بایگانی مطالب نشریه
تلخاب آلوده شد، 174 دام تلف شدند
چوپان، از دیدن گوسفندانی که یکی یکی تلف شدند و در عرض چند روز جانشان تمام شد شوکه بود. زبانش بند آمده بود که بگوید دامها جلوی چشمش جان دادهاند و خوردن آبهای آلوده به پساب نفتی پتروشیمی مسجد سلیمان رمقی برایشان نگذاشته است. اهالی روستای «سرتنگ لطفعلی» که در منطقه کوشک خلف و از توابع مسجد سلیمان است در روزهای اخیر حال و روز خوبی نداشتهاند. دامهای کشته شده 174 راس بوده و آنها لاشه 54 گوسفند را مقابل پتروشیمی مسجد سلیمان گذاشتند تا شاید مسئولان این شرکت پاسخی به آنها بدهند.
مسئولان پتروشیمی درهای شرکت را بستند و اهالی روستا هم لاشهها را در خیابان گذاشتند. لاشههایی که امین محمدی منجزی میگوید سرمایهشان بوده و امیدشان برای کار و زندگی در روستا. او که گوسفندان زیادی را از دست داده به «پیام ما» میگوید این اتفاق جدید نیست و از پاییز سال گذشته تا اسفند ماه بیش از 30 راس گوسفند از دست داده است و هیچ پاسخی هم از سوی پتروشیمی نگرفته است. «در منطقه کوشک خلف، پنج روستا وجود دارد که روستای ما تنها روستایی است که دامداری در آن پررونق است و باقی روستاها دامداری فصلی دارند. عشایر از برج هفت به منطقه میآیند و بعد هم میروند. اما ما شغلمان همین است و از پاییز پارسال بارها و بارها به پتروشیمی درباره عملکرد اشتباهش گفتهایم.»کلنگ پتروشیمی مسجد سلیمان هرچند از حدود 10 سال قبل زده شده اما آغاز به کار این مرکز از سال گذشته بود. شستوشوی مخازن و لولههای این پتروشمی و رهاسازی پساب آن در رودخانه فصلی تلخاب کوشک خلف هم باعث تلف شدن دامهای بسیاری شد. منجزی میگوید: «ما از مرگ دامها میگوییم اما پرندگان و ماهیان بسیاری هم تلف شدند. آب و خاک این منطقه از بین رفته و هیچکس هم جوابگوی ما نبوده است. برای همین بود که 54 گوسفند را مقابل شرکت پتروشیمی بردیم تا توجه آنها را جلب کنیم. گفتند پاسخ میدهند اما جواب درخوری نگرفتهایم. هرچند با تانکر آب برایمان آوردند اما یک تانکر آب مشکل همیشگی ما را حل نمیکند.»
روستای سرتنگ لطفعلی هشت خانوار دارد و اهالی این منطقه بدون آب و برق زندگی میکنند. آب را با تانکر و برق را توسط موتور برق به دست میآورند و حالا دامداران این روستای کوچک چیزی در حدود 500 تا 700 میلیون تومان خسارت مالی دیدهاند. «پیش از این چند راس گاومیش هم داشتیم اما گرمی هوا و آب آلوده پوستشان را از بین برد و مریضشان کرد. گاومیشها را فروختم اما مرگ و میر گوسفندان خیلی وحشتناک است.»
منجزی میگوید هرچند با خبررسانی این ماجرا تعدادی از مسئولان برای حل مشکل آمدند اما حرف مردم این است که باید فکری اساسی برای این منطقه و پساب پتروشیمی کرد. «عملکرد و برخورد مسئولان این پتروشیمی تاکنون ضعیف بوده. ما نگران آب و خاک این منطقهایم.» این دامدار میگوید اگر این روند ادامه داشته باشد، باقی دامها هم از بین خواهند رفت.
پساب پتروشیمی از لحاظ میکروبی بالاتر از حد مجاز است
دلیل مرگ دامها همچنان در دست بررسی است و رئیس اداره محیط زیست مسجدسلیمان گفته که پساب خروجی پتروشیمی مسجدسلیمان برای شناسایی دلیل مسمومیت و مرگ این دامها، نمونهبرداری و برای آزمایش ارسال شده است. مصطفی یوسفی قندعلی با اشاره به اینکه این واحد صنعتی اوره و آمونیاک تولید میکند، گفت: «برای شناسایی دلیل مرگ این دامها، نمونهبرداری از پساب پتروشیمی انجام و به آزمایشگاه ارسال شده، و اداره دامپزشکی نیز از لاشه دامها نمونهبرداری کرده و برای شناسایی دلیل مرگ دامها باید منتظر نتایج آزمایشات و کالبدشکافی باشیم.»
یوسفی همچنین درباره ادعای ۲ ماه پیش تعدادی از عشایر مبنی بر اتلاف دامها و آبزیان در آلودگی رودخانه فصلی به پساب پتروشیمی، گفت: «در این مورد تلفاتی از دامها مشاهده نکردیم اما نتایج آنالیز نشان داد که پساب پتروشیمی مسجدسلیمان از لحاظ میکروبی بالاتر از حد مجاز بوده که اخطار لازم را به این واحد داده و نسبت به تکرار این اتفاق هشدار داده بودیم و ظرفیت تصفیهخانه شیمیایی این پتروشیمی باید افزایش یابد زیرا برای این حجم از پساب کافی نیست.
مدیرکل دامپزشکی خوزستان هم گفته این سازمان در خصوص این تلفات به صورت تخصصی تحقیق میکند. به گفته مصطفی کنارکوهی مشاهدات اولیه نشاندهنده وجود نداشتن هرگونه بیماری همهگیر در دامهای منطقه بوده است و همچنین بررسی میدانی منطقه، لاشهها، آبشخورها و علوفه، احتمال بروز مسمومیت را نشان میدهد که البته با توجه به نمونهبرداری از آب و دامهای تلف شده توسط کارشناسان دامپزشکی و ارسال آنها به آزمایشگاه رفرانس سازمان دامپزشکی کشور تا زمان دریافت پاسخ تخصصی آزمایشها نمیتوان نظر قطعی در این خصوص بیان کرد. پس از آن هم در تنها خبری که از این مسئولان این پتروشیمی آمد آنها اعلام کردند که در صورتی که آزمایشها نشان دهد تلفات اخیر دام در منطقه ناشی از پساب این واحد صنعتی باشد به دامداران غرامت پرداخت میکند.تلف شدن دامها و سایر حیوانات بر اثر پساب نفتی اتفاق جدیدی در خوزستان نیست. سال گذشته در دهستان ابوالفارس رامهرمز، دامها آبهای آلوده به پساب نفتی را خوردند و جان دادند و این ماجرا از سالهای قبل بارها تکرار شده بود.آلودگی پساب پتروشیمی لردگان هم در شهریور ماه سال گذشته موجب تلف شدن دهها راس دام شد و مدیرعامل پتروشیمی لردگان هم با تایید افزایش مقطعی غلظت آمونیاک پساب خروجی از این مجتمع این موضوع را تایید کرد. تلفات در سالهای گذشته هم رخ داده و در اکثر موارد هم شرکتهای نفتی پاسخگو نبودهاند.
این جنایت محیط زیستی است
فعالان محیط زیست منطقه میگویند نه اسناد بالادستی و نه سند محیط زیست باعث نشده تا پتروشیمیها و سایر فعالان حوزه نفت در خوزستان نگران وضعیت آب و خاک و هوای منطقه باشند. این آلودگیها در نهایت باعث مرگ و میر گسترده دام و سایر حیوانات و درنهایت از بین رفتن انسان خواهد شد. هژیر کیانی، دبیر انجمن دوستداران طبیعت و محیط زیست خوزستان به «پیامما» میگوید آنچه میبینیم روی ماجراست و زیر این پوسته آسیبهایی گریبان منطقه را گرفته که با به این راحتیها تمام نخواهد شد. «مسئله تلفات دامها بخش کوچکی از درد خوزستان است.
اینجا آب و خاک و هوا را نابود کردهاند و سوال ما این است که چرا این منطقه به این شکل مورد بهره کشی قرار گرفته؟ چرا نهادهای اجرایی در کشور نگران وضعیت بغرنج محیط زیست این منطقه نیستند و صرفا به عنوان کارگاه صنعتی با آن روبهرو میشوند که باید از آن برداشت کنند و بعد به حال خودش رها شود؟»او که نگرانیاش برای منطقه گسترده است تاکید میکند که خوزستان نیازمند برنامه جامع نجات بخش است و در غیر این صورت فقط باید شاهد مهاجرت گسترده و از بین رفتن محیط زیست این منطقه باشیم. «یک فلر نفتی هر شبانه روز 15 هزار متر مکعب گاز سمی تولید میکند که در هر یک متر مربع این گاز 250 ماده سمی وجود دارد. این فلرها در نزدیکی شهر اهواز و سایر شهرها قرار دارند. این در حالی است که میتوان طی فرآیندی در حوزه انرژی از آن استفاده کرد اما چون فروش نفت خام فقط مورد توجه است، به سایر آلودگیها توجهی نمیشود.» کیانی میگوید در تمام سالهایی که سند ملی محیط زیست تدوین شده تاکنون، این سازمان فقط مدعی بوده که از متخلفان شکایت کرده و دستگاه قضا به این موارد رسیدگی نمیکند. «این کم کاری چه از سوی محیط زیست و چه از سوی دستگاه قضا قابل پذیرش نیست و ما با جنابت محیط زیستی در این منطقه روبروییم.»
منطقه امن قوچ و میش دو نیم میشود
پای جادهکشی به منطقه حفاظتشده کرایی هم باز شد. پروژهای که قریب به 12سال محیط زیست زیر بارش نرفته بود، هفته قبل مجوزش را از این سازمان دریافت کرد. از 30 کیلومتر جاده میانبر اهواز به مسجدسلیمان، 11 کیلومتر در منطقه حفاظتشده است. ادارهکل خوزستان و دفتر زیستگاهها و امور مناطق تفاهم کرده که 7 کیلومتر در قالب تونل باشد و الباقی نیز در قالب جاده محصور شده. قرار است مسافران پرترددترین مسیر خوزستان، دیگر از گردنهها و پیچهای تند دوراهی لالی عبور نکنند و در یک خط صاف و به ازای نیم ساعت تردد کمتر از زیر منطقه حفاظتشده بگذرند. جایی که درست بالای سرشان منطقه امن قوچومیشهاست.
تفاوت این میانبر با جاده قبلی حداکثر نیم ساعت است. به لحاظ مساحت میشود 20 تا 30 کیلومتر. مسافران اهواز قرار نیست برای رسیدن به مسجد سلیمان از جاده شوشتر- مسجد سلیمان و آبگاه عبور کنند، تا سه راهی نفت سفید را از همان مسیر قبلی میآیند و بعد از آن راهی آبگنجی میشوند و در ادامه از وسط منطقه حفاظتشده کرایی به میانه کمربندی شهر میرسند.
