بایگانی مطالب نشریه
«FATF دست خودمان است و میتوانیم همین فردا آن را حل کنیم و روابطمان با بانکها حل و فصل شود»؛ این یکی از آخرین توصیه های حسن روحانی به ابراهیم رئیسی بود. روحانی آن روزها ردای ریاست جمهوری به تن داشت ولی دهها بار از آنچه «ناهماهنگی» نهادهای مختلف با خود و دولت تحت نظرش میخواند، گلایه و انتقاد کرد. انتقاداتی که هرگز راه به جایی نبرد تا حالا جملاتش مثال وصیتی پیش روی رئیس دولت سیزدهم باشد. روحانی با همراهی وزیر امور خارجه، وزیر نفت، وزیر اقتصاد، رئیس کل بانک مرکزی و معاون حقوقی ریاست جمهوری اش تقریبا کار نکردهای باقی نگذاشتند تا شاید مشکل الحاق دولت جمهوری اسلامی به کنوانسیونهای بین المللی مقابله با تامین مالی تروریسم، پالرمو و مقابله با جرائم سازمان یافته فراملی، CFT در ایران حل شود. اوج این اقدامات احتمالا اخذ حکم حکومتی رهبری برای بررسی دوباره این لوایح در مجمع تشخیص بود. براساس آیین نامه داخلی مجمع، لوایح مرتبط با FATF عملا در این نهاد رد شده تلقی می شدند و دیگر امکان بررسی آنان به لحاظ قانونی وجود نداشت، روحانی اما با نامه نگاری، حکم حکومتی رهبری را گرفت ولی بازهم اتفاقی رخ نداد و مجمع فقط این لوایح را در کمیسیونی مشترک از کمیسیون های امنیتی، سیاسی و اقتصادی بررسی کرد و هرگز حاضر به تداوم بررسیها در صحن مجمع نشد تا ایران دوباره در لیست سیاه گروه ویژه اقدام مالی قرار بگیرد، آن هم در اوج بحران های اقتصادی اش.
دوگانههای دلواپسان کم نبودند اقتصاددانان و سیاسیونی که قرارگرفتن ایران در لیست سیاه FATF را به منزله خودتحریمی ایران آن هم در روزگار اعمال شدیدترین تحریمهای اقتصادی تاریخ جهان از سوی آمریکا، دانستند. نمایندگان مجلس دهم هم پس از تصویب این لوایح از لزوم تایید نهایی آنان توسط شورای نگهبان و مجمع تشخیص گفتند ولی محافظه کاران و اصولگرایان هربار این لوایح را در شرایطی بیتاثیر بر اقتصاد ایران دانستند. خبرگزاری تسنیم به عنوان یکی از اصلیترین رسانههای مخالف الحاق ایران به گروه ویژه اقدام مالی، به تازگی در گزارشی به حضور ترکیه در لیست «خاکستری» FATF واکنش نشان داده و از آن به عنوان عاملی برای «تشدید بحران های اقتصادی آنکارا» یاد کرده است. این در حالی است که غلامرضا مصباحی مقدم، عضو مجمع تشخیص دیروز در اظهاراتی که خبرگزاری برنا آن را منتشر کرد، گفت که «FATF نه داغی دارد و نه درفشی». او البته تاکید کرد که مشکلات مراوداتی ایران با خروج از لیست سیاه FATF حل نمی شود. اینکه چطور ترکیه با حضور در «لیست خاکستری» FATF با تشدید بحران های اقتصادی خود مواجه میشود ولی «لیست سیاه» FATF تاثیری بر اقتصاد ایران ندارد، پرسشی است بدون پاسخ مشخص از سوی اعضای مجمع تشخیص اما این روزها ایران و کره شمالی تنها حاضران در لیست سیاه گروه ویژه اقدام مالی هستند و مابقی کشورها تلاش می کنند به هرشکلی که شده، از فشارهای سیاسی و اقتصادی گرفته تا وضع قوانین حامی شفافیت، از حضور خود در لیست سیاه و خاکستری جلوگیری به عمل آورند. احمد زیدآبادی، تحلیلگر سیاسی، هم در کانال تلگرامی خود با یادداشتی به اظهارات مصباحی مقدم واکنش نشان داده و نوشت: «سخن آقای مصباحی مقدم مرا به یاد یکی از دوستانی میاندازد که برای تأمین وثیقۀ آزادی یکی از نزدیکانش از زندان، ملک خود را گرو گذاشت و از قضا آن زندانی هم پس از آزادی، کشور را ترک کرد.
به آن دوست گفتم؛ حالا سرنوشت ملکت چی میشه؟ پاسخ داد: هیچی نمیشه. آن روز که رفتم ثبت احوال برای گذاشتن وثیقه، اصلاً اتفاقی نیفتاد که! فقط یه کارمندی با یه خط عجق وجق یه جمله داخل سند نوشت و گفت برو. فکر کنم خودش هم نتونه بخونه چی نوشته!” گفتم؛ “همون یه جملۀ عجق وجقِ ناخوانا یعنی اینکه ملکت در توقیف است و حق فروش و معاملۀ آن را نداری و با فرار متهم با خطر مصادره روبهرواست.» ناظران معتقدند ایران اگرچه در روزهای تحریم های اقتصادی آمریکا آنچنان که باید و شاید نمی تواند از مواهب خروج از لیست سیاه FATF استفاده کند ولی برای نقل و انتقالات مالی سادهتر با کشورهایی نظیر روسیه و چین هم که شده، نیاز به تصویب کنوانسیونهای پالرمو و CFT در مجمع دارد. نیازی که از قرار معلوم نادیده گرفته می شود تا ایران به گواه محمد صدر، عضو مجمع تشخیص با تصویب نکردن این کنوانسیونهای حدود 15 میلیارد دلار ضرر کرده باشد.
مهرماه پارسال وقتی مدیرمسئول روزنامه «پیام ما» در جلسهای پیشنهاد کرد مسئولیت تشکیل تحریریه جدید روزنامه را بر عهده بگیرم؛ گفت: «میخواهیم روزنامهای داشته باشیم که مشکلات محیط زیست و میراث فرهنگی و موانع توسعه استانها برایش بیش از خبرهای زرد سیاسی اهمیت داشته باشد». همین جمله به قدر کافی برای تجربهای جدید و دشوار وسوسه برانگیز بود. به اتفاق همکارانی کاربلد و متعهد، تیم جدید و کوچک تحریریه تشکیل شد. یکی دو ماه آزمون و خطا کردیم تا به آرامی به زبان مشترک رسیدیم. اکنون که یک سال از انتشار «پیام ما» در دوره جدیدش میگذرد مرور این روند میتواند خطاها و نقاط مثبتمان را عیان کند. بررسی کارنامه روزنامه را اما به مخاطبان و روزنامهنگاران وامیگذارم. در این یادداشت کوتاه فقط باید یادآوری کنم که ما در یک سال گذشته تلاش کردیم نشان دهیم توسعه پایدار برایمان اهمیت دارد. توسعه پایدار از نظر ما یعنی حفظ محیط زیست، بهبود حکمرانی آب و انرژی، توسعه گردشگری پایدار و حراست از میراث ملموس و ناملموس، عدالت آموزشی، توسعه شهری متوازن، کاهش فساد و افزایش شفافیت و… پرداختن به هر کدام از این سرفصلها البته به کار فراوان و دانش کافی نیاز دارد. ما هم مدعایی نداریم که به همه این محورها با کیفیت و کمیت مناسب پرداختهایم. بلکه فقط به کمک همکاران سختکوشمان تلاش کردهایم چنین رسانهای باشیم. به خوبی واقفیم که راه درازی در پیش است و باید هم از نظر تولید محتوا و هم از نظر روش انتشار محتوا خلاقانهتر و کیفیتر عمل کنیم. البته بر ما دشواریهای این راه هم روشن است. روزنامهها بنا به هزار و یک دلیل اکنون بیش از هر زمان دیگری در تنگنا هستند. در زمانهای که سرعت انتشار اطلاعات افزایش یافته، بسیاری از مخاطبان اخبار فوری و کوتاه را بر گزارشهای تحلیلی ارجح میدانند، اخبار زرد کلیکخور بهتری دارند و کانالهای آمادهخوار نتیجه زحمت روزنامهها را به بدترین شکل ممکن خلاصه و منتشر میکنند. در این شرایط روزنامهنگاران باید بکوشند که هم به اصول کار رسانه پایبند بمانند و هم محتوایی تولید کنند که برای مخاطبان واجد ارزش باشد. کمبود منابع درآمدی، افزایش روزافزون قیمت کاغذ که هر روز رکورد جدیدی به جا میگذارد، موانع عرفی، فشارهای اصحاب سیاست و دلایل دیگر هم حیات روزنامهها را به مخاطره انداخته است. در این میان روزنامههایی که به بخش خصوصی (و نه خصولتی) تعلق دارند وضعیت پرمخاطرهتری هم دارند. به رغم همه این مشکلات نمیتوان دست از کار کشید و به تماشا نشست. از همین رو ما در «پیام ما» به قدر وسعمان میکوشیم که به سیاستهای رسانهایمان وفادار باشیم. برای پایان سخن لازم که از زحمات همکاران تحریریه و فنی تشکر کنم و برای دوستانی که مدتی در جمع ما بودند و حالا حضور ندارند، آرزوی موفقیت کنم. ما همچنان در تحریریه کوچک «پیام ما» با شما همراه هستیم.
رهبر انقلاب در جریان دیدارشان با جمعی از مسئولان جمهوری اسلامی و میهمانان شرکت کننده در کنفرانس وحدت اسلامی، فلسطین را اصلی ترین شاخص وحدت میان مسلمانان دانستند و تاکید کردند که هر چقدر توجه کشورهای اسلامی به حقوق فلسطینیان بیشتر باشد، اتحاد در جهان اسلامی نیز بیشتر خواهد بود.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری در خجسته سالروز ولادت با سعادت پیامبر رحمت حضرت محمد مصطفی(ص) و حضرت امام جعفر صادق(ع)، رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار جمعی از مسئولان نظام و میهمانان شرکتکننده در کنفرانس بینالمللی وحدت اسلامی، دو وظیفه مهم برای امت اسلامی را «تبیین و ترویج جامعیت اسلام در همه شئون زندگی بشر» و «تقویت اتحاد مسلمانان» خواندند و خاطرنشان کردند: وحدت اسلامی یک امر اصولی و فریضه قرآنی است و تحقق هدف والای ایجاد تمدن نوین اسلامی بدون اتحاد شیعه و سنّی ممکن نیست. حضرت آیتالله خامنهای با تبریک این دو میلاد مسعود به ملت ایران و به همه امت اسلامی و آزادگان جهان، ولادت حضرت ختمی مرتبت را حادثهای بسیار عظیم و سرآغاز دورهای جدید از تفضلات الهی در زندگی بشر خواندند و افزودند: خداوند با ابلاغ برنامه کامل سعادت بشر به پیامبر، او را مأمور به اجرا و مطالبه این برنامه از پیروان خود کرد بنابراین مؤمنان در هر دورهای از زمان باید وظایف خود را بشناسند و به آن عمل کنند. ایشان، «ادای حق جامعیت اسلام» و «اتحاد مسلمین» را دو مورد از مهمترین وظایف امروز امت اسلامی دانستند و در تبیین مورد اول گفتند: قدرتهای سیاسی و مادی از گذشته اصرار دارند که اسلام را نه یک دین جامع و دارای برنامه برای همه شئون زندگی بشر، بلکه منحصر در عمل فردی و عقیده قلبی معرفی، و با تئوریزه کردن آن از زبان نویسندگان و روشنفکران، اینگونه القاء کنند که اسلام در مسائل مهمی مانند «تمدنسازی و مدیریت جامعه»، «اقتصاد و تقسیم قدرت و ثروت»، «جنگ و صلح»، «سیاست داخلی و خارجی»، «اقامه عدل و مقابله با ظلم و اشرار» نه مرجع فکری است و نه راهنمای عملی. رهبر انقلاب با تأکید بر اینکه متون اسلامی صریحاً چنین برداشتی از اسلام را نفیمیکند، ادای حق اسلام را در گرو تبیین و ترویج این واقعیت مهم برشمردند و افزودند: عرصه فعالیت و دخالت اسلام، همه گستره و شئون زندگی بشر از اعماق قلب و مسائل عبادی تا مسائل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، امنیتی و بینالمللی است و کسی که این معنا را انکار کند، قطعاً به بیّنات و آیات متعدد قرآن کریم توجه نکردهاست.
