بایگانی مطالب نشریه
اگر سنتان کم است، تقریبا در هر سالی که شمع کیکتان را فوت کردید افزایش دما یا رکورد زده یا به رکورد نزدیک شده است. آتشسوزیهای گسترده، خشکسالیهای شدید و توفانهای مخرب را دیدهاید. تغییرات اقلیمی همین است که حالا حالاها هم از بین نخواهد رفت.
کره زمین در زمان حیات شما بیشتر از اینها تغییر میکند. اوضاع میتواند واقعا بد شود. اما اگر همین الان اقدام کنیم، میتوانیم از وقوع بدترین آسیبهای آن جلوگیری کنیم. جولیا روزن در روزنامه نیویورکتایمز وقوع دو سناریو را بررسی میکند. روزن میگوید میتوانید در اجرای هر کدام از این سناریوها نقش داشته باشید. پس بیاید به هر کدام از آنها نگاهی بیندازیم.
آینده بد
بیایید به یک سناریو نگاه کنیم و آن را «آینده بد» بخوانیم، چون زندگی برای خیلیها و دیگر موجودات زنده سختتر میشود. در آینده بد، بیشتر نقاط روی کرهزمین داغتر خواهند شد، اما روزهای سرد هم خواهیم داشت. مدرسه و ورزش هنگام موج گرما متوقف میشوند. دمای بالا حتی میتواند برای جمعیت آسیبپذیر مانند افراد مسن و کسانی که در فضای باز کار میکنند، مرگآفرین باشد. تغییرات آب و هوایی پرورش محصولات غذایی را سختتر میکند. در برخی مناطق، منابع آبی خشک میشوند. خیلیها خانههایشان را ترک میکنند تا جای بهتری برای زندگی پیدا کنند. فرودستان هم بیشتر از پولدارها آسیب میبینند. این اتفاق همین امروز هم دارد میافتد. گرمای شدید و خشکسالی، آتشسوزیهای گسترده را خطرناکتر میکند. عده بیشتری از مردم در معرض دود ناسالم قرار میگیرند.بسیاری از گیاهان و حیوانات به خاطر از دست رفتن محیط زندگیشان و دیگر تهدیداتی که انسان ایجاد میکند در معرض انقراض قرار دارند. همانطور که یخچالهای قطبی و ورقههای یخی آب میشوند، افزایش سطح دریاها در مناطق ساحلی سیل جاری میکند و تا پایان قرن صدها میلیون نفر را در سراسر جهان مجبور به مهاجرت میکند. آب دریاها دیاکسیدکربن را از هوا جذب میکنند و اقیانوسها اسیدیتر میشوند. آب هم گرمتر میشود که به برخی از جانوران دریایی کمک میکند اما به دیگران آسیب میرساند؛ به ویژه آن دستهای که غذای انسان را تامین میکنند. صخرههای مرجانی هم احتمالا ناپدید میشوند. هیچ کدام اینها خوب نیستند. اما لزوما نباید شرایط اینطوری باشد! هنوز برای انتخاب راه متفاوت زمان هست. علم میتواند موضوع را حل کند اما آینده منتظر ما نمیماند. گازهای گلخانهای که تاکنون تولید کردهایم باعث افزایش دما، افزایش سطح دریاها و تغییرات زیست محیطی شدهاند. اما اگر دولتها، کسبوکارها و ما انسانها با هم همکاری کنیم، میتوانیم انتشار این گازها را طی چند دهه آینده متوقف کنیم و از بدترین اثرات تغییرات اقلیمی جلوگیری کنیم.
آینده بهتر
حالا بیاید به سناریو زندگی در «آینده بهتر» نگاه کنیم. در آینده بهتر، اثرات تغییرات اقلیمی میتواند کندتر و با شدت کمتری باشد، پس طبیعت و جامعه راحتتر میتوانند با آن سازگار شوند. مثلا، دولتها میتواتند کمک کنند ساحلنشینها از آبها دورتر شوند تا از سیل در امان بمانند. کشورهای ثروتمندتر که بیشترین سهم در تغییرات اقلیمی را دارند به کشورهای فقیرتر کمک میکنند تا با آثار آن مقابله کنند. در این آینده آتشسوزیهای وسیع و کاهش تولید محصولات کشاورزی را همچنان خواهیم داشت اما کمتر. میتوانیم از جنگلها محافظت کنیم و درختهای بیشتری بکاریم که با رشد خود میزانی از کربن را جذب کنند. افراد بومی با دانش عمیق زیست محیطی میتوانند راه را نشان دهد. ما همچنین میتوانیم در «آیندهبهتر» مواد غذایی متفاوتی را مصرف کنیم. خیلیها همین امروز هم گوشت کمتری مصرف میکنند. مزارع کشاورزی میتوانند محصولاتی را پرورش دهند که با آب و هوای جدید سازگار باشد و در آن از شیوههای پایدار کشاورزی استفاده شده باشد. این تغییر میتواند بر تمام بخشهای جامعه و حتی صنعت هم تاثیر بگذارد. راههای تولید بتون را بگونهای تغییر دهیم که دیاکسیدکربن کمتری تولید شود. میتوانیم در ساختمانهایی زندگی کنیم که از لحاظ انرژی پایدار بوده و در ساخت آن از مواد پایدار مانند چوب و سنگ های محلی استفاده شده باشد.
در «آینده بهتر» میتوانیم سوار ماشینهای برقی شویم که به جای بنزین و گازوئیل از سوختهای تمیزتری استفاده میکنند. این کار میتواند کیفیت هوا را در خیلی در مناطق افزایش دهد. شهردارها میتوانند مردم را تشویق کنند تا از حملونقل عمومی و دوچرخه استفاده کنند. هواپیماها همچنان دی اکسید کربن تولید میکنند. اما میتوانیم کمتر پرواز کنیم. نور خورشید، باد و دیگر انرژی های تجدیدپذیر میتوانند بدون تولید بیشتر گازهای گلخانهای برق تولید کنند. میتوانیم انرژی اضافی را ذخیره کنیم تا وقتی هوا ابری میشود یا هیچ بادی نمیوزد چراغها روشن بمانند.
خبر خوب اینجاست که ما میدانیم چگونه باید بسیاری از تغییرات را اعمال کنیم. در حقیقت، در خیلی جاها این تغییرات در حال شکلگیری است؛ فقط سرعت آن کافی نیست، چون بزرگترین چالشهای پیش رویمان به انسان برمی گردد نه به علم. اگر میخواهیم «آینده بهتر» به آینده واقعی تبدیل شود، رهبران دنیا و کارفرماها باید در مسائل مربوط به تغییرات اقلیمی جدی تر عمل کنند و ما مردم هم باید کمک کنیم. آیا این کار را انجام خواهیم داد؟
انتخاب با ماست.
چگونه به اینجا رسیدیم؟
نگاهی به اطراف خانه خود بیاندازید. یخچال و تلویزیون و لوسترها. همه با برق کار میکنند. از لحاظ تاریخی، بشر بیشتر عمر خود را در تاریکی زندگی کرده است. اما از اواخر 1800، برق به یکی از بخشهای اساسی زندگی مدرن تبدیل شد. امروزه مصرف برق آمریکاییها نسبت به دهه 1950، 13 برابر شده است.
برق خانه شما احتمالا از کابلهای برقی تامین میشود که سراسر کوچه را گرفتهاند. مسیر این کابلها به نیروگاه برق میرسد؛ بخش کوچکی از شبکه بزرگ انرژی که خانه، محل کار و کارخانههایمان را روشن نگه میدارد.
در طول تاریخ برق با سوزاندن سوختهای فسیلی مانند زغال سنگ، نفت و گاز طبیعی تولید شده است. این منابع همچنین بیشترین انرژی موردنیاز برای تولید گرما و تقریبا هر کاری که انسان انجام میدهد را تامین میکنند.
امروزه، سوختهای فسیلی بسیار مهم تلقی میشوند. انسان سالانه نزدیک به هفت میلیارد تن زغالسنگ استفاده میکند و روزانه نزدیک به 100 میلیون بشکه نفت و دیگر سوختهای مایع را مصرف میکند.
سوختهای فسیلی در اعماق زمین از انباشته شدن بقایای گیاهان و جانوران در طول زمان شکل میگیرند. وقتی که آنها را استخراج و به انرژی تبدیل میکنیم، کربن به شکل دی اکسید کربن و متان وارد هوا میشود.
این گازهای گلخانهای مانند یک پتو عمل میکنند: مادامی که انرژی خورشید کره زمین را گرم میکند، این پتو از خروج مقداری از گرمای زمین جلوگیری میکند.
در هزار سال گذشته، آلایندههایی که بشر تولید کرده باعث گرمتر شدن هوا شده است. اما بشر باز هم به تولید آلایندههای بیشتری ادامه میدهد.
وقتی سوختهای فسیلی را میسوزانیم، آلایندههایی تولید میکنیم که برای سلامتی انسان مشکلاتی را ایجاد میکنند. این آلایندهها به مهاجران و افراد کم درآمد بیشترین آسیب را میرسانند؛ قیمت خانهها و تبعیض نژادی باعث میشود یا اغلب این افراد نزدیک به مناطق آلوده مانند نیروگاههای برق یا آزادراههای بزرگ زندگی کنند.
در آمریکا، ماشینها و کامیونها منابع اصلی آلایندههای مضر و گازهای گلخانهای شناخته میشوند. در کل، حمل و نقل یک سوم تولید گازهای گلخانهای را تشکیل میدهد.
تمام منابع انتشار گازهای گلخانهای آشکار نیستند. به ساختمانهای بتنی و پیادهروهای شهرتان فکر کنید.
سیمانی که سازهها را سرپا نگه میدارد از خرد کردن و گرم کردن سنگ آهک بدست میآید که برای درست کردن آن انرژی مصرف و دیاکسیدکربن آزاد میشود. سیمان، استیل و صنایع دیگر، 20درصد آلودگی جهان را تشکیل میدهند.
غذایی که میخوریم نیز اهمیت دارد. فضولات دام و طیور حاوی گازهای گلخانهای است. مزارع کشاورزی گازهای گلخانهای تولید میکنند. در برخی مناطق مانند جنگلهای آمازون، درختها قطع میشوند تا به زمین کشاورزی تبدیل شوند. این کار مقدار زیادی کربن ذخیره در چوب و خاک را آزاد میکند.
در جهان، کشاورزی و روشهایی که از زمین استفاده میشود نزدیک به یک چهارم تولید گازهای گلخانهای را تشکیل میدهند. اگر به همین روندها ادامه دهیم، کره زمین گرمتر میشود و تغییرات اقلیمی آسیبهای بدتری به جای میگذارند.
در شرایطی که مصرف برق این روزها در کشور به بالاترین میزان خود رسیده و حتی رکورد مصرف روزانه 60 هزار مگاوات هم شکسته شده، استخراج رمزارز به عنوان یکی از عوامل فشار بر شبکه با پایش جدیتری مواجه شده است. در تازهترین خبر دیروز پلیس تهران بزرگ از کشف مزرعه رمزارزی با بیش از 7 هزار دستگاه ماینر در غرب تهران خبر داد. فرمانده انتظامی تهران بزرگ در اینباره گفت: این مزرعه بزرگترین مزرعه استخراج ارز دیجیتال بوده که از سوی پلیس تهران کشف و ضبط شده است.
بنا بر توضیحات پلیس مزرعه کشف شده در یک کارخانه به ظاهر متروکه در محدوده چیتگر در غرب تهران قرار داشت که بیش از 7 هزار دستگاه ماینر در آن فعالیت میکردند. سردار حسین رحیمی گفته است که این مزرعه برای فعالیت همه ماینرهایش به میزان برقی حدود چهار درصد برق کشور نیاز داشته و تاثیر بسیاری بر کمبود برق تهران گذاشته است. در واقع کشف این مزرعه به دلیل جلب شدن توجه اداره برق تهران به نوسانات و میزان برق مصرفی این کارخانه متروکه اتفاق افتاده است.
به گزارش ایسنا، فرمانده انتظامی تهران بزرگ با بیان این که تعدادی از ماینرهای این مزرعه فعال بوده و تعدادی دیگر نیز در حال نصب و راه اندازی بود، گفت: این مزرعه بزرگترین مزرعه استخراج ارز دیجیتال بوده که از سوی پلیس تهران کشف و ضبط شد. پس از کشف این مزرعه استخراج ارز دیجیتال توسط پلیس تهران بزرگ، کارخانه به ظاهر متروکه پلمب و فعالیت آن متوقف شده است.
