بایگانی مطالب نشریه

همه قرارگاه‌های شهردار تهران

«قرارگاه» واژه مورد علاقه علیرضا زاکانی، شهردار اصولگرای پایتخت است. او از ابتدای حضورش در شهرداری تهران برای حل مشکلات پایتخت سیاست‌های قرارگاهی را دنبال کرد که مشهورترین آن‌ها قرارگاه اجتماعی بود. او دیروز، 14 فروردین که به مناسبت آغاز سال نو هم به صحن دعوت شده بود، در جریان ارائه گزارش حدودا یک ساعته‌اش به پارلمان شهری تهران بیش از 10 بار از واژه قرارگاه استفاده کرد و توضیح داد که تاکنون قرارگاه اجتماعی، قرارگاه مسکن و قرارگاه سلامت در شهرداری تهران ایجاد شده است و اقداماتی هم داشته‌اند. آنطور که از تذکرات اعضای شورای شهر تهران برمی‌آمد، اقدامات دست کم اعضای شورای شهر تهران را تاکنون راضی نکرده‌اند. آن‌ها گزارش شهردار را در شان شورا ندانستند و اقدامات صورت گرفته در قرارگاه‌ها را غیرشفاف خواندند.

گزارش علیرضا زاکانی، شهردار تهران شباهت‌های بسیاری به اولین گزارشی داشت که او پیش از شهردار شدن به شورا ارائه کرده بود. او در اولین گزارش از آرزوهای خود برای جمع‌آوری معتادان متجاهر و پاک کردن شهر از لکه ننگ آسیب‌های اجتماعی گفته بود و در گزارش دیروزش هم بر گفته‌های قبلی خود صحه گذاشت با این تفاوت که پیشتر وعده پاک کردن شش ماهه شهر از آسیب‌های اجتماعی را داده بود و در گزارش تازه مدعی شد که بساط آسیب‌های اجتماعی در کوتاه مدت از شهر جمع نمی‌شود. شهردار تهران در گزارش دیروز که به عقیده بسیاری از رسانه‌ها بیات و تکراری بود، ابتدا درباره میزان تحقق‌پذیری بودجه سال قبل و حمل‌و‌نقل عمومی توضیحاتی داد و گفت تلاش کرده تا سال گذشته با «مدیریت جهادی» مسیری را دنبال کند که آنچه در سه ضلع شهر و شهروند و مدیریت شهری دنبال می‌شود، بیشترین منفعت را برای شهروندان تهرانی داشته باشد، او اقدامات صورت گرفته را در شهر را در یک سال گذشته کم نظیر دانست و تاکید کرد: «در همین راستا سعی شد در نیمه سال گذشته گفتمان حاکم گفتمان خدمت و پیشرفت باشد و تلاش شد، کارها از طریق مدیریت مشارکتی بر محور نخبگان دنبال شود. آنچه حاصل شد در نوع خود کم سابقه بود.»
او در ادامه گزارش خود بر تحقق 93 درصد بودجه سال گذشته تاکید کرد و به موانع بر سر راه املاک عرضه شده در سازمان بورس اشاره کرد. زاکانی در ادامه به آغاز فعالیت‌های مشارکتی اشاره کرد. فعالیت‌های مشترک با دستگاه‌های دیگر که اولین گام آن در «قرارگاه اجتماعی» به چشم آمد. قرارگاهی که به گفته شهردار تهران؛ بسیج، سپاه، نیروی انتظامی، دادستانی، ستاد مبارزه با مواد مخدر و دانشگاه علوم پزشکی … در آن حضور داشتند. زاکانی که تجربه قرارگاه اجتماعی را هم مانند تحقق بودجه کار بی‌نظیری می‌داند، تاکید کرد که در قرارگاه بیش از 230 مصوبه در مدت 18 جلسه صادر شده است. او گفت: ۸۲ درصد این مصوبات اجرایی شد و تنها 41 مصوبه آن اجرایی نشده است. حاصل این کار این شد که ۷ هزار معتاد متجاهر از تهران جمع‌آوری و به کمپ ماده ۱۶ منتقل شدند. زاکانی در توضیح دیگر اقدامات صورت گرفته در قرارگاه اجتماعی از تاسیس کمپ معتادین کبر سن، صغر سن و کمپ مخصوص زنان و معتادان زخم باز در تهران نام برد. شهردار تهران مدعی است که بعد از جمع‌آوری معتادان، 8 اقدام برای آن‌ها انجام می‌شود: تثبیت هویت، سم زدایی، بازسازی شخصیتی، مهارت آموزی، مواجه با خانواده‌ها، تضمین اشتغال و اجتماعی شدن آن‌ها. زاکانی همچنین تاکید کرد: در همین مسیر بالغ بر ۲۹۱ مجموعه‌ای که از معتادان خرید و فروش می‌کردند و امکان توسعه شرایط نامناسب در تهران را داشتند، پلمب شد. همچنین ۴۱ پلاک قرمز نیز پلمب شد و برای ساماندهی رود دره فرحزاد تلاش شد، در نتیجه امیدواریم ادامه بوستان بالای نیایش را امسال افتتاح کنیم تا این صورت زشت را از آن محدوده جمع کنیم.
زاکانی در ادامه از ورود شهرداری به حوزه کودکان کار و خیابان گفت و تاکید کرد که هدف بعدی قرارگاه اجتماعی بعد از معتادان متجاهر، کودکان خیابانی است: مجموعه‌هایی را برای آموزش و مهارت آموزی آنها در نظر گرفتیم که بخش از این کودکان را زباله گردها تشکیل می‌دهند، امیدواریم با کمک مجموعه معاونت اجتماعی و خدمات شهری این پرونده نیز بسته شود.
سلامت جهادی تهرانی‌ها
قرارگاه دیگری که شهردار تهران از تشکیل آن در شهرداری نام برد، «قرارگاه سلامت» است: «قرارگاهی با هدف توسعه بهداشت در شهر تهران که بتواند مبتنی بر مراکز بهداشت در سه دانشگاه در تهران، ادامه‌اش را در سراهای محله و محیط‌های محلی و مدارس و مساجد دنبال کند. همانطور که می‌دانید سیستم بهداشتی تهران عقب افتادگی تاریخی نسبت به بخش درمان دارد و ما مکلفیم آن را جبران کنیم.»
زاکانی از تشکیل «قرارگاه ایمنی» برای شهر تهران نیز نام برد. او گفت مسیری دنبال شده تا ایمنی شهر تهران با دقت بررسی شود: «از آنجا که شهردار تهران جانشین وزیر کشور در بحث مدیریت بحران در تهران است، جلساتی را برگزار کردیم و مصوباتی داشتیم.»
زاکانی می‌خواهد، دغدغه مسکن شهروندان تهرانی را هم با تشکیل «قرارگاه مسکن» برطرف کند. قرارگاهی که در ماه‌های اخیر تذکر و انتقاد اعضای شورای شهر تهران را به همراه داشته است. تذکراتی که سرچشمه آن غیرشفاف بودن اقدامات قرارگاه مسکن است. زاکانی در اینباره گفت: بعد از فرمایشات رهبری این قرارگاه را راه‌اندازی کردیم. تهران سالانه نیاز به ۱۵۰ هزار واحد مسکونی دارد. از سال ۹۳ در تهران ۶۴ هزار واحد ساخته شده که شکاف ۱۴۰ درصدی را تحمل کرده است؛ ۲۶۱ هزار پلاک ناپایدار وجود دارد که با بازسازی، قریب به ۵ واحد در هر یک پلاک محصول مسکن خواهیم داشت و زمینه ایجاد حدود یک میلیون و ۳۰۶ هزار واحد در آن فراهم می‌شود.
شهردار تهران ادامه داد: در کنار استفاده از ۱۲ هزار هکتار بافت ناپایدار که ۴هزار و ۵۶۰هکتار آن بافت فرسوده است، از اراضی ذخیره شهری و ناکارآمد نیز برای بحث تولید مسکن استفاده می‌کنیم. به طوری که سالانه ۱۸۰ هزار واحد را هدف‌گذاری کرده‌ایم.
گزارش شهرداری در شان شورا نبود
توضیحات و گزارش شهردار تهران در ادامه برای تعدادی از اعضای شورای شهر تهران قابل قبول نبود. زهرا شمس احسان، رئیس کمیته اجتماعی شورای شهر تهران در تذکری تاکید کرد که شهرداری در مساله آسیب‌های اجتماعی نقش محوری و اساسی ندارد اما در جمع‌آوری و ساماندهی معتادان متجاهر باید اقدامات مناسبی انجام شود. او همچنین به شرایط نامطلوب مددجویان و مددکاران اشاره کرد و از شهردار خواست تا صورت‌جلسه مصوبات قرارگاه اجتماعی به رئیس شورای شهر تهران ارسال شود. حبیب کاشانی، خزانه‌دار شورای شهر تهران، نیز در ادامه گزارش شهردار تهران را در شان شورا ندانست. از نگاه او قرارگاه اجتماعی و تحت پوشش قرار دادن هفت هزار معتاد متجاهر نیز کاری خارج از توان شهرداری است. او تاکید کرد: شهرداری تهران برای سال ۱۴۰۱ بین ۷۵ تا ۸۰ هزار تومان برای وعده غذای هر معتاد در نظر گرفته است و این در حالی است که برای وعده غذای آتش نشانان که به عنوان شبه نظامی در شهرداری تهران فعالیت دارند، روزانه ۵۵۰ تومان در نظر گرفته شده است. نباید در هزینه کردن بودجه ها از اصل قضیه غفلت کنیم. او همچنین خواستار واضح شدن آورده‌های قرارگاه مسکن برای شهرداری تهران شد. خواسته‌ای مشابه تذکری که مهدی عباسی، رئیس کمیسیون معماری و شهرسازی به شهردار تهران داد. او تاکید کرد: اطلاعات من به عنوان رئیس کمیسیون شهرسازی و معماری اطلاعات و مطالب کلی است و برای پرسش خبرنگاران پاسخ نداریم، زیرا خود توجیه نیستیم.
شهردار تهران اما زیربار انتقادات اعضای شورا نرفت. او تاکید کرد که فعالیت شهرداری در حوزه معتادان متجاهر موضوع برنامه‌ ششم بوده که شهرداری با بهزیستی مکلف شده تا در این راه گام بردارد. زاکانی که در روزهای حضورش در صحن شورا از پاک کردن شش ماهه شهر از آسیب‌های اجتماعی نام برد در پاسخ به تذکر اعضا گفت که نمی‌توان در چند ماه معضل معتادان متجاهر را حل کرد: برای این افراد یک بازه ۴ ساله در نظر گرفته شده و نمی‌توان در چند ماه این مسأله را حل کرد. این امر، روندی مستمر است که همه دستگاه‌ها باید درگیر آن شوند. این افراد حداقل مدت زمانی که در کمپ ها نگهداری می شوند ۶ ماه است که تا یک سال قابل تمدید است. او همچنین تاکید کرد که صورت جلسات قرارگاه اجتماعی برای رئیس شورا ارسال می‌شود.
او همچنین تاکید کرد، ساخت مسکن براساس قانون اساسی وظیفه شهرداری است: با توجه به کارکردی که مسکن در معیشت مردم پیدا کرده، ظلم بسیاری در حق شهروندان شده است. شهروندان باید ۶۵ درصد از حقوق دریافتی خود را برای اجاره یک مسکن درخور کنار بگذارند یا اینکه باید ۶۶ سال در انتظار باشند تا یک مسکن در تهران بخرند. شهرداری تهران باید وظیفه خود را در حوزه ساخت مسکن استطاعت پذیر عملیاتی کند.
شهر از آسیب اجتماعی پاک نشده است
با وجود گذشت شش ماه از حضور شهردار تهران و آغاز فعالیت‌های جهادی و تاسیس‌ قرارگاه‌ها، شهروندان تا چه اندازه تاثیر این اقدامات را مشاهده می‌کنند؟ نرگس معدنی‌پور، رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران در گفت‌وگو با روزنامه «پیام‌ما» می‌گوید به نظر نمی‌رسد که هفت هزار معتاد متجاهر در شهر جمع‌اوری شده باشند. او که دی ماه به ایلنا گفته طرح قرارگاه هنوز تکمیل نشده و شهرداری باید آن را به کمیسیون فرهنگی و اجتماعی ارائه دهد، گفت:براساس گزارشی که ارائه شد و براساس آنچه که در شهر دیده می‌شود شاید به نظر نرسد که مثلا ۷ هزار معتاد متجاهر جمع‌آوری شده باشد و باید تاکید شود که مرحله اول قرارگاه اجتماعی، جمع‌اوری است و پس از آن معتادان باید در یک فرآیند زمانی مشخص مثلا آن‌هایی که ماده ۱۶ هستند در حدود شش ماه نگهداری شوند و موضوع بعدی بازگشت آن‌ها به جامعه و خانواده و اشتغال است که این موضوعات قرار است در جلسات تخصصی و کارشناسی مورد بررسی قرار گیرد.

