران بود. بخشنامهای که حناچی طی آن زبالهگردی کودکان را ممنوع اعلام کرد و در آن تاکید کرد که شهرداری از این پس با پیمانکارانی که کودکان را استثمار میکنند، برخورد قهری میکند و به طور مثال دیگر قراردادشان را تمدید نمیکند. برخلاف اینکه مدیران شهرداری این بخشنامه را کارآمد تلقی میکنند و تاکید دارند که میزان زبالهگردی کودکان کاهش پیدا کرده اما شواهد عینی خبرنگاران و شهروندان از سال گذشته تاکنون، خلاف ادعای مدیران را نشان میدهد. روزنامه پیامما درباره همین تناقض از شهردار تهران پرسید. از اینکه آیا بخشنامه توفیقی داشته؟ یا اصلا با پیمانکاران برخورد قهری صورت گرفته است؟
جوادی یگانه در پاسخ به این پرسش گفت: در زمینه کودکان کار، براساس مشاهدات شهرداری، حاکی از کم شدن آنها است و در جلسهای که در دادستانی داشتیم مبنی بر این بود که بتوانیم با ماشینهایی که کودک کار و کودکان زبالهگرد را به کار میگیرند برخورد کنیم. مشاهدات حاکی از کاهش کودک زبالهگرد است.
معاون اجتماعی شهردار تهران تاکید کرد: ما چند ابزار داریم یک ابزار جدی، سامانهای است که شهرداری تهران طراحی کرده است و روی ۱۳۷ گزارش میدهید و شهرداری پیگیری میکند، بگذارید یک مثال دیگر بزنم، تا مساله شفاف شود، یک اتفاقی رخ داد و گفتند پلهای عابرپیاده امن نیست. یک شمارهای روی ۱۳۷ طراحی شد و مردم میتوانستند آن را گزارش کنند.
او ادامه داد: هم اکنون عدد ناامنی پلهای عابر پیاده حدود یک درصد است. این عدد اما هنگام تاریکی خیابانها به ۶۰ درصد میرسد. درباره کودکان زبالهگرد و اتباع افغانستانی اختلاف سن را هم داریم و از روی چهره نمیتوانیم تشخیص دهیم چه سنی هستند. اما ما روی کم شدن این موضوع اتفاق نظر داریم. زیرا شهرداری این سامانه را گذاشته است و ما هم در جلساتی که به اتفاق آقای یزدانی داشتیم تمام پیمانکاران را جمع کردیم و توضیح دادیم، این مساله باید انجام شود. در قراردادی که شهرداری تهران منعقد میکند، مشخصا از هیچکدام از کارگران نباید اتباع و کودک باشند.
او با اشاره به اینکه ضربالاجل حناچی برای از بین رفتن زبالهگردی در کودکان تا خرداد ۱۴۰۰ بوده، نیز تاکید کرد: ما تلاش خودمان را کردیم و همچنان هم تلاش میکنیم تا این مساله از بین برود.
یزدانی نیز درباره کودکان کار و کودکان زبالهگرد گفت: بنابر بخشنامه آقای شهردار، آمار سازمان بازرسی و نیروی انتظامی و دادستانی حاکی از کاهش کودکان زبالهگرد است. بهعلاوه جریمهای در نظر گرفتهایم و اعلام شد اگر چنین مسالهای مشاهده شود از قرارداد پیمانکار کسر میشود. او تاکید کرد: همچنین باید افرادی که در این زمینه کار میکنند لباس مخصوص داشته باشند.
شهردار تهران نیز در ادامه درباره پرسش مطرح شده درباره کودکان زبالهگرد گفت: کودکان کار و زبالهگرد در تهران باید جدا شوند، اینها دو مقوله کاملا جدا هستند. در خصوص کودکان زبالهگرد آمار به شدت کاهش پیدا کرده است، ما در این زمینه به شدت برخورد میکنیم. در خصوص کودکان کار نیز یک حوزه گسترده و فراتر از شهرداری است و این موضوع اتفاق میافتد و مقوله آن جداست.
خبرنگاران اما از این توضیحات قانع نشدند و از شواهد میدانی خود مبنی بر افزایش کودکان زبالهگرد گفتند. شهردار اینبار از صدرالدین علیپور مدیرعامل سازمان خواست تا در اینباره توضیح دهد. علیپور گفت: بر اساس آماری که از سازمان بازرسی داریم کودکان کار از حدود 400 الی 500 نفر که آمار رسمی بوده به کمتر از 100 نفر رسیده است. کارگرانی که تفکیک را انجام میدهند گروههای پیمانکار هستند که لباس فرم دارند و خودروی جمعآوری پسماند خشک دارند و کار قانونی خود را انجام میدهند.
او ادامه داد: ضمنا از طریق 137 اعلام کردیم هرجایی که کودک کار دیده شده به شهرداری گزارش داده شود و شهرداری در این زمینه برخورد نیز داشته است و دو منطقه حذف شدند. ضمن اینکه تنها شهری بودیم که حکم از دادستانی گرفتیم و تفاهمی با نیروی انتظامی داشتیم و نیروی انتظامی 80 اکیپ از زمان شیوع کرونا در اختیار ما قرار داد و خودرویی که کودک زبالهگرد مربوط به پیمانکار است را توقیف کند.
علیپور گفت: تا زمانی که مخازن به این شکل است که دسترسی به آن آسان است افراد غیرمجاز هم میتوانند از آن برداشت داشته باشند و شهرداری ضابط قضایی نیست که بخواهد برخورد داشته باشد. به زمانبندی و مشارکت مردم نیاز داریم و با اعداد و ارقام میگویم که در آمار کاهش خیلی جدی داشتیم.
سلول دفن پسماند بیمارستانی درحال ساخت است
در ادامه این نشست روزنامه «پیامما» دو پرسش دیگر هم از معاونان شهردار پرسید. اولی در خصوص طرحهای ارزیابی اجتماعی و فرهنگی پروژههای شهری موسوم به اتاف بود. جوادییگانه در پاسخ به اینکه چرا این طرحها پیش از آغاز پروژهها در دسترس نیستند، ادعا کرد که تمام طرحهای ارزیابی هم در دسترسند هم در سایت شفاف قابل مطالعه برای تمام شهروندانند. پرسش دیگر پیامما از دیگر معاون شهردار یعنی یزدانی بود. عمر سلول دفن بهداشتی یعنی منطقهای که پسماند بیمارستانی و عفونی در آن سامان داده میشود، به گفته مدیران شهرداری و کارکنان سازمان مدیریت پسماند مدتی است که به پایان رسیده است. علیپور نیز سال گذشته وعده داده بود که ساخت سلول جدید تا پیش از رسیدن به سال ۱۴۰۰ ساخته و مورد بهرهبرداری قرار میگیرد. او همچنین در کلابهاوس روزنامه پیامما نیز ادعا کرد که سلول تازه بهرهبرداری شده است،درحالیکه یزدانی در پاسخ به این پرسش ادعای دیگری داشت او از افتتاح صحبت نکرد و تنها گفت طبق وعدهای که دادیم، کار جدید درحال انجام است و این امکان هم وجود دارد تا از آن بازدید شود.
نه آباد تحویل گرفتیم و نه ویرانه تحویل میدهیم
او همچنین در ادامه در پاسخ به این پرسش که بسیاری از اعضای شورای شهر دوره چهارم ادعا میکنند حناچی در بخش دیگری از صحبتهایش به ملک عمارت اقدسیه اشاره کرد، خانهای که باارزش بود، ثبت ملی نبود، فروخته شد اما مردم از آن خبردار نشدند تا زمانی که خبر به گوش رسانهها رسید. او درباره این عمارت گفت: در کشور بر اساس قانون عمل میکنیم و الزام قانونی در مورد ساختمانهایی که ثبت ملی شدند وجود دارد. شهرداری روزانه ممکن است صدها ملک را بفروشد و یا بر اساس ماموریتهای خود املاکی را خریداری کند. بسیاری از آثار در تهران توسط شهرداری مرمت و سپس ثبت ملی شدهاند اما ملک اقدسیه هر چند که ملک فاخری بود اما قدمت زیادی نداشت و ثبت ملی هم نبود.
او همچنین در ادامه در پاسخ به این پرسش و ادعا که بسیاری از اعضای شورای شهر دوره چهارم ادعا میکنند که شهر آباد تحویل مدیریت شهری دادند و شهرداری آن را ویرانه کرده است. گفت: ما نه شهر آباد تحویل گرفتهایم و نه ویران تحویل میدهیم. ما تلاش کردیم راهبردها را اصلاح کنیم. حرف و عمل ما باید منطبق باشد و در این راستا تلاش کردیم برنامههای عملیاتی در امتداد شعارمان باشد. قطعا کسانی که در دوره قبل کار کردهاند نیز تلاش کردند وضعیت بهتر شود.
رایزنی برای بررسی چهارجانبه آلودگی ارس
وزیر نیرو با اشاره به همکاریهای وزارت نیرو با وزارت امور خارجه جهت بررسی کامل آلودگی رود ارس و سایر رودخانههای مرزی کشور، یادآوری کرد: در این زمینه رایزنیهایی با وزارت امور خارجه جهت برگزاری نشستهای چهارجانبه بین ایران، ارمنستان، آذربایجان و ترکیه انجام شده است.
به گزارش ایرنا، رضا اردکانیان گفت: آلودگی ارس که ناشی از ورود پسابهای صنعتی جمهوری ارمنستان است از مسائل بسیار مهم وزارت نیرو و دولت جمهوری اسلامی ایران است که در تمامی اجلاسها، نشستها و یادداشت تفاهمهای دوجانبه با این جمهوری مورد تاکید قرار میگیرد.
او اظهار کرد: وزارت نیرو در سالهای اخیر با جدیت و اراده محکم در این زمینه ورود پیدا کرده و در نشستهای دوجانبه به مسئولان مربوطه جمهوری ارمنستان تذکرهای لازم داده شده است.
وزیر نیرو گفت: بر همین اساس طرفهای ارمنی هم به دفعات وعده همکاری و جلوگیری از ورود پسابهای صنعتی به رودخانه ارس را دادهاند و در این زمینه پیشرفتهایی نیز انجام شده است.
اردکانیان با بیان اینکه اقدامات ارمنستان در جهت جلوگیری از آلودگی رود ارس هنوز به نقطه مطلوب نرسیده است، ادامه داد: در هر حال پیگیریها از سوی وزارت نیرو و دولت برای کاهش و از بین بردن آلودگی این رودخانه مهم مرزی ادامه دارد.
او با اشاره به همکاریهای وزارت نیرو با وزارت امور خارجه جهت بررسی کامل آلودگی رود ارس و سایر رودخانههای مرزی کشور، یادآوری کرد: در این زمینه رایزنیهایی با وزارت امور خارجه جهت برگزاری نشستهای چهارجانبه بین ایران، ارمنستان، آذربایجان و ترکیه انجام شده است که امید است با طی مراحل اداری، نشست مذکور در اسرع وقت به میزبانی ایران برگزار شود.
