بایگانی مطالب نشریه
ریزگردها و کرونا خیلی شبیه، خیلی متفاوت
کرونا و ریزگردها تشابه بسیاری در نحوه تاثیرگذاری بر جامعه دارند. مهمترین تاثیر هر دو، تهدید سلامت و جان شهروندان است. کرونا در کنار تهدید جان افراد جامعه، چوبی لای چرخ اقتصاد بود. تعطیلی گسترده فعالیتهای اقتصادی مختلف تحت تاثیر کرونا، باعث ایجاد شرایط بحرانی از این منظر شد. در کنار سلامت و اقتصاد، موضوع آموزش نیز از اثرات کرونا در امان نبود؛ در عصر کرونا، آموزش و پژوهش شرایط تازهای را تجربه کرد که اثرات آن شاید به سرعت مسایل سلامت و اقتصاد بروز نیافت اما نتایج منفی آن در آینده، بر تمامی بخشها غیرقابل کتمان است. ریزگردها نیز دارای اثراتی مشابه هستند. تهدید سلامت جامعه، تعطیلی گسترده فعالیتهای اقتصادی و آموزشی، بخش جدایی ناپذیری از زندگی این روزهای پر از پدیده گردوغبار است.
هر چند در میزان خسارتهایی سلامت، اقتصادی و اجتماعی این دو تفاوتهایی وجود دارد اما شاید بیراه نباشد که تفاوت اصلی را در واکنش تصمیمگیران و مدیران به این دو مقوله بدانیم. در موضوع کرونا، از ابتدا و به سرعت، همکاریهای علمی و سیاسی گسترده در سطح جهانی ایجاد شد تا زمینه غلبه بر بحران، فراهم شود. نتیجه این همکاریها، منجر به کنترل و تولید واکسنهای متعدد در جهان شد. در سطح ملی هم دو سال گذشته، مهمترین موضوع در سطح مقامات، نحوه مبارزه با کرونا بود. اما ریزگردها با اثراتی مشابه و حتی فراتر از کرونا، واکنشی همسنگ آن ندیده است. اگرچه گردوغبار به گستردگی کرونا جهان را در برنگرفته است، اما در کشورهای درگیر این موضوع نیز نشانی از همکاریهای سیاسی و علمی برای کنترل و مقابله با این بحران دیده نمیشود. در حالی که بخش وسیعی از خاورمیانه با این بحران مواجه است، همگرایی و هم افزایی درخوری برای مقابله با بحران وجود ندارد. واکنش مقامات کشورهای اطراف، بیش از آنکه معطوف به راه حل یابی برای مشکل باشد، بر رفع اتهام از خود و متهم کردن دیگر کشورها متمرکز است. گواه این مدعا، سخنان مقامات ترکیه، عراق و ایران در مورد تاثیرگذاری هر کشور بر ایجاد کانونهای ریزگرد در منطقه است. شناخت و اولویتبندی عوامل تاثیرگذار بر این پدیده و برنامهریزی برای حل آن، بیش از آنکه نیازمند تریبونهای سخنرانی اتهام زدن و رفع اتهام باشد، به میزهای گفتوگو احتیاج دارد. در سطح ملی هم، با وجود پیامدهای منفی کوتاه و بلند مدت گردوغبار بر سلامت، اقتصاد و مسایل اجتماعی، اقدامات متناسب با عواقب آن آغاز نشده است. در دو سال شیوع کرونا، بخشهای مختلف بر مدیریت این بحران متمرکز بودند اما در بحران کنونی، شاهد انفعالی خسارتزا هستیم. بخشهای مختلف که مسئولیت مستقیم در این موضوع دارند، یا همانند سازمان محیط زیست، وزارت نیرو و وزارت جهاد کشاورزی نظارهگر دفن بخشهای وسیعی از کشور در زیر خاک هستند یا همانند وزارت بهداشت و کشور به اعلام دیرهنگام تعطیلی یا عدم تعطیلی مشغولند. بحران ریزگرد در سطح جهانی همانند کرونا خسارتزا نیست اما در داخل شاید خسارتی بیش از آن و ماندگارتر داشته باشد. این بحران شرایطی را ایجاد کرده است که اقداماتی نه تنها هم وزن مقابله با کرونا که بیش از آن نیاز دارد. لازم است که بخشهای مختلف از دستگاه دیپلماسی، وزارت خانههای نیرو و جهاد کشاورزی، سازمان محیط زیست، مراکز تحقیقاتی، در سطح ملی و بینالمللی، برنامهها و اقدامات را تدوین تا در بازههای تعریف شده زمانی، این بحران تقلیل یافته و حل شود.
دفاع از اعدام جلالی و مظلومیت نوری و اسدی
سخنگوی دستگاه قضایی که روز گذشته و در جریان برگزاری نشست خبری قوه قضائیه، نخستین تجربهاش را در این جایگاه پشتسر گذاشت، با اشاره به روند برگزاری دادگاه حمید نوری و صدور احکام پرونده اسدالله اسدی، نسبت به روند دادرسی و چگونگی عملکرد نظام قضایی 3 کشور اروپایی آلمان، بلژیک و سوئد انتقاد کرد و در بخشی دیگر از سخنانش تاکید کرد که موضوع مبادله حمیدرضا نوری با احمدرضا جلالی مطرح نیست و حکم اعدام این زندانی دوتابعیتی ایرانی-سوئدی در مرحله اجراست.
نشست خبری سخنگوی قوه قضائیه با تمرکز بر مباحث و اخبار روز برگزار شد و این درحالی بود که فارغ از آنچه در متن این نشست خبری حائز اهمیت است، اصحاب رسانه و خبرنگاران به شخص آقای سخنگوی دستگاه قضایی نیز از این حیث که نخستین تجربهاش را در این جایگاه پشتسر میگذاشت، توجه داشتند. مسعود ستایشی روز گذشته در جایگاه سخنگوی قوه قضائیه ایستاد. ذبیحالله خداییان در نشست خبری پیشین این دستگاه از این مهم خبر داده و گفته بود که از این پس، جلسات مطبوعاتی توسط فردی به جز او برگزار میشود. اتفاقی که روز گذشته به واقعیت پیوست و از این پس این مسعود ستایشی است که روبهروی خبرنگاران حاضر شده و به پرسشهای آنان پاسخ خواهد گفت.
سخنگوی دستگاه قضایی با طرح این پرسش که «ما در زندان دغدغه چه داریم و دیگران چه میکنند؟»، برای جامعه بینالملل ابراز تاسف کرد و گفت: قریب ۲۰ روز تماس تلفنی آقای نوری را قطع کردند و 2 سال در انفرادی است و اجازه ملاقات ندادند و منع کردند
آنچه در متن این نشست خبری گذشت، طبیعتاً بهمراتب مهمتر از این حواشی بود. آنجا که سخنگوی جدید قوه قضائیه به پرسشهای خبرنگاران حاضر در این نشست خبری پاسخ گفت و به بحث درباره موضوعاتی پرداخت که بیشتر مورد توجه افکار عمومی است. موضوعاتی از حادثه تلخ و مصیبتی که آبادانیها همین هفته و در پی ریزش ساختمان متروپل در این شهر با آن مواجه شده و همچنان با عواقبش دست و پنجه نرم میکنند تا ترور سرهنگ صیاد خدایی از فرماندهان نیروی قدس سپاه پاسداران که در یکی از خیابانهای پایتخت رقم خورد و البته موضوع پردامنه و بحثانگیز مبادله احمدرضا جلالی، زندانی دو تابعیتی ایرانی-سوئدی محکوم به اعدام با حمید نوری که دادگاهی در کشور سوئد او را به اتهام دست داشتن در حوادث تابستان 67 و اصولاً صدور احکام اعدام علیه اعضای برخی گروهها در زندان مورد محاکمه قرار داده است. ستایشی همچنین به پرسشی در ارتباط با محکومیت اسدالله اسدی، دیپلمات ایرانی که مسئولیت سفارت جمهوری اسلامی را در بروکسل پایتخت کشور بلژیک برعهده داشت، پاسخ گفت و روند قضایی در دو کشور آلمان و بلژیک را «ناعادلانه» توصیف کرد.
سخنگوی جدید قوه قضاییه در دقایق نخست نشست خبری روز گذشته و پیش از طرح پرسش خبرنگاران حاضر در نشست، به حادثه تلخ ریزش ساختمان متروپل آبادان اشاره کرد و با ابراز همدردی نسبتبه آسیبدیدگان از این حادثه و کسانی که در جریان فروختن این ساختمان، اعضای خانواده، اقوام و نزدیکانشان را از دست دادند، گفت: «تعداد ۱۰ نفر از عزیزان ما از ساکنان شهرستان مقاوم آبادان در این حادثه فوت کردند و تعدادی هم زخمی شدند.» او همچنین خطاب به آبادانیها اضافه کرد: «قول میدهیم هر کسی در این فرایند مرتکب جرم شده، با قاطعیت برخورد میشود و فرآیند پیشگیرانه برای دستگاههای اجرایی یک اصل است تا شاهد چنین حوادثی نباشیم.»
ستایشی با بیان اینکه مبادله جلالی و نوری مطرح نیست، تبیین مظلومیت نوری و اسدی را وظیفهای ذاتی دستگاه قضایی خواند و گفت: روز، روز شهادت مظلوم است. بیاییم مظلومیتها را تبیین کنیم؛ چراکه آنهایی که دم از حقوق بشر میزنند، موجبات شرمندگی را فراهم آوردند
ستایشی که حالا بهعنوان هشتمین سخنگوی قوه قضاییه در این جایگاه قرار گرفته، با اشاره به موضوع ترور سرهنگ صیاد خدایی ابراز امیدواری کرد که دستگاه قضا بتواند کسانی را که در انجام این ترور نقش داشتند، با قاطعیت به سزای اعمالشان برساند. او در ادامه در پاسخ به پرسشی درباره زمان اجرای حکم اعدام احمدرضا جلالی و احتمال مبادله این زندانی دوتابعیتی با حمید نوری مطرح گفت: «فرآیند رسیدگی به اتهامات احمدرضا جلالی به پایان رسیده و حکم شرعی در خصوص ایشان صادر شده و پرونده در مرحله اجرای رای است و مساله مبادله نیست؛ لذا بحث اجرا را داریم و در اختیار دادستان مربوطه است.» او با طرح این پرسش که وضعیت احمدرضا جلالی مشخص است ولی حمید نوری کجاست و چه سرنوشتی پیدا کرده، ادامه داد: «موازین قانونی و حقوقی در حوزه داخلی و بینالمللی در خصوص حمید نوری صورت نگرفته و جای اعتراض است.» او با تاکید بر اینکه شرایط حمید نوری، تحتتاثیر القائات سازمان مجاهدین علیه جمهوری اسلامی و آلوده به اغراض و انگیزههای سیاسی است، گفت: «آقای نوری را از حق دسترسی به وکیل منع کردند که جزو حقوق مسلم دادرسیهاست.» او با طرح این پرسش که «ما در زندان دغدغه چه داریم و دیگران چه میکنند؟»، برای جامعه بینالملل ابراز تاسف کرد و گفت: «قریب ۲۰ روز تماس تلفنی آقای نوری را قطع کردند و 2 سال در انفرادی است و اجازه ملاقات ندادند و منع کردند. اینها حقوق بشری است که از آن تعریف میکنند و تعریف آن را در شرایط نوری میبینیم». ستایشی بر این اساس تصریح کرد: «مبادلهای وجود ندارد. وضعیت حمید نوری وخیم است؛ چشمهایش ناراحتی دارد.» او با تاکید بر اینکه «باید مظلومیت آقایان نوری و اسدی را باید تبیین کنیم»، این اقدام را «وظیفهای ذاتی» خواند و گفت: «روز، روز شهادت مظلوم است. بیاییم مظلومیتها را تبیین کنیم؛ چراکه آنهایی که دم از حقوق بشر میزنند، موجبات شرمندگی را فراهم آوردند».
