بایگانی مطالب نشریه
تولهیوزها زیر ذرهبین منتقدان
اولین گامهای تکثیر در اسارت یوزپلنگها، با وجود طرح انتقادات بسیار، گامهایی لرزان است. در حالی که تولد تولهیوزهای «ایران» مثل بمبی منفجر شد و همه را شادمان کرد، با مرگ یکی از تولهها و تکذیب جنسیت ماده آنها، گویی امیدها در هم شکست. افکار عمومی حالا بیش از موفقیت تولد دو توله یوز نر در توران، بر مرگ یکی از تولهها تمرکز دارد. در روزهای گذشته این انتقادات در میان کارشناسان حیات وحش هم بسیار مطرح شده است: چرا یکی از تولهها تلف شد، چسبندگی مادرزادی ریه یا شیردهی اشتباه؟ چرا جنسیت تولهها پیش از اطمینان اعلام شد؟ برنامه سازمان برای توله یوزهای ایران و فیروز چیست؟ در این گزارش به انتقادات مطرحشده درباره یوزپلنگها میپردازیم. مدیرکل محیط زیست استان سمنان هم به سوالات و انتقادات پاسخ میدهد و میگوید: «ما برای این کار بزرگ تمام تلاشمان را به کار گرفتهایم و به کمک همه احتیاج داریم.»
بعد از مرگ یکی از تولهها و انتشار فیلمی از شیوه ناصحیح شیردهی به توله یوزهای ایران کارشناسان، سازمان محیط زیست یکی از تیمارگران یوزها را عوض کرده است. از سوی دیگر در حالی که چسبندگی مادرزادی ریه از سوی بهرنگ اکرامی، دامپزشک این پروژه به عنوان دلیل مرگ یکی از تولهها اعلام شده، بعضی کارشناسان این موضوع را رد میکنند و میگویند بدون بررسی میکروسکوپی نمیتوان درباره دلیل مرگ توله یوز اطمینان داشت. در روزهای گذشته علاوه بر این موضوع، مسئله نبود تجهیزات و امکانات بهداشتی هم در سایت توران مطرح شده است.
مروری بر انتقادات
مهدی نبییان، کارشناس حیات وحش از جمله منتقدانی است که به «پیام ما» میگوید: «ما شاهد پیشرفت پروژه بودیم و در انتقال یوزپلنگها، زندهگیری فیروز، جفتگیری موفقیتآمیز فیروز و ایران، روند را قانعکننده و راضیکننده بود. اما انتقاداتی این میان مطرح است. نخست اینکه بعد از بارداری یوز، مدیرکل استان را عوض کردند و این در حالی است که در شرایطی بحرانی و مهم، تغییر مدیریتی میتوانست لطمهزننده باشد. دوم اینکه تجربیات کارشناسان داخلی، پاسخگوی سایت تکثیر یوز بود اما بعد از بارداری و پروسه زایمان، باید از تجربیات جهانی بهره میگرفتیم. کارشناسان ما هنوز صاحب تجربه نیستند و در ایران هیچ کارشناس حیات وحشی نداریم که چندین بار زایمان یوز را دیده باشد. انتقاد دیگر من این است که بعد از بارداری شاهد این هستیم که تصمیمات پشت درهای بسته توسط کوچکی گرفته میشود و کمتر با کارشناسان صاحبنظر داخلی صحبت میشود. لازم بود حداقل دکتر ایمان معماریان را در تیم کارشناسی میداشتیم.»
او ادامه میدهد: «انتقاد بسیار بزرگ دیگر این است که با یک شلختگی و بیانظباتی در مدیریت ماجرا پس از زایمان روبهرو شدیم. یک ماه قبل از زایمان ایران هشدار داده بودم که نمیدانیم هنوز چه اتفاقی دارد میافتد. باید اتاق فکر دامپزشکی و کارگروهی تشکیل میشد تا مثل یک تیم ملی که با هم همکاری کنند. یوز باید نقطه وصل صاحبنظران میشد اما از این فرصت استفاده نشد. خوشبختانه هرچند کمی دیر علیرضا شهرداری به تیم اضافه شده است.»
انتقاد دیگر نبییان شتابزدگی در انتشار اخبار سایت توران است. «تا پیش از تغییر مدیریت اخبار زیر نظر مدیرکل بود و هیچکس اجازه نداشت حتی عکسی بدون هماهنگی منتشر کند. اما بینظمی در انتشار اخبار، باعث اشتباه شد. چرا پیش از اطمینان درباره جنسیت یوزها گفتند؟ این گروه باید دست کم یک سخنگو داشته باشد.» از نگاه او این روند انتشار خبر نوعی بیتجربگی لطمهزننده است. «از سوی دیگر در بحث اتفاقاتی که در توران میافتد یک شلختگی است که نشاندهنده این است که خیلی از موضوعات فکر نکردند. کالبدگشایی در آشپزخانه که تصاویرش منتشر شد، یک افتضاح رسانهای است. در این موضوع باید حساسیتهایی در جزئیات نظر گرفته میشد؛ لباس، ماسک، کلاه، تجهیزات، محیط. اما ما اینها را ندیدیم. حساسیت به جزئیات. وقتی موضوع زیر ذرهبین مردم ایران است، باید به استانداردها به شکل جدی توجه میشد. نتیجه این روند دلزدگی و ناامیدی مردم است. آنها باید افکار عمومی را در نظر میگرفتند. همین حالا اگر تولههای بازمانده ضعیف و ناتوان شوند، سازمان چه برنامهای دارد؟ آنها به این موضوع فکر نکردهاند. »
این کارشناس حیات وحش ادامه میدهد: «این فرصت عزیز و مهمی است برای خریدن اعتماد و حیثیت، آن هم برای سازمانی که تا این حد ضعیف شده و گوشه رینگ قرار گرفته. میتواند به تقویت سازمان بینجامد اما مدیران به این مسائل توجهی ندارند. با همه اینها اگر همین خطاها اصلاح شود شاید هنوز فرصت باشد.»
به گفته او دو هفته پیش رو برای حیات تولهیوزپلنگها طلایی است؛ در صورت موفقیت، این پروژه میتواند بزرگترین موفقیت سازمان محیط زیست بعد از انقلاب باشد اما در صورت شکست هم بزرگترین شکست سازمان بعد از انقلاب خواهد بود.
ما خالصانه تلاش میکنیم
بهرام ظاهری، مدیر کل محیط زیست استان سمنان در پاسخ به انتقادات مطرحشده به «پیام ما» میگوید: «ما دنبال این نیستیم که انتقادات را نپذیریم اما شنونده انتقادات سازندهایم. انکار کردن ارزشهای کل پروژه، به این کار ضربه میزند و انرژی را از جوانانی که به احیای این گونه امید دارند و برایش تلاش میکنند، میگیرد. این برای نخستین بار است که تکثیر در اسارت برای یوز آسیایی در جهان انجام میشود. حتی تلاشهای پیشین در پارک پردیسان با موفقیت همراه نبود. اما اکنون در زیستگاه اصلی یوز کاری علمی انجام شده و این در حالی است که استانداردی درباره یوز آسیایی وجود ندارد.»
او ادامه میدهد: «برای تکثیر و زایش این گونه، پیش از همه تمامی امکانات لازم و پیشبینیها را در نظر گرفتیم و در عرصه میدانی، در محیطی صحرایی، متخصصان جمع شدند و شرایط را پایش کردند. اینجا با شرایط بیمارستانی داخل شهرستان متفاوت است و این کار بزرگ با تمامی امکانات موجود در کشور انجام شد. به طور مثال زمان سزارین ایران بسیار مهم بود و درست و به موقع انجام شد. اگر زودتر انجام میشد، توله نارس به دنیا میآمدند و اگر دیرتر انجام میشد، برای مادر عواقب جدی داشت و تولهها با ناهنجاری به دنیا میآمدند. ما با توان مقدورمان تلاش میکنیم اما انتظار نداشته باشیم که بیمارستانی مجهز را در بیابان برپا کنیم.»
به گفته او حتی این نظریه هم مطرح شده که تولهها به مناطق در دسترس شهری منتقل شوند اما متخصصان بر این باور بودهاند که نقاط شهری آلودهتر و برای تولهها خطرناک است. «تمامی این نظریهها پردازش میشود و تصمیمگیریها گروهی است و سازمان مرکزی با گروه تخصصی و حتی مشورت اساتید و انجمنهای تخصصی بینالمللی به این تصمیمات رسیده است تا بهترین شرایط برای مادر و تولهها انجام شود. همه این موارد قوت پروژه است. این گروه شبانهروز زحمت کشیدند و اکنون باید به آنها کمک شود و انرژی داده شود. اما به جای صحبت از این جانبرکفیها انتقاداتی مطرح میشود که دست کارشناسان نبود. این کار برای ملت ایران است.»
ظاهری از سوی دیگر درباره تغییر جنسیت یوزها و مرگ یکی از آنها هم توضیح میدهد: «خبرها درباره تولد این یوزها بسیار شفاف بود. چنین شفافیتی را هرگز در جایی ندیدهام. ما در تعیین جنسیت گونهها نقشی نداریم. از طرف دیگر گونه نر هم دارای ارزش و اهمیت است. از ابتدا با مردم روراست بودیم و وقتی یک توله ضعیف به دنیا آمد، از همان اول گفته شد. بعد پذیرش مادر برای تولهها وجود نداشت. برای جدا کردن تولهها ساعتها جلسات تخصصی داشتیم. چون حفظ جان تولهها و مادر برای ما بسیار مهم بود. در دو مرحله بعد از سزارین آغوز در اختیار تولهها گذاشتیم. تولهای که نارس باشد و چسبندگی مادرزادی ریه داشته باشد، بهترین متخصصان هم نمیتوانند نجاتش دهند. سه روز این توله با شیردهی دستی زنده بود اما هیچ وزنی نمیگرفت. دو توله دیگر به بیشتر از 500 گرم رسیدند اما وزن این توله از 300 گرم بیشتر نشد. این نشان میداد که توله توان ندارد. از طرف دیگر تیمارگری که کارش را استاندارد و درست انجام نمیداد را عوض کردیم.»
به گفته مدیرکل محیط زیست استان سمنان در حال حاضر وضعیت یوز مادر و تولهها کاملا خوب است. «ایران در کمتر از 20 ساعت بعد از سزارین طعمه خرگوشش را شکار کرد و یعنی ایران توانسته توان خود را به دست بیاورد.» این میان موضوعی که هنوز پاسخ دقیقی به آن داده نشده و همچنان پرابهام است، برنامه پیش رو برای برنامه توله یوزهاست. ظاهری میگوید: «ایران مادری چهارساله است و توانایی باروریهای بعدی را دارد. مستندات و تجربههایی که به دست آوردهایم را برای دورههای بعدی و زایشهای بعدی به کار خواهیم گرفت. فیروز و سایر یوزپلنگهای نر هم پیش ما هستند. البته فیروز دارد 11 ساله میشود و باید برنامههای بعدی برای یوزهای نر و دو جنس مخالف توانمند داشته باشیم و حتی به دنبال علم جدید باشیم و ببینیم آیا تولهزایی ماده ممکن خواهد بود؟»
او در آخر خطاب به همه مردم میگوید: «خواهش من این است که اگر دلمان به حال ایران و مملکتمان و گروهی که در حال کار هستند میسوزد و یوزپلنگ برایتان مهم است، کمکمان کنید. ما داریم خالصانه تلاش میکنیم.»
چهار سال است تورم ۴۰ درصدی داریم
| پیام ما | سخنگوی دولت در حالی تأکید کرد قیمت نان برای مردم تا پایان سال تغییر نمیکند که در مصاحبهای تلویزیونی گفته است دولت توانایی تامین کالاهای اساسی با ارز یارانهای را ندارد.گرانی ماکارونی و آرد که البته گناه آن به گردن جنگ روسیه علیه اوکراین و سودجویی از آردیارانهای در ایران است موجب شده دولتمردان دولت سیزدهم و حامیان آنها به توجیه گرانیها و دلایل آن بپردازند.
گران شدن قیمت ماکارونی و نان فانتزی در پی گرانشدن قیمت آرد بار دیگر سبب شده تا مردم به ویژه کاربران شبکههای اجتماعی و فعالان سیاسی به سخنان و وعدههای رئیس دولت سیزدهم در مناظرههای انتخاباتی رجوع کنند.افزایش ۱۷۰درصدی بهای یک بسته ماکارونی و نگرانی از گران شدن نان سبب شد تا سخنگوی دولت در برنامهای تلویزیونی حاضر شود و توضیحاتی ارائه دهد.
البته علی بهادری جهرمی که میهمان برنامه صف شبکه خبر شده بود فقط به توضیح درباره بهای نان اکتفا نکرد و توضیحات مبسوطی درباره محدودیت منابع ارزی و ریالی دولت ارائه کرد. او در این برنامه گفت: در قانون بودجه سال ۱۴۰۰ وقتی که دولت مردمی شروع به کار کرده منابع ارز ترجیحی پیشبینی شده، تمام شد و منبعی برای اختصاص ارز ترجیحی وجود خارجی نداشت. اما دولت با روش های مختلف توانست منابعی را تامین و سال ۱۴۰۰ را سپری کند و در قانون بودجه امسال هم مکلف است همه منابع ارزی را به صورت نیمایی محاسبه کند. یعنی منابعی برای ارز ترجیحی یارانهایی نخواهد داشت.
او در توضیح این بخش از سخنانش افزود: برای تامین کالاهای اساسی با ارز یارانهای ما حدود ۲۰ میلیارد دلار منابع نیاز داریم. در حالی که در بودجه امسال حدود ۹ میلیارد دلار پیش بینی شده است و این یعنی شما توانایی تامین این منابع را در چارچوب بودجه ندارید و باید با شیوه دیگری تامین کنید.حال چرا اینگونه پیش بینی شده است به این دلیل این که سقف منابع واقعی موجود همین بود.
به گزارش ایسنا،ب هادریجهرمی با بیان اینکه از ابتدای تشکیل دولت سیزدهم درباره مسائل اقتصادی طرحها و نظرها برای حل مسائل مردم بیان شده است، یادآور شد: اقتصاد ما بیمار است و سالهای سال مردم این بیماری را لمس میکنند و طعم این تبعیضها را در حوزه اقتصادی میچشند و رانت ها و بیکاری ها را سالهاست که میبینند و همزمان با این هجمه اقتصادی دشمن و جنگ اقتصادی علیه مردم که به واسطه تحریم های ظالمانه رخ داده آثار آن را مردم می بینند.
سخنگوی دولت با تاکید بر اینکه یکی از اولویت های اساسی دولت مسائل اقتصادی است، ادامه داد: به همین دلیل در سند تحول دولت هم ۱۲ موضوع درباره اقتصادی بیان شده است.
بهادری جهرمی تاکید کرد: ثابت ترین معضل اقتصادی کشور تورم است و متاسفانه تورم یک بیماری مزمن در کشور شده و حدود چهار سال است که کشور تجربه تورم ۴۰ درصد را دارد و وضعیت اقتصاد ما بحرانی شده است و چندین سال متوالی مردم با تورم های بالا روبرو هستند.
او با یادآوری اینکه وقتی دولت در شهریور ماه سال گذشته فعالیت خود را آغاز کرد تورم به ۶۰ درصد که در تاریخ ایران بیسابقه بود، رسیده بود گفت: این تورم را فقط در ایام جنگ جهانی در کشورمان تجربه کردیم و در واقع شروع کار دولت با چنین فضایی همراه شد. دولت تمرکز ویژه خود را در کنترل تورم اقتصادی کشور معطوف کرده است.یکی از منشاء های اساسی تورم به نظر کارشناسان اقتصادی خلق پول است.
اما به نظر میرسد پیش از آنکه دیگر سخنان سخنگوی دولت سیزدهم را درباره دلایل گرانیها و وضع کنونی معیشت مردم مرور کنیم بد نیست به آنچه سید ابراهیم رئیسی در مناظرههای انتخاباتی وعدهاش را داده بود بازگردیم.آنچه اینک بهادریجهرمی بر آن صحه میگذارد که کشور در ۴ سال گذشته درگیر تورم ۴۰درصدی بوده بخشی از واقعیت است.باید توجه داشت که دونالد ترامپ رییسجمهور وقت آمریکا با به تعلیق درآوردن برجام و اعمال تحریمهای سنگین ضربه سنگینی بر پیکره اقتصاد ایران وارد کرد.موضوعی که البته سیدابراهیم رییسی به آن اعتقادی نداشت و وضع پیشآمده را ناشی از ناتوانی در قدرت مدیریت دانسته بود.