وزیر نیرو با تاکید بر اینکه مسائل بهداشتی و سلامتی مردم به ویژه مرزنشینان اولویت اول و آخر دولت تدبیر و امید است، گفت: پیشنهاد مشخص و آشکار ایران به کشورهای دوست و همسایه، پایبندی به توافقات و اصل اساسی مشارکت در بهرهبرداری و بهرهمندی از رودهای مرزی است و باید این مساله از سوی سایر کشورها هم مورد توجه قرار گیرد.
اردکانیان، از اهداف مهم برگزاری نشست چهار جانبه پیرامون آلودگی رود ارس را حفظ و مراقبت از کیفیت آب این رود مهم مرزی اعلام کرد و افزود: این رود نقش بسیار مهمی در سلامت مردمان مرزنشین تمامی کشورهای همسایه دارد.
او اظهار امیدواری کرد، نشست چهارجانبه با همکاری وزارت امور خارجه در اسرع وقت برگزار شود.
وزیر نیروی کشورمان صبح امروز سد قیزقلعهسی در شهرستان خداآفرین، سد گردیان در شهرستان جلفا و شبکه پایاب یکانات شهرستان مرند را با سرمایهگذاری ۹۹۰ میلیارد تومانی افتتاح کرد.
همچنین رضا اردکانیان در آیین پنجاهمین سالگرد بهرهبرداری از سدهای ارس و میل – مغان و شروع آبگیری سد قیزقلعهسی که با حضور «پرویز شهبازاف» وزیر آب و انرژی جمهوری آذربایجان، سفرا، استانداران و برخی از مقامهای عالیرتبه دو کشور برگزار شد، گفت: با افتخار باید اذعان داشت که رود مرزی ارس نه تنها مانند بسیاری از آبهای مرزی دنیا، زمینه ساز نزاع و ستیز بین دو ملت نبوده، بلکه به عنوان نمونهای نادر و درخشان، عاملی مهم در جهت توسعه و تقویت روابط میان دو ملت دوست و همسایه ایران و آذربایجان بوده است.
به گزارش وزارت نیرو، او افزود: رودخانه مرزی ارس، مرز دوستی همه ملتهای واقع در حاشیه این رودخانه و برخوردار از این موهبت الهی است. رودخانهای که به دوستیهای مردمان ساکن در این حوضه روح بخشیده و بایسته است که قدر آن را بیش از پیش بدانند.
او گفت: پایش مشترک سراسری کمی و کیفی رودخانه مرزی ارس در ادامه روند خوب همکاریهای قبلی دو کشور، استقرار سامانه تصمیم یار، پیشبینی و هشدار سیل برای پیشگیری از بروز خسارت به تاسیسات آبی و اراضی پایین دست، تلاش برای تشکیل کمیسیون چهارجانبه کشورهای حوضه آبریز ارس از مهمترین زمینههای همکاری و فعالیتهای پیش رو در حوضه آبریز ارس است.
اردکانیان اضافه کرد: سرعت بخشی به تصمیمگیریها در خصوص سد قیزقلعهسی تا حصول نتیجه نهایی و استفاده از ظرفیت خوب شرکتهای پیمانکار و مشاور در هر دو کشور، برای انجام پروژههای اجرایی، از دیگر موارد حائز اهمیت در این حوضه است.
استخراج سوخت و فعالیت نظامی خزر را تهدید میکند
|پیام ما| مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در راستای بررسی پروتکل حفاظت از تنوع زیستی دریای خزر در کمیسیون کشاورزی، وضعیت محیط زیستی و تهدیدات دریای خزر را بررسی کرد. این مرکز عنوان میکند که دریای خزر پهنه آبی با مختصات منحصربهفردی است که با آسیبپذیریهای فراوان از آلودگیهای زیست محیطی گرفته تا انقراض انواع گونههای جاندار دریایی و تا نظامی شدن مواجه است.
پروتکل حفاظت از تنوع زیستی دریای خزر یا پروتکل عشقآباد پروتکلی الحاقی به کنوانسیون چارچوب حفاظت از محیط زیست دریایی دریای خزر(کنوانسیون تهران) است. این پروتکل در پنجمین نشست اعضای متعهد کنوانسیون تهران یعنی یعنی جمهوری آذربایجان، جمهوری اسلامی ایران، جمهوری قزاقستان، روسیه و ترکمنستان، در خردادماه ۱۳۹۳ در عشق آباد ترکمنستان به تصویب نهایی رسید و سپس در سال 97 به تصویب دولت رسید و به مجلس ارسال شد.
این پروتکل یکی از 4 پروتکل الحاقی به این کنوانسیون است.
حالا در خردادماه 1400 پس از گذشت 7 سال از امضا آن توسط کشورهای حاشیه خزر، کمیسیون اصلی مرتبط با این لایحه در مجلس شورای اسلامی، یعنی کمیسیون کشارزی، آب و منابع طبیعی این لایحه را تصویب و اجازه مبادله اسناد آن را صادر کرده است. بر همین اساس مرکز پژوهشهای مجلس هم نظر کارشناسی خود را مورد این پروتکل اعلام کرده است.
پیش از پرداختن به این پروتکل باید گفت که کنوانسیون تهران چارچوبی برای اعمال مدیریت محیط زیستی در دریای خزر و پیرامون آن و هدایت منطق با راهبردهای توسعه پایدار است به طوری که منافع و سالم جوامع بشری تضمین شود و اصالت طبیعی محیط و پایداری منافع منطقه برای نسل حاضر و نسلهای آینده حفظ شود.
پروتکلهای الحاقی این کنوانسیون، در واقع بازو اجرایی این کنوانسیون هستند.
پروتکل حفاظت از تنوع زیستی الحاقی به کنوانسیون تهران به حفاظت از تنوع زیستی دریای خزر با تاکید بر حفاظت گونهها و همچنین حفاظت از زیستگاهها میپردازد. برای نمونه جلوگیری از ورود گونههای بیگانه و گونههای مورد اصلاح وراثتی به این زیست بوم یکی از موارد مورد تاکید این پروتکل است.
اهداف این پروتکل شامل حمایت، حفاظت و احیای سلامت و یکپارچگی تنوع زیستی و زیستبوم دریای خزر و همچنین تضمین استفاده پایدار از منابع زیستی آن است.
با امضای این پروتکل کشورهای عضو متعهد میشوند که به طور جداگانه یا مشترک همه اقدامات مناسب برای حمایت، حفاظت و احیای محیط زیست دریایی دریای خزر را انجام دهند یعنی از ذخایر طبیعی دریای خزر به نحوی استفاده کنند که هیچ آسیبی برای محیط زیست دریایی و منابع زیستی آن نداشته باشد و از گونههای مورد تهدید و تنوع زیستی دریای خزر حمایت، حفاظت کنند و برای احیا آنها تلاش کنند.
همچنین این کشورها موظف میشوند که با ایجاد مناطق حفاظت شده، نواحی را که بینظیر و بسیار حساس است یا در سطح منطقهای نمایانگر وضعیت محیط سالم و پایدار هستند، حمایت کنند. بر اساس نظر مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی فعالیتهای بیش از حد انسانی و بهرهبرداریهای اقتصادی پرشتاب، موجب تخریب اکوسیستمهای طبیعی، آلودگی محیط زیست و کاهش کیفیت آب این دریا شده است. همچنین مداخلات شتابزدهای از جمله تغییر کاربری اراضی برای انجام ساختوسازهای بیرویه و غیراصولی ساحلی مانند اسکله و بندر، مجتمعهای گردشگری، مسکونی و تجاری، توسعه فعالیتهای اکتشاف و استخراج منابع فسیلی زیربستر، صید بیرویه آبزیان به ویژه ماهیان خاویاری، تخریب زیستگاهها و از دست رفتن مناطق تخمریزی ماهیان خاویاری، تخلیه مستقیم آلودگیهای شهری، صنعتی و کشاورزی مناطق ساحلی به دریا، بار زیاد آلودگیها با منابع مشخص و نامشخص در حوضه آبریز رودخانههای منتهی به دریا از عمده تهدیدهای محیط زیستی امروز دریای خزر محسوب میشود که باعث اختلال در وضعیت طبیعی این دریا شده است.
این گزارش اضافه میکند که گونههای ارزشمندی چون ماهیان خاویاری و فک دریای خزری که تنها پستاندار زیستمند این اکوسیستم است در فهرست گونههای در معرض خطر انقراض قرار گرفته و مخاطرات حیات اکولوژیکی و اقتصادی زیستبوم خزر را متاثر ساخته است. از جمله دیگر ویژگیهای مهم دریای خزر در گزارش مرکز پژوهشهای مجلس این ویژگیها ذکر شده است که 24 درصد از گونههای ماهیان این منطقه، انحصاری دریای خزر بوده و در سایر نقاط دنیا وجود ندارند. همچنین حدود 400 گونه آبزی، ذخایر نفت و گاز موجود در ساحل و زیربستر و همچنین موقعیت خاص استراتژیک بسیار حائز اهمیت است.
این گزارش تاکید کرده است که دریای خزر پس از خلیج فارس و سیبری، به لحاظ ذخایر نفت و گاز موجود در ساحل و زیربستر در مقام سوم قرار دارد. این دریا برای حدود 15 میلیون سکنه حاشیه خود، هزاران فرصت شغلی ایجاد کرده است و منبع اصلی درآمد آنها محسوب میشود. بنابراین مرکز پژوهشهای مجلس عنوان میکند که مقابله با شرایط اضطراری تنوع زیستی در دریای خزر را میتوان پیشدرآمدی بر مدیریت جمعی معضلات یا بحرانهای منطقهای تلقی کرد.
این مرکز معتقد است آغاز همکاری کشورهای منطقه در زمینه حفاظت از تنوع زیستی به مثابه مدیریت نمونهای از معضلات غیرسیاسی و غیرامنیتی از این جهت حائز اهمیت است که میتواند نقطه عزیمت مناسبی باشد، زیرا از یکسو این روند میتواند به همسویی بیشتر کشورها در سایر حوزهها اعم از اقتصادی، سیاسی یا امنیتی منجر شود و از سوی دیگر، از آنجا که این قبیل معضلات خود میتوانند زمینهساز بیاعتمادی، مناقشه و تنش در روابط منطقهای شوند، همکاریهای موردنظر این لایحه میتواند نقش بازدارنده مؤثری در این راستا ایفا کند. این گزارش میافزاید همکاری منطقهای در زمینه حفاظت از تنوع زیستی دریای خزر کمک ارزندهای به تدوین استراتژی ملی توسعه پایدار عرضه میکند. دریای خزر پهنه آبی با مختصات منحصربهفردی است که با آسیبپذیریهای فراوانی مواجه است؛ از آلودگیهای زیست محیطی گرفته تا انقراض انواع گونههای جاندار دریایی و تا نظامی شدن. این در حالی است که این لایحه به عنوان بخشی از سلسله همکاریهای کارکردی کشورهای منطقه در راستای تدوین استراتژی ملی توسعه پایدار ضمن اینکه میتواند ادامه روندهای همکاریجویانه پیشین در این حوزهها تلقی شود، زمینهساز و تسهیلکننده همکاریها در سایر حوزههای حساسیت برانگیز سیاسی و امنیتی هم خواهد بود.