کرایی دیگر پلنگ و آهو ندارد
منطقه حفاظتشده کرایی از سال 86 به لیست مناطق حفاظتشده افزوده شد. هر چند که این منطقه تا ده سال قبل از آن، به عنوان منطقه شکار ممنوع شناخته میشد. آنچه این منطقه را بکر کرده ۶۰ چشمه، آبشخور و پوشش گیاهی مرتعی و متنوع این منطقه است. پوشش گیاهی غالب، درخت کنار است اما بیش از ۸۶ گونه گیاهی در منطقه شناسایی شده که شامل گونه دارویی گل گاوزبان، بارهنگ، بومادران و پونهاند. تا کنون ۵۸ گونه پرنده، ۱۷ گونه پستاندار، ۱۴ گونه خزنده و ۴ گونه دوزیست در منطقه حفاظتشده کرایی شناسایی شده اما مهمترین گونه شاخص منطقه حفاظتشده کرایی قوچومیش است. هر چند که قبلا کرایی، پلنگ و آهو هم داشت اما دیگر اثری از آن ها دیده نمیشود. افزایش شکار، جمعیت قوچ و میش را هم تا 10 سال پیش به شدت محدود کرده بود. مردم محلی اما دست به کار شدند و در یک تغییر شیوه زندگی حتی شکارچیان هم به حافظان محیط زیست کرایی بدل شدند و همگی دست به دست هم طرح احیا را کلید زدند. فریدون کرایی در این رابطه به «پیامما» میگوید: «منطقه کوه شهر و شکارگاه کرایی تا 50 سال قبل مملو از شکار بود اما کم کم نسلشان منقرض شد. ده سال پیش اما اهالی منطقه و حتی شکارچیان سابق به فکر حفاظت از منطقه افتادند و با همکاری با محیط زیست و احداث پاسگاه و کاهش شکار جمعیت این جانداران را افزایش دادند، تا جایی که حالا جمعیت قوچ و میش به بیش از 500 راس رسیده است.»
یک سوم میانبر در دل منطقه حفاظتشده است
یک هفته پیش اما محیط زیست مجوز احداث جاده در این منطقه حفاظتشده را صادر کرد. آن طور که عادل مولا، معاون محیط طبیعی اداره کل حفاظت محیط زیست خوزستان به «پیام ما» میگوید 11 کیلومتر از 30 کیلومتر جاده جدید از منطقه حفاظتشده عبور میکند:«بیش از 8 سال است که این جاده از سمت وزارت راه پیگیری میشد اما مورد موافقت محیط زیست قرار نمیگرفت، هفته قبل اما مجوز 7 کیلومتر تونل در منطقه حفاظتشده داده شد و قرار شد 4کیلومتر مابقی نیز که در حاشیه منطقه حفاظتشده است با ایجاد مسیرهای بسته باشد.»
مشخص نیست که جاده میانبر از کدام منطقه کرایی عبور میکند اما آن طور که فریدون کرایی میگوید:«دقیقا از وسط یک پنجم امن منطقه.» حالا استراتژیک ترین و پر ترددترین راه خوزستان از وسط این منطقه عبور کند. موضوعی که عملا بر تعداد جمعیت قوچ و میشها اثر گذار خواهد بود.
احمد زالی، عضو هیئت مدیره انجمن دوستداران شهر و طبیعت شوش به «پیام ما» میگوید:«هر چند که این جاده قالب تونل است اما مسلما این جادهکشی منجر به تخریب زیستگاه میشود و منطقه را دچار تغییر و تحول میکند. برای همین موضوعات است که هرنوع جاده کشی و تغییری در مناطق حفاظتشده ممنوع است.»
جاده مسجدسلیمان به اهواز بهدلیل منابع زیرزمینی نفتی و گازی، وجود سه سد بزرگ برقابی کشور، کارخانجات و معادنی همچون سنگ، گچ، آهک و نمک همواره از پرتردد ترین مسیرها بوده. عرض کم جاده و پیچ های تندش اما همین جاده پرتردد را به خطرناکترین جاده هم تبدیل کرد. به گفته علی عیدیوندی، معاون مهندسی راههای استان خوزستان 50 نقطه از این مسیر 142 کیلومتری حادثه خیز است. عمده تصادفات در سه بخش محور مسجدسلیمان- دوراهی لالی و از ملاثانی تا سه راهی گاوسوار و دو راهی نفت سفید است.
بنابراین علی رغم ادعاهای صورت گرفته مبنی بر احداث این جاده برای کاهش تصادفات. مسیر فعلی 61 کیلومتری آبگنه تا مسجد سلیمان جز مسیرهای پر حادثه نیست، هرچند که به دلیل پیچهای تند و ریزشها جز مسیرهای پر مشکل است.
با این حال همواره نمایندگان مجلس بر ساخت این جاده میانبر که در سال 95 برآورد هزینه اش معادل 690 میلیارد تومان بوده، اصرار داشتند. با ساخت این جاده، مسیر آبگنه از طریق عبور از منطقه حفاظتشده کرایی به مسجد سلیمان میرسد و طول مسیر از 61 کیلومتر به 35 تا 40 کیلومتر کاهش مییابد. سرجمع 21 تا 26 کیلومتر کاهش مسیر که اگر با سرعت صد کیلومتر در ساعت حرکت کنید میشود ربع تا نیم ساعت کاهش وقت.
صحبتهای اولیه احداث این جاده میانبر به قبل از دهه 90 برمیگردد اما کلنگ آن، مرداد سال 90 با مشارکت شرکت ملی نفت ایران و توسط علی نیکزاد، وزیر راه و شهرسازی و امیدوار رضایی نماینده مردم در آن زمان به زمین زده شد.
دوسال بعد از کلنگزنی اما هنوز خشتی برای این جاده گذاشته نشده بود. آبان ۱۳۹۳ علی عیدیوندی رئیس اداره راه و شهرسازی مسجدسلیمان در رابطه با تعطیلی این پروژه گفته بود:« تامین اعتبار این پروژه بر عهده شرکت ساخت تهران است که متاسفانه هنوز این اعتبار تامین نشده.» او البته وعده را داده بود از سال 93 این پروژه اجرا شود. کمی بعد اما اسماعیل جلیلی، نماینده مسجدسلیمان مخالفتهای سازمان محیط زیست را عامل وقفه این پروژه دانسته بود:« سازمانهایی همچون محیط زیست مانع اجرای طرح اولیه جاده میانبر بودند که طرح اصلاح شد و نظرات محیط زیست هم رعایت شد اما باز هم محیط زیست بر مخالفت خودش اصرار دارد. »
یک بررسی کلی نشان میدهد، آنچه جلوی اجرای این پروژه را گرفته تامین اعتبار بوده تا مسائل محیط زیستی. چنانچه بعد از مرداد ۱۳۹۵ و درخواست استاندار خوزستان از وزارت نفت برای اختصاص 30 درصد از اعتبارات این مسیر میانبر، رفته رفته قسمتهایی از پروژه از سمت مسجد سلیمان به کرایی اجرا شد اما هنوز این جادهکشی به منطقه حفاظتشده کرایی نرسیده بود.
در تمام این سالها محیط زیست با اجرای این طرح مخالفت داشت اما به یک باره این سازمان از نظر خود برگشت. اما چرا؟
حمید جلالوندی، مدیرکل دفتر ارزیابی محیط زیستی در پاسخ به این پرسش که چگونه پروژهای که سالها با مخالفت محیط زیست مواجه بوده حالا نظر موافق این سازمان را جلب کرده ، به «پیام ما» میگوید:« ما هم اتفاقا این سوال شما را در کمیته ارزیابی پرسیدیم و به ما گفته شد که این راه حلی است که با حداقل اثرات است.»
به گفته او سازمان در رویکردهای اصلی و بنیادی خود با هر نوع فعالیت در مناطق حفاظتشده مخالفت میکند، اما انعطاف لازم را هم در این باره دارد:«اگر برای حل موضوعی روشهای دیگری متصور نباشد سازمان با حفظ ضرورت این موضوع را میپذیرد. به هر حال این موضوع مثل آیه قرآن نیست که نتوان در آن تغییری ایجاد کرد.» جاده میانبر اهواز به مسجدسلیمان، هفته گذشته مجوز محیط زیست را دریافت کرد، اما تفاهم نامه آن از سه ماه قبل بسته شده بود. جلالوندی میگوید:« آقای اقتدار و اداره کل مادرخوزستان به یک جمع بندی رسیدند و توافقنامه موافقتشان را برای دبیرخانه کمیته ارزیابی فرستادند. ما هم همان جا گفتیم که هر چیزی که اداره کل و دفتر زیستگاهها و امور مناطق ما که به عنوان مرجع تخصصی است، پذیرفته ما هم قبول داریم و هیچ بررسی روی این موضوع نکردیم.» به گفته جلالوندی مجوز کمیته ارزیابی به این پروژه با استناد توافق دفتر زیستگاهها بوده و کمیته ارزیابی هیچ بررسی مجددی در این باره انجام نداده است: «ما بررسی کارشناسی در کمیته ارزیابی نکردیم و گذاشتیم به عهده دفتر زیستگاهها؛ بنابراین اگر جزئیات آن بخشی که داخل منطقه حفاظتشده است را بخواهید باید از دفتر زیستگاهها بپرسید.» رضا اقتدار، مدیر کل دفتر زیستگاهها و امور مناطق سازمان حفاظت محیط زیست هم پاسخ خبرنگار «یپام ما» را این گونه میدهد: «شرایط اجرایی این طرح را باید از دکتر جلالوندی بپرسید نه ما»
اقتدار معتقد است که این پروژه به نسبت شرایط اجرایی خوبی دارد و در نهایت وزارت راه هم متقاعد شده که جادهسازی در قالب تونل باشد نه مسیر روگذر.
منطقه حفاظتشده کرایی اولین منطقهای نیست که درگیر جاده سازی میشود اما اولین منطقهای است که جاده سازی در آن از طریق تونل خواهد بود. هر چند که از دید مزدک دربیگی، دکتری تخصصی محیط زیست، احداث تونل و افزایش هزینههای حملونقل در شرایطی که در سایر مناطق حفاظتشده حتی مسیر روگذر حیوانات را هم نزدند بعید است.
حمایت مردم از دست برود توان ما نیز از دست میرود
محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه تاکید کرد: اطمینان از اینکه مردم از ما حمایت میکنند، بزرگترین سرمایه ماست و اگر این سرمایه از دست برود، توان ما نیز از دست میرود.به گزارش ایرنا، «محمدجواد ظریف» به دنبال ادای احترام و تجدید بیعت با اندیشههای بلند رهبر فقید انقلاب اسلامی و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران به همراه جمعی از معاونان و مدیران وزارت امور خارجه، در کنفرانس بینالمللی مجازی گفتمان سیاسی از دیدگاه امام خمینی (ره) به سخنرانی پرداخت.وزیر امور خارجه در این سخنرانی با تاکید بر نقش انقلاب اسلامی ایران در تحول نظام بینالملل گفت: انقلاب اسلامی ایران و امام راحل (ره) به خوبی نشان دادند که قدرت مادی، تنها مولفه تشکیلدهنده قدرت در جهان نیست و این اراده مردمی و نیروی اتکا بر مردم است که میتواند در نظام بینالملل نقشی سرنوشتساز ایفا کند.او با اشاره به اینکه در غرب و شرق جهان هیچ قدرتی نمیخواست انقلاب اسلامی ایران پیروز شود، اظهار داشت: امام خمینی نشان داد که با اتکا به خواست مردم، میتوان بر قدرت مادی ابرقدرتها فائق آمد و سرنوشتی خلاف خواست آنان رقم زد.به گفته ظریف، هرچقدر قدرتهای بزرگ، متکی بر قدرتهای مادی خود، توان آسیب زدن به دیگر کشورها و اعمال فشار علیه آنها را داشته باشند، اما این قدرتها نمیتوانند سرنوشت و اوضاع جهان را به طور کامل به کنترل خود درآوردند، همانگونه که انقلاب اسلامی نشان داد که با باور به مردم و ایمان به قدرت برتر الهی، میتوان بر طرحهای ابرقدرتها فائق آمد.او با یادآوری توطئههای دشمنان علیه انقلاب اسلامی و مردم ایران، تصریح کرد: ایران در طول چهار دهه گذشته با چالشهای زیادی از جمله جنگ تحمیلی، تحریمهای اقتصادی، جنگ اقتصادی و انواع تروریسم از جمله تروریسم اقتصادی، تروریسم نظامی، تروریسم زیست محیطی و تروریسم درمانی روبهرو بوده است، اما اکنون با وجود تمام این فشارها، سرفراز ایستاده است.وزیر امور خارجه ادامه داد: با وجود تمام توطئهها و اقدامات علیه ایران، مردم ایران اکنون به واسطه روحیه خودباوری و اتکاء به نفسی که به واسطه پیام امام خمینی به منصه ظهور رسیده است، توانستهاند سربلند بایستند. ظریف با بیان اینکه پیام امام خمینی (ره)، همانا پیام باور به مردم و این عقیده بود که مسئولان، خدمتگذاران مردم هستند، خاطرنشان کرد: از این روست که امام خمینی (ره) به صراحت میفرمود که آنچه به ما مشروعیت میدهد، این است که قلب و فکر مردم با ما همراه است. او با بیان اینکه امروز هم جنبشهای اسلامی با سرلوحه قرار دادن این پیام و با باور به توان مردم میتوانند به پیروزی برسند، ابراز داشت: اطمینان از اینکه مردم از ما حمایت میکنند، بزرگترین سرمایه ماست و اگر این سرمایه از دست برود، توان ما نیز از دست میرود، چراکه در جهان امروز، این سرمایه است که سرنوشت و آینده را تعیین میکند و قدرت مادی به تنهایی سرنوشتساز نیست.وزیر امور خارجه با اشاره به پاسخ قاطع مقاومت فلسطین به تجاوز اخیر رژیم صهیونیستی به غزه، بیان کرد: آنچه اکنون صهیونیستها را به ناتوانی گنبد آهنین رسانده است، باور مردم فلسطین به توانایی خود و به حق خود برای دفاع در برابر سیاستهای نژادپرستانه و آپارتاید رژیم صهیونیستی است. ظریف با بیان اینکه واقعیاتی که انقلاب اسلامی در عرصه بینالملل رقم زده سرنوشت ما را تعیین میکند، یادآور شد: تمام تحولاتی که به جایگاه ممتاز انقلاب اسلامی منجر شد، یادآور این پیام الهی است که قدرت پروردگار فوق همه قدرتها است.
