بایگانی مطالب نشریه
ایران و عربستان میتوانند مکمل یکدیگر در منطقه باشند
رئیس شورای راهبردی روابط خارجی وجود عوامل تنشزای بسیاری در منطقه غرب آسیا و محیط جغرافیایی ایران و اعراب را «واقعیتی تاسفبرانگیز» توصیف و تصریح کرد: جمهوری اسلامی ایران بهترین راه حل مشکلات امنیتی در منطقه غرب آسیا و خلیج فارس را افزایش گفتوگوهای برادرانه، اما صریح و بیپرده میان کشورهای منطقه، بدون حضور و دخالت بیگانگان میداند.
سید کمال خرازی در نخستین همایش ایران و جهان عرب که به ابتکار موسسه الدراسات الجزیره در دوحه برگزار شد، گفت: هدف از این نشست رسیدن به درکی مشترک از چالشها و فرصتهای موجود در روابط بین ایرانیان و اعراب، در دنیای به شدت متحول کنونی است.
به گزارش ایسنا، او با اشاره به خدمات و روابط متقابل ایران و اعراب در طول تاریخ اسلام و تاکید بر اینکه «تمدن بزرگ اسلامی موجب غرور و افتخار ایرانیان و اعراب است»، افزود: آنچه امروز حائز اهمیت است، درسی است که باید از نحوه شکلگیری این تمدن بزرگ آموخت و الگوی آن را مجددا به کار بست.
رئیس شورای راهبردی روابط خارجی در خصوص سومین مسئله محوری ایران و جهان عرب گفت: جمهوری اسلامی ایران از تشکیل یک دولت قوی مردمی در عراق حمایت میکند، چرا که امنیت عراق و ایران به یکدیگر وابسته است
رئیس شورای راهبردی روابط خارجی با بیان اینکه «جمهوری اسلامی ایران قبل از هر چیز نگاه تمدنی به جهان اسلام دارد و هیچگاه خود را از دیگر ملل مسلمان و خصوصاً همسایگان عربزبان خود جدا نمی داند»، به اصل یازدهم قانون اساسی اشاره کرد که «سیاستهای کلی» نظام جمهوری اسلامی ایران را مبتنی بر «اتحاد و ائتلاف ملل اسلامی» تعریف کرده است و گفت: ایران تلاش دارد در راستای پیشرفت منطقه غرب آسیا و در یک سطح بزرگتر، جهان اسلام، با سایر کشورهای منطقه همکاری کند. این نه یک سیاست مقطعی، بلکه یک سیاست اصولی مبتنی بر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است.
خرازی با تشریح اینکه سیاست راهبردی جمهوری اسلامی ایران در منطقه غرب آسیا بر این استوار است که «امنیت» و «توسعه» مفاهیمی پیوسته به هم و غیرقابل تفکیک هستند، ادامه داد: سیاست بر سه رویکرد اساسی استوار است: اول اینکه، امنیت امری به هم پیوسته است و ارتباط مستقیمی با امنیت سایر کشورهای منطقه دارد؛ دوم اینکه، امنیت کالایی نیست که قابل خریداری باشد، بلکه در فرایند تعامل و همکاری جمعی به دست میآید؛ و بالاخره سوم اینکه، روابط اقتصادی با کشورهای منطقه عامل مهمی در تامین امنیت منطقهای است.
او با اشاره به اینکه «تاریخ نشان داده است که حضور نیروهای بیگانه در منطقه همواره منجر به بروز تنشهای پی در پی و حتی جنگ شده است»، اضافه کرد: جمهوری اسلامی ایران امنیت و توسعه کشورهای همسایه خود را لازمه امنیت، ثبات و توسعه خود میداند. بهطوری که از نظر ایران، امنیت خلیج فارس و هر یک از کشورهای آن امنیت ایران، و ناامنی در هر نقطهی آن ناامنی ایران تلقی میشود. مخالفت جمهوری اسلامی ایران با حضور نیروهای بیگانه در منطقه، و به طور خاص مخالفت با حضور آمریکا و رژیم صهیونیستی دقیقا در راستای صیانت از امنیت کل منطقه است.
رئیس شورای راهبردی روابط خارجی، وجود عوامل تنشزای بسیاری در منطقه غرب آسیا و محیط جغرافیایی ایران و اعراب را «واقعیتی تاسفبرانگیز» توصیف و تصریح کرد: تنها راه حل رسیدن به همگرایی منطقهای تغییر نحوه برخورد با مشکلات و منازعات منطقهای است. جمهوری اسلامی ایران همواره بر گفتگو به عنوان روشی کارآمد برای رفع سو تفاهمات، حل منازعات و تقویت اشتراکات تاکید دارد و به همین جهت بهترین راه حل مشکلات امنیتی در منطقه غرب آسیا و خلیج فارس را افزایش گفتوگوهای برادرانه، اما صریح و بیپرده میان کشورهای منطقه، بدون حضور و دخالت بیگانگان میداند. ظرفیتهای بالقوهای که در کشورهای منطقه وجود دارند، باید بالفعل شوند و این تنها از طریق گفتوگو و افزایش ارتباطات سیاسی و مراودات تجاری امکانپذیر است. این مهم خود نیازمند تغییر نگرش نخبگان و سیاستگذاران کشورهای منطقه میباشد.
خرازی اعلام ابتکاراتی چون طرح صلح هرمز از سوی ایران و یا اولویتبخشی به سیاست همسایگی را «نشانههایی از عزم، اراده و جدیت جمهوری اسلامی ایران در تقویت و گسترش روابط خود با همسایگان جنوبی و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس» خواند و افزود: نشانههایی از چنین علاقه متقابلی در کشورهای منطقه نیز وجود دارد که از جمله میتوان به تلاشهای صلحجویانه دولتهای قطر، عمان و عراق اشاره کرد. ما اعتقاد راسخ داریم که باید از تمامی ظرفیتها برای تقویت روابط دوجانبه و چندجانبه منطقهای استفاده شود. بیتردید، برقراری حسن همجواری و تشکیل سازوکارهای همکاری منطقهای، نقش مجموعه کشورهای منطقه را در سطح بینالمللی نیز افزایش میدهد.
رئیس شورای راهبردی روابط خارجی در ادامه، به تشریح روابط ایران و عربستان، بحران یمن، نگاه ایران به عراق و مسئله فلسطین به عنوان چهار مسئله محوری در روابط ایران و جهان عرب پرداخت. او در خصوص روابط ایران و عربستان گفت: جمهوری اسلامی ایران اهمیت بالایی برای کشور عربستان سعودی که قبله مسلمانان و حرمین شریفین در آن قرار دارد و به عنوان یک کشور بزرگ منطقه، قائل است. ایران و عربستان نمیتوانند نگاه حذفی نسبت به یکدیگر داشته باشند و به عنوان دو قدرت اصلی منطقه میتوانند مکمل ظرفیتهای یکدیگر جهت تامین صلح و ثبات و توسعه منطقه باشند. به هر صورت، اخیراً دو کشور با شرکت در پنج دور مذاکره که با مساعی جمیله دولت عراق میسر شده است، راه گفتوگو را برای رفع اختلافات خود انتخاب کرده اند.
خرازی درباره مسئله یمن نیز تصریح کرد: بحران یمن یکی از مهمترین دغدغههای این منطقه است. این بحران صرفاً ناشی از منازعات داخلی یمن نیست و جمهوری اسلامی ایران همواره بر این اعتقاد بوده است که یمن راه حل نظامی ندارد، حقیقتی که اکنون پس از هفت سال جنگ و ویرانی، همگی به آن اذعان دارند. ما تلاش وافری داشتهایم تا از کشتار مردم بیگناه یمن جلوگیری و راه حلهای مسالمتآمیز را جایگزین این نزاع خونبار کنیم. برقراری آتشبس، رفع محاصره، فراهم ساختن فضای گفتوگوهای یمنی – یمنی و نهایتاً تشکیل دولتی برخاسته از خواست و اراده مردم آن، موضع اصولی جمهوری اسلامی ایران از ابتدای بروز جنگ در یمن بوده است و همچنان برای تحقق آن تلاش میکند.
رئیس شورای راهبردی روابط خارجی در خصوص سومین مسئله محوری ایران و جهان عرب گفت: جمهوری اسلامی ایران از تشکیل یک دولت قوی مردمی در عراق حمایت میکند، چرا که امنیت عراق و ایران به یکدیگر وابسته است. ما وجود یک عراق امن و قوی را به نفع امنیت ایران و امنیت کل منطقه میدانیم و معتقدیم که نقش مثبت عراق در تحولات منطقهای به شکلگیری یک نظام امنیت جمعی در منطقه کمک میکند. لهذا ما کلیه جریانات سیاسی عراق را به توافق با هم جهت تشکیل دولت آن کشور تشویق میکنیم.
کمال خرازی در خصوص مسئله فلسطین نیز تاکید کرد: همچنان تجاوزات رژیم اسرائیل به حقوق فلسطینیان به شدت ادامه دارد، بهطوری که در روزهای اخیر شاهد ترور هدفمند خبرنگار شجاع شبکه الجزیره شهیده شیرین ابوعاقله توسط نیروهای اسرائیلی بودیم و یک بار دیگر صهیونیستها نشان دادند که هیچ حد و مرزی در جنایات خود ندارند و حتی خبرنگاران نیز از کشتار آنها در امان نیستند. متاسفانه، در حالی که از کشورهای عربی انتظار میرود در دفاع از ملت مظلوم فلسطین به مقابله با جنایات رژیم صهیونیستی بپردازند، بعضی عادی سازی روابط با این رژیم را در دستور کار خود قرار دادهاند. جمهوری اسلامی ایران تأکید دارد که باز کردن پای رژیم صهیونیستی به منطقه خلیج فارس، موجب ثبات و امنیت نمیشود، زیرا رژیم صهیونیستی هدفی جز ایجاد تنش در منطقه خلیج فارس و دور ساختن اعضای این منطقه از یکدیگر ندارد. به هر صورت، جمهوری اسلامی ایران اجازه نخواهد داد رژیم اشغالگر قدس در این منطقه لانه کند.
خرازی در بخش دیگری از سخنانش در این نشست، پاسخگوی سوالات مجری برنامه بود. او در پاسخ به سوالی درباره برجام تصریح کرد: ما بدون وابستگی به بیگانه به فناوری هستهای دست یافته ایم و توسعه فناوری هسته ای صلح آمیز بومی را جزو منافع ملیمان میدانیم. دیگران مجاز نیستند تعیین کنند ایران حق دستیابی به فناوری هستهای دارد یا خیر. ایران بارها اعلام کرده که فقط قصد بهرهبرداری صلحآمیز از انرژی هستهای دارد. در مذاکرات فعلی میان ایران و کشورهای غربی موضوعات کمی باقی مانده است که باید حل شود. مورا، فرستاده ویژه اتحادیه اروپا اخیرا به ایران آمد و راه ادامه مذاکرات هموار شد.
