بایگانی مطالب نشریه
نباید اجازه داد استعمارگران و منافقان بین مسلمانان اختلاف ایجاد کنند
رئیسجمهور با ابراز تاسف از حادثه رخ داده در مشهد، طلبههای شهید را خادمان واقعی و مخلص دانست.به گزارش ایسنا، آیتالله سید ابراهیم رئیسی که در جلسه روز چهارشنبه هیات دولت سخن میگفت، این طلبهها را خادمان واقعی مردم بهویژه قشر محروم مشهد توصیف کرد و گفت: کسانی که دشمنی کردند از جریان تکفیری بودند و نباید اجازه داد استعمارگران و منافقان با سو استفاده از موضوعات قومی و مذهبی بین مسلمانان و مردم کشورمان با همسایگان اختلاف بیندازند؛ زیرا اختلافافکنی از روشهای قدیمی استعمارگران است. رئیسی در ادامه با اشاره به مشکلات ناشی از سرمازدگی محصولات برای کشاورزان تاکید کرد: زمینه کمک به کشاورزان با استمهال در بازپرداخت تسهیلات، اولویت در اعطای تسهیلات و پرداخت خسارت فراهم شود تا کشاورزان عزیز به سختی نیفتند. رئیسجمهور همچنین وزارت جهاد کشاورزی و معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری را مکلف کرد با استفاده از ظرفیتهای دانشبنیان و با پیشبینی و پیشگیری، از سرمازدگی محصولات کشاورزی جلوگیری کنند.او توزیع عادلانه اعتبارات در استانهای کشور را نیز مهم برشمرد و گفت: در پرداخت اعتبارات باید عدالت در نظر گرفته شود نه مساوات؛ و پرداخت اعتبارات بر اساس آمایش سرزمینی و عدالت محلی صورت گیرد. رئیسجمهور همچنین تهیه پیوست فرهنگی و عدالت را در تصمیمگیریها مهم دانست و گفت: رهبر معظم انقلاب بارها بر ضرورت تهیه پیوستهای فرهنگی و عدالتمحور تاکید کردهاند و همه تصمیمات و اقدامات مهم دولت باید پیوست فرهنگی و عدالت داشته باشد. رئیسی در ادامه با تاکید بر ضرورت توجه به سلامت اداری در دستگاههای اجرایی، «خود کنترلی» را کارآمدترین نظام نظارتی دانست و گفت: این روش نظارتی، با تربیت دینی در خانواده و نظام آموزشی، و با بندگی خدا شکل میگیرد و در کنار نظارتهای برنامهای و میدانی، در تحقق سلامت اداری نقش مهمی دارد. رئیسجمهور افزایش معنویت و رشد اخلاق میان کارکنان دستگاهها و سازمانها را ضامن بخش عمدهای از سلامت اداری دانست که باعث کاهش رانتخواری و رشوهخواری میشود.رئیسجمهور ماه مبارک رمضان را ماه «خودسازی» و «دگرخواهی» در سایه خدامحوری توصیف کرد و توجه به دیگران و تلاش برای حل مشکلات مردم را از آموزههای این ماه نورانی دانست و تاکید کرد: نباید در ادارات و سازمانها، کار روزانه و خدمت به مردم به دلیل انجام کارهای مستحبی، لطمه ببیند.
زمانی که به مدیری در سازمان حفاظت محیط زیست مسئولیتی واگذار می شود باید بتواند منطقه تحت مدیریت خود را ارتقا بخشد که یکی از مکانیزمهای مهم آن ارتباط بهتر و منسجمتر با طبقات مختلف مردم و بهرهگیری از توان سازمانهای غیردولتی است. طبیعی است که مدت زمان مدیریت مدیران همیشگی نیست. اما شیوه مدیریت خردمندانه و اثرگذاری آنها در حوزه محیط زیست در دوران مدیریت شان همواره باقی خواهد ماند. به اعتقاد من حمید ظهرابی مدیری باتجربه و دانش محور است که کار با مردم و ارتباط با تشکل ها و سازمانهای مردم نهاد را به خوبی میداند. او مدیریت مشارکتی را باور دارد و به همین دلیل است که تعرض گروههای هدف به زیستگاهها در دوران مدیریت او در استان فارس کاهش یافت و به برخی نیز به بازوان حفاظتی مبدل شدند.
ظهرابی از جنس مدیران مردم گراست و همین امر او را به مدیریتی محبوب بدل ساخته است.
به دلیل عدم شناخت مدیریت بخش دولتی در دهههای گذشته نسبت به محدودیت منابع پایه استان فارس، مشکلات عدیدهای از جهت آب و خاک و حفاظت از زیستگاهها در این استان داشتیم و داریم که مدیریت محیط زیست در این استان را با چالشهای مختلفی روبرو کرده بود. بختگان از دهه 80 خشک شد و طشک و بختگان با 120 هزار هکتار به کویر نمک بدل شدند. با مدیریت حمید ظهرابی بود.
که در سال های 98 و 99 بخشی از این حقابه زیستی حوضههای مذکور تامین شد و 40 میلیون و 50 میلیون متر مکعب آب از سد دورودزن به این دریاچه ها رسید. هر چند این حقابه کفاف دریاچه را نمی داد اما همین که او با پافشاری توانست این سهم زیستی را برای طشک و بختگان بگیرد اقدامی مهم بود. در قانون آمده است پس از اختصاص حقابه شرب انسانی، اولویت با اختصاص حقابه زیستی تالابها و دریاچههاست. اما این سهم برای سالها در فارس فراموش شده و به شکل لجام گیسختهای بخش کشاورزی حقابه موصوف را تصاحب می کرد که نتیجهاش خشک شدن بختگان، طشک و کمجان بود.
در سایر بخشها هم او ارتباط منطقی با سازمانهای غیردولتی برقرار کرد. بارها شاهد بودم که در مواقع حریق جنگلها و زیستگاه ها به دلیل اینکه دیگران به اهمیت موضوع پیببرند و از پتانسیلهای مردمی در کنار محیطبانان توان افزایی نماید، با این معضل خانمان سوز مقابله میکرد. او کارهای ارزشمندی برای استان فارس انجام داد و باعث شد مردم جذب مسائل محیط زیست شوند و فرهنگ محیط زیست گسترش یابد.
خبر جابجایی حمید ظهرابی در کسوت مدیری موفق و مردمی آنهم به این شکل شتابزده و فارغ از عرف معمول مرا بسیار دلزده کرد. هر مدیری فارغ از خصوصیات شخصیاش نیازمند احترام است، بهویژه در کسوت ظهرابی با کارنامه موفق و خدمات ارزندهاش بایستی احترام و شان وی با وسواس بیشتری رعایت میشد. شیوهای که سازمان محیط زیست در این خصوص انتخاب کرد شیوه درستی نبود. نوع رفتار سازمان محیط زیست و کارکنان آن باید بیانگر صلح و دوستی و احترام به همه باشد. حمید ظهرابی دیروز برای عمل قلب باز پدر خود در بیمارستان بود، او پشت در اتاق عمل خبر پایان دوران مدیریت خود را دریافت کرد و اینکه باید روز بعد در مراسم تودیع و معارفه شرکت کند. چنین رفتار و نگاهی در محیط زیست هیچ جایی ندارد و موجب میشود کسانی که به محیط زیست نگاه میکنند آن را یک سازمان دست چندمی ببینند که حتی به مراودات اجتماعی نیز اهمیت نمیدهد تا جایی که در عزل و نصب مدیران درون سازمانی خود دچار ناهنجاری رفتاری میشود. من هم برای مهندس ظهرابی و مهندس پورشیرزاد که به جای ایشان آمده احترام قائلم و معتقدم با چنین شیوهای به هر دوی این مدیران توهین شد و این فرصت که با آرامش و طیب خاطر بروند و بیایند را برایشان از بین برد. این شیوه رفتار برای سازمانی که ادعای دوستی با مردم و طبیعت دارد جایی در جامعه ندارد. متاسفانه ما فعالان محیط زیست در استان فارس فرصت نکردیم از زحمات مهندس ظهرابی با خطنوشتهای در این مراسم تقدیر کنیم. این نوشته را به او تقدیم میکنم و می گویم آقای ظهرابی از شما ممنونیم برای زحماتی که برای استان فارس و این کشتی شکسته کشیدید.
در حالی که براساس آخرین آمار منتشر شده رسمی از نرخ بیکاری روستاها در سال 1400، نرخ بیکاری در مناطق روستایی کشور حدود 9 درصد است نهادهایی از جمله صندوق توسعه کارآفرینی امید و بنیاد برکت ستاد اجرایی فرمان 10 مادهای امام خمینی (ره)، همچنان مدعی اجرای طرحهایی موسوم به روستای بدون بیکار هستند که از سال 96 با اعداد و ارقام متفاوتی در خبرها دنبال میشود.