رئیسجمهوری با بیان اینکه اساس تفکرات امام در انقلاب اسلامی بر مبنای مردم بود، گفت: امام خمینی آگاهی مردم را اولین رکن اساسی را برای نهضت و انقلاب میدانستند.
به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، حجتالاسلام والمسلمین حسن روحانی روز چهارشنبه در جلسه هیات دولت با اشاره به مناسبت های مهم خردادماه افزود: ۱۳ و ۱۴ و ۱۵ خرداد روزهای بسیار مهم در تاریخ انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران است. ۱۳ خرداد همان روزی است که امام آن سخنرانی معروف را عصر روز عاشورا در مدرسه فیضیه ایراد کردند. روز عاشورا در سال ۴۲ روز سیزده خرداد بود و سخنرانی معروف امام موج بزرگی در سراسر ایران به وجود آورد.
رئیسجمهوری با بیان اینکه اساس تفکرات امام در نهضت اسلامی و در انقلاب اسلامی بر مبنای مردم بود، گفت: امام خمینی آگاهی مردم اولین رکن اساسی را برای نهضت و انقلاب و آماده شدن مردم برای حرکت عمومی و سپس قیام همگانی را مسیر و حرکت نهضت اسلامی تا رسیدن به پیروزی می دانستند.
روحانی ادامه داد: اساسا امام در نهضت اسلامی دنبال جنگ مسلحانه و چریکی نبود و و این شیوه را، راه اساسی نمیدانست. راه حلی که مدنظر امام بود حرکت، جوشش و همفکر شدن مردم با مسیر نهضت و حرکت انقلاب اسلامی بود.
رئیسجمهوری با بیان اینکه سیزده خرداد آغاز یک موج بسیار بزرگ در نهضت اسلامی بود، گفت: عصر سیزده خرداد حال امام مساعد نبود و شب ساعت ۱۰.۲۰ روح ایشان پرواز کرد و ۱۴ خرداد را روز بسیار غمانگیزی ساخت. روزی که صبح و عصر آن شرایط جدیدی ایجاد کرد.
او ۱۴ خرداد ۶۸ را از روزهای تاریخ ساز عنوان کرد و گفت: صبح ۱۴ خرداد مردم مطلع شدند که امام رحلت کردند و غم سراسر کشور را فرا گرفت و اشک از گونههای مردم سرازیر بود اما علیرغم آن غم و سوگ بزرگی که مردم با آن مواجه شد ، خداوند متانت و سکینه و وقاری را بر قلوب مردم حاکم کرده بود.
او افزود: سراسر کشور آرام بود و این آرامش ۱۴ خرداد ۶۸ از عجایب تاریخ انقلاب اسلامی است که نشان دهنده عظمت مردم ما بود، آن هم در شرایطی که با عراق به یک آتش بس واقعی نرسیده بودیم. روحانی یادآور شد: البته از سال ۶۷ آتش بس بود اما هم نیروهای ما و هم عراق سر مرز بودند؛ احتمالاتی میدادیم اما همه کشور آرام بود و جایی نبود که بدخواهان نفوذی پیدا کنند و کاری انجام دهند. ۱۴ خرداد در تاریخ کشور روز عجیبی بود.
او گفت: عصر در مجلس خبرگان رهبری تصمیم بسیار مهم و تاریخسازی گرفته شد که در آن هم لطف و عنایت خداوند اصل مساله بود و هدایتهای قبلی امام تاثیر داشت. قبل از رای گیری نهایی برای رهبری، مقام معظم رهبری در زمان تنفس، همه بحثها این بود که شورای رهبری چند نفر باشد. من در آن لحظات خدمت مقام معظم رهبری بودم و بیرون سالن در مجلس قدیم در ساعت تنفس صحبت میکردیم.
رئیسجمهوری ادامه داد: بیشتر نظرات این بود که ۳ نفر یا ۵ نفر برای شورای رهبری انتخاب می شوند. وقتی تنفس تمام شد و برگشتند و رای گیری شد، رهبری شورایی رای نیاورد که نقطه جدیدی بود و برای دومین بار در تاریخ سیاسی کشور رهبری شورایی رای نیاورد و باید برای رهبری فردی به نتیجه میرسیدند.
روحانی افزود: این کار در زمان کوتاهی انجام شد و قبل از غروب آفتاب ایران دارای رهبر جدید شد و این موضوع را هنگام اذان مغرب اعلام کردند. آن شب خبرگان با امامت مقام معظم رهبری نماز مغرب و عشا را برپا کردند. هیچ کس فکر نمی کرد در کمتر از ۲۴ساعت پس از رحلت امام، رهبر بعدی پرچم را بر دوش گیرد. به نظر من ۱۴ خرداد از روزهای مهم و سرنوشت ساز کشور است.
رئیس دولت تدبیر و امید در ادامه ۱۵ خرداد ۴۲ را حادثه ای بسیار مهم عنوان کرد و افزود: شب ۱۵ خرداد امام (ره) را دستگیر کرده و بعد از انتقال به تهران همان روز اول به انفرادی منتقل کرده بودند. در آن شرایط اگر قیام مردم قم، تهران، ورامین و بسیاری از شهرها در سراسر کشور انجام نمی شد، معلوم نبود سرنوشت نهضت و انقلاب چه میشود و نسبت به امام (ره) به تصمیماتی را اتخاذ میکنند.
روحانی گفت: مردم از همان صبح و طلوع آفتاب که از دستگیری امام مطلع شدند از سراسر قم، به سمت صحن حضرت معصومه علیهالسلام حرکت کرد و آنجا مملو از جمعیت شد، برخی از مراجع آمدند، مرحوم حاجآقا مصطفی فرزند امام راحل به آنجا آمد، برخیها سخنرانی کردند و هیجان وقتی بهوجود آمد که زنان قم چادر به کمر بسته و شمشیر بهدست وارد صحن شدند.
او خاطرنشان کرد: این جمعیت زنان با آن هیجان و شعار «یا مرگ یا خمینی» که وارد صحن شدند، شور عجیبی به وجود آورد و این مردم بیاختیار از درب قبله جنوبی صحن به سمت خیابان تهران خارج شدند و اعلام کردند که امام خمینی را به تهران بردهاند و ما هم باید به تهران برویم و ایشان را برگردانیم. جمعیت عظیمی در خیابان که در آن زمان نامش خیابان تهران بود موج زد.
رئیسجمهوری بیان کرد: این جمعیت در آنجا با سلاح دژخیمان مواجه شدند، تیراندازی شد، مردم زیادی مجروح شدند، عدهای کشته شدند، من خود شاهد بود که یک جوان حدود ۲۰ ساله که کنار دست خودم بود گلوله به پیشانیش خورد و ما جنازه او را با چند نفر به کوچه کناری بردیم.
روحانی گفت: موج عظیم و بزرگی قم، موج عظیمتردر تهران و پیشوای ورامین، همه جا این حرکت به وجود آمد و ۱۵ خرداد نشان داد که ملت زنده است و در برابر ظلموستم سر فرود نمیآورد. ۱۵ خرداد نشان داد که مرجعیت و رهبری انقلاب زنده است و اقداماتی بعدی که در تاریخ انجام شد. این سه روز، در تاریخ انقلاب ما بسیار مهم است.
رئیس دولت تدبیر و امید بیان کرد: امام (ره) از آغاز با مردم نهضت خود شروع و مردم را بیدار کرد و به حرکت درآورد، با مردم این نهضت و انقلاب و پیشبرد، ایشان هدایت کرد اما گرهها با دست مردم باز شد. شما ببینید کدام انقلاب در تاریخ است که بعد از ۴۷ روز از پیروزی، مردم پای صندوق آرا بیایند.
اساس نهضت امام با همه پرسی بود
روحانی افزود: صندوق رای نتیجه و دستاورد مهم انقلاب اسلامی و انقلاب مشروطه است. در انقلاب مشروطه هم یکی از دستاوردهای مهم، صندوق رای بود. در انتخابات مجالس اولیه مشروطه مردم پای صندوق می آمدند و یک شخصیتی مانند شهید مدرس به عنوان نفر اول انتخاب میشد. البته این انتخابات بعدها به انحراف کشیده شد. او ادامه داد: یکی از ثمرات مهم نهضت مشروطه و انقلاب مشروطه، همین صندوق و انتخابات بود. مردم پای صندوق بیایند، انتخابات انجام دهند، نمایندگان خود را انتخاب کنند و به مجلس شورای ملی بفرستند، یکی از ثمرات مهم انقلاب اسلامی هم صندوق رای بود، راهحلی که امام (ره) برای اداره کشور ارائه داد، از طریق انتخابات و مردم بود، «میزان رای ملت است» شعار اصلی امام راحل بود.
رئیسجمهوری عنوان کرد: ما نباید از امام (ره) فاصله بگیریم، باید روز به روز به امام (ره) نزدیک شویم، نباید بگذاریم خدایناکرده سیر قهقرایی اتفاق بیفتد. نظریه امام بر این بود که مردم نقش اصلی و تعیین کننده در قدرت و اداره کشور داشته باشند و ایشان جمهوری اسلامی ایران را بر همین نظریه بنیانگذاری کرد. روحانی گفت: به همین دلیل هم خیلی مخالف بودند و میگفتند الان که موقع انتخابات، همهپرسی و رایگیری نیست. ۲۲ بهمن ۵۷ انقلاب پیروز شد، ۱۰فروردین سال ۵۸ یعنی ۴۷ روز بعد از انقلاب، مردم پای صندوق آرا رفتند، ۱۰ و ۱۱ فروردین همه پرسی در سراسر کشور انجام شد. او تصریح کرد: حالا بعضیها خیلی از کلمه همهپرسی خوششان نمیآید، اساس نهضت و نظام ما از همهپرسی آغاز شده، با همه پرسی بود که نظام جمهوری اسلامی ایران مورد تایید و تصویب قاطبه ۹۸ درصدی مردم قرار گرفت. این کدام نهضت و انقلاب است که در یک سال، ۵ انتخابات و همهپرسی مهم در آن انجام شود.