چه طرحهای دیگری به سرنوشت پیادهراه ۱۷ شهریور دچار میشوند؟
| پیام ما | شهردار وقت تهران یک دهه قبل طرحی را به مردم تحمیل کرد که حالا در حال جمعآوری است. تجربه تصمیمگیریها و اجرای شبانه یا به قول آن شهردار، جهادی تنها محدود به پیادهراه ۱۷شهریور تهران محدود نمیشود اما این پرسش برجسته میشود که طرحهایی که مدیریت شهری به مردم و شهر تحمیل کرد تا چه اندازه متناسب با نیاز بوده است؟
مدیریت شهری تهران یک دهه قبل شبانه طرحی را به اجرا درآورد که نه تنها استدلالهای اجرای آن مشخص نبود بلکه مردم و کاسبهای مستقر در ابتدای خیابان ۱۷شهریور، محل اجرای طرح، نسبت به آن اعتراض داشتند. جالب اینجاست که اعضای دوره سوم شورای شهر تهران به مدیریت مهدیچمران هم از اجرای طرح پیادهراه ۱۷شهریور اظهار بیاطلاعی کردند. با این حال پس از روی کار آمدن دوره چهارم شورای شهر و با وجود مصوبهای مبنی بر بازگشایی این معبر باز هم شهردار وقت از اجرای مصوبه امتناع کرد و این پیادهراه تا امسال باقی ماند. حال این پرسش مطرح میشود؛ پروژههایی که مدیریت شهری تهران به ویژه در دوره طولانی «محمدباقر قالیباف» به شهروندان و پایتحت تحمیل کردهاست تا چه اندازه کارشناسی شدهبوده و تا چه اندازه بر پایه نیاز مردم و شهروندان طراحی شده است؟
زهرا نژادبهرام : باید راه اعتراض به پروژههای شهری ایجاد شود. الان هیچ سازوکاری برای ثبت اعتراض مردم در برابر اجرای پروژههای شهری نیست ولی مردم نسبت به طرحهایی که شورای شهر میخواهد به شهرداری بدهد، میتوانند اظهارنظر کنند کما اینکه در مورد ساماندهی پیادهروها اعتراض مردم و نهادهای مدنی کارساز شد و شورا طرح خود را پس گرفت
برای مثال وقتی بزرگراه طبقاتی صدر را طراحی و اجرا کردند از هیچ یک از مردم تهران نظری نخواستند که اساسا شما چنین مطالبهای برای محل زندگیتان دارید؟ منتقدان چنین پرسشی میگویند مگر مردم متخصص شهرسازی و مدیریت شهری هستند که بگویند چه پروژهای برای شهر خوب است و چه پروژهای بد. اما نکته اینجاست که وقتی بزرگراه طبقاتی صدر به مردم تهران تحمیل شد حتی نظر کارشناسان حوزه حمل و نقل و شهرسازی را هم نشنیدند. پرسش این است که آیا مدیریت شهری همواره قرار است آرزوها و ایدههای خود را به مردم تحمیل کند؟ چندی قبل «زهرا نژادبهرام» عضو سابق شورای شهر تهران با تأکید براین نکته که باید راه اعتراض به پروژههای شهری ایجاد شود گفته بود : الان هیچ سازوکاری برای ثبت اعتراض مردم در برابر اجرای پروژههای شهری نیست ولی مردم نسبت به طرحهایی که شورای شهر میخواهد به شهرداری بدهد، میتوانند اظهارنظر کنند کما اینکه در مورد ساماندهی پیادهروها اعتراض مردم و نهادهای مدنی کارساز شد و شورا طرح خود را پس گرفت.
همین نبود ساز و کار برای اعتراض به تصمیمهای خلقالساعه مدیریت شهری و بیتوجهی به جوانب فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی سبب شد تا دستکم یک دهه از عمر شهروندان در محدوده میدان امامحسین (ع) تا میدان شهدا در خیابان ۱۷ شهریور صرف اعتراض به برنامهای غیر کاربردی شود.
حالا سنگفرشهای خیابان ۱۷ شهریور برداشته شد و دوباره آسفالت ریخته شد. آیا کسی هست که از شهردار وقت تهران بخواهد توضیح دهد هزینه آن تغییرات و آنچه در این ۱۰ سال به مردم تحمیل شد را چگونه باید محاسبه کرد و چه کسی مسئولیت آن را به عهده میگیرد؟
ایسنا، در گزارشی نوشته است : از همان ابتدای روی کار آمدن شورای شهر چهارم، موضوع پیاده راه ۱۷ شهریور و اعتراض اهالی و کسبه آن جنجالی و حاشیه شد و برغم اصرار اعضای شورای شهر اما شهرداری حاضر به عقبنشینی از طرح نبود.
اعتراضات، بازدیدها از محور ۱۷ شهریور و بررسی تاثیر این پیادهراه بر روی زندگی اهالی ادامه داشت تا اینکه کمیسیون نظارت و حقوقی شورای شهر چهارم نظرسنجی را از اهالی و کسبه در مورد میزان رضایتمندی از پروژه پیاده راه انجام داد و مشخص شد علاوه بر کسبه، اهالی نیز از این طرح ناراضی هستند و در اواخر عمر شورای شهر چهارم، اعضا در واپیسن روزهای سال ۹۵ رأی به بازگشایی کامل محور دادند که در نهایت از خیابان صفا به پایین باز شد، اما عمر این شورا به بازگشایی کامل نرسید تا اینکه امیر یزدی شهردار منطقه ۱۲ دراینباره خبر داد که با مساعدت معاون هماهنگی و امور مناطق شهرداری تهران و رئیس شورای شهر، محور ۱۷ شهریور، حد فاصل خیابان صفا تا میدان امام حسین (ع) که پیادهراه بود، پس از بازدید چند تن از اعضای شورای شهر و با کسب مصوبات کمیتههای تخصصی سازمان حملونقل و ترافیک بازگشایی شد.
عبادی معاون حمل ونقل شهرداری منطقه ۱۲ با تائید بازگشایی کامل پیادهراه ۱۷ شهریور به ایسنا گفته است : در مورد آسفالت کردن محور پیاده راه ۱۷ شهریور میگوید: پیاده راه ۱۷ شهریور حد فاصل خیابان صفا تا میدان امام حسین (ع) پیاده راه بود و از خیابان صفا تا میدان شهدا در مقاطع مختلف زمانی پیاده راه بازگشایی شده بود.
او با بیان اینکه بر اساس مصوبهای ضلع جنوب به شمال پیاده راه ۱۷ شهریور جنوبی به سمت خیابان دماوند بازگشایی شد، ادامه میدهد: حرکت شمال به جنوب خودروها از دو سال قبل بازگشایی شده بود و ما آرام سازی حرکت جنوب به شمال را در دستور کار قرار دادیم.
معاون حمل و نقل شهرداری منطقه ۱۲ با بیان اینکه در راستای آرام سازی، سنگ فرشهای خیابان ۱۷ شهریور حد فاصل میدان شهدا تا صفا جمعآوری و آسفالت شد، میگوید: در فاز بعدی جمعآوری سنگفرشهای خیابان صفا تا میدان امام حسین را در دستور کار خواهیم داشت اما دقت داشته باشید که با این وضعیت میدان امام حسین به یک پلازا تبدیل شده چرا که دور تا دور میدان بسته است و تنها از ضلع شرقی میدان امکان خروج وجود دارد و به عبارت دیگر یک ربع دایره تنها در ضلع شرقی امکان خروج وجود دارد و میدان نیز به یک فضای شهری تبدیل شده است.
او میافزاید: نارضایتی اهالی و درخواست کسبه علت بازگشاییها بوده، چرا که در حال حاضر ۱۰ سال است که این محور به پیاده راه تبدیل شده و از همان اول نیز نارضایتیهای اهالی را در پی داشته است.
زهرا نژادبهرام درباره تصمیماتی که مدیریت شهری به شهر تحمیل میکند گفته بود : خود مردم سهمی در برنامهریزی و سهمی در مدیریت شهری ندارند، نه تصمیمساز هستند و نه تصمیمگیر. مردم نه تنها تصمیمگیر و تصمیمساز نیستند بلکه با نگاه شکاکانهای با تصمیمات مدیریت شهری روبهرو میشوند، چون اطلاعات کافی در اختیار آنها قرار داده نمیشود و احساس میکنند که همیشه چیزی پشت پرده است.
تصمیم به ساخت پیادهراهسازی در تهران و اصفهان محل بحث بوده است. چند سال قبل در اصفهان نیز تبدیل یکی از معابر مهم به پیادهراه بحثهای زیادی به دنبال داشت. از آنجا که عموما مدل شهرسازی در ایران اولویت را به ساخت و ساز و معبر خودرو داده است نیاز به پیادهراه در شهر احساس میشود اما این به معنای آن نیست که هر معبری را بتوان با سنگفرش کردن به پیادهراه تبدیل کرد.
در مورد همین پیادهراه ۱۷ شهریور نیز چندی قبل سه تن از دانشجویان دانشگاه علم و صنعت ایران به بررسی ناکامی در رسیدن به اهداف ساخت پروژه پیادهراه ۱۷ شهریور پرداختند. «رضا خیرالدین«، «رسول حقبیان» و «محمدصالح شکوکی» در مقالهای ضمن بررسی این موضوع اشاره کردهاند: پیادهراهسازی در شهر تهران بعد از چند تجربه نسبتاً موفق نظیر پیادهراه ۱۵ خرداد، پیادهراه سپهسالار، با احداث پیادهراه ۱۷ شهریور دنبال شد. ولی متاسفانه پیادهراه ۱۷ شهریور، بنابر شواهد موجود همچون یافتههای پژوهشگران، انتقادهای مسئولان و نارضایتیهای مردم محلی، تجربۀ چندان موفقی بهحساب نمیآید.»
در این تحقیق همچنین تاکید شده است : یافتههای پژوهش نشان میدهد که عوامل اصلی ناکامی پروژه شامل سه مسئله اصلی «فقدان نیازسنجی، امکانسنجی و بسترسازی مناسب برای طرح»، «در حاشیه قرارگرفتن مردم محلی در فرآیند برنامهریزی و اجرا» و «مسائل کلان اقتصادی سیاسی و مدیریتی» است. در این میان، به نظر میرسد عامل اصلیتر و پایهایتر نواقص و مشکلات پروژه، شرایط و اهداف سیاسی، مدیریتی و اقتصادی بوده است.
با این وصف باید پرسید پروژههای عظیم دیگری که مدیریت شهری از دهه قبل به تهران تحمیل کرد نظیر بزرگراه طبقاتی صدر بر پایه نیازسنجی، امکانسنجی و بسترسازی مناسب عملیاتی شد؟
افزایش ۱۶۰ مگاوات به ظرفیت برق کشور تا پیک تابستان
مدیرعامل نیروگاه سیکل ترکیبی فردوسی مشهد گفت: ۱۶۰ مگاوات به ظرفیت برق کشور تا پیک تابستان امسال بدون مصرف سوخت زیادی، اضافه میشود.
به گزارش ایرنا، «فریبرز موتمنی»افزود: این نیروگاه دارای ۶ واحد گاز ۱۵۹ مگاواتی و سه واحد بخار ۱۶۰ مگاواتی است که عملیات ساخت واحدهای بخار این نیروگاه در قالب طرحهای قرارداد بیع متقابل در دستور کار قرار گرفته است.
او ادامه داد: ماموریت اصلی طرحهای بیع متقابل ساخت بخش بخار نیروگاه سیکل ترکیبی از محل منابع حاصل از صرفهجویی سوخت است و ساخت بخش بخار نیروگاه فردوسی طی قرارداد بیع متقابل میان شرکت مادرتخصصی تولید نیروی برق حرارتی و تولید برق توس مپنا منعقد شده است و مکانیزم بازگشت سرمایه آن از محل صرفهجویی سوخت خواهد بود.
ساخت سه واحد بخار نیروگاه فردوسی مانع از انتشار ۲.۴ میلیون تن دیاکسیدکربن در سال میشود
موتمنی خاطرنشان کرد: در نیروگاههای گازی، حرارت واحدها از اگزوز بخش گاز با درجه حرارتی بین ۵۴۰ تا ۶۰۰ درجه سانتیگراد به محیط بیرونی خارج میشود که علاوه بر هدررفت انرژی، باعث افزایش انتشار گازهای گلخانهای میشود اما در این طرح با استفاده از حرارت خروجی اگزوز واحدهای گازی و هدایت آن به تجهیزات بخش بخار، انرژی الکتریکی تولید میشود.
مدیرعامل نیروگاه سیکل ترکیبی فردوسی گفت: ساخت سه واحد بخار نیروگاه فردوسی مانع از انتشار ۲.۴ میلیون تن دیاکسیدکربن در سال میشود.
او ادامه داد: افزایش تولید و پاسخگویی به رشد فزاینده بار در شمال شرق کشور به میزان ۴۸۰ مگاوات، بالا بردن راندمان نیروگاه و افزایش آن به ۵۰ درصد، دستیابی به صرفهجویی ۸۷۰ میلیون لیتر سوخت مایع در سال برای کل بخش بخار و کاهش آلایندگی محیط زیستی از جمله اهداف اجرای این پروژه است.
موتمنی حجم سرمایهگذاری صورت گرفته برای ساخت واحدهای بخار این نیروگاه را حدود ۱۲ هزار میلیارد تومان برشمرد.
وی افزود: در مدتزمان ساخت واحدهای این پروژه ۸۰۰ نفر بهصورت مستقیم و یک هزار و ۵۰۰ نفر بهصورت غیرمستقیم مشغول به فعالیت هستند که طبق برنامه واحد دوم بخار پیک تابستان امسال و واحد سوم نیز پیک تابستان سال آینده وارد مدار میشوند.
