بایگانی مطالب نشریه

وداع با «عبدالملکی»، هشدار به «فاطمی‌ امین»

در روزی که حجت‌اله عبدالملکی پس از حدود 300 روز از وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی استعفا کرد و این درخواست با موافقت رئیس دولت سیزدهم نیز مواجه شد، نخستین کارت زرد دولت سیزدهم نیز در جریان سوال 38 نماینده مجلس انقلابی از وزیر صمت، به نام رضا فاطمی‌امین ثبت شد.

 

حجت‌اله عبدالملکی از امروز دیگر وزیر نیست. همانطور که پارسال در چنین روزهایی وزیر نبود و البته پیش از آن. شامگاه ۲۱ ادیبهشت‌ماه ۹۹ نیز او نه نه‌تنها وزیر و عضوی از کابینه دولت نبود، بلکه در افواه و افکار عموم جامعه حتی به‌عنوان سیاستمدار و مدیر ارشد نیز شناخته نمی‌شد و بیشتر به‌عنوان یک دانش‌آموخته «معارف اسلامی و اقتصاد» دانشگاه امام صادق معروف بود و البته داور یک مسابقه تلویزیونی با موضوع اشتغال و کارآفرینی. زمانی که مدعی شد که صرفاً با یک میلیون تومان ایجاد اشتغال کرد و کار تولیدی آفرید! ادعایی چنان گزاف و نامربوط که گوینده را ناگزیر بر آن داشت که بی‌درنگ اضافه کند «حتماً می‌پرسید چگونه؟!» تا مگر پاسخی درخور بدهد به پرسش از چگونگی آن‌چه ناظران آگاه و کارشناسان از آن به «شق‌القمر» تعبیر می‌کردند. آقای گوینده اما به پاسخی مختصر بسنده کرد و خطاب به کارآفرینانی که سال‌ها در این زمین سخت استخوان خرد کرده‌بودند و اکنون در شگفتی و حیرت بودند که این جوان دهه‌شصتی چگونه می‌خواهد با یک میلیون تومان وجه رایج مملکتی اشتغال بیافریند و برای ملت کار و کاسبی دست و پا کند، نوشت: «حق دارید! آموزش نداده‌ایم!»

نمایندگان مجلس پس از توضیحات وزیر صمت در پاسخ به سوال 38 نفر از نمایندگان اعلام کردند که از توضیحات وزیر قانع نشده‌اند تا نخستین کارت زرد دولت انقلابی به نام رضا فاطمی‌امین ثبت شود

300 روز وزارت جوان دهه شصتی
جوان دهه شصتی قصه ما اما به فاصله تنها دو، سه سال از آن شامگاه اردیبهشت‌ماهی که آن توییت عجیب و بحث‌انگیز را نوشت و روزگاری که نهایت اظهارنظر و کار مهمش، توصیه‌ها و مشاوره‌هایی بود که به شرکت‌کنندگان آن مسابقه تلویزیونی می‌داد، صدارت یکی از مهمترین و عریض و طویل‌ترین وزارتخانه‌های مملکت را به دست گرفت تا روشن شود وقتی از «شق‌القمر» حرف می‌زنیم از چه می‌گوییم و شق‌القمر واقعی، نه اشتغالزایی با یک میلیون تومان، که سپردن تصدی وزارت کار به کسی است که چنین ادعایی را پیش می‌کشد. عبدالملکی اما نه فقط شب بیست‌ویکم اردیبهشت‌ماه ۹۹، بلکه چند نوبت دیگر نیز از آن موضع عجیب توییتری دفاع کرد. از جمله وقتی در سیزدهمین روز دی‌ماه ۱۴۰۰ در قامت وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی راهی «مرکز تربیت مربی سازمان فنی و حرفه‌ای استان البرز» شد تا از «نمایشگاه مشاغل مهارت‌محور کم‌سرمایه» بازدید کند، یک بار دیگر همان سخنان را تکرار کرد و گفت: «سه سال پیش مطرح کردیم که با یک میلیون تومان هم می‌شود شغل ایجاد کرد و اکنون با وجود گذشت چند سال و گرانی مواد اولیه، هنوز هم می‌توان با یک میلیون تومان شغلی را ایجاد کرد.» آن‌چه اما در این غائله حتی از نفس «اشتغال‌زایی با یک میلیون تومان» عجیب‌تر بود، اظهاراتی بود که در این مدت به نقل از وزیر کار مستعفی ابراهیم رئیسی در رسانه‌ها منتشر شده و یکسر در تضاد و تناقض با آن سخنان است. عبدالملکی درست یک هفته پیش از تکرار ادعایی که سه قبل پیش کشیده بود، در جریان نشست علنی روز هفتم دی‌ماه ۱۴۰۰ که به طرح سوال سید سلمان ذاکر نماینده ارومیه در خصوص وضعیت اشتغال جوانان و افراد تحصیلکرده و عدم رفع مشکلات اختصاص داشت، صراحتاً از انجام وظایفش در قامت وزیر کار شانه خالی کرد و گفت که «وزارت کار، اساساً مسئول ایجاد اشتغال نیست» و آن‌چه در شرح وظایف این وزارتخانه در راستای اشتغالزایی آمده، ناظر است بر «ایجاد هماهنگی» میان دستگاه‌های مختلف و متعدد متولی اشتغال.
پاسخ مجلس در آن مقطع زمانی اما به این پاسخ، سکوت بود. سکوتی که البته بعضی ناظران از آن به «سکوت ناهنجار مجلس» یاد می‌کنند اما حالا دیگر چندان هم بر فضای مجلس حاکم نیست. تحولات دیروز البته سریع‌تر از آن‌چه انتظار می‌رفت، رقم خورد. وزیر کار در توییتر استعفا کرد و بعد معلوم شد که این دومین استعفایش بوده، سخنگوی دولت در نشست خبری هفتگی خود، از موافقت رئیس‌جمهوری با این استعفا خبر داد و جالب آن‌که چند نماینده مجلس از جمله عبدالحسین روح‌الامینی از چهره‌های نزدیک به محسن رضایی در مجلس یازدهم، ضمن استقبال و تاکید بر این‌که این استعفا، نه عقب‌نشینی، بلکه مصداق «جهاد علمی و در جهت تقویت دولت بوده» و «نیاز به تبیین دارد»، گفت: «به‌نظرم ۲، ۳ وزیر دیگر با استعفای خود کاری کنند انرژی دولت و مجلس صرف مسائل اصلی مردم از جمله معیشت شود!» جالب اینکه او در عین حال گفته بودجه 1401 که برخی ناظران آن را یکی از مهمترین دلایل مشکلات این روزها می‌دانند، «بودجه‌ای مترقی» بوده که به دولت اجازه داد اصلاحات قیمت را با اختصاص کالابرگ و یارانه در حوزه معیشت و حمایت بیمه‌ای را درحوزه درمان اجرا کند تا فشاری به مردم وارد نشود.

یک نماینده نزدیک به معاون اقتصادی رئیس دولت سیزدهم با استقبال از استعفای وزیر کار، این اقدام عبدالملکی را مصداق «جهاد علمی و در جهت تقویت دولت» دانست که «نیاز به تبیین دارد» و گفت: به‌ نظرم ۲، ۳ وزیر دیگر با استعفای خود کاری کنند انرژی دولت و مجلس صرف مسائل اصلی مردم از جمله معیشت شود

نخستین کارت زرد در روز نخستین استعفا
اما فارغ از این‌که دیگر قرار است چه فشاری به مردم وارد شود تا نمایندگانشان در مجلس، ازجمله این چهره نزدیک به معاون اقتصادی رئیس دولت سیزدهم نیز باور کنند که مردم در تنگنا و فشار روزگار می‌گذرانند، آن‌چه حدود 24 ساعت پیش از استعفای عبدالملکی روی خروجی وبسایت نزدیک به محسن رضایی رفت نیز در نوع خود جالب‌توجه بود. زمانی که وبسایت تابناک در گزارشی از لزوم ترمیم کابینه گفت و با اشاره به برخی انتقادهای نمایندگان مجلس، نوشت: «به‌رغم نطق‌ها و تذکرات متعددی درباره عملکرد ضعیف برخی از اعضای دولت مطرح می‌شد، اخباری هم درباره جمع‌آوری امضا برای استیضاح برخی از وزیران کابینه شنیده شده؛ به گونه‌ای که استیضاح وزیران کار و صمت دارای بیشترین امضا برای به جریان انداختن استیضاح آنها بود.» اشاره به استیضاح وزیران کار و صمت 24 ساعت پیش از استعفای یکی از این دو وزیر اما از جهتی دیگر نیز حائز اهمیت بود. این‌که وزیر دوم که همان وزیر صمت باشد، در ساعاتی که وزیر کار دولت رئیسی دیگر جایی در این دولت نداشت و نخستین دقایق فراغت از وزارت حدوداً 300 روزه‌اش را پشت سر می‌گذاشت، اوضاعی یکسر متفاوت را از سر می‌گذراند. رضا فاطمی امین که همزمان با استعفای حجت‌اله عبدالملکی در صحن علنی پارلمان حاضر شده بود تا به سوال ملی محمد وحیدی و ۳۷ نماینده دیگر پاسخ بدهد، نتوانست این 38 نماینده مجلس انقلابی را اقناع کند و در نتیجه، نخستین کارت زرد مجلس انقلابی به دولت انقلابی را به نام خود سند زد. کارت زردی که درحالی به نام وزیر صمت به ثبت رسید که نمایندگان حاضر در صحن با ۱۴۱ رای مخالف، در مقابل ۹۰ رای موافق و ۱۰ رأی ممتنع اعلام کردند که از توضیحات فاطمی امین قانع نشده‌اند.
در این میان اما در شرایطی که چنان‌که اشاره شد، وبسایت نزدیک به محسن رضایی از حدود یک روز قبل، در تدارک جایگزینان وزیران کار و حتی صمت بود و در گزارشی از این خبر داد که «پس از رایزنی‌هایی بین مجلس و دولت برای ترمیم کابینه تصمیم بر این شد که کارگروه‌هایی جهت ارزیابی عملکرد برخی از وزیران تعیین شده و گزارش خود را به مراجع تصمیم‌گیر در دولت ارسال کند.» این گزارش اما در حالی از تصمیم‌گیری «مراجع تصمیم‌گیر در دولت» پس از استماع گزارش کارگروه‌های ارزیابی خبر داد که در عین حال، گزینه‌هایی را نیز به‌عنوان جایگزینان وزیران کار و صمت معرفی کرد و از «فرزین، رئیس بانک ملی»، «زاکانی شهردار تهران»، «فتاح رئیس بنیاد مستضعفان»، «بذرپاش رئیس دیوان محاسبات»، «حاج بابایی رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس»، «سعید محمد دبیر شورای‌ عالی مناطق آزاد تجاری-صنعتی و ویژه اقتصادی» «سردار محمدرضا حسنی آهنگر رئیس دانشگاه امام حسین(ع)» به این عنوان نام برد.
یک مدیر احمدی‌نژادی از دفتر مخبر
آن‌چه اما در عمل رقم خورد، نه‌تنها نقش نزدیکان محسن رضایی و دفتر معاونت اقتصادی رئیس‌جمهوری در تعیین جایگزین وزیر مستعفی کار و جایگزین احتمالی وزیر مشروط صمت را تایید نمی‌کرد، بلکه به‌روشنی در تضاد با این گزاره بود. چه آن‌که وقتی رسانه‌های نزدیک به دولت، خیلی زود از فردی که به‌عنوان سرپرست وزارت کار معرفی شده بود، به‌عنوان جایگزین احتمالی وزیر کار نام بردند و بعضاً حتی از اقبال بلند او در کسب رای‌اعتماد مجلس نوشتند، روشن شد این نزدیکان محمد مخبر و دفتر معاون اول رئیس‌جمهورند که حرف اول و آخر را می‌زنند. چرا که این سرپرست موقت وزارت کار کسی نبود جز محمدهادی زاهدی‌وفا در حالی با حکم ابراهیم رئیسی به این عنوان معرفی شد که تا پیش از آن نیز در قامت معاون اقتصادی دفتر معاون اول رئیس‌جمهوری، عضوی از دولت ابراهیم رئیسی نیز بود. مدیری که در صورت قطعی شدن عضویتش در دولت پس از کسب رای‌اعتماد مجلس همسو با دولت، عملاً یکی دیگر از مردان دولت نهم را به‌عنوان وزیر دولت سیزدهم به جامعه معرفی خواهد کرد. چراکه شاید مهمترین پیشینه کاری زاهدی‌وفا ۵۹ ساله با مدرک دکترای اقتصاد از دانشگاه اتاوای کانادا، معاونت امور اقتصادی وزارت امور اقتصادی و دارایی در دولت نهم باشد. هرچند او عضویت در هیات مدیره شرکت سرمایه‌گذاری تامین اجتماعی (شستا)، ریاست هیات مدیره هلدینگ صنایع نوین، ریاست هیات مدیره رایتل و عضویت شورایعالی الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و چندین و چند سمت دیگر را نیز در کارنامه دارد و حالا می‌آید تا مگر در دوران وزارت او، روزگار کارگران و بازنشستگان، اندکی بهبود یابد؛ باید دید!

همه مالکان و مقصران متروپل

متروپل، دیگر نام سینمایی در لاله زار تهران و فیلم مسعود کیمیایی را تداعی نمی‌کند، متروپل احتمالا تا ابد در ذهن ایرانیان نام ساختمان 12 طبقه آبادان باشد که 2 خرداد فروریخت. 43 نفر را کشت و 37 نفر را مصدوم کرد. ساختمانی که بعدا مشخص شد تنها برای 9 طبقه طراحی شده اما 3 طبقه مازاد داشته است. بعد از فروریختن متروپل موج شناسایی ساختمان‌های ناامن در شهرهای کوچک و بزرگ ایران به راه افتاد. در کنار اینها مجلس و شورای شهر تهران دو کمیته حقیقت‌یاب تشکیل دادند. دو روز پیش یعنی 22 خرداد، سخنگوی کمیسیون عمران درباره مالکان و مقصران متروپل توضیحاتی به رسانه‌ها داد. دیروز، 24 خرداد هم، یکی از اعضای کمیسیون عمران و حمل و نقل شورای شهر تهران در صحن علنی گزارشی از آخرین یافته‌های کمیته حقیقت‌یاب ارائه کرد.