حضرت آیتالله خامنهای تأکید اسلام به مسائل اجتماعی و وظیفه مهم تمدنسازی را نشاندهنده اهتمام آن به حاکمیت دانستند و گفتند: مطالبه نظم اجتماعی در اسلام بدون توجه به مساله حاکمیت و تعیین امام ممکن نیست و در قرآن نیز از پیامبران بهعنوان امام یعنی رهبران و فرماندهان جامعه یاد شده است.
ایشان تبیین جامعیت اسلام در همه شئون را وظیفه علما، روشنفکران، محققان و استادان جهان اسلام خواندند و افزودند: البته جمهوری اسلامی در این زمینه وظیفه سنگینتری برعهده دارد و مسئولان کشور به ویژه مسئولان فرهنگی باید به وظیفه خود عمل کنند. رهبر انقلاب در بخش دیگری از سخنانشان با تاکید بر مسئله مهم «اتحاد مسلمین»، از چند چهره پر تلاش در عرصه اتحاد اسلامی همچون مرحوم آقای تسخیری، مرحوم آقای واعظزاده، شهید شیخ محمد رمضان البوطی، شهید سیدمحمد باقر حکیم، مرحوم شیخ احمد الزّین و مرحوم شیخ سعید شعبان تجلیل کردند. ایشان اتحاد مسلمانان را فریضهای قطعی و دستور قرآنی خواندند و افزودند: وحدت اسلامی یک امر اصولی است نه امر تاکتیکی و مخصوصِ شرایط خاص، و این همافزایی موجب قوی شدن مسلمانان میشود تا در ارتباطات با کشورهای غیراسلامی نیز با دست پُر وارد تعامل شوند.
حضرت آیتالله خامنهای، علت تأکیدهای مکرر بر مسئله وحدت را فاصله زیاد بین مذاهب و تلاشهای جدی دشمنان برای افزایش فاصلهها خواندند و گفتند: امروز کلمه شیعه و سنّی در ادبیات سیاسی آمریکاییها هم وارد شده در حالیکه آنها با اصل اسلام مخالف و دشمن هستند.
رهبر انقلاب با اشاره به تلاشهای آمریکا و عوامل دستآموز آن برای ایجاد فتنه در هر جای دنیای اسلامی، خاطرنشان کردند: انفجارهای تاسفبار و گریهآور اخیر در مساجد افغانستان علیه مردم مسلمان و نمازگزار از جمله همین حوادث است که به دست داعش انجام شد و آمریکاییها صراحتاً بیان کرده بودند ما داعش را ایجاد کردیم. ایشان گردهمایی و اجتماعات سالانه در موضوع وحدت را کافی ندانستند و افزودند: در این زمینه باید بحث، تبیین، تشویق، برنامهریزی و تقسیم کار دائمی انجام شود و بهعنوان نمونه در همین قضیه افغانستان، یکی از راههای جلوگیری از حوادث، حضور مسئولان محترم کنونی این کشور در مراکز و مساجد و یا تشویق برادران اهل سنت به حضور در اجتماعات مشترک است. حضرت آیتالله خامنهای تأمین هدف مهم ایجاد تمدن نوین اسلامی را جز با اتحاد شیعه و سنّی ممکن ندانستند و گفتند: شاخص اصلی برای اتحاد مسلمانان قضیه فلسطین است و هر چه جدیت بیشتری برای احیا حقوق فلسطینیان به خرج داده شود، اتحاد اسلامی تقویت میشود. ایشان، اقدام بعضی دولتهای منطقه برای عادیسازی روابط با رژیم غاصب صهیونیستی را گناه و خطایی بزرگ خواندند و افزودند: این دولتها باید از این حرکت و راه ضد وحدت اسلامی برگردند و خطای بزرگ خود را جبران کنند.
رهبر انقلاب در بخش پایانی سخنانشان خطاب به ملت ایران، پیروی از پیامبر عظیمالشأن اسلام را در گرو تبعیت و الگو قرار دادن آن حضرت بهویژه در سه موضوع «صبر»، «عدل» و «اخلاق» دانستند و گفتند: صبر یعنی پایداری و مقاومت در مقابل گناه و سستی در انجام وظیفه، و همچنین مقاومت در مقابل دشمن و مصائب گوناگون. ایشان با تأکید بر اینکه امروز بیش از هر چیز به پایداری نیاز داریم، خطاب به مسئولان افزودند: با پایداری و مقاومت، و تحمل فشارها و مشکلات، راه را ادامه دهید و متوقف نشوید.
حضرت آیتالله خامنهای، عدل را مهمترین هدف میانی بعثت پیامبران برشمردند و افزودند: قرآن کریم حتی عدالت را درباره دشمنان لازم میداند. ایشان خاطرنشان کردند: در مقوله عدالت نیز مسئولان مخاطب اول هستند.
در همه تصمیمات و مقررات باید مسئله عدالت مورد توجه باشد و در مواردی که لازم است پیوست عدالت برای تدوین و اجرای آنها در نظر گرفته شود.رهبر انقلاب با تاکید بر رفتار عادلانه در همه شئون و محدود نکردن آن به تقسیم اموال و ثروتها، بهعنوان نمونه به فضای مجازی اشاره و خاطرنشان کردند: گاهی در فضای مجازی با خلافگویی، تهمت و قول بغیر علم، برخلاف عدالت رفتار میشود که هم افرادی که با این فضا سر و کار دارند و هم کسانی که مسئولیت آن را در اختیار دارند باید مراقبت کنند.
ایشان افزودند: باید یاد بگیریم عادلانه رفتار کنیم و حتی در موقعیتی که حرف کسی را قبول نداریم، مخالفت خود را با تهمت، دروغ و اهانت آلوده نکنیم. «پیروی از اخلاق نبوی» آخرین نکتهای بود که رهبر انقلاب به آن اشاره کردند و گفتند: اخلاق اسلامی یعنی تواضع، گذشت، سهلگیری در مسائل شخصی، احسان، و پرهیز از دروغ، تهمت و سوءظن به مومنان باید بهعنوان یک دستورالعمل دائمی مورد توجه قرار داشته باشد.
حضرت آیتالله خامنهای همچنین تأکید کردند: اینکه ما ادعا میکنیم مسلمان و جمهوری اسلامی هستیم باید با اقدام همراه باشد و در عمل پیرو پیامبر عظیمالشأن باشیم.
مدیریت منابع آب باید مخاطرهمحور باشد
از سیل سراسری سال 98 چگونه به خشکسالی 1400 رسیدیم؟ این سوال محوری در نشستی بود که با حضور کارشناسان و مسئولان حوزه آب به همت انجمن هیدرولیک ایران برگزار شد. بعد از وقوع سیل سراسری سال 98 بسیاری اظهارنظرها حکایت از این داشت که ایران که تا کنون کشوری خشک و کمآب بود و همواره با مسئله آب روبهرو بود، حالا وارد دوره ترسالی شده است. وقایع سالهای بعد اما نشان از اظهار نظر کارشناسان داشت که سیل سراسری را نتیجه پدیدههای حدی و تغییرات اقلیمی میدانستند. خشکسالی سال جاری و تشدید آن در تابستان و بروز تنش آبی در بسیاری از شهرها و روستاهای کشور هم بر همین نظر صحه گذاشت. اما در صورت تکرار چنین وقایعی چه میتوان کرد؟ پروفسور علیجانی یکی از سخنرانان این نشست معتقد است، با توجه به اقلیم کشور ما همواره باید برای مخاطرات اینچنینی آماده باشیم و زیرساختهای مدیریت شرایط مشابه در بروز سیل سراسری در فروردین 98 را فراهم کنیم.
سیل سراسری سال 98 چرا اتفاق افتاد؟ پدیدهای که در فروردین 98 شاهد آن بودیم، یک اتفاق غیرمنتظره بود یا امری قابل پیشبینی؟ مدیریت آن حجم آب چگونه ممکن بود؟ آیا اگر مدیریتی در آن مقطع در مورد منابع آب صورت میگرفت میتوانستیم امیدوار باشیم که خشکسالی 1400 اتفاق نیفتد؟ چرا پس از ان حجم از بارندگی ما امروز به خشکسالی رسیدهایم؟ و بسیاری سوالات دیگر که میتوان با کنار هم گذاشتن دو پدیده به فاصله دو سال به آنها فکر کرد و به دنبال پاسخی برایشان بود. در همایشها و نشستهای آسیبشناسانه که پس از وقوع سیل سراسری برگزار شد، عوامل بسیاری به عنوان زمینه بروز این پدیده آن هم با وسعت و گستردگی در سراسر کشور، مطرح شود. انتقاداتی هم به مدیران وارد بود که نتوانستند این منابع را به درستی مدیریت و کنترل کنند و دستاورد سیل برای مردم تنها ویرانی و بیخانمانی شد نه ذخایری که بتواند نیازها را در آینده تامین کند.
اقلیم بینظم و مدیریت کوتاه مدت
بهلول علیجانی، اقلیمشناس در مورد سیل سراسری سال 98 معتقد است: «اگر کمی به عقبتر برگردیم و اقلیم را بررسی کنیم، میبینیم که این سیل هم نشانهای از وضعیتی بود که کشور و جهان با آن روبهرو است. دمای عمومی زمین بالا رفته است. این موضوع در اقلیم تاثیرگذار است. گزارش پنجم ipcc که در سال 2013 منتشر شد، بهطور رسمی اعلام کرد هوای زمین رو به گرم شدن پیش رفته است و علت آن فعالیتهای صنعتی انسان است. تا سال 2018 دمای زمین حدود یک درجه نسبت به دوران انقلاب صنعتی افزایش داشته است. این یک درجه در میانگین مورد قابل توجهی را نشان نمیدهد، اما از آنجا که پدیدههای فرین طبق توجیهات آماری، بر توزیع نرمال اثر دارد، در نتیجه در پی گرم شدن زمین ما با پدیدههای فرین غیرقابل پیشبینی مواجه شدهایم.»
استاد اقلیمشناسی گروه جغرافیا در دانشگاه تربیت معلم بر این اعتقاد است که: «اقلیم به طور کلی یک سامانه بینظم است. به کنترل آوردن و پیشبینی آن کار سختی است. اگر به این امر، علت دیگری مثل گرمایش زمین هم اضافه شود، این بینظمی تشدید میشود.» او در مورد پیشینه بروز سیل در فروردین 98 هم میگوید: «سال آبی 96-97 میانگین بارندگی کشور حدود 170 میلیمتر بود. در صورتی که بارندگی در سال قبل از آن 310 میلیمتر بود. به عبارتی یک خشکسالی شدید را در پی یک ترسالی شدید داشتیم. این نشانه بینظمی اقلیم است. سیل سراسری سال 98 هم نشانه این تغییر اقلیم بود. چرا که یکی از ویژگیهای تغییر اقلیم -که در تمام دنیا هم در حال وقوع است- بینظم شدن اقلیم است. به این معنا که در طول یک سال هیچ بارندگی نداریم، به یکباره بارندگی شدید اتفاق میافتد که غیر قابل مدیریت است، در پی آن مجددا خشکسالی اتفاق میافتد. این اتفاق در مورد گرما و سرمای هوا هم مصداق پیدا میکند.»
علیجانی البته علت جاری شدن سیل را نه میزان بارندگی که تداوم آن میداند و میگوید: «بارشهای سال 98 شدید بودند. مطالعات نشان میداد که هم از نظر شدت و هم از نظر گستردگی بیسابقه بودند. اما تداومی که این بارندگیها داشت موجب بروز سیل شد. پیش از آن بارشهای یک روزه شدید داشتیم، که تا 250 میلیمتر هم میرسید. اما در سال 98 سه روز متوالی بارندگی اتفاق افتاد، انباشتگی موجب شد که توان کنترل از دست مدیران خارج شود.» علیجانی در ادامه سخنان خود هشدار میدهد که: «ما بر اساس تئوریهای تغییر اقلیم این انتظار را داریم که بارشهای شدیدتری هم داشته باشیم. در مجموع اقلیم ایران هم از نظر زمانی بینظم است و هم از نظر مکانی، به همین دلیل است که معمولا یا از خشکسالی رنج میبریم یا از بارشهای رگباری و سیل، چون در ایران بارش معمولی نداریم.»