گفتنی است بر اساس دستور رئیسجمهور با توجه به افزایش مصرف برق و قطعی سراسری برق فعالیت مزارع استخراج کننده برق تا پایان تابستان ممنوع است.
بر اساس گفته سردار رحیمی در ۴۸ ساعت گذشته منتهی به روز سهشنبه (1 تیرماه)، حدود ۳ هزار مورد دستگاه ماینر در جاهای دیگر پایتخت نیز کشف و ضبط شده است.
پیش از این کشفیات مصطفی رجبی مشهدی به «پیام ما» گفته بود که تا کنون 182 هزار دستگاه غیرمجاز رمزارز کشف شده است که مصرف برق آنها معادل مصرف 1 میلیون مشترک خانگی در شبانه روز است. او گرمای زودهنگام هوا و فعالیت مزارع استخراج رمزارز را مهمترین دلیل رکورد مصرف برق در کشور در سال جاری اعلام کرد.
فعالیتهای استخراج کنندگان غیرمجاز رمزارز در یک سال اخیر به ویژه در زمستان سال گذشته و ابتدای تابستان امسال مردم را با مشکلات جدی روبهرو کرده است. قطع برق در شرایطی که شمار بیمارانی که نیاز به دستگاه اکسیژنساز برای تنفس دارند، به دلیل شیوع کرونا افزایش چشمگیر داشته، بازی کردن با جان مردم است. اما با وجود تمامی هشدارها از سوی وزارت نیرو، برخی همچنان در حال استخراج غیرمجاز و گسترده رمزارز با تعرفه مشترکان خانگی و حتی در بعضی مراکز باانشعاب رایگان برق هستند. همچنین پیش از این وزیر نیرو در اینباره گفته بود:«فعالیت تعداد زیاد استخراجکنندگان رمزارزها تعجبآور است. اطلاعات دریافتی نشان میدهد این مقدار از مراکز غیر مجاز استخراج رمزارز که تاکنون کشف شده درصد کمی از آن چیزی است که احتمال داده میشود فعال باشد.»
علاوه بر نگرانی در زمینه افزایش مصرف برق، استخراج ارز دیجیتال نگرانیهای محیطزیستی را هم به دنبال دارد. استخراج رمزارز نیازمند پشتوانهای قدرتمند از انرژی است که این مساله موجب افزایش مصرف سوختهای فسیلی میشود.
بر اساس نظر کارشناسان محیطزیست اگر مقدار برق مصرفی در صنعت ماینینگ در دنیا با همین روند افزایش پیدا کند، ماینینگ بهتنهایی میتواند باعث افزایش 0.5 درجهای دمای کره زمین شود استخراج هر بیتکوین نیازمند انرژی معادل سوخت ۱۰۷ بشکه نفت خام یا ۱۵۰۰۰ مترمکعب گاز طبیعی است.
بررسیهای دانشگاه کمبریج نشان میدهد شبکه استخراج بیتکوین در دنیا سالانه برقی معادل مصرف کشور آرژانتین برای استخراج ارز دیجیتال استفاده میکند. این موضوع زمانی نگرانی را افزایش میدهد که بدانیم بیش از نیمی از برق مورد مصرف در دنیا در نیروگاههای حرارتی و با استفاده از سوختهای فسیلی تامین میشود و انرژیهای پاک جوابگوی میزان انرژی مورد نیاز برای استخراج رمز ارز نیستند.
جدا از ممنوعیت کنونی و موقتی فعالیت استخراج کنندگان رمزارز در تابستان امسال، وزارت نیرو چندی پیش اصلاحیه مقررات تامین برق مراکز استخراج رمز ارزها را ابلاغ کرد. در اصلاحیه جدید وزارت نیرو دو روش برای تامین برق جهت استخراج رمز ارز اضافه شده است. در دستورالعمل پیشین این وزارتخانه که سال 1398 ابلاغ شد، در خصوص تامین برق مراکز استخراج رمز ارز تنها دو روش «اتصال به شبکه و خرید انرژی از شرکت های برق» و «تامین برق با ایجاد ظرفیت جدید» تعیین شده بود. در اصلاحیهای که در سال جاری از سوی وزیر نیرو ابلاغ شد، تامین برق مراکز استخراج رمز ارزها به یکی از چهار روش «تامین برق از طریق نیروگاههای تجدیدپذیر»، «تامین برق از طریق سرمایهگذاری در بهینهسازی»، «تامین برق با نصب و بهرهبرداری از مولدهای حرارتی» و یا «اتصال به شبکه و خرید انرژی از شرکت برق» صورت خواهد گرفت. بر اساس ابلاغیه وزارت نیرو مراکز استخراج رمزارز، با هر میزان قدرت، میتوانند برق مورد نیاز خود را از محل تولید مولدهای تجدیدپذیر تامین کنند. در این حالت، تخصیص تمام انرژی تولیدی نیروگاه تجدیدپذیر برای استخراج رمزارز بلامانع است.
بازسازی بعد از زمینلرزه با نگاهی به تجربه بم
مطالعات مدیریت ریسک و مدیریت بحران نشان داده است که برنامههای بازسازی بسیار چالش برانگیزند. بازسازی بعد از زلزله 5 دیماه 1382 بم نشان داده است که جنبههای گوناگون اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و محیط زیستی بازسازی بم با هم متناسب نبوده است. شهر کنونی بم، محل ساختمانهای جدیدی است که به منظر غنی و تاریخی باغشهر تاریخی بم آسیب رسانده است. آسیب رساندن به بافت شهری بم شامل تخریب درختان برای احداث خیابانهای عریض و البته توسعه شهر بر روی پهنه گسله بروات در شرق بم (که بیشترین آسیب ها را در زمینلرزه 1382 دید) نیز بوده است.
شهر بم بعد از زلزله 1382، محلی جذاب برای جمعیت مهاجر شد. حدود 25درصد از جمعیت شهر در زلزله بم کشته شدند ولی سرشماری سال 1385 نشان داد که مهاجران در سال بعد از زلزله خلع جمعیتی ناشی از کشته شدن بخشی از اهالی بومی بم را بر طرف کردهاند. این کار با شهرسازی سریع رخ داد. سرعت در شهرنشینی، آسیب پذیری را افزایش میدهد به طوری که ریسکهای زلزله و هر سانحه بعدی بیشتر میشود. احتمال زمینلرزه شدید بعدی تنها برخی از اطلاعات مورد نیاز برای تخمین خطر زمینلرزه در شهری زلزلهزده مانند شهر بم است. میتوانیم با اطلاعاتی درباره زمینلرزههای گذشته تخمین بزنیم که بزرگترین زمینلرزه قابل رخداد در همان محل چه اندازهای میتواند باشد. مثلا ویرانههای تلآتشین در 30 کیلومتری بم به احتمال نشان از ویرانی بم در زمینلرزهای در حدود 5000 سال قبل دارد، ولی چنین برآوردی تاکنون انجام نشده تا بتوان بزرگترین زمینلرزه قابل رخداد آینده در ناحیه بم را حدس بزنیم. آیا زمینلرزه 1382 بزرگترین زمینلرزه قابل رخداد در این پهنه بوده است؟ هنوز نمیدانیم! البته یک پیش فرض ساده آن است که زمینلرزه 1382 بم را بزرگترین رخداد ممکن بدانیم و فکر کنیم که تا مدتهای مدید زمینلرزه مهم دیگری در آن ناحیه رخ نمیدهد. ولی این نگاهی بسیار غیر محافظهکارانه است.
تا زمانی که سوابق زمین شناختی دقیق در مورد نحوه فعالیتهای گسلهای ناحیه بم در دسترس نباشد نمیتوان به بزرگترین زمینلرزه قابل رخداد در همان منطقه زلزلهزده و زمان تقریبی بازگشت چنین رخدادی پی برد.
مطالعات تا کنون انجام شده به بررسی پیامدهای زمینلرزه شدید بم در سال 1382 اختصاص یافته است. و نقصان در ارزیابی خطرها و تلفات ناشی از آنها ، توانایی ما در تعیین راهبرد مطلوب کاهش ریسک را محدود میکند.
برنامه مقاومسازی لرزهای برای اولین بار بعد از زلزله 1382 بم در ایران به طور جدی شروع شد. مقاوم سازی یک ساختمان قدیمی میتواند بین 25 تا 70 درصد از ارزش ساختمان هزینه داشته باشد، این روش را فقط برای مهمترین سازهها پیشنهاد می کنند. ارزیابیها نشان داد که هزینههای مقاوم سازی حدود 40 درصد از نوسازی کامل بنا، ارزانتر است. ساکنان شهرهای بیشتر کشورهای در حال توسعه به این هزینه «به عنوان یک سرمایه گذاری بدون بازده مالی» نگاه میکنند، چرا که هیچ کاهش قابل تصوری در حق بیمه، مالیات بر املاک یا هزینههای پروانه ساخت برای ایجاد انگیزه برای مقاومسازی در این کشور ها موجود نیست. از این رو، یک برنامه بزرگ مقاومسازی نیاز به سرمایه گذاری هنگفتی در بودجه عمومی دارد که با توجه به سایر نیازهای فوری و روزمره، غیرواقعی و غیرمنطقی است.
سرمایه گذاریهای طولانی مدت در کاهش ریسک همیشه در تعارض با با نیازهای فوری جامعه به نظر میرسد ولی در صورت رخداد یک زمینلرزه شدید میزان خسارتها چنان شدید خواهد بود که سرمایهگذاری پیشگیرانه برای درک ریسک، مقاومسازی و کاهش ریسک حتما به صرفه خواهد بود.
محیطبان هم تحسین میخواهد، هم حمایت
نیاز اصلی محیطبانان این است که مدیران محیط زیستی، دغدغههای آنها را بشناسند و به ارزش فعالیت آنها واقف باشند و بعد این آگاهی به مقامات بالاتر منتقل شود. بعضی فکر میکنند این نیروها کارشان فقط حفاظت و کل و بز و میش است. اما این حداقل کاری است که آنها در راستای حفاظت انجام میدهند. کار آنها بسیار پرارزشتر از این است؛ پاسداری از منابع حیاتی ما. وقتی منطقهای جزو یکی از مناطق چهارگانه محیط زیست معرفی میشود و محیطبانها باید برای مدیریت آن ایفای نقش کنند، کار آنها فقط حفاظت از تنوع زیستی نیست. محیطبانان از منابع آب، هوا و خاک و بانکهای ژنتیکی گیاهی، تمام عناصر اصلی که حیات و ممات و زندگی ما و چرخش روزگار به آن وابسته است، حفاظت میکنند.
