بایگانی مطالب نشریه

باغ‌گیاه‌شناسی را قربانی نکنید

پیام ما- اطراف باغ گیاه‌شناسی ملی ایران در منطقه 22 تهران قرار است، 22 برج 30 طبقه ساخته شود. این خبری بود که یک ماه پیش در رسانه‌ها منتشر شد و مشخص شد که در قسمت شمالی باغ گیاه‌شناسی ملی ایران، تعاونی ارتش تصمیم به ساخت و سازهایی با تراکم بالا گرفته و شهرداری هم برای این ساخت و سازها مجوز صادر کرده است. عادل جلیلی، رئیس باغ گیاه شناسی ملی ایران یک ماه پیش اعلام کرد که یکی از خطرات ناشی از این ساخت و سازها از بین رفتن منابع آبی باغ گیاه‌شناسی است. او همچنین در نشست خبری اعلام کرد در شرایطی که باغ گیاه‌شناسی نقش جدی در حفظ ذخایر ژنتیکی هر کشور دارد، ترافیک و آلودگی هوای ناشی از سکونت شهروندان در این منطقه می‌تواند آینده حیات این باغ را تحت تاثیر قرار دهد. مدیران شهری اعلام کردند که توافقات صورت گرفته برای ساخت و سازها قدیمی است و پروانه ساخت نیز دارد.
مهدی عباسی، رئیس کمیسیون معماری و شهرسازی شورای شهر تهران هم مدتی پیش به ایسنا گفت که این برج عرصه هایی را که می‌بایست بر اساس قانون به شهرداری واگذار می کرد را نیز واگذار کرده است و مالک قدر و سهم شهرداری را داده و عوارض نیز پرداخت کرده است.
معماران، شهرسازان و کنشگران شهری برای توقف این پروژه در روزهای اخیر برای توقف ساخت‌و‌ساز هم کارزاری راه انداختند و هم در نامه‌هایی جداگانه از مدیران شهری خواستند تا از ساخت و سازهای اطراف باغ گیاه‌شناسی جلوگیری کند.
در یکی از نامه‌ها خطاب به صارمی، معاون شهرسازی و معماری شهرداری تهران نوشته که با توجه به قدمت 35 ساله باغ گیاه‌شناسی که در آن بیش از 4 هزار گونه گیاهی وجود دارد و باتوجه با اینکه براساس طرح تفصیلی اولیه منطقه 22 این پهنه خصوصا حریم باغ گیاه‌شناسی ملی ایران به عنوان پهنه آموزشی و نه مسکونی تعریف شده بود و (در طرح تجدیدنظر هم هم ظاهرا مسکونی کوتاه مرتبه مدنظر بوده است.) لذا تبدیل آن به پهنه مسکونی پرتراکم با اصول اولیه شهرسازی خصوصا طرح تفصیلی این منطقه مغایرت اساسی دارد. در ادامه این نامه که جامعه مهندسان مشاور ایران آن را تهیه کرده‌اند، از معاون شهرسازی شهرداری تهران تقاضا شده تا «قبل از هر اقدامی، کمیته‌ای متشکل از کارشناسان شورای شهر، شهرداری، محیط زیست، دانشگاهی و حرفه تشکیل و به بررسی نتایج این ساخت و سازها پرداخته و تنها بر اساس آن تصمیم گیری صورت پذیرد.»
در نامه‌های دیگری که اعضای مؤسسه تهران، مطالعات کلان‌شهر آن را تهیه کرده‌اند، خطاب به فرزانه صادق مالواجرد معاون محترم معماری و شهرسازی وزارت راه و شهرسازی و مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران نوشته شده است هم آمده که باتوجه به اینکه این محدوده 147 هکتاری یکی از مجموعه‌های گیاه‌شناسی در مقیاسی جهانی است و در عرصه ملی هم منحصر به فرد است و در فهرست میراث فرهنگی جای گرفته است، «بر کسی پوشیده نیست و صیانت از آن امری واجب و ضروری به شمار می‌آید.» در ادامه این نامه که رونوشتی از آن هم به علی دارابی، قائم مقام و معاون وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی ارسال شده است، تاکید شده که اعضای این موسسه مردم نهاد در جهت حفاظت از حریم این میراث شهری ارزشمند به عنوان یک فضای عمومیِ دارای شئونات ملی و جهانی تقاضا دارد که وفق طرح‌های تفصیلی پیشین منطقه 22 از ساخت و ساز متراکم در قطعه شمالی باغ گیاه شناسی جلوگیری کرده و با توجه به اینکه این ملک در حریم بالفصل یک اثر ثبت شده در فهرست آثار ملی قرار دارد، تراکمی متناسب با اثر تاریخی حداکثر تا میزان 180 درصد اعمال شود.»
چهره‌هایی چون ترانه یلدا، معمار و شهرساز، گیتی اعتماد، شهرساز و مدیرعامل موسسه مطالعات تهران، سهراب مشهودی،صاحب نظر حوزه شهرسازی و نماینده گروه شهرسازی در شورای مدیریت جامعه مهندسان مشاور ایران، اسکندر مختاری، باستان شناس و عضو هیات مدیره موسسه مطالعات تهران و احمد سعید نیا، استادیار شهرسازی و عضو هیات مدیره موسسه مطالعات تهران و تعدادی دیگر از چهره‌های مطرح این حوزه، این نامه‌ها را امضا کرده‌اند.

فرار ناممکن

وُوا نمی‌داند که بیرون از خانه‌اش جنگ است. او معنی آژیرهای حمله هوایی را نمی‌فهمد و از ویرانی‌های ناشی از بمب‌های روسیه در کی‌یف بی‌اطلاع است. فقط می‌خواهد از بلوک‌های اسباب‌بازی‌اش برج بسازد و با تلفن مادرش آهنگ‌ها و کارتون‌هایی را که دوست دارد، ببیند و گوش کند. وُوای 17 ساله دارای سندرم اوپتیز( Smith Lemli Opitz Syndrome) است، یک بیماری ژنتیکی نادر که باعث ناتوانی‌های ذهنی شدید می‌شود. به گفته مادرش ناتالیا کومارنکو، او به مراقبت شبانه‌روزی و داروهای ضد تشنج نیاز دارد و با نزدیک شدن نیروهای روسی به پایتخت اوکراین، تهیه آن ناممکن شده است.

مادر وُوا، کومارنکو به سی‌ان‌ان می‌گوید: «‌ما نمی‌توانیم داروهایی را که به به آن‌ها نیاز داریم مثل داروهای ضدتشنج لوتیراستام و لاموتریژین را تهیه کنیم. ووا از 10 سالگی آن‌ها را مصرف می‌کند». تخلیه گزینه‌ای مناسب برای آن‌ها نیست زیرا وضعیت وُوا سفر را بسیار خطرناک می‌کند.
او می‌گوید: «‌ما نمی‌توانیم او را با قطار ببریم، زیرا هر لحظه ممکن است تشنج کند و دمای بدنش افزایش یابد. او ممکن است نیاز خود را برای رفتن به دستشویی ابراز نکند و حتی برای یک دقیقه هم نمی‌توان او را بدون مراقبت رها کرد. رانندگی در صورت تشنج خطرناک است».
کومارنکو ریاست یک بنیاد خیریه به نام Z teplom u sertsi ( به زبان اوکراینی یعنی با گرمای در قلب) را برعهده دارد. این گروه برای خانواده‌های کی‌یفی که با شخص معلولی زندگی می‌کنند، شبکه‌های حمایتی را ایجاد می‌کند. به گفته کومارنکو، تنها 20 تا 50 خانواده از هزار و دویست و چهل و هفت خانواده این گروه، در مجموع حدود 260 نفر، توانسته‌اند از پایتخت فرار کنند.
انجمن معلولان اروپا، یک سازمان غیردولتی، تخمین می‌زند که 2.7 میلیون معلول در اوکراین وجود دارد. به گفته سازمان غیردولتی «Inclusion Europe» حدود 261000 نفر در اوکراین با ناتوانی‌های ذهنی هستند که آن‌ها را به شدت در برابر درگیری آسیب پذیر می‌کند. حداقل صد هزار نفر از آن‌ها که اکثرا کودک هستند در خانه‌ها و موسسات نگهداری زندگی می‌کنند. شانس آن‌ها برای خروج از کشور کم است.دارینا چویسکا چند روزی است که به همراه دخترش ویکا در نزدیکی مرز لهستان گیر افتاده است. ویکای 10 ساله مبتلا به فلج مغزی و آسم است و نیاز به ازسرگیری دوره‌های فیزیوتراپی‌اش دارد. چویسکا گفت: «ویکا برای مدت طولانی بدون توانبخشی بوده است و وضعیت او رو به وخامت است. او در حال رشد است و عضلاتش با سرعت یکسان رشد نمی‌کنند، بنابراین عضلاتش تحلیل می‌رود. هنگام راه رفتن زمین می‌خورد و عضلات پایش رشد ندارد و او در پاهایش درد دارد».
سفر از مرکز اوکراین تا مرز روزها طول کشید و برای ویکا طاقت فرسا بود. حال او بدتر شده است. این زوج چندین روز را در زیرزمین پنهان شدند، جایی که ویکا دچار سرفه خشک و تنگی نفس شد. آن‌ها با لباس خوابیده بودند و به صدای غرش هواپیماهای بالای سرشان گوش می‌کردند.
او به سی‌ان‌ان می‌گوید که خانواده‌ای در آلمان، جایی را برای ویکا فراهم کرده‌ و درمان حیاتی را برای او ترتیب داده‌اند. اما آن‌ها باید خودشان به آنجا بروند. تا به حال، چویسکا نتوانسته است، راهی برای حمل و نقل پیدا کند. ویکا به شدت به گربه‌ها آلرژی دارد و همین موضوع باعث می‌شود که آن دو نفر نتوانند صدها هزار اوکراینی را که با قطار به لهستان رفتند دنبال کنند. چویسکا گفت: «قطارها و اتوبوس‌ها پر از حیوانات خانگی هستند، بنابراین برای او بسیار خطرناک است». او و ویکا نزدیک بود که از مرز عبور کنند، زیرا یک ماشین را برای بردن آن‌ها به آنجا امن کرده بودند. چویسکا در این باره می‌گوید: «اما آن شخص دیگر به تلفن جواب نداد. راه حل دیگر پیاده روی سه کیلومتری تا مرز است اما ویکا نمی‌تواند تا این حد راه برود». شخص دیگری نیز پیشنهاد داده بود به شرط دریافت پول، ویکا را جابه‌جا می‌کند. چویسکا که نگران کلاهبرداری بود، نپذیرفت. در حال حاضر، آن‌ها در نزدیکی مرز به دنبال راهی امن برای خروج هستند.
ما باید نجات پیدا کنیم
اولنا تسارنکو، یکی از اعضای گروه «با گرمای در قلب»، یکی از کسانی است که توانسته نجات پیدا کند. او با دو دختر، مادر و آمور، سگ خانواده گریخت. پس از آغاز تهاجم در 24 فوریه، تسارنکو و سایر خانواده‌های دارای کودکان معلول از کی‌یف به ورشو سفر کردند. سفر با قطار دو روز طول کشید، بعد از قطار آن‌ها با اتوبوس راهی شدند و مسافت بیشتری طی کردند. ورونیکا دختر 10 ساله تسارنکو اوتیسم دارد و صحبت نمی‌کند. تنها چیزی که می‌تواند بگوید «مادر» است. در کمال تعجب، ورونیکا در طول سفر نسبتا آرام بود. تسارنکو گفت: «این یک سفر بسیار سخت و طاقت فرسا بود و من نمی‌دانم چه اتفاقی افتاد ولی ورونیکا گریه نمی‌کرد. اما حالا تمام شب، گریه می‌کند و مضطرب است».
به گفته تسارنکو تصمیم برای ترک کی‌یف فوق‌العاده سخت بود و او هنوز در مورد آن احساس گناه می‌کند: «فکر می‌کنم باید در کی‌کیف می‌ماندم و کار می‌کردم اما من تنها کسی هستم که باید از خانواده‌ام مراقبت کنم. بنابراین غریزه مادری‌ام به من می‌گوید اولنا، تو باید از ماری و ورا محافظت کنی. اما همچنان احساس گناه می‌کنم. تمام دوستانم آنجا هستند. کسانی که در اوکراین ماندند قهرمانند». از زمان رسیدن به ورشو، او وقت خود را صرف کار داوطلبانه، درست کردن ساندویچ برای پناهجویان دیگر که در مرز گیرکرده‌اند، کرده است و به خانواده‌های دیگر از گروه «با گرمای در قلب» کمک می‌کند. ورونیکا در حال حاضر تحت مراقبت‌های پزشکی است. او نمی‌تواند احساسات خود را بیان کند اما تسارنکو معتقد است دخترش می‌داند که چه اتفاقی برای کشورش رخ می‌دهد. او می‌گوید: «‌او هر روز به آهنگی به نام «ما باید زنده بمانیم» گوش می‌دهد. او از صبح تا عصر بارها و بارها آن را گوش می‌دهد و من به او اجازه می‌دهم این آهنگ را گوش کند، زیرا او را آرام می‌کند».