 

یک شبانه روز بعد از حادثه متروپل، هیات رئیس شورای شهر تهران دستور ایجاد کمیته‌ یا کارگروه برای بررسی ابعاد حادثه متروپل را صادر کرد. کمیته‌ای که قرار بود ضمن تشخیص مقصران حادثه از حوادثی مشابه متروپل نیز جلوگیری کند. محمد آقامیری، رئیس کمیته عمران شورای شهر تهران همان زمان در گفت‌وگو با رسانه‌ها از یک فراخوانی نام برد. فراخوانی که در جریان آن 300 نفر از نخبگان به جلسات مطالعاتی و کارشناسی دعوت شدند.
محمد آقامیری، در جلسه دیروز جزئیاتی از جلسات این کمیته حقیقت‌یاب را ارائه کرد. او اول از شعار این کارگروه گفت: «پلاسکو را فراموش کردیم، متروپل را فراموش نکنیم»

عبدالجلال ایری گفته است: وزارت کشور باید به تخلفات ساختمان متروپل ورود می‌کرد. لذا بخشی از قصورات ریزش ساختمان به لحاظ نظارت عالیه متوجه وزارت کشور، راه و شهرسازی و منطقه آزاد اروند بوده اما به لحاظ اجرا و عدم توجه به تذکرات نظام مهندسی، شهرداری مقصر است

او سپس از لحظه فروریختن برج متروپل گفت، برجی که در سال 1400 افتتاح شد و قرار بود 6 طبقه باشد اما به 12 طبقه افزایش پیدا کرد. آقامیری تاکید کرد که اولین شرکتی که مسئولیت ساخت متروپل را برعهده گرفت به علت فشارهای مالک که می‌خواست مصالح از فلز به بتن تغییر کند و ستون‌ها هم کاهش پیدا کند، همکاری با متروپل را رها کرد.
رئیس کمیته عمران شورای شهر تهران ادامه داد: اداره راه و شهرسازی با توجه به اینکه بر اساس ماده 25 قانون نظام مهندسی حق نظارت بر این پروژه‌ها را دارد، این پروژه را طی پنج آیتم متوقف کرد که شامل عدم رعایت مقررات ساختمانی و عدم صلاحیت طراحان نقشه و استاندارد نبودن جوشکاری‌ها می‎شد.
توقف پروژه اما به گفته آقامیری دوامی نداشت شهرداری آبادان در اسفند 98 مجددا پروانه افزایش طبقات را برای این ساختمان صادر کرد و طبقات به 12 عدد رسید. در نهایت بازرس نظام مهندسی در 6 اردیبهشت 1401 اعلام کرد که این بنا استحکام ندارد و یک ماه بعد هم این ساختمان فروریخت.
واکاوی حادثه متروپل در شورای شهر تهران
کارگروه واکاوی حادثه متروپل از سه منظر حادثه را واکاوی کرده است. آقامیری در اینباره گفت: طراحی سازه اصلا یکپارچه نبود و وجود دو ساختار موازی در نظام مهندسی و پایین بودن کیفیت آموزش مهندسین، دستمزد پایین ناظران و طراحان، رد شدن طرح از سوی مالک، ضعف دانش کارفرمایان، ضعف در کنترل کیفی مصالح، عدم به کارگیری مجری ذی‏صلاح، ضعف تجربه ناظرین، اولویت نداشتن حداقل‌های قانونی در سطح جامعه، عدم جایگیری حوزه ایمنی در اولویت‌های شهروندان از جمله عوامل بروز حادثه متروپل بودند.
رئیس کمیته عمران شورای شهر تهران البته پیشنهاداتی هم در جهت جلوگیری از حوادث مشابه متروپل داشت. او معتقد است که ممنوعیت واقعی اضافه بنا قبل از مقاوم‌سازی، حمایت شورای از موضوع کنترل مضاعف و شناسایی ساختمان‌های پرخطر سازه‌ای و طبقه‌بندی ساختمان‌ها از بابت ایمنی و تاثیر آن در قیمت ملک هم می‌تواند تاثیراتی در جلوگیری از بروز این حوادث داشته باشد: لزوم ورود شورا به موضوع پروانه بهره‌برداری پس از پایان کار برای تایید امنیت آن ساختمان و به‌کارگیری مجری ذی‏صلاح ازجمله راهکارهایی است که می تواند از بروز چنین حوادثی جلوگیری کند.
اصلا نباید اضافه طبقه وجود داشته باشد
بعد از صحبت‌های آقامیری، تعدادی از اعضای شورای شهر هم توضیحاتی ارائه دادند. مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران گفت: ضوابط اضافه طبقه هرچندسال یکبار و گاها شش ماه یکبار اصلاح شده و تغییر می‌‏کند. بنابراین اصولا وقتی فونداسیون یک ساختمان ساخته شده و چند طبقه هم روی آن ساخته می‎شود، هنگام اضافه بنا، مقاوم‌سازی امکان‌پذیر نیست! لذا اصلا نباید طبقه‌ای اضافه شود. لذا بهتر است کلا اضافه بنا ممنوع شود. بعد از ناصر امانی عضو شورای شهر تهران گفت: هزاران ساختمان در شهر تهران در حال ساخت هستند که ممکن است دارای مشکل ایمنی در سازه باشند و باید در همکاری مشترک بین نظام مهندسی و مدیریت شهری برای این ساختمان‌ها راهکاری ارائه شود.
مقصران و مالکان متروپل
در کنار شورای شهر تهران، کمیسیون عمران مجلس هم به موضوع متروپل ورود کرده بود. سخنگوی کمیسیون عمران مجلس دیروز در گفت‌وگو با ایسنا، از مقصران تازه متروپل رونمایی کرد. عبدالجلال ایری گفته است: وزارت کشور باید به تخلفات ساختمان متروپل ورود می‌کرد. لذا بخشی از قصورات ریزش ساختمان به لحاظ نظارت عالیه متوجه وزارت کشور، راه و شهرسازی و منطقه آزاد اروند بوده اما به لحاظ اجرا و عدم توجه به تذکرات نظام مهندسی، شهرداری مقصر است. ناظران نظام مهندسی چندین مرحله نسبت به عدم ایمنی ساختمان، نداشتن مقاومت کافی و وضعیت بحرانی ساختمان به شهرداری هشدار داده و دستور توقف عملیات ساختمان را می‌دهند اما توجهی به این موضوع نمی‌شود.
به گفته او از جنبه نظارت بر روند اجرای قوانین ساخت‌و‌ساز شهرداری، مسئول است. ایری تاکید کرد: از سوی دیگر رعایت اصول فنی و مهندسی ساختمان نیز باید توسط مالکان ساختمان مورد توجه قرار می‌گرفت.
مالکان چه کسانی هستند؟ عبدالجلال ایری تاکید کرد که سه مالک یعنی عبدالباقی، شهرداری و آب و فاضلاب مالکان این ساختمان بودند.

منتخبان سومین جشنواره ملی روستایی شو معرفی شدند

پیام ما: منتخبان سومین جشنواره «روستایی شو» از سوی دبیرخانه اجرایی این جشنواره معرفی شدند. به گزارش پیام ما و بنابر اعلام لیلا طاهری؛ عضو شورای راهبردی جشنواره 100 طرح و اثر در این دور از جشنواره به دبیرخانه‌های استانی مستقر در 31 استان کشور ارسال و از میان همه آثار، 20 اثر در 5 بخش دهیار نوآور، روستای نوآور، تعاونی نوآور، روستایی نوآور و صندوق نوآور به عنوان منتخب برگزیده شدند تا در مهر امسال و همزمان با روز ملی روستا و عشایر در رویدادی با حضور سایر شرکت کنندگان و علاقمندان و فعالان توسعه روستایی، طرح‌ها و ایده‌های خود را معرفی کنند. طاهری گفت: علاوه بر این که در برگزاری سومین دوره از این جشنواره، 2 بخش دیگر به بخش‌های پیشین اضافه شد، در جمع‌آوری آثار از استقرار دبیرخانه‌های استانی در سراسر استان‌های کشور نیز بهره گرفتیم. همچنین بخش دیگری به این دوره از جشنواره اضافه شد و آن حمایت از تیم، ایده یا گروهی است که اگر چه در حال حاضر استانداردهای حضور در بخش رقابتی را ندارد اما می‌تواند با توسعه و کار بر ایده یا طرحش به زودی به این استانداردها برسد. این بخش به این دلیل به جشنواره روستایی شو اضافه شد که ماهیت این رویداد کمک به شکوفا شدن خلاقیت‌ها و به نتیجه رساندن ایده‌هایی است که ممکن است از دیدگاه بسیاری اجرایی نباشد.

از میان صد طرح ارسال شده به دبیرخانه جشنواره، 20 طرح به عنوان منتخب انتخاب شدند تا در مهر آینده، طرح‌های خود را در رویدادی حضوری معرفی کنند

بنا به اعلام دبیرخانه این جشنواره؛ محمد دلیر از روستای کریشکی شهرستان لارستان استان فارس با طرح ایجاد موزه‌ای با وسایل جمع‌آوری شده از مردم روستایی در قلعه‌ای در حال تخریب در روستا و ثبت آن به عنوان آثار ملی و تبدیل روستا به روستای گردشگری، سیدرضا حسینی، از روستای دوتویه‌سفلی ری در استان تهران با طرح منبع مالی جدید برای دهیاری از طریق احداث باغ عناب در روستا با رویکرد فرهنگی توجه به اصالت روستاییان ساکن که سال‌ها قبل از نهبندان خراسان جنوبی به ری مهاجرت کردند؛ علی قاضی خانی از روستای حیدره قاضی‌خان شهر همدان با طرح بازسازی خانه‌های قدیمی دارای ارزش تاریخی توسط وراث و تبدیل آنها به اقامتگاه‌های روستایی و اختصاص بخشی از درآمد این اقامتگاه‌ها برای تامین مالی احیای معماری روستا برگزیدگان بخش دهیار نوآور بودند.
عارف آهنگر از روستای دارابکلا شهر میاندرود مازندران با طرح مدیریت پسماندهای کشاورزی و خانگی با جلب مشارکت حداکثری روستائیان و احداث مزارع ارگانیک با تولیدات حاصل از فرآوری پسماندها، علیرضا حسینی از روستای محمدآباد ساقی شهر انار کرمان با طرح توجه به زنجیره ارزش پسته و انجام اقداماتی در زمینه عملیاتی نمودن این زنجیره، فاطمه عرب جوادی روستای دهین فیروزکوه با طرح احیاء نساجی سنتی در روستا برای تولیدات جدید، مریم احمدی از روستای ینگیجه شهر مریوان استان کردستان با طرح احداث کارگاه حصیربافی در غرب کشور به منظور جلوگیری از آتش زده شدن نیزارها و ترویج و پیاده‌سازی این ایده در روستاهای جنوب کشور، کبری فریدیان از روستای بکتاش شهرستان میاندوآب آذرغربی با طرح راه‌اندازی فروشگاه مجازی برای بانوان روستایی فعال در کسب‌وکارهای خانگی با کمک از بانوان تحصیلکرده روستا برای بخش بازاریابی و ایجاد صندوق اعتبارات خرد روستایی جهت پاسخگویی به تقاضای بالا در فروشگاه مجازی، برگزیدگان بخش روستایی نوآور اعلام شدند.
همچنین در بخش تعاونی‌های نوآور که در این دوره از جشنواره به بخش‌های رقابتی اضافه شد صغری نیکوکار قاسم آبادی از روستای قاسم آباد سفلی رودسر گیلان با طرح نوآوری در تامین نهاده‌ها، کاربرد محصولات، بسته‌بندی و تبلیغات، صغری جعفری ازان از روستای ازان شهرستان میمه اصفهان با طرح توجه به زنجیره ارزش زعفران و صادرات محصول، مینا رامه، از روستای رامه در استان سمنان با طرح نوآوری در آموزش، تامین نهاده‌ها، کیفیت محصولات و برندسازی برای اعضای تعاونی، فاطمه حسینی اختیارآبادی از روستای شاهرخ آباد شهرستان کرمان با طرح نوآوری در شناسایی فرصت‌های تولید، پشتیبانی در فروش، برندسازی انتخاب شدند.
اسامی منتخبان در بخش روستای نوآور جشنواره نیز اینطور اعلام شد: کمال عثمانپور، روستای کندی شهرستان سلماس آذربایجان غربی با پایداری ساخت مجسمه‌های پلی‌استر توسط کلیه اهالی روستا به عنوان معیشتی جایگزین و صادرات مجسمه به عراق و کشورهای منطقه، رضا محمدجانی از روستای شایق شهرستان سرعین استان اردبیل با ایده اقدام مشارکتی خودجوش کلیه ساکنین روستا با توجه به توانایی‌ها، منابع مالی و امکانات حداقلی خودشان جهت کانال‌کشی آب کشاورزی زمانی که خشکسالی غلبه کرد، عاطفه بختیاری از روستای ابرو در همدان با پروژه بانوان روستایی کارآفرین بر اساس زنجیره ارزش فرش هستند.
همچنین شیدا رضایی از روستای بالو در ارومیه آذربایجان غربی با پروژه گسترش کسب و کار خانوادگی به صندوق اعتبارات خرد روستایی، جلب همکاری سازمان‌های دولتی، توانمندسازی و ظرفیت‌سازی اعضا، فاطمه هاشمی از روستاهای حسین‌آباد و رضا آباد در خمین استان مرکزی با طرح نوآوری در بسته‌بندی، برندسازی، جلب همکاری دیگر صندوق‌ها و احداث بازارچه مجازی محلی صندوق‌های خرد و احداث بازارچه مجازی محلی صندوق‌های خرد روستایی، نازیلا سیاه منصوری روستای خورین در ورامین استان تهران با پروژه تشکیل زیرگروه‌های شغلی بر اساس مهارت اعضا و مشارکت آن‌ها در فروش، توانمندسازی و ظرفیت‌سازی اعضا، نوآوری در بازپرداخت وام، راضیه ذاکر فدافن از روستای فدافن در شهرستان کاشمر خراسان رضوی با پروژه نوآوری در جذب منابع مالی، جلب همکاری سازمان‌های دولتی، توانمندسازی و ظرفیت‌سازی اعضا، منتخبان بخش صندوق‌های نوآور بودند.