بنابراین نقش آنها بسیار پررنگتر از آن چیزی است که در وهله اول به نظر میآید. با این حال مدیران کلان محیط زیست به درستی به نقش آنها به عنوان گارد اجرایی سازمان پی نبردهاند. همین ناآشنایی موجب شده مشکلات این عزیزان را درک نکنند. محیطبانان مشکلات خیلی فراوانی دارند. حقوقشان متناسب با شرایط کارشنان نیست، شرایط بیمهای آنها با شغلشان تناسب ندارد و به نظر میرسد باید فراگیرتر باشد. علاوه بر این دوری از خانواده، کار در شرایط سخت جوی، مواجهه با شرایط سخت اقلیمی برای حفاظت. همه اینها بسیار بااهمیت است. از سوی دیگر وقتی با متخلفان مواجه میشوند، یا باید مرعوب آنها شوند، یا اگر به ناچار از خود دفاع کردند، باید شخصا پاسخگوی مشکلی باشند که به دلیل ایفای نقش آنها در حفاظت به وجود آمده است. اینها دغدغههای اصلی محیطبانان است.از طرف دیگر موضوعی که فشار مضاعفی به گارد اجرایی وارد میکند، این است که در خصوص آموزش محیط زیستی در طبقات و لایههای مختلف اجتماعی هم هیچ حرکتی انجام نمیگیرد تا به ارتقای فرهنگ محیط زیستی بینجامد. این در حالی است که وجود آموزش در چنین سطحی حتی متخلفان را متوجه اهمیت تلاش محیطبانها برای حفاظت از ارزشهای زیستبوم میکند و از تعرضات میکاهد و حمایت بیشتری از سوی مردم جلب میکند. چنین روندی محیطبانان را دلگرمتر خواهد کرد تا فردا در ایفای نقش حیاتبخششان گامهای محکمتر و موثرتری بردارند و روحیه بشاشتری داشته باشند. نبود این موارد در برنامه سازمان حفاظت محیط زیست فشار زیادی به جامعه محیطبانان وارد میکند.در دو، سه سال اخیر آشنایی با تشکلهای غیردولتی و همچنین حضور در مناطق چهارگانه، سبب شناخت دغدغههای محیطبانان از سوی سازمان حفاظت محیط زیست شد. این شناخت سبب شد کارهایی در خصوص بیمه و حقوق و مزایای مشاغل برای محیطبانان انجام شود. اینها خوب است اما کافی نیست. محیطبانان این سرزمین از 160 هزار کیلومتر مربع مساحت این کشور حفاظت میکنند و با تعداد محدود مدیریت 10 درصد خاک سرزمین را بر عهده دارند و فشار بر آنها زیاد است. کمبود نیرو یکی از خسرانهای ماست. علاوه بر این امکانات لجستیکی کمی هم در اختیار این نیروهاست. بنابراین تقدیر به تنهایی کافی نیست. باید آنها را به طور جدی حمایت کرد. از سوی دیگر سازمان باید با بخش قضایی کشور ارتباطی هماهنگ و بسیار جدی برقرار کند و تلاش کند که در دادگاههای مختلف شهرستانها با آموزش قضات، شعبههای مخصوصی برای پروندههای محیط زیستی ایجاد شود تا قاضی درباره اهمیت محیط زیست آموزش ببیند و برخوردی کارشناسانه و با دقتی بالا داشته باشد. در این صورت محیطبانان حوزه قضایی را پشت و پناهه خود خواهند دید و در امر حفاظت از منابع حیاتی مصممتر خواهند بود. روز محیطبان بر همه محیطبانان مبارک. امیدوارم هر روز، روز این عزیزان باشد و به بهانههای مختلف از آنها تقدیر شود. اما فقط تقدیر کردن، ایفای نقش ما نسبت به جامعه محیطبانان نیست. ما یعنی هم مردم و هم مدیران سازمان محیط زیست باید در راستای بسط آموزشهای محیط زیستی و ایجاد بسترهای جدی فرهنگی تلاش کنیم.
سیطره اصولگرایان بر کلانشهرهای ایران
|پیام ما | انتخابات شوراهای شهر در سراسر ایران در روزهای گذشته تعیین تکلیف شد. روند شمارش آرا در کلانشهرها به پایان رسید و تقریبا مشخص شد که مرداد ماه چه کسانی روی صندلیهای پارلمان شهری مینشینند و سکاندار شهرها خواهند بود، به نظر میرسد که در بیشتر شهرها نمایندگان نزدیک به جبهه اصولگرایان پیروز میدان شدند. از زمان شمارش آرا تاکنون اما اعتراضاتی نسبت به مدت زمان شمارش و نحوه شمارش آرا نیز مطرح شده است. که در ادامه مروری بر آنها داریم.
شیراز از اولین کلانشهرهایی بود که نتایج انتخابات شورای آن مشخص شد. براساس آمار اولیه، محمدتقی تذروی بیشترین تعداد آرا را در میان شیراز داشته است. او که در دوره پنجم عضو علیالبدلی بود که به نفر اصلی تبدیل شد، از حلقه ائتلافی اصولگرایان است. براساس اطلاعات مندرج در سایت شورای شهر شیراز او عضو کمیسیون عمران و حمل نقل، سلامت و محیط زیست و همزمان فرهنگی و اجتماعی نیز است. براساس لیست 13 نفره راه یافته به شورای شهر شیراز اما تنها نام یک خانم به چشم میخورد که افسانه خواست خدایی که نام او هم در لیست مشترک شورای وحدت و ائتلاف انقلاب آمده است.
تکلیف پارلمان شهری اصفهان نیز مشخص شده است. اصفهان یکی از شهرهایی بود که یازده نفر از اعضای فعلی آن رد صلاحیت شدند. اقدامی که باعث اعتراض شده بود حتی پیشتر حسن فایضی رئیس ستاد انتخابات شوراهای اصلاح طلبان در اصفهان در این باره گفته بود: جریان اصلاحطلبان نسبت به موضوع رد صلاحیتها به شدت معترض است و اگر کاندیداهای شاخص اصلاح طلبان تایید نشوند، ممکن است اصلاح طلبان پای صندوق های رای حاضر نشوند. مجید نادر الاصلی که بیشترین آرا را در میان نامزدهای دیگر پیدا کرده است، نماینده مردم اصفهان در مجلس دهم بود.
یک زن بیشترین آرای شورای شهر تبریز را کسب کرد
در شورای شهر مشهد نیز لیست ۱۵ نفره «شورای وحدت و ائتلاف نیروهای انقلاب اسلامی» پیشتاز شد و ایمان فرهمندی بیشترین تعداد رای را به خود اختصاص داده است. او پیشتر کارشناس حملونقل همگانی و پاک سازمان حملونقل و ترافیک مشهد بود.
در تبریز اما حکیمه غفوری بیشترین تعداد آرا را کسب کرده است. براساس آخرین آمار منتشر شده دو نفر از اعضای فعلی شورا که متعلق به لیست امید نبودند هم به شورای شهر تبریز راه پیدا کردند اما قاطبه لیست متعلق به اعضای شورای ائتلاف است. حکیمه غفوری نیز مادر شهید جبهه مقاومت اسلامی صادق عدالتاکبری است.
کوچ اعضای شورای پنجم به شورای ششم
در یزد نیز 10 نفر از اعضای شورای ائتلاف انقلاب اسلامی به شورای شهر راه پیدا کردند و یک نفر از اعضای لیست هم به عنوان اولین نفر از اعضای لیست علی البدل راهی پارلمان این شهر خواهد شد. مرتضی شایق از اعضای دوره قبل شورای شهر و رئیس چهارمین دوره شورا نیز به شورای ششم راه پیدا کرده است. در یزد نیز رد صلاحیتها حواشی به دنبال داشت. سپنتا نیکنام عضو زرتشتی این شورا که البته برای شورای شهر تهران کاندیدا شده بود، در کلابهاوس گفته بود که به دلیل عدم التزام به اسلام او را رد صلاحیت کردند. محسن ابوترابی در شهر یزد بیشترین تعداد آرا در انتخابات شورای ششم را کسب کرده است. او هم مانند شایق عضو دوره پنجم شوراها بود رئیس ستاد ابراهیم رئیسی رئیسجمهور منتخب، در شهر یزد بود.
در شورای شهر کرمان نیز لیستی موسوم به لیست میثاق پیشتاز انتخابات شورای شهر شده است. لیستی که گفته میشود نزدیک به جبهه پایداری است. از شورای پنجم نیز سه نفر به شورای ششم راه پیدا کردند که هر سه نفر نزدیک به طیف اصولگرایانند. براساس اعلام فرمانداری منصور ایرانمنش بیشترین آرا را در میان نامزدها کسب کرده است. او از اعضای شورای پنجم کرمان است.
در تهران آمارها غیررسمی است
در تهران اما هنوز چیزی به صورت رسمی اعلام نشده است. اما خبرها به صورت غیررسمی حاکی از پیروزی لیست شورای ائتلاف با سرگروهی مهدی چمران است. چمران دیروز در یک برنامه تلویزیونی در واکنش به این اخبار منتشر شده، گفته بود برای حضور در شورای ششم از مدتها قبل برنامهریزی کرده است: «برنامهریزی از مدتها قبل انجام شده است و نخستین کار، تکمیل پروژههای نیمهتمام است که از دوره قبل باقی مانده است؛ از جمله مترو و برخی از بزرگراهها و سایر پروژههای عمرانی، فرهنگی و اجتماعی که ناتمام مانده و در این دوره به اتمام نرسیده است.» براساس اخباری که به صورت غیررسمی در چند روز گذشته منتشر شد به نظر میرسید که ترکیبی از لیست شورای ائتلاف و شورای وحدت رای آورده است و دستکم نامهایی چون مرتضی طلایی و ابوالفضل قناعتی نیز به شورای ششم راه پیدا میکنند. اما تا لحظه انتشار این گزارش و براساس خبرهای غیررسمی لیست نزدیکان به قالیباف پیشتاز است. این پیشتازی و این انتشار خبرهای غیررسمی روز گذشته اعتراض یکی از اعضای لیست شورای وحدت را هم در بر داشت، حسن بیادی به رویداد 24 گفته بود که شمارش آرای شورای شهر اسکناسی است: اسکناسی یعنی اینکه به محض دیدن اسم یکی از اعضای لیست ائتلاف (مثلا آقای چمران)، از شمردن رای مابقی اسامی که به صورت ترکیب چند لیست از سوی مردم نوشته شده، خودداری کرده و همه را جزو رای لیست ائتلاف محاسبه کردهاند. او با بیان اینکه زبان ما از اتفاق رخ داده قاصر است و به اعتراضهای ما پاسخی داده نشده است، تاکید میکند: جامعه روحانیت نیز طی نامهای به نحوه شمردن آرا اعتراض کردند، اما هنوز نتیجهای نداشته و نمیدانیم باید چه کاری انجام دهیم. اما دو روز گذشته رئیس انتخابات شهرستان تهران به این نحوه شمارش آرا که روشی مرسوم در انتخابات شوراهای شهر است انتقاد کرده بود. اما فرمانداری تهران اعلام کرده که لیست نهایی راه یافتگان به شورای ششم در نهایت روز سه شنبه یعنی امروز اعلام میشود.
در جریان بررسی و شمارش آرای انتخابات شوراهای شهر اما یک درگیری هم در یاسوج رخ داده است. ایلنا دیروز در اینباره نوشته بود که اعتراضات میان هواداران دو نامزد شورای شهر بود که در نهایت با دخالت پلیس متوقف شد. براساس گفتههای شاهدان این حامیان بر سر نتیجه شمارش آرا معترض بودند.
تکلیف انتخابات شورای شهر و روستا در بیش از 1400 شهر مشخص شده است و حدود 8 شهر به دلیل حد نصاب نرسیدن برگزاری انتخابات به صورت جانشینی اداره میشوند. اعضای شوراها در شهر و کلانشهر و روستا چندی دیگر سکان اداره و تصمیمگیری برای شهر را به دست میگیرند و به نظر اولین دستورکارشان نیز انتخاب شهردار هم طیف با خودشان است.
معادن شن و ماسه بیابانزایی را تشدید کردهاند
معاون آبخیزداری، امور مراتع و بیابان سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور گفت: برداشت معادن شن و ماسه در مخروط افکنهها باعث کاهش امکان نفوذ سیلاب به داخل زمین میشود و بیابانزایی را تشدید میکند. به گزارش آتیه آنلاین، پرویز گرشاسبی معاون آبخیزداری سازمان جنگلها افزود: روز جهانی مقابله با بیابانزایی امسال مصادف با روز ماقبل انتخابات شد. به همین دلیل مراسم این روز در ۱۰ تیرماه و در حوضه آبریز دریاچه ارومیه برگزار میشود. او افزود: شعار امسال روز جهانی مقابله با بیابانزایی «جلوگیری از تخریب بهتر از بازسازی است». در واقع امسال تمرکز روی انجام اقدامات پیشگیرانه است. گرشاسبی به این پرسش که برای تحقق شعار امسال چه اقداماتی پیگیری خواهد شد، اینگونه پاسخ داد: سال گذشته یک دستورالعمل مدیریت مناطق بیابانی را تدوین کردیم. معاون آبخیزداری سازمان جنگلها گفت: باید سراغ روشهایی برویم که هم اقتصادی باشد و هم اینکه نظارتهای خود را تقویت کنیم. مهمترین مشکل ما در منابع طبیعی و مباحث مربوط به واگذاریها، ضعف در نظارت است.
گرشاسبی عنوان کرد: در سفری که به چین داشتم، دیدم که در این کشور هم مشابه ماده سه در ایران، هزاران هکتار را به مردم در قالب قرارداد اجاره ۸۰ ساله تحویل دادهاند. او افزود: در ایران قراردادهای اجاره ما حداکثر ۱۰ یا ۱۵ سال است. منطق چین برای اجاره ۸۰ ساله زمین، عمر اقتصادی انسان است. آنها معتقدند عمر اقتصادی افراد در کشورشان، ۸۰ سال است و یک سرمایهگذار نباید در طول سرمایهگذاری خود دغدغه این را داشته باشد که زمین در اختیارش باقی میماند یا خیر. معاون آبخیزداری سازمان جنگلها گفت: البته سیستم نظارت هم در این کشور خیلی قوی است. همواره تیم نظارتی به مناطق سرکشی میکند. مسائل را بررسی میکند و اگر فردی که زمین را اجاره کرده است، به تعهدات خود عمل نکرده باشد، باید خسارت بدهد. ما در این زمینه خیلی ضعیف هستیم.