محیط زیست در درگیریهای سیاسی گم شده است
«فروپاشی: چگونه جوامع راه فنا یا بقا را بر میگزینند» نوشته جرد دایموند با ترجمه فریدون مجلسی اثری است که تاثیر تخریب محیط زیست به همراه افزایش جمعیت را بر فروپاشی جوامع شرح میدهد، مردمانی که پیش از ما زیسته و جنگلها و منابع آبی خود را بیش از ظرفیت مصرف کردهاند، آنها در دوران شکوفایی علاوه بر قطع درختان جنگلهای حاشیه شهرهایشان برای ساخت معابد و سوزاندن و … به سرعت جمعیتشان را افزایش دادند، دورههای متوالی خشکسالی منابع را در این جوامع کاهش داد و از سوی دیگر تخریب سرزمین هم تبعات فاجعهباری برای آنها داشت. به این ترتیب این تمدنها و جوامع یکی پس از دیگری از صفحه روزگار محو شدند و از آنها جز سازهها و معابدی باقی نماند. در گفتوگو با فریدون مجلسی درباره دلایل ترجمه این کتاب و درسهای آن برای آینده ایران پرسیدیم.
شما به عنوان دیپلمات و پژوهشگر در حوزه سیاست و روابط بینالملل شناخته میشوید، چه شد سراغ کتاب فروپاشی رفتید؟
راستش نمیتوانم حق دیگران را نادیده بگیرم. من به طور غیرمستقیم نقشی در گزینش کتاب فروپاشی داشتم. به عبارت دیگر آقای رضا جعفری مدیر نشرنو بود که این کتاب را برای ترجمه به من معرفی کرد. من پس از انقلاب با پدرشان مرحوم عبدالرحیم جعفری موسس و صاحب امیرکبیر در محافل فرهنگی دیداری مکرر داشتم و بسیار نزدیک بودم. اما نمیدانم آقای رضا جعفری از این رابطه آگاه بودند یا نه. اما من در کنار مسائل سیاسی و بینالمللی به دلیل اینکه مشکلات محیط زیستی را یکی از مهمترین عوامل اثرگذار در روابط بینالمللی و سیاسی حال و آینده میدانم، همیشه مقالاتی در روزنامهها و گاه مجلات تخصصی مانند فصلنامه مهندسین مشاور نوشتهام. کتاب «برنامه ب2، رهانیدن سیارهای گرفتار تنش و تمدنی دچار آشفتگی» نوشته لِستِر براون را که در زمان خود معتبرترین و شناختهشدهترین کتاب محیط زیستی بود و دوستی آشنا به علاقه من به این مبحث از آمریکا برایم فرستاده بود، با گزینش خودم به فارسی ترجمه کرده بودم. این کتاب به بهای ارزان دو بار توسط نشر روزنامه اطلاعات منتشر شد. اما تشویقی که در آمریکا و اروپا از انتشار آن به عمل آمد در ایران نشد. در آن کشورها که برای محیط زیست خود ارزش قائل هستند، نهادهای خصوصی و دولتی این کتاب را که توسط انستیتوی علمی و تحقیقاتی سیاست زمین در شهر واشنگتن منتشر شده است، در دهها هزار نسخه میخریدند و میان کارشناسان و متصدیان درگیر بخشهای آبوهوا و انرژی و کشاورزی و عمران و محافل دانشگاهی توزیع میکردند. در ایران که بسیاری از مسئولان این امور خودشان چندان علاقهای به کسب آگاهی در این زمینه نشان نمیدهند همین دو بار چاپ را باید غنیمت شمرد. مجموعه مقالاتم نیز درباره مسائل محیط زیستی آب و خاک و هوا و سوختهای فسیلی نیز در کتابی زیر عنوان «آب، خاک، باد، آتش – بشر بر سر شاخ و بُن میبرد» توسط شرکت سهامی انتشار چاپ شده بود، و شاید با این شناخت به عنوان یک مترجم و نویسنده علاقهمند به مقولات محیط زیستی ترجمه آن کتاب را به من ارجاع کردند. هنوز نیمی از کتاب را نخوانده بودم که جذب آن شدم و آمادگی خودم را اعلام کردم و بار دیگر مرتکب ترجمه شدم. حجم و محتوای نسبتا سنگین و بهای بالای کتاب مرا نگران ریسکپذیری ناشر کرده بود. اینکه هم اکنون به چاپ پنجم رسیده است برایم هم شگفتانگیز و هم امیدوارکننده است. البته شمارگان هر چاپ این روزها در حدود 600 نسخه است.
آیا فکر میکنید محیطزیست و بیتوجه به آن پاشنه آشیل تمدن حاضر است، همانطور که در کتاب فروپاشی درباره تمدنهای باستان تا امروز به آن پرداخته شده؟
متاسفانه به شدت نگران بیتوجهی یا تأخیر در توجه به این امر هستم. اما بدبین نیستم. نمونههای ارائه شده در کتاب با شیوهای روایی همچون داستانی دنبالهدار، بیشتر به منظور هشدار برای پرهیز از خطر و به خود آمدن و یافتن راهحل و درمان آمده است. هرچند برخی مسائل تا چند دهه ادامه خواهد یافت. مثلا گرمایش زمین موجبات تغییرات اقلیمی گسترده شده است و میشود. در برخی مناطق منجر به خشکسالی میشود، و در برخی نقاط سیل و توفان به بار میآورد. اما خطر بزرگ غیرقابل پیشگیری ذوب شدن یخچالهای طبیعی است. ذوب شدن یخچالها از هیمالیا و پامیر تا البرز و آلپ تا کوههای آند در آمریکای جنوبی و خصوصا عقب نشستن یخچالها از سواحل قطب جنوب و اقیانوس منجمد شمالی و کانادا، از طرفی تا اندازه از شدت گرمایش میکاهد، و از طرفی غرق شدن برخی کشورهای جزیرهای ازجمله کومور و سیشل در اقیانوس هند تا جزایری در اندونزی و فیلیپین و جزایر میکرونزی تا غرق کردن سواحل کشورهایی مانند بنگلادش و سریلانکا، تا هلند که بخشهایی از آن هم اکنون پایینتر از سطح دریاست، فاجعه آمیز خواهد بود. میلیونها نفر را بیجا و آواره میکند. اما گذشته از این آسیبهای موضعی، درباره خطرپذیری در حد فروپاشی باید به علم بشر چشم امید داشت. بسیاری از مسائل بشر راهحلهایی دارد که آزموده شده و به نتایجی امید بخش رسیده است. مشکلآفرینترین مسئله بشر در قرن بیستم افزایش 7 برابری جمعیت است. افزایش جمعیت همراه با بالاتر رفتن سطح رفاه، مصرف آب را حتی از آهنگ افزایش جمعیت فراتر برده است. با توجه به بالاتر رفتن سطح فرهنگ و بهداشت و با توجه به کاهش مرگومیر مادران و نوزادان و افزایش متوسط عمر، جمعیت بیش از زادو ولد افزایش مییابد و مصرف و نیاز به مواد اولیه و آب هم افزایش مییابد. خوشبختانه بالا رفتن سطح فرهنگ خود به خود بازدارنده و تعدیل کنند آهنگ افزایش جمعیت تا حد صفر یا حتی منفی در مورد ژاپن است. نگرانی از بالارفتن سن متوسط یا به اصطلاح پیر شدن جمعیت هم بیمورد است. زیرا توسعه بهداشت و پزشکی فقط موجب طول عمر نشده بلکه بر کیفیت و طول عمر مفید و مولد هم افزوده است. در گذشته سن کار ممکن بود بین 20 تا 50 سال باشد، اما اکنون حداقل سن برای بازنشستگی تا 70 سالگی قابل افزایش است. توقف افزایش جمعیت در سطح جهانی میتواند شرایط باثباتتری برای حل مسائل محیط زیستی و رفع نیاز مردم ایجاد میکند. حتی از نیاز به منابع طبیعی خواهد کاست و بازیافت منابعی که قبلا از آنها استفاده شده است. هم اکنون بخش مهمی از نیازهای تولید آهن و فولاد و مس و پلیمرها و کاغذ را برآورده میکند. به این ترتیب با استفاده از منابع تجدیدپذیر انرژی و محدود کردن دستبرد به طبیعت و احترام به حقوق آیندگان میتواند محیط زیست را از مخاطراتی که جوامعی قبلی آزمودهاند مصون نگه دارد.
در ایران در حال حاضر برخی روستاها به واسطه بحران آب و خشکسالی، ریزگرد، خشکیدن تالابها و… خالی از سکنه شده است. این موضوع به نظر شما مشابه همان اتفاقی نیست که برای تمدنهای کتاب فروپاشی افتاده، آیا این خالی شدن از سکنه به معنای حذف یک فرهنگ و تمدن در ایران نیست؟
مشکلی که در ایران پدید آمده ناشی از بهرهکشی کارشناسینشده و بیش از توان زمین از منابع آب زیرزمینی و جاری برای رفع نیاز جمعیتی بیش از ظرفیت خاک است. اما با توجه به اینکه هم اکنون سطح فرهنگی ایران به جایی رسیده که سطح جمعیت را تا حدی تثبیت کرده است، و دانش و تجربه بشری میتواند بر ظرفیت پاسخگویی به نیازها بیفزاید، و با توجه به امکانات طبیعی ایران میتوان امیدوار بود. این کار به برنامهریزی مدرن و صرف منابع مالی کشور در داخل کشور و ایجاد اشتغال و رفع نیازهای مادی و معنوی و فرهنگی جمعیت در شهرهای از بسیاری جهان خودکفا و مولد و سبز نیاز دارد.
ایران بیش از 2600 کیلومتر سواحل دریایی در شمال و جنوب دارد. سه استان ساحلی گیلان و مازندران و گلستان از کشور هلند بزرگترند اما هلند یک اقتصاد مطرح جهانی است و به محیط زیست خود بسیار اهمیت میدهد. باید این الگوها را بررسی و از تجربیات آنها در این منطقه سبز ایران که از هلند خوش آب و هوا تر هم هست الگوبرداری کرد. طبق الگوهای تعریف شده در کتابهای فروپاشی و برنامه ب2، شهرهای بزرگ باید در فواصل معقول تا 20 کیلومتری مرز شهر، در زمینهایی که به کشاورزی اختصاص مییابد، باید بتوانند بخش عمده نیاز شهر را در کشتهای گلخانهای تامین کنند. کشت گلخانهای نه فقط مصرف آب را به طور متوسط به یک دهم کاهش میدهد، بله دوره کشت را به جای یک یا دو نوبت در سال، به 12 ماه در سال افزایش میدهد. با نصب پنلهای خورشیدی روی سقف گلخانه نه فقط حرارت داخل گلخانه طبق نیاز و نوع کشت تامین میشود، بلکه با استفاده از برق تولیدی میتوان نور شبانه را هم افزود و به سرعت تولید را افزایش داد. کشت گلخانهای چه روی خاک طبیعی و چه به شیوه هیدروپونیک با ریشه در مواد اسفنجی جاذب آب، محدودیت کشت ندارد. آب موردنیاز را از تصفیه فاضلاب شهری یا صنعتی و بازیافت آن میتوان تامین کرد. هر شهر به این شیوه میتواند بیش از نیاز خود تولید کند.