سفر بر تن لرزان جاده چالوس

«جاده چالوس بسته شد» این جمله خبری بارها در مقاطع مختلف سال شنیده می‌شود. بیست و یکم اسفند ماه اما این خبر با دلیلی به جز ترافیک و احتمال سقوط بهمن یا ریزش کوه، منتشر شد. این بار رانش زمین راه مسافران این جاده پر خطر و خاطره را بسته بود. مرکز مدیریت راه‌های کشور، ابتدا علت مسدود شدن راه را ریزش سنگ اعلام کرد اما خبرهای تکمیلی از رانش بی‌سابقه زمین در محدوده پل زنگوله، گفتند. رانش زمین در محدوده روستاهایی که در مسیر این جاده قرار دارند، پیش از این هم اتفاق افتاده بود و حتی عملیات عمرانی را در بسیاری از این روستاها متوقف کرده بود، اما اقدام اثرگذاری در این زمینه انجام نشده بود تا اینکه بالاخره این پدیده در میان جاده نگرانی‌ها را به اوج رساند. پدیده‌ای طبیعی که در مورد جاده چالوس نمی‌توان عوامل بروز آن را کاملا به طبیعت و فعل و انفعالات زمین نسبت داد. به گفته کارشناسان نقش عامل انسانی در بروز این پدیده در این منطقه بیش از عوامل طبیعی است.

جاده چالوس از سال 1312 میزبان مسافرانی بوده که می‌خواستند از کرج خود را به چالوس و مازندران برسانند. جاده پر قصه و ماجرایی که با کمترین امکانات ساخته شده و بارها حادثه آفرین بوده و از سوی کارشناسان به عنوان یکی از ناامن‌ترین جاده‌های کوهستانی کشور شناخته شده، اما این نا امنی از محبوبیت این جاده پر خاطره کم نکرده، ترافیک سنگین آن در طول سال موید این ادعا است. حالا اما تنها ریزش سنگ و پیچ‌های پر خطر نیستند که این جاده تاریخی را نا‌امن می‌کنند، حالا دیگر زیر پای این جاده خالی شده و تنش به لرزه افتاده است. چند روزی است که جاده چالوس به علت رانش زمین مسدود شده است. کارشناسان و مسئولان علل مختلفی را برای بروز این پدیده در این جاده مطرح می‌کنند. برخی آن را عاملی طبیعی می‌دانند که در هر نقطه از زمین ممکن است رخ دهد و برخی رانش زمین در مناطق کوهستانی را امری معمول می‌دانند اما بعضی کارشناسان این اتفاق را نتیجه اقدامات انسانی در مناطق اطراف این جاده و حاشیه آن می‌دانند.
علی بیت‌اللهی مدیر بخش زلزله و خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی، با تاکید بر اینکه: «رانش زمین در جاده پرتردد شمال کشور امری طبیعی است. این پدیده به ویژه بعد از بارندگی ممتد که زمین مرطوب باشد، تشدید می‌شود. چندین زمین لغزش در سال‌های گذشته از جمله دهه ۷۰ در این محدوده اتفاق افتاده» به تجارت‌نیوز می‌گوید: «عوامل تشدید کننده زمین لغزش، بارندگی و رطوبت خاک است. هر چقدر زمین مرطوب باشد، احتمال رانش بیشتر می‌شود. ارتعاشات محیطی هم در تشدید این پدیده موثر است. اگر در محیطی رفت‌وآمد و ترافیک زیاد باشد، ارتعاش دامنه باعث می‌شود توده خاکی بیشتر جابه‌جا شود. هر جا این چند عامل بیشتر شود، احتمال لغزش هم بالا می‌رود» بروز این پدیده در آستانه نوروز و پیک سفرهای داخلی بیش از همیشه پر رنگ شده است، بیت‌اللهی در خصوص اقدامات وزارت راه برای حل مشکل می‌گوید: «عملیات اجرایی برای کاهش مخاطرات این زمین‌لغزش آغاز شده اما عملیات اجرایی کار زمان‌بری است» او به راهکارهای پیشنهادی مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی هم اشاره‌ای کرده و می‌گوید: «زهکشی و خروج آب و جلوگیری از ماندابی از جمله اقداماتی است که باید صورت گیرد. اگر این کار انجام شود حرکت دامنه متوقف می‌شود. در واقع تعبیه زهکش‌ها و طراحی آنها عمده‌ترین کار موثر است. همچنین اقدامات زیربنایی‌تر نیز شامل شمع کوبی و سایر موارد نیز پیشنهاد شده که نیازمند مطالعات زمانی بیشتری است»
محمدرضا محبوب‌فر، عضو انجمن آمایش سرزمینی و عضو انجمن مخاطرات محیطی و توسعه پایدار ایران اما نظر دیگری دارد و بر این باور است که رانش زمین منشا طبیعی و انسانی دارد. محبوب‌فر به ایسنا گفته است: «عوامل دخیل در این رخداد شامل باران‌های سیل آسا و زلزله است، ولی دخالت‌های انسانی باعث رانش می‌شود که حتی موجب تغییر زمین شناختی منطقه و باعث ایجاد زمین لغزش می‌شود» به اعتقاد عضو انجمن مخاطرات محیطی و توسعه پایدار ایران دخالت‌های انسانی پر رنگ‌تر از عوامل طبیعی است. او می‌گوید در حال حاضر ۳ استان گیلان، مازندران و گلستان رتبه اول کشور در بروز پدیده رانش زمین هستند. لرستان و خوزستان هم در رتبه‌های بعدی قرار دارند. به باور او: «علت رانش زمین در کشور دخالت‌های بیش از حد انسانی در مناطق کوهپایه‌ای، جلگه‌ای و آبرفتی و هر منطقه شیب‌داری است که جنس خاک دامنه‌های آن از نظر زمین‌شناسی مستعد رانش و لغزش زمین هستند. دخالت انسانی بیشتر در زمینه‌های تغییر کاربری اراضی، تخریب جنگل‌ها، ساخت‌و‌ساز غیراصولی، احداث سدها در نقاط مختلف این سه استان‌ و همچنین اقدامات افراطی راه‌سازی و جاده‌سازی است. از سال ۱۳۹۶ نسبت به وقوع این پدیده در شمال کشور هشدارهایی داده شد و حتی در سال ۱۳۹۸ اعلام شده بود که بیشتر از ۴۰۰ نقطه از استان مازندران دچار پدیده رانش هستند و رتبه این رانش از خفیف تا شدید برآورد شد، ولی متاسفانه به این هشدارها توجه نشد» محبوب‌فر که تاکید دارد نقش عوامل انسانی در بروز این پدیده پر رنگ‌تر از عوامل طبیعی است، مصادیقی برای این نظر خود عنوان می‌کند از جمله اینکه: «همه اتفاقاتی که در جاده چالوس به عنوان رانش زمین رخ می‌دهد، به احداث سد سیاه‌بیشه بر می‌گردد. این سد در کنار رودخانه چالوس، احداث شده و بر اساس اطلاعاتی که دریافت کردیم، احداث آن منجر به تقلیل آب‌های زیرزمینی در منطقه شده و ساختار ژئوتکنیک و زمین‌شناسی منطقه را دگرگون کرده است. سد سیاه‌بیشه در واقع دو سد است. زمانی که جاده چالوس از یک طرف در مجاورت این دو سد قرار گرفته و نیروگاه‌های متعدد برق‌آبی در کنار این دو سد ساخته می‌شود و از طرف دیگر در طول روز نزدیک به حدود ۴۰ هزار خودرو از این جاده عبور می‌کنند، طبیعی است که این جاده آستانه حد تحمل زمین‌شناسی خود را از دست داده و دچار رانش بی‌سابقه‌ای شود»
رانش زمین در حالی در استان‌های شمالی کشور به دلیل ساخت‌وسازهای بی‌رویه و بروز ناگزیر تغییرات عمده در ساختار خاک تبدیل به بحرانی جدی شده است که فرونشست زمین هم در مناطق دیگر همین استان‌ها و استان‌های دیگر کشور، زیر پای شهرها و دشت‌ها را یکی پس از دیگری خالی می‎کند. شرق استان مازندران به شکلی گسترده با پدیده فرونشست درگیر است و نگرانی‌هایی در مورد آسیب‌های این پدیده در این استان وجود دارد و حالا مناطق کوهستانی آن هم به شکلی گسترده با رانش زمین روبه‌رو شده‌اند. اما تمام این خطرات و آسیب‌ها هنوز نتوانسته تصمیم‌گیران را به صرافت مدیریت صحیح در این استان‌ها بیندازد. ساخت سدها، ساخت‌وساز در مناطق شیب‌دار و کوهستانی، تخریب پوشش گیاهی منطقه، حفر چاه‌های غیرمجاز و بسیار عوامل دیگر که هر روز بیش از روز قبل زیر پای این استان و استان‌های مجاور آن را خالی می‌کند و آنها را در برابر پدیده‌های طبیعی آسیب‌پذیرتر می‌کند.
تورج فتحی؛ معاون دفتر آب و خاک سازمان حفاظت محیط زیست در همین رابطه به ایسنا گفته است: «قطع درختان جنگلی، جنگل‌زدایی و از بین بردن پوشش گیاهی و مراتع به همراه باران و رطوبت احتمالی، در دامنه‌های شیب‌دار و دارای پتانسیل رانش سبب وقوع این پدیده شود. در واقع تغییر کاربری اراضی به پدیده رانش زمین کمک کرده است. با بررسی آمار طی سه دهه اخیر در استان‌های شمالی می‌توان متوجه این نکته شد که رانش زمین به مراتب بیشتر از زمانی بوده که پوشش گیاهی مناسب وجود داشته است. این پدیده بیشتر در استان‌های مازندران و گلستان دیده می‌شود چرا که تغییر کاربری، جنگل‌زدایی و از بین رفتن مراتع در این دو استان بیشتر از استان گیلان بوده است. ما در مرحله‌ای هستیم که برای رانش زمین ابتدا به دنبال علل زمین‌شناسی نمی‌گردیم بلکه تاثیرات انسانی را بررسی می‌کنیم. اگر عوامل انسانی دخیل نباشند در مرحله بعد عوامل زمین‌شناسی را در اولویت قرار می‌دهیم» این تنها مناطق کوهستانی البرز نیست که به‌واسطه فعالیت‌های غیراصولی انسان‌ها برای فرونشاندن عطش توسعه با رانش و فرونشست روبه‌رو هستند، به گفته فتحی در زاگرس هم این خطر مناطق و راه‌های مواصلاتی را تهدید می‌کند، فتحی می‌گوید: «تغییر کاربری زمین‌ها و قطع درختان جنگلی بلوط اصلی‌ترین عوامل تشدیدکننده این پدیده در زاگرس هستند» اما تجربه ثابت کرده است، هشدارها و تذکرات وقتی شنیده می‌شوند که این پدیده به بحرانی‌ترین مرحله خود برسد.