گرشاسبی عنوان کرد: برای حل مشکلات در حوزه بیابان نیاز به همکاری با چندین دستگاه از جمله گردشگری، وزارت نیرو در حوزه انرژی نو و وزارت صمت داریم. سازمان جنگلها با همکاری یکی از شرکتهای دانش بنیان معاونت علمی و فنآوری ریاست جمهوری، ساخت نیوجرسی داخل خیابان از ماسه بادی مناطق بیابان را آغاز کرده است.
معاون آبخیزداری سازمان جنگلها اضافه کرد: چندی پیش با حضور ستاری معاون علمی و فنآوری ریاست جمهوری از این نمونه رونمایی شد. او تاکید کرد: در حال حاضر برای تولید نیوجرسی از ماسه مرغوب معادن شن و ماسه و سیمان با عیار بالا استفاده میکنند. معاون آبخیزداری سازمان جنگلها یادآور شد: نیروجرسی که با ماسه بادی ساخته شده است، نصف وزن نیروجرسی بتنی وزن دارد. یعنی سبکسازی انجام شده است. این بارقه امیدی است که ما ماسه بادیهای مزاحم مناطق بیابانی را در تولید مصالح به کار ببریم.
او ادامه داد: در حال حاضر برای تولید نیوجرسی از شن و ماسه موجود در مخروط افکنههای آبرفتی استفاده میشود. این مخروط افکنهها محل تغذیه آبرفت هستند و عموما قناتها در پایین دست آن واقع هستند. گرشاسبی بیان کرد: اگر مخروط افکنهها را به معادن شن و ماسه برای برداشت اختصاص بدهند، فضایی برای اشباع منابع آب زیرزمینی بعد از سیلاب باقی نمیماند. او ادامه داد: معادن شن و ماسه ما باید تغییر جدی کرده و برای تامین مصالح باید به سمت استفاده از موادی برویم که فعلا مزاحم هستند.
معاون آبخیزداری سازمان جنگلها با اشاره به بازدید از اراضی کاشان با حضور رئیس سازمان جنگلها گفت: در کاشان دیدم که معادن شن و ماسه بسیار فعال است و پایین دست آن قناتها قرار دارند. به این ترتیب، همان سالی یکبار هم که سیل میآید و از طریق مخروط افکنههای پای کوه قناتها تغذیه میشود، از دست میرود. او افزود: وقتی ما از طریق معادن شن و ماسه، بخش اسفنجی پای کوه را برداریم، جایی برای تغذیه نمیماند. مخروط افکنهها کواترنری باید حفظ شود. وقتی ۱۳ میلیارد مترمکعب کمبود ذخایر آب زیرزمینی داریم و ۱۳۰ میلیارد متر مکعب از این منابع را خوردهایم، حتما باید برای حفظ مخروط افکنهها برنامه داشته باشیم. گرشاسبی تاکید کرد: برداشت مخروط افکنهها در قالب معادن شن و ماسه باعث میشود که شرایط بحرانی شده و بیابانزایی تشدید شود. او یادآور شد: بیابان که فقط ماسه بادی و کویر نیست. بیابان ابعاد مختلف دارد. باید صنعت و معدن هم وارد کار شود با استفاده از ماسه بادی مصالح موردنیاز کشور را تامین کند تا مخروط افکنهها حفظ شوند.
گرشاسبی عنوان کرد: ما مخالف توسعه متکی به منابع آبهای سطحی به صورت بدون برنامه هستیم. مخالف سدسازی نیستیم اما ساخت سدی که باعث شود جایی احیا شود و ۱۰ جای دیگر مثل دشت خوزستان، زاینده رود و غیره کور شوند، منطقی نیست. باید این رویه کنترل شود.
معاون آبخیزداری سازمان جنگلها بیان کرد: در سال ۹۵ با وقوع پدیده گرد و غبار درباره دلیل این پدیده از سازمان جنگلها سوال شد. اعلام کردیم که گرد و غبار به علت سدسازی روی زهره و جراحی رخ میدهد.
او اضافه کرد: اراضی پایین دست سدها، هور وجود داشت. هور مراتعی است که قسمتی از سال در داخل آب است و قسمتی از سال آزاد است و از آن بهرهبرداری میشود. وقتی مسیر سیلاب را بستهایم، هور خشک میشود و به کانون گرد و غبار تبدیل میشود.
شبکه تولید و توزیع برق کشور این روزها زیر فشار است. گرم شدن هوا و افزایش مصرف برق از یک سو و کاهش تولید برق به دلیل خشکسالی و از رده خارج شدن ظرفیت نیروگاههای برق آبی شرایط دشواری را پیش آورده است. به این چالشها مواردی چون استخراج غیرقانونی رمزارز و تعهدات صادراتی را هم باید بیفزاییم. معاون هماهنگی توزیع توانیر گفته است در هفته گذشته میانگین دمای کشور در حدود 36 درجه بوده و این در حالی است که براساس نقشههای هواشناسی، دمای هوا بین 1 تا 1.5 درجه افزایش مییابد. به گفته رخشانی مهر، با رسیدن میانگین دمای هوا به 38 درجه در کشور، احتمال آنکه رکورد نیاز مصرف برق به 62 هزار مگاوات افزایش یابد وجود دارد.
افزایش روزافزون مصرف برق در کشور موجب شده تا به صورت موقت از راههایی مانند خاموشیهای نوبتی در بخش صنعت و خانگی و همچنین صدور دستورالعمل کاهش مصرف در بخش دولتی استفاده شود.
به گزارش نیرو نیوز، معاون هماهنگی توزیع توانیر و دبیر ستاد راهبری اوج بار صنعت برق با بیان این که هفته گذشته با رسیدن نیاز مصرف به بیش از 60 هزار مگاوات، شاهد شکاف 6 هزار مگاواتی در تراز بین تولید و مصرف بودیم، گفت: «این هفته با توجه به شرایط موجود، احتمال تشدید این شکاف بیشتر شده است». از نظر رخشانی مهر، تنظیم و مدیریت مصرف تنها راهکار جلوگیری از بروز قطعی برق در این شرایط است: در کشور حدود 24 هزار مگاوات از برق تولیدی کشور به وسایل سرمایشی اختصاص دارد.
او با بیان این که پیک برق در بازه ساعتهای 12 تا 18 رخ می دهد، خاطرنشان کرد: اگر فرض کنیم که این اوج بار برای سه ماه رخ دهد در حدود 450 ساعت در سال اوج مصرف داریم که برای پاسخگویی به این نیاز مصرف باید 7 تا 8 هزار مگاوات نیروگاه احداث شود. معاون هماهنگی توزیع توانیر با تاکید بر این که در همه دنیا، مصارف در این ساعت ها را مدیریت می کنند، خاطرنشان کرد: در ایران نیز همانند سایر نقاط دنیا، مصارف به ساعتهایی غیر از ساعات پیک منتقل می شود.
تشکر از مشترکان خانگی
او در عین حال با تشکر از مشترکان صنعتی و کشاورزی به دلیل همکاری در طرحهای مدیریت بار گفت: صنایع و کشاورزان با همکاری در طرح های مدیریتبار، از پاداشهای صنعت برق و تخفیفهای در نظر گرفته شده، بهره مند می شوند. رخشانی مهر همچنین با اشاره به این که در اوایل خرداد ماه شاهد رشد بیش از 30 درصدی مصرف برق بودیم، افزود: بخش کشاورزی به دلیل کمبود بارش ها این دو گروه از ابتدای امسال رشد مصرف زیادی را تجربه کرده اند که در بخش کشاورزی به دلیل کمبود بارش ها شاهد افزایش پمپاژ آب و در نتیجه بالا رفتن 18 درصدی مصرف برق بودیم و پس از آن نیز بخش صنعت بود که در رده دوم مصرف قرار داشت.
معاون هماهنگی توزیع توانیر درباره انتشار جداول خاموشی ها نیز گفت: این جداول احتمالی است، اما در صورت تداوم همکاری مشترکان، خاموشیها اعمال نمیشوند. به گفته رخشانیمهر در صورتی که مردم کولرهای گازی روی عدد 25 درجه تنظیم و از دور آهسته کولرهای آبی استفاده کنند و استفاده از وسایل پرمصرف برقی نیز به ساعات خنک روز یا پایانی شب موکول شود، میتوان اطمینان یافت که شاهد قطعی برق نخواهیم بود.
او در عین حال از همه مشترکان صنعتی و کشاورزی نیز به دلیل همکاری در طرحهای مدیریت بار و کاهش مصرف برق تقدیر کرد و گفت: همه این تلاش ها برای پایدار ماندن شبکه و جلوگیری از بروز خاموشیها صورت میگیرد.
رخشانی مهر همچنین در پاسخ به پرسشی درباره میزان ذخایر آب پشت سدهای کشور نیز اظهار داشت: ذخیره آب پشت سدها حداقل 50 درصد نسبت به سال گذشته کاهش یافته است که این به معنای نصف شدن توان تولید انرژی نیروگاه های برق آبی است.
او با اشاره به شرایط حساس کشاورزان تاکید کرده که ذخایر آب سد ها را باید برای کشت پاییزه، احتمال تداوم خشکسالی و مصرف آب شرب و… تا حد امکان حفظ کنیم.
خروج موقتی نیروگاه اتمی بوشهر از چرخه تولید برق
در شرایطی که مصرف برق به بالاترین میزان خود رسیده، از نیروگاه اتمی بوشهر هم خبر رسیده که این نیروگاه برای رفع نقص فنی به طور موقت برق تولید نمیکند. مصطفی رجبی مشهدی، سخنگوی صنعت برق درباره این موضوع گفت: با احتساب ظرفیت تولید برق در نیروگاه اتمی بوشهر، ظرفیت عملی تولید برق در حدود 54 هزار مگاوات بود که با بروز نقص فنی در این نیروگاه و خروج نیروگاه اتمی بوشهر از مدار بهرهبرداری، حدود 1000 مگاوات از ظرفیت عملی تولید برق کشور کاسته شد.
رجبی مشهدی با اشاره به آغاز تابستان گفت: در حالی که شاهد شکستن رکورد مصرف برق با عبور پیک مصرف از مرز 60 هزار مگاوات در روزهای پایانی بهار امسال بودیم، پیشبینی میکنیم با گرم شدن هوا در اغلب نقاط کشور در نیمه نخست تیرماه، پیک مصرف برق باز هم از مرز 60 هزار مگاوات بگذرد. او افزود: در آستانه آغاز تابستان قرار داریم و با خروج 1000 مگاواتی ظرفیت تولید برق هسته ای از مدار بهره برداری، حداکثر تلاش را برای جلوگیری از قطع برق مردم میکنیم و در این راه، باید پیک سایی و مدیریت مصرف در بخش صنایع و کشاورزی را از حدود 6000 مگاوات فعلی، به 8000 مگاوات افزایش دهیم.
سخنگوی صنعت برق در پاسخ به اینکه آیا صنایع برای رسیدن ظرفیت پیکسایی به 8000 مگاوات همکاری می کنند؟، گفت: رساندن حجم کاهش بار صنایع و کشاورزی به میزان 8000 مگاوات، کار بسیار سختی است؛ اما تلاش می کنیم با تحقق این امر، برق منازل مردم قطع نشود. این عضو هیئت مدیره شرکت توانیر صرفه جویی و مدیریت مصرف برق منازل از سوی مردم را همواره موثرترین راهکار به منظور جلوگیری از قطع برق دانست و گفت: مردم فهیم ایران که همواره کمک رسان خادمان خود در صنعت برق بودهاند، با اعمال راهکارهای مدیریت مصرف برق میتوانند نقش موثری در جلوگیری از بروز خاموشیها داشته باشند.
