بایگانی مطالب نشریه

هویت تاریخی خلیج فارس درخطر است

|پیام ما| بازمانده‌های تاریخی بنادر خلیج فارس یکی یکی در حال از دست رفتن‌ است. این موضوعی است که باستان‌شناسان حاضر در هفتمین رویداد پانزدهمین جشنواره ملی خلیج فارس به آن پرداختند. بر اساس این بررسی، شواهد تاریخی و هویتی بندرهایی که به خلیج فارس راه دارند، با تصرف زمین در حال نابودی است. این روند در حالی است که اثار تغییر اقلیم هم به روند از دست‌رفتن شواهد تاریخی سرعت بخشیده است. دیروز در نشست تخصصی با موضوع «میراث تاریخی خلیج فارس؛ شناخت و حفاظت آن» که همزمان با دهم اردیبهشت، روز ملی خلیج فارس از سوی مرکز گردشگری علمی-فرهنگی دانشجویان ایران برگزار شد، حاضران به این موضوعات پرداختند.

در ابتدا حسین توفیقیان، عضو هیئت علمی پژوهشکده باستان‌شناسی نگاهی اجمالی و آسیب‌شناسانه به بنادر تاریخی خلیج فارس داشت و با نشان دادن تصاویری از تخریبی که در طول یک دهه گذشته در بنادر رخ داده، روند آسیب‌ها را بررسی کرد.
او درباره سیراف گفت: «سیراف از بنادری تاریخی است که مجموعه مفصلی از آثار را در خود جای داده است که از نظر باستان‌شناسی و ظرفیت گردشگری بسیار اهمیت دارد. اما ضروری است که مدیریت گردشگری به درستی انجام شود تا به این آثار و به‌خصوص دره لیرو که یکی از شاهکارهای خلیج فارس است، آسیبی وارد نشود.»
به گفته او دره لیرو مجموعه‌ای از گوردخمه‌های دوره ساسانی و تدفین‌های دوره اسلامی است که باستان‌شناسان از طریق بررسی آن می‌توانند به خوبی طبقات اجتماعی دوره ساسانی و اسلامی را تشخیص دهند و مطالعه کنند. همچنین در سیراف، دومین نقشی که از کشتی‌های تاریخی خلیج فارس وجود دارد شناسایی شد و این در حالی است که با کمبود چنین اسنادی درباره خلیج فارس به‌ویژه از دوره ساسانی مواجهیم.
تاریخ نایبند از دست رفته است
این باستان‌شناس زیر آب سپس به خلیج نای‌بند رسید که از اوایل دهه 80 که اولین بررسی‌ها را در آن انجام داده و در تمام این سال‌ها مراحل تخریب آن را دیده است. توفیقیان گفت: «میراث فرهنگی بوشهر با مسئله تصرف و سند گرفتن برای زمین‌ها روبه‌رو است. درباره بندر هزارمردم، نیز با مشکلی مشابه روبه‌رو شدیم که فردی ادعای مالکیت داشت و می‌گفت پدرش روی آن زمین کشاورزی ‌کرده است، اما آنجا تپه تاریخی بود و امکان نداشت. این داستان شامل خیلی از بنادر می‌شود و با گران شدن زمین، تصرف کردند، سند گرفتند و اکنون میراث فرهنگی در بسیاری موارد با اسناد رسمی رو‌به‌رو است.»
در اسلایدهای بعدی تصاویری ماهواره‌ای از آسیب‌هایی که آرام‌آرام به سواحل وارد شده دیده شد. توفیقیان گفت: «در سال‌های اخیر تقریبا 90 درصد بنادر را تصاحب کرده‌اند. در اوایل دهه 80 ، یک تاق تنها بخش تاریخی سر پای بندر نای‌بند بود که معتقدم متعلق به خانه عضدالدوله بوده است اما آن را هم از بین بردند. به این دلیل اکنون فقط بخش کوچکی از بندر نای‌بند را در کنار دریا داریم که ممکن است آن را هم تصرف کنند.»
اسلایدهای بعدی تصاویر بندر نای‌بند را در سال 1388 نشان می‌داد که فقط فنس کوچکی در آن کشیده بودند. «جلوی این روند را نگرفتند و در سال 95 کم‌کم زمین‌ها را تصاحب کردند و باغ و ویلا ساختند. سال 96 بخش شمالی آن طاق را ریختند و سال 1400 به عنوان آخرین بقایای معماری تاریخی بندر نای‌بند به‌طور کامل تخریبش کردند و در نهایت تاریخ این بندر از دست رفت.»
به گفته او آخرین وضعیت تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد جز 10 درصد بقیه‌ بندر نای‌بند تصرف شده. «در بندر حاره بساتین در نزدیکی نای‌بند نیز امروزه اثری باقی نمانده و فقط آثار بسیار مختصری کنار ساحل است که تپه‌ای بزرگ است و نتوانسته‌اند تسطیح کنند. اما باقی بازمانده‌های تاریخی این بندر حاره بساتین هم تبدیل به ویلا و باغ و زمین‌های مردم شده است.. در سواحل شرقی‌تر به بندر آپوستانا در پارسیان هرمزگان هم به جز اندک آثاری که کنار آب دارد (چند دستکند)، باقی تخریب شده و برای اهداف مختلف استفاده شده است.»
او سپس از بندر تیس در چابهار گفت؛ بندری ساسانی که یکی از نمونه‌های قلعه پرتقالی را دارد و در آن تدفین‌های چاله‌سنگی دوران ساسانی باقی مانده است. این باستان‌شناس گفت: «انجام مطالعات باستان‌شناسی زیر آب در چابهار ضروری است چون در ساحل اشیای سفالی پیدا کردیم.»
او اضافه کرد: «بندر دیگر در جزیره قشم است. رو‌به‌روی قلعه پرتقالی‌ها که اسکله مربوط به این قلعه بود را شهرداری تسطیح کرده و بدون توجه به هویت تاریخی این منطقه پارک درسته کرده است. محوطه اشکانی خوربس در قشم نیز در دهه 80 تخریب و تبدیل به یک مجموعه گردشگری کردند.»
توفیقیان در آخر ابراز امیدواری کرد که مدیریت کلان میراث فرهنگی و مدیریت استان فکری به حال بنادر کنند. «چون اینها بهترین اسناد ما درباره هویت خلیج فارس هستند. عرب‌ها که فقط چند نمونه از این بنادر را دارند به خوبی حفاظت کرده‌اند اما بازمانده‌های تاریخ ما در خلیج فارس به سرعت در حال نابودی‌ است. روند تخریب روز به روز جلو می‌رود و متوقف نشده است.»
20 سال باستان‌شناسی زیر آب در ایران
توفیقیان در بخش دیگر این نشست با اشاره به اینکه به‌طور کلی حدود 110 سال است که باستان‌شناسی زیر آب در دنیا آغاز شده گفت: «در ایران حدود دو دهه است که اولین گام‌ها برای باستان‌شناسی زیر آب برداشته شده و این روند یکنواخت نبوده است به طوری که فعالیت‌ها برای حدود 7-8 سال تعطیل شد. در این سال‌ها گروه ما تلاش کرد قواسی یاد بگیرد و با استفاده از تجارب میدانی، باستان‌شناسی زیر آب را بشناسد. همچنین کار میدانی محدود انجام دادیم و در نهایت سال 95 گروه پژوهشی باستان‌شناسی زیر آب در پژوهشگاه میراث فرهنگی تصویب شد.»
او در ادامه به ابزار تخصصی این کار اشاره کرد و به نمونه‌هایی از بسترهای بررسی شده و آثار یافته شده پرداخت؛ از جمله بررسی گروه باستان‌شناسی در دهه 80 در بندر تاریخی ریگ و یافتن سفال‌های اوایل اسلام و دوره سامانی، شناسایی شواهد تاریخی (ظرف‌ها، خمره‌های اژدری و لنگر سنگی) اوایل اسلام و اواخر ساسانی در محوطه‌ای رو‌به‌روی بندر بوشهر در سال 95، کشف آخرین بقایای جنگ سردار صفوی با پرتغالی‌ها در قلعه پرتغالی هرمز.
تغییر اقلیم و تاثیر آن بر حفاظت
شهرزاد امین‌شیرازی، عضو هیات علمی پژوهشکده حفاظت و مرمت آثار تاریخی-فرهنگی نیز در گفته‌های خود از تغییر اقلیم و تاثیر آن بر بازمانده‌های تاریخی حوزه فرهنگی خلیج فارس گفت. او با اشاره به عمر اشیای تاریخی گفت: «کار ما در پژوهشکده حفاظت و مرمت این است که سیر طبیعی زندگی اشیا و مواد فرهنگی را تا جای ممکن طولانی‌تر و در موارد نادر متوقف کنیم. هدف ما این است که به باستان‌شناسان و محققان زمان دهیم تا اطلاعات اشیا را استخراج و معنادار کنند و دانش جدیدی را خلق کنند.»
امین‌شیرازی ادامه داد: «ما می‌توانیم با بررسی‌های برآمده از کنولوژی به باستان‌شنایان کمک کنیم تا بتوانند تعبیر درست و دقیق‌تری از آن ماده داشته باشند و پازل اصلی تکمیل کنند و به نتیجه برسند.»
او سپس درباره اهمیت کار حفاظت و مرمت توضیح داد: «سرزمین ما خشک و نیمه‌خشک است و با وجود سواحل و آبراهه‌های بسیار، وسعت خشکی‌های ما گسترده‌تر است. ایران سرزمین خاک است و این باعث می‌شود حفاظت و مرمت آثار آن، حفاظت و مرمت خشک باشد. این میان برخورد با اشیای مرطوبی که از زیر دریا یا هر آبگیری می‌آید، متفاوت است.»
این کارشناس مرمت و حفاظت با بیان اینکه حوزه فرهنگی خلیج فارس به دریا و بسترهای فرهنگی در کنار رودخانه‌هایی که به این حوضه می‌ریزند را در برمی‌گیرد گفت:‌ «امروزه در پی تغییر اقلیم با تغییراتی با چهره زمین رو‌به‌رو هستیم که سبب بروز اتفاقات جدید و بی‌سابقه‌ای در عرصه‌های فرهنگی و مطالعات باستان‌شناسی و تاریخی شده است.»
به گفته او تغییر اقلیم سبب شده است که بعضی آثاری که در روال عادی عمر بیشتری داشتند، در اثر یک سیل، خشکیدن رودخانه، پیشروی آب ناشی از توفان‌های موسمی یا پسرفت آب تغییر کرده‌اند و امکان رویارویی با آثاری با ماهیت متفاوت که آمادگی برخورد با آنها را نداریم بیشتر شده است. او توضیح داد: «اینها آثاری است که جذب رطوبت باعث شده ماهیت برنامه‌ریزی برای آنها متفاوت باشد.»
او اضافه کرد: «اگر باستان‌شناسان بخواهند آثار زیر آب را بررسی کنند، ما باید پشتیبانی کنیم. و برای اینکه آمادگی داشته باشیم، نیازمند آموزش هستیم. و حوزه فرهنگی خلیج فارس مسئله فقط شناسایی دو، سه بندر تاریخی و محو شدن یک گورستان تاریخی نیست، مسئله هویت ملی است و آن چیزی است که تمامی ایران نگران آن است و برایش دغدغه داد.»
امین‌شیرازی با اشاره به این موارد عنوان کرد: «سابقه ما در مطالبات و پرونده‌ها و مناقشات بین‌المللی ثابت کرده که هر چه بیشتر پرونده‌ها را به پژوهش‌های علمی مستند کنیم، شانس برنده شدن ما بیشتر است. و بخشی از این مطالعات ناشی از همکاری ما و باستان‌شناسان در حوزه بررسی مواد تاریخی و فرهنگی به دست آمده از کاوش‌های علمی است. بنابراین جامعه حفاظت و مرمت باید آماده باشد تا هر زمان ادعایی درباره حوزه فرهنگی خلیج فارس مطرح شد، حرفمان را با قدرت به کرسی بنشانیم.»
عضو هیات علمی پژوهشکده حفاظت و مرمت آثار تاریخی-فرهنگی در پایان گفت: «میراث خلیج فارس مثل خود خلیج زنده و پویاست و منحصر به باستان‌شناسی نیست. باید متوجه باشیم سنت‌ها، آداب و هنر و صنایع دستی هم بخش عمده‌ای از میراث خلیج فارس است و باید این حوزه را گسترده‌تر دید.»

