بایگانی مطالب نشریه

شفاف بگویید آب نیست

اعتراض کشاورزان اصفهانی در تعطیلات نوروزی هم ادامه داشت و آن‌ها نیمه فروردین ۱۴۰۱ را در حالی سپری کردند که مقابل دادگستری این استان جمع شدند تا گله‌مندی خود از عمل‌کرد دادستان این استان را ابراز کنند.این در حالی است که بنا بر اعلام وزارت نیرو حجم آب مخازن سدهای کشور نسبت مدت مشابه سال قبل ۱۴درصد کاهش نشان می‌دهد.

هنوز یک فصل از اعتراضات پاییز کشاورزان اصفهانی بیشتر سپری نشده است که آن‌ها نسبت به عدم تحقق وعده‌های مسئولان مختلف این استان اعلام نارضایتی کرده‌اند.البته به وضوح مشخص بود که وعده حل دو هفته‌ای مشکلات آب کشاورزان شرق اصفهان محقق شدنی نیست.این در حالی است که کارشناسان آب حل مشکلات زاینده‌رود را نیازمند یک دوره ۲۰ تا ۵۰ ساله می‌دانند که در عین انضباط شدید باید پیش برود.
در چنین شرایطی آن‌هایی که نیمه فروردین ۱۴۰۱ مقابل دادگستری استان اصفهان جمع شده‌بودند به وعده‌های تحقق نیافته و قول‌هایی که مسئولان پایش را امضا کرده بودند اعتراض داشتند.
در فیلمی که از این تجمع در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است به وضوح می‌تواند این جملات را شنید: «چرا دادستانی امضا داده است.ما از خود دادستان شکایت داریم.چرا به دروغ امضا داده‌اند.»
در چنین شرایطی به نظر می‌رسد بیش از هر زمان دیگری مسئولان باید به صراحت درباره وضعیت آب با مصرف‌کنندگان به ویژه کشاورزان صحبت کنند و از دادن هر وعده کوتاه‌مدتی پرهیز شود.گرچه اظهارنظرهایی از سوی مسئولان میانی و نمایندگان مجلس گاه گاه مطرح می‌شود اما عموما شاهد بوده‌ایم که با حضور مدیران ارشد در میان مردم وعده حل مشکل در کوتاه مدت داده می‌شود.
در چنین شرایطی پرسش این است که آیا کشاورزان اصفهانی و سایر کشاورزان امسال با اعتراض و تجمع می‌توانند به آب برسند؟ منظور از این پرسش آن است که آیا وضعیت منابع آب به گونه‌ای هست که مدیران سیاسی با دستور رهاسازی آب از سدها بتوانند آبی بر عطش اعتراض‌کنندگان بپاشند؟
آماری که مدیر کل دفتر اطلاعات و داده‌های آب کشور در وزارت نیرو اعلام کرده است همین بخشش سیاسی آب را هم غیرممکن ترسیم می‌کند.براساس گزارشی که پایگاه اطلاع‌رسانی وزارت نیرو منتشر کرده است حجم آب مخازن سدهای کشور نسبت به مدت مشابه سال آبی گذشته ۱۴ درصد کاهش را نشان می‌دهد.اگر ساکن تهران هستید به سمت شمال شهر بایستید و نگاهی به کوه‌های شمیران بیندازید.آیا ارتفاعات توچال را هیچ‌گاه تا این حد خالی از برف دیده بودید؟
آنچه«فیروز قاسم‌زاده»مدیرکل دفتر اطلاعات و داده‌های آب کشور از آورد رودخانه‌های مهم ایران داده بیشتر این وضعیت را ملموس می‌کند.
او در تشریح این وضعیت گفت :میزان پرشدگی سدهای استان تهران، سد زاینده‌رود در استان اصفهان، سدهای استان خوزستان و سدهای حوضه آبریز دریاچه ارومیه در شرایط فعلی به ترتیب حدود ۲۱ درصد، ۲۵ درصد، ۵۶ درصد و ۶۶ درصد است.
این در حالی است که تنها ۱۹۳ روز از سال آبی را پشت سر گذاشته‌ایم و با این کسری مخازن سدها تابستان خشکی را پیش رو داریم.چیزی که علاوه بر زندگی کشاورزان بر زندگی همه ما به ویژه با محدودیت در تولید برق هم تاثیرخواهد داشت.
در چنین شرایطی کارشناسان و متخصصان آب چشم‌انداز واقعی‌تری از تابستان پیش‌رو ترسیم می‌کنند.برای نمونه انوش نوری اسفندیاری در گفت‌و‌گو با ایلنا گفته است:آنگونه که از شواهد پیداست در سال آبی جدید هم تغییر چندانی در وضعیت آب حاصل نمی‌شود.
او در توصیف خود از وضعیت پیش رو تأکید کرده است:مشکل اصلی ما خشکسالی نیست، موضوع این است که ما در منطقه‌ای خشک و نیمه خشک قرار گرفته‌ایم که آب محدودی دارد.در کشور ما چه بارندگی باشد و چه نباشد سهم آب ما میزان معینی است، باید خودمان را با این وضعیت سازگار کنیم و زیاد به آسمان چشم ندوزیم و منتظر بارندگی نمانیم.
این کارشناس حوزه آب تاکید کرد:نوسانات خشکسالی همیشه وجود داشته و اکنون هم شاهدیم که در برخی مناطق بارندگی کمتر از متوسط درازمدت و در برخی نقاط بیشتر است، بنابراین چندان نباید سرمان را به بارندگی گرم کنیم.
نوری اسفندیاری با بیان اینکه ما همچنان با کم آبی دست و پنجه نرم می‌کنیم، خاطرنشان کرد:علت آن نیز مربوط به رژیم بارندگی نیست بلکه به زندگی اجتماعی برمی‌گردد که ساخته‌ایم.
کاشت و اعتراض یا روزه کشاورزی؟
به نظر می‌رسد وزارت جهادکشاورزی و در عین حال شخص رئیس جمهور باید دستورالعمل سریع و سختی را به کار بگیرند زیرا با وضعیت منابع آب بهتر است از همین حالا کشاورزان دست به کار کشت بهاره و چشم‌انتظار آب برای آن نباشند تا اینکه بعد آب به آن‌ها نرسد و هم حسرت محصول برایشان باقی بماند و هم ضرر انرژی از دست رفته.برای دولت و مسئولان ارشد کشور نیز بهتر است همین الان پیش از آنکه تجربه سوسنگرد و خوزستان در تابستان ۱۴۰۰ تکرار شود مجموعه تصمیماتی برای مدیریت اوضاع بگیرند.برای مثال کشت نیشکر در خوزستان باید متوقف شود.
وضعیتی که نایب‌رئیس کمیسیون انرژی مجلس به آن اشاره کرده است خود گویای موقعیت وخیم پیش رو در تابستان ۱۴۰۱ برای دامداران و کشاورزان خوزستانی هست.
هیچکس دوست دارد بار دیگر شاهد آن باشد که دام‌های اهالی خوزستان را تشنه و در حال تلف شدن ببیند یا مزرعه کشاورزان شرق اصفهان را در حال خشک‌شدن.
اینک قاسم ساعدی نایب رئیس کمیسیون انرژی مجلس به خبرگزاری صدا و سیما گفته است: با توجه به وضع نامناسب ذخیره آب در سد کرخه، مجوز کشت محصولات تابستانه آب‌بَر ، صادر نمی‌شود.وضعیت سد کرخه به دلیل کاهش چشمگیر بارش باران و برف در استان‌های ایلام، خوزستان و لرستان و کاهش شدید ورودی آب، قرمز است.
او با بیان اینکه آب آشامیدنی شوش، شاوور، حمیدیه، هویزه، دشت آزادگان، اهواز، خرمشهر، آبادان و شادگان از سد کرخه تامین می‌شود، افزود:نمی‌توان خطرپذیری کرد و مجوز برای محصولاتی که آب زیادی از داشت تا برداشت مصرف می‌کنند، صادر کرد.
ساعدی با تاکید بر آموزش کشاورزان برای انجام کشت محصولات جایگزین در تابستان امسال به همت اداره‌های جهاد کشاورزی گفت:در صورتیکه شاهد بارش باران‌های بهاری باشیم، کشت شلتوک با محدودیت انجام می‌شود.
تجربه اصفهان و خوزستان به کار مسئولان می‌آید؟
دولت سیزدهم در حالی برسر کار آمد که پیش‌بینی‌ها بر وضعیت نامناسب منابع آب تأکید داشت.با این حال آنچه از دولت سیزدهم در مدیریت اوضاع خوزستان و سپس اصفهان شاهد بودیم دادن وعده حل ۲ هفته‌ای مشکل آب بود.تجویز مسکن برای دردی کهنه. جالب اینجاست که با وجود همه نگرانی‌ها همچنان اثری از وزارت جهادکشاورزی برای مدیریت اوضاع و پیشگیری از ایجاد زمینه اعتراض کشاورزان دیده نمی‌شود.طرح‌های نکاشت و ایجاد محدودیت برای کشت‌های آب‌بر موضوعی نیست که صرفاً وزارت نیرو متولی اجرای آن باشد.بنابراین سئوال اساسی و مهم این است که درسی که وزارت جهادکشاورزی از تابستان ۱۴۰۰ در خوزستان و پاییز ۱۴۰۰ در اصفهان گرفته کجا به کار می‌آید؟
بخشی از واکنش‌هایی که به جریان‌های اعتراضی ختم می‌شود ناشی از عمل‌کرد ضعیف و نابهنگام وزارت جهادکشاورزی است.این نهاد سیاست‌گذار کشاورزی در کشور است و اوست که باید بتواند کشاورزان را پیش از آنکه کارد به استخوانشان برسد حمایت کند.
تهران همچنان در موقعیت نامناسب
با همه آنچه از وضعیت کشاورزان اصفهانی و خوزستانی مرور شد باید تأکید کرد که وضعیت مناطق دیگر نیز از منظر آب چندان مساعد نیست.محمد شهریاری مدیر دفتر بهره‌برداری از تاسیسات‌ آبی و برق‌آبی شرکت آب منطقه‌ای تهران گفت:در شرایط کنونی وضعیت ذخیره آب در سدهای پنجگانه تهران مناسب نیست و با کاهش ورودی نیز مواجه هستند، شرایطی که پیش بینی می شود در ماه های آینده و در صورت نبود بارشهای خوب بهاری سخت‌تر شود.
او درباره وضعیت منابع آب سدهای تهران به ایسنا، گفته است: وضعیت ورودی سدها از ابتدای سال آبی تا حدود ۱۳ فروردین ماه ۱۴۰۱، معادل ۴۰۹ میلیون متر مکعب بوده که در مقایسه با ۵۷۳ میلیون مترمکعب مدت مشابه سال آبی گذشته ۲۹ درصد کاهش ورودی داشته است.
به گفته او، از ابتدای فروردین ماه سال‌ جاری تا روز سیزدهم ورودی آب مخازن سدهای پنجگانه تهران، حدود ۶۲ میلیون مترمکعب بود، این میزان در مدت مشابه سال گذشته معادل ۱۲۰ میلیون مترمکعب بود، بنابراین شاهد کاهش ۴۹ درصدی ورودی سدهای تهران هستیم.
مدیر دفتر بهره‌برداری از تاسیسات‌ آبی و برق‌آبی شرکت آب منطقه‌ای تهران با تاکید بر اینکه اگر وضعیت کاهش ورودی به سدها ادامه دار باشد، شرایط سختی را پیش رو خواهیم داشت، اظهار کرد:پیش بینی سازمان هواشناسی کشور حکایت از کاهش بارندگی استان تهران در فصل بهار و نسبت به متوسط بلندمدت دارد، لذا تقاضای ما از همه شهروندان صرفه جویی و مدیریت مصرف آب است.
شهریاری با اشاره به وضعیت مخازن سدهای تهران، گفت:در حال حاضر موجودی سدهای پنجگانه تهران ۴۰۳ میلیون مترمکعب است که سال گذشته در روز ۱۳ فروردین ماه این حجم حدود ۶۶۹ میلیون مترمکعب بود و اکنون با کاهش ۲۶۶ میلیون مترمکعبی ذخیره مخازن سدهای تهران مواجه هستیم.
او با بیان اینکه اکنون در فصل آبگیری سدها قرار داریم که با بارش‌های بهاری و روان‌آبهای حاصل از ذوب برف‌ها مخازن سدها آبگیری شده و تا حدودی پر می‌شوند و از این محل می توانیم تامین آب مصارف مختلف را برنامه‌ریزی کنیم، اظهار کرد:بر اساس پیش‌بینی سازمان هواشناسی با توجه به آخرین اعلام، شرایط بارندگی‌ها در فصل بهار با کاهش ۲۰ درصدی نسبت به شرایط نرمال مواجه خواهد بود.
مدیر دفتر بهره‌برداری از تاسیسات‌ آبی و برق‌آبی شرکت آب منطقه‌ای تهران افزود:اگر این اتفاق بیفتد، طبیعتا بارش خوبی که بتواند روان آبهای حاصل از ذوب برف را به پشت سدها بیاورد نخواهیم داشت و یا حجم آن کمتر خواهد بود که در این صورت وضعیت سدها به لحاظ آبگیری مخازن و موجودی و ذخایر شرایط خوبی نخواهد بود اما امیدواریم شرایط بارندگی‌ها به نحوی باشد که بتوانیم با ظرفیت حداکثری هم ذخیره مخزن و هم تامین آب را داشته باشیم.
شهریاری با اشاره به اینکه اقلیم کشور ما خشک و نیمه خشک بوده و سازگاری با شرایط کم آبی همواره باید مدنظر بگیرد و درخصوص اهمیت مدیریت مصرف و همراهی شهروندان در این حوزه، گفت:اگر مردم عزیز و همشهریان محترم مطابق سنوات گذشته همراهی و همکاری در صرفه جویی و مدیریت مصرف آب را داشته باشند، می‌توانیم ماه‌های آتی و فصل تابستان را با کمترین مشکل و چالش پشت سر بگذاریم.