مردم همکاری کنند
رجبی مشهدی با بیان اینکه «برآورد شده تعمیرات نیروگاه بوشهر تا آخر هفته به طول بینجامد»، گفت: از عموم هموطنان عزیز درخواست میکنیم به منظور کمک به تامین برق و جلوگیری از بروز خاموشی، نسبت به کاهش مصرف برق خود در فاصله ساعتهای 12 تا 18 که ساعات اوج مصرف برق در کشور به دلیل استفاده حداکثری از وسایل سرمایشی است، اقدام کنند.
|پیام ما| یک روز مانده به روز ملی محیطبان جمشید محبتخانی، فرمانده یگان حفاظت محیط زیست کشور در نشستی خبری از ادامه جذب نیروهای محیطبان، صحبت با بنیاد شهید درباره نیروهای محیطبان شهید شده، نوسازی ناوگان محیطبانی و دعوت از همیاران محیط زیست برای حفاظت از مناطق چهارگانه گفت. او همچنین به مسئله آتشسوزیهای کوهحاتم به دلیل حضور قاچاقچیان زغال هم اشاره کرد اما گفت چون این منطقه حفاظتشده نیست اطلاعی از آن ندارد؛ این بیاطلاعی در حالی است که این منطقه از سال 93 شکار ممنوع اعلام شد. محبتخانی علاوه بر این از بهروز رسانی دستورالعمل اطفای حریق در مناطق چهارگانه خبر داد و تاکید کرد این دستورالعمل امسال تدوین و ابلاغ شده و در زمینه اطفای حریق یکسری تجهیزات تامین شده و بخش دیگری از تجهیزات دیگر نیاز به جایگزینی دارد.
روز ملی محیطبان، همزمان با میلاد امام هشتم است و برای همین هم در تقویم شمسی روز متغیری دارد و دیروز فرمانده یگان حفاظت محیط زیست در آستانه این روز در سال ۱۴۰۰ گفت که پیشگیری اجتماعی مهمترین هدف است و اگر واقعاً میخواهیم محیط زیست را حفظ کنیم باید ۸۰ میلیون محیطبان در کشور وجود داشته باشد. او درباره آتش سوزیهای گستردهای که به دلیل قرق این منطقه توسط عدهای برای سوزاندن درختان بلوط برای تولید زغال به وجود آمد و در پاسخ به حمایت محیطبانان از این منطقه گفت: «درباره این منطقه چیزی نشنیدهام دلیلش هم این است که جزو مناطق چهارگانه نیست و در غیر اینصورت حتما میدانستم و حتی خودم در صحنه حاضر میشدم.»
فرمانده یگان حفاظت محیط زیست در این نشست به اقدامات کلان حوزه محیطبانی که در دوره سه ساله حضورش اتفاق افتاده است، اشاره کرد و گفت: «سطح دریافتی محیطبانان ۵۰ درصد کمتر از کارشناسان بوده و امروز در احکام حقوقی محیطبانان درصدی از کارشناسان بالاتر رفته است. علاوه بر این برخی محیطبانان با عنوان محیطبانان طرحی که طرف قرارداد با سازمان نیستند و در برخی استانها به کار گرفته شدهاند و حدود ۳ ماه است حقوق نگرفتهاند اما این ۲۰۰ محیطبان همچنان مشکل دارند. این مشکل برای این به وجود آمده است که مدیران وقت آنها را استخدام کردند بدون هماهنگی با سازمان بوده است.»
محبتخانی یکی از دغدغههای نیروهای محیط زیست را با جامعه شکارچیان مسلح را مسئله بیمه برشمرد و گفت: «محیطبانان اگر آسیبی میدیدند نه بیمه مسئولیت بودند و نه بیمه عمر، و حتی برخی به دلیل عدم پرداخت دیات در حبس بودند و این مشکل با تامین بیمهای از طرف سازمان حل شده است.»
به گفته او با هویتبخشی محیطبان به عنوان بازوی اجرایی سازمان محیط زیست، و توجه به مشکلات معیشتی عملکردهای آنها هم بالاتر رفته و در کشفیات موفق تر عمل کردهاند.
نوسازی ناوگان موتوری محیطبانی ظرف ۲ ماه آینده
هفته گذشته بود که خبر تامین 1200 موتوسیکلت برای محیطبانان اعلام شد. کمبود امکانات حمل و نقل در طول سالیان متمادی یکی از مشکلات اصلی این حوزه بوده است، چنان که محبتخانی با بحرانی خواندن وضعیت ناوگان موتوری و خودرویی گفت: «برای تامین ۱۲۰۰ دستگاه موتوسیکلت تریل ۲۰۹ سیسی تفاهمنامه داشتهایم و حداکثر ظرف ۲ ماه بعد از تست محیطبانان تحویل میشود. اما در بحث خودرو همچنان مشکل داریم و امیدواریم تا پایان سال این مسئله هم حل شود.»
او همچنین تاکید کرد که در حوزه تجهیزات انفرادی قدمهای خوبی برداشته شده و رقم خوبی برای خرید در دست داریم.
۵۰۰ محیطبان در دو سال گذشته
جذب شدند
محبتخانی به مشکل کمبود تعداد محیطبانان نسبت به وسعت مناطق تحت حفاظت سازمان محیط زیست اشاره کرد و گفت: «محیطبانان با وجود کمبود نیروی انسانی اجازه نمیدهند تخریب در مناطق انجام شود. و مسئولیت محیطبانی دلی است و نگاه شغلی به کارشان و حقوق دریافتی شأن ندارند. اما جذب ۵۰۰ محیطبان در ۲ سال گذشته دنبال شده و تا ۸ سال آینده ادامه خواهد داشت تا به درصد قابل قبولی طبق چارت خدمتی برسیم.»
او ادامه داد: «امسال هم در زمینه پرندههای هوشمند (کوادکوپتر) متناسب با حوزه محیطبانی به منظور کاهش برخورد فیزیکی با متخلفان دنبال شده و از اولویتهای اصلی ما تهیه بیسیم هوشمند سراسری در ۶ استان بوده و سعی میکنیم با ارزیابی صورت گرفته به خرید بیسیم محیطبانی و پرندههای بومی سازی هوشمند دنبال میشود.»
فرمانده یگان محیط زیست همچنین یکی از دغدغههای خود را پاسگاههای محیطبانی دانست و گفت: «۶۰۰ پاسگاه باید طبق یک تیپشناسی بومی طراحی شود و نیازمند تشکیل اتاق فکر است تا نوسازی صورت گیرد.»
تشکیل ۶۲ پرونده برای تخلفات مجازی
«۶۲ پرونده درباره تخلفات مجازی تشکیل شده که تاکنون ۴۶ درصد از این پروندهها به نتیجه رسیده و مابقی هم در حال بررسی است.» محبتخانی رسیدگی به تخلفات مجازی را از جمله فعالیتهای مهم دیگر در این زمینه دانست و گفت افرادی که در فضای مجازی به تبلیغ شکار، ادوات شکار و فروش و قاچاق حیات وحش داشته باشند برخورد قضایی میشود.
از جمله دیگر مواردی که فرمانده یگان حفاظت از محیط زیست به آن اشاره کرد بحران خشکسالی و گسترش آن در بخشهای مختلف کشور بود. به گفته او حیات وحش به دلیل خشکسالی در حال خروج از مناطق چهارگانه به سمت مناطق مسکونی هستند و از همیاران محیط زیست درخواست کمک شده است؛ چرا که مناطق چهارگانه محصور نیستند و محیطبانان با گشت سیار و ایجاد آبشخورها که از سوی برخی افراد خیر ایجاد میکنند در حال کنترل حیات وحش هستند اما این کار کافی نیست و باید مردم همراهی کنند.
شرط حمایت بیمهای از همیاران طبیعت
محبتخانی با تاکید بر اینکه همیاران طبیعت برای مشارکت در اطفای حریق باید با هماهنگی محیطبانها و مدیریت استان وارد منطقه شوند، عنوان کرد: «این داوطلبان نیاز است که حتما کارت همیار طبیعت خود را دریافت کرده باشند. در این صورت چنانچه برای آنان اتفاقی رخ دهد، هزینه درمانشان توسط سازمان محیط زیست پرداخت میشود.»
او با اشاره به اینکه برخی سودجویان به اسم درمان حیات وحش یا اطفای حریق اقدام به انتشار شماره کارت بانکی خود برای جمعآوری کمکهای مردمی میکنند، تاکید کرد: «چنین موضوعی جرم و غیرقانونی و بررسیها ما نیز نشان داده است که بیشتر این موارد مربوط به سواستفادهکنندگان است بنابراین اگر افرادی میخواهند کمکهای خیرانه در این زمینه کنند، بهتر است که با هماهنگی یگان حفاظت استانها این اقدام صورت گیرد.»
پرونده ۲ شهید و ۶ جانباز
در بنیاد شهید پذیرفته شد
پرونده محیطبانان شهید در سالهای گذشته از جمله پروندههای پرمناقشهای بود که سازمان محیط زیست با بنیاد شهید داشت و محبتخانی به برگزاری نشست مشترک با رئیس بنیاد شهید برای حل مشکل پرونده محیطبانان شهید در بنیاد شهید خبر داد و گفت: «پرونده دو شهید بزرگوار باشقره و علی خواجویی راوری و ۶ جانباز پذیرفته شد و در آمار شهدای بنیاد شهید پذیرفته شدند.»
به گفته او سه سال از شهادت این محیطبانان گذشته و حقوق خانواده این شهدا نیز قطع شده بود اما به هر حال اکنون پرونده آنها ثبت شده و سازمان حفاظت محیط زیست به دنبال آن است که با برگزاری جلساتی با بنیاد شهید پرونده مابقی محیطبانان را نیز به سرانجام برساند.
او یادآور شد: «حکم قصاص محیطبانان زنجانی صادر شده و قتل عمد تشخیص داده شد.»
موظف به استفاده
از تولید داخلی هستیم
فرمانده یگان محیط زیست در پاسخ به پرسشی مبنی بر خرید تجهیزات برای محیطبانان با برداشته شدن تحریمها گفت: «سازمان محیط زیست موظف به استفاده از تولید داخلی است و به این ترتیب به سمت تولید داخلی خودمان خواهیم رفت، اگر کیفیت تجهیزات رو به بهبود برود، اما در صورت لغو تحریمها در تهیه مواد اولیه اقدام میکنیم و موتورسیکلتهای تولید داخلی خریداری شده کیفیت خوبی دارند.»
۱۹۰ محیطبان طرحی داریم
از جمله دیگر مشکلات محیطبانان طرحی، دریافت نکردن حقوق به مدت سه ماه است و به گفته محبتخانی در حال حاضر حدود ۱۹۰ محیطبان طرحی داریم که با سازمان حفاظت محیط زیست مراوده مالی ندارند و اکنون حدود سه ماه است که حقوقی دریافت نکردهاند البته این محیطبانان طرحی را مدیران استانی بهخدمت گرفتهاند و سازمان حفاظت محیط زیست اکنون برای پرداخت بیمه و حقوق این محیطبانان با چالش مواجه است.
محبتخانی با اشاره به اینکه محیط زیست به دنبال آن بوده که این محیطبانان طرحی را در قالب مجوزهای قراردادی یا پیمانی جذب کند، گفت: «متاسفانه تاکنون نتوانستهایم مجوز سازمان اداری و استخدامی را دریافت کنیم.»
فرمانده یگان حفاظت محیط زیست کشور ادامه داد: «در حال حاضر تمامی محیطبانان بیمه هستند و این مسئله نیز تبدیل به قانون شده است. باید توجه کنیم که جامعه مقابل محیطبانان، شکارچیان غیرمجازی هستند که بدون سلاح وارد مناطق چهارگانه نمیشوند. پیش از این به دلیل آنکه محیطبانان بیمه نبودند باید هزینههای درمانی در صورت آسیب حین ماموریت را از جیب پرداخت میکردند.»
بعید نیست که دور بعدی مذاکرات دور پایانی باشد
سخنگوی وزارت امور خارجه برگزاری موفقیتآمیز سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری را به مقام معظم رهبری و مردم ایران تبریک گفت. به گزارش ایسنا، سعید خطیبزاده در نشست خبری این هفته خود در مورد برخی از اظهارنظرها در ارتباط با موضوع احیای برجام و زمان حصول توافق در ارتباط با آن و ارتباط آن با انتخابات ریاستجمهوری ایران گفت: از این گونه گمانهزنیها طی ماههای گذشته کم نبوده است و این گزارشها تأیید نمیشود و حتی نزدیک به واقعیت گفتوگوها نیست.