در آستانه تولد توله‌های «ایران» و «فیروز»

معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی گفت: پیش‌بینی می‌شود حدود روز ۱۰ اردیبهشت ماه توله‌های ایران – یوزپلنگ مرکز تکثیر یوز آسیایی پارک ملی توران – متولد شوند البته یکی دو روز تاخیر و یا تعجیل طبیعی به نظر می‌رسد.
حسن اکبری عنوان کرد: قبلا بارداری قطعی یوزپلنگ در اسارت را اعلام نکرده بودیم اما علائم ظاهری نشان از بارداری قطعی یوز ایرانی دارد و امیدواریم زایمان موفقی داشته باشد.
معاون محیط زیست طبیعی که پیش‌بینی کرده بود دیروز (10 اردیبهشت) زایمان اتفاق بیفتد ادامه داد: چنانچه تاخیر جزئی در زایمان داشته باشیم، طبیعی است. در حال حاضر کنترل وضعیت یوز با دوربین مداربسته توسط تیم دامپزشکی در جریان است.
او افزود: در صورت زایمان موفق، این نخستین بار در جهان است که یوز آسیایی به‌صورت طبیعی در اسارت باردار و موفق به دنیا آوردن توله می‌شود.
به گفته اکبری در صورت سالم ماندن توله‌ها، می‌توانیم جمعیت یوز پلنگ را در شرایط نیمه ‌اسارت داشته باشیم که کمک بسیار بزرگی به حفظ ژن این گونه در خطر انقراض می‌کند.
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی سازمان حفاظت محیط زیست، اکبری با اشاره به اینکه کمتر از ۲۰ قلاده یوز در هفت استان سمنان، کرمان، یزد، خراسان رضوی، خراسان شمالی و خراسان جنوبی – که زیستگاه اصلی یوز هستند – تا به امروز مشاهده شده است، تصریح کرد: یوزها در هر بارداری دو تا شش توله به دنیا می‌آوردند و هر چند این فرآیند به نوبه خود برای حفظ این گونه مهم از نظر ژنتیکی بسیار اهمیت دارد اما در کنار این اقدام، همچنان اولویت کاری سازمان حفاظت محیط زیست برنامه‌ریزی برای پایش و حفاظت از زیستگاه‌های طبیعی یوز در کشور است.

استحصال آب روشی پایدار برای کاهش دما

استحصال آب به جمع‌آوری و ذخیره کردن رواناب‌های سطحی مانند باران و سیل در سطحی از زمین (حوضه آبریز) می‌گویند تا از آن برای مصارف کشاورزی، انسان و حیوان استفاده شود. تاریخچه استحصال آب در کشورهایی که آب و هوای خشک و نیمه‌خشک دارند به ۳۰۰ سال قبل از میلاد مسیح برمی‌گردد و کشاورزان ایران، پاکستان، افغانستان و هند سال‌هاست که برای کشاورزی و دیگر مصارف خود از این روش استفاده می‌کنند. در وبیناری با حضور محققان آزمایشگاه استحصال آب دانشگاه فلورانس، آنها از یافته‌هایشان در این حوزه گفتند.

گرمایش کره زمین که معضل تغییر اقلیم را به‌وجود آورده منجر به شدت‌گرفتن بلایایی طبیعی در جهان شده است. خشکسالی، از یک سو باعث‌ کاهش بارندگی سالیانه و افزایش دما به ویژه در کشورهای آفریقایی و خاورمیانه شده و از سوی دیگر در بقیه نقاط جهان، توفان و سیلاب‌های شدیدتری به راه افتاده است. محققان آزمایشگاه استحصال آب در دپارتمان کشاورزی، مواد غذایی،‌ محیط زیست و جنگل‌داری دانشگاه فلورانس ایتالیا از سال ۲۰۱۷ شروع به تحقیق و مدل‌سازی سیستم‌های استحصال آب باران در برخی از مناطق دنیا کرده‌اند.
افزایش تولید محصولات کشاورزی و کاهش دمای زمین
مشاهدات این محققان نشان می‌دهد استحصال آب می‌تواند به کاهش دمای مناطق خشک و نیمه‌خشک کمک کند و به افزایش رشد محصولات و تولید مواد غذایی کمک کند. در به‌کارگیری از استحصال آب محدودیت‌هایی وجود دارد. مثلا سنجش تاثیرات ذخیره‌سازی آب بدون در نظر گرفتن میزان حاصلخیزی خاک امکان‌پذیر نیست.
در وبیناری که انجمن علمی سامانه‌های سطوح آبگیر باران ایران با محققان آزمایشگاه استحصال آب دانشگاه فلورانس برگزار کرد به این نکته اشاره شد که با وجود پیشینه طولانی استحصال آب در ایران اما به دلیل نبود اطلاعات کافی از جمله تاثیرات اقتصادی-اجتماعی آن بر مردم و کشاورزان مناطق مورد نظر و همچنین داده‌هایی مانند میزان فرسایش خاک باعث شده تا مدل‌سازی استحصال آب با مشکلاتی مواجه باشد. این شیوه می‌تواند به درک پتانسیل بزرگ جهان برای افزایش محصولات کشاورزی کمک کند. لوییجی پیمونتسه، دکترای علوم و منابع آبی پایدار از دانشگاه سوئد و یکی از محققان آزمایشگاه فلورانس در پاسخ به سوال «پیام ما» مبنی بر کارآمد بودن سیستم استحصال آب در ایران و تاثیر آن بر شیوه‌های کشاورزی در آینده گفت که می‌داند این پتانسیل در ایران وجود دارد که بتوان با این سیستم میزان محصولات کشاورزی را افزایش داد، اما تخمین دقیق آن نیاز به اطلاعات دقیق‌تری دارد. تحلیل این داده‌ها کمک می‌کند تا بتوان آینده شیوه‌های کاربردی کشاورزی را مدل‌سازی کرد تا با اعمال سیاست‌گذاری‌های موثر و کارآمد جلوی ضرر و زیان کشاورزان و همچنین گرمایش کره زمین را گرفت.
استحصال آب راهی برای کشاورزی پایدار
استحصال آب در مفاهیم مختلف اکولوژیکی-اجتماعی، روشی ارزشمند در جهت پایدار کردن کشاورزی فشرده است. برآوردهای جهانی از پتانسیل استحصال آب به‌طور کلی مبتنی بر ارزیابی‌های صرفا بیوفیزیکی است و عمدتا در آنها بعد اقتصادی-اجتماعی کشاورزی در نظر گرفته نشده. این غفلت به مشکل اصلی در امکان‌سنجی و کارآمدی این سیاست و تلاش‌های برای سرمایه‌گذاری در جهت جریان بخشیدن به آن تبدیل شده است.
النا برشی، دانشیار دانشگاه فلورانس ایتالیا است که در زمینه مدیریت منابع آبی در مناطق خشک و نیمه خشک فعالیت و تحقیق کرده. او به همراه جولیو کاستلی سال ۲۰۱۷ آزمایشگاه استحصال آب را در دپارتمان کشاورزی، غذا، محیط زیست و جنگل‌داری تاسیس کردند. آنها در این وبینار درباره پروژه‌های مختلف خود و مدل‌سازی‌های موفق استحصال آب در ۸ کشور جهان گفتند. علاقه اصلی برشی منابع آبی است و کار خود را از تز دکتری درباره استحصال آب در سال ۱۹۹۹ شروع کرده که نتایج این تحقیقات خود را نیز در کنفرانسی در ایران ارائه کرده است.
جمع‌آوری آب باران کمک می‌کند در زمان و مکان‌های موردنیاز کمبود آب را جبران کرد. آزمایشگاه دانشگاه فلورانس به منظور توسعه تحقیقات در زمینه اجرای جمع‌آوری آب، مدیریت آب باران از طریق سامانه اطلاعات جغرافیایی یا GIS و همکاری‌های بین‌المللی به ویژه در مناطق خشک، نیمه‌خشک و آسیب‌پذیر تشکیل شده است. محققان در این آزمایشگاه درباره میزان مشارکت برای طراحی و مدیریت سیستم‌های جمع‌آوری آب، اثرات استحصال آب بر اکوسیستم و خرد اقلیم، سیستم‌های کشاورزی بر پایه سیلاب‌ها، درگیری بر سر آب و راه‌حل‌های مبتنی بر طبیعت متمرکزند. در میان پروژه‌هایی از سال ۲۰۱۷ شروع شده ۸ پروژه کاملا به اتمام رسیده‌اند؛ از جمله پروژه‌هایی در در گواتمالا، بولیوی، آفریقا از جمله سنگال و نیجر، نپال و ایتالیا.
مدل‌سازی جهانی
در ادامه جولیو کاستلی، یکی دیگر از محققان این آزمایشگاه درباره سه پروژه فنی این تیم تحقیقاتی صحبت کرد و از جزئیات بررسی پتانسیل جهان برای جمع‌آوری آب باران گفت. محققان دانشگاه فلورانس از آنالیز سنجش از راه دور استفاده می‌کنند تا روش‌های ذخیره آب را بررسی کنند. یکی از پروژه‌های قابل توجه این تیم تحقیقاتی در اتیوپی اجرا شده است. این پروژه جمع‌آوری آب طی یک سال اجرا شد. محققان شاخص ذخیره‌سازی آب و شاخص دما را قبل و بعد از ذخیره‌سازی آب را اندازه‌گیری کردند تا متوجه شوند که استحصال آب چه تاثیری روی اقلیم آن منطقه دارد. نتایج به طور کلی نشان می‌دهند که ذخیره‌سازی آب منجر به کاهش دمای منطقه مورد نظر می‌شود. در واقع نشان می‌دهد که استحصال آب جدا از تمام مزیت‌های آشکار آن، می‌تواند روی اقلیم محلی تاثیر بگذارد.
کاستلی در ادامه به استحصال سیلاب‌ها نیز اشاره کرد. او گفت که مدل‌سازی برای استحصال سیلاب‌ها در اتیوپی نیاز به مشارکت بومیان این منطقه داشت. استحصال آب روشی سنتی است و کشاورزان اطلاعات بسیاری درباره آن دارند. بنابراین طراحی سیستم استحصال آب و مدل‌سازی آن نیاز به اطلاعات دقیق کشاورزان محلی دارد.
ذخیره‌سازی سیلاب‌ها علاوه بر تامین آب موردنیاز کشاورزان، از جاری شدن سیل و نابودی محصولات جلوگیری می‌کند.
آیا استحصال آب می‌تواند ضد محیط زیست باشد؟
پاسخ بستگی به نوع اختلالی دارد که انسان در اکوسیستم وارد می‌کند. به گفته کاستلی اثر تغییر اقلیم در تمام دنیا یکی نبوده است. مثلا در بیشتر خاورمیانه خشکسالی با سرعت بیشتری رخ داده و تغییر اقلیم خود را در آمریکا به شکل دیگری نشان داده است.
در پایان این وبینار، لویجی پمونتسه، دکترای علوم پایدار و منابع آبی پایدار در دانشگاه سوئد و یکی دیگر از محققان آزمایشگاه دانشگاه فلورانس درباره استفاده از شیوه‌های مدرک‌محور برای درک پتانسیل جهان در استحصال آب و افزایش محصولات کشاورزی صحبت کردند. پمونتسه می‌گوید که آنها به دنبال تخمین پتانسیل جهانی برای استحصال آب و افزایش تولید مواد غذایی در جهان در مناطقی بودند که شرایط اکولوژیکی-اجتماعی مشابهی دارند.
آنها همچنین به دنبال اطلاعات بیشتر از ایران هستند تا بتوانند از آن در نقاط دیگر خاورمیانه با آب و هوای مشابه استفاده کنند.
به گفته پمونتسه محققان به دنبال پر کردن شکاف‌های جغرافیایی به ویژه در آمریکای جنوبی اروپا و خاورمیانه‌اند. گزارش دقیق‌تر از مزایای اقتصادی- اجتماعی استحصال آب مزیتی است که اجازه ادامه تحقیقات روی موضوعات گسترده‌تری را می‌دهد.