استاد اقلیم شناسی دانشگاه تربیت معلم در خصوص چگونگی مدیریت آب در شرایطی شبیه فروردین 98 و اینکه چرا آن حجم آب کنترل و مدیریت نشد، میگوید: «مدیران اذعان داشتند که 50 درصد آبی که در این سیلابها جاری شده بود، تلف شد. اگر ما این تئوری را بپذیریم که ماهیت اقلیم ایران متنوع و بینظم است. از گذشته به همین شکل بوده و در حال حاضر با تاثیراتی که فرایند تغییر اقلیم بر این منطقه گذاشته، این بینظمی تشدید شده است.
باید در مدیریت منابع تجدید نظر کنیم. مدیریت منابع آب در ایران با توجه به این موارد باید مخاطره محور باشد. به عبارتی بر اساس مخاطرات یا بارشهای فرین باید منابع را مدیریت کنیم. به میانگینها متکی نباشیم. چون در کشور ما میانگینها چندان اعتبار و ثبات ندارند. زیر ساختهای منابع آب را فراهم کنیم، تا وقتی که حتی یک رگبار ساده میبارد این آب را از دست ندهیم. آب این منابع را برای سالی که باران نخواهیم داشت، ذخیره کنیم. لازمه تحقق این امر برنامهریزی بلند مدت است. برنامه اجتماعی- اقتصادی کشور ما برای 6 سال آینده تعریف شده است. اما برای منابع آب نمیتوان در بازه زمانی 6 ساله برنامهریزی کرد. بلکه باید مانند تمام کشورهای دنیا چشم اندازی تا سال 2100 برای آن در نظر بگیریم.
هدف من از این صحبت این نیست که دوباره سدها را توسعه دهیم. کلمه سدسازی را باید تغییر دهیم و نام آنرا سیل بند بگذاریم. به این معنا که سازههایی را ایجاد کنیم که روانآبهای سیلابی شدید را کنترل و مدیریت کنیم، بدون اینکه مشکلی برای روند عادی بارش و رودخانه و بستر رودخانه ایجاد کنیم»
علیجانی به عنوان اقلیمشناس نکاتی را مطرح میکند که حائز اهمیت است: «در کشور ما روند بارش کاهشی است. ممکن است برخی بگویند بارشها دورهای است. اما باید بگویم در دورهای قرار داریم که روند خشکسالی ادامه خواهد داشت. بارندگی کمتر و گرما افزایش خواهد داشت. اخیرا پیشبینیهای جهانی برای ایران تا 2 درجه افزایش دما را اعلام کردهاند، این رقم بیشتر از سایر نقاط جهان است. با علم به این شرایط نیاز داریم که از همین امروز به مدیریت این شرایط فکر کنیم»
رهاسازیهای خارج از عرف یک تصمیم غیر کارشناسی
جواد احدیان، دانشیار گروه سازههای آبی دانشگاه شهید چمران اهواز یکی دیگر از کارشناسان این نشست بود که در خصوص نحوه مدیریت سیلاب و همچنین مدیریت خشکسالی در سال جاری اشاره کرده و گفت: «انصافا در سال 98 یک کار جهادی صورت گرفت، در بالادست کنترلی صورت نگرفته بود، اما در مجموع میتوان گفت در مدیریت و هدایت سیلاب کار بسیار خوبی انجام شد. اگر این اتفاق نمیافتاد خسارات بسیار بیشتر بود. اما در خشکسالی 1400 این امکان بود که بهتر از این عمل کرد. ما در دو برهه زمانی در سدها رهاسازیهایی که توجهپذیر نبود انجام دادیم. بر اساس آمار و اطلاعاتی که بررسی کردم این رهاسازیها خارج از عرف بود. یکی رهاسازیها در آذر و دیماه سال گذشته و یکی در مرداد و شهریور، البته نباید فراموش کرد که این رهاسازیها متاثر از تصمیمات غیرکارشناسی خارج از حوزه تصمیمات وزارت نیرو بود» احدیان به تصمیماتی که در بخشهای دیگر صورت گرفته و تبعات آن متوجه بخش مدیریت آب شده، گفت: «یک مجوز 180 هزار هکتاری به کشت برنج داده شده است، برای تامین آب این بخش، مجبور به رهاسازی آب شدند. تبعات ناشی از خسارات سیل باعث شد نتوانیم مدیریت درستی در خشکسالی 1400 داشته باشیم» پس از بروز سیل در استان خوزستان و با این تصور که وارد دوره ترسالی شدهایم مجوز کشت برنج در استانهای مختلف از جمله خوزستان صادر شد، تصمیمی که امسال با توجه به کاهش بارشها خسارات زیادی را به کشاورزان وارد کرد و مسئولان را مجبور به رهاسازی آب سد در این منطقه کرد.
قصور دستگاههای متولی در مدیریت خشکسالی
داریوش بهارلویی، مدیریت نوآوری و پژوهش کاربردی سازمان آب و برق خوزستان در خصوص عملکرد سازمان متبوع خود در این دو بحران -سیلاب و خشکسالی- میگوید: «سیل سال 98 در خوزستان منحصر به فرد بود. جایی در کشور نبود که سدهای زنجیرهای با بهرهبرداران مختلف داشته باشیم و در کنار معجونی از محدودیتهای مختلف بخواهیم یک سیلاب بزرگ را مدیریت کنیم. مدیریت سیل سال 98 از لحاظ بعد مخازن و اتفاقاتی که با همت مردم در پایین دست افتاد یکی از بینظیرترین دستاوردهایی بود که در مدیریت آب سدها رخ داده بود. با اینهمه از تمام ظرفیتهای علمی آن زمان در خوزستان و خارج از استان برای مدیریت سیلاب استفاده شد.» بهارلویی در خصوص اقدامات صورت گرفته در مواجهه با خشکسالی هم میگوید: «مسئله این است که تمام ریسک خشکسالی و کمآبی امسال به تابستان منتقل شد. با علم به اینکه بارشها و آوردهای آبی نخواهیم داشت، باید اقداماتی را صورت میدادیم که به بحران تامین آب شرب در استان نرسیم.
بسیار واضح و مشخص بود که ما در تابستان دچار بحران آب شرب میشویم. اگر این تمهیدات صورت نگرفته است، نشان دهنده آن است که تمام دستگاههای متولی در انجام وظایف خود قصوری مرتکب شدهاند که چنین امر واضحی را بهرغم فرصت چند ماههای که در اختیار داشتند، نتوانستهاند مدیریت کنند. ما این قدمها را برنداشتیم و این موجب بروز بحرانهایی برای مردم شد.» کارشناسان و دانشگاهیان همواره پیش از بروز بحران هشدارهایی را با تکیه بر مطالعات صورت گرفته در محافل علمی داخلی و خارجی مطرح میکنند، اما در بخش اجرایی کشور همواره این هشدارها با بیتوجهی روبهرو میشود تا روزی که بحران از راه برسد و در عوض پیشگیری، نیازمند مدیریت بحران باشیم. امری که تجربه ثابت کرده در آن چندان موفق نیستیم.
فشار برای دروغگویی درباره تغییرات اقلیمی
با وجود آنکه به آغاز نشست تغییرات اقلیمی Cop26 در گلاسکو اسکاتلند دو هفته باقی مانده، روزنامهنگاران سازمان صلح سبز (Greenpeace) موسوم به unearthed، اسنادی را بدست آوردند که نشان میدهد چندین کشور آلودهکننده جهان تلاش کردهاند تا گزارش کلیدی سازمان ملل درباره تغییرات اقلیمی را با ایجاد تغییراتی، کمرنگتر و کماهمیتتر نشان دهند.
به گزارش پولیتیکو، درز این اسناد که بهوسیله بیبیسی نیز ارزیابی شده است نشان میدهد که عربستان سعودی و استرالیا در میان کشورهایی قرار دارند که علیه پیشنهادات سازمان ملل مبنی بر حذف فوری سوختهای فسیلی لابی کردهاند. در این میان، بزرگترین تولیدکنندگان گوشت در آرژانتین و برزیل تلاش میکنند به یافتههایی دست پیدا کنند که به نفع حذف رژیمهای گیاهی است. این اسناد حاوی دهها هزار نظر و پیشنهاد از سوی دولتها، سازمانهای غیردولتی و دیگر طرفهای صاحب منفعت به نویسندگان گزارش کلیدی گروه بین دولتی تغییرات اقلیمی سازمان ملل متحد یا IPCC است که راهکارهای کاهش گرمایش کرهزمین را ارائه میدهد. نویسندگان این گزارش را دانشمندان برجسته تغییرات اقلیمی سازمان ملل تشکیل میدهند. گروه IPCC هر ۶ تا ۷ سال یکبار گزارشی درباره وضعیت تغییرات اقلیمی منتشر میکند که به عنوان مبنای سیاستگذاری برای مقابله با آن در نظر گرفته میشود.
دولت انگلستان که میزبان این نشست است، امیدوار است تا کشورهای دیگر تعهدات بلندپایهای را در اقدامات اقلیمی خود ارائه دهند. اما استرالیا، برزیل، عربستان سعودی تاکنون با ارتقای برنامههای خود مخالفت کردهاند. پیرز فاستر، استاد دانشگاه لیدز و یکی از ردهبالاترین نویسندگان این گزارش میگوید: «در ۲۰ سالی که تجربه نوشتن گزارشهای IPCC را دارم، لابیگری همیشه از کانالهای مختلفی وجود داشته است. مهم این است که نویسندگان آخرین حرف را میزنند چون در نهایت دانشمندان این گزارش عملی را تخصصی مینویسند و نه بر اساس نظرشان.»
بر کاهش مصرف گوشت و لبنیات تاکید نشود
بر اساس گزارش بیبیسی، عربستان سعودی از نویسندگان میخواهد که بخش «تمرکز تلاشها برای کربنزدایی در بخش سیستمهای انرژی که فورا باید به سمت منابع بدون کربن تغییر کنند و حذف سوختهای فسیلی» را در این گزارش پاک کنند. آنها میخواهند IPCC به نقش بالقوه تکنولوژی جذب کربن اشاره کنند که میتواند دیاکسیدکربن را از جو زمین جذب کند. اما این تکنولوژی همچنان در مقیاس بزرگ تولید نشده است. بزرگترین نیروگاه جذب کربن در ایسلند قرار دارد که میتواند میزان انتشار گازهای گلخانهای معادل ۸۷۰ خودرو را حذف کند.
جذب و ذخیره کربن فناوری است که میتواند کربن آزاد شده از سایتهای صنعتی مانند نیروگاههای برق را جذب کند و از فرستادن آن به جو زمین یا استفاده از آن در صنایع جلوگیری کند. استرالیا، عربستان سعودی، ایران عضو سازمان کشورهای تولیدکننده نفت یا اوپک و ژاپن برداشت متفاوت خود را از این موضوع دارند. گزارش unearthed ادعا میکند که ایران اعلام کرده که کاهش گرمایش کره زمین به ۱.۵ درجه سانتیگراد امکانپذیر نیست و دنیا باید آن را به ۲ درجه سانتیگراد تغییر دهد. بر اساس این گزارش ایران میگوید که با وجود روندها و تکنولوژیهای کنونی، کاهش ممتد نشر گازهای گلخانهای به بیش از ۵درصد بین سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۳۰ تقریبا امکانپذیر نیست.
در این میان، بر اساس گزارش unearthed برزیل و آرژانتین، به ترتیب دومین و ششمین تولیدکنندگان گوشت در دنیا به نویسندگان این گزارش فشار آوردهاند تا تاکیدی بر یافتههای خود درباره نیاز به کاهش مصرف گوشت و لبنیات نکنند.
مقامات هر دو کشور درخواست کردهاند تا قسمتهایی حذف شوند که پیشنهاد میکنند مواد خوراکی بر پایه گیاهان تولید شوند و گوشت خوراکی «کربن بالا» نامیده میشود. آرژانتین همچنین فشار میآورد تا مطالب مربوط به مالیات بر گوشت قرمز و کمپین کاهش مصرف گوشت مانند کمپین «دوشنبههای بدون گوشت» حذف شوند.
چیرهگری علم بر فشار لابیها
مارتین سیگرت، یکی از مدیران موسسه گرنتام در کالج امپریال لندن میگوید که IPCC دست علم را در برابر این دسته از منافع قدرتمند بالاتر میگیرد و ما باید قدردان دانشمندانی باشیم که در برابر این نوع فشارها تسلیم نمیشوند.
