بایگانی مطالب نشریه
درخواست لغو واگذاری زمین به پتروشیمی میانکاله
گروهی از فعالان محیط زیست با راهاندازی یک کارزار، لغو واگذاری زمین به پتروشیمی میانکاله را خواستار شدند. این درخواست که همین دیروز خطاب به رئیس قوه قضائیه نوشته شده، نشان میدهد که با وجود توقف عملیات ساخت پتروشیمی در نزدیکی ذخیرهگاه زیستکره میانکاله، این چالش هنوز پایان نیافته است.
نویسندگان این کارزار نوشتهاند: «بررسی روند مکانیابی، تخصیص و واگذاری زمین، تأمین سرمایه و آغاز به کار عملیات اجرایی طرح پتروشیمی میانکاله نشان میدهد که هیچیک از این مراحل در چارچوب قوانین و مقررات موضوعه انجام نشده است. اگر کارشناسان به مستندات متقن و غیرقابلخدشه در مورد تخلفات انجامگرفته از سوی سرمایهگذار و مسئولان ذیربط دسترسی نمییافتند، این حجم از فرار از قانون و تعدی به حقوق مردم غیرقابلباور میکرد. با وجود این، شوربختانه هر روز شاهد آشکار شدن مورد تازهای از تخلف و تخطی از قانون در مورد این پروژه هستیم.»
آنها سپس برخی موارد تخلف قانونی این طرح را شرح دادهاند، از جمله نقض ممنوعیت استقرار صنایع شیمیایی و فاضلابزا در سه استان شمالی کشور و تعارض با سیاستهای کلی نظام در بخش گاز و نفت و نقض قانون حفاظت و بهرهبرداری از جنگلها و مراتع با تخصیص ۹۰ هکتار اراضی ملی به این پروژه.
این نامه در ادامه به واگذاری بیش از ۱۸ هزار هکتار از محدوده زاغمرز تا گلوگاه در ازای یک سیر نبات در سال 72 از سوی عیسی کلانتری، وزیر وقت جهاد کشاورزی اشاره میکند و میگوید: «با تلاشهای صورتگرفته تنها ۱۲ هزار هکتار از این اراضی در محدوده پناهگاه حیات وحش میانکاله مجدداً به سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور مسترد شده ولیکن اراضی ملی روستاهای للهمرز و حسینآباد که از دیرباز چراگاه عرفی دامداران منطقه بوده، کماکان در تصرف بانک زمین باقی مانده است.»
در دهههای اخیر، بهدلایل مختلف، سرمایه اجتماعی ما ضعیف شده و در نتیجه، بیاعتمادی افزایش و مسئولیتپذیری و پاسخگویی کاهش و روحیه مشارکت و همکاری کمرنگ شده است. ضعف سرمایه اجتماعی سبب بروز و یا تشدید بحرانهای مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و محیط زیستی شده است. برخی عوامل موثر در ضعیف شدن تدریجی سرمایه اجتماعی در ایران عبارتند از:
1- وعدههای انتخاباتی محقق نشده (توسط مسئولین در سطوح مختلف و همچنین کاندیداهای ریاست جمهوری، مجلس، شورای اسلامی و …).
2- اخبار ناامیدکننده رسانه ملی (IRIB) در خصوص وقوع اختلاسها، کلاهبرداریها، فیشهای نجومی، املاک نجومی، مدارک تقلبی بعضی از مسئولین ارشد، اجناس تقلبی، فساد اداری، رانتخواری، زمینخواری، کوهخواری، جنگلخواری، بازداشت (زندانی شدن) و یا فرار برخی مسئولان به خارج از کشور و …
3- بیثباتی قوانین و مقررات و تغییرات زیاد در آئیننامهها، دستورالعملها و شیوهنامهها (بعضی برخوردهای سلیقهای)
4- شرایط بد اقتصادی (تورم، گرانی، کاهش ارزش پول ملی، رکود اقتصادی، بیکاری، تبعات تحریمهای سیاسی و اقتصادی، سوء مدیریتها و …)
5- فقر، نابرابری و تشدید آسیبهای اجتماعی (اعتیاد، طلاق، افزایش سن ازدواج، بزهکاری، زندانیان، سرقت، کودکان کار، زنان بی سرپرست یا بدسرپرست، تصادفات جادهای و …)
6- کمتوجهی به فرهنگ غنی و سابقه تمدنی 7000 ساله ایران (کمرنگ شدن عِرق ملی و وفاداری به وطن)
7- بعضا کم توجهی به سرمایههای نمادین
8- بعضی سیاه نماییها و اخبار منفی رسانههای اجتماعی و یا شبکههای تلویزیونی ماهوارهای
9- بعضی خود تحقیریها که سبب القای ناامیدی و به تدریج، کمرنگ شدن افتخارات و غرور ملی میشود
10- بعضا مذمت ملیگرایی
11- بعضی برخوردهای عوامفریبانه و نمایشی و تبلیغاتی (رویکردهای پوپولیستی و فریبکارانه)
12- ضعف نظام آموزشی در سطوح مختلف (ترویج مدرک گرایی، غلبه جو رقابت بجای رفاقت، تک روی بجای کارِ گروهی و تیمی و مشارکتی …)
13- ضعف عملکرد دستگاههای متولی حوزه فرهنگ و ارشاد
14- بعضا بد عمل کردن افراد مشهور (سلبریتیها) و تاثیر منفی ایشان بر دوستداران و دنبال کنندگان (فالورها)
15- بعضا منیتها، خودخواهیها، غلبه نگاه صنفی و جناحی، اختلاف نظر (عدم اجماع نخبگانی) و یا کم کاری جامعه روشنفکر، بزرگان، خبرگان، نخبگان و سرمایههای نمادین
16- بعضی برخوردهای تبعیض آمیز (بعنوان مثال، اختصاص امتیازات و یا سهمیه خاص به بعضی افراد به دلایل مختلف)
17- بعضی نابرابریهای اجتماعی
18- بعضی اعمال نفوذها و یا سختگیریها در خصوص ایجاد نهادهای مدنی (بعضا سختگیری وزارت کشور و یا فرمانداریها در خصوص صدور مجوز برای تاسیس تشکلهای مردم نهاد NGO)
19- ضعف در نظام حکمروایی (تصدیگری بیش از حد دولت و کم توجهی به رشد بخش خصوصی و نهادهای مدنی)
با توجه به شرایط خاص کشور، انتظار میرود که مسئولان امر، بیش از پیش، به نقش و اهمیت سرمایه اجتماعی توجه کنند و عزم و اراده لازم جهت اعتمادسازی، شفافسازی، مسئولیتپذیری، پاسخگویی و همچنین جلب و جذب مشارکت فعال همه دستاندرکاران در فرآیند تصمیمسازی، تصمیمگیری، سیاستگذاری، برنامهریزی و اجرا بهوجود آید تا سرمایه اجتماعی تقویت شده و روحیه وفاق، همدلی، همیاری، مشارکت، دوستی، صلح و صفا بر همه آحاد جامعه طنینانداز شود.
سرانه مصرف گل در ایران بسیار کمتر از شاخص جهانی است
| پیام ما | گیاهان، فضای سبز و باغها از مهمترین موضوعاتی بودند که شهرداری تهران در روزهای اخیر به واسطه آنها مورد هجوم افکار عمومی قرار گرفت. متولیان امر شهری به محض حضور در شورای شهر و شهرداری هم از بازشدن قفلهای ساختوساز در شهر گفتند و هم از بابت قوانین مربوط به شناسایی باغها ابراز نارضایتی کردند. این موضوعات یک پیام واحد برای شهروندان داشت، پیامی که شهرداری تهران تلاش کرده با برگزاری نمایشگاه گل و گیاه آن را از ذهن شهروندان تهرانی پاک کند.
دیروز، 17 اردیبهشتماه، هجدهمین نمایشگاه بینالمللی گل و گیاه تهران افتتاح شد. نمایشگاهی که گفته میشود مسئولیت برگزاری آن بر عهده شهرداری تهران نیست اما شهرداری براساس وظیفه ملی خود و در راستای حمایت از تولید داخلی بر برگزاری این نمایشگاه تاکید کرده است. علیرضا زاکانی، شهردار تهران در مراسم افتتاح هجدهمین نمایشگاه بینالمللی گل و گیاه و تجهیزات پارکی و صنایع وابسته تاکید کرد که براساس آمار سال 97، ایران هفدهمین کشور تولید کننده گل و گیاه دنیاست اما «اما در بخش صادرات صد و هفتمین کشور هستیم و این نشان میدهد که راه درازی در پیش داریم و باید قابلیتها را بشناسیم و انتقال این قابلیتها را تسهیل کنیم چرا که گلوگاههای جدی در این زمینه وجود دارد.» او با اشاره به اقلیم ایران تاکید کرده است: «توجه به اقلیم و این فرهنگ و ۴ فصل بودن کشور و وجود بیش از ۸ هزار گونه گیاهی و ۱۵ هزار مجموعه مولد در ایران حائز اهمیت است؛ طبق آمار سال ۹۷ ایران هفدهمین کشور تولیدکننده گل و گیاه دنیا است اما در بخش صادرات صد و هفتمین کشور هستیم و این نشان میدهد که راه درازی در پیش داریم و باید قابلیتها را بشناسیم و انتقال این قابلیتها را تسهیل کنیم چرا که گلوگاههای جدی در این زمینه وجود دارد.» او با اشاره به صنعت گل در کشور هلند تاکید کرد: هلند ۷ میلیارد دلار در سال از این صنعت دریافت می کند؛ شاخص جهانی سرانه مصرف گل ۱۰۰ شاخه است اما در اروپا این عدد ۲۰۰ شاخه گل و در ایران بسیار کمتر است؛ برای بهبود این وضعیت در سطوح مختلف شهرداری می تواند کمک حال تولیدکنندگان و صادرکنندگان باشد؛ سطح اول گذر از کاشت سنتی به شرایطی است که با علم و دانش ظرفیتهای بهتری برای کشور رقم بزند البته باید محدودیتها را نیز در نظر بگیریم، مثلا اگر محدودیت آب که مشکلی جهانی است مورد توجه قرار نگیرد این گلوگاه به تنهایی این صنعت را زمینگیر میکند.
شهردار تهران در این برنامه درباره کیفیت گلها نیز توضیحاتی ارائه کرده بود، کیفیتی که به گفته او میتواند ایران را قابل رقابت با سایر کشورها کند: موضوع بعدی موضوع کیفیت گلها است که میتواند گل ما را قابل رقابت کند، هر چند برخی گلها به صورت ژنتیکی اختصاص به ما دارند اما توجه به کیفیت میتواند داشته ما را به عنوان ظرفیت بهتر برای دیگران فراهم کند؛ مساله بعدی بحث فرهنگ سازی است که میتواند در داخل کشور سرانه را بالا ببرد؛ شناساندن و فرهنگ سازی برای سایر کشورها نیز بسیار مهم است تا ایران به عنوان پایه اصلی صنعت گل مورد توجه قرار گیرد؛ برخی کشورها گلهای ما را به نام خودشان بستهبندی میکنند.
به گزارش خبرگزاری شهر، علی محمد مختاری، مدیرعامل سازمان بوستانها و فضای سبز شهر تهران نیز در این برنامه با تاکید بر اینکه شهرداری مسئولیتی در برگزاری این نمایشگاه ندارد و این اتفاق در راستای وظیفه ملی و حمایت از تولید داخلی بوده، به موضوع تنوع اقلیمی ایران اشاره کرد و گفت: ایران در کنار کشورهای پرمصرف گل و گیاه قرار دارد که این موضوع از نظر اقتصادی حائز اهمیت است؛ همسایههای شمالی و جنوبی کشور از خریداران بالقوه گلهای زینتی هستند و میتوان با ایجاد بازاری متعادل و دائمی جایگاه واقعی خودمان را در عرصه گل و گیاه بدست آوریم. هرچند بخش قابل توجهی از بازار گل و گیاه دنیا در دست چند کشور قرار دارد اما باتوجه به تنوع اکولوژیک، ویژگیهای آب و هوایی و …، فرآیند تولید در ایران نسبت به هلند میتواند ارزانتر باشد.