حصارکشی یعنی کاهش فضای عمومی برای شهروندان و شکل‌گیری خشم پنهان

شورای شهر تهران همچنان از طرح تفکیک جنسیتی در پارک‌های پایتخت دفاع می‌کند و این در حالی است که ۲ عضو پیشین شورای شهر در نشستی مجازی به نقد این سیاست پرداختند.سوده نجفی از اعضای دوره ششم شورای شهر تهران در گفت‌وگو با ایسنا گفته است‌: بوستان‌های مادر و کودک در تمامی دنیا وجود دارد و این اقدام شهرداری که بسیار قابل تقدیر است نه تنها نشان از تبعیض بین زن و مرد ندارد؛ بلکه توجه به نیاز و جایگاه مادر و کودک است.این در حالی است که «الهام فخاری» و «زهرا نژادبهرام» دو زن عضو شورای شهر تهران در دوره پنجم این اقدام شهرداری پایتخت را نقد می‌کنند و آن را برخلاف مصالح خانواده و گفت‌وگوی میان شهروندان می‌دانند.کمیته زنان و صلح انجمن علمی مطالعات صلح ایران که میزبان گفت‌وگوی مجازی نژادبهرام و فخاری بود در اینستاگرام تصمیم شهرداری مبنی بر تفکیک جنسیتی در پارک‌ها را به بحث گذاشت.
زهرا نژادبهرام که پیشتر عضو کمیسیون معماری و شهرسازی دوره پنجم شورای شهر بود با اشاره به تعداد محله‌های پایتخت در این نشست گفت:تفکیک جنسیتی در پارک‌ها از دو زاویه بحث جدی و نگران‌کننده‌ای است.اول اینکه تفکیک جنسیتی بدون مبنای قانونی و بدون مصوبه شورای شهر که محل قانونگذاری برای مسائل شهری است، است.حدود ۳۵۲ محله در تهران داریم که قرار است در حدود ۲۰۰ بوستان محلی جداسازی و حصارکشی شود، به این معنا که مادران و کودکان بتوانند از این فضا استفاده کنند.
نژادبهرام که تجربه حاصل از بافت‌گردی‌های خود در دوره پنجم از محله‌های مختلف تهران را در قالب کتابی تحت عنوان «بافت‌گردی»منتشر کرده است در بخش دیگری از انتقاد خود به تصمیم تفکیک جنسیتی در پارک‌ها و محله‌ها افزود: در حال حاضر، ۵ پارک بزرگِ متعلق به بانوان در سطح شهر داریم؛ همچنین در هر محله شهربانوهایی وجود دارد که زنان می‌توانند از این فضاهای اختصاصی استفاده کنند با این شرایط به نظر می‌رسد به کار بردن واژه زنان و کودکان، بیشتر از اینکه دغدغه برای آن باشد، شکاف‌های اجتماعی و خانوادگی را بیشتر می‌کند.در فضایی که هر محله شاید یک یا دو بوستان ۵۰۰ تا هزار متری دارد، حصارکشی در این منابع محدود یعنی کاهش فضای عمومی برای شهروندان و شکل‌گیری نوعی خشم پنهان که در دراز مدت صلح اجتماعی را به خطر می‌اندازد.
این تحصیلکرده علوم‌سیاسی همچنین افزود:وظیفه مدیریت شهری این است که برای کاهش خشونت‌های نهفته شهری در راستای ماموریت خود بتواند منابع را به طور عادلانه تقسیم کند؛ تا نقش خود را در صلح اجتماعی که از دهه ۹۰ میلادی در عرصه تعاملات اجتماعی وارد شد و بستری برای توسعه شهری است، ایفا کند.
این فعال سیاسی کشور در بررسی بخش دوم نقد خود به تفکیک جنسیتی در فضاهای شهری افزود:پرسشی باید پاسخ داده شود و آن اینکه آیا زنان از این فضاها به نحو مطلوب استفاده می‌کنند و این فضاها را بستر تعامل خود می‌دانند؟ آیا این طرح پیوست مطالعاتی و پژوهش میدانی دارد یا اینکه سلیقه‌ای اعمال می‌شود؟
عضو پیشین شورای شهر تهران تأکید کرد:ما باید تلاش کنیم میزان گفت‌وگو، تعامل و استحکام خانوادگی را تقویت کنیم نه اینکه در عمق محلات برویم و انحصار را برای یک گروه و جنسیت خاص ایجاد کنیم.
نژادبهرام با طرح این پرسش از مسئولان شهری که به اسم امنیت و حمایت از زنان چه می‌کنید؟ افزود:اگر دغدغه شما امنیت و حمایت از زنان است که«سند امنیت زنان در شهر»در دوره پنجم شورا توسط دکتر حناچی رونمایی شد.سندی که پس از مطالعات علمی و بررسی‌های فراوان، از اجماع نسبی زنان فعال در عرصه‌های دولتی و غیردولتی را داشت و ابعاد مختلف امنیت برای زنان را در برمی‌گرفت و در خاورمیانه نخستین الگو بود.این چنین است که می‌توان الگوی کلان‌شهرهای جهان اسلام شد نه با حصارکشی!
او همچنین تأکید کرد:ما باید علایق و منافع همه زنان را در نظر بگیریم.برای زنانی که علاقمند به استفاده از فضاهای اختصاصی هستند که منابع و امکانات موجود است، پس چرا باید چهره و منظر محلات را دچار آشفتگی و تفکیک کنیم؟
دیگر شرکت کننده در برنامه کمیته زنان و صلح انجمن علمی مطالعات صلح ایران الهام فخاری عضو کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر پنجم بود.او با اشاره به اینکه این طرح سلیقه‌ای و با استفاده از اختیارات مدیریتی ابهامات فراوانی دارد دیدگاه خود را توضیح داد: رویه قانونی این تصمیم زیر سؤال است.در ارتباط با این طرح نه اعضای شورا پرسشی کرده‌اند و نه کسی پاسخگو است.بوستان‌ها از جمله فضاهای عمومی و مشاعات عام شهری هستند که وقتی در آن مانع ایجاد می‌کنیم،‌ عموم از حق اساسی شهروندی خود محروم می‌شوند.
این تحصیلکرده روانشناسی در بخش دیگری از انتقادات خود به طرح تفکیک جنسیتی در پارک‌های تهران گفت: باید میان دیوارکشی در بوستان‌ها و بوستان‌های اختصاصی بانوان تفکیک قائل شویم.بوستان‌های اختصاصی اولین بار در ۱۹۱۳ میلادی در ایالت مونتانا امریکا، با رویکرد تبعیض مثبت برای زنان به وجود آمد.در ادوار مختلف مدیریت شهری با الگوبرداری از این نمونه‌ها و بو‌می‌سازی آن بر اساس فرهنگ اسلامی-ایرانی تصمیم گرفته شد، فضاهای اختصاصی برای زنان به سایر فضاهای شهری افزوده شود که زیرساخت خوبی هم به آن اختصاص داده شد.اما این مسأله بسیار متفاوت است با اینکه فضاهای کوچک و محدودی که متعلق به عموم است را حصارکشی کنیم.عضو پیشین شورای پنجم همچنین افزود: متاسفانه در همه ادوار مدیریت شهری، برای ارزیابی و ارزشیابی طرح‌ها و تصمیم‌ها، تحقیقات مستقل و علمی وجود نداشته و ندارد.این امر در مورد مراکز اختصاصی بانوان هم صادق است.ما باید ابتدا کارایی مراکز بانوان را شناسایی و سپس آسیب‌شناسی کنیم تا بتوانیم آنها را بهینه کنیم.نه اینکه بدون تحقیق و آسیب‌شناسی مراکزی که وجود دارد به طور سلیقه‌ای، عملی را انجام دهیم که قطعا در دراز مدت به ضرر همگان خواهد بود.
فخاری با اشاره به اینکه تهرانی که ادعای الگوی کلان‌شهر جهان اسلام را دارد بهتر این است که به صدر اسلام و سیره پیامبر رجوع کند.آیا در آن زمان فضاها تفکیک جنسیتی داشته؟ افزود:اسلام دین برابری و برادری است نه دین غیریت‌سازی.طرح تفکیک جنسیتی نه تنها تامین کننده منافع زنان شهر نیست بلکه با تمامی مصادیق شهر دوستدار کودک که تهران ملزم به رعایت آن است، ناسازگار است.

یک گام برای اصلاح بهای برق

| پیام‌ما | بهارستان‌نشینان در دهمین روز اردیبهشت همزمان با روز صنعت برق در تقویم موادی از طرح توسعه و مانع‌زدایی از صنعت برق کشور را به تصویب رساندند.به نظر می‌رسد نمایندگان مجلس با مصوبه مواد طرح توسعه و مانع‌زدایی گامی در جهت واقعی‌شدن بهای برق برداشته‌اند.

