بایگانی مطالب نشریه

مشارکت مردم وظیفه منتخب ملت را سنگین‌تر کرده است

رئیس‌جمهور در پیامی خطاب به ملت ایران حضور حماسی و کم نظیر در انتخابات 1400 را لبیک با شکوهی به رهبر معظم انقلاب و تجلی تجدید عهد با شهدای والامقام کشور، خواند و تاکید کرد: حضور پرشکوه و دشمن شکن شما ملت هوشیار در این انتخابات موجب پشیمانی و یاس دشمنان و بدخواهان این ملت شده است و بار دیگر حرکت ملت ایران در مسیر تعالی و تدبیر و خردورزی و امید به آینده ای روشن را رقم زد.
به گزارش ایسنا،‌ متن پیام حجت الاسلام والمسلمین حسن روحانی به این شرح است:
ملت بزرگ و فهیم ایران
حضور حماسی و کم‌نظیر شما ملت شگفتی‌ساز در یکی از رویدادهای بزرگ سیاسی و سرنوشت‌ساز، نمایانگر پیمان نویینی با آرمان‌های بلند امام خمینی(ره) و لبیک باشکوهی به رهبر معظم انقلاب و تجلی تجدیدی عهدی با شهدای والامقامی که روح مطهرشان وحدت‌بخش همیشه تاریخ ملت ایران است.
حضور پرشکوه و دشمن‌شکن شما ملت هوشیار در سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای اسلامی شهر و روستا، در اوج جنگ روانی دشمنان نه تنها مانع حضور گسترده و غرورآفرین شما در یکی از مهم‌ترین عرصه‌های سرنوشت نشد، بلکه موجب پشیمانی و یأس بیشتر دشمنان و بدخواهان این ملت شده است و بار دیگر حرکت ملت ایران در مسیر تعالی و تدبیر و خردورزی و امید به آینده‌ای روشن را رقم زد و نشان داد که این ملت از برنامه‌ها و خواسته‌های ناحق و تحمیلی قدرت‌های سلطه‌گر برای همیشه عبور کرده است و از میدان مبارزه با دشمنان داخلی و خارجی همواره پیروز و سربلند بیرون می‌آید.
اینجانب با تجلیل مجدد از صبر و ایستادگی ملت بزرگ ایران در برابر جنگ اقتصادی و فشارهای ظالمانه دشمنان و همراهی بی‌دریغ آنان با دولت تدبیر و امید، این پیروزی را به آحاد مردم ایران بالاخص منتخب ملت تبریک و تهنیت می‌گویم و برای ایشان در انجام این مسئولیت سنگین آرزوی موفقیت می‌کنم.
بی‌شک این مشارکت پرشور و ستودنی مردم فهیم ایران در یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخی میهن اسلامی، وظیفه منتخب ملت را سنگین‌تر کرده که شایسته است با بهره‌گیری از ظرفیت‌های فراوان کشور به خصوص سرمایه انسانی نخبه و با انگیزه کشور برای تحقق مطالبات مردم، تمام توان خود را به کار گیرد.
امیدوارم دستاورد این حضور حماسی، پیشرفت و آبادانی بیش از پیش میهن اسلامی و عزت و سربلندی ملت بزرگ ایران در عرصه های مختلف داخلی و خارجی باشد.
حسن روحانی

«به هوای زمین» عادت‌های غلط را کنار بگذاریم

مشهور است برای ترک هر عادت بدی و اضافه‌ کردن هر عادت خوبی به ریتم یکنواخت زندگی باید 40 روز زمان گذاشت. باید 40 روز تلاش کرد که عادت بد را رفته رفته از زندگی حذف کنیم یا عادت خوب را کم‌کم به زندگی اضافه کنیم. این قاعده شامل همه عادت‌های خوب و بد هم می‌شود. مثلا برای تولید زباله کمتر و تبدیل آن به روتین زندگی هم باید 40 روز تلاش کرد. چند استارتاپ محیط زیستی حالا کمپین 40 روزه‌ای میان دو مناسبت محیط زیستی تقویمی تشکیل دادند، کمپینی که هدفش کاهش عادات بد محیط زیستی مثل کاهش استفاده از پلاستیک است.

«به هوای زمین» ایده شکل‌گیری کمپینی است ما بین دو رویداد مهم محیط زیستی جهان. یعنی 15 خرداد روز جهانی محیط زیست و 21 تیر، روز جهانی بدون پلاستیک. هدف از این کمپین ترغیب هرچه بیشتر مردم برای توجه به زمین است. کمپینی که استارتاپ «روستاتیش» و «تیک‌نیک» از برگزار‌کنندگان اصلی آن هستند و روزنامه «پیام‌ما» حامی رسانه‌ای کمپین است. مینا کامران، موسس استارتاپ روستاتیش در گفت‌وگو با پیام‌ما می‌گوید هدف اصلی پویش ترویجی «به‌هوای زمین» این بود که به مردم بگوییم در این مقطع، زمان بسیاری مهمی برای توجه به سیاره‌‌مان است. او تاکید می‌کند: «خواستیم تا مردم توجه کنند که چه قدر کارهایی که انجام می‌دهند، برای آینده زمین و آینده خودمان تاثیرگذار است. از این بابت هم اسم کمپین را به هوای زمین گذاشتیم که بگوییم ما به خاطر زمین می‌توانیم خیلی کارهای بزرگی انجام دهیم، خواستیم بار دیگر گوشزد کنیم که زمین باارزش است و همه عناصر روی آن حق حیات دارند و این تنها آدمیزاد نیست که مهم است.» اما برای به هوای زمین چه باید کرد، براساس اطلاعاتی که در پوسترهای کمپین منتشر شده، باید 40 روز برای ترک یک عادت بد محیط زیستی زمان گذاشت. کامران از حرف قدیمی‌ها برای ترک عادت کمک می‌گیرد و می‌گوید: «فلسفه این چهل روز این است که تمرین در این مدت زمان می‌تواند سبک زندگی را تغییر دهد، بنابراین ما تشویق می‌کنیم تا آدم‌ها در این 40 روز یک سری کارهای کوچک مفید برای زمین و محیط زیست را انجام دهند و عادت بد محیط زیستی را کنار بگذارند.»
ترک چهل روزه عادت‌های بد
ایده اصلی این کمپین از سوی تیم روستاتیش شکل گرفت اما برای شرکت در این پویش افراد بایستی داخل اپلیکیشن «تیک نیک» در کمپین به هوای زمین شرکت کنند. برای شرکت اما چند مرحله در نظر گرفته شده است، نخست باید ضمن ترک عادت‌ها، اقدامات محیط زیستی‌شان را گزارش و در اپلیکیشن به اشتراک بگذارند.
ترک پلاستیک
اما این اقدامات محیط زیستی باید چه شاخصه‌هایی داشته باشد؟ کامران می‌گوید اولین آن کاهش مصرف پلاستیک است. او با مدد گرفتن از آمار می‌گوید، روزانه بین 3 تا 5 کیسه پلاستیکی وارد چرخه مصرف می‌شوند و این باعث شده که کشور ایران بین 10 کشور مصرف‌کننده پلاستیک به حساب بیاید. این ارقام را شاید باید کنار دیگر ارقام سایت‌های خبری قرار داد که می‌گوید در ایران روزانه بیش از 50 هزار تن زباله تولید می‌شود که سهم زباله‌های پلاستیکی از آن، 3500 تن است. این درحالی است که آمار جهانی نیز نشان دهنده فاجعه‌ای دیگر است. در ایالات متحده آمریکا در سال حدود 400 میلیارد قطعه پلاستیک مورد استفاده است که در نهایت چیزی کمتر از 10 میلیارد آن بازیافت می‌شود. یعنی حدودا یک تا دو درصد آن. یکی از اهداف این کمپین کاهش مصرف ظروف یکبار مصرف و بطری آب معدنی نیز است. شاخصه دیگر محیط زیست در کمپین به هوای زمین که برای ایجاد کنندگان این پویش مسئله مدیریت پسماند است. کامران می‌گوید هرچند که این روزها بسیاری تفکیک پسماند تر و خشک می‌کنند اما همچنان افرادی هستند که نمی‌دانند پسماند خشک را کجا تحویل دهند یا چگونه شیرابه پسماند تر را از بین ببرند. او می‌گوید موضوع دیگر عادت ایرانیان است که بحث دور ریختن مواد‌غذایی است. یکی دیگر از اقدامات این کمپین جمع کردن خرده پارچه‌ و دورریزهای خیاطی است. این خرده پارچه‌ها در نهایت به روستاهای مختلف ارسال می‌شوند تا عروسکی از آن‌ها ساخته شود.
شش مرحله در 40 روز
کمپین شش مرحله و شش قدم دارد. «آگاهانه خرید کنیم،‌ به کیسه پلاستیکی نه بگویم، به بطری پلاستیکی و یکبار مصرف‌ها نه بگویم، پسماند خشک را مدیریت کنیم، شیرابه کمتری تولید کنیم، مواد‌غذایی را دور نریزیم.» پایان 40 روز اما کسانی که در این کمپین مشارکت کردند، هدایایی دریافت می‌کنند.
اهدای 20 پک محیط زیستی برای ۲۰ نفر از دارندگان نشان قهرمان زمین به ترتیب میزان سکه‌هایی که در این اپلیکیشن کسب کردند به همراه اهدای ۴۰ درخت به نام ۴۰ نفر از کسانی که در کمپین شرکت کردند و از طریق قرعه کشی انتخاب می‌شوند، از جمله هدایایی است که به افرادی که در این کمپین مشارکت می‌کنند، تعلق می‌گیرد. کامران می‌گوید غیر از تیک‌نیک، استارتاپ‌های دیگری نظیر «روستاگل» و «تیرجر» می‌خواهند به برندگان مسابقه درخت اهدا کنند، گروه کارآفرینی مانیز و خود روستاتیش، در ایام برگزاری این کمپین، پک‌های محیط زیستی خود را با تخفیف 20 درصدی عرضه می‌کنند. شرکت پرسال هم قرار است به پاس فعالیت جمعی 25 درخت خریداری کند و بکارد.

مدیریت آب‌های زیرزمینی شکست خورد

ایران در ارزیابی‌های اخیر صورت گرفته در آکادمی علوم آمریکا در میان کشورهایی قرار دارد که بالاترین کاهش را در میزان منابع آب زیرزمینی در سال‌های اخیر داشته‌اند. وضعیت وخیم منابع آب زیرزمینی در کشور با مصادیق بسیاری از جمله نشست زمین و بیابان‌زایی خودنمایی می‌کند. سال‌هاست که کارشناسان حوزه آب در خصوص برداشت‌های بی‌رویه از این منابع و لزوم مدیریت صحیح این منابع که در برخی مناطق تجدیدناپذیر هستند، هشدار می‌دهند. اما بر اساس مطالعات صورت گرفته همچنان مهم‌ترین عامل کاهش منابع آب‌های زیرزمینی در ایران، به برداشت انسان از از منابع برمی‌گردد. انسانی که به دست خود تهدیدی جدی برای زندگی خود خلق می‌کند. در مقاله اخیر آکادمی علوم از « تهدیدهای نگران‌کننده امنیت آب» سخن گفته شده و بر این موضوع تاکید شده که وضعیت منابع آب زیرزمینی در ایران با تغییر در کیفیت آن (بالا رفتن درصد شوری آب) بحرانی و نگران‌کننده است.