شرایط اقلیمی کشور مطلوب نیست

رئیس سازمان حفاظت محیط زیست گفت: متاسفانه شواهد حاکی از آن است که شرایط اقلیمی کشور در سال جاری وضعیت چندان مطلوبی نخواهد داشت. مساله آب و ریزگردها از مباحث اساسی هستند که سازمان محیط زیست باید برای مدیریت آن‌ها مجهز شود.
علی سلاجقه در دیدار نوروزی با کارکنان سازمان محیط زیست با بیان اینکه رئیس جمهوری مقرر کرده که اعضای هیات دولت هر ماه و حداکثر هر دو ماه باید گزارشی را از اقدامات انجام شده برای تحقق شعار سال ارائه کنند، عنوان کرد: ما از گذشته برای بحث فناوری و دانش‌بنیان در سازمان حفاظت محیط زیست برنامه داشته‌ایم که پس از نام‌گذاری امسال، این بحث شتاب بیشتری خواهد گرفت.
او افزود: مطمئنا آنچه در عرصه محیط زیست کشور اتفاق می‌افتد، جدای از قانون نخواهد بود و از این پس هیچ کلنگ بدون مجوزی بر زمین نخواهد خورد.رئیس سازمان حفاظت محیط زیست با تاکید بر لزوم تلاش برای کوتاه کردن فرآیندها گفت: سال ۱۴۰۱ علاوه بر تاکید بیشتر بر مباحث فناورانه و دانش‌بنیان، تجهیز پاسگاه‌های محیط‌بانی و پایش‌های محیط زیستی را با دقت بیشتر پیگیری خواهیم کرد و از تمام ظرفیت‌های کشور بهره می‌گیریم.

مرکز لرزه‌نگاری دانشگاه تهران 200 اصله درخت قطع کرده است

جوانی، شهردار منطقه سه شهرداری تهران: در حال حاضر کار متوقف است اما امکان فعالیت مجدد برای جابجایی ۲۰۰ اصله درخت وجود دارد
یک عضو شورای اسلامی شهر تهران نسبت به قطع ۲۰۰ اصله درخت توسط مرکز زلزله‌نگاری دانشگاه تهران انتقاد کرد و گفت: در حالی این اتفاق افتاده که آرم علم و دانش بر سر در این مرکز حک شده است.
به گزارش روزنامه «پیام‌ما»، ناصر امانی در جریان پنجاه‌ و پنجمین جلسه شورای شهر تهران گفت: متاسفم که اولین تذکر خود در سال جدید باید به موضوع قطع ۲۰۰ اصله درخت را توسط یکی از دستگاه‌های رسمی مطرح کنم. در ۱۰ فروردین ماه سال جاری گزارشی از قطع ۲۰۰ اصله درخت توسط یک دستگاه رسمی مستقر در خیابان خوارزمی (مرکز زلزله‌نگاری دانشگاه تهران) مطرح شد و این کار در آستانه روز طبیعت یک دهن‌کجی و تخریب محیط زیست به واسطه یک مرکزی است که آرم علم و دانش بر سر در آن حک شده است و این اقدام به هیچ عنوان قابل پذیرش نیست.
امانی با بیان اینکه متأسفانه وضعیت درختان در تهران بحرانی است، افزود: از شهروندان تهرانی درخواست می‌شود که در صورت مواجهه با چنین مواردی آنها را از طریق سامانه ۱۳۷ و ۱۸۸۸ اطلاع دهند و شهرداری نیز سریعاً به این موارد ورود جدی داشته باشد.
حمید جوانی، شهردار منطقه 3 نیز درباره ماجرای قطع ۲۰۰ اصله درخت توسط یک نهاد رسمی به روابط عمومی شهرداری تهران توضیحاتی داده است. او گفت: یک هفته پیش از اتمام سال ۱۴۰۰، مرکز ژئوفیزیک دانشگاه تهران واقع در بزرگراه همت تقاطع بزرگراه چمران، نسبت به جابجایی چند اصله درخت با بن ۱۵ تا ۴۵ اقدام کرد؛ به محض اطلاع نیروهای شهرداری منطقه ۳ مانع این کار شدند و جابجایی درخت‌ها را متوقف کردند.
شهردار منطقه ۳ در ادامه اضافه کرد: توجیه مرکز ژئوفیزیک دانشگاه تهران این بود که درخت‌ها را از آن نقطه جابجا می‌کنند اما همزمان با جابجایی دو هزار نهال جدید می‌کارند.
او با بیان اینکه کاشت نهال جدید توجیهی برای اینکه نهال‌های قدیمی را جابجا کنند، نیست، گفت: متاسفانه مجدداً در ۲۹ اسفند ۱۴۰۰، این مرکز با ۶۰ نفر نیروی انسانی به همراه لودر و کامیون از مسیر دیگری ورود کردند تا جابجایی درخت‌ها صورت گیرد. اما دوباره نیروهای شهرداری به همراه شهربان و نیروی انتظامی جلوی آن‌ها را گرفتند و با دستور قضایی نسبت به توقف کار اقدام شد.
جوانی ضمن اشاره به سومین مرتبه مداخله مرکز برای جابجایی ۲۰۰ اصله درخت، بیان کرد: مجدد پس از گذشت چند روز در ایام تعطیلات نوروزی ۱۲ فروردین ۱۴۰۱، نیروهای مرکز ژئوفیزیک دانشگاه تهران برای بار سوم با بیل مکانیکی وارد مجموعه شد. نیروهای منطقه ۳ مجبور شدند که با نیوجرسی خروجی‌های مرکز ژئوفیزیک را مسدود کنند تا بیل مکانیکی و لودر امکان خروج نداشته باشد.
شهردار منطقه ۳ در ادامه عنوان کرد: مرکز ژئوفیزیک قصد دارد که آن قسمت را به عنوان مجموعه گردشگری-تفریحی برای استفاده عموم بسازد؛ به همین دلیل می‌خواهند نسبت به ایجاد مسیر و جابجایی ۲۰۰ اصله درخت اقدام کنند.
او با تأکید بر اینکه در حال حاضر جلوی این کار گرفته شده است، افزود: نیروهای مرکز ژئوفیزیک با نیروهای شهرداری منطقه ۳ برخورد فیزیکی داشته‌اند این کار نیاز به تعیین تکلیف دارد چرا که مجموعه محصور است و ورود نیروهای شهرداری را صورتجلسه کردند و نیاز به حکم قضایی است. در حال حاضر کار متوقف است اما امکان فعالیت مجدد برای جابه‌جایی ۲۰۰ اصله درخت وجود دارد.

بازرسی وزارت بهداشت پرونده مرگ مادران چابهاری را بررسی می‌کند

پرونده مرگ مادری در چابهار هنوز بسته نشده است. اواخر سال ۱۴۰۰ خبر آمد که ۱۵ مادر چابهاری بعد از زایمان در بیمارستان امام علی این شهر جان باخته‌اند. علت مرگ آنها روشن نبود. تنها در مواردی کرونا و خونریزی‌های بعد از زایمان از علل فوت مادران اعلام شده بود. با این حال فعالان محلی در چابهار معتقدند که کمبود تخت‌های بیمارستانی و مراقبت‌های ناقص بعد از زایمان و قصور پزشکی، سبب بروز مرگ‌های سریالی شده است. اتفاقاتی که در سال‌های گذشته نیز در همین بیمارستان گزارش شده است. اولیای دم یکی از جانباختگان مدتی پیش شکایتی با عنوان قصور پزشکی در بازرسی شعبه اول چابهار ثبت کرد. وکیل پرونده هم در نامه‌ای به کمیسیون اصل نود مجلس از زایشگاه بیمارستان امام علی شکایت کرده بود. مدتی بعد وزیر بهداشت در نامه‌ای رئیس دانشگاه علوم پزشکی ایرانشهر را که اتفاقا بیمارستان امام علی چابهار زیر نظر او اداره می‌شود، تغییر داد. نامه‌ای که البته در آن اشاره مستقیمی به علت برکناری و مرگ مادران چابهاری نشده بود.
تازه‌ترین بررسی‌ها نشان می‌دهد که علاوه بر کمیته حقیقت یاب دانشگاه علوم پزشکی ایرانشهر، تیمی از بازرسی وزارت بهداشت نیز مسئول رسیدگی پرونده مرگ مادری چابهار شده‌اند. این خبری است که سعید موحد، سرپرست بیمارستان علوم پزشکی ایرانشهر به روزنامه پیام ما می‌دهد. او می‌گوید نتایج بازرسی وزارت بهداشت و کمیته حقیقت‌یاب برای یافتن علت مرگ مادری مدتی دیگر به صورت مشترک منتشر می‌شود. در ادامه مشروح گفت‌وگو آمده است.
*مدتی پیش خبر تشکیل کمیته حقیقت‌یاب بیمارستان و دانشگاه منتشر شده بود، به نظر می‌رسد که همچنان این کمیته نتایجی نداشته است. به جز این کمیته آیا وزارت بهداشت هم موضوع را بررسی می‌کند؟

یک تیمی از بازرسی وزارت بهداشت برای بررسی همه موارد به اینجا آمدند. چون برای هر مرگ مادری معمولا یک تیمی از معاونت درمان وزارت بهداشت و اداره سلامت مادران می‌آیند. اینجا هم به صورت جداگانه هم تیمی از بازرسی وزارت بهداشت و هم اداره سلامت مادران برای بررسی بیشتر موضوع آمدند و همه پرونده‌ها را بررسی کردند. از دانشگاه هم تیمی فرستادیم. من آنجا هم گفتم که نتایج بررسی‌‌ها تکمیلی و تخصصی اداره سلامت وزارتخانه را بررسی می‌کنیم. به چند متخصص زنان هم گفتیم که پرونده‌ها را بررسی کنند تا اگر قصور یا کوتاهی در بیمارستان بوده است، مشخص شود. در حقیقت دو تیم بازرسی نتایج را در آینده اعلام می‌کنند تا اگر هر ایرادی در هر قسمتی از فرآیندها باشه ما اصلاح می‌کنیم تا جلوی این فاجعه‌ها از این بعد گرفته شود.
*چه زمانی نتیجه مشخص می‌شود؟

هنوز مشخص نیست.

*متهمان مرگ مادری تاکنون چه مواردی شناسایی شدند؟

چند مساله وجود دارد. یکی اینکه ما در بیمارستان چابهار هزاران مورد زایمان داریم و میزان زایمان بالاست اما متاسفانه مراقبت‌ها کم است. خیلی از بیماران برای مراقبت‌های مادری نیامدند. البته این هم از کوتاهی سیستم بهداشتی ماست. شش تا هفت مورد هم کرونای مثبت بودند. کرونای تایید شده داشتند. می‌دانید که کرونا وقتی در فرد حامله ایجاد شود، بسیار خطرناک است. تقریبا اجتناب‌ناپذیر است و کاری نمی‌توان کرد و همه درمان‌های کرونا هم انجام شده است. دو مورد هم زایمان را اینجا انجام ندادند و بعد از ۱۰ روز به منطقه آمدند، این هم کوتاهی سیستم ماست.
*پس کوتاهی و قصور بوده است.

به هر حال یک سری کوتاهی هم در سیستم بهداشت و هم درمان حتما هست که منجر به این اتفاقات می‌شود. ما انشاالله تلاش داریم که این موارد را اصلاح کنیم علی رغم همه کمبودها و مشکلات تا از این به بعد شاهد این اتفاقات در هیچ‌کجای مملکت نباشیم.
*فعالان محلی می‌گویند نسبت به بیمارستان‌ها نگاه منفی شدیدی ایجاد شده. این موضوع را تایید می‌کنید؟

بله متاسفانه به بیمارستان‌ها حس بدبینی ایجاد شده است. من علی‌رغم اینکه به رسانه‌ها احترام می‌گذارم و بهترین کنترل کننده رسانه است اما گاهی گزارش‌ها اثر عکس می‌دهد از این جهت که باعث بی‌اعتمادی مردم شود. البته این بی‌اعتمادی ربطی به گزارش شما ندارد. در کل نسبت به بیمارستان‌ها و به خصوص آنجا بی اعتمادی وجود دارد، تلاش داریم با تغییر در رویه‌های بیمارستان و خدمت رسانی به مردم رضایتمندی ایجاد شود.