سال 1396 برای نخستین بار از سوی صندوق توسعه کارآفرینی امید، طرح روستای بدون بیکار مطرح شد. آن زمان مطرح شد که قرار است در 100 روستا در سراسر کشور به صورت پایلوت، این طرح که براساس اعطای تسهیلات از سوی دولت به طرحهای مردمی پایه ریزی شده بود اجرا شود. حدود یک سال بعد و بنابر اعلام مدیرعامل وقت این نهاد، 14 روستا در استان گلستان، 3 روستا در مازندران، 15 روستا در گیلان، دو روستا در اردبیل ، 22 روستا در آذربایجان شرقی، 40 روستا در زنجان ، 14 روستا در سمنان ،خراسان های شمالی و جنوبی به ترتیب 8 و 10 روستا، سه روستا در کردستان، چهار روستا در مرکزی، شش روستا در ایلام، 16 روستا در لرستان، 34 روستا در خوزستان، 15 روستا در چهارمحال و بختیاری، 10 روستا در کهگیلویه و بویراحمد، 10 روستا در بوشهر، 5 روستا در هرمزگان و 42 روستا در کرمان مشمول این طرح شوند. سال 97 روستای «چور» کردستان بهعنوان نخستین روستای بدون بیکار کشور معرفی شد.
رقابت بالا گرفت
مدتی بعد از صندوق توسعه کارآفرینی امید، در همان سال 96، علی عسگری، معاون اجتماعی ستاد اجرایی فرمان امام(ره) اعلام کرد که بنیاد برکت وابسته به این ستاد، طرحی با عنوان 100 روستای بیکار و با شعار «روستای با برکت» را اجرا میکند. او گفته بود که قرار است این طرح کاملا مشارکت محور اجرا شود.
چهار سال بعد و در تیر 1400 محمد مخبر رئیس این ستاد اعلام کرد که به همت بنیاد برکت و در راستای تحقق شعار روستای بابرکت برای 1000 روستا و با سرمایه گذاری 6 هزار و 500 میلیارد تومانی، 150 هزار شغل ایجاد و بیکاری در آنها ریشهکن خواهد شد. زمستان 1400 محمد ترکمانه، رئیس بنیاد برکت این اعداد را اینگونه تکرار کرد: در 1000 روستا با 70 هزار طرح اشتغالزایی، برای 210 هزار نفر شغل ایجاد میشود.
چه بر سر طرح صندوق آمد؟
سال 96 و به منظور اجرای این طرح، با همراهی دهیاران، از متقاضیان ایجاد شغل در روستاها یعنی جامعه محلی، براساس درخواستها و پیشنهادهای خودشان ثبت نام به عمل آمد. با این حال در این سال برای پرداخت تسهیلات به متقاضیان، تامین اعتباری انجام نشد. سال 97 از محل اعتبارات تسهیلات معاونت امور روستایی و مناطق محروم ریاست جمهوری، به عاملیت بانک سینا، به بخشی از متقاضیان ایجاد واحدهای تولیدی و اشتغالزایی در روستاهایی که پیشتر ثبت نام کرده بودند، وامهای کم بهره به همان مبالغ گذشته پرداخت شد. صندوق کارآفرینی امید در سال 98، براساس اطلاعات مندرج در سامانه کارا به تولیت وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی، بخش دیگری از تسهیلاتی که طی دو سال گذشته ثبت نام کرده بودند را به متقاضیان پرداخت کرد. اما نرخ تسهیلات متناسب با نرخ تورم و افزایش قیمتها بالا نرفت و به گفته بسیاری از روستاییان آنچه بر دست روستاییان گذاشت فقط قسط هایی بود که بدون کار باید پرداخت می کردند.
روستاهای بدون بیکار در مسیر بیکاری
آذر 1400 نخستین خبر از شیوع دوباره بیکاری در روستاهایی که مدتی قبل عنوان روستای بدون بیکار را یدک میکشیدند منتشر شد. روستای کاج در شهر قروه درجزین روستایی که یکی از اصلیترین مشاغلی که در آن شکل گرفته بود قابسازی بود، نخستین روستایی بود که از بیکاری لب به گلایه گشود. پس از آن روستاهای ورزان مازندران، اسطلخجان و دهنه سرشیجان گیلان و بسیاری دیگر از روستانشینان نیز اذعان کردند که بیکاری مطلق نه فقط هیچوقت در روستاهایشان اتفاق نیفتاد بلکه افزایش اشتغال هم ناچیزتر از انتظار آنان بود.
بیبرنامه فقط وام دادند
محمد یکی از اهالی روستای ورزان مازندران است. او می گوید وام های بی برنامه باعث شده است که امروز در موقعیتی بدتر از گذشته قرار بگیریم. او که خانه اش را تبدیل به اقامتگاه کرده است میگوید: اول اینکه آنقدر دیر وامهای ما را پرداخت کردند که دیگر راهاندازی یک شغل مقرون به صرفه نبود. من میخواستم کارم را عوض کنم اما گفتند نمی شود و باید اقامتگاه راه بیاندازی. حالا اینجا پر از اقامتگاه شده است بدون مسافر. نه که مسافر نباشد اما آنقدر نیست که همه کسبوکار پررونقی داشته باشند. بسیاری از گردشگران مازندران ویلاهای لوکس میخواهند نه خانه روستایی. ما این چیزها را نمیدانستیم اما آنهایی که داشتند برنامهریزی میکردند که باید میدانستند.
دوره و کلاس گذاشتند اما چیزی نمیفروشیم
جابر از اهالی روستای امیرالمومنین شهرستان امیدیه خوزستان است. جابر میگوید: اداره صنایع دستی در روستای ما دورههای صنایع دستی برگزار کرد. حصیر، زیلو و در مجموع صنایع دستی منطقه ما را آموزش دادند. اتفاقا کلاسها خوب بود. همه خیلی استقبال کردند. به ویژه زنها و دخترها. بعد گفتند هرکس میخواهد کارگاه تولیدی خودش را راهاندازی کند به صندوق کارآفرینی امید معرفیاش میکنیم. در روستای ما خیلیها از جمله من ثبت نام کردیم. به برخی اصلا تسهیلات نرسید. اما ما که کارگاه خودمان را راه انداختیم هم برایمان چه فایده دارد؟ محصول مان را کجا بفروشیم؟ تولید میکنیم برای چه کسی؟ ماه های اول به پشتوانه وام تولید میکردیم تا سرمایه مان جبران شود اما حالا کفگیرمان به ته دیگ خورده است.
مشکل از کجاست؟
یک کارشناس توسعه جامعه محلی و اقتصاد روستا معتقد است که مشکل این طرح نام بزرگ فقدان پشتوانه علمی و کارشناسی آن است. علی موسوی میگوید: در زمان تصویب این طرح بسیاری از کارشناسان که رفتو آمدی در دولت داشتند پیشنهاد دادند که نام طرح را روستای بدون بیکار نگذاریم چرا که محقق نمیشود. جامعه یک عنصر پویاست. یعنی همان زمان که شما در حال ایجاد شغل هستید به تعداد بیکاران شما اضافه میشود. پسری از خدمت سربازی میآید، دختری فارغالتحصیل میشود یا مثلا جوانی به هر دلیلی شغل فعلیاش را از دست میدهد. ادعای ریشهکنی بیکاری حتی در یک روستا ادعای بسیار بزرگی است. پیشنهاد کارشناسان این بود که نام این طرح را ایجاد روستاهای کارآفرین بگذارند. اما به هر دلیلی مورد موافقت دولت قرار نگرفت.
او ادامه میدهد: مشکل دیگر این است که دولت باید بپذیرد همه مشکلات روستا یا اشتغال در آنها را نمیتوان با تزریق وام و تسهیلات حل کرد. دولت باید برای اشتغال در روستا، مانند هر بخش دیگری نیاز سنجی و مطابق نیازهای یک روستا روند توسعه آن را تسهیل کند. ما روستایی داریم که به هیچ عنوان متقاضی دریافت وام نیست. کسب و کارهای خودش را دارد بلکه فقط می خواهد بتواند سیستم برقرسانی اش را تقویت کند. دولت باید ببیند مشکل هر روستا چیست؟ یک نکته بسیار مهم دیگری نیز وجود دارد. اگر تجربه موفق روستاها را مرور کنیم و دولت برای احصا آن برنامه بریزد، خواهد دید که در هیچ روستایی به دستور دولت و وام توسعه اتفاق نیفتاد. بلکه بیشتر روستاهای موفق ما، روستاهایی هستند که توسعه از پایین به بالا و با همراهی رهبران محلی خودشان اتفاق افتاد. دولت فقط باید نقش تسهیلگر را ایفا کند.
به برنامه برگردیم
موسوی اضافه میکند: در برنامه 5 ساله ششم توسعه کشور مقرر شده است دولت موظف است در هر سال برنامه برای 5 هزار روستا سند اشتغال تدوین کند. یعنی با پایان سال آخر برنامه 25 هزار سند مبتنی بر تحقیق و مطالعه. اما این اتفاق رخ نداده و نمیدهد. برنامه توسعه سند بالادستی و معیار عمل دولت است؛ چه دولتی که تدوینگر آن باشد چه دولتی که میراثدار برنامه است. بنابراین اگر مطابق با تکلیف برنامه عمل میشد نه این طرح پرطمطراق شکست میخورد نه روستاهای ناامید از توسعه میشدند.