حدود 30 درصد از آب‌های شیرین جهان را سفره‌های آب زیرزمینی تشکیل می‌دهند. گزارش‌های جهانی از افزایش چهار برابری برداشت از سفره‌های آب زیرزمینی در 50 سال گذشته خبر می‌دهند. بر اساس این گزارش‌ها بالاترین میزان کاهش آب‌های زیرزمینی و یا برداشت آبخوان‌ها مربوط به کشورهای چین، هند، پاکستان، ایران، بنگلادش، آمریکا، مکزیک و اروپا است.
آمارهای رسمی می‌گویند بیش از 60 درصد حجم کل مصرفی آب ایران از سفره‌های آب زیرزمینی تامین و بخش عمده آن –حدود 90 درصد- در بخش کشاورزی مصرف می‌شود. نتایج پژوهشی که اخیرا در آکادمی ملی علوم آمریکا توسط پژوهش‌گرانی از جمله روح‌الله نوری، محسن مغربی، علی میرچی، مجتبی نوری، مجتبی صادقی، علی ترابی حبیبی، کاوه مدنی و… انجام شده نشان می‌دهد در بازه زمانی انجام این پژوهش (2002 تا 2015) تعداد چاه های استخراج آب زیر زمینی در ایران تقریبا 2 برابر شده است.
این تحقیق نشان می‌دهد در حالی که تعداد چاه‌های استخراج آب زیرزمینی از 546،000 حلقه در سال 2002 به بیش از یک میلیون حلقه در سال 2015 افزایش پیدا کرده است، برداشت سالانه آب زیرزمینی با 18 درصد کاهش روبه‌رو بوده که این به دلیل محدودیت‌های فیزیکی این منابع و همچنین کاهش کیفیت (شوری بیش از حد آب) آنهاست.
پژوهشگرانی که این مقاله را تدوین کرده‌اند معتقدند نتایج تحقیقات آن‌ها، نشان دهنده تهدیدهای نگران‌کننده در مورد امنیت آب و کاهش مقدار و کیفیت آب زیرزمینی به دلیل سال‌ها استفاده ناپایدار از این منابع است. بسیاری از دشت‌های ایران ممنوعه اعلام شده و برداشت آب برای مصارف کشاورزی در آنها غیرمجاز است، اما این سیاست پس از رسیدن به مرز بحران در پیش گرفته شد. دشت‌هایی که حالا به آخرین مرحله تخریب اکوسیستمی رسیده و دچار فرونشست‌های گسترده و گرفتار فروچاله‌ها هستند. برداشت‌های بی‌رویه ّاز آبهای زیرزمینی، اصرار بر تداوم شیوه‌های سنتی در کشاورزی، حفر چاه‌های غیرمجاز، و برداشت‌های بیش از میزان تعیین شده از چاه‌های با پروانه بهره‌برداری، استفاده از منابع زیرزمینی برای صنایع و بسیاری موارد دیگر که این سال‌ها در نقاط مختلف زمینه‌ساز بروز بحران شده‌اند، همه مصادیقی از برداشت انسانی آب‌های زیرزمینی هستند. منابعی که پس از یخچال‌ها، دومین منبع آب شیرین موجود در جهان هستند، با مداخلات بی‌رویه انسان حالا با کاهش سطح کیفیت و همچنین آلودگی‌هایی روبه‌رو شده است.
چاه‌های نقاط مختلف کشور با کاهش چشمگیر آبدهی مواجه هستند. بسیاری از دشت‌های ایران از مرز بحران در فرونشست زمین عبور کرده‌اند. از طرفی پساب‌های صنعتی و شهری باقی‌مانده این آب‌ها را که به زعم بسیاری، متعلق به نسلهای بعدی هستند، آلوده و غیرقابل استفاده کرده است.
در مقاله‌ای که با عنوان «برداشت انسانی سفره‌های آب زیرزمینی» توسط آکادمی ملی علوم آمریکا منتشر شده، آمده است: « ایران با مشکلات و تنش‌های حاد مدیریت آب دست و پنجه نرم می کند. اضافه برداشت آب زیرزمینی باعث تشدید معضلات اجتماعی از جمله خشک شدن تالاب‌ها، بیابان‌زایی، توفان‌های شن و گرد و غبار، پایین آمدن کیفیت آب و مهاجرت شده است. فرونشست زمین به دلیل برداشت آب‌های زیرزمینی یک خطر انسانی در دشت‌های آسیب پذیر محسوب می‌شود. علاوه بر این مشکلات معیشتی روستاییان، افزایش تنش بین بهره‌برداران از آبهای زیرزمینی، موجب تشدید خطرات مربوط به امنیت غذایی و آب می‌شود»
مطالعات پژوهشگران در این پژوهش نشان داده است: « تعداد چاههای عمیق، نیمه‌عمیق، قنات و چشمه‌های مورد استفاده برای تامین آب به ترتیب 52.4 ، 81.4 ، 22.2 و 221.7 درصد در بازه زمانی مورد مطالعه افزایش داشته است. به طور کلی از سال 2002 تا 2015 حفر چاه با هدف برداشت از منابع زیرزمینی در ایران 84.9 درصد افزایش داشته است» با این وجود میزان برداشت از این منابع در همین بازه زمانی کاهش داشته است: « مقدار کل برداشت آب زیرزمینی از 74.6 میلیارد متر مکعب در سال 2002 به 61.3 میلیارد متر مکعب در سال 2015 کاهش داشته است. این امر ممکن است به دو دلیل اتفاق افتاده باشد: 1) افزایش برداشت در سفره‌های زیرزمینی کم عمق که باعث برداشت آب‌های زیرزمینی و کاهش عملکرد و کیفیت آب‌های زیرزمینی کم عمق می‌شود.
2) اثربخشی بالقوه نظارت، مدیریت و سیاست‌های حفاظت از آب‌های زیرزمینی.» البته مقاله در ادامه در خصوص مطالعات صورت گرفته توضیح بیشتری داده و می‌گوید: «اگرچه این روند تحت تأثیر ترکیبی از هر دو دلیل است، اما مطالعات میدانی نشان می‌دهد در بسیاری از مناطق منابع زیرزمینی تجدیدپذیر، به محدودیت‌های فیزیکی رسیده و آبی برای برداشت ندارند. و این نشان می‌دهد که برنامه‌های مدیریت آب زیرزمینی تا حد زیادی شکست خورده‌اند. علاوه بر این بهره‌برداری از چاه‌های عمیق و نیمه عمیق 17.2 درصد افزایش داشته و این نشان دهنده تلاش عمدی برای افزایش برداشت آب زیرزمینی است.»
بر اساس مطالعات انجام شده برداشت از چاه‌های عمیق و نیمه عمیق ایران به ترتیب از 42.1 به 54.1 درصد و از 18.7 به 20.0 درصد افزایش پیدا کرده است.
افزایش تعداد چاههای استخراج آب با حفر چاه‌های عمیق همزمان با پایین آمدن سطح سفره‌های آب زیرزمینی باعث کاهش بهره‌وری چشمه‌ها و قنات‌ها می‌شود.
برداشت گسترده از آب زیرزمینی باعث کاهش متوسط ​​سالانه خالص حدود 5.4 کیلومتر مکعب آب زیرزمینی غیر قابل تجدید (به عنوان مثال ، تعادل منفی در سفره های زیرزمینی) در سراسر ایران شد.
این پژوهش همچنین به نکات قابل تاملی در خصوص کاهش میزان مصرف آب‌های زیرزمینی در بخش کشاورزی و افزایش آن در بخش صنعت اشاره می‌کند: «مصرف آب زیرزمینی از 60.7 کیلومتر مکعب در سال 2002 به 55.2 کیلومتر مکعب در سال 2015 کاهش یافته است.
سهم بخش کشاورزی در مصرف آب زیرزمینی از 91 درصد در سال 2002 به 87.6 درصد در سال 2015 کاهش پیدا کرده است. در حالی که مصرف آب زیرزمینی در بخش خانگی و صنعتی از 7.2 به 10.2 افزایش داشته است.»
چندی پیش نیز مجله نیچر، پژوهشی در همین رابطه منتشر کرد که در نتایج این پژوهش نیز به نقش انسان در وضعیت بحرانی آبهای زیرزمینی در ایران تاکید شده بود.
این مطالعات در حالی در خصوص وضعیت منابع آبهای زیرزمینی ایران هشدار می‌دهند که عده‌ای در حال تبلیغات گسترده برای حفر چاه‌های عمیق برای برداشت آب ژرف در مناطق مختلف هستند.
امری که بر اساس یافته‌های این گزارش آماری رو به افزایش دارد و تبعات بسیار محیط زیستی و اجتماعی نیز خواهد داشت.

آیا شریعتی به تاریخ پیوسته است؟

فاطمه گوارایی از جمله زنانی است که دغدغه‌های ملی و مذهبی و نگاهی مبتنی بر توسعه پایدار را دنبال می‌کند و شالوده فکری او را اندیشه‌های دکتر علی شریعتی شکل داده است. او چهل سال از دوران زندگی شصت ساله خود را صرف مطالعه و ادامه طریق راه و روش نواندیشان دینی کرده و با سرریز این نگاه در سپهر سیاسی نیز زیست کرده است.
گوارایی در تاسیس دفتر پژوهش‌های فرهنگی علی شریعتی و برگزاری نشست‌هایی موثر نیز نقش داشته است. در نشست‌های این دفتر، اندیشه شریعتی از افق‌ها و زوایای مختلف مورد نقد و بررسی قرار می‌گرفت تا از رهگذر آن پرتو جدیدی بر آرا و اندیشه دکتر علی شریعتی افکنده شود. از این رو «دفتر» از اغلب صاحب‌نظران و روشنفکرانی که با افکار و آرای شریعتی به نسبت‌های مختلف آشنایی یا نسبت‌ فکری یا افق مشترک داشتند، دعوت کرد تا خوانش خود را از اندیشه او، بنا بر تخصص یا علاقه‌شان، ارائه دهند. از امتیازات این سخنرانی‌ها، به جز تنوع رویکردها و گرایش‌ها، «پرسش و پاسخی» است که در پایان هر سخنرانی به تفصیل صورت گرفته و این در آشکارسازی نقاط ضعف و قوت نقدها و نظرهای سخنرانان نسبت به آرای شریعتی بسیار ثمربخش بوده است.
از خلال نشست‌های بسیار متعدد دفتر پژوهش‌های فرهنگی دکتر علی شریعتی، مقالات مختلفی ثبت و ضبط و نشر پیدا کرد که در این میان می‌توان به نام‌های حسن محدثی، هاشم آقاجری، رضا علیجانی، امیر رضایی، هدی صابر، حمید احراری، مقصود فراستخواه، محمدجواد غلامرضا کاشی، علی قاسمی، محمد محمدی گرگانی، سارا شریعتی، سوسن شریعتی، علیرضا علوی‌تبار، لطف‌الله میثمی، احسان شریعتی، حسن یوسفی اشکوری، حسین مصباحیان، علیرضا رجایی، مراد همتی، مجید مرادی، علی قاسمی، سعید مدنی، تقی رحمانی، حبیب‌الله پیمان و مینو مرتاضی لنگرودی اشاره کرد.