ستایشی در عین حال حکم صادره علیه اسدالله اسدی را غیرقانونی خواند و گفت: «باید بیانیه داد؛ زیرا بدن انسان به تکان میافتد. آقای اسدی بازداشت و تعقیب جزائی و صدور حکم قضایی او و هر آنچه در این حکم صورت گرفته، قانونی نیست.» او ادامه داد: «آقای اسدالله اسدی دیپلمات کشور است و براساس طراحی از پیش طرح شده و استفاده ابزاری گروهک تروریستی نفاق او را بازداشت کردند که دقیقا خلاف مقررات بینالمللی و خلاف کنوانسیون وین است.» او با ناعادلانه خواندن فرآیند دادرسی در آلمان و بلژیک گفت: «در مقاطع مختلف اعتراض رسمی ایران به کشورهای آلمان و اتریش و بلژیک داده شده است. علاوه بر اینکه آقای اسدی مثل آقای نوری از ابتداییترین حقوق برخوردار نبوده و حتی به حقوق بنیادین برای ایشان بیتوجه بودند.» ستایشی تصریح کرد: «از دولت بلژیک میخواهیم که بدون درنگ و بدون قید و شرط نسبت به آزادی ایشان اقدامکند؛ نگهداری ایشان وجاهت قانونی ندارد و مکلفند آن را جبران کنند. باید اقدام متقابل صورت گیرد و نیابتی در بلژیک دادیم و توقع داریم که این نیابت به تعویق نیفتد. انشاالله بزودی بعضی به خودشان بیایند و موجب آزادی این برادر عزیز ما که دیپلمات در اتریش بوده فراهم آید.»
سخنگوی قوه قضائیه همچنین در پاسخ به پرسشی درباره آخرین وضعیت پرونده قتل مُنا (غزل) حیدری، در ارتباط با پرونده قتل این زن جوان که در خوزستان بهدست همسرش به قتل رسید، گفت: «اولیای دم فعلا مطالبه قصاص نکردند و پرونده در دادگاه کیفری دو در حال رسیدگی است و انشاالله رای شرعی و قانونی صادر میشود.»
سخنگوی قوه قضائیه در پاسخ به سوالی درباره تخلفات قضات گفت: «در طول ۴۲ سال خدمت خود آنچه دیدم و تجربه دارم، میتوانم شهادت دهم مجموعه اقدامات قضایی مبین وارستگی، شرافت و آزادگی است و ما نیروهای متدین و آگاه و باتجربه داریم و اقداماتی که در مجموعه قضائی انجام میشود برآیند تلاشهای همه همکاران قضایی است اما اگر کسی مرتکب خلاف شود، همه زحمات مخدوش میشود.»سخنگوی قوه قضائیه در پاسخ به پرسشی دیگر در ارتباط با برخورد با معترضان روزها و هفتههای گذشته که پیرو تصمیمات دولت درخصوص حذف ارز ترجیحی در برخی نقاط کشور شاهد بودیم، گفت: «هر طرحی ممکن است اصلاح و نیز اعتراضهایی درپی داشته باشد.» ستایشی با بیان اینکه «با حضور مردم جایی برای هنجارشکنان نیست»، خاطرنشان کرد: «هر آنچه بوده منطبق با قانون بوده و انتظار است که پیشگیری داشته باشیم که بهترین پیشگیری، جهاد تبیین در این زمینه است؛ موضوعی که مقام معظم رهبری به آن تأکید دارند.»
حادثه متروپل و درسهایی برای آینده
بروز حادثه دلخراش متروپل را به خانواده قربانیان تسلیت میگویم و برای آسیبدیدگان آرزوی بهبود کامل دارم. نکاتی که در این یادداشت خواهم گفت نه تنها مربوط به این حادثه بلکه روال صحیحی است که باید در مورد ساخت هر ساختمانی به ویژه ساختمانهای بالای سه یا چهار طبقه رعایت شود. آنچه شرح میدهم برآیند بیش از 30 و اندی سال تجربه در حوزه عمرانی است.
نخست اینکه دست از قضاوت عجولانه، پیشداوری و احساسات برداریم. اکنون به کار کارشناسی بسیار دقیق نیاز داریم. فراموش نکنیم هر اشتباهی چراغ راه آینده است. کار باید از مسیر بررسی کارشناسی و پاسخگویی فنی خارج نشود. سازنده یک ساختمان پیش از اجرا برای تشکیل پرونده به شهرداری مراجعه میکند. در این مرحله شهرداری موظف است هر ایرادی را به صورت مکتوب به صاحب طرح ابلاغ کند. در حالی که متاسفانه این روزها شاهد ابلاغ شفاهی ایرادات هستیم.به ویژه در اموری که احتمال خطر در آینده دارد شهرداریها باید موارد را مکتوب ابلاغ کند. این در مورد همه بخشهای نظارت و بازرسی صدق میکند. پس از تشکیل پرونده معمار انتخاب شده، فاز نخست طراحی و برای تایید میرود.
پیش از صدور پروانه قرارداد ناظر نیز باید مشخص باشد.پیش از صدور پروانه قرارداد ناظر نیز باید مشخص باشد. بررسی این موارد و محاسبات ساختمان بسیار مهم است چرا که به ویژه در مورد ساختمانهای بلندمرتبه و حتی بالای 3 طبقه، ساختمان به مرور دچار خستگی میشود. این پیری زودرس و مرگ در مورد ساختمانهایی که در محاسبات دست پایین را گرفتهاند بسیار سریع اتفاق میافتد. بنابراین مراحل صدور پروانه باید دقیقی چک شود تا چشمپوشی و اغماضی اتفاق نیافتاده باشد. معمولا برای مالک پایانکار گرفتن و سرانجام پروژهاش مهم است و مسائل حقوقی و فنی در درجه چندم اهمیت قرار دارد بنابراین ناظر و شهرداری باید حفظ منافع عمومی را بر منافع شخصی خاص ارجح بدانند.در مورد ساختمان متروپل شنیده شده که طرح در ابتدا ناظر نداشته است. و این موضوع یکی از مواردی است که باید بررسی شود. آیا نهادی در این زمینه قصور داشته یا این یک وضعیت اجتنابناپذیر است. باید نقشه سازه، ضوابط شهرداری، نقشه تاسیسات برقی و الکترونیکی بررسی شود تا معین شود که آیا نقشه اشکال داشته است یا اجرا خلاف نقشه بوده است. اینجا مشخص میشود کدام بخش باید پاسخگو باشد، شهرداری و سازمان نظام مهندسی ساختمان یا مالک و سازنده؟ سوال دیگر اینکه اگر اجرا خلاف نقشه بوده است با چه راهکاری پایان کار گرفتهاند؟
بنابراین بررسی دقیق خطاها در اجرا ضروری است. براساس شنیدهها، 3 طبقه اشکوب اضافه در این طرح اجرا شده است. این اضافه بار در یکی از مناطقی که خستگی ایجاد میکند رمپهای پارکینگ است.معتقدم که در حال حاضر سازمان نظام مهندسی در استان خوزستان، شهرداری آبادان، ادارهکل راه و شهرسازی این استان و در راس همه، معاون عمرانی استانداری خوزستان باید با استفاده از افراد تراز اول کشور در این زمینه، کمیته فنی بررسی دلایل این رخداد را تشکیل دهند و در این مورد به چند کارشناس اطراف خود اکتفا نکنند تا موضوع دقیق و موشکافانه بررسی شود. قطعا در مسیر آغاز تا به این اینجای کار خطاهایی انجام شده است و متناسب با خطای انجام شود برخورد لازم صورت گیرد.از مستندات منتشر شده به نظر میرسد که خوشبختانه سازمان نظام مهندسی در زمان خودش اخطار داده است. اما اینجا به سوال مهمتری میرسیم: چرا ناظر اخطار میکند ولی میشود از اخطار ناظر فرار کرد؟
وقتی ناظر اخطار میدهد و مشکلات را بیان و ابلاغ میکند شهرداری موظف است که عملیات را متوقف کند تا اصلاحات انجام شود و بدون انجام آنچه مد نظر ناظر است نباید یک بار دیگر عملیات شروع شود. این مسئله چالشی است چند سویه که یک سوی آن به کمیسیون ماده 5 برمیگردد، یک سوی آن به نظارت، و هر سوی آن به یکی از دستگاههای دست اندکار که بعد از 40 و اندی سال هنوز با هم هماهنگی کامل ندارند. یکی از مسائلی که به جد باید برای آن چارهجویی شود زمان صدور پروانه است. وقتی این مدت طولانی میشود به خودی خود مستعد فساد خواهد بود. باید فرآیندها کوتاه و الکترونیک شوند. همچنین باید از نیروی انسانی مراقبت کنیم که دست از پا خطا نکنند و در بازرسی از افراد سالم و مجرب استفاده شود. یکی از کانونهایی که جای خالی آن احساس میشود بازرسهای تخصصی است. یک ناظر نمیتواند در همه امور یک ساختمان متخصص باشد. در ساختمانهای بیش از 4 طبقه ما باید بازرس جوش داشته باشیم. باید بازرس متخصص در زمینه گودبرداری داشته باشیم. از تخریب تا پایان کار و حتی بعد از پایان کار در مراحل نگهداری و مرمت باید بازرس تخصصی وجود داشته باشد که البته باید در ساختار بیمه تضمین کیفیت تعریف شود. در ساختمانسازی ایران بیمه کاملا کنار رفته است.حضور بیمه در ایران در امر ساختمان صرفا یک امر صوری است و این یکی از چالشهاست که بیمه نقش اساسی خودش را از دست میدهد در حالیکه در همه جای دنیا معتبرترین و زبدهترین مهندسان در بیمهها حضور دارند.کانون بازرسی هم یکی دیگر از نهادهایی است که در استانها دچار فقدان است. این کانون هم باید با هماهنگی نهادهایی مانند وزارت راهو شهرسازی، کمیسیون عمران مجلس ایجاد شود. خوشبختانه اصلاحات قانون و اختیارات کمیسیون ماده صد به زودی ابلاغ خواهد شد که شهرداریها را مکلف به جلوگیری و تخریب سازه متخلف میکند. انشالله همین اصلاح هم بخشی از مشکلات را حل میکند.