رئیسجمهوری بیان کرد: مردم دو بار در همهپرسی و ۳ بار در انتخابات شرکت کردند، یک بار در همه پرسی برای نظام جمهوری اسلامی شرکت کردند و یک بار هم در همه پرسی بعد از نهایی شدن همهپرسی قانون اساسی. ۳ بار در همان سال اول انتخابات شد، انتخابات اعضای مجلس خبرگان قانون اساسی یعنی خبرگان اول، انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات مجلس شورای اسلامی که در اسفند ماه سال صورت گرفت، اولی فروردین و آخری هم در ماه اسفند بود. روحانی با اشاره به پنج دوره حضور مردم پای صندوق آرا، گفت: این انقلاب ذات خود را نشان میدهد. انقلابی که سال اول پنج مرتبه مردم را پای صندوق دعوت میکند، به این معناست که رهبرش میخواهد بگوید که مسیر و راه ما این بوده و اداره مردم از طریق آرا است.
نباید خدایناکرده ما از این مسیر و راه امام (ره) که همواره مورد تاکید مقام معظم رهبری هم بوده عبور کنیم. ایشان همواره به حضور اکثر مردم پای صندوق آرا تاکید کردهاند بنابراین، این خط و این راه ادامه دارد.
او با تاکید بر اینکه نباید مهمترین مساله بیاهمیت اعلام شود، تصریح کرد: نکند از روی نادانی فردی بگوید که مهم نیست کم بیایند رای دهند یا زیاد رای دهند؛ صندوق و انتخابات مهمترین مساله ما است. همه ما باید کاری کنیم که مردم با راحتی و امید و نشاط پای صندوق آرا به اصلح رای دهند. نه اصلح از لحاظ فرد بلکه از لحاظ برنامه و استراتژی اصلح باشد. باید بهترین فرد بیاید این بار مسئولیت سنگین را بر دوش بگیرد و کار را پیش ببرد.
حرفهایم را به موقع می گویم
روحانی یادآور شد: نمیخواهم نطق خداحافظی انجام دهم خدا توفیق دهد دو ماه دیگر در خدمت مردم هستیم و به موقع حرفهایی که باید گفته شود را می گویم. اگر دولت قوی با پشتوانه آرای قوی مردم، با شعار و استراتژیک روشن با جهان در این کشور روی کار نبود گذراندن سه سال و نیم جنگ تمام عیار اقتصادی به مراتب سخت تر از آن بود که گذشت البته الان هم سخت است.رئیسجمهوری گفت: اما تدبیر این دولت کاری کرد که ترامپ نتوانست خود را از انزوا و تنهایی نجات دهد. ترامپ از برجام خارج شد اما تنها ماند و جز رژیم صهیونیستی و یکی از کشورهای
مرتجع کسی کنارش نیامد. حتی متحدین سنتی آمریکا هم کنارش قرار نگرفتند. چرا از پیروزی سیاسی ملت ایران در طول سال ۹۷ و ۹۸ و ۹۹ کمتر صحبت میشود؟ چرا از شکست ترامپ صحبت نمیشود؟ ترامپ و آمریکا به عنوان رئیس جلسه شورای امنیت بارها در این شورا شکست خورد. به قول خودشان در اسنپ بک، رفع تحریم تسلیحاتی ایران و موضوعات دیگر شکست خورد.روحانی ادامه داد: همه کشورها به استثنای آن چند کشور ترامپ را به خاطر خروج از برجام تقبیح و محکوم کردند. اگر توان این دولت برای اقناع افکار عمومی، سیاستمداران و سران جهان نبود چنین چیزی اتفاق میافتاد؟
این یکی از افتخارات بزرگ تاریخ ایران است. فکر نمی کنم در تاریخ سابقه داشته باشد که در سازمان ملل یا دادگاه بین المللی لاهه ایران در برابر آمریکا قرار گرفته باشد و آمریکا چند بار شکست خورده باشد.
وی گفت: چرا اینها گفته نمی شود؟ چرا نمی گویند در تاریخ ایران این پیروزیهای ملت بزرگ ایران و شکست آمریکا کم نظیر بوده است؟ البته ما الان میگوییم که به یک نقاط خوبی بعد از این ۸ سال رسیدیم، همه امروز به تعامل سازنده افتخار می کنند و هیچ کس نیست که بگوید تعامل سازنده خوب نیست. هیچکس از تقابل با دنیا استقبال نمیکند و همه از مذاکره بحث می کنند. هرچند بعضی ها میگویند؛ ما بیاییم بهتر مذاکره می کنیم اما خدا را شکر مذاکره را قبول کردید. شما تشریف بیاورید. مهم این بود که بفهمید که راه مذاکره و تعامل با جهان است که الحمدالله در این ۸ سال فهمیدید.
مسائل اصلی با آمریکا حل و فصل شده است
او افزود: آمریکاییها دیدند که نمیشود ایران را شکست دهند بنابراین بایدن در تبلیغات انتخاباتیاش رسما اعلام کرد اگر پیروز انتخابات ریاست جمهوری شوم، به برجام برمیگردم. برخیها فکر میکنند او تازه این حرف را زده است؛ بایدن در ایام رقابتهای انتخاباتی این موضوع را مطرح کرده بود زمانی که رقابت تنگاتنگی با رقیب خود داشت، وقتی ملت آمریکا به وی رای بیشتر داد، یعنی هم برجام و تعامل را انتخاب کرد؛ لذا به وین آمدند و امروز نیز شاهد حل و فصل مسائل اصلی با آمریکا هستیم. رئیسجمهوری گفت: این دولت کار تفاهم را انجام داده و به همین دلیل فعل ماضی به کار میبرم فعل مضارع نداریم. ما کارمان را انجام دادهایم و تمام کردیم. به قولی که درباره رفع تحریم ها به ملت ایران دادیم وفادار ماندیم، یکبار در سال ۹۴ و یکبار در سال ۱۴۰۰ تحریم را شکستیم و کارمان را انجام دادیم.
افزایش 50 درصدی مصرف برق در فارس
مدیرعامل شرکت توزیع برق استان فارس با بیان این که تولید برق فرآیندی سخت و پیچیده است و هزینههای تولید زیادی را به دنبال دارد، افزود: در سال جاری شاهد گرمای بیسابقه از فصل بهار بودیم و این امر سبب شد تا میزان مصرف در کشور ۱۹ درصد و در استانهای فارس و بوشهر تا ۵۰ درصد افزایش یابد. به گزارش ایرنا، احمدرضا خسروی با بیان این که در کشور حدود یک میلیون دستگاه استخراج رمزارز غیرمجاز داریم که به صورت قاچاق وارد شده و هر دستگاه ۲ تا ۳ کیلووات مصرف انرژی دارد اضافه کرد: از مردم تقاضا میشود تا مزارع استخراج رمزارز و دستگاههای ماینر خانگی را به شرکت توزیع برق استان گزارش دهند که در قبال دریافت گزارشهای محرمانه مردمی به تناسب پاداشهای ۱۰ تا ۲۰ میلیون تومانی ظرف مدت ۱۵ روز پس از راستیآزمایی گزارشها پرداخت میشود. او گفت: در کنار مشکلاتی که به دنبال حکمفرمایی آبوهوای گرم با آن روبهرو هستیم، پدیده خشکسالی و کاهش بارندگی ها هم به مشکلات دامن زده است. بهرهبرداری کشاورزان از پمپ های آب افزایش چشمگیری یافته و ذخایر آب پشت سدها که از آنها به عنوان منابع تولید برق استفاده میشود در وضعیت رکود است.
حمایت 53 میلیاردی بانککشاورزی از مجتمع گلخانهای
گلخانه پرورش انواع سبزی و صیفیجات در شهر آرادان استان سمنان با حمایت و مشارکت 53 میلیارد ریالی بانک کشاورزی راه اندازی شد که با ایجاد اشتغال برای 10 نفر به طور مستقیم، نقش مهمی در توسعه پایدار و رونق اقتصادی این منطقه ایفا میکند.
به گزارش روابط عمومی و همکاری های بین الملل بانک کشاورزی ، گلخانه محبوبینژاد در زمینی به مساحت 15 هزار متر مربع احداث شده است و یکی از بزرگترین گلخانهها در استان سمنان است و با تولید سالانه 350 تن سبزی و انواع صیفی جات ، علاوه بر رفع نیازهای بازارهای داخلی به سایر کشورهای خارجی از جمله روسیه – عراق و کشورهای حوزه خلیج فارس صادر میشود.
ردیابی ۱۱۰ قطعه در هر محصول ایرانخودرو
در حال حاضر به طور میانگین، ۱۱۰ قطعه از قطعات اصلی محصولات ایرانخودرو که حدود ۶۵ الی ۷۵ درصد قیمت تمام شده را تشکیل می دهد، ردیابی میشود که از این تعداد حدود ۱۰ قطعات مربوط به موتور خودرو است.
حسین فیروزفر دبیر کمیته افزایش ایمنی خودرو در برابر سرقت ایرانخودرو گفت: تاکنون بیش از ۲۷ میلیون شماره سریال در بانک های اطلاعاتی مربوط به پروژه ردیابی قطعات ثبت شده است. از سال ۸۳ تاکنون، قطعات حدود هشت میلیون محصول ایران خودرو در سیستم ردیابی قرار گرفته است. او با اشاره به برنامههای امسال ایران خودرو در زمینه افزایش ایمنی خودرو و حرکت به سمت کاربردی کردن ردیابی قطعات اظهار کرد: تامینکنندگان، سایتهای تولیدی و شبکه خدمات پس از فروش، به عنوان سه حوزه اصلی برای توسعه برنامه ردیابی قطعات و افزایش ایمنی خودروها درنظر گرفته شدهاند.
دبیر کمیته افزایش ایمنی خودرو در برابر سرقت ایران خودرو در تشریح این برنامه گفت: در مرحله اول یک شماره سریال برای قطعات ایمنی خودرو، قطعات گران قیمت خودرو و قطعاتی که بیشترین تعویضها را در خدمات پس از فروش دارند، تعریف میشود که بیانگر روز و سال تولید و مشخصات تولیدکننده است. سازندگان موظف هستند در زمان تولید و پیش از ارسال قطعات برای ایران خودرو، بر روی قطعات مورد نظر، شماره سریال را حک کرده و دو برچسب دارای بارکد را بر روی آنها قرار دهند. در خطوط تولید ایرانخودرو نیز در سیستم مکانیزه شماره سریالها ثبت میشود. فیروزفر گفت: به این ترتیب کیفیت قطعات تولیدی با مشخصات سازنده رصد میشود و در صورت شناسایی قطعه معیوب در شبکه خدمات پس از فروش، نسبت به رسیدگی به آن و تعریف برنامه بهبود اقدام میشود، همچنین با این اقدام، سازنده مکلف به پاسخگویی و اصلاح ساختارهای تولید و مواداولیه میشود.
او ادامه داد: افزایش ضریب ایمنی خودرو در برابر سرقت از کاربردهای این سیستم است. بر اساس گزارش اعلامی از سوی ناجا، در حال حاضر بیش از ۹۵ درصد از خودروهایی که در طی یک ماه به سرقت میرود با این سیستم کشف میشود.