رییسی در مناظرهها چه گفته بود؟
یکسال قبل در همینروزها که میرفت تا موعد انتخابات ریاستجمهوری نزدیک شود در یکی از مناظرههای انتخاباتی مشکل کشور و حلقه مفقوده حل مشکلات را مدیریت دانست و گفت: «مدیریت حلقه مفقوده کشور است. من بسیاری از اقتصاددانان کشور را میتوانم به خط کنم برای حل مشکلات اقتصادی کشور. این قدرت مدیریت را مردم میخواهند. مردم مسئلهاشان این نیست که این اقتصادی چی میگوید یا آن اقتصادی؟ دو مکتب اقتصادی هم با هم دعوا دارند.دو اقتصادی با هم حرفشان یکسان نیست. مردم دنبال مدیر مقتدر جهادی که برود کارهای کشور را سامان دهد، میگردند. چرا اجازه نمیدهید این کارها اتفاق بیفتد؟»
اما اینک به نظر میرسد خبری از به خط شدن اقتصاددانان نیست و تلاش دولتمردان این دوره هم این است که گناه را گردن عوامل بیرونی بیندازند و نه ناتوانی و بیقدرتی در حل مشکلات. برای نمونه این اظهار نظر نماینده شیراز در مجلس شورای اسلامی را از ذهن بگذرانید؛ علیرضا پاکفطرت، نماینده شیراز گفته است: «دولت هیچ نظارتی روی بازار و کنترل قیمتها ندارد. ضد انقلاب به تمام ساختارهای کشور نفوذ کرده است. این نفوذ، معطوف به اتاق اصناف، وزارتخانهها و…میتواند بشود و هدفشان هم آزار دادن و ناراضی کردن مردم است و توجیه دیگری ندارد».
اما فقط نماینده مجلس نیست که سعی در انداختن گناه گرانیها و وضعیت معیشتی مردم به ضدانقلاب و عوامل نفوذی دارد. خطیب جمعه تهران که خود سالها نایبرییسمجلس شورای اسلامی و از دستاندرکاران و تصمیمسازان کشور بود نیز در خطبههای نماز جمعه پایتخت روایتی مشابه ارائه کرد.
حجهالاسلام سیدمحمدحسن ابوترابیفرد که دیروز به عنوان خطیب جمعه تهران سخنرانی کرد گفته رنجهای اقتصادی امروز نتیجه قطعی سیاستهای اقتصادی دهههای گذشته است.
براساس گزارش ایسنا خطیب نماز جمعه تهران مشکلات اقتصادی کشور را نتیجه قطعی سیاستهای اقتصادی دهههای گذشته دانست و گفت:اگر دولت میخواهد نحوه پرداخت یارانهها را اصلاح کند، مردم قبل از اجرای طرح مطلع شوند تا به آرامش برسند.
حجت الاسلام و المسلمین ابوترابی فرد در خطبه نماز جمعه تهران گفت: اگر قرآن مدار تصمیمگیری و مدیریت باشد، تصمیم غیرعلمی گرفته نمیشود.تصمیمات باید متقن، کارشناسی و قابل دفاع باشد، نه اینکه سخنی گفته شود یا تصمیمی گرفته شود که مورد نقد نخبگان قرار گیرد.
خطیب نماز جمعه تهران تأکید کرد: اگر مدیران و مسئولان در واجبات و مستحبات پیشگام نباشند، مردم هم در عمل به واجبات سست میشوند. به این معنا، مسئولیت ما بسیار سخت است. باید مراقب کلمات و تصمیمات خود باشیم.اقتدار جمهوری اسلامی بدون شک حاصل ارتباط نزدیک مسئولان و مردم با مباحث دینی و ائمه اطهار است.
ابوترابی فرد با بیان اینکه در دفاع مقدس قرآنی عمل کردیم، اظهار کرد: برای برون رفت از تنگناهای اقتصادی باید به قرآن بازگردیم یعنی دانش و علم را محور تصمیمات قرار دهیم. تصمیمات باید در مجامع علمی ملی و جهانی قابل دفاع باشد.
سخنگوی دولت درباره گرانی چه چیزهایی گفت؟
آنچه بهادریجهرمی در برنامه تلویزیونی درباره گرانیها توضیح داد وجوه مختلفی داشت. سخنگوی دولت دراینباره گفت : ما در سال های گذشته نظام پرداخت ارز ترجیحی را داشتیم که به برخی کالاها این ارز تعلق می گرفت حال که به این فرایند در سال های سال باز میگردیم و ارزیابی می کنیم، میبینیم آن کالاهایی که ارز ترجیحی دریافت می کردند و بنا بوده که مردم بهتر مصرف کنند عکس آن اتفاق افتاده است.
سخنگوی دولت افزود: نظام پرداخت ارز ترجیحی معیوب بوده، زیرا طبقه مرفه جامعه منابع بیشتری را برای تامین نیازها در اختیار داشتند و طبقه ضعیف تر توانایی تامین نداشتند و فشار تورمی اجاره نداد. دلیل دوم هم قاچاق بوده است.بجای اینکه این منابع سر سفره مردم بیاید به دلیل منافذی که وجود داشته در کشور های دیگر مصرف شده و این مدل معیوب باید اصلاح شود تا وقتی که اصلاح نشود تورم و سایر مسائل اتفاق می افتد، بنابراین بیماری باید درمان شود.
بهادری جهرمی یکی از رسالتهای دولت را تحقق عدالت و عادلانه پرداخت کردن یارانه و برخورد با قاچاق در کشور برشمرد.
بهادر جهرمی همچنین تصریح کرد: دولت بیش از اندازه کالاهای اساسی را تامین کرده است و امروز ما کمبود کالاهای اساسی در کشور نداریم.البته کشورهای جهان با کمبود کالاهای اساسی روبهرو هستند که یکی از علل این موضوع جنگ روسیه و اوکراین است اما این موضوع هیچ خللی در تامین کالاهای اساسی برای دولت ایجاد نکرده است و ادامه دار هم هست.
سخنگوی سیزدهم همچنین رفع فقر مطلق را از اولویت های دولت برشمرد و گفت: یکی از برنامه های دولت برای از بین بردن فقر اصلاح نظام پرداخت یارانه نقدی است و هر چقدر یارانه هدفمندتر باشد فقر کاهش مییابد.
سخنگوی دولت گفت: امروز کالاهای اساسی ما در حد قابل قبولی موجود است و پیش بینی خریدهای آتی و هم تامین منابع آن از کشورهایی که باید از آنها تامین شود صورت گرفته است و تعامل سازنده ای در این حوزه بین بانک مرکزی و وزارت جهاد و راه شهرسازی و سایر وزارتخانه های مرتبط برقرار است و دولت شبانه روز پیگیر مسایل اقتصادی مردم است حتی در روز های تعطیل، تعطیلی ندارد.دولت نگرانی در این باره ندارد.
سخنگوی دولت به واردات خودرو به کشور هم گریزی زد و گفت:اصلاح نظام وضعیت موجود خودروسازی کشور یکی از اولویتهای دولت است و رئیس جمهور هشت دستور را برای اصلاح خودور صادر کرد و منظم هم پیگیر این موضوع است.یکی از راهکار افزایش تولید است اما ما چند سال به دلیل سوء مدیریت با کاهش عرضه چندساله روبهرو بودیم و اکنون افزایش تولید در این مقطع پاسخگوی نیازها نیست.
بهادری جهرمی ادامه داد: وزیر صمت هم پیشنهاد اخذ مجوز واردات خودرو را در دولت مطرح کرد که بحث و بررسی شد اما دولت با واردات خودروهای لوکس موافق نیست و آن را نیاز روز مردم ندانست. اما با کلیات طرح موافقت شد که البته در کمیسیون دولت در دست بررسی است.
اطلاعرسانی آشفته درباره تولد یوزها
پروژه تکثیر در اسارت یوزپلنگ بدون شک یکی از مهمترین پروژههای حفاظت از حیات وحش در ایران به شمار میرود. افکار عمومی هم از خبر تولد سه توله یوز در هفته گذشته استقبال کرد و موجی از شادی در شبکه های اجتماعی شکل گرفت. اما در روزهایی که جامعه خشنود و هیجانزده به دنبال کسب خبرهای بیشتر درباره جزییات این اتفاق بود، انتشار دو خبر فضایی منفی را شکل داد. ابتدا خبر تلف شدن یکی از توله یوزها منتشر شد و بعد از آن معلوم شد که جنسیت توله یوزها نر بوده و خبر اولیه درباره تشخیص جنسیت آنها دقیق نبوده است. این تجربه جدا از اینکه چه نتیجهای در پی داشته باشد، نشان داد که باز هم در موقعیتی مهم نظام اطلاعرسانی ما (اعم از رسانهها و روابط عمومی سازمان حفاظت محیط زیست) آشفته عمل کرده است.
انتظار میرفت در روزهای منتهی به تولد یوزها برای این رویداد مهم پیوست رسانهای دقیقی تهیه و اجرا شود. رسانهها و خبرنگاران تخصصی باید اجازه پیدا میکردند با سهولت بیشتری خبر تهیه کنند و اطلاعرسانی به خبرهای رسمی روابط عمومی محدود نشود. بهتر این بود که اعضای تیم پروژه به جای اطلاع رسانی شخصی به خبرنگاران حوزه محیط زیست اعتماد میکردند تا در چارچوبی حرفهای و دقیق خبرها به اطلاع مخاطبان برسند. البته در این میان غفلت رسانهها هم قابل کتمان نیست. ما در «پیام ما» کوشیدیم ضمن انتشار اخبار روزانه با تهیه یک پرونده متشکل از یادداشتهای متخصصان این پروژه را بررسی کنیم. با این حال به نظر می رسد از این پس باید نزدیکی بیشتری میان خبرنگاران رسانهها و کارشناسان پروژههای مهم شکل بگیرد. در این صورت میتوان از بروز آشفتگی در اطلاعرسانی وقایع مهم پرهیز کرد. امیدوارم این تجربه موجب شود تا روابط عمومی سازمان حفاظت محیط زیست هم با رویکردی مدرنتر و مشتاقانهتر زمینه تهیه خبر و گزارش را برای رسانهها فراهم کند.
توافق، تنها راه جلوگیری از ساخت و ساز اطراف باغ گیاهشناسی است
شهردار اسبق شهرداری منطقه ۲۲ با تاکید بر اینکه توافق مدیریت شهری و ارتش تنها راه حل جلوگیری از ساختوساز زمینهای مجاور باغ گیاهشناسی است، گفت: پروانه تعاونی ارتش قانونی است و شهرداری باید برای حل این مشکل اجازه استفاده از تراکم و حقوق را به ارتش در جای دیگر بدهد و توافقی را حاصل کند. علی نوذرپور درباره ساختوساز مجاور باغ ملی گیاهشناسی در منطقه ۲۲ تهران و زمان صدور پروانه برای این پروژه به ایسنا گفت: موضوع زمینهای تعاونی ارتش یا زمینهای ۵۱۱ هکتاری، سابقهاش به حدود ۱۶ سال قبل باز میگردد و در ازای واگذاری ۷۰ درصد از این ۵۱۱ هکتار، پروانه ساخت برای ۳۰ درصد مابقی این زمین به ارتش داده شده است.او افزود: در حدود ۱۶ سال پیش که این مجوز برای ارتش صادر شد بلندمرتبهسازی به لحاظ طرح تفصیلی اشکالی نداشته است. در حقیقت به استناد بند ۱۶.۲۹ و ۱۶.۳۰ مندرج در طرح تفصیلی، منطقه ۲۲ شهرداری میتوانسته مجوز بلندمرتبهسازی برای ساختمانهای تجاری و مسکونی را صادر کند. نوذرپور ادامه داد: زمینهایی که در اطراف باغ ملی گیاهشناسی است به همین شکل مجوز دریافت کردهاند و برابر قانون، ساختوساز انجام میدهند. کل برجهای این زمین یک پروانه دارند؛ بخشی از برجها ساخته شده و مابقی که ساخته نشده است طبق پروانه صادر شده، مجاز هستند که ساخت و ساز را انجام دهند. او تاکید کرد: تنها موردی که میتوانست تغییر کند این بود که در طرح تفصیلی منطقه ۲۲ پیشبینی شده بود با ارتش و تعاونیهای بزرگ که دارای ساختمانهای بلندمرتبه هستند مذاکره انجام شود و به روش برد-برد توافق حاصل شود یعنی تعداد طبقات کاهش پیدا کند و به ازای این تراکم در جای دیگر به آنها تراکم داده شود.
قیمت آرد در بخش صنف و صنعت در حالی افزایش چشمگیر یافت که از هفته قبل نایاب شدن ماکارونی مردم را به این فکر واداشته بود که اتفاقی در پیش است. حالا پس از آنکه مردم در آستانه عید فطر با رشد ۱۷۰درصدی ماکارونی مواجه شدند خبر از گران شدن آرد و در پی آن نان هم رسید. وزیر جهادکشاورزی در این باره گفته است: «یارانه افزایش قیمت آرد را مستقیما به مردم پرداخت میکنیم».
پیش از آنکه به ماجرای گرانی آرد و ماکارونی و نان بپردازیم به این نکته توجه داشته باشیم که به سبب خشکسالی و موقعیت اقلیمی کشورمان وضعیت کشاورزی به ویژه در سال جاری با چشماندازی روشنی مواجه نیست. در همین حال ایران به عنوان یکی از ۵ کشور بزرگ وارد کننده غلات شناخته میشود و در حالی که در هفتههای اخیر جنگ روسیه علیه اوکراین نگرانیها از وضعیت گندم در ماههای پیشرو را دامن زده بود هیچ اظهارنظری از وزارتخانه جهادکشاورزی و شخص وزیر در این عرصه دیده نشد.در همین حال از ابتدای سال با توجه به آورد رودخانه کرخه و به حداقل رسیدن منابع آب این رودخانه بحث جلوگیری از کشت برنج در منطقه حوضه آبریز کرخه و پاییندست آن مورد تأکید قرار گرفت اما باز هم از وزارت جهادکشاورزی خبری نبود. « سیدجواد ساداتینژاد»۲۵ فروردین امسال به خوزستان سفر کرد ولی باز هم به مسأله خشکسالی و چگونگی انجام کشتهای جایگزین نپرداخت و در عوض در دزفول افتتاح تولید یک محصول فنی «دانشبنیان»را انجام داد. اگر نام وزیر جهادکشاورزی را در خبرگزاری ایرنا، رسانه دولت در فاصله اول فروردین امسال تا ۱۴ اردیبهشت جستجو کنید دستکم ۳۰ عنوان خبری منتشر شده است. در میان این ۳۰ عنوان تنها یک خبر مربوط به اظهارنظر ساداتینژاد است که گفته «شرایط بسیار سخت خشکسالی پیش رو داریم».حالا و پس از گرانشدن ماکارونی و آرد وزیر جهاد کشاورزی حاضر شده و گفته است : یارانهای به منظور جبران افزایش قیمت آرد به مردم خواهیم داد که بیش از هزینهای است که به آنها تحمیل شده است.
حالا او ۷۹ روز پس از شروع جنگ روسیه علیه اوکران گفته است:این اتفاق باعث شده همه کشورها دچار بحران در امنیت غذایی شوند.در برخی کشورها جیرهبندی مواد غذایی صورت گرفته و قیمت کالاهای اساسی در اقلام مختلف بین ۳۴ تا ۶۰ افزایش یافته است.
به گزارش ایسنا، سیدجواد ساداتینژاد با بیان اینکه جنگ روسیه و اوکراین دنیا را با یک بحران امنیت غذایی مواجه کرده است زیرا حجم زیادی از غذای جهان در این منطقه تولید میشود، گفت: این دو کشور ۷۰ درصد روغن و ۳۰ درصد غله جهان را تولید میکنند.
وزیر جهاد کشاورزی با بیان این که برای پایداری و حفظ امنیت غذایی همه دولتها بر روی مسئله امنیت غذایی تمرکز دارند، گفت:ما نیز در ایران به دلیل اینکه به گندم یارانه میدهیم طبیعتا با افزایش قیمت جهانی و چالشهای بحران امنیت غذایی این فاصله زیاد شده و همین موضوع قاچاق را افزایش داده است.
ساداتینژاد در ادامه به وضعیت قاچاق نیز اشاره کرد و گفت: گزارشها نشان میدهد که حجم فزاینده قاچاق انجام میشود که جلوگیری فیزیکی از آن امکان ندارد. برای مثال وقتی یک کیسه آرد ۵۰ کیلویی را ۳۸هزار تومان می فروشیم، آن طرف مرزها قیمت به ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار تومان هم میرسد.
او تصریح کرد: قانون بودجه سال ۱۴۰۱ دولت را ملزم میکند نظام توزیع یارانه را تغییر دهد.یعنی یارانه از روی کالا با توجه به بحرانی که در جهان وجود دارد و باید سفره مردم را حفظ شود به سمتی حرکت کند که این یارانه مستقیماً به دست مردم برسد. این کار با توجه به شرایط جهانی سرعت گرفته است.
وزیر جهاد کشاورزی در ادامه گفت:در گام اول برای اینکه قیمت نان در نانواییهای کشور تغییر نکند که هیچ تغییری هم نکرده، آرد صنف و صنعت یعنی گندمی که به صنف و صنعت داده میشد با نرخ آزاد هر کیلو ۱۲ هزار تومان محاسبه شده تا با این کار بتوانیم از قاچاق این کالا جلوگیری کنیم. همچنین دولت ملزم به جبران این موضوع است که یارانهای در روزهای آینده این افزایش قیمت را جبران میکند و مبلغی که به مردم داده خواهد شد بیش از هزینه است که به آنها تحمیل میشود.این اقدام در رفع فقر مطلق هم بسیار حائز اهمیت خواهد بود.ساداتینژاد با بیان این که سال گذشته با خشکسالی شدیدی مواجه بودیم، گفت:کل گندم خریداریشده در سال ۱۴۰۰، به میزان ۴.۵ میلیون تن بود.این نشان میدهد نسبت به هشت میلیون تنی که در بعضی سالها میخریدیم این خشکسالی چقدر باعث کاهش تولید شده است.البته کل منطقه درگیر خشکسالی است و یکی از کشورهای همسایه ما که سه میلیون تن کمبود گندم دارد قصد دارد این کمبود را از کشور ما به صورت قاچاق تامین کند که این موضوع نیاز به صیانت دارد.