*به هر حال باید توجه کنید که کمبود امکانات درمانی و سرانه پایین تخت‌های بیمارستانی نیز جزو موارد مورد انتقاد مردم چابهار است، آن‌ها یکی از متهمان مرگ مادری را ۲۰۹ تخت خوابی می‌دانند که باید کفاف بیش از ۴۶۰ هزار نفر جمعیت را بدهد. برای اصلاح این موارد چه برنامه‌ای در دست اقدام دارید؟

یک اورژانس داریم تا اولین فرصت تا حداکثر هفته دولت افتتاح کنیم. این اورژانس فضای بزرگی است، ساختمانی است که چندین سال است به دلیل کمبود بودجه، متاسفانه همکاران قبلی هر کاری کردند، وزارتخانه کمک نکرده است. امیدواریم با اطلاع‌رسانی، همکاران در وزارتخانه کمک کنند بودجه بیشتری بدهند به ما تا این بخش را هم در چابهار هم ایرانشهر جا بیندازیم. این موضوع کمک می‌کند به رضایتمندی مردم و به خدمات بهتر به مردم، چون تخت‌های بیشتری اضافه می‌شود. پزشکان جدید می‌آیند. وقتی این بخش به اورژانس اضافه شود، بعضی بخش‌های بیمارستان از اورژانس خالی می‌شود ولی آن‌ها هم به بیمارستان اضافه می‌شود، در واقع بعضی فضاها و اورژانس‌ها به اینجا می‌آیند و می‌شود از آن فضاها استفاده کرد.

ویژه‌نامه همایش توسعه پایدار در معادن و صنایع معدنی

ویژه‌نامه همایش توسعه پایدار در معادن و صنایع معدنی منتشر شد.
برای دریافت نسخه الکترونیک کلیک کنید

ویژه نامه توسعه_پایدار در معادن-1400

پاسخ متفاوت دولت‌های اروپایی به بحران پناهندگان اوکراینی

متعاقب حمله نظامی روسیه به کشور اوکراین در تاریخ 5 اسفند 1400 و ورود سریع نیروهای نظامی به شهرها و مناطق مسکونی اوکراین، طی چند روز هزاران نفر از شهرهای شرقی و مرکزی این کشور به سمت غرب و مرزهای غربی گریختند. این جریان خروج از اوکراین که اغلب شامل زنان و کودکان است به نحو گسترده و سریعی در حال پیشرفت است. در روز اول شروع جنگ روسیه و اوکراین، رئیس جمهور کشور کوچک مولداوی (با 2.6 میلیون جمعیت) اعلام کرد که چهار هزار نفر از مرز این کشور عبور کردند و در چادرهای اسکان موقت فراهم شده در نزدیکی مرز پذیرش شدند و همچنان مرزهای این کشور به روی پناهجویان باز خواهد بود . مولداوی تنها کشوری نبود که مرزهای خود را به روی بی‌جاشدگان اوکراینی از همان ساعات اولیه جنگ گشود. به ترتیب کشورهای لهستان، مجارستان و اسلواکی که سه همسایه غربی اوکراین هستند تا امروز پذیرای بیشترین تعداد اوکراینی‌ها هستند. در مجموع تا امروز (15 مارس 2021) کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان اعلام کرد که طی سه هفته گذشته نزدیک به 3 میلیون نفر از اوکراین گریخته‌اند و حدود 1 میلیون نفر در داخل این کشور بی‌جا شده و این رقم هر روز و هر ساعت رو به افزایش و بسیار بزرگتر از بحران سال 2015 است. واکنش و عملکرد فعلی کشورهای اروپای شرقی که در بحران‌های پناهندگی پیشین در اروپا رویکردی راستگرایانه و مخالف پذیرش پناهندگان داشتند، در شرایط فعلی بسیار متفاوت و قابل ارزیابی است. بحران پناهندگی اوکراینی‌ها، کشورهای عضو اتحادیه اروپا و همه کنشگران حوزه پناهندگی را با چند پرسش اساسی روبرو می کند، که در ادامه این یادداشت تلاش می‌شود تا به آنها پاسخ داده شود.
وضعیت حقوقی افرادی که از اوکراین گریخته‌اند چیست؟ پناهندگان متفاوت، پاسخ‌های متفاوت
نکته قابل توجه در موضع‌گیری دولت‌ها و رسانه‌های اروپایی نسبت به انتخاب واژگان مختلفی در ادبیات حقوق پناهندگی که هر کدام بار حقوقی متفاوتی دارند برای اشاره به وضعیت این افراد در دو بحران پناهندگی اخیر است . از این رو، در سال‌های پس از بحران سال 2015 که جریان پناهجویی عمدتاً شامل پناهجویان سوریه ای گریخته از جنگ یا پناهجویان دیگر از منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا بود، شاهد بودیم که بر استفاده از واژه «مهاجران» یا «مهاجران اقتصادی» برای توجیه عدم پذیرش و عقب نگه داشتن آنان در کشورهای ثالث مانند ترکیه پافشاری می‌شد. حال آنکه در جریان اخیر که پناهندگان و آوارگان دارای قرابت‌های نژادی، مذهبی و فرهنگی با کشورهای عضو اتحادیه اروپا هستند، این افراد «پناهنده»، «جنگ‌زده» و نیازمند کمک‌های سریع و همه جانبه خوانده می‌شوند. همچنین اتخاذ تصمیمات با سرعت بیشتر و پذیرش بالاتری در جریان است. همانگونه که همدلی رسانه‌ای با بی‌جا شدگان اوکراینی به صورت صریح و البته تبعیض‌آمیز با استفاده از الفاظی از جمله «مردم اروپایی»، «مردم متمدن»، «مردم مسیحی»، «مردمانی شبیه ما و نه آفریقایی یا خاورمیانه‌ای» در بسیاری رسانه‌های مطرح اروپایی و آمریکایی منعکس شد و نشان از نگاه متفاوت و استانداردهای دوگانه برای مواجهه با افرادی که به دنبال امنیت به اتحادیه اروپا وارد می‌شوند داشت.اگرچه مطابق ماده 3 کنوانسیون درباره وضعیت پناهندگان سازمان ملل متحد، بررسی درخواست‌های پناهندگی و اعمال مفاد این کنوانسیون باید بدون تبعیض نسبت به کشور مبدأ، نژاد و مذهب صورت گیرد.
از طرف دیگر، یکی از دلایلی که مقامات آژانس پناهندگی سازمان ملل متحد و اتحادیه اروپا به جای واژه «پناهجو» و «پناهنده» از «جنگ زده»، «گریخته» و «بی‌جا شده» استفاده می‌کنند عدم ثبت درخواست پناهندگی این افراد و همچنین بکارگیری مکانیزم حمایتی – حقوقی متفاوتی برای حمایت از بیش از سه میلیون نفری است که از اوکراین خارج شده‌اند.
واکنش دولت‌های عضو اتحادیه اروپا در چارچوب نظام مشترک پناهندگی اروپایی چیست؟ راه حل میان مدت پیش بینی شده چه خواهد بود؟
بر اساس موافقتنامه‌ای که میان اوکراین و اتحادیه اروپا در سال 2017 منعقد شد، اتباع اوکراینی در حال حاضر می‌توانند بدون نیاز به دریافت ویزا از یکی کشورهای عضو پیمان شنگن، به مدت 90 روز در 180 روز از سال در محدوده شنگن اقامت کنند. بنابراین، این افراد بدون نیاز به ثبت درخواست پناهندگی و تنها با داشتن گذرنامه می‌توانستند بدون محدودیت از مرزهای غربی اوکراین وارد اتحادیه اروپا شوند. اگرچه، با گسترش شمار کسانی که قصد خروج از اوکراین را داشتند، این امر نیز تسهیل شد و چهار کشور اصلی همسایه لهستان، مجارستان، رومانی و مولداوی اجازه عبور افراد حتی با کارت شناسایی را اعلام کردند.
لازم به ذکر است که اوکراین یکی از کشورهای اصلی مهاجران اقتصادی در اروپا است. به طور مثال، پیش از شروع جنگ 1.5 میلیون نفر اوکراینی در لهستان و 250 هزار نفر در آلمان اقامت قانونی داشتند؛ و در مجموع تعداد پناهندگان اوکراینی در کل اتحادیه اروپا 6300 نفر در سال 2021 بوده است . در شرایط فعلی نیز، بسیاری از کسانی که از اوکراین گریخته‌اند، به امید اقامت موقت در کنار اقوام و آشنایان خود هستند و تعداد بسیار کمی در کشورهای همسایه یا دیگر کشورهای عضو اتحادیه درخواست پناهندگی خود را ثبت کردند.
اگرچه گروه وابستگان اجتماعی موجود در اروپای شرقی و بخش خصوصی به سرعت در حال کمک رسانی به آوارگان اوکراینی است؛ با این وجود، به دلیل شرایط پیش‌بینی ناپذیر در ادامه یا خاتمه جنگ، کشورهای پذیرنده بی‌جا شدگان اوکراینی، نیازمند ایجاد امکاناتی برای تحصیل کودکان، مداوای بیماران، سرپناه و معیشت آنان هستند. اتحادیه اروپا نیز با اتخاذ تصمیم شورای اتحادیه اروپا در تاریخ 4 مارس سال 2022 یعنی تنها 10 روز پس از آغاز جنگ، راه‌حل تسهیلگرانه‌‌ای برای حمایت کامل از آوارگان اوکراینی ارائه کرد . این راه حل، فعال کردن اعطای وضعیت حمایتی موقت اتحادیه اروپا (TPD) به اتباع اوکراینی برای مدت یکسال با قابلیت تمدید تا سه سال است. این وضعیت حقوقی با وضعیت پناهندگی متفاوت است و به اتباع اوکراینی اجازه می‌دهد بدون نیاز به ثبت درخواست پناهندگی و دوره انتظار برای پذیرش پناهندگی و محدودیت‌های دسترسی به بازار کار در دوره انتظار، از اجازه اقامت قانونی در یکی از کشورهای عضو اتحادیه اروپا و دسترسی به امکانات تحصیل و بازار کار در محدوده کشورهای عضو اتحادیه اروپا برخوردار باشند. لازم به ذکر است، دستورالعمل اعطای حمایت موقت اتحادیه اروپا برای پاسخ به موارد هجوم گسترده آوارگان از سال 2001 و در پی جنگ منطقه یوگوسلاوی سابق در دهه 90 میلادی تصویب شده بود ، ولی تا سال جاری در بحران‌های پناهندگی پیشین بکار گرفته نشده بود. این سند برای کلیه کشورهای عضو اتحادیه اروپا به استثنای دانمارک لازم‌الاجراست.
وضعیت غیر اوکراینی‌های مقیم اوکراین که تلاش کردند از جنگ در این کشور بگریزند چه خواهد بود؟
در میان جمعیت سه میلیونی افرادی که از اوکراین گریخته‌اند، جمعیت کوچکی از افراد غیر اوکراینی از کشورهای مختلف غیر اروپایی هستند که در این کشور تحصیل می‌کردند یا دارای اقامت کوتاه مدت یا بلندمدت بوده‌اند و اکنون سعی دارند تا به یک کشور امن ثالث یا کشور اصلی خود بروند. طبق آخرین گزارش سازمان مهاجرت جهانی در سال 2021 به طور کل 293 هزار نفر با اجازه اقامت دائم، حدود 77 هزار نفر دانشجوی خارجی (با اکثریت اتباع هند) و 2200 نفر پناهنده در این کشور ساکن بوده‌اند ( IMO,2021). اگرچه گزارش‌های متعددی حاکی از برخورد تبعیض آمیز و متفاوت با اتباع کشورهای دیگر در مرزهای اوکراین با همسایگان غربی منتشر شد، اما به طور کل کشورهای عضو اتحادیه اروپا بر مبنای قانون مرزهای شنگن (ماده 6 بند 5) شرایط ورود این افراد به حوزه شنگن را بر اساس «شرایط بشردوستانه» تسهیل کردند . در حال حاضر، انتظار می‌رود اغلب این افراد پس از ورود به یکی از کشورهای امن اتحادیه اروپا اقدام به بازگشت به کشور اصلی خود کنند. بنابراین، در گفت‌وگو‌های پیرامون این موضوع، توجه کمتری به اعطای حمایت به اتباع غیراوکراینی شده است. از این رو، هنوز به طور دقیق مشخص نیست که برنامه دولت‌های اروپایی برای حمایت از افراد بدون تابعیت ساکن در اوکراین، کودکان متولد شده در ماه‌های پیش رو و همچنین پناهندگانی که در اوکراین ساکن بودند، چه خواهد بود. علاوه براین، با وجود ثبت اطلاعات هویتی همه افرادی که قصد دارند از مرز اوکراین وارد اتحادیه اروپا شوند، یکی از نگرانی‌های سیاستمداران اتحادیه اروپا این است که این مسیر به طور موقت توسط قاچاقبران مهاجران نامتعارف مورد استفاده قرار گیرد.