موتمنی با تاکید بر اینکه سیستم کنترل نیروگاهها تا پیش از این در انحصار تعدادی از شرکتهای مطرح خارجی بوده است، گفت: خوشبختانه با تلاش متخصصان داخلی این تجهیزات برای نخستین بار در کارخانههای گروه مپنا طراحی و بومیسازی شده و در بخش بخار نیروگاه پرند با موفقیت مورداستفاده قرار گرفته است.
بارانخواهی با پا درمیانی عروسها
نوجوان که بود به وقت بیبارانی، همراه بقیه نوجوانان روستا در کوچهها «بارانی» میخواند. بچهها «چولیقزک» را سر چوب میبستند و با خود میبردند. «ابر سیاه مرمر، خود را کشیده یک بر، بارون بباره جر جر/ الله بده تو باران، به حرمت مزاران/ گلهای سرخ لاله، بام زر خاک مناله، از غم اووِ جاله/ گندم که سینهچاکه، یک گز به زر خاکه، از تشنگی هلاکه/ هم بزا و هم میشان، از تشنگی پریشان، حکم خدای ایشان/ بزغالهها شیر مایه، چوپونا پنیر مایه، مالدار میش سیر مایه/ بزغاله کر کفتر، بغ میزنه سر پل، از غم شیر مادر/ الله بده تو باران، به حرمت مزاران.» یا میخواندند: «چولیقزک بارون کن/ ما رو ز غم بیرون کن.»
مردم به هوای بارانی، آرد و گندم یا پول را به بچهها که غلامحسین هم جزوی از آنها بود، میدادند تا پیرزن و معتمد روستا فردا همه را تبدیل به آرد و سپس نان کند. غلامحسین غفاری خوب به یادش مانده است که روز بعد، پس از پختن و پخش کردن نان، میان اهالی روستا باران میبارید. او آوازخوان هزارگی از منطقه تربت جام است که حالا هم گاه بارانی را همراه با دوتار میخواند اما به «پیام ما» میگوید: «در گذشته هر بار این کار را انجام میدادیم خداوند باران میفرستاد چون در آن زمان آدمها راستگو و حلالخور بودند اما به مرور زمان طوری شد که خدا دیگر بارانی را هم قبول نکرد.»
هوشنگ جاوید میگوید آیین ازدواج با قنات در بیشتر روستاهای کشور وجود داشته است: آبهای آرام در فرهنگ و باور مردم بیشتر نقاط ایران حکم نرینه را دارد به همین خاطر زنی بیوه و ترجیحا سیده را طی آیین خاصی به عقد قنات در میآوردند. پیرزن پس از جشن عروسی به عنوان عروس آب در داخل رودخانه آب تنی میکرد و به قدری این آیین در باور مردم ریشه داشت که از فردای آن روز میگفتند آب زیاد شده است
سال 1381 علی شاهحاتمی فیلمی داستانی و نیمهمستند «کولی» را درباره «الله باران» و نواختن آن با دوتار ساخت که غلامعلی پورعطایی، استاد دوتار خراسان هم در آن حضور داشت. فیلم داستان روستای تلخک را روایت میکرد که با شکار چکاوک برکت از آن رفته بود و اهالی روستا برای بازگرداندن برکت و باران دنبال دوتاری معروف بودند تا الله باران را بنوازد. برخی این مراسم را آیین بارانخواهی مینامند و ترانهاش را به عنوان ترانه باران معرفی میکنند. برخی هم با ورود ترانه آن به ادبیات سازی و آوازی جنوب خراسان از سه دهه پیش آن را مقام الله باران تلقی کردهاند اما مجتبی قیطاقی، پژوهشگر موسیقی نواحی خراسان معتقد است که الله باران یا بارانی مقام نیست و تنها مقامی که درباره آب و نه البته باران در خراسان وجود دارد «سومقامی» است که آن هم میان ترکمنصحرا و شمال خراسان مشترک است. او به «پیام ما» میگوید: «این مقام، سازی و بدون کلام و در توصیف مقام آب است و شاید بیشتر جنبه قدرشناسی از خداوند را داشته باشد. بعید نیست که این مقام از ترکمن صحرا به شمال خراسان مهمان شده باشد.» آنطور قیطاقی دیده و شنیده است این مقام را بخشیها در زمانهای خاص با دوتار مینوازند، مثلا زمانی که در مسیر قصهای به آب یا چشمهای میرسند و در واقع بخشی اگر مقامدان خوبی باشد در مسیر قصه چنین انتخابهایی خواهد داشت. «سومقامی، مقام سنگین با فراز و نشیب متنوعی است که در کوک نوایی اجرا میشود. اوج و فرودهای خوبی به همراه توصیف آب دارد و شنونده را به فضایی دعوت میکند که در آن احساس لطیفی از دیدن آب چشمه و رودخانه به وجود میآید.» هوشنگ جاوید، دیگر پژوهشگر موسیقی نواحی که سابقهای چهل ساله در حوزه پژوهش موسیقی نواحی ایران دارد، در گفتوگو با «پیام ما» این حرفها را رد میکند. او معتقد است در موسیقی نواحی ایران هیچ مقامی درباره آب وجود ندارد و در تمام سالهایی که در این مورد پژوهش کرده دراینباره نشنیده است: «درباره باران ترانه و آیینهایی به عنوان بارانخواهی داریم اما مقامی درباره آب نداریم.»
چند قطعه موسیقی درباره آب و طبیعت
آنچه این پژوهشگر در موسیقی نواحی ایران درباره آب و طبیعت یافته است، خلاصه میشود در قطعاتی که از چند خنیاگر موسیقی نواحی شنیده است. «زِمُر» یکی از همین قطعات است که چند سال پیش مرحوم علیمحمد بلوچ، از نوازندگان قیچک (سرود) در بلوچستان برای هوشنگ جاوید نواخته است. «زِمُر» یعنی حرکت آب. وقتی باد روی دریاچه شدت پیدا میکند و به آب برخورد میکند، موجهای کوچک تولید و بعد به موجهای بزرگ تبدیل میشود و آب به سمت ساحل حرکت میکند. «او حرکت موجهای زیبا و قشنگ را با این آهنگ بیکلام تصویر میکرد.»
آهنگ بعدی از کردستان است که البته بیشتر درباره خوی وحشیگری آب رودخانه سیروان است. مرحوم قادر عبداللهزاده معروف به قالَه مَهرَه نوازنده شمشال و بزرگترین نینواز کرد ساکن مهاباد آن را برای هوشنگ جاوید اجرا کرده است. اسم این آهنگ «سیروان آب بردی» است؛ یعنی آبِ سیروان را برد. سیروان رودخانه بزرگ مرزی کرمانشاه با عراق است که از ایران به عراق میرود و شدت آب این رودخانه در گذشته بهقدری در بخش مرزی زیاد بوده است که آدمها را با خود میبرده است. «یک بار بچهای در آب سیروان میافتد و مادر به هوای نجات بچه خود را به آب میاندازد ولی نمیتواند او را نجات دهد. این آهنگ برای فوت این بچه خوانده میشود. قالَه مَهرَه میگفت سالهاست کسی نمیتواند این آهنگ را بخواند ولی من آن را با ساز اجرا میکنم اگر چه این آهنگ هم ویژه آب نبوده است.»
او در میان طالشیهای منطقه شمال، آهنگی را از پیرمردی لبکنواز به نام استاد جوادی شنیده که صدایش شبیه صدای آبشار است و ذهنیت فرد با شنیدن آن به سمت صدای آبشار میرود. «گفتند این آهنگ اسمی ندارد ولی در چوپانی آن را میزنیم. معلوم بود آن آهنگ را از صدای آبشار گرفته بودند.»
بارانخواهی از آیینهای قدیمی ایران است که در سال 2014 میلادی به عنوان میراث ناملموس نامزد ثبت جهانی در یونسکو شد ولی همان زمان نمایندگان برخی کشورها مانند افغانستان، عراق و برخی کشورهای آفریقایی اعلام کردند که در کشور آنها هم آیینهای بارانخواهی به شکلهای مختلف انجام میشود بنابراین باید پرونده بهعنوان یک پرونده چندملیتی در فهرست میراث ناملموس جهانی ثبت شود
137 ترانه باران و آیینهای همراه
آنطور که پیداست ترانهها و موسیقی درباره باران و آب در کنار آیینهای بارانخواهی و هر کدام با کیفیت خاصی در مناطق مختلف ایران شکل گرفته است. هوشنگ جاوید تاکنون 137 ترانه درباره باران از مناطق مختلف ایران جمعآوری کرده ولی هنوز کتاب آن را چاپ نکرده است. ظاهرا به دنبال ناشری است که امتیاز کتاب را به صورت یکجا به او واگذار کند.
«هلهلونک» بختیاریها یکی از همین ترانههاست: «هل هل هلونک/خدا بزن بارونک/ خدا بزن تو بارون/ سی دل گله دارون/ خدا بزن تو بارون/ ز راست غله دارون». البته همراه این ترانه، آیینی هم شبیه به الله باران اجرا میشد. «کوسه گلین» در میان ایل قشقایی به صورت نمایش آوازی اجرا میشود که یک طرف نقش کوسه را با گریم و لباس خاص دارد و میخواند: «کوسه گلینم، شاخ زرینم، بارون آوردم، شیرینی میخوام…» آدمهای اطراف هم در جواب میخوانند: کوسه گلین چه میخواهد از خدا؟ باران میخواهد/ کاش خدا باران میداد و نذرم قبول میشد/ ببار باران تا سیل بیاید، ببار تا یتیمها سیر شوند/ ببار بر جوزار فقیران، ببار بر جالیز پیرمردها/ کار خدا حساب و کتاب است، خواست کوسه سیلاب است. «کوسه گلین در بین اقوام ترکزبان در استانهای آذربایجان، همدان، زنجان، اردبیل استان مرکزی حتی بخشهایی از گیلان، خراسان و گلستان که ترکنشین بودند وجود داشت. در جشنواره موسیقی آوازهای و آیینهای کار هم که در سال 89 و 90 برگزار شد تفرشیها به دو زبان فارسی و ترکی آن را میخواندند.»
او معتقد است که در دو منطقه ایران موسیقی باران وجود دارد که یکی در جنوب خراسان که آواز باران توسط استادان نواخته و خوانده میشود که مرحوم پورعطایی در فیلم «کولی» آن را اجرا کرد. دیگری در میان ترکمنهاست که باز همراه دوتار نواخته میشود. بخشیهای قدیم مانند آراز مراد آرخی، نظرلی محجوبی و حتی محمد اسماعیلزاده معروف به دردی طریک گفتهاند که مرحوم مخدومقلی فراغی، شاعر بزرگ ترکمن شعری دراینباره داشت و زمانی که باران نمیآمد، آن شعر خوانده میشد. همین حالا هم خالد سعادتی از گنبد میتواند این ترانه را بخواند. در این ترانه از دوازده امام نام برده میشود و با توسل به آنها میگوید به حق پاکی ائمه اگر گناهی انجام دادیم ما را ببخش. این آهنگ را در اردیبهشت تا خرداد که به باران نیاز بود میزدند و میخواندند. مردم هم جمع میشدند، دعا میخواندند و بعد باران میآمد. «آراز مراد آرخی و نظرلی محجوبی هم به من میگفتند چه وقتی بچه بودند و این آهنگ اجرا شده و چه زمانی که خود آن را اجرا کردهاند باران آمده است. اینها ترانههای ویژه بارانخواهی بودهاند که مردم بر اساس باورها و نیتهای خاص آن را میخواندند اما باز هم مقام محسوب نمیشوند زیرا مقام اندازههای خاصی به صورت ملودیک و ریتمیک دارد و قطعهبندی و فراز و فرود آن باید مشخص باشد.»
آواز دیگری در میان زنان جنوب ایران وجود دارد که هوشنگ جاوید از آن با عنوان «گم بایه» نام میبرد. «سالها قبل در زمان خشکسالی در جنوب پلنگها به روستا حمله میکردند یک ترانه سرای قدیمی شعری در این باره سروده و به عنوان ترانه باران خواهی ورد زبان مردم شده است. «زنون بریم قبله دعا یوزپلنگ پیدا بُودن» انگار در این شعر باران را شکل یوزپلنگ میبینند.» این ترانه که از آثار ماندگار نصرک، ترانه سرا قدیمی هرمزگان است، یوزپلنگ نام دارد. محمد ذوالفقاری، پژوهشگر و شاعر جنوبی در کتاب «محله خاموشان» در اینباره نوشته است: «در قحطسالی دهه بیست که وحوش تپهها و کوهپایههای اطراف به شهر سرازیر میشوند، به کودکان هجوم میآورند، یوزپلنگ گرسنه به خانهها شبیخون زده و کـودکان را میربود. وحشت و اضطراب مردم، فقدان امنیت در شهر، جادهها و روستاها، و در این میان فقر و تنگدستی بهانه میشود تا عدهای بر جادهها و گردنهها به کمین بنشینند و مسافران را چپاول کنند. نبود آسایش، امنیت با چه قدرت و زیبایی در ترانه یوزپلنگ تبلور پیدا میکند.»
