بایگانی مطالب نشریه

تشکیل کمیته حقیقت‌یاب مرگ یوزها

|پیام ما| بعد از تلف شدن دومین توله‌یوز توران، معاون محیط زیست طبیعی به اشتباهات سریالی اعتراف کرده و گفته: «خطاها را می‌پذیریم.» رئیس سازمان حفاظت محیط زیست هم که اولین بار خبر زایمان یوز مادر را داده بود، حالا از تشکیل کمیته حقیقت‌یاب برای پی بردن به دلایل تلف شدن دو توله یوزپلنگ آسیایی گفته است. این میان اما گفته‌های دامپزشک معتمد سازمان حفاظت محیط زیست معلوم می‌کند که این سازمان برای نگهداری از توله‌ها بعد از تولدشان هیچ برنامه‌ای نداشته است.

 

علی سلاجقه، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست از تشکیل کمیته‌حقیقت‌یاب برای پی بردن به دلایل تلف شدن دو توله یوزپلنگ ایران خبر داده است. پیش از این چهارشنبه شب، حسن اکبری، معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست در گفت‌وگویی تلویزیونی با اشاره به اشتباهات صورت گرفته در فرآیند نگهداری و جابجایی توله یوزها گفت:«بخشی از این فرآیند با خطای ما همراه بود و آن را می‌پذیریم. ما در این پروسه تجربه نداشتیم و دامپزشکان نیز مرتکب خطاهایی شدند. تلاش می‌کنیم با درس گرفتن از این طرح، از ظرفیت‌های بعدی استفاده کنیم.»
او همچنین به این اشاره کرد که «نگهدارنده تخصصی یوز نداشتیم، چرا که پیش‌بینی نمی‌شد نیازمند عمل سزارین باشیم.» اکبری ادامه ادامه داد: «انتقادات مطرح شده درباره دور بودن مرکز نگهداری یوزها درست است. مکان‌یابی مرکز تکثیر یوز در اسارت از ابتدا اشتباه بود و قرارگیری این مرکز در زیستگاه طبیعی یوز سبب شد تا کار حفاظت نیز برای همکاران ما سخت شود.» به گفته او انتقال توله‌ها بعد از تولد به تهران کار فنی و تخصصی دامپزشکی است. «هنوز دوستداران محیط زیست و دامپزشکان زیادی وجود دارند که معتقدند انتقال آن‌ها به تهران اشتباه بوده چرا که پایتخت آلوده است و در آن ویروس دیستمپر و سگ و گربه زیادی وجود دارد. در کل خطاهایی وجود داشته است و ما می‌پذیریم و باید آن‌ها را اصلاح کنیم تا با استفاده از ظرفیت‌های بعدی، این اشتباهات را جبران کنیم.»
صحبت از تمام مشکلات
یوزِ مادر دو روز تمام بی‌تابی کرد. غذا نخورد. از درد به خودش پیچید. توله‌ توی رحمش چرخیده بود. 6 ساعت تمام به خودش فشار آورد و دیگر توان نداشت. بی‌حال شده بود. دامپزشک «ایران» می‌گوید سزارین یوزپلنگ به‌درستی انجام شد، هرچند کمی دیر و توله‌ها به دنیا آمدند و یکی‌شان که از ابتدا ضعف داشت، از بین رفت و اکنون حال ایران خوب است. اما او دلیل از بین رفتن دومین توله را مدیریت اشتباه از سوی سازمان حفاظت محیط زیست می‌داند. بهرنگ اکرامی، استادیار دانشکده کشاورزی دانشگاه آزاد اسلامی واحد چالوس و دامپزشک معتمد سازمان حفاظت محیط زیست در وبیناری که چهارشنبه شب، در پایگاه خبری گلونی برگزار شد از جزئیات آنچه در سایت تکثیر توران رخ داده گفت.

نمی‌دانم چه اتفاقی افتاده که حیوانات اینطور روی هوا هستند و هیچ تیمی آنجا نیست. در حالی که بهترین تیم باید در اختیار این سازمان باشد. هنوز کار روی یک متخصص تولید مثل می‌چرخد. باید بدانند که کار من تمام شده است

اکرامی در این نشست اشاره به اینکه برنامه‌های انجام‌شده در دو سال گذشته برای تکثیر در اسارت، با وجود موفقیت در باروری و زایمان، دچار حاشیه‌هایی شد، گفت: «از نظر مدیریتی، سازمان حفاظت محیط زیست را در این مشکلات مقصر می‌دانم. نبود برنامه‌ریزی درست در مدیریت رسانه‌ها و بی‌توجهی به دفاع فنی از پروژه از جمله حاشیه‌هاست. نه تنها خودشان اطلاع‌رسانی نکردند، بلکه به ما هم اجازه اطلاع‌رسانی داده نشد و این را به صورت مکتوب اعلام کردند. کار به جایی رسید که نماینده مجلس گفت زایمان‌زوتر بوده. سازمان در ارائه مستندات آنقدر محافظه‌کارانه رفتار کرده که چنین شبهاتی مطرح شده است.»
او در ادامه توضیح داد که قبل از این کار همه پروتکل‌های لازم را در جلساتی که در سازمان حفاظت محیط زیست و اداره کل سمنان برگزار شده، تعریف کرده است: «گفتم این زایمان 99 درصد طبیعی خواهد بود، اصول قرنطینه و نگهداری توله‌ها باید پیش‌بینی شود. باید نزدیک‌ترین کلینیک مجهز پیش‌بینی می‌شد. گفتم حتی در زایمان طبیعی هم احتمال نپذیرفتن توله‌ها و تیمارنکردن و شیرندادن به آنها از سوی مادر وجود دارد و به این دلیل باید تیم آمادگی داشته باشد و شیر مورد نیاز مهیا شود. همه اینها را مکتوب ارائه کردم و در جلسات گفتم. انتظار می‌رفت این کارها انجام شود اما نشد. بعد از زایمان تیم دامپزشکی حضور پیدا نکرد و هیچ گروه تخصصی دانشگاهی با ما لینک نشد.»
اکرامی بر این تاکید کرد که کار او در زمینه باروری و زایمان «ایران» به اتمام رسیده اما در بی‌برنامگی سازمان ناچار شده باز هم پیگیر وضعیت باشد. «من بر اساس وظیفه حرفه‌ای، حتی تجهیزات شخصی‌ام را با خودم بردم. اگر نمی‌بردم چه بسا حیوان تلف شده بود. من از نظر تخصصی به وظایفم عمل کردم. بعد از زایمان مادر غذا خورد و توله‌ها هم که آغوزدهی شدند و کار ما تمام شد.»
او سپس از این گفت که بعد از شیردهی اشتباه از سوی تیمارگر، علیرضا شهرداری را به عنوان تیمارگر بعدی به سازمان معرفی کرده و حتی بعد از اینکه مشکل دفع مدفوع توله‌ها مطرح شده، با اینکه کار او تمام شده، با متخصصان مشورت کرده و در نهایت اصرار کرده تا انتقال آنها به تهران انجام شود. دامپزشک معتمد سازمان حفاظت محیط زیست با گلایه از نبود آمادگی در سازمان حفاظت محیط زیست اضافه کرد: «اینطور نیست که این توله‌ها ارزش نداشته باشند. تمام دنیا خبر تولد آنها را اعلام کردند و انجمن‌های بین‌المللی برای فرستادن شیر و واکسن با هزینه خودشان و معرفی کارشناس مناسب اعلام آمادگی کردند و این نشان می‌دهد که کار ارزشمندی است اما از این طرف می‌بینیم که در کشور خودمان کار در پایین‌ترین سطح انجام می‌شود.»
او با گلایه از تغییر مدیر کل اداره محیط زیست سمنان در زمان نامناسب گفت:‌ «واضح است که تا مدیر جدید به موضوع اشراف پیدا کند، زمان می‌برد. از طرف دیگر تعطیلات نوروز رسید و فاصله‌ای در کار ایجاد شد. من بار دیگر درباره ضرورت تهیه تجهیزات و آمادگی توضیح دادم اما تا بار دیگر کارگروه‌ها عوض شود به فصل زایمان خوردیم. به این دلیل نه دانشگاهی با ما کار کرد، نه تیمارگری پیدا کردیم.
ما به موقع عمل کردیم
او از فشاری که ماده یوز در ساعات زایمان تحمل کرد هم گفت. «حیوان دچار بیحالی شد. با طولانی‌شدن این روند معلوم شد ایرادی در کار است. یا توله درشت است و از کانال رد نمی‌شود یا اینکه توله مسیر کانال را بسته است. دو بار حالت استفراغ پیدا کرد. چندین بار آمد بیرون و آب خورد. آنقدر فشار به یوز وارد شد که دیگر توان حرکت نداشت. در آن شرایط دیگر قابلیت زایمان طبیعی نداشت. ما به موقع عمل کردیم اگرچه کمی.» به گفته اکرامی این سزارین باید ساعت 2 بعد از ظهر انجام میشد، ولی در ساعت 6 و نیم بعد از ظهر و آن هم با کسب تکلیف انجام شد.

من بر اساس وظیفه حرفه‌ای، حتی تجهیزات شخصی‌ام را با خودم بردم. اگر نمی‌بردم چه بسا حیوان تلف شده بود. من از نظر تخصصی به وظایفم عمل کردم. بعد از زایمان مادر غذا خورد و توله‌ها هم که آغوزدهی شدند و کار ما تمام شد

او با گفتن این موارد اضافه کرد: «اینها نشان‌دهنده این است که عملیات به موقع انجام شد اما تیمی که انتظار می‌رود در شان آن توله و این کار بزرگ باشد، مهیا نبود. جراحی به‌خوبی انجام شد و کانال زایمان هم بسیار خوب بسته شد.» دامپزشک معتمد سازمان روز چهارم به معاون محیط زیست طبیعی گفته بود که بهتر است توله‌ها به تهران منتقل شوند، «چون دسترسی به امکانات آزمایشگاهی و متخصصان راحت‌تر بود». او گفت: «توران منطقه خوب و آرامی است اما شرایط خوبی برای اورژانس نیست. چند روز پیش هم با اصرار من توله‌ها را بردند تهران. یکی‌شان در مسیر تلف شد و می‌گویند آن یکی هم وضعیتش خوب است.»
هنوز یک توله زنده است
اکرامی ادامه داد: «دو سال برای این کار زحمت کشیده شد. یوز از طبیعت برداشت شد. برنامه تولید مثلی گذاشتیم. باروری موفق انجام شد اما توله دوم به دلیل در نظر نگرفتن ظرایف کار، از دست رفت. اگر کار را باز هم راحت بگیرند توله سوم هم از بین می‌رود.» به گفته او با کمک یک ایرانی، شیر از خارج فرستاده شده و به ایران رسیده اما هنوز به توله‌ها نرسیده است. «همه اینها کارهایی است که باید توسط یک کارگروه انجام می‌شد. اما این کارگروه اصلا تشکیل نشد و ضعف در همین است. حرف درباره این ماجرا زیاد است. این سرمایه ملی ماست و گروهی پشت این کار زحمت کشیده است. اینکه خیلی راحت از دستش بدهیم هیچ توجیهی ندارد. اینجا من از سازمان گله دارم. چرا که با تلاش و پیگیری کار نشد را شد کردیم. حالا نمی‌دانم چه اتفاقی افتاده که حیوانات اینطور روی هوا هستند و هیچ تیمی آنجا نیست. در حالی که بهترین تیم باید در اختیار این سازمان باشد. هنوز کار روی یک متخصص تولید مثل می‌چرخد. باید بدانند که کار من تمام شده.»
اکرامی همچنین با معرفی اکبری، معاون محیط زیست طبیعی و ظاهری، مدیر کل محیط زیست سمنان به عنوان مدیران این برنامه گفت: «پروژه، عبارتی عامیانه است که اینجا مطرح شده اما اصلا پروژه‌ای تعریف نشده و مدیر پروژه‌ای به طور دقیق وجود ندارد.»
او در این وبینار به این اشاره کرد که باید در تمام روزهای گذشته چندین ورکشاپ برای دامپزشکان برگزار می‌شد، متخصصان از خارج دعوت می‌شدند و با دامپزشکان فرمولاسیون شیر آنالیز می‌شد اما هیچ یک از این اتفاقات نیفتاد. او با گفتن این گلایه‌ها تاکید کرد:‌ «هنوز یک توله زنده است و ارزش دارد. باید بهترین تیم را برایش بیاورند و برایش برنامه‌ریزی کنند.»