https://twitter.com/sandumaiamd/status/1496859315122147337?s=20&t=taB4C8HJUd3ZfCdAs8uOMw
https://data2.unhcr.org/en/situations/ukraine
https://old.imobs.ir/2019/09/25/107/
https://mobile.twitter.com/AlanRMacLeod/status/1497974245737050120
https://euaa.europa.eu/latest-asylum-trends-annual-overview-2021
Council Decision (EU) 2022/382 of 4 March 2022
temporary EU protection status
Council Directive 2001/55/EC
IOM, Migration in Ukraine, 2021, available at: https://iom.org.ua/sites/default/files/migration_in_ukraine_facts_and_figures_2021-eng_web.pdf
Schengen Borders Code (article 6) 9 March 2016, available at: https://eur-lex.europa.eu/legal-content/EN/TXT/HTML/?uri=CELEX:32016R0399

خواب‌ تازه مدیران برای تئاتر شهر

سوختن جداره‌های بیرونی ساختمان، حضور کارتن‌خواب و این اواخر هم قمه‌کشی در پارک دانشجو بهانه‌هایی برای جداسازی بزرگترین مجموعه نمایش تئاتر ایران از فضای عمومی است. مدیران شهری و فرهنگی مدتی است با اشاره به ناامنی و آسیب‌های اجتماعی در محدوده منطقه یازده تهران می‌خواهند، ساختمانی که علی سردار افخمی، معمار مشهور ایرانی ساخته، را حصر کنند. ایده حصار و حریم البته پارسال هم مطرح شد اما راه به جایی نبرد، ایده‌هایی که امسال همزمان با بازدید میدانی دو عضو شورای شهر تهران از ساختمان تئاتر شهر و نامه وزیر ارشاد به علیرضا زاکانی، شهردار تهران جدی‌تر شد. با این حال هنوز مشخص نیست که مدیران تازه به ارشاد آمده، چه برنامه‌ای برای ساختمان تئاتر شهر دارند و ایده مشخص آن‌ها برای حفظ ساختمان از گزند آسیب، حصار است یا ایجاد حریم. علیرضا نادعلی، سخنگوی شورای شهر تهران می‌گوید در هفته گذشته جلسه دیگری برای تصمیم‌گیری برگزار شده است.

ایده محصورسازی تئاتر شهر جدید نبود، هنرمندان مدافع حصر تئاتر شهر گمان می‌کردند که این ایده دست کم تا پایان قرن چهاردهم شمسی اجرایی می‌شود. قاطعیت و جدیت در ایجاد حصار و حریم در گفته‌های مسئولان هم به چشم می‌آمد. مدتی پیش، کاظم نظری، مدیرکل هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ ارشاد تعیین حریم تئاتر شهر را اولین گام در حوزه مدیریت اداره کل هنرهای نمایشی دانسته و به رسانه‌ها گفته بود: تاریخ اجرای این مهم تا پایان سال اعلام می‌شود. به دلیل اهمیت مساله تعیین حریم تئاتر شهر و ایجاد بستری امن برای هنرمندان جهت اجرای آثار نمایشی و همچنین مخاطبانی که به‌عنوان اصلی‌ترین موتور محرک حیات تئاتر در محیط‌های هنری مانند تئاتر شهر حضور پیدا می‌کنند؛ نخستین اقدامی که در همراهی با معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای رسیدن به یک نتیجه قطعی آن را به‌عنوان اولین گام در حوزه مدیریت اداره‌کل هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مدنظر قرار دادیم به مقوله تعیین حریم تئاترشهر باز می‌گشت. نظری همچنین گفته بود که چه از طرف معاونت هنری و چه از طرف اداره کل هنرهای نمایشی و چه از طرف تئاتر شهر همه به دنبال اجرا و نهایی شدن این حریم به بهترین شکل ممکن هستند: به محض برگزاری اولین جلسه‌ کارگروه تخصصی با همکاران‌مان در شورای شهر که تا پیش از پایان سال ۱۴۰۰ خواهد بود، تاریخ نهایی آغاز و انجام تعیین حریم تئاتر شهر را مشخص و اعلام می‌کنیم. همچنین غیر از خود ساختمان و بنای تئاتر شهر که نشانه تئاتر ایران است، باید در محوطه این مجموعه نیز بتوانیم شاهد اجرای برنامه‌های فرهنگی و نمایشی باشیم تا طرح گذر فرهنگ و هنر تئاتر از بنیاد رودکی تا تئاتر شهر را به شکل عینی و ملموس محقق کنیم.
نامه‌نگاری وزیر ارشاد و شهردار تهران
پیش از صحبت‌های نظری، وزیر ارشاد هم درباره حریم تئاتر شهر به شهردار تهران نامه‌ای نوشته بود. محمدمهدی اسماعیلی به خبرگزاری ایلنا گفته بود که بعد از ناامنی‌های در محوطه تئاتر شهر و نگرانی تئاترها به دستیارش، محمود شالویی، ماموریت ویژه برای پیگیری موضوع داده است. او همچنین گفته بود که با شهردار تهران مکاتبه کرده و به صورت جدی موضوع تعیین حریم را پیگیری می‌کند تا فضای مجموعه تئاتر شهر متناسب با علایق فعالان حوزه فرهنگی به شکل مطلوبی تبدیل شود.
اما اینکه چه نوع حریمی در انتظار تئاتر شهر است، هنوز مشخص نیست. مدتی پیش ابراهیم گله‌دار زاده به خبرگزاری مهر گفته بود که حریم تئاتر شهر طراحی شده و به شورای شهر تهران در دوره پنجم ارسال و ده بهمن امسال به شورای ششمی‌ها باز ارسال شده است. طرحی که در آن قرار است امکان دستفروشی سخت و محدود شود و دسترسی هنرمندان و شهروندان به تئاتر شهر تسهیل و ساختمان تئاتر شهر از لحاظ بصری محدود نشود.
طرح تئاتری‌ها رد شد
علیرضا نادعلی، سخنگوی شورای شهر، یکی از کسانی بود که مدتی پیش از ساختمان تئاتر شهر تهران بازدید کرده بود و پیگیر طرح برای ساختمان تئاتر شهر بود. او درباره آخرین تصمیمات اتخاذ شده درباره تئاتر شهر توضیحاتی تازه می‌دهد و به «پیام‌ما» می‌گوید: وقتی که طرح ارسال شد ما درگیر بودجه بودیم، قرار ما هم در برنامه بودجه سال ۱۴۰۱ این شد که موضوع به دلیل جنس بنا و رخدادی که در آن اتفاق می‌افتد، به این دلیل که فاخر است و نیاز به ریزه‌کاری دارد، به سازمان زیباسازی به جای شهرداری منطقه سپرده شود.
نادعلی با اشاره به اینکه بعد از جلسات بودجه، طرح ارسال شده از سوی تئاتری‌ها هم در جلسات بررسی شد، ادامه می‌دهد: طرح را بررسی کردیم و طرح مناسبی نبود. چون در داخل معاونت هنری وزارت ارشاد تغییراتی در این سطح اتفاق می‌افتاد، نمی‌توانستیم با دوستان حرف محکمی بزنیم. من هفته پیش با آقای دکتر سالاری معاون هنری و مدیرکل هنرهای نمایشی جلسه داشتم و محور اصلی صحبت‌هایمان هم تئاتر شهر بود. همفکر ما بودند و ما به آن‌ها گزارش دادیم و قرار شد، یک کارگروه با حضور آن‌ها و ما برای اینکه کار رفت و برگشتی و درست اتفاق بیفتد، تشکیل شود.
او با اشاره به هماهنگی‌های بین وزیر ارشاد و شهردار تهران و تاکید بر پیشگیری از موازی کاری، ادامه می‌دهد: طرح‌های قبلی مانند پهنه رودکی را هم دوستان مطالعه کردند و قرار شد که فراخوان ایده‌ای هم از هنرمندان داشته باشیم.
نادعلی در پاسخ به این پرسش که ایده نهایی برای حفاظت از ساختمان تئاتر شهر از چه جنسی است، می‌گوید: با قطعیت نمی‌گویم اما تا اینجای قضیه نظر سمت ما و دوستان ما که فعالیت تخصصی شهرسازی انجام دادند، نظرشان بحث حصار و دیوار نیست.
سخنگوی شورای شهر تهران با ذکر یک مثال تاکید می‌کند: حتی اگر فرض کنیم که دور تا دور آنجا را هم ببندیم، نمی‌توانیم تضمین کنیم که این اتفاقات آنجا نیفتد. همچنین این بستن اتفاق قشنگی نیست، زیرا آنجا محل تردد مردم و هنرمندان است. به گفته نادعلی در آخرین جلسه با مدیران هنری، اعضای کمیته هنری شورا بر این باور بودند که رویدادهای هنری می‌تواند فضا را برای عوارض آسیب‌های اجتماعی ناامن می‌کند، رویدادهایی نظیر تئاتر خیابانی و جشنواره‌ها و اقداماتی که با موضوع تئاتر سنخیت داشته باشد: این موضوع حتمی است و اگر چیز دیگری لازم باشد، دوستان در موضوع معماری ورود می‌کنند. اما هر اتفاقی که رخ دهد، دغدغه ما این است که به زیباترین شکل ممکن رخ دهد.
به نظر می‌رسد ایده حصارکشی برای تئاترشهر با برگزاری رویداد جایگزین می‌شود اما هنوز نمی‌توان با قطعیت گفت، مدیران تازه برای ساختمان تئاتر شهر چه خوابی دیده‌اند. کنشگران شهری در ماه‌های اخیر مخالفت‌های جدی با ایده جداسازی و خصوصی کردن فضای هنری تهران داشتند. مدتی پیش آذر تشکر، جامعه‌شناس شهری به «پیام‌ما» گفته بود: جداسازی‌ها اثری ندارد و تنها شهروندان را تشویق می‌کند تا خلاف قانون وضع شده عمل کنند: در حوزه مدیریت شهری، قدرت دست شهروندان است، شهروندان از فضا طوری استفاده می‌کنند که خودشان تشخیص می‌دهند، یعنی شما نرده می‌کشی اما مردم از روی آن رد می‌شوند، در نهایت این اتفاق اثری ندارد. او تاکید داشت اگر نظام حکمرانی شهری در سطوح مختلف بخواهد موثر باشد و شهروندان را با خود همراه کند، راهش این است به جای اینکه فضای عمومی را ببندد، آن را باز کند. موضوعی که باید دید تا چه اندازه در تصمیم‌گیری تازه برای تئاتر شهر لحاظ می‌شود.

که ایران چو باغی‌ست خرم بهار

بعد از دو سال رخوت، بالاخره کرونا کوتاه آمد و راه سفر باز شد. هر چند که حالا قیمت‌ها و هزینه‌ها کوتاه نمی‌آیند و سدی شده‌اند پیش روی روزهایمان و عامل خانه‌نشینی و رخوت و حالِ ناخوش بسیاری از ما که شاید حتی تصور تجربه چنین روزهایی را در دورترین نقطه ذهنمان هم نداشتیم. اما بخواهیم یا نه، بهار سر رسیده و زمین قرار است باز نفس تازه کند. هر چند که جهان اسیر آتش جنگ است و هنوز با ردپایی که کرونا از خود به جا گذاشته پنجه در پنجه دارد و حال ایرانمان هم چندان خوش نیست. اما آنچه مسلم است، ما به درد مشترکی که داریم واقفیم. حالا که زمین نشانه‌ای پیش روی ما گذاشته تا بگوید زمستان با تمام سختی و سردی رفتنی است و سر رسیدن سبزی بهار قانونی انکار ناشدنی است، بهانه‌ای برای گشتی کوتاه در ایران عزیزمان پیدا کردیم. ایرانی که وطن است و عزیز. امید که سال و قرن جدید همراه با برکت و صلح برای ایران و جهان باشد.