مارک مازلین، استاد دانشگاه علم سیستم زمین در دانشگاه کالج لندن هم میگوید که لابیگری تاکیدی است بر ضرورت انجام اقدامات برای کاهش تغییرات اقلیمی: حذف هر چه سریعتر زغالسنگ، حذف هر چه سریعتر نفت و گاز طبیعی، توقف جنگلزدایی و آغاز جنگلزایی و تغییر رژیم غذایی به مواد گیاهی و کاهش قطعی تولید گوشت.
مخالفت با حضور تولیدکنندگان سوختهای فسیلی
با افزایش نگرانیها در میان مقامات انگلستان درباره اینکه برنامه انتشار صفر خالص کربن غولهای نفتی نتایج قابل توجهی نداشته است، تصمیم بر آن شد تا در نشست تغییرات اقلیمی که آخرین روز اکتبر آغاز میشود، شرکتهای نفتی هیچ نقش رسمی نداشته باشند.
ایمیلهای خصوصی رد و بدل شده میان اعضای نشست Cop26 که به دست گاردین رسیده نشان میدهد که شک و تردیدهایی در اجرای برنامه انتشار کربن صفر در یکی از شرکتهای بزرگ نفتی وجود دارد. به گفته یکی از مقامات، شرکت بریتیش پترولیوم در حال حاضر در پایبندی به تعهد خود در اجرای کربنزدایی به خوبی عمل نکرده و معیارهای لازم برای حضور در این نشست را ندارد.
سال گذشته روزنامه گاردین افشا کرده بود که شرکتهای نفتی برای حضور در نشست Cop26 چندین جلسه محرمانه با مقامات انگلستان برگزار کردهاند. شواهد نشان میدهند که بزرگترین آلودهکنندگان جهان با لابیگری و پیشنهاد پرداخت پول در ازای شرکت در این نشست قصد داشتند تا به عنوان واسطه میان انگلستان و دیگر دولتها عمل کنند.
اما حالا اتفاقی رخ داده که کنشگران آن را دستاوردی برای فعالان تغییرات اقلیمی میدانند: هیچکدام از غولهای نفتی نقش رسمی در نشست تغییرات اقلیمی گلاسگو نخواهد داشت.
کریس جرارد، یکی از فعالان محیط زیستی کمپین Culture Unstained که تحت قانون آزادی اطلاعات به ایمیلهایی دست پیدا کرده، میگوید: «سالهاست که به شرکتهای نفتی پلتفرمی در نشستهای تغییرات اقلیمی سازمان ملل داده میشود که خود را به عنوان رهبران تغییرات اقلیمی ترویج میکنند. در حالی که میلیونها دلار در سوختهای فسیلی سرمایهگذاری میکنند.» پیش از این از دولت انگلستان به خاطر حمایت از استخراج سوختهای فسیلی انتقادهای گستردهای مطرح میشد: از اکتشافهای زمینهای نفتی جدید در دریای شمال تا سرمایهگذاریهای چندین میلیون پوندی در پایانه گازی در آفریقا. به گفته جرارد این حقیقت که غولهای نفتی نمیتوانند نقش رسمی در این نشست داشته باشند نشان میدهد که برگزارکنندگان پذیرفتهاند ادعای صنایع نفتی برای انتشار کربن صفر خالص درست نیست و برنامههای این شرکتها به طور مستقیم به اهداف مقابله با تغییرات اقلیمی آسیب میزند. نایجل تاپینگ یکی از حامیان نشست Cop 26 میگوید که تعهدات کنونی شرکتهای نفتی کافی نبوده و با اهداف تغییرات اقلیمی همسو نیست.
به گفته او این نشست نمیتواند پلتفرمی برای موسساتی باشد که به این سطح از تعهدات خود عمل نکردهاند. اما به گفته سخنگوی این نشست، شرکتهای بزرگ نفتی میتوانند در برنامههای جانبی این نشست شرکت کنند. سال گذشته برنامه شرکت بریتیش پترولیوم برای رسیدن به انتشار کربن صفر خالص تا سال ۲۰۵۰ منتشر شد انتقادهای بسیاری را از سوی کنشگران و دانشمندان اقلیمی به همراه داشت. اما سخنگوی این شرکت نفتی میگوید که اهداف کوتاهمدتی را برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای تا سال ۲۰۲۵ و ۲۰۳۰ در نظر گرفته است.
فعالیت ستاد احیای دریاچه ارومیه با ساختار جدید
رئیسجمهور در دیدار با نمایندگان استانهای آذربایجان شرقی و غربی در مجلس اعلام کرد که ستاد احیای دریاچه ارومیه بهزودی با ساختاری جدید به فعالیتش برای احیای این دریاچه ادامه میدهد. به گزارش ایسنا، در این دیدار که استانداران جدید این دو استان هم حضور داشتند ابتدا نمایندگان استان های آذربایجان شرقی و غربی در مجلس شورای اسلامی در سخنانی به بیان مسائل و مشکلات حوزه های انتخابیه خود پرداختند و خواستار کمک و حمایت دولت برای حل این مشکلات شدند.
تلاش مضاعف برای حل مشکل آب به عنوان اصلیترین دغدغه مردم، توجه ویژه به توسعه متوازن استان ها، تکمیل طرحها و پروژه های زیرساختی نیمه تمام در استان به ویژه پروژههای راهسازی و مواصلاتی که بعضا تا ۹۰ درصد پیشرفت داشته است، حل اساسی مشکل دریاچه ارومیه که محیط زیست استانهای آذربایجان شرقی و غربی و استانهای همجوار را تهدید میکند، حمایت از کشاورزان و خرید تضمینی محصولات از سوی دولت، توجه به بخش صنعت و معدن استان و تقویت و حمایت از بازارچه های مرزی به عنوان مرکز مبادلات تجاری و اقتصادی با کشورهای همسایه از مهمترین موضوعات مطرح شده از سوی نمایندگان مجلس در جلسه با رئیسجمهور بود.
پس از سخنان نمایندگان رئیسجمهور در سخنانی تکمیل طرحها و پروژه های زیربنایی نیمه تمام در نقاط مختلف کشور را اولویت اول دولت در استانها دانست و گفت: در سفرهای استانی به دنبال کلنگ زدن برای طرحها و پروژههای جدید نیستیم و همه تلاش ما تکمیل پروژههای نیمه تمام در حوزههای مختلف است تا به اشتغال جوانان و توسعه کشور کمک کند. رئیسی با اشاره به موضوع راههای مواصلاتی و کریدور ریلی به عنوان یکی از موضوعات و مشکلات مهم اشاره شده از سوی نمایندگان دو استان، گفت: تکمیل پروژههای مواصلاتی و راهآهن استان می تواند نقش بسیار مهمی در تقویت و توسعه تجارت و اقتصاد این منطقه ایفا کند.
رئیسجمهور در پاسخ به دغدغه نمایندگان آذربایجان غربی درباره وضعیت دریاچه ارومیه و آثار و تبعات محیط زیستی ناشی از خشکسالی و کمبود آب در منطقه، گفت: ستاد احیای دریاچه ارومیه به زودی با شکل جدید فعال خواهد شد تا با کمک نمایندگان، مدیران استان و دغدغه مندان کار را دنبال و اقدامات لازم را انجام دهد. رئیسی در پاسخ به طرح موضوع خرید محصولات کشاورزان از سوی نمایندگان،گفت: خرید تضمینی محصولات کشاورزی در استانهای مختلف از جمله سیب و انگور در ارومیه و خرما در استانهای جنوبی از برنامههای دولت است و اعتقاد داریم باغدار و کشاورز نباید دغدغه و نگرانی از بابت فروش محصول خود را داشته باشد.
رئیسجمهور درباره اظهارات مطرح شده از سوی نمایندگان شهرستان های مرزی استان های آذربایجان غربی و شرقی، بر ارتباط با همسایگان و تقویت همکاریهای اقتصادی و تجاری در مرزها از طریق بازارچه های مرزی تاکید کرد و گفت: در دولت برای ارتباط با ۱۵ کشور همسایه هیچ مشکلی نداریم و روابط با همسایگان در اولویت ما قرار دارد.
رئیسی با بیان اینکه کشورهای بیگانه خیرخواه منطقه و کشورهای همسایه نیستند، گفت: بیگانگان در منطقه بهدنبال منافع توسعهطلبانه خود هستند و ما اجازه نخواهیم داد صهیونیستها ارتباط ما با همسایگان را دچار اختلال کنند.
رئیسجمهور افزود: حسن همجواری، ارتباط اقتصادی و تجاری و فعال شدن بازارچه های مرزی جزو برنامه ها و سیاست های جمهوری اسلامی است و تجارت کالایی با همسایگان می تواند به توسعه اقتصاد و ارتباط بیشتر با کشورهای منطقه کمک کند.
رئیسی همچنین با تاکید بر اینکه برای کسانی که به صورت قانونمند تجارت میکنند راه باید باز باشد، استانداران استانهای مرزی را مکلف کرد راهکار مناسبی برای انتقال و مبادله کالا در مرزها از مسیر قانونی با اشراف دستگاه های اجرایی، تدوین و اجرایی کنند.
رئیسی با اشاره به انتخاب استانداران جدید استان های آذربایجان شرقی و غربی گفت: استانداران تازه نفس با روحیه انقلابی در دو استان کار خود را آغاز کرده اند و اطمینان دارم با همکاری و همدلی مدیران و مردم استان در کنار نمایندگان، مشکلات رفع میشود و مردم احساس خواهند کرد که شرایط جدیدی در کشور ایجاد شده است.
در این جلسه محمد صادق معتمدیان استاندار آذربایجان غربی در سخنان کوتاهی با بیان ظرفیت های بالای استان بر تلاش برای توسعه استان با کمک مدیران و نمایندگان تاکید کرد و گفت: اتمام پروژه های نیمه تمام استان بهویژه در حوزه تامین آب و احیای دریاچه ارومیه و همچنین تکمیل راه های مواصلاتی را در اولویت قرار خواهیم داد.
زینالعابدین رضوی خرم استاندار استان آذربایجان شرقی نیز با قدردانی از رئیسجمهور به دلیل برگزاری نشست با مجمع نمایندگان، گفت: همه تلاش خود را برای اتمام پروژههای نیمه تمام استان بکار خواهیم بست و قول میدهم طی ۲ سال ۷۰ درصد پروژه های ناتمام که بالای ۸۰ درصد پیشرفت داشته اند را تکمیل کنیم.
مهر امسال پایتخت نشینان هوای آلوده تنفس کردند. آنطور که شرکت کنترل کیفیت هوای تهران گزارش داده است، تهران در ۳۰ روز گذشته، ۲۲ روز هوای قابل قبول داشته و ۸ روز هم هوا برای گروههای حساس ناسالم بوده است. سایتهای خبری در اولین روزهای پاییز امسال خبر دادند که آلودگی هوا نسبت به گذشته در تهران رکورد زده است. گفته میشود کیفیت هوای پایتخت در نخستین هفته پاییز امسال، ۴ روز در شرایط ناسالم برای گروههای حساس بود و ۳ روز هم در شرایط قابل قبول. گفته میشود که از میان آلایندهها ذرات کمتر از دو و نیم میکرون، سه روز و ذرات معلق کمتر از ۱۰ میکرون هم در این بازه زمانی، یک روز هوای پایتخت را آلوده کردند. اکنون پرسش اینجاست که وضعیت هوا در مهر یک دهه اخیر هم به آلودگی امسال بود؟
بررسیهای روزنامه پیامما، از دادههای شرکت کنترل کیفیت هوای تهران در مهر سال ۹۹ نشان میدهد که در این تاریخ هوای تهران ۲۱ روز در شرایط قابل قبول قرار داشته و ۹ روز هم برای گروههای حساس ناسالم بوده است. آلاینده غالب در روزهایی که هوا برای گروههای حساس ناسالم بود، ذرات معلق کمتر از ۲.۵ میکرون بود. سال گذشته کیفیت هوا در بازه زمانی ۲۰ام مهر تا ۲۷ام مهر برای گروههای حساس ناسالم شناسایی شد. اطلاعات شرکت کنترل کیفیت هوا در مهر سال ۹۸ نیز نشان میدهد که در این بازه زمانی، تهران ۲۷ روز هوای قابل قبول برای تنفس داشته و هوا تنها سه روز برای گروههای حساس، ناسالم بوده است. آلاینده غالب در مهر سال ۹۸ ذرات کوچکتر از دو و نیم میکرون بودند و همچنین در این بازه یک روز هم ذرات کوچکتر از ۱۰ میکرون هوا را آلوده کردند.