نگران تنش آبی در خوزستان هستیم

مجتبی یوسفی نماینده مردم اهواز در مجلس شورای اسلامی گفت:سال گذشته تنش آبی در خوزستان باعث ضرر مالی و جانی برای مردم خوزستان شد و این در حالی است که از سال گذشته تاکنون هیچ اقدامی در حوزه اجرا برای اصلاح برخی مسائل مرتبط با بحث تامین آب کشاورزی در خوزستان، انجام نشده است.
او در توضیح این انتقاد خود با بیان اینکه نگران این مساله و تنش آبی در خوزستان هستیم، عنوان کرد:مسئولان کشوری باید در اسرع وقت اقداماتی را برای حل این مسائل انجام دهند تا مشکلات کشاورزان و مردم خوزستان کاهش یابد.
یوسفی ادامه داد: بخش قابل توجهی از آب پشت سدهای خوزستان برای تولید ۷هزار و ۵۰۰ مگاوات برق توسط نیروگاه‌های برق آبی نگه داشته می‌شود و در زمانی رهاسازی می‌شود که دیگر به کار کشاورزان نمی‌آید.
او همچنین در توضیح وضعیت استفاده از آب پشت سدها برای تولید برق عمومی کشور افزود:این مساله یک کلاه بسیار بزرگ است که در دولت‌های مختلف بر سر مردم خوزستان گذاشته شده و به اسم مردم خوزستان آب پشت سدها نگه داشته می‌شود اما در اصل این آب برای تولید برق و کنترل شرایط پایدار برق در استان و کشور است.
نماینده مردم اهواز در مجلس شورای اسلامی عنوان کرد: این مساله در حالی اتفاق می‌افتد که اگر در خوزستان نیروگاه‌های حرارتی و سیکل ترکیبی وجود داشت دیگر نیاز به نگهداری حجم بالایی از آب در پشت سدها نبود.
یوسفی با بیان اینکه در سال‌های اخیر کشاورزان با سختی حق‌آبه موردنیاز کشت را تامین می‌کنند و معیشتشان را می‌گذرانند، تصریح کرد:باید پروژه‌های احداث نیروگاه‌های حرارتی و سیکل ترکیبی در خوزستان مثل دیگر استان‌ها مورد توجه قرار گیرد و به سرعت اجرایی شود تا بتوان از آب خوزستان برای مصارفی از جمله کشاورزی و حل مشکلات تنش آبی استفاده کرد.
او ادامه داد:نیروگاه‌هایی که قرار بوده در خوزستان اجرایی شوند، باید هرچه سریع‌تر توسط دولت ساخته شوند تا علاوه بر حل مشکل افت ولتاژ در خوزستان، شاهد استفاده از آب پشت سدها برای حل مشکلات آبی خوزستان باشیم.

برداشت غیراصولی معادن، کوه را ویران کرد

آنچه در فیلم و عکس‌ها نمایان است، انفجار مهیب و بعد هم ریزش کوه در جاده هراز است. در نزدیکی بلده و معدن شن و ماسه‌. این ریزش در روز سیزدهم فروردین اتفاق افتاد اما ترکش‌هایش تاکنون ادامه داشته و در روزهای اخیر مسئولان مختلف درباره آن اظهارنظرهای متناقضی داشته‌اند. عده‌ای آن را رانش کوه دانسته و بی‌ارتباط به کار معدن‌کاران و تعدادی هم دلیل را معدن‌کاری می‌دانند. داریوش عبادی، عضو شبکه تشکل‌های محیط ‌زیست و منابع طبیعی استان مازندران اما به «پیام ما» می‌گوید چه انفجار مواد منفجره در معدن باشد و چه رانش زمین، هر دو به دلیل برداشت‌های غیراصولی و بی‌رویه معادن از کوه است. کوهی که حالا تکه تکه شده و جز لاشه‌ای کم‌جان از آن باقی نیست.

گرد و خاک ناشی از انفجار بسیار زیاد بود و تصاویر ثبت‌شده از آن هم بسیاری را وحشت‌زده کرد. هرچند این اتفاق خسارت مالی و جانی به دنبال نداشت اما این انفجار در نزدیکی معدن شن و ماسه‌ای رخ داد که متعلق به فردی است به نام «جوان». بعد از این انفجار اما گفته شد معدن از 25 اسفند فعالیت نداشته و حسینقلی قوانلو، رئیس سازمان صنعت، معدن و تجارت مازندران به ایرنا چنین توضیحی داد: «ریزش کوه به ویژه در محدوده‌های معدنی عوامل متعددی دارد. ممکن است یک زلزله خفیف باعث رانش شود یا به دلیل فعالیت معدنی ریزش اتفاق بیفتد ، اما در این مورد محدودیت‌های مربوط به برداشت از معادن یکی از دلایل اصلی ریزش محسوب می‌شود. به دلیل محدودیتی که منابع طبیعی در صدور مجوز برداشت به بهره‌برداران می‌دهد، معمولا در این معادن امکان برداشت اصولی از بالا به پایین وجود ندارد و بهره‌برداران ناچار هستند که از قسمت پایینی برداشت را انجام دهند.»
به گفته او نکته اساسی این است که منابع طبیعی مجوز برداشت را به صورت مرحله‌ای از پاشنه کوه به بهره‌بردار می‌دهد که در طراحی برداشت از نظر دانش مهندسی معدن چالش ایجاد می‌کند. برداشت را باید از بالاترین نقطه کوه آغاز کرد. وقتی پاشنه را برداریم چنین اتفاقی می‌افتد.
معادن منطقه تخلفات گوناگون دارند
مسئولان منابع طبیعی اما دلیل این حادثه و ریزش مهیب را در صدور مرحله‌ای مجوز برداشت معدنی نمی‌دانند و موسی مقیمی، معاون حفاظت و امور اراضی اداره منابع طبیعی مازندران هم دلیل این‌که مجوز برداشت به صورت مرحله‌ای و در مساحت‌های محدود صادر می‌شود را در این دانسته که در معادن دارای مساحت زیاد بتوانند رصد، پایش، کنترل و نظارت بهتری بر فعالیت بهره‌بردار در عرصه داشته باشند. «هدف نهایی هم این است که برداشت و تخریب بیش از اندازه در عرصه انجام نشود و خارج از محدوده دارای پروانه اکتشاف نرود.»
به گفته او شاید یک دلیل ریزش کوه در محور هراز همین موضوع باشد. اما نمی‌توان گفت که تنها دلیل این ریزش صدور مجوز مرحله‌به مرحله از سوی منابع طبیعی است. دلایل متعددی در بروز چنین ریزش‌ها و رانش‌هایی می‌توانند دخیل باشند. بنابراین نباید در بیان دلیل این قبیل رخدادها بخشی‌نگری داشته باشیم. «ما در منابع طبیعی با برداشت از نزدیک به ۲۵۰ مورد معدن موافقت کردیم که از این تعداد حدود ۵۰درصدشان فعال هستند. در این بین تعداد معادن واریزه کوهی کمتر است. در بین همه معادن واریزه کوهی که در جاده هراز و جاده خطیرکوه سوادکوه بیشتر تعدادشان دیده می‌شود شاید سه مورد ریزش یا رانش داشتیم.»
مقیمی همچنین با تاکید بر اینکه اخیرا سازمان جنگل‌ها و وزارت صمت کارگروهی با عنوان تعامل کشوری تشکیل دادند که در آن کارگروه هم مصوب شد سطحی که منابع طبیعی برای برداشت موافقت می‌کند کمتر از سه هکتار نباشد گفت: «این نگرانی و دغدغه که دوستان ما در سازمان صمت مطرح کردند تقریبا از یک سال پیش برطرف شد و مصوبه کشوری آن هم صادر شده است. در کارگروه تعامل کشوری که هر ماه یا دو ماه یک بار جلسه تشکیل می‌دهد مسئولان سازمانی منابع طبیعی و صمت حضور دارند. اگر قرار بود کمترین مساحت مدنظر و مورد تایید برای هر مرحله ۱۰ هکتار باشد همان را مصوب می‌کردند. اما گفتند حداقل در هر مرحله سه هکتار باشد تا همم امور نظارتی و حفاظتی به درستی انجام شود و هم بهره‌بردار بتواند در این سطح شیب را به شکل اصولی بشکند.»
اظهارنظر وحید رضاییان، رئیس اداره حفاظت محیط زیست آمل هم درباره این اتفاق واکنش‌های بسیاری به دنبال داشت. او پس از این حادثه در حالی ریزش سنگ و گرد و خاک را مربوط به رانش کوه و بی‌ارتباط با معادن منطقه دانست که رضا اکبری، معاون سازمان راهداری این حادثه را عجیب خواند و گفت: «این که به صورت اتفاقی ریزش داشته یا انفجار در معدن رخ داده هنوز دلیل مشخصی وجود ندارد، اما معادن تخلفات حمل‌و‌نقلی از قبیل حمل اضافه بار، عدم مجوز باربری برای حمل مصالح، تردد و ورود به جاده در زمان غیرمجاز، ریزش آب و از پشت کامیون روی جاده و استفاده از جاده دسترسی ناایمن مواجه هستیم.»
برداشت‌های بی‌رویه عامل نابودی کوه
معدن‌کاری در جاده هراز سالیان سال است که به معضلی محیط زیستی بدل شده. آخرین اعتراضات مردمی در این منطقه به حدود یک ماه قبل و اوایل اسفند ماه سال 1400 برمی‌گردد، زمانی که بومیان به قطع و نابودی جنگل‌های هیرکانی برای راه‌اندازی معدن در منطقه «چلاو» آمل اعتراض کردند. همان زمان مسئولان دستگاه‌های اجرایی مازندران گفتند که از صدور مجوز فعالیت معدنی جدید در این منطقه بی‌اطلاعند و حتی نمی‌دانند مکانیسمی که مجوز بر اساس آن صادر شده چگونه کار می‌کند. حالا در ریزش اخیر کوه هم اظهارنظر مسئولان در روزهای گذشته متفاوت بوده. برخی ماجرا را اکولوژیکی دانسته و دلیلش را رانش زمین عنوان می‌کنند و عده‌ای هم فعالیت معدن را عامل این اتفاق ذکر می‌کنند.
داریوش عبادی، عضو شبکه تشکل‌های محیط ‌زیست و منابع طبیعی استان مازندران به «پیام‌ما» می‌گوید شکل و شمایل و همچنین فیزیک حرکت توده خاک انفجار را نشان می‌داد. «با تعدادی از فعالان آملی هم صحبت کردم و آنها هم اتفاق نظر داشتند که این ریزش و توده شکل گرفته حاصل انفجار است. این در حالی است که معدن‌داران عموما در محل معدن مکانی را به عنوان محل نگهداری مواد انفجاری اختصاص می‌دهند و ممکن است این مواد منفجر شده باشند. از سویی صحبت از رانش هم نادرست نیست. وقتی معادن از پایین دل کوه را خالی می‌کنند معلوم است که کوه رانش می‌کند.»
او مدعی است که این معدن شن و ماسه متعلق به فردی به نام «جوان» است و او به خاطر نفوذی که دارد در این مناطق برداشت‌های بی‌رویه‌ای انجام داده و ضوابط بهره‌برداری را رعایت نکرده است. «با این روند برداشت، احتمال رانش توده‌ای کوه وجود دارد. این اتفاق در خطیرکوه و در منطقه سوادکوه هم رخ داد. آنجا هم معدنی بود به ریاست آقای سرمستی و آنجا هم پاشنه کوه کاملا خالی شده بود. «خالی کردن کوه از پایین به نفع بهره‌برداران است. وقتی بخواهند از بالا برداشت کنند باید بولدوزر با خود ببرند. اما در این روش زیر کوه خالی می‌شود و مناطق بالایی خودش به صورت طبیعی پایین می‌آید. حالا در اتفاق اخیر در بلده هر کدام این موارد که رخ داده باشد، نشان از نبود نظارت و معدن‌کاری غیرمسئولانه است.»
ناظر منابع طبیعی است، اما خبری از نظارت نیست. عبادی تاکید می‌کند که این اتفاق یک روزه رخ نداده و محصول سال‌ها برداشت غیراصولی از کوه است. «اگر اتفاق بر اثر انفجار نبوده و رانش رخ داده که باید گفت وضع بدتر هم هست. مگر اداره منابع طبیعی زمین‌شناس ندارد؟ چرا نمی‌گویند این روند باعث رانش زمین می‌شود؟ معاون آبخیزداری هم کارش مقابله با فرسایش خاک و رانش زمین است. اما نه تنها از فرسایش و رانش جلوگیری نمی‌کنند که با انجام کارهایی از این دست افزایش فرسایش و رانش زمین را هم افزایش می‌دهند.»
عبادی همچنین معتقد است با این روند باید در آینده هم شاهد اتفاقات دیگری در محدوده هراز باشیم. اتفاقاتی که ممکن است مانند منطقه بلده نباشند و این بار خسارت مالی و جانی هم به دنبال بیاورند. آن هم در منطقه‌ای که بر اساس آخرین آمار موجود از منابع طبیعی‌اش، بالغ بر 150 مجوز معدن در حوزه اداره‌کل منابع طبیعی ساری دارد و همچنین در بخش نوشهر هم که مجوزها جدا صادر می‌شوند در حدود 70 تا 80 مجوز داده شده. مجوزهایی که همگی در طول دو تا سه دهه گذشته صادر شده‌اند و پیش از آن شاید چند معدن انگشت شمار مشغول به کار بودند و حالا نگرانی از افزایش خطرات ناشی از فعالیت آنها هم بالا رفته است.