باور قدیمی ازدواج با قنات
ازدواج با قنات، رودخانه یا چشمه یکی از آیینهایی که در زمان خشکسالی و کم شدن آب در روستاهای مختلف ایران برگزار میشد. بر اساس این آیین برای مقابله با خشکسالی، پیرزنی را به عقد قنات در میآوردند. مردم در برخی مناطق بر اساس نر یا ماده بودن آب قنات مراسم عروسی مرد یا زنی را با آن برگزار میکردند مثلا اگر آب قنات خروشان و تند بود آن را نر، و در صورتی که قنات، ملایم و هموار بود آن را ماده تصور میکردند. محمدابراهیم باستانیپاریزی در مجموعه مقالات «خاتون هفتقلعه» از آناهیتا و ازدواج با آب قنات در اصفهان نوشته و اعتمادالسلطنه از وجود این آیین در چهارمحالوبختیاری گفته است اما هوشنگ جاوید میگوید که این آیین خاص و شاد در بیشتر روستاهای کشور وجود داشته است. «آبهای آرام در فرهنگ و باور مردم بیشتر نقاط ایران حکم نرینه را دارد به همین خاطر زنی بیوه و ترجیحا سیده را طی آیین خاصی به عقد قنات در میآوردند.» ظاهرا این کار بهانهای برای کمک و رسیدگی به زندگی این زن به عنوان محرم آب روستا میشد، ضمن اینکه محترمتر میشد و هیچ کدام از اهالی روستا هم حق چپ نگاه کردن به او را نداشتند. پیرزن پس از جشن عروسی به عنوان عروس آب در داخل رودخانه آب تنی میکرد و به قدری این آیین در باور مردم ریشه داشت که از فردای آن روز میگفتند آب زیاد شده است.»
عروسها نماد آب و مقابله با خشکسالی
بارانخواهی از آیینهای قدیمی ایران است که در سال 2014 میلادی به عنوان میراث ناملموس نامزد ثبت جهانی در یونسکو شد ولی همان زمان نمایندگان برخی کشورها مانند افغانستان، عراق و برخی کشورهای آفریقایی اعلام کردند که در کشور آنها هم آیینهای بارانخواهی به شکلهای مختلف انجام میشود بنابراین باید پرونده بهعنوان یک پرونده چندملیتی در فهرست میراث ناملموس جهانی ثبت شود. «در آیین بارانخواهی کوسه گلین (عروس کوسه) هم کوسه نرینه است و با عنوان عروس، آیین بارانخواهی «بوکه بارانه» یعنی «عروس باران» را هم در کردستان داریم؛ آنها هم باران را نر تلقی میکنند.» بوکه بارانه در میان مردم مناطق کردنشین، نماد مقابله با خشکسالی و عروسکی برای نیایش جمعی بود و عموما با حضور کودکان و بهخصوص دختربچهها برگزار میشد. آنها عروسکی را با لباس محلی به شکل عروس در کوچهها میگرداندند و به زبان محلی این ترانه را میخواندند: عروس باران آب میخواهد، آب را برای غلات میخواهد، تخم تازه مرغ را میخواهد، سنجاقک دختران دم بخت را میخواهد.
درست یا نادرست، قانونگذاران در سال 1395 و هنگام تصویب برنامه ششم توسعه کشور تصمیم گرفتند فعالیت حدود 500 واحد طرح جنگلداری شمال کشور را به تدریج و ظرف سه سال متوقف کرده و در این فرصت سازمان منابع طبیعی طرحهای جدیدی جایگزین آن کند. فشار وزارت جهاد کشاورزی یا آتش تند سازمان جنگلها، هر چه که بود سبب شد کار توقف فعالیت طرحها که قانون برای آن سه سال مهلت تعیین کرده بود یکساله انجام شود و شگفت آنکه پس از گذشت پنج سال هنوز تسویه حساب قطعی با شرکتهای بزرگ بهرهبردار یا مجری طرح جنگلداری صورت نگرفته است.
با توقف فعالیت طرحهای جنگلداری، فرصت خوبی برای تهیه و اجرای طرحهای غیرچوبی حتی به صورت آزمایشی فراهم شد، اگرچه سازمان منابع طبیعی دست کم نیم قرن سابقه تهیه و اجرای پارکهای جنگلی و طبیعی را پشتوانه دارد اما متاسفانه این سازمان سنگ بزرگی به دست گرفت و آن مطالعه همه حوزههای جنگلی شمال کشور و در مساحت چند میلیون هکتار به قصد ارزیابی توان، پهنهبندی و تعیین کاربری جنگلها در مدتی کوتاه بود، (که نه توان فنی و اجرایی آن موجود بود نه زمان کافی و نه اعتبار لازم) در این میان ویروس کرونا هم مزید بر علت و چنین شد که کار این مطالعات هنوز بعد از گذشت پنج سال به نتیجه نرسیده است.
اگر چه چرخ فعالیت طرحهای جنگلداری از چرخش افتاد اما چرخ گردش روزگار همچنان و حتی تندتر از قبل چرخید. دامداران جنگلنشین دامسراهای خود را نوسازی کرده و دامهای خود را افزایش دادند؛ بعضی از دامدارانی که حق و حقوقی از دولت دریافت کرده و از جنگل خارج شده بودند با نام خود یا با نامی دیگر به جنگل برگشتند
در عالم واقعیت و در روی زمین، اگر چه چرخ فعالیت طرحهای جنگلداری از چرخش افتاد اما چرخ گردش روزگار همچنان و حتی تندتر از قبل چرخید. دامداران جنگلنشین دامسراهای خود را نوسازی کرده و دامهای خود را افزایش دادند؛ بعضی از دامدارانی که حق و حقوقی از دولت دریافت کرده و از جنگل خارج شده بودند با نام خود یا با نامی دیگر به جنگل برگشتند؛ دپو زباله در جنگل استمرار پیدا کرد؛ قاچاق چوب و همچنین گیاهان دارویی و صنعتی فراگیر شد؛ بیراهه نوردی یا آفرود سواری مسیرهای داخل جنگل را تخریب کرد و بالاخره طبیعتگردی که به علت وضع نابهساماناش بیمار نامیده میشد چون سرطانی به جان جنگل افتاد.
در مورد آخر شاید بتوان گفت که هیچ برنامه، طرح و ضابطهای برای استفاده تفرجی از جنگل تعریف نشد. هر کسی یا کسانی با هر وسیلهای به هر جنگلی که دلشان خواست پای نهادند. حتی کنار چشمههای اعماق جنگل چادر زده و چند شبانهروز به صورت گروهی اتراق کردند.
در ممالک صاحب جنگل جهان استفاده از جنگل به قصد تفریح و تفرج حساب و کتابی دارد. مناطق مربوط به این کاربری مشخص شده و درون این مناطق مسیر پیادهروی تعیین شده است. حتی گاهی با نصب حفاظ و تورهای سیمی از ورود گردشگران به داخل جنگل جلوگیری شده و آنها مجاز به پیادهروی در مسیر تعیین شده هستند
علاوه بر آن پای دوچرخه و موتورسیکلت هم به راههای مالرو جنگلهای کوهستانی باز شد.
گفته میشود در ممالک صاحب جنگل جهان استفاده از جنگل به قصد تفریح و تفرج حساب و کتابی دارد. مناطق مربوط به این کاربری مشخص شده و درون این مناطق مسیر پیادهروی تعیین شده است. حتی گاهی با نصب حفاظ و تورهای سیمی از ورود گردشگران به داخل جنگل جلوگیری شده و آنها مجاز به پیادهروی در مسیر تعیین شده هستند.
متاسفانه سازمان منابع طبیعی در زمینه گردشگری طبیعی یک شریک در ساختار اداری پیدا کرده که آن وزارت میراث فرهنگی.. است که هیچ تخصصی در زمینه منابع طبیعی و جنگل ندارد! با این حال برای آن شرح وظایفی تعیین شده است.
در بند ب ماده 100 قانون برنامه ششم آمده است: سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری با همکاری سازمان(برنامه و بودجه کشور) موظف است تا پایان سال اول اجرای قانون برنامه طرح ساماندهی گردشگری جنگلهای شمال و شمالغرب کشور و زاگرس، سواحل شمالی و جنوبی با اولویت سواحل مکران طبق قوانین مربوطه را تهیه و جهت تصویب به هیأت وزیران ارائه کند.
این سازمان(بعدا وزارت) بالاخره موفق شد تا پایان سال آخر اجرای قانون!(1400) این سند را تهیه و به تصویب هیات دولت برساند اما تنها یک روز بعد از آن سازمان منابع طبیعی به آن اعتراض کرده و خواهان بازنگری و توجه به دیدگاههای کارشناسی آن سازمان شده است!
در پایان این نکته هم گفتنی است که متاسفانه به جز توقف بهرهبرداری هیچیک از شروط و اقدامات مورد نظر طرفداران این پیشنهاد محقق نشده است. به عنوان نمونه شادروان دکتر مهاجر که یکی از موافقان توقف دهساله بهره برداری در طرحهای جنگلداری بوده است در مقاله خود از جمله در این فرصت دهساله پیشنهاد ایجاد دو پارک ملی در شمال کشور را داده است.
یکی از این پارکها (با هر نامی که مورد توافق وزارت گردشگری، سازمان منابع طبیعی و سازمان حفاظت محیط زیست باشد)؛ میتواند در شهرستان تاریخی، جنگلی و کوهستانی سوادکوه در حد فاصل گدوک تا دوآب و در محل تلاقی سه استان تهران، سمنان و مازندران ایجاد شود.
گفته میشود هفت خوان رستم با آدرسهای مکانی فردوسی میتواند همین موقعیت باشد؛ خوشبختانه همکاری سه دستگاه فوق زمینه عینی هم دارد.
در این دهستان آثار تاریخی فراوانی وجود دارد مانند غار اسپهبد خورشید؛ برج باوند؛ قلعه کنگلو و آتشکده ارفع ده؛ همچنین محیط زیست هم بخشی از این موقعیت را به عنوان منطقه شکار ممنوع تعیین کرده است. از نظر منابع طبیعی هم بسیار غنی است و دارای جنگلها، مراتع و کوهستانهای زیبایی است.
مردمی مهربان و مشارکت جو با دانشآموختگانی بسیار و سازمانهای مردم نهاد مرتبط آماده همکاری با دستگاههای دولتی هستند.
امید است بالاخره کلاف سردرگم جنگل گردشی گشوده شده تا فرصتی که قرار بود برای بهبود وضعیت جنگل باشد از این تهدید رهایی یابد. و از قول حافظ شیرین سخن خطاب به مسئولان باید گفت: همتی بدرقه راه کن ای …
پخش زنده نشست بررسی مرگ توله یوزپلنگهای ایران که ساعت 12 شنبه مورخ 31 اردیبهشت از صفحه اینستاگرام خانه ملت پخش شد، صحبتهایی را از جانب برخی کارشناسان حاضر در جلسه به دنبال داشت که به راستی تکاندهنده است و جای انتقاد دارد. به عنوان مثال یک کارشناس حوزه بومشناسی در حالی از ضرورت تکثیر در اسارت یوزپلنگ و از دست رفتن تمامی زیستگاهها برای این زیرگونه صحبت میکند که کماکان هیچ آمار جمعیتی دقیقی از یوزهای آسیایی در اختیار نیست. سالهاست که عنوان میشود روشهای تخمین جمعیت مورد استفاده از دقت کافی برخوردار نیستند و به همین علت هم نمیتوان بر چنین آماری تکیه کرد بلکه تنها میتوان از آن ایده گرفت. چنانچه هیچگاه نمیتوان با قطعیت اعلام کرد که تنها دو یوز نر در یزد یا فقط دو یوز ماده در طبیعت ایران وجود دارد؛ درست است که چند سالی است که تنها دو فرد یوز نر در یزد دیده شدهاند اما به این معنا نیست که به طور قطع یقین مادهای در آن زیستگاه وجود ندارد. ممکن است در یزد ماده باشد و ممکن است که حتی نباشد. تنها چیزی که پیش از این مسلم بود، زادآوری خوب یوزها در زیستگاههای شمالی بوده که آن هم در شرایط کنونی بهواسطه پروژه تکثیر در اسارت سمنان در هالهای از ابهام قرار گرفته چرا که مشخص نیست دخالت انسان در طبیعت چقدر بر این زادآوریها تاثیرگذار بوده.