مهر سال ۹۷ اما اوضاع قدری متفاوتتر از سالهای اخیر بوده است. مهر سه سال گذشته، تهران دو روز هوای پاک داشته و شهروندان در همین بازه زمانی ۲۸ روز هوای قابل قبول تنفس کردند و هیچ روزی هم هوا ناسالم نبوده است.
میزان ذرات آلاینده کمتر از ۲.۵ میکرونی در هوا در این بازه زمانی هیچ روزی از عدد ۹۰ بالاتر نرفته است.
بررسیهای روزنامه پیام ما از دادههای شرکت کنترل کیفیت هوای تهران در مهر سال ۹۶ نیز نشان میدهد که تهران در آنبازه زمانی، ۲۹ روز هوای قابل قبول داشته و یک روز هم هوا برای تنفس پاک بوده است. اعدادی با دادهها در سال ۹۵ قدری متفاوتتر است. کیفیت هوا در آن زمان ۲ روز ناسالم برای همه گروهها بوده است و ۲۸ روز هم برای همه گروهها قابل قبول بوده است. آلاینده غالب در آن بازه زمانی، همچون تمام روزهای پاییزی ذرات آلاینده کمتر از دو و نیم میکرون و ذرات آلاینده کمتر از ده میکرون بودهاند. کیفیت هوای تهران در مهر سال ۹۴ اما قدری مشابه سالهای اخیر است. در آن مقطع، تهران ۲۶ روز هوای قابل قبول برای تنفس داشته اما شهروندان حساس حدود ۴ روز هوای ناسالم را تنفس کردند. ذرات کوچکتر از دو و نیم میکرون در این بازه زمانی گریبان پایتخت را گرفته بودند. آنچنان که از دادهها مشخص است، کیفیت هوا در مهر ۹۳ متفاوت با همیشه بوده است. در این بازه زمانی تهرانیها حدود ۱۷ روز هوای قابل قبول تنفس کردند و دو روز هم هوای پاک اما در عوض کیفیت هوا در این بازه زمانی حدود ۱۱ روز برای گروههای حساس ناسالم بوده است. تمام این یازده روز را ذرات کوچکتر از دو نیم میکرون هوای تهران را آلوده کرده بود.
رکورد شکنی در مهر سال ۹۲
به نظر میرسد که مهر سال ۹۲ در سالهای اخیر رکورد آلودگی را شکسته باشد. نخستین سی روزه پاییز در سال ۹۲، هوا تنها هشت روز قابل قبول بوده است. هشت سال پیش در این بازه زمانی، پایتختنشینان حدود ۲ روز هوای ناسالم تنفس کردند و ۲۰ روز هم هوا برای گروههای حساس ناسالم بوده است. به نظر میرسد که ذرات معلق کمتر از دو و نیم میکرون در این بازه زمانی در هوای تهران بیش از قبل و حالا جولان دادهاند.
بررسیهای روزنامه پیام ما از دادههای شرکت کنترل کیفیت هوا در مهر سال ۹۱ نیز نشان میدهد که در آن تاریخ شهروندان تهرانی حدود ۱۷ روز هوای قابل قبول تنفس کردند و ۱۳ روز هم هوا برای گروههای حساس ناسالم بوده است. وضعیتی مشابه با سالهای اخیر به همراه مقادیر بسیاری از ذرات معلق کوچکتر از دو و نیم میکرون که آلاینده غالب در نیمه دوم و سرد سال است.
وضعیت هوا در سال ۹۰ نیز مطلوب به نظر نمیرسد، آنچنان که از پایش آنلاین کنترل کیفیت هوای تهران روشن است، مهر ده سال گذشته پایتخت ۸ روز هوای قابل قبول داشته و ۲۲ روز هم هوا برای گروههای حساس ناسالم بوده است.
هوا چرا آلوده بود؟
بررسی اطلاعات مندرج در سایت کنترل کیفیت هوای پایتخت نشان میدهد که کیفیت هوای پایتخت در مهر امسال قدری متفاوتتر از مهر سالهای قبل است. هرچند که سالهای ابتدایی دهه نود هوا نسبت به سالهای اخیر آلودهتر به نظر میرسد اما مشخص است که امسال نسبت به سالهای آخر دهه نود، هوا قدری آلودهتر بوده است.
مسالهای که حسین شهیدزاده، مدیرعامل شرکت کنترل کیفیت هوای تهران در توجیه آن به خبرگزاری فارس گفته بود: «آلودگی هوایی که از ابتدای پاییز ایجاد شد آلودگی زودتر از موعد نبود و سالهای قبل هم شاهد چنین آلودگی بودیم البته آلودگی سالهای قبلتر به دلیل تغییر الگوی ترافیک ناشی از بازگشایی مدارس و دانشگاهها بود ولی امسال گرد و غبار و خاک سبب ایجاد آلودگی هوا در پایتخت در نخستین روزهای پاییز شد. گردوغبار از سمت غرب ساعاتی وارد تهران شد و این آلودگی ناشی از ذرات معلق زیر 10 میکرون بود که نسبت به ذرات کوچکتر (pm2.5) درشتتر است و به نوعی انسانساخت محسوب نمیشود چرا که خشک بودن زمین و وزیدن باد با سرعت مناسب سبب ایجاد آن خواهد شد.» او همچنین تاکید کرده بود: «همچنین در نیمه نخست سال جاری تعداد روزهای دارای بارش، کمتر از سال گذشته بود و به همین علت ملاحظه شد که با خشکی بیشتر، تعداد روزهای نامطلوب به لحاظ ذرات معلق ناشی از گرد و غبار نیز بیشتر از سال گذشته بود.با سرد شدن هوا و ایجاد شرایط خاص به لحاظ پارامترهای هواشناسی و همین طور ترافیک موجود در شهر، تعداد روزهای آلوده به دلیل آلایندههای ناشی از وسایل نقلیه، افزایش مییابد و لازم است شهروندان به مواردی همچون معاینه فنی وسایل نقلیه خود و همچنین استفاده کمتر از وسایل نقلیه اهتمام ورزند.»
استاندار کرمان در آیین تجلیل از دانش آموزان برتر:
فعالیتهای شرکت گهرزمین بهعنوان معین اقتصادی 7 شهر جنوب استان کرمان در زمینه ارتقای آموزشها، تقویت نیروی انسانی، نخبهپروری و توسعه فضاهای آموزشی دوران طلایی را رقم زده است.
فعالیتهای این شرکت درقالب مسئولیت اجتماعی در حوزه برگزاری کلاسهای کنکور و برقراری عدالت آموزشی بسیار چشمگیر بوده است.
دانشآموزان شهرهای جنوب استان استعداد بسیاری دارند اما توان رقابت نداشتند لذا شرکت سنگ آهن گهرزمین در بخش ارتقای آموزشها با اعزام اساتید برجسته و نخبه کشور به این شهرها سرمایهگذاری و هزینه بسیاری کرد. که نتایج مطلوبی تاکنون بهدنبال داشته است.
به عنوان مثال دانشآموزان این مناطق کم برخوردار موفقیت های چشمگیری در کنکور سراسری 1400 داشته و در دانشگاههای برتر کشور پذیرفته شده که مایه فخر و مباهات است.به همین منظور صبح روز چهارشنبه 28 مهرماه به همت شرکت سنگ آهن گهر زمین و به میزبانی اداره آموزش و پرورش شهرستان کهنوج جشن و آیین تجلیل از این ستاره های درخشان عرصه علم و دانش با حضور استاندار کرمان، مدیرکل آموزش و پرورش استان، نماینده 5 شهر جنوب استان در مجلس شورای اسلامی، مدیرعامل و اعضا هیات مدیره شرکت گهر زمین، جمعی از مسئولان شهرستان کهنوج و شهرهای همجوار برگزار گردید.
*منصور شکرالهی نماینده پنج شهرستان جنوبی استان کرمان؛ خرسندیم که دغدغه ویژه گهرزمین آموزش است*
به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل شرکت سنگ آهن گهرزمین منصور شکرالهی نماینده پنج شهرستان جنوبی استان کرمان در آیین تجلیل از دانش آموزان برتر کنکور سراسری ۱۴۰۰ شهرستان های جنوبی استان کرمان ضمن خوش آمد گویی و تقدیر و تشکر از حمایت های بی بدیل مجموعه شرکت گهرزمین از دانش آموزان جنوب استان کرمان گفت:
این مناطق با وجود کمبود امکانات توانسته است نتایج قابل قبولی در حوزه آموزش کسب نماید.
وی در ادامه افزود: این نتایج حاصل اراده قوی فرزندان کویر است که نقش غیر قابل انکار شرکت گهرزمین قابل توجه بوده است.
خرسندیم که دغدغه ویژه گهرزمین، بحث آموزش بوده است.
امیدواریم طی سالهای آتی، بازهم شاهد موفقیت آینده سازان این دیار باشیم.
*احمد اسکندری نسب مدیر کل آموزش و پرورش استان؛ در بحث موفقیت های آموزشی جنوب استان مدیون گهر زمین هستیم*
اسکندری نسب به عنوان دومین سخنران این همایش ضمن قدردانی از تلاش های ارزنده و خدمات ماندگار مجموعه بزرگ گهر زمین، موفقیت فرزندان شایسته جنوب استان را حاصل تلاش های بی شائبه این عزیزان، آموزش های ویژه اساتید و حمایت های مالی گهر زمین دانست.وی همچنین با اشاره به آمار قبولی بیش از ۶۰ درصدی دانش آموزان جنوب استان در دانشگاه فرهنگیان و حمایت آموزشی از ۳۳۰۰ دانش آموز دیگر، تداوم این رویه خداپسندانه را از درگاه خداوند منان برای خدمتگزاران آموزش و صنعت آرزو کرد.
*محمد فلاح مدیرعامل شرکت سنگ آهن گهرزمین؛ مفتخریم توفیق خدمتگزاری به آینده سازان دیار کریمان نصیبمان شد*
محمد فلاح مدیرعامل گهرزمین در ابتدای عرایضشان از نقش اعضای هیات مدیره گهرزمین و خیرین محترم در این مسیر یاد کرده و حمایت و مساعدت این عزیزان را شایسته تقدیر و تشکر دانست.
وی در ادامه عنوان کرد: دانش آموزان این مناطق با توجه به مشکلات عدیده اقتصادی توانستند گام بلندی در راه رسیدن به قله های موفقیت در کنکور ۱۴۰۰ بردارند که جا دارد از خانواده و معلمان این ستارگان عرصه علم و دانش تشکر کنم.
محمد فلاح همچنین به مدیران ارشد آموزش و پرورش استان و شهرستان های جنوب پیشنهاد داد که یک نفر از این دانش آموزان شایسته بهعنوان مشاور دانش آموزی مناطق جنوب به شرکت گهرزمین معرفی شده و ارتباط تنگاتنگی با این شرکت داشته باشند.
مدیرعامل گهرزمین در پایان از مدیران ارشد این شرکت، معاونین پرتلاش و مدیر خستگی ناپذیر روابط عمومی و امور بین الملل و سایر کارکنان این شرکت تقدیر و تشکر به عمل آورد.
*علی زینی وند استاندار کرمان در آیین تجلیل از دانش آموزان برتر؛ سایر معین های اقتصادی، جا پای گهرزمین بگذارند*
استاندار کرمان در آیین تجلیل از دانش آموزان برتر کنکور سراسری ۱۴۰۰ شهرستان های جنوبی استان ضمن گرامیداشت هفته وحدت و هفته نیروی انتظامی به حضار و مدعوین همایش، با تبریک به دانش آموزان موفق و تقدیر از شرکت گهرزمین سخنرانی اش را آغاز کرد.
وی ضمن ابراز رضایت از اقدامات شایسته گهرزمین در بحث معین اقتصادی جنوب استان گفت: استانداری کرمان به شرکت بزرگ گهرزمین تکلیف کرد که مناطق محروم جنوب استان را تحت پوشش قرار دهد و بالاخص در زمینه آموزش دانش آموزان این خطه از هیچ تلاشی فروگذاری نکنند که به شکر خدا، گهرزمین بسیار موفق عمل کرده است. بنده به سایر معین های اقتصادی پیشنهاد کردم که جا پای گهرزمین گذاشته و همین روال مثبت را در پیش بگیرند.