او با اشاره به وجود ۸ هزار گونه گیاهی در کشور تاکید کرد: سهم صادرات در این راستا ناچیز است که باید حوزه بسته بندی و حمل و نقل بیشتر تقویت شود تا بتوانیم سهم جهانی در بازار گل و گیاه داشته باشیم. ۱۵ هزار تولیدکننده گل و گیاه در کشور وجود دارد که بخش عظیمی از سهم اشتغال را دربردارند. این تولیدکنندگان از نظر نوآوری نسبت به سالهای گذشته بسیار پیشرفت کردهاند.
مختاری با بیان اینکه ایران از نظر شرایط تولید گل و گیاه و حوزه علمی جزو ۱۵ کشور برتر جهان است، افزود: جهان با بحران آب مواجه است که در همین جهت باید به تولید گلهای بومی و سازگار با شرایط اقلیمی و کمآبی بپردازیم. صنعت گل و گیاه در ایران به دلیل برخورداری از امکانات قابل توجه، این قابلیت را دارد که با حمایت جدی مسئولان دولتی به صنعتی کارآفرین و فراگیر مبدل شود و سهم قابل توجهی از بازار جهانی را بدست آورد.
مدیرعامل سازمان بوستانها و فضای سبز شهر تهران با اعلام اینکه سرانه مصرف گل در ایران کمتر از سرانه متوسط مصرف جهانی یعنی بیش از یکصد شاخه گل است، افزود: طی پنج روز در هفدهمین نمایشگاه، بیش از ۲ میلیون نفر از نمایشگاه گل و گیاه بازدید داشتند که بعد از نمایشگاه کتاب، رتبه دوم بازدیدکنندگان را داشت. او معتقد است که ایرانیان نسبت به طبیعت، درخت و گل و گیاه احترام ویژهای قائل هستند.
|پیام ما| نیروهای خدمات شهری در پارک شهر سنگلج در حال رنگ کردن قفسها هستند. پیش از همهگیری، پشت حصار این قفسها فلامینگو و طاووس و طوطی بود اما امروز خبری از آنها نیست و فقط چند خرگوش و پرنده اهلی در قفسها دیده میشود. در همین حال یک منبع آگاه در گفتوگو با «پیام ما» از تلاش شهرداری منطقه 12 تهران برای توسعه قفسهای باغ پرندگان پارک شهر و آوردن حیواناتی جدید به این مجموعه خبر میدهد.
در پارک شهر چه خبر است؟ نیروهای خدماتی که در سکوت پارک شهر مشغول رنگ کردن قفسها هستند، میگویند قرار است حیواناتی مثل لاما و کروکودیل به این مجموعه منتقل شوند. همین حالا در قفسهای باغ پرندگان پارک شهر، چند کفتر، بوقلمون، مرغ، خروس، خرگوش، غاز نگهداری میشود اما فضاهای جدید بیشباهت به قفسهای علفخواران در باغوحشهای فعلی نیست.
خلاف مصوبه شورای شهر
اینها در حالی است که یک منبع آگاه به «پیام ما» خبر میدهد که با وجود مخالفت محیط زیست شهرداری، شهرداری منطقه 12 بنا دارد قفسهای پارک شهر تهران را گسترش دهد و حیوانات دیگری به این مجموعه وارد کند. ایجاد و توسعه مراکز نگهداری گونههای حیات وحش در شهر تهران از تیر 1400 ممنوع و شهرداری ملزم شد از ایجاد مراکزی تحت عنوان باغ پرندگان، باغ حشرات و سافاری جلوگیری کند.
بر این اساس هرگونه اقدامی مبنی احداث، راهاندازی، توسعه و مشارکت در هرگونه مراکز نگهداری جانوران وحشی تحت عنوان «باغهای وحش، سافاری پارک، پرندگان، خزندگان، آکواریومهای ماهی، دلفیناریوم و باغهای حشرات» در مناطق 22 گانه شهرداری تهران ممنوع شد و علاوه بر این ممنوعیت اقدام به خرید و فروش، تاکسیدرمی، اجاره و پرداخت هرگونه بها برای نمایش، اسارت، تکثیر و نگهداری از گونههای وحشی «اعم از بومی و غیربومی» اعلام شد. بر اساس این طرح، انعقاد قرارداد یا مشارکت در زمینههای فوقالذکر هم ممنوع است.
با وجود این مصوبه اما بر اساس شنیدههای «پیام ما»، شهرداری منطقه 12 در تلاش است برای آوردن حیوانات جدید از سازمان محیط زیست مجوز دریافت کند، چرا که قفسها خالی و بلااستفاده باقی ماندهاند.
شهرداری منطقه 12: چنین قصدی نداریم
اینها اما در حالی است که محمد جنگروی، روابط عمومی شهرداری منطقه 12 در گفتوگو با «پیامما» توسعه باغ پرندگان و تصمیم برای آوردن حیوانات جدید را رد میکند و میگوید: «طبق صحبتی که با رئیس اداره فضای سبز شهرداری منطقه 12 داشتهام، فقط یک سری فنس در این پارک وجود دارد که زنگ زده و در حال رنگ زدن آن هستند. قفس و سازه جدیدی اضافه نشده و مستحدثات موجود هم مربوط به دو، سه دهه گذشته است.»
به گفته او گونههای فعلی شامل چند حیوان بومی است و علاوه بر این یک مجموعه پرندهنگری هم در پارک شهر وجود دارد. جنگوری تاکید میکند: «هنوز اتفاقی نیفتاده است. ما اصلا قصد راهاندازی باغ وحش و توسعه همین مجموعه را نداریم. فقط تجهیزات قبلی را رنگ کردهاند.»
روند گسترش باغ وحشها شدت گرفته است
سپهر سلیمی، فعال حقوق حیوانات اما راهاندازی یک مرکز جدید نگهداری از حیوانات را در شهر تهران بعید نمیداند. او به «پیام ما» میگوید: «چنین تصمیمی دور از انتظار نیست چون همین حالا در باغ وحشهای موجود حیواناتی تکثیر میشود که یا باید کشته شوند، یا باید از کشور خارج شوند، یا در باغ وحش جدید جای بگیرند. از طرف دیگر شرایط برای علفخواران و پستانداران بزرگ در باغ وحشها مساعد است و آنها زاد و ولد میکنند. حتی پستاندارانی مثل خرسها، شیرها و همینطور خزندگان. به دلیل این زاد و ول، تقاضا برای فروش آنها هم کم نیست.»
او با گفتن این موارد از صدور مجوزهایی که در جلسه هیات مقرراتزدایی و بهبود محیط کسبوکار برای آن تصمیمگیری شد یاد میکند؛ پروانه تکثیر و پرورش پستانداران و پرندگان وحشی در اسارت، مجوز پروانه بهرهبرداری، تکثیر و پرورش پستانداران و پرندگان وحشی در اسارت، احداث مراکز تکثیر و پرورش خزندگان و دوزیستان و همینطور مجوز پروانه بهرهبرداری از مراکز تکثیر و پرورش خزندگان و دوزیستان.
سلیمی ادامه میدهد: «دلیل مخالفت فعالان محیط زیست با این مصوبه در هفتههای گذشته، همین بود؛ توقف مواجهه با باغ وحشهای جدید. پیش از این هم شاهد گسترش باغ وحشها از سوی شهرداریها بودهایم و این روند شدت گرفته است. این اگرچه تجربه ناموفق شهرداریها بوده اما واسطهها این میان با تامین حیوانات سودشان را میبرند.»
به گفته این فعال حقوق حیوانات، ایجاد مجموعههای جدید نگهداری از حیوانات در حالی است که اغلب باغ وحشهای فعلی دامپزشک مستقر ندارند و سازمان محیط زیست نیز طبق اظهارات پیشین مسئولان آن، از پس نظارت بر همه مجموعهها برنمیآید.
سلیمی اضافه میکند: «در همین حال در باغ وحشهای دیگر در شهرستانها، تعداد نوزادان حیات وحش و میزان مرگ و میر آنها هم معلوم نیست. و حتی سرنوشت حیواناتی که از سوی مردم به مجموعهها تحویل داده میشود نامشخص است.»
او از سوی دیگر به مغایرت این درخواست با مصوبه شورای شهر اشاره میمند و میگوید: «شهرداریها باید متوجه باشند که این مراکز منسوخ شده و برای شهری چون تهران هم صورت خوشی ندارد. آنها از پس باغ وحشهای فعلی برنمیآیند، چطور میخواهند بر مجموعههای جدید نظارت داشته باشند؟»
پیش از این نیز در جریان بررسی طرح ممنوعیت ایجاد و توسعه باغ وحشها در صحن علنی شورای شهر تهران، آرش حسینیمیلانی، رئیس کمیته محیط زیست شورای شهر تهران گفته بود: «در بسیاری از کلانشهرها برای حفظ تنوع زیستی، مقررات ممنوعیت نگهداری از حیوانات وحشی در شهرها اعمال شده است. اگر این محدودیتها اعمال نشود، ممکن است گونههای غیربومی وارد محیطهای شهری شوند. در شرایط فعلی تکثیر و توزیع و قاچاق حیوانات در سطح جهانی و ملی ممنوعیت دارد. در این شرایط همه دستگاهها باید در این زمینه همکاری کنند از جمله اینکه در دولت هم لایحه حمایت از حیوانات تدوین شده و به مجلس ارسال شده است.»
این بار کهگیلویهوبویراحمد طعمه خشکسالی کشورهای همجوار و غبار حاصل از آن شد. سرزمینی که به پایتخت طبیعت ایران شهره است مانند بسیاری نقاط کشور دچار پدیده ریزگرد و گرد و غبار شده است و بنا به اعلام اداره کل هواشناسی این استان به جز روزهای نخست هفته، همچنان با شدت غبار در روزهای آتی روبهرو خواهد بود. بنابر اظهارات مردمی به روزنامه «پیام ما»، این پدیده به گستره تمام استان قابل رویت و درک است اما بهدلیل خرابی دستگاههای سنجش آلودگی هوا که مسئولان استان آن را تایید میکنند از میزان آلودگی اطلاعی در دست نیست.
از آسمان گِل ببارد هم اعلام آلودگی نمیکنند
محمد هاشمی یکی از شهروندان کهگیلویهوبویراحمد و ساکن یاسوج است. او میگوید: «تمام هفته گذشته با گردوغبار مواجه بودیم اما رسما اعلام آلودگی نکردند و از میزان آن چیزی نگفتند. امروز بهواسطه بارانی که آمده گردوغبار کم شده اما هنوز هم قابل رویت است. روزهای پیش از تعطیلات عید فطر در هفته گذشته حتی مدارس را تعطیل نکردند. فکر نمیکنم این اتفاق برای مسئولان اهمیتی داشته باشد. اگر از آسمان گِل هم ببارد نه آلودگی را اعلام و نه حتی مدرسهها را تعطیل میکنند تا لااقل بچهها در امان باشند. بسیاری از والدین مانند من و همسرم خودمان مانع از مدرسه رفتن فرزندانمان شدیم.»
خوزستانی دیگر
رضا موسوی یکی از دیگر از شهروندان این استان و ساکن شهرستان بویراحمد است. او میگوید: «فکر میکنم همه استان درگیر ریزگرد شده است. داریم خوزستان دیگری میشویم اما چشم مسئولان فقط به آسمان است که باران ببارد تا هوا صاف شود. اینجا به پایتخت طبیعت ایران مشهور است. وقتی آبوهوای منطقهای که در ایران مثل و زبانزد است به این وضعیت درآید باید فاتحه سراسر ایران را خواند. امروز باران آمد اما ظاهرا در روزهای آینده هم همین شرایط را خواهیم داشت. تمام شیشه پنجرهها گِل است. باد و باران غبار هوا را همه جا حک کرده و کسی نمیتواند انکارش کند.»
مهمان ناخواندهای که ماندگار شد
براساس آمار اعلام شده از سوی اداره کل هواشناسی کهگیلویهوبویراحمد از ابتدای سال 1400 تا پایان بهمن همان سال، ۴۹ روز کاهش دید افقی به دلیل پدیده ریزگرد در شهرهای مختلف این استان ثبت شده است. این آمار جدای از حدود 2 هفته پدیده غبار شدیدی است که شهروندان این استان در اسفند سال گذشته تجربه کردند.