وزیر مستعفی کار به اعتماد عمومی لطمه زد

وزیر کار استعفا کرد تا حجت‌اله عبدالملکی نخستین کسی باشد که از قطار دولت پیاده می‌شود. مسافر جوانی که هنوز یک سال نشده، عطای وزارت را به لقایش بخشید و حالا کارگران و بازنشستگان مانده‌اند و حوضی که امروز نه فقط خالی و بی‌آب، بلکه خشک و فرسوده است و این در حالی است که امواج سهمگینِ گرانی، چون سیلی خروشان زندگی‌شان را تهدید می‌کند. وضعیتی که یک نماینده ادوار مجلس که به‌دلیل سال‌ها عضویت در خانه کارگر و فعالیت در این حوزه، به خوبی با زیر و بم آن آشناست، از آن به «بن‌بستی واقعی» تعبیر کرده است. سهیلا جلودارزاده که ضمن انتقاد نسبت‌به آن‌چه «سکوت ناهنجار مجلس» در برابر عملکرد ضعیف وزارت کار می‌خواند، معتقد است «استعفای وزیر کار، مشکلی را حل نمی‌کند»، می‌گوید نتیجه مجموعه تحولات و اقدامات در این حوزه، «اولاً لطمه به اعتماد عمومی بود و ثانیاً افزایش قیمت‌ها و گرانی بیشتر».

 

خانم جلودارزاده! درحالی که طی ماه‌‎های گذشته دو موضوع افزایش حقوق کارگران و همسان‌سازی حقوق بازنشستگان انتقادهای بسیاری را متوجه وزارت کار و مجموعه دولت کرده بود، دیروز بالاخره آقای عبدالملکی از ادامه حضور در مقام وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی استعفا کرد. چه اتفاقی افتاد که دولت حتی در امور اولیه و ابتدایی همچون پرداخت حقوق و تعیین حداقل حقوق کارگران با مشکل مواجه شد؟

نتیجه عملکرد یک ساله دولت و وزارت کار، اولاً لطمه به اعتماد عمومی بود و ثانیاً افزایش قیمت‌ها و گرانی

تصمیم‌گیری در مورد حداقل دستمزد که هر سال در شورای‌عالی کار با حضور نمایندگان کارگران، کارفرمایان و دولت انجام می‌شود، امسال نیز انجام شد و این شورای‌عالی در نهایت عددی را به‌عنوان حداقل دستمزد کارگران در سال جاری تعیین کرد. این مبلغ و مشخصاً نرخی که شورای‌عالی کار جهت افزایش حقوق کارگران نسبت‌به سال گذشته تعیین و مصوب کرد، اگرچه با توجه به تورم افسارگسیخته به‌خصوص هرچه به پایان سال نزدیک شویم، بیشتر درخواهیم یافت که کفاف همه خرج و مخارج را نخواهد داد اما به هرحال درصد افزایش حقوق به‌نسبت وضعیت خزانه و کسری بودجه دولت، به‌نسبت قابل‌قبول بود. البته در همان زمان برخی معتقد بودند که این افزایش دستمزد کارگران می‌تواند مشکلاتی را برای تولیدکنندگان و صاحبان کسب و کار ایجاد کند اما احتمالاْ تصورشان بر این بوده که همزمان با افزایش دستمزد، قیمت کالاهای تولیدی را افزایش داده و این فاصله را جبران می‌کنند. غافل از این‌که طبیعتاً باتوجه به وضعیت کلی درآمد شهروندان، افزایش قیمت به معنای گسترش فقر در جامعه خواهد بود و نتیجه‌ای جز فقر عمومی درپی نخواهد داشت. اما آن‌چه در واکنش به این خلاء در دستور کار وزارت کار قرار گرفت، بدترین واکنش بود. چرا که اقدام به لغو و تغییر مصوبه کرده و نرخ افزایش حقوق را از بیش از 50 درصد به همان 10 درصدی که مختص کارکنان دولت بود، کاهش دادند. نتیجه کلی و نهایی مجموعه این اقدامات اولاً لطمه به اعتماد عمومی بود و ثانیاً افزایش قیمت‌ها و گرانی بیشتر. یعنی به قول معروف آش نخورده و دهان سوخته! چرا که از یک سو افزایش حقوقی صورت نگرفته و از سوی دیگر همه کالاها و خدمات با رشد قیمت مواجه شده و مخارج خانوارها به‌شدت بالا رفته و باید بگوییم که به‌واقع در بن‌بست قرار گرفته‌ایم؛ بن‌بست یعنی همین.
این وضعیت بن‌بست احتمالاً همان مسئله‌ای بوده که درنهایت وزیر کار را ناچار به استعفا کرده است. نظرتان مشخصاً درباره این آخرین اقدام آقای عبدالملکی چیست؟
استعفا دردی از مردم دوا نمی‌کند. این استعفا صرفاً باعث خواهد شد که همه امور 3 ماه به تعویق بیفتد. در حال حاضر همه کارگران منتظرند که افزایش حقوقی که در این 3 ماه نخست سال به طور نصفه و نیمه پرداخت شده، انتهای همین ماه جاری به حسابشان واریز شود اما با استعفای وزیر کار معلوم نیست چه سرنوشتی در انتظار حقوق کارگران خواهد بود. به هر حال امروز آقای عبدالملکی هیچ مسئولیتی در وزارت کار ندارد و واقعیت این است که با عملکردی که داشت و اظهارات و ادعاهایی که در این مدت پیش کشید، عملاً اعتباری برای این نظام که مردم در تمامی این چند دهه برایش هزینه داده و بنیانش با خون جوانان این مملکت مستحکم و استوار شده، باقی نمانده است.
با این حساب فکر می‌کنید چه باید کرد؟ شما سال‌ها در مجلس حضور داشتید. عملکرد مجلس را چطور ارزیابی می‎کنید؟
مجلس که در این مدت کاری نکرده و صرفاً شاهد سکوت نمایندگان بودیم. بنابراین مجلس باید از این سکوت دست بردارد. نمایندگان از این سکوت به‌واقع ناهنجار دست بکشند و وظایفشان را لااقل از این جا به بعد انجام دهند.
و خود دولت چطور؟
دولت باید چه کار کند؟
ببینید در حال حاضر مسئله‌ای که باید با فوریت در دستورکار قرار بگیرد، همین حقوق کارگرانی است که واقعاً با مشکلات جدی و اساسی دست و پنجه نرم می‌کنند. استعفای وزیر کار صرفاً رسیدگی به مشکلات کارگران و دیگر کارها را به تعویق می‌اندازد. دولت باید ابتدا طبق قانون تکلیف حقوق کارگران و افزایش حقوقی را که حقشان است، روشن کند. ضمن آنکه بحث بازنشستگان نیز بسیار حیاتی است. در این مورد هم دولت موظف است طبق قانون نسبت‌به همسان‌سازی حقوق بازنشستگان اقدام کند. باید توجه داشته باشیم که این قانون مربوط به امروز و دیروز نیست. این قانون مربوط به 25 سال پیش است و حقوق بازنشستگان نباید از حداقل حقوق کارگران کمتر باشد. بنابراین باید فوراً نسبت‌به حل مشکل افزایش حقوق کارگران و همسان‌سازی حقوق بازنشستگان اقدام کنند تا لااقل بیش از این، دردی به دردهای مردم اضافه نشود و پس از آن، دیگر مشکلاتی که در این حوزه وجود دارد را رفع و رجوع کنند.

طرفدار پر و پا قرص سایت تکثیر توران هستم

گفت‌وگوی ما با دکتر پیتر کالدول در آخرین روز حضورش در تهران، بعد از ورکشاپی انجام شده که برای دامپزشکان درباره بایدها و نبایدهای کار با یوزپلنگ در معاونت محیط‌طبیعی سازمان حفاظت محیط‌زیست برگزار کرد. دکتر کالدول با وجود خستگی، با خوشرویی تمام گفت‌وگو با ما را پذیرفت. او بیشتر عمرش به عنوان یک متخصص را به کار با گربه‌سانان بزرگ آفریقا مخصوصا یوزپلنگ سپری کرده است. در حین ورکشاپ گفت که در دوره کاری‌اش بیشتر از 650 توله یوزپلنگ تحت نظر او به دنیا آمده‌اند و تعداد معدودی از آن‌ها جانشان را از دست داده‌اند. حضور او در تهران برای درمان توله یوزپلنگ باقی مانده ایران (ماده یوز مرکز تکثیر توران) و همچنین معاینه و بررسی وضعیت ایران پس از سزارین صورت گرفته است. به گفته او توله باقی مانده بین 60 تا 70 درصد شانس بقا دارد و ایران در سلامت کامل به سر می‌برد.

 