نمایندگان مجلس یازدهم در حالی که ۲۹ فروردین امسال کلیات طرح توسعه و مانع‌زدایی از صنعت برق کشور را به تصویب رسانده بودند به بررسی موادی از آن پرداخته و ضمن اصلاح یا تغییر آن‌ها را مصوب کردند. گرچه مواد به تصویب رسیده در صحن مجلس با مواد طرحی که به همین نام در تاریخ ۲۷ تیر ۱۴۰۰ اعلام وصول شده بود متفاوت است اما مواد مطرح شده در صحن می‌تواند نویدبخش تغییراتی در وضعیت صنعت برق باشد.
این در حالی است که نمایندگان مجلس نهم نیز طرحی تحت عنوان «طرح حمایت از صنعت برق»در سال ۱۳۹۲ به تصویب رسانده بودند که نهایی شدن آن تا سال ۱۳۹۴ به طول انجامید. حال باید دید این طرح که به هنگام اعلام‌ وصول ۱۶ ماده داشته می‌تواند نوشدارویی برای زخم کهنه صنعت برق باشد؟
حذف تدریجی قیمت‌گذاری
براساس آنچه در ماده ۱۲ این طرح آمده و به تصویب نمایندگان رسیده قیمت‌گذاری انرژی در زنجیره تولید تا مصرف به تدریج حذف می‌شود. در این ماد: وزارت نیرو مکلف است با همکاری وزارت نفت و سازمان برنامه و بودجه کشور برنامه حذف تدریجی قیمت گذاری انرژی در طول زنجیره تولید، انتقال و توزیع برق و انتقال یارانه به انتهای زنجیره قبل از عرضه به مصرف کننده نهایی را ظرف سه ماه از تاریخ لازم‌الاجرا شدن این قانون تهیه کند و به تصویب هیأت وزیران برساند. ۱۰۰درصد منابع حاصل در قالب لوایح بودجه سنواتی صرفاً برای حمایت از طرح‌های بهره‌وری انرژی هزینه می‌شود.
در ماده ۱۱ این طرح که دیروز به تصویب نمایندگان رسید نیز آمده است:وزارت نیرو مکلف است سالیانه فهرست تجهیزات و ماشین آلات تولید برق مورد نیاز کشور بر اساس مجوزهای صادره که در داخل کشور تولید نمی شوند یا نیاز کشور را تأمین نمی کنند را به کارگروه موضوع تبصره (1)ماده (16)قانون حداکثر استفاده از توان تولیدی و خدماتی کشور و حمایت از کالای ایرانی مصوب 15 /2 /1398 اعلام و مجوز واردات آنها را مشابه ماشین آلات تولیدی اخذ کند. وزارت نیرو مکلف است حمایت‌های لازم را برای بومی سازی این تجهیزات با استفاده از توان داخلی ظرف دو سال از تاریخ لازم الاجرا شدن این قانون انجام دهد.در بخش دیگری از مواد مصوب این طرح دولت مکلف به افزایش سالانه هزار مگاوات به ظرفیت تولید انرژی تجدیدپذیر و برق آبی شد.
تعویض کولرها
یکی از تغییراتی که وزیر نیرو دولت دوازدهم بر آن تاکید کرده بود تعویض کولرهای گازی قدیمی بود. کولرهای گازی قدیمی مصرف برق بالایی دارند و دولت می‌تواند از محل تعویض و جایگزینی این کولرها و کاهش مصرف برق و در نتیجه آن کاهش مصرف گاز در نیروگاه‌ها به بهبود وضعیت مصرف بپردازد. این موضوع در ماده یک طرح یاد شده تصریح شده بود که نمایندگان آن را تصویب کردند. در ماده (1)این لایحه آمده است؛ دولت از طریق وزارت نفت مکلف است سوخت صرفه‌جویی شده یا مصرف نشده حاصل از اجرای طرح‌های بهینه سازی را معادل متوسط بازدهی نیروگاه های حرارتی محاسبه کند و این سوخت را بر اساس ساز و کار ماده (12)قانون رفع موانع تولید رقابت‌پذیر و ارتقای نظام مالی کشور مصوب 1/2/1394 به سرمایه‌گذاران معرفی شده توسط وزارت نیرو تحویل دهد و یا معادل ریالی آن را پرداخت کند.وزارت نیرو مکلف است طرح های فوق الذکر را با اولویت کولرهای آبی و گازی، سامانه‌های روشنایی و کاهش تلفات شبکه برق، به نحوی سیاست گذاری کند که سالانه حداقل یک درصد از شدت مصرف برق کشور را کاهش دهد.
در جلسه روز شنبه مجلس نمایندگان موادی از این طرح را مصوب کرده که در آن میزان تعرفه مشترکان خانگی با مصرف بالاتر از الگوی مصوب برق تعیین شد. همچنین ماده دیگر این طرح تأکید کرده وزارت صمت موظف است فرآیند اخذ گواهی و برچسب انرژی را برای کلیه صنایع پیاده سازی کند و بر مبنای آن در راستای بهبود بهره وری انرژی اقدام کند.همچنین شرایط واردات تجهیزات تولید برق مشخص و وزارت نیرو در مواردی موظف به بومی‌سازی شد.
اشاره به بورس انرژی
یکی از مسائلی که در سال‌های اخیر مطرح شده ولی به دلیل دخالت دولت در قیمت‌گذاری توفیقی نداشته است بحث بورس انرژی و عرضه برق در آن است.نمایندگان با تصویب ماده ۴ این طرح بار دیگر بر عرضه برق در این بورس تأکید کردند.
در ماده 4 طرح نیز آمده است؛ وزارت صنعت، معدن و تجارت از طریق صنایع انرژی‌بر موضوع ماده (3)این قانون مکلف است برای تامین برق پایدار مشترکان صنعتی، حداقل ۹ هزار مگاوات نیروگاه حرارتی با بازدهی حداقل پنجاه و پنج درصد و هزار مگاوات نیروگاه تجدیدپذیر و پاک تا پایان سال 1404 از محل منابع داخلی صنایع مذکور احداث کند. در صورت عدم احداث، تامین برق این صنایع در ماه‌های گرم سال در اولویت وزارت نیرو قرار نمی‌گیرد.وزارت نیرو مکلف است از تامین برق این صنایع پشتیبانی و برق تولیدی مازاد آنها را منتقل کند.برق مازاد نیروگاه‌های فوق در بورس انرژی و یا به صورت قرارداد دو جانبه قابل فروش است.وزارت نفت مکلف است با هماهنگی وزارت نیرو سوخت مورد نیاز نیروگاه‌های مذکور را تامین کند.
الگوی مصرف ماهانه
موضوع دیگری در این طرح مورد تصویب قرار گرفته بحث اصلاح الگوی مصرف برق است. در ماده 6 این طرح که نمایندگان آن را تصویب کردند آمده است: الگوی مصرف ماهانه برق خانگی متناسب با شرایط اقلیمی، معادل سطحی از مصرف تعریف می شود که هفتاد و پنج(75)درصد مشترکان خانگی آن اقلیم در دوره مشابه سال قبل کمتر از آن مصرف کرده اند.وزارت نیرو مکلف است ظرف یک ماه از تاریخ لازم‌الاجرا شدن این قانون، اعمال تعرفه مخفف به مصارف خانگی را در قالب الگوی افزایشی -پلکانی (آی-بی-تی)برای مشترکان خانگی با مصرف پایین تر از الگوی مصرف محدود کند و به مصارف بالاتر از الگو، یارانه اختصاص ندهد.
تعرفه برق مشترکان خانگی با مصرف بالاتر از الگوی مصوب، برای میزان مصارف کمتر از الگو، مازاد بر آن تا یک و نیم برابر، مازاد بر آن تا دو و نیم برابر و میزان مصارف بیش از دو و نیم برابر به ترتیب با ضریب نیم (5 / 0)، یک و نیم (5 / 1)، دو و نیم (5 / 2) و پنج (5)برابر هزینه تامین برق(متوسط نرخ قراردادهای خرید تضمینی برق از نیروگاه های حرارتی در سه سال قبل به علاوه هزینه انتقال برق و هزینه سوخت با تعرفه نیروگاهی)محاسبه و دریافت می شود.

رواج ناصلح در فضاهای شهری

انسان وقتی به کمال می‌رسد که نیمه‌ی مردانه و نیمه‌ی زنانه او به تعادل و هماهنگی برسند.
کارل گوستاو یونگ
شهر به مثابه بستر و جلوه‌گاه حضور جامعه انسانی، ارتباطی دوجانبه و معنادار با زندگی انسان دارد. به عبارتی انسان و فضا رابطه مکمل و تامی با یکدیگر برقرار می‌کنند. از یک‌سو اجتماع انسانی به فضا شکل می‌دهد و طی نسل‌ها فضا را بازتولید و ترمیم می‌کند؛ از دیگر سو ویژگی‎ها و کیفیات یک فضا هویت انسانها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. یعنی می‌تواند به آنها احساس خوشایند بدهد یا آنها را دچار سردرگمی کند و موجبات بروز تبعیض و انحراف را به وجود آورد.

از این‌روست که در ادبیات جهانی برنامه‌ریزی و مدیریت شهری از دهه ۱۹۷۰ به بعد، لزوم دسترسی و استفاده از فضاها و امکانات شهری با فرصت‌ها و شرایط برابر برای همه شهروندان از اصول پایه است. در این رویکرد فضاهای شهری باید در توسعه عدالت اجتماعی راهگشا باشند. چرا که فضاها حقایق اجتماعی را بازتاب می‌دهند و بر روابط اجتماعی تأثیر می‌گذارند، در نتیجه عدالت و بی‌عدالتی نمود فضایی می‌یابد. به منظور رسیدن به عدالت اجتماعی، اعتنا به عدالت جنسیتی از بایسته‌هاست و از این‌روست که در دهه‌های اخیر رابطه برنامه‌ریزی و جنسیت به یک گفتمان اساسی در شهرسازی بدل شده است. گفتمانی که بازتولید فضاهای شهری و ایجاد فرصت‌های برابر برای همگان در زندگی شهری را تضمین می‌کند. گفتمانی که ماحصل آن صلح اجتماعی و هم‌افزایی میان تمامی شهروندان است.در این پارادایم جهانی، تهران با ادعای کلان‌شهر الگوی جهان اسلام، خلاف جهت پارادایم جهانی، طرحی ناصلح را به نام زنان و کودکان دنبال می‌کند. طرحی که به بازتولید ناصلح فضاهای شهری دامن می‌زند و شکافی عمیق میان اسناد بالادستی و حوزه عملیاتی مدیریت شهری ایجاد می‌کند. جداسازی بوستان‌های پایتخت به بهانه تامین امنیت زنان، علاوه بر مشکلات روزمره، پیامدهای دراز مدت فرهنگی به دنبال دارد. بی‌شک طرح جداسازی بوستان‌ها، شهروندان را دچار آشفتگی رفتاری می‌کند و خانواده‌ها را چندپاره می‌سازد.به استناد کدام تحقیق میدانی و مطالعاتی، امنیت زنان در شهر در گرو جداسازی و تفکیک است؟آیا برازنده الگوی کلان‌شهر جهان اسلام، منظر زمخت شهری است که خشونت پنهان را ترویج می‌کند؟چرا شاخص‌های فضای امن شهری برای زنان از سوی مدیران شهری اعلام نمی‌شود؟آیا مدیران شهری میان امنیت عینی و امنیت ذهنی زنان تفکیکی قائل هستند؟ یا اینکه فقط رسالت خود را در کالبد شهری یافت می‌کنند؟ فراموش نکنیم که زیباترین، امن‌ترین و صلح‌آمیزترین فضاهای شهری، آنهایی هستند که احساس خانواده و پیوستگی را در انسان تقویت می‌کنند، جایی که تمام ارزش‌های فرهنگی و آموزش‌های زندگی اجتماعی در تعامل با زنان و مردان و فرزندان آنها به ظهور و شکوفایی می‌رسد. فراموش نکنیم که جداسازی و تفکیک جنسیتی فضاهای شهری به مثابه مرگ زندگی و ناصلح در پیکره شهر است.