او در ادامه گفت: متاسفانه در حال حاضر هیچ کشتی در اوکراین پهلو نمیگیرد و سال آینده بحران غلات ادامهدار خواهد بود. دولت از پایان سال گذشته تمهیدات لازم را برای تامین ارز علیرغم سختیها اندیشیده است تا فراوانی داشته باشیم.در حال حاضر نیز هیچ کمبودی در کالاهایی مانند ماکارونی، غلات، نهادههای دامی و روغن در کشور وجود ندارد.
در همین حال ایرنا در گزارشی با عنوان «دندان طمع سوداگران عراقی بر آرد ایران»نوشت :کارشناسان میگویند قیمت گندم در عراق و افغانستان با نرخ ارز ۴ هزار و ۲۰۰ تومانی حدود ۸ هزار تومان است؛ تقریبا دو برابر قیمتی که دولت برای خرید تضمینی گندم در سال قبل اعلام کرده بود.در عراق قیمت هر قرص نان ۲۵۰ دینار است یعنی اگر هر یک هزار دینار عراقی در بازار آزاد، برابر با ۲۰ هزار تومان باشد، هر نان با چانه تقریبا هموزن نان لواش ایرانی در عراق با قیمت معادل ۵ هزار تومان در نانواییها به دست مصرف کننده عراقی میرسد.
ایرنا همچنین نوشته است :رعد التمیمی، رئیس اتحادیه جمعیت های کشاورزی استان دیالی در همسایگی ایران از خرید عمده و یکجای گندم از سوی واسطهها و تاجران به سود اشخاصی در اقلیم کردستان عراق خبر می دهد؛ اشخاصی بانفوذ که نامی از آنها برده نشده است.
یکی از اصلیترین علل افزایش ترافیک در شهرهای بزرگ، مازاد خودرو و حضور آن در خیابانهای سطح شهر است. در بسیاری از مناطق پر رفتوآمد، خیابانها گنجایش پذیرش حجم زیادی از خودروها را ندارند و به همین دلیل، ترافیک در این مناطق تبدیل به پدیدهای آزاردهنده و همیشگی میشود، راهحل کاهش میزان ترافیک در شهرهای بزرگ شاید ساده و یک خط باشد: «باید از حجم تردد خودروهای شخصی در خیابانهای شلوغ کاسته شود، این اتفاق هم باعث کاهش ترافیک میشود و هم آلودگی هوا را کم میکند.» اما چگونه این اتفاق ممکن است؟ نبود ساختار مناسب شهری، ضعف در سیستم حملونقل عمومی و به خصوص ناآشنایی شهروندان با این سیستم باعث شده حداقل در کلانشهرها همچنان شاهد ترافیک وحشتناک در ساعات شلوغی و حتی معمولی شبانه روز باشیم.
پایگاه اطلاعاتی The Conversation در مقالهای به این موضوع پرداخته و 12 راهحل و سیاستی را که باعث کاهش استفاده از خودروهای شخصی در شهرهای پر رفتوآمد اروپا شده، معرفی کرده است. این 12 راهحل در مطالعه تیم تحقیقاتی دانشگاه لوند (Lund University Centre for Sustainability Studies) و تحت سرپرستی پائولا کاس (Paula Kuss) بررسی شده و مورد تایید قرار گرفته است. در زیر به این سیاستها و راهکارها اشاره میکنیم.
پرداخت هزینه بالا برای ورود به مرکز شهر
پرداخت جریمه و هزینه بالای رانندگان برای ورود به مرکز شهر موثرترین اقدام شناسایی شده برای کاهش استفاده از خودرو شخصی در شهرها است. بهتر است درآمد حاصل از این اقدام خرج وسایل حملونقل پایدار شود. لندن، یکی از پیشگامان اولیه این استراتژی است که در طول چند سال ترافیک مرکز شهر را تا 33 درصد کاهش داد.
حذف پارکینگهای خیابانی
در تعدادی از شهرهای اروپایی، مقرراتی برای حذف فضاهای پارکینگ و تغییر مسیرهای ترافیکی به مسیر دوچرخهسواری یا پیاده روی اعمال شده که در کاهش حجم خودرو بسیار موفق بوده است. به عنوان مثال، در اسلو جایگزینی فضای پارک خیابانی با مسیرهای دوچرخهسواری یا پیادهروی باعث کاهش استفاده از خودرو شخصی تا 19 درصد شده است.
اعمال محدودیت ترافیکی
رم که به طور سنتی یکی از شلوغ ترین شهرهای اروپاست، با محدود کردن ورود خودروها به مرکز شهر در ساعات معینی از روز و اجازه تردد خودروهای متعلق به شهر در ساعاتی دیگر در زمینه ترافیک تعادل ایجاد کرد. این سیاست باعث کاهش 20 درصدی تردد خودروها در پایتخت ایتالیا در ساعات شلوغی شد.
خدمات حملونقل به کارمندان
شهر اوترخت هلند یکی از بهترین نمونهها برای این سیاست است. دولت محلی و شرکت های خصوصی این شهر به کارمندان خود، حملونقل عمومی رایگان ارائه میدهند. سرویسهایی برای رساندن کارکنان به محل کار اختصاص پیدا کرده که آنها هم رایگان هستند. این طرح به کاهش 37 درصدی تردد خودروهای شخصی در شهر اوترخت منجر شد.
شارژی کردن پارکینگهای محل کار
یکی دیگر از ابزارهای موثر برای کاهش تعداد تردد خودروها اعمال یا افزایش «هزینه پارکینگ محل کار» است. به عنوان مثال، یک مرکز پزشکی بزرگ در شهر بندری روتردام هلند، از طریق طرحی که کارمندان را مجبور به پارک کردن در خارج از دفاترشان کرد است، به کاهش 20 تا 25 درصدی در رفتوآمدهای خودروی کارمندان دست یافت.
بهطور کلی، شارژی کردن پارکینگ ادارات و شرکتها بیشتر در کاهش استفاده کارمندان و کارگران از خودرو شخصی موثر است و تاثیر کمتری در کارفرمایان دارد اما همین تاثیر بر کارمندان نیز باعث کاهش شدید بار ترافیکی میشود.
طرح چماق و هویج برای مسافران درون شهری
یک مطالعه مهم که نتیجه آن در سال 2010 منتشر شد نشان داده که اعمال همزمان سخت گیریها «از جمله حذف پارکینگهای عمومی یا اعمال جریمه» و تشویقها «از جمله رایگان کردن بلیط اتوبوس و مترو یا سرویس رایگان» باعث کاهش قابل توجه تعداد خودروهای شخصی در مدتی کوتاه میشود.
تحقیقات نشان داده طرح «چماق و هویج» که در بالا نیز به آن اشاره شد. در مورد دانشجویان و کارکنان دانشگاهها که حجم وسیعی از ترافیک را به وجود میآورند، بیشتر جواب داده است. موفقترین نمونهای که در بررسیها برجسته شده، دانشگاه بریستول است که استفاده از خودرو را در بین کارکنان خود تا 27 درصد کاهش داد و در عین حال زیرساختهای دوچرخه و تخفیفهای حملونقل عمومی را بهبود بخشید.
خدمات سرویس حملونقل رایگان برای دانشگاهها
شهر کاتانیا از رویکرد تشویقی جالبی برای دانشجویان خود استفاده کرده است. بر اساس این طرح، دانشجویان با ارائه کارت شناسایی میتوانند از حملونقل عمومی رایگان استفاده کنند. همچنین، ارائه خدمات متعدد اینترنتی به دانشجویانی که از اتوبوس و سرویس استفاده میکنند باعث شد کاتانیا به کاهش 24 درصدی سهم دانشجویانی که با ماشین خود رفتوآمد میکنند، دست یابد.
به اشتراک گذاشتن خودرو
طرحهایی که در آن شهروندان میتوانند به راحتی یک وسیله نقلیه در نزدیکی خود را برای چند ساعت اجاره کنند و یا چند نفری به طور شریکی از آن استفاده کنند، نتایج امیدوارکنندهای را در برمن آلمان و جنوا ایتالیا نشان داده است. البته این طرح احتیاج به فرهنگ و آموزش عمومی دارد چرا که در غیر این صورت میتواند منجر به درگیری شهروندان شود یا بر خلاف هدفش، استفاده از خودروهای شخصی را افزایش دهد.
خدمات سرویس مدارس
دو شهر انگلیسی، برایتون و نورویچ توانستهاند از طریق ارائه سرویس حمل و نقل مدارس عالی تا حدی از بار ترافیکی خود کم کنند. همچنین، تشویق دانشآموزان به استفاده از دوچرخه و پیادهروی و به خصوص آموزش والدین آنها تا حد زیادی در این دو شهر به کار آمده است. نورویچ با استفاده از این رویکرد توانسته سهم استفاده از خودرو برای رفتن به مدرسه را تا 10.9 درصد کاهش دهد.
برنامهریزی برای رفت و آمدهای شخصی
این طرح که با عنوان (Personalised travel plans) شناخته میشود، تلاش میکند از طریق آنالیز سفرها و رفت و آمدهای شخصی افراد و دادن توصیههایی برای بهترین نحوه رسیدن به مقصد و یا ارائه خدمات رایگان، شهروندان را راضی کند که از خودرو شخصی خود استفاده نکنند. مارسی فرانسه و مونیخ آلمان از این طرح استفاده کرده و توانستهاند بین 6 تا 12 درصد از حجم ترافیکی خود را کم کنند.
اپلیکیشنهای کاربردی برای حملونقل پایدار
فناوری تلفن همراه نقش فزایندهای در استراتژیهای کاهش استفاده از خودرو دارند. به عنوان مثال، شهر بولونیا ایتالیا، اپلیکیشنی را برای افراد و تیمهایی از کارمندان شرکتهای مختلف ارائه داده تا سفر و رفتوآمد آنها را ردیابی کند. اپلیکیشن نحوه رفتوآمد کارکنان را ثبت و به آنها امتیاز میدهد. شرکتکنندگان و کارمندان برای کسب امتیاز بیشتر از طریق پیادهروی، دوچرخهسواری و استفاده از وسایل حملونقل عمومی با هم رقابت میکنند و در آخر کسانی که بیشترین امتیاز را بگیرند، جایزهای قابل توجه دریافت میکنند.
| پیام ما | مردم در ایران و افغانستان در حالی به استقبال عیدفطر رفتند که هجوم ریزگردها نفسشان را بریده بود.در حالی که خوزستانیها به ویژه مردم اهواز ۳۳ برابر حد مجاز ریزگرد تنفس میکردند مردم جنوبغربی افغانستان نیز پس از بلایایی چون انفجارهای انتحاری در ماه مبارک رمضان میزبان ریزگردهای نفسگیر بودند.
ریزگرد بار دیگر جنوبغربی ایران و جنوبغربی افغانستان را درنوردید و این در حالی است که به پیشبینی سازمان هواشناسی این وضعیت تا آخر هفته ادامه دارد. البته منشا ریزگردهای جنوبغرب ایران به گفته سازمان هواشناسی کشور وزش باد از سمت عراق است و به نظر میرسد ریزگردهای جنوبغربی افغانستان ناشی از خشک و بیابانیتر شدن هامون باشد.همین موضوع سبب شد تا بحث عمل به آزادکردن حقابه تالابهای بینالمللی هامون باردیگر مورد تأکید قرار بگیرد.گرچه با قدرت گرفتن طالبان در افغانستان تأکید کرده بودند حقابه هامونها را رها میکنند اما هنوز این اتفاق نیفتاده است. این وضعیت با نزدیکتر شدن به تابستان در حالی ادامه مییابد که بر شدت لحن افراد تریبوندار هم میافزاید.نمونه آن سخنان امامجمعه زابل در خطبههای عیدفطر بود. با این حال تسلط ریزگردها بر آسمان و هوای ایران تا آخر هفته ادامه و استمرار مییابد. براساس پیشبینی سازمان هواشناسی کشور با افزایش وزش باد روی کشور عراق باعث خیزش گردوخاک و انتقال آن به استانهای غربی و جنوب غربی کشور علاوه بر این مناطق گردوخاک به شمالغرب و بخشهایی از مرکز نیز گسترش مییابد.این وضعیت باعث کاهش کیفیت هوا و دید افقی در این مناطق میشود.
ریزگردهای افغانستان و حقابه هامونها
همین وضعیت سبب شد تا حسن کاظمی قمی نماینده ویژه رئیس جمهوری اسلامی ایران در امور افغانستان با انتشار توییتی تأکید کند: تامین حقابه هامون برای جلوگیری از توفان گردوغبار در جنوب افغانستان ضروری است.او در صفحه توئیتر خود نوشت: توفان گرد و غبار در جنوب افغانستان که مردمان آن با انواع آلام دست و پنجه نرم می کنند، مایه تأثر است. سالهاست که جمهوری اسلامی ایران بر این باور است که بحران محیط زیستی مرز نمی شناسد و باید کشورهای منطقه دست در دست هم بر این چالش غلبه کنند.نماینده ویژه رئیس جمهوری اسلامی ایران در امور افغانستان افزود: جمهوری اسلامی ایران آمادگی خود را جهت انتقال دانش مورد نظر برای پیشگیری از این بحران محیط زیستی اعلام می دارد و تأمین حقابه هامون را برای جلوگیری از چنین چالشی ضروری میداند.
کاظمی قمی ابراز امیدواری کرد که حاکمان افغانستان برای جبران اشتباه گذشتگان، آیندهنگرانه تدبیر کنند.
این درحالی است که خشکتر شدن عراق با توجه به احداث سدهای ترکیه در بالادست و کاهش شدید آورد رودخانههای دجله و فرات ریزگردها به ایران تحمیل کرده است.با این حال مردم جنوبغربی کشورمان و همینطور سیستانیها در حالی نماز عیدفطر را برگزار کردند که نفسشان از شدت ریزگرد بند آمده بود.
حجتالاسلام مجتبی عزیزی امام جمعه زابل نیز خطبه دوم نماز عیدفطر را به موضوع آب و انتقاد از رفتار بالادستنشینان و همینطور مدیران اختصاص داد.او تأکید کرد: آقایان اگر میخواهید برای آب سیستان تصمیمی بگیرید و مذاکره ای کنید لطفا یک ماه بیایید و در سیستان بین مردم زندگی کنید.
او همچنین با انتقاد از عملکرد حکام افغانستان گفت: ماه رمضان تمام شد در حالی که کماکان گروهک معلوم الحال طالبان همچنان آب را به روی سیستان بسته نگه داشته است.گرچه چندین ماه است که این آب را بسته نگه داشته اند و به کوری چشم دشمنان این ملت، سیستان عزیز ما به آب پایدار دست خواهد یافت. تردیدی در آن نیست گرچه باید سی سال پیش به فکر آب پایدار می بودیم و نبود منابع آب پایدار برای سیستان یکی از مصادیق قطعی ترک فعل توسط مسئولانی است که طی این سالها مسئولیت داشتند.چطور گذاشتند که این آب به بند ناف سیستان گره بخورد؟
حجت الاسلام عزیزی موضوع عدم آزادسازی حقابه تالابهای بینالمللی هامون را اینگونه توصیف کرد:آنها سال ها است که جنگ آب را با محبین اهل بیت علیهم السلام آغاز کردند.سدهای متعددی که در ترکیه زده شد این پیام را داد. سدهایی که در افغانستان زده شد این پیام را داد. افغانستانی که جاده آسفالت ندارد اما سد کجکی با آن همه استحکام دارد.مردمی که امکانات اولیه ندارند اما آبی که قرار است و قرن ها و قرن ها است به سمت ایران میآید صدها میلیون دلار آنجا هزینه می شود تا این آب به سمت یک شوره زار منحرف شود.خیلی باید آدم عقل و شعورش کوچک باشد که این را درک نکند که این یک توطئه است.چه تفاوتی بین انحراف آب به سمت شوره زار و بستن آب است؟ هامون ما سالهاست که تشنه است.حال از آن طرف مرز آدم انتظاری ندارد.بپذیرید که خصم است. بپذیرید که به تعهدش عمل نمیکند.
امام جمعه زابل همچنین خطاب به مسئولان ارشد کشورمان نیز گفت: از زمانی که همین طالبان سرکار آمدند چند بار گفتند چشم آب را رها می کنیم؟ در مذاکره میگویند صبر کنید یک ماه یا دو هفته و یا یک هفته دیگر آب را باز می کنیم.بعد آب را باز می کنند و میگویند برای کشاورز خودمان باز کردیم مال شما نیست.یعنی آنها باید واقعا چه کنند که برخی از مدیران ارشد تهران نشین درک کنند که این یک توطئه هست؟ آقایانی که در تهران نشستند و مسئول پیگیری این مسئله هستند
مراجعه خوزستانیها و ایلامیها به بیمارستان
اما این طرف در جنوبغربی ایران در همان حال که دمای هوای اهواز اوج میگرفت و نوید تابستانی داغتر را به آنها میداد تشدید پدیده ریزگرد موجب شد میزان آن در اهواز به ۳۳ برابر حد مجاز برسد.در همین حال تا پایان روز ۱۳ اردیبهشت دستکم ۴۱۲ نفر در خوزستان به دلیل مشکلات تنفسی به مراکز درمانی مراجعه کردند که از این تعداد ۲۶ نفر بستری شدند.