لطفا کمی در مورد خودتان، تحقیقات و تجربیاتتان به ما بگویید تا خوانندگان ما با شما بیشتر آشنا شوند.
من در دانشگاه پروترویا درس خواندم و نخست مدرک کارشناسی علوم حیوانات (Animal science) و سپس مدرک دامپزشکی از این دانشگاه را گرفتم. در دوره دانشجویی در بخش‌‌های مختلفی از جمله مرکز یوزپلنگ و حیات وحش «دی‌ویلت و «آنه فن‌دایک» (De Wildt and Ann van Dyk) ابتدا به عنوان راهنما و سپس و دستیار مطالعات مربوط به تغذیه حیوانات کار کردم. بعد از این‌که از دانشگاه فارغ‌التحصیل شدم، برای مدتی به بریتانیا رفتم و دربازگشت همان مرکز از من خواست که برای کارهای دامپزشکی به آن‌ها ملحق شوم. ما در آن زمان مقدار کمی و مشکلات زیادی با یوزپلنگ‌ها داشتیم. در ابتدا ما 150 یوزپلنگ داشتیم و من 4 تا را گرفتم و شروع به کار کردم. کار ما به آهستگی پیشرفت کرد و موفقیت‌هایی در زمینه تغذیه و نسل کشی به دست آوردیم تا شرایط بهتر و بهتر شد. در 20 سال گذشته ما اطلاعات و دانش زیادی را در باره یوزپلنگ‌ها تولید کرده و گرد‌ آورده‌ایم. در نتیجه مسیر شغلی به دیگر تاسیسات مرتبط با حیات‌وحش ختم و تجربه کاری من با پنج گانه کبیر آفریقا ( در آفریقا به 5 گونه شیر، پلنگ، فیل، کرگدن و بوفالو 5 بزرگ یا پنج‌گانه کبیر گفته می‌شود) گره خورد و من تجربه کاری با کرگدن و فیل را به دست آوردم. اما من برای گربه‌سانان بزرگ آفریقا شور و شوق دیگری داشتم. در آن دوره من پژوهش‌های مختلفی را با جمع‌آوری نمونه‌هایی مثل خون از حیوانات انجام دادم. بخشی از این کارها بررسی آماری درباره بازه‌های مرجع طبیعی فاکتورهای خونی این حیوانات بود ( reference range به محدوده‌‌ای گفته می‌شود که نتیجه آزمایش فاکتورهای خونی مثل تعداد گلبول‌هاس سفید یا مثلا قند خون در آن بازه طبیعی تلقی می‌شود). همچنین چند مقاله با همکاری دانشگاه پرتوریا در زمینه پاتولوژی، تغذیه و زایمان گربه سانان بزرگ در مجلات علمی منتشر کردم. اما علاقه ویژه من به تغدیه حیوانات است و چند نوع مکمل تغذیه‌ای را در این زمینه توسعه داده‌ام.
در ایران بحث‌های زیادی درباره نقش دامپزشکی در برنامه‌های تکثیر در اسارت وجود دارد. به نظر شما به جز دامپزشکی چه زمینه‌های تخصصی دیگری برای پیشبرد برنامه‌های تکثیر در اسارت ضروری است؟
دامپزشکی در بخش‌های مختلف و مدیریت برنامه‌ها و تاسیسات تکثیر در اسارت دخیل است، مثلا هر زمان یک رخداد اورژانسی اتفاق بیفتد، دامپزشکی باید حضور داشته باشد. البته شما نمی‌توانید دانش مرتبط با حیوانات کوچک مثل گربه‌ها و سگ‌ها یا گاو را برای یوزپلنگ‌ها , تولید مثل آن‌ها به کار بگیرید. این کار کسانی است که سابقه چندین ساله کار و پژوهش روی یوزپلنگ‌ها را دارند و هرچیز مرتبط با فیزیلوژی و رفتار شناسی یوزپلنگ‌ها را می‌فهمند. البته دامپزشک باید برای مدیریت تغذیه، مکمل‌ها و و امور روزمره با مدیر نگهداری و تولید مثل (husbandry) همکاری کند. همچنین حضور یک بوم شناس، رفتار شناس هم ضرورت دارد، چون تنها در این صورت است که شما متوجه می‌شوید حیوانات چرا بیماری می‌شوند، چرا به طور طبیعی زایمان نمی‌کنند و … . حتی در زمینه تغذیه حضور متخصصان دیگر مهم است، چون بیشتر دامپزشکان درباره تغذیه هم اطلاعات کافی ندارند. بنابراین همه این فراد باید کنار هم بنشینند و با همکاری دریابند چرا این حیوانات همان رفتار طبیعی در حیات وحش را در اسارت از خودشان بروز نمی‌دهند.
یک مسئله دیگر در باره تکثیر در اسارت،تاسیسات مورد نیاز است. ما در ایران برای اجرای صحیح یک برنامه تکثیر در اسارت نیاز به تاسیساتی با چه امکاناتی داریم؟
تاسیسات برپا شده در توران بسیار عالی است چون از جامعه انسانی دور است. البته اگر من بودم در طراحی برخی بخش‌های تغییرات کوچکی ایجاد می‌کردم که بیشتر مرتبط با مسائل بهداشتی است. تنها توصیه من اضافه کردن یک بیمارستان کوچک با امکانات کافی در کنار این مجموعه است، چون وقتی اتفاقی اورژانسی برای حیوان در فنس بیفتد، شما باید بتوانید آن را از محیط خارج کرده و در یک بخش تحت مراقبت به دور از آلاینده و فاکتورهای محیطی مثل باد یا دمای بالا قرار دهید.
آیا اینجا در پردیسان را برای چنین کاری توصیه نمی‌کنید؟
اینجا به دلیل حضور سگ‌ها و گربه‌های فرال امکان بیماری وجود دارد و همجنین بسیار شلوغ و نزدیک به انسان‌ها است. از دید من توران یک تاسیسات عالی است، تنها کافی است دسترسی به آن‌جا را تسهیل کنید تا دامپزشکان بتوانند در محیطی راحت کار کنند.
اگر هدف نهایی چنین پروژه‌ای را رهاسازی موفق یوزپلنگ‌های به دنیا آمده در اسارت به حیات‌وحش بدانیم، چه تهمیداتی باید اندیشیده و گام‌های برداشته شود تا بتوانیم به این هدف دست یابیم؟
تعدادی مقاله در این باره که حاصل کار پژوهشگران و محیط‌زیستی‌ها است در 50 سال گذشته در این زمینه منتشر شده است. فرآیندی وجود دارد که از دو الگوی مختلف پیروی می‌کند. یکی این است که آن‌ها را در اسارت به دنیا بیاوریم و فرآیند بازگرداندن آن‌ها را آغاز کنیم. ما دو یوزپلنگ داشتیم که یکی به دلیلی نامشخص و دیگری به دست شیر کشته شدند و هر دو توله داشتند. ما توله‌ها را دستی بزرگ کردیم و به محض این‌که به سن 6ماهگی رسیدند، آن‌ها را به محوطه بزرگتری منتقل و شروع به تغذیه طبیعی آن‌ها کردیم. سپس در 12 یا 13 ماهگی آن‌ها را به محوطه یک هکتاری و سپس به محوطه 100 هکتاری منتقل کردیم. در این مرحله شروع به تعذیه آن‌ها با طعمه زنده به شکل شکار مثل خرگوش و خوکچه هندی کردیم. حالا آن‌ها بزرگ و قوی هستند و یاد گرفته‌اند که خودشان شکار کنند و در دو گروه 4 و 5 تایی به طبیعت برگشته‌اند. البته آن‌ها هنوز برای ارزیابی موفقیت برنامه تحت نظر هستند.
در ایران برخی محققان می‌گویند زیستگاه‌های یوزپلنگ در آفریقای جنوبی همه فنس کشی است و رها کردن این توله یوزها به طبیعت واقعی نیست و آن‌ها در نهایت به یک فنس بسته رها شده‌اند.
آفریقای جنوبی سه دسته یوزپلنگ مختلف دارد؛ ما یوزهای در اسارت داریم، ذخیره‌گاه‌های فنس‌کشی شده داریم که به یوزهای آن فرا جمعیت (Metapopulation) گفته می‌شود و وسعت آن‌ها بین48 تا 150 هزار هکتار متغیر است. این همانی است که برخی می‌گویند یوزهای آن کاملا وحشی نیستند. در دید من البته کاملا وحشی هستند. ما همچنین یوزهای سرزمین‌های باز داریم که خارج از فنس هستند و بین مرز کشورها مثل بوتسوانا جابجا می‌شوند. آن‌ها دیگر یوزهای کاملا وحشی هستند. بنابرین اگر کسی می‌گوید که ما یوز وحشی نداریم، مشخصا شرایط آن‌جا را نمی‌داند.
گفته می‌شود که نرخ جفت‌گیری موفق یوزها در اسارت پایین است. آیا اینچنین است و آیا سابقه جفت‌گیری قبلی شانس جفت‌گیری مجدد را افزایش می‌دهد؟
بله حتما افزایش می‌دهد. اما در مورد یوزهای جوان گاهی آن‌ها نر را نمی‌پذیرند و یا نر توجهی ندارد. برخی هیج‌گاه جفت‌گیری نمی‌کنند. اما در جایی که من کار می‌کنم و یکی از موفق‌ترین مراکز است، سالی 20 تا 30 توله متولد می‌شوند. من وقتی برگردم باید کارهای 18 توله تازه متولد شده در مرکز فن‌دایک را انجام دهم. معمولا ماده‌ها از 3 سالگی آماده جفت‌گیری می‌شوند و نرها از 4 یا 5 سالگی، چون پیش از آن جوان و کم تجربه هستند. بنابراین اگر یوزها در سن مناسب و زمان مناسب سال که دوره جفت‌گیری است به هم معرفی شوند، مشکلی پیش نخواهد آمد.
بر اساس آمار، نرخ مرگ و میر یوزهای متولد شده در اسارت چقدر است؟
من آمار دقیق را الان ندارم، اما نرخ زنده ماندن آن‌ها جیزی بین 60تا 65 درصد است.
اگر بخواهید درباره شبیه‌سازی شرایط طبیعی جفت‌گیری یوزها توصیه‌ای بکنید، آن توصیه چه خواهد بود؟
توصیه من در حقیقت همان چیزی است که در حال حاضر در توران اجرا شده است؛ نگهداری یوزها در فنس‌های جدای بدون دید از هم و نزدیک کردن آن‌ها در فصل جفت‌گیری در کنار راهروی که دو فنس را به هم می‌رساند و به آن گذرگاه عشق می‌گویید. وقتی آن‌ها شروع به ادرار کردن به فنس و صداهای خاص تولید مثل کردند، باید به آن‌ها اجازه داده شود تا به هم نزدیک شوند. اما مسئله حیاتی در تولید مثل آن‌ها تغذیه است؛ مقدار مناسب اسید‌ها چرب و مواد مغذی و مکمل‌های مناسب در زمان مناسب برای افزایش باروری مهم است. همچنین باید داروهای شیمایی را فراموش کنید، تنها تغذیه و مواد مکمل طبیعی.
حالا که درباره داروهای شیمایی صحبت کردید، بگذارید یک سوال مهم بپرسیم؛ گویا در گذشته در همین پریسان برای یوز ماده مسن (دلبر) داروی انالاپریل به دلیل مشکلات کلیوی تجویز شده است. آیا این دارو می‌تواند باعث مشکلات باروری و یا سقط جنین در یوزها شود؟
بستگی به زمان و دوز مصرف دارد. در دوزهای پایین نباید مشکلی ایجاد کند، اما اصلا این کلاس از داروها قدیمی است و داروهای بهتری برای مشکلات کلیوی یوزپلنگ‌ها وجود دارد که من در حال حاضر به 4 یوز در اسارت می‌دهم. در کل هم اگر یوزپلنگی مشکل کلیوی جدی دارد، نباید باردار شود.
با توجه به تعداد محدود یوزهایی که ما در حال حاضر داریم، چه در اسارت و چه به صورت وحشی، تنوع ژنتیکی یک مسئله جدی است. آیا می‌شود از کوشکی و دلبر برای این کار استفاده کرد؟
بر اساس تجربه، ما هیچ وقت شاهد تولید مثل یوزی با این سن نبوده‌ایم. اما اگر یوز نرمسن به ماده‌ها علاقه نشان می‌دهد، امتحان کردنش ضرری ندارد.
آیا راه دیگری داریم؟
شما باید به کدهای اخلاقی حفاظت در کشورتان نگاه کنید. این‌که یک یوز دیگر را از طبیعت بگیرید کار درستی نیست. اما شما یک یوز نر دیگر دارید که گاهی به اطراف فنس می‌آید. در فصل جفت‌گیری می‌توانید اجازه دهید داخل شود، حفت‌گیری کند و برود. برای همین است که من طرفدار پر و پا قرص توران هستم. این تنها راه است و حضور آن نر دیگر باعث تحریک و رقابت نرها می‌شود. تاسیسات توران امکان اجازه این کار را می‌دهد.
اما اگر اوضاع بدتر شود، آیا توصیه می‌کنید که از خیر خلوص ژنتیکی زیرگونه بگذریم و از یوز آفریقایی برای تولید جمعیت پشتیبان استفاده کنیم؟
آآآه، امیدوار بودم این سوال را نپرسید.
اگر مطلقا هیچ گزینه دیگری نباشد چطور؟
پس هدف از این کار چیست، خب از آفریقا یوز بیاورید و در طبیعت رها کنید
خب آن‌ها همین روش را برای شیرکوهی فلوریدا استفاده کردند و اگر زیرگونه را از دست دادند، اقلا شیر کوهی دارند و زیستگاهش را حفظ کردند.
من از پاسخ دادن به این سوال پرهیز می‌کنم، به جای فکر کردن به این موضوع، با من و دیگر متخصصان در تماس باشید تا زیرگونه طبیعی خودتان را حفظ کنید. آیا هیچ آمار دقیق از یوزهای وحشی در ایران وجود دارد؟
نه واقعا، آمار یوزهای شناخته شده با دوربین تله‌ای قطعا زیر 20 عدد است. در بخش جنوبی زیستگاه هم فقط 3 نر شناخته شده باقی مانده‌اند.
اولین چیزی که من توصیه می‌کنم، فدا کردن تنوع ژنتیکی در اسارت است. اما اگر قرار است یوزهای جنوبی را بگیرید، حتما باید به درستی و با کمک متخصصانی این کار را کنید که ده ها و صدها تجربه مشابه دارند تا موفقیت آمیز باشد. افراد زیادی در آفریقای جنوبی در این زمینه و سایر بخش‌ها متخصص هستند و تمایل دارند به شما کمک کنند. اما اگر تصمیم به این کار گرفتید، توران آن‌جایی است که باید چیتاها به آنجا منتقل شوند.
گفته می‌شود که برای توله یوز باقی مانده آنتی بیوتیک تجویز شده است، این تجویز به چه دلیل بوده؟
من هیچ ایده‌ای ندارم که چرا و به چه دلیل آنتی بیوتیک و این آنتی بیوتیک خاص برای حیوان تجویز شده است. من هیچ آزمایش خون و یا تست کشت باکتری ندیدم که نیاز به تجویز آنتی بیوتیک داشته باشد این و ممکن است باعث مشکل کلیوی در حیوان شود.
به جز این وضعیت یوزهای نگهداری شده در توران چطور است؟
به آن‌ها زیاد غذا داده شده است و یوز ماده شما اضافه وزن دارد. من روش تغذیه از دوبار در روز به یک بار در روز و یک روز کاملا بی غذا در هفته تغییر دادم.
آیا یوز ماده سلامت است و میتواند باز هم باردار شود؟
بله کاملا سالم است و می‌تواند باز هم باردار شود.
ممنون بابت وقتی که گذاشتید برای گفت‌وگو و همچنین کمکی که برای زنده ماندن این توله کوچک به متخصصان ما می‌رسانید.

درخواست حمایت از محیط زیست و حیات مناطق کوهمره و سیاخ

کارزاری با عنوان «درخواست حمایت از محیط زیست و حیات مناطق کوهمره و سیاخ» در وب‌سایت کارزار در جریان است. در متن این کارزار خطاب به رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، رئیس فراکسیون محیط زیست مجلس شورای اسلامی و استاندار فارس آمده: «به استحضار می‌رساند، ساکنین مناطق کوهمره و سیاخ واقع در استان فارس از گذشته به سه پیشه مشغول بوده اند: کشاورزی، باغداری و دامداری و شرط انجام این پیشه‌ها وجود آب است. از این رو حیات این مناطق به آب وابسته است…اخیراً در حاشیه جاده کوهمره سرخی، پل شهدای کوهمره، در بستر رودخانه قره‌آغاج چاه آبی حفر شده و لوله‌های بسیار قطوری جهت برداشت آب در آنجا کار گذاشته شده که عنوان می‌شود مربوط به شرکت رامک می‌باشد.
حال در این شرایط خشکسالی و بی‌آبی، ما مردم کوهمره و سیاخ دارنگون از مراجع ذ‌ی‌ربط تقاضامندیم به مسئله ورود کرده و به داد حیات مردم شهیدپرور این مناطق برسند.»
این کارزار از 17 خرداد 1401 آغاز شده و تا 17 مرداد 1401 ادامه دارد. همچنین این کارزار تاکنون از سوی 3111 نفر امضا شده است.

پردیسان ایراد دارد می‌شود جای بهتری درست کرد

شاید ایمان معماریان بیشتر از همه چیز به واسطه حضور در مرکز بازپروری یوز آسیایی در پردیسان و تجربه کار با بوزپلنگ‌های در اسارت ایرانی شناخته شده باشد. این حضور او را به باتجربه‌ترین دامپزشک ایرانی درباره یوزپلنگ و پای ثابت بحث‌های همیشگی درباره یوزپلنگ تبدیل کرده است. در خلال مصاحبه وقتی در مورد نکته نوشته شده در یک کتاب راهنمایی تخصصی دامپزشکی به او می‌گوییم بله درست است، اینطور نوشته شده، مکثی می‌کند و می‌گوید؛ در بقیه موارد هم حق با من است، شک نکنید. با این وجود عملکرد او خالی از ابهام نیست. ما تلاش کردیم در این گفت‌وگو تا جای ممکن این شبهات و ایرادها را به بحث بگذاریم، حتی در مواردی نظر دیگر متخصصان را هم جویا شویم.

 

آقای دکتر، شما چه مدت در پردیسان مشغول به کار بودید و سمت شما در پردیسان چه بوده است؟
اولین بار سال 86 در زمان دانشجویی و دوره مسئولیت آقای دکتر منتظمی برای درمان آبسه دندان یک لینکس (لینکس اوراسیایی یا وشق با نام علمی Lynx lynx) آنجا رفتم. بعد سال 88 یا 89 رفتم پردیسان، زمانی که پیمانکار وقت حتی برای تامین غذا مشکل داشت و در فیس‌بوک فراخوان دادیم برای این موضوع. بعد من به آفریقا رفتم و دوباره سال 1391 به کلینیک بازپروری پردیسان آمدم و به پیمانکار جدید برای کارهایش کمک کردم. پس از جلسات متعدد، با کارشناسان در سال 1393 در مورد انتقال یوزها به پردیسان، از من کمک خواسته شد. از این مرحله به بعد من به صورت داوطلبانه به جریان نگهداری آن‌ها کمک می‌کردم تا دوسال قبل از انتقال یوزها به توران که من اجازه ورود به پردیسان را نداشتم.