بر اساس این گزارش شهر دوگنبدان مرکز شهرستان گچساران با ۱۴ روز رکورددار کاهش دید افقی به دلیل گرد و خاک در کهگیلویهوبویراحمد بوده است. این بار اما کارشناس اداره کل هواشناسی در مورد هجوم این بار گردوغبار میگوید: «باد شدید و گرد و خاک که از هفته گذشته شروع شده است تا آخر هفته در استان ادامه دارد.»
ولی بهرهمند ادامه میدهد: «طی دو روز آینده، رگبار باران همراه با گرد و خاک داریم و تا آخر هفته این وضعیت ادامه دارد. مسئله این است که منشا اصلی گردوغبارهای فعلی خارج از مرزهای کشور است. اگرچه بارشها میتواند اثرگذاری پدیده گرد و غبار را در منطقه کاهش دهد اما واقعیت این است که این اثرگذاری مقطعی بوده و با خشک شدن مجدد زمین همین اتفاق تجربه میشود.»
چالش فقط آلودگی نیست
چالش آلودگی هوا در این استان فقط در حد وقوع آلودگی و درگیری شهروندان با آن نیست، بلکه در حال حاضر هیچ امکانی برای پایش میزان آلودگی هوا و تعیین حدود آن وجود ندارد. اسلام جاودان، مدیرکل حفاظت محیط زیست کهگیلویهوبویراحمد به پیگیریهای «پیامما» پاسخ نمیدهد. او در گفتوگویی به تاریخ 13 اردیبهشت 1401 با خبرگزاریهای محلی استان گفته بود: «متاسفانه بیش از دو سال است که دستگاههای پایش آلایندههای هوای یاسوج و گچساران خراب است. با پیگیریهای انجامشده توانستیم 80 میلیون اعتبار بگیریم و در سامانه نیز بارگذاری شد تا شرکت برنده در یک فضای رقابتی با هدف انجام کار، مشخص شود.»
چالشها را بررسی میکنیم
مدیر کل مدیریت بحران استانداری کهگیلویه و بویر احمد با تایید تداوم گردوغبار در این استان نسبت به خرابی دستگاههای پایش آلودگی اعلام بیاطلاعی میکند. علیرضا نیکروز میگوید: «خوشبختانه با بارش باران گرد و غبار فروکش کرده است. در چند روز آینده هم در انتظار هوایی نیمه ابری تا قسمتی بارانی هستیم که امیدواریم منجر به پدیده جذب غبار شود. اما مسئله میزان آلودگی و خرابی دستگاههای پایش آلودگی هوا در استان را به سرعت پیگیری کرده و به اطلاع شما و عموم خواهیم رساند.»
به نظر میرسد با وجود رخداد طولانی و مداوم ورود گردو غبار و ریزگرد به این استان، راهکار مسئولان برای مقابله و یا پایش آن، چشم به آسمان داشتن است تا باران رحمت خدا این مسئله را حل کند؛ گرهای که گویی در هیچ کجای کشور برای رفع آن برنامهای دقیق و مدون وجود ندارد. گردو غبار در نیمه غربی و جنوب غربی کشور بیشتر با منشا سوریه، عراق و اردن وارد کشور میشود. اما ایران تاکنون نتوانسته است این کشورهای منطقه را مجاب به ضرورت اجرای برنامههای بیابانزدایی و مقابله با خشکی حداقل در محدودههای مرزی و نزدیک به کشور کند.
با نزدیک شدن به ماههای گرم، حجم پیامها و هشدارهای دستگاههای مرتبط نسبت به کم آبی و خشکسالی بیشتر شده و مضامین ترسناکی هم پیدا کرده است. به خصوص در حوضه کرخه که نسبت به سایر مناطق از بیآبی شدیدتری رنج میبرد این وضعیت بغرنجتر است. بی تعارف باید گفت بخشی زیادی از این پیامها و تفاسیر ارائه شده توسط کارشناسان و یا سازمانهای دولتی درست بوده و تابستان امسال بیآبی رنگ و بوی دیگری خواهد داشت. این واقعیت قابل کتمان نیست و هشدارهای داده شده را باید جدی گرفت. اما جدا از این موضوع باید در نظر داشت که هدف به هیچوجه ایجاد نگرانی مضاعف برای مردم نبوده و نباید شکل ارایه هشدارها منجر به اضطراب عمومی شود.
هموطن و هم استانی من در جنوب واقعیت همان است که ابتدا نوشتهام. خشکسالی و بیآبی شدید است اما قابل گذر و مدیریت .چنانچه همراهی شما بهویژه کشاورزان عزیز اتفاق افتد هر چقدر که خشکسالی شدید باشد می توان از آن با کمترین آسیب ها عبور کرد . تصور نباید این باشد که شما در برابر بلای اقلیمی تنها و بی پناه رها شده اید. اصلا اینگونه نبوده و از ماه های گذشته بخش های متولی به جد در حال تلاش و برنامه ریزی برای مقابله با شرایط نامناسب هستند . سازمان های متولی نظیر آب و برق خوزستان به عنوان یکی از سازمان های قدیمی هیچگاه در بحران ها پشت به مردم دیار خود نکرده و از تمام داشته های خویش برای کمک و مساعدت سود خواهد برد . در کنار این سازمان سایر سازمان ها مانند جهاد کشاورزی , برنامه و بودجه, برق منطقه ای و یل محیط زیست به محوریت ستاد مدیریت بحران و استاندار ویژه بسته های مقابله با شرایط را برنامه ریزی نموده اند. از اقدامات خوب این سازمانها میتوان به هماهنگی در خصوص تامین آب شرب , آماده سازی و انتقال درون حوضه ای آب برای کاهش کمبودهای منطقه کرخه، پیگیری تخصیص بودجه مقابله با بحران توسط استانداری، برنامه ریزی دقیق منابع آبی با شرط حفظ حقابه تالاب و آب شرم احشام سبک و سنگین، برخی اقدامات سازه ای برای بهبود استفاده از آب، جلسات هماهنگی به منظور تسریع در اقدامات کمکرسانی، برنامهریزی برای تامین و تولید برق و جلوگیری از خاموشیها و آمادگی نیروهای مسلح بسیج، سپاه و ارتش برای امداد به مردم اشاره داشت.
البته صورت و لیست دقیق از همه فعالیتها و یا کارهای صورت گرفته را بهتر است روابطعمومیها به اطلاع مردم برسانند اما بدون تردید مسئولان استانی دست به روی دست نگذاشتهاند. نباید دچار خوش باوری باشیم و کار سختی پیش رو است. بهخصوص وقتی معیشت عدهای در معرض آسیب است این سختی دوچندان میشود. نگارنده دقیق نمیداند چه اندیشهای برای این امر شده اما بدون شک انتظار میرود که در این خصوص راهکارهایی در نظر گرفته شده باشد. به هر شکل در عین هوشیاری و همراهی، نیاز نیست هراس و یا نگرانی بیش از اندازه داشته باشیم. عمل به توصیهها، همراهی و کسب راهنمایی از سازمان های متولی به همراه پرهیز از کشت پر مصرف برنج میتواند شما را در برابر سایر ناملایمات خشکسالی محفوظ دارد. نه احشام دچار بی آبی شوند و نه تالاب و رودخانه رو به خشکی بروند. آب شرب نیز در دسترس خواهد بود. هرگونه کاهش نیز با برنامهریزیها و تجارب کسب شده از سال قبل سریعا برطرف میشود.توصیه دوستانهای نیز به عزیزان رسانهای و دوستان خویش در فضای مجازی، سایتهای خبری و روابط عمومی سازمانها داشته که در کنار هشدارهای مناسب، نسبت به اقدامات خوب انجام شده برای حل مشکل نیز اشاره کنند. این کار کمک خواهد کرد مردم آسودهتر با شرایط همراه شده و کمتر احساس تنش کنند. آرامش را به دل مردم بازگردانیم . کلام پایانی آنکه خشکسالی وجود دارد و امسال با سختی روبهرو هستیم اما برای مقابله با آن هم آمادهایم. اندکی همراهی و همدلی مردم عزیز خوزستان در شهرها و روستاها کلید بازگشایی گره بحران و پاسخ به این شرایط خواهد بود. همین کفایت میکند.
بهطور کلی حل هر مشکلی در سلامت جوامع مختلف گیاهی و جانوری بر سه اصل اساسی بنا میشود.اصل زیربنایی و مهمترین این سه اصل امر تشخیص (Diagnosis) است. برای دستیابی به این امر جمعآوری هرچه دقیقتر دادهها و اطلاعات امری اجتنابناپذیر است. کمترین اشتباهی در تشخیص، موجب مشکلات و عدم دستیابی به اصول بعد یعنی پیشگیری (Prognosis)و درمان (Treatments ) آن میشود.این اصول بدون استثنا در مورد جنگلها نیز صادقاند. تا زمانی که متخصصان و مسئولان جنگلها عوامل اصلی تخریب و نابودی این عرصهها را به درستی تشخیص ندهند طبیعتا تدابیر اتخاذی آنها نیز به منظور پیشگیری و حتی احیای این منابع نه تنها موفقیتی به همراه نخواهد داشت، بلکه سیر نابودی تدریجی این منابع زنده را نیز رقم خواهد زد.
ایده تنفس جنگل یکی از موارد آشکار این نوع برخورد سلیقهای با جنگلهای کشور است. در این مورد نیز به جای اینکه عوامل اصلی تخریب جنگل دقیقا مشخص و بر اساس آنها تدابیر پیشگیرانه و حتی احیایی اتخاذ شوند و به عمل درآیند؛ به ناگاه و بر اساس تشخیص نادرست قانونی مبنی بر عدم دخالت در جنگل و بهرهبرداری چوب به تصویب رسید که نتایج آن موجب سردرگمی و بروز مشکلات جدید برای مسئولان مربوطه شده است. بهرهبرداری چوب ازجنگلهای جهان از قرنهای گذشته تاکنون به اشکال مختلف صورت میگیرد. در برخی از این کشورهای جهان حتی تا چند دهه قبل نیز قطعهای یکسره در جنگل آنهم در سطوح گسترده اجرا میشد. توفانهای مهیب بیش از هزاران هکتار را در عرض یک شب میخواباند، طغیان آفات و امراض سطح وسیعی از آنها را نابود میکند و آتشسوزیهای طبیعی و یا غیرطبیعی کل جنگل منطقهای را از بین میبرد. علیرغم همه این ناملایمات و حوادث طبیعی و یا غیرطبیعی صاحبان جنگلها این منابع را به حال خود رها نکرده بلکه با تلاش بیوقفه سعی در احیای مجدد آنها دارند.جنگلهای کشورایران که مورد توجه جامعه جهانی نیز هستند مدت مدیدی است که به حال خود رها شدهاند. از آنجایی که این منابع اموال عمومی به حساب میآیند متاسفانه گویا هر قاچاقچی چوپ نیز خود را در بهره بردن از این اموال عمومی سهیم میداند! هر دامداری استفاده هرچه بیشتر از عرصههای آن را به منظور افزایش تعداد دام امری کاملا بدیهی میپندارد و بالاخره هر فردی تبدیل عرصهها به زمین زراعتی، باغ و ویلا را حق مسلم خود فرض میکند!
مسئولان سازمان منابع طبیعی کشور برای حل بحرانها و از میان برداشتن معضلات تخریب جنگلها با ممانعتهای قانونی مواجه شدهاند به طوری که عملا اتخاذ هرگونه تصمیمی در مورد احیای آنها با مشکلاتی مواجه است. لازمه احیای هر گونه جنگلی در درجه نخست تهیه طرح احیایی برای دستیابی به اهداف مشخص است. اجرای دقیق مفاد پیشبینی شده در طرح میتواند جنگل را به سمت و سوی جنگلی استوار سوق دهد در حالی که قانون ایده تنفس جنگل یک دوگانگی (پارادوکس) آشکار است.