اگر کمبود آب در منطقهای جدی باشد، باید به جای صرف بیحاصل شهر را به مناطق نزدیک ساحل منتقل کرد. با شیرینسازی آب شور یا لب شور، به روش خورشیدی -که اکنون کاربردی شده است- با جوشاندن و تقطیر آب شور با تاباندن نور متمرکز خورشید میتوان آب کشاورزی و شهری و صنعتی لازم را به طور کاملا پایدار در شهرهای سبز تولید و بازیافت کرد. باد و آفتاب منابع زوالناپذیر انرژی در اختیار ما هستند. اکنون در صحرای اسپانیا، 200 کیلومتر مربع سرزمین صحرایی با تامین آب شیرین آفتابی و برق خورشیدی زیر کشت مستمر گلخانهای قرار دارد. دوران زندگی روستایی سپری شده و تخریب چند آلونک وامانده در صحرا دلسوزی ندارد. امروز همه کسانی که به یک تلفن دستی هوشمند دسترسی داشته باشند، شهروندی جهانی محسوب میشوند. زندگی نیاز به بالابردن سواد دیجیتال دارد. روستا پاسخگوی بشر مدرن نیست. با تمرکز محلهای کار و تولید و تولید برق و محصولات کشاورزی و غیره در زنجیرههای شهری در نوار عمقی سواحل ایران میتوان برای ساکنان آنها زندگی با کیفیت و در شان زندگی انسان امروزی با دستیابی به مراکز فرهنگی و آموزشی و بهداشتی و اداری و صنعتی تولیدی و کسب و کارهای پشتیبان و بازار تدارکات تامین کرد. در این گونه شهرها با بهرهمندی از آب و بازیافت آن و مصرف کالا و بازیافت آن باید بتوان علاوه بر رفع نیاز شهرها، آب کافی برای توسعه جنگلهای پیرامونی و مراتع خرم با همکاری کشورهای همسایه به جای همافزایی در جنگ و ویرانی و بیابانزایی باید بتوان با بیابانزدایی و سبز کردن زمینهای مسئله ریزگرد را پشت سر گذاشت.
به نظر شما در ایران چقدر مساله محیط زیست جدی است وقتی با کلماتی مانند «محیط ایست» درباره آن صحبت میکنند؟
بله، مسائل محیط زیست در اثر بیتوجهی جدی و در آستانه فروپاشی است، اما ترجیح میدهم از واژه «سیاست ایست» استفاده کنم. ما آنقدر درگیر مسائل و درگیریهای سیاسی و سیاستزدگی و منازعات بینالمللی بودهایم که وظیفه اصلی حفاظت و بهسازی محیط زیست و بهرهبرداری پایدار با بهرهمندی حداکثری از انرژیهای سبز و کشت گلخانهای و اشتغال و توسعه فرهنگی و فقرزدایی در راه «زندگی شادمانه مردم» را از یاد بردهایم.
در ایران کمتر خبرنگارانی هستند که روی موضوعاتی مانند امنیت غذایی و آب کار کنند، به نظر شما چرا این موضوع در جامعه ایران مغفول مانده؟
وقتی درباره امنیت غذایی و آب کار جدی و شفاف انجام نمیشود، خبرنگار روی چه سوژهای کار کند؟ اگر تذکرهای مقطعی برای جلب توجه مسئولان مورد نظر باشد، به آن هم پاسخی داده نمیشود! و یا اگر برنامهای در دست تدوین و اجرا باشد مانند همه چیز دیده چنان پنهانی و سرپوشیده انجام میشود که خبرنگار وقتی آگاه میشود که خبر افتتاح پروژهای منتشر میشود. میان مطبوعات یعنی رکن چهارم دموکراسی و نهادهای دولتی برنامهریز و اجرایی باید تبادل اطلاعات صورت بگیرد. هم مطبوعات در جلسات توجیهی برنامههای ملی و مردمی دعوت شوند که بدانند با پول خودشان برای کشور خودشان چه کاری قرار است انجام شود و هم به تذکرات و نظرات و پیشنهادهای مطبوعات پاسخ داده شود، یا درس بگیرند و درس بدهند. آنوقت خبرنگار خبره در این زمینه هم پیدا میشود.
آینده را با وضعیتی که با آن روبهرو هستیم چطور میبینید؟ و کدام فصل این کتاب با ایران تطابق بیشتری دارد؟
در کتاب نامی از ایران نیامده است. اما از آثار گرمای فزاینده اقلیمی سخن گفتهاند که یعنی ایران! از تاثیر گرما بر بازده محصول سخن گفته شده، از خیزش دریا سخن آمده که مسئلهای جهانی است، هرچند به ایران جز در سواحل شمالی خلیج فارس مانند ماهشهر ارتباط ندارد. تحلیل جنگلها یعنی ایران، ذکر مثالهایی درباره جنگلکاریهای گسترده در ژاپن و چین و کرهجنوبی یعنی ایران هوشیار باشد. پیشروی بیابانها یعنی ایران! تخریب زیستگاههای ماهیان و ناپدید شدن گونهها یعنی ایران! تامین آب و آبیاری بهینه یعنی ایران! اصولا افزودن بر سواد محیط زیستی یعنی ایران! خوشبختانه کشور ایران بزرگ است با منابع بسیار و امکان تمرکز جمعیت در مناطقی که توانایی تدارک آب و غذا و کار جمعیتهای میلیونی را دارد. اما بزرگی و امکانات پاسخگوی مسئله نیست. دست به کار شدن و برنامههای و تامین کار و مسکن و درآمد و رفاه را به اجرا گذاشتن ملاک است. به امید روزی که ایران مرفه و سر سبز بدون نگرانی از بارش در هر حال آب موردنیازش را تامین کند و بر سرسبز کردن کشور مشغول باشد.
|پیام ما| بیابان لوت هرچند در سال ۱۳۹۵ به عنوان نخستین اثر طبیعی ایران در میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید؛ اما برای سالهای سال به عنوان مقصد اصلی گردشگرانی بود که میخواستند ریگ روان و کلوتهای پنج هزار ساله را ببینند. سال گذشته صحبت از ساخت کمپهای موقت برای گردشگران مطرح شد و درست در 35 کیلومتری حاشیه گندم بریان، تلاشها برای دریافت مجوز کمپ موقت آغاز شد. حالا چند ماه پس از ارائه این طرح از سوی کمپ ماهان و در حالی که هنوز وضعیت آن مشخص نشده است؛ فرماندار بم گفته «به زودی یک منطقه ویژه گردشگری در کویر به مساحت پنج هزار هکتار احداث میشود». اما پیگیریها نشان میدهد ساخت منطقه ویژه گردشگری در کویر لوت بدون اطلاع محیط زیست و پایگاه لوت مطرح شده است.
صحبتهای هادی شهسوارپور، فرماندار بم درباره ساخت منطقه گردشگری به وسعت پنج هزار هکتار باعث شد تا معین افضلی، مدیر پایگاه لوت نسبت به این گفتهها واکنش نشان دهد و به فردای کرمان بگوید: «هر اقدامی در بیابان لوت باید با تایید پایگاه و شورای راهبردی بیابان انجام شود در غیر اینصورت، بنا به وظایف قانونی، مانع از اجرای آن خواهیم شد».
به گفته او هیچ طرحی از سوی فرمانداری بم به آنها ارائه نشده و پایگاه لوت نسبت به چنین طرحی بیاطلاع است و هر طرحی که مطرح میشود باید ابتدا شرایطش سنجیده تا معلوم شود که آیا اجرای آن امکانپذیر است یا نه؟ اگر بله، اعتبارات چنین طرحی از چه طریقی قرار است تامین بشود؟ آیا فرمانداری بم این چنین طرحی را در اعتبارات دیده است؟ «تاکنون هیچ مکاتبهای با ما نداشتهاند که بخواهیم پاسخی رسمی بدهیم. پایگاه اجازهی اجرای هیچ طرحی که تاثیرات و تخریبهای آن بررسی نشده را نخواهد داد و جلوی آن را طبق قانون باید بگیرد. اما از هر اقدامی که منجر به توسعهی پایدار بشود حمایت میکنیم و در این خصوص هم منتظریم تا فرمانداری طرح را ارائه کند تا در شورای راهبردی برای آن تصمیم بگیریم.»
وضعیت نامشخص کمپها
ساخت کمپ موقت ماهان که سال گذشته صحبت از احداث آن شد هم با فرازونشیبهایی روبهرو بود. همان زمان فریدون فعالی، مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان کرمان، به «پیامما» گفت که طرح ماهان در کارگروه گردشگری مطرح شده و پس از موافقت به شورای فنی راه یافته است. «هر طرحی در منطقه لوت هم در شورای فنی و راهبردی و هم در کارگروه گردشگری مطرح میشود. کویر لوت با توجه به ظرفیتی که دارد باید به نحو احسن از آن استفاده کرد اما باید این اقدام با برنامهریزی و کنترل شده باشد.»
او همچنین گفته بود که سه درگاه ورودی طراحی شده که در قالب این سه درگاه ورودیهای لوت کنترل شوند و تصمیم بر ساخت پارکینگهایی در این منطقه وجود دارد که در این طرح پارکینگهایی در کویر لوت ساخته میشود که ماشینهای گردشگران در آن نقاط گذاشته شده و گشتوگذار در منطقه به صورت پیاده انجام بگیرد. «زونهای تفرج و خدمات باید مشخص شود. وقتی که من پارکینگی نداشته باشم گردشگران ماشینهایشان را هر جا که خواستند پارک میکنند. بنابراین در ابتدا باید زونهای تفرج و حوزهها مشخص شود و بعد براساس همان هم مجوز و موافقت اصولی صادر شود و براساس این موافقتنامه اصولی هم سرویس و خدمات ارائه شود و حضور سرمایهگذار در منطقه مشخص شود.»