براساس گزارشی که ایرنا به نقل از اداره کل حفاظت محیط زیست خوزستان، بیشترین میزان غلظت گرد و غبار در شهر اهواز با چهار هزار و ۹۱۸ میکروگرم برمترمکعب (معادل ۳۳ برابر حدمجاز)گزارش شد و این در حالی است که حد مجاز غبار در هوا ۱۵۰ میکروگرم بر مترمکعب است.
بر اساس این گزارش همچنین میزان غلظت گردوغبار با اندازه ۱۰ میکرون در همین ساعت، در شهرهای شوشتر چهار هزار و ۶۹۱، آبادان ۲ هزار و ۴۳۷، امیدیه یک هزار و ۲۰۶، اندیمشک یک هزار و ۹۴۱، بندر امام سه هزار و ۲۷۵، خرمشهر سه هزار و ۱۵۸، دزفول ۲ هزار و ۶۲۳، رامشیر ۲ هزار و ۵۱، سوسنگرد ۲ هزار و ۱۰، شادگان سه هزار و ۵۱۴، شوش ۲ هزار و ۳۷۰، گتوند یک هزار و ۹۵۸، مسجدسلیمان ۶۴۸ و بهبهان ۱۵۶ میکروگرم برمترمکعب بوده است.
در همین حال خبرگزاری صدا و سیما نیز ازایلام گزارش داد دستکم ۲۲۵ بیمار قلبی تنفسی در روزهای ۱۱ و ۱۲ اردیبهشت با ورود گرد و غبار به استان ایلام به مراکز درمانی و بیمارستانها مراجعه کردهاند که بیشتر آنها را بیماران قلبی و تنفسی تشکیل میدادند.این به جز تعطیلشدن ادارات و مراکز آموزشی در خوزستان و ایلام و همینطور جنوب و غرب استان کرمانشاه بود.
دیپلماسی وعدهای که اثرکوتاهمدت دارد
از ابتدای سال جاری که ریزگردها پایشان تا پایتخت هم رسید تنها تأکید مسئولان بر استفاده از دیپلماسی برای نجات از این پدیده بود. چیزی که در عرف بینالملل نیازمند صبوری و حوصله بسیار است و دستکم ما ایرانیها نمونه برجام آن را سالهاست تجربه کردهایم و میدانیم که اجماع در امور بینالملل به سادگی حاصل نمیشود. روزی ترامپ رئیسجمهور آمریکا میشود و معاهده محیط زیستی پاریس را کنار میگذارد و روزی دیگر دولت رسمی افغانستان با تسلط افغانستان سقوط میکند. در چنین شرایطی آنچه امروز علاوه بر دیپلماسی لازم است دست به دست هم دادن هم وزارتخانههایی است که عموما جزیرهای عمل میکنند.برای نمونه وزارت جهادکشاورزی در دو ماهه اخیر که بحث نکاشت برنج در خوزستان مطرح بوده هیچ اقدام و حضور موثری از خود بروز نداده تا اینک که بحث گرانشدن آرد به میان آمده است.در چنین شرایطی باید یک بار دیگر به این نکته توجه داشته باشیم که آنچه مسئولان مختلف اعم از رئیسسازمان حفاظت محیط زیست، وزیرامور خارجه و سخنگوی این وزارتخانه تأکید کردند راهکارهای کوتاهمدت نبوده و نیستند.
اگر خاطرتان باشد تنها چند روز پس از آنکه ریزگردها تهران را درنوردید کلیدواژه«دیپلماسی آب»در ادبیات سیاسی کشور به ویژه دیپلماتهای وزارت امور خارجه کشورمان بیشتر مورد استفاده قرار گرفت تا آنجا که «حسین امیرعبدالهیان»وزیر امور خارجه گفت دیپلماسی آب در دستور کار وزارتخانه متبوعش قرار دارد.
وزیر امور خارجه کشورمان در حالی سخن از مذاکره با ترکیه، عراق و افغانستان پیرامون احقاق حقابههای مرزی به میان آورد که پیشتر سخنگوی این وزارتخانه در نشستی با خبرنگاران تأکید کرده بود: دیپلماسی آب فقط اعتراض به سدسازیهای ترکیه نیست.در همین روزها که گردوغبار دوباره 16استان را تحت تاثیر قرار داده است، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست نیز دستور برگزاری همایشی بینالمللی با میزبانی ایران برای بررسی و یافتن راهکار در حل معضل ریزگردها را داده است.اما میبینیم که سیستانیها هنوز بادهای ۱۲۰ روزه شروع نشده گرفتارند و هامونها چشمانتظار.این طرف آورد سد کرخه به شدت کاهش یافته به گونهای که چشمانداز آب جنوبغرب خوزستان در تابستان و بیآبی اصلاً خوشایند به نظر نمیرسد.
تولهها در شرایط نیمه اسارت رشد میکنند
مقولهای که در حال حاضر برای ما مهم است، سلامت تولههاست. اینکه آنها در روزهای اول که بسیار حیاتی است سالم بمانند، «ایران» با توجه اولین تجربه زایمانش تولهها را قبول کند و شیر دهد، همچنین تولهها به لحاظ جسمیسالم و توان تغذیه داشته باشند. طبیعتا اگر این مراحل موفقیتآمیز باشد و تولهها به مراحلی از رشد برسند ما سناریوهای بعدی را میچینیم. در این مرحله مهمترین دغدغه ما این است که ادامه طرح تکثیر در اسارت لطمه ای به حفاظت از زیستگاه و یوزهایی که در طبیعت هستند نزند. از همین رو باید گزینههای مختلف را مرور کنیم، برخی حتی از جابجا کردن سایت تکثیر به پارک ملی کویر که شرایط بکرتری دارد، پرسنل آن جدا هستند و شرایط متفاوتی دارد صحبت میکنند اما این کار با هزینه و ریسک همراه خواهد بود.
بنابراین تلاش اول ما این است که مجموعه سایت تکثیر، هزینهها و توجهاتی که به آن میشود آسیبی به حفاظت از زیستگاههای طبیعی نزند. طبیعی است که با تولد تولهها بازدیدها افزایش پیدا کرده و رفت و آمدها به زیستگاهها بیشتر میشود. همچنین با این تولههای جدید، تلاش خواهیم کرد تا از نظر تغذیه شرایط را مطمئنتر پیش ببریم. در همین راستا فضایی که در اختیار تولهها قرار میگیرد باید افزایش پیدا کند و برنامه میانمدت ما در صورتی که خروجی جلسات کارشناسی تایید کند این است که از شرایط کاملا در اسارت به نیمه اسارت برسیم. در این فضا تولهها اندکی وحشیتر پرورش پیدا میکنند و امکان تنوع تغذیه و انجام شکارهای کوچک مثل خرگوش و نوزاد پستانداران برایشان مهیا میشود.علاوه بر این طبیعتا به فکر این هستیم که بتوانیم تولههای دیگری را هم از ایران بگیریم هستیم و به یک زایمان بسنده نمیکنیم. برای این کار تمایلی نداریم از یوز نر فعلی یعنی فیروز استفاده کنیم چون مساله همخونی پیش میآید و به فکر اسپرم جدید هستیم. تلاش ما این است اگر شرایط طبیعی فیروز مناسب باشد، با مشاوره با متخصصان این یوز نر را به طبیعت برگردانیم تا شانس جفتگیری طبیعی داشته باشد. ما معتقدیم چنانچه تمام این اتفاقات موفقیتآمیز باشد آنگاه جمعیت ذخیره و پشتیبانی از یوز آسیایی در شرایط نیمه اسارت خواهیم داشت که پشتوانهای برای نگهداری ژنوم گونه در بلندمدت خواهد بود.
به دنیا آمدن تولهیوزها شاید خوشترین خبر محیط زیست در آغاز قرن پانزدهم باشد. فروردین سال 1401 را با دستدرازی به میانکاله و ساخت پتروشیمی آغاز کردیم، در همین ماه ماجرای سد مارون و زبالههای سراوان هم خبرساز شدند. اردیبهشت ماه با مرگ چند گونه حیاتوحش آغاز شد که معروفترین آنها پلنگ قائمشهر بود و در ادامه عکسهای خرس نمین، خرس مازندران و فک خزری در شبکههای اجتماعی دست به دست شدند. در میانه چنین خبرهایی تولد توله یوزهای «ایران» آنهم در پارک ملی توران توانسته موجی از شادی و امید بیافریند. البته خبر تلف شدن یکی از سه توله یوز بر اثر بیماری قدری کام دوستداران حیات وحش را تلخ کرد اما هنوز امید به دو یوز دیگر باقی است. از دستاندرکاران این پروژه و برخی کارشناسان حیاتوحش خواستیم درباره روند این پروژه، چالشهای آن، برنامههای پیش رو و دلایل اهمیت تولد توله یوزها برایمان بنویسند.
| محمدصادق فرهادینیا |
| پژوهشگر حیاتوحش دانشگاه آکسفورد |
به آینده یوزها امیدوارم
حدود 10 سال پیش در یک سخنرانی شرکت کردم که در آن یکی از مسئولان IUCN ( اتحادیه جهانی حفاظت) درباره مزایا و معایب معرفی مجدد گوشتخواران و تکثیر در اسارت و نگرانی های آن سخن میگفت. او در اسلاید آخر یک نکته اشاره کرد؛ اینکه ما میدانیم تکثیر در اسارت کار سختی است، هزینه دارد، گاهی ممکن است موفقیت تضمین شده هم نداشته باشد و.. اما چنین اقداماتی مهمترین چیزی که با خود به همراه دارد “امید” است. امید بین دستاندرکاران درباره گونهای از حیاتوحش که جمعیتش در حال اضمحلال است و هیچکس امیدی به پایداری آن ندارد. در چنین وضعیتی تکثیر در اسارت میتواند امید برای افزایش جمعیت حتی در شرایط اسارت را ایجاد کند. نکتهای که این کارشناس در کنفرانس اشاره کرد از آن زمان در یاد من ماند، حال اگر بخواهیم به دو سال گذشته نگاه کنیم، ملاحظه میکنیم چه ناامیدی وحشتناکی درباره وضعیت یوزپلنگ در ایران وجود داشت و همین امر باعث شده بود هیچکس امیدی به تغییر شرایط نداشته باشد. همچنین غلبه ناامیدی سبب شد برخلاف 15 سال پیش که تلاشهای چشمگیری برای حفاظت از یوز داشتیم اقدام خاصی انجام ندهیم.از زمانی که جفتگیری بین «ایران» و «فیروز» اتفاق افتاد تا زمانی که فیلم بارداری «ایران» منتشر شد میبینیم چقدر امید به جامعه تزریق شده است، چقدر بسیاری خوشحال شدهاند، تصاویر و فیلمها را به اشتراک میگذارند و درباره آن مینویسند. امروز که به سخنرانی 10 سال پیش برمیگردم به این فکر میکنم که این تولهها از چه توان خوبی برای امیدبخشی برخوردارند، بنابراین به این اقدام حتی اگر از همین زاویه نیز نگاه کنیم اقدام مثبتی است، درعین حال که شانس بازگرداندن زادهها را در بلندمدت به طبیعت خواهیم داشت.البته از 10 سال گذشته تاکنون اتفاقات زیادی افتاده و اگر آن زمان شانس ما برای معرفی گوشتخواران و رهاسازیشان 30-40 درصد بود و در بسیاری از موارد شاهد شکست این پروژهها بودیم، ولی یک دانشجوی فوق لیسانس من اخیرا در پایاننامه خود به این جمع بندی رسید که شانس بقای گوشتخواران بعد از بازگردانده شدن به طبیعت نسبت به دو دهه قبل بیشتر شده و به حدود 60 درصد رسیده، که بخشی از این موفقیت بخاطر پیشرفت تکنولوژی و ردیابهاست. درباره یوز به عنوان گونهای که کمترین شانس را برای بازگرداندن موفق به طبیعت داشت، شاهدیم در سالهای اخیر روند پیشرفت چنان بوده که به موفقترین گونهها از این جهت بدل شده و تولههایی که از مادر جدا شده و زمانی در اسارت بودهاند به طبیعت بازگشته و به زادآوری کمک میکنند. اگر ما در این دو سال گذشته کار تکثیر را انجام نمیدادیم خودمان را از توانی که تکنولوژی به ما میداد محروم میکردیم و ممکن بود غبطه بخوریم کاش این کار را انجام داده بودیم اما خوشبختانه تصمیم درستی گرفته شد. من امیدوارم توله یوزپلنگها در کنار ایجاد امید برای جامعه محیط زیست و مردم ایران منجر به اقدامی برای حفظ یوزپلنگ شوند. اقدامی جدی برای حفظ زیستگاههای یوز که البته همراه با منطق و به شکل عملگرایانه باشد نه چیزی که سالها یوزپلنگ درگیر آن بوده و به یک تفکر ایدهآلگرایانه برمیگردد. نگاه ایدهآل شرایط را به گونهای در نظر میگیرد که گویی توسعه نیست یا نباید باشد. ما باید بدانیم انسان هست، توسعه هست، دام هست و زور ما هم بخش زیادی از آنها نمیرسد. از نظر من سوال این نیست که یوز را در شرایط ایدهآل چطور حفظ کنیم بلکه سوال این است یوز را در شرایط کنونی و معدن و جاده چطور حفظ کنیم. طبیعی است در این فرآیند نیازمند سرمایهگذاری بیشتر هستیم، اینکه پروژه تکثیر را ادامه دهیم و حفظ یوزهایی که در طبیعت زادآوری می کنند را به شکل جدیتری دنبال کنیم. من مطمئنم این اتفاق خواهد افتاد.
| احمد رادمان |
| رئیس پارک ملی توران |
حفاظت از زیستگاه اولویت ماست
حفاظت از زیستگاه یوز همیشه جدی بوده و خواهد بود و برای ما اهمیت بیشتری از تکثیر در اسارت دارد. در واقع سایت تکثیر امانتی است که از سوی سازمان حفاظت محیط زیست به ما در مجموعه اداره پارک ملی توران سپرده شده و ما موظفیم بهترین شرایط را برای یوزها در سایت فراهم کنیم و خوشبختانه تاکنون همه چیز خوب پیش رفته است. به عنوان رئیس اداره پارک مطمئنم با تولد تولهها اتفاق خاصی برای زیستگاه نخواهد افتاد و شرایط حفاظت از توران افت نمیکند زیرا این دو کار با هم متفاوت است. سایت تکثیر مجموعهای است که گونههای در اسارت باید در آن حفظ شوند. به لحاظ شرایط خاصی از نظر جمعیتی یوزهای ما دارند لازم است جمعیت پشتیبان داشته باشیم و سایت این کار را انجام میدهد ولی در عین حال زیستگاه برای ما در اداره پارک ملی توران، سازمان مرکزی و اداره کل محیط زیست استان سمنان اهمیت بیشتری دارد از همین روست در این چند سال سیستم مدیریت پایدار منابع آب را در توران را ایجاد کردهایم. البته این بدان معنا نیست که مشکلاتی نداریم، لازمه حفاظت نیروی انسانی و تجهیزات است و برنامههای من هم به عنوان رئیس پارک این بوده که بتوانم نیروی انسانی خود را با رایزنی با اداره کل و سازمان مرکزی بیشتر کنم. خوشبختانه توانستهایم یک پاسگاه (پاسگاه احمدآباد) در مجموعهای که همواره نیرو کم داشته اضافه کنیم و مجموعه تحت حفاظت توران دارای یک واحد سرمحیط بانی دلبر و ۴ واحد محیط بانی: عباس آباد، زمان آباد، احمد آباد و طرود است و خوشبختانه و مدیرکل وقت هم خیلی در این زمینه پشتیبانی خوبی دارد. کمبود اعتبارات از دیگر مشکلات ماست، خوشبختانه در سالهای اخیر برای خرید سامانههای عرفی اقدام خوبی انجام شد که امیدواریم با همکاری بیشتر منابع طبیعی استان سمنان و خروج دام زیستگاه یوز را ایمنتر کنیم، زیرا تجربه خروج دامها تاکنون به ما نشان داده چقدر این عامل در افزایش جمعیت یوز موثر است. در سطح محلی هم تجربهای در استان کرمان داشتیم به نام معینهای اقتصاد مقاومتی در کرمان. در این مدل از شرکتهای بزرگ اقتصادی در استان کرمان خواستند در توسعه مناطق کمبرخوردار استان با اختیارات بگیرد باید از تجارب کشورهای با بافت اقتصادی و اجتماعی شبیه به ما اطلاع پیدا کنیم. باید قانون، جریمه، مالیات و… وضع کرده تا بتوانیم مسیر درستی را در این زمینه طی کنیم. تحقق توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی شرکتها فقط از عهده یک بخش خاص بر نمیآید و همه بخشهای جامعه در قبال توسعه پایدار مسئولاند.
| مهدی زارع خورمیزی |
| کارشناس حفاظت محیط زیست استان یزد |
تبادل یوزهای نر و ماده شمال و جنوب
ما در مجموعه تحت مدیریت خود چهار یوز نر داریم، سال 89 در یزد سه توله یوز نر مشاهده شدند که در سال 1394، «هومینو» به عنونا چهارمین یوز نر به آنها اضافه شد. در زمستان امسال از این 4 چهار یوز 2 یوز مشاهده شدند. اگر فرض بگیریم که همه این یوزها زنده باشند سن آنها به 13 سال میرسد و با توجه به اینکه در طبیعت یوزها بین 14 تا 15 ساز زندگی میکنند فرصت زیادی برای از دست دادن نداریم. در اولین صحبتهایی که درباره سایت تکثیر مطرح شد، درهانجیر یزد به واسطه پتانسیل، فضا و بودجهای که در اختیار داشت گزینه اصلی بود و بنا داشتیم «ایران» را به این سایت منتقل کنیم. با این حال بهواسطه مجموعه اتفاقاتی یوزها به سمنان منتقل شدند، البته طرح تکثیر در اسارت یوزها یک طرح ملی است و ما هم نگاه استانی به آن نداریم. خوشبختانه با زندهگیری موفق فیروز و تیم خوبی که عهدهدار کار بود، جفتگیری انجام و ایران باردار شد.برای فاز دوم تکثیر ما در اداره کل محیطزیست استان یزد طرحی داریم که نرهایمان را پیش از تلف شدن بر اثر افزایش سن یا تصادفات جادهای زندهگیری کنیم. در این منطقه همانطور که گفته شد چهار یوز نر داریم که با یوز نر نایبندان (آرش) به 5 یوز میرسند. این یوزها ذخایر ژنتیکی مهمی هستند که نباید بگذاریم از دست بروند، زیرا یوزهای زیستگاههای شمالی با هم خویشاوندند و در نهایت درونآمیزی بین آنها رخ میدهد.