من «اسمیتسونین» را با پردیسان مقایسه نکردم، پردیسان ایرادات بسیار زیادی دارد. اصلا ایراد جانمایی هم دارد، جای دیگری نزدیک به امکانات می‌شود برای آن‌ها فراهم کنیم

سمت شما در پردیسان چه بود؟
فقط کمک می‌کرد، نه هیچ وقت قراردادی داشتم و نه سمت رسمی، فقط زمانی که به من اجازه بیهوشی و معاینه و درمان می‌دادند حضور داشتم.
آیا اطلاعات و گزارش رسمی از دوره حضور شما در پردیسان درباره مسائل دامپزشکی منتشر شده است؟
گروه مشاوران پردیسان که مسئولیت داشت از طرف سازمان، یک کتابچه چندین صفحه‌ای از کارهایی که من انجام دادم به سازمان دادند. گزارش‌های معاینات بالینی و وضعیت یوزها و الگوی رفتاری در فرم‌های مخصوص جداگانه که درست کرده‌ بودم به صورت روزانه پر شده و همراه نمودارهای اکسل به دفتر حیات‌وحش سازمان ارسال می‌شد.
به طور مشخص، گزارشی وجود دارد که بگوید چه تعداد حیوان بزرگ‌جثه وارد پروسه بازپروری شدند، چه اتفاقی برای آن‌ها افتاد؟
این مربوط به بخش دیگر پردیسان است و از زمانی که یوزپلنگ‌ها آمدند، من فقط در شرایط خاص در آن بخش کمک می‌کردم و آن قسمت خودش دامپزشک داشت. البته مرکز بازپروری که هیچ وقت مرکز بازپروری درستی هم نبود یک دفترچه داشت و همه ورود و خروج‌ها در آن ثبت و به سازمان تحویل داده می‌شد.
شما در مناظره با آقای دکتر محبی (مدیر بیمارستان دامپزشکی تهران)گفته‌اید که 17 مقاله درباره این سه یوزپلنگ (کوشکی، دلبر و ایران) در ژورنال‌های علمی منتشر شده است.
بله، حداقل 3 پایان نامه دانشجویی است که در دسترس است. از آن پایان‌ نامه‌ها مقالاتی در مجلات داخلی و خارجی مرتبط با دامپزشکی منتشر شده است. بخشی دیگر هم کارهای خود من است مثل گزارشی که درباره تشخیص رادیولوژی مشکلات رحمی و گزارش دیگری که درباره تشخیص آسکاریس در کوشکی است. یکی دیگر هم درباره روش غیر تهاجمی لقاح مصنوعی و اسپرم گیری از یوزپلنگ‌ها است که در کنگره EAZWA (انجمن اروپایی دامپزشکان باغ وحش و حیات وحش) در سوئد به صورت پوستر و سخنرانی ارائه شد.
ممکن است عناوین این مقالات را پس از پایان گفت‌وگو برای ما بفرستید؟
حتما. (آقای دکتر معماریان 3 عنوان مقاله در اختیار ما گذاشتند که همگی مرتبط به گزارش‌های ارائه شده در کنفرانس‌ها هستند. همچنین 3عنوان پایان‌نامه که از آن‌ها 3 مقاله در مجلات داخلی و یک مقاله در مجلات خارجی منتشر شده است.)
هرچند این موضوع صرفا به شما مرتبط نیست، اما بخشی از اتفاقات پردیسان خیلی شفاف نیست. اما در معدود مواردی که دخالت بیرونی رخ داد، اشتباهاتی مشخص شد، مثل مورد آرزو، پلنگ رودسر.
در مورد شفاف‌سازی اگر گزارشی منتشر شده همه را من منتشر کرده‌ام نه کس دیگری. چون روال کار سازمان محیط‌زیست وعلاقه آن‌ها اینطور بود که گزارش‌ها به آن‌ها برسد و اگر دوست داشت منتشر بکند، درست مثل همین حالا که مشکل ساز هم هست.
در مورد پلنگ رودسر، ساعت یک یا دو شب بود که از گیلان تماس گرفتند که پلنگی پیدا شده که نمی‌تواند اندام‌های خلفی‌اش (Hindlimb یا اندام عقبی به اندام‌های لگنی مثل پاها گفته می‌شود) را حرکت دهد. من از طریق تلفن به آن‌ها برای مقید سازی، بیهوشی، گرفتن و انتقال کمک و با دانشکده دامپزشکی برای کارهای درمانی‌اش هماهنگ کردم. پلنگ بیهوش به تهران رسید و معاینات عصبی برای حیوان ممکن نبود. در آن روز «روی برناردینیو» دامپزشک پرتغالی که مسئول پلنگ ایرانی در اتحادیه باغ‌وحش‌های اروپایی، در ایران بود. به دلیل عدم دسترسی به MRI مناسب که گزینه بهتری است، روی حیوان سی‌تی اسکن انجام شد. من، دامپزشک پرتغالی و رادیولوژیست در گزارش نوشتیم که به نظر می‌رسد حیوان دچار ضایعه نخاعی غیر قابل بازگشت شده و در این صورت باید یوتانایز شود. البته تلفنی به آقای دکتر مقدم گفتم که باید حیوان به هوش بیاید تا امکان معاینه عصبی باشد. روز بعد هنگام انتقال از باکس به جایگاه مشخص شد که حیوان پایش را تکان می‌دهد و به همین دلیل آقای دکتر دهقان که آنجا حضور داشتند ( متخصص جراحی دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران) از یک مرکزتحقیقاتی وقت MRI گرفتند. این‌ها را گفتم که بدانید من به تنهایی تصمیمی نگرفتم. اما همان زمان حیوان به بیمارستان خصوصی منتقل و جراحی بحث برانگیزی شد. روز بعد من به خبرگزاری مهر گفتم که تشخیص دیروز من با شرایط بالینی درست نیست و عذرخواهی هم کردم. ولی بعد هم رهاسازی اشتباه رخ داد و حیوان کشته شد.

این‌که این اسپرم‌ها از بین رفته بسیار زشت است، آن‌ها سرمایه ملی و جهانی برای یوزپلنگ بودند و البته ما اجازه ذخیره‌سازی تخمک دلبر را پیدا نکردیم