تراژدی خانه باستانشناسان ایران
|پیام ما| «وقتی کلید را در قفل انداختیم، در باز نشد. اول شک کردیم که شاید کلید را اشتباه دادهاند اما چند نفری که آن اطراف ایستاده بودند گفتند که در خانه چند معتاد و کارتن خواب زندگی میکنند و آنها کلون در را از پشت انداختهاند.» یک پژوهشگر تاریخ، در آذر 1399 این روایت را از خانه پدری جلال آلاحمد گفته بود؛ خانهای در محله سنگلج که بر سردر آن نوشته: «خانه باستانشناسان ایران». آن زمان گفته بودند که کارتنخوابها زبالهها را برای تفکیک به اتاقهای تو در توی این خانه آوردهاند و وقتی خبر همهجا پیچید، در 23 آذر 99 اعضای شورای شهر، به شهردار تهران تذکر دادند. اما دیروز که یک سال و سه ماه و 23 روز از این تذکر گذشت، خواهرزاده آلاحمد گفت که این خانه دیگر «آینه دق» شده است، ویرانهای آکنده از زباله.
خانه پدری جلال آلاحمد (خانه آیتالله حاج سیداحمد طالقانی، پدر جلال و شمس آلاحمد) در سال 83 به شماره ثبت 11206 در فهرست آثار ملی جای گرفت؛ خانهای که بیشتر از یک سال پیش «پیام ما» درباره آن نوشته بود: بنایی است محصور میان خانههای مسکونی که اغلب به انبار مغازههای بازار تبدیل شده و کارتن خوابها و معتادان در آن حضور دارند. همین مسئله آن را نسبت به سایر بناهای تاریخی در معرض خطر بیشتری قرار میدهد، آن هم وقتی که قرار باشد بدون سرایدار یا نگهبان رها شود. حالا اینطور که ایسنا گزارش داده، به گفته محمدحسین دانایی، از بازماندگان خانواده جلالآلاحمد، «آنچه در این ۱۲ سال بر سر این خانه آمده، یا آنچه بر سرش آوردهاند، مصداق بارز همان وضعیتی است که به عنوان فاجعه یا تراژدی تعریف شد. خانهای که در زمان حضور مالکان بیادعای قبلی، گرچه پیر و فرتوت شده بود، ولی باز هم پاک و مطهر و محترم بود، با نشانههایی از مسؤولیتشناسی و دلسوزی و مراقبت و محافظت و نقطه امید مردم و اهل محل، ولی اکنون بدل شده است به یک آینه دق، یک ویرانه، ویرانهای آکنده از زباله و نخاله و ننگ و نکبت.»
12 سال فراموشی
12 سالی که دانایی از آن گفته، به زمانی در سال 1391 مربوط است که این بنا خانه باستانشناسان کشور شد. 26 آذر 91 یک روز پس از دستور رئیس وقت سازمان میراث فرهنگی برای تاسیس خانه باستانشناسان ایران، خانه ارزشمند خیابان خیام برای این کار انتخاب شد. محمدحسین فراهانی، رئیس وقت میراث فرهنگی استان تهران همان وقت به ایرنا گفته بود که «این خانه دو سال پیش از وارثان آن خریداری شد و اکنون در تملک میراث فرهنگی استان تهران است و میتوان آن را به محل اجتماع، رایزنی و تعامل باستانشناسان ایران تبدیل کرد». به گفته او شالوده این بنای تاریخی که در محدوده خیابان خیام در حوالی بازار تهران واقع شده، در دوره قاجار و حکومت احمد شاه بنیان گذاشته شد و از نظر تاریخی نیز با کاربری آن انطباق دارد. خبر افتتاح خانه باستانشناسان ایران در خیابان خیام، دوم اسفند 1391 در خروجی وبسایت سازمان میراث فرهنگی قرار گرفت. اما امروز هیچ باستانشناسی به این بنا قدم نمیگذارد؛ پاتوق معتادان شده و محل جمعآوری زباله.
تصاویر منتشر شده از خانه باستانشناسان، شبیه روزی که به متولیان میراث فرهنگی کشور تحویل داده شد، نیست. بیغولهای است در یکی از کوچههای باریک محله سنگلج که حیاطش پر از زباله است و بیشتر از یک سال پیش فعالان و کارشناسان میراث فرهنگی خبر دادند که حتی معتادان و بیخانمانها قرقش کردهاند و قفل و کلید خودشان را دارند.
حمیدرضا حسینی، پژوهشگر تاریخ یک روز پس از تذکر اعضای شورا درباره وضعیت این بنا به «پیام ما» گفت: «وقتی کلید را در قفل انداختیم، در باز نشد…. گفتند که در خانه چند معتاد و کارتنخواب زندگی میکنند و آنها کلون در را از پشت انداختهاند…یکی از معتادانی که مقیم خانه بود، در دیگری را از کوچه مجاور گشود و وارد شدیم… حجم عظیمی از زباله توسط همان کارتنخوابها به آنجا منتقل شده بود. احتمالا زبالهها در آنجا دپو شده و بعد تفکیک میشدند.»
خانه باستانشناسان بدون باستانشناس
به گفته این پژوهشگر تاریخ از همان ابتدا نیز این خانه، خانه باستانشناسی نبوده است. «صرفا تابلویی زدند به عنوان خانه باستانشناسان ولی در عمل آنجا هرگز خانه باستانشناسان نشد و هیچ باستانشناسی هم آنجا نرفت…. در زمان دولت احمدینژاد سازمان میراثفرهنگی خیلی وضعیت آشفتهای داشت. تصمیمات عجولانه و غیرکارشناسی زیادی در این دوره گرفته شد که خیلی از آنها هم شکست خورد.»
دانایی نیز سرنوشت این خانه به عنوان یک نمونه از میراث فرهنگی کشور پرداخت و آن را «اندوهبار» توصیف کرده و گفته است: «مسئولان میراث فرهنگی کشور در سال ۱۳۸۳ تشخیص دادند که این خانه یکی از بناهای تاریخی شایسته حفاظت است و باید زیر نظر دولت قرار گیرد و محافظت شود. بنابراین، ابتدا نام و نشانش را در فهرست آثار ملی و بناهای تاریخی ثبت کردند و بعد به سراغ مالکانش آمدند تا آنان را راضی، اما در واقع، مجبور کنند که خانه را به دولت واگذار کنند تا جلو به اصطلاح تخریب و … آن گرفته شود! برای موفقیت در این فاز هم از شیوههای سلبی و ایجابی متعدد استفاده کردند تا سرانجام در سال ۱۳۸۹ موفق شدند و خانه را تصاحب کردند. تنها کارشان هم انجام چند کار جزیی و سطحی در حد رنگآمیزی در و دیوار و نصب یک تابلو نامربوط و برگزاری یک مراسم تبلیغاتی متظاهرانه با حضور مقامات و سخنرانی و بریدن نوار و … بود. بعد هم در خانه را بستند و رفتند، بدون دغدغه نسبت به گذشته و بدون اعتنا نسبت به آینده، آیندهای که تصویر حزنانگیزش از هماکنون قابل دیدن است، و بیخبر از اینکه آثار ملی، نقطه تلاقی تاریخ با لیاقت آدمها هستند…»
آنچه او در این خانه دیده، «سند متقنی است از وجود یک جریان قوی برای حذف میراث فرهنگی کشور با عنوان فریبنده حفظ میراث فرهنگی. آنچه دزدیدنی است، دزدیده شده، آنچه سوزاندنی است، سوزانده شده و آنچه هم که قابل تبدیل به احسن! نبوده، دودستی به طبیعت تقدیم شده است تا مادر طبیعت خدمتش برسد.»
مزایدههای بیسرانجام
این خانه بارها از طریق صندوق احیا و بهرهبرداری از بناها و اماکن تاریخی و فرهنگی به مزایده گذاشته شد و سرمایهگذاری هم برای آن پیدا شد، اما هنوز هیچ اقدام حفاظتی و مرمتی برای آن صورت نگرفته است. هادی میرزایی، مدیرعامل و رئیس هیئتمدیره صندوق احیا و بهرهبرداری از اماکن تاریخی و فرهنگی در آذرماه 99 به «پیامما» گفته بود: «طبق قانون وظیفه مرمت، حفاظت و استحکام بخشی با میراثفرهنگی است. در حوزه جذب سرمایهگذار صندوق دو مرحله در سالهای 97 و 98 مزایده گذاشته اما متقاضی واجد شرایط نیامده است. مثلا در مزایده سال 98 ما سه متقاضی داشتیم ولی هیچکدام صلاحیت تخصصی برای بهرهبرداری نداشتند و بالطبع بنا به آنها داده نشد.» او همچنین گفته بود که برای این بنا بار دیگر در سال 99 فراخوان گذاشته شده و برای اولین بار صندوق با کاربری فرهنگی، هنری و آیینی بنا را واگذار میکند اما اکنون یک سال و سه ماه و 23 روز گذشته و خانه پدری جلال «آیینه دق» شده است.