او با بیان اینکه تمامی طرفها در وین در مورد جزئیات احیای توافق برجام گفتوگو کردهاند و هیچ کدام این احساس را نداشتهاند که وقت اضافی را در وین گذاشتهاند، گفت: هیچ وقت سیاست جمهوری اسلامی ایران این نبوده و نخواهد بود که در صورت امکان رفع تحریمها آن را به تأخیر بیاندازد. خطیب زاده ادامه داد: این سیاست اعلامی مقام معظم رهبری بوده و هیأت مذاکرهکننده نیز همین مسیر را طی کردهاند و هیچ بعید نیست که دور بعدی مذاکرات دور پایانی باشد.
هیچگاه در مورد برجام جدیدی گفتوگو نمیشود
سخنگوی وزارت خارجه همچنین در مورد اظهارات اخیر مشاور امنیت ملی آمریکا در ارتباط با مذاکرات ایران و وین گفت: هم ایشان و دیگر مقامات آمریکایی میدانند که جمهوری اسلامی ایران سیاست واحدی را در این چند سال داشته است. برجام به سختی مذاکره، امضا، مهروموم و کنار گذاشته شده و هیچ گاه برجام جدیدی گفتوگو نمیشود.
او افزود: ایشان باید بداند که در برجام عینا آمده که اجرای کامل برجام اطمینان بخش از ماهیت صلحآمیز فعالیتهای هستهای ایران است و پرونده بسته میشود لذا اگر کسی میخواهد از موقعیت صلحآمیز برنامه هستهای ایران مطمئن شود بهتر است اجرای کامل برجام را در دستور کار خود قرار دهد.
سخنگوی وزارت خارجه همچنین در پاسخ به سوال دیگری در مورد اوضاع افغانستان و برخی از گزارشها مبنی بر اینکه حرکت پناهجویان افغانی به سمت ایران افزایش یافته است با توجه به تشدید خشونتها در این کشور، تصریح کرد: ما با نگرانی اوضاع وخیم در افغانستان را پیگیری میکنیم. در همسایگی ما تحولات گستردهای در جریان است و ما همه را به کاهش خشونت و پایبندی به گفتوگوهای بینالافغانی دعوت میکنیم تا صلح در افغانستان با مشارکت تمامی اقوام و اقلیتها در این کشور ایجاد شود.
آقای رئیسی صدای عاقله نظام است
سخنگوی وزارت خارجه همچنین در مورد برخی از گزارشات منتشر شده در برخی از رسانههای غربی و صهیونیستی در ارتباط با رئیسجمهور منتخب ایران و سیاستهای او تصریح کرد: رویه رسانههای صهیونیستی شناخته شده است. آنها جز تخریب منتخبین ملت در تمامی دورهها هیچ وظیفه دیگری نداشتهاند و برای آنها تفاوت نمیکند که از سوی مردم توسط صندوق آرا چه کسی انتخاب شود. آنها همواره این رویه را داشتهاند.
خطیبزاده با بیان اینکه آقای رئیسی سالها در مسئولیتهای مهمی در نظام جمهوری اسلامی ایران حضور داشتهاند و در بخشی از تصمیمات نظام در شورای عالی امنیت ملی بودهاند و صدای عاقله نظام در بخش مهمی از تصمیمات هستند، گفت: این گزارشها برای مشوش کردن چهره نظام صورت میگیرد و همه به زودی خواهند دید سیاستهای ایران در چه مسیری مثل همکاریهای اصولی و تعامل ادامه خواهد یافت.
خطیبزاده همچنین گفت: امروز صبح به دعوت آقای رئیسی، آقای ظریف به دیدار ایشان رفت. این دیدار حدود یک ساعت و نیم طول کشید و گفتوگوهای خوبی در مورد موضوعات برجامی و سیاست خارجی انجام شد و در ادامه نیز وزارت خارجه به عنوان یک نهاد حاکمیتی مسئولیتهای خود را انجام میدهد و تصمیماتی که اتخاذ شود را وزارت خارجه با قوت انجام میدهد.
ابراهیم رئیسی، رئیسجمهوری منتخب، دیروز در اولین نشست خبری خود در حضور خبرنگاران داخلی و خارجی حاضر شد و به سوالات آنها پاسخ داد. رئیسی درباره تامین کالاهای اساسی در شرایط تحریم گفت: «نظارت بر زنجیره تامین و تولید کالاهای اساسی مردم تا مصرف از اولویتهای دولت خواهد بود». او همچنین گفت که «حتما خودکفایی کشور نسبت به کالاهای اساسی» را از ابتدای کار کلید خواهد زد. گرچه مشخص نیست که منظور او از خودکفایی در محصولات کشاورزی است یا نه؛ چرا که اگر به دنبال خودکفایی در محصولات کشاورزی باشد، خبر خوبی برای آب و خاک، که همین حالا هم با بحران روبهرو هستند، نیست. از منظر توسعه پایدار کلید واژه «خودکفایی» نخستین معمای دولت جدید خواهد بود. در دولتهای گذشته و از جمله دوران سازندگی و دولتهای نهم و دهم شعار خودکفایی به خصوص در بخش گندم مطرح شد اما کارشناسان مستقل این سیاست را برای منابع آب و خاک زیانبار و ناپایدار توصیف کرده بودند.
به گزارش ایسنا، ابراهیم رئیسی در اولین نشست خود به عنوان رئیسجمهور منتخب با بیان اینکه حماسه ۲۸ خرداد امسال به دنبال حماسههایی است که مردم عزیزمان در مقاطع مختلف خلق کردند، گفت: حضور مردم پیامی برای همه دشمنان داشت. این حضور با معنا و گسترده با وجود شرایط کرونا، دشمنیهای بسیار و ایجاد جنگ روانی دشمن انجام گرفت. او با اشاره به پیامهای مختلف حضور مردم در انتخابات افزود: یک پیام، پیام وحدت و انسجام ملی بود. پیام دیگر ضرورت تغییر در وضعیت و شرایط اقتصادی و زندگی مردم بود. پیام ملت ایران مبارزه با فساد، فقر، تبعیض و در یک کلمه اجرای عدالت در تمام شئون زندگی مردم بود. پیام ملت ایران، پافشاری بر ارزشهای انقلاب شکوهمند اسلامی و تداوم راه امام (ره) و شهدا به ویژه سردار دلها شهید سردار قاسم سلیمانی بود. مردم با حضور خودشان وفاداری شان را به خون مطهر شهدا اعلام کرده و به پیام رهبر معظم انقلاب لبیک گفتند.
رئیسی ادامه داد: ما باید به عهدی که با مردم بستیم وفادار بمانیم و وفاداری این است که با همه وجود برای رفع مشکلات پیش رو و باز کردن گرهها تلاش کنیم. با اعتماد به نیروی انسانی به ویژه جوانان و ذخایر ارزشمند کشور ان شاء الله وضعیت و شرایط به نفع مردم و برای گشایش در زندگی مردم تغییر میکند.
سیاست خارجی دولت ما محدود به برجام نیست
رئیسی گفت: سیاست داخلی و اولویتهای ما در دولت سیزدهم بهبود وضعیت کسب و کار مردم، بهبود شرایط و وضعیت معیشت مردم و بهبود شرایط در نظام اداری و کارآمدی رقم زده میشود. حتما یک نظام اداری کارآمد، سالم و قانونمدار و فساد ستیز شکل خواهد گرفت.
او گفت: محور تحول، اجرای عدالت در بستر گام دوم انقلاب اسلامی است؛ حتما به تمام اسناد بالادستی یعنی قانون اساسی، سیاستهای مصوب نظام و برنامههای توسعه توجه میشود و ما در دولت جدید برنامه توسعه هفتم را با همکاری مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس تدوین میکنیم.
رئیسی گفت: امیدواریم اقدامات ما گرهگشایی از مردم کند و امید را به مردم بازگرداند و اعتماد مخدوش شده به مردم و جوانان ما برگردد. او افزود که دولت، مربوط به جناح خاصی نخواهد بود و هر کسی دلش برای مردم و انقلاب بتپد همکار ما در دولت خواهد بود.
ابراهیم رئیسی با اشاره به سیاستهای دولت سیزدهم در حوزه سیاست خارجی اظهار کرد: دنیا باید بداند که وضعیت با حضور حماسهساز مردم عزیز تغییر کرده است و شرایطی جدید پیش روی دنیا است؛ دنیا باید بداند که تا امروز فشار حداکثری بر ملت ما کارساز نشده است و باید تجدید نظر کنند و بازگردند؛ ملت ما نشان دادند که در مقابل فشارها مقاومت و ایستادگی دارد و باید بدانند که سیاست خارجی دولت ما از برجام شروع نمیشود و به برجام نیز محدود نخواهد شد، بلکه ما تعاملی گسترده و متوازن را در سیاست خارجی دنبال خواهیم کرد.
رئیسجمهوری منتخب افزود: در مذاکرات، هر مذاکرهای که منافع ملی در آن تضمین شود حتما مورد حمایت ما خواهد بود اما ما وضعیت اقتصاد و شرایط مردم را به مذاکرات گره نخواهیم زد و اجازه نخواهیم داد که مذاکره برای مذاکره و مذاکرات فرسایی باشد، بلکه هر نشستی باید همراه با نتیجه باشد و برای ملت بزرگ ایران آوردهای داشته باشد. او همچنین اصلیترین اولویت دولتش را مسئله اشتغال و مسکن مردم خواند.
اروپا و آمریکا به تعهدات خود بازگردند
رئیسی در پاسخ به سوال یورونیوز مبنی بر اینکه چه پیامی به آمریکا و اروپا درباره برجام دارید، گفت: کشورهای اروپایی و آمریکا باید نگاه کنند که در قبال برجام چگونه اقدام کردند، آمریکا برجام را نقض کرد و اروپا به تعهدات خود عمل نکرد. من به آمریکا میگویم شما بر اساس برجام موظف به رفع تحریمها بودید، ولی این کار را نکردید و اکنون به تعهدات خود بازگردید و آنها را اجرایی کنید. به اروپا هم میگویم تحت فشار آمریکا قرار نگیرید و به آنچه متعهد شدید عمل کنید. مطالبه مردم ایران این است که شما به تعهدات خود عمل کنید.
رئیسی در ادامه در پاسخ به پرسش شبکه تلویزیونی ان.بی.سی آمریکا مبنی بر اینکه آیا برای موثر واقع شدن برجام باید همه تحریمهای اعمالی از سوی آمریکا از جمله تحریمهای دوران دونالد ترامپ برداشته شود؟ گفت: آمریکا موظف است تمام تحریمهای ظالمانه علیه ملت ایران را رفع کند و آنچه در دولت دوازدهم و دولت من مورد تاکید است، رفع تحریمها و راستیآزمایی است. آمریکا باید به دنیا پاسخ دهد که چرا نسبت به انجام تعهدات خود نسبت به ایران تعلل میکند؟ و اروپا باید پاسخ دهد که چرا همکاری با آمریکا را پیگیری میکند؟
رئیسجمهوری منتخب در پاسخ به پرسش روزنامه شرق درباره اشراف او درباره وضعیت کشور و این پرسش که آیا برنامهای صد روزه برای کشور دارید؟ گفت: وضعیت و شرایط کشور روشن است و مراکز و نهادهای مختلف آمارهایی میدهند و این آمارها از دید مردم و رسانهها پنهان نیست! مردم نیز حتما باید بدانند که دولت جدید در چه شرایطی و وضعیتی شروع به کار میکند؛ اعداد و آمار به عنوان یک گزارش شناختی از وضعیت موجود حتما پیش روی مردم و رسانهها خواهد بود؛ ما هم وضع مطلوب را ترسیم میکنیم و هم وضع موجود را و سپس تفاوت این دو وضع را بیان و تلاش خواهیم کرد که وضع موجود را به وضع مطلوب نزدیکتر کنیم.