کره زمین سمی‌تر می‌شود

تغییر اقلیم روی همه اثر یکسانی ندارد. دهک‌های کم‌درآمد و اقلیت‌های نژادی علاوه بر آلودگی هوا و کووید-۱۹ در معرض توفان‌های شدیدتر و موج گرمای بیشتری قرار دارند. سلامت ساکنان مناطق صنعتی سال‌هاست که برای سودبری شرکت‌های بزرگ صنعتی و پتروشیمی هزینه می‌شود. مناطق حاشیه‌ای که در زمین‌های بدون استفاده آن در نزدیکی پالایشگاه‌ها و شرکت‌های صنعتی، خانه‌های بی‌ارزش ساخته می‌شوند و اغلب افراد کم‌درآمد، اقلیت‌های اجتماعی و رنگین‌پوستان در آن زندگی می‌کنند. به محله‌هایی که چسبیده به مناطق صنعتی آلاینده و پایگاه‌های نظامی قرار دارند «مناطق قربانی» می‌گویند. عبارتی که پیشینه آن به زمان جنگ سرد میان آمریکا و شوروی و پس از انتشار آلاینده‌های هسته‌ای و آسیب‌های آن روی سلامت مردم برمی‌گردد. بی‌عدالتی محیط زیستی در تمام مناطق صنعتی دیده می‌شود. مناطقی که با لوله‌کشی‌های نفت و گازی از یکدیگر جدا می‌شوند، آب آشامیدنی آلوده به سرب می‌نوشند و حیاط خانه‌هایشان با دکل‌های فرکینگ برای استخراج نفت و گاز تزیین شده است. یکی از کارشناسان اقلیم و حقوق بشر در سازمان ملل گزارش جدیدی را ارائه داده تا نسبت به پیدایش بیشتر این «مناطق قربانی» در سراسر دنیا هشدار دهد. در این گزارش آمده ده‌ها میلیون نفر در نتیجه آلودگی سمی محیط زیست‌شان به سرطان، سکته، مشکلات تنفسی و بیماری‌های قلبی دچار می‌شوند.

دیوید بوید، خبرنگار ویژه حقوق بشر و محیط زیست و نویسنده این گزارش است. او در گفت‌وگو با روزنامه گاردین می‌گوید: «در سراسر دنیا مناطق قربانی وجود دارند:‌ شمال، جنوب، شرق و غرب. در کشورهای ثروتمند و کم‌درآمد.» بوید علاوه بر مشکلات جسمانی ساکنان این مناطق، به مشکلات ذهنی آنها اشاره می‌کند که در نتیجه احساس استثمار شدن و تصویر بدی که جامعه از آنها دارند،‌ به وجود می‌آید.
بوید نقض حقوق بشر در میان ساکنان این مناطق را بیشتر می‌داند و توضیح می‌دهد: «حق زندگی، حق سلامت و حق دسترسی به محیط زیست پاک، سالم و پایدار». او معتقد است که حق ابتدایی برخورداری از محیط زیست سالم را نمی‌توان با شرایط وحشتناک مردم این مناطق مطابقت داد. بوید در این گزارش می‌گوید که میزان مرگ‌و‌میر زودرس و ناشی از آلودگی نسبت به کووید-۱۹ در ۱۸ ماه اول پاندمی ۲ برابر بوده. اما در این مدت میزان مرگ‌و‌میر ناشی از آلودگی به ۹ میلیون نفر رسیده. این گزارش تاکید می‌کند «از هر ۶ مورد مرگ، یکی از آنها مربوط به بیماری‌های ناشی از آلودگی است» که ۳ برابر آمار مرگ‌و‌میر ناشی از مجموع سه بیماری ایدز، مالاریا و سل و ۱۵ برابر تمام جنگ‌ها، قتل‌ها و دیگر انواع خشونت و درگیری است. این گزارش قرار است به زودی در نشست سازمان ملل بررسی شود.
شدت گرفتن مسوم کردن کره زمین
گزارش بوید اشاره می‌کند با اینکه برخی از مواد شیمیایی مضر ممنوع یا کنار گذاشته شده‌اند اما تولید مواد شیمیایی در کل بین سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۷، ۲ برابر شده و تا سال ۲۰۳۰ باز هم ۲ برابر بیشتر می‌شود. او می‌گوید: «مسموم کردن کره زمین شدت گرفته است.»
در این بی‌عدالتی محیط زیستی، بعضی‌ها آسیب‌های بیشتری می‌بینند. بوید در گزارش خود با تاکید بر این مناطق می‌گوید که اگر نگاهی به این نقاط بیاندازید، می‌بینید که آلودگی امروز کره زمین، فراگیر شده و همه را تحت تاثیر قرار داده اما شدت آسیب‌های وارده به بعضی‌ها بسیار ناعادلانه و نامتناسب است.
آمریکا یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان و در تمام تاریخ بشر است. یکی از بدترین مناطق قربانی هم در همین کشور قرار دارد. نام آن «معبر سرطان‌زا» در لوییزایاناست که بیش از صد پالایشگاه نفت و پتروشیمی در آن قرار دارد. این پالایشگاه‌ها در مناطق فقیرنشین و سیاه‌پوست‌نشین قرار دارند. این پالایشگاه‌ها در قسمتی از رودخانه می‌سی‌سی‌پی ساخته شده‌اند که بین ایالت نیواورلئان و شهر باتون روژ لوییزیانا قرار دارند. ساکنان یکی از مناطقی واقع در معبر سرطان نسبت به میانگین کل آمریکا، ۵۰ برابر بیشتر در معرض ابتلا به سرطان قرار دارند که بالاترین نرخ سرطان در تمام آمریکاست. با اینکه تحقیقات بسیاری اطلاعاتی درباره خطرات آلودگی این منطقه هشدار داده‌اند اما مانعی برای افتتاح تاسیسات صنعتی بیشتر در این منطقه نشده‌اند.
نژادپرستی سیستماتیک نقش بزرگی در جغرافیای مناطق قربانی دارد. وب‌سایت «پروژه واقعیت اقلیم» در گزارشی می‌نویسد که تحقیقات مجله آتلانتیک نشان می‌دهد گیاهان آلوده‌کننده بیشتر در مناطقی کاشته می‌شوند که رنگین‌پوستان زندگی می‌کنند. در دوران پاندمی، رنگین‌پوستان آسیب‌های بیشتری را نسبت به سفیدپوستان آمریکایی متحمل شده‌اند. در واقع صنایع باعث آلودگی ۷۵درصد هوای مناطقی است که رنگین‌پوستان در آن زندگی می‌کنند و سیاه‌پوستان و لاتین‌تبارها به طور میانگین هوای آلوده بیشتری را تنفس می‌کنند.
در خون ۹۵درصد کودکان منطقه کابووی در زامبیا سرب دیده می‌شود که آنها را در معرض خطر ناتوانی مادام‌العمر قرار می‌دهد. «پاتا رات» محل دفن زباله در رومانی است که هزاران رومانیایی در آن زندگی می‌کنند و در معرض آرسنیک، سرب، جیوه و دیگر آلاینده‌ها قرار دارند. «گوادلوپ» و «مارتینیک» هم دو جزیره تحت کنترل فرانسه در دریای کارائیب هستند که در خون ۹۰درصد ساکنان آنها آفت‌کش سرطان‌زای کپون دیده شده است.
کسب‌وکارهای آفت محیط زیست
کسب و کارها مقصر اصلی به وجود آوردن این بی‌عدالتی محیط ‌زیستی هستند. با این حال بیشتر آنها از نادیده گرفتن هزینه‌های محیط زیستی و اجتماعی اقدامات‌شان به نفع سود خود خوشحال بوده‌اند. دیوید بوید می‌گوید که پول «مانع اصلی توجه به تغییر اقلیم، نابودی تنوع زیستی و آلودگی فراگیر است». او از دولت‌ها می‌خواهد تا قوانین سنگینی را برای شرکت‌های بزرگ و آلوده‌کننده وضع کنند و از پرداخت یک هزار میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار یارانه در سال برای صنایعی که به محیط زیست آسیب می‌زنند، جلوگیری کنند. این فعال حقوق بشر می‌گوید: «شرکت‌های نفت و گاز داوطلبانه تولیدات خود را متوقف نمی‌کنند؛ شرکت‌های زغال‌سنگی بزرگ خود به خود به شرکت‌های بزرگ انرژی‌های بادی و خورشیدی تبدیل نمی‌شوند. دولت‌ها باید این کار را انجام دهند، این وظیفه آنهاست، این دولت‌ها هستند که وظیفه احترام گذاشتن، محافظت کردن و برآورده کردن حقوق بشر را برعهده دارند.»
محیط زیست سالم حق بشر است
با این حال بوید معتقد است دلیلی برای خوش‌بینی هم وجود دارد. گزارش بوید ۶ ماه پس از نشست شورای حقوق بشر منتشر می‌شود که در آن برای اولین بار حق همه برای محیط ‌زیست پاک پایدار، سالم و پایدار به رسمیت شناخته شد. از نگاه او این همان نکته اصلی است.
توافقنامه‌های پیشین درباره تنوع زیستی، تغییر اقلیم و آلودگی تاکنون غیر قابل اجرا بوده‌اند. بوید می‌گوید: «زمانی که توافقنامه‌های محیط ‌زیستی بین‌المللی را با قوانین حقوق بشر ترکیب کنید، حقوق بشر موسسات، شیوه‌ عمل و مسئولیت‌پذیری را وارد معادله می‌کند. این همان چیزی است که به رسمیت شناختن حق دسترسی به محیط زیست پاک، سالم و پایدار را هیجان‌انگیز می‌کند.» او در واقع اشاره می‌کند که ترکیب قوانین حقوق بشر و قوانین محیط زیست می‌تواند کاتالیزور قدرتمندی برای تغییرات دگرگون‌کننده‌ای باشد که به شدت به آنها نیاز داریم.