شما پردیسان را جای مناسبی برای تکثیر در اسارت معرفی می‌کنید اما آنچه به عنوان نقاط برتری پردیسان می‌گویید، بیشتر تمهیدات ناموفق است است تا دست‌آورد؛ جایی که صرفا دو تا حیوان را زنده نگه داشته‌اید و البته یکی از آن‌ها تا آستانه مرگ رفته است. یک سری اسپرم هم گرفته شده که ظاهرا از بین رفته است.
این که چرا پردیسان از توران بهتر بوده و هنوز هم بهتر است مشخص شده است؛ دسترسی به متخصصان و امکانات در پردیسان از همه جاهای دیگر بیشتر است. این به دلیل محدودیت‌های سازمان محیط‌زیست است که وسایل دامپزشکی تهیه نمی‌کند. در توران برای یک شرایطی که مشخص نیست اورژانسی بوده یا نه امکانات پایه جراحی وجود نداشته است. حتی به بعدش مثلا موضوعاتی مثل شیر و شیشه هم فکر نشده بوده و آنتن موبایل هم ندارد. دستاوردهای پردیسان هم به دلیل استفاده از متخصصان بوده نه خود پردیسان. شاید جفت‌گیری کوشکی و دلبر دست‌آورد مهمی نباشد، اما به هر حال زنده نگه داشتن دلبر بعد از سقط جنین با وجود عفونت رحمی و حفظ کردن رحم و تخمدانش، دست‌آورد مهمی است. این‌که از کوشکی 3 نوبت و از دو تا یوزپلنگ نر دیگر اسپرم ذخیره شده دست‌آورد بزرگی است. این‌که این اسپرم‌ها از بین رفته بسیار زشت است، آن‌ها سرمایه ملی و جهانی برای یوزپلنگ بودند و البته ما اجازه ذخیره‌سازی تخمک دلبر را پیدا نکردیم.
در این‌که در توران امکانات کافی نبوده و اشتباهات اساسی رخ داده تردیدی نیست. اما مسئله انتخاب محل سایت تکثیر تک عاملی (امکانات دامپزشکی) نیست. در پردیسان مسئله سر و صدا، آلودگی هوا و حضور تعداد بالای سگ و گربه ولگرد وجود دارد. موضوع پر اهمیت شبیه‌سازی شرایط زیستگاه طبیعی هم مطرح است. بهتر نیست به توجه به این مسائل و مسئله استرس مزمن در اسارت محض که مطالعاتی درباره آن وجود دارد، به برطرف کردن نقاط ضعف توران فکر کنیم تا بازگرداند یوزها به پردیسان؟
شما جای دیگری را در دنیا سراغ دارید که مرکز تکثیر در اسارت وسط زیستگاه باشد
در آفریقای جنوبی هست.
آنجا مراکز تکثیر نیمه اسارت هستند
ظاهرا توران هم بنا است که چنین نقشی داشته باشد.
ببینید، وقتی صحبت از تکثیر در اسارت است، یعنی باید کاملا حیوان تحت مدیریت باشد. مواردی که در مورد استرس مزمن اشاره کردید و صحیح است، نیازمند توضیح است. یوزپلنگ‌هایی که از طبیعت به اسارت گرفته می‌شوند، سطح استرسی بالایی دارند. مقایسه رفتار دلبر و فیروز مشخص کننده این تفاوت است. در مورد یوزپلنگی که دستی بزرگ می‌شود، انسان دیگر استرس مزمن نیست و برایش کاهش دهنده استرس هم هست. مثلا در CCF از آدم‌هایی که این یوزها به آن‌ها علاقه‌مند هستند به عنوان بهبود دهند شرایط حیوان استفاده می‌کنند. ما الان در این موضوع دو اسارت را با طبیعت مقایسه نمی‌کنیم، اسارت را با اسارت مقایسه می‌کنیم.
اما مسئله فقط فرد تیمارگر نیست. در مقاله‌ دیگری به نقش عوامل محیطی در تولید مثل گونه‌ها در اسارت اشاره شده است. شما معمولا اسمیتسونین را با پردیسان مقایسه می‌کنید. کل پارک پردیسان 270 هکتار و در وسط شهر است، اما کمپوس 1030 هکتاری اسمیتسونین در خارج شهر فرانت رویال قرار دارد. به استناد یک ژورنال آرتیکل که ارجاعات بسیاری به آقای«کریگ سافو»، مسئول برنامه تکثیر در اسارت اسموتسونین دارد، شبیه‌سازی فرایند طبیعی جفت‌گیری و محیط زندگی مهم‌ترین دلایل ایجاد تحول در برنامه‌های تکثیر در اسارت است. بر این اساس به نظر می‌رسد پردیسان ایرادات اساسی غیر قابل حل مثل مسئله جانمایی دارد.
من اسمیتسونین را با پردیسان مقایسه نکردم، پردیسان ایرادات بسیار زیادی دارد. اصلا ایراد جانمایی هم دارد، جای دیگری نزدیک به امکانات می‌شود برای آن‌ها فراهم کنیم. فقط پردیسان را با همه ایراداتش با توران مقایسه می‌کنم. می‌گویم همین پردیسان پر از ایراد که اصلا هم قابل مقایسه با اسمیتسونین نیست از توران بهتر است.
یعنی اگر توران شرایط امکاناتش به خصوص از لحاظ دامپزشکی بهتر شود، جای بهتری است؟
توران وسط زیستگاه است و مناسب نیست.
در مورد گمان می‌کنم متخصصین حیات‌وحش و اکولوژیست‌ها باید نظر بدهند درست است؟
در مورد این‌که وسط زیستگاه باشد هم متخصصان حیات‌وحش می‌توانند نظر بدهند و هم دامپزشکان حیات‌وحش.
خب دامپزشک دیگری مثل آقای دکتر پیتر کالدول که تجربه بسیاری در مورد تکثیر در اسارت یوز دارند، در مصاحبه با ما و درباره این مقایسه به صراحت گفتند که «من طرفدار پر و پا قرص توران هستم».
ممکن است آدم‌ها نظرات متفاوتی داشته باشند. ایشان از آفریقای جنوبی می‌آید که ذهنیت در این جمله خلاصه می‌شود که «آینده حیات وحش در فنس کشی است»
حالا البته ذهنیت ایشان را ما نمی‌دانیم و البته جزئیات مهم است. مثلا فنس یک میلیون هکتاری شرایط کاملا طبیعی دارد. یا فنسی که فقط از یک سو به کشور آفریقای جنوبی محدود است و از طرف دیگر باز است در همین مناطق هم موفقیت‌هایی در باره یوز داشته‌اند.
من درباره ذهنیت ایشان از مثبت دانستن فنس کشی حرف می‌زنم. ما در ایران باید ببینیم که می‌خواهیم فنس‌کشی کنیم یا نه. این را اکولوژیست‌ها باید نظر بدهند.
اگر ادامه برنامه تکثیر به سوی شرایط نیمه اسارت برود چطور؟ چون به هرحال حداقل یک یوز نر نیاز داریم و فیروز تنها یوز نر ما است
تا این‌جا که برنامه‌ای وجود نداشته و امیدوارم در آینده برنامه‌ای وجود داشته باشد. البته ما یک یوز نر دیگر (کوشکی) هم داریم که به عنوان مرده حسابش می‌کنیم و فقط فیروز نیست. البته اگر فیروز بدون مطالعه رها شود، ممکن است فیروزی که یک بار در طبیعت کشته شده است، واقعا این بار به شکل واقعی بمیرد.
اتفاقا ما این را هم آقای دکتر کالدول پرسیدیم و ایشان گفتن چنین سابقه‌ای برای قدرت باروری در یوزهایی در این سن و سال ندیده‌اند
احتمال خیلی خیلی کمی هست که کوشکی قدرت باروری به صورت طبیعی داشته باشد. ولی آخرین اسپرمی که از کوشکی گرفته شد، با توجه به مشکلات چاقی، کماکان بارور محسوب می‌شد و امکان استفاده از اسپرم حیوان بود. اما در این دو سال که متاسفانه معاینه هم نشده‌اند.
با توجه به نکات گفته شده، اگر قرار بر نگهداری فیروز باشد، باز هم پردیسان از توران بهتر است؟
بله پردیسان بهتر از توران است. اما مسلما برای یک چنین طرحی اگر وجود دارد می‌شود شرایط بهتر و یا ایده‌الی ایجاد کرد نه این‌که بین بد و بدتر انتخاب کرد. اگر نمی‌شود باید بین بد و بدتر انتخاب کرد که به نظر من بد، یعنی پردیسان بهتر است.
برگردیم به پردیسان؛ در زمانی که این یوزپلنگ‌ها زیر نظر شما بودند، آیا هم دلبر و هم ایران به دلیل مشکلات کلیوی داروی انا لاپریل دریافت می‌کردند؟
بله هردو طبق معاینات وآزمایش‌ها نیاز به درمان داشتند.
در حال حاضر اما آخرین آزمایش‌های ایران علی‌رغم قطع دارو نشان می‌دهد که مشکل کلیوی ندارد.
بله مشکل کلیوی می‌تواند کنترل شود و قرار نیست تا ابد دارو مصرف کند.
یعنی بعد قطع شد داروی ایران؟
تا موقعی که من بودم دو آزمایش انجام شد و در هردو نیاز بود مصرف کنند.
یک مسئله دیگر در مورد انالاپریل، تاثیر احتمالی این دارو بر سقط جنین است.
کجا همچین چیزی نوشته شده؟
مطالعه‌ای در سال 2004 نشان می‌دهد مصرف داروهایی مثل انالاپریل در 3 ماهه نخست بارداری ریسک مشکلات جنینی در انسان را افزایش می‌دهد. یک سیستماتیک ریویو هم در سال 2020 انجام شده که شواهد قوی در این مورد تولید کرده است. در هندبوک دارویی پلامب که برای دامپزشکی است، ذیل مدخل انلاپریل در مورد استفاده در دوره حاملگی هشدار داده شده. ما به دکتر «فرناندو ناژرا» دامپزشک اسپانیایی باغ وحش سنت لوییز که متخصص دارو درمانی است ایمیل زدیم. نظر ایشان این بود که «هرچند شواهد مستقیم درباره یوزپلنگ نداریم، اما شواهد کافی در دیگر گونه‌ها کافی است که نخواهیم از این دارو در مورد گونه در معرض انقراضی مثل یوزپلنگ آسیایی استفاده کنیم.» دکتر کالدول هم گفتند این دارو انتخاب مناسبی نیست و اگر یوزپلنگی مشکل کلیوی جدی دارد نباید باردار شود.
ایران مگر در دوره آبستنی مصرف می‌کرده؟
خیر در مورد دلبر، من از شما پرسیدم شما گفتید مصرف می‌کرده در دوره حضور در پردیسان.
دلبر به محض ورود به پردیسان جفت‌گیری کرد و حامله شد، یعنی همین که وارد پردیسان شدند و فرصتی برای تجویز دارو نبود. بعد از ماجری سقط جنین تازه ما متوجه مشکل کلیوی شدیم و برایش دارو تجویز کردیم. ( دلبر و کوشکی در تاریخ 9 و 10 آذر 93 وارد پردیسان شدند و بعد اعلام شد که در اسفند همان‌ سال جفت‌گیری کرده‌اند)
آیا این دارو نمی‌توانست باعث مشکل در بارداری‌های احتمالی بعدی شود؟
خیر نمی‌تواند. دوزی که برای یوزپلنگ‌ها استفاده می‌شود دودهم میلی گرم به ازای هر کیلو وزن بدن در 24 ساعت است که باعث مشکلی نمی‌شود. این دارو برای مشکلات کلیوی آیبرین لینکس‌ ها( لینکس ایبریایی با نام علمی Lynx pardinus) در اسپانیا و پرتغال که باعث از بین رفتن تعدادی از آن‌ها شد، برای همیشه استفاده شده است. این‌که در دوره آبستنی در انسان توصیه به عدم استفاده از انلاپریل با دوزی که برای مشکلات قلبی استفاده می‌شود و با کاهش فشار خون عمومی همراه است، کاملا درست است. در مورد گربه‌سانان وحشی هم شروع کردنش در هنگام آبستنی درست نیست، اما ادامه دادنش در هنگام آبستنی برای مشکلات کلیوی به نفع و ضرش بستگی دارد و باید ریسکش سنجیده شود.
اما دو متخصص دیگر برخلاف این نظر داشتند، در منابع هم توصیه‌های منتناقضی شده است و توصیه مطلقی برای استفاده از این دارو نیست.
شما اگر به پلامب نگاه کنید در بخش دوز ضمن تعیین دوز نوشته شده برای درمان بیماری‌های کلیوی در سگ. برای گربه هم نوشته، برای دفع پروتئین، فشار خون بالا و مشکل مزمن کلیوی.
اما در بخش ایمنی باروری در صفحه 1320 نوشته شده که داروی گتگوری C از نظر FDA، یعنی مصرف آن در طول 3 ماهه نخست بارداری انسان توصیه نمی‌شود. در توضیح هم نوشته شده که مطالعات حیوانی اثرات جانبی شدید بر جنین گزارش شده اما شواهد انسانی کافی نیست.
دقت کنید نوشته شده در دوزهای بالا.
بله درست است، حق با شما است. اما موضوع احتیاط است
در بقیه موارد هم حق با من است، شک نکنید.
سوال بعدی درباره این گفته شما است که «اگر دو یوزپلنگ سابقه جفت‌گیری داشته باشند، شانس جفت‌گیری دوباره آن‌ها 99.9 درصد است». آیا این عدد بر اساس مطالعه به دست آمده؟
این چیزی است که باغ‌وحش‌ها می‌گویند که سابقه جفت‌گیری شانس جفت‌گیری مجدد را بالا می‌برد.
پس این عدد 99.9 درصد بر مبنای شواهدی نیست.
خیر شواهد مطالعه‌ای و رفرنس علمی ندارد و تجربه باغ‌وحش داران است.
اما شواهد منفرد که به صورت دقیق مطالعه نشده‌اند، انکتود و فاقد اعتبار است
بله، اما چیز بدی نیست، یعنی ایران و فیروز شانس بالاتر جفت‌گیری دارند.
سوال بعدی در مورد توله آخر ایران است که برایش آنتی بیوتیک تجویز شده. شما این تجویز را انجام داده‌اید؟
بعد از انتقال به تهران و وخیم شدن حالش از من کمک خواستند، من از تیم متخصصان دانشکده دامپزشکی کمک گرفتم و بر اساس نتایج آزمایش ورادیوگرافی به دامپزشک آن‌جا آقای باستانی توصیه کردم که از آنتی بیوتیک به دلیل مسدود شدن مجرای تنفسی فوقانی استفاده کنند. مشکلی که احتمالا متعاقب آلودگی به هرپس ویروس بروز کرده است. اگر درمان‌های انجام شده نبود، توله سوم هم زنده نمانده بود.
دکتر کالدول گفتند که هیچ ایده‌ای ندارند که چرا بدون کشت ادرار و یا آزمایش خونی که نشانگر عفونت باشد، برای حیوان آنتی‌بیوتیک تجویز شده است.
خود آقای پیتر آنتی بیوتیک دوم را تجویز کرده‌اند. در آزمایش اول لفت شیفت (به افزایش تعداد گلبول‌های سفید نابالغ درخون گفته می‌شود که متعاقب عفونت یا التهاب در بدن پدید می‌آید) وجود داشت و در گزارش رادیوگرافی مسدودیت مجرای تنفسی فوقانی احتمالا متعاقب هرپس ویروس گزارش شده بود. من همان زمان گزارش را برای آقای دکتر اکبری هم فرستادم.
دکتر کالدول همچنین گفتند که آنتی بیوتیک تجویز شده ( Lincospectin) ایجاد مسمومیت کلیوی می‌کند و انتخاب مناسبی نبوده است.
این نظر شخصی ایشان است. این کلاس آنتی‌بیوتیک‌ها اگر با دوز بالا بعد از 5 روز استفاده شوند این اثر را دارند، اما استفاده یک یا دو بار با دوز پایین در این حیوانات امن است.
شما یعنی یک دوز تجویز کردید؟
بله و خیلی قبل از از آمدن دکتر پیتر، مصرفش قطع شده. قبل و بعدش هم آزمایش خون گرفته شده که نشان می‌دهد عملکرد کلیه حیوان کاملا نرمال است.
شما جایی در افیلیشن( انتساب) خودتان ذکر کرده‌اید که کارمند موسسه CCF (صندوق حفاظت از یوزپلنگ) بوده‌اید.زمان همکاری و سمت شما چه بوده است؟
من به عنوان دامپزشک ارشد 5 ماه برای آنجا کار کردم.
ما این موضوع را از خانم لورا مارکر (مدیر عامل CCF) از طریق ایمیل پرسیدیم و ایشان گفتند که دکتر معماریان قبلا به مدت 4 ماه در استخدام موسسه بوده و در حال حاضر مشاور داوطلب هستند. در حالی که شما در لایو وب‌سایت گلونی در 28 اردیبهشت به صراحت گفتید که کارمند خانم مارکر هستید.
من کارمند خانم مارکر بودم و الان با ایشان در ارتباط هستم.
اما شما می‌گویید الان کارمند ایشان هستم
حالا اگر زمان فعلش اشتباه است عذرخواهی می‌کنم، من کارمند ایشان بودم و با ایشان در ارتباط هستم.
در مورد دیگری شما در شبکه‌های اجتماعی ادعای مکتوب کرده‌اید که «مشاور ارشد دامپزشکی گروه متخصصان دامپزشکی گربه‌سانان در سازمان جهانی حفاظت از حیات وحش» هستید. این موضوع را هم ما از طریق ایمیل از IUCN پیگیری کردیم که اعلام کردند که اصلا چنین پوزیشنی در IUCN یا گروه متخصصان گربه‌سانان وجود ندارد.
این ترجمه اشتباهی بوده و من چون مدتی بود سر نزده بودم، تغییرش نداده بودم. اما من به هیچ عنوان هیچ‌جا نگفتم که نظر من نظر IUCN است و این را در پاسخ به ایمیل خود IUCN هم در این مورد گفته‌ام.
مسئله اظهار نظر از طرف IUCN نیست، مسئله افیلیشن نامعتبر وجود دارد که شما به خودتان نسبت داده‌اید. این که یک زمانی چنین ادعایی کرده‌اید را که رد نمی‌کنید؟
نه چنین ادعایی نیست، من اگر از من مشاوره خواسته‌اند ارائه کرده‌ام.
مشاوره با دامپزشک ارشد تفاوت دارد. در پاسخ ایمیل ما فقط نوشته که شما فقط عضو SSC (کارگروه نجات گونه‌ها) هستید و هیچ نقش رسمی ندارید.
این جمله بندی اشتباه شده است. اصلا دلیل این‌که قبول کردم با شما مصاحبه کنم توضیح همین مسئله بود چون IUCN از ایمیل شما مرا مطلع کرده بود. من هیچ وقتی افیلیشن کارمندی با IUCN نداشته‌ام و ندارم.
پس چیزی که شما نوشته‌اید درست نبوده است؟
ترجمه اشتباهی است از چیزی که من نوشته‌ام، اما من اشتباه کردم که آن را گذاشتم و دوباره تاکید می‌کنم که من فقط عضوی هستم که اگر از من کمکی خواسته شود، کمک مشاوره‌ای می‌کنم.

۱۴۹ مصدوم در حادثه کارخانه کربنات سدیم فیروزآباد

یک هفته پس از آنکه حادثه برخورد قطار مشهد – یزد روی داد یک حادثه دیگر در استان فارس همه نگاه‌ها را به سوی خود کشاند. فقط بخت یار بود و بدون فوتی موجب مسمومیت ۱۴۰ نفر شد. ماجرا از این قرار است که حدود ساعت ۵ عصر روز دوشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۱ نشتی یکی از مخازن آمونیاک کارخانه کربنات سدیم فیروزآباد که در مجموع ۱هزار و ۵۰۰ نفر پرسنل داشت موجب شیوع مسمومیت تنفسی شد. بعد از وقوع این حادثه علاوه بر تیم‌های آتش نشانی، تیم متخصص اورژانس، جراحی و بیهوشی با بالگرد به محل حادثه منتقل شدند. خلیل عبداللهی مدیرکل بحران استانداری فارس با اشاره به انتشار گاز آمونیاک در محدوده کارخانه کربنات سدیم، از مسدود شدن محور فیروزآباد به شیراز با هدف پیشگیری از بروز مشکل برای شهروندانی که در این محور تردد می‌کنند خبر داد. او به ایسنا گفت که تردد در مسیر فیروزآباد به شیراز، به محور فراشبند منتقل شده و جابه جایی از این مسیر در حال انجام است.مهرداد شریفی معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی شیراز با اعلام آخرین وضعیت مصدومان حادثه انفجار در کارخانه کربنات سدیم فیروزآباد، گفت: با ترخیص ۱۲۶مصدوم طی روز گذشته تاکنون، در حال حاضر ۲۳مصدوم بستری بوده و خدمات درمانی لازم به آنان ارائه می‌شود. خوشبختانه این حادثه موردی از فوتی نداشته و با رسیدگی به موقع به بیماران و آمادگی کامل بیمارستان حضرت قائم(عج)، نیازی به ارجاع بیماران به مرکز استان نیز وجود نداشت و تمام مصدومان طی ساعات ابتدایی حادثه، مداوا و ترخیص شدند.شریفی اعزام ۱۴ دستگاه آمبولانس، یک دستگاه اتوبوس آمبولانس و یک فروند بالگرد اورژانس را از دیگر اقدامات انجام شده در این حادثه برشمرد.در همین حال حجت‌الاسلام سید کاظم موسوی رئیس کل دادگستری فارس در گفت‌وگو با خبرنگاران با تاکید بر اینکه پرونده قضایی برای بررسی دقیق و کارشناسی شده علل حادثه حریق در کارخانه کربنات سدیم فیروزآباد تشکیل خواهد شد، گفت: در یک فرآیند قضایی و کارشناسی قصور احتمالی و ترک فعل مسئولان مربوطه بررسی و در این خصوص نص صریح قانون اجرا خواهد شد. او با بیان اینکه وجود مخازن آمونیاک می‌توانست ابعاد فاجعه را بسیار گسترده کند که با ورود به موقع نیروهای امدادی مسئول و مدیریت مناسب بحران از وقوع یک فاجعه بزرگ جلوگیری شد، عنوان کرد: روشن شدن ابعاد این حادثه و مقصران احتمالی می‌تواند زمینه پیشگیری از تکرار چنین حوادثی را فراهم کند.