تمام اقداماتم در جهت دفاع از حقوق بشر بوده است
رئیسجمهوری منتخب در ادامه در پاسخ به پرسش خبرنگار شبکه الجزیره درباره تحریمهایی علیه او و طرح اتهاماتی علیه او در نقش او در اعدامها و تاثیر این وضعیت در نحوه تعامل با رهبران کشورهای جهان به ویژه کشورهای غربی و اینکه آیا او قصدی برای سفر به کشورهای غربی دارد؟ اظهار کرد: من به عنوان یک حقوقدان همواره مدافع حقوق مردم بودم و حقوق بشر محوریترین نکتهای بوده که در همه مسئولیتهایم دنبال کردم. به آنهایی که اتهام میزنند باید گفت که امروز ما در جایگاه مدعی قرار داریم؛ تمام اقداماتی که من در مدت مسئولیتم انجام دادم همواره در جهت دفاع از حقوق بشر بوده است. با کسانی که اخلال در حقوق انسانها ایجاد کردند و دست به حرکات داعشی و اقدامات ضد امنیتی زدند همواره در دستگاه قضایی به عنوان یک حقوقدان و قاضی مدعی حقوق انسانها و در جایگاه دفاع از حقوق بشر برخورد کردهام.
رئیسی افزود: امروز کسانی که در دنیا نقض حقوق بشر میکنند باید در این باره پاسخگو باشند؛ اگر یک حقوقدان و قاضی از حقوق مردم دفاع کرده، باید مورد تقدیر و تشویق قرار بگیرد که امنیت مردم را در مقابل هجومها و تهدیدها حفظ کرده است؛ افتخار من این است که در هر کجا که بودم به عنوان دادستان از امنیت و آسایش مردم دفاع کردم و امروز نیز در جایگاه ریاست جمهوری خود را موظف به دفاع از حقوق بشر میدانم و خود را موظف میدانم از حقوق انسانها دفاع کنم.
پاسخ منفی به پذیرش دیدار احتمالی با رییس جمهور آمریکا
رئیسی کوتاهترین پاسخ خود را به سوال رسانه راپلی روسیه، داد. خبرنگار از او پرسید که آیا در شرایط رفع تحریمها حاضر به دیدار با رئیسجمهور آمریکا هستید؟ و او پاسخ داد: خیر.
در ادامه خبرنگار سی.ان.ان درباره موضع جدید دولت ایران درباره توافق جامعتر ایران و آمریکا و مذاکره درباره مسائل موشکی و منطقهای سوال کرد که رییسی در پاسخ خاطرنشان کرد: دوباره تکرار میکنم که چرا بایدن به تعهدات دولت قبل پایبند نیست و به وظایف خود عمل نکرده و پاسخگو نیست. پیشنهاد جدی من به دولت آمریکا این است که سریعا به تعهدات خود عمل کرده و تمامی تحریمها را رفع کند و اینگونه صداقت خود را نشان دهد. ملت ایران از برجام خاطره خوشی ندارد، چون بر اساس برجام شاهد آورده مناسب برای خود نیست که دلیل آن هم عهدشکنی آمریکا و عمل نکردن اروپا به تعهداتش بود. او تاکید کرد: مسائل منطقهای و موشکی قابل مذاکره نیست. موضوعی که مذاکره و توافق شد را عمل نکردند. چطور میخواهند وارد مسائل جدید شوند؟
خودکفایی را کلید میزنیم
رئیسجمهوری منتخب در ادامه نشست خود در پاسخ به پرسش خبرنگار شبکه تلویزیونی سی.سی.تی.وی چین درباره روابط راهبردی ایران و چین گفت: دولتهای مختلف ایران از ابتدای پیروزی انقلاب روابط با چین را دنبال میکردند و امروز هم روابط خوبی داریم؛ همچنین ظرفیتهای بسیاری بین دو کشور وجود دارد و ما حتما در جهت احیای این ظرفیتها تلاش خواهیم کرد. روابط بسیار خوبی را با چین دنبال میکنیم و در بخش سیاست خارجی اجرایی کردن طرح جامع به عنوان یکی از اسناد و توافقات بین دو کشور حتما در دستور کار قرار خواهد گرفت.
رئیسجمهوری منتخب در پاسخ به پرسش خبرگزاری ایلنا درباره برنامههای او برای تامین کالاهای اساسی در شرایط تحریم اظهار کرد: موضوع کالاهای اساسی اولویت دولت است؛ نظارت بر زنجیره تامین و تولید کالاهای اساسی مردم تا مصرف از اولویتهای دولت خواهد بود؛ لکن اساس موضوع این است که باید ارتباط بین سفرههای مردم و کالاهای اساسی را با دلار و خارج از کشور، طی اقدامی میانمدت و طولانیمدت قطع کنیم؛ این کار را اجرایی میدانیم و از برنامههای ماست و حتما خودکفایی کشور نسبت به کالاهای اساسی را از ابتدای کار کلید خواهیم زد.
مانعی برای گفتوگو با کشورهای منطقه نداریم
رئیسی همچنین درباره سیاستهای جمهوری اسلامی ایران درباره رابطه با عربستان سعودی گفت: اعلام میکنم که ما روابط با تمام کشورهای دنیا و تعامل با آنها را بهویژه کشورهای همسایه اعلام کردیم. اولویت ما ارتباط با همسایگان خواهد بود و نسبت به کشور عربستان هم بازگشایی سفارت دو کشور هیچ مانعی از سوی جمهوری اسلامی نیست و این سیاست را پیشتر هم اعلام کردهایم؛ الان هم اعلام میکنیم که روابط و گفتوگو با عربستان و همه کشورهای منطقه برای جمهوری اسلامی با هیچ مانعی مواجه نیست.
او در بخش دیگری از نشست خبری خود با رسانههای داخلی و خارجی با تاکید بر اینکه در دولت سیزدهم همه زمینه را برای بازگشت ایرانیان خارج از کشور فراهم خواهیم کرد، اظهار کرد: دولت خود را موظف میداند همچنان که نسبت به تامین امنیت و حقوق مردم در داخل مسئول میداند، نسبت به ایرانیان خارج از کشور نیز خود را مسئول میداند؛ چرا که آنها ایرانی هستند و ما نسبت به آنها هم مسئولیت داریم؛ لذا باید ورود ایرانیان خارج از کشور به داخل کشور از طرف همه دستگاههای مربوطه تسهیل شود.
رئیسجمهوری منتخب با تاکید بر اینکه سرمایهگذاری در ایران توسط ایرانیان خارج از کشور باید تسهیل شود، افزود: بهترین و امنترین مکان برای سرمایهگذاری ایرانیانی که در خارج از کشور هستند، سرزمین آبا و اجدادی شان است. امروز امنیت کاملی برای سرمایه گذاری در ایران وجود دارد و همه سرمایهگذاران دنیا بدانند که امروز ایران امنترین مکان برای سرمایهگذاری اقتصادی است و دولت این امنیت را برای همه کارآفرینان و سرمایهگذاران به ویژه ایرانیان خارج از کشور تضمین میکند.
تن رنجور ایران و سیاستهای رئیس جمهور منتخب
نخستین نشست خبری رئیس جمهوری منتخب جناب حجتالاسلام رئیسی دیروز در شرایطی برگزار شد که از روزنامه «پیام ما» به عنوان رسانه تخصصی توسعه پایدار خبرنگاری فرصت نیافت در آن حاضر باشد. رسانههای داخلی و خارجی هم ترجیح دادند مطابق الگوی رایج سوالاتشان بیشتر بر حوزه سیاست خارجی و داخلی و اقتصاد متمرکز باشد. در این میان حوزههایی مانند محیط زیست، آب و چالشهای اجتماعی جامعه ایران مغفول ماند. با این حال رئیس جمهوری منتخب دیروز در بخشی از سخنانش بار دیگر بر راهبرد «خودکفایی در تامین کالاهای اساسی» به عنوان یکی از راهبردهای اقتصادی دولت جدید تاکید کرد.
جناب رئیسی در فرصت کوتاه نشست خبری روشن نکرد که دقیقا مقصود از خودکفایی چیست اما رجوع به برنامههای پخش شده نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری مقصود او را روشنتر میکند. برای نمونه، آقای رئیسی 17 خردادماه در شبکه 4 سیما گفته: « تا وقتی که سفره مردم را به ارز و نهادههای دامی بند کنیم گرفتار میشویم و باید برای کشور قدرت بیافرینیم و قدرت آفرینی در حوزه اقتصاد یعنی کشاورزی خودکفا». هیچ ایرانی وطنپرستی نیست که دوست نداشته باشد کشور در مسیر توانمندی اقتصادی قرار بگیرد و بتواند بسیاری از نیازهایش را خودش برآورده کند اما واقعیتهای امروز اقتصاد جهان به ما یادآوری میکند که «خودکفایی» نه تنها ممکن نیست بلکه گاهی در عمل به ضرر منابع استراتژیک کشور است. و باز برای نمونه کافی است به سیاست خودکفایی گندم در کشور نگاه کنیم. سیاستی که در دولتهای علی اکبر هاشمی رفسنجانی، سید محمد خاتمی، محمود احمدینژاد و حسن روحانی بیش و کم در دستور کار بوده است. امروز اما بسیاری از کسانی که روزگاری فریاد خودکفایی در محصول استراتژیک گندم را سر میدادند؛ به منتقد جدی این سیاست بدل شدهاند. به یک دلیل ساده؛ سفرههای آب زیرزمینی ایران تخلیه شده، ما رتبه نخست فرسایش خاک را داریم و روش کشاورزیمان هم ناکارآمد است. یا درباره محصولی چون برنج اگر به سخنان کارشناسان مستقل و باتجربه دقت کنیم میبینیم که تا چه اندازه رویه کنونی برنجکاری در کشور را برای آینده این سرزمین مخرب میدانند. خلاصه اینکه تنِ سرزمین ایران رنجور شده. سیاستهای ناکارآمد در دولتهای گذشته موجب شده ما به وضعیتی فلاکتبار در بخش آب و خاک دچار شویم. در چنین حالی انتظار میرود دولت جدید به الزامات پایداری سرزمین توجه کند و ضمن حفظ منافع ملی و توجه به تامین کالاهای اساسی از اصل آیندهنگری غفلت نکند. امیدوارانه منتظر آینده میمانیم تا این سیاستها در حوزه عمل قدری روشنتر شوند.
پادشاهی، روزگاری دور پسری داشته که لحظه تولد نفس از سینهاش بیرون نمیآمده و درویشی چاره کار را بریدن گلوی پسرک میدانسته. چون جانِ پسر به تیغ بند بوده، اسمش جان تیغ شد و اگر تیغ جدا میشد، میمرد. دوای درد جانتیغ پیدا کردن چلگیس و رها کردنش از بند دیوان بود. در این مسیر یکبار تیغ از جانش جدا میشود، اما قصهها پایان ناخوش ندارند. مرگ شخصیتهایشان موقتی است و نجاتشان حتمی. باید به هفت شبانهروز جشن و پایکوبی هم برسند. همین هم میشود، جان تیغ به چلگیس میرسد و خوش و خرم کنار هم زندگی میکنند. فاطمه و طیبه قصه «جان تیغ» را شنیده بودند. اهالی کابل میگویند میان زندگی آنها و قصه جانتیغ شباهتهایی است. تیغ روی گلوی آنها تیز است، میبُرد. مرگهایشان واقعی است و بیشتر از پایکوبیها، عزا و مویه و فاتحه است. فاطمه محمدی و طیبه موسوی این را میدانستند اما خیال بال آرزویش بلند است، آنچنان اوج میگیرد که نمیشود، بند زمینش کرد. خیال نمیکردند که 22 جوزا (خرداد) مین توی «موتر تونس» (ماشین) منفجر شود و آنها دیگر نباشند. بخت و اقبال آدم که خیال و رویا سرش نمیشود، آن هم برای آن که زاده افغانستان باشد.
«زندگی کردن در کابل به قمار میماند. مرگ و زندگی اینجا مثل یک اتفاق است، فکر میکردم، این اتفاق از من دور باشد. خیلی دور.» «ابوالفضل واراسته» آخرین بار پنجشنبه 20 جوزا فاطمه نامزد یکسالهاش را دیده بود. پنجشنبه، به لحظه آشناییاش فکر کرده بود، لحظهای که فاطمه بله گفته بود و با هم نقشه کشیده بودند که اگر کابل روی زندگی آنها قمار کرد، ترکش کنند و بروند جایی که خبری از مین و انفجار نباشد. ابوالفضل و فاطمه با یکسال اختلاف از هم سال 2018 و 2019 از دانشگاه هنرهای زیبای کابل فارغ شده بودند.