زاینده‌رود را همیشه زنده می‌خواهیم

|پیام ما| حقابه محیط زیستی زاینده‌رود را این بار کشاورزان طلب کردند. در هفته‌های گذشته 200 استاد دانشگاه و فعال محیط زیست و اجتماعی خواستار حفظ پایداری جریان زاینده‌رود و تامین هرچند اندک نیاز محیط زیستی در بازه زمانی اتمام تحویل آب به کشاورزان شرق تا زمان رهاسازی مجدد در نیمه فروردین ۱۴۰۱ شده‌ بودند و حالا بیش از 1800 کشاورز اصفهان با آنها هم‌صدا شده‌اند. آنها نامه‌ای خطاب به مدیرکل دادگستری و استاندار اصفهان نوشته و می‌گویند: «ما خواستار تحقق جریان دائمی زاینده‌رود و اولویت حقابه محیط زیست و تالاب گاوخونی هستیم.»

مدیر کل هواشناسی اصفهان همین دیروز گفته بر اساس شاخص یک ساله حدود ۹۵ درصد و بر پایه محاسبات دوره ۱۰ ساله، ۸۵ درصد این استان درگیر خشکسالی است. در هفته‌های گذشته باران اندک به کمک زنده‌رود آمد و 12 بهمن زاینده‌رود پس از 16 ماه تشنگی مستمر برای کشاورزان شرق اصفهان بازگشایی شد اما فقط برای 10 روز. در سالیان اخیر، این رودخانه که اصلی‌ترین رودخانه فلات مرکزی ایران است، به کانال موقت آبرسانی تبدیل شده. قطع و وصل مکرر جریان و خشکاندن زاینده‌رود به رویه‌ای عادی تبدیل شده و مرگ آرام آبخوان‌ها و فرونشست زمین را رقم زده است. کشاورزان اصفهان که پیش از این در آبان 1400 در بستر خشکیده این رود، اعتراض کرده بودند در نامه‌ تازه‌شان به همین موضوعات محیط زیستی اشاره کرده‌اند.
اینطور که عباس مقتدایی، نماینده اصفهان در مجلس گفته، بازگشایی مرحله دوم زاینده‌رود برای تداوم کشت در فروردین قطعی است، اما زمان دقیق این بازگشایی هنوز مشخص نیست. در فروردین 1401 زاینده‌رود بار دیگر زنده می‌شود اما این بار کشاورزان همصدا با فعالان و کارشناسان محیط زیست، این رودخانه را برای همیشه زنده خواسته‌اند. آنها دو روز پیش نامه‌شان را خطاب به اسدالله جعفری و رضا مرتضوی، استاندار اصفهان نوشته‌اند و خود را اینطور معرفی کرده‌اند: « امضاکنندگان این نامه، جمعی از کشاورزان و حقابه‌داران قانونی زاینده‌رود در مناطق مختلف استان از جمله غرب و شرق.»
بی‌توجهی به حقابه سبب بحران فرونشست شده است
در این نامه که نسخه‌ای از آن در اختیار «پیام‌ما» قرار گرفته امضاکنندگان در چهار بند خواسته‌هایشان را مطرح کرده‌اند. در بند اول این نامه آمده است: «خواستار تحقق جریان دائمی زاینده‌رود (حتی با حداقل دبی ممکن) و اولویت حقابه محیط زیست و تالاب گاوخونی (پس از حقابه شرب) هستیم چرا که زندگی ما و همه فعالیت‌های کشاورزی، صنعتی و … وابسته به محیط زیست بوده و همین بی‌توجهی باعث بحران فرونشست و بقیه مشکلات شده است و جامعه کشاورزی هیچگاه حاضر نیست مصالح عمومی قربانی شعارها و منافع سلیقه‌ای صنف یا گروهی خاص شود.»
این کشاورزان و حقابه‌داران در بند سوم این نامه هم می‌گویند: «خواستار جلوگیری از دست‌اندازی به بستر و حریم زاینده‌رود تحت عنوان پروژه ساماندهی و رسیدگی قضایی جدی به قراردادهای این پروژه‌ها هستیم؛ زیرا غیر از عدم شفافیت مالی و اجرایی، این اقدامات مصداق دخالت در طبیعت خدادادی است و باعث جلوگیری از تغذیه سفره‌های آب و جلوگیری از ورود دوباره زهاب به رودخانه می‌شود.»
در دو بخش دیگر این نامه مطالبات صنفی کشاورزان اصفهان مطرح شده است؛ از جمله تعیین تکلیف وضعیت ساختار صنف کشاورزی استان و برگزاری انتخابات وفق آیین‌نامه جدید ابلاغی هیات دولت، «زیرا گروهی که خود را به عنوان صنف و نماینده کشاورزان معرفی می‌کنند و در جلسات و تصمیم‌گیری‌های مهم حضور دارند، مسئولیت حقوقی آنان پایان یافته و مورد تایید امضاکنندگان نیست». آنها از سوی دیگر گفته‌اند: «نسبت به دخالت برخی مسئولان در رسیدگی به پرونده مربوط به صنف یا سوء‌استفاده برخی افراد از خشکی زاینده‌رود و اعتراض کشاورزان برای کسب رای در انتخابات آینده، به شدت معترضیم و باور داریم ملاک صلاحیت یک مسئول یا نامزد انتخابات، دستاوردهای واقعی است، نه شعار و وعده و اظهارات جنجالی و عامه‌پسند!»
در پایان این نامه که رونوشت آن به رئیس قوه قضائیه، رئیس جمهور، مجمع نمایندگان استان اصفهان در مجلس، رئیس فراکسیون محیط زیست مجلس، وزیر نیرو، وزیر کشاورزی، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست و دبیر شورای هماهنگی تشکل‌های محیط زیست و منابع طبیعی کشور ارسال شده، آمده آمده است: «امیدواریم شرایطی فراهم شود تا نمایندگان قانونی از طرف جامعه مظلوم کشاورزی بتواند در سیات‌گذاری‌ها شرکت کنند و آنچه به صلاح مردم استان و کشور است، به بهترین شکل اجرا شود.»
۹۵درصد مساحت اصفهان درگیر خشکسالی
در حالی که کشاورزان حقابه محیط زیستی را طلب کرده‌اند، همزمان دیروز حمیدرضا خورشیدی، مدیر کل هواشناسی استان اصفهان گفت که بر اساس شاخص یک ساله حدود ۹۵ درصد و بر پایه محاسبات دوره ۱۰ ساله، ۸۵ درصد این استان درگیر خشکسالی است. او در نشستی خبری توضیح داد: «استان اصفهان به علت استمرار شرایط خشکسالی در ۱۰ سال اخیر در شرایط هیدرولوژی و خشکسالی اجتماعی و اقتصادی قرار گرفته است. این نوع شرایط یکی از سخت‌ترین و پیچیدگی انواع خشکسالی است و خارج شدن از آن بسیار زمان‌بر بوده و به سال‌های ترسالی متمادی نیازمند است.» بر اساس توضیح او طبق آمار در استان اصفهان بارش‌ها نسبت به بلندمدت حدود ۱۵ میلی‌متر کاهش داشته اما اسفند امسال در حد نرمال بوده است که چهارمحال و بختیاری بالای نرمال دیده می‌شود. از سوی دیگر میزان بارش دریافتی در فصل زمستان در اصفهان کمتر از مقدار نرمال بوده و با وجود دریافت بارش‌های مساعد در مناطق غربی و سرچشمه‌های زاینده‌رود در زمستان جاری، به سبب کم‌بارشی شدید در سال آبی گذشته، شرایط نسبت به بلندمدت مطلوب نیست. همچنین در مناطق مرکزی و شرق استان این کاهش بارش قابل توجه و در حدود بیش از ۵۰ درصد است.
به گفته خورشیدی میانگین وزنی بارش سال آبی جاری برابر ۸۸ میلی‌متر است که نسبت به مقدار بلندمدت دوره آماری مشابه حدود ۱۵ درصد کاهش و نسبت به مقدار مشابه پنج درصد افزایش داشته است. میزان بارش در ایستگاه کوهرنگ به عنوان ایستگاه شاخص در تامین آب زاینده‌رود تا ۲۳ اسفند هزار و ۱۱۲ میلی‌متر بوده که ۵۱ درصد از مقدار مشابه سال گذشته بیشتر و در حدود ۹ درصد مقدار میانگین بلندمدت خود است.
بر اساس این توضیحات اگرچه بارش‌های اخیر توانسته به صورت کوتاه‌مدت تا حدی تنش آبی شدید را کاهش دهد ولی به سبب کم‌بارشی تجمیعی سال‌های اخیر به ویژه سال گذشته تشدید شرایط خشکسالی به صورت میان‌مدت و بلندمدت در سطح استان اصفهان دیده می‌شود. در دو هفته اخیر عمده بارش‌های دریافتی در مناطق غربی و سرچشمه‌های آبی زاینده‌رود به صورت بارش باران دریافت شده و میزان پوشش برف مناطق به‌طور محسوس کاهش پیدا کرده و ذخیره مصارف آب تا فصل گرم سال مطمئن به نظر نمی‌رسد.
شرایط بهار هم بهتر از حالا نیست. چنان که خروجی مدل‌های هواشناسی بیانگر شرایط بارش‌های کمتر از نرمال در سطح اصفهان در بهار ۱۴۰۱ به ویژه در نیمه اول بهار خواهد بود. با این همه طبق پیش‌بینی‌ها در نیمه دوم فروردین شرایط بهبود نسبی در شرایط بارشی نسبت به نیمه اول مورد انتظار است.