آشنایی شما با اندیشه‌های دکتر شریعتی از کجا و چطور آغاز شد؟
این آشنایی به سال‌های پیش از انقلاب برمی‌گردد که من نخستین کتاب‌های جیبی دکتر شریعتی را از طریق برادرم علی گوارایی دریافت می‌کردم و می‌خواندم. انقلاب که شد هفده ساله بودم و با وجود علاقه‌ام به اندیشه‌های شریعتی جذب گروه‌های هوادار او شدم. در نوزده سالگی رسما عضو گروه موحدین انقلابی -که پیرو اندیشه‌های دکتر شریعتی بود- بودم. و تا به امروز خود را پیرو راه اندیشه شریعتی می‌دانم و در این مسیر نه لحظه‌ای توقفی حاصل شده و نه خللی به وجود آمده است. تا لحظه مرگ، شریعتی در جان و روح من تنیده شده است.
دکتر علی شریعتی یک ملی‌گرا بود که قرائت‌های مذهبی هم داشت یا اینکه نواندیش دینی بود که سعی می‌کرد با زبان روز سخن بگوید؟
شریعتی متعلق به نحله‌ای بود که این نحله، بُعد هویتی را از دو بُعد نواندیشی دینی (از جنبه مذهبی) و بُعد ملی‌گرایی (از جنبه هویت ملی) تشکیل شده بود. اگر نسل نواندیشان دینی ایران را در نظر بگیرید که با دکتر یدالله سحابی، مهندس مهدی بازرگان، آیت‌الله طالقانی، مهندس عزت‌الله سحابی و دکتر علی شریعتی متمایز می‌شوند، در اصل نواندیشان دینی ملی‌گرا بودند. در تمام آثار این افراد در بُعد هویت مذهبی خود از یک نگاه مذهبی برخوردار بودند که تفسیر معنوی از انسان، جهان و تاریخ داشتند و به میراث اصیل سنتی اعتقاد داشتند. دارای تحصیلات عالیه بودند. مبانی مدرنیته را می‌شناختند و به آن هم نقد داشتند. اما به ایران آباد، آزاد، مستقل و توسعه یافته به شدت تعلق خاطر داشتند. در حرکت‌های دکتر محمد مصدق، مهندس مهدی بازرگان و سید حسن مدرس می‌بینید. مدرس اساسا معتقد بود دیانت ما مثل ایرانیت ماست. مصدق با اینکه به شدت یک رهبر ملی بود اما به شعائر مذهبی اعتقاد داشت. اعتقادات مذهبی بخش بزرگی از ویژگی‌های هویتی‌اش بود. اینها از منظر نواندیشی دینی سعی می‌کردند به نیازهای جامعه پاسخ بدهند. سعی می‌کردند دین را روزآمد و کارا و بر این اساس بازخوانی کنند. با مبانی مدرنیته یک برخورد خلاقانه داشتند. وجوه مثبت آن را بررسی می‌کردند و در تفکر خود تلفیق و هماهنگ می‌کردند. اما بازوی دیگر هویتی امثال دکتر شریعتی و بقیه نواندیشان دینی، ملیت بود. هر چیزی را می‌خواستند متصور شوند، خواه ناخواه در چارچوب جغرافیایی به نام ایران شکل می‌گرفت. با این حال در دوره‌ای از این طیف فکری، بُعد ملی‌گرایی پر‌رنگ و در دوره‌ای دیگر بُعد مذهبی برجسته می‌شود. علاوه بر اینکه در سالروز درگذشت دکتر علی شریعتی هستیم، در سالروز درگذشت زنده‌یاد مهندس سحابی هم قرار داریم. ایشان هم از هویت ملی و دینی برخوردار بود و به ایرانیت به عنوان یک محور همگرایی جامعه ایران اعتقاد داشت. لذا تفکر دکتر علی شریعتی هم به مانند دیگر افرادی که نام بردم، بر دو بال هویتی مذهبی و ملی استوار است. حال بنا به شرایط روز جامعه، وجوه هر یک در دوره‌ای برجسته‌تر بوده است.
فرازها و نقطه اوج شریعتی در کجاست که او را از دیگر اندیشمندان جدا می‌کند؟
شریعتی نیاز و نبض زمان خود را دریافت. او یک روشنفکر بود. به معضلات جامعه آگاهی داشت. احساس مسئولیت می‌کرد. با علوم روز در ارتباط و از دانش زمانه برخوردار بود. زبان مخاطب را می‌شناخت. با بهره گرفتن از این ابزار و به دلیل ویژگی‌های فردی پیام خود را به گونه جذاب به مخاطب انتقال می‌کرد. شریعتی از تمام آموخته‌های سنتی، کلاسیک و مدرن به شکل شایسته استفاده و آنها را تلفیق کرد. بازتاب پیام‌های دکتر شریعتی به گونه‌ای گسترده و تاثیرگذار بود که از او به عنوان تئوریسین انقلاب 1357 نام می‌برند. چون ایران آن زمان فرآیند مبارزاتی را طی می‌کرد و نیاز به یک دستگاه فکری داشت تا هویت و فلسفه حاملان آن جنبش اجتماعی را در آن زمان تبیین کند. شریعتی با طراحی آن هویت کمک کرد تا نسل آن روز به خوبی خود و جامعه‌اش را بشناسد.
پس دفتر پژوهش‌های فرهنگی با توجه به نقش استراتژی شریعتی در تاریخ معاصر ایران شکل گرفت. دستاوردهای این دفتر با وجود همه فراز و نشیب‎‌ها چه بود؟
این دفتر در سال 1375 با دعوت از چند تن از کسانی که که در راستای افکار و اندیشه‌های دکتر علی شریعتی فعالیت می‌کردند آغاز به کار کرد. هیات موسس آن شامل ده نفر از جمله حسن یوسفی‌اشکوری، محمود عمرانی، امیر رضایی، خسرو آذربایجانی، علی قاسمی، ناهید توسلی، علی طهماسبی، مقصود فراستخواه، مجید شریف و من بودند. این دفتر دو بار دچار فراز و نشیب جدی شد. اما جلسات حتی تا قبل از کرونا هر دو هفته یکبار برگزار می‌شد. از ساله‌ای 1370 و نکوداشت‌های خانگی، همه فعالیت‌های مطالعاتی و پژوهشی حول دکتر شریعتی در دفتر پژوهش‌ها متمرکز شد. عملا تا سال 1386 تمامی سالگردها و یادمان‌ها توسط دفتر پژوهش‌ها پیگیری و برنامه‌ریزی می‌شد. به تدریج با آمدن فرزندان دکتر شریعتی و مشارکت خانواده، فعالیت‌ها مشارکتی برگزار می‌شد و این روند سال‌ها ادامه داشت. دفتر طی سال‌ها نشست‌های خود را حول اندیشه شریعتی برگزار می‌کرد و به تبادل نظر با سایر متفکران ادامه داد. همچنین سرریز این اندیشه‌ها در دانشگاه‌ها و شهرستان‌ها بروز می‌کرد و خروجی همه کلاس‌هایی که در دفتر برگزار می‌شد هم به نوار و جزوه و کتاب تبدیل می‌شد.
با وجود این تلاش‌ها اما بررسی آرا و نظرات دکتر شریعتی چه ضرورتی داشت؟ مگر در شرایط فعلی ارجاع به نظریات دکتر شریعتی می‌تواند راهگشای حل بعضی مسائل باشد؟ آیا به نظر شما نسل جدید نیازمند آن است که شریعتی بخواند و با او آشنا شود؟
هر ملتی نیاز دارد که میراث فکری خود را پاس بدارد و با آن میراث در حال بده بستان، دیالوگ و رفت و آمد باشد وگرنه این نقصان‌های فرهنگی در تداوم حرکت به یک مانع در تحول بنیادی در آن جامعه تبدیل می‌شود. غرب چگونه غرب شد؟ اینکه غرب توسعه یافته به این دلیل است که به همه مواریث فکری، فرهنگی، علمی، تاریخی جامعه خود توجه دارد و آنها را به عنوان یک انباشت فکری مرتب مورد رجوع، بازخوانی و بررسی قرار می‌دهد. حالا شریعتی که متعلق به 50 سال اخیر ایران است. هنوز از تاریخ معاصر ایران فاصله آنچنانی نگرفته است. اندیشه شریعتی از پربارترین و مترقی‌ترین اندیشه‌ها در رشد و پیشرفت جامعه بوده و هست. شریعتی با عمر کوتاه 42 ساله خود توانسته توشه پر باری را برای محافل علمی، مذهبی و روشنفکری ایران به جای بگذارد. چه اعتقاد به نواندیشی دینی داشته باشیم یا نه اما به طور دائم نیازمند تکریم چهره‌های فرهنگی، مذهبی و علمی ایران هستیم. پس دکتر علی شریعتی یکی از بزرگترین و مهم‌ترین میراث‌های فرهنگی ایران است. به صفت نواندیشی دینی او کلیدی‌ترین نواندیش دینی در حلقه روشنفکران معاصر ایران است. باید با متن شریعتی دیالوگ خلاقانه برقرار کنیم، نه برای تکرار شریعتی بلکه برای رفع نیازهای روز جامعه اندیشه او را بازخوانی کنیم. شریعتی از دوره ما جدا نیست. شریعتی با تفکر سنتی مواجهه داشته و با اندیشه‌های نوین غرب آشنایی داشت و ما بعد از شریعتی با آن اندیشه‌ها آشنا شدیم. او نه تنها قابلیت این را دارد که مورد توجه، بازخوانی و رجوع قرار بگیرد بلکه یک ضرورت دائمی در دستور کار نواندیشان دینی است. بخشی از نسل جدید ما یک مشکل اساسی دارد و آن اینکه حافظه‌شان شفاهی است و از کتاب، خواندن و نوشتن فاصله گرفته‌اند و از این بابت با یک فقر فرهنگی بسیار شدید در جامعه و این نسل مواجه خواهیم بود.
قرائت‌هایی که از دکتر شریعتی ارائه می‌دهید آیا ممکن است به تصور برخی، شخصیت شریعتی را مبالغه‌آمیز و افسانه‌‌ای جلوه دهد؟
هر متفکری در بدو پیدایش‌اش با استقبال بسیار شدید زمانه مواجه می‌شود. وقتی همین اقبال به وجود می‌آید در تصور برخی به گونه‌ای در می‌آید که انگار آن فرد در افکار و نظریات خود کامل مطلق است. ممکن است طرفداران متعصب شریعتی اینگونه باشند ولی ما نگاه متعصبانه به شریعتی نداریم. شریعتی را همانگونه که بود و هست مورد توجه و بررسی قرار دادیم و قبول داریم.
با توجه به شناخت شما از اندیشه‌های دکتر شریعتی اگر ایشان زنده بودند الان چه دیدگاه و تحلیلی از زمانه فعلی می‌دادند. سمت و سویش چگونه بود؟
باید خود دکتر شریعتی زنده باشد که به این سوال پاسخ بدهد. اما با توجه به آرا و افکار ایشان منطقی است که او اگر در زمانه فعلی هم زیست می‌کرد در کنار مردم بود و از آنها جدا نمی‌شد. و بدون تردید در مقابل قدرت مذهب می‌ایستاد. او در تمام عمرش صرف تحلیل و تبیین مذهب سنتی و نشان دادن روی دیگر مذهب بود. از سویی دیگر شریعتی خود را نسبت به جامعه مسئول می‌دانست و همواره به دنبال بالا بردن سطح آگاهی جامعه بود تا مردم در بطن تحولات اجتماعی قرار بگیرند و نقش اصلی را خودشان رقم بزنند. ایشان به مصاف اندیشه کسانی می‌رفت که قدرت زمانه را در اختیار خودشان داشتند. شریعتی الهام‌بخش نیروهایی است که جزء کانون‌های دموکراسی‌خواهی به شمار می‌روند. پس اگر دکتر شریعتی همچنان حضور فیزیکی داشتند به مانند هواداران خود در مقابل انحصار مقاومت می‌کردند.
جریان ملی مذهبی از نقد خود و آسیب‌شناسی گریزان نبوده است. برای دکتر شریعتی می‌توان خطا و انحرافی به لحاظ فکری متصور شد؟
برای او نمی‌توانم خطایی فکری متصور شوم اما می‌توانیم بگویم وجوهی از اندیشه و افکار شریعتی به مانند همه نواندیشان و روشنفکران برای جامعه و زمان فعلی ما کارایی ندارد. در اصل اندیشه شریعتی را می‌توان به دو دسته مانا و غیر مانا تقسیم کرد. طبیعی است که هر روشنفکری محصول زمانه خویش است، لذا با گذشت زمان ممکن است برخی از اندیشه‌ها، تئوری‌ها، افکار، تاکتیک‌ها، راهبردهای روشنفکران کارآیی نداشته باشند. اما تکیه ما همیشه روی آن بخش نامیرای اندیشه‌های دکتر شریعتی است. پس در میان آرا و نظرات دکتر شریعتی هنوز موارد بسیاری وجود دارد که در شرایط فعلی قابل بررسی و ارزیابی و بازخوانی هستند و می‌تواند بسیاری از پرسش‌ها و چراهای امروز را پاسخ دهد.
به نظر شما شریعتی یک چهره همچنان مظلوم است؟
ما هنوز شخصیتی قدرتمندتر و متفکرتر از شریعتی که تاثیر فراگیری داشته باشد و کتاب‌های او هنوز جز پر مخاطب‌ترین کتاب‌ها باشد را در تاریخ معاصر سراغ نداریم.
در زمانه کنونی نظریات کدام یک از نواندیشان و روشنفکران به عقاید و آرا و نظریات دکتر شریعتی نزدیک‌تر است؟
فقط شریعتی مثل شریعتی است.
آیا شریعتی به تاریخ پیوسته است؟
اندیشه شریعتی در افرادی چون من تبدیل به یک زاویه دید و نگرش به هستی شده است. در جامعه ما این احساس ملموس نسبت به شریعتی همچنان وجود دارد؛ به گونه‌ای که پاره‌ای از وجود ما شده است. ما و بسیاری مانند ما متاثر از سرریز اندیشه‌های او هستیم. پس شریعتی همچنان زنده است.

بیابان‌زایی؛ چالش بزرگ قرن حاضر

زمین‌ها در مناطق خشک و نیمه‌خشک تخریب می‌شوند‌ و سرزمین دچار فروپاشی می‌شود؛ این بیایان‌زایی است، پدیده‌ای که به دلیل فعالیت‌های انسانی و تغییرات آب‌وهوایی رخ می‌دهد. شعار امسال روز جهانی مقابله با بیابان‌زایی «احیای سرزمین، بازسازی بهتر با سرزمینی بدون تخریب» نام‌گذاری شده است. آسیب‌پذیری خاک در مقابل فرسایش بادی و آبی، افزایش تعداد و شدت توفان‌های ماسه‌ای و گرد‌و‌خاک، فرونشست زمین، کاهش حاصلخیزی و توان تولید خاک و اختلال در فرآیند بازسازی و بازتولید طبیعی پوشش گیاهی از اثرات مستقیم و آنی بیابان‌زایی است. این اثرات، پیامدهای جدی اقتصادی و اجتماعی به همراه دارد و بر اساس آخرین آمار اعلام شده حدود ۱۰۰ میلیون هکتار از اراضی کشور در معرض تخریب سرزمین است که در این بین ۷۵ میلیون هکتار در معرض فرسایش آبی و ۲۵ میلیون هکتار در معرض فرسایش بادی قرار دارد.