به اعتقاد من باید سایت در یزد ایجاد شده و تولههای ایران به این مرکز آورده شده و در عوض ما به آنها یوز نر دهیم تا از درونآمیزی جلوگیری شود.برخی معتقدند بر اساس یک سرگین در یزد یوز ماده وجود دارد، با این حال من این گزاره را قطعی نمیدانم، مناطق یزد وسعت زیادی دارند و محیطبانهای با تجربه ما مشاهدهای از یوز ماده نداشتهاند، از این رو امید ما امید به داشتن یوز ماده نزدیک به صفر و معتقدیم اگر یوز مادهای هم باشد در کرمان یا نایبندان است.
برای اینکه جمعیت جنوب را از دست ندهیم ما ناچار به نگهداری آنها در اسارت هستیم تا با تبادل نر و ماده با زیستگاههای شمالی امیدمان به تکثیر در اسارت بیشتر شود.
| مرتضی پورمیرزایی |
| مدیرعامل انجمن یوزپلنگ ایرانی |
حفاظت از یوزپلنگ در زیستگاه نقشه راه ندارد
وقتی توله یوزپلنگهای آفریقایی را در یکی از مراکز بازوحشیسازی کشور آفریقای جنوبی دیدم فقط به یک چیز فکر میکردم. چنین صحنهای را روزی در ایران خواهیم دید؟
زایمان موفق یوزپلنگ آسیایی در اسارت، رویایی است که بسیاری از ما برای سالها در سر میپروراندیم. همگی فکر میکردیم «کوشکی» و «دلبر» قرار است این اتفاق بزرگ را رقم بزنند اما آنقدر مانع بر سر راه تلاشهای تکثیر در اسارت رخ داد که نوبت به نسل بعد یعنی «ایران» رسید. مسیری طولانی را آمدهایم. مسیری که برایش افراد بسیاری تلاش کردهاند و هزینه مالی و اعتباری دادهاند. محیطبانانی که از جان و حتی مالشان مایه گذاشتند و مدیرانی که در زمان تصمیمسازی، تصمیم ساختند و نگران میزشان نبودند.
این اتفاق، ثمره یک تلاش واقعی، علمیو تیمیاست و دست یافتن به این مرحله، بدون شک میمون و فرخنده است. اما چرا «ذوق زده» نیستم؟ رسیدن به این مرحله اگرچه در ایران که هنوز هم برخی در شبکههای اجتماعی به ما پیام میدهند جفتگیری طبیعی یوزپلنگ در اسارت غیرممکن است و هیچگاه در جهان رخ نداده، بسیار مهم است اما در مقیاس جهانی، به هیچ عنوان کار شاقی نیست. به طور مثال، از جمعیت ۱۲۱۸ فردی یوزپلنگهایی که در سال ۱۹۹۴ در اسارت زندگی میکردند، ۸۸۰ فرد (۷۲درصد) در اسارت زاده شده بودند. البته این تنها آمار رسمیاست و آمار واقعی و تولهگیریهای غیرقانونی احتمالا بسیار بالاتر بوده. حالا ما در ایران برای جشن رفتن اولین زایمان یوزپلنگ در اسارت آماده میشویم. ما در حفاظت از یوزپلنگ، زیستگاهش و ژنهایش، بیش از اینها از جهان عقب هستیم. اگرچه رسیدن به این نقطه یک اتفاق مهم و دستاوردی بزرگ برای کشور ما ایران است اما مهمتر از این زایمان، دلیل تمام تلاشها برای این اتفاق است.مداخله انسان و جفتگیری انتخابی افراد یک گونه در خطر انقراض، باید هدف حفاظت داشته باشد. به این معنا که انتخاب افراد همانقدر مهم است که سرنوشت زادهها اهمیت دارد. در ابتدای دور مجدد تلاشها برای تکثیر در اسارت یوزپلنگ، قرار بود یوزپلنگهای نر از زیستگاه جنوبی که شواهد متقن حضور یوزپلنگ ماده ندارد زندهگیری شوند. بدین ترتیب، جفتگیری یوزپلنگهای نر زیستگاه جنوبی با مادههای زیستگاههای شمالی ممکن بود تنوع ژنی بالاترین نسبت به جفتگیری «کوشکی» یا هر نر دیگر شمالی ایجاد کند. آنهم زمانی که بر اساس شواهد در دسترس، یوزپلنگهای نر جنوبی در شرایط طبیعی هیچ شانسی برای انتقال ژن خود نداشته و ندارند.مسئله، هیچگاه داشتن چند توله یوزپلنگ نبوده است. مسئله مسیری است که انتظار میرفته سازمان حفاظت محیط زیست برای نجات یوزپلنگ از انقراض انجام دهد. تکثیر در اسارت یا روش متعالیتر آن، تکثیر در شرایط نیمه اسارت و در فنسهای بزرگ، تنها یک تکه از پازل پیچیده حفظ افراد گونه و ژن در خارج از روند و زیستگاه طبیعی است. حفاظت خارج از زیستگاه یا در شرایط کنترل شده هم در بحرانیترین شرایط، تمام مسئله حفاظت از گونه نیست. باید مراقب باشیم این اتفاق، هر قدر مهم و بزرگ، ما را دچار خوشبینی در تغییر سرنوشت یوزپلنگ در ایران نکند. هنوز پس از سالها حفاظت از یوزپلنگ و علیرغم صدها جلسه کارشناسی، نقشه راه مشخصی برای حفاظت یوزپلنگ در زیستگاه در دسترس نیست. خروجی جلسات و مستندات هیچگاه به یک برنامه جامع مورد توافق حداکثری کارشناسان تبدیل نشده است. این وضعیت برای یوزپلنگهای در اسارت به مراتب مبهم و پیچیدهتر است. بهطور مثال، سرنوشت تولههای «ایران» چه میشود؟ پس از دو سال، «ایران» و فرزندانش آماده جفتگیری و زادآوری خواهند بود. تا آن زمان ممکن است نرهای زیستگاه جنوبی که هنوز برنامهای برای زندهگیری آنها اعلام نشده زنده نباشند. آنها امروز در حدود ۱۲ سال دارند و یوزپلنگهای زیادی در طبیعت به سن ۱۴ سالگی نمیرسند. احتمال زایا بودن نیز در این سن بالا به مراتب پایینتر است. شاید فرصت حفظ ژن این یوزها برای همیشه از دست رفته باشد. از سوی دیگر «دلبر» همین حالا نیز شانس جفتگیری و زایمان طبیعی را از دست داده است. بنابراین تولههای نر «ایران» نیز با مشکل مشابه مواجه خواهند بود و از همین فردا باید برای این مسئله آماده شد.در هر صورت باید امیدوار باشیم، موفقیت اولین قدم در حفظ یوزپلنگ در شرایط کنترل شده، پیشرانهای باشد تا مسیر نجات یوزپلنگ ایرانی را هرچه سریعتر همواره و البته شفاف کند. پژوهشها گستردهتر و فعالیتهای حفاظتی جدیتر از پیش دنبال شوند تا زیستگاه را آماده بازگشت احتمالی فرزندان و نوادههای «ایران» کنند.
| امیرعبدوس |
| مدیرکل سابق محیطزیست استان سمنان |
از روز اول چالش داشتیم
چالشهای پروژه تکثیر در اسارت یوزها از همان لحظه زندهگیری و انتقال شروع شد. در آن زمان انتقادات روی این نکته متمرکز بود که چرا از قبل درباره زندهگیری و انتقال اطلاعرسانی انجام نشده است. توضیح ما این بود که چنین اقدامهایی نیاز به سکوت و آرامش دارد و معمولا بعد از اجرا اطلاعرسانی میشود. روز یکشنبه ۱۷ فروردین 1399 در مرحله اول انتقال یوز «ایران» انجام شد و 10 روز بعد «کوشکی» و «دلبر» هم به «ایران» پیوستند. پس از انتقال به دلیل حساسیت فوقالعاده افکار عمومی بر روی این گونه و پیگیری مرتب رسانهها، موضوع سلامت یوزها، اقدامات انجام شده و برنامههای آتی به طور مرتب از تمام راههای خبری اطلاعرسانی میشد. بر اساس طرح پیشنهادی ما که ماهها پیش از انتقال یوزها در اداره کل حفاظت محیط زیست استان سمنان تهیه و با مشورت متخصصان و مدیران مرتبط در سازمان مرکزی تصویب شده بود از همان ابتدا بحث زندهگیری یک یوز نر از طبیعت در دستور کار ما بود. چرا که به واسطه گزارشهایی که از ارزیابی کیفیت اسپرم کوشی در اختیار بود میدانستیم کوشکی به دلیل سن بالای پانزده سال فاقد اسپرم مناسب و توانایی لازم برای تولید مثل است. از طرفی دوره تولیدمثلی دلبر نیز تمام شده بود و همه امیدها تنها به ایران معطوف بود. علت اینکه زیستگاه توران برای زندگی آتی و پروژه تحقیقاتی تولیدمثل انتخاب شده بود هم بر این اساس بود که بشود از طبیعت این منطقه یک یوز نر به عنوان جفت آینده ایران زندهگیری کرد. به این منظور در چهار سمت بومی نگهداری ایران، سه فضای دویست متر مربعی برای زندهگیری ساخته شد و همه این فضاها مجهز به درهای تمام اتوماتیک شدند. درهایی که اگر جانوری از مقابل چشم الکترونیک آنها عبور کند و وارد فضای زندهگیری شود به طور اتوماتیک پشت سر او بسته شوند. در خلال سال اول انتقال یوزها یعنی تا اسفند ماه 1399 انتظار کشیدیم، اما در این مدت هیچ یوزپلنگی از درهای تعبیه شده عبور نکرد. البته طی این مدت بیکار هم ننشستیم و دو اقدام را به موازات انجام دادیم. اول اینکه تمام ظرفیت سازمانهای مردم نهاد در تهیه دوربینهای تلهای استفاده شد و زیستگاه توران مورد پایش گسترده دوربینهای تلهای قرار گرفت و جمعیت خوبی از یوزپلنگهای موجود در طبیعت توران مورد شناسایی شد که تا آن زمان 16 شناسنامه برای 16 فرد از جمعیت یوزپلنگهای موجود در زیستگاه توران تهیه شد. در این میان فقط دو یوز ماده شناسایی شده بودند و چهار یوزپلنگ نر و بقیه دارای جنسیت نامشخص بودند. مناسبترین فرد از این جمعیت برای زندهگیری از نظر سن و قلمرو زیستگاهی یوزپلنگ نر یازده سالهای به نامه فیروز بود. به با توجه به مطالعاتی که درباره فیروز داشتیم با مطالعه روی مکانهای تردد و حضورش در یک عملیات از پیش طراحی شده و مبتنی بر روشهای پیشرفته علمی زندهگیری فیروز در روزهای پایانی سال 1399 با موفقیت انجام و به مرکز تحقیقات توران منتقل شد.چالش بعدی تغذیه فیروز بود. بر اساس تجربیات موجود بر روی یوزهای آفریقایی، یوزهای وحشی که از طبیعت زندهگیری میشوند ممکن است به غذایی که توسط انسان در اختیارشان قرار میگیرد تمایلی نشان ندهند. همان شب اول زندهگیری، با محققان آفریقایی مشورت شد و آنها اعلام کردند که اگر تا 9 روز جانور لب به غذا نزند یا باید رها شود و یا با توسل به روشهایی تغذیه اجباری شود. لذا تصمیم بر این شد که اگر طی این مدت فیروز لب به غذا نزد رهاسازی شود. به همین دلیل خبر زندهگیری فیروز منتشر نشد تا پس از مشاهده اولین تغذیه و اطمینان از اینکه فیروز میهمان مرکز تحقیقات برای تولیدمثل باقی خواهد بود اطلاعرسانی انجام شود. در کمال ناباوری و سایه امدادهای پروردگار، فیروز در روز سوم با شکار خرگوشی که در اختیارش قرار داده شده بود اولین غذای خود را میل کرد. اما همین تاخیر سه روزه در اطلاعرسانی مجددا سوژه جدیدی برای موج حملات انتقادی از سوی برخی فعالان و رسانهها به سوی اینجانب و سازمان شد. تا جایی که اینجانب را متهم به سرقت یوز از طبیعت کردند. حتی هشتگهای متعددی از جمله «فیروز را رها کنید» و «نه به زندهگیری فیروز» و حتی «نه به تکثیر در اسارت» تلاش میکردند که ما را از ادامه این مسیر دشوار منصرف کنند. اما از آنجا که ما فقط به رسالت تاریخی خود در حفظ نسل «ایران» تنها یوز آسیایی زادآور موجود در اسارت فکر میکردیم به هیچ عنوان به انتقادات توجه نکردیم. پس از رفع چالش تغذیه و مانوس شدن فیروز با محیط جدید زندگی خود چالش بعدی ما معرفی فیروز به ایران بود. در چنین شرایطی ما یک یوز نر وحشی که تا به حال هیچ حصاری را در اطراف خود ندیده بود در کنار یک یوز ماده جوان اهلی داشتیم که جفتهای همسانی نبودند و ناسازگاری داشتند. توضیح اینکه تجربیات آفریقاییها به ما گفته بود که ممکن است یوز ماده یوز نر را نپذیرد و او را نپسندد. به عبارتی چالش بعدی ما این بود که ایران فیروز را بپذیرد. به خصوص اینکه ما هیچ اطلاعی از نحوه تعامل فیروز با یوزهای ماده نداشتیم و تجربیات آفریقایی احتمال وقوع نزاع بین یوز نر و ماده را در هنگام معرفی منتفی نمیدانست. از این رو معرفی را حدود یکماه پس از زندهگیری اول با دلبر آغاز کردیم که چنانچه نزاعی اتفاق بیفتد یک طرف درگیری ایران نباشد. البته همه مراقب بودیم که در صورت وقوع درگیری ورود به صحنه کرده و از نزاع جلوگیری کنیم. این معرفی به خوبی پیش رفت و به جز یک درگیری کوچک آنهم بر سر غذا که برنده آن نیز دلبر بود نزاع دیگری اتفاق نیفتاد. رفتار فیروز در این درگیری نشان داد که او از نجابت لازم برای رفتار با جنس مخالف خود برخوردار است. بنابراین در مرحله بعد در اواخر اردیبهشت ماه 1400 با مشاهده رفتارهای فحلی در ایران فیروز را به ایران معرفی کردیم. اما ایران در این مرحله از فیروز ترس داشت و علیرغم تمایل فیروز اجازه نزدیک شدن به او نمیداد. البته اشکالات دیگری نیز از جمله اینکه اردیبهشت ماه فصل مناسب جفتگیری یوزپلنگها نیست و عدم اطمینان از زمان اوج فحلی ایران (بالاترین میزان ترشح هورمون جنسی استروژن در یوز ماده) وجود داشت که باید این اشکالات برطرف میشد.از این مرحله به بعد ما از تجربههای آفریقاییها که مراکز مشابهی دارند برای آمادهسازی فیروز برای جفتگیری با ایران کمک گرفتیم. چالش بزرگ ما در این بخش پنهان بودن علائم فحلی در ایران بود. از این رو ما ناچار بودیم سطح استروژن را در بدن ایران اندازهگیری کنیم تا متوجه شویم فاصله بین دو دوره فحلی در ایران چقدر است. درباره فیروز هم با توجه به سن بالای 10 سال نیاز داشتیم بدانیم اسپرم از تعداد و تحرک کافی برخوردار است یا خیر! از این رو دو پروژه مجزای مطالعاتی به موازات در دستور کار قرار گرفت؛ ذخیرهسازی و ارزیابی اسپرمهای فیروز با کمک دکتر اکرامی دامپزشک متخصص تولیدمثل انجام شد. مطالعه روی تعداد و تحرک اسپرمها نشان داد فیروز شرایط خوبی برای تولید مثل دارد. اندازهگیری سطح استروژن هم کار بسیار دشواری بود که با همکاری دانشکده دامپزشکی سمنان صورت گرفت. چالش موجود در این مقطع این بود که کیتهای اندازهگیری سطح استروژن موجود در کشور صرفا کیتهای بزاقی، ادراری و خونی بودند و برای نمونهبرداری خون، ادرار یا بزاق ایران ما باید هفتهای دو بار ایران را بیهوش میکردیم و این غیرممکن بود. به همین دلیل کیت اندازهگیری سطح استروژن با استفاده از سرگین یوز از خارج از کشور خریداری و وارد کشور و از هفته اول مهرماه 1400 کار جمعآوری سرگین ایران برای این پروژه آغاز شد. همکاران ما در مرکز تحقیقات یوزپلنگ پارک ملی توران هر هفته نمونههای تازه سرگین ایران را جمعآوری، و در محلول اتانول تثبیت و منجمد میکردند. نمونهها هر ماه یک بار به دانشکده دامپزشکی دانشگاه سمنان منتقل و کار آنالیز آنها تحت نظارت دکتر استاجی استاد متخصص پاتولوژی این دانشکده انجام میشد. با چنین مطالعهای فاصله دو پیک فحلی ایران به دست آمد. بعد از آن در روزهایی که حدس میزدیم بر اساس نمودار ایران فحل باشد، کار معرفی را در بهترین فصل جفتگیری یعنی آذر ماه انجام دادیم. در این دوره شاهد بودیم همه علائم فحلی در ایران وجود داشت و بر اساس الگوهایی که از آفریقا دریافت کرده بودیم همه اتفاقاتی که بین ایران و فیروز باید اتفاق بیفتد، اتفاق افتاد به جز جفتگیری! تصاویر این مرحله از معرفی نیز در قالب یک کلیپ هفت دقیقهای تحت عنوان «هفت دقیقه طلایی برای ایران» منتشر شد.از آنجا که مرکز را به دوربینهای بسیار پیشرفته دید در شب با کیفیت فول اچ دی مجهز کرده بودیم فیلمهای مواجهه فیروز و ایران را استخراج و برای کارشناسان یکی از مراکز تکثیر یوزپلنگ در آفریقا ارسال کرده و مشکل را مطرح و راهنمایی خواستیم. تشخیص آنها این بود که فیروز چون خلق و خوی وحشی دارد رفتار با یوز ماده اهلی را بلد نیست و ایران از او وحشت میکند بنابراین نیاز است رفتارش را متعادلتر کنید، به این منظور یک روز در هفته باید در کنار ایران قرار داشته باشد تا ترس ایران از او بریزد. همچنین به منظور تعدیل رفتار و اجتماعیتر شدن فیروز پیشنهاد کردند که در بقیه ایام هفته دلبر را در کنار فیروز قرار بدهیم تا در تعامل با دلبر کمی اجتماعی شود. همه این اقدامات انجام و رفتارهای فیروز تعدیل شد تا اینکه در روز شنبه دوم بهمن ماه، یکی از یوزبانان مرکز تحقیقات بنام آقای قربان قربانی که آموزشهای لازم را برای تشخیص علائم فحلی فراگرفته بود به محض مشاهده علائم فحلی در ایران درهای بین فیروز و ایران به دالان عشق را گشود. فیروز به محض ورود به دالان عشق ایران را تعقیب و پس از پنج دقیقه تعقیب و نمایش رفتارهای تولید مثلی، اولین جفتگیری بین فیروز و ایران ثبت شد. طی سه روز اول این معرفی تقریبا 19 بار جفت گیری انجام شد. در روز پنجم بهمن ایران و فیروز استراحت کردند و مجددا در روزهای ششم و هفتم بهمن 6 بار جفتگیری ثبت شد. بنابراین مجموعا 25 بار جفتگیری انجام و هفتم بهمن روز صفر بارداری محسوب میشود. از این رو برای اولین بار بطور متقن میتوان گفت طول دوره بارداری در یوز آسیایی چقدر است. البته اینجانب در بیست و پنجم اسفندماه 1400 از مدیریت اداره کل حفاظت محیط زیست استان سمنان تودیع و آقای دکتر بهرامعلی ظاهری سرپرستی این اداره کل را عهده دار شدهاند که اطلاعرسانی لازم را تقدیم علاقهمندان میکنند.