زینی وند در پایان گفت:
اقدامات به یادماندنی و تاریخی شرکت گهرزمین در این مناطق به خصوص با تمرکز بر نیروی انسانی موجبات پیشرفت علمی و آموزشی این مناطق در آینده خواهد بود.
در بخش های دیگری از این مراسم اجرای موسیقی محلی توسط نوازندگان بومی جنوب استان، گفتگو با تعدادی از دانش آموزان برتر حاضر در مراسم، اجرای برنامه طنز توسط هنرمندان محبوب جنوب استان« عذرا و گلنسا» و همچنین اجرای زیبای گروه سرود دختران نونهال کهنوجی با لباس محلی را شاهد بودیم.
همچنین در حاشیه برگزاری آیین تجلیل از دانش آموزان برتر کنکور سراسری 1400 هفت شهرستان جنوبی استان کرمان ، غرفه هایی بیرون از سالن همایش برپا شده بود که صنایع دستی و ساخته های دست دانش آموزان این مناطق را در معرض دید مدعوین این مراسم قرار داده بودند.
برای ادامه زندگی به عنکبوتها نیاز داریم
نامش با عنکبوتها آمیخته است؛ عنکبوتشناس جوان ایرانی که شهرتی جهانی دارد و افتخارات بزرگی در این زمینه برای ایران رقم زده. مقالات علمی زیادی درباره عنکبوتها نوشته و گونههای جدیدی ثبت که تا امروز در دنیا کشف نشدهاند. یکی از اهداف او معرفی عنکبوتهای ایران به دنیا است. او از نبود آگاهی درست مردم از عنکبوتها میگوید و نشانه آن را ترس نادرست از این موجودات ارزشمند میداند. این توضیحات در مورد علیرضا زمانی است؛ پژوهشگر جوانی که متولد دیماه سال 1372 است و از همان دوران کودکی به حیواناتی که در اطراف محل زندگیش در شهر تهران وجود داشتند علاقهمند بود؛ جانورانی که شاید برای خیلیها اصلا دوست داشتنی و جذاب نبودند. یکی از موجوداتی که برای علیرضا از همان زمان کودکی جذاب و سوال برانگیز بود عنکبوتها بودند. او امروز نیز در پی یافتن جواب سوالات خود درباره عنکبوتها است. یکی از آرزوهای کودکی او این بود که بتواند در آینده شغلی مرتبط با عنکبوتها داشت باشد. آرزویی عجیب که شاید در ذهن شخصی جز او رخ ندهد. با راهنمایی معلم زیست مدرسه در رشته زیستشناسی دانشگاه تهران ادامه تحصیل داد و در همان سال اول تحصیل در دانشگاه در یک مقاله علمی در یک ژورنال معتبر یک گونه جدید عنکبوت را به دنیا معرفی کرد؛ این سرآغاز داستان اوست. علیرضا زمانی در گفتوگو با «پیام ما» از عنکبوتها میگوید.
چرا علاقه به عنکبوتها؟ موجوداتی که در نگاه بسیاری ترسناک هستند.
عنکبوتها ترسناک نیستند بلکه ما از آنها میترسیم. این موضوع را میتوان از چند بررسی کرد. در روانشناسی ثابت شده انسانها زوایای تند را دوست ندارند و انحنا برایشان دلنشینتر است. دست و پای عنکبوتها زاویههای تند دارد، آنها میتوانند در همه جهات حرکت کنند و این برای ما غیرقابل پیشبینی و گاهی ترسناک است. دلیل دیگر بحث تکاملی است، همانند ترس از مار که مربوط به اجداد ماست که برای حفط بقا از این موجودات دوری میکردند و این حالا در ژن ما وجود دارد. ترس از عنکبوتها ناشی از ناآگاهی است. عنکبوتها برای ما بسیار سودمندند، در حال حاضر در دنیا در حدود 50 هزار گونه عنکبوت شناسایی شده است. بیشتر آنها زهری دارند که برای شکار طعمه از آن استفاده میکنند، اما از این تعداد فقط حدود 400 گونه آنها میتواند به صورت بالقوه برای انسان خطرآفرین باشند، که تعدادی از آنها هم در مناطقی دور از انسان زندگی میکنند. عنکبوتها در مواجهه با انسان معمولا فرار میکنند مگر در شرایطی باشند که امکان فرار نداشته باشند در این حالت ممکن است فرد را دچار گزش کنند که در بسیاری موارد آسیب جدی بهدنبال نخواهد داشت. حتی درباره خطرناکترین عنکبوت دنیا که در استرالیا وجود دارد و زهرش در 15 دقیقه میتواند انسان را بکشد، از دهه 1970میلادی هیچ مورد مرگی بر اثر گزش گزارش نشده. این اتفاق در سایه تولید پادزهر و آگاهیبخشی به عموم مردم رخ داده است. من برخی از عنکبوتهای خطرناک را در خانه نگهداری میکنم و حتی آنها را لمس هم میکنم و مشکلی وجود نداشت. زهر برای عنکبوتها ماده ارزشمندی است و به سادگی آن را هدر نمیدهند.
از نقش عنکبوتها در چرخه اکوسیستم بگویید و اینکه این موجودات که به گفته شما نباید از آنها ترسید چه مزایایی برای طبیعت و انسانها دارند.
اگر با نگاه انسانمحور هم به عنکبوتها بنگریم، متوجه میشویم که به آنها نیاز داریم، پس باید آنها را حفظ کنیم. برای این مطلب دلایل زیادی وجود دارد. عنکبوتها مهمترین کنترلکننده جمعیت حشرات هستند. تخمینزده میشود بین 400 تا 800 میلیون تن حشره و طعمه در سال توسط عنکبوتها شکار میشوند. خیلی از این حشرات در صورت کنترل نشدن تعدادشان میتوانند به آفتی برای زمینهای کشاورزی تبدیل شوند. اگر درباره عنکبوتها مطالعه کنیم به سادگی ترس جای خود را به تحسین میدهد. در هر متر مربع بین ده تا صد عنکبوت میتواند وجود داشته باشد و این معنای موفقیت این گونه در سازش با محیط است. در ارتفاع 6700 متری از سطح دریا و در ارتفاعات هیمالیا شاهد حضور نوعی عنکبوت هستیم و میتوان گفت بلندزیستترین موجود زنده دنیا عنکبوتها هستند. عنکبوتها از اندازه 0.3 میلیمتر تا 30 سانتیمتر وجود دارند و میتوان متصور بود چه طیف وسیعی از طعمه را در بر میگیرند.
شما در زمینه عنکبوتها کارهای علمی فراوانی انجام دادید، از تحقیقات روز دنیا درباره این موجود ارزشمند انجام میشود بگویید.
عنکبوتها دنیای ناشناختهای دارند و اسرار زیادی همراه خود دارند. هنوز گونههایی ناشناخته در دنیا وجود دارد که در ایران نیاز به بررسی فراوان دارد. به طور مثال من 100 گونه عنکبوت را از ایران به جهان معرفی کردم که 20 گونه آن برای اولین بار در جهان کشف شده بود اما این بخشی کوچکی از پتانسیل ایران است. روی اجزای عنکبوتها هم مطالعات زیادی انجام شده و در حال پیگیری است. زهر عنکبوتها دارای ترکیبات پروتئینی خاصی است و در فعالیتهای پژوهشی از آنها استفاده میشود. تار عنکبوتها پدیده منحصر به فردی است که در وزن یکسان 5 برابر مقاومتر از فولاد است. یک رشته تار عنکبوت را اگر به دور کره زمین بچرخانیم وزن آن به نیم کیلوگرم هم نمیرسد. هر گونه عنکبوت اسرار بسیاری در خود دارند که هنوز به خیلی از آنها پی نبردیم.
در ایران چه عواملی حیات عنکبوتها را تهدید میکند؟
مهمترین تهدید، تخریب زیستگاه است. ما عنکبوتهای ارزشمندی در مناطق جنگلی ایران داریم، جنگلهایی که با سرعت زیادی در حال تخریب هستند. در برخی مناطق بیابانی هم گاهی مالچپاشی زیستگاه را نابود کرده است. با تخریب زیستگاه و کوچک شدن محدوده زندگی عنکبوتها به مرور شاهد انقراض گونههای آنها خواهیم بود. تخریب زیستگاه قابلیت زندگی گونه را نابود میکند. تهدید دیگر استفاده از آفتکشهای شیمیایی در مزارع است که باعث نابودی عنکبوتها می شود، در صورتی که زهر برخی از عنکبوتها را میتوان به عنوان یک آفتکش طبیعی استفاده کرد.
به نظر شما اولین قدم در مسیر حفاظت از عنکبوتها در ایران چیست؟
شناسایی گونههای موجود در ایران، میزان و محل پراکنش آنها؛ این اطلاعات بنیادیترین دانش برای حفاظت از عنکبوتهاست و بعد از کسب آن باید به زمینههای دیگر بپردازیم. متاسفانه در کشوری با وسعت ایران شمار محققان بسیار کم است، شاید بتوان گفت کمتر از انگشتان یک دست. ما تعداد عنکبوتهای ایران را در حد تخمین هم نمیدانیم. کسی در دنیا نیست که همه عنکبوتها را بشناسد و این علم بسیار تخصصی است. ما در گستره ایران نیاز به افراد متخصص زیادی داریم.
مسیر حرکت برای کسب تخصص در زمینه عنکبوتها به چه صورت است؟
برای پیگیری علاقه به عنکبوتها می توان در رشتههایی مانند زیستشناسی، محیط زیست گرایش تنوع زیستی و حتی کشاورزی در دانشگاه ادامه تحصیل داد. اما برای تبدیل شدن به یک جانورشناس صرفا نیازی به حضور در دانشگاه نیست ولی این امر نیاز به مطالعات بالایی دارد و شاید حدود 5 سال زمان نیاز داشته باشد. در دنیا هم نمونههایی از این دست داریم، به طور مثال بهترین عقربشناس دنیا تحصیلات دانشگاهی مرتبط ندارد اما دانش او فوقالعاده کامل است و تمام آنچه در دانشگاه ارائه میشود را میداند.
فکر میکنید تماشای تفریحی عنکبوتها را میتوان یک سرگرمی دانست؟
در دنیا برای لذت بردن از حیوانات نیاز نیست متخصص باشیم. در مورد عنکبوتها هم این مورد صدق میکند. باشگاههایی وجود دارد که افراد براساس علاقه به عنکبوتها دور هم جمع میشوند و تقویم و بروشور مرتبط چاپ میکنند و حتی به عکاسی از این موجودات زیبا میپردازند. برخی نیز گونهای عنکبوت پشمالو را در خانه نگهداری میکنند؛ این افراد علاقهمند هستند و این بسیار خوب است. من برای پاسخگویی به علاقه، کتاب راهنمای میدانی عنکبوتها و عقربهای ایران را با همکاری انتشارات ایرانشناسی به چاپ رساندم.
همیشه باورهای خرافی و نادرستی وجود دارد که حیات حیوانات را به خطر میاندازد، آیا اینگونه باورها در مورد عنکبوتیان هم وجود دارد؟
میگویند وجود آنها در خانه باعث فقر میشود و گاهی ریشه آن را به باورهای مذهبی مرتبط میدانند اما ما شاهد هستیم که در قرآن کریم از عنکبوت نام برده شده است. درباره این گونه علاوه بر باورهای خرافی، اطلاعات غلطی هم مطرح میشود که گاهی به سایتهای خبری معتبر راه مییابند.
به طور مثال خبرهایی در مورد عقرب بالدار وجود دارد اما با جستوجو درباره آناتومی عقرب میتوان به غلط بودن آن پیبرد. مورد دیگر اینکه گفته می شود عقرب در هنگامی که دورش آتش روشن شود خودش را نیش میزند یا به اصطلاح خودکشی میکند؛ این هم کاملا غلط است. عقربها موجوداتی خونسرد هستند، یعنی گرمای بدنشان را از محیط دریافت میکنند وقتی حرارت در محیط به وسیله آتش زیاد شود مایعات بدن عقرب کم شده و عضلات آن با منقبض و منبسط شدن، به محیط واکنش نشان میدهد و این حرکات به اشتباه خودکشی تعبیر میشود.