از یک طرف برداشت هرگونه درختی از جنگل ممنوع است و از طرف دیگر احیای و توسعه جنگلها امری ضروری است. اجرای هرنوع دخالتهای احیایی و پرورشی عملا منجر به برداشت درختانی در جنگل است که مانع از رشد جنگل به سمت و سوی جنگل کلیماکس میشوند، از این رو در چنین شرایطی و با توجه به مفاد این قانون عملا امکان احیای جنگلهای کشور امری واهی به نظر میرسد. استیصال و ندانمکاری برای حل معضلات جنگلهای کشور عملا صاحبنظران و متخصصان را نیز دچار چند دستگی کرده است به طوری که هرکسی از ظن خود دستورالعملی را برای برونرفت از وضعیت کنونی ارایه میدهد. برخی علت تخریب جنگلها را بهرهبرداری چوب از جنگل میدانند، عدهای حضور دام را مشکل اصلی ارزیابی میکنند، افراد دیگری شیوه دخالتهای جنگلشناسی را مطرح کرده و گروهی هم مشکلات اساسی را ناشی از حضور افراد غیرمتخصص در پستهای تصمیمگیری میدانند. در این میان متولیان جنگلها هستند که در سردرگمی و ندانمکاری هرچند روزی یک بار دست به اقدامی میزنند که عملا به غیر از اتلاف وقت و تخریب بیشتر جنگلهای دستاورد دیگری به همراه ندارد. گرچه منابع طبیعی کشور اموال عمومی و متولی آنها سازمان منابع طبیعی است اما در این میان عملا هیچکسی مسئول و پاسخگو به اتفاقاتی نیست که روزانه در آنها رخ داده و سیر قهقرایی آنها را تشدید میکند. به زبان ساده جنگلها مالک دارند اما صاحب ندارند هستند. « زمین شالیزار را آب نمیبرد اما خانه اجارهای که مستاجر ندارد به تدریج تخریب میشود». جنگلی که برای احیا شدن فاقد طرح مشخصی است عملا مجری، صاحب و مسئولی هم برای اداره کردن نخواهد داشت. این تنها مجری طرح است که حیات سرمایهگذاری اقتصادی خود را در کوتاه و بلندمدت در گروی حفظ و پایداری جنگل میداند. نیازمندیهای حیاتی مجری او را به عنوان مستاجر قانونا موظف به نگهداری هرچه بهتر از جنگل میکند. او مسئول و پاسخگو به کلیه اتفاقاتی است که در طرح صورت میگیرند. جنگلها بدون طرح و عملا بدون مجری، خانههای بی در و پیکری هستند که مانند جنگلهای زاگرس و غیره به سمت سوی نابودی کشیده میشوند. سازمان منابع طبیعی به عنوان متولی منابع طبیعی مسئولیت تهیه طرحهای جنگلداری را با توجه به پتانسیلهای منطقه و نظارت بر اجرای آنها به عهده دارد، وظیفه حفظ، احیا و پایداری جنگل هم به عهده مجری طرح و مسئول خروج دام از جنگل، ممانعت از تغییر کاربری و تجاوز به عرصههای طرح، جلوگیری از قاچاق چوب، حفظ جادهها، تمهیدات برای طغیان رودخانهها و غیره و غیره است.
مجری طرح از لحاظ قانونی به این امر واقف است که در صورت تخلف و عدم نظارت درست و به هنگام موجبات از دست دادن طرح را فراهم میکند، بنابراین با تمام نیرو تلاش لازم را در حفظ و احیای جنگل که همانا تامینکننده منابع حیاتی و اقتصادی و حفظ سرمایه او است به عمل خواهدآورد. تجارب جنگلداری 60 سال گذشته در کشور عملا نشان داده است که منابع جنگلی دارای طرح جنگلداری به مراتب بهتر از جنگلهای بدون طرح حفاظت می شوند. در این جنگلها مشکلات ناشی از حضور دائم دام به تدریج کمتر و در حد قابل اغماض تنزل داده و تغییرات کاربری در آنها در مقایسه با جنگلهای فاقد طرح کمتر مشاهده میشود. بیشترین عرصههای جنگلی از دست رفته شامل مناطقی است که فاقد طرحهای جنگلی هستند. اینکه اینجا و آنجا در تهیه و اجرای طرحهای جنگلداری مشکلاتی وجود داشته است امری است که بر کسی پوشیده نیست اما از طرف دیگر این منابع کم و بیش به خوبی حفظ و حتی در اکثر مواقع نیز کاملا احیا شدهاند. اگر عرصه جنگلی با کمترین پوشش درختی و یا حتی فاقد پوشش گیاهی موجود باشد، ارزش اکولوژیکی آن از نظر علم جنگلشناسی هزاران بار باارزشتر از عرصههایی است که تغییر کاربری در آنها صورت گرفته و به زمینهای صنعتی، کشاورزی و غیره تبدیل شدهاند. جنگل تخریب شده را در هر شرایط و در هر زمانی با توجه دانش جنگلشناسی روز میتوان احیا کرد اما عرصههای تغییر کاربری داده شده به جنگلهای ملی تبدیل نمیشوند. اینکه طرح جنگلداری خودکفا و یا اینکه از بودجه دولت تامین اعتبار شود موضوع دیگری است که بستگی به نوع جنگل و اهدافی که در طرح پیشبینی و به اجرا درخواهد آمد، دارد. بنا بر آمار ارائه شده بیش از سه چهارم جنگلهای کشور منابع جنگلی تخریب شده هستند که نیاز وافر به دخالتهای جنگلشناسی دارند. اجرای صحیح طرحهای جنگلداری ضمن احیا و پایداری جنگلها موجبات افزایش رشد سالانه جنگل و ارتقای تنوع گونهای شده و استواری و استمرار تولید آنها را ضمانت میکند. ترسیب کربن بیشتر توسط جنگلها و تاثیر بیشتر در کم کردن درجه حرارت هوا و از میان بردن خشکسالیهای متعدد سالانه منوط به رشد سالانه هرچه بیشتر کمیت و کیفیت درختان و درختچههای جنگلی است که آنهم تنها با توجه به دخالتهای احیایی و پرورشی میسر است. رها کردن جنگلهای کشور به حال خود آنها را به منابع بیصاحب مبدل میکند که آیندهای جز تخریب تدریجی در آنها قابل پیشبینی نمیشود.
|پیام ما| خسارتی که محیط زیست کشور از خشکسالی دیده رقمی معادل 28 هزار و 785 میلیارد ریال است. این رقم را معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست اعلام کرده و البته گفته برآورد رقم واقعی خسارت خشکسالی به محیط زیست بسیار دشوار است چون خدمات اکولوژیکی گستردهای را از طبیعت و تنوع زیستی میگیریم که بسیاری از آنها قابل بیان با رقم و ریال نیستند. حسن اکبری گفته است: «برای اینکه حدود خسارتهای خشکسالی بر پیکره محیط زیست کشور تبیین شود، 11 شاخص و آیتم را تعریف و 5 مورد آن را به رقم و ریال تبدیل کردهایم که با در نظر گرفتن حداقلها برای این 5 آیتم، خسارت وارده بر محیط زیست بالغ بر 28 هزار و 785 میلیارد ریال برآورد میشود. رقمی بزرگ برای محیط زیست رنجور کشور».
پارسال وزارت جهاد کشاورزی با ارائه آماری اعلام کرد که در سال زراعی ۱۴۰۰-۱۳۹۹ خسارت خشکسالی به بخش کشاورزی حدود ۶۷ هزار میلیارد تومان برآورد شده است. حالا اما مسئله خسارتی است که محیط زیست از خشکسالی دیده و رقمی بالای 28 هزار میلیارد برای آن تخمین زده شده است. این در حالی است که حسن اکبری، معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست هم در گفتوگویی که با پایگاه اطلاعرسانی سازمان حفاظت محیط زیست تاکید کرد که پیشگیری از بروز این خسارتها به طور کامل عملی نبوده و نیست و خشکسالی تاثیرات نامطلوب خود را بر جای خواهد گذاشت اما اگر ما اعتبارات را به موقع دریافت کنیم، میتوانیم جلوی بخشهایی از این خسارتها را بگیریم. «به عنوان مثال، نیازهای آبی حیات وحش قابل تامین است و همینطور میتوان آتشسوزیهای ناشی از خشکسالی را با کمک جوامع محلی در همان ساعات اولیه مهار کرد. مساله آفات، خسارتها و تعارضات حیات وحش نیز در صورت تخصیص به موقع اعتبار تا حدودی قابل پیشگیری یا کنترل است.»
به گفته اکبری، چنانچه اعتبارات مورد نیاز در فصول گرم سال در اختیار قرار نگیرد، تخصیص اعتبار بعد از این مدت هم کمک چندانی نمیکند.
تکمیل زیرساخت مقابله با خشکسالی با 1000 میلیارد تومان
معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به میزان اعتبار موردنیاز برای تکمیل زیرساختهای مقابله با خشکسالی، گفت: «برای ایجاد زیرساختهای تامین آب و آبرسانی، سطوح آبگیر ذخیره آب باران، تجهیزات انتقال آب و علوفه و توزیع آنها، مقابله با بیماریها، اطفای حریق، پیشگیری از تعارضات حیات وحش با مردم و حفظ لکهها و نقطههای داغ تنوع زیستی، جبران بخشهایی از خسارت وارده به مزارع، انجام کارهای احیایی تالابها و رودخانهها، تنویر افکار عمومی و مستندسازی و مطالعه اثربخشی اقدامات مقابله با خشکسالی به اعتباری بالغ بر 1000 میلیارد تومان نیاز داریم که معمولا عددی که به محیط زیست اختصاص مییابد بسیار بسیار کمتر از این رقم است و نکته مهمتر اینکه هیچ وقت اعتبارات به موقع به دست ما نمیرسد.»
اکبری با بیان اینکه خشکسالی یک رخداد طبیعی است که با تکرارهای مختلف اتفاق میافتد اما وقتی شدت آن زیاد باشد یا برای سالهای متمادی استمرار پیدا کند میتواند اثرات جبرانناپذیری داشته باشد، عنوان کرد: «وقتی عوامل انسانی مثل برداشت بیرویه آب از سفرههای زیرزمینی همراه با خشکسالی بروز پیدا میکند، اثر این پدیده بر طبیعت بیشتر شده و باعث میشود ما بخشهایی از طبیعت را از دست بدهیم به نحوی که در ترسالیها هم امکان احیای آن فراهم نیست.»
او افزود: «در سال جاری بر اساس آمارهای سازمان هواشناسی، کمتر از 10 درصد کشور بارندگی در حد نرمال داشته است و بقیه مناطق به نوعی با خشکسالی درگیر هستند. متاسفانه بالغ بر 70 درصد مساحت کشور با خشکسالی شدید یا بسیار شدید دست و پنجه نرم میکند. شدت خشکسالی در مناطقی مثل زاگرس که هم منبع تامین آب کشور است و هم رویشگاههای جنگلی زیادی دارد، بسیار مخرب است.»
اختلال در زنجیره غذایی حیات وحش با ضعف پوشش گیاهی
معاون محیط زیست طبیعی با اشاره به عواقب خشکسالی بر منابع طبیعی و محیط زیست، گفت: «شاید اولین و مهمترین آسیبهای خشکسالی، ضعیف شدن پوشش گیاهی است که اختلال جدی در زنجیره غذای حیات وحش به وجود میآورد. این در حالی است که امسال در بخشهای فلات مرکزی ایران، رویش فصلی نداشتیم و در مناطق البرز و زاگرس هم رویش فصلی اندک بوده است. این موضوع، زادآوری حیات وحش را با مشکل جدی مواجه کرده است.»
اکبری ادامه داد: «افزایش آفات گیاهی در مناطق جنگلی از دیگر پیامدهای خشکسالی است که حیات جنگلها به ویژه در منطقه زاگرس را تهدید میکند. علاوه بر این، رطوبت خاک نیز افت میکند و دشتها توان مقابله با فرسایش را از دست میدهند و از آنجا که اغلب رویشگاهها آسیب دیدهاند، دامداران و عشایر برای تامین غذای دامهای خود به سمت مناطق حفاظتشده که طبیعت بکرتری دارند، حرکت میکنند و این امر، چالشهای اجتماعی را افزایش داده و منجر به تخریب بخشهایی از این مناطق میشود.»
معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست، خشک شدن چشمهها و کاهش منابع آبی را از دیگر پیامدهای خشکسالی عنوان کرد و گفت: «این مساله بیش از همه دوزیستان به ویژه سمندرها را تحت تاثیر قرار میدهد. از طرفی با کاهش آب رودخانهها و تالابها، مرگ ماهیها و آبزیان افزایش پیدا میکن.»
افزایش تصادفات جادهای و شکار غیرمجاز با کوچ حیات وحش
اکبری تشدید آتشسوزیها در مواقع بروز خشکسالی را اجتنابناپذیر دانست و افزود: «با وقوع خشکسالیها، باروری و میزان تولید مثل حیات وحش کاهش چشمگیری پیدا میکند چون غذای کافی در دسترس آنها قرار نمیگیرد. جمعیتهای بالغ هم به علت کمآبی و کمغذایی اقدام به کوچ کرده و از زیستگاه اصلی خود فاصله میگیرند. این موضوع مشکلات زیادی برای ما به وجود میآورد و باعث ازدیاد تصادفات جادهای و شکار غیرمجاز میشود.»
او، بیماریهای حیات وحش را از دیگر پیامدهای مهم خشکسالی عنوان و تصریح کرد: «ما هرگاه دچار خشکسالی می شویم، هم به دلیل ضعف بیولوژیک حیات وحش و هم گرایش دامدارها برای استفاده از مراتع مناطق حفاظتشده، برخورد دام اهلی و وحشی بیشتر شده و درگیر بیماریها میشویم. در سال گذشته 10 مورد کانون PPR یا طاعون نشخوارکنندگان کوچک در کشور داشتیم در حالی که امسال آبله هم به آن اضافه شده و نگران تب برفکی و بیماریهای دیگر هم هستیم که این بیماریها میتوانند به تدریج حیات وحش را به سوی نابودی سوق دهند.»
درمان بیمعنی است، پیشگیری باید کرد
معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست با بیان اینکه اصلا درمان در حیات وحش معنای چندانی ندارد، گفت: «وقتی حیات وحش در طبیعت درگیر بیماری به ویژه بیماری ویروسی میشود، درمان تقریبا محال است و اقدامات ما اثر بسیار کمی دارد. بنابراین تنها راهکار، پیشگیری است. با وجود جلسات متعددی که با سازمان دامپزشکی داشتیم هنوز امکان کنترل بیماری در دام اهلی فراهم نشده است چون جا به جایی و حتی قاچاق دام در کشور اتفاق میافتد و بعضی از دامداران تمایلی به واکسیناسیون ندارند..»
او افزود: «در خشکسالی، بسیاری از پرندگان شاخص مثل کبک و تیهواصلا زادآوری نمیکنند و اصطلاحا جفت نمی شوند و این با توجه به تلفات قبلی و توقف سیکل تولید مثل، روی جمعیت آنها تاثیر منفی دارد.»
به گفته او، افزایش خسارت حیات وحش به مزارع و دامهای اصلی از دیگر عواقب خشکسالی است که وقتی حیات وحش با خشکسالی مواجه و دچار کم غذایی میشود، ناگزیر به مزارع کشاورزی گرایش بیشتری پیدا میکند. همچنین برآورد میشود که این تعارض در سال جاری به شدت افزایش پیدا کند. «ما حتی نگران گونههای همه چیزخوار مثل خرس هستیم که در اثر کم غذایی به اطراف شهرها و روستاها گرایش پیدا کرده و چالشهای اجتماعی را به وجود آوردهاند.»
اکبری در نهایت با بیان اینکه خشکسالی، کانونهای فرسایش را افزایش میدهد، تصریح کرد: «وقتی تالابها حقابه خود را دریافت نمیکنند، بخشهایی از آنها خشک میشوند و دشتهای سیلابی هم رطوبت کافی به دست نمیآورند. بنابراین پدیده گردوغبار گسترش مییابد که نتیجه آن افزایش تعداد روزهای ناسالم است.»
تماشای آسمان با عینک توسعه پایدار
| پیام ما | اولین روز نجوم قرن تازه خورشیدی، با شعار «نجوم و توسعه پایدار» در کشور برگزار شد. همه ساله در این روز گروههای نجومی در دنیا به ترویج و توسعه علم نجوم میپردازند. حفاظت از آسمان تاریک، گردشگری پایدار و توسعه کارآفرینی علمی و… دستمایه انتخاب شعار روز نجوم امسال در ایران شده است. با توجه به شعار و اهداف انتخاب شده برای هفته و روز نجوم امسال، گروههای نجومی برنامهها و محتواهای متنوعی را برای عرضه به عموم مردم تدارک دیدند. توجه به نقش آگاهی عموم مردم در توسعه پایدار، حفاظت از آسمان تاریک و اکوسیستم شب، توسعه پایدار گردشگری نجومی از مهمترین موضوعاتی بود که در این هفته به آن پرداخته شد. در ادامه یادداشتهایی درباره شعار امسال و تاثیر روز نجوم در شناسایی این علم به مردم آمده است.
گاهی به آسمان نگاه کن
| امیرعلی مومنی |
| پژوهشگر ارتباطات |
نگاه به آسمان از پشت چشمی یک تلسکوپ میتواند زندگی را برای همیشه تغییر دهد. این جمله در نگاه اول شاید کمی اغراقآمیز به نظر برسد اما حقیقتی است که بارها شاهد آن بودهایم. دیدن حلقههای زحل یا گودالهای سطح ماه از پشت چشمی یک تلسکوپ آماتوری میتواند تلنگری برای شروع یک مسیر شگفتانگیز در دنیای علم نجوم باشد. همین نگاه ساده به آسمان، بهانه برگزاری رویدادی جهانی به نام روز نجوم است که در آن منجمان آماتور ابزارهای رصدی خود را در شهر میان مردم میآورند و فرصت نگاه به آسمان برای عموم فراهم میشود. علاوه بر این در بسیاری از کشورها در این روز رصدخانههای بزرگ و مراکز علمی درهای خود را به روی عموم مردم میگشایند و علم و دانش خود را با آنها به اشتراک میگذارند. یکی از اهداف اصلی در این روز ایجاد فرصتی برابر برای همگان به منظور رصد آسمان و دانستن بیشتر از آن است. در واقع این رویداد ترویجی زمانی رسالت خود را تحقق میبخشد که عمومیسازی علم را به درستی برای همگان انجام دهد؛ امری که در کشور ما شاید در سالهای اخیر توجه چندانی به آن نشدهاست. گروههای نجومی در سالهای اخیر پیش از همهگیری کرونا در اکثر شهرهای بزرگ روز نجوم را برگزار میکردند اما نکتهای که در این میان مطرح است، جامعه هدف در برگزاری این رویداد است. در چند سال گذشته در شهر تهران روز نجوم عموما در مکانهای معدودی شامل چند مرکز علم یا پارک که تعداد آنها به سختی به انگشتان یک دست میرسد برگزار شدهاست که عموم آنها در مناطق شمال شهر واقع شدهاند؛ مناطقی که در حالت عادی نیز برای همسایگان خود دسترسی نسبتا مناسبی به امکانات آموزشی و ابزارهای علمی داشتهاند. با این وجود این سوال مطرح میشود که ما در روز نجوم علم را برای چه کسانی ترویج میکنیم؟ اگر هدف این روز آوردن علم نجوم به میان همه مردم است، پس چرا تنها محدود به برخی مناطق خاص شهر است. با وجود چنین شرایطی هدف ترویجی این رویداد برای عموم در حاشیه قرار گرفته و تنها برگزار شدن آن مورد توجه قرار گرفتهاست. جمع شدن گروههای نجومی مختلف در یک مکان که خود دارای امکانات رصدی و آموزشی است، در نگاه اول یک رویداد باشکوه به نظر میرسد اما اگر به خروجی آن نگاه کنیم، بازده کمی داشته و جامعه هدف محدودی را در بر میگیرد. در حالی که اگر هر یک از این گروهها تنها با یک ابزار در پارکهای اقصی نقاط شهر مستقر شوند جمعیت هدف به طور نمایی افزایش یافته و عمومیسازی علم به طور موثرتری برای همگان انجام میشود. خلاف اکثر کشورها که جامعه نجوم آماتوری آنها را افراد میانسال تشکیل میدهد، جامعه نجوم آماتوری ایران را جوانانی خوشفکر و با انگیزه تشکیل میدهند که ظرفیتهای بالایی برای انجام پروژههای ترویجی و عمومیسازی علم دارند.
علاوه بر این در سالهای اخیر به حضور منجمان حرفهای در عمومیسازی علم توجه ویژهای شدهاست. در واقع یکی از ارکان اصلی توسعه پایدار، برقراری ارتباط میان جامعه حرفهای علم و عموم مردم آگاهسازی آنان است. بسیاری از سازمانهای علمی سراسر جهان، همچون رصدخانههای بزرگ و پژوهشگاهها برنامههای منظمی را برای عمومیسازی تحقیقات خود و ارائه علم به زبان ساده برای عموم مردم دارند. سالانه بخش قابل توجهی از بودجه این سازمانها صرف عمومیسازی و ترویج علم برای عموم و آگاهی آنها از تحقیقات علمی، بودجه صرف شده برای ماموریتها و دستاوردها و نتایج آنها میشود. اما در جامعه نجوم ایران، منجمان حرفهای تا حدودی از جامعه نجوم آماتوری و عموم مردم فاصله گرفتهاند و توجه چندانی به عمومیسازی علم ندارند. بسیاری از تحقیقات علمی در ایران نیز به صورت چراغ خاموش و در هالهای از ابهام در جریان هستند. در این میان نبود ارتباطگران حرفهای علم به چشم میآید که پل ارتباطی میان دانشمندان و عموم مردم را برقرار سازند و علم روز و دستاول را به شیوه درست در دسترس همگان قرار دهند. برقراری این ارتباط نقش قابل توجهی در ترویج علم و توسعه پایدار جامعه را به همراه دارد و از فرصتهایی همچون روز نجوم میتوان برای آن بهره گرفت. با یک بازنگری در شیوه برگزاری روز نجوم در ایران، میتوان از این ظرفیت موجود بهره بیشتری برد و در راستای هدف اصلی این رویداد، لذت رصد آسمان برای همگان را فراهم کرد. فراموش نکنیم که نگاهی به آسمان از پشت چشمی یک تلسکوپ میتواند زندگی یک شخص را برای همیشه تغییر دهد؛ پس چه بهتر که شانس این نگاه را برای یک بار هم که شده به یکدیگر هدیه دهیم.
آسمان تاریک، میراثی جهانی
| نازنین زهرا بابایی |
| فعال نجوم آماتوری |
هر نور مصنوعیای که مورد نیاز نباشد، یک آلاینده است که عواقب جدی در پی دارد. آلودگی نوری که در اثر استفاده نامناسب و بیش از اندازه از نورهای مصنوعی و در نتیجه روشن شدن بیش از حد محیط به وجود میآید، با نرخ دو برابر رشد جمعیت در حال افزایش است میتوان گفت که اکنون 83 درصد از جمعیت جهان زیر آسمان آلوده به نور زندگی میکنند.
آلودگی نوری میتواند حیات وحش را مختل کند، سلامت انسان را به خطر بیاندازد، باعث هدر رفت سرمایه و انرژی شود، این نور بر تغییرات اقلیمی تاثیر میگذارد و دید ما را از آسمان بالای سرمان محدود کند.
همچنین نورپردازی درختان در طول شب باعث به هم ریختن چرخه فتوسنتز آنها میشود. درختان در فصل پاییز خزان نمیکنند و طبیعتاً در فصل بهار دیرتر شکوفه میزنند.
اثر آلودگی نوری در حیوانات به عنوان مثال پرندگان مهاجر نیز بسیار مشهود است. پرندگان به علت آلودگی نوری از مسیر مهاجرت خود منحرف شده و تلف میشوند. همچنین لاک پشتهایی که در زمان تخمگذاری از طریق تلالو نور ماه روی دریا مسیر خود را به سمت ساحل پیدا میکنند، با افزایش نورهای مصنوعی راه خود را گم کرده و حتی در معرض خطر انقراض قرار میگیرند.