| باقر نظامی |
| مدرس دانشگاه |
اهمیت تکثیر در اسارت یوز در ایران
دو راهبرد اصلی حفاظت شامل حفاظت در محل (On-site preservation / in-situ) و حفاظت خارج از محل (Off-site p. / ex-situ) است. حفاظت در محل یعنی حفاظت در داخل زیستگاه و محل زیست گونه در طبیعت. اما حفاظت خارج از محل که به معنی حفاظت در خارج از زیستگاه گونه است که به دو روش زنده و تعلیقی صورت میگیرد. در روش زنده گونهها در باغ وحشها، مراکز تکثیر و پرورش، باغهای گیاهشناسی و آکواریومها نگهداری میشوند و در حالت تعلیقی بذر، بافت، اسپرم، تخمک و یا سایر اجزا گونه در محیط مناسب حفظ میشوند.روشهای حفاظت خارج از محل در واقع آخرین تدبیر حفاظت از یک گونه هستند، چرا که شانس بقا گونه در طبیعت بسیار کم شده و هدف بازگرداندن مجدد گونه در کوتاه یا میان مدت به طبیعت است. این روش غالبا برای گونههای درخطر انقراضی است که جمعیت کوچکی از آنها باقیمانده، نگهداری و تکثیر آنها در اسارت و تحت کنترل انسان صورت میگیرد. تکثیر در اسارت یک برنامه حجیم، پرهزینه، طولانی و با احتمال بسیار بالای شکست است. در این روش در صورتی که اندک شانسهای موفقیت آن به ثمر بنشیند، در هر صورت بخش بسیار کوچکی از جمعیت ژن آنها حفظ خواهد شد. اصولا جمعیتهای موجود در طرحهای تکثیر اندازه جمعیت آنها کوچک است، بخش کمی از ذخیره ژنتیکی گونه را حمل کرده و نماینده خوبی از کل جمعیت نیستند. افراد به محیط مصنوعی سازگار شده و مهارتهای خود را از دست خواهند داد و بسیاری مشکلات مدیریتی دیگر که عموما در گرو تامین منابع مالی است. با توجه به آنکه این طرحها حمایتهای مالی، سیاسی و حتی علمی جدی نیاز دارند، اغلب با تغییرات دورهای دولتها، بینتیجه رها خواهند شد.همانگونه که میدانیم یوز آسیایی یا همان یوز ایرانی به تعداد بسیار بسیار اندک که در بهترین حالت کمتر از 50 فرد برای آن تخمین زده میشود در گستره بسیار وسیعی پراکندگی دارد. از 10 زیستگاه اصلی گونه حدود یک دهه است که در هفت زیستگاه مشاهده مستندی از زادآوری و حتی حضور ماده در دست نیست. بیش از دو دهه حفاظت از آن در قالب طرح بینالمللی و با همکاری بهترین مشاوران خارجی به دلیل ضعفهای مدیریتی و اشتباه در هدفگذاریها، نتوانست آنچنان که باید گونه را نجات دهد. از این رو شاید گفتن واژه انقراض اکولوژیک واژه مناسبی برای یوز در ایران باشد.همانگونه که بیان شد، وضعیت این گونه در شرایط بسیار بحرانی است که هیچ گزینه دیگری به اهمیت تکثیر در اسارت نمیتواند روی میز باشد. اقدامی که شاید بهتر بود از نیمه دوم دهه هشتاد به آن نگاه جدیتر میشد. دو موضوعی که احتمالا بیشتر باعث شد تا بسیار دیر به این اقدام دست بزنیم، اول گستره حضور بسیار وسیع و گاها غیرقابل دسترس و رصد گونه که به ما این پیش بینی را داد که یوز قطعا جمعیت خوبی دارد (overestimation) اما ما ابزار و نیروی کافی برای یافتن آن را نداریم. دوم مشاوران خارجی هستند که پیرو موضوع اول، تنها تاکید به حفاظت در طبیعت داشتند. از این رو برخی از کارشناسان داخلی و خارجی بر این ادعا پافشاری دارند که یوز هست اما ابزار و توان یافت آنها در دسترس نیست.همانگونه که میدانیم بسیاری از گونهها در دنیا که گاه از وضعیت به مراتب بهتری نیز در طبیعت برخوردار هستند، تکثیر در اسارت آنها با جدیت در حال انجام است. متاسفانه با وجود تاخیر در شروع پروژه و با وجود تشدید وضعیت بد یوز، همچنان بسیاری از علاقمندان و حتی متخصصان مخالف اقدام تکثیر بوده و اجرای آن را به معنی حذف افراد باقیمانده از طبیعت میدانند. متاسفانه طی این سالها نتوانستیم از فرصت دو ماده و یک نری که در اختیار بوده استفاده کنیم و تلف شدن ماریتا در اواسط دهه هشتاد و با افزایش سن کوشکی و دلبر، شانس استفاده از آنها از دست رفت.وجود ماده یوز جوان، ایران، فرصتی استثنایی برای یوز در ایران است. خوشبختانه با درایت و سرعت عمل مدیران و متخصصان، برنامه صحیحی برای تکثیر در اسارت تنظیم شد. با وجود خطرات و ریسکهای مختلف، یک نر وحشی نیز صید و تا کنون همه اقدامات با حساسیت زیاد انجام و اولین بارداری یوز آسیایی در طبیعت رقم خورد.با توجه به کاهش شدید جمعیت یوز آسیایی طی 50 سال اخیر و انقراض آن در سراسر آسیا، بهجز ایران، که متاسفانه قبل از شناخت کافی ما از این حیوان رخ داده؛ میتوان گفت که داشتن ذخیره ژنتیکی از تاکسون مورد نظر در قالب جمعیتی کوچک در اسارت، میتواند به عنوان سپری در مقابل حوادث پیشبینی نشده مانند اپیدمی بیماریهای ناشناخته و یا بلایای طبیعی در زیستگاه و از دست رفتن بخشی از جمعیت وحشی عمل کرده و روزنه امیدی هرچند کوچک به سوی احیای این گربهسان زیبا و در نتیجه کمک به نجات آن از لبه تیغ انقراض باشد.یوز گونهای با رفتارهای زادآوری بسیار پیچیده و ناشناخته است که تمامی این رفتارهای طبیعی در شرایط اسارت مختل میشوند، که این حقیقت از جمله مهمترین دلایل کاهش موفقیت زادآوری یوزهای در اسارت است. فحلی بیقاعده، چالش اصلی پروژههای تلقیح مصنوعی و تکثیر در اسارت این خانواده است. یوزها را نیز میتوان مانند اکثر گربهسانان، جزو گونههایی دانست که ممکن است در سال چندین بار آماده جفتگیری باشند، اما لزوماً این امر به معنی جفتگیری آنها نیست. یکی دیگر از چالشهای پروژههای تکثیر در اسارت یوزها، سیستم جفتگیری پیچیده و اهمیت تشریفات پیش از جفتگیری برای آنهاست. مطالعات صورت گرفته توسط محققان استرالیایی نشان داد که مادهها در اسارت به ویژه در صورت حضور یوزهای دیگر شرایط روانی شبیه به افسردگی پیدا میکنند و در نتیجه یوزهای ماده در مجموع برای زندگی گروهی ساخته نشده و اجازه جفتگیری به نر را نمیدهند. در نتیجه این رفتار حتی امکان ازبین رفتن یکی از جنسها نیز وجود دارد.از آنجایی که آگاهی ما از سیستم جفتیابی و زادآوری گوشتخواران در طبیعت از طریق مشاهدات مستقیم به دلیل هوش بالا، قدرت استتار و سبک مخفیانه زندگی آنها بسیار مشکل و گاهاً غیرممکن است؛ برنامه تکثیر در اسارت اگر به درستی مدیریت شود میتواند به رمزگشایی پارامترهای تاثیرگذار در زادآوری گونه، محاسبه آستانههای قابل تحمل، الویتهای مطلوبیت زیستگاه و در نهایت حفاظت بهتر بیانجامند.در دهههای قبل چندین بار برنامههای تکثیر در اسارت یوز در ایران برنامهریزی شد که به دلایل متعدد اجرایی نشدند. باردار ماده یوز جوان بیشک یک موفقیت بزرگ قلمداد میشود. امروز متاسفانه نمیتوانیم بگوییم که جمعیتی از یوز آسیایی در ایران باقی مانده و تنها میتوان گفت که معدودی افراد تنها، در بیابانهای وسیع با حداقل حفاظت و منابع پراکنده هستند. بسیاری از محققان داخلی و خارجی نا امید از احیای این گونه هستند. بدون شک برنامه تکثیر و زادآوری مجدد این امید را در دل محققان و مدیران ایجاد خواهد کرد که برای اولین بار تکثیر گونه در کشور پاسخ داده و شاید بتوان جلوی شتاب انقراض گونه را گرفت.با وجودی که راه بسیار زیادی تا رهاسازی و حتی تکثیر تعداد بیشتر این گونه وجود دارد، زایمان ایران و تولد تولههایش مهمترین هدف و دشوارترین اقدام صورت گرفته برای جلوگیری از انقراض یوز است. در دو دهه گذشته تاکید بر حفظ یوز در زیستگاههای طبیعی بوده است. براین اساس، تمامی منابع داخلی و خارجی در راستای ارتقای زیستگاههای یوز در کشور هزینه شدند. اگرچه بدون شک همچنان حفظ گونه و طعمههای آن در زیستگاههای طبیعی مهمترین اولویت حفاظتی باید باشد، اما امروز اغلب محققان بر این موضوع اذعان دارند که حفظ یوز در طبیعت به دلیل مشکلات عدیده مدیریتی با شکست مواجه شده و وضعیت یوز با همه تلاشها، بدتر از دو دهه قبل است. از این رو در حدود دو سال گذشته بخشی از حفاظت روی ایجاد یک برنامه تکثیر در اسارت با هدف معرفی به طبیعت متمرکز شد تا بتواند به عنوان یک بیمه برای تلاشها در عرصههای طبیعی عمل کند. حتی تنها بارداری یوز ماده، امید و افق جدیدی برای محققان و مدیران ایجاد کرده است. با توجه به آنکه اغلب متخصصان و علاقهمندان نیز در حال قانع شدن برای ادامه برنامه تکثیر هستند، لذا در برنامههای حفاظتی جدید یوز در ایران، در کنار حفظ زیستگاههای اصلی، باید صید افراد جدید به صورت دورهای و افزایش ظرفیت تکثیر در اسارت و رهاسازی مجدد آنها به طبیعت دیده شود. این موضوع بر افزایش شانس بارداری، تسریع در روند تکثیر و افزایش تعداد زادگان هر ماده در هر زایمان تاثیر زیادی خواهد داشت.
تحریم نفت روسیه به نفع محیط زیست
کمیسیون اتحادیه اروپا قصد دارد واردات نفت خام روسیه را تا ۶ ماه دیگر و فرآوردههای نفتی تصفیه شده را تا پایان سال ۲۰۲۲ تحریم کند. این یکی از بزرگترین و پرهزینهترین اقداماتی است که اتحادیه اروپا در حمایت از اوکراین و همزمان قطع وابستگی به سوختهای فسیلی روسیه انجام میدهد.
اورسولا فون درلین، رئیس کمیسیون اتحادیه اروپا در سخنرانی خود در پارلمان اروپا با صحبت درباره جزئیات این طرح پیشنهادی به عنوان بخشی از بسته ششم تحریمهای اتحادیه اروپا علیه روسیه درباره خبر ممنوعیت تدریجی نفت روسیه گفت: «بگذارید واضح بگوییم، این کار آسانی نیست. برخی از کشورهای عضو به شدت به نفت روسیه وابستهاند. اما ما روی آن کار میکنیم. ما حالا میخواهیم نفت روسیه را ممنوع کنیم.»
به گزارش گاردین، ۲۵درصد از واردات نفت اتحادیه اروپا از روسیه انجام میشود که بخش بزرگی از درآمد کرملین را شامل میشود. اما میزان وابستگی کشورهای عضو اتحادیه اروپا به نفت روسیه با یکدیگر متفاوت است. به گزارش رویترز، کشورهایی مانند مجارستان و اسلواکی به دلیل ناتوانی در قطع ناگهانی واردات نفتی و زغالسنگی از مخالفان این طرح بودند. اما این طرح برای این کشورها استثنا قائل میشود و آنها میتوانند تا پایان سال ۲۰۲۳ تحت قراردادهای فعلی خود با روسیه، نفت را وارد کنند.
حفظ امنیت ملی و محیط زیست
جنگ اوکراین باعث کاهش عرضه انرژی شد و بازار گاز اروپا را به آشفتگی کشاند. صادرات روسیه در سه ماهه اول سال ۲۰۲۲، نسبت به سه ماهه اول سال گذشته ۳۰درصد کاهش پیدا کرد.