وزارت کشور، وزارت راه و شهرسازی، شورای عالی معماری و شهرسازی در راس این موضوع، شوراهای شهر باید این مسئله را با حساسیت دنبال کنند و در جایگاه خود قدم جلو بگذارند البته اگر میخواهند یک بار دیگر شاهد چنین فاجعهای نباشند. در پایان از همه عزیزانی که با دلسوزی در حال رسیدگی به حادثه هستند، تشکر میکنم.
اسنادی که پرسشها درباره بیتوجه به متروپل را برجستهتر کرد
پیامما / از نخستین ساعات پس از وقوع حادثه ریزش ساختمان متروپل آبادان آنچه بیش از هر اطلاعات دیگری در شبکههای اجتماعی دست به دست میشد عکس سندی از هشدار مهندس ناظر این ساختمان بود که تاریخ ۳۰ دی ۱۳۹۹ بر آن حک شده بود. علاوه بر این نامهای سه صفحهای به امضای «محمدرضا صالحی» مدیر دفتر نمایندگی آبادان سازمان نظام مهندسی ساختمان استان خوزستان خطاب به «حسین عبدالباقی» نیز منتشر شده است که رونوشت آن به فرماندار آبادان، مدیر حراست شهرداری آبادان، معاون شهرسازی شهرداری آبادان و اداره راه و شهرسازی آبادان ارسال شده است. این نامه که به تاریخ ۱۲ بهمن ۱۳۹۹ نوشته شده ضمن استناد به بازدید ۲ بهمن همین ماه از عبدالباقی خواسته است مواردی که در نامه ذکر شده را لحاظ و گزارش کند. این موارد متوجه بخشهای مربوط به سازه و بتن است. اما مشخص نیست که چرا هیچ یک از این تذکرها عملی نشده و در نهایت این ساختمان در ساعت ۱۲ و ۴۰ دقیقه دومین روز از خرداد ۱۴۰۱ فرو ریخت.
گرچه به نظر میرسد در حال حاضر با توجه به اینکه هنوز تکلیف آواربرداری این حادثه و امدادرسانی مشخص نیست و ابعاد ماجرا هنوز قابل بررسی است برای ورود به محتوای این نامهها و چرایی عدم توجه به آنها زود باشد اما نکته جالب توجه آن است که از مدتها پیش هشدارهایی درباره غیرایمن بودن این سازه داده شده بود.
حسین پناهیفر معاون مسکن و ساختمان اداره کل راه و شهرسازی استان خوزستان: اقدامات پیشگیرانه و هشدارهای متفاوتی از سوی همه دستگاههای ناظر در زمان ساخت این بنا داده شد. گرچه در شرایط فعلی به دنبال اعلام مقصر نیستیم و اولویت با آوار برداری است. هشدارها و اخطارهای گوناگون از سوی مراجع ذیربط به سازنده ابلاغ شده است که مستند و قابل ارزیابی است. متاسفانه اما هیچ یک از این اخطارها جدی گرفته نشد تا سرانجام به این فاجعه ختم شد.
در گام نخست باید سندیت این نامهها و گزارش مهندس ناظر را سنجید و بعد وارد بررسی محتوا شد. در عین حال که پرسش بسیار مهمی مطرح است که چرا این نامهنگاریها و هشدارها پیش از وقوع حادثه رسانهای نشده بود؟
حسین پناهیفر معاون مسکن و ساختمان اداره کل راه و شهرسازی استان خوزستان در گفتوگو با خبرنگار «پیامما» با تایید تخلفهای رخ داد در ساخت ساختمان متروپل گفت: اقدامات پیشگیرانه و هشدارهای متفاوتی از سوی همه دستگاههای ناظر در زمان ساخت این بنا داده شد. گرچه در شرایط فعلی به دنبال اعلام مقصر نیستیم و اولویت با آوار برداری است.
پناهیفر همچنین ادامه داد: هشدارها و اخطارهای گوناگون از سوی مراجع ذیربط به سازنده ابلاغ شده است که مستند و قابل ارزیابی است. متاسفانه اما هیچ یک از این اخطارها جدی گرفته نشد تا سرانجام به این فاجعه ختم شد.
در همین حال کوروش خواجوی رئیس سازمان نظام مهندسی خوزستان نیز در گفتوگو با «پیام ما» صحت مدارک منتشر شده از گزارشهایی منتسب به نظام مهندسی استان در مورد ایرادات و تخلفات رخ داده در زمان ساخت متروپل را تایید کرد و گفت: این اسناد حقیقی است و گزارشهایی است که پیش از ریاست من در سازمان از سوی همکاران پیگیری و ارائه شده است. کوروش خواجوی که در زمان گفت و گو با پیام ما در محل حادثه و به عنوان مشاور پایداری بخشهای نیم فروریخته حاضر بود گفت: پهنهای به وسعت ۱۰۰ در ۲۵ متر نیم فروریخته و بسیار ناپایدار است. وسعتی از همین حدود بهطور کامل آوار شده است. ناپایداری بخشی از این سازه کار آوار برداری را دشوار کرده است. تلاش برای پایدار کردن بخش نیم فروریخته ادامه دارد تا افراد زنده احتمالی به سلامت و با کمترین آسیب خارج شدند و یا اجساد افراد جانباخته به بهترین شکل در اختیار بازماندهها قرار گیرد.
او اضافه کرد: در خصوص مدت زمان طول کشیده برای آوار برداری نمیتوانم اظهار نظری داشته باشم.
با این وصف به نظر میرسد پس از اتمام آواربرداری و عملیات نجات باید مسئولان استانی و کشوری درباره چرایی عدم توجه به این هشدارها پاسخ دهند.
در شبکههای اجتماعی در فاصله وقوع حادثه تاکنون پستها و نوشتههای مختلفی درباره این هشدارها منتشر شده و نام افراد حقوقی مختلفی که در حمایت از سازنده متروپل نقش داشتهاند به میان آمده و خواهان مواخذه آنها شدهاند. کاربران شبکههای اجتماعی خواهان توضیح استاندار اسبق خوزستان و رئیس منطقه آزاد اروند و ارتباطشان با «حسین عبدالباقی» شدهاند.
غیرفعال شدن ۶ ایستگاه پایش هوا در خوزستان
مدیر روابط عمومی اداره کل حفاظت محیط زیست خوزستان با بیان اینکه ۲۹ ایستگاه پایش هوا در استان وجود دارد، گفت: ۶ ایستگاه پایش از این تعداد، به دلیل نقص فنی یا در دست تعمیر بودن فعال نیستند.
شهریار عسکری درباره اعلام نشدن آمار گردوغبار در برخی شهرهای خوزستان، به ایرنا توضیح داد: برخی دستگاههای سنجش هوا به دلیل نقص فنی، در دست تعمیر بودن و یا قطع شدن اینترنت امکان ارسال اطلاعات گردوغبار را ندارند.او با بیان اینکه ۲۹ ایستگاه پایش هوا در استان راهاندازی شده است، افزود: از این تعداد ۲۵ ایستگاه زیرنظر اداره کل حفاظت محیط زیست، ۲ ایستگاه زیر نظر شرکت فولاد در اهواز و ۲ ایستگاه نیز زیرنظر شرکت نفت مسجدسلیمان در این شهر فعالیت میکنند.
عسکری، با اشاره به نیاز مستمر این ایستگاهها به سرویس و پشتیبانی، اضافه کرد: با توجه به اینکه این دستگاهها همیشه فعال هستند هزینه بالایی برای نگهداری و تعمیر لازم دارند و نیازمند پشتیبانی قوی هستند و برخی مواقع ممکن است به دلیل شرایط محیطی و گرما یا نقص فنی از مدار خارج شوند.او با بیان اینکه یکی از ایستگاههای زیرمجموعه نفت مسجدسلیمان مدتهاست که از مدار خارج شده است افزود: ایستگاههای پایش هوای خیابان سلمان فارسی در اهواز، شهرستان کارون، خرمشهر، رامهرمز و ایذه نیز به دلیل نقص فنی و یا نیاز به تعمیر فعال نیستند که ایستگاههای کارون و رامهرمز به زودی وارد مدار میشوند.
به گفته او، ایستگاه پایش هوای دزفول در روزهای اخیر به دلیل اختلال در اینترنت امکان اطلاعرسانی به موقع را نداشته است.
بر اساس این گزارش، طبق ماده ۳ قانون هوای پاک، در شرایط اضطرار، سازمان حفاظت محیط زیست با همکاری وزارت کشور و تصویب هیات وزیران باید ممنوعیتها یا محدودیتهای موقت زمانی، مکانی و نوعی را برای پیشگیری از اثرات زیانبار و مقابله با منابع آلوده کننده هوا برقرار کند و بلافاصله مراتب را از طریق رسانههای همگانی، به اطلاع عموم برساند.
فهرست مفقودان احتمالی تهیه نشده است
آخرین وضعیت فروریختن متروپل آبادان یک روز پس از وقوع حادثه را میتوان در چند عبارت خلاصه کرد؛ «کندی در آواربرداری و عملیات نجات»، «نامشخص بودن فهرستی از مفقودان»، «ازدحام جمعیت در محل حادثه»، «پیشی گرفتن خبرهای غیررسمی از اطلاعات رسمی و وفور شایعه». با این حال تعداد فوت شدگان ۱۱ نفر و تعداد مصدومان ۳۳ نفر اعلام شده است.