این کارشناس حامی طرح تکثیر در حالی از اولویت حفاظت زیستگاه نام میبرد که از زمان آغاز به کار پروسه تکثیر در اسارت سمنان تاکنون تغییری در وضعیت محیطبانان مناطق یوزخیز کشور حاصل نشده است و مدیران مناطق حفاظت شده برای تصمیمگیری درست نیازمند دادههای به موقع، قابل اعتماد و بهروز هستند. اما با وجود اینکه در دستورالعملهای اتحادیه جهانی حفاظت (آییوسیان) اشاره شده که به ازای هر ۱۰ الی ۵۰ کیلومترمربع باید یک محیطبان باشد که بتواند پایش را انجام دهد، تعداد محیطبانهای ما در حال حاضر شاید یکدهم یا حتی یکسیام و در بعضی جاها حتی یکپنجاهام شرایط استاندارد باشد.
او در عین حال به اضافه شدن 3 توله یوزپلنگ به جمعیت یوزهای شناسنامهدار اشاره میکند و آن را 25 درصد جمعیت تلقی میکند اما گویا فراموش شده که دو توله از این معادله حذف شده و وضعیت توله یوز سوم هم نه تنها نامشخص است، بلکه حتی در صورت زنده ماندن نیز نمیتواند به جمعیتهای آزاد اضافه شود که بتوان آن را عضوی موثر از یک جمعیت در آستانه انقراض قلمداد کرد.
اشاره به اسبهای پرزوالسکی هم یک نقطه ابهام دیگر است چرا که آنها نیز بهواسطه سالها نگهداری در اسارت، بهشدت در برابر بیماریها و مشکلات ناشناخته آسیبپذیر شدند و حتی تبادل آنها بین باغوحشهای اروپا، آمریکا و شوروی سابق هم نتوانست مشکل را بهطور کامل مرتفع کند.
کارشناس طرفدار طرح تکثیر در اسارت یوز در عین حال به موفقیت حفاظت از یوز در آفریقای جنوبی اشاره کرده و آن را با یوزهای آسیایی مقایسه میکند اما در آفریقای جنوبی یوزهای آزاد خیلی بهندرت دیده میشوند و اغلب یوزها در جایگاههای فنسکشی شده هستند. اگر بنا بر الگوبرداری از آفریقای جنوبی برای حفاظت یوزها باشد، نخستین مشکل هزینه ایجاد و نگهداری از فنسها خواهد بود و مورد دیگر این است که یکی از مهمترین درآمدها مخصوصا برای فنسهای نیمهاسارتی که در آفریقای جنوبی خصوصی اداره میشوند یا حتی خیلی از فنسهای دولتی و پارکهای ملی و مناطق حفاظتشده حاصل از درآمد فروش حیوانات است و این نهتنها در مورد یوزپلنگ بلکه در مورد خیلی از حیوانات دیگر هم وجود دارد و بدیهی است که انجام این کار در ایران مقدور نیست. با در نظر گرفتن همه این شرایط اگر بخواهیم عاقلانه، منطقی و با دیدگاه علمی به قضایا نگاه کنیم؛ درمییابیم که شرایط یوزهای ایران متفاوت است؛ بنابراین نسخه گرفتن بر اساس تجارب خارجی و بدون نظر کارشناسان اتحادیه جهانی حفاظت (IUCN) برای آینده این میراث ملی و ذخیره ژنتیکی میتواند یک حسرت ملی به جا بگذارد.
بررسی سرنوشت یوزها بدون حضور متخصصان
|پیام ما| تولد یوزپلنگها در سایت تکثیر توران و مرگ دو نفر از آنها بعد از دو هفته هنوز در صدر اخبار محیط زیست کشور است. تا آنجا که دیروز در آستانه روز جهانی تنوع زیستی، فراکسیون محیط زیست و کمیسیون اصل 90 مجلس، نشستی با موضوع «بررسی مرگ تولهیوزپلنگهای ایران» برگزار کردند و سمیه رفیعی، رئیس فراکسیون محیط زیست، معاون محیط زیست طبیعی سازمان محیط زیست دراینباره صحبت کردند. این میان اما «نگاه سطحی» به موضوع یوزپلنگها به عنوان گونهای در معرض انقراض و طرح اشتباه بعضی مسائل تخصصی باعث انتقاد شده است. چنان که دو کارشناس در گفتوگو با «پیام ما» میگویند در این جلسه که به دعوت رئیس فراکسیون محیط زیست بوده، جای کارشناسان متخصص خالی بوده و در عین حال حفظ زیستگاههای یوز مغفول مانده است.
مرتضی اسلامی دهکردی، عضو موسسه انجمن یوزپلنگ ایرانی در این نشست، تکثیر در اسارت یوز را ضروری دانست و عنوان کرد: «زیستگاههای یوز یا از دست رفته، یا در حال از دست رفتن است. در حالی که در زیستگاه توران فقط 12 فرد یوزپلنگ شناسایی شده، آینده یوز نامعلوم است. در این شرایط اگرچه همچنان امنسازی کوریدورها و افزایش تعداد محیطبانان باید در اولویت باشد اما این موضوع از اهمیت تکثیر در اسارت کم نمیکند.»
او در دفاع از این پروژه ادامه داد: «این پروژه سه فرد یوز به جمعیت فعلی اضافه کرد. این در حالی است که 9 سال در پردیسان اتفاقی نیفتاد. آنچه در توران انجام شد، کاری جسورانه و حرفهای بود. اگر این یوزها در پردیسان بودند احتمال باروری و موفقیت آنها خیلی پایین بود.» اسلامی در ادامه با اشاره به چند تجربه جهانی، گفت که با روش تکثیر در اسارت گونههای در معرض انقراض، امکان بازگشت به طبیعت وجود دارد.
معماریان، دامپزشک حیات وحش: علوم دامپزشکی، از جمله علومی است که در خارج از کشور رشد کرده و بالیده و ما تقریبا تمام منابع اطلاعاتی و آموزشیمان از خارج است. باید از آنها که تجربه کاری بیشتری دارند استفاده کرد. استفاده از علم خارج واجب است و اگر استفاده نکنیم موفق نمیشویم. نمیتوانیم از اول چرخ را اختراع کنیم، باید به تجربیات گذشته توجه کرد
پیام محبی، دامپزشک و رئیس بیمارستان دامپزشکی ایران نیز در این نشست اشارهی سازمان حفاظت محیط زیست به نبود دامپزشک حیات وحش را اشتباه دانست و گفت: «ما تخصص دامپزشکی حیات وحش نداریم بلکه تیمی متشکل از چندین تخصص یک گروه دامپزشکی حیات وحش میسازد. اصلا چنین تخصصی وجود ندارد.» او در ادامه اضافه کرد که ماماییِ گونههای چون کرگدن و گاو خیلی تفاوتی ندارد و مامایی یوزپلنگ و گربه هم فرقی ندارد. تمامی این موارد البته با انتقاداتی از سوی کارشناسنان همراه بوده است. علاوه بر این در حالی که تفاوت نگاه درباره فرمولاسیون شیر مورد نیاز تولهیوزپلنگها و برندهای مختلف شیر در روزهای گذشته موضوع بحث میان دامپزشکان بوده، محبی اضافه کرد: «در دسترسترین شیری که میشد به تولهها داد شیرخشک نوزاد انسان بود.»
از افراد متخصص در جلسه دعوت نشده بود
بعضی موارد مطرح شده در این نشست اما با انتقاداتی همراه بوده است. یکی از این منتقدان ایمان معماریان، دامپزشک حیات وحش بود که با نقد این جلسه به «پیام ما» گفت که اگر مجلس، به عنوان نمایندگان مردم، میخواهد بازخواستی از وضع پیش آمده داشته باشد، در ابتدا باید صلاحیت افرادی که به این جلسه دعوت کرده را به درستی و دقت بررسی میکرد. «بعضی از صحبتهای مطرح شده در این جلسه مایه آبروریزی بود. اگر قرار است اشتباهات در آینده اصلاح شوند باید از افراد آگاه کمک گرفت. نه کسانی که درباره اصول اولیه ماجرا آگاهی ندارند. «کار تخصصی من دامپزشکی حیات وحش است اما در این جلسه به راحتی عنوان شد که رشتهای به نام دامپزشکی حیات وحش وجود ندارد. این رشته کاملا تخصصی است و اینکه در دانشکدههای دامپزشکی ایران این رشته تدریس نمیشود دلیلی نیست برای اینکه بگوییم چنین رشتهای وجود ندارد. در دنیا رشتههای تخصصی مانند دامپزشک دامهای کوچک، دامهای بزرگ، طیور، جراح و … وجود دارد. این نکته عجیبی است که یکی از افراد حاضر در این جلسه آن را گفت.»
نکته دیگری که معماریان بر آن تاکید کرد، استفاده از عنوان«نژاد» از سوی محبی برای یوزپلنگ بود. او میگوید: «نژاد صرفا برای حیوانات اهلی استفاده میشود. حیوانات حیات وحش گونه و زیرگونه دارند و این عجیب است که افرادی که ابتداییترین اصول را در این حوزه نمیدانند در چنین جلسهای حاضر شده و نظر میدهند. این جلسه هیچ نتیجهای به جز رفتن آبروی دامپزشکی ایران نداشت. در حوزه اکولوژی هم خطاهای فاحشی انجام گرفت که البته متخصصان این حوزه باید دربارهاش صحبت کنند. اما در نهایت شاید باید گفت این جلسه نشان داد تا چه میزان وضع دامپزشکی و به شکل اختصاصی دامپزشکی حیات وحش در ایران خراب است و در نهایت از این جلسه هیچ بازخورد خوب و نتیجه خوبی هم نمیتوان انتظار داشت.»
معماریان حرفهایش را اینطور ادامه میدهد: «نمیدانم کارشناسان این جلسه چطور انتخاب شدند. از بخش دولتی که از سمنان حضور داشتند اما در میان مشخص نیست که متخصصان بخش خصوصی برای حضور در این جلسه چطور انتخاب شدهاند. این در حالی است که باید نظر افراد متخصص دانشگاهی هم شنیده میشد. ما افراد بسیاری در دانشگاههای مختلف داریم که اصلا حضور نداشتند. اینها کسانی بودند که میتوانستند دقیق صحبت کنند، راهکار بدهند و در نهایت بازخواست کنند.»
او به بخش دیگری از صحبتهای مطرح شده در این جلسه درباره استفاده از تجربه دامپزشکان خارجی هم اشاره میکند؛ پیام محبی در این بخش گفته بود که نباید از حضور خارجیها استفاده کرد و آنها صرفا عاملی بردن اطلاعات داخل به خارجند. معماریان اما میگوید: «علوم دامپزشکی، از جمله علومی است که در خارج از کشور رشد کرده و بالیده و ما تقریبا تمام منابع اطلاعاتی و آموزشیمان از خارج است. باید از آنها که تجربه کاری بیشتری دارند استفاده کرد. استفاده از علم خارج واجب است و اگر استفاده نکنیم موفق نمیشویم. نمیتوانیم از اول چرخ را اختراع کنیم، باید به تجربیات گذشته توجه کرد.»
این دامپزشک حیات وحش تاکید میکند که سازمان محیط زیست و مجلس، باید قبل از وقوع حادثه و بحران این پیگیریها را انجام میدادند و حالا که هم که چنین وضعی رخ داده باید از افراد کاردرست و بلد استفاده کند.