جفری فرنکل، استاد دانشکده دولت جانافکندی در دانشگاه هاروارد و یکی از اعضای تیم مشاوران اقتصادی بیل کلینتون در گزارشی در وبسایت گاردین نوشته است که جنگ اوکراین باعث شده تا توجهها به سمت بکارگیری از سیاستهای برد-برد بیشتر شود. از حذف یارانههای نفتی و زغالسنگ گرفته تا افزایش مالیات نفتی. جنگ اوکراین باعث شده تا مسائل امنیت ملی در سیاستگذاریهای حوزه انرژی در کشورهای غربی اهمیت بیشتری پیدا کنند. در عین حال دولتها همچنان باید آسیبهای محیط زیستی خود را کاهش دهند؛ به ویژه انتشار گازهای گلخانهای. به گفته فرنکل هر دو هدف جغرافیایی و محیط زیستی اهمیت بسیاری دارند و باید با یکدیگر سنجیده شوند.
تحریم آسانترین راه قطع وابستگی نفتی
فرنکل میگوید که برخلاف تصور عدهای، این دو موضوع با یکدیگر در تضاد نیستند. کشورهای غربی اقدامات بسیاری میتوانند انجام دهند که هم به نفع محیط زیست باشد و هم پاسخگوی اهداف جغرافیایی کشورها. فرنکل معتقد است اعمال تحریمها که تقاضا برای واردات سوختهای فسیلی را کاهش می دهد یکی از راههای آشکار پیشروی اتحادیه اروپاست.
فرنکل در ادامه به گزینههای پیش روی دولتها و سیاستهای برد-برد میپردازد. اولین راه گزینه مشخصی است: دولتها باید جلوی طولانیتر شدن عمر استفاده از زغالسنگ و پرداخت یارانههای زغالسنگی را بگیرند. صندوق بینالمللی پول تخمین میزند که یارانههای انرژی جهانی (شامل نفت و گاز طبیعی و زغالسنگ) چه از طرف تولیدکننده و چه مصرفکننده سالانه از ۵ هزار میلیارد فراتر میروند. یارانههای سوختهای فسیلی به تنهایی در آمریکا سالانه ۲۰ میلیارد دلار تخمین زده میشود.
قطع یارانههای نفتی
این استاد دانشگاه میگوید پس از این اقدام، سیاستگذاران باید قوانین گاز طبیعی را تنظیم کنند. قاره اروپا خود را به نفت روسیه وابسته کرده اما صادرات گاز طبیعی مایع آمریکا میتواند به جایگزین شدن آن کمک کند. روش دیگر عدم اختصاص یارانه نفتی است. یارانههای نفتی در جهان نزدیک به ۱.۵هزار میلیارد در سال میرسد. اگر آمریکا میخواهد زمینهای فدرال بیشتری را حفاری کند دیگر نباید آنها را با قیمتی کمتر از نرخ بازار اجاره دهد.
فرنکل معتقد است که دولتهای غربی باید مانند جو بایدن از ذخایر نفتی موجود خود استفاده کنند. برخی از روسای جمهور از ذخایر نفتی برای رسیدن به اهداف سیاسی خود استفاده میکنند اما رئیسجمهور آمریکا برای جبران کمبود عرضه به خزانه دست برد.
واکنشها برای کاهش قیمت انرژی نباید برای محیط زیست مضر باشد
دولتها باید مالیات روی محصولات تجاری نفتی را بالا ببرند. برخی از ایالتهای آمریکا طرح «مالیات بنزین در تعطیلات» را اجرا میکنند تا از مصرفکنندگان در برابر افزایش شدید قیمت جهانی نفت محافظت کنند. برخی کشورهای دیگر نیز سعی میکنند از شهروندان خود در برابر افزایش قیمت انرژی محافظت کنند. اما این اقدامات با اینکه از لحاظ سیاسی ممکن است قابل درک باشد اما جزو بدترین تصمیمهای اقتصادیاند: انگیزه مصرفکننده سوخت برای صرفهجویی را میگیرند. اقدامی که به نفع روسیه و به ضرر محیط زیست است.
اختصاص یارانههای انرژیهای تجدیدپذیر
دولتها علاوه بر تبلیغ علیه نفت و زغالسنگ همچنان باید به دنبال انرژیهای تجدیدپذیر باشند. حفظ روند گذار به سمت انرژیهای بادی و خورشیدی مهم است؛ به دلایل ژئوپلیتیکی و محیط زیستی. یارانههای دولتی برای انرژیهای تجدیدپذیر شامل حمایت از تحقیقات درباره فناوری ذخیره انرژی میتواند نقش مهمی بازی کند. آمریکا و اروپا باید بر خلاف میلشان تعرفهها و دیگر موانع واردات پانلهای خورشیدی و توربینهای بادی را کاهش دهند. واردات این اقلام باعث کاهش هزینههای انرژیهای تجدیدپذیر شده است.
نیاز به استفاده از انرژی هستهای
فرنکل معتقد است که دولتهای اروپایی نباید تمام نیروگاههای هستهای خود را کنار بگذارند. آلمان قصد دارد علاوه بر بستن ۳ نیروگاه هستهای خود در دسامبر گذشته، ۳ نیروگاه دیگر را نیز تا پایان امسال تعطیل کند. این تصمیم سال ۲۰۱۱ در واکنش به فاجعه فوکوشیما گرفته شد و آلمان تصمیم گرفت به مرور نیروگاههای هستهای خود را تعطیل کند. نتیجه این اقدام، وابستگی بیشتر به زغالسنگ و واردات سوختهای فسیلی روسیه و در نتیجه افزایش انتشار دیاکسیدکربن شده است.
کشورهای دیگر نسبت به نیروگاههای هستهای دید متفاوتی دارند. برخی معتقدند تعداد جانباختگان حادثه هستهای ژاپن کمتر از کشتههای استخراج معدن و سوزاندن زغالسنگ در سال است. انگلستان قصد دارد ۸ راکتور هستهای جدید بسازد. بخشی از دلیل آن کاهش وابستگی به واردات نفتی است.
شبکه بینالمللی صلح سبز که در ۵۵ کشور فعال است و بیش از ۳ میلیون حامی دارد در تحلیلی که چند وقت پیش منتشر کرد، نشان میدهد اقدامات کوتاهمدت در بخش حملونقل میتواند مصرف نفت اروپا را تا ۴۰ میلیون تن کاهش دهد و به اروپا اجازه دهد تا واردات نفتی روسیه به ارزش ۱۹.۷ میلیارد یورو را در عرض چند ماه قطع کند. این اقدام همچنین انتشار گازهای گلخانهای اتحادیه اروپا را سالانه ۱۴۴ میلیون تن کاهش میدهد که معادل ۹۳ میلیون خودرو است. بیش از یک چهارم انتشار گازهای گلخانهای اتحادیه اروپا به بخش حمل و نقل مربوط میشود. سازمان صلح سبز در گزارش خود میگوید ۵ اقدام کوتاهمدت پیشزمینه اقدامات اولیه استقلال از نفت به شمار میروند؛ اقداماتی شامل ممنوعیت پروازهای کوتاهبرد، قیمت مقرونبهصرفه حمل و نقل عمومی و افزایش دورکاری میتواند تقاضا برای نفت را ۷.۱درصد کاهش دهد.
رهبران اروپا در دور پنجم تحریمهای اتحادیه اروپا علیه مسکو طرحی را تنظیم کردند که واردات زغالسنگ از ماه آگوست را ممنوع میکند. نفت یکی از منابع اصلی درآمد روسیه است. آمریکا و انگلستان نفت روسیه را تحریم کردهاند و اتحادیه اروپا نیز برنامه دارد واردات آن را ممنوع کند.
سامانه گزارشگران در دستورکارکمیسیون حقوقی است
| پیام ما| سامانه شفافیت شهرداری تهران بهروزرسانی نمیشود. سامانهای که مدیریت شهری دوره گذشته آن را ایجاد کرد و قرار بود تا شهروندان را از جزئیات قراردادها و معاملات شهرداری تهران آگاه کند. یک عضو شورای شهر تهران گفته علیرغم تذکراتی که تاکنون درباره به روز رسانی سامانه شفافیت به شهرداری تهران داده است، نه تنها گزارشها به روز نمیشوند بلکه به گونهای بارگذاری میشوند که برای مردم قابل فهم نیست. منتقدان مدیریت شهری در روزهای اخیر از اهتمام نداشتن شهرداری اصولگرا برای شفاف شدن انتقاد کردند، انتقادی که پرویز سروری، نایب رئیس شورای شهر تهران در نشست خبری، دیروز، 10 اردیبهشت به آن پاسخ داد.
علیرضا زاکانی، شهردار تهران به تازگی مدعی شده بود که توانسته در عرض 10 روز بنیان شفافسازی مالی را در شهرداری تهران پایهگذاری کند. او در یک برنامه تلویزیونی با اشاره به اینکه اساس حرکت شهرداری در دوره جدید به سوی شفافیت است، گفته بود: «اولین حرکت ما در این زمینه ایجاد شفافیت مالی در شهرداری تهران بود به گونهای که در ۱۰ روز اول خدمت خزانه واحد را در شهرداری تهران ایجاد کردیم. شهرداری تهران در طول این مدت این مصوبه و ابلاغیه را اجرایی نکرده بود اما ما توانستیم در ۱۰ روز اول خدمت این کار را انجام دهیم. ۱۲۰۰ حساب را در شهرداری تهران به خزانه واحد تبدیل کردیم و به این صورت حوزه مالی شهرداری تهران شفافسازی شد و مشخص شد که این مجموعه پول و امکانات در کجا قرار داد.» پاسخهای زاکانی منتقدان مدیریت شهری راضی نکرد زیرا به عقیده آنها یکی از ابزار بروز و ظهور شفافیت یعنی سامانه شفاف شهرداری تهران به روز رسانی نمیشود و شهروندان از جزئیات بسیاری از اتفاقات مالی شهرداری تهران آگاهی ندارند. اکنون پرسش اینجاست که رویکرد شورای شهر تهران به عنوان نهاد قانونگذار برای شهرداری، در قبال موضوع شفافیت چیست؟ پرویز سروری، نایب رئیس شورای شهر تهران دیروز در جریان نشست خبری شورا در پاسخ به پرسش پیام ما درباره عدم اهتمام مدیریت شهری به روز شدن سامانه شفافیت با وجود تذکرات مکرر اعضای شورای شهر تهران گفت: ما چند سامانه در دستور کار داریم. یک سامانه تحت عنوان سامانه گزارشگران فساد بود. که این سامانه راه نیفتاده بود و مصوبه شورای پنجم هم مصوبه قابل اجرایی نبود. به همین دلیل کار در دستور اولویتدار کمیسیون نظارت و حقوق است. کار به سرعت پیگیری میشود و به محض اینکه انجام شد میتواند در تولید شفافیت موثر باشد.
او تاکید کرد: ما در بحث موضوعاتی که مجلس هم در بحث شفافیت داشته تاکیدمان به شهرداری این است که حتما انجام شود و اطلاعات بارگذاری شود و هیچ موردی نباشد که در قانون پیشبینی شده و شهرداری آن را انجام نداده باشد. ما معتقدیم که شفافیت بزرگترین ابزار کمک برای انجام خدمات مناسب شورا و شهرداری است و تلاش میکنیم تا پیشروی کنیم.
او با اشاره به تذکرات و پاسخهای شهرداری تهران گفت: ما با جدیت پیگیری میکنیم، بعضی تذکرات ممکن است پاسخ داشته باشد و پاسخها قانعکننده باشد برای نمایندگان. از 178 تذکری که داده شده، به 156 تذکر، شهرداری پاسخ داده است. بعضی از این پاسخها از نظر نمایندگان قانع کننده بوده و بعضی قانع کننده نبود که ما آن را پیگیری میکنیم.
نایب رئیس شورای شهر تهران در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر شفاف شدن امور گفته بود: شفافیت دو بخش دارد، یک بخش آن اصلاح فرآیندهاست. مانند کاهش زمان صدور پروانه. شورای شهر بیش از ۵۰درصد از مصوباتش برای کاهش زمان صدور پروانه ساخت بوده است. میتوانم این خبر را بدهم که تا خردادماه این زمان را به ۲ تا ۳ ماه کاهش میدهیم. زمینههای این کار انجام شده است و معاونت شهرسازی شهرداری تهران ملزم به فعالیت تا ساعت ۸ شب شده تا خدمات بیشتری را به شهروندان ارائه دهد.
او تاکید کرد: یکی از راه های فساد مواجهه مراجعه کنندگان با کارکنان شهرداری است که ما این مواجهه را تا ۸۰ درصد کاهش دادهایم و مردم از طریق سامانه میتوانند کارهای خود را بدون مراجعه به شهرداری تهران انجام دهند. با مراجعه شهروندان به سامانهها هم زمان بندی ارائه خدمات را کاهش میدهیم و هم انحراف از موضوعات را به ما هشدار میدهد. بنابراین اگر میخواهیم ضمانتی به مردم ارائه دهیم در عمل نشان میدهیم، به عنوان مثال به سمتی پیش میرویم که اگر مردم معتاد متجاهر به ما معرفی کنند جایزه میدهیم؛ تحقق شعارهای ما در عملکردمان مشخص میشود.
سروری در ادامه این نشست خبری توضیحاتی درباره قرارگاههای شهرداری تهران نیز داد: مسائل شهر تهران، ملی است و برای حل هر کدام دستگاه های مختلف باید حضور داشته باشند؛ مفهوم قرارگاه این است که تنها شهرداری ورود نمی کند بلکه سایر سازمانهای متولی نیز مسئول هستند. در تشکیل قرارگاه افراط و تفریط نباید کرد و با تشکیل یک ستاد نیز می توان کار را انجام داد.
او بیان کرد: یکی از موضوعات مهم جمعیت است که در رسانههای خارجی به سخره گرفته میشود اما برای این مساله شهرداری تهران قرارگاه تشکیل داده است که در زمینه تبلیغ و ایجاد مشوقها گام بر میدارد.
به گفته نایب رئیس شورای شهر تهران، کشورهای اروپایی بیلبوردهای بزرگی در این رابطه زدهاند و مشوقهای بزرگی را برای فرزند آوری تبلیغ کردهاند که این نشان میدهد که شهرداریها در این تبلیغ تاثیرگذار هستند.
در ادامه سخنگوی شورای شهر تهران نیز توضیحاتی درباره عملکرد شهرداری تهران ارائه کرد. علیرضا نادعلی درباره اجرای حریم تئاتر شهر گفت: مسئله در حواشی تئاتر شهر بیشتر از جگرکیها است و آسیبهای اجتماعی که به دلیل بیتوجهیهای مکرر در اطراف این محل ایجاد شده سبب شده است که ما جلسات زیادی با معاونت فرهنگی وزارت ارشاد داشته باشیم که با محوریت سازمان زیباسازی طرح بهسازی در دستور کار قرار گرفته است.
نادعلی به قرارگاه جمعیت اشاره کرد و افزود: این یک مسئله ملی است و برای موضوعات مهم میتوان قرارگاه تشکیل داد و با نگاه قرارگاهی میتوانیم هماهنگی ایجاد کنیم اما در این زمینه نباید افراط و تفریط صورت گیرد. چرا که میبینیم گاهی برای یک مسئله میتوان ستاد کوچکی تشکیل داد اما مسئله جمعیت موضوع مهمی است که ما در آن عقب ماندگی نیز داریم و شهرداری میتواند در زمینه فرهنگی، تبلیغات و کارهایی از این مدل موثر باشد.
بهرهبرداری خارج از ظرفیت و تخریب مراتع موضوعی است که بسیاری از کارشناسان حوزه منابعطبیعی و جنگل بر آن تاکید و درباره تبعات آن هشدار میدهند. احمد بیرانوند دانشآموخته دکتری سیاستگذاری منابعطبیعی دانشگاه تهران و پژوهشگر حوزه عشایر معتقد است «بهرهکشی حداکثر از مراتع در بین ذینفعان و تضاد در شیوه مدیریت آنان»، مهمترین مسئله فعلی مراتع کشور است. موضوعی که با نگاه بدبینانه میتوان گفت باعث شده، بهرهبرداری از مراتع از بیرویه عبور کرده و به سمت بیشرمانه میل کرده است. «پیام ما» در گفتوگو با این استاد حوزه جنگل از او درباره دلایل و پیامدهای این شیوه بهرهبرداری پرسید.