پیام ما / آواربرداری از متروپل آبادان به شدت کُند پیش میرود؛ غلظت ریزگردها نفس امدادگران را گرفته، ازدحام مردم عبور و مرور خودروهای امدادی را مختل کرده، خیابان امیری آنقدر باریک است که کامیونها و کمپرسیهایی که برای خاکبرداری میخواهند تردد کنند با مشکل مواجهاند. بیلهای مکانیکی به دلیل همین عرض اندک معبر قدرت مانور سریع ندارند. امکان آواربرداری محدود است زیرا احتمال فروریختن بخش دیگر سازه بسیار زیاد ارزیابی شده است. هیچ تخمینی از تعداد کسانی که گرفتار شده یا زیر آوار ماندهاند وجود ندارد. مردم هنوز در شوک حادثهاند. تا ظهر سومین روز از خرداد یعنی ۲۴ ساعت بعد از وقوع حادثه تعداد فوتشدگان ۱۱ نفر و تعداد بازداشتشدگان ۱۰ نفر اعلام شده که شامل شهردار فعلی و پیشین شهر آبادان میشود. خبرها حکایت از ۲۷ مصدوم داشته است. اما آنچه سرعت دارد حجم پستها در شبکههای اجتماعی است. هیچ نظمی در مدیریت میدان وجود ندارد و دستکم یک شخص واحد برای ارتباط و اطلاعرسانی معرفی نشده است. خبرنگاران استان خوزستان که در محل حادثه مستقر شدهاند این موضوع را تایید میکنند که هیچ مقام رسمی مشخصی درباره حادثه اطلاعرسانی نمیکند. این خلاصهای از وضعیت ساختمانی است که پس از فروریختنش حرف و حدیثهای بسیاری علاوه بر قربانیان و مصدومان برجا گذاشته است.
احمد وحیدی وزیرکشور:
حضور مردم ضمن خطرآفرینی کار را برای تیمهای امداد و نجات سختتر میکند و باید خارج از منطقه باقی بمانند. نمیتوان پیشبینی کرد عملیات آواربرداری چه زمانی پایان خواهد یافت ولی تلاش داریم با آواربرداری عزیزانی که احتمالا زیر آوار ماندهاند را بیرون بیاوریم
فهرستی از مفقودان تهیه نشده است
۲۴ ساعت بعد از حادثه فروریختن ساختمان متروپل آبادان هنوز هیچ فهرستی از افرادی که احتمالاً زیر آوار مدفون شدهاند تهیه نشده است. مردمی که در محدوده فروریختن ساختمان جمع شدهاند صرفاً براساس آنکه عزیزشان تلفن همراه خود را جواب نداده احتمال میدهند که او نیز در محل حادثه گرفتار شده باشد. براساس بررسیهای خبرنگار «پیام ما» برج متروپل آبادان در محلی آوار شد که دستکم ۳ واحد صنفی پرتردد فعال بوده است. آزمایشگاه حقیقتنژاد، یک کافه یا قهوهخانه و یک آبمیوهفروشی. قاسم منصور آلکثیر خبرنگار خبرگزاری مهر که در محل حادثه حضور یافته بود در گفتوگویی با «پیامما» گفت: من توانستم با برادر همسر صاحب آبمیوهفروشی صحبت کنم. دستکم او و دو کارمندش در محل کارشان حضور داشتهاند و نمیدانیم که مشتری هم داشته یا نه. قطعاً در آزمایشگاه علاوه بر کارکنان مراجعهکننده هم بوده است. در کافه یا قهوهخانه هم همینطور». با این توصیف صرفاً براساس چنین اطلاعاتی تخمین زده میشود که افرادی زیر آوار مدفون شده باشند. ساعتی پس از وقوع حادثه در آبادان تخمین اولیه مفقودان ۱۵۰ نفر اعلام شد اما جمعیت هلالاحمر و سازمان اورژانس بر ۸۰ نفر مفقودی زیر آوار مانده به عنوان تخمین تاکید کردند. بررسی «پیامما» در گفتوگویی با مردم آبادان نشان از آن دارد که هیچ یک از حاضران در محدوده بحران و مدیران میدان تدارکی برای تهیه فهرست از آنها که خانوادههایشان نگران هستند ندیده است.
۲۴ ساعت بعد از حادثه فروریختن ساختمان متروپل آبادان هنوز هیچ فهرستی از افرادی که احتمالاً زیر آوار مدفون شدهاند تهیه نشده است. مردمی که در محدوده فروریختن ساختمان جمع شدهاند صرفاً براساس آنکه عزیزشان تلفن همراه خود را جواب نداده احتمال میدهند که او نیز در محل حادثه گرفتار شده باشد. براساس بررسیهای خبرنگار «پیام ما» برج متروپل آبادان در محلی آوار شد که دستکم ۳ واحد صنفی پرتردد فعال بوده است. آزمایشگاه حقیقتنژاد، یک کافه یا قهوهخانه و یک آبمیوهفروشی
در همین حال ساعت ۱۲ و ۳۰ دقیقه ظهر دیروز (یک روز پس از حادثه) مجتبی خالدی سخنگوی اورژانس کشور با تشریح آخرین وضعیت مصدومان حادثه ریزش ساختمان متروپل آبادان گفت: تاکنون ۳۳ نفر در این حادثه مصدوم شدهاند و طبق مشاهدات عینی همچنان ۵۰ نفر زیر آوار گرفتار هستند که تلاش برای نجات آنها ادامه دارد.
او همچنین افزود: ۵۰ دستگاه آمبولانس و چهار دستگاه اتوبوس آمبولانس در محل حادثه مستقر هستند و یک فروند بالگرد نیز در فرودگاه آبادان برای اعزام فوری مصدومان مستقر است.
از سوی دیگر تعداد فوتشدگان ۱۱ نفر اعلام شده است و اعلام نام «حسین عبدالباقی» سازنده اصلی این برج در میان فوتشدگان موجی از بحثها و شایعهها را در خوزستان و کشور به راه انداخته است. این در حالی است که پیش از این شایعهای مبنی بر اینکه فردی با فامیلی سازنده متروپل دستگیر شده بود منتشر شد و حرفهایی از فراری دادن «حسین عبدالباقی» هم به میان آمد. آنچه باید توجه داشت اینکه هر سه برادر خانواده عبدالباقی در آبادان فعالیت ساختوساز میکردهاند. یکی از برادران رستورانی در یکی از مراکز خرید بزرگ آبادان به همین نام فامیلی خود داشته است. از آنجا که دادگستری یا منابع رسمی مشخص نکردهاند که کدام برادر را دستگیر کردهاند، شایعههای مختلفی در اینباره قوت گرفته است.در فهرستی که از ابتدا از فوتشدگان منتشر شد دستکم ۳ نفر مجهولالهویه اعلام شده بود. با این حال یک روز پس از وقوع حادثه صادق جعفریچگنی دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان خوزستان از تأیید هویت جسد حسین عبدالباقی متهم اصلی و مالک و پیمانکار ساختمان متروپل آبادان خبر داد. براساس گزارش خبرگزاری مهر دراینباره صادق جعفریچگنی افزوده است : با توجه به کشف اسناد هویتی حسین عبدالباقی، مالک برج مترو پل و یکی از متهمان اصلی پرونده در البسه یکی از قربانیان حادثه که غیر قابل تشخیص بوده، دستورات مقتضی برای تشخیص هویت متوفی از طریق واحد تشخیص هویت فراجا و پزشکی قانونی صادر شد که در نهایت هویت او مورد تأیید قرار گرفت.
دادستان عمومی و انقلاب استان خوزستان همچنین گفته است: حسین حمیدپور شهردار فعلی، دو شهردار قبلی و ناظران پروژه هم دستگیر شدهاند.
در همین حال حامد نائیجی مدیرکل سازمان پزشکی قانونی کشور با اشاره به اقدامات سازمان پزشکی قانونی بعد از حادثه ریزش ساختمان 10 طبقه “متروپل” در آبادان، به تسنیم گفت : همکاران بنده در پزشکی قانونی آبادان پس از این حادثه مشغول اقدامات خود و اکیپی از همکاران پزشکی قانونی خرمشهر آمادهباش هستند همچنین یک تیم نیز از اهواز به محل حادثه اعزام شدهاند.
مدیرکل سازمان پزشکی قانونی کشور همچنین تاکید کرد: تاکنون جسد هشت نفر از جانباختگان حادثه ریزش ساختمان متروپل در آبادان تحویل پزشکی قانونی شده است. برای 6 نفر از متوفیان گواهی فوت صادر شده و اقدامات برای صدور گواهی فوت دو متوفی دیگر نیز در حال انجام است.
وزیر کشور در محل حادثه چه گفت؟
احمد وحیدی وزیر کشور که در محل حادثه ریزش ساختمان تجاری متروپل آبادان در جمع خبرنگاران حاضر شده با عرض تسلیت این واقعه تلخ به ملت ایران و مردم شریف آبادان به خصوص خانواده جانباختگان گفت: با توجه به سازه ناپایدار در محل حادثه عملیات امداد و نجات و آواربرداری در حادثه متروپل آبادان با حساسیت خاص دنبال میشود. از روز گذشته و در دقایق اولیه حادثه تمامی مسئولان استانی و محلی وارد عمل شدند و همه تلاش خود را برای مهار حادثه آغاز کردند تا آواربرداریها شروع شود.
او وجود سازههای ناپایدار در کنار سازه فرو ریخته را مهمترین مشکل در عملیات امدادرسانی عنوان کرد و گفت: با این وجود کار امدادرسانی و آواربرداری با احتیاط و حساسیت بیشتری دنبال میشود. وزیر کشور اظهار داشت: حضور مردم ضمن خطرآفرینی کار را برای تیمهای امداد و نجات سخت تر میکند و باید خارج از منطقه باقی بمانند.
وحیدی گفت: نمیتوان پیشبینی کرد عملیات آواربرداری چه زمانی پایان خواهدیافت ولی تلاش داریم با آواربرداری عزیزانی که احتمالا زیر آوار ماندهاند را بیرون بیاوریم.
محدوده ۳۰۰ متری
آواربرداری با توجه به آنکه بیم ریزش قسمتهای دیگر ساختمان متروپل میرود به کندی جریان داشته و با توجه به تخمین خطرات احتمالی دستور تخلیه ساختمانهایی که در شعاع ۳۰۰ متری حادثه واقع شدهاند داده شده است. همچنین مقرر شد خارج از این محدوده ۳۰۰ متری محلی برای مردمی که نگران عزیزان زیر آوار مانده خود هستند اختصاص یابد اما گزارشهای تصویری و صحبت با مردم محلی نشان از آن دارد که هنوز این شعاع ۳۰۰ متری بهطور کامل تخلیه نشده است.