بیابان‌زایی ناشی از خشکسالی‌ها و قحطی‌های شدید در اواخر دهه ۱۹۶۰ و اوایل ۱۹۷۰، به عنوان یکی از معضلات کشورهای توسعه نیافته در سطح بین‌المللی مطرح شد. ۱۷ ژوئن ۱۹۹۴ (27 خرداد) پس از تدوین نهایی کنوانسیون مقابله با بیابان‌زایی، از سوی سازمان ملل روز جهانی مبارزه با بیابان‌زایی نام گرفت. بیابان‌زایی یا تخریب سرزمین در مناطق خشک، نیمه خشک و خشک نیمه مرطوب از جمله مشکلات پیش روی بشر در قرن حاضر محسوب می‌شود. کمبود بارندگی و پراکنش نامنظم زمانی و مکانی آن، بهره برداری بی رویه از آب‌های زیرزمینی، خشکسالی‌های پی در پی، بهره‌برداری غیر‌اصولی از معادن موجود در این مناطق و… منجر به فرسایش و تشدید بیابان‌زایی می‌شود. ایمنا در گزارشی به این موضوع پرداخته است.
افزایش یک میلیون هکتاری وسعت بیابان‌های کشور
پرویز گرشاسبی، معاون آبخیزداری، امور مراتع و بیابان سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور اظهار می‌کند: تغییر اقلیم و دخالت‌های انسانی حدود یک میلیون هکتار به وسعت بیابان‌های کشور افزوده است. بر اساس دستورالعمل‌های کنوانسیون مقابله با بیابان‌زایی دو مقوله بیابانی شدن و تخریب سرزمین مفاهیمی جدا از یکدیگر هستند. بر اساس آخرین اطلاعاتی که ما به این کنوانسیون ارائه داده‌ایم حدود ۱۰۰ میلیون هکتار از اراضی کشور ما در معرض تخریب سرزمین است که در این بین ۷۵ میلیون هکتار در معرض فرسایش آبی و ۲۵ میلیون هکتار در معرض فرسایش بادی قرار دارد. او با اشاره به موضوع تخریب سرزمین و بیابانی شدن، می‌افزاید: در کشور ما ۳۲ میلیون هکتار بیابان داریم که هم منشأ زمین‌شناسی دارند و هم منشا اقلیمی، طی دهه اخیر به دلیل اعمال سیاست‌های اشتباه در زمینه مدیریت منابع آب و کشاورزی و در مجموع به دلیل تغییر اقلیم و دخالت‌های انسانی حدود یک میلیون هکتار کانون گرد‌و‌غبار فعال به آمار بیابان‌های کشور افزود شده است. با وجود این برخی کانون‌های خطرناک گرد‌و‌غبار در کشور مانند دریاچه ارومیه، دشت خوزستان و کانون‌های مرکزی تا حدود زیادی کنترل شده‌اند، از سوی دیگر می‌توان گفت که طی ۵۰ سال اخیر حدود ۸ میلیون هکتار از کانون‌های فعال بیابانی و توفان‌های شن مهار شده‌اند.
خشکسالی چه اثری بر بیابان‌زایی دارد؟
گرشاسبی با اشاره به این ضرورت اقدامات بیابان‌زدایی در عرصه‌های بیابانی کشور می‌گوید: برای مثال می‌توان از طرح‌های مرتع‌داری و طرح‌های مدیریت مناطق بیابانی استفاده کرد. موضوع روشن این است که در سال‌هایی که مانند امسال با خشکسالی مواجه هستیم، وسعت بیابان‌های کشور به دلیل نبود رویش کافی پوشش گیاهی افزایش می‌یابد البته تبدیل بخشی از اراضی به بیابان در دوران خشکسالی پدیده ثابتی نیست و این اراضی مجددا در دوران ترسالی از حالت بیابانی خارج می‌شوند.
او با اشاره به تأثیر مستقیم خشکسالی روی موضوع بیابان‌زایی توضیح می‌دهد: چنانچه تغییری در سیاست‌های فعلی رخ ندهد و ما همچنان با گسترش سدسازی‌ها، افزایش سطح زیر کشت و نداشتن مدیریت آب در کشور مواجه باشیم، در آینده‌ای نزدیک نه تنها به سمت بیابانی شدن حرکت خواهیم کرد بلکه دشت‌های بزرگ و تولیدی کشور نیز از چرخه خارج می‌شوند.
معاون آبخیزداری با بیان این که اعتبارات دولتی هیچ‌وقت پاسخگوی اقدامات وسیع بیابان‌زدایی نبوده است، تصریح می‌کند: یکی از مشکلات ما در این حوزه این است که می‌خواهیم تمام اقدامات بیابان‌زدایی را با منابع دولتی انجام دهیم این در حالی است که ما باید نگرش خود را عوض کنیم. هرچند که بیابان به‌ظاهر خشن و سخت است اما پتانسیل‌های خاص خود را دارد. انرژی خورشیدی، انرژی بادی، اکوتوریسم و… از جمله این پتانسیل‌ها است و باید به سمت مدیریت بیابان‌های کشور با استفاده از سرمایه‌گذاری بخش خصوصی و مشارکت مردم حرکت کنیم. از این رو با توجه به محدودیت اعتبارات و پتانسیل‌های بیابان ما باید به سمت استفاده از روش‌های نوین برای مدیریت بیابان‌ها و بیابان‌زدایی حرکت کنیم.
تبعات خشکی زاینده‌رود و پیشروی بیابان در اصفهان
حسینعلی نریمانی، رئیس اداره بیابان‌زدایی اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان اصفهان با گلایه از تخصیص اعتبارات اندک برای مقابله با بیابان‌زایی، اظهار می‌کند: بیابان‌زایی پهنه‌ای اتفاق می‌افتد و بیابان‌زدایی به صورت نقطه‌ای انجام می‌شود، در این شرایط بیابان‌زایی با شیب تندی در حال پیشروی است. امسال اثبات شد که تغییرات اقلیمی واقعی است و در کل دنیا اتفاق می‌افتد؛ مقایسه بارش‌ها در سال ۹۸ و بعد از سال ۹۹ با سال‌های ۹۶ و ۹۷ و ۱۴۰۰ به ما ثابت می‌کند، تغییرات اقلیمی واقعی است باید خود را با این شرایط تطبیق دهیم.
او ادامه می‌دهد: اگر به صورت غیر اصولی کشاورزی می‌کنیم باید به سمت افزایش بهره‌وری حرکت کنیم، همچنین اگر در مناطق خشک از معادن سطحی بهره‌برداری می‌کنیم باید این کار را کنترل کنیم. در مجموع تغییرات اقلیمی به ما می‌گوید که یک بار دیگر فعالیت‌های خود را مرور کنیم و اقداماتی که موجب تشدید بیابان‌زایی می‌شود را، متوقف یا اصلاح کنیم.
کنترل بیابان‌زایی و کاهش اثرات مخرب آن
منصور شیشه‌فروش، مدیرکل مدیریت بحران استانداری اصفهان با بیان این که برای کنترل بیابان‌زایی و کاهش اثرات مخرب آن پروژه‌هایی در سطح استان اجرا شده است، می‌افزاید: این پروژه‌ها در سال‌های ۹۸ و ۹۹ انجام و جمعاً ۴۳ پروژه در سال ۹۸ و ۱۷ پروژه در سال ۹۹ اجرا شده است، اقدامات بیابان‌زدایی با اعتبار ۲۸ میلیارد تومان و ۶۰ پروژه انجام شده و در ۲۰ هزار هکتار عملیات بیابان‌زدایی انجام شده است که شامل دو هزار هکتار نهال کاری، سه هزار و ۲۰۵ هکتارجنگل‌های دست کاشت و مبارزه با موش و یک هزار هکتار آبیاری و ۶۰۰ کیلومتر بادشکن زنده یعنی دور مزارع درخت‌های اکالیپتوس کاشته می‌شود تا از فرسایش بادی جلوگیری کند.
شیشه‌فروش با توضیح این که هر هکتار جنگل می‌تواند حدود دو تن اکسیژن تولید کرده و هشت تن تصفیه اکسیژن داشته باشد، تصریح می‌کند: هر هکتار جنگل می‌تواند در یک سال ۶۷ تن گرد را مهار کند، امسال برنامه‌ریزی شده است که دو هزار و ۷۰۰ عملیات بیابان‌زدایی شامل نهال کاری، آبیاری و مدیریت روان آب‌ها و بادشکن با ۳۵ میلیارد تومان اعتبار اجرا شود که دو هزار و ۵۰۰ هکتار نهال کاری دارد.
او با اشاره به شهرستانی‌هایی که در مجاورت کویر مرکزی کشور قرار دارند، می‌افزاید: شهرستان‌های نائین، کاشان، نطنز، اردستان، آران و بیدگل، برخوار، خور و بیابانک و اصفهان در مجاورت کویر مرکزی ایران قرار دارند و اقدامات بیابان‌زدایی هر ساله به منظور تشکیل شن‌های روان انجام می‌شود.
برای کاهش گردوغبار زاینده‌رود باید جاری شود
شیشه‌فروش با اشاره به این که در خردادماه دو درجه افزایش دما داریم، اظهار می‌کند: تا نیمه دوم تیر هم به همین شکل است و این هوا نتیجه کم آبی و خشکسالی است و افزایش باد باعث افزایش گرد‌و‌غبار می‌شود، در این خصوص جلسه‌ای تشکیل شد که طبق آن منابع طبیعی باید اقداماتی در این زمینه داشته باشد، درخواست استان اصفهان این است که اقدامات داخل استان انجام شود و وزارت نیرو هم به تعهد خود که احیای زاینده رود است عمل کند، زیرا با این کار کانون گرد‌و‌غبار کاهش می‌یابد و راه نجات زاینده رود تأمین حقابه‌های کانونی، کشاورزی و زیست محیطی برای زاینده رود توسط وزارت نیرو است و همچنین جاری شدن آب زاینده رود نیز نباید به صورت پایدار باشد و محیط زیست کشور از گاوخونی حمایت کند.
او عنوان می‌کند: منابع تامین آب استان و وزارت نیرو باید باعث احیای گاوخونی شود، اگر گاوخونی با وسعت ۴۸ هزار هکتار کانون گرد‌و‌غبار شود، می‌تواند شش استان را در برگیرد، بنابراین محیط زیست کشور باید تأمین حقابه‌ها و احیای رودخانه را پیگیری کند و سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور باید به طور ویژه به موضوع بیابان‌زدایی بپردازد، زیرا اعتباری که امسال پیش‌بینی کردند، ناکافی و وسعت بیابان‌ها زیاد است و کاهش بارش‌ها و خسارت حاصل از آن نیز بر افزایش بیابان‌زایی دامن می‌زند، پس ضرورت دارد سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور ۳۰۰ میلیارد تومان اعتبار به استان بدهد تا طرح‌های بیابان‌زدایی را اجرا و حقابه‌های کشاورزان را تامین کرده و در پیشگیری از بیابان‌زایی کمک کنیم.

تلاش برای افزایش مشارکت تا دقایق‌آخر

انتخابات ریاست جمهوری و شوراها دیروز در حالی برگزار شد که برخی مسئولان ارشد کشور در پای صندوق رای هم از مردم خواستند به رغم انتقادها و گلایه‌هایشان در انتخابات مشارکت کنند. افراد مشارکت کننده در انتخابات و مخالفان مشارکت در انتخابات در شبکه‌های اجتماعی هم در تمام طول روز مشغول استدلال آوردن برای یکدیگر بودند. رئیس‌جمهور انتخابات ریاست جمهوری را از مهم‌ترین انتخابات کشور دانست و گفت: این انتخابات از اهمیت بالایی برخوردار است و از مردم درخواست می‌کنم که به مشکلات و مسائلی که در مراحل قبل از ثبت نام نامزدها تاکنون وجود داشته توجه نکرده و با حضور در پای صندوق‌های رای به نامزد مورد‌نظر خود رای دهند.