انتقاد از مستثناءسازی

«شفافیت» وعده یازدهمین دوره نمایندگان مجلس شورای اسلامی بود. اصولگرایان این شعار را در دوران تبلیغات انتخاباتی خود به هم به کار بردند اما با حضور در مجلس، این شعار رفته رفته رنگ باخت. مصوبات نمایندگان هم یکی پس از دیگری مشی پارلمان را به مسیر نه چندان همسو با شفافیت کشاند. یکی از این مصوبات، مستنثاء کردن نمایندگان مجلس از ثبت حقوق، دستمزد و مزایای خود در سامانه «پاکنا» بود. مصوبه‌ای که در قالب لایحه بودجه 1401 از سوی دولت گنجانده شده بود ولی نمایندگان مجلس حضور خود در آن را بر نتافته و رای به حذفش دادند. آنان البته اعضای شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام جمهوری اسلامی را هم از این مصوبه مستثنا کردند تا انتقادها به سوی همه این نهادها روانه شود. شورای نگهبان اما این اقدام را مغایر قانون اساسی اعلام کرده و خواستار اصلاح آن شد. موضوعی که از سوی کاربران اصولگرا با عناوینی چون تعهد شورای نگهبان به شفافیت توصیف شد.

هفدهم اسفند ماه بود که نمایندگان یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی در جریان بررسی بخش‌های هزینه‌ای لایحه بودجه ۱۴۰۱، بررسی بند الحاقی یک تبصره ۱۹ را در دستور کار خود قرار دادند. بر اساس بند الحاقی یک تبصره ۱۹، هزینه کرد همه اعتبارات و بودجه دستگاه‌های اجرایی مندرج در ماده (۲۹) قانون برنامه پنج ساله ششم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران (شامل بنیادها و نهادهای عمومی غیردولتی) از جمله تصویب و پرداخت حقوق و مزایای کارکنان و بازنشستگان آنها مشمول رسیدگی دیوان محاسبات کشور و مشمول قانون محاسبات عمومی خواهد بود. کلیه قوانین و مقررات خاص و عام مغایر این قانون ملغی الاثر است و رسیدگی به نهادهای زیرمجموعه رهبری منوط به اذن معظم‌له خواهد بود. این پیشنهاد از سوی محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی خلاف آیین‌نامه اعلام شد. نمایندگان هم به آن رای ندادند. در ادامه پیشنهادات دیگری از سوی نمایندگان برای این مساله و تحقق آن مطرح شد ولی هیچ یک از آن‌ها هم رای نیاورد تا خبرگزاری جمهوری اسلامی تیتر بزند: «مجلس زیر بار شفافیت حقوق نمایندگان نرفت.» این پیشنهاد به شکل دیگری در جلسه عصر مجلس مطرح شد. در جلسه نوبت عصر همان روز نیز اصلاحات کمیسیون تلفیق درباره تبصره ۱۲ لایحه بودجه سال ۱۴۰۱ به تصویب نمایندگان رسید که طبق یکی از بندهای آن، مجلس از انتشار حقوق در سامانه حقوق و دستمزد سازمان امور اداری و استخدامی (پاکنا) مستثنا شد. این اتفاق در شرایطی صورت گرفت که دولت سیزدهم در لایحه بودجه ۱۴۰۱ در تبصره ۱۲ الزام اجرای این حکم را مجدداً درج کرده و برای آن ضمانت اجرا هم قرار داده است بدین ترتیب که بانک مرکزی مکلف شده جلوی پرداخت حقوق به دستگاه‌هایی را که حقوق کارکنانشان را در سامانه پاکنا ثبت نکنند، بگیرد. با این حال نمایندگان مجلس، خودشان را از این حکم، استثنا کردند. این مهم با واکنش شورای نگهبان مواجه شد. هادی طحان‌ نظیف، سخنگوی این نهاد در صفحه توئیتر خود نوشت: «شورای نگهبان امروز (۲۳ اسفندماه) در ادامه بررسی لایحه بودجه سال ۱۴۰۱ کل کشور، مستثنی شدن خود را از ورود اطلاعات حقوق و مزایا به سامانه پیش‌بینی شده در قانون، مغایر قانون اساسی شناخت.» او همچنین در جریان نشست خبری دیروز خود در پاسخ به سوالی درباره مستثنی شدن مجلس، مجمع و شورا از ثبت حقوق و مزایا گفت: «در این مصوبه به ماده ۶۶ قانون محاسبات عمومی کشور ارجاع شده که در جلسه شورای نگهبان مغایر قانون اساسی شناخته و به مجلس اعلام می‌شود که امیدواریم ساماندهی و اصلاح صورت گیرد.»
لزوم اصلاح نظام بودجه‌ریزی
اصلاح نظام بودجه‌ریزی ایران دیگر بخش اظهارات هادی طحان‌نظیف بود. سخنگوی شورای نگهبان در پاسخ به سوالی در همین زمینه اظهار کرد: «نظام بودجه‌ریزی نیازمند اصلاح از ابعاد گوناگون اقتصادی و حقوقی و به‌روزرسانی است که حدود ۵۰ سال از تصویب آن گذشته و نظام حقوقی ما را با خدشه روبه رو می‌کند. ما هم در شورای نگهبان اعلام آمادگی می‌کنیم اگر مجلس بخواهد قانون یا روندهای بودجه ریزی را اصلاح کند به لحاظ حقوقی کمک کنیم.» طحان نظیف همچنین درباره حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی نیز بیان کرد: «این بحث کارشناسی است و ما به سیاست‌های اقتصادی دولت ورود نمی‌کنیم اما سعی کردیم نظر دولت و مجلس را بشنویم اما هیات عالی نظارت در این باره نظریاتی دارد که مجلس باید آن‌ها را تأمین و اصلاحاتی داشته باشد.» او در پاسخ به سوالی راجع به افزایش ۵۷ درصدی حقوق کارگران که مشمول کارگران دستگاه‌های اجرایی نشده است، بیان کرد: «ما راجع به این مورد ابهام داشتیم و این مصوبه به مجلس برگشت می‌خورد.» طحان نظیف در پاسخ به سوالی راجع به کسری بودجه گفت: «واقعی بودن بودجه بحث بسیار مهمی است و اگر موارد روشنی وجود داشته باشد حتما به مجلس منعکس می‌شود اما برخی موارد اختلاف نظر کارشناسی است و برای ما هم روشن نشده است.» طحان نظیف در بخش دیگری از اظهاراتش در پاسخ به سوالی راجع به ارزیابی شورای نگهبان از اولویت‌بندی دستگاه‌های دولتی در بودجه گفت: «در مورد بحث بودجه نهادها و دستگاه‌های دولتی ممکن است نکاتی داشته باشند. وقتی از لایحه حرف می‌زنیم یعنی تمام دستگاه‌ها و وزارت‌خانه‌ها نکات خود را مطرح کرده‌اند. در مرحله تصویب لایحه نیز، مجلس مرجع رسیدگی به بودجه است و می‌تواند دخل و تصرف انجام دهد به شرط آن‌که شاکله بودجه به هم نخورد. ما در شورای نگهبان بررسی کارشناسی از جهت خلاف شرع یا قانون اساسی را انجام می‌دهیم.»
چرایی رد مصوبات مجلس درباره سربازی
مباحث در ارتباط با معافیت سربازی دیگر موضوعی بود که سخنگوی شورای نگهبان به آن اشاره کرد. این نهاد اقدام به رد مصوبات مجلس در این حوزه کرده است. طحان‌نظیف در پاسخ به سوالی در رابطه با معافیت سربازی افراد دارای دو فرزند و فروش سربازی بیان کرد: «این‌ها احکام غیر بودجه‌ای هستند و ارتباط مستقیمی با بودجه ندارند. تصمیم‌گیری راجع به نظام وظیفه یک فرآیند قانونی دارد و این‌که با نیروهای مسلح هماهنگ نشود یعنی ترتیبات قانونی رعایت نشده و از این حیث نیز مورد مخالفت شورای نگهبان قرار گرفت.» طحان نظیف در بخش دیگری از اظهاراتش به مساله بودجه و چند و چون تصویب آن در مجلس پرداخت و تصریح کرد: «این لایحه در پژوهشکده شورا همزمان با مجلس بررسی شد و پنج‌شنبه به صورت رسمی آن را دریافت کردیم و دیشب تا آخر وقت مشغول بررسی آن بودیم و کار بررسی تمام شده اما نظر نهایی نشده و امروز به مجلس ارسال می‌شود. بودجه اساسا نقشه راه کشور در یک سال آینده است و بسیار اهمیت دارد. ما جلسات متعددی با دولت، مجلس و کارشناسان داشتیم. زمان‌بندی بررسی بودجه بنظر باید اصلاح شود زیرا رسیدگی به آن در این مدت زمان کوتاه منطقی نیست. ما به صورت رسمی بودجه را در ۵ روز بررسی کردیم لذا زمان‌بندی بررسی بودجه در شورای نگهبان باید مراعات شود و سعی کردیم در کمترین زمان ممکن بررسی کنیم.»
سخنگوی شورای نگهبان بیان کرد: «مواردی که در لایحه بودجه مورد اشکال و ابهام بود مواردی بود که دقیق و روشن ذکر نشده بود یا برخی ابهامات جنبه اصلاح عبارتی و ویرایشی داشت و متن گویا نبود، ایراد استفاده از واژگان غیر فارسی هم در لایحه بودجه کماکان وجود داشت و امروز تمام این موارد به مجلس منعکس می‌شود. ما دیروز بعدظهر نیز نامه هیات عالی نظارت در مجمع تشخیص مصلحت را دریافت کردیم که حاکی از اعلام مغایرت‌های بودجه بود که نامه هیات عالی نظارت را نیز به مجلس ارسال خواهیم کرد. یکی از موارد ابهام، میزان افزایش حقوق و دستمزد برای همه کارمندان که ۱۰ درصد در نظر گرفته شده بود که برای شورا ابهام وجود داشت که اساسا این روش با توجه به دریافتی‌ها و پله‌های مالیاتی مختلف عادلانه هست یا نه که به مجلس منعکس می‌شود.» طحان نظیف در پاسخ به سوالی رابطه با ابهام در برخی درآمدهای درنظر گرفته شده در مجلس اظهار کرد: «آن چه برای ما مهم است این است که همه منابع و مصارف در سقف کل ذکر شود. اگر این اتفاق نیفتد به مجلس اعلام می‌شود که حتما ذکر کند اما آن چه سقف کلی افزایش پیدا کرده یا نه چیزی بین دولت و مجلس است که قانون اساسی هم به آن ورود نکرده مگر آن که شاکله بودجه به هم بریزد. ما در حد توان خود موضوعات را به مجلس منعکس کردیم اما برخی موارد کارشناسی است و ما نیز احتیاط‌ها را می‌پذیریم.» سخنگوی شورای نگهبان در رابطه با اصلاح قانون انتخابات گفت: «معمولا اصلاح قانون انتخابات نزدیک انتخابات انجام می‌شود که اتفاق خوبی نیست و اگر این قانون در زمانی که آرامش نسبی وجود دارد اصلاح شود بهتر است و ماهم از این مورد استقبال می‌کنیم اما بهرحال اصلاح قانون به مجلس برمی‌گردد و اکنون اطلاع دقیقی ندارم که مجلس چه برنامه‌ای دارد.»