قسم به جانِ وطن*
حکیم نظامی به خوبی درباره وطن سروده است که: «همه عالم تن است و ایران دل / نیست گوینده زین قیاس خجل / چون که ایران دل زمین باشد / دل ز تن بِه بود یقین باشد» حرف تازه‌ای نیست گفتن از زیبایی‌هایی ایران و تاریخی که می‌شود به آن بالید. بماند که تلخ کامی تمام بی‌توجهی‌ها و آسیب‌ها هم به یادمان مانده و می‌ماند، اما ایران ما با تمام سختی‌هایی که از سر گذرانده، همواره چنته مسافران را سخاوتمندانه پر کرده است. در این گزارش قرار بر این داریم مروری بر برخی جاذبه‌های گردشگری کشور که می‌تواند بخشی از خاطره نوروزی شما را بسازد، داشته باشیم.
تنگ براق- شهر سده، شهرستان اقلید، استان فارس
«این تیر اندازی من، بغ مزدیسن، شاپور شاهان، شاه ایران و انیران است که چهره از یزدان دارد… اردشیر شاه شاهان ایران، نوه بغ بابک شاه، و ما هنگامی که این تیر را پرتاب کردیم، پس ما آن را پیش شهریاران و واسپوهران و بزرگان و آزادان پرتاب کردیم و از این سنگ چین، تیر به آن سنگ چین افکندیم، اکنون هر که نیو دست است، آن تیر از این سنگ چین به آن سنگ چین پرتاب کند، سپس کسی که تیر به آن سنگ چین افکند او نیو دست است» این متن مربوط به کتیبه‌ شاپور یکم ساسانی در تنگ براق است. کتیبه‌ای دو زبانه -زبان پهلوی و زبان پارتی- که در سال ۱۳۳۵ کشف شده و جزو آثار ملی است. روستای تنگ براق در 207 کیلومتری شمال غربی پاسارگاد در استان فارس قرار دارد و تفرجگاهی با همین نام در جوار روستا قرار گرفته است. کتیبه ساسانی نزدیک به دهانه غار کم‌عمقی در دل کوهی است که در این تفرجگاه است. تنگ براق دره‌ای است در شکاف دو کوه که موسیقی آواز پرندگان فضای آنرا دلنشین می‌کند. تنگ براق آبشار بسیار زیبایی هم دارد که به دریاچه کوچکی در میانه این تفرجگاه می‌ریزد و با آب بسیار زلالی که اگر زباله‌های گردشگران امانش دهد یکی از زیباترین چشم‌اندازهای طبیعی را پیش چشم مسافران قاب می‌کند.
تنگ براق در ۱۹۰ کیلومتری شیراز، ۸۰ کیلومتری جنوب غرب اقلید و ۲۰ کیلومتری شهر سده قرار دارد. آب‌وهوای این منطقه در روزهای اول بهار نسبت به مناطق اطراف خنک‌تر است و برای کسانی که بار سفر به شیراز یا کهگیلویه‌و‌بویراحمد را بسته‌اند می‌تواند مقصد تفرجی یک روزه و به یاد ماندنی باشد. به شرط رعایت اصول ایمنی هنگام شنا در دریاچه و در نظر گرفتن ضوابط محیط زیستی برای حضور در طبیعت بکر و زیبای این منطقه.
کویر رضا‌آباد- شهرستان شاهرود، استان سمنان
در خانه مردم روستای رضا‌آباد رو به رمل‌های کویری باز می‌شود. روستایی با خانه‌های کاهگلی و مردمانی مهربان و مهمان‌نواز در منطقه‌ای بکر و دور از هیاهوی شهر که با چند اقامتگاه بومگردی فعال می‌تواند مقصد سفری چند روزه به کویر برای تجربه‌ای متفاوت باشد. اقامت در روستایی که هنوز می‌توان آن را روستایی کویری دانست که هنوز دل به سیمان و آجر نباخته است. عکس‌های هوایی از رضا‌آباد به خوبی نشان می‌دهد که روستا از سویی منتهی است به تپه‌های رسی بلند که معمولا چند ماشین آفرود در آن در حال بالا و پایین رفتن هستند و شب‌ها می‌شود پاتوق کسانی که آسمان پر ستاره و سکوت کویر را می‌پسندند. یک سو هم تپه‌های ماسه‌ای است که موقعیت روستا را خاص‌تر کرده است. مشهورترین جاذبه طبیعی نزدیک به کویر به رضاآباد، جنگل ابر است. آنها که علاقمند به طبیعت و شب مانی در آن هستند می‌توانند با فاصله‌ای کوتاه یک شب را در کویر و یک شب را در جنگل سپری کنند. به یاد جمله ماندگار مرحوم محمد اینانلو «ایران جهانی‌ا‌ست در یک مرز»
کویر رضا آباد در ۲۰۰ کیلومتری جنوب غربی شاهرود در منطقه پارک وحش خارتوران استان سمنان قرار دارد.
قُمِش- شهرستان دزفول، استان خوزستان
دزفول شهر آجری ایران است و پر از جاذبه‌های طبیعی و فرهنگی بسیار، از رودخانه دز تا شهیون و روستاهای سرسبز و دیدنی که خاصه در بهار تماشایی هستند. علاوه بر بافت تاریخی شهر که بناهایی با مشخصه‌های منحصر به فرد معماری همچنان در آن باقی مانده و از تخریب و بلندمرتبه سازی جان سالم به در برده است، آثار معماری دیگری هم در این شهر وجود دارد که کمتر نمونه مشابه آن را در مناطق دیگر ایران می‌توان یافت. «قُمِش» از جمله این موارد است. قمش قناتی رودخانه‌ای است که در گذشته در سراسر دزفول آب مورد نیاز مردم شهر را تامین می‌کرده و حالا بخشی از آن بازسازی شده و تبدیل به یکی از جاذبه‌های دیدنی شهر شده است. اگر در سفر به دزفول تجربه قایق‌سواری در دز را داشتید، با کمی دقت به جداره‌های اطراف رودخانه، می‌توانید حفره‌های کوچکی را ببینید. این حفره‌ها محل تغذیه قمش هستند. و در مسیر رودخانه‌های دز و کارون قرار داشته و وظیفه آبرسانی به قنات‌های رودخانه‌ای شهر را داشتند. بخشی از مسیر قمش در دزفول برای بازدید گردشگران آماده شده و چنانچه گذرتان به شهر همیشه سبز خوزستان افتاد می‌توانید در محله شیدانه سراغ قمش چوقابافان یا قنات تاریخی مومنان را بگیرید و بعد از پایین رفتن از پله‌های بسیار مسیری نسبتا طولانی را در قمش که دیگر آبی از آن عبور نمی‌کند قدم بزنید و با معماری قنات رودخانه‌ای -که تفاوت‌هایی با قنات‌های کویری که از آب چاه تغذیه می‌شوند دارد- آشنا شوید و بدانید که با یکی از منحصر به فردترین شبکه‌های آبرسانی روبه‌رو هستید که زمانی بخش عمده آب مورد‌نیاز مردم شهر -در بخش کشاورزی و شرب- را تامین کرده است. قمش دزفول در جنگ 8 ساله هم برای مردم شهر اهمیت ویژه‌ای داشت و به عنوان پناهگاه و محل امدادرسانی به مصدومان مورد استفاده بود.
ارگ خرانق- شهرستان اردکان، استان یزد
یزد چند سالی است که تبدیل به یکی از مقاصد اصلی سفرهای نوروزی شده و ظرفیت‌ها و زیرساخت‌های مناسب آن رضایت گردشگران را هم در پی دارد. اما با وجود مسافران زیادی که راهی این شهر کویری می‌شوند تا تجربه‌ای متفاوت از سفر را کسب کنند، بسیاری از مناطق این استان کمتر شناخته شده است. خرانق یکی از این مناطق است. بخش خرانق یکی از بخش‌های شهر عقدا است که قدمتی دیرین و جذابیت‌های بسیاری در دل خود پنهان کرده است. اما شنیدن قصه این جاذبه‌ها لطف بازدید از آنها را دو چندان می‌کند. پس اگر گذرتان در نوروز به یزد افتاد، بازدید از روستای تاریخی خرانق را در شمال یزد و ۷۰ کیلومتری اردکان در برنامه سفر خود بگنجانید.
ارگ تاریخی خرانق که تا چهل سال پیش همچنان محلی برای سکونت اهالی روستا بود، در مستندات تاریخی، قدمت دقیقی ندارد. روی تابلویی که در ورودی مجموعه نصب شده قدمت آن بازه‌ای بین دوره تاریخی و دوران اسلامی تعیین شده، کارشناسان میراث فرهنگی معتقدند قدمت 4500 سال که در برخی منابع برای این قلعه ذکر می‌شود استناد دقیق تاریخی ندارد. آنچه مسجل شده قدمت اشیایی است که در سال‌های اخیر در زمین‌های حوالی قلعه کشف شد و باستان شناسان آنها را متعلق به دوره‌های سلوکی و اشکانی دانسته‌اند. ارگ خرانق یکی از 5 ارگ تاریخی شاخص ایران است، اما برای بسیاری از گردشگران هنوز ناشناخته است. برای آنها که ارگ های دیگر ایران همچون «نارین قلعه» در میبد و «ارگ بم» و «رایِن» را در کرمان دیده اند، در نگاه نخست ساختار چند اشکوبه‌ای این مجموعه جلب توجه و حساب این قلعه مسکونی را از قلعه‌های دیگر جدا می‌کند. ارگ خرانق علاوه بر بناهای عمومی همچون آب انبار، مسجد جامع، حسینیه و حمام، حدود 80 خانه دارد که با مصالح بومی بنا شده و با توجه به تمکن مالی مالکان آن داری دو تا سه طبقه هستند. ساکنان ارگ به صورت خانوادگی در خانه‌های نزدیک به هم زندگی می‌کردند و نشانه‌هایی از انبارهای غله که به صورت مشترک توسط چند خانواده مورد استفاده قرار می‌گرفت در قلعه وجود دارد. در کنار تمام جذابیت‌های این ارگ، مناره‌ای آجری در میان آن توجه را جلب می‌کند که به «منارجنبان» خرانق معروف است. هنوز هم ترفند هنرمندانه معماری، که این برج نه چندان بلند آجری را به حرکت وامی‌دارد و مسافران را شگفت زده می‌کند، یک راز بزرگ است. بسیاری از منابع این مناره را متعلق به دوره صفوی می دانند و برخی هم معتقدند قدمت این سازه به دوره سلجوقی بر می‌گردد. اگر قصد اقامت در خرانق را داشته باشید درست روبه‌روی ارگ می‌توانید در کاروانسرای تاریخی که هم امکانات پذیرایی و هم فضای اقامتی برای گردشگران در نظر گرفته است، اتراق کنید و آسمان شب کویر و طلوع خورشید را در خرانق تجربه کنید. نام خرانق (خورنق) به معنای زادگاه خورشید و محلی است که خورشید در آن بالا می‌آید.
*تیتر، برگرفته از اشعار فردوسی بزرگ
*برگرفته از تصنیفی از عارف قزوینی

لالایی برای «خانگل»

«به مادرم گفتم خانگل برمی‌گردد. داشتم گریه می‌کردم. پدرم حرف مرا تصدیق کرد و گفت شاید نتواند زندگی کند؛ برمی‌گردد.» کلیم‌الله توحدی، حدود دو سال از خانگل کوچکتر بود. آن وقت‌ها که کودک بودند با دردِ دل هم آشنا بودند و خانگل رازهایش را به کلیم گفته بود. کلیم می‌دانست خانگل که هنوز 16 ساله بود، عاشق شاهگلدی شده، آنها به هم دل داده‌اند و او گاه شرح دلدادگی‌اش را در لابه‌لای صدایش، سر می‌دهد. مثل تمام قصه‌های عشق و جدایی، خواستگار دیگری با بارِ گندم آمده بود تا همراه سرنا و دهل او را سوار بر اسب کند و ببرد روستای خودشان. پدر خانگل وقتی او سه ماهه بود، به شوروی رفت، مادر نیز آنها را ترک کرده بود و او بود و یک خواهر. در این شرایط و به ویژه پس از جنگ جهانی دوم و فقر و بدبختی آن زمان، خانواده داماد سی تومان پول نقد و بار گندم آورد، چند روز بعد هم شیخ اسدالله توحّدی پدر کلیم‌الله، روحانی معروف ایل خطبه عقد را خواند و عروس را با روبند قرمز بردند.