آخرین وضعیت حریم تئاتر شهر

|پیام‌ما| سرنوشت حریم یکی از بزرگترین مجموعه‌های نمایشی کشور همچنان در هاله‌ای از ابهام است. مدیران شهری و هنری تهران که در سال‌های اخیر ناامنی اطراف تئاتر شهر و سوختن دیواره‌های بیرونی این بنا را بهانه ایجاد حریم و حصار کرده بودند، حالا از طرح‌های تازه‌ای می‌گویند که قرار است به امن کردن فضای اطراف تئاتر شهر منجر شود. فضایی که از دید مهندسان شهرساز فضایی عمومی تلقی می‌شود اما مترو و زیرگذر و حتی مجموعه‌ای مذهبی در اطراف آن سال‌هاست که آن را از دسترس عموم خارج کرده است. علیرضا نادعلی، سخنگوی شورای شهر، یکی از کسانی بود که مدتی پیش از ساختمان تئاتر شهر تهران بازدید کرده بود و پیگیر طرحی برای ساختمان تئاتر شهر بود. او درباره آخرین تصمیمات اتخاذ شده درباره تئاتر شهر پیش از سال ۱۴۰۱ توضیحاتی به (پیام ما) داده بود و از ورود سازمان زیباسازی به طرح خبر داده بود: وقتی که طرح ارسال شد ما درگیر بودجه بودیم، قرار ما هم در برنامه بودجه سال ۱۴۰۱ این شد که موضوع به دلیل جنس بنا و رخدادی که در آن اتفاق می‌افتد، به این دلیل که فاخر است و نیاز به ریزه‌کاری دارد، به سازمان زیباسازی به جای شهرداری منطقه سپرده شود.
این عضو شورای شهر تهران که پیشتر به «پیام ما» گفته بود طرحی که تیاتری‌ها به شورا ارسال کرده بودند، قابل قبول نبود حالا از ارسال طرح تازه‌ای می‌گوید که در آن خبری از حصار و دیوار نیست. نادعلی در تازه‌ترین توضیحات خود به پیام ما می‌گوید: دوستان ما در سازمان زیباسازی و کمیته هنر پیگیر موضوع بودند، طرح جدیدی هم از سوی وزارتخانه به ما داده شده بود و دوستان ما از طرح تازه تعریف کرده بودند. طرح تازه هم در مرحله بررسی است. نادعلی با اشاره به آسیب‌های اجتماعی اطراف تئاتر شهر ادامه می‌دهد: اصل ماجرا این است که تمهیداتی اتخاذ کنیم تا آنجا را از بحث آسیب‌های اجتماعی تهی کند. این تمهیدات هم بیشتر از جنس نرم‌افزاری است تا سخت افزاری. من فهم خودم به عنوان یک آدم کوچک در عرصه فرهنگ این است.
نادعلی تاکید می‌کند: با دیوار و بالا و پایین کردن احجام فیزیکی شاید بتوان بعضی کارها را انجام داد اما اصل ماجرا اتفاقات حفاظتی و برگزاری رویدادهای هنری و فرهنگی مستمر در آنجاست که می‌تواند آنجا را از آسیب‌های اجتماعی پاک کند. پیشتر هم سابقه داشته است.

کنشگران شهری در ماه‌های اخیر مخالفت‌های جدی با ایده جداسازی و خصوصی کردن فضای هنری تهران داشتند

عضو شورای شهر تهران در پاسخ به این پرسش که آیا طرح تازه ارسال شده برای ایجاد حریم در تئاتر شهر از این جنس است، نیز گفت: در جلساتی که با حضور معاون هنری وزارت ارشاد برگزار شد، با هم توافق کردیم که در بحث برگزاری رویدادهای هنری در صحن تئاتر شهر همکاری کنیم و هم آنجا و هم در پهنه رودکی و گذر شهریار. تا فضا را الهام بخش و به دور از آسیب اجتماعی کنیم.
او در پاسخ به پرسش دیگری که آیا همچنان تاکید روی دیوار‌کشی و حصار است یا نه گفت: دوستان ما در شهرداری هم نظرشان نسبت به حصار منفی است اما اینکه چگونه و با چه احجامی قرار است اتفاق صورت بگیرد، هم مهم است. فضا با فضا فرق دارد، من مدتی پیش از اطراف بوستان ولایت گذشتم و متوجه دیوار شدم، دیواری که دیوار نیست یعنی عبور و مرور برقرار است. لذا جا با جا فرق می‌کند، الان ما از فضا عبور کردیم و ما تاکید داریم طرحی که خود هنرمندان با آن موافق هستند را اجرا کنیم. حصار ماجرا را حل نمی‌کند. مگر اینکه ما یک دیوار بزرگی آنجا بکشیم که این یعنی هم یعنی از مردم جدا شدن و این برای یک رویداد ایجاد تاثیرگذاری و الهام بخشی نمی‌کند.
کنشگران شهری در ماه‌های اخیر مخالفت‌های جدی با ایده جداسازی و خصوصی کردن فضای هنری تهران داشتند. مدتی پیش آذر تشکر، جامعه‌شناس شهری به «پیام‌ما» گفته بود: جداسازی‌ها اثری ندارد و تنها شهروندان را تشویق می‌کند تا خلاف قانون وضع شده عمل کنند: در حوزه مدیریت شهری، قدرت دست شهروندان است، شهروندان از فضا طوری استفاده می‌کنند که خودشان تشخیص می‌دهند، یعنی شما نرده می‌کشی اما مردم از روی آن رد می‌شوند، در نهایت این اتفاق اثری ندارد. او تاکید داشت اگر نظام حکمرانی شهری در سطوح مختلف بخواهد موثر باشد و شهروندان را با خود همراه کند، راهش این است به جای اینکه فضای عمومی را ببندد، آن را باز کند. موضوعی که باید دید تا چه اندازه در تصمیم‌گیری تازه برای تئاتر شهر لحاظ می‌شود.

ماه‌های سخت کرخه در پیش است

«انا عطشان»،‌ مردم در خوزستان این عبارت را بارها و بارها در خرداد سال گذشته فریاد زدند. سال گذشته باران کم بارید،‌ کشاورزی در کرخه حجم زیادی از آب را به خود اختصاص داد،‌ آب به هورالعظیم نرسید،‌ گاومیش‌ها تلف شدند و مردم خسته و مستاصل از دست رفتن سرمایه و زندگی‌شان گفتند تشنه‌اند،‌ آب می‌خواهند و سهم‌شان از این اعتراض هر چیزی بود جز آب. امسال سالی سخت‌تر است،‌ باران همچنان کم باریده‌، کشت پاییزه با اما و اگرهای فراوان رو‌به‌رو است،‌ هورالعظیم شرایطش مناسب نیست و عکس‌هایی که از کرخه می‌رسد خبر از بحرانی‌ بزرگتر از سال قبل را می‌دهد. برای حل این چالش چه باید کرد. در گفت‌وگو با دکتر مهدی قمشی استاد گروه سازه های آبی، دانشکده مهندسی آب و محیط زیست، دانشگاه شهید چمران اهواز از او در این باره پرسیدیم.

این روزها بارها مسئولان درباره شرایط بحرانی در کرخه هشدار می‌دهند،‌ به نظر شما این بحران از چه عوامل نشات می‌گیرد؟
حوضه کرخه به مدت دو سال یعنی بعد از سیل 1398 دچار خشکسالی‌های ضعیف و شدید بود. در سال 1401 یعنی در سومین سال، این خشکسالی مفرط شده است زیرا در دو سال گذشته با وجود خشکسالی، ما از منابع آب و منابع ذخیره‌ای بیش از حد استفاده کردیم به‌طوری که حتی از ذخایر استراتژیک سدهای کرخه و سیمره نیز بهره گرفته شد. لذا امسال که بار دیگر با خشکسالی مواجهیم مشکلات مضاعف و سبب شده وضعیتی شکل بگیرد که در 70 تا 80 سال گذشته بی‌سابقه بوده است. در چنین شرایطی وضعیت حوضه کرخه در استان خوزستان را بایستی بحرانی فرض کنیم و تصمیمات لازم را بگیریم.
چه سناریوهایی را می‌توان برای خروج از این بحران در کوتاه‌مدت متصور بود؟
به عنوان اولویت باید آب شرب و بهداشت مردم تامین شود و در درجه بعدی به فکر تامین حقابه تالاب و تامین آب احشام منطقه باشیم. آبیاری کشت‌های دائمی در مرحله سوم قرار می‌گیرد. همچنین باید از کشت‌های پرمصرف به جد در این منطقه جلوگیری و در کنار آن آب شرب و بهداشت مردم را از کرخه جدا کرده و با بهره‌گیری از طرح غدیر، این آب را از دز تامین کنیم. برای آنکه گاومیش‌ها هم دچار مشکل نشوند باید در کنار رودخانه استخرهایی را برای آنها ایجاد کرده و خسارت عدم کشت را به کشاورزان بپردازیم تا مشکلات اجتماعی در این استان بروز پیدا نکرده و معیشت آنها دچار مشکل نشود. عدم کشت گرچه یک اقدام درست در چنین شرایطی است اما تنها راه عملی شدن آن به پرداخت خسارت به کشاورزان مربوط می‌شود‌ تا کشاورزان هم از تامین هزینه‌های زندگیشان اطمینان حاصل کرده و مشکلاتی برای این قشر زحمتکش به وجود نیاید.

ماه‌های آینده ماه‌های سختی در حوضه کرخه است امیدوارم با تمهیداتی که مسئولان در پیش می‌‌گیرند و سرمایه‌گذاری روی طرح غدیر که باز امیدوارم زودتر به نتیجه برسد و دشت آزادگان را پوشش دهد،‌ تامین آب از کرخه به دز تغییر جهت داده و مطمئن باشیم آب شرب و بهداشت منطقه تامین می‌شود

دلیل این جابجایی تامین شرب از کرخه به دز چیست؟ و آیا در سال‌های اخیر می‌شد به جای توسعه کشاورزی سراغ گزینه‌های دیگری برای معیشت مردم رفت تا فشار به سدها در این منطقه کاهش یابد؟
حوضه کرخه حوضه‌ای است که هر چه آب در حال حاضر به آن می‌رسد باید صرف شرب و بهداشت و حقابه تالاب شود زیرا این حوضه در حال حاضر آب زیادی ندارد. همچنین گرچه بخشی از کشاورزی به شکل سنتی باید در این منطقه تحمل شود ولی اگر برای اشتغال مردم این منطقه روش‌های دیگری مانند فعال کردن بخش صنعت لحاظ شود به نظر می‌آید فشار معیشتی مردم کمتر شده و یا فشار از روی کشاورزی برداشته شود،‌ ما مشکلات کمتری در سال‌های آتی خواهیم داشت. مشکل حوضه کرخه در حال حاضر در بخش کشاورزی است که حجم زیادی از آب کرخه صرف این بخش می‌شود، از این رو اگر بتوانیم بخش صنعت را رونق دهیم می‌توانیم مدیریت بهتری روی آب داشته باشیم.
با این توضیحات تبعات کمبود آب سد کرخه را برای هورالعظیم چطور می‌بینید؟
هورالعظیم حقابه‌ای دارد که بسته به سال‌های تر و خشک به 1.3 تا 1.5 میلیارد مترمکعب می‌رسد و توزیع آن در سال‌های مختلف باید به درستی انجام شود. در فصل خشک به ویژه باید به این مساله اهمیت ویژه‌ای دهیم زیرا تبعات خشک شدن هورالعظیم به مراتب از تعطیل کردن کشاورزی بدتر است. از این رو باید سعی کنیم در ماه‌های آینده حتی به شکل حداقلی این حقابه را به هورالعظیم برسانیم. یه این ترتیب بایستی آب با دبی 12 تا 15 مترمکعب در ثانیه از شاخه‌های انتهایی کرخه به هورالعظیم رسانده شود تا از نظر محیط‌ زیستی تالاب مشکلاتی مانند سال گذشته را تجربه نکند.

عدم کشت گرچه یک اقدام درست در چنین شرایطی است اما تنها راه عملی شدن آن به پرداخت خسارت به کشاورزان مربوط می‌شود‌ تا کشاورزان هم از تامین هزینه‌های زندگیشان اطمینان حاصل کرده و مشکلاتی برای این قشر زحمتکش به وجود نیاید

چرا زمانی که در قانون پس از شرب،‌ اولویت با محیط ‌زیست است،‌ این گزاره در هیچ موردی جدی گرفته نمی‌شود و همچنان کشاورزی و صنعت در اولویت قرار می‌گیرند؟
ما چند نگرش درباره آب داریم. در نگرش غلط مهندسی ساده‌نگر معمولا تقسیم بندی توزیع منابع آب به این شکل است که شرب در اولویت قرار دارد و پس از آن صنعت و کشاورزی قرار می‌گیرند. در این نگرش سهمی برای محیط‌ زیست لحاظ نمی‌شود. این تفکر که در جهان در گذشته رواج داشته مشکلات زیادی را برای کشورهای مختلف و از جمله ایران ایجاد کرده بود و در نهایت به کنار گذاشته شدن این تفکر در اغلب کشورها و جایگزین شدن با تفکر اکولوژیک منجر شد. در این تفکر اگر محیط ‌زیست اولویت اول در تخصیص منابع آبی را نداشته باشد جایگاه دوم را قطعا دارد. به این ترتیب ابتدا شرب و بهداشت و در ادامه محیط ‌زیست،‌ صنعت و کشاورزی در اولویت قرار می‌گیرند. در ایران متاسفانه در حکمرانی آب شاهدیم همچنان تفکر قدیمی و غیرقابل قبولی که مدت‌هاست از نظر جامعه جهانی کنار گذاشته شده غلبه دارد و مسائل محیط ‌زیستی جدی گرفته نمی‌شود. ما در کشورمان نیاز داریم نگرش اکولوژیک در این حوزه حکم‌فرما شده و به این جمع‌بندی برسیم که وظیفه آب در کره زمین ابتدا حفظ اکولوژیک منطقه و زمین و است و در ادامه زیاده‌خواهی ما به عنوان بشر برای استفاده کشاورزی و صنعت . امیدوارم این نگرش درست رفته رفته به بخش حکمرانی آب در کشور تزریق و جدی گرفته شود و ما شاهد تغییر در روند مدیریت آب در ایران باشیم تا لطمات گذشته آرام آرام درست شود و راه درست را ادامه دهیم.
تبعات اجتماعی خشک شدن هورالعظیم و عدم اجازه به کشاورزان برای کشت چه خواهد بود؟
ما سال گذشته تبعات خشک شدن هورالعظیم را به شکل مشخص دیدیم. وقتی حقابه تالاب را نمی‌دهیم مسائل محیط زیستی جدی می‌شود. با کاهش حجم آب شاهد گرم شدن و پایین آمدن اکسیژن محلول در آن هستیم که نتیجه‌اش از بین رفتن آبزیان است. همچنین وقتی عمق آب کم شود گاومیش‌های اطراف هورالعظیم از آب محروم می‌شوند و نمی‌توانند آب‌تنی کنند در حالی که زندگی آنها به این مقوله وابسته است. تلف شدن گاومیش‌ها،‌ مشکلات عظیمی برای گاومیش‌دارن ایجاد و مسائلی بروز می‌کند که سال پیش تجربه آنها کرده‌ایم. مسئولان امروز می‌دانند مسائل چگونه است، آنها واقف هستند که تعداد زیادی از مردم روستاهای اطراف تالاب زندگی و معیشت‌شان با بحرانی شدن هورالعظیم دچار مشکل و اختلال می‌شود. با پرداخت عدم کشت می‌توان تا اندازه‌ای خیال کشاورزان را راحت کرد اما این خسارت حتما باید قبل از فصل کشت به آنها پرداخت شود تا اطمینان خاطر داشته باشند و عدم کشت را رعایت کنند. ما حتما باید به شکل حداقلی حقابه هورالعظیم را برآورده کنیم و فشار به منابع آبی‌مان بیش از نیاوریم. ماه‌های آینده ماه‌های سختی در حوضه کرخه است امیدوارم با تمهیداتی که مسئولان در پیش می‌‌گیرند و سرمایه‌گذاری روی طرح غدیر که باز امیدوارم زودتر به نتیجه برسد و دشت آزادگان را پوشش دهد،‌ تامین آب از کرخه به دز تغییر جهت داده و مطمئن باشیم آب شرب و بهداشت منطقه تامین می‌شود.