حسن روحانی روز جمعه پس از انداختن رای خود در صندوق انتخابات سیزدهمین دوره ریاست جمهوری، ششمین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا و میاندوره‌ای مجلس شورای اسلامی و میاندوره‌ای خبرگان رهبری، گفت، مردم ما به خوبی می‌دانند که این انتخابات برای سرنوشت خودشان و نظام جمهوری اسلامی چقدر اهمیت دارد و ‌ای کاش هیچ مشکلی از روز ثبت نام نامزدها تا امروز نداشتیم. به گزارش ایسنا، رئیس جمهور گفت: «امروز در سراسر کشور و در استان‌های مختلف لحظه‌به‌لحظه مشخص است که چه تعداد در انتخابات شرکت کرده‌اند و احراز هویت نیز از طریق سیستم الکترونیکی به خوبی در حال انجام است و شمارش آرا نیز در برخی مراکز استانی به صورت مکانیزه انجام می‌شود و امیدواریم در آینده نزدیک همه مراحل انتخابات الکترونیکی شود که این موضوع در شفافیت بسیار تاثیرگذار است.»
روحانی با اشاره به اهمیت انتخابات ریاست جمهوری و اختیارات و مسئولیت‌های وسیع و سنگین مشخص شده در قانون اساسی برای رئیس‌جمهور، گفت: «از مردم تقاضا می‌کنم امروز پای صندوق آرا رفته و به فرد مورد نظر خود در میان نامزدهای انتخابات رای بدهند.» رئیس‌جمهور تصریح کرد: «‌ای‌کاش هیچ مشکلی در روز ثبت نام تا امروز نداشتیم و شاهد حضور بیشتر مردم بودیم. روحانی با تاکید بر اهمیت انتخابات جمهوری اسلامی ایران در سطح جهانی گفت: در دنیا چند کشور وجود دارد که انتخابات آنها مورد توجه همه جهان قرار دارد و یکی از آن کشورها ایران است.» روحانی افزود:«امیدوارم مردم به وظیفه ملی، انقلابی و دینی خود به خوبی عمل کنند و نحوه برگزاری و حضور مردم به گونه‌ای باشد که در پایان انتخابات همه خوشحال باشند.»
رئیس‌جمهور در ادامه با توصیه به دست اندرکاران برگزاری انتخابات در سراسر کشور، اظهار داشت: «از همه عزیزان می‌خواهم که حفظ سلامت مردم در همه مراحل را مورد توجه قرار دهند و با دقت مراعات کنند تا مشکلی برای سلامت مردم پیش نیاید و در کنار آن نسبت به حفظ آرای مردم نیز توجه جدی داشته باشند تا خدای ناکرده حتی یک رای هم جابجا نشود همانطوری که در همه انتخابات اینگونه بوده است و باید حق‌الناس حفظ شود.»
مردم ما همواره اشتباه پیشگویان سیاسی را ثابت کرده‌اند
دیروز، محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران، نه در کشور خود که در ترکیه رای خود را به صندوق انداخت. ظریف گفت که حق تعیین سرنوشت یکی از مهم‌ترین حقوقی است که مردم ما با انقلاب به دست آوردند و جمهوریت یکی از دستاوردهای مهم انقلاب اسلامی است. او گفت که به سهم خود به خاطر مشکلات و کمبودها عذرخواهی می‌کند و امیدوار است که تمام هم‌وطنان با علاقه در انتخابات شرکت کنند: «مردم ما همواره اشتباه پیشگویان سیاسی را ثابت کرده‌اند و این بار نیز ثابت شود.»
علی لاریجانی، از نامزدهای رد صلاحیت شده انتخابات در ساری، رای خود را به صندوق انداخت. علی لاریجانی، رئیس پیشین مجلس شورای اسلامی گفت: «اگرچه نابسامانی‌هایی در دولت و حکومت وجود دارد، اما این موجب دلخوری و قهر از انتخابات و صندوق نباید باشد. با خودمان نباید قهر کنیم. مسائل کشور مربوط به خودمان است. اگر اشکالی وجود دارد باید آن را رفع کنیم. قهر کردن راه علاج آن نیست.»
اگر رای نیاورم هم پیگیر شعارهایم خواهم بود
عبدالناصر همتی، تنها رقیب بازمانده که بسیاری از اصلاح‌طلب‌ها از او حمایت کرده‌اند، پس از آنکه رای خود را به صندوق انداخت، گفت اگر رای نیاورد، باز هم پیگیر شعارهایش خواهد بود. همتی در جمع خبرنگاران گفت: «ما به انزوای خارجی پایان خواهیم داد، مردم حق دارند با رفاه و با آرامش زندگی کنند. معیشت مردم مسئله اول من است، ان شاالله کاری خواهیم کرد حضور مردم در صحنه بیش از پیش باشد. او افزود: «اگر هم رای نیاورم باز هم در خدمت مردم و پیگیر شعارهایم خواهم بود.»
ایرانی بودن کافیست تا حقوق شهروندی تضمین شود
ابراهیم رئیسی، نامزد ریاست جمهوری که بسیاری او را پیروز نهایی انتخابات می‌دادند، با حضور در مسجد جامع شهر ری رای خود را به صندوق انداخت. او گفت: «رای مردم حق‌الناس است و باید از آن مراقبت کرد و حتی یک رای هم نباید برخلاف آنچه مردم تصمیم گرفته‌اند باشد.» رئیسی هم از مردم ناامید خواست تا رای دهند: «ناراحتی مردم حق است و به دلیل برخی از کاستی‌ها بوده… من از همه می‌خواهم در انتخابات شرکت کنند تا به نفع مردم و در جهت تغییر در وضعیت آنها اقدامات صورت گیرد.» رئیسی همچنین گفت که «تنها ایرانی بودن کافیست تا حقوق شهروندی تضمین شود. مردم حق دارند و دولت مکلف است به مردم خدمت کند. من مردم را صاحب حق می‌دانم.»
نمی‌خواهیم غفلت برجام تکرار شود
رئیس شورای ائتلاف نیروهای انقلاب، یکی از کسانی بود که دیروز پای صندوق رای از دولت روحانی انتقاد کرده است. غلامعلی حداد عادل، از حامیان ابراهیم رئیسی، برای شرکت در انتخابات در مسجد لرزاده حاضر شده و در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا در مورد انتقادات دولت به تصویب نشدن برخی لوایح FATFگفت: «آقایانی که مجمع را متهم می‌کنند که لایحه را نگه داشته است، نمی‌گویند چرا این کار انجام داده است. انگار که ما در مجمع لج کرده‌ایم و می‌خواهیم کار مملکت متوقف شود.» عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام است گفته: «در یک کلام می‌خواهم بگویم دیدگاه اعضای مجمع این است که نمی‌خواهیم غفلت‌هایی که در تصویب برجام به وجود آمده، در مورد FATF هم تکرار شوند.»
‌هاشمی، خاتمی، احمدی‌نژاد و روحانی همگی لیبرال بوده‌اند
در میان منتقدان دولت روحانی و هم‌فکران او، حسن عباسی گوی را از رقبا ربوده است. حسن عباسی در هیات فاطمیون قم در جلسه‌ای به نام «بصیرت‌افزایی انتخابات» گفته است: «همتی یکی از بانیان حرام‌خواری در جامعه است.» این فعال سیاسی اصولگرا گفت: «۴۵ درصد مردم فرانسه حرامزاده‌اند. بخاطر همین فرانسه مهد لیبرالیسم است، اگر لیبرال‌ها در جایی پیروز شدند یعنی آن جامعه را حرام‌خواری و حرام‌زادگی فراگرفته است، همتی یکی از بانیان حرام‌خواری در جامعه است که قانون بانکداری ربوی را دنبال می‌کند.»
عباسی همچنین گفته است که از روز شنبه، پروژه اخراج حسن روحانی را از مجلس خبرگان آغاز می‌کند: «وای بر نمایندگان مجلس خبرگان که او را تاکنون اخراج نکرده‌اند، چنین فردی نمی‌تواند نائب امام زمان را انتخاب کند.» عباسی همچنین با لیبرالیستی خواندن طرح اجرای یارانه‌ها، گفت که ‌هاشمی، خاتمی، احمدی‌نژاد و روحانی همگی لیبرال بوده‌اند: «پس کی قال الصادق و قال الباقر می‌خواهد در این کشور اجرا شود؟»

روز انتخابات روز ملت ایران است

رهبر انقلاب اسلامی روز انتخابات را روز ملت ایران دانستند و تاکید کردند: امروز میدان‌دار و صحنه‌گردان اصلی مردم هستند. به گزارش ایسنا، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (جمعه ۲۸ خرداد) پس از انداختن رای خود به صندوق سیار ۱۱۰ مستقر در حسینیه امام خمینی (ره) یادآور شدند: روز انتخابات روز ملت ایران است. امروز میدان‌دار و صحنه‌گردان اصلی مردم هستند. مردمی که با حضور کنار صندوق‌های رای و با دادن رای در واقع تکلیف کلی و اساسی کشور را برای سال‌های آینده معین می‌کنند.
ایشان با بیان اینکه امروز متعلق به مردم است، افزودند: هر کاری که ملت ایران امروز تا شب انجام بدهند از حضور کنار صندوق تا رای دادن، این سازنده آینده آنها و تعیین‌کننده سرنوشت چهار ساله آنهاست. درست به همین دلیل است که عقل و خرد انسان حکم می‌کند که در این آزمون بزرگ ملی و سراسری همه شرکت کنند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ادامه دادند: اینکه ما مکرر مردم را به حضور در انتخابات دعوت می‌کنیم این اولین اثر و نتیجه آن به خود مردم بازمی‌گردد. البته با حضور مردم، کشور و نظام جمهوری اسلامی امتیازات بزرگی را در عرصه بین‌المللی به دست می‌آورد، لیکن آنکه اول منتفع می‌شود خود مردم هستند.
ایشان در ادامه تاکید کردند: بیایید و تشخیص بدهید و انتخاب کنید و رای بدهید. این چیزی است که برای آینده کشور و یکایک مردم دارای اهمیت است. حتی یک رای هم مهم است. هیچکس نگوید حالا با یک رای من چه اتفاقی خواهد افتاد؟ یک رای هم قطعا دارای اهمیت است و یک رای یک رای، آرای میلیونی ملت را تشکیل می‌دهد.
مقام معظم رهبری همچنین عنوان کردند: اعتقاد من این است که با نیت خدایی وارد شوید و ثواب ببرید. توصیه من هم این است که این کار مهم و لازم را هرچه زودتر انجام بدهید و همان اول وقت رای بدهید. بله تا آخر وقت، ساعات زیادی وجود دارد، لیکن هرچه زودتر این وظیفه و تکلیف را انجام بدهید بهتر است.
ایشان با ابراز امیدواری نسبت به اینکه ان‌شاالله خدا به آرای مردم ایران برکت بدهند، تاکید کردند: امیدوارم بتوانید با آرای خود آینده خوبی را برای کشور و یکایک آحاد ملت تهیه کنید.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین تصریح کردند: ان‌شاالله به برکت حضرت علی بن موسی الرضا(ع) که این ایام متعلق به این بزرگوار است امروز برای ملت ایران یک جشن باشد و به توفیق الهی همین طور هم می‌شود و ملت از این انتخابات ان‌شاءالله خیر خواهد دید به توفیق پروردگار.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در پایان با تشکر از همه دست‌اندرکاران انتخابات خاطرنشان کردند: تاکید می‌کنم همه کار را با اتقان کامل در هر نقطه از کشور انجام بدهند. به خبرنگاران و عکاسان محترم هم سلام می‌کنم و خسته نباشید و خدا قوت می‌گویم.

شوراها و مساله کارآمدی

شوراها در سال 1377 با شور و شوق زیادی و بدنبال انتخاباتی سراسری در شهرها و روستاها تاسیس شدند. اعضای نسل اول شوراها سوار بر موج خوش‌بینی ناشی از دوم خرداد بودند و امید داشتند که این نهاد تازه تاسیس، انبوهی از مشکلات توسعه محلی را به‌ویژه در شهرهای بزرگ با سرپنجه تدبیر و مشارکت ورزی خود در زمانی کوتاه حل و فصل کند. اما خیلی زود با آشکار شدن مشکلات شورای اسلامی شهر تهران که از قضا با رای بالایی هم اعضای آن انتخاب شده بودند، شعله امید به شوراها فروکش کرد و جریان سیاسی رقیب این مساله را پاس گل دلچسبی دید و به خوبی از آن در انتخابات یخ زده دوره دوم شوراها استفاده کرد و از نردبان قدرت شهر و کشور بالا رفت.

داده‌های نظرسنجی‌ها و پیمایش‌های مختلف هم نشان می‌دهد که سهم شوراها از سبد اعتماد عمومی مردم اندک است و در ردیف‌های انتهایی جدول قرار دارد. مقامات اجرایی کهنه کار هم از اول به چشم خوش بینی به این نهاد انتخابی محلی نگاه نمی‌کردند و با توجه به ترکیب افرادی که عضو آن می‌شدند و انگیزه‌هایی که به دنبال آن بودند، شوراها را باری اضافه بر دستگاه اجرایی کشور به حساب می‌آوردند. اکنون باید دید چرا چنین شد؟ نهادی که در سایر کشورهای توسعه یافته دنیا نقش مهمی در ارتقای کیفیت زندگی مدنی، شناسایی نیازها و مطالبات محلی دارد و در عمل امکان مشارکت مردم عادی را در اداره شهرها و روستاهای خود تا حد قابل قبولی فراهم کرده، در کشور ما ناتوان از برآورده کردن انتظارات از خود بوده است؟
به نظر می‌رسد توفیق در عملکرد شوراها زمانی امکان‌پذیر است که پیش شرط‌های زیر تامین شده باشد و بدون آن‌ها نباید انتظار معجزه و عمل خارق‌العاده از شوراها داشت. یکی از آن‌ها توانمندی اجتماعات محلی است. مردمی بدون شبکه روابط، اعتماد و سازوکارهای همکاری برای امور عمومی نمی‌توانند دستور کارهای عمومی را تدوین و به دنبال تحقق آن باشند. حقوق شهروندی هم بخشی دیگری از مساله است. بدون وجود متون حقوقی دقیق، روشن، شفاف و با ضمانت اجرا که در آن حق مردم نسبت به سکونتگاه اعم از شهر و روستا تبیین شده باشد، کنش‌گری در عرصه شهر و روستا این استعداد را دارد که خیلی زود از سوی مخالفان و فرصت طلبان انواع انگ‌های سیاسی و پر‌ریسک را خورده و آن چنان هزینه فعالیت برای بهبود امور عمومی افزایش یابد که کمتر کسی حاضر شود پا به این عرصه‌ها بگذارد. بخشی از سردرگریبانی و بی‌اعتنایی آدم‌های آگاه اما ترس خورده از فعالیت‌های عمومی به این سبب است. وجود حقوق و آزادی‌های مدنی هم لازم است. یکی از آن‌ها حق اعتراض است. در وضعیتی که هر مخالفت جزئی مردم عادی با تصمیمات اداری می‌تواند رنگ و بوی سیاسی و جناحی بگیرد زمین فراخ و آزادی برای فعالیت‌های مدنی وجود ندارد و بدون این فعالیت‌ها بخش عمده‌ای از اهداف و وظایف شوراها بی‌معنا و بی‌محتوا می‌شود. شهروندی را متشکل از سه بعد دانسته‌اند. یکی از آن‌ها «مدنی» است یعنی حقی که اعضای جامعه در خصوص آزادی‌های مدنی از جمله اعتراض و برپا کردن گردهمایی در خصوص موضوعات عمومی دارند. دوم «اجتماعی» یعنی برخورداری آدم‌ها از رفاه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی که در جای خود از شروط مهم داشتن وقت و بنیه کافی برای فعالیت‌های مدنی داوطلبانه است. آخرین بعد هم «سیاسی» است که به حق مشارکت سیاسی افراد اشاره دارد. توجه یکسان به این سه بعد در سطح کلان سیاست، اقتصاد و اجتماع جوامع و فراهم کردن زمینه‌های تحقق آن، بستر لازم را برای فعالیت‌های مدنی و شورایی فراهم می‌کند.
نگاهی به تاریخ ایران نشان می‌دهد که حقوق محلی از جمله حق انتخاب کردن و انتخاب شدن برای تشکیل شورای محلی همواره پس از خیزش‌های ضد‌استبدادی طرح شده است. برای مثال قانون بلدیه و رکن انجمن بلدیه آن محصول انقلاب مشروطه است یا اهمیت شوراها و اختصاص یک فصل از قانون اساسی به آن‌ها پس از سرنگونی رژیم پهلوی اتفاق افتاده و امید می‌رفته که با شکل گیری هرم شورایی در کشور به‌ویژه شورای عالی استان‌ها مشکل نابرابری منطقه‌ای و سهم نامتقارن مناطق از بودجه و امکانات کشور حل‌و فصل شود. اما به نظر می‌رسد این‌ها آرمان‌هایی بوده‌اند که در روی کاغذ جلوه‌گری می‌کرده‌اند و برای فراهم کردن زمینه فعالیت آن‌ها با توجه به پیش شرط‌های پیش گفته فعالیت‌های چندانی صورت نگرفته است.
جامعه ما پس از تجربه سه مدل انجمن بلدیه، انجمن شهر و شورای اسلامی شهر اکنون صاحب این فراست شده است که درباره مساله کارآمدی شوراها به چاره‌جویی بپردازد زیرا ناکارآمدی این نهادها در نهایت حاصلی جز دلسردی مردم از زندگی مدنی ندارد و در بهترین حالت شوراها به نردبان‌های قدرت برای جاه‌طلبان تازه کار و خوابگاه‌های اداری برای بازنشستگان سیاسی می‌شوند.