در انسان ترشح هورمون ملاتونین، هورمون تنظیم کننده ساعت بدن و چرخه خواب، تنها در صورتی به درستی و به موقع اتفاق میافتد که اتاق خواب ما کاملاً تاریک باشد. همچنین خیرگی چشم در اثر نور زیاد تلویزیونهای شهری، پروژکتورها و نورپردازی نامناسب جادهها و به دنبال آن تصادفات جادهای از اثرات دیگر آلودگی نوری بر انسان است.
سادهترین راه برای کاهش آلودگی نوری، استفاده از لامپهایی با سرپوشهای هشتی شکل است که نور را به سمت زمین هدایت کنند و جایی را روشن کنند که نیاز به روشن بودن دارد. این کار علاوه بر کاهش آلودگی نوری و جلوگیری از هدر رفت نور به سمت آسمان، باعث کاهش اتلاف انرژی نیز میشود.
امروزه آلودگی نوری به موضوعی مورد بحث میان دانشمندان، سیاستمدان و عموم مردم تبدیل شده در همین راستا انجمن بینالمللی آسمان تاریک از سال 1988 جنبشی را برای محافظت از آسمان شب در برابر آلودگی نوری به راه انداخته که تاکنون تاثیرات مهمی بر آگاهی بخشی به عموم مردم در خصوص این نوع از آلودگی داشته است.
هیئت مدیره این انجمن در سال 2019 با مشارکت دغدغهمندان این حوزه از سراسر جهان برنامه جدیدی برای کاهش رشد آلودگی نوری و معکوس کردن آن تدوین کرده است. چشمانداز این برنامه محافظت از آسمان شبِ تاریک و پر ستاره در سراسر جهان است. آسمان شب در این چشمانداز به عنوان میراثی در نظر گرفته میشود که همه موجودات زنده از آن بهره میبرند. هدفی که فعالان مبارزه با آلودگی نوری در راستای این چشمانداز دنبال میکنند، محافظت از آسمان در برابر آلودگی نوری است. رسیدن به چنین هدفی نیازمند مشارکت دستگاههای مختلف در سراسر جهان است. همراهی سیاستگذاران، دولتمردان و مدیران صنایع در کاهش آلودگی نوری امری ضروری است. مدافعان آسمان تاریک خلاف آنچه در ابتدا به نظر میآید به دنبال خاموشی شهرها و چراغها نیستند، بلکه هدف آنها ترویج نورپردازی مسئولانه فضای باز است. نورپردازی که زیبا، بیضرر و کاربردی است. در هفته نجوم امسال هم به منظور آگاهی بخشی به عموم مردم درباره پیامدهای آلودگی نوری یک روز به نام آسمان تاریک و توسعه پایدار نامگذاری شد.
کارآفرینی و توسعه پایدار
| نداجعفری |
| کیهانشناس |
علم نجوم یکی از زیر شاخههای رشته فیزیک است که از دیرباز یکی از هیجان انگیزترین علوم محسوب میشده است و شاخهها و گرایشهای متنوعی دارد. فعالیتهای منجمان به دو دسته کلی نجوم آماتوری و نجوم حرفهای طبقهبندی میشود.
منجم حرفهای یعنی فردی که نجوم را به صورت آکادمیک و دانشگاهی دنبال میکند و نجوم یا هر کدام از گرایشهای وابسته آن، شغل و حرفه اصلی او محسوب میشود؛ مثل فعالیت در رصدخانههای معتبر دنیا، تحلیل دادههای رصدی، تدریس در دانشگاه و … . در مقابل این تعریف، منجم آماتور به فردی گفته میشود که به صورت غیر آکادمیک و از روی علاقه شخصی به آموختن نجوم میپردازد.
اما آنچه در این بحث از اهمیت ویژهای برخوردار است کارآفرینی در حوزه نجوم آماتوری است که علاقمندان بسیار زیادی دارد.
یکی از فعالیتهای مورد علاقه منجمان، ترویج و توسعه علم نجوم است. اما شاید آنچه به اشتباه در فعالیتهای ترویجی جا افتاده این است که افراد و گروههایی که فعالیتهای ترویجی دارند نباید درآمدزایی داشته باشند. هر فعالیت علمی-ترویجی نیاز به پشتوانه مالی هرچند اندک دارد که موجب دوام و توسعه آن فعالیت است.
بنابراین در دنیای مدرن امروزی، کارآفرینی در حوزه نجوم نقش بسیار کلیدی در دوام و توسعه این علم خواهد داشت. لغت «کارآفرینی» واژه ای با قدمت سیصد سال با ریشه فرانسوی است که در ابتدا مورد توجه و استفاده اقتصاددانها قرار گرفت. اما اینکه کارآفرینی را یک علم بدانیم و آن را به عنوان یک مسیر شغلی جدی به رسمیت بشناسیم، یک اتفاق نوین، طی یک قرن اخیر است. در مفهوم کارآفرینی، نوآوری نقش مهمی دارد و تاثیر بسزایی در موفقیت خواهد داشت. کارآفرینی در حوزه علم نجوم مانند هر شاخه دیگری مستلزم به کار گیری یک شیوه و ساختار جدید و نوآورانه برای توسعه یک محصول قدیمی است بنابراین ساختن مسیرهای جدید در محیط کسب و کار اهمیت ویژهای پیدا میکند. در مقوله کارآفرینی در حوزه علم نجوم، 2 نکته بسیار ضروری است.اول آنکه بین کارآفرینی و شغل آفرینی تفاوت است. طبق تعاریف، کارآفرینی یک فرایند است که طی آن افراد، فرصتهایی را که میبینند، بدون توجه به منابعی که در حال حاضر در اختیار دارند، تعقیب میکنند تا بتوانند از فعالیتها و خدماتی که در آینده خلق خواهد شد. دوم آنکه کارآفرینی موفق با ارزش آفرینی همراه است. کسب و کاری که برای هزاران نفر شغل ایجاد میکند، اما ارزش آفرین نیست، دوام چندانی ندارد. کارآفرینیِ موفق در حوزه علم، به خدمت گرفتن ثروت برای ترویج علم است.
سدسازی در حوضه آبریز دریاچه ارومیه را متوقف کنید
تشکیل ستاد احیای دریاچه ارومیه در سال 1392 یعنی در همان اولین سال روی کار آمدن دولت حسن روحانی، نخستین گام برای تحقق شعارهای دولتی بود که خود را داعیهدار محیطزیست میخواند. برای احیای دریاچه، متوقف کردن ۳۳ سد در دست اجرا و یا مطالعه در حوضه آبریز دریاچه ارومیه در دستور کار قرار گرفت که از میان آنها چهار سد سیمینه، لیلان، باراندوز و نازلو اهمیت بیشتری داشتند. 9 سال بعد در حال که دریاچه ارومیه همچنان احیا و شرایطش تثبیت نشده است، نمایندگان شهرهای حاشیه این دریاچه سودای گسترش کشاورزی را در حوزه رایگیری خود در سر دارند بدون آنکه به تاثیر سدسازیها بر حوضه آبریز دریاچه ارومیه و پیامدهای آن نیمنگاهی داشته باشند. نمونه این نمایندگان، علی موسوی نماینده مردم ملکان در مجلس شورای اسلامی است که به تازگی در گفتوگویی با خبرگزاری صدا و سیما اعلام کرده با اعتبار ۵۰۰ میلیارد ریالی، احداث سد لیلانچای دوباره از سر گرفته میشود. به گفته این نماینده مجلس با پیگیریهای صورت گرفته عملیات تکمیل این سد که از ۷ سال پیش متوقف شده بود دوباره آغاز میشود. این سد نقش زیادی در توسعه کشاورزی شهرستان ایفا خواهد کرد و بیش از ۱۰ هزار هکتار اراضی ملکان را تحت پوشش قرار خواهد داد. موسوی در این گفتوگو از توقف ساخت لیلانچای در دولت گذشته انتقاد و بیان کرد که تعطیلی احداث این سد موجب شد خسارات زیادی به سازهها و موارد احداثی این سد وارد شود.
محسن موسوی خوانساری کارشناس منابع آب در گفتوگو با «پیام ما» با اشاره به گفتههای نماینده ملکان به این نکته اشاره میکند که یکی از اقدامات ستاد احیای دریاچه ارومیه توقف سدهای در حال اجرا و در حال مطالعه بود: «ظرفیت و برد دریاچه ارومیه و حوضه آبریز آن در حد سدهای موجود بود، بنابراین باید برنامهریزی میشد تا سدهای موجود و تهدیدهایی که برای دریاچه داشتند را به فرصت بدل کنند».
آن زمان لیلانچای در آذربایجان شرقی، سیمینهرود و نازلوچای در آذربایجان غربی در حال ساخت بودند، به گفته این کارشناس آب، این سدها به مرحله انحراف آب هم رسیده و عنقریب وارد مرحله اجرایی میشدند که ستاد احیای جلوی تکمیل این پروژهها را گرفت. او با بیان این مطلب میگوید: «از اواخر سال گذشته نماینده ارومیه در مجلس شورای اسلامی و مدیرعامل آب منطقهای ارومیه صحبت از ادامه کار سد نازلوچای کرده و گفتند ما برای تامین آب شرب ارومیه در افق 1410 مشکل داریم که باید این آب را از طریق نازلو تامین کنیم. درباره لیلانچای هم ابتدا میگفتند آب این سد را برای مصارف شرب لازم دارند اما اکنون میگویند آب این سد قرار است برای کشاورزی صرف شود، علاوه بر اینها درباره ادامه کار سد سیمینهرود هم خبرهایی مطرح شده است، این اتفاقات در حالی میافتد که که ما با کاهش ورودی آب به دریاچه و رهاسازی آن مواجه هستیم».
سهم اندک دریاچه ارومیه از سد مهاباد
ایران سال سختی را به واسطه کمبود منابع آبی پشت سدها در پیش دارد به طوری که آمار دفتر اطلاعات و دادههای آب کشور نشان میدهد با سپری شدن ۲۲۰ روز از سال آبی، تا ۱۰ اردیبهشت سال آبی ۱۴۰۱-۱۴۰۰ میزان کل حجم آب در مخازن سدهای کشور حدود ۲۶.۵۷ میلیارد متر مکعب است که نسبت به مدت مشابه سال آبی گذشته ۱۰ درصد کاهش داشته است. به گزارش ایسنا به گفته فیروز قاسمزاده، مدیرکل دفتر اطلاعات و دادههای آب کشور، بررسی وضعیت ورودی سدهای کشور نشان میدهد ورودی به مخازن در سال آبی جاری ۲۲.۴۲ میلیارد مترمکعب رسیده است که کاهشی معادل ۲ درصد نسبت به مدت مشابه سال آبی گذشته دارد. میزان پرشدگی سدهای استان تهران، سد زایندهرود در استان اصفهان، سدهای استان خوزستان و سدهای حوضه آبریز دریاچه ارومیه هم در شرایط فعلی به ترتیب حدود ۲۸ درصد، ۳۰ درصد، ۵۸ درصد و ۷۴ درصد است.
این کاهش نزولات در حالی است که به گفته موسوی خوانساری در منطقه آذربایجان غربی و حوضه آبریز دریاچه ارومیه شاهد کمترین میزان کاهش نسبت به نرمال سالیانه بودهایم و این عدد 10- درصد بوده است: «در سد مهاباد و حوضه آبریز سد مهاباد که وارد دریاچه میشود هیچ کمبودی نسبت به نزولات جوی و روانآب وجود نداشت به طوری که هفته گذشته این سد سرریز کرد و همچنان سرریز آن ادامه دارد».