توقف تخریب المان تاریخی سبزه میدان قزوین

پیام ما | کارگران به جان پایه ستون میدان آزادی قزوین افتاده بودند. اهالی شهر قزوین صدای تخریب را ۵ شب پیش شنیده بودند. درست در آستانه ورود ابراهیم رئیسی، رئیس جمهوری به استان قزوین، تصاویری از تخریب پایه ستونی که پیش از انقلاب مجسمه محمدرضا پهلوی روی آن سوار بود، در فضای مجازی و گرو‌ه‌های مردمی منتشر شد. تصاویری که نگرانی فعالان میراث فرهنگی را به همراه داشت. یک فعال میراث فرهنگی در استان قزوین می‌گوید مرمت و بهسازی سبزه میدان قزوین به عهده سازمان بهسازی و نوسازی شهرداری قزوین بوده و این پایه ستون‌ هم به دستور این نهاد در حال تخریب بود.
هفته گذشته بود که تصاویری از تخریب المان تاریخی سبزه میدان قزوین منتشر شد. پایه ستونی متعلق به دهه سی قرن پیشین که پیشتر مجسمه محمدرضا شاه روی آن قرار گرفته بود. مجسمه شاه فقید اینا تا دوران مبارزات مردمی در دوران انقلاب اسلامی روی این ستون بنا شده بود. ۲۶ دی ماه سال ۵۷ ماموران حکومت نظامی با این توجیه که مجسمه از سوی مردم سرنگون نشود، شبانه مجسمه را جابه‌جا کردند. یک پژوهشگر میراث فرهنگی می‌گوید از آن تاریخ به بعد یعنی حدود ۴۰ سال این پایه ستون در سبزه میدان قزوین وجود داشته است. محمد حسن سلیمانی به «پیام ما» می‌گوید مردم شهر این پایه ستون را به نوعی نماد مبارزات مردم قزوین می‌دانند: «در جریان بهسازی سبزه میدان که همین اواخر توسط سازمان بهسازی و نوسازی شهرداری قزوین صورت گرفت، علی‌رغم نوسازی و افتتاح و طرح جدید در سبزه میدان، این المان همچنان وجود داشت.» درباره چرایی تخریب این ستون‌ها توضیحی داده نشده است و رسانه‌های محلی در این باره تنها حدس و گمان‌هایی می‌زنند. پنج شنبه، ۸ اردیبهشت اما مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان قزوین توضیحاتی کلی ارائه کرده است و گفته این نماد بتنی مربوط به دوران معاصر بوده و در فهرست آثار ملی ثبت نشده است. علیرضا خزائلی به ایرنا گفته است این سازه با استفاده از مصالح بتنی ساخته شده و مربوط به دوره پهلوی دوم است. و طرح ساماندهی میدان آزادی (سبزه میدان) به عنوان بخشی از طرح دولتخانه صفوی در سال‌های اخیر اجرا شده‌ است.سلیمانی اما به ماجرا اینگونه نگاه نمی‌کند، او می‌گوید این ستون‌های بتنی در واقع نماد تاریخ معاصر شهر است: «آنچه مد نظر ماست این است که این بنا در واقع نمادی مربوط به خاطرات جمعی ماست، اینکه میراث فرهنگی می‌گوید این ستون ثبت در آثار ملی نیست، قابل پذیرش نیست. بسیاری چیزها ثبت در آثار تاریخی ما نیست و این دلیلی بر نابودی آن‌ها نیست. مهم‌ترین مساله‌ از نظر ما فعالان میراث فرهنگی این است که این پایه ستون در واقع نمادی از مبارزات علیه دیکتاتوری رژیم پهلوی است. این را نابود کردن، یعنی نابود کردن بخشی از هویت تاریخی مردم ما.»
او می‌گوید این المان حتی از نظر زیبایی شناسی هم قابل توجه بود و حتی اکنون که نیمه مخروبه شده هم اثر فاخری است: «شهرداری قزوین در طول ۴۳ سال گذشته نتوانسته یک اثر به زیبایی این اثر که ۶۶ سال از عمر آن می‌‌گذرد در پارک‌ها و تقاطع‌های شهر ایجاد کند.» به گفته این فعال میراث فرهنگی حالا بخشی از این بنا به صورت دستوری تخریب شد. او می‌گوید هفته گذشته اهالی به محض مشاهده چند کارگر و تخریب بنا با پلیس تماس گرفتند و فرآیند تخریب متوقف می‌شود و تاکنون هم متوقف مانده است. «این موضوع اکنون بازتاب زننده‌ای ایجاد کرده است، این توجیه که این پایه ستون طاغوتی است، نگاه منطقی نیست، با این نگاه باید تمام بناهای تاریخی را تخریب کرد. این نگاه در دوران پهلوی اول بسیاری از بناهای تاریخی را از بین برد، بسیاری از دروازه‌های تهران را نابود کردند، با همین تفکر هم بسیاری از آثار تاریخی قزوین در سال‌های ۱۳۰۶ تا ۱۳۱۱ نابود شد.» سلیمانی از آثار تاریخی دیگری در قزوین مثال می‌زند که با دیدگاه تاریخی نبودن از بین رفتند.
بناها و اماکنی مانند، «ارمنی مزار قزوین» او می‌گوید: «این گورستان یکی از یادمان‌های تاریخی و گردشگری در قزوین بود. این را نابود کردند و به بوستان تبدیلش کردند، این نماد نشانه رواداری مردم ما هم بود، حذف این‌ها به بهانه‌های نابخردانه، هویت ما را از بین می‌برد.» سلیمانی در پاسخ به این پرسش که آیا این ستون به دستور شهرداری صورت گرفته است نیز می‌گوید: «سازمان بهسازی و نوسازی شهرداری قزوین راسا مسئولیت این تخریب به عهده گرفته است.» تخریبی که اکنون با ورود فضای مجازی و دخالت شهروندان متوقف شده است و مشخص نیست مدیریت شهری قزوین در پی ادامه آن بر می‌آید یا نه.