هرچند این کمپ تا سال گذشته از سازمان محیط زیست کرمان استعلامی نگرفته بود اما حالا مرجان شاکری، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان کرمان میگوید سرمایهگذار طرح چند ماه قبل برای استعلام مراجعه کرد و بعد از آنکه تداخلی با یکی از طرحها داشت برای پیگیری و برطرف کردن ایرادات کار رفت اما دیگر برنگشت. او توضیح میدهد: «شاید از سرمایهگذاری در این منطقه منصرف شدند و شاید دنبال سرمایهگذاری زودبازدهتر بودند. نمیدانیم اما آنچه مشخص است این است که دیگر شاهد برگشت آنها نبودیم.» شاکری همچنین میگوید از منطقه ویژه گردشگری در کویر به مساحت پنج هزار هکتار هم بیاطلاع است و در رسانهها دربارهاش خوانده. او میگوید: «مشکل ما هرگز گردشگری و رونق آن نبوده. مشکل این است که فکر میکنند اینجا بیابان است و بنابراین هر طرحی میتوانند در آن عملیاتی کنند. این بیابان میراث جهانی است و مهم است و اگر طرحها با برنامهریزی و دقت کافی باشد چرا باید کسی مخالفش باشد؟ همین حالا اطراف دریاچه شهداد پر از زباله است. ما میگوییم این مدل گردشگری اشتباه است.»
کمبود آب و افزایش زباله؛ مشکلات حال حاضر
هر هفته بین 5 تا 10 هزار گردشگر وارد کلوتهای شهداد میشوند و در سال ۹۸، یعنی سالی که هنوز همهگیری کرونا گریبان ایران و جهان را نگرفته بود؛ ۲۰ هزار گردشگر داخلی و پنج هزار گردشگر خارجی به کویر لوت و منطقه شهداد سفر کرده و از جاذبههای طبیعی و تاریخی این منطقه بازدید کردند. این در حالی است که ۴۲ اقامتگاه بومگردی در منطقه شهداد فعالیت میکنند و جاذبههای این منطقه دلیلی است که علیجان آبکار، پژوهشگر محیط زیست و میراثفرهنگی بگوید گردشگری در این منطقه پتانسیل فراوان دارد و نمیتوان به راحتی آن را حذف کرد و تنها باید به دنبال راههای درستی برای ارایه آن باشیم. او به «پیام ما» میگوید کویر لوت در زمینه آب و زباله متزلزل است و اگر در این زمینهها مورد رسیدگی قرار نگیرد میتوان آسیب فراوانی ببیند. «احداث جاده برای دسترسی راحت گردشگران در کنار استفاده از منابع آب در کویر این منطقه را میتواند آسیبپذیر کند اما به غیر از آن میتوان گفت مشکلی در گسترش گردشگری وجود ندارد.»
آبکار میگوید به سلسله جبالی در این منطقه وجود دارد که برفهای روی آن در منطقه پشت کویر رودهای روان را میسازد و در این منطقه کویری بدل به آبهای زیرزمینی میشود و باید مراقب این آبها باشیم. او همچنین مسئله فرسایش را مطرح میکند؛ نکتهای که بسیاری آن را نادیده میگیرند اما میتواند به یکی از مشکلات منطقه بدل شود. این پژوهشگر محیط زیست و میراثفرهنگی میگوید: «در نهایت باید بگویم که اگر این طرح با دقت و انگیزه کافی عملیاتی نشود نمیتوان امیدی به آیندهاش داشت و گردشگری در کویر هم باید با ضابطه و اصول محیط زیستی و حفظ میراث طبیعی عملی شود.» بیابان لوت نخستین اثر طبیعی ایران بود که تیر ماه 95 در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید. سابقه تمدن دشت لوت به هزاره سوم پیش از میلاد میرسد. به عبارت دیگر این نقطه که حدود 10 درصد از مساحت کشور را در برمیگیرد 5 هزار سال قدمت دارد. قدمت پنج هزار سالهای که کشف حدود سههزار اثر تاریخی از این منطقه بر آن مهر تایید میزند. قلعهها، کاروانسراها، آبانبار و طبیعت بکرمنطقه آن را به الماس کویرهای جهان شهره کرده اما آنچه که باعث ثبت جهانی این اثر بود، بکر بودنش بود.
پرونده کویر لوت بر اساس دو معیار از معیارهای چهارگانه میراث طبیعی به ثبت رسید. اول وجود مناطقی با زیباییهای طبیعی استثنایی و دوم نمونههای برجسته از مراحل عمده تاریخ زمین و فرآیند زمینشناختی. معیارهایی که هم اکنون با ورود بیضابطه و بدون نظارت گردشگران در معرض خطر قرار گرفته است.
نمیتوان عدهای را انتخاب کرد و به مردم گفت به همینها رای بدهید
حسن خمینی گفته است: اگر شما حق رای دادن دارید، بنده هم باید حق داشته باشم نامزدی را که دوست دارم انتخاب کنم البته هرکس رای اکثریت را به دست آورد همه به او احترام میگذارند و او را قبول میکنند؛ بنابراین نمیتوان عدهای را انتخاب کرد و به مردم گفت به همینها رای بدهید.
به گزارش ایسنا، سید حسن خمینی در اختتامیه دهمین رویداد ملی، فرهنگی دانشجویی طریق جاوید که با همکاری معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی و موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی (ره) با موضوع امام خمینی (ره)، انقلاب اسلامی و انتخابات برگزار شد، گفت: چون یک مغالطهای در سخنان و گفتهها مطرح میشود، بنده توضیح میدهم. وقتی گفته میشود رای مردم دخالت در مشروعیت نظام اسلامی دارد، بلافاصله به ذهن انسان میآید که مشروعیت را خدا داده و این سخن نوعی شرک است و نباید مردم را در کنار خدا نشاند.
او ادامه داد: هر حکمی در مسئله قرار میگیرد؛ تا احراز موضوع نشود نمیتوان حکم را جاری کرد. مثلا اگر بنده میگویم آب مطهر و پاک کننده است ابتدا باید آب بودن آن مایع احراز شود تا بعد پذیرفته شود که این آب مطهر است. همان طور که در احکام اسلام بیان شده برادر از برادر ارث میبرد پس ابتدا برادری فرد باید احراز شود تا بعد بتواند ارث ببرد. به قول خودمان تا برادری طرف اثبات نشود نمیتواند ارث ببرد. حالا کسی بیاید و بگوید این سخن یعنی شریک قائل شدن برای خدا، این چه سخن بیمنطقی است؟ این مشابهتسازیها هیچ ربطی به هم ندارد.
حسن خمینی افزود: آیا عدالت و فقاهت در عرض خداست که کسی رگ گردنش بیرون بزند و فقاهت را رد کند و فقط عدالت را بپذیرد؟ همانطور که عدالت قید موضوع است، مردم هم قید موضوع هستند. پس اگر گفته میشود که حکومتی اقبال عمومی ندارد پس مشروع نیست، طبق نظر کسانی که آن را قید میدانند، این حکم خداست. وقتی گفته میشود که نظر اقبال عمومی و نظر جمهور و اکثریت جامعه شرط مشروعیت نظام است و انتخابات مشروعیتساز است، تاکید میکنم مشروعیتساز است، از این جهت است که اقبال عمومی در منظر امام جز موضوع است.
سیدحسن خمینی در ادامه تاکید کرد: پیامبران آمدند تا مردم اقامه قسط کنند. همه راهنمایان دینی میآیند تا جامعه اقامه عدل و داد کند. چرا؟ چون جامعه خودش باید همراه و همدل شود، نمیشود برای مردم تصمیمگیری کرد. در سخنان دوستان باید قدری انصاف هم باشد. اگر شما حق رای دادن دارید، بنده هم باید حق داشته باشم نامزدی را که دوست دارم انتخابات کنم؛ البته هرکس رای اکثریت را بهدست آورد همه به او احترام میگذارند و او را قبول میکنند؛ بنابراین نمیتوان عدهای را انتخاب کرد و به مردم گفت به همینها رای بدهید.
او تصریح کرد: عدالت در حوزه اقتصادی برای اینکه از تفسیر مارکسیستی جلوگیری شود، تساوی شرایط پیشرفت تعریف شد. اتفاقا در دورههایی از انقلاب این کار بسیار خوب انجام شد اما در دورههایی هم ضعیف عمل شد. توزیع فرصتهای پیشرفت باید برای همه به وجود بیاید. عدالت در همه جنبهها آرمان ماست. بنده هم عدالتمحور محض نیستم. اصلا نقد برای همین است که اگر بنده اشتباه کردم شما تذکر دهید و اگر شما اشتباه کردید بنده به شما تذکر بدهم.
سید حسن خمینی تاکید کرد: مردم باید خودشان اقامه عدالت کنند. اگر بنده بخواهم برای آنان اقامه عدالت کنم از آرمان انبیا خارج میشوم. برخی که پیشنهاد مدل چینی را مطرح کردهاند. باید بگویم اجرای این پیشنهاد شدنی نیست و در مقابل آرمان انبیاست. فقر معیشتی، فقر فرهنگی، مشکلات عمیق در حوزههای مختلف فساد سیستماتیک و غیرسیستماتیک باید محک عدالت بخورد.
سید حسن خمینی در پایان سخنانش خواستار نشست خصوصیتر با اعضای سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی برای فهم دقیق نظرات و پیشنهادات آنان شد. در این مراسم، عدهای از اعضای سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی به بیان نقطه نظرات خود پرداختند. مصطفی احمدی، کارشناس ارشد حقوق عمومی از دانشگاه تهران گفت: برای خروج از وضعیت جاری کشور باید به نظرات امام و جایگاه مردم در اندیشه ایشان توجه عملی شود. ناعمه علینژاد، کارشناسی ارشد جامعه شناسی ادبیات در دانشگاه تربیت مدرس نیز گفت: جمهوریت نظام مورد تهدید جدی گرفته است. ملت ما با تصمیم برخی مسئولان دچار نقص و انشقاق شدهاند.
انتقاد شورای شهرتهران از فرماندار
|پیامما| گزارش پرسروصدای تحقیقوتفحص شورای شهر تهران از شرکت رساتجارت حالا با مخالفت فرمانداری تهران روبهرو شده است. هیات تطبیق فرمانداری تهران به این گزارش اعتراض کرده است. عیسی فرهادی در نامهای که 4 خردادماه منتشر شده است خطاب به محسن هاشمی، رئیس شورای شهر تهران نوشته است: «چنانچه شهردار یا مسئولان شهرداری مورد تحقیقوتفحص تغییر کرده باشند و تحقیقوتفحص مربوط به عملکرد دوران مسئولیت آنها باشد، بایستی امکان دسترسی به اسناد و مدارک جهت پاسخگویی فراهم شود و مسئولان مکلف به انجام همکاریهای لازم در این باشند.» در ادامه این نامه همچنین آمده که باتوجه به اینکه مصوبه مذکور مغایر قانون تشخیص داده شده، قابلیت اجرایی ندارد. با این حال اعضای شورای شهر تهران که این گزارش را به نوعی افتخار خود میدانند و هدفشان از انتشار این گزارش بازگشت پول به شهرداری تهران بوده، دیروز در صحن شورا به اعتراض فرمانداری اعتراض کردند.