اولویت‌های رئیس جدید سازمان مدیریت بحران

رئیس جدید سازمان مدیریت بحران کشور با حکم وزیر کشور تعیین شد. امید است تا با مدیریت جدید این سازمان راه جدیدی برای مدیریت کاهش ریسک سوانح در کشور ما بپیماید. رئیس سابق این سازمان در 16 دیماه 1400 گفته بود «این سازمان در جریان سیلی که مناطق جنوبی ایران را فرا گرفت غافلگیر نشد و تمهیدات لازم را اندیشید، اما قربانیان سیل خود بی‌احتیاطی کردند.» او در 17 آذر 1400 گفت «دعا کنید در تهران زلزله نیاید! بر اساس گزارشی که دوستان اعلام کردند، آمادگی تهران برای مقابله با زلزله با وجود همه اقدامات 18.8 درصد است.»رئیس اسبق این سازمان نیز در 21 تیر 1391 اظهار داشت: اگر آمار کارشناسان در زمینه زلزله تهران درست باشد کار سختی را در پیش خواهیم داشت، بیان داشت: فقط می توانیم بگوییم که دعا کنید که در تهران زلزله شدیدی رخ ندهد.

البته شهروندان و متخصصان این حوزه با این پرسش مهم روبه‌رو می‌شوند، که اگر راهبرد رئیس مهمترین سازمان دولتی برای مدیریت بحران در ایران، دعا کردن است، اساسا چرا چنین سازمانی با ردیف بودجه دولتی می‌بایست وجود داشته باشد؟
از سوی دیگر باید تاکید کرد که سازمان مدیریت بحران کشور دارای بدنه کارشناسی بسیار خوب و فعال در سراسر کشور است. این توان و نیروی انسانی سرمایه خوبی برای سازماندهی و نوسازی فعالیتهای موثر این سازمان در آینده خواهد بود. به هر حال تغییر رئیس این سازمان را با نگاه مثبت فرصتی برای بهبود رویکرد ها و انتخاب راهبرد علمی برای مدیریت کاهش ریسک سوانح در کشور تلقی می‌کینم.
اگر بر تاریخچه شکل‌گیری چنین سازمان‌هایی در دنیا متمرکز شویم، خواهیم دید که در دهه 1980 میلادی در دنیا مشاهده شد که با توجه به رشد جمعیت و توسعه جمعیت‌های متمرکز در شهرها، تعداد سوانح و اثرهای مخرب آنها در سراسر جهان در حال افزایش است. این وضعیت سازمان ملل متحد را برآن داشت تا کنفرانس‌های مختلفی را در مورد این موضوع برگزار کند که منجر به اعلامیه سازمان ملل متحد GAD 44/236 در سال 1989 شد و دهه 1990 (1990 – 1999) را به عنوان «دهه بین‌المللی برای کاهش سوانح طبیعی» (IDNDR) اعلام کردند. دهه بین‌المللی برای کاهش سوانح طبیعی برای افزایش آگاهی عموم مردم در مورد نیاز به پیشگیری از سوانح و تشویق کشورهای عضو سازمان ملل متحد با هدف ایجاد سازمان‌هایی برای مدیریت سوانح به اجرا گذاشته شد. به دنبال افزایش ظرفیت جامعه برای پیشگیری و مدیریت سوانح کاهش ریسک امکان پذیر می‌شود. ماموریت سازمان‌های مدیریت بحران «مدیریت سوانح با هماهنگ کردن منابع نهادهای دولتی و سازمان‌های غیردولتی و توسعه ظرفیت جوامع برای واکنش موثر به سوانح» است. تصویب طرح جامع امداد و نجات کشور در سال ۱۳۸۲، با امضای مشترک وزارت کشور ‌، جمعیت هلال‌احمر و ستاد کل نیروهای مسلح تصویب شد، در همان سال به کلیه سازمان‌ها و ارگان‌های اجرایی ابلاغ شد و متولی آن نیز همچنان وزارت کشور قرارداده‌شد. کارگروه‌های تخصصی متعددی نیز در زمینه فعالیت در مراحل مختلف چرخه مدیریت بحران تشکیل شد. چند روز پس از تصویب این طرح زلزله ۵ دی 1382 ‌بم رخ داد. ناکارآمدی در مدیریت بحران در آنچه در هنگام و پس از زلزله بم رخ داد همچنان مشهود بود. بعد از زلزله 5 دی‌ماه 1382 بم‌، دولت وقت مصوبه‌ای در خرداد 1383 آیین‌نامه ستاد پیشگیری و مدیریت بحران را برای حوادث طبیعی و سوانح غیرمترقبه‌ ابلاغ کرد. در این آیین‌نامه به منظور هماهنگی اجرایی دستگاهها مقرر شد «ستاد» به ریاست معاون اول رئیس‌جمهور و به عضویت چند وزیر، رئیس هلال‌احمر و صداوسیما و دو متخصص تشکیل شود. در سال ۱۳۸۶ با بهره‌گیری از تجربیات فاجعه زلزله بم و استفاده از تجربیات و دانش سایر کشورهای حادثه‌خیز جهان، لایحه تشکیل سازمان مدیریت بحران کشور از جانب وزارت کشور وقت تقدیم دولت شد. قانون «مدیریت بحران کشور» چهارم شهریورماه 98 از سوی رئیس جمهور ابلاغ شد.
هنگامی که یک سانحه آنی یا بطئی خطرناک (مانند خشکسالی، سیل، توفان، زلزله یا سونامی) رخ می‌دهد که منجر به تلفات جانی و آسیب به زیرساخت‌ها می‌شود، توجه مردم به این نکته جلب می‌شود که جامعه و دارایی‌‌های آن در برابر چنین رویدادهایی چقدر آسیب‌پذیرند. البته وقتی حادثه‌ای رخ ندهد این جلب توجه به ویژه برای کشورهایی مانند کشور ما‌، برانگیخته نمی‌شود.
آنچه در سال‌های اخیر در مورد سوانح در ایران رخ داد، بیشتر از جنس پاسخ و مقابله بوده است. آنچه دیدگاه جدید الزامی می‌کند، مدیریت ریسک سانحه است‌، که به فعالیت‌های پیشگیرانه برای کم کردن احتمال «تلفات جانی‌، آسیب، یا خرابی دارایی‌ها در یک سیستم، یا جامعه ، در یک دوره زمانی خاص» است که به آن ریسک می‌گویند. در مفهوم فنی، ریسک عبارت است از ترکیب سه عبارت مخاطره‌، معرضیت، و آسیب‌پذیری. گاه کم کردن میزان مخاطره ممکن نیست (مانند مورد زلزله‌ها که عملا بشر نمی‌توان روی عوامل طبیعی منجر به زلزله اثر بگذارد) و گاه ممکن است، مانند سیلاب و خشکسالی. ولی کم کردن معرضیت انسان و دارایی‌ها، و همچنین آسیب‌پذیری همواره ممکن است. بنابراین شکل گیری مدیریت بحران به مفهومی که کاهش ریسک رخ دهد، می‌تواند به عنوان دستور کار نوین سازمان مدیریت بحران کشور قرار گیرد. برای چنین ماموری نوینی لازم است تا نیروهای توانمند و نخبه و جوان که تحصیلات عالی در زمینه سوانح دارند و با زبان‌های خارجی آشنا هستند در ساختار نوین سازمان مدیریت بحران به کار گرفته شوند.

زیستگاه «هفت‌‌برم» در مسیر نابودی

مسئول تشکل مردم‌نهاد احیاکنندگان تالاب بین‌المللی کمجان گفت: در حالی‌ که باید اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری فارس عرصه خود را حفاظت و اداره کل محیط زیست هم حریم و عرصه تالاب را حفاظت می‌کرد اما شاهد نابودی پوشش طبیعی در زیستگاه هفت‌برم هستیم. سیروس زارع به ایسنا توضیح داد: حریم تالاب‌ها از سطح داغاب ۱۵۰ متر است اما قابل مشاهده است که دیوار ساخت‌و سازها در حریم آب واقع شده و جاده بین برم و باغ ایجاد شده و قابل انکار نیست که تصرف مربوط به امروز نیست. بنابراین باید قبل از این مهم، نظارات را در این حوزه تقویت و اجازه ساخت و ساز داده نمی‌شد.
او همچنین با بیان اینکه در حریم برم، تفرجگاه در محدوده داغاب تشکیل شده و مصالحی که استفاده شده بومی نیست و سازه به گونه‌ای طراحی شده که همه را برای سرمایه‌گذاری مخرب تحریک و انگیزه تصرف را تخریب می‌کند، تاکید کرد: همه می‌خواهند از برم بهره اقتصادی کسب کنند اما این موجب شده ارزش و کارکرد اکولوژی دیده نشود و مسیرآبراه‌ها و دسترسی برم به آب کم شود. از سوی دیگر، دسترسی برای زراعت و باغ‌ها درنظر گرفته شده است و به مرور این باغ‌ها منابع آب زیرزمینی را با حفر چاه‌ها تمام می‌کنند و برم‌ها خشک می‌شوند و اگر این این روند تداوم یابد تا چند سال دیگر برمی نخواهیم داشت و تالاب‌ها را از دست خواهیم داد.
این فعال محیط زیست با بیان اینکه هفت برم هم‌اینک حدود ۳ برم آب و ۴ برم را از دست داده، دستکاری ساختار اکولوژی را دلیل این روند ذکر کرد و ادامه داد: بستر طبیعی هم شخم خورده و دستکاری شده و پوشش گیاهی طبیعی نداریم.