خاموشی نوای «نوایی»

پیکر عثمان محمدپرست، دوتارنواز شهیر خراسان در خاک آرام گرفت.پیکر این استاد دوتارنوازی که نامش در فهرست گنجینه زنده بشری میراث فرهنگی ناملموس ایران ثبت شده، دیروز جمعه 30 اردیبهشت، همزمان با نماز ظهر در مصلای بزرگ خواف به سمت آرامگاه ابدی تشییع شد. جمال محمدپرست، فرزند او به ایسنا گفت: «استاد در سال‌های اخیر چندین بار در بیمارستان بستری شده بودند و طی روزهای اخیر به دلیل عفونت ریه و تشدید آن به بیمارستان رفته بودند که پس از دو روز بستری، صبح پنج‌شنبه در بیمارستان خواف درگذشتند.»در پی درگذشت استاد عثمان محمدپرست، رئیس فرهنگستان هنر در پیام تسلیتی نوشت: «موسیقی را برای خدا می‌نواخت. نوای دل‌نوازِ روحبخش دوتارش صمیمیت و معنویت را توامان داشت و جان‌های عاشقان راستین را صورتی از نغمه‌های آسمانی جلوه می‌کرد.»در پیام محمد حسین‌زاده، مدیر کل ارشاد اسلامی خراسان رضوی هم آمده است: «سما بر کویر سیاهی افکند و نغمه‌ برشده از وادی رود تا اقصای دهر به خاموشی گرایید. سپیدموی سپیدکردار و روشن‌ضمیر موسیقی مقامی ایران، استاد عثمان محمدپرست، خداپرست دیار خواف که با عنایت الهی روزگاران را با الحان و نغمات عارفانه به تسبیح سبحان مشغول بود، به نیک‌سرانجامی پس از عمری دلسوختگی هنر و خیر و حق به دیدار معبود رسید و با فقدان خود مریدان و شاگردانش را از سما نجوای استادانه ابیات و اذکار و شور سرانگشتان افسونگرش محروم ساخت و جامعه‌ فرهیختگان و هنرمندان موسیقی مقامی را به ماتم نشاند. اکنون همنوا با پایان اردیبهشت پاییزگون موسیقی خراسان افول اختر دوتار ایران را به سوگ می‌نشینیم و به احترام او بلندای مقامش را در طومار خوش‌نغمه فرهنگ و هنر دیارمان ارج می‌نهیم.»علی دارابی، معاون میراث فرهنگی و قائم مقام وزیر میراث فرهنگی هم با تسلیت درگذشت این استاد دوتارنوازی به جایگاه محمدپرست در پرونده میراث جهانی دوتار و ثبت نام او در فهرست گنجینه زنده بشری میراث‌فرهنگی ناملموس ایران اشاره کرده است. عثمان محمدپرست متولد ۱۳۰۷، از کودکی با دوتار مأنوس بود و شاگردان بسیاری تربیت کرد. پیش از این در سال ۱۳۹۶ نخستین کاشی ماندگار خراسان رضوی در راستای حفظ میراث ناملموس کشور بر سردر منزل او نصب شد. همچنین نشان سفیر مدرسه‌ساز از سوی رئیس جامعه خیرین مدرسه‌ساز کشور به او اهدا شده بود.

 

استاد در سال‌های اخیر چندین بار در بیمارستان بستری شده بودند و طی روزهای اخیر به دلیل عفونت ریه و تشدید آن به بیمارستان رفته بودند که پس از دو روز بستری، صبح پنج‌شنبه در بیمارستان خواف درگذشتند

اهمیت تکثیر در اسارت و حفاظت از زیستگاه یوز

با مرگ دومین توله ایران، یوز ماده آسیایی در مرکز بازپروری یوز آسیایی در پارک ملی توران، بحث و جدل درباره پروژه تکثیر در اسارت بالا گرفته است. در مقابل به استناد اظهارات رسمی، حسین اکبری، معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست، تنها 12 یوز بالغ در زیستگاه‌ها شناسایی شده که 3 فرد از آن‌ها ماده هستند. این در حالی است که تنها یکی دو دهه قبل تعداد یوزهای بالغ در ایران چندین برابر برآورد می‌شد، برآوردی که البته درباره درستی آن شک و تردید‌های جدی وجود دارد. در مواجهه با این وضعیت، دو موضع اصلی در قبال برنامه تکثیر در اسارات در ایران بین متخصصین وجود دارد.

نخستین گروه متخصصانی هستند که می‌گویند بر اساس آمارهای موجود از جمعیت یوز نمی‌تواند و نباید برای این گونه تصمیم گرفت، چون بسیاری از مناطق که پتانسیل زیست یوز را دارند به درستی پایش نشده است. در نتیجه ممکن است در آنها یا جایی که ما نمی‌دانیم، یوز ماده یا جمعیتی پویا از یوز وجود داشته باشد. به همین دلیل حفاظت از زیستگاه برای حفظ یوز کافی است یا حداقل شواهد کافی برای اقدامات دیگر وجود ندارد. از طرف دیگر آن‌ها معتقدند که تایید بر تکثیر در اسارت از اهمیت حفاظت از زیستگاه می‌کاهد.
گروه دوم اما می‌گویند که شواهد از جمله تعداد یوزهای پایش شده در دهه 80 در مقایسه با تعداد پایش شده در دهه 90 شمسی، به وضوح روند کاهشی را نشان می‌دهد و این کاهش به خوبی در مقالات و گزارش‌های رسمی مستند شده است. بنابراین تردیدی نیست که حفاظت از زیستگاه برای نجات یوز از انقراض کافی نیست و منجر به بهبود وضعیت حفاظتی از گونه ارزشمند نشده است. از سوی دیگر آنها منافاتی بین حفاظت از زیستگاه و برنامه تکثیر در اسارت نمی‌بینند و این برنامه را به عنوان یک برنامه پشتیبانی برای حفاظت از یوز ضروری می‌دانند. آنها معتقدند که شواهد موجود به قدری است که بدانیم، چاره‌ای جز تکثیر در اسارت باقی نمانده است. برای مثال در تایید این دیدگاه می‌توان گفت تقریبا در یک دهه گذشته در زیستگاه‌های جنوبی هیچ یوز ماده‌ یا خانواده‌ای ثبت نشده و با وجود افزایش دوربین‌گذاری‌ها، نزدیک به 8 سال است فقط یوز نر در این زیستگاه‌ها رصد شده است.
باز هم اما مخالفان تکثیر در اسارت می‌گویند حتی اگر وضعیت یوز رو به وخامت باشد، این پروژه کمکی به حفظ این گونه نمی‌کند. آنها معتقدند تکثیر در اسارت کار دشوار و با نرخ موفقیت پایین است و بازوحشی‌گردانی یا Rewelding یوز متولدشده در اسارات کاری غیرممکن است.
این در حالی است که در یکی دو دهه گذشته و به استناد شواهد موجود، گام‌های بلندی برای تکثیر در اسارات یوز برداشته شده و امروزه توله‌ یوزها در تعداد زیاد در اسارت و باغ‌وحش‌های مختلف در سراسر جهان متولد می‌شود و این کار دیگر تلاشی با نرخ پایین موفقیت محسوب نمی‌شود. از سوی دیگر تلاش‌های نسبت موفقی برای معرفی یوزهای متولد شده در اسارت به حیات‌وحش صورت گرفته و بازوحشی‌گردانی یوز دیگر ماموریت غیرممکن تلقی نمی‌شود. از سوی دیگر تردیدی نیست حفاظت از حیات ‌وحش در زمره علوم تجربی قرار می‌گیرد و در علوم تجربی شواهد قطعی که از شیوه‌های نظام‌مند سنجش استخراج می‌شوند، مبنای تصمیم‌گیری هستند. پذیرش اصول علمی به این معنی است که برآوردهای افراد متخصص با مدارک و وابستگی‌ها دانشگاهی و پژوهشی پیش از آزموده شدن نباید مبنای تصمیم‌گیری قرار گیرند و این به معنی بی‌ارزش بودن این برآوردها نیست. نظرات و سوالات افراد متخصص قطعا برای ساختن تئوری‌هایی که ارزش سنجش دارند و و طراحی‌های شیوه‌های صحیح آزمون بسیار مهم هستند. اما چنین کاری در منافات با دیگر تلاش‌ها نیست و وضعیت یوز به گونه‌ای است که نمی‌توان منتظر تامین بودجه برای سنجش آن تئوری‌ها ماند، چون تا آن زمان به استناد شواهد موجود دیگر یوزی برای پایش و بررسی باقی نخواهد ماند. نکته دیگر این است که علی‌رغم تاکید برای حفاظت از زیستگاه، وضعیت زیستگاه‌های یوز به‌سرعت رو به قهقرا رفته و به‌تازگی چشم طمع معدن‌کاران به سایر تهدید‌های زیستگاه‌های یوز اضافه شده‌ است. در این وضعیت انتقادات صحیحی متوجه سازمان حفاظت محیط ‌زیست است. نداشتن مدیر و مسئول رسمی برای پروژه، نبود شفافیت در اطلاع‌رسانی، تشکیل نشدن و دخیل نبودن گروهای مشورتی و تخصصی برای بخش‌های مختلف پروژه، نداشتن دستورالعمل و امکانات کافی برای مواجهه با هر رخداد احتمالی در فرآیند پروژه از جمله این انتقادات هستند. اما اجرای معیوب سازماندهی نشده برنامه تکثیر در اسارت توسط سازمان حفاظت محیط‌ زیست، نباید بهانه‌ای برای تعطیلی کل پروژه قرار بگیرد و به جای تعطیلی باید اجرای صحیح این پروژه در کنار حفاظت موثر از زیستگاه و اختصاص بودجه کافی باید به مطالبه گروهی از سازمان حفاظت محیط‌ زیست بدل شود. در غیر این صورت تعطیلی یا ادامه پروژه تکثیر در اسارات با تداوم وضعیت موجود در زیستگاه‌ها نه تنها یوز را از انقراض نجات نخواهد داد، بلکه تا یک دهه آینده از زیستگاه یوز هم نشانی باقی نمی‌ماند.

اعتماد عمومی؛ سرمایه‌ توسعه اقتصادی

در روزها و هفته‌هایی که پیرو تصمیم دولت بر حذف ارز ترجیحی و افزایش قیمت برخی کالاهای اساسی در اثر این تصمیم، هر از گاه از گوشه‌ای از کشور، شاهد تجمعی اعتراضی به‌منظور ابراز نارضایتی مردم هستیم، رئیس دولت سیزدهم در یک سفر استانی تاکید کرد که «دستیابی به رشد اقتصادی 8 درصد» را ممکن می‌داند؛ البته مشروط به «مشارکت و همراهی مردم».