امهال تسهیلات کرونا روی کاغذ

سه روز پیش معاون گردشگری وزارت میراث فرهنگی، در صفحه اینستاگرام خود از ابلاغ مصوبه ستاد ملی کرونا در خصوص امهال بازپرداخت وام بخش گردشگری، از سوی بانک مرکزی به بانک‌های عامل خبر داد. اما همچنان فعالان بخش گردشگری از اظهار بی‌اطلاعی بانک‌ها در خصوص این ابلاغیه خبر می‌دهند. گویا قرار نیست موضوع امهال از روی کاغذ فراتر رود. علاوه بر این، بعضی شاغلان بخش گردشگری معتقدند استمهال وام محقق شده نه امهال آن، به این دلیل که بانک‌ها به ازای هر ماه امهال وام که بر اساس مصوبات ستاد کرونا صورت گیرد، اقدام به دریافت سود مضاعف از دریافت‌کنندگان وام می‌کنند.

بسیاری از فعالان گردشگری تسهیلات کرونایی که دولت در یک سال گذشته به این بخش پرداخت کرد را نه راه‌حلی برای رفع مشکلات، که معضلی جدید می‌دانند که بر تمام مسائل آنها اضافه شده است. هر چند در یک ماه اخیر امیدهایی برای زنده شدن دوباره گردشگری با صدور گذرنامه برای گردشگران خارجی و همچنین شروع واکسیناسیون، زنده شده است. اما واقعیت این است که بخش گردشگری در ایران در یک سال و نیم گذشته آنقدر هزینه برای وقوع اتفاقات مختلف پرداخته است که شاید به این زودی نتواند خسارات وارده را جبران کند. در این میان بازپرداخت وامهایی که فعالان این بخش به امید بهبود وضعیت دریافت کرده بودند، باری شده بر تمام مشکلاتی که به این بخش تحمیل شده است.
در پی اعلام معاون گردشگری کشور مبنی بر ابلاغ مصوبه ستاد کرونا توسط بانک مرکزی به بانک‌های عامل در خصوص امهال وام‌های دریافت شده توسط فعالان بخش گردشگری، گویی باز هم داغ دل این صنف تازه شد. بعضی با نظرات گلایه‌آمیز در حساب اینستاگرام ولی تیموری سعی کردند صدای خود را به گوش او برسانند و بعضی از طریق رسانه‌ها از مصائب این بخش گفتند و ناتوانی که وزارت گردشگری در مدیریت این بحران داشت.
استمهال، نه امهال
سید محمد‌جواد امامی مدیرعامل آژانس لیانا پرواز به رسانه «راه‌ بلد» در خصوص اینکه بانک‌ها قوانین و قواعد خود را برای دریافت اقساط تسهیلات کرونایی دارند، از برداشت خودسرانه بانک از حساب دریافت کنندگان می‌گوید و اینکه نه تنها امهال وام اتفاق نیفتاده بلکه بانک‌ها اقدام به استمهال وام‌ها می‌کنند: «وام‌های بخش گردشگری در واقع استمهال شده نه امهال، به این معنی که به خاطر مهلتی که بانک‌ها به ما می‌دهند برای پرداخت وام‌ها علاوه بر سود نرمال، جریمه سنگینی هم بابت مهلتی که داده شده دریافت می‌کنند. اگر وام را با سود 12 درصد دریافت کرده باشیم و 5 ماه امهال شود، سود به 19 درصد و 20 درصد می‌رسد. ما یک وام 240 میلیونی دریافت کردیم تا بتوانیم دفتر و کارکنان خودمان را در این شرایط حفظ کنیم، امهال این وام از آذر سال گذشته تا فروردین ماه امسال حدود 15 میلیون جریمه برای ما در پی داشت، یعنی علاوه بر سود 12 درصد جریمه هم برای ما اعمال شده بود. این وام نه تنها کمک کننده نبود که باعث ضرر و زیان هم برای ما شده است.» بر اساس تعاریف حقوقی، در امهال، در جریان مهلت دادن به بدهکار جهت بازپرداخت بدهی، جریمه تاخیر لحاظ نمی‌شود. اما در استمهال در صورت مهلت دادن به بدهکار، خسارت تاخیر در پرداخت نیز از او قابل مطالبه خواهد بود.
ابلاغیه‌ای از آسمان
براساس بسته حمایت از کسب‌وکارهای به شدت آسیب‌دیده که در سال ۱۴۰۰ از سوی رئیس دفتر و سرپرست نهاد ریاست جمهوری به تمام دستگاه‌های اجرایی کشور ابلاغ شد، بانک‌ها مکلف شده‌اند بازپرداخت تسهیلات کرونا را تا پایان شهریورماه امسال امهال کنند. بر اساس بند ششم این مصوبه: «بازپرداخت اقساط تسهیلات کرونایی اخذ شده توسط مشاغل و بنگاه‌های موضوع بند (۵) اعم از تسهیلات کرونایی قبلی و یا تسهیلات جدید موضوع بند (۵)، تا پایان شهریورماه ۱۴۰۰ امهال می‌شود» اما تا زمان تنظیم این گزارش همچنان فعالان گردشگری اعلام می‌کنند که بانک‌ها نسبت به این امر اظهار بی‌‌اطلاعی می‌کنند.
پاسخ ولی تیموری در اینستاگرام به کسانی که از بی‌اطلاعی بانک‌ها خبر می‌دهند این است که: «بگویید پس این ابلاغیه از آسمان آمده است؟» ، «ابلاغیه هنوز به دفاتر شهرستانها نرسیده است» ، «چند روز صبر کنید تا ابلاغیه را دریافت کنند» و…
همه‌چیز روی کاغذ خوب است
همان روزهای ابتدایی که دولت با جنجال رسانه‌ای از پرداخت تسهیلات به مشاغل آسیب‌دیده از کرونا خبر داد، برخی کارشناسان حوزه گردشگری هشدار دادند که با شرایط موجود وامی با این میزان بهره نه تنها راهگشا نخواهد بود، بلکه فعالان این بخش را به دولت بدهکار می‌کند. امری که امروز اتفاق افتاده است. فروردین ماه 1399 رییس انجمن دفاتر خدمات مسافرتی اعلام کرده بود: «تسهیلات درنظرگرفته شده برای صنعت گردشگری ایران حدود ۱۲ درصد بهره دارد. این وام با سود ۱۲ درصد نه تنها چرخ گردشگری ایران را به حرکت در نمی‌آورد که بلای جان این صنعت می‌شود و بدهی روی بدهی اضافه می‌کند. استفاده از این وام با توجه به وضعیتی که گردشگری به آن دچار شده است، اصلا توجیه ندارد و اعتقاد ما بر این است که مصرف کننده این وام، افرادی خواهند بود که به اصل ماجرای گردشگری ربطی ندارند.» با وجود این هشدارها، استیصال در میان برخی فعالان که نه آینده روشنی را پیش روی خود می‌دیدند و نه امیدی به حمایت‌های اصولی از سوی دولت داشتند، برای نجات کسب و کار خود اقدام به دریافت این وام کردند تا شاید با احیای دوباره گردشگری بتوانند باز هم بایستند و به فعالیت ادامه دهند. اما اتفاقی که افتاد این بود که پیش از آنکه چرخ گردشگری به گردش در بیاید و درآمدی برای بنگاه‌های فعال در این بخش حاصل شود، بانک‌ها اقدام به برداشت اقساط از حساب وام گیرندگان کردند. دولت وعده امهال داد اما بانک‌ها از حساب وام‌گیرندگان جریمه تاخیر برداشت کردند. گویی تمام وعده‌ها قرار است فقط روی کاغذ محقق شود و در عمل با اتفاقات دیگری مواجه باشیم.
وزیر گردشگری کجاست؟
دولت روزهای پایانی خود را سپری می‌کند و دولتمردان بیشتر از آنکه به فکر مشکلات حوزه مسئولیت خود باشند، به فکر آینده کاری خود در دولت جدید هستند. وزیر گردشگری که در سال گذشته حتی ابراز نگرانی یا همدلی را هم از فعالان بخش گردشگری هم دریغ کرده، حالا در حال افتتاح پروژه‌های گردشگری در استانهای مختلف است و آخرین سفرهای استانی خود را در دولت دوازدهم تجربه می‌کند.
مونسان به عنوان وزیر گردشگری کشور و یکی از اعضا ستاد ملی کرونا، در بحرانی‌ترین روزهای گردشگری در کنار فعالان این حوزه حضور نداشت. حالا هم گویی قرار نیست در ماه‌های پایانی مسئولیتش در این وزارتخانه، از قدرت اجرایی خود به عنوان وزیر برای حل مشکلات فعالان بخش گردشگری استفاده کند. مشکلاتی که ناشی از نداشتن قدرت او در رایزنی با بانک مرکزی و نهادهای مربوطه در زمینه اجرای مصوباتی است که با عالم اجرا و عمل فاصله دارند.

بریتانیا در مقابله با خطرات آب‌وهوایی در حال شکست خوردن است

مشاوران رسمی اقلیمی دولت بریتانیا هشدار داده‌اند که دولت این کشور در محافظت از مردم در مقابل خطرات روزافزون بحران آب‌وهوایی، اعم از امواج گرمایی تا قطعی برق، در حال شکست خوردن است.