محمود میرلوحی، رئیس کمیته اقتصادی شورای شهر تهران که از ابتدای آغاز به کار شورای پنجم پیگیر گزارش تحقیقوتفحص شرکت رساتجارت بود، دیروز در ابتدای جلسه شورای شهر تهران گزارش کمیسیون حقوقی و نظارت که به نوعی جوابیه به اعتراض فرمانداری بود را قرائت کرد. او گفت: گزارش تحقیقوتفحص زحمت شورای پنجم بود و بخشی از اشکالات دوره قبل را با زبان حقوقی، فنی و کارشناسی مطرح کرد و در حقیقت شورا مسئولانه این کار را به نتیجه رساند. گفته میشد در فرمانداری جریاناتی در حال شکلگیری است و من نیز عضو هیات تطبیق هستم اما هیچ مطلبی مطرح نشد اما یک مرتبه با نامه آقای فرماندار مواجه شدیم که شخصا اعلام کردند این گزارش مغایر است.
او با اشاره به یکی از ایرادات فرمانداری که گفته شده، از مدیران قبلی برای تهیه گزارش دعوت نشده، تاکید کرد: در هیات تطبیق هرجا موضوع مهمی مطرح باشد موافقان و مخالفان حضور پیدا میکنند و ما از افراد دعوت کردیم و دعوتنامهها موجود است. در تحقیق دوم نیز از افراد دعوت کردیم و پاسخ خود را به هیات تطبیق نداند بلکه برای آقای هاشمی ارسال کردند و امضاهای پاسخ موجود است.
این عضو کمیسیون برنامه بودجه گفت: برای مثال در یک مورد اعلام کردند که ۱۵ روز به ما وقت دهید و ما بعد از دو ماه گزارش را قرائت کردیم. لذا مستحضر باشید که ما از مدیران قبلی دعوت کردیم و الان نیز دعوت میکنیم تا بهانهها برای گزارش دوم مطرح نشود.
میرلوحی افزود: حتی مدیر کل حقوقی چند صفحه گزارش برای آقای هاشمی فرستادند و من بلافاصله زنگ زدم به ایشان اما گفتند وقت ندارند و مشغول انتخابات هستند. ما مشکلی نداریم که حرف دیگران را بشنویم.
به گفته او کمیسیون نظارت و حقوقی نامهای نوشته که در آن آمده است قانونگذار در ماده ۸۱ شوراها اعلام کرده است در صورتی که گزارش به تصویب شورای شهر برسد و در آن گزارش تخلف احراز و درخواست تعقیب شده باشد متخلف توسط رئیس شورای شهر به قوه قضائیه و یا مرجع رسمی رسیدگی به تخلفات اداری معرفی میشود تا خارج از نوبت مورد رسیدگی قرار گیرد و نتیجه را به شورای اسلامی منعکس کند.
میرلوحی با تاکید بر اینکه موضوع گزارش نیازی به مصوبه ندارد تاکید کرد: بنابراین موضوع گزارش بوده و نه مصوبه که نیاز به ذکر ایراد و یا تایید از سوی هیات تطبیق داشته باشد. در متن ماده صراحتا ذکر شده است که اگر اعضای شورای شهر گزارش را تصویب کنند رئیس شورا موظف است متخلف را برحسب مورد به مراجع ذی صلاح جهت رسیدگی معرفی کند. ما حکم صادر نکردیم و اعلام کردیم براساس گزارش ما این اشکالات وجود دارد و قوه قضائیه مرجع رسیدگی است.
به گزارش ایلنا، او با طرح این سوال که فرمانداری بر چه اساسی این دستور را میدهد؟ گفت: براساس این ماده قانونگذار جهت ارسال گزارش به سایر مراجع قید دیگری را لازم ندانسته است، بنابراین به اظهار نظر هیات محترم تطبیق که البته نباید آن را اظهار نظر هیات فرض کرد چرا که جلسهای نداشته است و اشکال مطرح است.
عضو کمیسیون نظارت و حقوقی افزود: ضمنا این ایراد فرمانداری مغایر با اصل ۳۴ قانون اساسی است که مقرر میدارد دادخواهی حق مسلم هر شخص حقیقی و حقوقی است. در نتیجه از آنجایی که اعتراض خارج از مهلت قانونی نیز صورت گرفته است لذا اظهار نظر فرماندار خارج از مهلت و بنابر دلایل فوق الذکر خارج از وجاهت قانونی است.
اعتراضات دومینویی
پس از میرلوحی نوبت به دیگر عضو کمیسیون برنامه و بودجه رسید که درباره پاسخ فرمانداری تذکر دهد. حسن رسولی گفت که فرماندار نمیتواند به مسئولان سابق شهرداری احساس کفالت کند. او تاکید کرد: تذکر من ذیل ماده ۸۱ قانون شوراهاست. تذکر من دو جهت شکلی و محتوایی دارد. از جهت شکلی، اساسا نیازی به ارسال چنین گزارشاتی به هیات تطبیق نیست مگر ما در مورد آتش سوزی کلینیک سینا این گزارش را تقدیم هیات تطبیق کردیم که او تشخیص بدهد که ما خوب گزارش تهیه کردیم یا نه. یا فرض کنید در حوزه حملونقل اتفاقی بیفتد شورا گروه تشکیل میدهد و گزارش تهیه میکند. اگر نتایج تحقیقوتفحص در حیطه اختیارات خود باشد، ورود پیدا میکند در غیر این صورت و در زمانی که تقصیری صورت گرفته باشد و واجد جنبههای کیفری و حقوقی باشد طبعا این گزارش را بدون دخل و تصرفی به مراکز قضایی ارجاع میدهد. لذا اساسا نیازی به ارجاع این مصوبه به هیات تطبیق نبوده است.
او افزود: در بحث محتوایی اجازه دهید من اصل حرف نامه فرماندار را بخوانم. در متن نامه فرمانداری آمده است: چنانچه شهردار یا مسئولان شهرداری مورد تحقیقوتفحص تغییر کرده باشند و تحقیقوتفحص مربوط به دوران مسئولیت آنها باشد، بایستی امکان دسترسی به اسناد و مدارک جهت پاسخگویی آنها فراهم شود و شورا مکلف به همکاری است.
رسولی ادامه داد: آقای فرماندار علم غیب دارند؟ از کجا میدانند هیات تحقیقوتفحص منتخب شورا این تبصره ۳ ذیل ماده ۸۱ را لحاظ نکرده است؟ از کجا میدانند این امکان فراهم نشده است؟ فرض کنیم در این غفلت صورت گرفته متهمان و مخاطبان گزارش که شهردار سابق و مدیران سابق هستند باید به موقع به رئیس و هیات رئیسه شورا مراجعه میکردند و بر اساس این تبصره میگفتند که ما ذیحقیم و باید در جریان قرار بگیریم. کدام ماده قانونی به فرماندار که مقام عالی دولت است و در فضایی که همه ارکان نظام یک صدا درباره فساد بسیج شدند و مبارزه با فساد، کلیدواژه شعارهای داوطلبان استقرار در پاستور است، چنین اجازهای داده است که به نیابت از کسانی که او فرض کرده است شرایطی برای آنها فراهم نشده است، اعتراض کند؟ لذا به لحاظ شکلی و محتوایی اعتراض فرماندار وارد نیست.
زهرا صدراعظم نوری، دیگر عضو شورای شهر بود که پس از رسولی میکروفون خود را باز کرد و در قالب تذکر اعتراض خود را به نامه فرماندار اعلام کرد، او گفت که تصمیمات فرمانداری در دوره جدید باعث وهن شورا شده است: در دوره پنجم شورا نحوه برخوردی که فرمانداری تهران با شورای شهر کرده است موجب وهن شورا شده و فراتر از حدقانونی و جایگاه فرمانداری بوده است. هیات تطبیق براساس قانون مرجعی است که مصوبات شورا را با قوانین بالادست مورد بررسی قرار میدهد و در صورتعدم تطبیق با قوانین بالادست میتواند آنرا به شورا بازگرداند و درخواست اصلاح مصوبات را داشته باشد.
او ادامه داد: به عنوان نمایندههای مردم این انتظار را از همه دستگاههای دولتی و عمومی داریم که در مقابله با رانت، فساد و تخلف ایستادگی کنند و پرچم مبارزه را به دست گیرند. چه شرایطی شده است امروز که هرکسی با فساد میجنگد او متهم میشود؟
انتقاد از رفتار هیات رئیسه شورا
حجت نظری نیز در ادامه با اعتراض به رویه هیات رئیسه شورا مبنی بر ارسال گزارش به هیات تطبیق فرمانداری گفت: هیات رئیسه نباید این گزارش را برای هیات تطبیق ارسال میکرد و حالا که ارسال کرده نباید آن را در دستور قرار میداد چرا که گزارش تحقیقوتفحص مانند مصوبات نیست و رایی که صحن شورا داده است رای مبنی بر صحتسنجی فرایند تحقیقوتفحص و موافقت با آن بوده است.
پس از او زهرا نژاد بهرام نیز گفت که بهتر بود رئیس شورا گزارش را به رئیس قوه قضائیه میداد. او گفت: مطابق قانون رئیس شورا وظیفه داشت گزارش تحقیقوتفحص را به قوه قضائیه ارجاع دهد و رئیس قوه بنابه صلاحدید نتیجه تحقیقوتفحص را به محاکم ارجاع کنند.
او تاکید کرد: نیازی به نامه هیات تحقیقوتفحص فرمانداری نیست رئیس شورا باید نتیجه به رئیس قوه قضائیه ارائه میداد.
نامه فرماندار موضوعیت ندارد
پس از نژاد بهرام، علی اعطا، سخنگوی شورا نیز گفت: روند تحقیقوتفحص، روند مشخصی است و به طور خاص در ماده ۸۱ قانون ذکر شده است که شورای شهر میتواند درخواست تعقیب به مراجع قضایی ارائه کند. او افزود: شورای شهر میتواند درخواست تعقیب ارائه دهد و متخلفی که در گزارش احراز شده است توسط رئیس شورا به قوه قضائیه یا مرجع رسیدگی به تخلفات اداری معرفی شود.
اعطا با تاکید بر اینکه این نامه بلاموضوع است، خطاب به رئیس شورا گفت که بررسی نامه فرماندار موضوعیت ندارد و شورا باید بر نظر خود اصرار کند. اما در آخر محسن هاشمی، رئیس شورای شهر تهران نیز به گلایه و انتقاد اعضای شورا مبنی بر عدم ارسال نامه به قوه قضائیه و ارسال آن به فرمانداری توضیحاتی داد. او اعلام کرد که مصوبات شورای شهر برای فرمانداری ارسال میشود و این به این دلیل نیست که حتما باید برای آن نظر بدهند و نباید خرده بگیرید که چرا هیات رئیسه آن را به هیات تطبیق ارسال کرده است. ما مصوبه محرمانه که نداشتیم و نمیخواستیم آن را در کشو نگه داریم و درنتیجه متن آن باید به مقامات میرسید و این کار انجام شد. رئیس شورای شهر تهران با بیان اینکه هدف اصلی ما از این گزارش بازگشت پولهایی است که توسط رسا تجارت به شهرداری برگشت داده نشده، گفت: امروز بحثهای خوبی شد و نظر مجموع اعضا این است که نسبت به موضوع اعتراضی نکنیم و مسیر قانونی طی شود. نظر دیگر این است که با توجه به دلایل اعضا این نامه را رد کنیم.