 

ابراهیم رئیسی که روز گذشته و در واپسین آدینه اردیبهشت‌ماه 1401، در حالی دهمین ماه دولتداری‌اش را آغاز کرد که همچنان به سنت سفرهای استانی که در این بازه زمانی 9 ماهه از موعد آغاز به کار رسمی دولت سیزدهم پایبند است و از قضا در یکی از چند سخنرانی و اظهارنظری که در جریان همین سفر به استان آذربایجان غربی داشت، از «رشد اقتصادی» آن هم نه یکی، دو درصد بلکه رشدی تا حدود 8 درصد سخن گفته است. سخنانی که اگرچه به هیچ عنوان شنیدنشان از زبان رئیس‌جمهوری کنونی و روسای جمهور پیش از او تازگی ندارد اما جز این سخن و نرخ رشد 8 درصدی که در تمام این سال‌ها، بارها و بارها در سخنرانی‌های مقام‌های شاخص و مدیران ارشد و میانی کنار واژه «اقتصاد» قرار گرفته، تقریباً باقی عناصر و مولفه‌های بحث دستخوش تغییراتی شده‌اند. آن‌هم تغییراتی چشمگیر، تاحدی که به‌عنوان مثال اگرچه «تورم» همواره بخشی از اقتصاد ما بوده و کمتر به یاد داریم که سالی از پس سال پیشین بگذرد و درصدی از ارزش پول ملی کاسته یا گرانی بیشتر نشده باشد اما آن‌چه حالا به این عنوان با آن سر و کار داریم، به‌مراتب سنگین‌تر و متعاقباً برای شهروندان دردناک‌تر است. تورمی که به‌خصوص از همین حدود یک هفته، ده روز پیش به این‌سو که رئیس‌جمهوری در یک سخنرانی تلویزیونی از عزم جزم دولتش مبنی‌ بر حذف ارز ترجیحی خبر داد، بیش از هر زمان شهروندان را نگران کرده و حتی عمده کارشناسان و ناظران نیز حاضر به اظهارنظر دقیق در خصوص اعداد و ارقام احتمالی این تورم افسارگسیخته نیستند.
در این حال و اوضاع اما این‌که ابراهیم رئیسی همچنان بر لزوم دستیابی به «رشد اقتصادی 8 درصدی» سخن می‌گوید، به چه معناست و مهمتر از آن، علت چیست که همچنان آن‌چه از زبان مسئولان ارشد مملکت می‌شنویم _همچون سال‌ها و حتی دهه‌های گذشته_ صرفاً ناظر بر رشد اقتصاد است و کمتر از آن‌چه اقتصاددانان با تعبیر «توسعه پایدار و متوازن اقتصادی» بر آن تاکید دارند، می‌شنویم. رئیسی در جریان سفر به استان آذربایجان غربی و در جمع شهروندان مهاباد از هدف‌گذاری دولت برای رشد 8 درصدی اقتصاد و متعاقباً معیشت ملت سخن گفت و بر اهمیت و تاثیرگذاری «مشارکت و همراهی مردم» در تحقق این آرمان بعید، تاکید کرد. او که ابتدا «اشتغال‌زایی» را از جمله «برنامه‌های محوری دولت» خواند و تاکید کرد که «باید از ظرفیت‌های استان جهت رفع بیکاری و ایجاد اشتغال بهره‌گیری کنیم»، در ادامه با اشاره به اینکه «مسئله مردم» و «خواسته‌ها و معیشت مردم» نکته‌ای محوری برای دولت است، ابراز امیدواری کرد که «گام‌های زیربنایی در جهت دستیابی به رشد اقتصادی ۸ درصدی، با مشارکت و همراهی مردم» بر زمین محکم شوند. نکته‌ای که به‌خصوص در روزها و هفته‌هایی که بخشی به‌دلیل همین گرانی‌های ناشی از حذف ارز ترجیحی و بخشی نیز به‌خاطر انباشت مشکلات سالیان گذشته، هر از گاه شاهدیم که یکی از شهرها و شهرستان‌های کوچک و بزرگ و دور و نزدیک کشور به محل اعتراض شهروندان تبدیل می‌شود و مردم از هر فرصت برای بیان نارضایتی‌شان استفاده می‌کنند، محل تامل است. ابراهیم رئیسی چنان‌که اشاره شد با تاکیدی که بر «مشارکت و همراهی مردم» در راستای تحقق آرمان اقتصادی دولت سیزدهم که ظاهراً همان رشد اقتصادی 8 درصدی است، تلویحاً به این مهم اشاره کرد که به اهمیت سرمایه اجتماعی در ترمیم و بهبود اوضاع اقتصادی واقف است اما او در ادامه بلافاصله به آزمونی اشاره کرد که نه پیش‌روی حاکمیت و دست‌کم دولت، بلکه در مقابل شهروندان استان آذربایجان غربی و احتمالا استان‌ها و مناطق هم‌جوار قرار دارد. «آزمونی ویژه» که به‌گفته «رئیس دولت مردمی»، مردم این مناطق را در شرایطی قرار داده که باید روبه‌روی معاندان و منافقان بایستند و با بصیرت ایستادگی کنند تا آن‌ها ناامید شوند.
ابراهیم رئیسی که در ادامه «رمز توسعه‌یافتگی کشور و رفع مشکلات وجود» را مشخصاً «وحدت و انسجام ملی» عنوان کرد تا روشن شود که به این مهم واقف است، تاکید کرد که «این وحدت به خوبی در استان قابل مشاهده است.» نکته مورد اشاره ابراهیم رئیسی که دهه‌ها و سده‌هاست که دانشمندان و پژوهشگران اقتصاد و علوم اجتماعی به مطالعه و تحقیق پیرامونش مشغولند، همان است که در این دست مقالات علمی و پژوهش‌های اقتصادی و اجتماعی با تعابیری همچون «اعتماد عمومی» و «سرمایه اجتماعی» مورد اشاره قرار می‌گیرد.

اعتماد به سیستم اقتصادی و سیاست‌های دولت در قبال آن، در همه بخش‌های اقتصاد کشور از مالیات گرفته تا سیاست‌های پولی و مالی دولت تاثیرگذار است؛ این‌که دولت پول حاصل از مالیات را چگونه صرف می‌کند، چقدر از آن برای ایجاد زیرساخت‌ها در شهرها هزینه می‌شود و آیا مردم نمود آن را می‌بینند یا خیر، همگی بر قدرت و ضعف سرمایه اجتماعی در یک جامعه موثر است

سرمایه اجتماعی از مفاهیمی است که در این سال‌ها به‌شدت مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفته و مطالعات گسترده‌ای در باب نحوه اثرگذاری آن بر اقتصاد صورت گرفته، مفهومی است گسترده که از مولفه‌های مختلفی مانند اعتماد، هنجارها و غیره تشکیل شده است. اعتماد به سیستم اقتصادی و سیاست‌های دولت در قبال آن، در همه بخش‌های اقتصاد کشور از مالیات گرفته تا سیاست‌های پولی و مالی دولت تاثیرگذار است؛ این‌که دولت پول حاصل از مالیات را چگونه صرف می‌کند، چقدر از آن برای ایجاد زیرساخت‌ها در شهرها هزینه می‌شود و آیا مردم نمود آن را می‌بینند یا خیر، همگی بر قدرت و ضعف سرمایه اجتماعی در یک جامعه موثر است. این در حالی است که نبود اعتماد چرخ اقتصاد را در همه زمینه‌ها معیوب کرده و کارکرد صحیح سیاست‌ها را عقیم می‌کند. این درحالی است که بنابر نتایج بررسی تایلر کوئین در این مورد، در جوامع توسعه‌یافته، همبستگی بالایی بین سطح بالای اعتماد و رشد اقتصادی وجود دارد. به زبان ساده او بیان می‌کند اعتماد در کسب‌وکارها حجم مبادلات تجاری و سرعت انجام آن‌ها را به میزان قابل‌ملاحظه‌ای افزایش می‌دهد. این اقتصاددان و استاد دانشگاه جرج میسون همچنین می‌گوید: «وقتی اعتماد بالا باشد معمولاً فساد کمتر است می‌توانید بیشتر به کیفیت مقامات و خدمات دولتی تکیه کنید. همچنین در زمان بالا بودن اعتماد بازار سرمایه هم باید بهتر کار کند زیرا وام دادن و گرفتن آسان‌تر و ارزان‌تر خواهد بود. خیلی ساده مردم به‌طور کل انتظار دارند که دیگران قرضشان را پس بدهند.»
اما شاید پرسش اساسی این است در جوامعی که با مشکل عدم‌اعتماد مواجه هستند، فرآیند اعتمادسازی چگونه و از چه کانالی باید آغاز به کار کند؟ به‌طور کلی شکل‌گیری اعتماد در جامعه و سیستم اقتصادی به نحوه تصمیم‌سازی و سیاست‌های دولت بازمی‌گردد. این دولت است که باید با بکارگیری صحیح منابع و استفاده درست آن در بخش‌های مختلف اقتصاد روح اعتماد را به کالبد جامعه تزریق کند. کریستین بیورنسکا در مقاله‌ای با عنوان «چگونه اعتماد اجتماعی بر رشد اقتصادی اثر می‌گذارد»، با اشاره به نحوه عملکرد دولت در اقتصادهای موفق، و بی‌کفایتی و فساد در دولت‌های ناموفق، دو کانال اصلی در شکل‌گیری فرآیند اعتماد و نهایتا تاثیر آن بر رشد اقتصادی در نظر می‌گیرد. یکی از طریق کیفیت دولت و حاکمیت قانون است؛ یعنی جوامع با اعتماد بالاتر دولت‌هایی دارند که بهتر کار می‌کند و با احتمال بیشتر قوانین خود را عادلانه‌تر اجرا می‌کند و این باعث تقویت کارایی اقتصادی و تولید ثروت می‌شود. کانال دیگری که اعتماد رشد اقتصادی را تقویت می‌کند مدرسه یا همان نظام آموزشی است که در جوامع توسعه‌یافته با جذب سرمایه بیشتری مواجه می‌شود و همین امر باعث افزایش ارزش سرمایه انسانی و کارایی می‌شود و رشد اقتصادی را تقویت می‌کند.

 

تب ایجاد اتاق‌های مادر و کودک

شهرها در چند دهه‌­ گذشته به تدریج بزرگ و بزرگ­تر شدند و جمعیت زیادی را در خود جای دادند. هم‌­اکنون هفتاد و پنج درصد از جمعیت کشور در شهرها زندگی می‌­کنند. با افزایش و تراکم جمعیت شهری مشخص شد که شیوه­‌های سنتی اداره‌­ی امور دیگر امکان‌پذیر نیست. به خصوص در کلان‌شهرها که به وضوح ناکارآمدی رَویه‌­های سابق قابل مشاهده است. با دگرگونی شهرها، مدیران شهری به صرافت اصلاح امور برآمدند. تشکیل شوراهای شهر یکی از اولین قدم­‌ها برای تغییر مناسبات شهری بود که پیامدهای درخور تاملی برای شهروندان داشت. می‌­توان گفت از دهه هشتاد که گفتمان اجتماعی جای گفتمان مهندسی در اداره شهر را گرفت یا لااقل به رقیب آن بدل شد. طی دو دهه گذشته ابعاد و مسائل اجتماعیِ حیات شهری در صدر اخبار، گفت‌وگوها، برنامه‌ها و تصمیمات قرار گرفته­ و نگاه­‌ها را به خود معطوف کرده­ است. از سال‌­های میانی دهه قبل شهر به تدریج از یک پدیده‌­ کالبدی به یک واقعیت اجتماعی تبدیل شد که نیازمند مشارکت همه­‌ اقشار برای بهبود اوضاع و شرایط بود. متناسب با دگرگونی در مدیریت شهری طرح­‌ها و ایده­‌های نوآورانه­‌ای شکل گرفت که از طرف شهرداری مورد حمایت قرار گرفت و در نهایت موجب رفاه و آسایش شهروندان شد. آنچه در ادامه می‌­آید با عطف توجه به مباحث فوق قابل فهم‌­تر است.

 

تاسیس «اتاق‌­های مادر و کودک» یکی از نتایج تغییر نوع تفکر درباره‌­ شهر و مناسبات اجتماعی شهر بود که در مقدمه به‌طور مختصر بدان اشاره شد. مطالعه مقدماتی و ایده اولیه این اتاق‌‌ها در سال‌­های پایانی دهه هفتاد شکل گرفت و در نیمه دهه هشتاد وارد فاز عملیاتی و اجرایی شد. این اتاق‌­ها ابتدا در پایانه­‌های برون­‌شهری و سپس در برخی ایستگاه‌‌های پرتردد متروی تهران آغاز به کار کرد. رفته رفته تاسیس اتاق‌­های مادر و کودک ابعاد گسترده‌‌تری پیدا کرد. برخی مراکز تجاری پرطرفدار و شلوغ به این نتیجه رسیدند که برای خدمات‌رسانی هرچه بهتر برای مشتریان باید چنین اتاق‌هایی ایجاد کنند. هم اکنون تاسیس اتاق­‌های مادر و کودک در مراکز مختلف شهری به یک پدیده­‌ی رایج تبدیل شده است. در ضمن ساخت اتاق­‌ها محدود به تهران نیست و دیگر کلان‌شهرها هم به ضرورت تاسیس آن پی برده‌­اند و در حال عملیاتی کردن این ایده هستند. حال مسئله این است که با وجود این همه اسناد و قوانین بالادستی چه تمهیدات اجرایی می‌­توان به سیاست‌گذاری در این حوزه پرداخت تا این اتاق‌­ها از صِرف نیاز کارکردی مراکز و مکان‌­های خاص به یک پدیده­‌ عمومی و فراگیر تبدیل شود.

مطالعه مقدماتی و ایده اولیه اتاق‌­های مادر و کودک در سال‌‌های پایانی دهه­‌ هفتاد شکل گرفت و در نیمه دهه هشتاد وارد فاز عملیاتی و اجرایی شد

اتاق‌­های مادر و کودک یک نیاز فراگیر و بااهمیت در زندگی شهری است. شتاب زندگی شهری افراد را به طور دائم و بی‌وقفه بین محیط زندگی شخصی و محیط کار و مراکز خرید حرکت می‌‌دهد. در واقع این شتاب و گذران دائم، مکان‌‌های ویژه و چندکارکردی را واجد اهمیتی دوچندان می‌­کند. در ضمن تراکم هرچه بیشتر جمعیت در فضاهای شهری ایجاد چنین اتاق­‌هایی را اجتناب‌ناپذیر کرده است. هم‌­اکنون در کشورهای مختلف و به‌خصوص در مکان­‌های گذر مانند پایانه­‌ها، مراکز خرید و دیگر مکان‌هایی که عبور و مرور را تسهیل می‌­کنند این اتاق‌­ها ایجاد می­‌شود. ایجاد اتاق­‌های مادر و کودک باعث می‌­شود تا افراد، زندگی و کارِ مراقبت بهینه از فرزند را در فضایی دیگر و با همان کیفیت تجربه کنند. اما تاسیس این اتاق‌­ها در ایران از چند منظر خاص واجد اهمیت مضاعف است. دیگر بر کسی پوشیده نیست که توسعه همه جانبه بدون مشارکت نیمی از جمعیت کشور عملاً غیرممکن است. از این نظر اتاق‌­های مادر و کودک پاسخی است بر ضرورت­‌های کارکردی برنامه‌‌های توسعه اجتماعی کشور. از طرف دیگر این پروژه هم اکنون در پیچ و خم اداری راه زیادی پیموده و ظرفیت‌­های حقوقی و قانونی آن تقویت شده است. در چند سال گذشته، مصوبه شهر دوستدار کودک، دستورالعمل مکان یابی و جانمایی، شیوه‌نامه مکانیابی و الزامات ایمنی و بهداشتی اتاق‌های مادر و کودک در فضاهای عمومی و هم‌چنین سند ملی استاندارد 15745 برای این اتاق‌­ها تهیه شده است. سند ملی استاندارد بر اساس ضوابط فرهنگی کشور بومی­‌سازی شده تا نحوه‌­ی اجرا آسان­تر و استفاده از اتاق­‌ها با رضایت بیشتری همراه باشد. برآیند تلاش‌‌های فوق هم ­اینک می‌طلبد که توسط نهادهای شهری و دولتی در اجرایی شدن و فراگیر شدن این طرح همچنین نظارت بر اجرای آن تسریع شود.