رژیم صهیونیستی علیه ایران سند جعل میکند
رئیس سازمان انرژی اتمی گفت: در مورد تشکیک ایجاد شده بین همکاری ایران و آژانس، ما اسنادی را 29 اسفند 1400 فرستادیم و احتمالا نمایندگان آنها برای پاسخ به ایران بیایند.
به گزارش ایرنا، محمد اسلامی معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان انرژی اتمی در پاسخ به این سوال که گفته میشود ایران یکسری اسناد را در خصوص برخی امکان به آژانس ارائه کرده است و رسانههای غربی تلاش کردند در خصوص این اطلاعات همکاری تشکیک ایجاد کنند، گفت: رژیم صهیونیستی در حال تولید اسناد جعلی و عملیات خرابکاری و عملیات تروریستی است، جریانی وجود دارد که نه محکوم میشود و نه سرکوب و از آن استقبال هم میشود.
او ادامه داد: آنها بازدیدهایی داشتند و در مدارک ادعایی خود در یکی از سایتها به اورانیومی اشاره کردند که اصلا در ایران وجود نداشت. این اقدامات عملیاتهای ایذایی رژیم صهیونیستی علیه ایران است و امیدواریم با توافقی که صورت گرفته است، موضوعات در مورد چهار مکان تا پایان سال برطرف شود. یکی از مکانهایی را که مطرح کردند تاکنون رفع ابهام شده است و سه مکان دیگر باید تا پایان خرداد بسته شود.
اسلامی گفت: آنها میدانند که این موضوعات ادعایی بیش نیست و همه میدانند رژیم صهیونیستی به دنبال چه چیزی است. ما اسنادی را ۲۹ اسفند ۱۴۰۰ فرستادیم و آنها را بررسی کردند و احتمالا نمایندگان آژانس برای مرور مطالب و مرور پاسخها و جمع بندی به ایران بیایند و امیدواریم بدون نفوذ پذیری کار خود را به صورت کارشناسی و منطقی انجام دهند و گزارش را ارسال کنند.
او در پاسخ به اینکه آیا ایران مقداری از اورانیوم ۶۰ درصدش را در چارچوب مذاکرات وین نگه میدارد، گفت: بله. امروز مقدار مورد نظر اورانیوم ۶۰ درصدی به عنوان هدف تبدیل شده که حدودا دو و نیم کیلوست.
او همچنین درباره زمان تولید برق هستهای گفت: نیروگاه بوشهر در حال حاضر هزار مگاوات برق تولید میکند، هم اکنون نزدیک ۵۲ میلیارد کیلووات برق به شبکه برق کشور و مصرف نیروگاه تزریق شده است و گام دوم احداث دو واحد هزار مگاواتی مجزاست که در دست ساخت است و امیدواریم با تمهیدات مالی این دو پروژه سرعت بگیرد. گام جدید ما ده هزار مگاوات جدید خواهد بود.
اسلامی در پاسخ به سوالی در مورد مذاکرات وین گفت: مذاکرات توسط تیم ایران انجام شده است و مراحل خودش را طی میکند. مساله مهم اراده ایران است که اعتمادسازی کند ولی هیچ موقع حرف زور را نمیپذیرد.
رئیس سازمان انرژی اتمی همچنین در مورد کمبود آب افزود: به دنبال توافق با وزارت نیرو هستیم تا بتوانیم یک ظرفیت آب شیرین کن ۷۰ هزار مترمکعب ایجاد کنیم.
اسلامی در پاسخ به این سوال که تحریمهای آمریکا علیه روسیه بر همکاری ما با این کشور تاثیر میگذارد، ادامه داد: روسیه اعلام کرد که یک نامهای از وزارت خارجه آمریکا دریافت کرده است و نگرانی برای تضمین را بیش از این دنبال نمیکند.
رئیس سازمان انرژی اتمی همچنین در مورد مذاکرات با روس اتم برای تبادل مواد هستهای در صورت توافق احتمالی در وین تاکید کرد: این مذاکرات نوعی آمادهسازی است، مذاکرات با روس اتم بیشتر فنی است و درباره مقدار و چگونگی حمل مواد و مابه ازایی که باید دریافت کنیم انجام میشود و این مذاکرات همچنان ادامه دارد.
رونمایی از دستاوردهای جدید
رئیس سازمان انرژی اتمی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به انتخاب شعار سال، گفت: اقتصاد ما نیازمند به دانش و فناوری است، تولیداتی که ریشه در نگاه به کمیت و کیفیت بر پایه دانش داشته باشد، تولید محصولات با کیفیت و دوام متناسب با ذائقه مصرف کننده مدنظر است.
اسلامی گفت: در این راستا مواردی که رونمایی میشود سند جامع راهبردی توسعه انرژی اتمی است که تا افق ۱۴۲۰ نشان میدهد سازمان سیاستها و راهبردهایش چیست. بخش دوم مسیری است که در گذشته نیز طی شده است. تاکنون دهها فناوری بزرگ و کوچک در دستاوردهای سالیانه بوده است، ۲۵ دستاورد بوده که ۲۳ مورد را ارائه کردیم.او با بیان اینکه ۹ دستاورد جدید در ۲۰ فروردین رونمایی میشود گفت: که این ۹ دستاورد، سه دستاورد در حوزه رادیو دارو در بخش تشخیصی و درمانی مورد استفاده قرار میگیرد که وارد تستهای بالینی شده است، ۲ دستاورد در حوزه پلاسما است که برای اولین بار کشور از فناوری پلاسمای سرد استفاده میکند که پلاسما تراپی برای درمان سرطان شیوهای بدون آسیب و موثر است که در یک دوره زمانی با تجویز پزشکان استفاده میشود این فناوری در خدمت مردم قرار میگیرد فاز آزمایشگاهی را طی کردیم و از این به بعد وارد آزمایشهای بالینی میشود. او افزود: در بحث پلاسما بحث سمزدایی با تکنولوژی پلاسماست که برای محصولاتی مثل پسته که آفتهایی که رایج است و باعث شده در بازارهای جهانی به محصولات ایرانی آسیب وارد کند، رونمایی میشود.
به گفته اسلامی چهار دستاورد دیگر در حوزه صنعتی برای قطعات تک و پیچیده است که به کمک لیزر انجام میشود و سه دستاورد دیگر در حوزه سیستمهای کنترلی و عکسبرداری که در حوزه صنعتی و در حوزه انرژی اتمی مورد بهرهبرداری قرار میگیرد.
مدیرکل محیط زیست فارس تغییر کرد
در مراسمی با حضور معاون سازمان حفاظت محیط زیست و معاون هماهنگی امور عمرانی استانداری فارس، ضمن قدردانی از حمید ظهرابی، که از تیرماه 98 مدیرکلی محیط زیست استان فارس را بر عهده داشت، تودیع و عطا پورشیرزاد به عنوان مدیرکل جدید معرفی شد.نورالله مرادی، معاون آموزش و مشارکتهای مردمی سازمان حفاظت محیط زیست در مراسم تکریم و معارفه مدیران کل قدیم و جدید حفاظت محیط زیست فارس، مبنای برنامههای این سازمان در سال جدید را مردمپایه، هوشمند و فناورانه توصیف کرد.
او با بیان اینکه نیروی انسانی موجود کفاف حفاظت از کل عرصههای محیط زیست در کشور را نمیدهد، لزوم بهرهگیری از توان انجمنها و تشکلهای مردم نهاد و فراهم کردن بستر برای حضور و فعالیت جدیتر این نهادها و تلاش برای افزایش تعداد سمنها را مورد تاکید قرار داد.
مرادی با بیان اینکه فعالیتها در زمینه توسعه مشارکتهای مردمی در فارس خوب بوده و شاهد حضور فعالانه تشکلهای مردمنهاد محیط زیستی در این استان هستیم، همچنین تاکید کرد: در این مبحث نباید منتظر شرکتها و افراد فعال در حوزه فعالیتهای دانش بنیان باشیم بلکه باید مدیران، مسئولان و دستگاههای مسئول به سراغ آنان بروند و مشارکت هرچه بیشتر آنان را جلب کنند.
این مقام مسئول توجه به رسانهها را از دیگر مباحث مورد تاکید سازمان حفاظت محیط زیست دانست و با بیان اینکه محیط زیست سازمانی رسانه پایه است، عنوان کرد که با استفاده از ظرفیت رسانه بخشی از برنامهها و اهداف در حوزه حفاظت محیط زیست را میتوان دنبال و محقق کرد.
مدیر کل جدید حفاظت محیط زیست فارس نیز، توجه به توسعه مشارکتهای مردمی را از تاکیدات خود ذکر و ضمن اشاره به اهمیت تغییر سبک زندگی و تاثیر آن در حفاظت عرصههای محیط زیستی، همراهی همه دستگاههای اجرایی در این زمینه را یک امر لازم برشمرد.