هاشمی در نهایت پیشنهاد داد که مجموع نظرات اعضا طی نامهای به فرمانداری ارسال شود که اعضای شورا پیشنهاد او را پذیرفتند.
نامزدهای انتخابات برای محیط زیست برنامه بدهند
پیامما | جمعی از متخصصان دانشگاهی و کنشگران مدنی محیط زیستی کشور در نامهای مطالبات و پیشنهادات خود را خطاب به رئیسجمهور آینده مطرح کردند.این نامه در خصوص وظایف ریاست جمهوری در زمانی منتشر شده است که محیط زیست در وضعیت شکنندهای قرار دارد، حقابه برخی تالابها مانند دریاچه ارومیه داده نشده است، خشکسالی به زیستگاهها و حیات وحش آسیب رسانده و آتشسوزی در جنگلها و مراتع زودتر از سالهای قبل آغاز شده است و مقابله با آنها به تصمیم دولتها وابستگی بسیاری دارد.
در این نامه آمده است:«وظیفه نهادی مقام عالی ریاست جمهوری، اجرای قانون اساسی کشور است. که در آن علاوه بر توجه به امور مهم دیگر، در اصول 45،48 و 50 قانون اساسی توجه به حفاظت محیط زیست مورد تاکید قرار گرفته است.» در بخش دیگر این نامه نیز آمده است: «تردیدی نیست که نامزدهای محترم انتخابات آتی ریاست جمهوری با توجه به مطالبات انباشت شده و متعدد مردم، شرایط حاد اقتصادی و امور معیشتی کنونی جامعه، در صورت انتخاب شدن به درستی بخش اعظم برنامههای کاری خود را در همسویی با اصلیترین اولویتهای حال حاضر به مانعزدایی از کارآفرینی و تسهیل تولید، به توسعه متوازن و رفع مشکلات معیشتی و اقتصادی ملت عزیزمان معطوف خواهند داشت.
انتظار میرود، توسعه مدنظر، گنجینه بیجایگزین محیط زیست شکننده و بسیار آسیبپذیر کشورمان را که با تهدیدهای متعدد اقلیمی و محیط زیستی (آب، فرسایش خاک، خشکسالی، پایداری کشاورزی و امنیت کمی و کیفی غذایی، تالابها، ریزگردها، کوهتراشی، جنگلتراشی و… و رنج مضاعف از پدیده گرمایش جهانی در منطقه غرب آسیا) روبهرو بوده و پیوسته برای بقا و حیات طیبه شهروندان این مرز و بوم دست و پنجه نرم میکند، هزینه نکند.
زیرا محیط زیست از اصلیترین پایههای توسعه و زادگاه و جایگاه پایدار هر توسعه قدرتمند است. بیاهمیت انگاشتن محیط زیست مترادف با توقف توسعه و ناپایداری سرزمین، به خصوص بخشهای آسیبپذیر آن برای نسل حاضر، فرزندان ما و نسلهای آتی سرزمین ما است.»
در این نامه از نامزدهای انتخاباتی خواسته شده تا برنامه خود را در این زمینه در اختیار افکار عمومی قرار دهند و آمده است: «این جمع بر حسب حقوق شهروندی خود که به تصریح در قانون اساسی مورد التفات قرار گرفته و نیز در پی ادای رسالت جمعی و مسئولیت پاسداشت و بهداشت محیط زیست، با خطاب قرار دادن نامزدان محترم، بر آن است که میزان اهتمام آن عزیزان و نیز پایبندیشان به پایداری طبیعت و سلامت محیط زیست کشور را ارزیابی کنند و در راستای سیاستهایی که در عین پاسخ به اصلیترین نیازهای اقتصادی و معیشتی مردم، با احساس مسئولیت به جای ترویج دردزدایی کوتاه مدت و توزیع رانتهای متکی به هزینه کرد منابع ملی و طبیعی مانند توزیع بی برنامه زمین برای کشاورزانی که هم اکنون نیز محصولاتشان را بعضا در مزرعه به خاک میسپارند و با دردمندانه به ثمن بخس به دلالان میفروشند و نیز واگذاری بی رویه معادنی که با ایجاد هزینه گزاف محیط زیستی برای این سرزمین، محصولات خام را بدون استحصال زنجیره ارزش به کشورهای دیگر میفروشند، مسئولانه به بازه زمانی طولانیتر از چهار سال یا هشت ساله ریاست جمهوری میاندیشند، از طریق آگاهی رسانی عمومی و کنشگری مثبت به مسئولیت اجتماعی خود عمل کند.»
در بخش دیگری از این نامه خواسته این صاحبنظران حوزه محیط زیست به این شکل مطرح شده است: «خواسته مشخص ما آشنایی و آگاهی از برنامههای هر یک از نامزدهای محترم ریاست جمهوری برای عملیاتی کردن و تحقق سیاستها و خط مشیهای صدرالاشاره در اسناد بالادستی نظام مقدس جمهوری اسلامی است در سخنرانیها و مناظرات و دیگر برنامههای انتخاباتی هر یک از نامزدهای محترم، شاهد بیان شفاف و برنامه دقیق آنها باشیم» مجید شفیعپور، بهرام طاهری، مهدی فتورهچی، ابوالفضل میرقاسمی و رئوف آذری از جمله امضاکنندگان این نامه هستند.
ارفاق در پرداخت حق بیمه برای آسیبدیدگان خشکسالی
مدیرعامل صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان، روستاییان و عشایر با اشاره به ارتباط مستقیم میان ضریب نفوذ بیمه و توسعه پایدار در یک جامعه، بر تاثیر بیمه بر پایداری روستاها و در نتیجه حفظ محیط زیست، امنیت غذایی و مرزی کشور تاکید کرد. او همچنین از طرحهای حمایتی برای کمک به روستاییان و عشایر خسارت دیده به دلیل خشکسالی خبر داد.
«یکی از شاخصهای توسعه یافتگی میزان پوشش بیمه است» این صحبتهای علی شیرکانی، مدیرعامل صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان، روستاییان و عشایر در نشست خبری به مناسبت سالگرد تاسیس این صندوق است او در پاسخ «پیامما» در مورد اینکه این صندوق چه رویکردی در برابر توسعه پایدار دارد با تاکید بر رابطه توسعه و بیمه توضیح داد:«در اصل وجود کل ساختار صندوق بیمه کشاورزان، روستاییان و عشایر برای توسعه پایدار است.»
او ادامه داد:« به همین خاطر هرگز فعالیتهای این صندوق را به چارچوب بودجه محدود نکردیم چون نگاه ما به پایداری روستا است. هر سال از سقف بودجه فراتررفتهایم و بیش از 100 درصد میزان مصوب، پوشش بیمه را به خاطر توسعه پایدار افزایش دادهایم.»
شیرکانی گفت:«کشوری که شعارش استقلال است به امنیت مرزی و غذایی و حفظ محیط زیست نیاز دارد که برای حفظ این موارد نیازمندیم روستا پایدار بماند. به همین خاطر از الگوهای رایج صندوقها خارج شدیم فراتر از بودجه دولت حرکت کردیم و به سمت افزایش درآمد رفتیم تا بتوانیم بیشتر از اندازه تعیین شده پوشش بیمه را در هر سال افزایش دهیم برای نمونه درآمد ما سال گذشته بیشتر از پیشبینیها و 3 برابر درآمد سال 98 بود.»
او دیگر اقدام انجام شده در راستای توسعه پایدار را «طرح 1 میلیون و 400 هزار نفر زیر پوشش بیمه در سال 1400» عنوان کرد. در این طرح قرار است در سال 1400، یک میلیون 400 هزار نفر روستایی و عشایری فاقد بیمه تحت پوشش بیمه قرار بگیرند. ردیف بودجه این طرح در قانون بودجه تصویب شده است اما هنوز تخصیص پیدا نکرده است. شیرکانی در اینباره اظهار کرد:« گروههای نیازمند حمایت در جامعه چند سطح هستند و از سطحی شروع میشوند که گرسنهاند و بیمه برای آنها یکی از خدمات لوکس به حساب میآید. بعد از آن کسانی هستند که با بیمه قابلیت توانمندسازی برای آنها وجود دارد و طرح 1 میلیون و 400 هزار نفر برای آنهاست. در واقع اگرچه بیمه تامین اجتماعی فراگیری دارد اما ما نهادی حمایتی هستیم که این گروههای خاص در جامعه را مورد هدف قرار میدهیم و کسانی که توانایی بیمه شدن را ندارند، بیمه و توانمند میکنیم و برای آنها ارزش افزوده ایجاد کنیم.»
او در مورد اینکه چه تعداد از روستاییان متقاضی دریافت بیمه هستند اما توانایی پرداخت حق بیمه ندارند گفت:«حدود 2 میلیون و 400 هزار نفر در دهکهای 1 و 2 و3 ساکن روستا و شهرستانها فاقد بیمه هستند.»
کارگزارانی که زنان را بیمه کنند مشوق بیشتری میگیرند
مدیرعامل صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان، روستاییان و عشایر در پاسخ به «پیامما» در مورد سیاستهای این صندوق در زمینه گسترش پوشش بیمه در میان زنان روستایی و عشایر توضیح داد:«نقش فعالیتهای زنان روستایی در کشور بسیار مهم است. ما در راستای افزایش پوشش بیمه در میان زنان مشوقهایی را ایجاد کردهایم. کارگزارانی که زنان را بیمه کنند مشوق مالی بیشتری در قرارداد بیمه زنان خواهند داشت. نقش زنان روستایی در کشاورزی و پشتیبانی، بسیار تاثیرگذار است و سیاست صندوق بر افزایش پوشش بیمه برای زنان است.»
او ادامه داد:« حتی زمانی که برخی افراد میگویند دریافتی آنها از صندوق برای خانواده کم است و کفاف زندگی را نمیدهد، ما آنها را تشویق میکنیم که زن و شوهر در یک خانواده، هر دو بیمه شوند چرا که در این صورت مستمری آنها هم افزایش پیدا میکند. در طرح یک میلیون 400 هزار نفر هم برای زنان سرپرست خانوار روستایی که فاقد بیمه هستند هم شرایط ویژهای تعریف شده است.»
شیرکانی تعداد زنان بیمه شده در صندوق اجتماعی کشاورزان، روستاییان و عشایر را 489 هزار نفر اعلام کرد که حدود 25 درصد کل بیمه شدگان را تشکیل میدهند.
گفتنی است، مجموع اعضای ا صندوق بیش از دو میلیون و ۱۰۰ هزار نفر است که که حدود یک میلیون و ۵۰۰ هزار، بیمه شده فعال هستند.
شیرکانی گفت: «تعداد زنان بیمه شده در صندوق به نسبت خوب است. ما در کشور صندوقهای حمایتی داریم که حتی یک زن را هم تحت پوشش قرار ندادهاند.»