اتاق‌­های مادر و کودک یک نیاز فراگیر و بااهمیت در زندگی شهری است. شتاب زندگی شهری افراد را به‌طور دائم و بی‌وقفه بین محیط زندگی شخصی و محیط کار و مراکز خرید حرکت می‌­دهد. در واقع این شتاب و گذران دائم، مکان‌­های ویژه و چندکارکردی را واجد اهمیتی دوچندان می‌­کند. در ضمن تراکم هرچه بیشتر جمعیت در فضاهای شهری ایجاد چنین اتاق­‌هایی را اجتناب ناپذیر کرده است

در سال‌های اخیر اهمیت احداث و ایجاد طرح مادر و کودک در کشور مشخص شده است:
1. اهمیت طرح مادر و کودک در برنامه‌های توسعه‌ای بر اساس سیاست کلی خانواده وجمعیت
2. تدوین و تصویب استاندارد ملی به شماره 15745
3. فراهم آوردن امکانات رفاهی و آسایش برای مادران و کودکان در امکان عمومی
4. جذب مادران برای حضور بیشتر در اماکن عمومی و کسب احساس آرامش مادران در کنار فرزندانشان
5. انتقال تجربه از پایتخت به دیگر شهرستان‌ها
6. تحقق عدالت اجتماعی در فضاهای شهری
7. در حال حاضر جزء مطالبات مردم از مدیریت شهری و بخش خصوصی چه در کلان‌شهر و چه در دیگر شهرستان‌ها شده است.
8. چاپ استاندارد 15745 الزامات اتاق مادر و کودک به عنوان طرح منتخب سال کشور در ماهنامه بین‌المللی ایزو
9. تبدیل موضوع اجرای طرح «اتاق مادر و کودک» از یک الزام ایمنی و امنیتی به مطالبه عمومی شهروندی در کشور
اتاق مادر و کودک برای شهروندان و مسئولان چشم اندازی هم دارد
10.اشاعه فرهنگ حمایت از حقوق مادر و کودک
11.ایجاد اتاق مادر و کودک در همه اماکن عمومی شهرهای کشور
12.اشاعه فرهنگ حمایت از حقوق مادر و کودک
13.کمک به تحقق شعار «شهرهای دوستدار کودک» و«شهری برای همه»
14.آشنایی هرچه بیشتر مدیران مراکز خرید، مجتمع‌های تجاری، فروشگاه‌های زنجیره‌ای و….. با ضرورت احداث اتاق مادر وکودک
در پایان باید گفت اتاق‌­های مادر و کودک به عنوان یک طرح اجتماعی مترقی و نوآورانه به تدریج در بین شهروندان شناخته شده و هم اکنون به عنوان یک مطالبه عمومی به دنبال فرصتی برای مشارکت هرچه بیشتر در زندگی شهری به وجود آورده است. طرح فوق با توجه به اقتضای فرهنگ اسلامی و ایرانی ظرفیت خوبی در بین آحاد جامعه دارد. امید است با حمایت از اجرایی شدن این طرح، عرصه‌ عمومی هرچه بیشتر به مبد و مرکز همبستگی اجتماعی تبدیل شود.

خودسوزی روستاها در «کوهدشت»

شاید باور نکنید که منطقه‌ای وجود داشته باشد که زمین و چاه‌های آبش بتوانند دست به انتحاری بزنند و خودشان و هرآنچه اطرافشان است را نابود کنند. اما این قصه، حقیقت چَم‌کبود است. چم‌کبود روستایی کوچک در لرستان است. چنان کوچک که حتی مسئولان مشکلات آن را فراموش می‌کنند. نشت گاز از چاه‌های آب کشاورزی این روستا بیش از یک دهه است که علاوه بر ایجاد مشکلات اقتصادی با ایجاد هزینه برای انتقال چاه و زیان‌ده کردن کشاورزی، مشکلات جانی نیز ایجاد کرده است. مشکلی که سال 94 و با مرگ جوانی به نام سجاد آزادبخت در اثر انفجار چاه کشاورزی و آتش گرفتن آن به رسانه‌ها کشید اما خیلی زود فراموش شد

 

براساس آخرین سرشماری رسمی‌کشور چَم‌کبود چیزی در حدود 150 نفر جمعیت دارد و جمعیت روستاهای اطراف هم چیزی بیش از این عدد نیست. شاید همین تعداد ریشه نسیان مسئولان نسبت به مشکلات آنان باشد. اما اهالی این قریه کوچک فکر می‌کنند شاید با پیگیری عاقبت گره‌ای از مشکلاتشان رفع شود.
محمدعلی. م که حدود 60 سال دارد از اهالی این روستاست. او می‌گوید: وقتی برای برداشت آب با مشکل روبه‌رو می‌شویم، به ما می‌گویند چاه آب را جابه‌جا کنید. مجوز جابه‌جایی را می‌دهند اما هزینه آن بر عهده خود ماست. سال‌های اول خیلی پیگیری می‌کردیم اما الان مدتی است که ناامید شده‌ایم مگر اینکه روزنه‌ای به رویمان باز شود.
او ادامه می‌دهد: می‌دانید که ما در این روستا به خاطر آتش گرفتن چاه آب جوان از دست دادیم؟ صاعقه به چاه زد و چاه پر از گاز منفجر شد و جوانی از اهالی روستا آتش گرفت. بعد از چند روز هم از شدت حادثه در بیمارستان جان باخت. اما حوداث جانی ما به این ختم نمی‌شود. بارها جراحت‌های شدیدی داشتیم که گرچه منجر به مرگ نشد اما صدمات بالا داشت. سال‌های نخست دهه نود مسئولان آمدند و رفتند اما ما نتیجه خاصی ندیدیم. یک بار گفتند نشت گاز دلیل این رخداد است. یک بار گفتند فرونشست زمین است. یک بار گفتند آبخوان منطقه تخریب شده است اما چه فرقی می‌کند وقتی این مشکل همچنان پابرجاست.
مسئولان چه می‌گویند؟
مهدی پازوکی مدیرکل بحران استانداری لرستان در پاسخ به پیگیری «پیام‌ما» می‌گوید که هیچ گزارشی مبنی بر وجود وضعیت خاص در روستاهای کوهدشت در محدوده دهستان چم‌کبود به این مرکز گزارش نشده است اما مسئله را پیگیری می‌کند.
مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای لرستان اما وجود مسئله آلاینده‌های نفتی و نشت گاز را تایید می‌کند. داریوش حسن‌نژاد می‌گوید: این مسئله مربوط به امروز نیست. بیش از یک دهه است که این مشکل وجود دارد. بنابراین ما چاه‌های آب را جابه‌جا کرده‌ایم و هر گزارشی هم مبنی بر نشت گاز یا آلودگی نفتی داشته باشیم مجوز جابه‌جایی صادر می‌کنیم.
کارشناس اداره‌کل زمین‌شناسی و اکتشافات معدنی لرستان نیز در این خصوص می‌گوید: آب پمپاژ شده از چاه‌های آب به‌ ویژه در چند دقیقه نخست سیاه‌رنگ است و آغشتگی زیادی با ماده‌ای که با توجه به رنگ‌وبوی آن گمان می‌رود از مشتقات نفتی باشد دارد و به ‌همراه این آب گاز نسبتاً زیادی نیز خارج می‌شود که به گفته مالک یکی از چاه‌ها در مجاورت آتش شعله‌ور می‌شود. وجود ماده قیر مانند و چسبناک در چاه‌های آب تبعاتی را برای پمپ چاه، لوله‌ها و تجهیزات برقی ایجاد می‌کند که با تجمع گاز احتمال انفجار یا آتش‌سوزی وجود دارد.

می‌دانید که ما در این روستا به خاطر آتش گرفتن چاه آب جوان از دست دادیم؟ صاعقه به چاه زد و چاه پر از گاز منفجر شد و جوانی از اهالی روستا آتش گرفت. بعد از چند روز هم از شدت حادثه در بیمارستان جان باخت

احدالله فاضلی ادامه می‌دهد: شرایط شکل‌گیری آتش‌سوزی زمین‌های زراعی روستاهای «چم‌کبود» و «سه‌آسیابه» کوهدشت شباهت زیادی به پدیده خودسوزی زمین در سایر دشت‌های کشور دارد، زیرا در نزدیکی سطح زمین خاک تیره‌رنگ است و تا حدود زیادی خاک تورب(خاک تورب (Peat)، توده متراکم قهوه‌ای تا سیاه‌رنگ خزه‌ها و گیاهان که به‌طور ناقص تجزیه شده‌اند) دارد. برای اثبات وجود تورب یا خاک دربردارنده مواد آلی، در دشت کوهدشت آذر 1391 ترانشه کوچکی با ژرفای دو متر در محل کنده شد که وجود نوعی تورب را تایید و خروج گاز نیز در فاصله یک‌متری جنوب شرقی چاه را شعله‌ور کرد و در بستر مادیان‌رود آثار مختصر خروج گاز به‌شکل حباب دیده شد. در گزارش‌های زمستان سال 1391 مدیریت اکتشاف شرکت ملی نفت ایران بر پایه بررسی‌های انجام شده، به‌وجود آثار هیدروکربوری، مواد قیری و نفت با ویسکوزیته بالا که به‌همراه آب از چاه‌های روستاهای آزادبخت و سه‌آسیابه خارج شده، اشاره شده‌است.
او توضیح می‌دهد: با کاهش شدید منابع آب سطحی و زیرزمینی و تداوم خشک‌سالی وضعیت بغرنج بسیاری از منابع آبی قابل توصیف نیست و افزایش تعداد چاه و بهره‌برداری بی‌رویه از آن‌ها نه‌تنها منجر به توسعه کشاورزی نمی‌شود، بلکه بهره‌برداری از چاه‌های قبلی را نیز با محدودیت جدی مواجه می‌کند. افت ناگهانی و تدریجی سطح آب زیرزمینی پیامدهایی دارد که در هر نوعی با توجه به ویژگی‌های اقلیمی، زمین‌شناسی، آب‌زمین‌شناسی، جغرافیا، رشد جمعیت و دخالت انسانی می‌تواند به گونه‌های متفاوت دیده شود و در برخی مناطق به‌صورت فرونشست ناحیه‌ای و در برخی مناطق دیگر به‌صورت ترک‌های طولی، پدیده‌ خودسوزی زمین و فروچاله با ژرفای مختلف اتفاق می‌افتد. باید توجه کرد که یکی از پیامدهای افت سطح آب زیرزمینی پدیده خودسوزی زمین است که در مناطق دارای نهشته‌های دربردارنده‌ مواد آلی یا تورب رخ می‌دهد. در کوهدشت سطح آب زیرزمینی افت قابل توجه دارد و میزان آب در دسترس کاهش ‌یافته‌است، ازاین‌رو بهره‌برداران اقدام به کف‌شکنی و افزایش ژرفای چاه‌های خود حتی تا 120 متر کرده‌اند که با این کار مواد هیدروکربوری موجود در بخش‌های بالایی طاقدیس‌ها در دسترس قرار گرفته و ضمن واردشدن به آب‌های زیرزمینی امکان شعله‌ور شدن آن‌ها نیز فراهم شده‌است.