همچنین براساس گزارشی که ایرنا منتشر کرده است پیرحسین کولیوند رئیس جمعیت هلالاحمر با اشاره به این که احتمال ریزش قسمت دیگری از ساختمان متروپل آبادان وجود دارد بر فاصله گرفتن شهروندان از محل حادثه تاکید کرد.
کولیوند با اشاره به این که احتمال ریزش قسمت دیگری از ساختمان متروپل وجود دارد، از شهروندان درخواست کرد تا از محل حادثه فاصله گرفته تا در صورت وقوع حادثه ثانویه، آسیبی به شهروندان وارد نشود.
او افزود: با توجه به احتمال بالای خطر در اطراف محل سانحه و احتمال ریزش قسمت دیگری از ساختمان متروپل، در همین راستا ایمن سازی محیط آغاز شده است تا به سایرین آسیب وارد نشود.
رئیس جمعیت هلال احمر تصریح کرد: محیط پیرامونی ساختمان متروپل بسیار خطرناک است و شهروندان باید هر چه سریعتر محل را ترک کرده و حتی در ساختمانهای خیابان امیری نیز حاضر نشوند تا میزان آسیب دیدگان حادثه افزایش پیدا نکند و امدادرسانی امدادگران هلالاحمر به گرفتارشدگان احتمالی در زیرزمین ساختمان متروپل بدون مشکل صورت گیرد.
او همچنین درباره آخرین وضعیت از امدادرسانی در ساختمان متروپل آبادان که حوالی ۱۲:۳۰ روز گذشته دچار ریزش شد، گفت: عملیات امدادرسانی با تمام توان در حال انجام است. پس از جلسهای که با حضور وزیرکشور، رئیس سازمان مدیریت بحران کشور، استاندار و… برگزار شد، تصمیمات خوبی در این زمینه اتخاذ کردیم و تقسیمبندی بهتری هم انجام شد و بنا شد تا گروهها اقدامات تخصصی خود را انجام دهند.
کولیوند در بخش دیگری از توضیحات خود افزود: با تلاش و حضور تیمهای آنست سگهای زندهیاب و استفاده از دستگاههای زندهیاب هلالاحمر، هفت نفر از زیر آوار نجات پیدا کردهاند.
تحتفشاریم؛ گفتند پوشش حادثه «متروپل» را بس کنید
رئیس سازمان صداوسیما بعدازظهر روز گذشته به دانشگاه شریف رفت و در نشستی با جمعی از دانشجویان این دانشگاه، به بیان نکاتی درباره موضوعات گوناگون از جمله چگونگی پوشش اعتراضات معیشتی این روزها و هفتهها و البته فاجعه تلخی که اوایل همین هفته و در پی فروریختن ساختمان متروپل در آبان رقم خورد، پرداخت. نکته جالب اما در جریان این نشست شعارهایی بود که از اینجا و آنجا به گوش میرسید و دانشجویان دانشگاه شریف با اشاره به نام یکی از استادان این دانشگاه که البته بیش از این نکته، بهخاطر سالها کار گزارشگری و خبرنگاری فوتبال و ساخت برخی از پربینندهترین برنامههای تاریخ سیمای جمهوری اسلامی شهره است، خواستار این شدند که ریاست صداوسیما زمینه را برای بازگشت عادل فردوسیپور فراهم کند. پیمان جبلی که سخنانش را با یاد و خاطره جانباختگان هواپیمای اوکراینی آغاز کرد که بسیاری از آنها از دانشجویان این دانشگاه بودند، از انتشار سند تحول صداوسیما در خردادماه جاری خبر داد و گفت که بهدنبال تبدیل خطوط قرمز به خطوط سبز هستیم. او با اشاره به تحولات سازمان عنوان کرد: در دوره بیست و چند ساله گذشته در 3 محور تحول دیده شده است. ما اول دنبال تبدیل خطوط قرمز به خطوط سبز هستیم تا به عرصههایی که اصلاً نمیشد، به آنها فکر کرد بپردازیم. آنتن صداوسیما متاسفانه به دلایل مختلف اول به کمیت پرداخته بعد به جذابیت و ظاهر خوب و آخر از همه سراغ محتوا رفته است. قصد ما این است که این را برعکس کنیم. این صبر میخواهد.
رئیس سازمان صداوسیما درباره پرداختن به اعتراضها با اشاره به برخی فشارها بهخصوص درمورد مسائلی چون پوشش اعتراضهای مردمی، به روند پوشش حادثه اخیر درپی فروریختن ساختمان «متروپل» آبادان گفت: «ما برای ما متروپل شبکه خبر را به خط کردیم؛ از همه جا خواهش و تقاضا و بعضی جاها، دستور بود که یکی، دو ساعت (به این موضوع بپردازید) و بس است، دیگر!»
خواهشاً به ما فشار نیاورید. نگویید چرا 4 تا سریال شد 3 سریال. این مرحلهای است که باید محتوا را جایگزین کمیت کنیم.» او در بخش دیگری از صحبتهای خود گفت: «ما در طول سالها به مصرفکننده طرحها تبدیل شدهایم. ما در زنجیره تولید نبودهایم؛ تهیهکننده تعیینکننده بوده است. ما صداوسیمایی را تحویل گرفتهایم که هرکسی در آن رئیس است؛ مجری، خبرنگار، تهیهکننده برای خود تشخیص میدهد اما ما باید تشخیص بدهیم نه تو!» جبلی محور دیگر تحول ساختاری را «بحث نظرسنجی» خواند و تاکید کرد که این مسئله گاهی به آفت تبدیل میشود. او گفت: «در دورهای عدهای گفتند ماهواره لولوخرخره است و 4 سریال در ساعات مختلف پخش کردند تا مخاطب نه ماهواره ببیند، نه به کارهای دیگر برسد، این منجر به تولید انبوه سریالهای بیکیفیت شد.» رئیس صداوسیما با اشاره درخواست یکی از دانشجویان برای بازگشت به مردم گفت: « در 7 الی 8 ماه گذشته سعی کردیم هر جا میتوانیم صدای مردم برسانیم. هر جا که حقی از مردم زمین مانده است. در اعتراض اصفهان دیدید. حق مردم است که اسناد بالادستی پیگیری شود.» او با اشاره به ۵۰ هزار عوامل و ۱۸ هزار بازنشسته و حدود ۲۰۰ شبکه مختلف و لایههای مدیریتی مختلف، ساختار صداوسیما را «غیرچابک» توصیف کرد و گفت: «ما وقتمان را برای تغییر ساختار و ادارهکل به اداره و معاونت به مرکز تلف نمیکنیم؛ اگرچه در جای خود باید انجام شود.»جبلی درباره پرداخت به اعتراضها هم گفت: «ما همان صداوسیمای پرداخت به اعتراضات اصفهان هستیم. سربسته نمیگویم، سرباز میگویم فشار هم هست. ما که نیامدیم صداوسیمای بی فشار بگیریم. ما تحت فشار هستیم؛ همه نهادها دستگاه و جریانهای که احساس مسئولیت دارند نیاز دارند به این سازمان و فکر میکنند باید آن برآورده باشد.» او اضافه کرد: «ما برای ما متروپل شبکه خبر را به خط کردیم از همه جا خواهش و تقاضا و جاهایی دستور بود که حتی یک ساعت و دو ساعت (به این موضوع بپردازید) و بس است دیگر. ریزهکاریهایی دارد انعکاس اعتراض که اگر گاهی دور یک میز بنشینیم میتوان درباره آن همفکری کرد.» رئیس سازمان صداوسیما همچنین درباره عادل فردوسیپور گفت: «موضوع فردوسیپور در دوره من نبود؛ اگر در دوره من بود، همه تلاشم را میکردم که این اتفاق نیفتد. از آن داستان 3 سال گذشته و من الان مسئولیت را گرفتهام.. فکر میکنند با یک امضای طلایی جبلی درست میشود اما اینگونه نباید دید. بحث دو طرفه است. او هم باید بازی تیمی را بپذیرد. قواعد دو طرفه را بپذیرد. سرمربی هم باید قدر بداند.» جبلی با تاکید بر اینکه نمیخواهد پاسخ دیپلماتیک و سربسته بدهد، از این گفت که شخصا با فردوسیپور صحبت کرده و اضافه کرد: «چقدر میتوانیم امیدوارم بمانیم؟ باز هم میگویم مساله دو طرفه است ولی وقتی آنتن در اختیار حتی یک هنرمند قرار میگیرد، میرود و مثلاً پشت سرش را نمیبیند. مدیریت چهرهها بسیار حساس است.»
فاجعه اقلیمی در عراق خطر مضاعف برای ایران
در سفری که اردیبهشت امسال به مرکز عراق داشتم، گستردگی فاجعه اقلیمی در عراق در میانه دو موج وسیع توفان گرد و خاک حیرتانگیز بود. عراق به طور گسترده تحت اثر تغییر اقلیم قرار گرفته است و بخشهای آب و کشاورزی آن بیشترین آسیب را متحمل شدهاند. رکوردهای جدید گرمای سالانه با دمای بیش از 50 درجه سانتیگراد در بخشهایی از عراق، زندگی را به ویژه برای بخشهای فقیرتر جمعیت سختتر کرده است. وضع توفان گرد و خاک به شکلی است که لایهای از خاک به طور تقریبا دائمی بر روی ساختمانها و درختان و خیابانها و زمینهای کشاورزی و هر جسم ساکن و متحرکی دیده میشود.در مناطق روستایی، کل مناطق زیر کشت کشاورزی در معرض خطر بیابانزایی است که خود منجر به مهاجرت درونسرزمینی میشود. تغییر اقلیم به عنوان شتابدهنده درگیریها در کل منطقه خاورمیانه عمل کرده است. به نحوی که بانک جهانی در سال 1995 پیشبینی کرد که «جنگهای قرن آینده بر سر آب خواهد بود». علاوه بر این، مشکلات اجتماعی موجود به طور فزایندهای توسط شرایط بد محیطی دامن میزند که قربانیان اصلیاش به ویژه جوانان عراقی هستند. ﺟﻨﮓ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ را ﺗﻀﻌﯿﻒ ﮐﻨﺪ و زﻧﺪﮔﯽ را ﺗﺎ ﻣﺪتها ﭘﺲ از آتشبس ﻣﺘﺤﻮل ﮐﻨﺪ. در ﺟﻨﻮب ﻋﺮاق، ﻣﺤﯿﻄ زیست ﺳﺎلها از جنگ و درﮔﯿﺮی، ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﺿﻌﯿﻒ محیط زیستی و ﺣﮑﻮﻣﺖ ﺿﻌﯿﻒ آﺳﯿﺐ دﯾﺪه اﺳﺖ. وﻗﺘﯽ که تغییر اقلیم را به این ﺗﺮﮐﯿﺐ اﺿﺎفه ﮐﻨﯿﺪ، میتوانید حدس بزنید که چرا در ماهای اخیر مدام اخبار توفان گرد و خاک در عراق منتشر میشود و همین توفانها به کشور ما نیز وارد میشود.ﺑﺎﺗﻼقهای ﻋﺮاق ﺗﺎﻻبهایی ﺑﺎ اﮐﻮﺳﯿﺴﺘﻢ ﻣﻨﺤﺼﺮ به ﻓﺮد در ﻣﺤﻞ اﺗﺼﺎل رودﺧﺎنههای ﻓﺮات و دﺟله هستند (بودند!). در اواﯾﻞ دهه 1990، اﯾﻦ زﻣﯿﻦهای ﺑﺎﺗﻼﻗﯽ بهﻋﻤﺪ از سوی رژیم صدام به ﻋﻨﻮان وﺳﯿلهای ﺑﺮای اﻧﺘﻘﺎم علیه جمعیت اکثرا شیعه که دست به قیام زده بودند (انتفاضه شعبانیه 1991) ﺧﺸﮏ ﺷﺪﻧﺪ. ﺗﺎ ﺳﺎل 2001، 90 درﺻﺪ از زﻣﯿﻦهای ﺑﺎﺗﻼﻗﯽ ﻧﺎﭘﺪﯾﺪ ﺷﺪند. این روند ﻣﻨﺠﺮ به از ﺑﯿﻦ رﻓﺘﻦ ﺗﻨﻮع زیستی شده است.