اگر به یک مغازه وارد شویم و ببینم که فروشنده، کالای خود را بیش از قیمت درج شده بر روی آن به فروش میرساند، با یک تماس با شمارههای «سه رقمی» میتوانیم مانع از آن شویم که فروشنده یا مالک کالا، بتواند کالایی را به قیمت «دلخواه» خود به فروش برساند، این امر در مورد خدمات نیز صدق میکند، مثلا درخواست بیش از نرخ مصوب برای حملونقل و… ، این بدین معنی است که مکانیسمی از قوانین و مقررات وجود دارد که قیمت یک کالا یا خدمات را مشخص ساخته و علاوه برآن، فرد را ملزم به عمل به آن میکند، این تجربهای است روزمره. اما چگونه است که در مورد «خانه»، مالک میتواند هر مبلغ «دلخواهی» را برای فروش یا بهایاجاره خانه خود درخواست کند؟ به عبارتی چگونه است که قیمت فروش و هزینه اجاره مسکن «دلبخواهی» است؟، چرا قوانین و مقررات در اینجا مانند موارد فوق عمل نمیکند؟ چرا هیچ شماره «سه رقمی» برای مانع شدن از این نرخ و قیمت «دلخواه» بر فروش و اجاره «خانه» وجود ندارد؟
اما واقعیت چگونه است؟ از یک طرف بنا به گزارش مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵ حدود یک سوم (۳۰,۷ درصد) از خانوارها در ایران مستاجرند، این رقم یعنی 6 میلیون و 600 هزار خانوار و یعنی 27 میلیون نفر از کل جمعیت ایران. مرکز آمار چنین آورده است که در سال ۱۳۹۵ ، درصد اجارهنشینی خانوارها در کشور در حال افزایش است، بر این اساس ۳۰,۷ درصد از خانوارها در سال ۱۳۹۵ اجاره نشین بودهاند که این درصد در مقایسه با سال ۹۰، به میزان ۴,۱ درصد افزایش را نشان میدهد. اگر نرخ 4.1 را مبنا قرار دهیم بدین معنی است که در حال حاضر حدود 35 درصد جمعیت ایران مستاجرند.
از طرف دیگر در چهار قانون اصلی قابل شناسایی در تعیین قواعد حقوقی حاکم بر روابط موجر و مستاجر یعنی :1) قانون مدنی مصوب18/2/ 1307 که قانون نخست و پایه در این زمینه است.2) قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 2/5/1356. 3) قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 13/2/1362 و 4) قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 26/ 5/ 1376، ما شاهد هستیم که مادههای 3 و 4 از قانون سال 56 و الحاقی سال 58 و همچنین مادههای 9 و 14 از قانون سال 1362 ، که درباره مهمترین بخش زندگی مستاجران یعنی اجارهبها است طی زمان به نفع مالک یا تغییر یافته یا حذف شده است. از این روست که ما اکنون هیچ ماده و حتی تبصرهای در قانون روابط مالک و مستاجر، که نرخ اجاره بها را بر اساس ضوابط، معیار یا مقررات، مشخص و معلوم سازد، نداریم.
ماده 3 قانون سال 56 نیز میگوید: «در مواردی که اجارهنامه تنظیم شده باشد میزان اجاره بها همان است که در اجارهنامه قید شده و هرگاه اجاره نامه تنظیم نشده باشد به میزانی است که بین طرفین مقرر و یا عملی شده است». ماده 3 در سال 1362 تغییراتی کرد که تا کنون نیز بر مبنای آن عمل میشود، در تغییرات قانون سال 1362 تبصرهای به ماده 3 اضافه شد که در آن چنین آمده است:«در موارد بطلان اجاره و استیفای مستاجر از مورد اجاره، موجر مستحق دریافت اجرت المثل است». در سال 1358 یک ماده اصلاحی به ماده فوق، تحت عنوان ماده 4 افزوده شد که طی آن «موجر یا مستاجر میتواند به استناد ترقی یا تنزل هزینه زندگی درخواست تجدیدنظر نسبت به میزان اجاره بها را کند»،(همان: 18-40)، این ماده در قانون سال 1362 «ملغی الاثر» شده و ماده 4 به این شکل تغییراتی یافت که طی آن مستاجر اگر تا ده روز پس از موعد اجاره هر ماه، اجاره خود را پرداخت نکند موجر میتواند به دادگاه شکایت برد.
هرچند که تغییرات بوجود آمده در ماده 3 و 4 در جهت تامین حقوق مستاجر نبود، با این حال در همان سال ماده 9 و 14 نیز اضافه شد که در جهت حق مستاجر و جلوگیری از «نرخ دلبخواهی» بود، اما در سال قانون سال 76 علاوه بر اینکه تغییرات ماده 3 و 4 پابرجا ماند، ماده 9 و 14 نیز حذف شد.
مادههای 9 و 14 قانون سال 62 که از مهمترین موانع «نرخ دلبخواهی» در قوانین روابط مالک و مستاجر بود که در قانون سال 76 حذف شد. در ماده 9 چنین آمده بود: «مواردی که دادگاه تخلیه ملک مورد اجاره را به لحاظ کمبود مسکن موجب عسروحرج مستاجر بداند و معارض با عسروحرج موجر نباشد، میتواند مهلتی برای مستاجر قرار بدهد». و تبصره 2 همین ماده بر آن است که: «شورای عالی قضایی مکلف است در اولین فرصت دادگاههای ویژهای را تشکیل داده و کلیه احکام تخلیه که از طرف دادگاهها یا اداره ثبتصادر شده و هنوز اجرا نشده است مورد تجدیدنظر قرار دهند چنانچه تخلیه منزل مستلزم عسر و حرج برای مستاجر باشد آن حکم را متوقف سازد».
در ماده 14 قانون سال 62 نیز چنین آمده بود: « نظر به مشکلات مسکن در شهرها و ضرورت تثبیت اجاره بها برای مدت پنج سال به وزارت مسکن و شهرسازی اجازه داده میشود ۲ ماهپس از تصویب این قانون بر اساس آییننامهای که توسط وزارتهای دادگستری و مسکن و شهرسازی تهیه و به تصویب هیات دولت برسد اجاره بهای واحدهای مسکونی را با توجه به سطح زیربنا و کیفیت ساختمان و نوع بنا و مقتضیات محلی و منطقهای تعیین و اعلام کنید» و تبصره 2 و 3 نیز آمده است:« تبصره ۲- چنانچه موجر بیش از قیمت اعلام شده از مستاجر وجهی اضافی دریافت دارد به درخواست مستاجر و به حکم دادگاه به پرداخت مبلغ اضافی به نفع مستاجر محکوم میشود. تبصره ۳- اگر مالک از اجاره دادن مستغل معد اجاره بدون عذر موجه امتناع کند بنا به ضرورت تا مدت پنج سال به حاکم شرع هر محل اجازه داده میشود به قائممقامی مالک نسبت به اجاره دادن محلهای مسکونی خالی اقدام و اجارهبهای دریافتی را به حساب مالک واریز کنند.» ( قانون روابط موجر و مستاجر سال 1362). لازم به ذکر است که این مواد قانونی و مقررات مهم و حیاتی، نیز بر اساس شرایط آن زمان و برای مدت 5 سال در نظر گرفته شده بود، این امر زمینههایی برای حذف آنها در قانون سال 76 فراهم ساخت.
همانطور که ملاحظه میشود با اینکه 35 درصد از جمعیت ایران، یعنی نزدیک به 30 میلیون نفر مستاجرند، نه تنها یک ماده یا یک تبصره در قوانین ایران وجود ندارد که بتوان بر اساس آن میزان اجاره بها را مشخص کرده، بلکه موادی از قانون، که مقرراتی درباره اجاره بها را مشخص میکرد، حذف و یا ملغی شد.
این بدان معنی است که هیچ قانون و مقرراتی درباره مهمترین بخش از رابطه مالک و مستاجر یعنی بخش مالی و پولی آن ( اجاره بها ) وجود ندارد، و البته مابقی این قوانین نیز بیشتر شبیه «تهدید» است تا «قانون».
به عبارتی نبود قانون و مقررات در این مهمترین بخش زندگی انسان یعنی «سکونت» و «خانه» و آنهم درباره 35 درصد از جمعیت کشور ایران است (که اتفاقا این میزان جمعیت در حال افزایش نیز است)، که موجب بوجود آمدن اجارهبها «به نرخ دلخواه» مالک شده است، این امر آشکار میکند که ضرورت شکلگیری اتحادیه مستاجران بخشی از حرکت به سمت شکلگیری قانون و مقررات در این زمینه از حیات اجتماعی ایران است، و روشن است که مسکن حق است نه مزیتی طبقاتی.
۶۰ درصد جمعیت استان کرمان در تنش آبی به سر میبرند
شهرهای کرمان، بم، بروات، رمشک، زهکلوت، زرند، جیرفت، هنزا، رفسنجان، منوجان، ریگان در تنش آبی به سر میبرند که این ۱۱ شهر ۶۰ درصد جمعیت استان را در خود جای دادهاند. به گزارش ایسنا، متاسفانه آب این خطه از ایران بیشتر از سفرههای زیرزمینی تامین میشود به طوری که طبق گزارش شرکت آبوفاضلاب استان، آب شرب استان کرمان از طریق ۹۳۷ حلقه چاه، ۸۱ دهنه چشمه و ۴۱ رشته قنات تامین میشود. محمد طاهری مدیرعامل شرکت آبوفاضلاب استان کرمان به تشریح وضعیت آب شهرهای کرمان پرداخته و گفت: در حال حاضر نیاز آبی استان ۹۹۴۱ لیتر بر ثانیه است، این در حالی است که توان تولید آب توسط این شرکت ۹۱۰۹ لیتر بر ثانیه است بنابراین ما ۱۷۴۳ لیتر بر ثانیه با کمبود آب مواجه هستیم. طاهری درباره وضعیت آب در روستاها گفت: ۲ هزار و ۶۵۰ روستا تحت پوشش این شرکت است که نیاز آبی آنها، ۳۶۳۹ لیتر بر ثانیه است و این در شرایطی است که توان تولید آب از سوی شرکت آبفا ۲۹۴۱ لیتر بر ثانیه است لذا به میزان ۶۹۸ لیتر بر ثانیه کمبود وجود دارد و میطلبد که مردم نهایت صرفه جویی را جهت جلوگیری از هرگونه قطع احتمالی به عمل آورند. مدیرعامل شرکت آبفای استان کرمان از آبرسانی سیار به ۷۴۷ روستای استان خبر داد و اظهار کرد: با توجه به خشکسالیهای اخیر و لزوم رفع مشکلات روستاییان در حال حاضر به ۱۴ هزار و ۶۸۲ خانوار روستایی آبرسانی سیار صورت میگیرد. طاهری شهر کرمان را یکی از شهرهای بحرانی دانست و بیان کرد: نیاز آبی در شهر کرمان ۳۰۷۹ لیتر بر ثانیه است و این در حالی است که توان تولید این شرکت ۱۹۳۴ لیتر بر ثانیه است و کمبود ۱۱۴۵ لیتر بر ثانیه تنها با مدیریت فشار شبکه و صرفه جویی مشترکان میتوان تاحدودی جبران کرد. متاسفانه شهر کرمان تنها کلانشهری است که در سطح کشور ۱۰۰ درصد منابع تامین آب آن از طریق چاههاست و تعداد زیادی حاشیهنشین پیرامون این شهر ساکن شدند که در تابستان دچار قطعی آب میشوند.