عطا پورشیرزاد با بیان اینکه حفاظت محیط زیست یک دستگاه نظارتی و ستادی است و بسیاری از مباحث محیط زیستی در سایر دستگاهها شکل گرفته و دنبال میشود، اهمیت همراهی همه دستگاههای اجرایی را برای رسیدن به اهداف تبیین شده مورد تاکید قرار داد.
پورشیرزاد ابراز امیدواری کرد که شاهد عبور از سطح شعار در حوزه حفاظت محیط زیست و دنبال کردن اقدامات با نگاه نتیجه محور باشیم و گفت: شخصا علاقه خاصی به رسانه دارم و معتقد هستم که رسانه در بخشهای مختلف خصوصا حفاظت محیط زیست بسیار کارگشا است.
آلودگی هوا یکی از بدترین انواع اپیدمی در جهان است که سالانه حداقل جان 7 میلیون نفر را میگیرد. بودن مداوم در معرض محیطهای آلوده به طور قابل ملاحظهای خطر بروز مشکلات سلامتی و مرگ زودرس را بیشتر میکند. همانطور که رئیس سازمان جهانی بهداشت توصیف میکند این «فوریت خاموش سلامت عمومی» باید قبل از اینکه غیر قابل بازگشت شود، به آن رسیدگی شود. سایت زمین نگاهی به تاریخچه آلودگی هوا انداخته تا به درک این شرایط تراژیک و حل آن کمک کند.
سالهای 1820 تا 1840 برای بریتانیا و دیگر کشورهای اروپایی به همراه آمریکا سرآغاز دوران گذار به فرایندهای جدید تولید کالا است که به انقلاب صنعتی شناخته میشود. این فرآیندها شامل پیدایش سیستم مکانیزه کارخانهها بود که جایگزین روشهای تولید دستی، تولید مواد شیمیایی، آهن و همچنین افزایش مصرف نیروی آب و بخار شدند و در تمام آنها نیاز به برداشت بیشتر از منابع طبیعی مانند زغالسنگ و آهن وجود دارد.
صنعتی شدن تبعات بسیار شگفتی برای محیط زیست داشته که اولین و بیشتر آن کیفیت هوا در مناطق شهری در حال توسعه رخ داده است. توسعه کارخانجات و افزایش مصرف و اشتعال زغالسنگ منجر به افزایش شدید انتشار آلایندهها شده و شدت آن را به سطح بیسابقهای رسانده است. از طرف دیگر رشد جمعیت نیز بر این روند تاثیر داشته، به طوری که خانوارها با سوزاندن زغالسنگ برای گرما و آشپزی میزان آلودگی داخلی را به طور قابل توجهی افزایش دادند. آلودگی ابتدا در شهرها بیشتر شد اما بعد به کشورهای دیگر سرایت کرد. با آغاز تجارت جهانی، آلودگی هوا به مشکلی بزرگتر و یکی از بدترین تبعات رشد صنعتی در سراسر جهان تبدیل شد.
قرن بیستم؛ آغاز آلودگی
تا دهه 80 میلادی بیشترین عوامل بررسی شده محیط زیستی به کاهش کیفیت هوا مربوط میشد که چگونه آلودگی هوا روی باران، اکوسیستم و لایه ازن تاثیر میگذارد.
دسامبر 1952، شدیدترین آلودگی هوا در تاریخ لندن اتفاق افتاد: مهدود بزرگ لندن که 4 روز ادامه داشت. پایتخت انگلستان در لایه ضخیمی از دود مرگبار فرو رفت که بیشتر به آلودگیهای ایجاد شده بر اثر اشتعال زغالسنگ برمیگشت. 12 هزار نفر دچار مرگ زودرس شدند. 4هزار نفر جان خود را از دست دادند و صدها هزار نفر به بیماری دچار شدند.
چهار سال پس از آن قانون هوای پاک به تصویب رسید؛ اقدامی مهم برای جلوگیری از آلودگی ناشی از فعالیتهای صنعتی.
نخستین باران اسیدی
اولین بار در دهه 60 میلادی باران اسیدی در آمریکای شمالی اتفاق افتاد و به بزرگترین تبعات مستقیم آلودگی هوا تبدیل شد. بین دهه 60 تا 70 این فاجعه به یکی از بزرگترین مشکلات محیط زیستی اروپا و آمریکای شمالی تبدیل شد. دانشمندان ارتباط مستقیمی بین باران اسیدی و آلایندههایی مانند سولفور و اکسید نیتروژن از نیروگاههایی پیدا کردند که از دیگر کشورهای آلودهکننده سفر کرده بودند. اثرات باران اسیدی باعث شد تا بسیاری از کشورها برای کاهش میزان آلودگی هوا اقداماتی انجام دهند و قوانینی وضع کنند.
جنگلزدایی و اوتروفیکاسیون اکوسیستمها
اوتروفیکاسیون زمانی رخ میدهد که محیطهای آبی بیش از حد با مواد طبیعی یا مصنوعی آغشته شوند. دهه 80 میلادی اثرات آلودگی هوا مشهودتر شد. کارشناسان متوجه از بین رفتن جنگلها در سراسر کشورهای اروپایی به ویژه در جمهوری چک، لهستان و آلمان شدند. دانشمندان نسبت به کاهش سلامت جنگلها ابراز نگرانی کردند و ارتباط میان کیفیت هوا و جنگلزدایی را کشف کردند.
ازن در سطح کره زمین
نیمه دوم قرن بیستم گاز بسیار آلودهکننده دیگری دومین عامل آلاینده کشف و شناخته شد. ازن سطح کره زمین دو آلاینده اصلی تولید میکند: اکسید نیتروژن و ترکیبات آلی فرار که بالای سطح کره زمین جمع میشوند و برای سلامت انسان بسیار مضرند. ازن به سرعت عامل مرگ و میر زودتر، رنجی از مشکلات سلامتی و بیماریهای تنفسی شناخته شد که بر اکوسیستم و پوشش گیاهی از جمله جنگلها تاثیر داشت.
روی آوردن به چین و اقیانوسیه
بعد از شناسایی خطرات آلودگی هوا برای انسان و محیط زیست، اروپا و آمریکای شمالی-کشورهایی که بیشترین تاثیر از این فاجعه را در طول قرن بیستم دیدهاند- اقدامات مهمی را برای کنترل و کاهش سولفور و اکسید نیتروژن انجام دادند. در عین حال، دیگر کشورهای دنیا درگیر انقلاب صنعتی داخلی خود بودند.
تا دهه 70 میلادی، آسیا یکی از فقیرترین قارههای جهان بود. با این حال نیمه دوم قرن بیستم شاهد بزرگترین تحولات اقتصادی در این قاره بود که در نتیجه آن برخی از کشورهای آسیایی به پیشروترین اقتصادهای جهانی تبدیل شدند. امروزه کل قاره آسیا 40 درصد اقتصاد جهانی را تشکیل میدهد. در 25 سال گذشته، رشد اقتصادی سریع و بیسابقه در این قاره سالانه 6 درصد بوده و رشد جمعیت، پیدایش کلانشهرها و رشد اقتصادی آنها را به دنبال داشت که باعث شد مصرف نفت و زغالسنگ بیشتر شود تا جایی که به بزرگترین منبع تامین سوخت در این مناطق تبدیل شوند. در هند و پاکستان صنعتی شدن و توسعه شهرها به سرعت رخ داد که در نهایت به بدترین کشورها از جهت کیفیت هوا تبدیل شدند.
آلودگی هوای امروز
به گفته سازمان جهانی بهداشت، 91 درصد جمعیت جهان هماکنون در مناطقی زندگی میکنند که سطح آلودگی هوا از سقف معیارهای این سازمان گذشته است. برخلاف قرن بیستم، بدترین کیفیت هوا در دنیا متعلق به کشورهای در حال توسعه آفریقایی، آمریکای جنوبی و جنوب شرق آسیا است. دلایل بسیاری برای آن وجود دارد. اول اینکه کشورهای در حال توسعه منابع غنی از سوختهای فسیلی و نیروگاههای زغالسنگی هستند. آنها همچنین به سوختهای جامد وابستهاند که دلیل اصلی آلودگی هوای داخلی شدید است؛ چوب، ضایعات محصولات کشاورزی، زغال و زغالسنگ و نفت سفید که برای مصارف آشپزی، گرمایش و نورپردازی به کار میروند.
چشمانداز آینده
تاریخچه آلودگی هوا برای درک مشکلات شدید محیط زیست در دنیای مدرن کمک میکند. در حالی که تاریخ نشان میدهد کشورها برای کنترل پخش شدن مواد شیمیایی که باعث آلودگی هوا میشود، چه اقداماتی انجام دادهاند که کافی نبوده. شهرهای مدرن همچنان به فرآیندهای آلودهکننده وابستهاند و آلودگی هوا همچنان به مشکلی که روزگاری در گذشته وجود داشت، تبدیل نشده. در حالی که جهان برای جلوگیری از نابودی تلاش میکند باید تصمیمات جدیتری مانند بسته شدن نیروگاههای آلودهکننده گرفته شود و وابستگی به سوختهای فسیلی کاهش یابد تا جهان کاملا به انرژیهای تجدیدپذیر وابسته شود. این همچنین بدان معناست که حمل و نقل باید پاکتر شود. ماشینهای برقی، توسعه صنعت و مدیریت ضایعات در شهرها، سبزتر شدن ساختمانها و سازهها و استفاده از انرژیهای سبز میتوانند از نابودی جهان جلوگیری کنند.