موردی که در مورد شما جالب توجه است، نحوه نامگذاری گونههای جدیدی است که برای اولین بار در دنیا کشف میکنید. چرا نام یک عنکبوت را رامبد جوان گذاشتید؟
وقتی گونه جانوری جدیدی در دنیا کشف میشود نامگذاری آن بر عهده کاشف است. این نامگذاری میتواند براساس موارد مختلفی انجام شود مانند ویژگی خاص گونه، منطقه کشف، وضعیت گونه یا ادای احترام به استادان. من در همه این موارد نامگذاریهایی انجام دادم اما مورد بعدی که در نامگذاری میتوان به آن توجه کرد استفاده از نامهایی است که توجه مردم را به سمت گونه جلب کند. من نیز این کار را برای توجه بیشتر و کاهش ترس نادرست مردم ایران از عنکبوتها انجام دادم و نام عنکبوتی را رامبد جوان گذاشتم و اتفاقا توجه خوبی هم به آن جلب شد. توضیح مسائل علمی به زبان ساده کار سادهای نیست و نیاز به درک مخاطب دارد. ما برای پیشبرد اهداف حفاظتی نیاز به همراهی همه افراد جامعه داریم اما دقیقا خیلی از افراد آکادمیک راه ارتباط با مردم را نمیدانند و حتی از حضور موثر در فضای مجازی هم پرهیز میکنند.
تعداد یوزپلنگهای توران به 4 فرد رسید
با ثبت تصاویر جدید از یک خانواده یوزپلنگ به نام «هَرب» به همراه دو توله یوز، تعداد تولههای امسال توران به عدد ۴ فرد رسید.
انجمن یوزپلنگ ایرانی از مشاهده یوزپلنگی به نام «هَرب» که از ماده یوزپلنگهای شناختهشده در توران به همراه تولههایش خبر داد. تصویر این دو توله یوز آسیایی برای اولین بار در سال جاری در دوربینهای تلهای ثبت شده است. ثبت این تصاویر در حالی است که پیش از این هیچگونه مشاهدهای از حضور خانواده دوم در سال ۱۴۰۰ به ثبت نرسیده بود.
در این مدت کارشناسان انجمن محیطبانان از نبود «هَرب» بسیار نگران بودند چرا که تولههای این یوز سال گذشته پس از بالغ شدن از مادر جدا شده بودند نسبت به نگرانیها از مشاهده نکردن «هَرب» که در ماههای اخیر پایان داد در جدیدترین تصاویر خانواده تلخاب نیز در آن سوی پارک به ثبت رسیدهاند که تصاویرشان متعاقباً منتشر میشود.
به گزارش مهر، این خانواده سه نفره متشکل از یک مادر و دو توله توسط دوربینهای تلهای در چند نقطه از پارک ملی توران ثبت شدند. در اردیبهشت ماه نیز این خانواده از سوی محیط بانان توران مشاهده شده بودند که عکسهای جدید نشان دهنده سلامتی هر دو توله در این مدت است.
مادر این تولهها به اسم مادر تلخاب یوزپلنگی توانمند است که سال گذشته نیز سه توله خود را با موفقیت بزرگ کرده بود. لازم به ذکر است یوزپلنگهای دیگری نیز در این مدت توسط دوربینهای تلهای ثبت شدهاند که نتیجه شناسایی آنها متعاقباً اعلام میشود.
این تصاویر امیدبخش در مطالعه مشترک انجمن یوزپلنگ ایرانی و اداره کل حفاظت محیط زیست جهت بررسی وضعیت جمعیت یوزپلنگ ایرانی در توران به ثبت رسیدهاند. این مطالعه تا نیمه پاییز سال جاری ادامه خواهد داشت. انجمن امیدوار است تا آن زمان تمام خانوادههای این منطقه را شناسایی کند.
«هرب» نام محدودهای در پارک ملی توران است که این ما در سالهای گذشته با تولههای خود در آن توسط دوربین طلایی به ثبت رسیده بود.
یوزپلنگ آسیایی یکی از نادرترین و تهدید شدهترین گربهسانان جهان است و در بالاترین طبقه حفاظتی فهرست سرخ IUCN یعنی در طبقه «در آستانه انقراض» جای گرفته است.
بخش گردشگری نیازمند سیاست ملی یکپارچه
کسانی که حوزه گردشگری را دنبال میکنند اخبار نشستهای تخصصی مربوط به سمپوزیوم یکصدسال گردشگری ایران را در ماههای اخیر در فضای شبکههای اجتماعی مشاهده کردهاند. این سمپوزیوم با هدف بازخوانی روند تاریخی، آسیبشناسی، تحلیل علمی و تخصصی وضعیت موجود و در نهایت ترسیم چشمانداز و پیشنهاد نقشه راه آینده در عرصه گردشگری برنامهریزی و اجرا شده است. به گفته حسن تقیزادهانصاری، رئیس شورای سیاستگذاری این سمپوزیوم، در سه دوره، نشستهای علمی در قالب وبینارهای پیشسمپوزیوم با سخنرانی ۱۲۰نفر از استادان و متخصصان حوزه گردشگری برگزار شده است. ۱۳کارگروه تخصصی در این سمپوزیوم از اسفندماه سال گذشته تا کنون، به مطالعات تخصصی، آسیبشناسی، تحلیل و ارزیابی مسائل حوزه گردشگری در یک قرن اخیر پرداختند. کارگروههایی از جمله: حمل و نقل، هتل و مراکز اقامتی، خدمات ویزا، راهنمایان گردشگری، مطالعات ایران از نگاه سفرنامهنویسان خارجی قرن۱۴، گردشگری سلامت و … در کنار مستندسازی در مورد یکصد سال گردشگری ایران، راهکارهایی نیز برای رفع موانع موجود و توجه به ضرورتهای مورد نیاز در این حوزه ارائه کردهاند. روزهای سهشنبه و چهارشنبه همایش اختتامیه این سمپوزیوم با حضور وزیر میراث فرهنگی، معاون گردشگری کشور و صاحبنظران و کارشناسان حوزه گردشگری در دانشگاه علم و فرهنگ برگزار شد. در این همایش اعضای شورای سیاستگذاری سمپوزیوم در بخشهای مختلف به ارائه گزارش بخشی از نتایج بررسیهای خود پرداختند.
| فرید جواهرزاده |
| رئیس انجمن علمی طبیعتگردی ایران |
70 درصد بازار طبیعتگردی در اختیار غیرمجازهاست
تمرکز دولت بر مقوله گردشگری خانواده محور و گردشگری داخلی، از جهات مختلف قابل بررسی و حائز اهمیت است. توسعه و ترویج گردشگری داخلی باید مورد ارزیابی دقیقتری قرار گرفته و به صورت جدی مطالعه و برای آن برنامهریزی شود.
پژوهشهای صورت گرفته در قالب پیمایش ملی گردشگری ایران نشان میدهد اغلب گردشگران داخلی از واحدهای اقامتی غیر رسمی استفاده کرده و با توجه به استفاده حداکثری از وسیله نقلیه شخصی در سفرهای داخلی، عمده هزینه حمل و نقل سفر مربوط به بنزین و استهلاک خودرو است. قریب به سه چهارم گردشگران در سفر خود هیچ پولی برای دیدار از جاذبههای گردشگری پرداخت نمیکنند. 77 درصد آنها در طول سفر خود هیچ وعده غذایی را از رستورانها یا مراکز تهیه و توزیع غذا دریافت نکردهاند. از بین 5 نفر گردشگر داخلی 4 نفر در طول سفر خود هیچ کالایی را به عنوان سوغات خریداری نکردهاند. بر این اساس لازم است در حوزه توسعه و ترویج گردشگری داخلی به عنوان یکی از راهبردهای اساسی معاونت گردشگری وزارت میراث فرهنگی در دوره جدید تجدید نظر اساسی صورت پذیرد.
مرکز آمار ایران در بخشی از گزارشی که اخیرا درباره نحوه گذران اوقات فراغت و وضعیت گردشگری خانوادهها منتشر کرده آورده است سهم طبیعتگردی در ایران 2.6 است در حالی که این آمار در جهان میانگین 10 تا 15 درصدی دارد. مقایسه این دو نرخ به سوال درباره علت ریز نقش بودن طبیعتگردی در ایران میرسد. با فرض احتساب تورهای مجاز و غیررسمی، باز هم آمار طبیعتگردی در ایران پایین است. دادههای آماری مرکز آمار کشور هم از عدد دو میلیون طبیعتگرد حکایت دارد. اما بخشی از آمار پایین طبیعتگردی را باید به وضعیت نابسامان تورهای طبیعتگردی مرتبط دانست. در حال حاضر 70 درصد بازار طبیعتگردی در اختیار غیرمجازها است. این تورها طرفداران خاص خود را دارند و انگیزه شرکتکنندگان از حضور در آنها رفتن به فضایی برای رهایی از محدودیتهای شهری است. تصور عمومی نسبت به طبیعتگردی با این تورهای غیرمجاز که بخش بزرگتری از بازار را دارند، شکل گرفته است. عرصه طبیعتگردی نشان میدهد فقدان آموزش و حضور مدیریت شده بخش خصوصی در کنار نبود نظارت بر تورهای غیرمجاز، طبیعتگردی را ذیل سایر اقسام گردشگری در ایران قرار داده و تحرک در این بخش تنها زمانی مقدور خواهد بود که چالشهای ذکر شده مرتفع شود. در دوره گذشته بازنگری سیاستهای اجرایی طبیعتگردی کشور تا اندازه زیادی مورد توجه قرار گرفت. با دعوت از متخصصان و ذینفعان، لزوم توجه به بخش طبیعتگردی با همکاری و همفکری مجامع علمی و دانشگاهی و فعالان بخش خصوصی و با فراهم کردن زمینههای لازم برای بازنگری قوانین و مقررات موجود، در قالب سند ملی توسعه طبیعتگردی در جریان بود. اما به رغم این اقدامات، این تلاشها هیچگاه به ثمر ننشست. یکی از مهمترین اهدافی که در این سند مورد توجه و اهتمام اعضا قرار داشت، یکپارچه کردن ساختارهای موجود در زمینه طبیعتگردی و جلوگیری از پراکندگی و موازیکاری در این حوزهها و ساماندهی بخش خصوصی و حل موضوعات و مشکلات بخش خصوصی است. بر این اساس سند ملی توسعه و مدیریت طبیعتگردی کشور در سال 1395 تنظیم و بازنگری شد، اما همچنان در انتظار مطرح شدن در هیئت دولت است.
| عزتالله ضرغامی |
| وزیر میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری |
استبداد و دوقطبیسازی بلای جان گردشگری است
حال گردشگری ایران اجمالاً خوب نیست. کرونا نیز به مشکلات موجود اضافه شده است. این در حالی است که کشور ما به دلیل مزیتهای رقابتی، میتواند در ردههای نخستین دنیا قرار گیرد. بهطور مثال ارزش پول ملی ما در سالهای اخیر پایین آمده و این امر برای گردشگری ما مزیت مهمی است. اما این مزیت هم نتوانست اقتصاد گردشگری ما را متحول کند. اینها فرصتهایی است که در اختیار داریم اما وضعیت فعلی گردشگری ایران مطلوب نیست. باید علل عقبماندگی این بخش را روشن کنیم تا موانع رفع شود. امروز این بیمار احتیاج به احیا دارد. ابتدا باید بیمار را احیا کنیم بعد به دنبال کارهای دیگر برویم. در حال حاضر اقداماتی با این هدف انجام شده است. صدور ویزای گردشگری که به بهانههایی و بدون دلیل حدود 20 ماه متوقف شده بود از اول آبان دوباره از سر گرفته میشود. اینها بخشهایی از فرایند کار گردشگری است که باید حل شود. ما در شرایطی قرار داریم که باید مشکلات موجود در گردشگری را مسئله محور ببینیم. باید ببینیم موانع کار گردشگری چیست و بعد از اینکه به این سوال پاسخ دادیم، راهحلها را پیدا کنیم.
پیش از ورود به وزارتخانه تصورم بر این بود که باید تلاش بسیاری داشته باشیم تا سرمایهگذار جذب کنیم.