اکوتوریسم فرصتی برای احیای گردشگری
کرونا نمیتواند گردشگری را بیش از این متوقف کند. این واقعیتی است که بسیاری از فعالان این حوزه در سراسر دنیا بر آن تاکید دارند و در همین راستا در پی یافتن راهکاری برای تطابق با شرایطی هستند که کرونا در دنیا به وجود آورده است. استفاده از تدابیر و ترفندهای مختلف برای گردشگران و همچنین بهرهمند شدن از تکنولوژی در زمینههای گوناگون برای حفظ ایمنی در سفر، راهکارهایی است که در یک سال گذشته در کشورهای مختلف تجربه شده یا مورد بررسی قرار گرفته است. در این میان تاکید بر موضوع فاصلهگذاری اجتماعی برای حفظ ایمنی در برابر ویروس کرونا، در صنعت گردشگری دنیا، باعث توجه ویژه به گردشگری طبیعی شده است. بسیاری از کارشناسان پیشبینی میکنند این نوع از گردشگری، در شرایط موجود میتواند امیدهایی را در صنعت گردشگری دنیا به وجود آورد.
یکی از ظرفیتهایی که در گردشگری ایران همواره مورد تاکید و اشاره قرار میگیرد و در عین حال توجه چندانی به زیرساختهای موردنیاز برای توسعه آن صورت نمیگیرد، اقلیم چهار فصل است که ایران را تبدیل به بهشتی برای طبیعت دوستان میکند. اکوتوریسم در بخش گردشگری ایران آنگونه که باید مورد توجه نیست و در بعضی موارد شاهد بروز سوتفاهمهایی در این زمینه هستیم. سوتفاهمهایی که ناشی از درک اشتباه از اکوتوریسم و طبیعتگردی است. این روزها اما این نوع از گردشگری در دنیا مورد توجه ویژه قرار گرفته و به زعم کارشناسان، ایران میتواند از فرصتی که رکود گردشگری در اختیار آن قرار داده، برای تقویت زیرساختهای لازم در این بخش بهرهمند شود. فرید جواهرزاده رئیس انجمن علمی طبیعتگردی ایران در خصوص وضعیت طبیعتگردی در ایران معتقد است: « بزرگترین مشکلی که داریم این است که ما راهبرد مشخصی در این زمینه نداریم. زیرساختهای گردشگری در کشور ما عملا دچار یک آسیب جدی است و این موضوع ربطی به کرونا ندارد، قبل از کرونا هم این مشکلات وجود داشت. ما جز ده کشور اول دنیا از نظر جاذبههای فرهنگی و جز بیست کشور اول دنیا از نظر تنوع زیستی هستیم. اما سوال این است که این ظرفیتهای خوب کجا به کار گردشگری ما آمده است؟ به نظر میرسد کرونا این فرصت را ایجاد کرده که ما یک تجدید نظر اساسی و بازبینی دقیق و درست روی سیاستهای کلان و برنامهریزیهای اجرایی صنعت گردشگری داشته باشیم.» جواهرزاده که در نشستی مجازی در شبکه اجتماعی کلابهاوس در خصوص اکوتوریسم در شرایطی که کرونا برای گردشگری ایجاد کرده است، صحبت میکرد، به این نکته اشاره کرد که گرایش به طبیعت بعد از یک دوران محرومیت از سفر امری است که به سرشت انسانی برمیگردد و گفت: «با توجه به تراکم تقاضا بعد از کنترل کرونا، درخواست برای طبیعتگردی رشد و شدت بیشتری خواهد داشت. البته اعتقاد داریم که گردشگری فرهنگی و تاریخی هم اوج میگیرد، اما طبیعتگردی پر رونقتر خواهد بود. چرا که پارامترها اساسی در این نوع از گردشگری مورد توجه قرار میگیرد، مواردی مثل فاصلهگذاری اجتماعی، حضور در فضای باز و بیرون از محیط مسقف و همچنین جاهایی که تراکم جمعیت کمتر است. در این شکل از گردشگری، افراد در جاهای حضور خواهند داشت که کمتر در معرض نگرانیهای ایمنی هستند. بر همین اساس اگر این پارامترها را کنار هم بگذاریم به طور جدی میتوانیم به این نکته برسیم که طبیعت گردی و اکوتوریسم قطعا در آینده رشد بیشتری نسبت به سایر انواع گردشگری خواهد داشت.»
رئیس انجمن علمی طبیعتگردی ایران معتقد است: «بعد از کرونا سبک زندگی مردم متحول شده است. تغییراتی که در محیط کسب و کار یا در روابط بین افراد میبینیم، در ابعاد دیگر زندگی هم اثرگذار خواهد بود. اینطور نیست که در آینده مفهوم فاصلهگذاری اجتماعی یا پروتکلهای بهداشتی حذف شود، به نوعی اینها بعد از کنترل کرونا هم وجود دارد. وقتی از این همهگیری عبور کنیم، در زندگی با یک سبک متفاوت و جدید مواجه خواهیمبود. سفر جایگاه و اهمیت خود را خواهد داشت اما باید از این فرصت استفاده کنیم تا جلوههای جدیدی از گردشگری را معرفی کنیم یا به بهبود مولفههای این بخش کمک کنیم. باید در بسیاری از مولفههای گردشگری تجدید نظر، نگاهمان را چند بعدی و در برنامهریزیهای حوزه گردشگری بازنگری کنیم.»
جواهرزاده در خصوص تجاربی که کشورهای دیگر در دوران کرونا داشتند میگوید: «استرالیا هم مثل بسیاری از کشورها در دوران کرونا مرزهای کشورش را بست و گردشگری آن مثل تمام دنیا دچار آسیب شد. کاری که این کشور انجام داد این بود که روی گردشگری داخلی تمرکز کرد. گزارش جامع سالانه استرالیا نشان میدهد که وضعیت گردشگری امیدوارکنندهای دارند و توانستهاند با تمرکز بر گردشگری داخلی بخشی از مشکلات اقتصادی و تعطیلی فزاینده بنگاههای گردشگری را مدیریت کنند. از سوی دیگر کشوری مثل بوتسوانا در آفریقا، که 14 درصد تولید ناخالص ملی آن از حوزه اکوتوریسم تامین میشود و یک سوم فیلهای آفریقایی که در این کشور زندگی میکنند یکی از مهمترین جاذبههای طبیعی این کشور هستند. تورهای اکوتوریسم و حیات وحش از اجزا مهم گردشگری بوتسوانا است. اما منحنی درآمدی این کشور به شدت در دوران کرونا پایین آمده است. هرچند این کشور هم مثل استرالیا سعی کرد مسافران محلی را جایگزین گردشگری ورودی کند، اما مثل استرالیا موفق نبود و آورده اقتصادی چندانی نداشت»
هومر برقانی نماینده نهاد گردشگری تایلند درباره تجربه این کشور در دوران کرونا در این جلسه گفت: «موضوعی که مسئولان گردشگری این کشور در سالهای اخیر روی آن تمرکز دارند طبیعتگردی است. چرا که قبل از کرونا تایلند با سرریز گردشگر روبهرو بود و محصولاتی که در این حوزه وجود داشت، پاسخگوی حجم گردشگران نبود. برنامهای که پیش از بروز بحران داشتند تمرکز روی طبیعتگردی بود. کرونا فرصتی برای گردشگری تایلند ایجاد کرد تا در زمینه آموزش اقداماتی انجام دهد. با همین هدف کمیتههای محلی در نقاطی که جاذبههای طبیعی داشتند، تشکیل شد و مردم محلی همگام با وزارت گردشگری، در حوزه آموزش و بازاریابی تلاش کردند تا زیرساختهای موجود در این بخش را تقویت کنند. برنامههای بعدی وزارت گردشگری تایلند، اکوتوریسم به صورت فعال ویژه برای مسافران اروپایی است. در دوران کرونا هم سعی شد تا در حوزه اکوتوریسم اقداماتی انجام شود و ظرفیتهای این بخش معرفی شود.» به گفته برقانی 20 درصد تولید ناخالص ملی تایلند از محل گردشگری تامین میشود به عبارتی یک چهارم درآمد سالانه ناخالص ملی از گردشگری است: «زیرساختهای گردشگری این کشور بسیار گسترده بود، و ضربهای که کرونا به تایلند وارد کرد بسیار زیاد بود. اما با برنامههایی که اجرا کردند سعی کردند تا حدودی این ضرروزیان را جبران کنند. مرخصی اجباری به کارمندان برای سفر، دادن بن سفر، و تخفیفهای ویژه به این شکل که دو شب پرداخت و سه شب اقامت داشته باشند. همچنین برگزاری فستیوال برای خارجیهایی که مقیم تایلند هستند، و ایجاد فرصت سفر برای این افراد و موارد دیگر کارهایی که بود که انجام شد و سعی کردند مقداری از ضربه وارده به گردشگری را بگیرند، اما حجم ضررهای وارده به بخش خصوصی فراتر از این است. بسیاری از صنایع که ورشکست شدن، در زمینه هتلداری چینیها اقدام به خرید هتلها کردهاند و این برای آینده گردشگری تایلند خوب نیست. دولت هنوز نتوانسته این بخش را اداره کند» برنامه جاری تایلند برای احیا بخش گردشگری به گفته برقانی این است که یکی از جزایر کشور را با واکسینه کردن مردم محلی و فعالان گردشگری به صورت پایلوت در حوزه گردشگری فعال کنند: « از اول جولای جزیره پوکت را به عنوان پایلوت بازگشایی میکنند. بیش از 60 درصد بومیها و فعالان گردشگری جزیره واکسینه شدهاند. تلاش میکنند که تا اکتبر بتوانند شهرهای دیگر را هم اضافه کنند» با وجود امیدهایی که در پی واکسیناسیون در کشورهای مختلف ایجاد شده است، هنوز کسی نمیداند پایان کرونا چه روز و چه سالی است، به همین دلیل دنیا به دنبال یافتن راهکارهایی برای زندگی و کسبوکار در شرایط موجود است. شرایطی که دو سال تداوم آن اثر بسیاری بر اقتصاد جهان گذاشته است و تبعات این گذاری همچنان متوجه بخشهای مختلف است که گردشگری تنها یکی از این بخشهاست که باید تدبیری برای احیا و نجات آن اندیشید.
40 درصد تالابها کانون غبار شدهاند
| پیامما| وسعت کانونهای داخلی ریزگرد به 2 میلیون هکتار رسیده است و این وسعت خشکیده، همراه 350 هکتار کانون خارجی منشا گردوغبار شدهاند. این آماری است که دیروز معاون محیط زیست انسانی سازمان حفاظت محیط زیست در نشستی خبری عنوان کرد. او گفت که ۴۰ درصد از تالابهای بیآب کشور تبدیل به کانونهای بحرانی گردوغبار شدهاند و برای اشاره به مسئله بیآبی و ناتوانی در تامین حقابهها گفت که «نمیتوانیم بگوییم چون آب نداریم و تالابها خشکیده با گردوغبار مواجه شدهایم؛ باید برای مشکلات محیط زیستی که چالشی و به هم پیوستهاند، چاره داشته باشیم.» در این نشست آنلاین که همزمان با رونمایی از پوستر روز جهانی محیط زیست و هفته محیط زیست بهصورت برخط برگزار شد، به آلاینده ازن که در روزهای گذشته تهران را در برگرفته پرداخته شد و مسائل دیگری چون آلایندگی صنایع، پسماند و قانون آب.
در حالی که کمبارشی مهمترین هشدار محیط زیستی هفتههای گذشته بوده و در روزهای اخیر گردوغبار در خوزستان، کرمان و سیستانوبلوچستان برخاسته است، ریزگردها یکی از موضوعات مطرح شده در نشست دیروز سازمان حفاظت محیط زیست بود. مسعود تجریشی با بیان آماری درباره وضعیت کانونهای غباری گفت: «وسعت کانونهای بسیار بحرانی گردوغبار در ایران حدود ۲ میلیون هکتار است. علاوه بر این وسعت کل کانونهای گردوغبار در کشورمان نیز به ۳۵ میلیون هکتار رسیده است. تالابهای خشک شده ۴۰ درصد کانونهای بحرانی گردوغبار هستند.» او با بیان این موار گفت که در طول سه سال اخیر دولت در مجموع ۴۵۰ میلیون یورو بودجه برای رفع مشکل گردوغبار به ستاد ملی مدیریت گردوغبار اختصاص داده است.»