بازارچه زنان درکه داستان یک تغییر

در سال گذشته در روزهای پنجشنبه و جمعه اسفندماه، با توجه به پتانسیل گردشگری و تمایل و توانمندی زنان محله درکه برای تولید محصولات خانگی و دستی و هنری، بازارچه‌ای برگزار کردیم. با برگزاری بازارچه متوجه چند مسئله شدم. مردم درکه علاوه بر تضاد فرهنگی با کوهنوردان و گردشگران از آلودگی‌های محیط زیستی، رها شدن زباله در کوه و رودخانه و آلودگی صوتی و ازدحام، نبود جای پارک در اواخر هفته و روزهای تعطیل بسیار ناراضی هستند. در نتیجه تصمیم گرفتم موضوع توانمندسازی اقتصادی زنان با مشارکت نهادهای محلی جدی تر دنبال شود تا ارتقای کسب درآمد بتوان تا حدی جبران عوارض موجود شود.
در این راه مهم‌ترین مساله جلب گسترده مشارکت نهادهای محلی و مسئولان بود. از آنجا که این مشارکت می‌باید واقعی می‌بود نه صرفا نمادین، شرط همکاری هر نهاد را کمک مالی قرار دادم. پایگاه بسیج خواهران کوثر، مجموعه ورزشی شهدای درکه، سرای محله درکه و دفتر توسعه محله اوین درکه از جمله نهادهایی بودند که اعلام همکاری کردند. با تسهیلگری‌های معاونت امور اجتماعی و فرهنگی، مرکز خدمات اجتماعی و رفاهی شهرداری منطقه یک و معاونت امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری ناحیه 2 منطقه یک مجوزهای لازم اجرایی اخذ شد. با برقراری جلسات مختلف با فعالان محلی و نهادهای داوطلب توجیه لازم و تقسیم کار صورت گرفت. از آنجا که هدف جلب کوهنوردان و گردشگران بود، با اتفاق نظر، محل برگزاری بازارچه، پارک کوهسار در خیابان شهید میراسماعیلی به عنوان یکی از مسیرهای اصلی کوه نوردان انتخاب شد. برای آماده سازی پارک جهت بازارچه نوروزی، بیش از نهادها، مردم فعال، اثرگذار و معتمد محله کمک کردند که از جمله می‌توان به خیران و فعالانی چون حاج ناصر محمد حسینی با همکاری قابل توجه و اعطای میزهای رستوران یا زنان فعالی چون خانم سلمانی اشاره کرد. زنان فعالی که برای محله خود همه چیز را در طبق اخلاص می‌گذارند و از هیچ کاری دریغ نمی‌ورزند.
این بازارچه از دهم تا بیستم اسفند برگزار شد و زنان دارای مشاغل خانگی و هنرمندان محله‌های اوین و درکه و محلات اطراف در آن برای فروش محصولاتشان حضور یافتند.
با برگزاری بازارچه متوجه شدم که زنان محلی به دلیل باورهای مذهبی و سنتی بیشتر تمایل دارند که در فضاهایی مانند مسجد محله یا حسینیه درکه به فروش محصولات بپردازند و چندان با حضور در فضاهای شهری چون پارک محلی راحت نیستند. اما مشکل آن است که این مسجد و حسینیه در مسیرهای فرعی کوه نوردان قرار دارد و در جذب مشتری موفق نخواهند بود. لذا لازم است که آموزش‌های لازم در زمینه مشاغل خانگی و بازاریابی و فروش محصولات ارائه شود تا بتواند چرخه توانمندسازی کامل شود و این آموزش، مشارکت و همیاری بتواند زمینه ای را برای دائمی شدن بازارچه‌های مشاغل خانگی و هنرمندان محلی فراهم سازد تا هم به پویایی محلات یاری رساند، هم رونق گردشگری و هم توسعه کسب‌و‌کارهای محلی.

خیزش گرد و خاک در شرق کشور

رئیس مرکز ملی پیش‌بینی و مدیریت بحران مخاطرات وضع هوا از کاهش کیفیت‌ هوا در چهارکلان‌شهر، وزش باد و خیزش گرد و خاک در نواحی شرق و جنوب شرق کشور و کاهش نسبی دما در نوار شمالی کشور خبر داد.
صادق ضیاییان به ایسنا توضیح داد: در سه روز آینده افزایش غلظت آلاینده‌های جوی و کاهش کیفیت هوا در شهرهای پرجمعیت و صنعتی تهران، کرج، اراک و اصفهان پیش‌بینی می‌شود و روز سه شنبه (۲۴ اسفندماه) در نواحی شرق و جنوب شرق کشور وزش باد و خیزش گرد و خاک انتظار می‌رود و در نواحی شمال شرق و شرق کاهش نسبی دما پیش‌بینی می‌شود.
او افزود: جمعه (۲۷ اسفندماه) با ورود سامانه بارشی به غرب کشور بارش باران و برف در کل نوار غربی و در دامنه‌های جنوبی البرز واقع در استان‌های قزوین، البرز و تهران پیش‌بینی می‌شود.
به گفته ضیاییان شنبه (۲۸ اسفندماه) ضمن تقویت سامانه بارشی در دامنه‌های زاگرس، بارش در مناطق ذکر شده ادامه خواهد داشت و طی بعد از ظهر چهارشنبه و روز پنجشنبه در اردبیل و غرب سواحل دریای خزر وزش باد جنوبی و افزایش نسبی دما رخ خواهد داد.

گزارش زمین شناسی از فرونشست زمین در منوجان تهیه شد

فرماندار منوجان از اعزام و استقرار یک تیم زمین شناسی برای بازدید از فرونشست زمین در این شهرستان طی روزهای اخیر خبر داد و ضمن تاکید بر اینکه پیگیر این موضوع هستیم گفت: گزارش این بازدید به سازمان زمین‌شناسی، ستاد مدیریت بحران و بنیاد مسکن استان اعلام شده است.
جمشید سراجی با اشاره به اینکه فرونشست زمین در منوجان نخستین بار ۱۴ دی ماه سال جاری پس از فروکش کردن سیلاب در شهرستان منوجان خود را نشان داد به ایرنا گفت: محل فرونشست زمین در این شهرستان روستاهای گنج آباد، توحیدآباد و بخشی از شکرآباد است.او بیشترین میزان فرونشست زمین در شهرستان منوجان را در روستای گنج‌آباد اعلام و تصریح کرد: این فرونشست به صورت عرضی با فواصل کمتر از ۵۰ متر در عرض روستا پدید آمده است.
فرماندار منوجان تصریح کرد: فرونشست زمین در شهرستان منوجان بیشتر در اراضی کشاورزی، جاده ها و در ساختمان‌های مسکونی رخ داده است. او همچنین به تخریب ۶ منزل مسکونی در اثر فرونشست زمین در روستای گنج آباد منوجان نیز اشاره کرد و گفت: پیگیر احداث واحد مسکونی جایگزین برای این خانوارها از طریق استانداری و بنیاد مسکن هستیم. سراجی به اقدامات انجام شده در زمینه فرونشست زمین در منوجان بعد از سیل اخیر اشاره کرد و اولویت رفع این مشکل را مطالعه علمی از طریق رایزنی با سازمان زمین شناسی، مرکز تحقیقات راه و شهرسازی، استاندار کرمان، بنیاد مسکن، راه و شهرسازی و مدیرکل مدیریت بحران این استان برشمرد. فرماندار منوجان انجام مطالعات ژئوفیزیک به منظور شناسایی فرونشست زمین، پیگیری تأمین اعتبار این مطالعات و نیز اعتبار ملی برای اجرای بندهای رسوبگیر را از جمله اقدامات پیش روی برای بررسی فرونشست زمین در این شهرستان اعلام کرد.او تعیین حریم سیل‌های عبوری و برخورد با ساخت و سازهای غیرمجاز، آزادسازی مسیل عبوری در بالادست روستای گنج آباد و حومه شهر منوجان توسط شرکت آب منطقه ای را از دیگر اقدامات فرمانداری این شهرستان برای پیشگیری از مشکل فرونشست زمین اعلام کرد. سراجی پیشگیری را بر درمان مقدم تر دانست و بر رعایت قوانین استاندارد ساخت و ساز ابنیه در منوجان تأکید کرد.
او اظهار داشت: در مناطقی که زمین فرونشسته اجازه هیچگونه ساخت و سازی توسط دستگاه‌های متولی ارائه نمی شود و منازل در حال تخریب تخلیه می شوند.
فرماندار منوجان گفت: خسارت دیدگان در حادثه فرونشست زمین در هر نقطه ای از این شهرستان می‌توانند با مراجعه به بنیاد مسکن تسهیلات بازسازی دریافت کنند.

دفاع تلویحی از روسیه

توقف مذاکرات احیای برجام در وین و بازگشت هیات‌های مذاکره‌کننده به پایتخت‌ها سبب شد تا انتقادها به نقش آفرینی منفی روسیه دوچندان شود. ایالات متحده آمریکا در کنار تروئیکای اروپایی هم در این میان انگشت اتهام را به سمت روسیه نشانه رفتند و مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا نیز از آماده بودن متن توافق گفت. مقامات ایران اما ترجیح دادند در این میان موضعی میانه اتخاذ کنند. آنان هرگز انگشت اتهام را به سمت روسیه بلند نکردند ولی تاکید کردند که ایران منافع هیچ کشوری را به منافع خود ترجیح نخواهد داد. دیروز هم سخنگوی وزارت امور خارجه ایران در اظهاراتی قابل تامل در پاسخ به سوالی درباره نقش‌آفرینی روسیه در مذاکرات، تاکید کرد که گره زدن توقف مذاکرات وین به یک یا دو عامل، اقدامی غلط و ترسیم کننده فضایی اشتباه از آنچه در جریان مذاکرات وین می‌گذرد، است.