حفاظت از یوزها به حاشیه رفته است
«شتری با بارش گم شده و ما به دنبال افسارش میگردیم.» این مثال را محمود قاسم پوری، عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس درباره وضعیت فعلی حفاظت از یوزپلنگ میزند و به «پیام ما» میگوید: «چیزی که دراینباره مغفول مانده حفظ کریدورهای حفاظت از یوز است. ما دو توله به این شکل را از دست دادیم اما بد نیست بدانیم در دو دهه گذشته بیش از صد توله متولد شده ولی درحال حاضر جمعیت ما بین 30 تا 35 یوزپلنگ است که تنها 10 درصد این جمعیت هم ماده هستند و تعدادی از استانهای ما یوز ماده ندارد.»
او از سوی دیگر ورود مجلس به این حوزه را درست میداند اما اضافه میکند: «افراد بدون بررسی و کارشناسی به این جلسه دعوت شده بودند و مسائل به شکلی سطحی بررسی شد. ما بیش از هرچیز نشانههایی از سهمخواهی را در این اتفاق میبینیم و در عین حال از کار مهمتر یعنی حفاظت زیستگاه دور شدهایم. این موضوع مهم است و افکار عمومی هم درگیر آن هستند اما چرا در این سالها و حتی حالا از کارشناسان داخلی و خارجی که تعدادشان هم کم نیست و در گروههای مختلف حاضرند کمک گرفته نمیشود.»
عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس: یوز در مناطق تپه ماهوری زندگی میکرد و این مناطق به دلیل پتانسیل بالایی که برای زندگی دامها داشت، باعث شد تا قلمرویشان را تغییر دهند و به قلب کویر بروند و آنجا هم به دلیل نبود غذا جوندگان را شکار کنند و در بهترین حالت جبیرها نصیبشان شود. این بیغذایی در مواردی باعث شده یوز ماده حدود 250 کیلومتر جابجا شود. آیا در طول این فاصله امکان حفاظت وجود دارد؟ قطعا جواب خیر است
قاسمپوری میگوید باید فکری به حال حفاظت از یوز در زیستگاهش کرد. «وقتی زیستگاه در این حد در خطر است، تعداد محیطبانان کم است، دامهای زیادی در منطقه میبینیم که به دلیل فشار معیشت در مناطق زیست یوز حضور دارند، تکرار این مشکلات سالهاست که زندگی این حیوان را با مشکل روبهرو کرده، در این شرایط خوب است که فراکسیون محیط زیست بر این مسائل هم تاکید کند و نگرانشان باشد.» او ادامه میدهد: «یوز در مناطق تپه ماهوری زندگی میکرد و این مناطق به دلیل پتانسیل بالایی که برای زندگی دامها داشت، باعث شد تا یوزها قلمرویشان را تغییر دهند و به قلب کویر بروند و آنجا هم به دلیل نبود غذا جوندگان را شکار کنند و در بهترین حالت جبیرها نصیبشان شود. این بیغذایی در مواردی باعث شده یوز ماده حدود 250 کیلومتر جابجا شود. آیا در طول این فاصله امکان حفاظت وجود دارد؟ قطعا جواب خیر است.»
قاسمپوری بار دیگر تاکید میکند که با این شرایط شاید نتوان تا پایان این دهه روی همین تعداد هم کار کرد و این مشکلی است که باید حل شود. «نبود نگاه تخصصی و نگاهی که از سر دلسوزی نیست در این نشست حاکم بود. این در حالی است که دامپزشکان و اکولوژیستهای بسیار توانایی در داخل و خارج کشور وجود دارند که مجلس میتواند با حضور آنها این راه را بهتر طی کند. شاید باید رویکرد سهمخواهی و مطرح شدن از بین برود و به این موارد جدیتری توجه شود.»
نتیجه استثنائات طرح شفافیت محرمانگی است
مجلسیازدهمیها از همان روز نخست و حتی پیش از آن، در جریان انتخابات اسفندماه 98 باوجود آنکه درپی ردصلاحیت گسترده کاندیداهای اصلاحطلب و اعتدالی، عملاً رقیبی را پیشروی خود نمیدیدند، با شعار «شفافیت» وارد گود شده و سعی کردند تصویری متفاوت از آنچه در ادوار پیشین، ارائه میکردند، بهدست دهند. این شعار که در ادامه در قالب طرحی موسوم به «شفافیت آرای نمایندگان» مطرح شد، حالا در شرایطی بهطور نصفه و نیمه و بهباور برخی ناظران در تضاد و تناقض با اهداف اولیه، از تصویب مجلس گذر کرده که طیفی از ناظران معتقدند آنچه درصورت تکمیل روند تصویب این طرح با آن روبهرو خواهیم بود، اگر به محدودیت بیشتر نیانجامد، تاثیر چندان مثبتی در وضع و حال شفافیت سیاسی و پارلمانی در این مملکت نخواهد داشت. این دیدگاهی است که حالا لابهلای گفتوگوی «پیام ما» با یک نماینده ادوار مجلس نیز با آن مواجهیم. غلامعلی جعفرزاده ایمنآبادی که ریاست فراکسیون مستقلین ولایی مجلس دهم را نیز برعهده داشت و از نزدیک درجریان آنچه در این راستا در مجلس پیشین مطرح شد، قرار داشت، انگیزه طراحان را در تضاد با خروجی کارشان میداند و معتقد است شعار شفافیت امروز محافظهکاران، واکنش ناگزیر نمایندگان انقلابی است به ارتقای سطح آگاهی شهروندان و توسعه نسبی جامعه ایرانی.
درپی تصویب طرح «شفافیت قوای سهگانه» در مجلس، در توییتی به این مصوبه انتقاد کردید. علت مخالفتتان با مصوبات مجلس در این طرح چیست؟
ابتدا باید این نکته را صریح و شفاف اعلام کنم که شفافیت سیاسی، مفسده را به حداقل رسانده و جلوی بسیاری از خطاها و اشتباهها را میگیرد. اما بههرحال وقتی از شفافیت حرف میزنیم، نمیتوانیم در عمل بیش از آنکه در راستای شفافسازی گام برداریم، دنبال محرمانگی بیشتر باشیم. این نمایندگان مجلس، وکیل ملت هستند و در قبال موکلانشان وظایفی دارند. ما حق ندارم هیچ موضوع و مسئلهای را «محرمانه» و دور از اطلاع جامعه نگه داریم. اما در حال حاضر این طرحی که مجلس یازدهم کلیاتش را پس از 2 سال جار و جنجال و شعار و وعده و تغییر و بازنویسی، بالاخره به تصویب رساند، آنقدر تبصره و استثنا دارد و آنقدر خطقرمزها و محرمانگیهای ناضرور و ساختی به طرح تحمیل شده که بهواقع درصورت تکمیل روند تصویب طرح، درنهایت معلوم نیست که قرار است در سایه اجرای چنین قانونی، چه شفافیتی حاصل شود و اساساً مجلس با این طرح دنبال شفافسازی چه بوده است!
قانونگذار درجریان تصویب طرح شفافیت، استثنائاتی را برای خود و برخی از نهادها درنظر گرفته که با اهداف اولیه طرح شفافیت در تضاد است.
این استثنائات چنان بود که بعضی ناظران آن را در تضاد با هدف اصلی و اولیه طرح که «شفافیت» باشد، عنوان کرده و معتقدند که بعضی این موارد عملاً منجر به محرمانگی بیشتر خواهد شد؛ شما به کدامیک از استثنائاتی را که مجلس در این طرح در نظر گرفته، انتقاد دارید؟
اولاً شفافیت آراء درمورد تمامی مصوباتی جنبه و ماهیت «صنفی» و «منقطهای» دارند، مستثنی شده و پنهان خواهد ماند. همینطور قرار بود لااقل جلسات هیاترئیسه نیز شفاف شود که مجلس رای نداد و با این بخش مخالفت کرد. همینطور اینطور که پیداست این شفافیت آراء صرفاً مربوط به مصوبات مجلس است و اگر طرحی رای نیاورد و از تصویب بازماند، از شمول این قانون مستثنی شده که این هم بسیار عجیب است. نمایندگان مجلس مکلف به شفافیت هستند و این وظیفه اخلاقیشان است که نمایندگان نباید خوف و هراس داشته باشد و باید بنابر دیدگاه کارشناسی خود و همسو با گرایش و رویکردی که بهلحاظ سیاسی و اجتماعی و فرهنگی مطرح کرده، رای بدهد. نمایندگان موظف به صداقت در مقابل افکار عمومی هستند و شهروندان هم بر اساس دیدگاه و گرایش و رویکرد کاندیداها رای میدهند.
اما آیا مشکل نگرانی یا هراس و واهمه نمایندگان از افکار عمومی است؟ به نظر میرسد مشکل اصلی همان «نظارت استصوابی» شورای نگهبان باشد و چنانکه بارها مطرح شده اگر نمایندهای ترجیح میدهد رایش مخفی بماند، عمدتاً بهواسطه نگرانی از ردصلاحیت ازسوی شورای نگهبان است، نه مردم؛ شما اینطور فکر نمیکنید؟
چرا؛ متوجهم اما این نگرانی هم بجا نیست. اما بر فرض اگر شورای نگهبان بهدلیل آرای یک نماینده، او را در انتخابات بعد ردصلاحیت کند، این اعضای شورای نگهبان هستند که خلاف کرده و از آنسو، اگر نمایندگان هم بهنحوی تصویری مغایر واقعیت و خلاف آرایشان به شورای نگهبان القا کنند و به این وسیله تاییدیه بگیرند، حقوقی که دریافت میکنند، حرام است. شخصاً در همین انتخابات مجلس یازدهم و در نشستی که با اعضای شورای نگهبان داشتم، آنچه را که به آن باور دارم، صریح و روشن مطرح کردم و البته ردصلاحیت شدم اما ایرادی نیست. درواقع شاید شورای نگهبان دیدگاه من را نپسندد اما این دلیل نمیشود که دروغ بگویم. اگر مجلس خود را «انقلابی» معرفی میکند و نمایندگان ادعای تدین و اسلام دارند، نباید از شورای نگهبان و هیچ نهادی هراس داشته باشد. ما تنها میتوانیم دیدگاهمان را صادقانه مطرح کنیم و اگر مردم دوست نداشتند، رای نخواهند داد. ما که نمیتوانیم تصویری غیرواقع از خود ارائه کنیم؛ اینها بسیار خطرناک است. اینها نفاق و ریا و تظاهر و تزویر است. متاسفانه در حال حاضر قانونگذار در جریان تصویب طرح شفافیت، استثنائاتی را برای خود و برخی از نهادها درنظر گرفته که با اهداف اولی در تضاد است. ما بهعنوان قانونگذاران مملکت حق نداریم خودمان را از شمول شفافیت در برخی حوزهها مستثنی کنیم.
اگر مجلس خود را «انقلابی» معرفی میکند و نمایندگان ادعای تدین و اسلام دارند، نباید از شورای نگهبان و هیچ نهادی هراس داشته باشد. ما تنها میتوانیم دیدگاهمان را صادقانه مطرح کنیم و اگر مردم دوست نداشتند، رای نخواهند داد. ما که نمیتوانیم تصویری غیرواقع از خود ارائه کنیم؛ اینها بسیار خطرناک است؛ اینها نفاق و ریا و تظاهر و تزویر است.
حتماً در جریان هستید که وقتی «طرح شفافیت آرای نمایندگان» در مجلس دهم ازسوی فراکسیون اصولگرایان که در اقلیت بودند، مطرح شد، دو فراکسیون دیگر به تقلیل دادن «شفافیت» به «آرای نمایندگان» انتقاد داشته و استدلال میکردند «رای مخفی» اتفاقاً بهنحوی ضامن «شفافیت سیاسی و پارلمانی» است، نه نافی آن؛ به همین دلیل هم فراکسیون امید مجلس دهم، طرح «شفافیت قوای سهگانه» را پیشنهاد کرد که حالا با تغییراتی در مجلس اصولگرای یازدهم به تصویب رسید.
ببینید در همان مجلس دهم، مرکز پژوهشها در پژوهشی با همکاری دانشگاه شریف پژوهشی شفافیت را در 40 پارلمان در جهان بررسی کرد. اگر اشتباه نکنم در همان مجلس، یکی از نمایندگان اصولگرا که اگر اشتباه نکنم آقای حاجیدلیگانی بود، پشت تریبون رفت و گزارشی از وضعیت زندگی و کار یکی از سناتورهای امریکایی در بازه زمانی 10 یا 15 ساله گذشته ارائه کرد و توضیح داد که چطور تمامی شهروندان امریکایی و حتی غیرامریکایی میتوانند با مراجعه به یک وبسایت از جزئیات اموال، پرداخت مالیات، حقوق و مزایا و جزئیترین مسائل مالی سناتورها باخبر شود. اگر قرار است بهسوی شفافیت سیاسی و پارلمانی گام برداریم، قطعاً این مسائل است که نیازمند شفافیت است. اما درمورد «شفافیت آرای نمایندگان» هم همین شرایط حاکم است.