مسائل متعددی وضعیت وخیم آب و هوا را در عراق تشدید میکند، از جمله همپوشانی و تضاد در تصمیمگیری بین مقامات مرکزی، مقامات محلی و نهادها در مورد سیاستهای مدیریت آب، همچنین دیپلماسی ضعیف با کشورهای همسایه که منجر به کاهش ورودی آب سطحی میشود، مدیریت ضعیف آب در سطح استانها و بروز اختلافات محلی و همچنین نبود فناوریهای مدرن و نوآورانه آب.
در طی تجاوز نظامی ارتش بعثی به ایران در دهه 1980 ﻧﺨﻞها ﺑﺮای اهداف ﻧﻈﺎﻣﯽ در ﻣﮑﺎنهایی ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻓﺎو، در ﺟﻨﻮب ﺑﺼﺮه، .ﻗﻄﻊ ﺷﺪﻧﺪ. ﺑﯿﺶ از 30 ﻣﯿﻠﯿﻮن ﻧﺨﻞ ﻗﺒﻞ از ﺟﻨﮓ اﯾﺮان و .ﻋﺮاق وﺟﻮد داﺷﺖ و اﻣﺮوز شمار نخلها ﮐﻤﺘﺮ از ﻧﺼﻒ اﯾﻦ ﺗﻌﺪاد اﺳﺖ.
علاوه بر جنگ، ﻏﻔﻠﺖ، ﺷﻮری ﺧﺎک، و دﻻﯾﻞ ﻣﺘﻌﺪدی دیگری به از ﺑﯿﻦ رﻓﺘﻦ نخلها ﮐﻤﮏ ﮐﺮدهاند. نخلستانها علاوه بر ﻣﺤﺼﻮﻻت کشاورزی، ﺳﺎیه نیز ایجاد میکنند و از ﺑﺮگهایشان ﺑﺮای ﺳﺎﺧﺖ ﻣﺒﻠﻤﺎن، ﺻﻨﺪﻟﯽ و ﺗﺨﺖ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﯽﺷﻮد. نبود ﻧﺨﻞ بهﻣﻌﻨﺎی نبود ﺗﺠﺎرت اﺳﺖ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﻣﺮدم منطقه مزبور را ﺗﺮک ﮐﺮده و ﺑﺮای ﯾﺎﻓﺘﻦ ﺷﻐﻞ به شهرها ﻧﻘﻞ ﻣﮑﺎن میکنند. از ﺑﯿﻦ رﻓﺘﻦ ﻧﺨﻞها و ﺧﺸﮏ ﺷﺪن زﻣﯿﻦهای ﺑﺎﺗﻼﻗﯽ ﯾﺎدآور آﺳﯿﺐ ﻣﺴﺘﻘﯿﻤﯽ اﺳﺖ که ﺟﻨﮓ ﺑﺮ ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ در ﺟﻨﻮب ﻋﺮاق وارد ﮐﺮده اﺳﺖ. ﭘﯿﺎﻣﺪهای ﻏﯿﺮﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﺟﻨﮓ – چه در ﻋﺮاق و چه در هر ﺟﺎی دﯾﮕﺮ – ﮐﻤﺘﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﻣﺸﺎهد اﺳﺖ، اﻣﺎ ﻣﺴﻠﻤﺎً ﻣﻀﺮﺗﺮ اﺳﺖ. به ﻋﻨﻮان ﻣﺜﺎل، درﮔﯿﺮی اﻏﻠﺐ ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽ دوﻟﺖ را ﺑﺮای ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﻣﻨﺎﺑﻊ طﺒﯿﻌﯽ، ﻣﺤﯿﻂ زﯾﺴﺖ و زﯾﺮﺳﺎﺧﺖها ﺗﻀﻌﯿﻒ ﻣﯽﮐﻨﺪ. ﺑﻘﺎﯾﺎی ﺟﻨﮓ، ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺳﻼحهای ﻣﻨﻔﺠﺮ ﻧﺸﺪه ﯾﺎ ﻣﯿﻦهای ﺿﺪﻧﻔﺮ، زﻣﯿﻦ را ﻏﯿﺮﻗﺎﺑﻞ اﺳﺘﻔﺎده میﮐﻨﺪ و به ﺣﯿﺎت وﺣﺶ آﺳﯿﺐ میرساند. از سوی دیگر استقرار افراد بیجاشده در محل جدید و پناهندگان جنگی ﻓﺸﺎر ﺑﯿﺸﺘﺮی ﺑﺮ ﻣﺤﯿﻂ جدید وارد ﻣﯽﮐﻨﺪ.
از طرف دیگر با وجود وابستگی فرهنگی و عاطفی به رودخانهها، سطح آگاهی عمومی از وضعیت وخیم منابع آبی عراق همچنان پایین است. خطر مدیریت نامناسب آب که در نهایت باعث تخلیه منابع آبی کشور میشود، مورد توجه قرار نمیگیرد. عراق در تلاش است تا مسیر خود را برای تبدیل آبهای خود به منبع درآمدزایی با استفاده از سامانههای تعرفه آب یا ظرفیت انرژی آبی بیابد. سطح بالای فساد و سطح پایین اجرای قانون تنها دو دلیلِ مانع اجرای راهکارهای حفاظت از آب، جلوگیری از هدر رفتن آب و تبدیل آن به منبع ثروت است. در حالی که تغییر اقلیم و سیاستگذاری ناکارآمد در مورد منابع آب بر همه عراقیها اثر میگذارد، کسانی که بیشتر تحت اثر قرار میگیرند، کسانی هستند که هیچ حرف و نقشی در تصمیمگیریها ندارند!
فاجعه اقلیمی در عراق باید در چارچوب اقدامی منطقهای و همکاری بینالمللی مورد توجه قرار گیرد. چرا که هر چه گستردهتر شود، اوضاع هم در عراق وخیمتر میشود و هم در کشورهای همسایه به ویژه ایران – مخصوصا استانهای مرزی مانند خوزستان، ایلام و کرمانشاه – در معرض آسیبهای هرچه بیشتر محیطی قرار میگیرند.
امضای 12 سند همکاری و شلیک 21 گلوله توپ
ابراهیم رئیسی مرد سفرهای استانی و بهتعبیری «رئیسجمهوری ایران گرد» است. اما چنانکه با نگاهی به سفرهایش از آغاز دوران رسمی ریاستجمهوریاش تاکنون به نظر میرسد، چندان میل و رغبتی به سفر به آنسوی مرزها ندارد و در حالی که در این حدود 10 ماهی که ریاست دولت را برعهده دارد، 21 بار به سفر استانی رفته و در هر ماه، بیش از 2 بار، پایتخت را به قصد مراکز یکی از استانهای کشور ترک کرده و یکی، دو روزی را در آن استان گذرانده، تعداد سفرهای خارجیاش از انگشتان یک دست هم تجاوز نمیکند.
ابراهیم رئیسی که روز گذشته در پی دعوت رسمی هیثم بن طارق آل سعید سلطان عمان، در راس هیاتی بلندپایه، تهران را به مقصد مسقط ترک کرد تا پنجمین سفر خارجیاش را در قامت ریاستجمهوری به انجام برساند، پیش از این تنها 4 سفر خارجی را به انجام رسانده و جالب آنکه تمامی این سفرها به کشورهای منطقه بوده است. رئیسی ابتدا به دوشنبه پایتخت تاجیکستان که اواخر شهریورماه 1400 و بهمنظور شرکت در اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای انجام گرفت، سپس در ششمین روز آذرماه سالی که گذشت، راهی عشقآباد پایتخت ترکمنستان شد تا در اجلاس سران سازمان همکاری اقتصادی (اکو) شرکت کند، پس از آن، با فرا رسیدن روزهای پایانی دیماه 1400 نوبت به آن سفر پرماجرا و پرحاشیه به مسکو و دیدار با ولادیمیر پوتین رئیسجمهوری روسیه رسید و در نهایت آخرین سفر سال گذشته رئیسی به یک کشور خارجی که در روزهای نخست اسفندماه 1400 و به مقصد دوحه پایتخت قطر و با هدف شرکت در ششمین اجلاس سران مجمع کشورهای صادرکننده گاز انجام شد.
رئیسی در نخستین سفر خود در سال 1401، راهی مسقط شده و این درحالی است که بسیاری از ناظران معتقدند با توجه به نقشی که عمان همواره در راستای میانجیگری و برقراری تعامل میان جمهوری اسلامی با ایالات متحده و دیگر کشورهای غربی ایفا کرده، این سفر میتواند تکانی به مذاکرات احیای برجام نیز بدهد. مذاکراتی که حالا بیش از 3 ماه است که کاملاً متوقف شده است.
حالا رئیسی در نخستین سفر خود در سال 1401، راهی مسقط شده و این درحالی است که بسیاری از ناظران معتقدند با توجه به نقشی که عمان همواره در راستای میانجیگری و برقراری تعامل میان جمهوری اسلامی با ایالات متحده و دیگر کشورهای غربی ایفا کرده، این سفر میتواند تکانی به مذاکرات احیای برجام نیز بدهد. مذاکراتی که حالا بیش از 3 ماه است که کاملاً متوقف شده است.