کمیته تغییرات آب‌وهوایی گفته است که اقدامات برای توسعه تاب‌آوری کشور، متناسب با تاثیرات گرمای جهانی نیست و تاثیر این گرما، همین حالا هم اثرات مخرب خود را روی زمین گذاشته است. متخصصان کمیته تغییرات آب‌وهوایی گفته‌اند که آنها به خاطر عدم اقدام کافی «کاملا غیرمنطقی» در زمینه سازگاری، خصوصا به عنوان اقدامی که تا 10 برابر مقرون‌به‌صرفه‌تر از بی‌عملی است، ناامید شده‌اند.
به گزارش خبرگزاری گاردین، کارشناسان کمیته تغییرات آب‌وهوایی گفته‌اند که تغییرات آب‌وهوایی، هم‌اکنون، همینجاست. در امواج گرمایی سال 2020، حدود 2 هزار و 500 نفر در بریتانیا جان خود را از دست دادند اما کمیته تغییرات آب‌وهوایی گفته است که دولت بیش از یک دهه است که به هشدارهای آنها توجه نکرده است. آنها بیش از 10 سال است که به دولت‌ها هشدار می‌دهند باید کاری کرد که خانه‌ها راحت‌تر خنک شوند و پیشنهادهایی را هم در این زمینه ارائه کرده‌اند.
کمیته تغییرات آب‌وهوایی گفته است که کاهش انتشار گازهای کربنی همچنان یکی از کارهای حیاتی برای مقابله با بدترین شرایط ممکنِ آب‌وهوایی است. با این حال آنها گفته‌اند که برخی از تبعات تغییرات آب‌وهوایی، اجتناب‌ناپذیر و حتمی‌الوقوع است. آنها همچنین مجموعه‌ای از خطرات را نشان داده‌اند که برای مقابله با آنها حداکثر تا دو سال فرصت باقی است. از جمله این موارد می‌توان به خسارت‌ها به جنگل‌ها و خاک‌های پیت در اثر حرارت بالا و افزایش خشکسالی است که مانع از تحقق هدف بریتانیا برای رسیدن به انتشار صفر کربن تا سال 2050 می‌شود، چراکه با نابودی این مناطق، آنها دیگر قادر به حذف دی‌اکسید‌کربن از جو نیستند.
بارونس براون، رئیس کمیته سازگاری تغییرات آب‌وهوایی گفته است: «سازگاری همچنان شبیه سیندرلای تغییرات آب‌وهوایی است که در گوشه‌ای نشسته: کمبود منابع، بدون پول و بودجه و نادیده گرفته شده.» او در ادامه گفته است: «نه تنها بسیار ضروری و حیاتی است که خود را سازگار کنیم، بلکه این شرایط برای ما سود اقتصادی هم فراهم می‌کند. بسیار غیرمنطقی است که ما هیچ کاری در این زمینه نمی‌کنیم.»
او در ادامه با بیان اینکه برنامه‌های سازگاری با شرایط آب‌وهوایی تناسب کافی ندارد، گفته است: «ناامیدی ما خصوصا برای این است که پس از انتشار آخرین ارزیابی خطرات تغییرات اقلیمی در سال 2016، برنامه‌های سازگاری که منتشر شد، واقعا ناکافی بود. این برنامه بسیاری از خطرات را نادیده می‌گیرد و به هیچ‌وجه اقدام‌محور نبوده است. ما حالا به برنامه‌ای عملیاتی با جزئیات کامل نیاز مبرم داریم تا با تغییرات آب‌وهوایی در بریتانیا مقابله کنیم.»
کریس استارک، مدیر اجرایی کمیته تغییرات آب‌وهوایی گفته است که وزرا برای لحاظ کردن سازگاری در سیاست‌های خود، اکراه داشته‌اند: «چون این کار مشکل است و با چرخه سیاسی (پنج ساله) متناسب نیست و زرق و برق رسیدن به صفر خالص انتشار را در خود ندارد. اما دولت باید به این موضوع واقعیت ببخشد.»
گزارش کمیته تغییرات آب‌وهوایی‌بر اساس تحلیل 1500 صفحه‌ای مستقل توسط 450 متخصص از 130 سازمان است که دیدگاه جامعی از خطرات تغییرات آب‌وهوایی را که انگلستان با آنها روبه‌رو است، ارائه می‌دهد.
در این گزارش آمده است: «بسیار نگران‌کننده است که این شواهد جدید نشان می‌دهند، فاصله میان سطح خطراتی که با آنها مواجهیم و سطح سازگاری که در پیش گرفته‌ایم، بسیار زیاد شده است. بریتانیا ظرفیت و منابع کافی برای پاسخی موثر به این بحران را دارد اما هنوز هیچ کاری در این زمینه صورت نگرفته است.»
این ارزیابی 53 خطر را که مرتبط با افزایش دمای 2 تا 4 درجه سانتی‌گرادی در آینده است، در نظر گرفته و دریافته است که فقط برای چهار مورد از این خطرات، سازگاری وجود دارد. در گزارش کمیته تغییرات آب‌وهوایی آمده است، با نظر به این ارزیابی، حتی اگر افزایش گرمایش جهانی به 2 درجه هم محدود شود، که البته نگاهی خوشبینانه است، تعداد خطراتی که سالانه میلیاردها دلار روی دست کشور، هزینه می‌گذارند، تا دهه 2080، سه برابر می‌شود.
این گزارش، بر روی اثرات امواج گرمایی برای سلامت انسان و بهره‌وری، خصوصا در خانه‌ها بیمارستان‌ها و خانه‌های سالمندانی که به سختی خنک می‌شوند، تاکید کرده است. از زمان ارزیابی سال 2016، بیش از 570 هزار خانه جدید در بریتانیا ساخته شده که در برابر درجه حرارت بالا مقاوم نیستند و 1.5 میلیون خانه دیگر هم قرار است در پنج سال آینده ساخته شود، در حالی که هنوز در سیاست تهویه و سایه‌اندازی د رساخت‌وساز خانه‌ها تغییری ایجاد نشده است. از سوی دیگر، در بعضی مناطق، پس از امواج گرمایی سال 2018، گرما، بیش از 10 هزار خانه را تحت تاثیر قرار داد.
در این گزارش همچنین روی آسیب‌پذیری شبکه برق در برابر جاری شدن سیل، طوفان و کمبود آب‌های خنک به علاوه اثرات قطعی برق در آینده که خصوصا با وجود برقی شدن ماشین‌ها و لوازم برقی خانه‌ها، افزایش می‌یابد، تاکید شده است. خطر دیگر که در گزارش کمیته تغییرات آب‌وهوایی روی آن تاکید شده است، خطرات ناشی از حوادث شدید آب‌وهوایی است که می‌تواند زنجیره تامین مواد غذایی وارد شده به بریتانیا را از بین ببرد.
طبیعت و حیات وحش هم در گزارش کمیته تغییرات آب‌وهوایی مورد تاکید قرار گرفته است. با افزایش حرارت و گرما، طبیعت و حیات وحش نابود می‌شود. همچنین اگر اکوسیستم‌ها نتوانند کربن و آب را جذب کنند و مانع از وقوع سیل شوند، زندگی انسان‌ها تحت تاثیر قرار خواهد گرفت. در گزارش کمیته آمده است که بریتانیا تا سال 2050 باید 80 میلیون تُن دی‌اکسیدکربن را در هر سال از هوا خارج کند تا بتواند انتشار کربن در بخش‌هایی مثل سفرهای هوایی را که نمی‌تواند حذف کند، جبران کند.
استارک گفته است: «ما که نمی‌توانیم از طبیعت و درختان انتظار داشته باشیم با وجود این همه گرما و خشکی، همه کربنی را که تولید می‌کنیم، جذب کنند.» در گزارش کمیته تغییرات آب‌وهوایی به این موضوع اشاره شده که بازیابی طبیعت برای جان سالم بدر بردن از اثرات تغییرات آب‌وهوایی، حیاتی است.
خاک‌های پیتی همچنین می‌توانند مقدار زیادی از کربن را در خود ذخیره کنند، اما کاترین براون در کمیته تغییرات آب‌وهوایی می‌گوید که آنها با وجود این همه گرما و خشکی، اگر در همین شرایط سخت بمانند، احتمالا «ازبین خواهند‌رفت». او گفته: «امروزه فقط حدود 5 درصد از زمین‌های مرتفع پیتی در شرایط خوبی قرار دارند و بریتانیا اخیرا متعهد شده که 5 درصد دیگر را هم احیا کند. اما ما باید تا سال 2045 100 درصد آنها را احیا کنیم.»
در گزارش کمیته تغییرات آب‌وهوایی همچنین به مزایای بالقوه گرم‌تر شدن زمین اشاره شده است: اینکه یک بریتانیای گرم‌تر به معنای طولانی‌تر بودن فصل رشد برای گیاهان است، کاهش تعداد مرگ‌ومیر بر اثر سرما را در زمستان به دنبال دارد و به معنای قبض‌های ارزان‌تر برای گرمایش خانه در زمستان است. با این حال این گزارش افزوده که این مزایا نسبت به تاثیرات منفی بسیار زیادی که گرمایش زمین دارد، ناچیز است.

کوه‌حاتم در قرق کوره‌‌های زغال

کوه حاتم در چهار روز گذشته کوه آتش بود. آتش را کوره‌داران زغال برپا کرده بودند، یعنی بلوط‌های جوان را تکه‌تکه کرده، آتش زده و زیر خاک کرده بودند و شعله‌ها در کوه گسترده شده بود. صاحبان کوره‌های زغال‌گیری چند سالی است که این کوه را که میان دو استان خوزستان و کهگیلویه‌و‌بویراحمد قرار گرفته، قرق کرده‌اند. آنها اسلحه دارند و شبیه تبهکاران صورت‌هایشان را می‌پوشانند و به هیچکس راه نمی‌دهند. همین دو شب پیش یکی از آن وقت‌ها بود؛ کوه در آتش می‌سوخت و منابع طبیعی راه می‌خواست و قاچاقچی‌ها برای دورکردنشان شلیک کردند. سرانجام نیروها با هر چه سختی پیش رفتند و لاشه یه پلنگ سوخته را در جنگل دیدند.

آتش‌سوزی ساعت ۱۵ و ۴۵ دقیقه روز دوشنبه ۲۴ خرداد آغاز شد، البته پس از یک خاموشی دیگر. مثل همیشه گروه‌های مردمی و نیروهای منابع طبیعی برای جدال با آتش راهی این ارتفاعات شدند و چون راه صعب‌العبور بود، سوختن سه روز و شب ادامه داشت. اولین هلی‌کوپتر روز سه‌شنبه به منطقه رفت اما حرارت چنان بالا بود که نتوانست بنشیند. هلی‌کوپتر دوم دیروز رسید و توانست نیروها را به منطقه حریق برساند. اکنون در بلندی‌های پربلوط کوه حاتم آتش خاموش شده و 40 نفر از نیروهای منابع طبیعی و گروه‌های مردمی در حال پایش این زمین سوخته‌اند؛ مبادا درختی نیم‌سوخته از بلندی بیفتد و زمین دیگری را به آتش بکشد.
آتش از خوزستان آمد
«این آتش‌سوزی از سمت استان خوزستان به عرصه‌های منابع طبیعی استان ما سرایت کرد.» محمد محمدی، مدیرکل مدیریت بحران استان کهگیلویه‌و‌بویراحمد این را به ایسنا گفته است. کوه حاتم در مرز مشترک شهرستان‌های لنده و بهمئی در استان کهگیلویه‌و‌بویراحمد و شهرستان بهبهان در استان خوزستان است. فعالان محیط زیست هم بارها انتقاد کرده‌اند که خوزستان پا پیش نمی‌گذارد و کوره‌داران چنان زورمندند که به راحتی توانسته‌اند در این سال‌ها منابع طبیعی را برای تولید زغال بلوط، به تاراج ببرند. دیروز آتش در لنده تقریبا مهار شده و در بهمئی دوباره شعله کشیده است.
امید سجادیان، دبیر شبکه تشکل‌های محیط زیست و منابع طبیعی استان کهگیلویه‌و‌بویراحمد تازه از آتش‌سوزی «دم‌چنار» در بویراحمد برگشته و به «پیام‌ما» می‌گوید: «واکنش جامعه محلی آنقدر خوب بود و چنان حضور پرقدرتی داشتند که آتش همان روز سه‌شنبه مهار شد.» سه روز پیش هم منطقه «وزگ» یاسوج گر گرفت و یک روزه خاموش شد. «این چهار یا پنجمین بار بود. آتش‌سوزی در این منطقه به شدت زیاد شده و به زمین‌خواری مشکوکیم.
جنگل را می‌سوزانند و بعد ادعا می‌کنند که صاحب زمین‌های سوخته‌اند. اینجا هم کوره‌های زغال برپاست.» به گفته او کوه حاتم هم شش روز تمام سوخت، خاموش و دوباره شعله‌ور شد. «نیروهای استان ما آمدند اما خوزستان پا پیش نگذاشت. می‌گویند در حوزه ما نیست و گردن نمی‌گیرند. همین است که گروهی قاچاقچی به راحتی گردن‌کلفتی می‌کنند.»
محمد داور، فرمانده یگان حفاظت منابع طبیعی استان خوزستان هم تایید می‌کند که کوره‌ها مربوط به استان خوزستان است و آنها عقب‌نشینی کرده‌اند. او به «پیام ما» می‌گوید: «آتش در حوزه ما هم هست که اطفا شده و 20 نفر از نیروها همراه 20 نیروی مردمی در حال پایش هستند اما شروع اتش‌سوزی از خوزستان بود. بیشتر کوره‌ها هم در خوزستان‌اند.»
این زغال مخصوص وافور است
تصاویر منتشر شده نشان می‌دهد نزدیک هر منطقه سوخته، کوره زغالی برپاست و دورش سنگ‌چین شه. در این تصاویر ده‌ها درخت سبز بلوط جوان قطعه‌قطعه دیده می‌شوند؛ آماده انداختن داخل کوره‌های زیرزمینی. هر پنجاه متر یک درخت و کوره. سجادیان می‌گوید منطقه روی کوه حاتم، دست طایفه‌ای است که از چند سال پیش دست روی این درختان گذاشته‌اند و به هیچکس راه نمی‌دهند. «گروهی هستند که برای درست کردن زغال کباب جنگل را آتش می‌زنند اما اینها منطقه را قرق کرده‌اند، اسلحه دارند و رویشان را می‌پوشانند. زغال اینها که با بلوط جوان درست می‌شود، مخصوص وافور است.»
کوره‌ها دلیل اصلی آتش‌سوزی است
ذبیح‌الله محمدی، رئیس اداره منابع طبیعی و آبخیزداری شهرستان لنده دو شب پیش در این منطقه بود، چشم در چشم قاچاقچی‌ها. او تعریف می‌کند: «در حال اطفای حریف بودیم و به آن منطقه نزدیک می‌شدیم. زودتر به یکی از واسطه‌ها پیغام دادیم که بگویید تیراندازی نکنند، چون قصدمان فقط خاموش کردن آتش است. بالاخره رفتیم. اما نیمه‌های شب باز شروع کردند به تیراندازی. به حال تهدید تیر می‌زدند. داد و بیداد کردیم و آرام شدند.» او تا ظهر دیروز در همین منطقه بود، در 15 متری قاچاقچی‌های مسلح.
محمدی می‌گوید: «این منطقه جنگلی است و به دلیل اختلافات مرزی چند سالی است که آتش سوزی در آن رخ می‌دهد و دلیل اصلی‌اش کوره‌های زغال است. افراد مختلف در بهبهان به صورت مسلح، یک منطقه چند هکتاری را قرق می‌کنند و اگر گردشگر و نیروی منابع طبیعی و گروه‌های داوطلب بیایند، اول تیر هوایی می‌زنند و بعد تیر مستقیم. آنها کارشان همین است.»
سال 96 هم یک آتش‌سوزی دیگر در کوه‌حاتم رخ داد و صاحبان کوره‌ها که عامل این حریق بودند، به نیروهای منابع طبیعی شلیک کردند. درست 31 مرداد آن سال وقتی که آنها به همراه چند نفر از مردم روستای لارب به منطقه رسیدند، صاحبان کوره با کلاشینکف تیراندازی کردند. «گفتند خودمان خاموش می‌کنیم، شما برگردید.» آن آتش که ساعت 9 صبح شروع شده بود، تا چهار عصر خاموش شد. تیراندازی به ماموران چند بار دیگر تکرار شده و در یکی از این حوادث یک نیروی منابع طبیعی زخمی شده است. یک بار دیگر در سال 99 تکرار شد و بعد از گذشت یک سال رای نهایی شکایت از متخلفان هنوز صادر نشده است. متخلفان سال 96 هم که 10 نفر بودند، همان وقت شناسایی شدند، اما حالا محمدی می‌گوید بعد از دو سال حکم قضایی صادر شد و در نهایت رای برائت دادند.
پریشب محمدی در بالای کوه جسد یک پلنگ سوخته ایرانی را دیده. کوه حاتم منطقه شکار ممنوع هم هست و او می‌گوید: «آنها وقتی جنگل می‌سوزد، حتی به حیات وحش فراری هم شلیک می‌کنند. محیط زیست هم اصلا به این مسئله وارد نشده.»
این تخلف قابل قبول نیست
پای کوه حاتم، شهر تشان، شهرک بجک؛ رئیس اداره منابع طبیعی و آبخیزداری شهرستان لنده می‌گوید تصویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد که اطراف این شهرک پر از نقطه‌های سیاه است، کوره‌های زغالی که بارها برایش حکم قضایی گرفته‌اند اما دوباره به راه افتاده‌اند. «آنها یک باند مافیا دارند که یک نفر برایشان اسلحه تامین می‌کند و مشتری زغال را هم برایشان پیدا می‌کند. زغال‌ها هر روز سر ساعتی مشخص از کوه پایین می‌آید و برای فروش به اهواز می‌رود.»
محمدی می‌گوید برای مقابله با این متخلفان دستش خالی است. یک بار هم در سال 98 شورای تامین را به منطقه برده و کوره‌ها را از بالا به آنها نشان داده است. می‌پرسد: « من و 5 تا نیرو چطور می‌توانیم با اینها مقابله کنیم؟» او سال 97 گزارشی 15 صفحه‌ای از این تخلفات به سازمان جنگل‌ها فرستاده اما حالا امیر مسعود جلالی، مدیر کل دفتر حفاظت و حمایت منابع طبیعی سازمان جنگل‌ها به «پیام‌ما» می‌گوید: «چنین تخلفی قابل پذیرش نیست. بعید است گروهی منطقه‌ای را برای مدت‌ها قرق کنند و مدام در آن کوره برپا کنند. امکان ندارد که اجازه ندهند کسی رد شود. نیروهای ما در همه عرصه‌ها حضور دارند و نمی‌گذارند.»
او البته فیلم‌های منتشرشده از قاچاقچیان را دیده و می‌گوید که موضوع در دست بررسی است. «دیشب اولین باری بود که می‌شنیدم قاچاقچیان به این صورت در منطقه حضور دارند. من در جریان نبودم. پیگیری کرده‌ام و با استان هماهنگ کردم تا به منطقه نیرو بفرستند. قطعا با این افراد به هر شکل ممکن برخورد می‌شود و دستگاه قضا هم موضوع را به سادگی رها نمی‌کند. اگر این ماجرا اثبات شود مجازات‌هایی برای متخلفان در نظر می‌گیرند. باید بررسی کنیم و نتیجه را بگوییم.» جلالی توضیح می‌دهد که آنچه سازمان جنگل‌ها دنبال می‌کند، پیشگیری از حریق است. «سال گذشته در همین مناطق آتش‌سوزی زیاد بود. تعدادی از عاملان آتش‌سوزی‌های عمدی به قصد تصرف زمین هم بازداشت شدند. عامل اصلی آتش‌سوزی‌ها انسانی است؛ شکارچیان، متصرفان، کسانی که اختلافات قومی دارند و … اما باز هم باید بررسی شود.»