«مذاکرات وین متوقف شد»، این خبری است که اواسط هفته گذشته توسط مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا اعلام شد. او تاکید کرد که این اتفاق در نتیجه دخالت برخی عوامل بیرونی بوده و در شرایطی رخ داده که متن توافق روی میز آماده بوده است. این مقام اروپایی هیچ اشاره‌ای به کشور خاصی نکرد ولی تاکیدش بر کلیدواژه «دخالت عوامل بیرونی» در شرایطی صورت گرفت که چند روز پیش از این اتفاق و در شرایطی که آخرین موانع از پیشروی ایران و آمریکا برای دستیابی به توافق برداشته شده بود، وزیر امور خارجه روسیه در اظهاراتی قابل تامل از ایالات متحده آمریکا خواست تا کتبا تضمین کند که تحریم‌های اعمال شده علیه روسیه در نتیجه حمله نظامی این کشور به اوکراین، مانع از همکاری‌اش با تهران نمی‌شود. این درخواست در شرایطی صورت گرفت که روسیه در دوران تحریم‌های آمریکا علیه ایران، آنچنان که مورد انتظار بود، همکاری‌های اقتصادی خود با تهران را ادامه نداد. در این میان و در شرایطی که انتقادها متوجه روسیه بود، مقامات جمهوری اسلامی علاوه بر تاکید بر استقلال خود، حاضر به انتقاد از روسیه نشدند. موضوعی که انتقاد تحلیل گران عرصه بین‌المللی را در پی داشت. آنان از یک سو و رسانه‌های حامی دولت سیزدهم از سوی دیگر تاکید کردند که زیاده‌خواهی عوامل آمریکایی عامل توقف مذاکرات وین بوده است. سعید خطیب‌زاده، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی دیروز اما در پاسخ به سوالی در این زمینه، مشخصا به نقش آمریکا اشاره نکرد و در پاسخ محتاطانه گفت که «آنچه که در وین امروز با بازگشت هیئت‌ها به پایتخت‌های خود انجام شده یک تنفس و توقف کوتاه است. برخی البته از لفظ بن‌بست و اتمام مذاکرات نام بردند که من در این ارتباط توضیح دادم. این تنفسی است که به درخواست هماهنگ‌کننده کمیسیون مشترک برجام انجام شده است.»
او در بخش دیگری از اظهاراتش در پاسخ به سوالی درباره نقش منفی روسیه، تلویحا به دفاع از این کشور پرداخت و گفت: «فرو کاستن آنچه که در وین اتفاق می‌افتد به یک یا دو عامل، روشن کننده وضعیت نیست.» او با بیان اینکه «ما اکنون در نقطه اعلام توافق قرار نداریم آن هم به این دلیل که برخی مسائل کلیدی و محدود باقی مانده که باید در واشنگتن تصمیمات مربوط به آن اتخاذ شود»، افزود: «به محض اتخاذ تصمیمات لازم در واشنگتن در نقطه‌ای هستیم که به وین برگردیم و توافق نهایی را صورت دهیم. اکنون منتظر شنیدن پاسخ آمریکا هستیم. البته رایزنی‌ها در سطوح مختلف ادامه دارد. وزیر امور خارجه و وزرای خارجه دیگر کشورهایی که در برجام حضور دارند مدام با یکدیگر در تماس و رایزنی هستند. مذاکره‌کنندگان ارشد نیز در تماس هستند. در ادامه این رایزنی‌ها فردا آقای امیرعبداللهیان راهی مسکو می‌شوند و این رایزنی‌ها ادامه خواهد داشت. من به شما و ملت عزیز ایران این نکته را مجددا تأکید می‌کنم آنچه که برای ما در این مسیر چراغ راهنما و چارچوب حرکت است،‌ تحقق منافع قطعی ملت ایران است و این منافع قطعی است که چارچوب‌های مذاکرات و توافق نهایی را مشخص می‌کند.»
توافق بدون روسیه؟
در این میان و در شرایطی که فضای اطراف برجام غبارآلود است و سرنوشت آن نامشخص، خبر سفر وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی به روسیه قابل تامل بود. این سفر در شرایطی صورت می‌گیرد که 2 روز پیش ایالات متحده آمریکا رسما اعلام کرد که به روسیه یک هفته فرصت داده تا به مذاکرات برگردد و موانع احیای برجام را بردارد. این کشور تاکید کرد که در صورت امتناع روسیه، آمریکا به دنبال توافقی بدون روسیه با ایران برای حل و فصل تحریم‌ها و برنامه اتمی تهران خواهد بود. سخنگوی وزارت امور خارجه ایران در همین زمینه بیان کرد: «آمریکا باید اول برادری خود را ثابت کند و بعد ادعای ارث و میراث کند. آمریکا خود عضو برجام نیست که بخواهد درباره برجام، چگونگی برجام و اعضای برجام تصمیم بگیرد. بهتر است اول عضو متعهد برجام شود و بعد در خصوص اعضای دیگر صحبت کند. رویه‌های برجام کاملا روشن و مشخص است و همه ما باید کمک کنیم که با یک تصمیم اجماعی انشاالله به یک توافق خوب برسیم. آمریکا درخواست‌های شاذ و عجیب زیادی در جریان برگزاری این مذاکرات به کمیسیون مشترک برجام داده است و در آنجا بحث شده است. آمریکا می‌داند اگر درخواستی بدهد همیشه به صورت غیرمستقیم به کمیسیون مشترک می‌آید و معمولا آنجا بحث می‌شود.» این مقام مسئول وزارت امور خارجه ایران در ادامه حاضر به پذیرش نقش منفی شروط روسیه در برجام نشد و در عوض به بی عملی آمریکا اشاره کرد و گفت: «ما طرف ثالثی در برجام نداریم. چهار کشور عضو برجام هستند. به علاوه ایران،‌ کمیسیون مشترک برجام هم با حضور تمامی اعضا شکل می‌گیرد. نباید فراموش کنیم آنچه که در وین رخ می‌دهد برای اطمینان از بازگشت قابل راستی‌آزمایی و متعهدانه آمریکا به برجام است و اینکه آمریکا به تعهداتش ذیل این توافقنامه بین‌المللی که دارای مصوبه شورای امنیت سازمان ملل است،‌ عمل کند. همان طور که پیش از این نیز اعلام کرده‌ایم آنچه موضوع مذاکره بوده تعهدات آمریکا بوده است.» او همچنین خاطرنشان کرد: «آنچه که در مورد درخواست روسیه مطرح می‌شود به صورت رسمی، علنی و شفاف گفته شده است و ما نیز آن را دریافت کرده‌ایم. این موضوع باید در کمیسیون مشترک برجام بحث و گفت‌وگو شود به مانند درخواست‌های درست و غلطی که پیش از این نیز توسط برخی از طرف‌های برجامی مطرح شده و در کمیسیون مشترک برجام مورد بررسی قرار گرفته است. برخی از این درخواست‌ها تعدیل و برخی رد شده است. من چندین بار به صورت صریح گفته‌ام که تحقق منافع ملت ایران تعیین کننده مسیر ما است. فرو کاستن آنچه که در وین اتفاق می‌افتد به یک درخواست روسیه، خواست آمریکا است تا مسئولیت او در شرایط کنونی به فراموشی سپرده شود.»
پیام به اربیل
اخبار منتشر شده درباره وقوع برخی درگیری‌های مرزی بین مرزبانی ایران و نیروهای طالبان دیگر موضوعی بود که سخنگوی وزارت امور خارجه ایران در جریان نشست خبری خود به آن اشاره کرد. او با یادآوری سفر خود به مشهد بیان کرد: «من در مشهد بودم و با مقامات استان در این ارتباط صحبت کردم. این گزارش‌ها که این درگیری‌ها به صورت عمده بوده قابل تأیید نیست. در برخی دیگر از مرزها نیز برخی تحرکات ایذایی صورت گرفته که درجا تذکر داده شده است. توصیه ما این به هیئت حاکمه افغانستان این است که به امنیت مرزها توجه کنند و به مسئولیت خود در این زمینه عمل کنند.» او همچنین در مورد اخبار منتشر شده در ارتباط با امضای توافق نامه‌ بین ایران و آذربایجان در منطقه زنگ زور گفت:‌ «در چند ماه گذشته تماس‌های نزدیکی با مقامات آذربایجان داشتیم. کمیسیون مشترک بین دو کشور برگزار شد و تفاهماتی بین دو کشور امضا شد. در زمان جنگ،‌ ایران به اتباع آذربایجان دسترسی داده بود که از مرز بیله سوار وارد شوند و به نخجوان دسترسی داشته باشند و در این جنگ این بحث مطرح شده که از نقاط نزدیک‌تری وارد مرز شوند و تلاش این است که بتوانیم زیرساخت‌های مناسب را فراهم کنیم و تسهیلات جدیدی را در مسیر ترانزیتی دو کشور داشته باشیم.» او درباره حمله موشکی سپاه به مناطقی در اربیل عراق نیز بیان کرد: «به هیچ وجه پذیرفته نیست که یکی از همسایگان ما که روابط عمیقی با ما دارد و در سطوح مختلف تعامل بین دو کشور وجود دارد کانون ایجاد تهدید برای ایران باشد. این کانون تهدید شدن به یک کشور ثالث برنمی‌گردد. رژیم صهیونیستی بارها و بارها از داخل خاک عراق ناامنی ایجاد کرده است. برخی تجمعات ضدانقلاب در اقلیم کردستان و گروه‌های تروریستی در این منطقه صورت گرفته است. در یک سال گذشته چندین بار به دولت مرکزی عراق در این زمینه تذکر داده شده است. در خفا و به صورت آشکارا تأکید شده که اجازه ندهند که مرزهای عراق مرزهای ناامنی برای ایران باشد. ‌ایران تحمل نمی‌کند که کانونی در نزدیکی مرزهایش، کانون خرابکاری و اعزام گروه های تروریستی به داخل ایران باشد. چه توسط گروه‌های ضد انقلاب و چه توسط رژیم صهیویستی در داخل منطقه اقلیم. بارها در ملاقات مختلف این موضوع گفته شده است. انتظار جمهوری اسلامی ایران از دولت مرکزی عراق این است که یک بار برای همیشه به این وضعیت پایان دهد و اجازه ندهد که مرزهایش مورد سوءاستفاده قرار گیرد.»