با کاهش شدید منابع آب سطحی و زیرزمینی و تداوم خشک‌سالی وضعیت بغرنج بسیاری از منابع آبی قابل توصیف نیست و افزایش تعداد چاه و بهره‌برداری بی‌رویه از آن‌ها نه‌تنها منجر به توسعه کشاورزی نمی‌شود، بلکه بهره‌برداری از چاه‌های قبلی را نیز با محدودیت جدی مواجه می‌کند

انگشت اتهام به سمت بابا حبیب
فاضلی که در سال 96 مدیرکل سازمان زمین‌شناسی و اکتشافات معدنی این استان بود این دلایل و آمار را در همان سال نیز منتشر کرده و نسبت به تبعات آن هشدار داده بود. پیش از آن و در سال 94 مدعی‌العموم به موضوع ورود کرده بود اما هرگز نتیجه‌ای عاید نشد و یا لااقل به شکل رسمی‌اعلام نشد. اما سال 92 فرضیه‌ای دیگر مطرح بود که هیچ‌گاه از سوی رسانه‌ها بررسی نشد و کسی هم در مورد آن پاسخی نداد. این بار انگشت اتهام به سمت بابا حبیب بود. میدان نفتی باباحبیب کوهدشت که در سال ۱۳۸۶کشف شده و کارفرمای عملیات اکتشاف نفت در این منطقه مدیریت اکتشاف شرکت ملی نفت ایران و پیمانکار آن شرکتی چینی به نام سی.ان.پی.سی بود.
نتیجه حفر نخستین چاه از سوی این شرکت، کشف میدان جدید نفتی باباحبیب بود که مطابق اعلام نظر مسئولان در این حفاری وجود نفت بسیار مرغوب که هیچ‌گونه گازهای سمی‌و خورنده همچون هیدروژن سولفوره ندارد و دارای درجه سبکی ۴۲ ای.پی.آی است قطعی شد. اما همان زمان اعلام کردند که استحصال نفت و گاز از این منطقه اقتصادی نیست.
تابستان ۱۳۸۹ خبر انعقاد قرارداد شرکت پیمان‌کار سی.ان.پی.سی با شرکت ملی حفاری ایران منتشر شد تا کار حفاری‌ها در میدان نفتی باباحبیب انجام شود، موضوعی که به حفر سه حلقه چاه در منطقه با نام‌های باباحبیب ۲،۱ و ۳ منجر شد.
از سال 1390 آتش‌سوزی‌های خود به خودی زمین در کوه رومشکان کوهدشت در مجاورت منطقه حفاری شروع شد. کمتر از 10 ماه بعد آتش به چاه‌های کشاورزی مردم رسید یا از برخی چاه‌ها به همراه آب، مواد نفتی خارج می‌شد. همان زمان مدیر کل وقت سازمان زمین‌شناسی و اکتشافات معدنی لرستان اعلام کرده بود علت اصلی آتش‌سوزی در زمین‌های کشاورزی و چاه‌های آب روستاهای کوهدشت فرونشست سطح آب‌های زیرزمینی به دلیل برداشت‌های بی‌رویه بوده است. این سازمان اما نشت گاز و آتش سوزی در کوه‌های رومشکان را به دلیل مجاورت مخازن نفتی و در نتیجه مهاجرت مواد نفتی و بالا آمدن آن‌ها به سطح زمین اعلام کرد که صورت آتش سوزی در کوه‌ها تظاهر می‌کنند.
چه اقدامی‌شد؟
بعد از گذشت یک دهه شاید پرسیدن سوال باید چه راه کاری اندیشید به اندازه سوال چرا این اتفاق افتاد موضوعیت داشته باشد. زمین و چاه‌های آب در این روستاها دست به انتحاری می‌زنند و هیچکس برایشان چاره جویی نمی‌کند. اگر موضوع نشت نفت است معلوم است که از کدام منطقه اتفاق می‌افتد و اگر چالش مربوط به تخریب آبخوان‌ و برداشت بی‌وریه آب به قصد کشاورزی است، 10 سال برای پیدا کردن راه‌کار در تغییر الگوی مصرف و کشت کافی نبود؟

علم پیش‌بینی زلزله و چالش‌های امروز ایران

پیش‌بینی زمان، مکان و بزرگای زلزله یک کار چالش برانگیز است زیرا بیشتر زلزله‌ها الگوهای تکراری نشان نداده اند تا در بیشتر موارد منجر به پیش‌بینی نادرست ‌شود. تکنیک های مبتنی بر هوش مصنوعی به دلیل توانایی خود در یافتن الگوهای پنهان در داده‌ها شناخته شده هستند. در مورد پیش‌بینی زلزله، این مدل‌ها نیز نتیجه امیدوارکننده‌ای دارند.ساکنان لاکویلا، ایتالیا، بعد از زلزله 16 فروردین 1388 مقامات کمیته ملی ریسک حفاظت مدنی ایتالیا و زلزله شناسان برجسته این کشور را به دادگاه بردند، و موفق شدند تا به دلیل عدم پیش بینی صحیح، و اصرار بر عنوان اینکه «رویدادی رخ نخواهد داد» (نوعی پیش بینی عدم رخداد) حکم محکومیت نیز بگیرند.

در برخی موارد، مقامات دولتی و مدیران صنعتی ممکن است نخواهند در مورد خطر و ریسک زلزله بدانند زیرا ، در حال حاضر فرض را بر کافی دانستن اطلاعات موجود گرفته‌اند و از سوی دیگر نگران بیشتر شدن هزینه ها، به ویژه در زمان تنگنای اقتصادی هستند.
معمولا در ارایه میزان خطر بدترین سناریوها برای مراکز جمعیتی در مناطق شدیداً لرزه خیز و برای سازه‌های حساس تخمین می‌زنند و ارایه می‌کنند. رویکردهای جدید بر پایه سامانه‌های هوشمند و هوش مصنوعی، برای کاهش تلفات شامل هشدار پیش هنگام برای فعالیت‌های صنعتی و هشدار برای احتمال آسیب جانی به شهروندان‌، در زمان واقعی‌، برای واکنش فوری و کافی است.
پیش نشانگر های شناخته شده (به عنوان مثال، تغییرات نرخ کرنش، تغییرات سرعت لرزه‌ای، تغییرات هدایت الکتریکی، انتشار رادون، تغییرات در آبهای زیرزمینی، سیگنال‌های الکترومغناطیسی، ناهنجاری‌های حرارتی، رفتار غیرعادی حیوانات و الگوهای لرزه‌ای به صورت جداگانه، یک به یک، امکان موفقیت برای پیش‌بینی زلزله ندارند. درعوض سامانه‌های تشخیص پیش نشانگر ها باید از داده‌های جامع پیشنشانگری و تحلیل مجموعه پیش‌نشانگرها بهره بگیرد.
در یک مورد که داده‌های لرزه‌ای از ایسلند به صورت آنلاین پایش می‌شد، زمان، بزرگاو محل شکستگی یک زلزله با بزرگای 5 در ایسلند سه روز قبل از وقوع با موفقیت پیش‌بینی شد، ولی این موفقیت پیش‌بینی «در یک مورد»، بر اساس یک روش پایش واحد، نمی‌تواند به عنوان یک راه‌حل معتبر کلی و قابل تعمیم قابل اجرا برای همه انواع رویدادهای لرزه‌ای و همه محیط‌های ژئودینامیک ارایه و پیشنهاد شود.
در نتیجه، نیاز به پایش چند پارامتری پیش‌نشانگرهای زلزله بالقوه وجود دارد. ما در ایران در کنار سایر همکاران‌مان در دنیا شروع به جفت کردن دو یا چند پارامتر نظارت شده به منظور کسب اطمینان بهتر در تلاش های پیش بینی خود هستیم‌. تغییرات غلظت یون کلر و انتشار ژئوآکوستیک را در شبه جزیره کامچاتکا در گمانه‌های داخل همان منطقه لرزه‌ای با هم مطالعه شده و ناهنجاری‌های قابل توجهی را 70 تا 50 روز قبل از زلزله برای داده‌های هیدروژئوشیمیایی قبل از زلزله به دست آورده‌اند.
کتابی که در سال (2018) منتشر شده است ” با عنوان فرایندهای پیش از زلزله. رویکردی چند رشته ای به مطالعات پیش بینی زلزله” پیشرفت‌های دلگرم کننده‌ای را که در حوزه پژوهشهای ی پیش بینی زلزله به دست آمده است، ارایه میکند. نتایج مثبت فراخوانی شده نسبتاً متفاوت بود و منعکس کننده تلاش‌های پژوهشهای افراد، گروه‌های کوچک محققان یا در بهترین حالت، برنامه‌های ملی، مانند برنامه‌های چین یا تایوان iSTEP-1 و 2 و 3، پس از زلزله چی-چی 1999، اساساً مبتنی بر رایج‌ترین رویکرد جستجو‌، شناسایی پیش‌نشانگرهای معتبر جهانی و در نظر گرفتن تعداد کمی از پدیده‌های پیشگیرانه (متفاوت از کشوری به کشور دیگر) در سیستم های نظارت چند پارامتری مربوطه خود هستند. برای مثال، اگرچه حسگرهای زیستی به عنوان ضبط کننده‌های بالقوه سیگنال‌های پیش لرزه‌ای ذکر شده‌اند‌، هیچ یک از سیستم‌های نظارتی آنها را در برنامه‌های پژوهشهای به صورت نظام مند و بر اساس پیشفرض هنوز در نظر نمی‌گیرند. هنوز یک راهبرد مشترک برای پژوهش‌های جهانی به وضوح وجود ندارد زیرا، علاوه بر مسایل علمی ، نظرات و مدیریت دولتی و حاکمیتی نیز در کشورهای مختلف متفاوت است و در طول زمان تغییر می کند. به عنوان مثال، ایسلند، تایوان، چین، فدراسیون روسیه، آمریکا، ژاپن ، ترکیه و ایران در طی 20 سال گذشته به درجات مختلف از پژوهش‌های پیش‌بینی احتمالی زلزله حمایت کرده‌اند. ولی همین حمایتها نیز در کشورهای مختلف با شدت و ضعف بوده و به ویژه در کشورهای در حال توسعه مانند ترکیه و ایران، با وقوع شرایط تنگنای اقتصادی، حذف بودجه و حمایت مالی از پیش بینی، از اولین بخش‌های مدیریت بودجه برای عبور از تنگناها بوده است.

دستور تعامل با همسایگان برای مقابله با گرد‌و‌غبار

| پیام ما | گرد‌و‌غباری که پیشتر فقط دامن مردم خوزستان و استان‌های غربی کشور را گرفته بود برای چندمین بار پایتخت را درنوردید و حالا رئیس‌جمهور از سازمان حفاظت محیط زیست خواسته با همکاری وزارت خارجه تعامل با کشورهای همسایه در جهت مدیریت این وضعیت را آغاز کند. این در حالی است که روز گذشته سفیر عراق در ایران در سازمان حفاظت محیط زیست حاضر شد و رئیس مرکز امور بین‌الملل و کنوانسیون‌های سازمان حفاظت محیط‌زیست بحث و تبادل نظر کرد.

 

دو روز تعطیلی پایتخت در حالی که مردم همدان هم همچون خوزستانی‌ها و ایلامی‌ها توان نفس کشیدن از افزایش غلظت ریزگردها را نداشتند سبب شد تا رئیس‌جمهور در جلسه اخیر هیئت دولت بسیج برای تعامل با همسایگان را به سازمان حفاظت محیط زیست دستور دهد. گرچه پیشتر در فروردین نیز سخن از دیپلماسی غبار و رایزنی با کشورهای همسایه برای حل این معضل به میان آمده بود اما در هفته‌ها اخیر بیشتر گله‌مندی‌های مقامات سیاسی کشورهای همسایه در مورد مساله حقابه را شنیدیم. این در حالی است که نماینده زابل در مجلس شورای اسلامی نیز از بی‌توجهی به مسأله خشکسالی در هامون و رها نکردن حقابه هیرمند توسط افغان‌ها به خالی کردن تنگه احد یاد کرد. در همین حال سفیر ترکیه در عراق نیز توضیحاتی داد تا از مسئولیت سدسازی‌های گسترده بر دجله و فرات شانه خالی کند. با این حال باید امیدوار بود تعاملات سیاسی با همسایگان طبق آنچه سید ابراهیم رئیسی از معاون خود یعنی رئیس سازمان حفاظت محیط زیست خواسته، عملی شود.
رئیس جمهور دستور داد
رئیس جمهور در جلسه هیأت دولت گفت: سید ابراهیم رئیسی در جلسه چهارشنبه (دیروز هیئت دولت) در حالی بر خودکفایی در کالاهای اساسی تاکید کرد که نگرانی از مصرف غیربهینه در کشاورزی ایران مدتهاست مورد انتقاد کارشناسان است. او دیروز گفت: وزارت جهاد کشاورزی با همکاری دیگر نهادها و از جمله مراکز علمی و دانش بنیان برنامه‌ریزی کند تا کشور در کوتاه‌ترین زمان ممکن در تولید کالاهای اساسی به خودکفایی برسد و دیگر نیازمند دیگر کشورها نباشیم.
آیت‌الله دکتر سید ابراهیم رئیسی در جلسه هیات دولت، با اشاره به افزایش آلایندگی‌ها و گرد‌و‌غبار در استان‌های مختلف کشور بویژه استان خوزستان، اظهار داشت: حل ریشه ای این موضوع نیازمند همکاری با کشورهای منطقه و همسایه است.
بر همین اساس رئیس جمهور به سازمان محیط زیست ماموریت داد با همکاری وزارت امور خارجه و دیگر دستگاه‌های ذیربط، از طریق رایزنی با کشورهای همسایه مشکل آلایندگی هوا را حل کنند.
رئیس جمهور در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به لزوم تامین امنیت غذایی کشور، خودکفایی در کالاهای اساسی را راهبردی دانست و اظهار داشت: در کنار کارهای روزمره نباید از اقدامات اساسی و زیربنایی غفلت شود.

سید ابراهیم رئیسی در جلسه هیات دولت، با اشاره به افزایش آلایندگی‌ها و گرد‌و‌غبار در استان‌های مختلف کشور به‌ویژه استان خوزستان، اظهار داشت: حل ریشه‌ای این موضوع نیازمند همکاری با کشورهای منطقه و همسایه است.