اجماع برای پاسداری از جمهوریت

| پیام ما | با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری سیزدهم، آرایش نامزدها به سوی همان چیزی پیش می‌رود که پیش‌بینی می‌شد. مهرعلیزاده به نفع همتی کنار کشید و زاکانی هم به نفع رئیسی. حالا همتی از یک جریان سیاسی در مقابل 4 نفر دیگر قرار دارد. گرچه نمی‌توان این را آرایش نهایی طیف اصولگرایان دانست و احتمال کناره‌گیری تعداد بیشتری متصور است، نامزد اصلی، ابراهیم رئیسی است که محکم جای خود ایستاده و قصد کنار کشیدن به نفع هیچکسی را ندارد. با این حال، با موج حمایتی اصلاح‌طلبان از عبدالناصر همتی، شاید پیروزی رئیسی به اندازه‌ای که پیشتر تصور می‌شد، برایش کار آسانی نباشد.

در حالی که یک روز به انتخابات ریاست جمهوری در روز جمعه باقی مانده، حسن روحانی تلاش می‌کند تا آخرین لحظات از دولت خود و عملکردش دفاع کند و برای آنکه میوه تلاش‌های تیم وزارت خارجی‌اش را جناح مقابل نچیند، مردم را دعوت به انتخابات کرده است. او روز چهارشنبه در جلسه هیات دولت خطاب به نامزدهای منتقد دولت در انتخابات گفت: «شما که همه امکانات دست‌تان است، همه هم جوری حرف می‌زنند که انگار در این کشور هیچ مسئولیتی نداشته‌اند. خیلی از آقایانی که امروز دارند در رسانه‌ها حرف می‌زنند صاحب مسند حکومتی هستند، در بخش خودشان جواب بدهند. اگر مشکلی در نظام هست آنها هم باید پاسخگو باشند. شما دیدید یک FATF رفت آنجا چه مشکلاتی برای ما درست کرد. ریسک‌پذیری کشور را بالا آورد و روابط بانکی ما را دچار مشکل بیشتر کرد. حالا یک چیزی هم طلبکار هستند که این خیلی جالب است.»
حسن روحانی پس از انتقاد از مخالفانش از مردم خواست تا «جمهوریت» را پاس بدارند: «اینکه از یک فرد، نهاد و حتی دولت گله داریم راهش این نیست که با صندوق قهر کنیم. قهر با صندوق هیچ مشکلی را برای ما حل نمی‌کند.»
رئیس جمهوری پرسید که «پای صندوق نرفتن چه خاصیتی دارد؟» و گفت: «همه این مشکلات در برخی موارد به دست مجلس، در برخی موارد به دست دولت و در برخی موارد به دست نهادهای دیگر حل می‌شود. آن مشکلات بزرگی که در ذهن شماست باز هم با صندوق رای حل می‌شود…حالا ممکن است بگویید ما افراد دیگری را می‌خواستیم که الان نیستند، به هر حال از بین کسانی که هستند باید آن کسی را که به ما نزدیکتر است برگزینیم.»
انصراف به نفع همتی
از سوی دیگر، اسحاق جهانگیری، معاون اول دولت حسن روحانی هم در سخنانی از مردم خواسته تا برای حفظ جمهوریت نظام، رای بدهند. جهانگیری که خود از نامزدهایی است که صلاحیتش توسط شورای نگهبان رد شده، گفته است: «شرط لازم مشارکت حداکثری منوط به این است که دستگاه‌های سیاست‌گذار و ناظر و مجری تعهد به قانون اساسی داشته باشند و هم مردم و جریان‌های سیاسی نسبت به انتخابات حساسیت داشته باشند و در آن فعال باشند.» او در ادامه گفته است: «رهبری همواره بر مشارکت حداکثری مخصوصاً در انتخابات ریاست جمهوری تاکید داشتند و در چند انتخابات‌ اخیر با یک تحلیل خاصی راجع به حضور مردم صحبت کردند و گفتند که اگر کسی نظام و رهبر را هم قبول ندارد، به خاطر ایران در انتخابات شرکت کند. این نشان‌دهنده جایگاه انتخابات در نظام است.» اسحاق جهانگیری از مردم خواسته تا «گلایه‌ها» را کنار بگذارند و برای «صیانت از جمهوریت نظام» رای دهند.
همانطور که پیش‌بینی می‌شد، محسن مهرعلیزاده، یکی از نامزدهای مورد حمایت برخی گروه‌های اصلاح‌طلب، به نفع عبدالناصر همتی انصراف داد. پیشتر برخی از چهره‌های سیاسی از جمله هادی خامنه‌ای از آنها خواسته بودند تا با یکدیگر ائتلاف کنند. عکس نامه استعفای مهرعلیزاده از صبح چهارشنبه در فضای مجازی دست به دست می‌شد. در نهایت، خبر رسمی انصراف او، تایید شد.
با اعلام این خبر، رییس دولت اصلاحات، در پیامی از اقدام «مسئولانه و فداکارانه» مهرعلیزاده تشکر کرده است. سید محمد خاتمی در این پیام نوشت: «در موقعیت حساس کنونی که جمهوریت نظام در معرض تهدید جدی قرار گرفته است، اقدام مسئولانه و فداکارانه شما در انصراف از نامزدی ریاست جمهوری، شایسته تقدیر فراوان است، و موجب خواهد شد تا کسانی که می‌خواهند رأی بدهند و در عین حال تسلیم عرصه‌ای نشوند که یک جریان اقلیّت خواست خود را به هر قیمت بر جامعه تحمیل کند، آرای‌شان شکسته و تقسیم نشود.»
عبدالناصر همتی نیز پس از کناره‌گیری مهرعلیزاده در پیامی به او نوشت که در غیاب «جریانات مهم سیاسی» شما با آزادگی و صراحت‌تان نقش ارزنده‌ای به نمایش گذاشته و سعی کردید تا «صدای حذف‌شدگان این رقابت» باشید.
نمایندگان مجلس: همه به نفع رئیسی کنار بروید
در این میان، اصول‌گرایان نیز ساکت ننشستند و از نامزدهای جریان خود خواسته‌اند به نفع ابراهیم رئیسی کنار بروند. دیروز، 210 نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در بیانیه‌ای از زاکانی، امیرحسین قاضی‌زاده‌هاشمی، محسن رضایی و سعید جلیلی خواستند تا به نفع رئیسی انصراف دهند.
در بخشی از این بیانیه آمده است: «اینک ما نمایندگان ملت ضمن ارج نهادن به تلاش‌ها و اهتمامی که برای تقویت نظام اسلامی دارید از شما می‌خواهیم تا از همین لحظات، خود را برای تقویت کشور و بیش از پیش وقف کنید… و برای شکل‌گیری دولتی قوی تمام توان خویش را به کار گیرید.»
اولین کسی که به دعوت نمایندگان مجلس، پاسخ مثبت داد، زاکانی بود. او که در جریان مناظره‌ها، «پوششی بودن» خود را انکار کرده بود، به نفع رئیسی کنار رفت. او در پیامی توییتری نوشت: «‏هدف پیروزی جبهه انقلاب بود و اینک با اقبال مردم، مصداق تحقق آن، برادر عزیزم آقای رئیسی است.» ابراهیم رئیسی نیز در پیامی، تصمیم او را برای انصراف، «مسئولانه» خوانده و از او تشکر کرده است.با این حال، عبدالناصر همتی هم ساکت ننشست و در پیامی توییتری نوشت: «پوشش‎‌ها کنار رفت! با انصراف ایشان به نفع نامزد اصلی، رقابت به یک در برابر چهار تبدیل شد. منتظر انصراف سایر نامزدهای پوششی به نفع جناب آقای رئیسی هستیم.»
در حالی که برای دومین‌بار جبهه اصلاحات، حمایت از همتی را به رای گذاشته، حمایت از او به حد نصاب نرسید. با این حال، چند حزب اصلاح‌طلب اعلام کرده‌اند که به نام «دفاع از جمهوریت نظامِ» جمهوری اسلامی ایران به همتی رای می‌دهند. حزب اعتماد ملی، حزب توسعه ملی، حزب کارگزاران سازندگی ایران، حزب ندای ایرانیان، مجمع نیروهای خط امام، حزب اسلامی کار، حزب مردم‌سالاری، خانه کارگر، حزب جوانان ایران اسلامی، مجمع اسلامی فرهنگیان، جمعیت حمایت از حقوق بشر زنان، مجمع زنان اصلاح‌طلب، حزب آزادی، جمعیت زنان نواندیش و حزب وحدت و همکاری احزابی هستند که اعلام کرده‌اند از همتی حمایت می‌کنند.
سکوت اصلاح‌طلبان اما کم کم در میان چهره‌های شاخص هم خود را نشان می‌دهد. حسن خمینی، کسی که پیشتر اعلام کرده بود، اگر جای نامزدهای تایید شده از سوی شورای نگهبان باشد، انصراف می‌دهد، دیروز در بیانیه‌ای اعلام کرد که «یکی از راه‌های حفظ جمهوریت نظام، دادن رأی صحیح» است: «باز هم می‌توان نه با رفتاری سلبی، بلکه با تصمیمی ایجابی به حفاظت از آینده و ساختن امروز و رفع مشکلات معیشتی روزمره همت گمارد.»
دیروز همچنین ویدیویی از محمد خاتمی منتشر شد که در آن گفت: «امیدوارم مردم ما همت کنند و به عرصه بیایند و رای بدهند.» خاتمی همچنین گفته حداقل نباید اجازه بدهیم که جریانی بخواهد صندوق رای را از کارایی بیاندازد.»