اما رئیسی که دیروز با بدرقه حجتالاسلام محسن قمی معاون بینالملل دفتر رهبری، محمد مخبر معاون اول رئیسجمهوری و جمعی از اعضای کابینه، تهران را به مقصد مسقط پایتخت عمان ترک کرد، پس از رسیدن به مسقط در مراسم استقبال رسمی در قصر العلم حاضر شد و در ادامه نیز در دیدار دوجانبه با هیثم بن طارق آل سعید سلطان عمان، 12 سند همکاری را با سلطان عمان به امضا رساند.
این در حالی بود که رئیس دولت سیزدهم در سخنانی تاکید کرده بود که این سفر، «در راستای توسعه روابط همسایگی دولت مردمی با کشورهای همسایه و منطقه اهمیت زیادی دارد و در مذاکرات خود توسعه روابط دوجانبه و منطقهای را پیگیری خواهیم کرد.» ابراهیم رئیسی همچنین در حالی تاکید کرد «روابط خوبی بین جمهوری اسلامی ایران و کشور دوست، برادر و همسایه عمان وجود دارد» که در ادامه تصریح کرد که «اراده ایران و عمان ارتقای سطح روابط در حوزههای مختلف است» و ابراز امیدواری کرد که «این سفر گامی موثر در راستای تحقق سیاستها و اهداف دولت مردمی برای تقویت و تعمیق روابط سازنده با همسایگان باشد.»
اما در حالی که در جریان مراسم استقبال رسمی، به افتخار رئیس دولت جمهوری اسلامی و هیئت عالیرتبه همراهش، ۲۱ گلوله توپ شلیک شد، ۱۲ سند همکاری میان مقامات ارشد دو کشور ایران و عمان در حوزههای انرژی، سیاسی، حملونقل، همکاریهای دیپلماتیک، روابط تجاری و اقتصادی، علمی، محیط زیست و ورزشی به امضا رسید. اسنادی که توسط وزیران امور خارجه، صنعت، معدن و تجارت، نفت، راه و شهرسازی و رئیس سازمان توسعه تجارت کشورمان و همتایان عمانی آنها به امضا رسید.
همدان، مشهد و کرمان؛ ۳ شهر تاریخی از دست رفته
مشاور وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی اذعان کرد: اگر دانش امروز را داشتیم و شهرهای تاریخی را در اولویت قرار میدادیم، امروز مشهد، کرمان و همدان از دست نرفته بود.
محمدحسن طالبیان در آیین نکوداشت یک سده فعالیتهای باستانشناسی در مجموعه هگمتانه، با اشاره به اینکه کارهای ثبت جهانی این مجموعه ارزشمند در حال انجام است، بیان کرد: در سالهای گذشته در این مجموعه اشکالات و موانعی ایجاد شده که باید رفع شوند و این موضوع در دست پیگیری است.
او ادامه داد: منظور از همدان تنها تپه هگمتانه نیست بلکه کل شهر همدان با ارزش است و پرونده ثبت جهانی “منظر تاریخی، شهری هگمتانه تا همدان” نشان دهنده ارزش یکپارچه همدان است. طالبیان اضافه کرد: میراث ملموس مانند ارزشهای طبیعی، تاریخی و فرهنگی و میراث ناملموس مانند رویدادها، خاطرات، زبان، رفتار و فرهنگ همدانی همگی در پرونده فوق میگنجد که نشان از ارزشمند بودن همدان دارد و باید محافظت شوند.
او در ادامه با بیان اینکه بسیاری از بناها و آثار تاریخی در طول سالیان قبل دچار بیبرنامگی شده است، تصریح کرد: اگر در گذشته دانش امروز را داشتیم پرونده ثبت جهانی یک اثر ۲۴ سال معطل نمیماند چرا که میراث جهانی یک اصالت است. معاون پیشین میراث فرهنگی تصریح کرد: به عبارت دیگر اگر دانش امروز را در گذشته داشتیم باید به سمت شهرهای تاریخی میرفتیم و اگر این شهرها را در اولویت قرار میدادیم امروز مشهد و کرمان و همدان از دست نرفته بود.
پیشبینی غبار، تنها راه چاره نیست
|پیام ما| گردوغبار حالا دیگر به خبر هر روزه بدل شده، مانند آلودگی هوا در زمستان. از شروع سال جدید تاکنون، هفتهای نبوده که در آن خبری از آمدن گردوغبار گسترده در استانهای مختلف نباشد. حالا در جدیدترین خبرها سامانهای در شمال عربستان، عراق و سوریه در حال شکل گرفته و از دیروز به تدریج وارد خاک ایران شده است. آنطور که پیشبینیها میگوید این سامانه ابتدا نوار غربی کشور را فرامیگیرد و بعد به مناطق مرکزی کشور کشیده میشود و با درگیر کردن 21 استان تا روزهای آخر هفته ادامه دارد. این در حالی است که گویا تنها اتفاقی که در حال رخ دادن است، پیشبینی آمد گردوغبار است و خبری از اقدامات اساسی و یا پیگیری دیپلماسی دقیق در میان نیست و حالا مردمی که روزهایشان در تیرگی میگذرد میخواهند تا بالاخره اقدامات کوتاه مدت دراینباره عملی شود.
دیروز ویدیویی در فضای مجازی پخش شد که در آن یک مجری که البته مشخص نیست در کدام شبکه تلویزیونی صحبت میکند، با هشدارهای دلهرهآمیزی به مردم میگفت: «از همین الان شروع کنید. کانال کولر را ببندید. درزهای در و پنجره را چسب کاری کنید. ذرات این بار اینقدر ریز هستند که به راحتی وارد خانهها میشوند. حتی در خانه هم ماسک بزنید. این بار دیگر بیماران عفونی و تنفسی و یا گروههای سنی حساس معنی ندارد. شرایط برای همه خطرناک است.» این هشدار برای بسیاری از اهالی جنوب و غرب کشور که حالا دست به گریبان غبار شدهاند ترس مضاعفی داشت. آن هم در شرایطی که در آبادان و بعد از فروریختن برج دوقلو «متروپل» و در میان آن ترس و زیر آوار ماندن شماری از شهروندان، غبار هم به شهر رسید و چهره آبادان بیش از پیش در هم فرو رفت.
صادق ضیائیان، رئیس مرکز ملی پیشبینی و مدیریت بحران مخاطرات وضع هوا هم در روزهای اخیر از آمدن این موج جدید گردوغبار صحبت کرده و گفته بود که گردوغبار، در برخی نقاط شرق، جنوب شرق، مرکز و جنوب کشور با وزش باد شدید و گاهی گردوخاک پیشبینی میشود و در منطقه زابل توفان گرد و خاک رخ خواهد داد.
بعد از آن هم گفته بود که از بعدازظهر دوشنبه و روز سهشنبه با شکلگیری توده گرد و خاک روی عراق و انتقال آن به کشور در استانهای واقع در شمال غرب، غرب، جنوب غرب، مرکز و استانهای واقع در دامنههای شمالی و جنوبی البرز مرکزی هم درگیر گرد و خاک میشوند.
غلامرضا تاتار، فرماندار قصرشیرین از تعطیلی تمام مدارس، دانشگاهها و مراکز آموزش عالی و ادارات و بانکهای قصرشیرین به دلیل گردوغبار و آلودگی هوا خبر داد. این در حالی است که از ابتدای امسال تاکنون قصرشیرین ۳۸روز درگیر غبار بوده که شامل ۱۸ روز در فروردین و ۲۰روز در اردیبهشتماه است، همچنین پارسال در مجموع این شهرستان ۷۵روز غبارآلود بوده است
تعطیلی قصرشیرین
وضعیت اما در شهرهای غربی هم بد بود. دیروز با ورود گردوغبار به جو استان هوای شهرستانهای قصرشیرین، سرپلذهاب و گیلانغرب در وضعیت بحرانی قرار گرفت. این چهارمین روز خطرناک آلودگی هوا در قصر شیرین بود. علی پناهی، معاون توسعه و پیش بینی اداره کل هواشناسی کردستان به ایرنا گفت که با توجه به شکل گیری توده گرد و خاک در کشورهای همسایه و انتقال آن به کشورمان در روزهای آینده، وضعیت هوای استان تا پایان هفته غبارآلود است.
غلامرضا تاتار، فرماندار قصرشیرین هم از تعطیلی تمام مدارس، دانشگاهها و مراکز آموزش عالی و ادارات و بانکهای این شهرستان پیش از ظهر دیروز و به دلیل گردوغبار و آلودگی هوا خبر داد. این در حالی است که از ابتدای امسال تاکنون قصرشیرین ۳۸روز درگیر غبار بوده که شامل ۱۸ روز در فروردین و ۲۰روز در اردیبهشت ماه است، همچنین پارسال در مجموع این شهرستان ۷۵روز غبارآلود بوده است و ریزگردها مردم شهرستانهای قصرشیرین، سرپلذهاب و گیلانغرب را کلافه کرده است.
توفان گرد و خاک همچنین در سیستانوبلوچستان هم حدود ۸ هزار شهر و روستای این استان را درگیر کرد. خبر این درگیری را هم محسن حیدری، مدیرکل هواشناسی سیستانوبلوچستان داد و در ادامه به ایرنا گفت: «میزان دید قابل قبول افقی ۱۰ هزار متر است افزود: توفان در شمال استان دید افقی را در زهک به ۱۰۰ متر و در زابل به ۱۵۰ متر هم کاهش داده است. دید افقی در زاهدان ۳۰۰، ایرانشهر، مهرستان و نیکشهر ۵۰۰، خاش ۲۰۰، سراوان و میرجاوه یکهزار، نصرتآباد یکهزارو ۵۰۰، چابهار سه هزار و راسک پنج هزار متر است.»
او وجود این گردوغبار را برای گروههای سنی آسیبپذیر خطرناک توصیف کرد و افزود: «خشکسالیهای شمال استان و در پی آن خیزش گرد و خاک، میتواند برای کل استان تهدیدآمیز باشد و شاخص کیفیت هوا را به شدت کاهش دهد.»
نکتهای که حالا بیش از هر چیز نگرانیها را افزایش داده این است که به گفته ضیائیان همه کانونهای گرد و خاک در اطراف کشور فعال شدهاند و همچنین عمده کانونهای خارجی گرد و خاک در عربستان، عراق و سوریه است
منشا داخلی گردوغبار اخیر در سه استان
نکتهای که حالا بیش از هر چیز نگرانیها را افزایش داده این است که به گفته ضیائیان همه کانونهای گرد و خاک در اطراف کشور فعال شدهاند و همچنین عمده کانونهای خارجی گرد و خاک در عربستان، عراق و سوریه است.