یکی عکاسی خوانده بود و دیگری نقاشی. انیمیشن «یوسف و زلیخا»، بختشان را بهم گره زد، انیمیشنی برگرفته از روایت مولانای جامی که انستیتو هنر فرانسه در کابل حمایتش کرده بود و آنها ساخته بودندش. فاطمه بعد از آن انیمیشن یک سالی خانهنشین شده بود، پیدا کردن شغل آن هم شغلی که یک پایش به هنر بند باشد، در شهر آشوب سخت بود. آخرین بار در آرتنورد فعالیت کرده بود، نهادی فرهنگی با هدف شناخت نقاشی دیواری که هنرمندان داخلی و خارجی در نمایشگاههای آن فعالیت میکنند. دست آخر «افغان فلم» از فاطمه دعوت به کار کرد، قرار بود انیماتور شود. ابوالفضل مخالف بود، «نرو»، گفته بود از خانه تا آنجا، دو ساعتی راه است، شهر ناامن شده و هزارهها را میکشند، گفته بود میترسم. «در خانه خسته شدم، از الان میخواهی، نگذاری من کار کنم.» فاطمه با خنده گفته بود. ابوالفضل حالا بغض میکند.
بندگان رویا
ساعت دو روز شنبه 22 جوزا کاکا ایوب، عموی طیبه مشغول کار در حجرهاش بود. مادر طیبه در خانه منتظر دخترش بود. مثل مادر فاطمه. قلب هردویشان کوک نمیزد. هر بالا و پایینی در شهر خودش را روی قلب زنانش نشان میداد، گفته بودند دوای درد مسری، بیخبری و ذکر و توکل است.
فاطمه و طیبه 23 ساله از لحظه تولد خیالبافی میکردند.
از نه سالگی که طیبه از تهران به کابل آمده بود و به مکتب رفته بود، تا دانشگاه و نمایشگاه و تئاترهای خیابانی جدایی میان دو دوست قدیمی نیفتاده بود. طیبه بچگیاش در تهران را با یک خاطره تلخ در ذهنش ثبت کرده بود. جسم پدر را برق خشک کرده بود، پدر آن روزها کارگر بود.
با ۴ فرزند که از تهران تنها، حکیمیه، قتلگاه پدر در یادشان مانده بود و از ایران، مزار پدر. طیبه و فاطمه دوستان جانی و قدیمی، خاطرات مشترک زیادی داشته باشند.
حالا میخواستند خاطرات تازهتری بسازند، حالا که یک هفتهای میشد هر دو در افغان فلم پذیرفته شده بودند و قرار بود از قصههای فولکلور افغانستان به زبان پشتو و دری انیمیشنهایی برای کودکان بسازند. چند روز قبل تصویر آنها در ویدیویی ثبت شده بود، قرار بود نمایشگاهی از فیلمهای ساخته شده در افغان فلم برگزار شود.
میخندیدند، یکی که فارغالتحصیل تئاتر بود و روزها در خیابانهای کابل، نقش بازی کرده بود، میان خندههایش از آرتیست شدن گفته بود و دیگری نقاش شدن. قرار بود که هر دو روز شنبه به اداره فرهنگ کابل بروند. ابوالفضل به فاطمه گفته بود، نرو: «خسته بود، از کارهای نمایشگاه خیلی خسته شده بود.»، «قول دادم» قاطع گفته بود.
«چند روز استراحت کن» سکوت و بعد کلمات «باید بروم، نمیشود که اول کار استراحت کرد» پیچیده بود توی گوش ابوالفضل پشت میز کافهای در پل سرخ کابل. جایی مثل شانزلیزه یا ونیز در قلب خاورمیانه.
«کلمات بیا برویم، پل سرخ». اینبار از پشت تلفن، پخشوپلا شده بود و نشسته بود توی گوشی فاطمه. «خستهام و بیحوصله» و بعد بوق ممتد، پنجشنبه قرار حضوری را به شنبه و قرار تلفنی وصل کرده بود. تلفن ابوالفضل قطع شده بود و فاطمه طیبه نشسته بودند توی «موتر تونس» (ماشین) تا به خانه برگردند. ساعت حوالی دو بعد از ظهر روز شنبه بود.
صاعقههای زمینی
ابوالفضل در راه خانه صدای انفجار شنیده بود، انفجار توی کابل مثل آمدن صاعقه در آسمان است. یک لحظه صدا و ترس دارد اما بعد«اینقدر که در شهر انفجار زیاد است، صداها برای ما عادی میشود» بمب دوم که منفجر میشود اما احساسات آدم، تغییر میکند. انفجار دوم مثل آمدن شب، وسط روز غیرعادی است: «دیگر ترسیدم، اولش گفتم شاید انفجار گاز باشد، اما بعد گفتم نکند جنگ شده. باشد».
ابوالفضل خانه رسید که کلمات «فاطمه کجاستش؟» مادرش توی سرو صورتش خورد. «شهر ناامن شده است، من عادت داشتم وقت رفتن از کار تا وقت رسیدن هر نیم ساعت احوالش را میگرفتم اما هرچه زنگ میزدم، در دسترس نبود.» نگرانی از یک جایی به بعد میشود همدم آدمی که جانش در شهری به تیغ بند است. ابوالفضل ترسیده بود اما به روی خودش نمیآورد. خبرها در نت از دو انفجار در «مهتاب قلعه» و منطقه «سرپل» خبر میدادند. مسیر حرکت فاطمه و طیبه از مسیر «کت سنگی» بود اما هیچکس نمیدانست که آیا گذر «موتر تونس» آنها به این دو منطقه افتاده یا نه. چندباری به خانواده فاطمه زنگ زده بود، آنها گفته بودند تا رسیدن فاطمه به خانه زمان زیاد است. فاطمه و طیبه سوار موتر دیگری شده بودند؟ مسیرشان کجا بود؟ یعنی از غرب کابل آمده بودند؟ تا ساعت 5 عصر فکر و خیال قطار شدند و از ذهن ابوالفضل که میدانست، آن دو زودتر برگشتند، گذشتند.
«دیگر باید میرسیدند.» اما نرسیده بودند. هیچکدامشان. عقربهها انگار عمر نوح داشتند، انتظار بیانصافی بود. ساعت از پنج که گذشت هول و ولا مسری شد و به جان همه اعضای خانوادههای دو دختر افتاد. تلفنها خاموش بودند.
خبرها میگفتند که مین، موتر را منفجر کرده، معلوم نبود که موترها سرنشین داشته یا نه. ابوالفضل در آن لحظهها دلش میخواست فاطمه و طیبه گم شده باشند، راه خانه را گم کرده باشند، گوشیشان خراب شده باشد. اما بخت و اقبال آدم که رویا و خیال سرش نمی

شود. «از این شفاخانه به آن شفاخانه رفتیم.» یکی، دوتا، نوزدهتا، بیستتا. شفاخانههای باقیمانده از تعداد انگشتان یک دست کمتر بودند. در هیچکدام اثری از وجود فاطمه و طیبه نبود. کاکا ایوب همراه مادر طیبه و برادران و خواهران راهی شفاخانه بود. مادر و پدر فاطمه و ابوالفضل و ۳ برادر و خواهرش هم از سوی دیگر در شهر پرسه میزدند. طب عدلی آخرین جایی بود که دو خانواده میخواستند به آن سر بزنند. نفس زمان هم حبس شد تا بعد از پرسوجو دو خانواده فهمیدند که نام فاطمه و طیبه در لیست آنهایی که مردند اما شناخته نشدند، نیست. امید ابوالفضل و کاکا ایوب و مادرها سر جای خودش برگشت: «یک شفاخانه که رفتیم گفتند دو نفر پیدا شدند. دو خانم که هر دو کاملا سوخته بودند.»
هیچکس فاطمه و طیبه نبود
شما کی فهمیدید؟ «من؟ من نفهمیدم. من اصلا نفهمیدم.» آنجایی درام، تراژدی شد که هیچکس فاطمه و طیبه نیست. زنان سوخته بودند و نمیشد شناساییشان کرد، فقط گفته بودند یکیشان روی بینیش چهارگل دارد. فاطمه و طیبه که روی بینی، نگین نداشتن
د. ساعت از نیمههای شب گذشته بود و دیگر کسی نمیدانست باید به انتظار چه چیزی بنشیند.
شفاخانه محمدعلی جناح در میان بیماران کروناییاش اعلام دو جسد سوخته کرده بود. دو جسد که هیچ علامتی نداشتند، جز اینکه یکی کم ریزنقشتر از کناریاش بود: «دوست نداشتم فکر کنم، تصور میکردم که شاید فاطمه و طیبه باشند اما مدام به خودم میگفتم نه.»
آمبولانس که باز شده بود، ابوالفضل حس کرده بود که فاطمه را شناخته اما پیش مادرش سکوت کرد. برادر طیبه هم خواهر را شناخته بود مادر اما نه. جسدها بعد از حوزه پلیس به طب عدلی سپرده شدند برای شناسایی. ابوالفضل آن شب نخوابید، مثل کاکا ایوب.
شب تا صبح به گریه و فکر گذشت. «اصلا شاید زخمی شده باشند»، تعداد زخمیها و سوختههای روزهای کابل آنقدر زیاد است که هرجایی ممکن است، اثری از مرد یا زنی که تنش خاکستر شده، باشد. یک شفاخانه اما از چشمها جا مانده بود. «ما شفاخانه سوختگی را نگشتیم.»
خبرها از زخمی شدن 8 نفر حکایت کرده بودند، پس باید چند نفرشان اینجا میبودند. یک زن با دست و پایی سوخته تصویر فاطمه و طیبه را شناخت، گفته بود وقتی سوار موتر شده، آن دو کنار هم عقب نشسته بودند. وقتی مین منفجر شد، او خودش را از موتر پرت کرده بیرون و انداخته توی جوی آب تا آتشش بند بیاید. از همان لحظه دیگر خبری از فاطمه و طیبه نداشته. از آنها و شش نفر دیگر در ماشین.
تیغ گلوی کابل را برید
«خانوادهها مثل ساقه گیاهی که گل و میوهاش را چیده باشند، ترد شده بودند، باد تکانشان میداد، به زمین میافتادند.» طب عدلی خبر نهایی را داد، تیغ بریده بود و خون فاطمه و طیبه میان دشت برچی کابل پخش شده بود. آنها شناخته شدند.
جسد تا کمر سوختهشان میان اجساد بیماران کرونایی افتاده بود. از آنجا به بعد دیگر برای هر دو خانواده روایت مشترک است. فاطمه را همان روز در دشت برچی به خاک سپردند و طیبه را در قسمت دیگری از قبرستان که کوه بلندی دارد. حالا بعد از یک هفته معلوم نشده که مین کار داعش بوده یا طالب. مثل انفجار دو هفته پیش دشت برچی که معلوم نشد چه کسی ۵۰ کودک مکتب سیدالشهدا را کشته. افغانستانیها در فضای مجازی میگویند پای یک نسل کشی در میان است. نسل کشی هزارهها که فاطمه و طیبه هم جزوشانند.
«در میان مردم ما یک نفر پسرش روی مین ماند، در انفجار یک کورس آموزشی، تنها بچهاش.» در میان هزارهها این روزها هر خانواده دست کم تصویری از شهادت یک نفر در میان قوم و خویشش دارد.
کابل حالا به گمان مردمانش تیغ شده که گلوی مردمش را میبرد با اینکه وطن است: «چرا از ایران برگشتید افغانستان؟» کاکا سکوت میکند: «وضع کشورمان جور شده بود، باید برمیگشتیم. کشورمان اینجاست، جای دیگر مهمانیم» قصد ندارید بروید جای دیگر؟ سکوت از پشت تلفن کش میآید و پاسخ دیگری داده میشود: «جسدش تا کمر سوخته بود، من باورم نمیشد، عزیزترین آدم زندگیم… هنوز هم باورم نمیشود. رنج زیادیست. من هم کنار فاطمه سوختم.»
حالا چند تابلوی نقاشی و مینیاتور مانده از فاطمه و از طیبه چند تکه فیلم کوتاه از اجراهایی خیابانی و اجراهای دانشگاهیاش. کاکا ایوب میگوید در یکی از فیلمها، طیبه به مردم شهر میگوید که زنان میتوانند رئیسجمهور شوند: «با همان زرنگی و توانایی که داشت میگوید همه به من میخندند، میگویند صدایت را آرام کن، به فکر آینده و شوهر داشتن باش.» کاکا میگوید طیبه رویاهایش زیاد بود. مثل فاطمه که ابوالفضل میگوید لایق بود و برای زندگی مشترکش، خیالات زیادی داشت. اما واقعیت که خیال و رویا سرش نمیشود