ایران و سوریه در زمینه مقابله با تغییر اقلیم همکاری کنند

سفیر سوریه در ایران در دیدار با رئیس مرکز امور بین‌الملل و کنوانسیون‌های سازمان حفاظت محیط‌ زیست خواستار، تقویت حوزه محیط‌ زیست، اقتصاد و تجارت شد.
سیدحسین موسوی‌فر رئیس مرکز امور‌بین‌الملل و کنوانسیون‌های سازمان حفاظت محیط‌زیست با «شفیق دیوب»، سفیر سوریه در ایران، در محل سازمان حفاظت محیط‌ زیست دیدار و گفت‌وگو کرد؛ در این نشست درباره ضرورت تقویت همکاری‌های آتی، بخصوص در مورد مسائل محیط‌ زیستی بحث و تبادل‌نظر شد.
به گزارش مهر، رئیس مرکز امور بین‌الملل و کنوانسیون‌های سازمان حفاظت محیط‌ زیست گفت: انتظار ما این است همان‌گونه که در حوزه‌های مختلف دو ملت باهم روابط عمیقی دارند و این رابطه ناشی از مؤلفه‌های مختلف برادری و دوستی میان دو ملت است در حوزه‌ محیط‌ زیست هم به همین‌گونه پیش برود.
او افزود: البته در گذشته در حوزه محیط‌ زیست اقدامات خوبی انجام شده است و تفاهم‌نامه‌هایی بین دو کشور منعقد شده است. اما این موافقت‌نامه‌ها صرفاً در مرحله تفاهم متوقف شده است و بنای ما این است که در جلسه برای اجرایی شدن این تفاهم‌نامه‌ها و به‌روز شدن آنها هماهنگی‌هایی انجام شود. ما درک می‌کنیم که کشور سوریه در حوزه‌های مختلف مشغولیاتی دارد و با ایران همکاری‌های خوبی دارد اما همانطور که می‌دانید مسئله محیط‌ زیست امروزه مساله یک دولت و یا دو دولت نیست بلکه مناطق وسیعی از جهان را با چالش مواجه کرده است و این وظیفه ما را به عنوان دو ملت دوست و همراه سنگین‌تر می‌کند.
موسوی‌فر در ادامه بیان کرد: در روزهای اخیر همانطور که ملاحظه کردید کشور ما همانند برخی از کشورهای دیگر در منطقه هدف توفان‌های گردوغبار و مخاطراتی بوده است که ناشی از تغییرات اقلیمی در منطقه هست، و با این شرایط اقلیمی امیدواریم با این جلسات و نشست‌ها به طور جدی در رفع این معضل محیط ‌زیستی اقدامات اثر بخشی را داشته باشیم و وارد فاز عملیاتی شویم.رئیس مرکز امور بین‌الملل و کنوانسیون‌های سازمان حفاظت محیط‌زیست در ادامه عنوان کرد: ما خواستار این هستیم که با تاکید بر اتفاقات محیط زیستی اخیری که بعضی از آن‌ها با منشأ کشور جنابعالی بوده است همکاری‌های جدی و موثری داشته باشیم.
موسوی‌فر به موافقت‌نامه‌هایی که در سال‌های ۱۳۸۴ (۲۰۰۶ میلادی) بین دو دولت ایران و سوریه به امضا رسیده بود اشاره کرد و گفت: این تفاهم‌نامه از دستاوردهای خوبی برخوردار بود که متاسفانه آثار و خروجی‌های قابل توجهی که جنبه رفع موانع محیط‌زیستی را آنگونه که باید باشد را نداشت که امیدواریم با به‌روز رسانی، اسناد جدیدی تنظیم شود تا بتوانیم در حوزه محیط‌زیست همانند دیگر حوزه‌ها پیشرو باشیم.
سفیر سوریه در ایران خواستار، تقویت حوزه محیط‌زیست، اقتصاد و تجارت شد
«شفیق دیوب»، سفیر سوریه در ایران هم درباره موضوعات مطرح شده گفت: از آنجایی که روابط بین دو ملت از لحاظ استراتژیک و راهبردی بسیار نزدیک و قوی است. اما در حوزه محیط‌ زیست، اقتصاد و تجارت ضعف بزرگی وجود دارد و به نظرم باید رهبران دو ملت برای تقویت این بخش‌ها اقدامات ویژه‌ای انجام دهند.
سفیر سوریه در تهران در ادامه افزود: دولت سوریه این آمادگی را دارد برای گسترش روابط بین دو کشور در همه زمینه‌ها از جمله بحث محیط‌زیست که شامل تغییرات اکوسیستم و هوا است همکاری‌های مؤثری را داشته باشد.
همکاری سایر کشورهای منطقه و کشورهای حوزه خلیج‌فارس باید هر چه سریع‌تر عملیاتی شود
او تغییر اقلیم را از بزرگ‌ترین چالش‌های محیط زیستی دانست و خاطرنشان کرد: برای تغییر اقلیم که امروز کشورهای منطقه از جمله ایران شاهد آن است، معتقدم باید با همکاری سایر کشورهای منطقه و کشورهای حوزه خلیج‌فارس اقدامات ویژه‌ای انجام شود و باید هرچه سریع‌تر این همکاری‌ها در قالب تفاهم‌نامه که بتواند قابلیت عملیاتی شدن را داشته باشد آغاز کنیم.
«شفیق دیوب» درباره تفاهم‌نامه‌ای که سال ۲۰۰۶ به امضا رسیده بود هم گفت: در اینجا از نمایندگان و دست‌اندرکاران حوزه محیط‌زیست می‌خواهیم اگر احساس می‌شود که باید در به‌روز شدن این تفاهم‌نامه اقداماتی صورت گیرد، هر چه سریع‌تر این اقدامات انجام شود تا ما هم بتوانیم در اسرع وقت مفاد تفاهم‌نامه جدید را به دولت متبوع خود منتقل کنیم، تا ما هم با بررسی‌ها و بیان نقطه نظراتمان مقدمات امضای این سند همکاری را هر چه سریع‌تر فراهم کنیم و به مرحله اجرا برسانیم.
محمد طهماسبی بیرگانی دبیر ستاد ملی سیاستگذاری و هماهنگی مدیریت گردوغبار کشور نیز در این نشست اظهار کرد: کشور جمهوری اسلامی ایران در بحث مقابله با بیابان‌زدایی و همچنین مقاله با گردوغبار یک پیشینه ۷۰ ساله دارد به‌طوری‌که حدود ۵ میلیون هکتار جنگل دست کاشت بر روی مناطق غبار خیز خصوصاً در مناطقی با بارندگی کمتر از ۵۰ میلی‌متر ایجاد کرده است.
ایران بعد از چین بیشترین جنگل دست کاشت را در مناطق بیابانی را ایجاد کرده است
بیرگانی ادامه داد: بررسی‌های مجامع بین‌المللی نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی ایران بعد از چین بیشترین جنگل دست کاشت را در مناطق بیابانی ایجاد کرده است.
طهماسبی بیرگانی درباره اقدامات صورت گرفته در راستای کار عملیاتی موضوع مقابله با گردوغبار و مناطق تحت تأثیر آن گفت: ما یک ستاد داریم که متشکل از ۱۵ دستگاه اجرایی است که کار اقدام و عمل را به‌صورت هماهنگ انجام می‌دهند، این دستگاه تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط‌زیست است که نسبت به شناسایی تمام مناطق غبارخیز خاورمیانه اقدام کرده است و اسناد این اقدام پژوهشی موجود است و طبق بررسی‌های صورت گرفته این مناطق حدود ۲۷۰ میلیون هکتار است که شامل کل خاورمیانه و غرب آسیا و بخش‌هایی از آسیای میانه شامل: ترکمنستان و ازبکستان است.
اجرای فاز اول برنامه بیابان‌زدایی با مشارکت کشورهای منطقه
دبیر ستاد ملی سیاستگذاری و هماهنگی مدیریت گردوغبار کشور در ادامه تصریح کرد: بخشی از برنامه‌ی بیابان‌زدایی ما برنامه‌ عمل غرب آسیا نام‌گذاری شده است و خواستار آن هستیم که شروع انجام عملیاتی شدن فاز اول این برنامه‌ی عمل با کشورهای منطقه آغاز شود و با کسب نتایج مثبت سایر کشورهای حاشیه خلیج‌فارس اضافه شوند.
طهماسبی بیرگانی خاطرنشان کرد: تمام دستگاه‌های داخل کشور از جمله وزارت امور خارجه از این سند پشتیبانی می‌کنند.

روز تلخ سراوان

اهالی سراوان، 24 ساعت بعد از حضور نیروی انتظامی و گارد ویژه هنوز از شوک درنیامده‌اند. هنوز صدای بسیاری از آنها می‌لرزد و همچنان می‌گویند: «ما فقط می‌خواستیم راه ورود زباله بسته شود. چرا با ما این کار را کردند؟» سراوانی‌‌ها، سه هفته گذشته مقابل راه ورودی ماشین‌های حمل زباله به جنگل را بستند تا سرانجام این بار فکری به حال اهالی روستاهای اطراف، جنگل و البته خود استان گیلان بشود. اما اعتراض آرام آنها دیروز با اتفاقات ناگواری همراه شد. پنج صبح ماموران پلیس به منطقه رفتند. در لحظات اولیه حضور ماموران پلیس، مردم با گل از آنها استقبال کردند و در حالی که تا ساعت 9 صبح فیلم پرتاب گل‌های رز به سمت نیروها در فضای مجازی می‌چرخید، اما از این ساعت به بعد وضعیت تغییر کرد و با برخی از حاضران برخورد شد.

صبح پنجشنبه، هشتم اردیبهشت 1401 از این به بعد در خاطره جمعی اهالی سراوان میماند. روزی که آنها آرزو می‌کنند ای کاش نیامده بود. از سال 1369، سراوان بارها و بارها شاهد تجمع و اعتراض به حضور زباله‌های استان گیلان در خود بوده. بارها جنگل صدای مردان و زنانی را شنیده که خسته از بوی زباله، بیماری و و نابودی آب و خاک و هوایشان بوده‌اند. بستن راه ورود زباله به جنگل اما این دفعه طولانی‌تر از همیشه بود. سال 1396، مردم هفت روز راه را بستند. سال 1398، سه روز و امسال، 20 روز این. اما راه چاره هنوز مشخص نیست. پسر جوانی که از آوردن نام کوچکش امتناع می‌کند، دست‌های کبودش را نشان می‌دهد و به «پیام ما» می‌گوید من 33 ساله‌ام و عمر این زباله‌ها بیش از سن من است. «ما فقط می‌خواستیم و می‌خواهیم این وضعیت سامان بگیرد. ما به ماموران گل دادیم. نمی‌خواستیم اتفاق تلخی رخ نداد. اما ناگهان اتفاقات ناخوشایندی افتاد. گاز اشک‌آور زدند و با برخی حاضران برخورد شد.»
او می‌گوید جاده‌، 6 کیلومتر قبل و 6 کیلومتر بعد از امامزاده هاشم بسته بود تا ماشینی عبور نکند. «حدود 70 نفر بازداشت شدند. چند نفری بعد از چند ساعت آزاد شدند اما هنوز هم گویا چند بازداشت هستند.»
مجید رسول‌زاده، معاون فرهنگی و اجتماعی نیروی انتظامی گیلان خبر از بازداشت 22نفر داده و گفته «22 نفر از افرادی که به دنبال ایجاد ناامنی و سوء‌استفاده از مطالبه به حق مردم سراوان بودند، پس از شناسایی دستگیر شده و پرونده آن‌ها هم اکنون از طریق مرجع قضایی در حال رسیدگی است.»
اما در این میان خبر از مصدومیت 5 نفر از ماموران نیروی انتظامی هم به گوش می‌رسد. رسول‌زاده در این‌باره هم گفته: «در پی سنگ‌پراکنی این افراد، پنج نفر از کارکنان انتظامی مصدوم شدند که برابر گزارش‌های رسیده حال چهار نفر از آن‌ها مساعد و یک نفر هم در بخش مراقبت‌های ویژه بستری است.» مردم محلی اما می‌گویند آن فردی که حالش وخیم است با تیر آسیب دیده. «مردم که تفنگ نداشتند. خودشان تیراندازی کردند و متاسفانه یک نفر به این روز افتاد. همه از این وضعیت ناراحتیم»
لاکان و کپورچال، سراوانی دیگر
راه ورودی ماشین‌های حمل زباله باز شد اما پلیس به مردم گفته قرار نیست ماشین حمل زباله به آنجا برود. بنر جدیدی در ورودی نصب کرده‌اند و روی آن نوشته شده که برای عملیات بهسازی منطقه، ماشین‌های مخلوط‌بر به آنجا خواهند رفت. مردم اما بی‌اعتمادند. آنها 24 ساعت را در خوف گذرانده‌اند و عده‌ای از آنها بعد از زد و خورد، با پای پیاده به جنگل فرار کرده‌اند اما به آنها گفته شده «دادستان دستور داده تا زباله‌ای به سایت برده نشود و فقط ماشین‌هایی برای بهسازی بروند». بعد از این برخوردها آنها می‌گویند: «ما باور نمی‌کنیم.» تا عصر جمعه و زمان نوشتن این گزارش، همچنان ماموران مقابل ورودی این سایت حضور دارند. یکی دیگر از اهالی روستا به «پیام ما» می‌گوید: «دیشب محلی‌ها به منطقه رفتند و با فاصله گشت‌زنی کردند. ما نمی‌گذاریم این اتفاق دوباره تکرار شود. نمی‌گذاریم بار دیگر ماشین حمل زباله از اینجا رد شود. مگر ما چه می‌خواهیم؟ حق خودمان و محیط زیست این است؟»
او می‌گوید حدود 13 هزار نفر ساکن این منطقه حال بدی دارند. ترس سه هفته گذشته یک طرف و این هجوم و زد و خورد یک طرف. «وقتی هنوز فکری به حال جای جدید نشده است، اینکه می‌گویند قرار است بهسازی کنند دروغ است. می‌خواهند باز هم زباله به منطقه بیاورند و ما از این وضعیت خسته‌ایم. استاندار کجاست؟ نمایندگان مجلس و شهردار و اعضای شورای شهر کجا هستند تا ببینند چه بلایی بر سر مردم آمده؟»
از دیروز خبری از مسئولان نیست. واکنش خاصی در میان نبوده و همین هم مردم را بیش از پیش ناراحت کرده است.
یکی از زنان حاضر در جمع هم در تمام سه هفته گذشته همراه مردان از شب تا صبح در ورودی سایت زباله حضور داشته. او و زنان بسیاری در هفته‌های گذشته افطاری و سحری خود را اینجا خورده‌اند و حالا می‌گوید از آنچه بر سرمان آمده خسته‌ایم. «بچه‌های ما این صحنه‌های خشونت را دیدند. می‌دانید یعنی چه؟ چرا باید در چشم آنها گاز اشک‌آور زده شود. چرا با چشمان‌شان ببینند پدر و مادر و آشناهایشان باتوم می‌خورند؟ ما به این بچه‌ها زندگی کردن را بدهکاریم. من خسته‌ام از این وضعیت. از این حجم زباله. از این برخوردها. چرا صدای ما را نمی‌شنوند؟»
در روزهایی که ورودی سایت زباله سراوان بسته بود، زباله‌ها یا به منطقه لاکان در اطراف رشت تخلیه می‌شد، یا در منطقه‌ای به نام کپورچال که در نزدیکی آستاراست. لاکانی‌ها معترض شدند و اجازه آوردن زباله ندادند و حالا اگر وضع بر همین منوال پیش برود در کپورچال یا هر نقطه‌ دیگری که به این شکل زباله در آن ریخته می‌شود، یک سراوان دیگر شکل خواهد گرفت.
اهالی روستای سروان و 17 روستای دیگر آن منطقه هم در این مدت زباله‌هایشان را به کارخانه کود آلی رشت برده‌اند. «هر نیسان 700 هزار تومان پول دادیم تا زباله‌ها آنجا برود. این خودش درآمدزایی برای شهرداری است.»
باز هم بودجه‌ریزی بدون برنامه
درست در همان روزی که این اتفاق در منطقه رخ داد، سخنگوی ستاد مدیریت پسماند گیلان، خبر از تخصیص ۱۰۰ میلیارد تومان اعتبار برای مدیریت پسماند گیلان و سراوان به شهرداری رشت داد. جواد شفیعی ثابت، به شبکه خبری باران گفت که به زودی با همکاری ادارات کل منابع طبیعی و حفاظت محیط زیست و شورای تامین استان یک محل دفن بهداشتی با تایید وزارت بهداشت و وزارت کشور تهیه می‌شود. این در حالی است که از سال‌ها پیش قرار است مکانی جدید برای این امر جانمایی شود و زباله‌سوز بیاید. اما هیچکدام از این وعده‌ها عملیاتی نشده. این در حالی است که بعضی پژوهشگران حوزه پسماند هم فعالیت صرف در حوزه عمرانی و بودجه‌ریزی را چاره کار نمی‌دانند. نرگس آذری، مدیر سابق میز محیط‌ زیست و شهری مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری است در روزهای گذشته، در گفت‌وگویی با «پیام ما» این روش را اشتباه دانسته و تغییر نگاه حاکمیت به مسئله پسماند، توجه به تفکیک زباله از مبدا و فعال کردن جوامع محلی مانند دهیاری‌ها را چاره کار دانسته بود؛ اتفاقی که هنوز هم شاهد نیستیم و همچنان در بر همان پاشنه می‌گردد. قرار است بودجه‌ای 1200 میلیارد تومانی برای مدیریت پسماند گیلان داده شود و همچنان پاسخ به مردمی که پس از 30 سال دپوی زباله در جنگل‌هایشان، حق حیات خود و محیط زیست را می‌خواهند، تندی و تلخی است.