به گفته او پدیده گرد و خاک به نوع سامانه و منطقهای که این سامانه قرار دارد، بستگی دارد. برای مثال گرد و خاکی که در روزهای اخیر سیستانوبلوچستان، شرق هرمزگان و استان کرمان را گرفت، صددرصد منشا داخلی دارد. اما گردوغبار در برخی مناطق مانند نوار غربی کشور منشا داخلی و خارجی همراه با هم دارد.
این در حالی است که در هفته گذشته کشور ترکیه خود را در شکلگیری گردوغبار فعلی منطقه تا حدودی بیتقصیر دانسته بود و گفته بود توفانهای گردوغبار ایران از ناحیه صحرای آفریقا است. این هم دلیلی شد تا رضا بیانی، مشاور سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور این اظهارات را رد کند و بگوید: «پایشها و بررسیهای روزانه ما از طریق تصاویر ماهوارهای مدیس نشان میدهد منشا گردوغباری که ۷ آوریل –یعنی یک ماه قبل- به سمت ایران آمد از ناحیه کانون گردوغبار غرب موصل و از جنوب ترکیه در مرز با عراق است و این تصاویر را ثبت و آرشیو کردهایم.»
به گفته او براساس مستندات و تصاویر دریافتی از ماهواره مدیس میتوان گفت کانون گردوغبار در بین دجله و فرات، ایران را به شدت تحت تاثیر قرار میدهد. «رصد تصاویر ماهوارهای مدیس، حرکت گردوغبار به سمت ایران از منطقه صحرای آفریقا را نشان نمیدهد و ما با اظهاراتی از این دست کاملاً مخالفیم. مهمترین کانونهای داخلی گردوغبار در ایران بهغیر از کانون شرق اهواز که جنگلکاری شده، مربوط به هامون و جازموریان است.»
بیانی با بیان اینکه گردوغبار، ذرات میکرونی هستند و اگر از صحرای آفریقا برخیزند در بین راه رسوب میکنند هم ادامه داد «چند سال پیش گردوغبار از سمت کشور الجزایر برخاست، اما در لبنان، عربستان و فلسطین اشغالی رسوب کرد. ترکیه با احداث سد آتاتورک بر سرشاخههای رودخانههای دجله و فرات که ۱۰ تا ۱۵ برابر سدهای ایران هستند، میزان آب این رودخانهها که دشتهای عراق را مشروب میکند کم کرده و از این رو بسیاری از هورها در پاییندست حوضه دجله و فرات از بین رفتهاند.»
او از سوی دیگر عنوان کرد که در سالهای ۲۰۱۹ و ۲۰۲۰ میزان بارندگی در عراق خوب و میزان آب ورودی از ترکیه به حوضههای دجله و فرات، وضع بهتری داشت و از این رو شرایط تالابها و پوشش گیاهی در عراق و ایران هم به نسبت امروز بهتر بود.
چالشهای محیط زیستی جزای عملکرد گذشته است
پنج روز قبل، ابراهیم رئیسی، رئیسجمهور، در جلسه هیات دولت، با اشاره به افزایش آلایندگیها و گردوغبار در استانهای مختلف کشور به ویژه استان خوزستان، گفت که حل ریشهای این موضوع نیازمند همکاری با کشورهای منطقه و همسایه است. رئیسجمهور همچنین به سازمان محیط زیست ماموریت داد با همکاری وزارت امور خارجه و دیگر دستگاههای ذیربط، از طریق رایزنی با کشورهای همسایه مشکل آلایندگی هوا را حل کنند.
از سوی دیگر علی سلاجقه، معاون رئیسجمهوری هم در همان زمان و در نخستین کنفرانس چالشهای محیط زیست، صنعت و معدن سبز گفته بود که در بحث مهار ریزگردها با تعاملات بینالمللی و دیپلماسی محیط زیست که حتی میتواند تقویتکننده دیپلماسی سیاسی کشور باشد، به دنبال ساماندهی منشاهای ریزگردها هستیم. «بر این اساس در تیرماه امسال نشستی با ۱۵ وزیر محیط زیست کشورهای منطقه برگزار خواهیم کرد و امیدواریم که دستاوردهای خوبی برای محیط زیست منطقه به دنبال داشته باشد. چالشهای محیط زیستی که امروز با آن دست به گریبان هستیم، جزای عملکرد گذشته خودمان است. نمونه آن همین گردوخاکی است که پایتخت را تعطیل کرد و ۲۵ استان کشور را تحت تاثیر قرار داد.» حالا با وجود آنکه قرار است در تیرماه چند کشور مانند سوریه و عراق برای کم کردن فشار گردوغبار به ایران بیایند. اما همچنان رها شدن از چنین وضعیتی که دیگر به زیست روزمره بدل شده آسان به نظر نمیرسد و هر روز هم بر شدت نگرانیها ناشی از اثرات آن افزوده میشود.
حادثه فروریختن متروپل آبادان، باردیگر تصویر آتشسوزی و ریزش ساختمانهای بلند و کوتاه ناایمن کشور را در اذهان عمومی زنده کرد. شاید برجستهترین خاطره جمعی متعلق به آتشسوزی و ریزش ساختمان پلاسکوی تهران باشد. ساختمانی که روزگاری شاعری در توصیف بلند بودن آن نوشته بود، «سوزنها که از پلاسکو سقوط میکنند، ته گرد میشوند.» پلاسکو سال 95 اول آتش گرفت و بعد از حدود سه ساعت فروریخت. آن حادثه 235 نفر را مصدوم کرد و حدود 20 نفر را مفقود. آواربرداری از پلاسکو هشت روز طول کشید، آتش و ریزش ساختمان به واحدهای تجاری حدود 15 هزار میلیارد ریال خسارت وارد کرد و 3 هزار کارگر نیز بیکار شدند. اقبال شاکری، عضو سابق شورای شهر تهران یک سال بعد از حادثه پلاسکو، علت ریزش آن را شرح داد: طبق استانداردها یک ساختمان با اسکلت فلزی تنها یک ساعت و 30 دقیقه در برابر آتش دوام میآورد و بعد از آن فلز شروع به تغییر حالت میکند و از آنجایی که آتش نهان و آشکار در پلاسکو زیاد بود و این ساختمان اسکلت فلزی بیش از حد استاندارد در حریق گرفتار بوده پس از مدتی فرو میریزد و بر اساس آخرین گزارش، تیم فنی هم اعلام کردند که چون حریق در این ساختمان از حد استاندارد گذشته بود فروریزش قطعی بوده است و ریزش طبقات بر روی یکدیگر نیز سبب شد که به طور کل این ساختمان فرو بریزد. هیات ویژه گزارش ملی بررسی حادثه پلاسکو، دو ماه بعد از این حادثه برای عدم تکرار حوادث مشابه گزارشی منتشر کرد. گزارشی با چند درس و توصیه برای ساختمانهای مشابه دیگر. نیاز به نصب آسانسور دسترسی آتشنشانی در ساختمانهای بلند، نیاز به تامین ناحیهبندی آتش و لزوم رفع ضعفهای تاسیساتی موجود در ساختمانها به عنوان عامل زمینهساز برای افزایش ریسک حریق، تکمیل و توسعه استانداردها، آییننامهها و مدارک فنی پشتیبان مقررات ملی ساختمان و تهیه و تکمیل مقررات ایمنی برای ساختمانهای موجود و ضرورت تکمیل مباحث 2 و 22 مقررات ملی ساختمان از جمله این توصیهها بود.
۴ سال بعد از پلاسکو، اینبار آتش به جان ساختمان دیگری در تهران افتاد. کلینیک سینامهر شمیران در خیابان شریعتی تهران آتش گرفت و 19 نفر را کشت
4سال بعد از پلاسکو، اینبار آتش به جان ساختمان دیگری در تهران افتاد. کلینیک سینامهر شمیران در خیابان شریعتی تهران آتش گرفت و 19 نفر را کشت. کلینیک درمانی سینا مهر شمیران، ساختمانی ناامن بود، گزارش مجلس نشان میداد که آغاز حادثه ناشی از اتصالی برق کولر موجود در سقف کاذب پارکینک مجموعه اعلام شده که منجر به آتشسوزی کولر و فروریختن سقف کاذب شده است. در اثر این ریزش مواد الکلی و اشتعالزای موجود در زیر آن محل آتش گرفته و نهایتاً به دو تا از کپسولهای اکسیژن سرایت کرده و منجر به انفجار آنها شد. بعد از این حادثه چند کمیته برای بررسی ساختمانهای ناایمن در تهران تشکیل شدند. بررسیهای سایت خبری اکو ایران نشان میدهد که پایتخت حدود 129 ساختمان پرخطر دارد و منطقه 12 رکورددار بیشترین ساختمان پرخطر در تهران است. 39 پاساژ و سرای تجاری، 25 مجتمع اداری و تجاری، 18 سازمان دولتی و خصوصی، 8 بیمارستان، 3 دانشگاه و یک پارک هم در این لیست به چشم میخورد.
ریزش ساختمانهای بزرگ و ناامن تنها مختص تهران نیست، سال 95 برج سلمان مشهد نیز فروریخت. برج سلمان با زیربنای ۶۳ هزار مترمربع در ۱۸ طبقه احداث شده است. رئیس مرکز تحقیقات وزارت راه، مسکن و شهرسازی در آن زمان درباره طعمه حریق شدن این ساختمان گفت: آتش گرفتن نما و ورود آن به موتورخانه از طریق پنجرههای آن بنا، به اظهار مسئول تاسیسات ساختمان باعث شده بود که کابلهای برق دچار سوختگی شود و سیستم پمپاژ آب مربوط به شبکه بارنده خودکار برج در همان زمان ابتدایی حریق بعد از مدتی فعالیت خاموش شد و عملا سیستم اطفای حریق برج از کار افتاد.
وقوع آتشسوزی هولناک در ایل گلی تبریز در سال 99 هم در کنار تمام این حوادث پی در پی تنها یک پرسش به ذهن متبادر میکند، آن هم اینکه چرا نتایج گزارش ملی پلاسکو به داد ساختمانهای بعدی نرسید؟ حالا با وقوع حادثه برج «متروپل» در آبادان آن هم در شرایطی که دقیقا نمیدانیم چه تعداد از هموطنانمان در آن قربانی شدهاند پرسش این است که از حادثه پلاسکو و درسهای آن که در گزارش ملی پلاسکو منتشر شد چه عبرتی گرفتهایم؟