معاون برنامهریزی، توسعه سرمایه انسانی و امور شورا شهرداری تهران در توضیح ارائه خدمات سه شیفته به شهروندان تهرانی گفت: مطالعاتی را انجام دادیم تا ببینیم چه مشاغلی را میتوانیم در شیفت سوم استفاده کنیم و به این نتیجه رسیدیم که در حوزه مالی و شهرسازی که بیشترین مراجعات مردم به آنها انجام میشود میتوانیم ساعت کار را افزایش دهیم.
«لطفاللهفروزنده» معاون برنامهریزی، توسعه سرمایه انسانی و امور شورا شهرداری تهران در پاسخ به سوالی درباره سازوکار سه شیفته شدن خدمات شهرداری تهران و ارائه خدمت به شهروندان تهرانی به ایلنا گفت: شهردار تهران از سال گذشته تاکیدی داشتند مبنی بر اینکه بتوانیم خدماترسانی شهرداری را به صورت سه شیفت انجام دهیم و در شیفت عصر نیز فعالیتها در شهرداری انجام شود.
او ادامه داد: به همین منظور مطالعاتی را انجام دادیم تا ببینیم چه مشاغلی را میتوانیم در شیفت سوم استفاده کنیم و در آن حوزهها ارائه خدمت دهیم و به این نتیجه رسیدیم که در حوزه مالی و شهرسازی که بیشترین مراجعات مردم به آنها انجام میشود، میتوانیم ساعت کار را افزایش دهیم.معاون شهردار تهران با اشاره به تهیه دستورالعملی در این زمینه گفت: به همین دلیل دستورالعملی را تهیه کردیم و به مناطق 22 گانه شهرداری تهران ابلاغ کردیم. این دستورالعمل در یکی از مناطق به صورت آزمایشی در حال اجرا است.
فروزنده در پاسخ به این سوال که استفاده از ظرفیت کارکنان شهرداری در این طرح به چه صورت است، اظهار کرد: در این طرح از ظرفیت خود کارکنان مربوطه موجود استفاده میشود، چرا که در مناطق مختلف شهرداری نیروی انسانی به اندازه کافی داریم و مشکل کمبود نیرو انسانی پیدا نمی کنیم. در نتیجه با تدابیری که خود مناطق در نظر میگیرند، در دو حوزه مالی و شهرسازی ساعت کاری کارکنان موجود را افزایش میدهیم یا از کارمندان جدید استفاده میکنند.
او ابراز امیدواری کرد که این طرح پس از اجرای آزمایشی در یکی دو منطقه و برطرف شدن ضعفهای آن در دیگر مناطق تهران نیز اجرا شود و گفت: پس از اینکه ضعفهای این طرح در مناطقی که به صورت پایلوت اجرایی شد طی این مدت رفع شد، امیدواریم بتوانیم از اردیبهشتماه به صورت کامل این طرح را در تمامی مناطق اجرا کنیم.
معاون شهردار تهران درباره اجرای این طرح در حوزه خدمات شهری گفت: فعلا این دو حوزه را در نظر داریم. چرا که خدمات شهری عمدتا در شبها نیز مشغول به فعالیت هستند و در این زمینه مسالهای نداریم. هدفگذاری ما این است که تا ساعت 8 و 9 شب خدمترسانی انجام دهیم.
فروزنده در پاسخ به سوال دیگری درباره تذکر چندباره رئیس کمیته شفافیت شورای شهر تهران مبنی بر عدم بروزرسانی سامانه شفافیت اظهار کرد: انشاالله درست میشود.
او در واکنش به اینکه چرا سامانه بروزرسانی نمیشود گفت: چرایی آنرا باید بررسی کنیم. ما هم به شورا قول دادیم که این موضوع را بررسی میکنیم.
روزهای غباری تا 2050، به 300 روز در سال میرسد
یکی از مقامات وزارت محیط زیست عراق زنگ خطر را درباره موج گرد و غبار در این کشور و افزایش میزان روزهای گرد و غباری به ۳۰۰ روز در سال ۲۰۵۰ به صدا درآورد.
به گزارش مهر به نقل از خبرگزاری عراقی واع، وزارت محیط زیست عراق اعلام کرد: انتظار میرود میزان روزهای گرد و غباری این کشور در سال ۲۰۵۰ به ۳۰۰ روز در سال برسد.
عیسی الفیاض، مدیرکل معاونت فنی وزارت محیط زیست عراق گفت: تغییرات آب و هوایی عامل اصلی افزایش موج گردوغبار در کشور است و بر اساس آمارهای ثبت شده از سوی اداره کل هواشناسی، در طول دو دهه، تعداد روزهای گردوغباری از ۲۴۳ روز به ۲۷۲ روز در سال افزایش یافته و انتظار میرود که تا سال ۲۰۵۰ تعداد روزها به ۳۰۰ روز در سال برسد.
عیسی الفیاض با بیان این موارد ادامه داد: نزدیک به ۷۰ درصد از زمینهای زراعی عراق به دلیل تغییرات آب و هوایی تخریب شده و یا در معرض تخریب قرار دارد که به دنبال آن فقدان پوشش گیاهی که عامل اصلی تثبیت خاک است، وجود دارد.
این مقام عراقی علت تاخیر در اجرای طرح کمربند سبز اطراف شهرها را کمبود منابع مالی و نیز کمبود منابع آبی در این کشور دانست.
طرح این هشدار از سوی عراق در حالی است که در هفتههای گذشته بارها غبار برخاسته از زمینهای خشکیده این کشور، استانهای غرب و جنوب غرب ایران را تحت تاثیر قرار داده است به طوری که در هفتههای پایانی سال 1400، شهروندان کرمانشاه، کردستان، خوزستان، لرستان، بوشهر، هرمزگان و … شرایط خطرناک و بسیار ناسالم آبوهوایی را به دلیل «غبار عربی» تحمل کردند. دو روز پیش نیز علیرضا آذریان، کارشناس مسئول آزمایشگاه هوای ادارهکل حفاظت محیط زیست خوزستان به ایسنا گفت: «علیرغم تمام فعالیتهایی که در خصوص کنترل کانونهای داخلی گرد و غبار به ویژه طرحهای بیابانزدایی و آبخیزداری و آبدار کردن تالاب هورالعظیم انجام شده است، شاهد وقوع گرد و غبارهایی هستیم که اکثراً منشاء خارجی دارند و از کانونهای مهار نشده کشورهای عراق، عربستان و سوریه میآیند و طبق الگوهای مشخصی وارد کشور ما میشوند.»
دو روز هوای پاک سهم تهرانیها از نوروز
تهرانیها قرن تازه را با هوای قابل قبول آغاز کردند. اولین روز فروردین هوا پاک نبود اما شاخصها در وضعیت قابل قبول بودند. آلاینده شاخص در اولین روز فروردین و روزهای بعدش ذرات معلق کمتر از دو و نیم میکرون بود. شهروندان تهرانی در نوروزی که گذشت تنها دو روز هوای پاک تنفس کردند، آماری که بیشباهت با وضعیت هوا در سال ۱۴۰۰ نبود.
بررسیهای روزنامه «پیامما»، از دادههای شرکت کنترل کیفیت هوا نشان میدهد که تهرانیها در ۳۶۵ روز سال ۱۴۰۰ تنها دو روز هوای پاک تنفس کردهاند. آمارها تایید میکنند که هوای تهران تنها در روزهای اول فروردین و ۹ فروردین سال ۱۴۰۰ پاک بوده است. الگویی مشابه روزهای پاک امسال. دادهها نشان میدهد که پایتخت در سالی که گذشت تنها ۲۴۹ روز هوای قابل قبول تنفس کرد. هوا ۱۰۸ روز برای گروههای حساس ناسالم بود و ۶ روز هم شاخصهای کنترل کیفیت هوا قرمز رنگ بود و این یعنی هوا برای تمام گروهها ناسالم بود.
بررسی دادههای شرکت کنترل کیفیت هوا در سال ۹۹، وضعیت متفاوتی را نشان میدهد. سال ۹۹ یعنی همان روزهایی که کرونا، ویروس تازهوارد ایران بود و ترددها ممنوع شده بود، تهران ۱۷ روز هوای پاک در طول یک سال تنفس کرد. سال ۹۹ که روزهای زیادی از آن با قرنطینههای نیمه سپری شده بود، پایتخت ۲۲۶ روز هوای قابل قبول تنفس کرد. کیفیت هوا همچنین ۱۰۷ در وضعیت نارنجی رنگ و ناسالم برای گروههای حساس بود. همه شهروندان در پایتخت نیز در این سال ۱۶ روز هوای ناسالم برای تنفس کردند. آماری که نسبت به سال ۱۴۰۰، ده روز از آن کاسته شده است.