شما به عنوان متخصصی که همواره خود را جزئی از جامعه عشایری میدانید، مشکل مراتع را مرتبه به چه عواملی میدانید؟
مهمترین مسائل فعلی که در مدیریت مراتع کشور با آنها مواجه هستیم را در چند مورد میتوان خلاصه کرد. حضور مداوم بهرهبرداران روستایی در مراتع یکی از این موارد است. بهرهبرداران روستایی عملا بدون توجه به ظرفیت مراتع حریم روستاها از برف تا برف در آنها حضور دارند و تنها زمان عدم حضورشان فصل سرد زمستان و استفاده از پسچر مزارع در تابستان است. کوچ ماشینی بهرهبرداران عشایری را میتوان عامل دیگر تخریب دانست. در واقع تغییر الگوی کوچ بهرهبرداران عشایری از پیاده به ماشینی باعث شده فرصت رشد چند هفته تا یک ماه از مراتع بهویژه در مراتع ییلاقی که کوچ بهاره است، گرفته شود. این مسئله زمانی شدیدتر میشود که برخی دامداران امکان حضور در میانبند را ندارند و یکسره به ییلاق یا قشلاق کوچ میکنند. تشدید چرای علوفه خشک مراتع قشلاقی باعث لخت شدن زمین و هدر رفت آب و خاک در زمان بارندگیها میشود. در ایران همچنین ما با فقدان برنامههای مدیریت چرای مراتع و ضعف رعایت ظرفیت چرا توسط بهرهبرداران مواجهیم. با وجود اینکه در اکثر مراتع کشور، قلمروهای عرفی بهرهبرداران مشخص است، به طوری که عدم رعایت آنها، یکی از عوامل مهم نزاعهای محلی است و حفاظت عرفی بسیار جدی و پذیرفته شدهای بین بهرهبرداران وجود دارد، اما در خیلی موارد، چرای زودرس و بیش از ظرفیت توسط خود صاحبان عرف صورت و برنامههای مدیریت چرا از جمله تناوبی و تاخیری کمتر مورد استفاده قرار میگیرد. همچنین رقابت بین بهرهبرداران روستایی و عشایری و حتی بعضاً درونگروهی بهرهبردارن باعث کوچ زودرس بهاره و پاییزه بهرهبرداران عشایری و چرای زودرس بهاره بهرهبرداران روستایی میشود. یکی از عوامل این مسئله عدم تفکیک مرز بین مراتع عشایری و مراتع حریم روستاها و عامل دیگر مشاع بودن مراتع در خیلی از مناطق است.
آیا ابزارهای حقوقی در این زمینه کارآمد هستند؟
ابزار حقوقی کنترل و مدیریت مراتع در ایران متاسفانه کارآمد نیستند. ناپایداری شرایط اقلیمی در کشور تقریبا یک وضعیت پایدار است. به این مفهوم که ممکن است امسال ترسالی باشد، دو سال بعد خشکسالی و سه سال بعد ترسالی و این چرخه به طرق مختلف تکرار میشود. در حالی که زمان شروع، مدت استفاده و تعداد دام در پروانههای چرا ثابت است. علاوه براین در بعضی مناطق زمان تعیین شده در پروانهها زمان استفاده همخوانی ندارد. به عنوان نمونه در برخی مناطق زمان تعیین شده در پروانه چرا از 15 آذر تا 15 فروردین است در حالی که بخش زیادی از این مدت را بهرهبرداران از علوفه دستی استفاده میکنند و معمولا از مهر تا آذر از مرتع استفاده میکنند. همچنین در مورد طرحهای مرتعداری تهیه شده برای بهرهبرداران عشایری، معمولا برای یکی از قطبهای ییلاق یا قشلاق تهیه شده است. در چنین شرایطی معمولا بهرهبرداران کوچ و تعداد دام را براساس شرایط اقلیمی و وضعیت رویشی گیاه مدیریت میکنند که این مسئله باعث تشکیل پرونده حقوقی و جریمهها برای آنها میشود که نتیجه آن نارضایتی و بدبینی و عدم همکاری در فعالیتهای آتی است. موضوع مهم دیگر در این ارتباط دامداران بدون پروانه چرا و افراد دارای پروانه چرای بدون دام است. این موضوع علاوه بر ایجاد بازار سیاه اجاره مراتع، باعث احساس تعلق خاطر پایین دامداران به مرتع و فشار حداکثری به آن میشود.
ورود سازههایی ماننده جاده یا وسایلی همچون کامیون و … چه تاثیری بر مراتع داشته است؟
از دست رفتن نقش کنترلی طبیعت از چالشهای این مورد است. دسترسی به جاده و ورود ماشین به زندگی بهرهبرداران عشایری باعث شده بتوانند در هر مکانی علوفه دستی و آب لازم را تهیه کنند. امکان تهیه علوفه دستی تاثیرات مثبت و منفی بر روی مراتع گذاشته است. تاثیر مثبت آن در مراتع قشلاقی این است که امکان قرق و رویش را فراهم میکند و تاثیر منفی آن این است که به دامداران در ییلاق و قشلاق این فرصت را میدهد دامهای فروشی را پروار کنند و سایر دامها حداکثر فشار را به مراتع بیاورند. در این وضعیت، لاغر شدن دامهای داشتی و ضعیف شدن مراتع در اثر چرای بیش از ظرفیت، در اولویت دوم قرار میگیرند. مسئلهای که افزایش قیمت گوشت و همچنین افزایش قیمت علوفه در آن تاثیر بسیار زیادی دارند. ورود ماشین به زندگی بهرهبرداران بهویژه عشایر، در کنار جادهسازیهای انجام شده، به آنان این امکان را میدهد تا دسترسی به دورافتادهترین مناطقی که قبلا امکان چرای دام به دلیل نبود آب نداشت، امروزه فراهم شود. علاوه بر این کاهش مدت حضور بهرهبرداران در پس چر مزارع برمیگردد. افزایش شدید قیمت علوفه در کنار فراهم بودن دستگاههای جمعآوری و بستهبندی کاه و کلش باعث شده است، عملا استفاده از پسچر مزارع به حداقل برسد، این موضوع باعث حضور بیشتر دام در مراتع و فشار حداکثری بر آن با توجه به هزینههای بالای تامین علوفه میشود.
در چنین شرایطی به نظر شما چه عواملی باعث افزایش جمعیت بهرهبرداران شده است؟
نبود شغل، در کنار داشتن تخصص دامداری در بسیاری از روستائیان باعث شده تا با ارائه طرحهای دامپروری، از تسهیلات مربوط به آن بهرهمند شوند که نتیجه آن افزایش تعداد دام و فشار بیشتر بر مراتع است. ضعف در احیا و اصلاح مراتع نیز متاسفانه باعث شده شیوههای سنتی بذرپاشی و احیا مراتع توسط بهرهبرداران دیگر صورت نگیرد و احیا و اصلاح مراتع توسط دولت نیز پاسخگوی روند شدید تخریب آنها نباشد.
تغییر کاربری اراضی جهت توسعه کشاورزی، ساختوساز، طرحهای توسعهای چطور به مراتع صدمه زده است؟
تغییر کاربری چه به صورت تصرفات غیرقانونی توسط بهرهبرداران بومی و چه از طریق قانونی بهویژه تبدیل آن به اراضی کشاورزی آبی و باغات با افزایش چاههای عمیق و نیمه عمیق و کانالکشیها و… باعث تخریب مراتع شده است. همچنین با توجه به افزایش جمعیت تغییر کاربری جهت ساختوسازهای مربوط به توسعه شهرها و مناطق روستایی و عشایری و طرحهای توسعهای از جمله لوله کشی گاز و نفت، پادگانها، سدسازی، جادهسازی، شهرکهای صنعتی و… شاهد صدمه خوردن بیشتر مراتع هستیم که در طول دهههای اخیر همواره وجود داشته است. تغییر کاربری اراضی مرتعی به صورت مستقیم با کاهش سطح مراتع و به صورت غیر مستقیم با افزایش فشار دام بر اراضی باقیمانده باعث تشدید تخریب آنها شده است. علاوه بر موارد بالا همچنین آتشسوزیهای عمدی و غیرعمدی ناشی از اختلافات محلی، سهل انگاری گردشگران،… نیز باعث شده علاوه بر تخریب مراتع مورد آتشسوزی، فشار بر مراتع باقیمانده بیشتر شود. در چنین شرایطی میتوان بیان کرد، رویکرد «بهرهکشی حداکثر از مراتع در بین ذینفعان و تضاد در شیوه مدیریت آنان»، مهمترین مسئله فعلی مراتع کشور است. موضوعی که با نگاهبدبینانه میتوان گفت باعث شده، بهرهبرداری از مراتع از بیرویه عبور کرده و به سمت بیشرمانه است! بهطوری که از 83.31 میلیون هکتار مراتع کشور، 57 میلیون هکتار (68.5 درصد) تراکم بین 5 تا 25 درصد، 20.9 میلیون (25 درصد) تراکم بین 25 تا 50 درصد و فقط 5.4 میلیون هکتار (6.5 درصد) از مراتع کشور تراکمی بیش از 50 درصد دارند.
تخریب کمی و کیفی مراتع چه پیامدهایی دارند؟
کاهش شدید تنوع زیستی، تهدید ذخایر ژنتیکی گیاهی و جانوری، فرسایش و کوبیدگی خاک، کاهش ذخیره نزولات و تغذیه سفرههای آبهای زیرزمینی، افزایش سیل و خسارات جانی و مالی ناشی از آن، پر شدن مخزن سدها از رسوبات و کاهش ظرفیت آنها از مهمترین پیامدهای آن هستند.
آقای بیرانوند به نظر شما برای رفع این چالش چه باید کرد؟
بخش زیادی از فشار موجود بر روی مراتع کشور ناشی از توسعه نیافتگی است. این مسئله باعث شده که جمعیت مازاد بر ظرفیت زیستی مراتع، نتوانند در بخشهای دیگر مشغول به کار شوند. بنابراین توانمندسازی جوامع روستایی و عشایری و توسعه و حمایت از مشاغلی که باعث کاهش وابستگی جامعه روستایی و عشایری به طبیعت از طریق دامداری و کشاورزی میشود، بهویژه مشاغلی که با تخصص آنها نیز مرتبط است مانند پرواربندی، صنایع دستی، بستهبندی و فرآوری محصولات کشاورزی و دامی، گیاهان دارویی مرتعی، زنبورداری، گردشگری … میتواند موثر باشد. این برنامه باید به صورت بلندمدت و نه برای بهرهبرداران بلکه برای فرزندان آنان طرحریزی شود، به طوری که در بلندمدت فرزندان آنان به دلیل اشتغال در مشاغل دیگر نه تنها رغبت بلکه فرصتی برای دامداری و کشاورزی سنتی نداشته باشند. زیرا در صورت ادامه روند فعلی، علاوه بر هزینههای مالی ناشی از هدر رفت منابع آب و خاک و خسارت سیل و پر شدن سدها،… هزینههای ناشی از افزایش علوفه دستی عملا ادامه حیات بهرهبرداران عشایری را تهدیدمیکند. بنابراین باید تلاش شود تا آنان در مدیریت مراتع قلمرو خود نگاه بلندمدتتری داشته باشند. همچنین متغیر بودن زمان شروع، مدت و ظرفیت چرا در مدیریت عرفی و معین و ثابت بودن آن در مدیریت دولتی یا رسمی از طریق پروانههای چرا، نشان دهنده تضاد و ضعف همسویی بین آنها است. با توجه به شرایط اقلیمی ناپایدار کشور، این تضاد از لحاظ زمانی ممکن است به سه هفته تا یک ماه و از لحاظ ظرفیت تعداد دام به نصف تا چندین برابر متغیر باشد. از آنجایی که رویکرد مدیریت عرفی مبتنی بر شرایط اکولوژیکی و اقلیمی است به نظر میرسد پروانههای چرا باید به صورت سالیانه بهروزرسانی شوند، برای این کار میتوان یک کمیته متشکل از نمایندگان بهرهبردارن و کارشناسان مرتع و امور عشایر تشکیل داد و یک سامانه پایش و ارزیابی و پایگاه داده برخط (آنلاین) راهاندازی کرد. در هر صورت لازم است مدیریت را به بهرهبردارن واگذار و ابزارهای سیاستی را اصلاح و به روز کرد. کاری که در شرایط فعلی در عمل اتفاق میافتد و واگذاری رسمی آن، میتواند باعث افزایش مسئولیتپذیری بهرهبرداران شود. به علاوه ابزارهای سیاستی (مقررات، ابزارهای اقتصادی و آگاهیرسانی) با توجه به سبک زندگی جدید بهرهبرداران باشد. باید این واقعیت را بپذیریم که در زندگی عشایری امروزه کوچ سنتی به دلایل مختلفی مانند رفاه و آسایش بیشتر، نداشتن نیروی انسانی، ماشینی شدن زندگی عشایری (نقش حیوانات بارکش در زندگی عشایری به حداقل رسیده و جای خود را به وانت و موتور سیکلت و کامیون داده است)، از بین رفتن و ناامنی ایلراهها (تغییر به جاده، کشاورزی،… و کاهش تعداد کوچندگان) کم رنگ شده است و برنامهریزیهای جدید باید با توجه به این اصل باشد. در مورد کوچ و مسیرهای آن، اولویت با مسیرهای ماشینرو است. موضوع که توسط برخی از بهرهبردارن عشایری در شرایط کنونی نیز انجام میگیرد. بنابراین در ابزارهای سیاستی جدید به ویژه برای بهرهبرداران عشایری باید نگاه مبتنی بر کوچ سنتی به کوچ ماشینی، در تعیین مدت و ظرفیت مراتع به میزان مصرف علوفه دستی و در آگاهیرسانیها از ظرفیتهای ابزارها و شبکههای اجتماعی استفاده کرد. در مورد ابزارهای اقتصادی نیز باید به این نکته توجه کرد، تامین علوفه دستی در زمانی که دام به علوفه تازه و تر و چرای مراتع به خصوص در اوایل بهار یا اواخر زمستان در مراتع قشلاقی عادت کند، مشوق مناسبی نیست. در بخش مقررات نیز باید قوانین به طوری اصلاح شود که موثر و بازدارنده باشد.
آیا بستن گلوگاهها میتواند رویکرد موثری برای جلوگیری از کوچ خارج از موعد عشایر باشد؟
یکی از راهکارهایی که معمولا در سالیان گذشته برای جلوگیری از کوچ زودرس انجام گرفته، جلوگیری از کوچ با بستن گلوگاهها بوده (منطقهای که به لحاظ ژئوپلتیکی بسیاری از عشایر مجبورند از آن عبور کنند)، راهکاریی که نه تنها موثر نبوده و بهرهبرداران به طرق مختلف آن را دور میزنند، بلکه با تجمیع بهرهبرداران در یک نقطه باعث تخریب بیشتر آن منطقه و شیوع بیماریهای واگیردار میشود. در این رابطه هر اقدامی به منظور به تاخیر انداختن کوچ (در صورت لزوم)، باید در مبدا باشد. به این نکته نیز توجه شود که به لحاظ آداب و رسوم عرفی ایلی، معمولا کوچ هر منطقه همزمان و به سختی بعد از کوچ همجواران میتوان کسی را نگه داشت. به علاوه با توجه به رقابت بین بهرهبرداران روستایی و عشایری، مراتع حریم روستاها و مراتع عشایری ممیزی و قلمرو آنان ثبت و قوانین و مقررات بین آنان جهت عدم چرای مراتع یکدیگر تنظیم شود. این قوانین میتواند به صورت عرفی یا رسمی باشند. مواردی مانند کوچ ماشینی، رقابت بین بهرهبرداران روستایی و عشایری، افزایش تعداد دام بر اساس نیروی انسانی، در کنار عدم کارایی پروانههای چرا، نشان میدهد بهرهبرداران عرفی و سازمانهای متولی، مدیریت و برنامه بلندمدتی برای مراتع ندارند. از این رو با سیاستگذاری و برنامهریزی مشترک هر دو گروه ذینفع باید چشمانداز مراتع را تعیین و براساس آن راهبردهای کوتاه، میان و بلندمدت را مشخص کنند. مسئلهای که به برنامه ملی مراتع نیاز دارد. در این زمینه با وجود حداکثر بهرهکشی بهرهبرداران از مراتع، ولی با توجه به وابستگی آنان به مرتع بهترین گزینه برای حفظ، احیا و توسعه مراتع خود بهرهبردارن هستند که هم به آن احساس تعلق دارند و هم دانش بومی و مدیریت عرفی لازم را برای انجام آن دارند. این کار از لحاظ مالی نیز حداقل هزینه را برای دولت به همراه خواهد داشت.
شکل گیری تشکلهای مرتعداری به چه میزان کمککننده خواهد بود؟
یکی از راهکارهای مدیریتی پیشنهادی معمولا ایجاد تشکلهای تخصصی مانند تشکل مرتعداران است، در این رابطه بهتر است، اولا تشکلهای فرمایشی بیرونی جای خود را به تشکلهای درونزا و برحسب نیاز بدهد و دوما به جای ایجاد تشکلهای تخصصی باید به سمت تشکلهای عمومیتری حرکت کنیم که توانایی پوشش بخشهای بیشتری از جامعه روستایی و عشایری را داشته باشند. همچنین ممیزی و تفکیک منابع ملی از مستثنیات، داشتن برنامه آمایش سرزمین و اصلاح کاربریهای ناسازگار با آن، ارزیابی اثرات محیط زیستی و محاسبه ارزش اقتصادی منابع طبیعی در طرحها و فعالیتهای اقتصادی اجتماعی، حداقلهای ممکن برای جلوگیری یا کمتر کردن تغییر کاربری اراضی مرتعی به کشاورزی یا در طرحهای توسعهای هستند. نهایت اینکه در همه سیاستگذاریها به ویژه سیاستهای مربوط به بهرهبرداران عشایری، مدیریت یکپارچه زیست بومی برای تمام قلمرو آنان اعم از ییلاق، قشلاق و میانبند در نظر گرفته شود و براساس آن طرحهای مرتعداری قلمرویی و هماهنگی بین دستگاهها و طرح و برنامهها صورت گیرد.