امین‌ترین مجموعه برای مشارکت با شهرداری، سپاه و بسیج است

علیرضا زاکانی دیروز با سردار حسن حسن‌زاده، فرمانده سپاه محمد رسول‌الله تهران بزرگ دیدار کرد. حسن حسن‌زاده، سال گذشته ‍در هفته بسیج به شورای شهر تهران آمده بود و از نبودن علیرضا زاکانی در جلسه انتقاد کرد. او گفته بود «خوب بود که زاکانی به عنوان بسیجی‌ترین شهردار تاریخ تهران در جلسه حضور پیدا می‌کرد.» به نظر می‌رسد که انتقاد سردار حسن زاده، تازه دیروز ۱۵ فروردین کارساز شده است. او دیروز با حضور در کنار شهردار تهران درباره اقدامات مشارکتی میان سپاه و شهرداری گفت‌‌وگو کرد. گفت‌وگویی که احتمالا به تشکیل قرارگاه‌های دیگر در شهرداری منجر می‌شود.

به گزارش روزنامه «پیام ما»، شهردار تهران در ابتدای جلسه دیروز مباحثی ‍پیرامون الگو بودن تهران مطرح کرد و گفت:مباحثی که در این جلسه ناظر به الگو بودن تهران مطرح شد برای ما بسیار مهم است و باید بیان کنم در تهران با موجودیتی مواجه هستیم که به غیر از پایتخت بودن هویت شناخته شده دیگری ندارد.
به گزارش سایت روابط‌عمومی شهرداری تهران، شهردار در جلسه دیروز از اقدامات مشارکتی شهرداری گفت، اقداماتی که منجر به تشکیل قرارگاه اجتماعی نیز شده است. قرارگاه‌هایی در سطوح مختلف از ایمنی گرفته تا سلامت. او با تاکید بر این نکته که شکل مدیریت را در شهرداری مدیریت مشارکتی قرار دادیم و به شدت معتقد به تشکیل قرارگاه در سطوح مختلف هستیم تا با هم‌نشینی موارد جدیدی خلق کنیم، بیان کرد: در مجموعه شهرداری تهران گفتمان خود را بر خدمت و پیشرفت قرار دادیم و علت آن بود که مردم طعم درست خدمت را هنوز نچشیده‌اند و مجموعه مدیریت شهری بر فرمان و جهت گیری قرار دارد که در دهه هفتاد گذاشته شده است و به همان جهت تا به امروز جلو آمده است و هرگاه چیزی به آن اضافه شد مقصودی پشت آن بود.
شهردار تهران با اشاره به اینکه رویه خدمت در شهرداری و شورا به شکلی است که شاهد تحول در تهران باشیم و به تنهایی این اقدام شدنی نیست، گفت: ما در مجموعه شهرداری تهران حیات خود را به مشارکت و پیوستگی می‌دانیم و در این زمینه اصیل‌ترین و امین‌ترین مجموعه را سپاه و بسیج می‌دانیم.
زاکانی با تاکید بر این مطلب که در شهرداری تهران به شدت نیازمند کمک دیگر بخش‌ها و دستگاه هستیم، ادامه داد: ما در شهرداری تهران سندی بالغ بر ۹۰ کلان پروژه تهیه کردیم که خود را مکلف می‌دانیم آن را پیش ببریم.
۸۲ درصد مصوبات قرارگاه اجتماعی محقق شده است
او با اشاره به تشکیل قرارگاه اجتماعی در شهر تهران بیان کرد: در قرارگاه اجتماعی که در شهر تهران تشکیل شد ۲۳۱ مورد در ۱۸ جلسه مصوب شد که ۸۲ درصد آن اجرایی شده است و لازم است بیان کنم هر آنجا که بار زمین ماند شهرداری آن را برداشت.
شهردار تهران با اشاره به تحقق اعتباری بالغ بر ۹۴ درصد در سال گذشته افزود: سال گذشته (در شش ماه فعالیت خود) بیشترین نُرم افزایش درآمد خود را ثبت کردیم و این در حالی است که آمار ثبت شده در سیستم نشان می‌دهد بیشترین توفیق در همین ۶ ماه فعالیت است البته باید به این نکته اشاره کنم که تنها در یک دوره این اتفاق افتاده بود که آن هم با قرض از بانک به این عدد رسیده بودند.
زاکانی ادامه داد: این موضوع حکایت می‌کند که هر جا اراده کار وجود داشته باشد خدا نیز این لطف را در حق مجموعه خواهد کرد، لذا در هدف گذاری انجام شده بر اساس ۹۰ کلان پروژه، بعد از عبور از دوره تثبیت وارد فاز یک ساله کوتاه مدت شده ایم که ملاک آن رضایتمندی مردم است.
او بیان کرد: در بخش بعدی وارد اقدام‌ها و فعالیت‌ها تا ۲.۵ سال می‌شویم که تحول و پیشرفت مد نظر است تا مردم ببینند در شهر چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است.
شهردار تهران ادامه داد: شروع امسال، شروعی است که مناطق و نواحی خود را فعال کنیم و به شکل ۳ شیفته خدمت‌گذاری کنیم و در حوزه مالی وشهرسازی تا شب فعال می‌شویم و برای مقدمات این اقدام ماه‌ها مطالعات انجام شده است و می‌خواهیم به شکل شبانه روز به مردم خدمت کنیم.
زاکانی ادامه داد: اعلام کردیم تمام بخش‌های زندگی مردم به ما ربط دارد و به تبع آن نیز معیشت مردم نیز به ما مربوط است به عنوان مثال در همین ایام در بخش میوه و تره‌بار نرخ برخی اقلام شکست.
او بیان کرد: در شهر تهران به ۲۶۳ مجموعه تره‌بار ۳۲ مجموعه اضافه شد و امسال نیز یکصد مجموعه اضافه می‌شود و سال بعد نیز یکصد مجموعه دیگر اضافه می‌شود و در مجموع شاهد ۵۰۰ مجموعه تره‌بار خواهیم بود.
شهردار تهران افزود: در شهر تهران ۳۹ فروشگاه شهروند وجود دارد که در کنار آن می‌خواهیم ۳۵۰ شهروند محله نیز راه اندازی کنیم و در بخش مسکن نیز با راه‌اندازی قرارگاه مسکن ۱۸۰ هزار واحد مسکونی هدف‌گذاری شده است.
تصمیم‌گیری در محلات توسط مجمع همان محل
زاکانی با اشاره به سراهای محله ادامه داد: ۳۵۳ سرای محله داریم که می‌خواهیم نیروهای خوبمان را سوق دهیم به سراهای محله تا در هر محله مجمعی داشته باشیم تا این مجمع برای محله خود تصمیم بگیرند.
شهردار تهران افزود: در تهران به ۷ هزار دستگاه اتوبوس نیاز داریم که در حال حاضر اتوبوس موجود ۲ هزار و ۲۰۰ دستگاه است و به لطف خدا هدف‌گذاری برای امسال در این بخش تامین ۳۳۵۰ دستگاه اتوبوس است تا شاهد یک تحول جدی در این بخش باشیم.
زاکانی ادامه داد: در بخش مترو کل ناوگان موجود ۱۵۰۰ دستگاه است و به ۲۵۰۰ دستگاه دیگر احتیاج داریم که در این مدت مقدمه ۶۳۰ دستگاه واگن تعهد دولت از سال ۹۵ و روز گذشته نیز ۱۰۵ دستگاه از محل تهاتر با نفت حل شد.

«حجت‌های تعلل» برای توسعه گردشگری آشوراده

سفر روزهای پایانی سال هیات دولت به استان گلستان و تاکید رئیس جمهور بر ضرورت توسعه گردشگری در آشوراده و همچنین بازدید وزیر میراث فرهنگی از منطقه جنگلی اجرای طرح تله‌کابین «کبودوال» و به طور ویژه تاکید ابراهیم رئیسی بر اینکه «هیچ حجتی برای تعلل در توسعه گردشگری در جزیره آشوراده وجود ندارد»، موجی از نگرانی‌ها را در میان کنشگران حوزه محیط زیست و منابع طبیعی کشور و کارشناسان مستقل در خصوص آینده آشوراده و آغاز به کار دوباره اجرای طرح گردشگری در این منطقه ایجاد کرد. البته یادآوری این نکته ضروریست که پیشتر طرح گردشگری آشوراده با حکم مقام قضایی متوقف شده بود و اینکه آیا دولت می‌تواند بدون در نظر گرفتن این حکم قضایی اقدام به اجرای این طرح کند یا خیر، نیز به لحاظ مسائل حقوقی و قانونی خود محل بحثی مفصل است.