سال ۹۸، وضعیت قدری با سال ۹۹ متفاوتتر و شباهت بیشتری به سال ۱۴۰۰ دارد. در ۳۶۵ روز سال ۹۸، تهرانیها ۲۹ روز هوای پاک تنفس کردند. هوا ۲۵۰ روز قابل قبول بوده است و در مقابل وضعیت هوا ۸۱ روز برای گروههای حساس ناسالم بوده و ۵ روز هم برای همه گروهها ناسالم بوده است. تناقض در آمار سنجش کیفیت هوا در سالهای اخیر دلایل متعددی هم داشته است. ابتدای پاییز امسال، محسن روشنی، مدیر واحد پایش شرکت کنترل کیفیت هوای تهران از سختگیرانهتر شدن استانداردها از سال ۹۹ خبر داد. او به روزنامه «پیامما» گفته بود که عموما مهر و اواخر شهریور هر سال عموما با گرد و خاک آغاز میشود و اگر وضعیت بارندگی هم مطلوب نباشد، آمار گرد و خاک بالاتر میرود. او تاکید کرده بود: در پاییز سال ۱۴۰۰ در ابتدای مهر ماه این مساله را داشتیم. بنابراین در واقع بیشترین سهمی که روزهای آلوده را بالا برد، گرد وغبار ناشی از خشکی هوا و آن هم ناشی از کاهش باران در امسال بوده است. او همچنین درباره سختگیرانهتر شدن استانداردها نیز گفته بود: سختگیرانهتر شدن یعنی اینکه تعداد روزهای پاک را کم میکرد و به تعداد روزهای قابل قبول اضافه میکرد و تعداد روزهای ناسالم برای گروههای حساس را کم میکرد و به تعداد روزهای ناسالم اضافه میکرد.
نوروز پاک تهران
اما وضعیت آلایندگی در نوروز سالهای قبل چگونه بوده است؟ در ایام عید سال ۹۷ تهرانیها یک روز هوای پاک تنفس کردند، ۷ روز وضعیت هوا قابل قبول بوده و ۵ روز هم هوا برای گروههای حساس ناسالم بوده است. نوروز سال ۹۸، تهرانیها، ۱۲ روز هوای پاک تنفس کردند و یک روز وضعیت هوا قابل قبول بوده است. مرور خبرها، حکایت از وضعیت خوب بارندگی در نوروز سال ۹۸ داشتند. نوروز ۹۹ نیز شهروندان تهرانی ۸ روز هوای پاک تنفس کردند و ۵ روز هم وضعیت هوا قابل قبول بوده است.
سرایت آلودگی
در سالهای اخیر به نظر میرسد که روند آلودگی هوای تهران و سایر کلانشهرها افزایش پیدا کرده است. سالی که گذشت اصفهان و مشهد و اراک گوی رقابت در عرصه آلودگی هوا را از تهران میربودند. زمستانی که گذشت بعضی از صنایع در اصفهان برای مازوت سوزی مجوز داشتند. موضوعی که باعث تشدید وضعیت آلایندگی در شهر صنعتی شده بود که همواره ذرات معلق کمتر از دو و نیم میکرون در آن جولان میدادند. اصفهان در نوروزی که گذشت هم هیچ روزی هوایش پاک نبود. ۶ روز هوا برای گروههای حساس ناسالم بود و ۵ روز هوا در وضعیت قابل قبول قرار داشت. این روزها هم همزمان با بازگشایی مدارس و دانشگاهها و ادارات، کلانشهرها وضعیت بهتری را سپری نمیکنند، تهران از ۱۴ فروردین تا هفده فروردین و لحظه نگارش این گزارش سه روز هوای قابل قبول داشته و یک روز هم هوا برای گروههای حساس ناسالم بوده است. وضعیتی که در صورت تغییر نکردن قوانین و وضع نکردن مقررات سختگیرانه ممکن است در قرن جدید بغرنجتر شود.
وعدههای فعلی رهبران جهان برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای نمیتواند گرمایش کره زمین به بیش از 1.5 درجه سانتیگراد (یا 2.7 درجه فارنهایت) را در چند دهه آینده متوقف کند. گزارش تازه سازمان ملل این موضوع را به روشنی بیان میکند که حتی اگر کشورها به وعدههای خود عمل کنند باز هم نمیتوانند افزایش دمای زمین و رسیدن آن به مراحل خطرناک جدید را متوقف کنند. جلوگیری از وقوع فاجعه کار آسانی نیست اما اگر کشورها همین امروز اقدام کنند، غیرممکن نخواهد بود.
دمای کره زمین از زمان انقلاب صنعتی در قرن نوزدهم تاکنون به طور میانگین 1.1 درجه سانتیگراد بالا رفته. دلیل عمده این روند سوزاندن سوختهای فسیلی است برای تولید انرژی. رهبران بسیاری از کشورهای جهان قول دادهاند که تمام تلاش خود برای جلوگیری از گرمایش زمین تا 1.5درجه سانتیگراد را بهکار گیرند. ممکن است متواضعانه به نظر برسد اما این میزان افزایش دما منجر به حبس بیشتر گرما بهوسیله گازهای گلخانهای روی سطح کره زمین میشود و تغییرات گستردهای مانند وقوع بیشتر توفانهای مرگبار، سیل، خشکسالی، آتشسوزیهای جنگلی، موج گرمای شدیدتر، افزایش سطح دریا، افزایش فشار بر محصولات کشاورزی و سقوط اکوسیستم را به دنبال دارد.
فرصت کم است
سازمان ملل در گزارش اخیر خود هشدار میدهد که اگر کشورها تا چند سال آینده تلاشهای خود برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای ناشی از زغالسنگ، نفت و گاز طبیعی را متوقف نکنند، رسیدن به این هدف که گرمایش زمین به 1.5 درجه سانتیگراد محدود شود تا آخر این دهه غیرممکن میشود. این هدف ممکن است متواضعانه به نظر برسد اما عمل کردن به آن دلهرهآور است: محدود کردن گرمایش زمین تا 1.5درجه سانتیگراد مستلزم آن است که تمام کشورهای جهان انتشار گازهای گرمکننده زمین را تا سال 2030 در حدود 43درصد کاهش دهند و تا اوایل سال 2050 از انتشار دیاکسید کربن به جو زمین جلوگیری کنند. آغاز همهگیری کرونا با کاهش کوتاهمدت انتشار آلایندهها همراه شد اما میزان آن در سال گذشته به بالاترین رکوردها نزدیک شد. انتشار دیاکسید کربن در کارخانهها، شهرها، ساختمانها، مزارع کشاورزی و وسایل نقلیه در 10 سال گذشته آنقدر بیشتر شده که بر مزایای تبدیل نیروگاهها زغالسنگی به گاز طبیعی و استفاده بیشتر از منابع تجدیدپذیر مانند انرژیهای بادی و خورشیدی سنگینی کرده است.
آنتونیو گوترش، دبیر کل سازمان ملل شرایط کنونی را فوریت اقلیمی توصیف میکند. او میگوید که کشورها و شرکتهای سرمایهدار نه تنها چشم خود را روی تغییر اقلیم میبندند بلکه آتش آن را شعلهورتر میکنند: «آنها بر اساس منافع شخصی و سرمایهگذاریهای گذشته در سوختهای فسیلی دارند زمین را خفه میکنند» آن هم در شرایطی که منابع تجدیدپذیر و ارزانتر منجر به ایجاد مشاغل سبز ، امنیت انرژی و ثبات بیشتر قیمت میشود.
این گزارش که تاییدیه 195 کشور را دارد زمانی منتشر میشود که حمله روسیه به اوکراین منجر به افزایش شدید قیمت نفت و گاز شده و حواس سیاستمداران را از تغییر اقلیم پرت کرده. پس از حمله روسیه به اوکراین رهبران آمریکا و اروپا تصمیم گرفتند با افزایش انتشار آلایندهها در مدتی کوتاه، منابع داخلی سوختهای فسیلی خود را تقویت کنند تا از جهش قیمت نفت و گاز و کمبود انرژی جلوگیری کنند.
اما به گزارش نیویورکتایمز نویسندگان این گزارش راهبردهایی را نیز برای کاهش گازهای گلخانهای ارائه دادهاند. دانشمندان اقلیم میگویند که دنیا برای قابل تحمل نگه داشتن گرمایش جهانی فرصت کمی دارد. جیم اسکیا، یکی از محققان دانشگاه امپریال کالج لندن و یکی از هدایتکنندگان این گزارش میگوید که مهار کردن گرمایش زمین تا 1.5درجه سانتیگراد غیرممکن است مگر اینکه خیلی فوری دست به کار شویم.