از نظر این کارشناس منابع آب از متخصصان آب کشور و متخصصان آب حوضه دریاچه ارومیه چه در ادارات آب منطقهای و چه در ادارات دیگر انتظار میرفت در بهمن ماه پیشبینی کنند مخزن سد پر میشود و سرریز میکند. از این رو باید رهاسازی آب را از اسفندماه شروع میکردند تا به فصل کشت برنخورد، اما این اقدام سوی متولیان انجام نگرفت. موسوی اضافه میکند: «متاسفانه قصورهایی در این باره رخ داد. همچنین با وجود اینکه در سد مهاباد برای جلوگیری از خطر سیل در شهر و یا حتی شکست سد نباید هیچگاه حجم ذخیره سیلاب آن پر شود، مشاهده میشود در ۲۱ فروردین حجم آب داخل مخزن سد به ۱۸۷ میلیون مترمکعب یعنی برابر با ۱۰۰ درصد پرشدگی رسیده است. در حالی که کل مجموع نیاز آب شرب یکسال شهر مهاباد 20 میلیون مترمکعب و سهم کشاورزی از این سد ۹۰ میلیون مترمکعب تعیین شده است و به راحتی این سد میتوانست در زمان مناسب یعنی زمستان تا ۷۰ میلیون مترمکعب آب را وارد دریاچه کند، در حالی که این اتفاق تا لحظه پرشدگی کامل سد در فروردین انجام نشده بود».
کارگروه احیای دریاچه ارومیه وارد عمل شود
مجموعه اقداماتی که در این دوره انجام شده و زمزمههای اجرایی و تکمیل شدن پروژههای سدسازی در حوضه آبریز دریاچه ارومیه از نظر موسوی خوانساری نشان میدهد دولت سیزدهم توجه کمتری به دریاچه ارومیه و احیای آن دارد. او میگوید: «باید توجه داشته باشیم این دریاچه برای اینکه زنده باشد و حدود 14 میلیون نفر از 7 استان را از خطر ریزگرد نجات دهد به 3 میلیارد متر مکعب حقابه نیاز دارد در حالی که نه تنها این آب به دریاچه وارد نمیشود بلکه این روزها شاهدیم عدهای دم از اجرای پروژههای سدسازی میزنند. ممکن است بار دیگر مطالعات سد راه افتاده و مسئولان نسبت به رهاسازی روانآبها از سدهای مخزنی کوتاهی کنند و در عوض این آب را به کشاورزی اختصاص دهند». از نظر این کارشناس منابع آب چنین اقدامات و پروژههایی در نهایت مشکلاتی را برای ۱۴ میلیون نفر شهروند ساکن ایران ایجاد خواهد کرد. از این روست که او توصیه میکند محمد مخبر به عنوان رئیس کارگروه احیای دریاچه ارومیه به مساله ورود کرده و اگر اعتباری برای سدهای لیلانچای، نازلو چای و سیمینهرود گذاشته شده این اعتبار را فسخ کند.
ارتباط معنیدار انتقال آب و توسعه کشاورزی
تجربه سالهای گذشته نشان داده شماری از مسئولان همواره از توسعه سطح زیرکشت محصولات کشاورزی دفاع میکنند. فرقی نمیکند در استان فارس باشد یا خوزستان، خراسان جنوبی باشد یا گیلان،. در حوضه دریاچه ارومیه هم بیش و کم چنین دیدگاهی از سوی برخی مسئولان سیاسی ترویج میشود. محسن موسوی خوانساری، کارشناس منابع آب در این زمینه هشدار میدهد: «اگر کوچکترین نرمشی درباره اجرای سدها نشان دهیم مصارف به شدت بالا میرود و چند سال بعد همین کمترین آبی هم که به دریاچه میرسد خشک میشود. رئیس کارگروه احیای دریاچه ارومیه باید این گزاره را مدنظر قرار دهد که با توجه به اینکه در حوضه دریاچه ارومیه موضوع ورود آب از طریق رودخانه زاب به دریاچه به مقدار 600 میلیون متر مکعب مطرح شده است هم اکنون بسیاری از ذینفعان دریاچه دنبال این هستند مصارف آب را افزایش دهند. آنها عنوان میکنند ما آب را منتقل کردهایم بنابراین این امکان برایمان فراهم شده که مصارف را افزایش دهیم. البته این موضوع محدود به حوضه آبریز دریاچه ارومیه نیست و در تمام ایران آزمایش شده است که با انتقال آب، مصارف نیز افزایش پیدا میکند. از همین روست که باید کارگروه احیای دریاچه ارومیه، سازمان حفاظت محیطزیست، وزارت نیرو و وزارت جهاد کشاورزی مجموعه جلساتی را با هم داشته باشند و از افزایش مصرف آب در این منطقه خودداری کنند».
بخشی از فرهنگ اسپانیاییتبارها گرفتار آتشسوزیهای جنگلی
تصاویر تایملپس ماهوارهای از دود آتشسوزیهای جنگلی در نیومکزیکو و گرد و خاک توفان کلرادو تنها چشمهای از عمق دو فاجعه را نشان میدهند. در این تصویر ویدیویی میبینیم که از شرق کوههای نیومکزیکو، دودهای سفید از سه آبفشان میخروشند و از سمت شمال، لایهای از گردههای خاکی به سمت پایین میرود. مثل جریان آبی که به ساحل میرود.
تصویری که ماهواره اداره ملی اقیانوسی و جوی منتشر کرده دو رویداد ویرانگر را نشان میدهد که همزمان در غرب آمریکا رخ میدهند. اولی وقوع آتشسوزی جنگلی در شمال ایالت نیومکزیکو است که از ماه گذشته شروع شده و در دو هفته گذشته شدت گرفته. خشکسالی شدید و وزش بادهای تند از دلایل شدت گرفتن آن است. دومین فاجعه، توفان شنی است که بر اثر وزش بادهای بسیار قوی در کلورادو به پاخاسته.
تغییر اقلیم، بلایای طبیعی را شدیدتر کرده
هر دو فاجعه نمونهای از بلایای طبیعیاند که به دلیل تغییر اقلیم شدیدتر و بیشتر شدهاند. از روز سهشنبه، ۷ آتشسوزی بزرگ در نیومکزیکو به راه افتاده. به گفته رصدخانه زمین ناسا، در تصویر ماهوارهای ۴تا از این آتشسوزیها نشان داده میشوند. غربیترین آنها، آتشسوزی «سرو پلادو» است که نزدیک «آزمایشگاه ملی لوس آلاموس» رخ داده و در حدود ۱۰۹ کیلومتر مربع را در بر گرفته. شمالیترین آتشسوزی «کوکس پیک» است که به شهر تائوس میرسد. پایینتر از آن آتشسوزیهای Calf Canyon و Hermits Peak از ۲۲ آوریل شروع شدهاند که زبانههای آن حدود ۶۴۷ کیلومتر مربع را فرا گرفتهاند.
تصویر ماهوارهای اداره ملی اقیانوسی و جوی حدود ۹۸۴ کیلومتر مربع را در حال سوختن نشان میدهد؛ وسعتی بزرگتر از ایالت ایندیاناپولیس. دو آتشسوزی جنوبی هزاران نفر را مجبور به تخلیه خانههای خود کردهاند.
۲۰ سال خشکسالی بیسابقه
به گزارش نیویورک تایمز آتشسوزیهای جنگلی در اکوسیستم غرب غیرطبیعی نیستند اما فعالیتهای انسان آنها را وخیمتر کرده. خشکسالی یکی از عوامل اصلی است. تغییر اقلیم باعث شده دو دهه گذشته، خشکترین سالهای تاریخ جنوبغرب آمریکا رقم بخورند و هیچ نشانهای برای بهتر شدن شرایط در آینده نزدیک وجود ندارد.
عامل اصلی دیگر باد است که آتشسوزیهای شمال نیومکزیکو را شعلهورتر میکند. «هرمیتس پیک» ابتدا آتشسوزی عمدی بود در شرایط کنترلشده برای سوزاندن پوشش گیاهی خشک راهاندازی شد تا جلوی وقوع خطری بزرگتر و آتشسوزیهای غیرقابل کنترل گرفته شود اما بادهای تند و پیشبینینشده مهار آنها را از کنترل خارج کرد.
توفان گرد و غبار همزمان با آتشسوزی
وزش بادهای شدید دلیل وقوع پدیده دومی است که در تصویر ماهوارهای دیده میشود: توفان گردوغبار کلرادو.
سازمان هواشناسی ملی واقع در پوئبلوی کلورادو روز جمعه در صفحه کاربری خود در توییتر اعلام کرد که میدان دید نزدیک به صفر رسیده، سرعت باد (حدودا) ۸۰ تا ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت است. این تصویر ماهوارهای ممکن است به خوبی نتواند گستردگی اثرات این بلایای طبیعی را نشان دهند. با اینکه خاموشی ناشی از توفان گرد و غبار مناطق محلی را در بر گرفته، وزش باد، ذرات غبار را صدها مایل به جنوب شرقی کلورادو، غرب کانزاس، اوکلاهاما و منطقه پنهندل تگزاس رسانده.
این ذرات کیفیت هوا را کاهش می دهند و برای سلامتی مضرند؛ به ویژه برای افرادی که مشکلات قلبی و ریوی دارند. گرد و غبار، دود، دوده و دیگر پیامدهای جانبی آتشسوزیهای جنگلی هم همینطور.
آتشسوزیهای تابستان گذشته، هشدارهای کیفیت هوا را در سراسر آمریکا به دنبال داشت و تا مناطق شرقی مانند نیویورک خورشید به رنگ قرمز در آمده بود. محققان در ژانویه گذشته به وجود سطح خطرناکی از دود و ازون در بیشتر مناطق غرب آمریکا رسیدند.
سوختن زمینهای آمریکاییهای اسپانیاییتبار
این آتشسوزی گسترده در مناطق جنوبغربی چنان شدتی دارد که حالا فرهنگ چند نسلی و دیرینهای را تهدید میکند. خیلی از افرادی که از این آتشسوزیها فرار کردهاند بازماندگان مهاجران اسپانیاییتبارهایی بودند که خیلی قبلتر از پیدایش آمریکا به نیومکزیکو آمده بودند. آنها با بومیهای آمریکایی ازدواج کردند، راه کشت محصولات در سرزمینهای خشک را یاد گرفتند و نوعی از زبان اسپانیایی باستانی را حفظ کردند که صدای آنها همچنان در راهروهای فروشگاهها شنیده میشود.
سایمون رومرو در نیویورک تایمز مینویسد که این منطقه چالشهای بسیاری را در طول تاریخ پشتسر گذاشته؛ از حملات نظامی گرفته تا رکود اقتصادی. روستاهای این مناطق آزمونهای مختلفی را گذراندهاند. اما وقوع بدترین خشکسالی در ۱۲۰۰ سال گذشته، که با شعلههای شدید و بیرحمانه آتش همراه شده، واقعهای بیسابقهست.
بسیار ساکنان این مناطق خانههای خود را تخلیه کردهاند و ۱۷۰ خانه از بین رفتهاند.
آتشسوزیها ادامه دارد
رفتار غیرقابل پیشبینی شعلههای آتش مشخص نمیکند که زندگی در این مناطق کی به حالت عادی برمیگردد. وندی میسون، یکی از مقامات پیشگیری از آتشسوزیهای جنگلی در نیومکزیکو میگوید این اولین باری است که چندین آتشسوزی بزرگ همزمان در یک ایالت رخ میدهند. او همچنین درباره وقوع آتشسوزیهای بیشتر در هفتههای آینده خبر میدهد. میسون میگوید که رطوبت هوا تا جولای یا آگوست بیشتر میشود و حتی اگر باران ببارد میتواند همراه با رعد و برقی باشد که باعث آتشسوزیهای مناطق دیگری شود.
اعلام وضعیت بحرانی و دریافت کمکهای فدرال
به گزارش گاردین، کارشناسان آتشسوزی میگویند که پوشش گیاهی بسیاری از مناطق جنگلی بسیار زیاد و ناسالم شده که میتواند باعث شدیدتر شدن آتشسوزیها شود. در ۵ سال گذشته، ۸ آتشسوزی گسترده در تاریخ ایالت کالیفرنیا رخ داده. دسامبر گذشته نیز برخی از مناطق حومهای کلورادو در آتش سوختند. در دهه گذشته، نیومکزیکو آتشسوزیهای بزرگ و مخربی را به خود دیده است.