رئیس جمهور در بازدید پایان سال خود از خلیج گرگان در مورد اهمیت احیای این خلیج نیز اشاره داشت که «این ثروت اینقدر عظیم است که من نمی‌دانم چگونه آن را توصیف کنم. حتماً باید خلیج گرگان احیا شود. لایروبی و رسوب‌زدایی سریع انجام شود و راه‌های ورود آب دریا به این خلیج باز شود». برداشت آقای رئیسی از زیستگاه خلیج گرگان به عنوان «ثروت عظیم» درخور تقدیر و موجب امیدواری است اما درباره شیوه احیای این خلیج باید به همه ابعاد و در راس آن دلایل خشکیدگی آن توجه کرد.
در مدلی که در سال 1999 میلادی از سوی «اِستربرووک» بیان شد، خلیج‌هایی با ویژگی‌های خلیج گرگان، در دوره پایان جوانی تا ابتدای بلوغ قرار دارند. در چنین دوره‌ای با کاهش سطح آب و در پی آن افزایش رسوب‌گذاری به‌ویژه در کرانه‌های کم‌ژرفای ساحلی، نخست ساحل خلیج به مرداب و پس از آن با پر شدن مرداب از رسوبات و نهشته‌های آلی و معدنی به باتلاق تبدیل شده و رفته‌رفته باتلاق نیز خشک ‌می‌شود. شوربختانه چنین فرآیندی در ناحیه «چاپاقلی» و «تالاب میانکاله» به دلیل ژرفای کم‌آب در حال رخ دادن است و پهنه‌های گسترده‌ای از خلیج (بیش از 25 هزار هکتار)، که پیشتر پوشیده از آب و زیستگاه پرندگان مهاجر آبزی و کنارآبزی بوده، به‌ویژه در نواحی غربی و جنوب غربی تالاب خشکیده و تبدیل به نمکزار شده است. پیش‌بینی‌های استربرووک، با این وصف آغاز بحران جدی خلیج گرگان و تالاب میانکاله را معطوف به سال 1404 خورشیدی می‌کند. بر اساس پیش‌بینی انجام‌شده، در این سال دیگر در آبراهه چاپاقلی آبی جریان نخواهد داشت. (اگرچه گویا این پیش‌بینی کمی زودتر هم در حال تحقق است). این پژوهشگر همچنین پیش‌بینی کرده که در زمستان سال 1410 خورشیدی، تراز آب دریاچه کاسپین به 27.6 متر کاهش خواهد یافت و در این سال آبراهه چاپاقلی به طور کامل بسته خواهد شد. البته پژوهش‌های انجام شده در کشور و به طور خاص یافته‌های شربتی و قانقرمه (1394)، نیز بیانگر این است که ارتباط خلیج گرگان و تالاب میانکاله تا سال 1411 خورشیدی و در پی کاهش تراز دریاچه کاسپین در ناحیه چاپاقلی به طور دایم با دریاچه گسسته می‌شود. آنچه از یافته‌های علمی دراین‌باره ‌می‌توان استخراج کرد این است که آینده خلیج گرگان و تالاب میانکاله صرفا وابسته به تغییرات سطح تراز آب دریاچه کاسپین است. البته این مساله نباید مجوزی برای تداوم نپرداختن حقابه تالاب و خلیج از منابع آب سطحی به‌واسطه گسترش کشاورزی و تداوم سدسازی‌ها در منطقه شود. با این وصف اینکه با صرف هزینه‌های گزاف ‌می‌توان این خلیج و تالاب را همچنان زنده و سرپا نگاه داشت با علامت سوالی جدی مواجه است. تجربه شکست‌خورده احیای دریاچه ارومیه با صرف نزدیک به 15 هزار میلیارد تومان نیز بر این نگرانی دامن ‌می‌زند و البته این پرسش را مطرح می‌کند که آیا تنها با صرف پول و مدد توان مهندسی و بدون در نظر گرفتن طرح‌های به اصطلاح توسعه‌ای در بالادست و حوضه آبریز خلیج و تالاب و بی‌توجهی به ویژگی‌ها و حساسیت‌های اکولوژیک منطقه ‌می‌توان با عنوان احیا به جنگ طبیعت رفت؟ و اگر به جنگ با طبیعت رفتیم سرانجام این جنگ چه خواهد بود؟
اما از هزینه گزاف اجرای این طرح و پاسخ فلسفی به جنگ با طبیعت که بگذریم، درباره لایروبی و بازگشایی دهانه خلیج گرگان با هدف وارد ساختن آب دریاچه کاسپین به داخل خلیج و احیای خلیج و تالاب این پرسش مطرح است که با توجه به اینکه بسیاری از پیش‌بینی‌ها بیانگر تداوم پسروی دریاچه کاسپین و کاهش حجم آب این پهنه آبی بسته تا پایان قرن 21 است (ماتیاس و همکاران، 2021)، چه تضمینی است که اقدامات مهندسی انجام‌شده در لایروبی و بازگشایی دهانه خلیج، ورود پایدار آب به پهنه آبی خلیج را تضمین کند؟ به بیان دیگر تنظیم تراز آب خلیج باتوجه به تداوم کاهش سالانه تراز دریاچه کاسپین به طور مشخص با کدام تراز ثابت آّب دریاچه انجام می‌شود و اینکه آیا تضمینی بر این هست که پس از لایروبی، تداوم کاهش تراز کاسپین در سال‌های آینده، موجب تخلیه کامل آب خلیج به دریا نگردد و فاجعه را شتاب بیشتری نبخشد؟
با استناد به نتایج پژوهش‌های ارائه‌شده در این یادداشت کوتاه که بی‌گمان بخش کوچکی از مطالعات انجام شده درباره آینده خلیج گرگان و تالاب میانکاله است به نظر ‌می‌رسد هر گونه سرمایه‌گذاری و اقدامی که موجب تشدید وخامت اوضاع اکولوژیک این ناحیه ‌می‌شود باید خودداری یا دست کم با احتیاط بیشتری انجام شود. تاکید آقای ریسی بر «در دستور کار قرار گرفتن تکمیل سدهای استان» از یکسو و همچنین تاکید بر اجرای «طرح گردشگری آشوراده» و بیان این نکته که «درباره وضعیت جزیره آشوراده بحث‌های مختلفی مطرح شد که از نظر بنده هیچ کدام از مسائل مطرح شده دلیل قانع‌کننده‌ای برای معطل ماندن بهره‌برداری از این نعمت خدادادی نبود» به واقع محل تامل است و بی‌گمان این نگرانی و پرسش را در میان همه کارشناسان و دغدغه‌مندان آینده آشوراده مطرح ‌می‌سازد که «واقعا چه کسانی و چه مباحثی را درباره آشوراده مطرح و چه مشاوره‌ای به آقای رئیسی ارائه کرده‌اند» که ایشان را به چنین تصمیم قاطعی در این موضوع خاص و پر چالش واداشته است؟
اجرای «طرح 280 هزار هکتاری زهکشی» اراضی اطراف خلیج گرگان با هدف توسعه کشاورزی که بی‌گمان الگوبرداری از تجربه دریاچه ارومیه است، از یکسو و تاکید بر اجرای طرح گردشگری در منطقه و بارگذاری جمعیت انسانی در این ناحیه به دلیل تشدید منابع آلایندگی و تخریب‌های اجتناب‌ناپذیر تحمیل‌شده به اکوسیستم منطقه از سوی دیگر ‌می‌تواند وضعیت شکننده آشوراده را از مرز بحران فراتر برده و روند زوال این اکوسیستم منحصر به فرد را شتاب بخشد. همچنین تکمیل و گسترش سدهایی که آقای رییسی خواستار تکمیل آنها در بالادست خلیج و تالاب شده بی‌گمان بخشی از حقابه تالاب و خلیج گرگان را بیش از پیش مانع ‌می‌شود و این مساله نیز با دغدغه‌های ایشان درباره آینده این «ثروت عظیم» در تناقض جدی قرار دارد. در پایان امید است تا ضمن دعوت از کارشناسان مستقل و به دور از نگاه‌های صرفا مهندسی و مدیریتیِ جهت‌دار که بیشتر مبتنی بر بارگذاری روی جذب منابع مالی است، نسبت به بررسی و واکاوی ریشه‌ای مشکلات خلیج گرگان و تالاب میانکاله پرداخته و تصمیمی بر اساس واقعیات موجود و پیش‌بینی‌های کارشناسانه اتخاذ و پس از ارایه تضمین‌های معتبر از سوی تدوین‌کنندگان و پیمانکاران اجرایی شود تا بار دیگر شاهد تکرار تجربه پرهزینه احیای دریاچه ارومیه این بار در حاشیه دریاچه کاسپین نباشیم. این مساله به نظر مهم‌ترین «حجت تعلل» برای هرگونه دخالت در اکوسیستم آشوراده، خلیج گرگان و تالاب میانکاله است.

در مورد آب به هیئت حاکمه افغانستان خوش‌بینیم

سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان تاکید کرد: حصول توافق در وین بسیار در دسترس است؛ اگر آمریکا بداند و یقین کند و یقین داشته باشد که ما از خطوط قرمزمان رد نمی‌شویم و از خواسته‌هایمان نیز کوتاه نمی‌آییم.به گزارش ایسنا، سعید خطیب‌زاده سخنگوی وزارت امور خارجه در نخستین نشست خبری خود با خبرنگاران داخلی و خارجی در سال ۱۴۰۱ به پرسش‌های مختلفی پاسخ داد.این پرسش‌ها متوجه روابط ایران و عربستان، بحث برجام و مذاکرات وین، مذاکره کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی، افغانستان، جنگ اوکراین و تحولات پاکستان بود.سخنگوی وزارت خارجه همچنین در پاسخ به سوال دیگری در ارتباط با سفر چندی پیش انریکه مورا به تهران و همچنین سفر وی به واشنگتن و تاثیر این سفر بر پیشبرد روند مذاکرات وین و حل مسائل باقی مانده گفت:آقای مورا در این سفر حامل برخی نکات بود و می خواست با ما تبادل نظر کند ما موضوعات مد نظر خود را به آقای مورا گفتیم . پیام‌ها و پاسخ ها و خواسته های ما روشن بوده و هست.
او ادامه داد:سفر آقای مورا برای این بود که از این شرایط خارج شویم به عنوان جمهوری اسلامی ایران تلاش کردیم مسیر دیگری را مجددا امتحان کنیم که موضوعات باقی مانده حل و فصل شود تا الان به شهادت آنهایی که پیام برده و آورده اند بیشترین اتکا و ایده ها را ایران داشته است.آقای مورا با پیام و پاسخ های تهران ایران را ترک کرد و ما همچنان منتظر پاسخ طرف مقابل هستیم و هنوز پاسخ جدیدی دریافت نشده است.سخنگوی وزارت خارجه همچنین در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه بر اساس آخرین آمار پنج میلیون افغانی در ایران زندگی می‌کنند و آیا ایران برنامه‌ای برای ساماندهی مهاجران ندارد.با توجه به اینکه بر اساس این حجم از تعداد آوارگان امکان تغییر ترکیب جمعیتی نیز وجود دارد، با خواندن شعری از فردوسی تاکید کرد:ما و افغانستان خانه یکی هستیم، هم خانگی داریم.او ادامه داد: تلاش ما این است که مردم افغانستان در داخل این کشور زندگی خوبی داشته باشند، ایران نمی‌تواند به تنهایی این بار را به دوش بگیرد و میزبان میلیون‌ها نفر از برادران و خواهران افغانستانی باشد.با توجه به اینکه سازمان‌های بین‌المللی نیز به وظایف خود در این زمینه عمل نمی‌کنند.در همین چارچوب ما همه باید تلاش کنیم که شرایطی فراهم شود که مردم افغانستان در داخل سرزمین خودشان زندگی خوبی داشته باشند و هیات حاکمه سرپرستی افغانستان نیز در این زمینه به مسئولیت خود عمل کند.سخنگوی وزارت خارجه در پاسخ به سوال دیگری در ارتباط با موضوع افغانستان و انجام تعهدات از سوی هیات حاکمه موقت سرپرستی این کشور در برابر ایران و دیگر کشورهای منطقه از جمله در موضوع آب، گفت:ما تا لحظه آخر تلاش می‌کنیم که به مسئولیت پذیری هیات حاکمه سرپرستی افغانستان با نگاه مثبت نگاه کنیم و آنها به مسئولیت خودشان عمل کنند.وی افزود:ما تلاش می‌کنیم که این هیات حاکمه مسئولیت پذیری خود را نشان دهد که در حال حرکت در مسیری است که تهدیدی برای کسی نباشد و تعهدات افغانستان را اجرایی و عملیاتی می‌کند و ما امیدواریم هیات حاکمه سرپرستی افغانستان قدر این فرصت را بداند.

اتفاقات شرم‌آور مشهد فراموش نمی‌شود

علی‌دایی بازیکن سابق تیم ملی فوتبال کشورمان در حالی در اینستاگرام خود آرزو کرد زنان و دختران ایرانی در آرامش و امنیت آزادانه برای تماشای فوتبال به ورزشگاه بروند که هنوز مشخص نیست چرا برخلاف موافقت فدراسیون فوتبال و فروش بلیت به زنان از ورود زنان به ورزشگاه مشهد جلوگیری شد.