پردیسان میزبان سفیر عراق
در همین حال پایگاه اطلاع‌رسانی سازمان حفاظت محیط‌ زیست در گزارشی نوشت‌: رئیس مرکز امور بین‌الملل و کنوانسیون‌های سازمان حفاظت محیط‌ زیست با نصیر عبدالمحسن عبدالله‌، سفیر عراق در سازمان حفاظت محیط‌زیست ، در محل سازمان حفاظت محیط ‌زیست دیدار و گفت‌وگو کرد.
براساس این گزارش، با توجه به شرایط اقلیمی و محیط زیستی اخیر در منطقه با رویکرد بسترسازی برای رسیدن به راه‌کارهای اجرایی، عملیاتی مناسب برای رفع پدیده گردوغبار و ضرورت تقویت همکاری‌های بین‌المللی آتی نشست دوجانبه در سازمان حفاظت محیط زیست برگزار شد.
در این دیدار سید حسین موسوی‌فر با ابراز خرسندی از حضور سفیر کشور عراق در سازمان حفاظت محیط‌ زیست‌ اظهار کرد: امیدواریم این نشست‌ها مقدمه‌ای برای مشارکت فعال در حوزه محیط‌ زیست دو کشور باشد و دولت جمهوری اسلامی ایران آماده است برای رفع مشکل گردوغبار که این روزها شاهد آن هستیم، با برنامه‌ریزی و تعاملات بین‌المللی به نتایج خوبی دست پیدا کند و خواستار اجرای سریع توافقات قبلی و عملیاتی شدن آن برای مبارزه با معضلات محیط زیستیازجمله گردوغبار باشیم و سازمان حفاظت محیط‌زیستی این آمادگی را دارد هرچه زودتر اقدامات عملی و ملموسی که به نفع دو ملت باشد انجام شود.
او همچنین در این زمینه توضیح داد: بررسی‌های علمی و ماهواره‌ای که توسط دانشمندان ایرانی صورت گرفته است نشان می‌دهد با توجه به تغییرات اقلیمی و شرایط جوی به‌غیراز کشور عراق سایر کشورهای همسایه در پیدایش پدیده‌ گردوغبار دخیل هستند و می‌طلبد این تعاملات و همکاری با سایر کشورهای همسایه و درگیر این موضوع با قدرت و توجه بیشتری مورد پیگیری قرار بگیرد. ایران در این زمینه با تقویت حوزه دیپلماسی پیش‌قدم بوده و با برگزاری نشست‌های مختلف با سایر کشورهای هم‌جوار در این زمینه گام موثر برداشته و تمام تلاش خود را بکار خواهد گرفت تا این آسیب‌ها به حداقل ممکن برسد.
رئیس مرکز امور بین‌الملل و کنوانسیون‌های سازمان حفاظت محیط ‌زیست در بحث مقدمات و توافقاتی که برای نشست آتی در نظر گرفته‌شده است گفت : در این زمینه می‌توانیم به اسنادی که از قبل مورد توافق طرفین در موضوع گردوغبار بوده است استناد کنیم و نیز آمادگی داریم،این توافقات را مورد بررسی مجدد قرار داده تا در زمینه بروز شدن آن اقدامات لازم را انجام دهیم.
همچنین بر اساس داده‌ها و اطلاعات علمی که جمهوری اسلامی ایران در اختیار دارد می‌توانیم با اشتراک گذاری با عراق به نتایج و راهکارهای خوبی دست پیدا کنیم‌.

رئیس مرکز امور بین‌الملل و کنوانسیون‌های سازمان حفاظت محیط‌زیست با نصیر عبدالمحسن عبدالله ، سفیر عراق در سازمان حفاظت محیط‌زیست ، در محل سازمان حفاظت محیط‌زیست دیدار و گفت‌وگو کرد

در ادامه این نشست‌: نصیر عبدالمحسن عبدالله ، سفیر عراق در ایران با ابراز خرسندی و تشکر از کشور جمهوری اسلامی ایران در راستای پیشگامی رفع مشکلات مطرح‌شده در بحث گردوغبار است قدردانی کرد.
او در ادامه گزارشی از وضعیت رودخانه‌ها و مواردی که ممکن است در شکل‌گیری پدیده گردوغبار تاثیرگذار باشد را ارائه داد.
سفیر عراق در ادامه افزود‌: ما هم با برگزاری جلسات متعدد با وزارت‌های مرتبط با موضوع گردوغبار تلاش خواهیم کرد به راهکارها و نتایج قابل اجرایی برسیم و باید هرچه سریع‌تر اقدامات اساسی انجام شود‌، چرا که اگر در این خصوص تعللی صورت بگیرد با مشکلات بیشتری در حوزه محیط‌ زیست مواجه خواهیم شد و ما هم قطعاً به همکاری با ایران و سایر کشورهای همسایه نیاز داریم .
سفیر عراق همچنین اظهار امیدواری کرد: نشست دوجانبه فی‌مابین به‌منظور رسیدن به راهکارهایی مناسب هرچه سریع‌تر برگزار شود.
نصیر عبدالمحسن عبدالله یادآور شد، کشورش در موضوع گرد‌و‌غبار بیشترین آسیب را دیده است و همین امر ما را مجاب می‌کند اقدامات اولیه‌ای در خصوص پدیده گردوغبار انجام شود که یکی از این موارد کاشت نهال در قالب کمربند سبز است که در تمامی شهرهای عراق کار اجرایی آن شروع‌ شده است‌.
در ادامه این جلسه علی‌محمد طهماسبی بیرگانی دبیر ستاد ملی مقابله با گردوغبار با ارائه دستاوردهایی که در حوزه بیابان‌زدایی توسط این بخش احصا شده است مطالبی عنوان کرد و گفت : بحث گردوغبار در کل منطقه سابقه تاریخی دارد و عوامل انسانی از جمله موارد تشدید کننده گردوغبار محسوب می‌شود‌.
کشور ایران و عراق تجربیات و دستاوردهای علمی خوبی در مواجه بابیان‌زدایی و گردوغبار دارند و هر دو کشور با توجه به اینکه عضو کنوانسیون بیان زایی هستند می‌توانند با به اشتراک گذاشتن تجربیاتشان همکاری خوبی داشته باشند‌.
طهماسبی در ادامه افزود‌: ستاد مقابله با گردوغبار متشکل از 16 وزارتخانه و سازمان با مسئولیت رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست در سال 1387 تشکیل‌شده است و دبیرخانه آن در سازمان حفاظت محیط‌ زیست قرار دارد و این ستاد تاکنون اقدامات گسترده و ارزشمندی برای مدیریت پدیده گردوغبار در داخل و پیرامون مرزهای کشور انجام داده است. اقدامات صورت گرفته در این زمینه قابلیت رصد و قابلیت بازدید را دارند و بر اساس این موارد می‌توان بهترین تجربیات رابین دو طرف به اشتراک گذاشت.
او در ادامه به در خصوص مهم‌ترین اقدامات ستاد ملی در زمینه مدیریت، آمادگی، مقابله و سازگاری با پدیده گردوغبار نیز گزارشی ارائه شد.
طهماسبی با اشاره به وسعت مناطق گردوغبار خیز پیرامون کشور گفت: بر اساس مطالعات صورت گرفته، وسعتی معادل 270 میلیون هکتار مناطق غبار خیز پیرامونی شناسایی‌شده است که از جهات مختلف گردوغبار را به سمت کشور ما گسیل می‌کنند.
او با بیان اینکه برای 8 کانون گردوغبار پیرامونی کشور، یک برنامه عمل منطقه‌ای تهیه‌شده است، خاطرنشان کرد: برنامه عمل منطقه‌ای منشاهای گردوغبار برون‌مرزی منطبق بر مطالعات شناسایی مناطق در خارج از کشور است و بر این اساس 2 زیر برنامه یکی برای غرب آسیا و دیگری برای بخشی از آسیای میانه تهیه‌شده است.
دبیر ستاد ملی ‌سیاست‌گذاری و هماهنگی ‌مدیریت‌ مقابله با‌ پدیده گردوغبار، افزود: زیر برنامه غرب آسیا عمدتاً کشورهای خاورمیانه و حاشیه خلیج‌فارس را دربرمی گیرد و زیر برنامه آسیای میانه هم کشورهایی که در شمال و شرق کشور ما هستند را شامل می‌شود.
گله‌مندی‌های عراقی‌ها؛ توضیحات ایرانی‌ها
در روزهای گذشته شاهد گله‌مندی‌های مختلف از زبان مسئولان عراقی بودیم تا آنجا وزیر منابع آب عراق اعلام کرد ایرانی‌ها پای میز مذاکره در مورد آب نیامده‌اند. در همین حال «جبار وطن‌فدا» مدیرکل دفتر رودخانه‌های مرزی و منابع آب مشترک شرکت مدیریت منابع آب ایران درباره حقابه عراق و اظهارات مقامات عراقی گفت که یادداشت‌های رسمی توسط وزارت امورخارجه به طرف عراقی داده شده و تاکید کرد که آماده مذاکره درباره مساله حقابه‌ عراقی‌ها از رودخانه مشترک با ایران است.
عراقی‌ها نگران از تجربه اصفهانی‌ها
براساس گزارش‌هایی که درباره عراق منتشر شده است چندی قبل ویدیویی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد که نشان می‌داده کودکی در رودخانه دجله در حال قدم زدن است. گرچه آنچه برنامه سدسازی ترکیه در بالادست عراق تدارک دیده دور نیست که روزی عراقی‌ها شاهد خشک‌شدن دجله و فرات باشند. با این حال جالب است در حالی که تنها ۸ تا ۱۰ درصد از آورد رودخانه دجله متأثر از ایران است طرف عراقی عمدتا ایرانی‌ها را مخاطب خود قرار می‌دهد و از عدم همکاری ایران گله‌مندی می‌کند. برای نمونه حدود ۱۰ روز قبل «مهدی رشید الحمدانی»، وزیر منابع آبی عراق، در افتتاح یک پروژه آبی در استان دیالی، هم‌جوار با ایران، به خبرنگاران گفت که «ایران به حق‌آبه عراق از رودخانه‌های مشترک احترام نمی‌گذارد هرچند سدهایش از آب پر است».
در همین حال «عون ذیاب»، مشاور ارشد وزارت منابع آبی عراق تاکید کرد: در مورد ایران باید گفت که این کشور مسیر 6 رودخانه را تغییر داده و هیچ آبی از ایران وارد عراق نمی‌شود در حالی که پیش از این آب استان دیالی از رودخانه‌های مشترک با ایران تامین می‌شد.
او گفت : وزارت منابع آبی عراق پرونده‌ای در این باره تدوین و به دبیرخانه هیئت دولت عراق داده تا در محافل بین‌المللی پیگیری شود چون به این نتیجه رسیده‌ایم که ایران به درخواست‌های عراق درباره گفت‌وگوهای فنی در این موضوع پاسخ نخواهد داد.
جالب اینجاست که همین مقام عراقی در مورد ترکیه گفته است : تفاهمات با ترکیه ادامه دارد و به زودی هیئتی از ترکیه برای بررسی این موضوع تعیین حق‌آبه دجله و فرات به عراق سفر می‌کند.
این فضا در حالی رقم می‌خورد که سفیر ترکیه در عراق گفته است : آب را به روی عراق قطع نکرده‌ایم. براساس گزارش میدل ایست نیوز علی رضا گونای، سفیر ترکیه در عراق گفت نمی‌توانیم آب را به روی رودهای عراق قطع کنیم یا مسیر رودها را تغییر دهیم. ترکیه مسیر آب ها را طبیعی گذاشته است و در زمان خشکسالی نیز آب به سمت عراق رهاسازی می‌کند. سفر ما به دیالی برای حمایت از سرمایه‌گذاری و توسعه است و ترکیه شرکت‌هایی دارد که سرمایه‌گذاری‌های زیادی در دیالی انجام دهد که منتظر چراغ سبز استاندار برای آغاز ساخت و ساز و سرمایه‌گذاری هستند.
دستور رئیسی دقیقاً کجا اجرا می‌شود؟
در حالی که به نظر می‌رسد دیپلمات‌های ترکیه به شدت مشغول فعالیت در عراق هستند به نظر می‌رسد هیچ اثری از اقدام‌های ایران یا آنچه رئیسی دستور داده تا تعامل ایجاد شود دیده نمی‌‌شود. دستکم انتظار این است که پیش از هر چیز دیپلمات‌های ایرانی هم بتوانند فضای رسانه‌ای عراق را از بروز فشار علیه ایران خالی کنند و اجازه ندهند فضایی که ترسیم می‌شود ضد ایران و عمل‌کرد ایران باشد. گرچه دیروز سازمان حفاظت محیط زیست ایران میزبان سفیر عراق بوده است اما اگر ایران انتظار دارد عراق برای ریزگردها تعامل کند لازم است سیاست بهتری در قبال آنچه در عراق مطرح است به کار بگیرد.