کلیم‌الله توحدی که حالا پژوهشگر و نویسنده تاریخ و موسیقی نواحی در خراسان شمالی است، آن صحنه را خوب به یاد دارد: «از پایین اسب می‌دیدم که خانگل به جای خوشحالی های های گریه می‌کند و شانه‌هایش بالا، پایین می‌رود. من هم رفتم خانه گریه کردم.» سال‌ها بعد وقتی خانگل مصرزاده، دو فرزند از همسر اول داشت، جدا شد چون دلش با همسرش نبود. برگشت و دل داد به لالایی و ‌‌آوازهای اصیل کرمانج؛ هرای، لو، بانگی و بنداروک. «قلبی که شکست تا همیشه داغدار است و تا قلب نشکند، کسی موسیقیدان و شاعر نمی‌شود.» خانگل مصرزاده سال‌های بعد دوباره با مرد دیگری ازدواج کرد و هم اکنون از او هم فرزندان دیگری دارد. توحدی شرح سرگذشت خانگل مصرزاده را همراه زندگی و آوای بسیاری زنان و مردان تاثیرگذار موسیقی کرمانج در کتاب «هزار و یکشب کرمانج: فلسفه شعر و موسیقی کرمانج خراسان» نوشته و آوازهایشان را هم ضمیمه کرده است. زندگی خانگل پر از رنج ‌و سختی‌هایی‌ است که سوز و عمقی را به صدا و ترانه‌هایش هدیه کرده است؛ صدایی که دو سال پیش برای همیشه خاموش شد. خانگل سال تولد خود را نمی‌دانست ولی آنطور که از گفته‌های توحدی پیداست باید متولد 1318 باشد. او 27 اسفند سال 98 در سکوت خبری و خیلی زودتر از آنکه کسی فکر کند، چشم بر جهان بست و یک هفته بعد، کیهان کلهر خبر فوت او را اعلام کرد. سال‌های آخر حافظه‌اش گرفتار بیماری آلزایمر بود و کمتر نغمه‌ای را به یاد می‌آورد. هر چه بود در سینه‌اش خاک شد اگر چه برخی، آواهایش را ضبط کرده‌اند. چندی پیش محمد حسن دامن‌زن که بخشی از مستند «طرقه» را به این زن هنرمند کرمانجی اختصاص داده، گفته بود؛ 600 ترانه از او را به صورت صوتی و تصویری ضبط کرده است.
هوشنگ جاوید در جریان پژوهش‌های میدانی از موسیقی زنان نواحی این منطقه حدود 40 دقیقه از آوازهای کار و سوگ و لالایی‌هایش را ضبط کرده و کلیم‌الله توحیدی هم بیش از دو ساعت از صدا و آوازهای او را در گنجینه‌اش دارد. جاوید سال‌ها پیش طی سفری پژوهشی به خراسان شمالی، با خانگل و آواهایش آشنا شده بود. او حالا به «پیام‌ما» می‌گوید تا قبل از آنکه پژوهشگران سراغ چنین افرادی بروند کسی آنها را نمی‌شناخت. «البته این افراد، خواننده حرفه‌ای و هنرمند صحنه‌ای نبودند ولی در قوم خودشان همه می‌دانستند که آواز می‌خوانند. آنها مثل گلدان کنار پنجره بودند و هستند که تا زمانی که نشکنند کسی به فکر آنان نیست.» جاوید در این سفر پژوهشی، ابتدا به چادرنشین‌ها سر زده بود و در نهایت توحدی، خانگل را که در روستای مرزی اوغاز شهرستان شیروان زندگی می‌کرد، به او معرفی کرده بود. خانگل به واسطه سختی‌هایش، پخته شده و به تعبیر جاوید «خصلت‌های مردانه» پیدا کرده بود. «آمد، نشست، خواند و لالایی‌هایش را ضبط کردم. وقتی هم که برای سال 82 گفتیم بیا جشنواره موسیقی زنان نواحی ایران، گفت چرا نیایم؟ جرات کرد و آمد.» یکی از آخرین دفعاتی که خانگل در برنامه‌ای اجرا داشت، اردیبهشت ماه سال 96 بود. در آن سال برنامه‌ای به نام «هزار و یک شب» در تالار آمفی تئاتر دانشگاه هنر تهران، برگزار شد و او به همراه دوتار عیسی قلی‌پور لالایی‌خوانی کرد.
پاسدار میراث معنوی نسل گذشته
خانگل اگر چه خواننده و موزیسین حرفه‌ای نبود ولی ثبت و ضبط آواهایش به عنوان پاسدار میراث معنوی نسل گذشته برای پژوهشگران مهم بود. تاثیراتی هم بر نسل‌های جوان موسیقی نواحی داشت و تلنگری برای آنان بود. البته برخی هم آواهای او را به شکلی عجیب و با موسیقی چندصدایی ضبط کردند. «قطعاتی از او را برای مطرح کردن خودشان به عنوان آواز محلی اجرا کردند، بدون اینکه بگویند آنها را از خانگل شنیده‌اند و به این صورت حق یک زن در پاسداری از هنر را نادیده گرفتند اما به هر حال تاثیرات او بر نسل جوانان منطقه زیاد بود. اگر چه دیر ولی سراغ او آمدند و بعد هم از دنیا رفت.» حالا در آرشیو این پژوهشگر به جز آوازهای کار و بنداروک یک شیون و لالایی سوگ هم هست. در لالایی‌ها گاه به کودک و گهواره اشاره می‌شود و گاه به مسائل تاریخی و حمله و کشتار مردم توسط قاجارها. بنداریک یا بنداروک در فرهنگ کرمانجی به دورهمی‌های دختران و زنان گفته می‌شود و آوازهای بنداروک هم توسط زنان عشایر هنگام کار و در دورهمی‌هایشان، پای درخت و در کنار چشمه خوانده می‌شود. «کسی که جوان و عاشق بود، عاشقانه می‌خواند، کسی که یارش نبود هجرانی سر می‌داد و مسن‌‌ها از فراق و مرگ می‌خواندند و به این ترتیب، هم کار می‌کردند، هم شادی و هم خستگی کار را فراموش می‌کردند. برای من جالب بود که اینوسترانتسف هم در کتاب خود درباره هنر ساسانیان از این آیین نام برده بود.» کنستانتین اینوسترانتسف، خاورشناس روسی بود که زمینه اصلی پژوهش‌هایش درباره تاریخ ایران در روزگار ساسانیان بوده است.
حتی لالایی زنان را تبدیل به زیرصدا کردند
سال 73 محمدرضا درویشی آلبوم موسیقی شمال خراسان را با صدا و ترانه‌های خانگل مصرزاده و هنرمندانی چون حاج حسین یگانه، علی آبشوری، حسین ببی، نیازعلی صحرا روشن، رمضان عزیزی، علی آلمه جوغی، سودابه شاملو و سروجهان ضبط کرد. همان زمان صدای زنان در آن آلبوم‌ها تبدیل به زیرصدا شد آن هم در شرایطی که همه زنان بالای 50 سال سن داشتند و به گفته مجتبی قیطاقی، پژوهشگر موسیقی خراسان هیچ گونه اثری از تصنیف و ترانه قومی در آن شنیده نمی‌شد ولی اجازه ندادند که صداها پخش شود. «آقای توحدی را دعوت کردند تا صدای زنان با فضاسازی، به عنوان زیرصدا قرار گیرد. آن زمان فرصتی برای معرفی زنان نبود. حالا فضای رسانه‌ای اینطور شده است و ما نقل قول‌هایی از استادان بزرگی چون شجریان داریم که از جای خالی صدای زنان گفته‌اند.»
آواز زنان در کرمانج ریشه در تاریخ مردم دارد، به عنوان مثال الله مزار که یکی از مهمترین آوازهای سوگ تاریخی این منطقه است، به گفته جاوید هم بخش مردانه و هم زنانه دارد و خانگل بخش زنانه آن را خوانده است. مجتبی قیطاقی هم از خواندن زنان در مراسم حنابندان و عروسی به «پیام‌ما» می‌گوید که به یکی از سنت‌های قومی تبدیل شده است، زنان و دختران به صورت سوال و جوابی آواز می‌خوانند، حتی بین آنها رقابت شکل می‌گیرد و بزرگان فامیل آنها را داوری می‌کنند. «خانگل هم در مسیر همین واقعیت فرهنگی، یکی از صدها هزار خواننده گمنام یا به‌نام است منتها ما در چارچوبی قرار گرفته بودیم که صدای زنان در حجاب بود. این قصه در اقوام هم تاثیر گذاشت و کسی جرات نمی‌کرد بخواند.» بانگی یکی دیگر از آوازهای سوگ در کرمانجی و در واقع فریاد و فغان از سر درد در مدح فرد ازدست‌رفته است و گریزی به باورها و افسانه‌های قومی دارد. این آواز بر سر مزار خوانده می‌شود و فریادی است از سر درد زنان آن را سر می‌دهند. «سر مزار می‌گویند بگویید کسی بیاید چند کلام بانگی بخواند و در آن فضا بحث تفنن و جنسیت مطرح نیست. خانگل تمام گونه‌های آوازی از ترانه‌های کردی را بلد بود. ترانه‌هایی که به تعبیر امروزی پاپ و ساده‌فهم‌تر است و همچنین ترانه‌هایی با ساز یا بدون ساز؛ مقام‌های سنگینی چون لو، هرای و جدایی، ترانه‌های کار و گاودوشی و درو، همه را اجرا می‌کرد.» زنی که حالا مادر لالایی‌های کرمانج لقب گرفته، مدت‌ها مستقل زندگی، کار و تلاش کرده و با این زمزمه‌ها سرپا مانده. وقت شیردوشی برای گاوی که شیر داده، خوانده و آرزوی سلامتی، سرزندگی و برکت ‌کرده. مثلا خوانده؛ خدا را شکر که تو هستی، لطف خدا تو را به ما بخشیده تا از وجود تو برخوردار شویم، تو باعث شکر ما هستی، پس تو باید سلامت باشی، برای ما سرپا بایستی، آرزوی ما این است که تو را ایستاده ببینیم. در جای دیگر هنگام خواندن ترانه لالایی، پای گهواره مقدمه‌ای دارد و کودک را به فضایی می‌برد و برای او آینده‌ای را تصویر می‌کند. آرزویی را در گوش او صدا می زند؛ تو که باید بزرگ شوی، سربلند باشی، سرو ایستاده باغ باشی و تکیه‌گاه قوم و پدر و مادر و فرهنگ خودت باشی، لالایی..، تو که باید مراقب خودت باشی و فردا افتخار و گره‌گشا باشی لالایی… «هیچکس نمی‌تواند خود را در برابر آواز او کنار بکشد، این تاثیرگذاری نتیجه پایبندی به میراث و سنت فرهنگی است که بزرگترها داشتند و او قدر آن را دانسته و ارث برده است. روحیه‌ای که گم‌شده هنرمندان امروز است، دیر آمده‌اند و می‌خواهند زود به نتیجه برسند. انرژی و پیام خاصی از آواز او به من می‌رسید و باب تازه‌ای در مسیر پژوهشی من باز کرد و ریشه و جوانب احساسی آواز برایم مهم شد. او زندگی در فضایی را تجربه کرد که شخص در آن باید پایبند به فرهنگ و طبیعت باشد و فرد بار می‌آید که درد و رنج را احساس کند، دردی که بد نیست و خوشایند است و نتایج درخشانی در هنر و زندگی دارد. خیلی مهم است که زنی این تجربه را داشته باشد و شاید کسی که در شهر زندگی می کند فرصت آن را نداشته باشد.»
خبر فوت خانگل مصرزاده، فروردین سال 99 تقریبا ده روز دیرتر در رسانه‌ها منتشر شد. کیهان کلهر در این‌باره نوشته بود: «خبر درگذشت او با دیرکردی چندروزه شنیده شد، از آن رو که او در تنهایی می‌زیست و دیرزمانی بود که یادی از او نمی‌شد. خانگل تاریخ زاده شدنش را نمی‌دانست. می‌گفت: وقتی روس‌ها به ایران آمدند من به دنیا آمدم. او که استعداد آوازخوانی شگفت‌انگیزی داشت‌ هرگز این بخت را نیافت تا شناخته شود و دیگران نیز از صدای دلنشینش بهره ببرند. تنها آلبومی که از صدای او به جای مانده به نام «آوازهای زنان کرمانجی» پخش شده است. می‌گویند مجموعه‌ای بی‌مانند از آوازهای کرمانجی را در سینه داشت. دلبسته خواندن بود و می‌گفت وقتی تنهام، وقتی ناراحتم یا خوشحالم فقط و فقط آواز می‌خوانم و با همین آوازها زنده‌ام.»