اما این طیف خاص مخالفان که به تقلیل دادن شفافیت به شفافیت رای نمایندگان ایراد داشتند، با تاکید بر نقش و قدرت گروههای ذینفوذ نگران بودند که نمایندگان درصورتی که آرایشان مخفی نباشد، تن به خواست آن گروهها بدهند. ما در مباحث قضایی نیز به حدودی از محرمانگی حتی برای متهمان و موکلانشان قائلیم و کارشناسان تاکید دارند که این شکل از محرمانگی، ضامن برقراری عدالت است.
وضعیت پارلمان با امور قضایی متفاوت است. درهمان کنگره امریکا یا مجلس سنا، همانطور که جزئیات ثروت نمایندگان و سناتورها در دسترس عموم قرار دارد، آرای نمایندگان نیز کاملاً شفاف است. درواقع نمایندگان موظفند که همسو و همراستا با خرد جمعی و نظر حزبشان عمل کنند و اگر نمایندهای تخطی کرد، حزب این حق را برای خود قائل است که با آن نماینده بهعنوان یک عضو متخلف برخورد کند. البته ممکن است شما بگویید سیاستورزی در کشور ما، سیاستورزی حزبی نیست. درست است اما بههرحال این بخشی از مسیر توسعه سیاسی است و ما نیز چارهای جز پیمودن آن نداریم.
بگذارید کمی بر استثنائاتی که در این طرح اعمال شده، متمرکز شویم.
یکی از این موارد مربوط به مصوبات «صنفی» و «منطقهای» است. حال آنکه اتفاقاً آرای نمایندگان به این دست مصوبات است که باید شفاف باشد. درواقع آرای نمایندگان به طرحهای صنفی ازجمله همین طرح رتبهبندی معلمان باید شفاف شود تا معلمان و فرهنگیان بدانند که کدام نماینده با این موضوع موافق و چه کسانی مخالفند. چنانکه دیدیم مجلس به شفافیت آرای اعضای هیاترئیسه در جلسات این هیات و اصولاً شفافسازی جلسات و عملکرد هیات رئیسه رای نداد. ضمن آنکه اصولاً اختیار و وظیفه نمایندگی قابل واگذاری نبوده و قائم به شخص است؛ چه قرار باشد این اختیارات و وظایف به هیات رئیسه واگذار شود، چه یک کمیسیون یا یک یا چند نماینده.
یکی دیگر از این استثنائات مربوط به طرحهای ناکام است که بنابر تصمیم مجلس، آرای مصوباتی که به تصویب نمیرسد، شفاف نخواهد شد؛ نظرتان در این رابطه چیست؟
این مورد از جمله آن استثنائات نادرستی است که آقایان در جریان تصویب طرح شفافیت به این طرح تحمیل کردند. چراکه اتفاقاً شهروندان در بسیاری مواقع میخواهند بدانند و اساساً این حقشان است که بدانند کدام نمایندگان به فلان طرح که ناکام مانده، رای مثبت داده و چه کسانی به آن رای منفی دادهاند.
سیاسیون در هر کشور و نظام سیاسی احتمالا چندان تمایلی به آشکار شدن جزئیات امور کار و زندگیشان نداشتهباشند اما از آنجا که در گذر زمان، بهمرور و بهمدد تجربه بشری دریافتهاند که «شفافیت سیاسی» اگرچه دردسرهایی دارد اما مواهبی نیز دارد که در مجموع بر مضرات و محدودیتهایی که ایجاد میکند، میچربد؛ اگر آنطور که میگویید استثنائات و قیودی که مجلس یازدهم بر طرح شفافیت وارد کرده، در تضاد با هدف اساسی طرح است، اصولاً مجلس چرا دنبال شفافیت است؟
خب در این سالها، پیرو رشد و توسعه فرهنگ سیاسی، شهروندان دیگر به صرف آشنایی قومیتی یا موارد اینچنینی دست به انتخاب نمیزنند و به کاندیدایی رای میدهند که فردی توانمند و کاردان، صادق و پاکدست و سالم باشد و خود را از مفاسد سیاسی، اقتصادی و فرهنگی مصون نگه میدارد. متاسفانه در این سالها بسیار از اختلاس و مفاسد اقتصادی مدیران و مسئولان شنیدهایم و میبینیم یک مدیر دولتی، ظرف مدتزمانی بسیار کوتاه به دارایی هنگفتی دست پیدا کرده و جامعه نیز طبیعتاً بسیار به این مهم حساسند. همین آگاهی جامعه باعث شده که بههرحال همین نمایندگان انقلابی هم سعی کنند خود را حامی شفافیت معرفی کنند.
اما این طیف از محافظهکاران و اصولگرایانی که هماکنون قدرت را در مجلس و البته دیگر قوا و نهادها در اختیار دارند، در گذشته هرگز نه دغدغه شفافیت سیاسی و جامعه مدنی داشتند، نه ادعایش را. درواقع باتوجه به ویژگیهای پایگاه رای بهنسبت ثابتی که دارند، حتی ابایی از این نداشتند که این موضع را اعلام کنند که این موضوعات را در اولویت نمیدانند. آیا تغییری در این وضع رخ داده است؟
به نظرم این طرح صرفاً واکنشی است به مطالبه شفافیت که این سالها با گشترس ارتباطات در جامعه شکل گرفته اما در عمل کاری نکردهاند. درواقع صرفاً طرحی بهاصطلاح شتر-گاو-پلنگ را به تصویب رساندهاند تا بتوانند ادعای شفافیت کنند اما در عمل، تغییری در عملکرد این نمایندکان رخ نخواهد داد و اگر تغییری رخ داده باشد _که رخ داده است_ تغییراتی است در بطن جامعه و در راستای ارتقای سطح آگاهی و فهم سیاسی شهروندان. درواقع محافظهکاران تغییری نکردهاند؛ بلکه این جامعه است که تغییر کرده و این شهروندان هستند با آگاهی و شناخت سیاسی و مدنی بیشتر، در مسیر توسعه سیاسی گام برمیدارد و پیش میرود!
بیش از ده هزار گونه از مهرهداران در معرض تهدید انقراض
بر اساس دادههای فهرست قرمز اتحادیه بینالمللی حفاظت از طبیعت (IUCN) از گونههای در معرض تهدید، بیش از ده هزار گونه از مهرهداران در معرض تهدید انقراض هستند.
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی سازمان حفاظت محیط زیست، تداوم روند انقراض و از دست دادن گونهها، زیستگاهها و اکوسیستمها نیز تمام حیات روی زمین از جمله انسانها را تهدید میکند.
مردم در همه جا برای برآوردن همه نیازهای خود از غذا گرفته تا سوخت، دارو، مسکن و پوشاک به منابع مبتنی بر تنوع زیستی و حیات وحش متکی هستند. میلیونها نفر نیز به طبیعت به عنوان منبع امرار معاش و فرصتهای اقتصادی خود متکی هستند. بنابراین، ضروری برای معکوس کردن سرنوشت حیاتیترین گونههای در خطر انقراض، حمایت از احیای زیستگاهها و اکوسیستمهای آنها و ترویج استفاده پایدار از آنها توسط بشر به شدت موردنیاز است.در حال حاضر بیش از 41 درصد از دوزیستان، 26 درصد از پستانداران، 21 درصد از خزندگان و 13 درصد از پرندگان جهان در معرض تهدید انقراض هستند. در جدیدترین آمار تعداد گونههای در معرض تهدید کشورمان نیز 75 گونه مهرهدار (پستانداران 18 گونه، پرندگان 29 گونه، دوزیستان 4 گونه و خزندگان 16 گونه) در فهرست سرخ اتحادیه جهانی حفاظت به ثبت رسیده است.
تعداد مهرهداران ایران در ردههای پستانداران 198 گونه، پرندگان 559 گونه، خزندگان 242 گونه و دوزیستان 25 گونه (مجموعاً 1023 گونه)، 274 گونه تائیدشده ماهیان آبهای داخلی و 975 گونه ماهیان آبهای دریایی (ماهیها، کوسهها و سفرهماهیان) به ثبت رسیده است. البته این فهرست با توجه به مطالعات ژنتیکی و میدانی دستخوش تغییرات است.
امروزه گونهها و زیستگاههای آنها تحت تاثیر عوامل تهدیدکننده متعددی قرار دارند که بهصورت انفرادی و تجمعی بر گونهها و زیستگاههای آنها تاثیر گذاشته و روند جمعیتی بسیاری از گونهها را کاهشی کرده است. بر اساس اعلام صندوق جهانی حیات وحش (WWF) در سال 2020، تغییر کاربری اراضی شامل تخریب و از بین رفتن زیستگاهها، برداشت بیش از حد از گونهها، معرفی گونههای بیگانه، انواع آلودگیها و تغییر اقلیم، مهمترین عوامل محرکه این تهدیدات در آسیا شناخته میشوند.
به دولت آمدیم تا بستر فسادزا را اصلاح کنیم
رئیس دولت سیزدهم با بیان اینکه قرار است در کشور تصمیمهای سختی بگیریم، گفت: شاید برخی موافق نباشند اما این نگاه نقادانه ما را به افق روشنی که پیشروی اقتصاد است رهنمود میکند. به گزارش ایسنا، ابراهیم رئیسی در همایش نخستین رویداد بینالمللی خصوصیسازی در اقتصاد ایران، اظهار کرد: برای همگان روشن است که اقتصادی که حدود ۸۰ درصد آن دولتی است، مشکلات زیادی دارد. همچنین برای همگان روشن است که باید بر اساس قانون اساسی عمل کنیم و در قانون اساسی بر اصل ۴۴ تاکید شده است. رئیس جمهور با تاکید بر اینکه دولت نباید متصدی باشد، اظهار کرد: باید حتما به بخش خصوصی واقعی میدان داده شود. باید بررسی شود موانع چیست و این موانع برطرف شود. در سفرهایی که به شهرها و روستاهای مختلف دارم میبینم که کارخانهها تعطیل شده و سالنها به انبار سیبزمینی و پیاز تبدیل شده است. باید بررسی شود که چه کنیم که پروندهها در قوه قضائیه ساخته نشوند. ما به دولت آمدهایم تا بستر فسادزا را اصلاح کنیم تا اصلا پروندهای ساخته نشود که قوه قضاییه مجبور به پیگیری باشد. او با بیان اینکه رشد اقتصادی در کشور ۰.۴ یک درصد بوده است اظهار کرد: باید علل این موضوع بررسی شود و دید که تحقق رشد اقتصادی در حد یک آرمان باقی میماند و یا قابل انجام است.
رودخانه کرخه به عنوان سومین رودخانه بزرگ ایران بعد از کارون و دز و با دبی متوسط درازمدت ۱۷۰ مترمکعب بر ثانیه به سرنوشت غمانگیزی رسیده به طوریکه بنا بر اعلام مسئولان سازمان آب و برق خوزستان آب موجود در این سد فقط میتواند برای شرب و محیط زیست پایین دست مورد استفاده قرار گیرد. اما یکی از بزرگترین سدهای جهان با حجم ۵/۶ میلیارد متر مکعبی در سال چگونه به این روز سیاه رسیده است؟
این سد در دوره ریاست جمهوری مرحوم هاشمی رفسنجانی و آقای خاتمی احداث و در سال ۸۲ آبگیری کامل شد. نخستین هدف طرح جلوگیری از تخریبهای ناشی از سیلاب بود. البته خسارت عظیمی که سیل در سال 98 به دشت بستان و سوسنگرد وارد کرد درباره میزان اثربخشی آن تردید به وجود آورد.