تمام کشورهای جهان باید دست به کار شوند
هیئت بیندولتی تغییر اقلیم سازمان ملل یا IPCC هر 6 تا 8 سال مروری بر علوم اقلیمی دارد. این هیئت از 278 متخصص از 65 کشور تشکیل شده و یافتههای خود را در قالب سه گزارش منتشر میکند. اولین گزارش آن درباره عوامل گرمایش زمین، اوت گذشته منتشر شد. دومین گزارش درباره اثرات تغییر اقلیم بر دنیا و تواناییهای ما برای سازگار شدن با آنها در ماه فوریه منتشر شد. حالا این سومین گزارشی است که به چگونگی کاهش انتشار گازهای گلخانهای و توقف افزایش بیشتر دما میپردازد.
دانشمندان این گزارش میگویند که اگر این هدف دستنیافتنی باشد همچنان ارزشش را دارد تا دنیا انتشار گازهای گلخانهای خود را هر چه سریعتر کاهش دهند و از گرمایش زمین جلوگیری کند. هر چقدر که دمای جهان بالاتر رود خطرات بیشتری مردم سراسر دنیا را تهدید میکند؛ خطراتی مانند کمآبی، سوتغذیه و موج گرمای مرگبار. اکسیا میگوید که هر یک صدم افزایش درجه دما مهم است.
دانشمندان میگویند گرمایش کره زمین زمانی متوقف میشود که انسان گازهای محبوسکننده گرما را وارد جو زمین نکند؛ مفهومی که به آن انتشار کربن صفر خالص میگویند.
10درصد ثروتمندان جهان بیشترین آلودگی را تولید میکنند
در کل، این کشورها و افراد ثروتمند هستند که کره زمین را گرمتر میکنند. بر اساس این گزارش یکسوم تا حدود نیمی از انتشار گازهای گلخانهای به 10 درصد خانوارهای ثروتمند جهان مربوط میشود. 50 درصد خانوارهای فقیر تنها 15 درصد گازهای گلخانهای منتشر میکنند. از سال 2010 تاکنون قیمت انرژیهای بادی و خورشیدی، باتری ماشینهای برقی به طور قابل توجهی کاهش پیدا کرده. این گزارش تاکید میکند که امروزه در برخی موارد نگهداری سیستمهای تولید انرژی بسیار آلودهکننده از گذار به منابع پاک هزینه بیشتری دارد. در سال 2020، 10 درصد برق جهان از منابع خورشیدی و بادی تامین شد. میانگین انتشار گازهای گلخانهای از سال 2010 بسیار کندتر شد که بخش بزرگی از آن به خاطر استفاده بیشتر از انرژی سبز بود.
مقابله با تغییر اقلیم آسان و ارزان نیست
دنیا باید سرمایهگذاری فعلی خود برای مقابله با تغییر اقلیم را 3 تا 6 برابر کند تا بتواند گرمایش کره زمین را بین 1.5 تا 2 درجه سلسیوس نگه دارد. کشورهای فقیر مشکلات مالی بیشتری دارند و باید در این دهه سالانه هزاران میلیارد دلار سرمایهگذاری کنند. این گزارش تاکید میکند که با کاهش سوختهای فسیلی، اختلالات اقتصادی اجتنابناپذیر است. این گزارش همچنین نگاهی به تغییرات دیگری در جوامع دارد که میتوانند انتشار را کاهش دهند؛ ساخت ساختمانهایی که مصرف انرژی کمی دارند، بازیافت بیشتر، دورکاری و مشاغل مجازی. جویاشری روی، اقتصاددان موسسه تکنولوژی آسیا در بانکوک و یکی از نویسندگان این گزارش میگوید که این لزوما نباید روی اقتصاد تاثیر بگذارند. حملونقل عمومی بهتر، ساخت پیادهروی بیشتر در مناطق شهری به کنترل آلودگی هوا و سلامت بهتر کمک میکند. در کل، مراحلی که هزینه آنها به ازای هر تن دیاکسیدکربنی که جذب میشود کمتر از 100 دلار باشد میتواند انتشار جهانی را تا سال 2030 به اندازه نیمی از میزان آن در سال 2019 کاهش دهد.
دنیا همچنین نیاز دارد تا دیاکسیدکربنی که هماکنون در جو زمین وجود دارد را حذف کند. کاشت بیشتر درخت تقریبا تنها راهی است که به طور گسترده اجرا میشود. دیگر روشها مانند استفاده از مواد شیمیایی برای جذب کربن اتمسفر یا اضافه کردن مواد مغذی به اقیانوسها برای تحریک فتوسنتز گیاهان کوچک دریایی همچنان باید توسعه پیدا کنند. در سراسر دنیا کاهش انتشار آلایندهها نیاز به تعمیرات اساسی دولتها، کسبوکارها و حتی جوامع دارد و یک شبه به دست نمیآید. در هر صورت مقابله با تغییر اقلیم قطعا هزینه دارد، چه بخواهیم چه نخواهیم.
هوایی اسپری فلفل زدند؛ مستقیم نزدند
توضیحات احمد وحیدی وزیر کشور درباره آنچه برای زنان در حاشیه بازی ایران و لبنان در مشهد روی داد پای دعوتنامههای خارج از ظرفیت ورزشگاه راه به میان آورده و باز هم بر ابهامهای موجود دراینباره افزوده است.
پیشتر فدراسیون فوتبال ایران فیفا را خاطرنشان کرده بود که ظرفیت مشخصی برای فروش بلیت به زنان در نظر گرفته است اما بعد از وقوع حوادث این تعهد خود را منکر شد.حالا وزیر کشور در جمع خبرنگاران گفته است :برای بازی ایران و لبنان مسئله حضور بانوان را نداشتیم و بنایی هم برای حضور بانوان و فروش بلیت به آنان وجود نداشت.
به گزارش مشرق، احمد وحیدی با اشاره به تحقیقات انجام شده در رابطه با حادثه ورزشگاه مشهد گفت:بررسیها در این خصوص انجام شد و گزارشات این موضوع به صورت مکتوب به رئیس جمهور ارسال شده است.
او در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه برخی بانوان بلیت داشتند؟ گفت: گویا اختلالی در سامانه فروش بلیت به وجود آمده بود و تعداد ۹ خانم توانسته بودند بلیت تهیه کنند. بعد از بررسی مشخص شد که آن ۹ بلیت برای آقایان صادر شده و در اختیار خانمها قرار گرفته است.
او در تشریح این ماجرا افزود:بعد از اینکه قرار شد فدراسیون فوتبال مسابقه را در شهر مشهد برگزار کند بحث بر این بود که تماشاچی نباشد اما با توجه به مطالبه مردم و شیب نزولی کرونا، ستاد ملی مبارزه با کرونا مجوز داد تا ۳۰ تا ۴۰ درصد ورزشگاه تماشاگر وجود داشته باشد.
وزیر کشور تصریح کرد: بر این اساس ۸ هزار بلیت فروخته شد اما برخی مسئولان مشهدی کارتهای دعوتی که حدود چهار هزار عدد بود را به افراد دیگر داده بودند تا بتواند به ورزشگاه ورود کنند. حجم مراجعه به استادیوم به یک باره زیاد میشود و مردم زیادی چه آنها که بلیت تهیه کرده بودند و چه آنهایی که دعوت نامه داشتند، وارد استادیوم شدند و استادیوم مشهد کاملاً پر میشود. AFC ایراد میگیرد و میگوید بیشتر از ظرفیت مجاز تماشاگر به ورزشگاه ورود پیدا کرده است.
وحیدی همچنین تأکید کرد:بعد از این موضوع درهای ورزشگاه بسته میشود.به دلیل اینکه هم بیشتر از ظرفیت مجاز تماشاگر در ورزشگاه بود و هم دیگر جایی برای افراد جدید وجود نداشت اما برخی از مردم سعی داشتند از دیوارهای اطراف ورزشگاه بالا بروند و به ورزشگاه ورود کنند.
او افزود: برای اینکه مردم متفرق شوند و این بالا کشیدن از دیوار آسیب برای کسی ایجاد نکند و یا حتی دیوار ریزش نکند افشانه فلفل در هوا زده میشود اما مستقیماً به سمت کسی اسپری فلفل زده نمیشود.وزیر کشور ادامه داد: با این کار تعدادی از افراد متفرق میشوند و تعدادی هم از ناحیه چشم و گلو دچار مصدومیت میشوند.
وحیدی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا اصلاً برای بازی ایران و لبنان ورود خانمها به ورزشگاه اعلام شده بود یا خیر؟ اظهار داشت:همان طور که میدانید برای حضور خانمها در ورزشگاه باید بسترهای لازم ایجاد شود.ما در ورزشگاه آزادی این بسترها را داریم اما در ورزشگاه مشهد بستر برای حضور خانمها مهیا نیست.
وزیر کشور ادامه داد: به این منظور با وزیر ورزش صحبت شد تا بازی از مشهد به تهران منتقل شود.وزیر ورزش این موضوع را با فدراسیون مطرح کرد.اما فدراسیون فوتبال اعلام کرد ما نمیتوانیم بازی را از مشهد به تهران منتقل کنیم.چرا که به AFC اعلام شده است. براساس این توضیحات ما برای بازی ایران و لبنان مسئله حضور بانوان را نداشتیم و بنایی هم برای حضور بانوان و فروش بلیت به آنان وجود نداشت.