درختکاری در گرو سودآوری

به ازای هر تی‌شرتی که بخرید یک درخت کاشته می‌شود؛ به ازای هر ساعتی که بخرید؛ به ازای هر کفشی که بخرید؛ به ازای هر بار کارت کشیدن. یکی بخر، یک درخت بگیر. کسب و کارهای مختلف کشورهای جهان درخت می‌کارند تا علاوه بر عمل کردن به تعهدات جهانی، سابقه پایداری در محیط زیست خود را تقویت کنند.
هر چه بحران اقلیم عمیق‌تر می‌شود، کسب‌وکارها و مصرف‌کنندگان با سازمان‌های مردم‌نهاد و دولت‌ها برای توسعه درختکاری همکاری بیشتری می‌کنند. سال گذشته میلیاردها درخت در چندین کشور سراسر دنیا کاشته شد که سه هدف تامین معیشت، جذب و حبس دی‌اکسید کربنی را داشت که کره زمین را گرم و به بهبودی سلامت اکوسیستم کمک می‌کنند. اما اگر این تلاش‌ها به شیوه نادرستی انجام شوند، اجرای این دست پروژه‌ها می‌تواند نتیجه بدتری داشته باشد و از پس حل مشکلات برنیایند. کاشت درخت اشتباه در جای اشتباه می‌تواند تنوع ‌زیستی را کاهش دهد، انقراض گونه‌ها را سرعت ببخشد و مقاومت اکوسیستم را کمتر کند.

توجه کردن به نابودی تنوع زیستی به‌طور فزاینده‌ای نیاز به اقدامات فوری دارد. نرخ انقراض در حال رشد است. نزدیک به میلیون‌ها گونه در معرض خطر ناپدید شدن قرار دارند، این روند برای بعضی از آنها فقط ممکن است چند دهه طول بکشد. فروپاشی اکوسیستم نه تنها تهدیدی است برای حیوانات و گیاهان بلکه تامین غذا و آب آشامیدنی مورد نیاز انسان را نیز غیرممکن می‌کند.
تجاری شدن درختکاری
هر چه بحران بدتر شود، کمپانی‌ها و کشورها به اسم مقابله با تغییر اقلیم در درختکاری سرمایه‌گذاری بیشتری می‌کنند تا مساحت بزرگی را با گونه‌های تجاری و غیربومی فرش کنند. این درخت‌ها کربن را جذب می‌کنند اما به حفظ تارهای زندگی که زمانی در آن مناطق به شکوفایی رسیده بود،‌ کمکی نمی‌کنند. پاول اسمیت که مدیریت گروه «حفاظت بین‌المللی باغ‌های گیاه‌شناسی» برای جلوگیری از انقراض گیاهان را بر عهده دارد،‌ می‌گوید که درختکاری اشتباه می‌تواند زمین را بایر کند. قاعده سرانگشتی کاشت درختان اینگونه‌ست: درختان درست باید در محل درست کاشته شوند. برخی «برای دلیلی درست» را هم به آن اضافه می‌کنند.
اما گفت‌وگو با دانشمندان، کارشناسان، کمپانی‌های جنگل‌داری و سازمان‌های درخت‌کاری نشان می‌دهد که اکثر مردم بر سر معنی کلمه «درست» به توافق نرسیده‌اند. بعضی‌ها آن را باغ‌های پردرختی می‌دانند که کربن را جذب کنند. بعضی آن را کاشت درختان میوه برای کشاورزان مزارع کوچک می‌دانند. بعضی‌ها هم هنوز معتقدند که باید بگذارند گونه‌های بومی دوباره جان بگیرند.
کارشناسان می‌گویند بهترین تلاش‌ها سعی می‌کنند به بازه‌ای از نیازها توجه کنند اما به سختی می‌توان آن را با منافع در حال رقابت، تطبیق داد.
فورست فلیچ‌مان، استاد قوانین محیط زیست در دانشگاه می‌نه‌سوتا می‌گوید: «این همان شکلی از غرب وحشی است.»
آسیب‌رسانی به اسم کار خوب
زمین کافی در این کره خاکی وجود ندارد که بتوان فقط با کاشت درختان با تغییر اقلیم مقابله کرد. اما اگر این اقدام با حذف سوخت‌های فسیلی همراه شود، درختان می‌توانند راه حل طبیعی مهمی باشند. آنها دی‌اکسید کربن را از طریق منافذ برگ‌های خود جذب می‌کنند و آن را در تنه و ساقه خود نگه می‌دارند (با اینکه درختان زمانی که بسوزند یا بپوسند کربن آزاد می‌کنند). توانایی جذب دی‌اکسید کربن دلیلی است که جنگل‌ها را سینک کربن می‌نامند.
همه درخت‌ها کربن جذب می‌کنند اما مزیت‌های دیگر آنها به گونه درخت و محل کاشت آن بستگی دارد. اوکالیپتوس مثلا درختی است که سریع و صاف رشد می‌کند و چوب پرسودی دارد. برگ‌های این درخت بومی استرالیا و چند جزیره در شمال آن غذای کوآلاها را تامین می‌کنند. اما در آفریقا و آمریکای جنوبی، جایی که این درخت‌ها برای تامین چوب، سوخت و جذب فزاینده کربن کاشته می‌شوند، ارزش کمتری برای حیات‌وحش دارند. این درخت‌ها همچنین به خاطر مصرف آب و شعله‌ور کردن آتش‌های جنگلی محبوب نیستند.
نیاز به مشارکت بخش خصوصی
کارشناسان تاکید می‌کنند که احیای جنگل‌ها و جذب کربن کاری پیچیده است و کاشت گونه‌های تجاری در آن نقش دارد. انسان نیاز به چوب دارند، محصولی تجدیدپذیر با ردپای کردن کمتر نسبت ‌به بتن و استیل. به کاغذ و سوخت برای آشپزی نیاز دارد.
کاشت گونه‌هایی که رشد سریعی دارند می‌تواند به حفاظت از جنگل‌های بومی کمک کند. اگر گونه‌های بومی هم به صورت راهبردی به آنها اضافه شوند، درختکاری منجر به ایجاد دالانی می‌شود که زیستگاه‌های دورافتاده را متصل می‌کند و منجر به احیای تنوع زیستی می‌شود. مایکل بکر، مدیر روابط عمومی گروه 1t.org، یکی از سازمان‌های مجمع اقتصاد جهانی می‌گوید:‌ «جنبش احیای جنگل‌ها بدون بخش خصوصی امکان‌پذیر نیست. از لحاظ تاریخی عوامل بدی وجود داشته‌اند اما باید آنها را جمع کنیم و کار درست را انجام دهیم».
احیای تنوع زیستی سودآور نیست
چالش اینجاست که احیای تنوع ‌زیستی، سود مالی جذب کربن یا بازارهای چوب را ندارد. بسیاری از دولت‌ها استانداردهایی را برای اقدامات احیا تعیین کرده‌اند اما برای عمل به آنها آزادی عمل گسترده‌ای قائل شده‌اند.
در ولز،‌ یکی از کشورهایی که به شدت گرفتار جنگل‌زدایی شده، دولت مزایایی را برای کاشت درختان پیشنهاد داده. اما به گزارش نیویورک‌تایمز درخت‌کاران تنها با کاشت ۲۵درصد از گونه‌های بومی برای دریافت یارانه دولتی واجد شرایط می‌شوند. در کنیا و برزیل، درخت‌های اکالیپتوس ردیف به ردیف روی زمین رشد می‌کنند. زمین‌هایی که زمانی جنگل‌های غنی اکولوژیکی و زمین‌های هموار بودند. در پرو، شرکتی به نام Reforesta Perú در زمین‌های فرسوده آمازون اکالیپتوس و ساج شبیه‌سازی شده برای صادرات می‌کارد.
سرمایه‌گذاران این درخت‌ها را ترجیح می‌دهند چون قیمت بهتری دارند. انریکه تولید و، مدیر عامل این شرکت می‌گوید که این گونه‌ها در دنیا بسیار شناخته‌شده‌اند و همیشه تقاضا برای آنها وجود دارد. زمانی که محققان دانشگاه کالج لندن و دانشگاه ادینبورگ میزان تعهد ملی برای احیای جنگل‌ها را ارزیابی کردند فهمیدند که ۴۵درصد مشارکت‌کنندگان به عنوان اقدامی سودآور از یک گونه درخت به وسعت بزرگ می‌کارند.
نقش مهم سازمان‌های مردم‌نهاد در درخت‌کاری
زمانی که کسب‌وکارها وعده می‌دهند به ازای خرید هر محصولی از آنها، درختی کاشته می‌شود، آن را از طریق سازمان‌های مردم‌نهاد انجام می‌دهند که با جوامع مختلف دنیا در ارتباطند. این حمایت‌ها باعث احیای جنگل‌ها بعد از آتش‌سوزی‌های گسترده می‌شود یا درختان میوه و آجیل را در اختیار کشاورزان قرار می‌دهد.
کره زمین میزبان ۶۰ هزار گونه درخت است که یک‌سوم آن را خطر انقراض تهدید می‌کند؛ خطری که بر اثر کشاورزی، دامداری و بهره‌برداری بیش از حد به وجود آمده. اما تنها درصد کمی از این تعداد گونه‌ها دوباره کاشته می‌شود. دانشمندان می‌گویند که در سراسر دنیا گونه‌های مشابه کاشته می‌شوند که می‌تواند تنوع زیستی را تهدید کند. سازمان‌های مردم‌نهاد هم می‌گویند آنها بیشتر گونه‌های غیربومی می‌کارند چون محلی‌ها این گونه‌ها را می‌خواهند. اما تعهد عمیق‌تر می‌تواند منجر به داستان متفاوت‌تری شود.
کارشناسان می‌گویند یکی از روش‌های احیای جنگل‌ها این است که به جنگل فرصت بدهیم خودش را احیا کند. اگر منطقه‌ای کمی دچار فرسودگی شود احیای طبیعی می‌تواند ارزان‌تر و اثربخش‌تر باشد. می‌توان حفاظ کشید تا ورود دام برای چرا ممنوع شود و درختان فرصت رشد دوباره پیدا کنند؛ این روند جذب کربن و تنوع زیستی را به همراه دارد. کارشناسان معتقدند طبیعت خودش بیشتر از ما می‌داند چه کار کند.

80 درصد مصوبات قرارگاه اجتماعی اجرایی شد

 

شهردار تهران از جمع‌آوری هزار و ۵۰۰ معتاد متجاهر از سطح شهر تهران خبر داد.
به گزارش ایرنا، علیرضا زاکانی درباره ساماندهی معتادان متجاهر گفت: از چهار ماه پیش قرارگاه اجتماعی را راه‌اندازی کردیم که در آن عملا با همه دستگاه‌ها از جمله استانداری، ناجا، سپاه و بسیج، بهزیستی، کمیته امداد، دادستانی و دانشگاه‌های علوم پزشکی بصورت منظم هر هفته جلسه‌ای تشکیل دادیم. به طوری که در مناطق ۲، ۴، ۵، ۱۲، ۱۵، ۱۶ و ۱۹ قرارگاه تشکیل شد، نتایج این قرارگاه این بود که از حدود ۱۰ هزار و ۵۰۰ معتاد متجاهر جمع‌آوری شده، حدود ۶هزار و ۳۰۰ نفر به مراکز ماده ۱۶ منتقل شدند.
به گفته زاکانی، ۳۰۰ خانه هم به عنوان پلاک قرمز شناسایی شد که بالغ بر ۲۰۰ خانه پلمب شد، کار بزرگی صورت گرفت و بالغ بر ۲۰۰ مصوبه در جلسات ابلاغ شد که بالای ۸۰ درصد آنها اجرایی شده است.
او تاکید کرد: در ادامه باید برای معتادان بالای ۶۵ ساله‌ها و زیر ۱۸ ساله‌ها و بانوان الگوهای خاصی دنبال شود که هفته پیش مجوزهایی صادر کردند، اگر این موارد عملیاتی شود، یک هزار و ۵۰۰ نفر دیگر از معتادان نیز جمع آوری می شوند، امیدواریم در ماه‌های آینده بتوانیم پرونده این پدیده بسیار زشت را در شهر ببندیم، البته این پایان ماجرا نخواهد بود و باید برای هر فرد چهار تا پنج سال پیگیری‌ها انجام شود؛ یعنی ضمن شناسایی و سم زدایی، بازسازی شخصیتی آنها انجام شده و با خانواده‌های خود مرتبط شوند، ضمن اینکه با مهارت آموزی و اشتغال آنها را به جامه برگردانیم، ما وظیفه داریم این افراد را جزو خانواده خود بدانیم.
شهردار تهران گفت: کودکان خیابانی و متکدیان، مرحله بعدی این اقدامات خواهد بود، برای کارآمدی این کودکان جاهای بزرگی در نظر گرفته شده از جمله اینکه ۱۰ هزار متر سوله آماده می شود تا بتوانیم چهره شهر را تغییر دهیم، دره فرحزاد نیز در مسیری قرار گرفته که تبدیل به یک بوستان و بخش سوم بوستان نهج البلاغه شود.
او در بخش دیگری از سخنان خود گفت: اگر شهر، شهروند و مدیریت شهری را سه جزء ماجرا بدانیم، مردم و شهروندان محور اصلی ماجرا هستند.
زاکانی با پرداختن به اهمیت مسکن در کاهش هزینه زندگی شهروندان بیان کرد: سال ۹۰ تا ۹۱ به صورت میانگین بالغ بر ۳۰ هزار پروانه صادر می شد اما امسال چهار هزار و ۵۰۰ پروانه صادر و میزان آن به یک هفتم رسیده، ما با تاسیس یک قرارگاه جهادی ۱۸۰ هزار واحد یعنی ۶ برابر میزان ساخت امسال را هدف گذاری کردیم، البته در این مسیری که دنبال می کنیم در طرح جهش مسکن برای شهرداری ها وظیفه ای دیده نشده، اما ما با وزارت راه و شهرسازی تفاهم کردیم که در بافت فرسوده و زمین‌های ذخیره شهری لکه گذاری هایی برای ساخت ۱۸۰ هزار واحد انجام دهیم.
زاکانی با بیان اینکه یک فرد در شرایط فعلی ۶۵ درصد از حقوق خود را باید برای اجاره نشینی هزینه کند گفت: خرید خانه نیز با شرایط فعلی ۶۹ تا ۷۰ سال برای یک فرد طول می کشد، از این جهت اثرگذاری در موضوع مسکن را دنبال می‌کنیم، روز گذشته ۳هزار واحد کلنگ زنی شد و با طی این مسیر سال آینده سال گره گشایی از مسکن خواهد بود.
او درباره چگونگی خانه‌دارشدن شهروندان اظهار کرد: عده‌ای ثبت نام می کنند و در کنار آن کسانی که در بافت فرسوده حضور دارند با نوسازی به یک محیط امنی که از زیبایی‌های بصری و استحکام برخوردار است دست پیدا می کنند، در واقع بخش زیادی از افراد، شهروندانی هستند که منزل مسکونی آنها در بافت فرسوده بوده و از آنها تحویل گرفته شده و به آنها خانه نو تحویل داده می‌شود.