روزی که درفش صابئین مندایی برافراشته می‌شود

 

و حالا ماه «هطیا» صابئین مندایی مصادف با اواخر اردیبهشت ما ایرانی‌هاست. و روز 28 اردیبهشت 1401 مصادف است با «دهوا اد مانا» یا همان «دهوا دیمانا» یعنی تولد حضرت یحیی (ع). روزی که برای هموطنان ایرانی صابئین مندایی بسیار مقدس است.
اهواز شب‌هایش نسبتا خنک و روزهایش گرم و آتشین شده است. اما امروز برای بخشی از ساکنین کهن اهواز، روز عید است و گرمای این بهار آزاردهنده نیست.
و باید ساحل کارون از اهواز قدیم را پای پیاده طی ‌کنم تا پل سفید. از آنجا هم موتورسواری که دوربین را روی شانه‌ام و کوله‌ای که سنگینی می‌کند می‌بیند و سوارم می‌کند تا پل کابلی. پیاده که می‌شوم سرعت می‌گیرد به سمت چهارراه زند و از بیمارستان پارس عبور می‌کند. احتمالا می‌رود ‌سمت محله صبی‌ها.
اهوازی‌های قدیمی خوب می‌دانند که در مناسبت‌های بزرگ صابئین مندایی، اجتماعی عظیم در ساحل کارون گرد هم می‌آیند تا پس از انجام «رشامه»‌ (وضو)، «بوثه» (آیه) بخوانند و «براخه»ای (نماز) به جا ‌آورند.
و من حالا به ساحل کارون آمده‌ام تا در سالروز میلاد حضرت یحیی (ع) در میان سفیدجامگان در عید «دهوا ادمانا» که معنی فرشته می‌دهد، آغاز سال 2024 یحیایی (مندایی) را گرامی بدارم. در روزی که درفش صابئین مندایی برافراشته می‌شود.
باید عکس‌هایم را بگیریم و دید و بازدیدم را انجام بدهم و زود خودم را با ساحل رودخانه کرخه در سوسنگرد برسانم تا به میل شرکت در «دخرانی» و «لوفانی» دیگر صابئین‌ مندایی خوزستان شرکت کنم. چون صابئین ‌مندایی علاوه بر اهواز در آبادان، خرمشهر، شادگان، ماهشهر، هویزه، سوسنگرد و رامشیر سکونت دارند.
و امروز بچه‌های صابئین از همه خوشحال‌ترند، نو نوارتر هستند. چون این عید بر روی تعمید اطفال تمرکز دارد. آنها تن و روان خود را به آب می‌سپارند تا این مایه هستی بخش عالم، نور هزاران فرشته را در وجودشان جاری کند.
عید دهوا ادمانا، یادآور دو رویداد است. اساطیر صابئین مندایی روایت می‌کنند که فرشتگان در این روز به دستور خداوند آداب تعمید را به حضرت آدم(ع) آموختند و او آن را به فرزندان خود تعلیم داد. در باور دوم مندائیان، تولد حضرت یحیی(ع) در این روز رخ داده است و به همین خاطر نام دیگر این عید، فرشته است.
صابئین ‌مندایی از هزاره‌های پیش در جغرافیای خوزستان و در کنار رودخانه‌های کارون، کرخه، دز، جراحی ساکن شده و تا به امروز، آئین خود را حفظ کرده و به کتاب مقدس‌شان، «گنزاربا» یعنی گنج بزرگ و مقدس قسم می‌خورند.
و حالا در ساحل کارون، مردان و زنان سفیدپوش در کنار گنزورا، اشکندا، ترمیدا که از جمله روحانیون پیرو صابئین‌ مندایی هستند «درفش» که نماد صابئین‌مندایی است را بر زمین شن ماسه‌ای ساحل فرود می‌آورند تا دل به عالم نور بدهند. و چه خجسته است شناخت روحیه مردمان ایران زمین که خود در قوم و کیش‌شان، آئین‌ها و آداب و رسوم گوناگون دارند. و البته چه زبیاست وقتی که در روزانی دیگر در عید پنجه، شیشان، فل و… صابئین ‌مندایی شرکت می‌کنیم تا به رسم و رسوم همشهریان ایرانی خود احترام بگذاریم.
صابئین‌ مندایی پیروان حضرت یحیی(ع) هستند و عقیده دینی آنها برگرفته از عقیده حضرت آدم(ع) است تا آخرین پیامبر آنها حضرت یحیی(ع) ادامه یافته است. دین صابئین‌ مندایی از قدیمی‌ترین آئین‌های الهی است و اصلی‌ترین رکن دینی آنها غسل تعمید است. چون صابئین به معنای تعمیدشوندگان است.
هنر صابئین‌مندایی، مینای صبی است که بر روی طلا و نقره انجام می‌شود و دارای خط و زبان کهن آرامی مندایی هستند. هنر-صنعتی که موجب شد مرکز استان خوزستان از سوی وزارت میراث‌ فرهنگی صنایع‌دستی گردشگری به عنوان اهواز شهر ملی مینای صُبی نامگذاری شود.

تاثیرآلودگی هوا بر مرگ سالانه 9 میلیون نفر در جهان

آلودگی هوا سالانه جان ۹ میلیون نفر را می‌گیرد. چه آلودگی خانه‌ها باشد چه صنایع، خودروها و کامیون‌ها. فعالیت‌های صنعتی به همراه توسعه شهری تاثیر به‌سزایی در آلوده کردن هوایی داشته‌اند که تنفس می‌کنیم. گروهی از دانشمندان در تحقیقات تازه خود اعلام کردند که نرخ مرگ‌ومیر بر اثر آلودگی هوا از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۹، ۷درصد افزایش پیدا کرده است. بر اساس این تحقیق نرخ مرگ‌و‌میر ناشی از آلودگی خودروها، کامیون‌ها و صنایع از سال ۲۰۰۰، ۵۵ درصد افزایش پیدا کرده است. بدتر شدن آلودگی هوا و مسمومیت ناشی از آلاینده‌های سمی سربی، از سال ۲۰۱۵، سالانه جان حدود ۹ میلیون نفر را می‌گیرد.

 

پیش‌بینی‌ها درست از آب درآمد
ریچارد فولر، یکی از نویسندگان این تحقیق و رئیس سازمان مردم‌نهاد و جهانی Pure Earth می‌گوید: «ما داخل یک دیگ خورشت نشسته‌ایم و به آرامی می‌سوزیم.» به گفته فولر اما به اندازه تغییر اقلیم، مالاریا یا ایدز به آلودگی محیط زیستی توجه چندانی نمی‌شود.
در تحقیقی که کمی قبل‌تر و در سال ۲۰۱۷ منتشر شد نیز تخمین‌ها نشان می‌داد که میزان مرگ‌و‌میر ناشی از آلودگی هوا به ۹ میلیون در سالمی‌رسد. یعنی در جهان از هر ۶ نفر، مرگ یک نفر بر اثر آلودگی است. خسارت ناشی از آلودگی هوا بر اقتصاد جهانی نزدیک به ۴.۶ هزار میلیارد دلار در سال است. برای همین میزان مرگ‌و‌میر ناشی از آلودگی در جهان با دخانیات برابری می‌کند. از سوی دیگر از زمان آغاز همه‌گیری کرونا جان حدودا ۶ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر از بین رفته است.
این تحقیق که در مجله سلامت زمین لانست منتشر شده، داده‌های مورد نیاز را از موسسه «بار جهانی بیماری» در دانشکده دارو دانشگاه واشنگتن تهیه کرده‌اند. این موسسه میزانی در معرض قرار گرفتن انسان در برابر آلودگی را ارزیابی و خطر مرگ‌و‌میر را محاسبه می‌کند.
در این تحقیق جدید بیشتر به علت ایجاد آلودگی نگاه می‌شود. منظور از آلودگی هر چیزی است که هوای اطراف ما را آلوده می‌کند. از آلاینده‌های سنتی مانند دود و فاضلاب فضاهای بسته گرفته تا آلاینده‌های مدرن مانند آلودگی هوای صنعتی و مواد شیمیایی سمی.
آب‌و‌هوای داخل فضاهای بسته
مرگ‌و‌میر ناشی از آلودگی‌های سنتی در جهان رو به کاهش است. اما در آفریقا و دیگر کشورهای در حال توسعه همچنان مشکل بزرگی محسوب می‌شود. آب و خاک آلوده و هوای کثیف باعث شده تا سه کشور چاد، جمهوری آفریقای مرکزی و نیجر بیشتری میزان مرگ‌و‌میر ناشی از آلودگی را داشته باشند.
برنامه‌های دولت‌ها برای کاهش آلودگی هوای فضاهای بسته و بهبود بهداشت کمک کرده تا نرخ مرگ‌و‌میر در برخی مناطق کاهش پیدا کند. در اتیوپی و نیجریه، این تلاش‌ها باعث شد تا میزان مرگ‌و‌میر بین سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۹، دو سوم کاهش پیدا کند.

برنامه‌های دولت‌ها برای کاهش آلودگی هوای فضاهای بسته و بهبود بهداشت کمک کرده تا نرخ مرگ‌و‌میر در برخی مناطق کاهش پیدا کند. در اتیوپی و نیجریه، این تلاش‌ها باعث شد تا میزان مرگ‌و‌میر بین سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۹، دو سوم کاهش پیدا کند

آلاینده‌های مدرن
بر اساس این تحقیق تازه، مرگ‌و‌میر ناشی از آلاینده‌های مدرن مانند فلزات سنگین، مواد شیمیایی کشاورزی و انتشارات ناشی از سوخت‌های فسیلی به شدت افزایش یافته است. ریچل کوپکا، مدیر اجرایی سازمان «اتحاد جهانی برای سلامت و آلودگی» و یکی از نویسندگان این تحقیق می‌گوید که مرگ‌و‌میر ناشی از این آلاینده‌ها از سال ۲۰۰۰، ۶۶درصد افزایش داشته است.
به گزارش رویترز، نویسندگان این گزارش می‌گویند برخی‌ از شهرها و پایتخت‌های بزرگ جهان مانند بانکوک،‌ مکزیکوسیتی و کشور چین پیشرفت‌هایی در زمینه کنترل آلودگی هوا در فضاهای بسته داشته‌اند. اما در شهرهای کوچک، آلودگی همچنان رو به افزایش است.
رکورد آمار مرگ‌و‌میر
در این تحقیق، ۱۰ کشوری که بیشترین آمار مرگ‌و‌میر را دارند چاد، جمهوری آفریقای‌مرکزی،‌ نیجر، جزایر سالومون، سومالیا، آفریقای‌جنوبی، کره‌شمالی، لسوتو، بلغارستان و بورکینافاسو اعلام شده‌اند.
آلودگی آب
نویسندگان این تحقیق می‌گویند که آب‌های آلوده باعث مرگ زودتر یک میلیون و ۳۶۰هزار نفر شده. آلودگی سربی نیز جان ۹۰۰هزار نفر را گرفته است. مواد شیمیایی که انسان ممکن است به‌طور روزمره با آن‌ها در تماس است، مانند محلل‌ها، رنگ، گرد‌و‌غبار سمی نیز باعث مرگ زودرس ۸۷۰هزار نفر شده است. با اینکه مرگ میر ناشی از آلاینده‌های سنتی کاهش پیدا کرده اما آنها همچنان مشکل اصلی آفریقا و دیگر کشورهای در حال توسعه به شمار می‌روند.
آلودگی هوای محیط که همان هوایی است که تنفس می‌کنیم از مرگ ۲ میلیون و ۲۰۰هزار نفر در سال ۲۰۰۰ به ۴ میلیون و ۲۰۰هزار در سال ۲۰۱۵ رسیده و در سال ۲۰۱۹ به ۴ میلیون و ۵۰۰هزار نفر رسیده است.
بالاترین آمار مرگ‌و‌میر در هند
در این تحقیق همچنین نشان داده می‌شود که هند تلاش‌هایی برای مقابله با آلودگی هوا داخل خانه‌ها داشته اما همچنان بالاترین آمار مرگ‌و‌میر ناشی از آن را دارد.
با وجود هشدارهای قبلی اما پیشرفت کمی در زمینه کنترل آلودگی هوا در هند حاصل شده. آمریکا یکی از کشورهای صنعتی است که در لیست ۱۰ کشوری قرار دارد که بیشترین آمار مرگ‌و‌میر را دارند. به گزارش عرب‌نیوز، فیلیپ لاندریگان، مدیر رصدخانه جهانی آلودگی در کالج بوستون می‌گوید که مرگ ۹ میلیون نفر آمار بالایی است، خبر بد این است که هیچ کاهشی در آن دیده نمی‌شود. لاندریگان می‌گوید: «در مورد مسائل آسان، پیشرفت‌هایی حاصل شده. داریم مشکلات سخت‌تر را می‌بینیم که همان آلودگی هوا و آلودگی شیمیایی است و همچنان روند صعودی دارند». محققان می‌گویند که می‌توان جلوی افزایش مرگ‌و‌میر را گرفت.
لین گولدمن، رئیس دانشکده بهداشت عمومی جورج واشنگتن که در این تحقیق مشارکتی نداشته می‌گوید که می‌توان جلوی این مرگ‌و‌میر را گرفت.

بر اساس این تحقیق تازه، مرگ‌و‌میر ناشی از آلاینده‌های مدرن مانند فلزات سنگین، مواد شیمیایی کشاورزی و انتشارات ناشی از سوخت‌های فسیلی به شدت افزایش یافته است. ریچل کوپکا، مدیر اجرایی سازمان «اتحاد جهانی برای سلامت و آلودگی» می‌گوید که مرگ‌و‌میر ناشی از این آلاینده‌ها از سال ۲۰۰۰، ۶۶درصد افزایش داشته است

رفع آلودگی هوا، رفع بلا از انسان‌ها
رنه سالاس، پزشک اورژانس و استاد دانشگاه هاروارد نیز درباره این تحقیق گفت که انجمن قلب آمریکا اعلام کرده بود وقتی که در معرض ذرات ریز آلودگی ناشی از سوزاندن سوخت‌های فسیلی قرار می‌گیرید، مشکلات قلبی و مرگ‌و‌میر به امری عادی تبدیل می‌شود. سالاس می‌گوید: «در حالی که مردم روی کاهش فشار خون و کلسترول متمرکزند، عده کمی می‌دانند که رفع آلودگی هوا مهم‌ترین نسخه برای بهبود سلامت قلب است.»
سه‌چهارم مرگ‌و‌میر ناشی از آلودگی کلی ناشی از آلودگی هواست و بخش بزرگی از آن به گفته لاندریگان ترکیب آلودگی نیروگاه‌های زغال‌سنگی و کارخانه‌های فولاد و بخشی از آن مربوط به ماشین، کامیون و اتوبوس است. این یک مشکل جهانی است.
نویسندگان این تحقیق ۸ راهکار برای کاهش مرگ‌و‌میر ناشی از آلودگی هوا ارائه کرده‌اند. تاکید آنها بر نظارت بهتر،‌ گزارش‌کار بهتر و سیستم‌های دولتی قوی‌تر برای قانونمند کردن صنایع و خودروها است. فولر می‌گوید که ما دقیقا می‌دانیم هر کدام از این مشکلات را چگونه برطرف کنیم. تنها چیزی که کم است اراده سیاسی است.