علی‌دایی نماینده فوتبال ایران در مراسم قرعه‌کشی مسابقات فوتبال جام‌جهانی ۲۰۲۲ قطر در اینستاگرام خود نسبت به راه ندادن زنان به ورزشگاه مشهد در بازی ایران و لبنان واکنش نشان داد و نوشت: «اتفاقات شرم آور و رفتارهای غیر انسانی صورت گرفته در ورزشگاه امام رضا در برابر بانوان فوتبال دوست کشورمان در هیاهوی قرعه کشی جام جهانی هرگز «فراموش»نخواهد شد.در تمامی موارد، حقوق زن و مرد برابر است.امیدوارم روزی فرا رسد که زنان و دختران ایرانی در آرامش و امنیت “آزادانه” به استادیوم ها بروند و اشک آنها برای شوق پیروزی تیم محبوبشان باشد نه در اثر اسپری فلفل، گاز اشک آور و ….»
این در حالی است که پس از انجام بازی ایران و لبنان صدا و سیما سخنان علیرضا جهانبخش کاپیتان تیم‌ملی فوتبال کشورمان را که اظهار امیدواری می‌کرد زنان هم بتوانند بازی‌ها را در ورزشگاه تماشا کنند سانسور کرد.
ماجرای ورود زنان به ورزشگاه که پیشتر مطالبه‌ای از سوی فعالان زنان بود در سال‌های اخیر با پیگیری فیفا رنگ و روی دیگری به خود گرفته است.اینک و پس از آنچه برای زنانی که بلیت تماشای بازی ایران-لبنان خریداری کرده بودند ولی از ورودشان ممانعت شد فیفا خواستار توضیح ایران شده است.
در سال‌های گذشته حتی شاهد برپایی نماز معترضان به حضور زنان در ورزشگاه‌ها بودیم و بارها در دولت حسن روحانی مطالبه حضور زنان در ورزشگاه‌ها مطرح شد.آنچه آن زمان هم قابل لمس بود اینکه هیچ منع قانونی و حتی شرعی وجود ندارد و صرفاً سلیقه‌هایی دراین‌باره مانع از ورود زنان به ورزشگاه شده است. با این حال زنان ایرانی در سال ۱۳۹۸ توانستند بلیت ورود به ورزشگاه برای تماشای بازی ایران-کامبوج را خریداری کنند.چیزی که فیفا در توصیف آن در بیانیه اخیرش گفته«پیشرفت تاریخی حاصل شده»و«راه برگشتی نیست.»
در چند بازی دیگری که فیفا از ایران خواسته بود امکان حضور زنان در ورزشگاه برای تماشای آن فراهم باشد نیز شیوه بلیت‌فروشی بحث‌برانگیز شد اما آنچه در تاریخ ۹ فروردین ۱۴۰۱ در مشهد روی داد یادآور رویدادهایی در این شهر شد.چیزی که به طعنه از آن یاد می‌شود و مشهد را جایی برمی‌شمارد که اتفاقاتی که در سایر نقاط ایران ممکن است انجام گیرد در آن امکان انجام نمی‌یابد.
حالا فدراسیون بین‌المللی فوتبال، فیفا اعلام کرده «ما اخبار نگران کننده در خصوص اینکه به زنان اجازه حضور در بازی شهر مشهد داده نشده»را دریافت کرده‌ایم و «از فدراسیون فوتبال ایران خواسته‌ایم تا در این خصوص توضیحات و اطلاعات بیشتری بدهند».
این در حالی است که فدراسیون فوتبال ایران یک روز قبل از بازی هم فیفا را خاطرجمع کرده بود که امکان حضور زنان در ورزشگاه فراهم است.اما همین فدراسیون روز از بعد بازی و در حالی که اتفاقاتی در حاشیه ورزشگاه از جمله استفاده از گاز فلفل علیه زنان خریدار بلیت استفاده شد اعلام کرد:حضور زنان در ورزشگاه «غیر ممکن و بحران‌ساز»بود.
علاوه بر آنچه در مورد زنان خریدار بلیت حضور در ورزشگاه روی داده آنچه بیشتر موضوع را سئوال‌برانگیز می‌کند شیوه برخورد چندگانه مسئولان و تصمیم‌گیران است.چیزی که در وصف آن عباس عبدی فعال سیاسی در توییتر نوشت :«به نظرم مهمتر از راه‌ندادن خانم‌ها به ورزشگاه این دودوزه‌بازی است که نه جرأت دارند بگویند راه نمی‌دهیم و دور جام‌جهانی را خط بکشند، نه شهامت دارند به تعهدات داده خودشان عمل کنند.این کار سوختن اعتماد نزد همه مردم است.چون اعتمادی نمانده بی‌خیال سوختن باقیمانده خاکسترش هستند».
ماجرای ورود زنان به ورزشگاه با خاطره‌های تلخی آمیخته شده است. از آرایش و ظاهرسازی دختران و به ظاهر پسران درآمدن و دستگیری توسط پلیس تا موضوع خودسوزی. چیزی که مرضیه محبی وکیل دادگستری و فعال حقوق زنان درباره آن در توییتر خود نوشته است: «‏آرزوهای آدمی وسعت و پستی و بلندی روزگار او را تعریف میکنند.در میان مرزهای سرزمین ما، گاه عرصه آرزوها به قدر حضور در یک میدان ورزشی کوچک است.امروز باید یادی کنیم از سحر خدایاری، دختری که رویای ورزشگاه را در شعله‌های آتش زیست.»
در سال ۱۳۸۵ فعالان زنان برای تماشای بازی ایران – بحرین مقابل در ورودی ورزشگاه آزادی روی زمین نشستند تا با این کار اجازه ورود به ورزشگاه را بگیرند.در آن زمان گرچه تجربه مشهد روی نداد اما یکی از فعالان زن به نام محبوبه عباسقلی دچار آسیب شد.
این روزها که گوش‌های ما ایرانی‌ها بیشتر واژه صیانت را می‌شنود و عموما طرح صیانت از حقوق کاربران اینترنت مدام به رخمان کشیده می‌شود می‌توان به کاررفتن این واژه در ادبیات امام جمعه شهر مشهد را ملموس‌ یافت.
او در آستانه بازی ایران و عراق در بهمن ۱۴۰۰ گفته بود :مسئولان فوتبال بیایند در ورزشگاه‌ها مکان‌هایی را مخصوص بانوان فراهم کنند که صیانت داشته باشند.زنان را باید صیانت کرد چه مانعی دارد از ورزشگاه فوتبال را ببیند.اینکه می‌گویند فیفا مجبور کرده است زنان باید تماشای بازی فوتبال شرکت کنند؛ شیطنت‌های افراد بی‌دین و ضد‌انقلاب خارج‌نشین است که فیفا را تحریک کردند وگرنه فیفا به این کارها کار نداشت.
اما او پس از برگزاری بازی در سخنرانی نماز جمعه ۸ بهمن ۱۴۰۰ در همین زمینه گفت :این که شما خواهران را بردید در جو میدان ورزش و تماشای فوتبال، آن هفته هم عرض کردم حضور خواهران در تماشای فوتبال باید صیانت شود.شما زحمت کشیدید جا را جداگانه کردید و فاصله انداختید و متشکر هستیم.اما آن صیانتی که بنده گفتم، نشد.بنده عرض کردم صیانت باید کامل شود، صیانت کامل نیست، با برنامه‌های دیروزی که خواهران رفتند در زمین فوتبال، صیانت از خواهران به طور کامل حفظ نشد، حرکت‌هایی صورت گرفت اما صیانت کامل نشد، باید کامل شود؛ اصلا جایگاه خواهران در وضعی باشد که هیجانات خواهران در تماشای فوتبال به جایی منعکس نشود که دیروز اینطور نبود.
همین اشتراک در معانی و خاطره مشترکی که مردم از به اجرا در نیامدن بسیاری از کنسرت‌ها یا مراسم دیگر در مشهد دارد سبب شد تا پایگاه خبری اصلاحات‌نیوز فیلمی از سخنان آیت‌الله علم‌الهدی را منتشر کند.او در این فیلم گفته است :ورزش جریان مقدسی است.حتی ورزش قهرمانی مقدس است چون مشوق نسل جوان به سلامتی و ورزش و حفظ‌الصحه است.اما اگر بنا شد در کنار این اجرای برنامه ورزش قهرمانی، یک عده دختر و پسر جمع شوند دختر و زن هیجان پیدا کنند کف بزنند سود بکشند به هوا بپرند این می‌شود ابتذال و ابتذال مظهر گناه است.
رئیس‌جمهور: با چنین رویه‌هایی مخالفیم
در آخرین لحظات تنظیم این گزارش ایرنا در خبری نوشت : رییس‌جمهور با اعلام مخالفت صریح دولت با رَویه‌های مشابه آنچه در جریان مسابقه تیم‌های ملی فوتبال ایران و لبنان در مشهد برای تعدای از بانوان رخ داد، بر لزوم برخورد قاطع با عوامل این ماجرا تأکید کرد.
بر اساس این گزارش آیت‌الله «سید ابراهیم رئیسی» در جلسه بعدازظهر هیأت دولت، گرچه به حقوق زنان برای ورود به استادیوم‌ها و همین‌طور نقض توافق فدراسیون فوتبال ایران با فیفا اشاره‌ای نکرد باابراز ناخشنودی از حوادث رخ داده در حاشیه مسابقه تیم ملی فوتبال در مشهد، بار دیگر مخالفت دولت با چنین رویه‌هایی را اعلام کرد.
رییس‌جمهور همچنین بر ضرورت برخورد جدی و قاطع با قصور و تقصیرهای انجام شده در این ماجرا تأکید کرد.

تیغ دو لبه انرژی هسته‌ای

تا زمانی که شکلی از انرژی هسته‌ای را ایجاد نکنیم که زباله‌های خطرناک تولید نکند و نتوان آن‌طور که اکنون در اوکراین می‌بینیم به سلاح تبدیل شود، باید استفاده از این فناوری را تا حد امکان محدود کنیم. خاستگاه انرژی هسته‌ای غیرنظامی در برنامه «اتم‌ها برای صلح» در سال‌های ریاست جمهوری آیزنهاور، تلاشی برای تغییر تصویر فناوری هسته‌ای از وحشت هیروشیما و ناکازاکی به چیز مفیدی بود: برقی که «بسیار ارزان‌تر از هر تولید انرژی دیگر» بود. فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای در دهه 1950 هنوز قابل ارزیابی نبود ولی رویدادهای جنگ ۲۰۲۲ اوکراین نشان می‌دهد که امروزه بسیار خطرناک است.

تهدید تغییرات آب‌وهوایی را دست کم نمی‌گیریم، اما اگر بخواهم بین یک سیاره پرتوزا و یک سیاره گرم یکی را انتخاب کنم، احتمالا سیاره گرم ارجح است. بهبود بهره‌وری انرژی و انتقال طولانی مدت به انرژی‌های تجدیدپذیر قابل دستیابی است. پیشرفت‌های فنی مورد نیاز برای کربن‌زدایی آغاز شده است و شتاب بیشتری خواهد گرفت. هیچ فناوری عاری از آثار محیط زیستی نخواهد بود، اما آثار کوتاه مدت ترجیح داده می‌شوند چرا که صدها هزار سال دوام نمی‌آورند و می‌توانیم روی آن کار کنیم و با توسعه فناوری آن را کاهش دهیم.
ما برای بسیاری از جنبه‌های زندگی مدرن به شدت به انرژی وابسته هستیم. غذا، خانه، منابع آب، سیستم‌های مدیریت زباله و سیستم‌های حمل و نقل ما همگی به انرژی نیاز دارند. این سیستم‌های انسانی می‌توانند با جهان طبیعی همزیستی داشته باشند، اگر به آسیب‌هایی که ایجاد می‌کنند توجه کنیم و برای به حداقل رساندن این آسیب تلاش کنیم. مشکل انرژی هسته‌ای این است که در حالی که احتمال آسیب کم است، اگر آسیب رخ دهد، تأثیر آن می تواند عظیم باشد. زمین‌‌های اطراف چرنوبیل و فوکوشیما بیش از آن آسیب دیده‌اند که تعمیر‌شان مقرون به صرفه آسیب باشد. همانطور که تجاوز بی‌امان روسیه به اوکراین ادامه دارد، این تهدید نیز ادامه دارد. اوکراین به شدت به انرژی هسته‌ای وابسته است – این کشور 15 رآکتور دارد که حدود نیمی از برق آن را تولید می‌کنند. نقشه‌ای از نیروگاه‌های هسته‌ای کشور در وب‌سایت انجمن جهانی هسته‌ای وجود دارد. برخی از رآکتورها در بخش جنوبی کشور هستند، برخی دیگر در غرب هستند، مناطقی که اکنون تحت حمله روسیه قرار گرفته‌اند.
مقامات اوکراینی اواسط اسفندماه پارسال اعلام کردند که نیروهای متجاوز روسیه بزرگترین نیروگاه هسته‌ای اروپا را پس از به آتش کشیدن یک ساختمان در این مجتمع در جریان درگیری شدید با مدافعان اوکراینی تصرف کردند. این نیروگاه بیش از یک پنجم کل برق تولیدی اوکراین را تامین می‌کند. خطر بزرگ‌تر ناشی از پتانسیل جنگ در اطراف چهار نیروگاه هسته‌ای فعال اوکراین است که شامل پانزده راکتور جداگانه است و بیش از نیمی از برق کشور را در سال 2020 تولید می‌کرد .
چرنوبیل در یک منطقه ممنوعه بزرگ قرار دارد و فضای خالی از سکنه می‌تواند عواقب یک حادثه هسته‌ای دوم را در آنجا کاهش دهد. البته دیگر رآکتورهای اوکراین به همین ترتیب منزوی نیستند. علاوه بر این، بسیاری از سوخت در این راکتورهای دیگر به طور قابل توجهی پرتوزاتر از سوخت در چرنوبیل است. به بیان ساده، نیروگاه‌های هسته‌ای برای مناطق جنگی طراحی نشده‌اند. بسیار بعید به نظر می‌رسد که مسکو مجوز حملات عمدی به این تاسیسات را بدهد، اما با این وجود آنها می‌توانند در جنگ به اهدافی حتی تصادفی تبدیل شوند.
نیروگاه‌های هسته‌ای ممکن است به طور ناخواسته هدف قرار گیرند. این تاسیسات از برق شبکه برق برای کمک به خنک کردن راکتور در صورت اجبار به خاموش شدن ایمن، استفاده می‌کنند. بنابراین برای دسترسی به سامانه های برق پشتیبان مانند ژنراتورهای دیزلی‌، شبکه برق یکی از خطوط دفاعی مهم است. در صورت حمله نیروهای روسی به زیرساخت‌های برق کشور، خطر بسیار واقعی از دست رفتن چنین قدرتی در اوکراین وجود دارد – همانطور که نیروهای ناتو علیه صربستان در طول جنگ کوزوو در سال 1999 چنین کردند و خود روسیه علیه اوکراین در سال 2015 با استفاده از ابزارهای سایبری برق رار قطع کرد.
در صورتی که سامانه ناوبری نیروگاه‌های هسته‌ای از کار بیفتد، سلاحی که به سمت یک هدف نزدیک می‌رود، می‌تواند به یک نیروگاه هسته‌ای برخورد کند. اگر نیروهای روسیه فکر کنند که نیروهای دفاعی اوکراین در داخل یک نیروگاه هسته‌ای هستند، می‌توانند یک حمله هوایی حتی برخلاف دستور عدم حمله به نیروگاه‌های هسته‌ای انجام دهند.
این نیروگاه‌ها برای مقاومت در برابر سقوط هواپیما طراحی شده‌‌اند. با این حال یک حمله مستقیم ممکن است استخرهایی را که در آنها سوخت مصرف شده به مقدار زیاد ذخیره می‌شود، تخلیه کند. بدون خنک شدن، این سوخت می‌تواند ذوب شود و مقادیر بسیار زیادی رادیواکتیویته آزاد کند. این نوع حادثه بدترین موردی بود که مقامات در زمان وقوع حادثه نیروگاه هسته‌ای فوکوشیما در ژاپن در سال 2011 تصور می‌کردند، که البته ابعاد فاجعه فوکوشیما به چنین حدی از آسیب نرسید.
توسعه انرژی هسته‌ای در اوکراین زیر نظر شرکت «انرگ اتم» Energoatom صورت می‌گیرد.
انرگ اتم ، یک شرکت دولتی است که دفتر مرکزی آن در کیف‌، اوکراین است. از زمان تاسیس در سال 1996، تمام نیروگاه‌های هسته‌ای اوکراین را راه‌اندازی کرده است. همچنین انرگ اتم مسئولیت عملیات و بازسازی راکتورهایی را که در حال حاضر در اوکراین در چهار سایت زیر کار می‌کنند، بر عهده دارد:
نیروگاه هسته‌ای خملنیتسکی
نیروگاه هسته‌ای رونوو
نیروگاه هسته‌ای کنستانتینوفکا (اوکراین جنوبی)
نیروگاه هسته‌ای زاپروژیا (یکی از ده نیروگاه بزرگ جهان)
این نیروگاه‌ها در حال حاضر دارای 15 راکتور از نوع طراحی شوروی با مجموع توان 11835 مگاوات هستند. آخرین دو راکتوری که در سال 2004 راه اندازی شدند عبارتند از: رونوو-4 و خملنیتسکی-2. در سال 2004، چهار نیروگاه مذکور تولید برق خود را 6.9 درصد افزایش دادند و به 87 میلیارد کیلووات ساعت در ساعت رسیدند که به 48 درصد تولید ملی برق رسید. از 15 راکتور، قدیمی‌ترین راکتورها در سال 2011 به پایان عمر خود رسیدند. انرگ اتم پیشنهاد کرد تا سال 2030 یازده ‌‌راکتور جدید بسازد و دو راکتور جایگزین اول را در نیروگاه هسته‌ای خملنیتسکی نصب کند . در ژوئن 2007 انرگ اتم از ساخت چهارمین راکتور نیروگاه هسته ای در جنوب اوکراین بر اساس طرح روسیه امتناع کرد. انرگ اتم در حال بررسی پروژه‌های فرانسه، وستینگهاوس آمریکایی و کره جنوبی است.
در سپتامبر 2017، «انرگ اتم» قراردادی با وستینگهاوس برای تامین سیستم‌های ابزار دقیق نظارتی به نیروگاه زاپاروژیا به عنوان بخشی از برنامه ارتقا ایمنی مجتمع (تلفیقی) واحدهای نیروگاه‌های هسته‌ای امضا کرد. توسعه انرژی هسته‌ای شامل جنبه‌های فنی و مالی ساخت واحدهای نیروگاهی جدید و همچنین پیشبرد طرح‌هایی برای یک کارخانه تولید سوخت و یک مخزن زباله است. یک راکتور با طراحی غربی در جنوب اوکراین در دست ساخت است که به دریا برای تحویل تجهیزات بزرگ دسترسی دارد.
در اکتبر 2018 «انرگ اتم» یک قرارداد مشارکت استراتژیک با شرکت برق مستقر در خارکف برای جایگزینی توربوژنراتورهای قدیمی 1000 مگاواتی شوروی سابق امضا کرد. در آگوست 2019، «انرگ اتم» برنامه نوسازی را برای تمام 15 راکتور قابل بهره‌برداری که طی سال‌های 2020-2024 تکمیل می‌شود، آغاز کرد.
اوکراین در سال 2015 به طور کامل با برنامه تحقیقاتی و نوآوری اتحادیه اروپا، افق 2020، مرتبط شد. در سال 2016، اوکراین و اتحادیه اروپا نیز توافقنامه‌ای را در مورد پیوستن این کشور به برنامه تحقیقاتی و آموزشی اوراتوم منعقد کردند. هدف برنامه تحقیق و آموزش اوراتوم بهبود سطح ایمنی هسته‌ای و حفاظت در برابر تشعشعات است.