گرما پیرمان می‌کند

وقتی که لری کنی، استاد فیزیولوژی در دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا، تحقیقات خود را درباره اینکه شدت گرما چقدر به انسان آسیب می‌زند، آغاز کرد، سراغ کارگرانی رفت که هنگام فاجعه اتمی «تری مایل آیلند» در پنسیلوانیا و زمانی که دما به ۷۴ درجه سانتی‌گراد (۱۶۵ درجه فارنهایت) رسید، داخل نیروگاه بودند.
«لری کنی» در سال‌های بعد روی این موضوع متمرکز شد که استرس گرما چگونه روی طیفی از مردم در آب و هوای نامساعد تاثیر می‌گذارد؛ افرادی مانند فوتبالیست‌ها، سربازانی که لباس‌های محافظ به تن دارند و دوندگان مسافت در صحرا. «کنی» این اواخر به تحقیق درباره مردم عادی، در حال انجام کارهای روزمره در شرایطی پرداخت که تغییر اقلیم، دمای زمین را به نقطه جوش نزدیک می‌کند.

 

روز دوشنبه هشدار گرمای شدید و توصیه‌های مقابله با آن در سراسر قسمت‌های شرقی ایالات متحده شنیده شد؛ درست بعد از اینکه دمای هوای آخر هفته در جنوب غرب آمریکا رکورد زده بود. اداره آب و هوای ملی آمریکا اعلام کرد که در چند روز آینده گرما به شمال شرق می‌رود.
موج گرمای شدید بخش‌هایی از کره زمین را با نظم وحشت‌برانگیزی تحت تاثیر قرار داده است. به گزارش نیویورک تایمز، دانشمندان در حال بررسی عواملی هستند که در جهان گرم‌تر، باعث بیماری و مرگ و میر انسان می‌شوند. آنها می‌خواهند بدانند چند نفر دیگر به بیماری‌های ناشی از افزایش دمای هوا مبتلا می‌شوند و صدماتی که می‌بینند چقدر مکرر و شدید خواهد بود. دانشمندان همچنین می‌خواهند بدانند چگونه می‌توانند از جوامع به شدت آسیب‌پذیر محافظت کنند.

هوبر می‌گوید که دانشمندان به سختی می‌توانند بگویند تغییر اقلیم چگونه روی سلامت و رفاه انسان در مقیاس بزرگتر تاثیر می‌گذارند. به ویژه در کشورهای در حال توسعه که عده بسیاری هم‌اکنون تحت تاثیر پیامدهای آن قرار گرفته‌اند. اما داده‌های لازم برای این تحقیق بسیار کم است. استرس گرمایی محصول عوامل بسیاری است: رطوبت، آفتاب، باد، هیدراتاسیون، لباس و آمادگی جسمانی و طیف آسیب‌های آن آنقدر گسترده ا‌ست که پیش‌بینی اثرات آن در آینده با هر دقتی، دشوار خواهد بود

پیش‌بینی زندگی در آینده‌ای داغ
دانشمندان به یک چیز یقین دارند: آنها نمی‌توانند بر اساس موج گرمایی که در دو دهه گذشته رخ داده، خطرات احتمالی که در آینده پیش روی ماست را پیش‌بینی کنند. ارتباط میان انتشار گازهای گلخانه‌ای و افزایش شدید دما آنقدر واضح است که برخی از محققان می‌گویند خیلی زود ممکن است به نقطه‌ای برسیم که دیگر فایده ندارد که بگوییم موج گرمای شدیدی که امروز رخ می‌دهد، دو دهه پیش اتفاق افتاده؛ یعنی قبل از آنکه انسان دمای زمین را بالا ببرد. متیو هوبر، دانشمند اقلیم در دانشگاه پردو می‌گوید که اگر سرعت گرمایش جهانی کاهش پیدا نکند، گرم‌ترین موج گرمایی که خیلی‌ها آن را تجربه کرده‌اند به روزهای عادی تابستانی تبدیل می‌شود. پردو تاکید می‌کند: «چیزی نیست که بتوانید از آن فرار کنید.»
هوبر می‌گوید که دانشمندان به سختی می‌توانند بگویند تغییر اقلیم چگونه روی سلامت و رفاه انسان در مقیاس بزرگتر تاثیر می‌گذارد. به ویژه در کشورهای در حال توسعه که عده بسیاری هم‌اکنون تحت تاثیر پیامدهای آن قرار گرفته‌اند. اما داده‌های لازم برای این تحقیق بسیار کم است. استرس گرمایی محصول عوامل بسیاری است: رطوبت، آفتاب، باد، هیدراتاسیون، لباس و آمادگی جسمانی و طیف آسیب‌های آن آنقدر گسترده ا‌ست که پیش‌بینی اثرات آن در آینده با هر دقتی، دشوار خواهد بود.
اثر افزایش دما و رطوبت بر بدن انسان
به گفته هوبر تحقیقات کافی درباره این موضوع وجود ندارد؛ اینکه به جای وقوع تابستان با گرمای ناگهانی، تجربه زندگی تمام مدت در دنیای گرم‌تر چگونه خواهد بود. او می‌گوید: «ما نمی‌دانیم عواقب طولانی‌مدت بیدار شدن هر روز از خواب، سه ساعت کار کردن در گرمای کشنده، تعریق شدید و بعد بازگشت به خانه، چه خواهد بود.»
اهمیت روزافزون این مسائل باعث شده تا محققانی مانند لری کنی جذب این موضوع شوند. کنی هیچ‌وقت به چشم یک دانشمند اقلیم به خودش نگاه نمی‌کرد. او به همراه همکارانش برای این تحقیق، تعدادی از زنان و مردان جوان و در سلامت کامل را در اتاق‌هایی با طراحی ویژه قرار داد؛ جایی که آنها خیلی نرم دوچرخه‌سواری می‌کنند. محققان سپس دما و رطوبت اتاق را بالا بردند.
آنها متوجه شدند که افراد مورد آزمایش در دمای بسیار پایین‌تر (دمای حباب مرطوب)، نسبت به آنچه دانشمندان اقلیم تخمین می‌زدند، دچار گرمازدگی خطرناکی شدند. آنها مشاهده کردند که در شرایط بخار حمام، بدن انسان گرما را سریع‌تر از آنکه عرق کند تا دمای بدن پایین بیاید، جذب می‌کند. کنی می‌گوید که متاسفانه بدن انسان برای ادامه در گرمای شدید به اندازه کافی عرق نمی‌کند.
گرمازدگی تنها پیامد تغییر اقلیم نیست
گرما پیامدی از تغییر اقلیم است که ذاتا ویرانگر است. نه تنها مناظر، اکوسیستم و زیرساخت‌ها را از بین می‌برد بلکه به اعماق بدن تک تک موجودات نیز نفوذ می‌کند.
قربانیان گرمای شدید اغلب تنها در خانه‌هایشان می‌میرند. گرمای شدید جدا از گرمازدگی، باعث سکته قلبی و نارسایی کلیه می‌شود. به اندام‌ها و سلول‌های بدن، حتی به دی‌ان‌ای ما هم آسیب می‌زند. آسیب‌های گرما در سنین خیلی کم یا خیلی بالا تشدید می‌شود. همچنین در افرادی که فشار خون بالا، آسم و ام‌اس دارند یا به بیماری‌های دیگری مبتلا شده‌اند.
زمانی که جیوه دماسنج بسیار بالا رود، نمی‌توانیم در حرفه خود کارآمد باشیم. قدرت تفکر و عملکردهای حرکتی ما مختل می‌شوند. گرمای شدید همچنین باعث افزایش جرم و جنایت، اضطراب، افسردگی و خودکشی می‌شود.
ویدیا ونوگوپال، استاد سلامت محیط زیست در دانشگاهی در هند، سال‌هاست که درباره این موضوع تحقیق می‌کند که گرما چه بلایی بر سر کارگران کارخانه‌های فولاد، خودروسازی و کوره‌های آجرپزی می‌آورد. خیلی از آنها بر اثر کم‌آبی شدید بدن، سنگ کلیه می‌گیرند.

قربانیان گرمای شدید اغلب تنها در خانه‌هایشان می‌میرند. گرمای شدید جدا از گرمازدگی، باعث سکته قلبی و نارسایی کلیه می‌شود. به اندام‌ها و سلول‌های بدن، حتی به دی‌ان‌ای ما هم آسیب می‌زند. آسیب‌های گرما در سنین خیلی کم یا خیلی بالا تشدید می‌شود. همچنین در افرادی که فشار خون بالا، آسم و ام‌اس دارند یا به بیماری‌های دیگری مبتلا شده‌اند

*گرما بر زایمان زودرس و نوزادان کم‌وزن اثر دارد
ونوگوپال سال‌ها پیش با صحنه‌ای روبه‌رو شد که هیچ‌وقت فراموشش نمی‌کند. او با یک کارگر فولاد دیدار کرد که برای مدت ۲۰ سال روزی ۸ تا ۱۲ ساعت نزدیک یک کوره کار می‌کرد. نصف موهای سرش سفید بود، پوست صورتش چروکیده شده بود و بالاتر از ۵۵ سال به نظر می‌رسید. اما کارگر گفت که سنش حدودا بین ۳۸ تا ۴۰ سال است. ونوگوپال می‌گوید که این همان نقطه عطفی بود که فهمیدیم گرما سن آدم را بالاتر می‌برد.
ادلید ام. لوزامبیلی، محقق دانشگاه آقا خان در کنیاست. او درباره اثرات گرما روی زنان باردار و نوزادان منطقه کیلیفی در ساحل کنیا تحقیق می‌کند. زنان حتی در زمانی که باردارند، ساعت‌ها پیاده‌روی می‌کنند تا برای خانواده خود آب بیاورند. تحقیقات نشان می‌دهد که در معرض گرما قرار گرفتن منجر به زایمان زودرس و تولد نوزادان کم‌وزن می‌شود. لوزامبیلی مشاهده کرده بود که مادران یک روز پس از زایمان با نوزادان یک روزه خود روی پشت‌شان مسافت‌های طولانی را پیاده‌روی می‌کنند. در این شرایط بدن و دهان نوزادان تاول می‌زند و شیردهی بسیار مشکل است.لوزامبیلی می‌گوید این شواهد کافی بودند تا او بداند که تغییر اقلیم چگونه جلوی پیشرفت آفریقا در جلوگیری از مرگ و میر نوزادان را گرفته است.
استفاده از خنک‌کننده‌ها نه تنها راه‌حلی کوتاه مدت است که خود به تنهایی باعث گرم‌تر شدن کره زمین می‌شود. دانشمندان باید به دنبال راهی پایدارتر باشند تا بتوانند جلوی گرم‌تر شدن کره زمین را بگیرند. اولی جی، استاد گرما و سلامت در دانشگاه سیدنی می‌گوید با توجه به اینکه بسیاری هنوز به هیچ دستگاه خنک‌کننده‌ای دسترسی ندارند، باید به دنبال راه‌های مقابله پایدارتری بود چرا که خنک‌کننده‌ها با مصرف برق بالایی که دارند باعث گرم‌تر شدن کره زمین می‌شوند.

نگاه غرب به حقوق کودک فریبکارانه است

|پیام‌ما | اظهارنظر مدیرعامل سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران در اولین همایش ملی حمایت از اطفال و نوجوانان در معرض آسیب و آسیب دیده اجتماعی (کار و خیابان) درباره کار کودکان بحث‌برانگیز شده‌ است. گرچه او سعی کرده بر جمله «مقابله با استثمار کودکان باید پیگیری شود» تأکید کند اما به نظرمی‌رسد باید با او درباره مفهوم و الزامات کودکی صحبت شود. این در حالی است که وزیر کشور نیز در این همایش کنوانسیون حقوق کودک را مورد نقد قرار داد.

 

احمد احمدی صدر مدیرعامل سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران گفته است: قطعا مساله‌ی کودکان کار و خیابان مساله‌ای چند وجهی است که بخشی از آنها به صورت سازماندهی شده و به نفع سودجویان مورد استثمار قرار گرفتند و بخش دیگری در کارگاه‌ها و کارخانه‌ها تلاش و فعالیت می‌کنند. وقتی مساله‌ی کار را تبیین نمی‌کنیم عده‌ای سوءاستفاده می‌کنند و عناوینی چون مقابله با کار کودک به اشتباه مطرح می‌شود در حالی که مقابله با استثمار کودکان را باید پیگیری کنیم. کار جوهره مرد است و از نوجوانی و سن کار این موضوع مطرح می‌شود اما نیاز است که تفکیک لازم در این مباحث مورد توجه قرار گیرد.
این سخنان در حالی از سوی مدیرعامل سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران مطرح شد که وزیر کشور نیز سخنان مشابهی در مورد حقوق کودکان مطرح کرد.