هفته مرگ حیات وحش

|پیام ما| با پیدا شدن لاشه یک فک خزری در سواحل تالاب گمیشان، این هفته برای حیات وحش به تلخی به پایان رسید. از روز یکشنبه که پلنگی روی دیوار یکی از بانک‌های قائمهشر نشست و با دو گلوله کشته شد، هر روز خبرهایی درباره تلف شدن حیوانات مختلف منتشر شد. در حالی که افکار عمومی بیش از همه درگیر موضوعاتی چون راه‌اندازی پتروشیمی در میانکاله و حاشیه‌های مرتبط با قالیباف بود، با رسیدن خبر شکستن کمر یک خرس در اردبیل، پیدا شدن لاشه خرسی در آمل با شکم دریده، تلف شدن یک شوکا در مسیر انتقال به ساری و پیدا شدن تاکسی درمی یک پلنگ، مسئله نبود آموزش و وجود تعارض انسان و حیات وحش بیش از پیش جدی شد.

یکشنبه، پلنگ قائمشهر
از همان ساعات ابتدایی پیدا بود که پلنگ قائم‌شهر سرنوشتی تلخ خواهد داشت. ابتدا گفته شد نیروی انتظامی به آن شلیک کرده و بعد محیط زیست خبر داد که رئیس اداره محیط زیست قائمشهر شلیک کرده و دارت بیهوشی به دلیل ترافیک دیر رسیده است. طبق گزارش سازمان حفاظت محیط زیست، ابتدا آتش‌نشانی و سپس محیط زیست قائمشهر و عوامل انتظامی و فرمانداری مطلع شده‌‌اند و با تجمع مردم پلنگ دچار اضطراب شده است. حیوان، حوالی ۷ صبح در حین فرار یک نفر از پرسنل نیروی انتظامی را از ناحیه کتف زخمی کرده و به خانه‌ای مسکونی در کوچه‌ای بن‌بست رفته است. حمله دوم پلنگ به یکی دیگر از ماموران در این حیاط اتفاق افتاد. رئیس اداره حفاظت محیط زیست قائمشهر اینجا وارد شد و تیراندازی هوایی کرد. «با توجه به بن‌بست بودن کوچه، پلنگ به سمت وی یورش و خیز برداشته و آماده حمله به ایشان بوده است که در این لحظه و در فاصله حدود 1.5 تا 2 متری اقدام به شلیک به سمت پلنگ می‌کند.» ادوات بیهوشی وقتی رسید که حیوان زخمی دوباره وارد خیاط خانه‌ای در انتهای کوچه شد. زنده‌گیری پس از شلیک انجام شد پلنگ زنده نماند.
طبق گزارش سازمان، آن روز در نبود دامپزشک، «با فردی دیگر که توانایی و تجربه لازم برای این فعالیت را دارا بوده و ساکن یکی از روستاهای شهرستان نور است» هماهنگ شده اما به دلیل مسافت به موقع نرسیده است. با توجه به شایعه‌ها درباره نگهداری این پلنگ در خانه‌ یک میلیاردر، محیط زیست گفته از مکان مضنون بازرسی و دوربین‌های مداربسته را کنترل کرده‌ اما شواهدی به دست نیاورده است.
دوشنبه، خرس قهوه‌ای نمین
خبرهای مرتبط با پلنگ قائمشهر آنقدر پررنگ بود که آن روز کمتر کسی درباره خرسی که بی‌رحمانه کشته شد، شنید. فردای آن روز بود که تصاویر آزار خرس قهوه‌ای بالغی که به روستای کنازق شهرستان نمین (استان اردبیل) آمده بود، دست به دست شد و بسیاری را به حیرت واداشت. مردمی که آن روز خرس را دیدند، با تراکتور، لودر و موتورسیکلت تعقیبش کردند و وقتی خرس از پا افتاد، با تراکتور بخشی از بدنش را زیر گرفتند. آنها به گردن خرسی که با خشونت بسیار مهار شده بود، طناب بستند و با ادوات کشاورزی به لگن و پاها و کمرش کوبیدند تا آنجا که اقدامات برای بیهوشی از سوی محیط زیست و انتقال به کلینیک کمکی نکرد. خرسی که پاهای عقبش زیر سنگینی تراکتور آسیب دیده، کمرش شکسته و خونریزی داخلی کرده بود، بر اثر جراحات جدی و آسیب به ناحیه شکم، اواخر شب تلف شد.
گزارش سازمان محیط زیست اما معلوم کرد ماجرا مربوط به چند روز پیش است، جمعه، دوم اردیبهشت. بر اساس این گزارش آسیب‌ها به این حیوان چنان بوده که در بررسی‌های اولیه محیط زیست، خرس در ناحیه خلفی دچار فلجی کامل بوده است. این خبر و تصاویر مرتبط با آن در رسانه‌های خارجی هم بازتاب داشت.
دست آخر طبق آخرین گزارش محیط زیست نمین، یک نفر از اهالی روستای کنازق بازداشت شده و رسیدگی به اتهامات او در حال پیگیری است.
چهارشنبه، توله‌خرس فیل‌بند و شوکای ساری
روز چهارشنبه هم لاشه خرسی نابالغ در منطقه کوهستانی فیل‌بند پیدا شد، لاشه‌ای که شکمش دریده شده و به یک تیر برق تکیه داده شده بود. در حالی‌که عطاءالله کاویان، رئیس اداره کل محیط ‌زیست مازندران، دلیل مرگ این خرس قهوه‌ای را تصادف با خودرو دانسته بود، بعضی فعالان محیط ‌زیست معتقدند این خرس به دست انسان کشته شده است. کاویان گفته است که این توله‌خرس دو تا سه ماهه بوده و خالی شدن محتویات شکمش ناشی از شدت تصادف با خودرو بوده است. کارشناسان حیات وحش درباره مرگ این خرس دلایلی چون تصادف، شکار، حمله سگ‌های ولگرد، مرگ به دلیل بیماری و دریده شدن شکم توسط لاشخورها را از احتمالات مرگ این حیوان دانسته‌اند.
آن روز علاوه بر مرگ این توله‌خرس، رئیس اداره حیات وحش اداره کل محیط زیست استان مازندران خبر داد که یک شوکا در حین انتقال از رامسر به ساری در حوالی محمودآباد تلف شده است. با این همه تلخی اما خبری خوش هم در این روز شنیده شد. کفتاری راه‌راه که اول صبح چهارشنبه در روستای کهدوئیه شهرستان تفت استان یزد دیده شده بود، با کمک یکی از روستاییان به آرامی و دور از هرگونه استرس و هیاهو به خارج از روستا و زیستگاه خود هدایت شد.
پنج‌شنبه، پلنگ جویبار
موضوع پلنگ قائمشهر همچنان پرحاشیه است. آنقدر که وقتی لاشه یک پلنگ در کنار یکی از نهرهای کشاورزی حاشیه یکی از روستاهای جویبار دیده شد، خیلی‌ها در فضای مجازی گفتند این لاشه متعلق به پلنگ قائمشهر است. اما ناصر کیایی، رئیس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان جویبار گفت که این لاشه متعلق به یک پلنگ تاکسیدرمی شده بوده که در این منطقه رها شده است اما اینکه افراد با چه نیتی این پلنگ را در محیط رها کرده‌اند، مشخص نیست.
رئیس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان جویبار در پایان، شایعه‌های مطرح شده درباره اینکه این لاشه پلنگ، متعلق به پلنگ تلف شده در قائم‌شهر بوده که پنجم اردیبهشت‌ماه در شهر مشاهده شده، را تکذیب کرد.
*جمعه، فک خزری گمیشان
دیروز یک هفته تلخ برای محیط زیست با مرگ یک فک خزری به پایان رسید. فُک، تنها گونه پستاندار دریای خزر است و جمعیت آن به دلیل صید بی‌رویه در حوزه برخی کشورهای حاشیه دریا سیر نزولی دارد. در ماه‌های گذشته هم مرگ تعداد زیادی از فک‌های خزری به اجرای مانور نظامی در دریای خزر نسبت داده شده بود. امیر صیادشیرازی، نماینده مرکز تحقیقات و بازتوانی سگ‌های آبی هلند به ایرنا گفته است که این فُک خزری در سواحل غربی تالاب بین‌المللی گمیشان پیدا شده است. به گفته او هر چند جراحت هایی بر روی بدن این فُک مشاهده می‌شود اما تعیین دقیق علت مرگ نیاز به بررسی و نمونه‌گیری بیشتر دارد.
چرا تلف شدند؟
چرا همه این حیوانات در طول یک هفته تلف شدند؟ مسئله حیوان‌آزاری از یک سو و نبود استانداردهای امداد و نجات حیات وحش از سوی دیگر، موضوعاتی است که همیشه از سوی کارشناسان و فعالان محیط زیست به بحث و بررسی گذاشته می‌شود اما در روزهای گذشته با تجربه این رویدادها برای حیات وحش کشور، این مباحث بار دیگر پررنگ شده‌اند. کارشناسان محیط زیست در ماجرای پلنگ قائمشهر به نبود امکانات در محیط زیست انتقاد کردند و از عقب ماندن از مسئله امداد و نجات حیات وحش گفتند؛ نبود باکس‌های استاندارد انتقال حیوانات، نبود دارت بیهوشی، نبود دامپزشک حیات وحش و همینطور بیان اظهارات ضدونقیض در مواقع بحرانی. اهمیت این گونه‌های از دست رفته و بروز تعارض‌های جدی موضوع دیگر مورد بحث بود، به‌ویژه در حالی که زیستگاه‌ها به دلیل تغییر کاربری‌ و تمرکز بر توسعه ناپایدار کوچک‌تر شده‌اند و مسئله کم‌آبی و عوامل دیگر، حیات وحش را از زیستگاه‌هایشان دور کرده و گاه به شهرها می‌کشاند.