رویکرد روسیه به تغییر اقلیم

تغییر اقلیم بر همه کشورهای جهان و مناسبات اجتماعی آنها و معیشت مردم تاثیر می‌گذارد. اما نقش و بازیگری کشورهای مختلف در تسریع فرایندهای تغییر اقلیم یکسان نیست. روسیه نیز همانند سایر کشورها از آثار تغییر اقلیم مصون نیست و این بحران محیط زیستی برای روسیه نیز چالش‌ها و البته از دید برخی کارشناسان فرصت‌هایی را در پی خواهد داشت. مرزهای جغرافیایی روسیه به‌عنوان پهناورترین کشور جهان از منطقه قطبی در شمال این کشور تا مناطق گرمسیری در جنوب امتداد می‌یابد. در سال‌های اخیر جنگل‌های سیبری در شمال روسیه گرمای بی‌سابقه را تجربه کرده‌اند؛ به‌نحوی‌که میانگین افزایش دما در مدار شمالگان با شتابی فزاینده بیشتر از سایر نقاط کره زمین است. آتش‌سوزی‌های گسترده در مناطق سردسیری و سیلاب‌های ناگهانی و افزایش میانگین دمای حدود ده درجه در کشور روسیه از آثار تغییر اقلیم است.صادرات گاز محور اصلی اقتصاد و توانمندی سیاسی روسیه است. علاوه بر این نفت و زغال‌سنگ نیز در اقتصاد روسیه بسیار حائز اهمیت هستند. یک‌چهارم تولید ناخالص داخلی و 60 درصد صادرات روسیه از سوخت‌های فسیلی است.
این موارد در آینده‌نگری‌های اقتصادی و سیاسی روسیه بسیار مهم هستند و تلاش‌های روسیه و تاکید بر حفظ و احداث خطوط انتقال انرژی در راستای تامین گاز اروپا موید این نظر هستند. در پاییز ۲۰۲۱ و ورود به فصل سرما آژانس بین‌المللی انرژی از روسیه تقاضای گاز بیشتری برای اروپا داشت. در این فرصت پیش‌آمده روسیه خواهان تایید خط لوله نورد استریم دو شد. تایید این خط لوله به‌قصد انتقال 55 میلیارد مترمکعب گاز، از روسیه به آلمان ظرفیت صادرات گاز روسیه را دوبرابر می‌کند و تسلط روسیه را بر بازار انرژی اروپا افزایش می‌دهد. نفوذ بیشتر روسیه بر سیاست اروپا و عدم اتکا بر اوکراین به‌عنوان کشور واسطه برای صادرات گاز به اروپای غربی پیامدهای تایید بهره‌وری از این خط لوله است. به‌علاوه قدرت چانه‌زنی روسیه با آمریکا و اروپا و ناتو بالا رفته و امنیت ملی این کشور برای بلندمدت تضمین می‌شود. مبتنی بر موارد مذکور بدیهی است که روسیه به‌عنوان چهارمین تولیدکننده بزرگ گازهای گلخانه‌ای و پنج درصد کربن جهان یکی از بازیگرهای اصلی در تسریع تغییر اقلیم است.
با اتکا به شواهد تاریخی روسیه به هر مسئله‌ای که روند رشد اقتصادی‌اش را با کندی مواجه کند، به دیده تردید می‌نگرد. مقوله تغییر اقلیم نیز از این قاعده مستثنی نیست. عدم تمایل به تعهدات و خودداری از پیوستن به پیمان‌های توافق‌شده برای کاهش زغال‌سنگ و بی‌علاقگی به کاهش مصرف سوخت‌های فسیلی نمایانگر بی‌توجهی روسیه به این معضل است. دولت و افکار عمومی روسیه به موضوع نقش انسان در تغییر اقلیم بدبین هستند. مطابق نظرسنجی‌ها تنها درصد اندکی از مردم تغییر اقلیم را موضوعی جدی برای کشورشان می‌دانند. از طرفی کنشگران و کارشناسان محیط ‌زیست در جهت آگاهی‌بخشی به مردم فعالیت قابل‌توجهی انجام نمی‌دهند. همچنین دولت روسیه سازمان‌های غیردولتی حامی محیط ‌زیست را محدود می‌کند.
روسیه به‌عنوان صادرکننده سوخت‌های فسیلی در سیاست بین‌المللی اقلیمی بازیگری مهم تلقی می‌شود. این کشور به طور عمده به ‌قصد کسب وجهه جهانی و در معرض انتقادات قرار نگرفتن تعهدات محیط زیستی را می‌پذیرد و با وجود عملکرد ناکافی عمده توافقنامه‌ها را امضا کرده است. برای مثال روسیه با وجود امضای پیمان کیوتو در زمینه کاهش و مدیریت مصرف و صادرات انرژی اقدامات خاصی را صورت نداده است. در سال ۲۰۰۹ دمیتری مدودف، رئیس‌جمهور وقت سندی را در راستای آمادگی در مواجهه با تغییر اقلیم امضا کرد، اما پیرامون جزئیات آن سخنی نگفت.
موافقت‌نامه اقلیمی پاریس نیز در سال ۲۰۱۶، منشأ بحث‌های گسترده‌ای در روسیه بود. به ‌نحوی ‌که صاحبان صنایع به ‌شدت با آن مخالفت کردند و بالاخره روسیه در سال ۲۰۱۹ پس از اکثر کشورهای دنیا آن را پذیرفت.
در مورد بیست و ششمین اجلاس آب‌وهوایی سازمان ملل در ۲۰۲۱ در گلاسکو اسکاتلند، ولادیمیر پوتین حضور نیافت. او صرفاً طی ویدیوکنفرانس در ارتباط با کمک به تحقق اهداف تعیین شده در موافقت‌نامه آب‌وهوایی در مورد کاهش دی‌اکسید کربن در هوا اظهار نظر کرد و هیئت روسی تعهدات محکم و بی‌سابقه‌ای از جمله راهبردهای قانونی مصوب برای دستیابی روسیه به کربن صفر تا سال ۲۰۶۰ و پیوستن به توافقنامه بین‌المللی برای اتمام جنگل‌زدایی تا سال ۲۰۲۰ ارائه کرد.
راهکارهای اجلاس گلاسکو برای تنوع بخشیدن به منابع انرژی و بهره‌گیری از انرژی‌های تجدیدپذیر از دید روسیه ناخوشایند است. روسیه معتقد است برخی کشورهای عضو اتحادیه اروپا در تلاش‌اند دستور کار تغییرات اقلیمی جهانی را سیاسی کنند و از مسئله تغییر اقلیم به‌عنوان ابزاری برای حمایت از اقتصاد خود بهره ببرند. موضع این کشور مبتنی بر این رویکرد است که در اجلاس اقلیمی گلاسکو کشورهای توسعه‌یافته غربی در تلاش بودند تا کشورهای کمتر توسعه‌یافته را وادار به توقف تولید گازهای گلخانه‌ای کنند. این خواسته ایجاد مانع برای توسعه در این کشورهاست و جامعه جهانی باید توازنی را میان منافع ملی هر کشور و حفاظت از اقلیم جهانی ایجاد کند. روسیه تاکید دارد که نتایج اجلاس گلاسکو برای همه کشورها پذیرفتنی و رضایت‌بخش نیست. زیرا برخی کشورها رفتارهای منفعت‌طلبانه دارند. وزیر امور خارجه روسیه امکان حذف سوخت‌های فسیلی از چرخه انرژی کشورش را وابسته به منافع مسکو دانست و به تحریم‌های آمریکا نظیر تحریم خط لوله گاز نورد سیم دو اعتراض کرد و برخی تحریم‌های آمریکا را بی‌دلیل خواند. هرچند که دلیل مخالفت آمریکا با این خط لوله خطر آفرینی وابستگی اروپا به روسیه در بحث امنیت انرژی است. البته ترامپ قصد داشت اروپا را قانع کند تا به‌جای روسیه از آمریکا گاز بخرد، اما بیشتر کشورهای اروپایی نفت ارزان روسیه را ترجیح می‌دادند. از طرفی کاهش 80 درصدی گازهای گلخانه‌ای در اتحادیه اروپا برای جلوگیری از گرمایش زمین سبب کاهش 75 درصدی صادرات گاز طبیعی روسیه به اروپا می‌شود. صادرات زغال‌سنگ هم دچار آینده مبهمی می‌شود. این موارد برای روسیه به معنای کاهش درآمد و افت اقتصادی است. به همین دلیل روسیه به نجات درختان و به صفر رساندن کربن با جذب آن به‌وسیله جنگل‌ها توجه دارد.
روسیه با توجه ‌به تغییر اقلیم فرصت‌هایی را هم برای خود متصور می‌داند. افزایش دما امکان گسترش کشاورزی در عرض‌های جغرافیایی بالاتر را برای روسیه ایجاد می‌کند. زمستان‌های سرد تقاضا برای گاز را بالا می‌برد. به‌علاوه استخراج نفت و گاز از قطب شمال تسهیل می‌شود. گذرگاه آبی پس از آب شدن یخ‌ها شرایط توسعه تجاری روسیه را ارتقا می‌دهد. روسیه برای گسترش حضور خود در قطب شمال برنامه‌ریزی کرده است. تاسیس پایگاه‌های نظامی و استقرار دائمی نیروها و رزمایش‌های قطبی همگی به این مسئله اشاره دارند. در همین حال روسیه از هم اکنون مدّعی تامین امنیت اقیانوس منجمد شمالی است.