از زمانی که جو بایدن، رئیسجمهور آمریکا به درخواست فرماندار نیومکزیکو اعلام وضعیت بحرانی کرده، ماموران آتشنشانی به کمک تجهیزات جدید توانستند سرعت آتشسوزی را در مناطق دورافتاده این ایالت که از اول ماه آوریل درگیر شدهاند، کاهش دهد. کمکهای فدرال، اختصاص بودجه برای اسکان در خانههای موقت و تعمیر خانهها، وام با بهره کم برای جبران خسارتهای ملکهای بیمهگذاری نشده و دیگه برنامههای کمکی برای مردم و کسب و کارهایشان را شامل میشود.
نزدیک به ۱۳۰۰ آتشنشان و دیگر پرسنل هماکنون با آتش مبارزه میکنند که وسعتی بسیار و مراتع بخشهای جنوبی کوههای راکی را در بر گرفته.
به گفته دانشمندان، افزایش دما باعث شدیدتر شدن خشکسالی و از بین رفتن پوشش گیاهی شده که در تابستان گذشته سبز شده بودند. با اینکه این منطق شاهد خشکترین روزهای سال در اواخر بهار و اوایل تابستان است اما تغییر اقلیم این سیکل را شدیدتر کرده، شعلههای آتش را بزرگتر و فصل آتشسوزی را طولانیتر.
خبر تولد یوزهای ایرانی در صدر اخبار محیط زیست کشور است. از صمیم قلب خوشحالیم و این موفقیت را به همه دوستداران حیات وحش کشور بهویژه آقایان دکتر عبدوس، دکتر ظاهری، دکتر اکرامی، دکتر ادیبی و مهندس رادمان و همه محیطبانانی که جشن امروز حاصل تلاش شبانهروزی آنان است، تبریک و شادباش میگوییم. منصفانه است ضمن تقدیر ویژه از این بزرگان، نگاهی هم به تاریخچه این کار بزرگ داشته و از کسانی یاد کنیم که شاید در این روزها تلاششان کمتر به چشم میآید.
همه از سابقه کوشکی و دلبر و تلاشهایی که برای باروری آنها در پردیسان شد خبر داریم. پس بهتر است از خرداد 96 آغاز کنم، روزهایی که جمعی از متخصصان یوز و گربهسانان گرد آمدند تا برای آینده یوز تصمیمی جدی بگیرند. فهرستی از اقدامات ضروری برای نجات یوزپلنگ تهیه شد و برای اولویتبندی این اقدامات کارگاهی با مشارکت پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی، سازمان حفاظت محیط زیست، مؤسسه حیاتوحش میراث پارسیان، انجمن یوزپلنگ ایرانی، مجله پستاندارشناسی پازن، کارشناسان مستقل و با حضور استفان استروسکی از انجمن جهانی حفاظت و اورس برایتنموزر رئیس گروه متخصصان گربهسانان از اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت برگزار شد. ۹ اقدام ضروری برای نجات یوزها از انقراض تعیین شد. پنج اقدامی که بیشترین امتیاز را از نظر متخصصان کسب کردند، به ترتیب اولویت عبارتند از: جلوگیری از کشته شدن یوز در جادهها، خارج کردن فوری دام از زیستگاهها، آموزش دامداران برای جلوگیری از کشتن یوزها، ایجاد ذخیرهگاه نیمهطبیعی برای یوزها و شناسایی و حفاظت کریدورها. این اولین باری بود که ایجاد مرکزی کنترلشده و با دخالت انسان برای نجات یوزها در زیستگاه طبیعی در کنار تلاش برای تکثیر در اسارت یوزها مطرح شد.
مدت کوتاهی بعد از این رویداد به سازمان مرکزی منتقل شدم و اولویتهای تعیین شده با جدیت دنبال شد، هیچ تعارفی برای ایجاد تفاوت قابل توجه در تخصیص منابع سازمان به زیستگاههای یوز در میان نبود.
پیشتر نتایج اقدامات انجامشده در این راستا از طریق رسانهها گزارش شده، اما به نظر میرسد لازم است چند اقدام اساسی که با تلاش عزیزانم در اداره کل حفاظت محیط زیست سمنان، سازمانهای مردمنهاد، هدیه تهرانی، امیرحسین خالقی، حمیدرضا میرزاده، دفتر زیستگاهها، دفتر حیات وحش سازمان و ادارات کل محیط زیست استانهای یزد و اصفهان به نتیجه رسید، به اجمال یادآوری کنم. اهم اقدامات صورتگرفته که عمدتا در راستای حفاظت از یوزپلنگ در زیستگاههای طبیعی است شامل مواردی از جمله خروج دام از پارک ملی و بخشی از پناهگاه حیات وحش توران، فنسکشی، نصب تابلو و اعمال محدودیت سرعت برای ایمنسازی محل تردد یوزها در جاده تهران – مشهد، ایجاد چندین منطقه تحت حفاظت جدید در زیستگاههای یوز و اولویتبخشی به استخدام نیرو و توزیع امکانات در زیستگاههای یوز و تدوین و مبادله سند فاز سوم پروژه حفاظت از یوزپلنگ با برنامه عمران ملل متحد است.
موضوع دخالت مستقیم در تولید مثل یوزها همواره حساسیت برانگیز و پر چالش است. بنابراین درباره تکثیر در اسارت و ایجاد دخیرگاه نیمهطبیعی مجددا جلسات کارشناسی مفصلی برقرار شد. تلاشهای مهندس هومن جوکار، پیگیریها و پیشنهادات دکتر فرهادینیا، پیگیریهای انجمن یوز خصوصا خانم تکتهرانی و آقایان پورمیرزایی و علی شمس و دخالت دادن متخصصانی از آفریقای جنوبی و مشارکت بخش عمدهای از متخصصان یوز، دانشگاهیان و دفتر حیات وحش سازمان نهایتا منجر به تنظیم چهارچوبی برای همه اقدامات ممکن خارج از زیستگاه طبیعی برای نجات یوزها شد و البته همواره تاکید میشد که حفاظت از یوز در زیستگاه طبیعی و رفع تهدیدهای آن اولویت اول و بلامنازع سازمان برای حفاظت و احیای این گونه خواهد بود.
پروژههای موازی حفظ یوز خارج از زیستگاه طبیعی شامل طیفی از اقدامات از جمله ذخیرهسازی ژن، اسپرم و تخمک، شبیهسازی، تلقیح مصنوعی، انتقال جنین، تکثیر در اسارت با یوزهای موجود، انتقال یوزهای در اسارت به زیستگاه طبیعی و زندهگیری یوز از طبیعت و نهایتا ایجاد ذخیرهگاه نیمهطبیعی پیشبینی شد و در دستور کار قرار گرفت.
مطالعات مکانیابی و طراحی مرکز تکثیر در اسارت و ذخیرهگاه نیمهطبیعی یوز توسط انجمن یوزپلنگ ایرانی با همکاری متخصصانی از آفریقای جنوبی انجام و استان یزد به دلیل مشاهدات مکرر دو یوز نر در زیستگاههای طبیعی، وجود طعمه و وجود مراکز خصوصی پرورش آهو برای این امر به عنوان اولویت نخست تعیین شد. متاسفانه مدت کوتاهی پس از این برنامهریزیها، اینجانب به استان فارس منتقل شدم و ظاهرا مسئولان استان یزد هم علاقهای به ادامه این پروژه نشان ندادند. تلقیح مصنوعی هم با وجود تلاش دکتر ایمان معماریان و تیم همکار اروپایی موفقتآمیز نبود و علیالظاهر سایر اقدامات موازی هم متوقف شدند.
در این میان آقای دکتر عبدوس، مدیر کل وقت حفاظت محیط زیست سمنان با تیمی دانشآموخته و با تجربه، وارد این میدان سخت شد و با وجود انتقادات کمرشکن ضمن انتقال یوزهای مرکز تکثیر پردیسان به خارتوران در اقدامی بیسابقه یوزپلنگ نری با نام فیروز را از طبیعت زندهگیری و با انجام فعالیتهای علمی و تخصصی قابل تقدیری این پروژه را به سرانجام نزدیک کرد.
باعث افتخار است که امروز نام فیروز و ایران دوباره تیتر خبرهای محیط زیستی کشور است. به عنوان عضو کوچکی از خانواده محیط زیست وظیفه دارم از همه متخصصانی که با حضور و ارایه رهنمود و حتی انتقادات سازنده در این موفقیت سهیم هستند، قدردانی کنم.
مرحوم دکتر کیومرث کلانتری، دکتر حسن اکبری، دکتر مجید خرازیان مقدم، دکتر شهابالدین منتظمی، دکتر محمدصادق فرهادینیا، مهندس هوشنگ ضیایی، مهندس رجبعلی کارگر، دکتر باقر نظامی، دکتر ایمان معماریان، دکتر آرش قدوسی، دکتر محمود صوفی، دکتر لیلی خلعتبری، دکتر وحید زمانی، دکتر رضا گلجانی، دکتر حمیدرضا رضایی، مهندس حامد ابوالقاسمی، دکتر افشین علیزاده، دکتر همامی، مهندس علی ترک قشقایی، دکتر علی شمس، مهندس نوید قلیخانی، مهندس مرتضی پورمیرزایی، خانم عطیه تکتهرانی، مهندس حمیدرضا میرزاده، مهندس محمد نصرتی عزیزانی هستند که بنده حضور و همراهی، اظهار نظر و مشارکتشان را به خاطر دارم.
در خاتمه توصیه میشود نکات زیر در ادامه راه مورد توجه جدی قرار گیرد؛ لازم است سازمان حفاظت محیط زیست به یاد داشته باشد که حفظ زیستگاههای طبیعی، رفع تهدیدهای یوز و رعایت اولویتبندیهای متخصصان برای نجات این گونه باید در صدر برنامهها و اقدامات باشد و برنامههای موفقیتآمیز و اثر بخشی چون خروج دام از منطقه به عنوان کلیدیترین اقدام برای نجات یوز با جدیت دنبال شود. تولد توله یوزها در اسارت به مثابه نجات یوزپلنگ از انقراض نیست و جامعنگری در برنامهها و اقدامات امری ضروری و حیاتی است.
پیشگیری و مقابله به هرگونه تخریب و آسیب به زیستگاه یوزپلنگها بهخصوص زیستگاههای شمالی یوز باید به خط قرمز سازمان حفاظت محیط زیست تبدیل شود. باید هرگونه فعالیت معدنکاوی، جادهسازی، خطوط انتقال گاز، آب برق و غیره در این زیستگاهها ممنوع شود. ایمنسازی جادههای موجود در زیستگاهها باید با همکاری وزارت راه و شهرسازی پیگیری و اقدام شود. فعالسازی دوباره فاز سوم پروژه یوز و جلب حمایت و همکاری سازمانهای دولتی و خصوصی و مراجع بینالمللی در دستور کار قرار گیرد. منابع و امکانات سازمان، منابع داخلی و همینطور کمکهای نهادهای بینالمللی و سازمانهای مردمنهاد و حامیان طبیعت باید سازماندهی شده و با اولویت زیستگاههای یوز تخصیص یابند. تبدیل کریدورهای یوز به مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست و ایجاد شبکه مناطق بههمپیوسته در مرکز ایران باید با حساسیت پیگیری و اقدام شود. برنامهای درازمدت برای مدیریت این مرکز تکثیر و ذخیرهگاه طبیعی یوز با مشارکت همه متخصصان باید به سرعت و با جزییات تهیه و اطلاعرسانی شود. از فرصت توجه مردم به سرنوشت دو توله یوز بازمانده برای ایجاد مکانیسم پایدار تامین مالی پروژه استفاده شود. و در نهایت آموزش و ترویج فرهنگ حفاظت از محیط زیست و اتخاذ رویکردهای مشارکتی و پایدار در حفاظت باید مورد توجه جدی قرار گیرد.
بسیار امیدوارم این موفقیت فرصتی برای همدلی و همراهی متخصصان محیط زیست کشور ایجاد کرده و کارشناسان و متخصصان با کنار گذاشتن اختلاف سلایق و تفاوت دیدگاهها از همه ظرفیت علمی و اجرایی خود برای تداوم این موفقیتها استفاده کنند. فراموش نکنیم ما در ابتدای راهی دشوار قرار داریم و به شدت به حمایت و همراهی یکدیگر نیازمندیم.