پیامدهای سهل‌انگاری در مدیریت پسماند کشور

در مورد اتفاقات و اعتراضات به دپوی زباله در منطقه سراوان استان گیلان، یک نکته بسیار حائز اهمیت است. اینکه به نظر می‌رسد زنجیره تولید و مصرف را به طور کامل در برنامه‌ریزی‌های کلان کشور در نظر نگرفته‌ایم. بیشتر تمرکز بودجه‌ای و برنامه‌ریزی کشور معمولا بر تولید است. یعنی همان قدر که در مورد اینکه چقدر کالا یا محصولات کشاورزی تولید کنیم یا چه مناطقی سرمایه‌گذاری انجام دهیم تا نیازهای مردم را برطرف کنیم، باید در مورد تبعات تولید یا تبعات مصرف این محصولات نیز برنامه‌ریزی دقیقی داشته باشیم.
درحقیقت فاصله برنامه‌ریزی بین تولید و مدیریت مصرف و پرداختن به آخرین زنجیره مصرف یعنی پسماند زیاد است.

هیچ برنامه‌ریزی در سطح کلان کشور، منسجمی ندارد. در این خصوص بارها صحبت شده است. حتی در مورد بدیهی‌ترین موضوع در این زمینه یعنی پسماندهای خانگی هم هیچ برنامه‌ریزی‌ای وجود ندارد. در مورد سه استان شمالی به‌ویژه مناطق جنگلی ما نیاز داریم به سرعت سیستم‌های زباله سوز را راه‌اندازی و مدیریت دفع مواد زائد شهری را از حالت دپو کردن خارج کرده و تلاش کنیم تا حداقل میزان زباله برای دپو را به محل‌های دپوی زباله ببریم. اما تاکنون حرکت بسیار بسیار لاکپشتی و آهسته‌ای در این زمینه اتفاق می‌افتد.
موضوع دیگری که باید در نظر گرفته شود این است که در سال‌های اخیر روند مهاجرت به استان‌های شمالی و میزان پذیرش توریست این مناطق افزایش پیدا کرده است. بنابراین ما از دو منظر آسیب می‌بینیم. هم از این جنبه که میزان تولید زباله ساکنان این استان‌ها با توجه به افزایش جمعیت، تغییر سبک زندگی و مهاجرت افزایش پیدا کرده است. هم از این جنبه که در دوره‌های زمانی به‌ویژه در پیک‌های گردشگری ما حجم زیادی گردشگر در این استان‌ها پذیرا هستیم که فشار مضاعفی را از جنبه پسماند به طبیعت وارد می‌کند.
ما به نوعی با سهل‌انگاری در مدیریت پسماند مواجه‌ایم که با نگاه بدبینانه بگوییم عمدی در کار است. کمتر شاهد هستیم که آنالیز زباله شهرها منتشر شود. دسترسی به اطلاعات دقیق میزان تولید زباله در شهرها به ویژه شهرهای بزرگ بسیار محدود است. گاهی با این آمار مانند اسناد محرمانه برخورد می شود که حتی دلیل آن هم معلوم نیست. از طرف دیگر از شرکت‌های نوبنیاد که به صورت استارتاپ یا سنتی می‌خواهند راه‌کارهای نوین مدیریت پسماند ارائه دهند کمتر از آن‌ها استقبال می‌شود یا به شکل غیرمستقیم با آن‌ها مقابله می‌شود.
موضوع پسماند اصلا در چرخه‌های اقتصادی کشور دیده نمی‌شود. به عنوان یک نیاز جدی از نظر کاهش حجم، بازیافت یا بی‌خطرسازی زباله‌ها توجه نمی‌شود در حالی که مدیریت پسماند خودش می‌تواند نقش اقتصادی ایفا کرده، ارزش و شغل ایجاد کند. این حوزه
علاوه بر تولید ثروت می‌تواند مشکلی از مشکلات استان‌های ما کم کند. اینجا هم مانند بسیاری نقاط و مسائل دیگر، مردم بسیار زودتر از مسئولان امر مشکل را درک کرده‌اند اما بی‌توجهی را از سوی مسئولان می‌بینند و شاهد هستند که در همیشه بر پاشنه سابق می‌گردد.
در مدیریت شهرها و پسماند و مواد به جا مانده از مصرف باید هوشمندی بیشتری به خرج دهیم. در حالی که این بخشی از مدیریت تولید است و نه می‌توانیم آن را نادیده بگیریم نه اجازه دهیم مشکلات روی هم جمع شود. نه فقط سراوان بلکه در همه جای کشور درباره موضوع زباله نیازمند توجه بیشتری هستیم.

توصیه پیشکسوتان به اتحاد صنفی

مراسم افطار انجمن صنفی روزنامه‌نگارانِ استان تهران ، شامگاهِ پنج‌شنبه 8 اردیبهشت 1401 در هتل پارسیان کوثر برگزار شد.
در این مراسم که با حضور گسترده‌ اعضای انجمن و میهمانانِ ویژه‌ی برگزار شد، عباس عبدی رئیس هیات مدیره‌ انجمن، با خوشامدگویی به اعضا، از این‌که پس از سه سال این امکان فراهم شد تا روزنامه‌نگارانِ ایران شبی را در کنارِ هم باشند ابراز خوشنودی کرد.
در ادامه‌ این مراسم، هادی خانیکی، روزنامه‌نگار و استاد سرشناس رشته ارتباطات که به تازگی از بیمارستان مرخص شده است ، در سخنانی، با اشاره به بیماریِ سرطانی که با آن درگیر شده است، گفت: من در شرایطِ بیماری هم فهمیدم که این «گفت‌وگو» است که نجات بخش است از همین رو از بیماری‌ام هم به عنوان فرصتی برای گفتگو استفاده کردم و فکر می‌کنم بودن در کنار هم و گفتگو در چارچوبِ تشکل‌های صنفی، یگانه راهِ نجات برای ماست.
ماشالله شمس‌الواعظین، روزنامه نگار پیشکسوت هم در این مراسم با اشاره به تحولات اخیر انجمن صنفی روزنامه نگاران تهران، گفت: من بر این باورم که به هیچ عنوان نباید سازمان‌های حرفه‌ای و سندیکاها را رها کرد و باید تلاش کرد با گفتگو و کاستن از دامنه‌ اختلافات، اصلِ نهادِ صنفی را حفظ کرد. او افزود: وقتی انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران بسته شد، ما تصور می‌کردیم خیلی زود این انجمن مجددا بازگشایی می شود، اما با وجود قول‌های مساعدی که به ما داده شد، انجمنِ ما در این 12 سال، باز نشد که نشد از همین رو ، بر حفظ انجمن تهران تاکید دارم و فکر می‌کنم روزنامه‌نگاران ایران به انجمن صنفی باید به عنوان یک بارقه امید نگاه کنند. او در پایان سخنانش افزود: من زجر بستن سندیکا را می‌دانم و می‌دانم داشتنِ یک انجمن که بتوان در آن جمع شد و به آن امید داشت، نعمتی است که باید قدرش را دانست و همه‌جوره در جهتِ حفظِ آن تلاش کرد.
بدرالسادات مفیدی، دبیر انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران هم در این مراسم، با اشاره به گذشت 12 سال از پلمپ ساختمانِ انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران، از تلاشِ هیات مدیره‌ انجمن برای بازگشایی مجدد آن در تمامِ این سال‌ها خبر داد و افزود: با این وجود، ما خودمان را در کنار انجمن تهران می دانیم و تا جایی که در توان داشته باشیم برای این همراهی انجام خواهیم داد. او در بخش دیگری از سخنانش ابراز امیدواری کرد تا اختلافات در میانِ جامعه روزنامه‌نگاران ایرانی به حداقل برسد و شکاف نسلیِ آن ها کم‌تر شود.
احمد زید آبادی،روزنامه نگار هم در این مراسم با اشاره به این که ما تا زمانی که چیزی را از دست نمی دهیم، قدر آن را نمی‌دانیم گفت: اکنون که پس از 3 سال دور هم جمع شده‌ایم، قدرِ این با هم بودن را بیشتر می‌دانیم. من احساس شعف دارم که دوستان و همکاران را در کنار هم می‌بینم و به جد بر این باورم که انجمن‌ها باید تقویت شوند تا با تجربه‌های جدید بتوان زنجیره‌ای از نهادهای صنفی را در کنارِ هم سازمان داد.
او در پایان سخنانش افزود: به نظر من، با شرایط ویژه‌ای که ایران در آن قرار گرفته است، عنصرِ تفاهم و گفتگو بسیار مهم است و نقش نهادهای صنفی در این بین بسیار ویژه و حیاتی است.
در این مراسم به جز اعضای انجمن صنفی، مدیران و نویسندگان آزاد برخی انجمن‌های صنفی و علمی مرتبط، چون انجمن‌های جامعه شناسان، روانپزشکان، عکاسان و گرافیست‌ها، ناشران، وکلا و نویسندگان آزاد مطبوعات نیز دعوت شده و حضور داشتند.
علی بهادرجهرمی، سخنگوی دولت سیزدهم و علی ربیعی‌، سخنگوی دولت حسن روحانی هم در این مراسم حاضر بودند. در پایان این مراسم هم مهمانان و اعضا، عکسی را به یادگار در کنارِ هم ثبت کردند.