پنهان‌شدن پتروشیمی میانکاله پشت درختان غیربومی

|پیام ما| اهالی بهشهر سیزده خود را در مراتع حسین‌آباد به در کردند؛ در پنج کیلومتری میانکاله و شانه به شانه لودرها و ماشین‌های سنگینی که برای ساخت پتروشیمی به نزدیکی تالاب آمده‌اند. آنها نه تنها در سیزده‌به‌در، که در روزهای پیش از آن هم، راهشان به اراضی حسین‌آباد رسید و با پلاکاردهایی در دست مخالفت خود را با ساخت پتروشیمی در ذخیره‌گاه زیست‌کره میانکاله اعلام کردند. این مخالفت‌ها در روزهای اخیر در حالی جدی‌تر شد که سرمایه‌گذار پتروشیمی میانکاله شروع به کاشت درخت در آن منطقه کرد. منابع محلی از کاشت حدود 10 هزار اصله نهال غیربومی خبر دادند و حتی خبرهایی هم از افزایش این نهال‌ها به 40 هزار اصله به میان آمد.

بعد از این خبر، بار دیگر فعالان راهی میانکاله شدند و این بار هدیه تهرانی، بازیگر سرشناس هم در میان آنها بود و با در دست گرفتن پلاکاردی به ساخت پتروشیمی میانکاله «نه» گفت. در این میان اما بحث کاشت گونه اکالیپتوس و سپیدار در میانکاله نگرانی فعالان محیط زیست را بیش از پیش کرده است. کاشت گونه‌های غیربومی در میانه تعطیلات عید و در مرتع، از جمله دلایل نگرانی و مخالفت فعالان در این منطقه بوده. آنها می‌گویند کاشت این نهال‌ها راه ساخت پتروشیمی را هموار و از سویی مراتع منطقه را هم نابود می‌کند.
روژان نظری، کارشناس و فعال محیط زیست که در روزهای اخیر اخبار منطقه را به دقت پیگیری کرده به «پیام ما» می‌گوید: «این نهال‌کاری باید در راستای تعهدات شرکت پتروشیمی باشد. اما باید بدانیم که اکالیپتوس گونه‌ای مهاجم است. سریع رشد می‌کند و برای آنکه سریع رشد کند هم از مواد غذایی خاک و آب بیشتری استفاده می‌کند. در نتیجه در طولانی‌مدت منطقه را با سرعت بیشتری نابود می‌کند. از سوی دیگر اصلا در مرتع نباید درخت کاشته می‌شد و این نشان‌دهنده این نکته است که این پتروشیمی مشاور محیط زیست ندارد. تصمیمات بدون نگاه تخصصی گرفته می‌شود و در نتیجه شاهد نتایج خوبی هم نخواهیم بود.»او به تناقضات موجود در میان دستگاه‌های متولی اشاره می‌کند و با گله از سکوت سازمان حفاظت محیط زیست می‌گوید: «تمام سازمان‌های متولی در برابر این طرح و فعالیت سکوت کردند. سازمان محیط زیست و منابع طبیعی که متولی حفظ و حراست از مناطق ارزشمند و حفاظت‌شده هستند چطور در مقابل چنین طرح ویرانگری حرفی برای گفتن ندارند؟ گله ما از مجلس است و نمایندگانی که مدام در حال تهدید فعالان محیط زیست هستند.»
نظری با تاکید بر ابعاد پیچیده این ماجرا می‌گوید، توسعه پایدار در ساخت این پتروشیمی نادیده گرفته شده و فعالان محیط زیست دیگر نمی‌دانند باید شکایت خود را به کجا ببرند. «ما هر راهی که به نظرمان برسد را امتحان خواهیم‌کرد. کلنگ این پتروشیمی زمانی به زمین زده شده که رئیس جمهور در منطقه حضور داشت، حالا ما امیدواریم صدای اعتراض و نگرانی ما را هم بشنوند.»
به گفته او این کار وجاهت قانونی دارد و شاید تنها ورود دستگاه قضا و دادستانی به این اتفاق بتواند کمکی به حال رنجور میانکاله و حفظ طبیعت آن باشد.
مسئولان پاسخی نمی‌دهند
از 20 اسفند 1400 که کلنگ احداث این پتروشیمی به زمین زده شد تاکنون، ارگان‌های مختلف از زیر بار مسئولیت آن شانه خالی کردند. مسعود منصور، رئیس سازمان منابع‌طبیعی و آبخیزداری در همان روزهای ابتدایی به انتخاب گفت که از نگاه او فرایند واگذاری زمین کامل نشده و مسئولان دیگری باید درباره دلیل زدن کلنگ پروژه به زمین نظر بدهند. علی سلاجقه، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست هم روز کلنگ‌زنی در 5 کیلومتری مرتع حسین‌آباد حضور داشت، از نبود مجوز محیط زیستی این پروژه خبرداد و اعلام کرد که این سازمان در مقابل اجرای پروژه میانکاله خواهد ایستاد. او حتی بلافاصله بعد از کلنگ‌زنی پروژه، اعلام کرد که «به هر صورت کلنگ زده شد، اما از دید ما کلنگی که برای این پروژه به زمین زده شد، مورد تایید نیست و در واقع معتقدیم کلنگی به زمین زده نشده است».
با این حال در روزهای پایانی سال حمید جلالوندی، مدیرکل دفتر ارزیابی زیست محیطی سازمان حفاظت محیط زیست با اعلام اینکه 80 درصد طرح مورد ارزیابی محیط زیستی قرار گرفته اما هنوز مجوز کار صادر نشده است گفت: «در اسفند سال 99 این پروژه برای ارزیابی محیط زیستی به دست سازمان حفاظت از محیط زیست رسید و سازمان در ماه‌های گذشته با برگزاری جلسات کارشناسی، 80 درصد کار را بررسی کرد. این پروژه پیوست محیط زیستی دارد اما داشتن این پیوست دال بر تایید سازمان نیست. در واقع این پیوست باید در کمیته ارزیابی بررسی شود و بعد از تایید این کمیته مجوز فعالیت صادر می‌شود.»
در نهایت اما با وجود آنکه به گفته مسئولان مراحل لازم برای اجرای این پروژه در نزدیکی ذخیره‌گاه زیست‌کره طی نشده است، اما ۹۰ هکتار از اراضی نزدیک تالاب به پروژه‌ای اختصاص یافته که قطعا محیط نسبتا دست‌نخورده شهرستان بهشهر را تحت تاثیر قرار می‌دهد.
نامه نماینده بهشهر قابل پیگیری حقوقی است
در روزهایی که فعالان محیط زیست از خطر ساخت این پتروشیمی در منطقه حفاظت شده می‌گفتند، نماینده مردم بهشهر در مجلس این طرح را عامل اشتغال‌زایی در استان می‌دانست. تلاش‌های او برای استقرار پتروشیمی در میانکاله در حالی بود که سمیه رفیعی، رئیس فراکسیون محیط زیست مجلس از جمله مخالفان اصلی راه‌اندازی این پتروشیمی بود. او در گفت‌و‌گویی در اسفند ماه سال گذشته فعالیت‌های انجام گرفته در میانکاله را حاصل مجوزسازی و خلاف خواند و خطاب به سازمان محیط زیست گفت: «کسی حق ندارد در سازمان محیط زیست مجوزسازی کند. اگر آقای جلالوندی صدای من را می‌شنوند بدانند که نمی‌توانیم مجوزسازی کنیم و این را به گوش مسئولان بالادستی هم برسانند. اگر قرار است مجوزسازی در سازمان حفاظت از محیط زیست انجام گیرد، پس باید درِ آنجا را تخته کنید.» با این حال غلامرضا شریعتی، نماینده بهشهر، گلوگاه و نکا پس از تلاش‌های مستمر هفته‌های گذشته فعالان محیط زیست در نامه‌ای سرگشاده و با تهدید این فعالان در روزهای گذشته نوشته: «البته مردم ولایتمدار این منطقه از اسم فعال‌نماهای محیط زیست خاطره خوشی به یاد و خاطره ندارند. هنوز شرزه شیراز دیار علویان خاطره خیانت کاووس سید امامی که به نام فعال محیط زیست و کارگزاری دوربین‌های ثبت حیات وحش اقدام به تصویربرداری از مراکز هسته‌ای و موشکی نمودند که چنان ضرب شصتی رزمندگان گمنام سازمان اطلاعات سپاه به ایشان زدند که هنوز بازماندگان آنان گیج و گنگ هستند. در بیانات جناب دکتر حسینی‌پور، استاندار انقلابی و جهادی نیز ایشان اشاره کردند اسنادی مبنی بر کارشکنی برخی افراد معلوم‌الحال در اثنای انجام این پروژه موجود است که تحت رصد مراجع نظارتی و امنیتی قرار دارند. البته فعال‌نماهایی که هم‌اکنون در حال فرافکنی رسانه‌ای هستند، سبقه‌ای در ارتباط با شبکه‌های معاند و ضدانقلاب دارند که تحقیقات مورد رصد نهادهای اطلاعاتی و امنیتی است.» او در این نامه همچنین به کاشت ده هزار اصله درخت هم اشاره کرده. این در حالی است که نظری می‌گوید این نامه سراسر افترا و تهمت قابل پیگیری حقوقی است: «وکلای محیط زیستی برای اعاده حیثیت و ثابت کردن دروغ‌های نوشته شده در این نامه حتما شکایتی ترتیب خواهند داد. این تهمت‌ها به دوستداران محیط زیست و آنها که سال‌ها برای حفظ و حراست آن تلاش کردند بی‌اهمیت است.» این درحالی است که از نظر حقوقی، در واگذاری اراضی مرتعی به پروژه میانکاله خلاف رای دیوان عدالت اداری عمل شده است و پیش از این هم محمد داس‌مه، وکیل دادگستری از طرح شکایت در دادگاه و درخواست انفصال خدمت برای مسئول دولتی که زمین به این طرح اختصاص داده است، خبر داده بود.

توسعه با طعم تخریب میانکاله

|پیام ما| مخالفت با احداث پتروشیمی در مرتع حسین‌آباد میانکاله، پررنگ‌تر شده است. کلنگ این پروژه که مجوزهای لازم محیط زیستی را نداشت، در روزهای پایانی سال صفر بر زمین خورد و خیلی زود اعتراض به آن بالا گرفت. حالا در کمتر از یک هفته از به‌ راه افتادن کارزار مخالفت با این پتروشیمی، نزدیک به 19 هزار و 400 نفر پای نامه به رئیس‌جمهور را امضا کرده‌اند. همزمان کارشناسان و فعالان محیط زیست در اتاقی در کلاب‌هاوس تحت عنوان «نابودی تالاب میانکاله با احداث پتروشیمی» به بحث و تبادل نظر پرداختند و از توسعه لجام‌گسیخته‌ای گفتند که از نگاه آنها جز تخریب میانکاله حاصلی نخواهد داشت.