کسی «صیانت» را گردن نمی‌گیرد

طرح صیانت همچنان جنجال‌ساز است. طرحی که در روزهای ابتدایی آغاز به کار یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی با حمایت اعضای جبهه پایداری و کمیسیون فرهنگی قوه مقننه در دستور کار مجلس قرار گرفت و جدی‌ترین و صنفی‌ترین مخالفت‌ها را به چشم دید، حالا بیشتر مورد حمایت نهادهای دیگر قرار می‌گیرد. آخرین حمایت به شورای عالی فضای مجازی اختصاص دارد. پیشتر دبیر این شورا، در انتقاد از طرح صیانت سخن گفته بود اما شورا سه‌شنبه اعلام کرد که مجلس خودش باید سرنوشت طرح صیانت را مشخص کند. این واکنش از سوی حامیان طرح صیانت به منزله حمایت این نهاد از مجلس و این طرح تفسیر شد. دیروز هم نمایندگان مجلس در اظهاراتی از مسئولیت‌ناپذیری توسط نهادهای تاثیرگذار انتقاد کردند. رئیس کمیته اقتصاد دیجیتال کمیسیون اقتصادی مجلس یازدهم نیز در اظهاراتی طرح تهیه شده برای صیانت از فضای مجازی را «افتضاح» خواند.

سخنگوی قوه قضائیه، سخنگوی شورای نگهبان، اعضای جبهه پایداری در داخل و برون از مجلس، صداوسیما، ائمه جماعات و حالا هم شورای عالی فضای مجازی. این لیست نهادهایی است که یا به صورت علنی و یا تلویحی از طرح صیانت حمایت کرده‌اند. نهادهایی حاکمیتی که اظهارات و گفته‌هایشان درباره طرح صیانت یا به قول موافقانش، «طرح نظام تنظیم مقررات فضای مجازی»، نشان می دهد اراده‌ای قوی برای به نتیجه رساندن آن در بیرون از مجلس هم وجود دارد. طرح صیانت در مجلس دهم هم طرح شد. آن زمان شنیده‌ها حاکی از نقش‌آفرینی ستاد کل نیروهای مسلح در تهیه آن بود. این نهاد عزم حضور در فضای مجازی برای مرزبانی دیجیتال را کرده بود، به همین واسطه هم طرحی در این زمینه تهیه شد. مخالفت کمیسیون فرهنگی مجلس دهم از یک سو و وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات دولت حسن روحانی از سوی دیگر سبب شد تا این طرح مسکوت بماند. سکوتی که با آغاز به کار مجلس یازدهم و حضور اعضای جبهه پایداری در کمیسیون فرهنگی شکست. انتقادها اما جدی‌تر شد. بیش از یک میلیون ایرانی در کارزاری به انتقاد از این طرح پرداخته و خواستار رد آن شدند. تشکل‌های تخصصی و کارشناسان نیز به همچنین. مرکز پژوهش‌های مجلس هم به جرگه منتقدان پیوست ولی این طرح هنوز به طور کامل رد نشده است. هیات رئیسه مجلس با تایید نظر اداره قوانین پارلمان، تصویب کلیات طرح صیانت در کمیسیون ویژه را رد کرد و همزمان منتقدان این طرح، با 175 امضا خواستار بازگشت این طرح به صحن علنی شدند. مجلس اما اتخاذ تصمیم درباره چگونگی بررسی این طرح را به سال 1401 موکول کرد. کارشناسان اما به کلی خواستار رد این طرح بودند. دبیر شورای عالی فضای مجازی هم نظری مشابه داشت. او یکی دو روز پیش تاکید کرد که ادامه بررسی این طرح به «صلاح نیست». یک روز پس از او اما شورای عالی فضای مجازی بررسی این طرح را در حیطه اختیارات مجلس عنوان و خواستار تعیین تکلیف آن شد. اقدامی که به منزله حمایت این شورا از طرح صیانت برداشت شد اما سوی دیگر میدان، منتقدان این تصمیم، اقدام شورای عالی فضای مجازی را سلب مسئولیت از خود و فرار از بار انتقادات اعلام کردند.
مجلس سپر بلا می‌شود؟!
اولین روزی که طرح صیانت در صحن علنی مجلس مطرح شد، مرتضی آقاتهرانی، نفر اول جبهه پایداری در پارلمان و نماینده تهران در مجلس، نامه‌ای روی میز نمایندگان گذاشته بود با این مضمون که «این طرح، مطالبه نهادهای حاکمیتی، شورای عالی فضای مجازی و…» است. او از نمایندگان خواسته بود تا به آن رای مثبت دهند. از آن روز چند ماه گذشته و سرنوشت طرح صیانت مثال کلافی است سر در گم. با این حال به نظر می‌رسد شورای عالی فضای مجازی بدون آنکه خود را قربانی کند و تن به انتقادات دهد، قصد به تصویب رساندن طرح صیانت در مجلس را دارد. پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست جمهوری در توصیف آخرین شورای عالی فضای مجازی به ریاست ابراهیم رئیسی، رئیس دولت سیزدهم نوشته است: «در این جلسه برخی از اعضای شورای عالی فضای مجازی طرح صیانت از فضای مجازی را که در مجلس شورای اسلامی مطرح است، به بحث گذاشتند و اعضای شورا تاکید کردند چون وظیفه قانون‌گذاری به عهده مجلس شورای اسلامی است این طرح نیز بهتر است در مجلس به سرانجام برسد.» این در حالیست که شورای عالی فضای مجازی همچون شورای عالی انقلاب فرهنگی با سیاست‌گذاری‌های خود، عملا اختیار قانون‌گذاری در این حوزه‌ها را از مجلس گرفته‌اند و نمایندگان حق قانون‌گذاری در اموری که این شورا درباره آن‌ها سیاست گذاری کرده را ندارد. از این رو به نظر می‌رسد موضع اخیر شورای عالی فضای مجازی، تلاشی است در جهت قربانی کردن مجلس. مجتبی توانگر، رئیس کمیته اقتصاد دیجیتال کمیسیون اقتصادی مجلس با تایید این مساله در توئیتر خود نوشته است: «بدون حضور رئیس مجلس، برخی اعضای شورای عالی فضای مجازی و دولتی‌ها بدون رای‌گیری صرفا گفته‌اند که طرح صیانت بهتر است در مجلس تصویب شود. انگار فقط خواسته‌اند از خودشان سلب مسئولیت کنند. کسی نمی‌خواهد افتضاح طرح صیانت را گردن بگیرد. پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست جمهوری هم برای خبر شورایعالی فضای مجازی تیتر زده: «طرح صیانت از فضای مجازی در مجلس به سرانجام برسد» آیا دولت و شورای‌عالی با مفاد این طرح موافق هستند؟ بهتر است دولت صریح نظر دهد و اگر این طرح را قبول دارد، رسما به مردم بگوید. دانستن حق مردم است.»
ضد و نقیض‌های دولتی
اشاره توانگر به مواضع ضد و نقیض مسئولان دولتی است. وزارت ارتباطات دولت ابراهیم رئیسی یک مرتبه صراحتا خواستار تصویب طرح صیانت در مجلس شده بود. آن زمان عیسی زارع‌پور، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات تاکید کرده بود که تصویب طرح صیانت «لازم است». او از رسانه‎ای شدن ماجرا هم انتقاد کرده بود. این موضع عملا به معنای حمایت از طرح صیانت بود اما دو مرتبه دست کم وزیر ارتباطات اظهارات گذشته‌اش را نقض و از طرح صیانت انتقاد کرد. او در آخرین اظهارات خود درباره طرح صیانت که خبرگزاری دولتی ایرنا آن را منتشر کرد، موضعی به نسبت میانه درباره طرح صیانت اتخاذ کرد و در شرایطی گفت «نسخه جدید طرح صیانت به واسطه تعامل دولت و مجلس بهبود یافته است البته این طرح هنوز مشکلاتی دارد که باید برطرف شود» که دبیر شورای عالی فضای مجازی به صراحت از طرح صیانت انتقاد کرده و خواستار کنار گذاشتن آن در مجلس شده بود. موضوعی که مرکز پژوهش‌های مجلس هم بر آن تاکید کرده و علاوه بر ذکر مغایرت‌های این طرح با قانون اساسی، تصویب آن را عاملی برای تشویق بیشتر مردم به مهاجرت دانسته بود. ابوالحسن فیروزآبادی گفته است: «درست است که مجلس اختیار دارد اما قطعاً اگر نظام تنظیم مقرراتی قرار باشد در مجلس پیاده شود، باید طرح آن از سوی دولت ارائه شود. من اعتقاد دارم با توجه به مخالفت وسیع اجتماعی که چه درست و چه غلط با این طرح شده است، در مجموع صلاح نمی‌دانم که این طرح ادامه پیدا کند. بهتر است که دولت ورود کند. من معتقدم که نظام تنظیم مقررات فضای مجازی باید اصلاح شود و بزرگترین مسئله ما در کشور مسئله حکمرانی فضای مجازی است. این مساله نه تنها در ایران، بلکه در سطح بین الملل و نظامات جهانی نیز مطرح است. به نحوی که زمانی بزرگترین مساله غربی‌ها شکاف دیجیتالی در این حوزه بود اما امروز بحث حکمرانی مطرح است.» غلامرضا نوری قزلجه، نماینده مجلس و از مخالفان طرح صیانت نیز از دیگر نمایندگانی بود که از مواضع دوگانه دولتی‌ها انتقاد کرد. او به «پیام ما» گفت: «دولت باید مشخص کند چه موضعی درباره طرح صیانت دارد. اینکه از یک سو شورای عالی فضای مجازی به این شکل از طرح صیانت حمایت می‌کند ولی وزیر ارتباطات گاهی این طرح را نقد می‌کند و گاهی آن را تایید می‌کند، نوعی موضع گیری غیر صادقانه به شمار می‌آید. به نظرم بهتر است که آقای رئیسی و وزیر ارتباطات صراحتا موضع دولت را اعلام کنند.کسی با قانون‌گذاری برای فضای مجازی مخالفتی ندارد مشروط بر آنکه آزادی‌های مردم و الزامات ورود به این حوزه به خصوص از دید اقتصادی تمام و کمال رعایت شود و افکار عمومی نیز نسبت به طرح تهیه شده قانع شده باشند در غیر این صورت هر طرحی محکوم به شکست خواهد بود.»