دوم توسعه و بهبود کشاورزی در سطح ۳۲۰ هزار هکتار اراضی دشت اوان، دوسالق، سوسنگرد، شوش و هویزه بود که این هدف هم محقق نشده و آبی برای رهاسازی به سمت مزارع وجود ندارد. سوم تولید ۴۰۰ مگاوات برق بود که این مورد هم به علت کاهش تراز آب سد و اینکه این سد فقط ۱ میلیارد حجم داشته در تابستان سال جاری نمیتواند در مدار تولید قرار گیرد.اما علت اصلی چنین فاجعه محیط زیستی، به خطر افتادن امنیت غذایی و کاهش انرژی برقابی کشور در سومین رودخانه بزرگ ایران چه بوده است.عوامل متعددی همچون سال خشک، تغییر اقلیم، بهرهبرداری غیرمعقول در این مساله موثرند. ولی مهمترین و اصلیترین عاملی که مثل سرطان نه تنها این حوضه آبریز بلکه بخشهای دیگر را هم به زوال خواهد کشید. عدم احترام و عدم اعتقاد قلبی مدیران بخش آب کشور به مدیریت یکپارچه حوضه آبریز است. در مدیریت یکپارچه حوضه آبریز حقوق همه زیستمندان از صدر تا ذیل یعنی از ارتفاعات نهاوند و کرمانشاه و تویسرکان و خرمآباد گرفته تا نقاط پست حوضه مثل هورالعظیم باید در نظر گرفته شود. متاسفانه در سالهای اخیر در همین حوضه آبریز کرخه از یکطرف سازمان محیط زیست حقابه محیط زیستی هورالعظیم را ۱/۴ میلیارد متر مکعب ذکر کرده و خواستار حفظ این حقابه در پایینترین نقطه شده است. از طرف دیگر در بالادست و استانهای کرمانشاه و ایلام و همدان و لرستان، هم سدهای مخزنی متعدد احداث شد و هم تعداد انبوهی از سدهای دیگر. در حال احداث و بهرهبرداری هستند، و در جای دیگر در پایین دست سد کرخه، شبکه ۳۲۰ هزار هکتاری در حال احداث بود. این بدان معنی است که بهطور کاملا جزیرهای وزارت نیرو، جهاد کشاورزی و سازمان حفاظت محیط زیست وظایف سازمانی خودشان را انجام داده و متاسفانه هیچگاه یک حکمرانی آب قدرتمند نبود که این دستگاههای دولتی و استانهای مختلف را دور یک میز نشانده و مدیریت یکپارچه حوضه آبریز را عملیاتی کند. هم اکنون ورودی سد کرخه ۳۰ متر مکعب بر ثانیه و خروجی آن هم همین مقدار است و با توجه به اینکه مخزن سد سیمره در بالادست هم حال و روز خوشی ندارد لذا پیشبینی میشود که این دبی ورودی به مخزن سد کرخه روند کاهشی یافته و به دنبال آن آب خروجی از سد کرخه هم کاهش محسوس یابد. لذا تابستان و مهمتر از آن پاییز ۱۴۰۱ بسیار سخت و طاقتفرسا در فاصله بین سد کرخه و هورالعظیم خواهد بود.
امید است چنین وقایعی درس عبرت برای مدیران بخش آب کشور شده و نگاه خودشان را از بخشینگری به مدیریت یکپارچه حوضه آبریز و فراتر از آن مدیریت یکپارچه حوضه آبخیز معطوف کنند. در این سیستم حکمرانی، از نگاه جامعی از بالاترین نقطه حوضه تا پایینترین نقطه داشته و کمیسیونهای حوضه آبریز محلی و شهرستان و استانی را فعال کنند. در این ساختار باید مدیریت حوضه را به طور کلان با نمایندگان ذینفعان و ذیمدخلان برقرار کرده و سیستم حکمرانی پایین به بالا عملیاتی شود و تحت تأثیر توصیهها و فشارهای مقامهای استانی قرار نگرفته و همواره صلاح حوضه آبریز را بطور یکپارچه مد نظر قرار دهند.
تاثیر ۱۰۰ برابری تغییر اقلیم بر موج گرمای هند و پاکستان
پیش از این احتمال وقوع موج گرمایی فراتر از تجربه دمای میانگین سال 2010، یکبار در هر ۳۱۲ سال بود. اما اکنون دانشمندان اداره هواشناسی انگلستان در بیانیهای اعلام کردهاند که احتمال وقوع این موج به هر سه سال یکبار رسیده است. دانشمندان میگویند تغییر اقلیم، موج گرمای بیسابقه در شمال غربی هندوستان و پاکستان را ۱۰۰ برابر بدتر کرده است. این تحلیل نشان میدهد که آبوهوای گرم سوزان که زمانی هر سه قرن یک بار رخ میداد احتمالا هر ۳ سال یکبار رخ میدهد.
دو ماهی میشود که هند و پاکستان درگیر موج گرمای شدید شدهاند. روز یکشنبه دمای هوای دهلینو، پایتخت هند به بیش از ۴۹درجه سانتیگراد رسید و دمای هوای پاکستان به ۵۱درجه سانتیگراد. میلیونها نفر از ساکنان این مناطق شاهد از بین رفتن محصولات کشاورزی خود و قطعی آب و برق بودهاند. در این شرایط کار کردن مختل شده و کارمندان تنها چند ساعتی در شب که هوا خنکتر میشود، کار میکنند. «ما در جهنم زندگی میکنیم»، این توصیف نظیر احمد یکی از ساکنان تربت در منطقه بلوچستان پاکستان از شرایط زندگیاش است.
دانشمندان اقلیم، گرمایش جهانی را علت وقوع رخدادهای آبوهوایی شدید میدانند
جانهای بسیاری در خطر است
دانشمندان اقلیم، گرمایش جهانی را علت وقوع رخدادهای آبوهوایی شدید میدانند. آنها میگویند که اثرات تغییر اقلیم به جانهای بسیاری در سراسر دنیا آسیب میرساند؛ حتی اگر افزایش میانگین دمای زمین نسبت به دوران ماقبل صنعتی شدن جهان به ۱.۱ درجه سانتیگراد برسد.
نقش گرمایش جهانی در توفان ژاپن
توفان هاگیبیس که اکتبر ۲۰۱۹ رخ داد، ۹۸ کشته و ۷ گمشده بر جای گذاشت و خرابیهای بسیاری به بار آورد. نتایج تحقیقات دیگری که چهارشنبه گذشته منتشر شد نشان میدهد گرمایش جهانی ۶۷ درصد در وقوع این توفان سهمگین نقش داشته و تغییر اقلیم که به واسطه فعالیتها و دخالتهای انسان در طبیعت بهوجود آمده، ضرر و زیان ناشی از این توفان را به ۴ میلیارد دلار رسانده است. تحلیلهای دیگری نیز نشان میدهند که بحران اقلیم شدت وقوع سیلابهای مخرب در آفریقای جنوبی و اروپا، موج گرما در آمریکای شمالی و توفان در جنوب شرق آفریقا را بیشتر کرده است.
نیکوس کریستیدیس از اداره هواشناسی انگلستان میگوید: دوره گرما همیشه قبل از آب و هوای موسمی وجود داشته اما تحقیقات ما نشان میدهد که تغییر اقلیم محرک اصلی افزایش شدت گرمای این دوران است
افزایش دما ادامه دارد
به گزارش گاردین، آنالیز جدید اداره هواشناسی انگلستان نشان میدهد که دمای این منطقه همچنان رو به افزایش است و رکورد جدیدی را به ثبت میرساند.
دانشمندان در آنالیز خود برای تحلیل دو سناریو از ۱۴ مدلسازی کامپیوتری استفاده کردند. یکی از این سناریوها جهان گرم امروزی بود و دیگری دنیایی که تغییر اقلیم ناشی از فعالیتهای انسان در آن وجود نداشت. آنها متوجه شدند احتمال وقوع موج گرمایی که سال ۲۰۱۰ رخ داد در دنیای گرمتر، ۱۰۰ برابر بیشتر است. این تحلیل همچنین نشان میدهد که وقوع این امواج گرما تقریبا هر سال و تا آخر این قرن ادامه دارد؛ حتی اگر انتشارات کربنی کاهش پیدا کنند.
تغییر اقلیم به واسطه دخالت انسان در طبیعت
نیکوس کریستیدیس از اداره هواشناسی انگلستان میگوید: «دوره گرما همیشه قبل از آب و هوای موسمی وجود داشته اما تحقیقات ما نشان میدهد که تغییر اقلیم محرک اصلی افزایش شدت گرمای این دوران است.» پال هاچئون، دیگر کارمند این اداره هم میگوید: «احتمالا دمای هوا در برخی مناطق در این هفته و در پایان آن دوباره به ۵۰درجه سانتیگراد میرسد.» هاچئون در ادامه میگوید که دمای هوا در طول شب نیز بسیار بالا خواهد بود.
گروهی از دانشمندان از همان روش سنجشی استفاده کردهاند که نشان میداد گرمایش جهانی شدت توفان هاگیبیس را بیشتر کرده است. فردریک اوتو از دانشگاه امپریال کالج لندن و رئیس گروه World WeatherAttribution میگوید: «تبعات منفی سوزاندان ادامهدار سوختهای فسیلی حالا به خوبی مشاهده و در کشورهای ثروتمند مانند ژاپن احساس میشود.» به گفته اوتو تا زمانی که دنیا استفاده از نفت، گاز و زغالسنگ را به شدت کاهش ندهد، اثرات تغییر اقلیمِ بهوجود آمده بر اثر فعالیتهای انسان بدتر میشود.
بنبست سوختهای فسیلی
سازمان ملل روز چهارشنبه گزارش داد که شاخصهای مهم جهانی تغییر اقلیم در سال ۲۰۲۱ رکوردهای جدیدی را شکستند؛ از افزایش سطح آبهای اقیانوسها گرفته تا سطح انتشارات آلایندههای گرمکننده زمین در اتمسفر. آنتونیو گوترش، دبیر کل سازمان ملل میگوید که مسیر سوختهای فسیلی از لحاظ محیط زیستی و اقتصادی بنبست است.
روزنامه گاردین کمی پیشتر از ۱۹۵ پروژه نفت و گاز موسوم به «بمب کربنی» پردهبرداری کرد که در صنعت سوختهای فسیلی برنامهریزی شدهاند. اجرای این پروژهها افزایش گرمایش جهانی را به بیش از ۱.۵ درجه سانتیگرادی میرساند که دولتها در معاهده پاریس بر سر آن توافق کردهاند.
در گزارش گاردین آمده بزرگترین شرکتهای سوختهای فسیلی بهطور پنهانی در حال برنامهریزی برای پروژههای نفت و گازی هستند که دمای اقلیم جهان را به بیش از حدی میرساند که اثرات زیانبار جهانی دارد.
صنعت پولساز نفت و گاز
صنعت نفت و گاز به شدت فرار و بیش از اندازه سودآور است به ویژه زمانی که قیمتها مثل امروز بالا رفته باشند. شرکتهای اکسانموبیل، شل، BP و شورون حدودا ۲ هزار میلیارد دلار در سه دهه گذشته پرسود بودهاند. افزایش قیمت کنونی باعث شد تا رئیس BP، کمپانی خود را ماشین پول توصیف کند.
گرمترین آوریل در ۲۲ سال گذشته
اهالی شمال، غرب و بخشهای مرکزی هند گرمترین ماه آوریل در ۱۲۲ سال گذشته را تجربه کردهاند. دمای هوای جیکوبآباد، شهری در ایالت سند پاکستان در آن مدت به ۴۹درجه سانتیگراد رسید که گرمترین درجه دمای ثبت شده در دنیاست. کشت گندم در برخی از مناطق هند ۵۰ درصد کاهش پیدا کرده و این روند نگرانی درباره کمبود جهانی گندم پس از حمله روسیه به اوکراین را بیشتر کرده است.
شری رحمان، وزیر اقلیم پاکستان در گفتوگو با گاردین میگوید که فوریتهای اقلیمیِ بهوجود آمده، شمال تا جنوب پاکستان را فرا گرفته و کشور را با «بحران موجودیت» روبهرو کرده است.
رحمان از سوی دیگر هشدار میدهد که موج گرما باعث شده یخچالهای طبیعی در شمال پاکستان با سرعت بیسابقهای آب شوند و جان هزاران نفر در معرض خطر وقوع سیلاب قرار دارند. سازمان جهانی هواشناسی در بیانیهای اعلام کرده دمای هوای هند و پاکستان همان چیزی است که با تغییر اقلیم انتظار میرفت. به گفته این سازمان اکنون امواج گرما با تناوب و شدت بیشتر رخ میدهند و نسبت به گذشته زودتر شروع میشوند. موج گرما زمانی رخ میدهد که بالاترین دما از ۴۰درجه گرما عبور کند و حداقل ۴.۵ درجه سانتیگراد بالاتر از نرمال باشد.