مخالفان پتروشیمی مازندران می‌گویند احداث این مجتمع با کاربری‌‏های نهایی طرح آمایش استان و همچنین سیاست‌های مصوب واگذاری اراضی موصوف به بانک زمین تطابق ندارد. از سوی دیگر بر اساس گزارش‌های کارشناسی این طرح فاقد توجیه اقتصادی، بدون برنامه ارائه‌شده برای محصول تولید شده و فاقد مجوز شورای اقتصاد است. امضاکنندگان کارزار همچنین می‌گویند صرف نظر از اشاره به شکست پروژه مشابه در شمال کشور با سابقه غیرقابل‌دفاع آن (پتروشیمی گلستان)، اجرای چنین طرحی آن هم بدون طرح مکان‌یابی از همان آغاز، نه تنها از نظر تعارض حقوقی با تعهدات سازمان محیط زیست ایران به شبکه جهانی ذخیره‏‌گاه‌های زیست‌کره، تقابل با دستورالعمل‏‌های ضوابط واگذاری اراضی منابع ملی و دولتی به طرح‌‏های کشاورزی و غیرکشاورزی، نابودی تولیدات بومی و معاش ۷۰ دامدار محلی دارای پروانه چرای دام برای ۱۱۰۰۰ واحد دامی معارض با قانون است، بلکه از مشکلی جدی‌‏تری نیز برخوردار است و آن نقض بند ۲۵ سیاست‏‌های کلی نظام در بخش نفت و گاز است که بر توسعه صنایع آلاینده پتروشیمی در مناطق نفت‌خیز جنوب کشور تصریح شده و اجرای آن برای تمامی قوا لازم‌الاجرا است. اقداماتی که در روزهای پایانی سال 1400 در تالاب میانکاله برای ساخت پتروشیمی انجام گرفته و هنوز متوقف نشده فعالان، کارشناسان و علاقه‌مندان به محیط زیست را بیشتر از همیشه همصدا کرده و کارزار درخواست توقف احداث پتروشیمی در تالاب بین‌المللی میانکاله که از نهم فروردین به راه افتاده، بیش از 60 درصد امضاها را دریافت کرده است.
استقرار پتروشیمی بهانه تصاحب زمین است
حر منصوری، کنشگر محیط ‌زیست و دیده‌بان میانکاله در نشست مجازی «نابودی تالاب میانکاله با احداث پتروشیمی» گفت: «در دهه 80 میزان 164 هکتار از مرتع 308 هکتاری حسین‌آباد طی تشریفاتی از منابع طبیعی گرفته و به پالایشگاه مازندران سپرده شد و با وجود ایرادات بسیاری که به آن وارد شد اما مردم بومی منطقه موافق تاسیس و ایجاد اشتغال در منطقه بودند و خیلی از این صنعت اطلاعی نداشتند اما در قضیه پتروشیمی میانکاله 70 درصد مردم منطقه به‌شدت مخالف ایجاد آن هستند بنابراین اگر قرار است به توسعه منطقه کمک شود باید به صنایع بومی و توسعه کسب‌وکار بومی و ایجاد صنایع فرآوری پرداخت.»
او افزود: «مرتع حسین‌آباد که برای ساخت مجتمع پتروشیمی در نظر گرفته‌ شده زمینی غرقاب است و سنگ‌بستر در عمق پایینی قرار دارد و با کندن چاله‌ای تا عمق 20 سانتیمتری زمین به آب می‌رسیم و این مرتع کاملاً از جنس میانکاله است یعنی هرآنچه در میانکاله وجود دارد آنجا هست و در سال‌های گذشته شکارگاه بوده اما به دلیل گسترش روستا و رفت و آمد ماشین و ایجاد جاده باعث شده حیات‌وحش آن کمتر از میانکاله باشد اما ارزش این مرتع بسیار بالاست و بیش از 70 خانوار به‌صورت کاملاً سنتی اقتصاد زندگی خود را از این منطقه تأمین می‌کنند.»
منصوری یادآور شد: «در سال‌هایی که پیشروی آب خزر را داشتیم مردم منطقه در این پهنه ماهی صید می‌کردند و شغل زمستانی مردم را تشکیل می‌داد و به دلیل غنای بسیار بالا تأثیر بسیار زیادی روی سبد غذایی مردم منطقه داشت.»
این فعال محیط ‌زیست از پتروشیمی به‌عنوان صنعت کاملاً بی‌ربط به منطقه نام برد و عنوان کرد: «کمتر کسی در منطقه تحصیلات حوزه نفت و پتروشیمی دارد و عمده تحصیل‌کردگان دروسی را در دانشگاه ادامه می‌دهند که مربوط به استعدادهای ذاتی منطقه باشد بنابراین ساخت پتروشیمی با هدف ایجاد اشتغال برای مردم منطقه با شرایط همخوانی ندارد چون یک چوپان نمی‌تواند کار خود را رها کند و در پتروشیمی کار کند.»
او افزود: «این سرزمین پر از باغ‌های مرکبات، صیفی‌جات و مشاغلی همچون دام‌پروری و آبزیان است و استعداد اجتماعی در این راستا است و استقرار پتروشیمی تنها راهی برای تصاحب این زمین است.»
ورود 300 هزار تن نمک مازاد به دریا با ایجاد آب‌شیرین‌کن‌
حنیف‌رضا گلزار، کنشگر محیط ‌زیست با اشاره به اینکه مجتمع پتروشیمی به میزان قابل‌توجهی آب شیرین نیاز دارد گفت: «بر اساس پیش‌بینی‌هایی که در مطالعات ارزیابی این طرح دیده‌شده سالانه 25 میلیون مترمکعب آب شیرین برای این پتروشیمی مورد نیاز است.»
او افزود: «سد شهید رجایی با گنجایش مفید 160 میلیون مترمکعب بزرگ‌ترین سدی است که در استان مازندران در حال بهره‌برداری است. همچنین گنجایش مفید سد گله‌ورد که سال گذشته در بالادست تالاب میانکاله در سرشاخه‌های رودخانه مهربان رود افتتاح شد حدود 100 میلیون مترمکعب است بنابراین میزان خوراک آب این مجتمع پتروشیمی 25 درصد گنجایش سدی به بزرگی سد گلورد است که یکی از چهار سد بزرگ استان مازندران محسوب می‌شود.»
گلزار با توجه به ممنوعیت حفر چاه در دشت‌های شرقی استان مازندران تنها راه تامین آب مورد نیاز مجتمع پتروشیمی میانکاله را شیرین‌سازی و انتقال آب از دریاچه کاسپین به محل احداث طرح دانست و عنوان کرد: «بر اساس ارزیابی‌های کارفرما روش شیرین‌سازی آب به روش اسمز معکوس است که در این فرایند به ازای هر یک واحد آب شیرین دو واحد آب‌شور به‌عنوان ماده خام اولیه باید تامین شود.»
او افزود: «تولید 25 میلیون مترمکعب آب شیرین نیازمند 50 میلیون مترمکعب آب‌ شور است که شورابه تولیدی دو برابر آب ‌شور دریا املاح و شوری دارد یعنی حدود 300 هزار تن در سال نمک مازاد را وارد دریاچه کاسپین می‌کنیم که می‌تواند پیامدهای محیط زیستی بسیار ناگواری را در اکوسیستم و محدوده تخلیه پساب داشته باشد.»
این کنشگر محیط ‌زیست با اشاره به طرح احداث اَبَر آب‌شیرین‌کن با گنجایش شیرین‌سازی 200 میلیون مترمکعب آب و انتقال به فلات مرکزی ایران گفت: «این طرح در فاصله چند کیلومتری آب‌شیرین‌کن قرار دارد و بر اساس محاسبات سالانه 2.6 میلیون تن نمک مازاد تولید و در دریاچه رهاسازی می‌شود.»
او ادامه داد: «مجموعه نمک تولیدی این دو کارخانه در یک محدوده شکننده دریاچه نزدیک سه میلیون تن در سال است که اگر عملیاتی شود قطعاً آینده زیست‌بوم کاسپین را در این ناحیه متلاشی می‌کند.»
استقرار پتروشیمی خلاف سیاست‌های کلی نظام
در ادامه محمد داس‌مه، وکیل پایه‌ یک دادگستری و فعال محیط‌ زیست با اشاره به اینکه تمام اطلاع‌رسانی‌ها پیرامون اثرات ساخت پتروشیمی میانکاله حسب قانون کاملاً قانونی و مشروع و قابل ‌تقدیر است، ایرادات حقوقی بر طرح پتروشیمی میانکاله را از چند منظر دانست و افزود: «درباره تخصیص صورت گرفته از سوی منابع طبیعی و آبخیزداری رای هیات عمومی دیوان عدالت اداری نقض شده و اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری در مقام استنکاف از رای هیات عمومی است.»
او ادامه داد: «اسنادی که موجود است در اراضی حسین‌آباد 60 نفر دارای پرونده چرا و قراردادهای رسمی طرح‌های مرتع‌داری هستند و طرح مرتع‌داری در کمیته فنی منابع طبیعی مازندران به تصویب رسیده و طی استشهادیه از ذی‌نفعان عدم رضایت از واگذاری اعلام‌شده یعنی منطوق دادنامه 98 هیات عمومی دیوان عدالت اداری نقض شده است.»
داس‌مه همچنین گفت: «در بند 25 سیاست‌های کلی نظام در بخش نفت و گاز ابلاغیه از رهبری صراحتاً تأکید شده اولویت استقرار و توسعه صنایع پتروشیمی باید در سواحل شمالی خلیج‌فارس باشد بنابراین استقرار پتروشیمی در میانکاله برخلاف این سیاست است.»
تالاب میانکاله در پروژه شبکه جهانی برنامه انسان و کره مسکون
همچنین محمد کهنسال، فعال محیط‌زیست با اشاره به ایجاد ستاد ملی هماهنگی یکپارچه تالاب‌ها در دولت قبلی به ریاست معاون اول رئیس‌جمهور عنوان کرد: «در سومین جلسه این ستاد در تاریخ 23 تیر 1399 به دو تالاب بسیار مهم و در معرض خطر شمال کشور یعنی تالاب میانکاله و تالاب انزلی پرداخته شد و کلیات یک برنامه پنج‌ساله برای تالاب میانکاله و خلیج گرگان و یک برنامه هفت‌ساله برای تالاب انزلی ارائه شد که علی‌رغم نقدهایی که بر تصمیمات آن جلسه وارد است اما مقرر شد تالاب میانکاله به‌عنوان تالابی در معرض خطر نام‌گذاری شود.»
به گفته او در یکی از بندها مقرر شد میزان مصرف آب در محدوده برای پرورش دام بررسی شود و در صورت امکان کاهش یابد اما حالا با گذشت کمتر از 2 سال، احداث غول آب‌خوری به نام پتروشیمی را در منطقه‌ای که مردمش برای تامین آب شرب اهالی با مشکل مواجه‌اند، بررسی می‌کنند.

تعرض به سنگ‌نگاره ساسانی به خاطر گنج

یک فعال میراث فرهنگی در استان فارس از تخریب و تعرض به یک سنگ‌نگاره ساسانی توسط سوداگران گنج خبر داد.
به گزارش ایسنا، سیاوش آریا با بیان این‌که موضوع سنگ‌نگاره «سراب بهرام» بر تخت نشستن پادشاه است که در دو سویش قرینه‌وار، دو تن از بزرگان و فرماندهان ساسانی فروتنانه در برابرش ایستاده‌اند، ‌درباره تعرض و تخریب رخ‌داده توضیح داد: سوداگران اموال تاریخی و فرهنگی در زمانی ناروشن و احتمالا به بهانه‌های خیال‌انگیز برای یافتن گنج که به هیچ وجه وجود خارجی در میان سنگ و کوه ندارد، در نزدیکی و چند متری سنگ‌نگاره ساسانی نامدار به سراب بهرام در شهر نورآباد پارس و در دامان کوه با پُتک، سنگ‌ها را شکسته‌اند و خرده‌سنگ‌ها نیز روی زمین رها شده است که ظواهر نشان می‌دهد این اتفاق به تازگی رخ داده است.
این فعال میراث فرهنگی با بیان این‌که سنگ‌نگاره ساسانی را در بازدیدی که سال گذشته از این منطقه داشته، سالم دیده است، این احتمال را مطرح کرد که آسیب این اواخر و در چند ماه گذشته وارد شده است و در ادامه، درباره وضعیت این حجاری ساسانی، توضیح داد: سنگ‌نگاره ساسانی «سراب بهرام» واپسین روزهای زیست خود را سپری می‌کند و نفس‌هایش به شماره ‌افتاده است. یادگار ساسانیان در حال پاک شدن از چهره تاریخ است و سال‌های سال در بدترین شرایطِ نگهداری و حفاظتی ‌قرار گرفته و در گوشه‌ای به حال خود رها شده و همچنان مورد بی‌مهری مدیران فرهنگی قرار دارد.
او افزود: کمبود بودجه و نیروی انسانی انگیزه‌ای شده است که وزارت میراث فرهنگی نتواند به‌درستی از یادمان‌های تاریخی و فرهنگی پاسداری و نگهبانی کند و هر کدام از یادگارهای تاریخی در گوشه‌ای به حال خود رها شده و درحال پاک شدن از چهره تاریخ است.
این کنشگر میراث فرهنگی ادامه داد:‌ سوراخ‌های پدیدار شده روی این سنگ‌نگاره ارزشمند، آن را به یادگارِ تاریخیِ به‌جای‌مانده از جنگ شبیه کرده است تا یادمانی باشکوه از روزگار ساسانیان. با این همه، نه‌تنها هیچ‌گونه نگرش ویژه‌ای به این یادگار نیاکانی بی‌مانند نشده است، بلکه هنوز این مجموعه مورد مطالعات باستان‌شناسان قرار نگرفته و حتی حریم و عرصه آن نیز روشن نشده است.
آریا همچنین گفت: آسیب‌های واردشده در کنار عوامل طبیعی و بیولوژیکی (گُل‌سنگ‌ها) که با گذشت زمان پدیدار شده، بیشتر بخش‌ها به‌ویژه چهره افراد تراشیده‌شده در این سنگ‌نگاره را نازیبا و زشت کرده است، به گونه‌ای که دیگر هویت آن‌ها آشکار نیست. رخنه روزافزون گل‌سنگ‌ها سبب تَرَک و شکاف‌هایی در درون سنگ‌نگاره سراب بهرام شده و آسیب‌های برگشت‌ناپذیری را بر جای گذاشته است.