طرح حمایتی برای خسارتدیدگان خشکسالی
شیرکانی در بخش دیگر نشست خبری در مورد برنامههای حمایتی صندوق برای روستاییان و عشایر آسیبدیده از خشکسالی، اظهار کرد:« در تلاشیم بتوانیم هزینه و تخفیف بیمهای برای این افراد بگیریم اما در اجرا به مشکل برخوردهایم چرا که خشکسالی و خسارات خشکسالی در همه یک استان وجود ندارد و یکسان نیست. در واقع فقط برخی نقاط یک استان درگیر هستند. ما برای شناسایی این مناطق قابلیت نداریم و وزارت کشور باید این مناطق را مشخص و به ما اعلام کند.»
او ادامه داد:«بنابراین طرحی را پیشنهاد دادیم که بار مالی نداشته باشد و با تصویب هیات امنا صندوق یا شورای عالی رفاه بتواند اجرایی شود. بر این اساس کسانی که با این مشکل درگیرند میتوانند از فرصت وقفه یکساله حق بیمه استفاده کنند و بعد از آن این وقفه را بخرند.»
شیرکانی در ادامه متوسط دریافتی بیمهشدگان را 700 هزار تومان اعلام کرد. او همچنین گفت که این صندوق به جای بنگاهداری سعی کرده است برای درآمدزایی به سمت سهامداری حرکت کند و بر این اساس در بورس سرمایهگذاری کرده است.
مدیرعامل صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان، روستاییان در مورد همسان سازی دریافتی بازنشستگان گفت: «در سال 99 همسان سازی میزان مستمری میان بازنششستگان همه سالها اجرا شد اما در طرح جدید پیشنهاد ما این است که میزان دریافتی بر اساس رتبهبندی باشد و کسانی که در یک گرید قرار دارند، در هر سالی که بازنشسته شده باشند دریافتی یکسانی بگیرند.»
هدیه پرویز تناولی به مردم ایران
بیش از 1400 دستبافته عشایری که پرویز تناولی 65 سال برای جمعآوری آنها از سراسر ایران زحمت کشیده بود، به جای فروش، وقف شدند. پرویز تناولی در تمام سالهای حضور پررنگش در عرصه هنر، همیشه به هنرهای عامیانه پایبند بوده و این علاقه را به شیوههای مختلفی نشان داده است. اهدای مجموعه دستبافتههای عشایری ، مُهر تایید بر همین علاقه است. حالا این مجموعه در اختیار علاقهمندان و پژوهشگران قرار گرفته و باید دید که متولیان امر تا چه اندازه میتوانند از این مجموعه ارزشمند برای انجام کارهای پژوهشی و زنده نگه داشتن هنر و صنایعدستی پیشین ایرانی بهره بگیرند.
پرویز تناولی، هنرمند پیشکسوتی که بیشتر در حوزه مجسمهسازی شهرت داخلی و خارجی دارد، در سالهای حضورش در ایران، انواع فرشها و گلیمهای دست بافت عشایر ایرانی را جمعآوری و مجموعه ارزشمندی را به دست آورد؛ مجموعهای که حالا یک هزار و ۴۰۸ اثر آن به موزه نصیرالملکِ شیراز اهدا شده است.
طبق قولی که این هنرمند مجسمهساز داده داده قرار است ۹ قطعه از این مجموعه در اختیار موزه فرش قرار گیرد، اما تا قبل از ارسال این مجموعه به شیراز بخشی از آن یعنی 88 قطعه به صورت موقت در موزه ملی فرش ایران (تهران) به نمایش گذاشته شده است؛ هرچند که به دلیل شرایط کرونایی فعلا امکان بازدید حضوری از این مجموعه وجود ندارد.
ایسنا در گزارشی نوشته که این وقف فرهنگی پرویز تناولی از ابعاد بسیاری ارزشمند است، اما از آنجایی بسیار حائز اهمیت میشود که با توجه به تغییر شرایط زندگی عشایر، احتمالا بسیاری از این دستبافتهها ممکن است دیگر تولید نشوند. در نتیجه راهاندازی این موزه و ارائه آثار میتواند به شناخت انواع سبکهای دستبافتههای عشایری و زنده نگه داشتن آنها کمک بسیاری کند.
کشورهای عربی خواهان
فرشها بودند
به گفته محمدرضا کارگر، مدیرکل موزهها و اموال منقول تاریخی، کشورهای عربی خواهان مجموعه دستبافتههای عشایری و روستایی پرویز تناولی بودند و پیشنهادهای میلیون دلاری برای خرید آثار داده بودند، اما پرویز تناولی دوست داشت که این آثار برای نسلهای آینده ایران باقی بماند.
تناولی که حتی در خلق آثار هنری نیز به ارزشها و سنتهای ایرانی پایبند بوده است و بیش از ۶۰ سال برای جمعآوری دستبافتههای عشایر وقت گذاشت و در همین حال مجموعهای از قفلهای ایرانی را نیز گردآوری میکرد، چند سال پیش درباره علت علاقهاش به اشیای سنتی ایرانی، گفته بود که «اشیای سنتی، فولکلوریک و عامیانه ما در حال از بین رفتن هستند. هنرهای اشرافی، درباری و ناب ما در کاخها و مساجد ثبت شدهاند، اما کسی به هنرهای عامیانه توجه نکرده است. هنرهایی که مردم با دل خود و سلیقه و علاقه انجام میدهند.»
او همچنین گفته بود: «مادران عشایر که پسرانشان را با گله همراه میکردند، هنر دستهای خود را به زیبایی روی بافتههای “نمکدانها” به یادگار گذاشتهاند. با خودم گفتم اگر من اینها را جمعآوری نکنم، چه کسی این کار را انجام میدهد؟ اروپاییها و آمریکاییها خیلی به این موضوعات توجه کردهاند، اما در ایران به مواردی مثل قفلها، طلسمها، سنگ قبرها و گرافیک سنتی توجهی نشده است. این هنرها از دل مردم برخاستهاند و مردمی هستند. کسانی که اینها را به وجود آوردهاند دانشگاه نرفتهاند و تعلیم پیش استاد ندیدهاند، اما خود به خود جوهر وجودشان که با عشق بوده باعث شده آثاری به وجود بیاورند که اسم هنر را روی آنها بگذاریم». مدتی پیش تناولی تصمیم گرفت که در راستای همین علاقه شخصی، مردم را نیز در تماشای مجموعه دستبافتههای خود سهیم کند. در نتیجه یک هزار و ۴۰۸ اثر از مجموعه خود را به وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی اهدا کرد تا این مجموعه در اختیار عموم مردم قرار بگیرد. قرار است که ۹ اثر از این مجموعه نیز به صورت دائم به موزه ملی فرش ایران هدیه داده شود. هرچند که مدیر این مجموعه امیدوار است، پرویز تناولی در این تصمیم خود تجدیدنظر کند و تعداد بیشتری را برای این موزه در نظر بگیرد.
پیش از این محمدحسن طالبیان، معاون میراثفرهنگی کشور در مراسم رونمایی از این دستبافتههای اهدایی گفت: حدود ۱۸ سال در استان فارس خدمت کردم و به خوبی با طوایف مختلف آشنا هستم و جنبههای مختلف ملموس، ناملموس و فرهنگی را در زندگی آنها دیدم، بخشی از ایدهها و اندیشههای عشایر را میتوان در دستبافتهها آنها که به خوبی منعکس شده، مشاهده کرد. در واقع نمایش قدرتمند و بسیار ارزشمند فرهنگی در آن نهفته است که افراد مختلفی از جمله استاد تناولی برای ایجاد خلاقیت در آثارشان استفاده کردند.
او تاکید کرد: بسیاری از این دستبافتهها ممکن است تولید نشود. با راهاندازی این موزه و ارائه درست آثار، اسناد و کتابهایی که قرار است در کتابخانه موزه قرار بگیرد، تمام مردم از وجود آن بهره میبرند و راه استاد ادامه مییابد. بنابراین خوشحالم در کشوری زندگی میکنم که هنوز هم افرادی مانند استاد تناولی وجود دارند که وقف فرهنگی انجام میدهند. این اتفاق که در حوزه میراثفرهنگی رخ داده، بسیار مهم است و میتواند الگویی برای سایر هنرمندان باشد که آثارشان را در دوره حیات خود به مکانهای مهمی مانند میراثفرهنگی هدیه کنند و این موضوع در تاریخ ماندگار میشود.
رونمایی در موزه ملی فرش
رونمایی از مجموعه دستبافتههای تناولی که این روزها هشت قطعه آن به صورت موقت در موزه ملی فرش قرار گرفته است، بهانه خوبی شد برای بازدید از این نمایشگاه. موزه فرش ایران همانند سایر موزهها در این روزها سوت و کور است و مجموعه تناولی نیز در همین شرایط در طبقه دوم این مجموعه قرار گرفته و قرار است به صورت مجازی در اختیار علاقهمندان قرار بگیرد. در این مجموعه انواع دستبافتههای عشایری همانند گلیم، نمکدان، تاچه، گبه، نیم خورجین، چنته، جای قلیان، رو کرسی، رو اسبی، مفرش، سفره نان، جای تنباکو و … دیده میشود. پریسا بیضایی، مدیر موزه ملی فرش ایران درباره این نمایشگاه به ایسنا میگوید: آثار این مجموعه بسیار برای ما جالب بود و موزه فرش از خیلی از آنها همانند نمکدانها و مفرشهای بینظیر بیبهره است. خیلی خوشحال میشویم تعداد آثار اهدایی ایشان به موزه فرش بیشتر باشد تا ما نیز بتوانیم از این مجموعه ارزشمند بهره ببریم. ما مجموعهای از دستبافتههای عشایری را داریم، اما آثار آقای تناولی به غنای این مجموعه کمک میکند.
او درباره میزان ارزش آثار این مجموعه نیز توضیح میدهد: آقای تناولی خودشان روی این آثار، پژوهش و مطالعه انجام دادند که فارغ از بحث ارزش این آثار، به بحث مهم مردمشناسی نیز بسیار کمک میکند. ارزشمندی آثار فارغ از بافتهای منحصر به فرد، ترکیببندی زیبا و استفاده از مواد بسیار خاص، آموزش و شناخت فرهنگ ایران زمین است. حالا کارشناسان میراثفرهنگی میتوانند در ادامه مسیر پژوهشهای آقای تناولی، کارشان را ادامه بدهند. مدیر موزه ملی فرش ایران عنوان میکند: شاید قدمت این آثار چندان زیاد نباشد، اما با توجه به اینکه در دنیای امروزی بسیاری از آثار این مجموعه همانند نمکدانها و چپقدانها دیگر توسط عشایر بافته نمیشوند، نادر بودن این آثار بر ارزشمند بودن این مجموعه میافزاید. بیضایی همچنین درباره امکان بازدید عمومی از این آثار میگوید که با توجه به شرایط فعلی، هماکنون امکان بازدید حضوری وجود ندارد، اما صفحه اینستاگرام موزه فعال است و در آنجا گزارشها و تصاویری از این مجموعه در اختیار مخاطبان قرار میگیرد.