معاون محیط زیست انسانی سازمان حفاظت محیط زیست با بیان اینکه برنامه عملیاتی برای مدیریت کانونهای گردوغبار با اولویت نقاط بحرانی تدوین شده است، عنوان کرد: «با توجه به شرایط اقتصادی ما بهدنبال این هستیم که برای چنین پروژههایی به بودجه دولتی وابسته نباشیم. از اینرو طرحی را تدوین کردهایم که به تصویب کارگروه اقتصاد مقاومتی نیز رسیده است. بر این اساس برای مدیریت کانونهای گردوغبار از طرحهای دانشبنیان و با مشارکت مردم استفاده میکنیم.»
او ادامه داد: «در این راستا در یک پهنه ۵۰۰ هکتاری در بخشهای کویری کشور با همکاری وزارت جهاد کشاورزی و مجری طرح گیاهان دارویی، کشت گیاهان دارویی اجرایی شده است. منابع مالی این پروژه نیز با کمک خیران و کمک ۲۰۰ میلیون تومانی مجری طرح گیاهان دارویی تامین شد.»
تجریشی با اشاره به سهم ۴۰ درصدی تالابهای خشکیده از کانونهای بحرانی گردوخاک هم گفت: «بهدنبال این هستیم که با همکاری وزارت نیرو نیاز آبی تالابهایی که منشا گردوغبار هستند را مشخص کنیم و وزارت نیرو متعهد به تامین نیاز آبی شود.»
غبار تهران از تالاب صالحیه میآید
صحبت درباره تالابهای خشکیده باعث شد در نشست به تالاب صالحیه اشاره شود. دو روز پیش مدیرکل محیط زیست استان البرز درباره وضعیت این زیستگاه هشدار داده و گفته بود که در فصل کشاورزی تامین حقابه این تالاب دشوار است و به «پیامما» گفته بود: «با ادامه این شرایط تالاب صالحیه در تابستان خواهد خشکید.» همین دیروز اداره کل هواشناسی استان تهران اعلام کرد که در روزهای سهشنبه و چهارشنبه در بعضی ساعات وزش باد شدید همراه با گرد و خاک و کاهش دید در نیمه جنوبی و غربی استان پیشبینی میشود. معاون محیط زیست انسانی سازمان حفاظت محیط زیست هم در نشست خبری تالاب صالحیه را منشا غبارهای تهران خواند و گفت: «یکی اولویتهای ما تالاب صالحیه در نزدیکی تهران است. چرا که چون عمده کانونهای ریزگردهای تهران از این سمت است. از این رو قرار شده با همکاری صندوق ملی محیط زیست وضعیت این تالاب را بهبود ببخشیم.»
تفاهم برای مقابله با کانونهای خارجی
از سویی دیگر به گفته تجریشی وسعت کانونهای خارجی گردوغبار نیز ۳۵۰ میلیون هکتار است. او درباره راهکارها و اقدامات مقابله با این کانونها گفت: «ما بهدنبال آن هستیم که با همکاری وزارت امور خارجه همراه با کشورهای منطقه ائتلافی برای مدیریت این کانونها تشکیل دهیم. در حال حاضر تفاهمنامههای چندجانبهای در این زمینه با برخی کشورهای منطقه داریم اما قصد داریم یک برنامه منطقهای برای مدیریت کانونهای گردوغبار داشته باشیم.» بر اساس توضیحات او مطالعات کانونهای بینالمللی سال گذشته به پایان رسیده که با سازمانهای بینالمللی در ارتباط با این موضوع با کمک وزارت خارجه تهیه شده و سازمان ملل را موظف میکند که از ظرفیتهای خود برای کنترل گردوغبار استفاده کند.
مالچهای دوستدار محیط زیست جایگزین مالچهای نفتی
او در بخش دیگری از سخنانش به مالچپاشی اشاره کرد که یکی از راههای کنترل کانونهای غبار است و گفت: «۵۰ سال در کشور مالچپاشی میکردیم اما ۳ سال پیش مجلس مصوب کرد مالچهای دوستدار محیط زیست جایگزین شوند و از به ترتیب برای ارزیابی و ایجاد دستورالعمل اقدام شد. سه نوع مالچ مناسب شناسایی شد و در چند نقطه کانونی حاد ریزگرد در یزد آزمایش کردیم و ارزیابیها نشان داد یک مورد از آنها موفق بوده است. بر این اساس با صندوق ملی محیط زیست صحبت شده تا برای بهرهبرداری از نخستین مالچ غیرنفتی سرمایهگذاری شود.» بر اساس توضیح او علاوه بر این مالچ غیرنفتی، همه پالایشگاههای کشور وعده دادهاند که ظرف یک تا دو سال آینده خط تولیدشان را به سمت مالچهای نفتی دوستدار محیط زیست ببرند. «از آنجایی که در آینده با توجه به افزایش روند خشکسالی به مالچ بیشتر احتیاج داریم، این مالچها به کمک ما میآید.»
تهران گرمتر میشود، ازن بیشتر
در دو هفته گذشته، وجود ازن در هوای آلوده تهران، یکی از مسائل مهم محیط زیست این شهر بوده است. درست همین دیروز مدیر واحد پایش شرکت کنترل کیفیت هوای تهران گفت: «با توجه به افزایش دمای هوا در تهران پیشبینی میشود که طی روزهای آینده غلظت آلاینده ازن در این شهر افزایش یابد.» اما منشا ازن در هوای تهران چیست؟ محمدمهدی میرزایی قمی، رئیس مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم سازمان حفاظت محیط زیست که در نشست خبری حضور داشت به «پیام ما» توضیح داد: «در سه روز گذشته به سه دلیل وضعیت کیفیت هوای تهران خوب نبوده؛ روز اول به دلیل PM، روز دوم به دلیل آلاینده ناکس و روز سوم ازن.» به گفته او در 6 ماه اول سال گذشته آلاینده PM و در تابستان هم بیش از یک ماه آلودگی به دلیل ازن بوده؛ هرچند بخشی از افزایش آلایندگی ازن به افزایش دما مربوط میشود و گریزناپذیر است. میرزایی قمی در ادامه دلیل آلایندگی پایتخت در 6 ماه اول و دوم سال را این گونه تشریح کرد: «ما در 6 ماه اول سال نگران ذرات معلق از کانون گردوغبار داخل و خارج از کشور هستیم و در 6 ماه دوم با ذرات معلق به دلیل وارونگی دما دست و پنجه نرم میکنیم. حالا ازن هم به آلایندههای 6 ماه اول سال اضافه شده است؛ روندی که در گذشته وجود نداشته و کالیبره نبودن دستگاهها یکی از دلایل آن است.» رئیس مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم با بیان اینکه ازن آلاینده ثانویهای است که ریشهاش در افزایش آلاینده ناکس است، گفت: «به طور کلی علت بروز این مسئله افزایش منابع متحرک است، هر چند که ناکس از منابع ثابت هم منتشر میشود و راهحلش اجرای ماده 17 قانون هوای پاک و نظارت بیشتر بر موتورخانههاست.» به گفته او منشا ذرات معلقی که بیشتر در 6ماه اول سال، تهران را درگیر میکند، خوردویهای دیزل و موتورسیکلتهاست. میرزایی با بیان این موارد علت اصلی بروز ازن را تردد وسایل نقلیه دانست و دلیل افزایش آن حتی در شرایط محدودیتهای کرونا این گونه توضیح داد: «با وجود کرونا و محدودیتهای اعمال شده، حجم تردد کاهش نیافت. بر اساس آمار شهرداری تهران حجم تردد نه در سطح شهر و نه محدوده طرح ترافیک کاهش نداشته و علت آن استفاده کمتر از وسایل حملونقل عمومی و استفاده بیشتر از وسایل نقلیه شخصی است. حجم خودروهای شخصی کاهش پیدا نکرده و با کاهش استفاده از خودروهای عمومی، جمعیت به سمت استفاده از تاکسیهای مسافربری و خودروهای شهری سوق پیدا کردند.» به گفته رئیس مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم از سوی دیگر افزایش دما هم در شدت گرفتن میزان ازن بیتاثیر نبوده، چنان که «هر چه شدت تابش زیاد شود به همان نسبت حجم تولیدی ازن هم زیاد میشود.» و «در حالی که امسال در پارسال شاهد افزایش دمای بیشتری هستیم بنابراین ازن بیشتری را هم خواهیم داشت.»
او معتقد است که اولویت اصلی برای مقابله با آلایندگی تهران، نوسازی سیستم حملونقل عمومی است: «تا وقتی که بحث نوسازی و از رده کردن خودرویهای فرسوده را پیش نبریم، به هیچ وجه شاهد کاهش ازون و یا ناکس نخواهیم بود.» میرزایی قمی در پایان گفت که در تهران 6 هزار ناوگان اتوبوسرانی وجود دارد که بالای 60 درصد آن فرسوده و قدیمی است. سیستم حملونقل عمومی نسبت به شخصی وضعیت آلایندگی بیشتری دارد، چرا که زمان تردد آنها در سطح شهر بیشتر است. در این نشست همچنین هلنا کعبی، مدیرکل دفتر پایش فراگیر سازمان حفاظت محیط زیست گفت: «میزان گوگرد سوخت در برخی ایستگاهها فراتر از حد مجاز گزارش شده است.»
آخرین وضعیت لایحه قانون آب
در ادامه نشست معاون محیط زیست انسانی سازمان حفاظت محیط زیست درباره آخرین وضعیت لایحه قانون آب در کشور گفت: «انفال بودن یا نبودن آب پاشنه آشیل این موضوع محسوب میشود، در واقع یکی از دغدغههای ما در این قانون این بود که آیا آب انفال است یا میتواند مالکیت خصوصی داشته باشد؟ از اینرو جلساتی در این زمینه برگزار شد و دستگاههای ذیربط اعلام کردند که اگر این مسئله را حل نکنیم، شورای نگهبان به آن واکنش نشان خواهد داد البته پاسخ ما این بود که شورای نگهبان با مخالف شرع مخالفت میکند، به همین دلیل خواستیم که از حکم اجتهاد در این زمینه استفاده کنیم.» او ادامه داد: «در نهایت با وزارت نیرو به این نتیجه رسیدیم که آب را جزو انفال حساب نکنیم چرا که در نهایت مجدد وزارت نیرو مالکیت آب را خواهد داشت، بههرحال نمیدانیم که چرا همکاران در وزارت نیرو تشخیص دادند که لایحه موجود را به همین صورتی که وجود دارد، سریعتر برای بررسی به دولت بفرستند.» تجریشی گفت: «در حال حاضر لایحه قانون آب در حال بررسی در کمیتههای تخصصی است و معتقدم تا زمانیکه دوگانگی انفال بودن یا نبودن آب مشخص نشود، مسائل زیادی را این قانون خواهد داشت. به هر حال بعید میدانم که در مهلت باقیمانده بتوانیم این موضوع را حل کنیم.»
30 میلیون تن پسماند خطرناک نیازمند نظارت
معاون محیط زیست انسانی سازمان حفاظت محیط زیست در بخش دیگری از صحبتهای خود با اشاره به مشکلات حوزه پسماند در کشور توضیح داد: «در حال حاضر حدود ۳۰ میلیون تن پسماندهای صنعتی و خطرناک در کشور نیازمند نظارت است و در این سامانه مبدا و مقصدها مشخص شده است و متوجه شدیم مخازن دفن ما دچار مشکل است.» به گفته او درحال حاضر سامانهای برای پسماندها در کشور راه اندازی شده است و در این سامانه مبدا و مقصد پسماند، تولیدکننده و دریافتکننده آن مشخص است. از سویی دیگر در این راستا شش مرکز دفع مهندسی پسماند را در کشور فعال شدهاند.