اما بعد از چند ماه با پروژههایی مواجه شدهام که افراد مراجعه و برای سرمایهگذاری اعلام آمادگی میکنند. بعضی از این سرمایهگذاران با مبالغ هزار میلیاردی آماده هستند برای سرمایهگذاری و فقط میگویند شما به ما فرصت این کار را بدهید. به دولت پیشنهاد کردم هیئتی برای حمایت از سرمایهگذاران پروژههای بالای هزار میلیارد تشکیل شود. این افراد با این سرمایهگذاریها بخشی از مشکلات ما را رفع میکنند. استبداد بین خودمان را کمی کنار بگذاریم، نگذاریم دیکتاتوری صورت بگیرد، از ناحیه هر کسی که میخواهد باشد. با همفکری و همیاری مشکلات حل میشود. استبداد و دو قطبیسازی بلای جان گردشگری است. باید آزاداندیشی در حوزه گردشگری حاکم شود.
| محمد بهرام زاده |
| معاون پژوهشی بنیاد ایرانشناسی |
مدیران باید ابتدا هویت ملی خود را احراز کنند
بسیاری از دردمندیهای حوزه گردشگری، دردهای مشترکی است که به تمام مفاهیم و ارکان توسعه کشور مربوط است. همه آنچه در طول سالیان به عنوان اسناد فرادستی مورد توجه و نقشه راه ما بوده تا کشور را به توسعه پایدار در همه حوزهها از جمله گردشگری رهنمون شود، به دلایل متعدد تا امروز محقق نشده است. بخشی از این امر نتیجه عوامل خارجی و بخش مهمتری منتج از عوامل داخلی هستند. عواملی که بازدارنده توسعه فراگیر و پایدار کشور در بخشهای مختلف از جمله گردشگری شدهاند.
چرا معیار و مقیاسی برای سنجش عوامل توقف و عدم توسعه در بخش گردشگری نداریم. چرا نمیتوانیم عوامل داخلی را از عوامل دیگر که خارجی هستند تفکیک کنیم. شاید یکی از دستاوردهای مهم این سمپوزیوم این است که این فرصت را به ما میدهد که بخشی از عوامل داخلی که بازدارنده هستند و دلایلی که تا امروز باعث شده نتوانیم به اسناد بالادستی به عنوان ابزار دستیابی به توسعه نگاه کنیم، را بررسی کنیم. این یک حقیقت است که برنامهها و اسناد ما در مقابل متغیرهای دیگری بر آنها اثر میگذارند، تابآوری ندارند.
اگر باور داریم که کشور باید به توسعه برسد، ابتدا باید با هویت ملی خود آشتی کنیم. باید به ایرانی بودن خود باور داشته باشیم. آقای ضرغامی به عنوان وزیر میراث فرهنگی، باید تلاش کنند به سیاست گذاران و تصمیمگیران در حوزه مدیریت فرادستی تفهیم کنند که هویت ملی و ایرانی ما باید احصا شود. باید مولفههای اصلی قدرت ما -که هویت ملی ماست- شناخته شود. یک مدیر ارشد که مدیر تصمیمساز در کشور باید اول به ایرانی بودن خود ببالد تا بتواند به مفاهیمی که منجر به توسعه ایران میشود، توجه کند. هر مدیر باورمند ملی باید ابتدا هویت ملی خود را احراز کند. مدیر عالِم به ملیت خود و کسی که به ایران باور دارد، دزد هم نخواهد بود. به کشور و مردم خود خیانت نخواهد کرد. اما وقتی این خودآگاهی تاریخی در او نباشد، مدیری در خور شخصیت ملت بزرگ ایران هم نخواهد بود. این موضوع بحث گردشگری ما را هم در بر میگیرد.
| محمدحسین ایمانی خوشخو |
| دبیرکل سمپوزیوم یکصد سال گردشگری ایران |
90 درصد فعالیتهای گردشگری دنیا به عهده بخش خصوصی است
فلسفه این سمپوزیوم این است که معتقدیم برای ترسیم آینده گردشگری، حتما باید گذشته آن را مدنظر قرار دهیم. یکصد سال گذشته میتواند زمینه تحقیق خوبی برای این امر باشد. برای اینکه بدانیم چه بر ما گذشته، چه ظرفیتهایی در این سالها مغفول مانده، چه کارهایی صورت نگرفته و چه اقداماتی انجام شده است.
همواره عنوان میشود گردشگری فرابخشی است. اما این سخن که به درستی هم عنوان میشود به چه معناست؟ میدانیم که مالزی منابع نفتی ندارد. اما در خاطرات ماهاتیر محمد که بنیانگذار وزارت گردشگری در این کشور بودند آمده است که ایشان مسئولیتی در حد معاون اول به وزیر گردشگری واگذار کردند. تاکید بر این بود که هر جلسهای که وزیر گردشگری برگزار میکند و هر کدام از وزرا را دعوت کرد، آنها موظفند حضور پیدا کنند. با این دیدگاه و زیربنا است که امروز گردشگری مبنای اصلی اقتصاد مالزی شده است. در کشور ما توجهاتی به موضوع گردشگری بوده، نمیتوانیم بگوییم کاملا بیتوجهی نسبت به این حوزه شده است. قبل از انقلاب تا حدی، و بعد هم به یک شکلی، اما هر چه تلاش میکنیم بگوییم گردشگری میتواند محور توسعه باشد، میبینیم که کمتر به آن توجه میشود. تا کنون نگاه کلنگر به گردشگری نداشتهایم، نگاههای ما اغلب جزئی و بخشی بوده است. جامعیتی که در این نگاه انتظار میرود را نداشتیم. به عنوان یک محقق میگویم که در دنیا 90 درصد فعالیتهای گردشگری به عهده بخش خصوصی است. سیاستگذاریهای کلان و تا اندازهای نظارت، با بخش عمومی یا دولتهاست. اما فعالیتهای اصلی را بخش خصوصی انجام میدهد. اینکه چرا در ایران اینطور نبوده، شاید بتوان گفت بخشی از دلایل متوجه بخش خصوصی است. در این بخش همنوایی کمتری میبینیم. از طرفی بخشهای مختلف گردشگری پیوستگی لازم را ندارند. گردشگری مذهبی به عهده سازمان اوقاف است. یعنی یکی از گونههای شناختهشده گردشگری در کشور، عمدتا از حوزه اختیارات وزارت گردشگری خارج است.یا در بخش گردشگری سلامت، میگویند در این بخش گردشگر ورودی داریم. ما در حال حاضر اصلا گردشگر پزشکی (سلامت) نداریم، بلکه بیماران بینالمللی داریم. در گردشگری سلامت 50 درصد از هدف فرد، گردشگری است و 50 درصد درمان، ما در حال حاضر فقط بیماران خارجی داریم.
| سیداحمد محیط طباطبایی |
| رئیس ایکوم ایران |
گردشگری داخلی یعنی وفاق ملی و گردشگری بینالمللی یعنی همزیستی ملتها
جهانگردی و سفر مفاهیمی بسیار قدیمی هستند. اما صنعت گردشگری، بحث نوینی است که بعد از جنگ جهانی دوم شکل گرفته است. ممالک اروپایی و کشورهای درگیر این جنگ به این نتیجه رسیدند که برای جلوگیری از این ابراز خشونت باید شناخت ایجاد کرد و برای ایجاد این شناخت امری به نام گردشگری شکل گرفت. هدف اصلی گردشگری در ابتدا ایجاد درآمد نبود. بلکه رسیدن به صلح و همزیستی بین ملتها بر اساس شناخت از یکدیگر بود. وقتی صلح برقرار شود، تجارت هم برقرار میشود. رفاه اقتصادی به وجود میآید. برای اینکه رفاه اقتصادی باشد و اعتلای صنعت و تجارت به وجود بیاید، باید به صلح و همزیستی برسیم و چه چیزی این را به وجود میآورد؟ گردشگری. صنعت گردشگری. که دست بر قضا در ابتدا باید دولتها پشتیبان آن باشند. به این دلیل که مروج صلح است. نه به این دلیل که دولتها هتل بسازند و فضایی را که بخش خصوصی باید ایجاد کند را به دست بگیرند. ما باید بدانیم اولویت در گردشگری چیست؟ به خصوص در منطقهای که کشور ما قرار دارد. چقدر ایرانیها از افغانها درک دارند و فرهنگ آنها را میشناسند؟ چقدر مردم در داخل کشور بلوچ را به عنوان عنصر شکوفای فرهنگی میشناسند؟ چقدر میدانیم صابئین مندایی که از زمان اشکانیان در ایران سکونت داشتند، کیستند؟ گردشگری داخلی یعنی وفاق ملی و گردشگری بینالمللی یعنی همزیستی ملتها یکی از کمبودهای مهم، نبود استراتژی ملی یا سیاست واحد گردشگری برای کشور است. ایران بنا به خاصیتهای اقلیمی، فرهنگی، تاریخی، اخلاقی و دینی، کشوری است که مبنای آن گردشگری فرهنگی قرار دارد.
این تصور اشتباه است که این موضوع تنها محدود به بعد از انقلاب است. قبل از انقلاب هم گردشگری ایران فرهنگی بود. کسی که به دنبال گردشگری تفریحی بود ایران را مقصد خود قرار نمیداد. ما امروز به جای گندم، به کاه نگاه میکنیم. در حالی که گندم وقتی باشد کاه هم خواهد بود. شما اگر گندم بکارید کاه هم خواهید داشت. قطعا اگر سیاستهای واحد گردشگری بر مبنای آنچه در جهان بوده، برقرار شود، کاهِ آن -که درآمد و پول و توسعه است- به وجود خواهد آمد. اما کسی هرگز از کاه به گندم نمیرسد.
| سید سعید هاشمی |
| رئیس دانشگاه علم و فرهنگ |
در بخش گردشگری سیاست ملی یکپارچه و مورد تایید نظام، نداریم
در صد سال اخیر مشکلات متعددی صنعت گردشگری را در ایران تهدید میکرد. یکی از بحثها هماهنگی و همکاری بین نهاد دانشگاه و بخش خصوصی و به طور عامتر جامعه و نهادهای سیاستگذار بوده است. ما در طول این سالها نتوانستهایم این نهادها را به خوبی به هم متصل کنیم و بهره لازم را از این همافزایی ببریم. ما یک سیاست ملی یکپارچه و مورد تایید نظام را هنوز در حوزه گردشگری نداریم. به قوانینی که به نفع بخش خصوصی و مجموعه فعالیتهای گردشگری باشد، نیاز داریم. در این حوزه به این موضوع هم کمتر توجه شده است. هر چند سال گذشته مجموعه مرکز بینالمللی تجارت و کارشناسان وزارت میراث فرهنگی یک سند ملی صادرات گردشگری ارائه دادند که جزو سندهای بسیار خوب و قابل قبول است. اما یکی از چالشها در کشور ما این است که اسناد گوناگونی از این دست داریم، اما اینکه با این سندها چه کار میکنیم را نمیدانیم. فکر میکنم بعضی از این سندها فقط به درد کتابخانه میخورد. در اجرا مورد استفاده نیستند.
نماینده تبریز در یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی و یکی از کاندیداهای رد صلاحیت شده سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، اظهارات سخنگوی شورای نگهبان مبنی بر اعلام دلایل رد صلاحیت افراد به صورت کتبی به آنان را رد کرد. مسعود پزشکیان در صفحه شخصی خود در شبکه اجتماعی توئیتر نوشته است: « هیچ نامهای از سوی شورای نگهبان برای من ارسال نشده است. البته در زمانی که بنده کرونا گرفته بودم از شورای نگهبان تماس گرفتند تا جلسهای با آقای کدخدایی درباره انتخابات ریاست جمهوری داشته باشم که نشد.» او تاکید کرد: «شورای نگهبان باید یکبار برای همیشه شاخصهای لازم برای تایید صلاحیت افراد را به صورت شفاف اعلام کند تا در دورههای بعد افراد متوجه شوند که برای تایید صلاحیت چه شاخصهایی را باید داشته باشند و مردم نیز بتوانند قضاوت کنند که آیا تایید و عدم تایید صلاحیتها مطابق با شاخصها بوده یا نه. من با عدم احراز صلاحیت مشکلی ندارم؛ بار سنگینی که بر روی دوش بنده بود برداشته شده است. آنچه که باعث شد بنده به سمت ثبتنام در انتخابات بروم؛ قدرت، پست و مقام نبود. قصدم افزایش مشارکت در انتخابات بود. شورای نگهبان با این اقدام مشارکت در انتخابات را کاهش داد.»