بودجه ۹۰۰ میلیاردی برای رفع آلایندگی صنایع
تجریشی با بیان اینکه درباره پایش صنایع، بیمارستانها و مراکز درمانی نیز سامانه پایش طراحی شده است، گفت: «در حال حاضر حدود ۱۰۰ هزار صنعت، واحد خدماتی، بیمارستان و… در این سامانه ثبت شدهاند و هویت دارند و میزان آلایندگیهای محیط زیستیشان اندازهگیری میشوند. به دنبال این هستیم که این سامانه به یک سامانه پایش آنلاین تبدیل شود.»او ادامه داد: «برای حل مساله آلودگی هوا در سال ۹۷، ۱۳ دانشگاه در ۹ شهر مطالعاتی داشتهاند و میتوانیم بگوییم که حل معضل آلودگی هوای کلانشهرهای مان راهکار پیدا شده است.» معاون محیط زیست انسانی سازمان حفاظت محیط زیست درباره کمک به صنایع برای رفع آلایندگی توضیح داد: «در سال گذشته حدود ۹۰۰ میلیارد تومان از عوارض آلایندگی به صندوق ملی محیط زیست اختصاص داده شد که از این بودجه برای رفع آلایندگی صنایع استفاده میشود همچنین برنامه رفع آلودگی هوای ۹ کلانشهر کشور نیز تدوین شده است.»حذف بودجه محیط زیست از عوارض آلایندگی در سال ۱۴۰۰ موضوع دیگری بود که تجریشی مطرح کرد. او گفت: «تاکنون با استفاده از بودجهای که در اختیار صندوق محیط زیست از بخش عوارض آلایندگی قرار گرفته، اقدامات خوبی برای رفع آلایندگی صنایع انجام شده، بودجه این صندوق از عوارض آلایندگی برای سال ۱۴۰۰ حذف شده و همه عوارض آلایندگی طی امسال به شهرداریها تخصیص مییابد.»
پژوهشهای جدید نشان داده که بیش از یک سوم تمام مرگهای ناشی از گرما در سراسر جهان از سال 1991 تا 2018 میتواند به گرمایش جهانی ناشی از فعالیتهای انسانی مربوط باشد. به گزارش گاردین، اوضاع وخیم اقلیمی، تبعات متفاوتی دارد، از آتشسوزی جنگلها و مراتع گرفته تا فجایع شدید آبوهوایی.
با افزایش دما، امواج گرمایی شدیدتر و با بسامد بیشتری روی میدهد و بهطور نامتناسبی بر افراد مسن و کسانی که دارای بیماریهای مزمن مثل آسم هستند، تاثیر میگذارد و آنها را در معرض امراض و مرگ زودرس قرار میدهد. مطالعهای که اخیرا در ژورنال «Nature Climate Change» منتشر شده، از دادههایی مربوط به 732 نقطه در 43 کشور استفاده کرده تا تعداد مرگهای مرتبط با سطوح گرمایی بالاتر از دمای ایدهآل برای سلامت انسانها را که در هر منطقه متفاوت است، محاسبهکند. پژوهشگران در این مطالعه، شرایط آّبوهوایی گذشته را که تحت سناریوهای بایا بدون گرمای ناشی از فعالیتهای انسانی شبیهسازی شده بودند، بررسی کردند؛ این کار به آنها اجازه داد تا تاثیر گرما و سلامتی مرتبط با فعالیتهای انسان را از روند طبیعی آن جدا کنند. پژوهشگران دریافتند که به طور کلی، 37 درصد از همه مرگهای مرتبط با گرما در مناطق مورد مطالعه، مربوط به فعالیتهای انسانی بوده است؛ اما بیشترین سهم ناشی از تغییرات آبوهوایی (بیش از 50 درصد) در جنوب و غرب آسیا (ایران، کویت)، جنوب شرق آسیا (فیلیپین و تایلند) و آمریکای جنوبی و مرکزی بوده است. پروفسور آنتونیو گاسپارینی از دانشکده بهداشت و پزشکی گرمسیری لندن و نویسنده ارشد این گزارش میگوید: «این دادهها حاکی از آن است که حتی در این مراحل نسبتا ابتدایی تغییرات بالقوه فاجعهبار آبوهوایی، آثار گرمایش سریع روی سلامت انسان احساس میشود.»
او میگوید: «این نوعی فراخوان برای اقدام جهت جلوگیری از اثرات احتمالی یا تلاش برای کاهش این اثرات است که البته درآینده که گرم شدن زمین ادامه مییابد، بیشتر خواهد بود. پیام اصلی این است که … شما نباید تا سال 2050 منتظر بمانید تا شاهد افزایش مرگومیر مرتبط با گرما باشید.» جدا از مرگ، افزایش گرما باعث مشکلات دیگر سلامتی از جمله بیماریهای قلبی عروقی یا تنفسی هم میشود. دکتر آناویسیدو-کابرا، نویسنده اصلی این مقاله از دانشگاه برن، میگوید که این مشکلات، معمولا بیشتر از مرگ است و هزینههای درمان را هم باید به آن اضافه کرد: «مرگومیر فقط نوک کوه یخ است.»
تجزیهو تحلیلهای این گزارش، تمام کره زمین را پوشش نمیدهد؛ برای مثال، دادههای تجربی کافی برای بخشهایبزرگی از آفریقا و جنوب آسیا وجود نداشت. با این حال، دکتر کِلِر گودس، پژوهشگر ارشد دانشکده علوم محیط زیستی در دانشگاه آنگلیای شرقی، میگوید: «نتیجه این مطالعه از نظر علمی، قوی و هشدار دهنده است.» او گفته است: «این دادهها به ما میگویند که مردم در همه قارهها به دلیل افزایش استرس گرمایی حاصل از تغییرات آبوهوایی ناشی از فعالیت انسانها، در حال مرگ هستند. این امر ضرورت اقدام جهانی برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای را برجسته میکند. مهمتر از هر زمان دیگری است که توافقهای معنادار از Cop26، کنفرانس آبوهوایی سازمان ملل در ماه نوامبر سربرآورد.» سال گذشته، با وجود 7 درصد کاهش سوزاندهشدن سوختهای فسیلی به علت قرنطینه و تعطیلی سراسری بهواسطه کرونا، دمای جهانی 1.2 درجه سانتیگراد بالاتر از سطوح پیشاصنعتی بود. این عدد بسیار نزدیک به 1.5 درجه سانتیگراد افزایش دمای تعیین شده برای جهان است. گمان میرود، فراتر از این دما، حتی به اندازه نیم درجه سانتیگراد، خطرات خشکسالی، سیل، گرمایش شدید و فقر و گرسنگی برای صدها میلیون نفر از مردم جهان را به دنبال خواهد داشت.
حملونقل بیشترین سهم در انتشار گازهای گلخانهای
سخنان زیادی در مورد گرمشدن کره زمین بیان میشود؛ مقالات بسیاری نوشته میشود. بخش زیادی از گرم شدن زمین به دلیل فعالیتهای انسانی در تولید گازهایگلخانهای است. حدود چهار ماه پیش، در ماه فوریه، گزارشی منتشر شد که نشان میداد حملونقل با 29 درصد، بالاترین سهم را در ایجاد گازهای گلخانهای دارد.
نمودارها نشان میدهد که سهم منابع تولید گازهای گلخانهای، به ترتیب به این صورت است: 29 درصد حملونقل، 28 درصد الکتریسیته، 22 درصد صنعت، 12 درصد تجاری و مسکونی، 9 درصد هم کشاورزی. موتورهای احتراقی که با سوزاندن سوختهای فسیلی کار میکنند، بخش اصلی سیستم حملونقل ما را تشکیل میدهند. خودروهای شخصی و کامیونهای سبک نیمی از این 29 درصد را که حملونقل مسئول تولید آن است، تولید میکنند. بخشهای دیگر، هواپیماها، کشتیها، اتوبوسها و موارد اینچنینی هستند. تام سورلز، متخصص هواشناسی میگوید: «با دیدن این اعداد و ارقام، به خوبی متوجه میشویم که چرا تا این اندازه روی خودروهای الکتریکی تاکید میشود. در واقع آینده اتمسفر ما به پیشرفت و موفقیت در این موضوعات بستگی دارد.» به گفته او، مسئله اصلی در تولید خودروهای برقی این است که چگونه باید آنها را بسازیم. او میگوید: «آمار و ارقام نشان میدهد که الکتریسیته سهم 28 درصدی در تولید گازهای گلخانهای دارد. این بدان علت است که ما در حال حاضر برای ایجاد الکتریسیته از سوختهای فسیلی استفاده میکنیم. در آینده، ما برای تولید الکتریسیته، از منابع تجدیدپذیر مثل منابع خورشیدی، بادی و برق آبی بیشتر از زغالسنگ استفاده خواهیم کرد.»
کاهش 4 درصدی گازها در اروپا
دیروز همچنین گزارش دیگری منتشر شد که نشان میداد، انتشار گازهای گلخانهای در اتحادیه اروپا طی سال 2019 حدود 4 درصد کاهش داشته است. به گزارش آژانس محیط زیستی اروپا، دادههای منتشر شده دیدهبان محیط زیستی اروپا نشان میدهد که کشورهای عضو اتحادیه اروپا در سال 2019 با کاهش 3.8 درصدی انتشار گازهای گلخانهای، انتشار اتحادیه اروپا را به 24 درصد زیر سطوح 1990 رسانده است. این کاهش به علت تعطیلی و قرنطینه سراسری بسیاری از کسبوکارها در دنیا رخ داده است. این در حالی است که اتحادیه اروپا میخواهد تا سال 2030، انتشار گازهای گلخانهای خود را تا 55 درصد نسبت به سطوح 1990 کاهش دهد. یعنی اگر این کاهش تا یک دهه دیگر ادامه پیدا کند، این بلوک میتواند به اهداف تعیینشدهاش دست یابد.بریتانیا هم برای خودش هدف کاهش 68 درصدی انتشار گازهای گلخانهای را تا 2030 و کاهش 78 درصدی تا 2035 را تعیین کرده است.
آژانس محیط زیستی اروپا اعلام کرده که حدود 80 درصد از کاهش انتشار آلایندههای اتحادیه اروپا در سال 2019، ناشی از بخش گرما و نیرو بوده است. اما میزان انتشار گازهای ناشی از حملونقل در این اتحادیه، همچنان رو به افزایش است؛ به این معنا، این بلوک در آیندهای نزدیک باید فکری به حال انتشار گازهای گلخانهای حاصل از حملونقل بکند تا بتواند به اهداف تعیینشده خود دست یابد. گرچه کشورهای اتحادیه اروپا میگویند که بیش از اکثر کشورهای دنیا تلاش میکنند و اهداف سختگیرانه و بلندپروازانهای را برای خود تعیین کردهاند، با این حال، فعالان محیط زیستی میگویند که اهداف دیاکسید کربنی اتحادیه اروپا به اندازه کافی شدید نیست. لورلی لیموزین، یک فعال آبوهوا و حملونقل در گرینپیس میگوید: «اروپا باید به سرعت سوختهای فسیلی را کنار بگذارد و بیشتر انرژی خود را از منابع تجدیدپذیر مانند باد و انرژی خورشیدی کسب کند. اروپا همچنان باید انرژی کمتری را از جمله در حملونقل که انتشار گازهای گلخانهای آن در حال افزایش است، صرف کند و این اتحادیه باید حملونقل خود را تغییر دهد.»