احمد احمدی صدر مدیرعامل سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران گفته است : مقابله با استثمار کودکان را باید پیگیری کنیم. کار جوهره مرد است و از نوجوانی و سن کار این موضوع مطرح می‌شود اما نیاز است که تفکیک لازم در این مباحث مورد توجه قرار گیرد

احمد وحیدی در این همایش گفت: مبانی فکری کشورهای غربی در حوزه کودک در قالب کنوانسیون جهانی کودک متجلی است که این کنوانسیون به مسائل اخلاقی و رشد و تعالی کودک توجه لازم را ندارد.
وزیر کشور مراقبت از مبانی فکری و عملی در حوزه کودک و نوجوان را مهم دانست و سخنان خود را اینگونه ادامه داد: سندی که شورای عالی انقلاب فرهنگی برای کودکان تهیه و رئیس جمهوری آن را ابلاغ کرده است، سند ارزشمندی است که باید مبنای نظری و عملی در این حوزه باشد.
البته وحیدی به اقدام مهم ایران در آموزش کودکان افغانستانی اشاره کرد و گفت : به فرمان رهبر معظم انقلاب اسلامی مبنی بر تحصیل رایگان کودکان اتباع افغانستانی جمهوری اسلامی ایران با نگاه انسان دوستانه به مسائل، تلاش دارد کودکان مهاجر مورد تعلیم و تربیت قرار گیرند.
با این حال وزیر کشور تاکید کرد: نگاه غرب به حقوق کودک فریبکارانه است. موضوع کار کودکان تنها در کنوانسیون جهانی کودک منع نشده است، در قوانین داخلی ایران نیز منع شده است .
قانون کار ایران دستکم ۶ ماده دارد که به صراحت در آن استخدام کودکان زیر ۱۵ سال را ممنوع کرده است. در ماده ماده ۷۹ این قانون آمده است‌: به کار گماردن افراد کمتر از 15 سال تمام ممنوع است. البته بحث درباره تعریف کودک در ایران همواره محل مناقشه بوده است. با این حال همان قانون کار درباره کارگری که سنش بین ۱۵ تا ۱۸ سال است در ماده ۸۰ به تعریف کارگر نوجوان پرداخته است. مواد ۷۹ تا ۸۴ قانون کار مفادی در خود دارد که بهتر بود احمد احمدی‌صدر پیش از ایراد سخنرانی و اظهارنظر خود آن‌ها را مرور می‌کرد. چرا که اساساً آنچه به عنوان مهارت‌آموزی و یا اصطلاحاً آبدیده‌شدن مطرح است با استخدام کودکان ولو کودکان نوجوان متفاوت است و در مجموع این دو مقوله با استثمار کودکان متفاوت است.
با این حال مدیرعامل سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران در اولین همایش ملی حمایت از اطفال و نوجوانان در معرض آسیب و آسیب دیده اجتماعی (کار و خیابان) بر لزوم ایفای نقش صحیح مردم و دستگاه‌های متولی برای حل معضل کودکان کار و خیابان تاکید کرد و افزوده است : در حوزه کودکان آسیب‌دیده و در معرض آسیب مخاطبانی داریم که آینده‌سازان کشور و نسل آینده افتخارآمیز کشور می‌توانند باشند البته اگر مورد حمایت قرار بگیرند.
او در بخش دیگری از سخنان خود گفته است: هنگامی که چالش‌های عدم حمایت از این اطفال و کودکان را مورد بررسی قرار می‌دهیم نتیجه قابل تاملی به دست آمد که چرا در حوزه کودکان در معرض آسیب با وجود ۱۴ دستگاه متولی که همگی مکلف به اجرای قوانین و مقررات حمایت از کودکان کار و خیابان هستند، اما در حال حاضر شاهد صحنه‌هایی هستیم که کودکان را در کوچه‌ها، خیابان‌ها، کارگاه‌ها و… در کشور مشاهده می‌کنیم.
مدیرعامل سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران همچنین افزوده : با همه گروه‌های فعال و NGO های فعال در این حوزه و همچنین سازمان بهزیستی جلساتی برگزار شد و به نتایج مثبتی رسیدیم. همچنین در قرارگاه تحول اجتماعی میز کودکان کار تشکیل و مشاوره‌های ارزشمندی دریافت شد که نهایتا چند سوال اساسی شکل گرفت از جمله آنکه آیا ضوابط و قوانین در حوزه حمایت کودکان آسیب دیده و در معرض آسیب کافی است و یا ناقص است؟ آیا همه نهادها و دستگاه‌ها به وظایف خود در این حوزه به درستی عمل می‌کنند؟ آیا یک روش علمی و فنی متکی بر تجربه سال‌های گذشته ارائه شده است یا خیر؟.
مدیرعامل سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران در بخش دیگری از صحبت‌های خود با اشاره به این‌که چند هزار NGO فعال در حوزه اجتماعی در کشور فعال هستند، گفته: در تهران تعداد گروه‌هایی که در حوزه کودکان کار فعال می‌کنند بسیار زیاد است هدف ما در قرارگاه و کارگروه ویژه کودکان کار این است که به مدل مشخصی دست پیدا کنیم که ضمن جلب حمایت همه دستگاه‌های مسئول در حقیقت روشی را برای حل مساله آسیب‌های اجتماعی ارائه کند. روز گذشته در این همایش هفت کارگروه تخصصی برگزار شد که خروجی آن پنل‌هایی است که امروز صبح و عصر برگزار خواهد شد تا در نهایت مدلی ارائه دهیم که یکبار به صورت جدی به موضوع کودکان کار و خیابان بپردازد.
احمدی صدر تاکید کرد: اینجا عرصه‌ای است که مردم و مسئولین به صورت آتش به اختیار می‌توانند عمل کنند. دریای عظیم مردم می‌تواند مشکلات و آسیب‌های اجتماعی را در خود حل کند اگر حاکمیت نقش حمایتی خود را به درستی ایفا کند. بی‌تردید امکان ندارد بدون ایفای نقش تکیه‌گاه توسط حاکمیت این روند به درستی طی شود. موفقیت در حوزه کودکان کار زمانی محقق می‌شود که نقش حاکمیت و مردم به درستی ایفا شده باشد. ۱۴ نهاد متولی که همگی باید تلاش کنند در این حوزه وظایف خود را به درستی اجرا کنند امروز زمینه‌ای فراهم شده تا همه آنها کنار یکدیگر بنشینند و این مشکل را حل کنند.
مدیرعامل سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران تاکید کرد: از همه افرادی که در حوزه ساماندهی این وضعیت ایده و نظر دارند دعوت می‌کنیم به قرارگاه بیایند و ایده و نظر خود را ارائه دهند تا شاهد رشد بیشتر در این حوزه باشیم.
این سخنان در حالی مطرح شده است که تخمین زده می‌شود بین ۳ تا ۷ میلیون کودک در ایران مشغول کارند. از سوی دیگر به دلیل بحران‌های متعدد اقتصادی بسیاری از کارگاه‌های زیرزمینی که برای فرار از مالیات یا انجام کارهای سیاه کودکان را به کار می‌گیرند اطلاعاتی در دست نیست. این بخش پنهان کار کودکان به جز کودکانی است که ما در چهارراه‌ها و خیابان‌ها در حال فال‌فروشی و تکدی‌گری می‌بینیم. در چنین فضایی که به درستی از کودکان و اقشار محروم حمایت قاطعی صورت نمی‌گیرد پرسشی مطرح می‌شود که آیا بهتر نیست از اظهارنظرهای شائبه‌برانگیز جلوگیری کرد. پرسش دیگری که مطرح می‌شود این است که آیا مدیرعامل یک سازمان اجرایی در شهرداری تهران به خوبی به موضوع آسیب‌های اجتماعی، مفهوم کودکی و همین‌طور مفهوم کار کودکان اشراف دارد؟ نکته دیگری که پرسشی جدی‌تر را به دنبال دارد این است که اظهارات این مدیر شهرداری تهران به شدت جنسیت‌زده است. از او باید پرسیده شود که آیا کار فقط جوهره مرد است.

ضعف مجلس در تدوین قانون شفافیت

در حالی که سخنگوی شورای نگهبان از مخالفت با طرح شفافیت قوای سه‌گانه سخن گفته، به نظر می‌رسد آنچه موجب ناکامی پارلمان در تحقق این وعده قدیمی یعنی تصویب طرح شفافیت شده، ناآشنایی نمایندگان با ساز و کار قانون‌نویسی و تدوین متون حقوقی است.

 

سخنگوی شورای نگهبان دیروز صبح در یک نشست خبری اعلام کرد که به دلیل ابهامات و ایرادهای شکلی و ماهوی با مصوبات مجلس در طرح موسوم به «شفافیت قوای سه‌گانه» مخالفت کرده و این در حالی است که روح‌الله نجابت در قامت سخنگوی کمیسیون شوراها و امور داخلی کشور در مجلس در این رابطه توضیح داده و گفته که مجلس آمادگی دارد تا در اسرع وقت، تمامی ایرادها و ابهام‌ها را رفع کند. اواخر اردیبهشت‌ماه بود که بالاخره مجلس یازدهم بعد از ۲ سال «شعار شفافیت»، این وعده انتخاباتی را عملیاتی کرد و طرح شفافیت قوای سه‌گانه را به تصویب رساند. طرحی که ابتدا قرار بود صرفاً «آرای نمایندگان» را شفاف کند اما نمایندگان در میانه راه دریافتند که شفافیت اگر نصفه و نیمه اعمال شود، ممکن است حتی در تضاد با اهداف و آرمان شفافیت باشد؛ در نتیجه با تغییرات و اصلاحاتی که در این طرح اعمال کردند، شفافیت را با نگاهی عمومی‌تر به تصویب رسانده و مقرر کردند که رفتار و عملکرد قوای سه‌گانه شفاف شود. با این همه اما آن‌چه حتی با این عنوان دهان‌پرکن به تصویب رسید نیز به‌زعم بسیاری از ناظران بیرون پارلمان، ناشفاف و مبهم بود. ابهامی که از جمله یک نماینده ادوار مجلس همان زمان اعلام کرد که نه‌تنها منجر به «شفافیت» در نظام سیاسی مملکت نخواهد بود، بلکه زمینه‌ساز «محرمانگی» است. غلامعلی جعفرزاده ایمن‌آبادی که تا پیش از روی کار آمدن مجلس یازدهم به نمایندگی از مردم رشت در پارلمان حضور داشت، گفته بود: «وقتی از شفافیت حرف می‌زنیم، نمی‌توانیم در عمل بیش از آن‌که در راستای شفاف‌سازی گام برداریم، دنبال محرمانگی بیشتر باشیم. این نمایندگان مجلس، وکیل ملت هستند و در قبال موکلانشان وظایفی دارند. ما حق ندارم هیچ موضوع و مسئله‌ای را «محرمانه» و دور از اطلاع جامعه نگه داریم. اما در حال حاضر این طرحی که مجلس یازدهم کلیاتش را پس از دو سال جار و جنجال و شعار و وعده و تغییر و بازنویسی، بالاخره به تصویب رساند، آن‌قدر تبصره و استثنا دارد و آن‌قدر خط‌قرمزها و محرمانگی‌های ناضرور و ساختی به طرح تحمیل شده که به‌واقع در صورت تکمیل روند تصویب طرح، در نهایت معلوم نیست که قرار است در سایه اجرای چنین قانونی، چه شفافیتی حاصل شود و اساساً مجلس با این طرح دنبال شفاف‌سازی چه بوده است!» صحبت‌های جعفرزاده ایمن‌آبادی در این رابطه در حالی مطرح می‌شد که او خود به‌عنوان یکی از نمایندگان مجلس دهم نیز با بحث بر سر «طرح شفافیت» آشنا بود. چه آن‌که بحث‌ها در این رابطه از همان زمان فعالیت مجلس دهم آغاز شده بود و جالب آن‌که آن زمان نیز آن نمایندگانی که پیش از سایر وکلای مجلس با شعار شفافیت وارد گود شد و آستین‌ها را برای تصویب طرح «شفافیت آرای نمایندگان» بالا زدند، اصولگرایانی بودند که در مجلس دهم یکی از سه فراکسیون به‌نسبت هم‌وزن آن دوره را در اختیار داشتند و جالب‌تر آن‌که مسیری که در ۲ سال نخست مجلس یازدهم طی شد و نمایندگان از بحث درباره «شفافیت آرای نمایندگان» عبور کرده و به طرح «شفافیت قوای سه‌گانه» رسیدند، در مجلس دهم نیز یک بار به همین شکل و سیاق طی شده بود. البته با این تفاوت که در مجلس دهم ابتدا اصولگرایان حاضر در فراکسیون نمایندگان ولایی با طرح «شفافیت آرا» بحث را آغاز کردند و بعد در ادامه مسیر، نمایندگان حاضر در دو فراکسیون دیگر به‌خصوص اصلاح‌طلبان حاضر در فراکسیون امید به این نگاه تک‌بعدی به شفافیت سیاسی مخالفت کرده و در نتیجه طرح «شفافیت قوای سه‌گانه» را به‌عنوان جایگزین پیشنهاد کردند؛‌ حال آن‌که در مجلس یازدهم، همان اصولگرایانی که در فراکسیون اکثریت این مجلس دو فراکسیونی خواهان «شفافیت آرای نمایندگان» بودند، در ادامه به نتیجه‌ای رسیدند که پیش‌تر اصلاح‌طلبان دوره دهم رسیده بودند و بر این اساس طرح «شفافیت قوای سه‌گانه»‌ را به‌عنوان جایگزین طرح «شفافیت آرای نمایندگان» پیشنهاد کرده و به تصویب رساندند.هرچه بود اما آن‌چه در عمل به تصویب مجلس یازدهم رسید، اگرچه در عنوان، عمومی به نظر می‌رسید و دایره شمولی گسترده داشت اما در عمل آنطور که پیشتر نیز اشاره شد، آنقدر با تبصره‌های گاه و بی‌گاه محدود شده بود که طیفی از ناظران معتقد بودند نتیجه‌اش نه‌ تنها «شفافیت» نیست؛ که «محرمانکی» است. حال در آخرین تحول، سخنگوی شورای نگهبان در حالی به تشریح تصمیمات این نهاد در خصوص مصوبات مجلس در طرح موسوم به «شفافیت قوای سه‌گانه» پرداخته و از جزئیات ایرادهایی که این نهاد به طرح پارلمان وارد کرده، سخن گفته که به نظر می‌رسد نگاه شورای نگهبان نیز در این فقره بیش از آن‌که به مجلس یکدست اصولگرای یازدهم نزدیک باشد، به منتقدان و ناظران بیرون پارلمان قرابت دارد. هادی طحان‌نظیف که دیروز در یک نشست خبری در این رابطه توضیح داد، با اعلام مخالفت این شورا با مصوبات مجلس یازدهم در طرح «شفافیت قوای سه‌گانه»، گفت: «بر اساس بررسی‌های به‌عمل‌آمده در جلسات شورا نسبت به برخی موارد ابهامات و اشکالات مطرح شد و این طرح به ‌منظور اصلاح به مجلس ارجاع داده می‌شود.» او که تاکید کرده شورای نگهبان مخالفتی با «نفس و اصل موضوع شفافیت» ندارد، توضیح داده که «مجلس باید نکاتی را راجع به مشمولان، نحوه اجرا، سازوکارهای این طرح و جوانب آن در نظر بگیرد.» به‌گفته سخنگوی شورای نگهبان از جمله گفته است: «برخی نهادهای ذکرشده در این مصوبه مثل صندوق عشایری اساساً وجود خارجی ندارد و احتمالاً منظور نمایندگان، صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان، روستاییان و عشایر بوده است که طبعاً این موارد باید اصلاح شود.» او با بیان اینکه «اسامی برخی دستگاه‌ها ناقص و اشتباه ذکر شده»، گفت: «در ماده یک که در مورد نهادهای مشمول طرح است، چند اشکال یا ابهام وجود داشت، از جمله درباره نحوه نگارش و تکرار دستگاه‌های مشمول که به‌انحای مختلف ذکر شده است؛ مثلاً وزارتخانه‌ها یا مؤسسات و شرکت‌های دولتی که عنوان آنها یک بار به‌شکل مستقیم ذکر شده و بار دیگر برای اشاره به آنها به ماده ۵ قانون خدمات کشوری ارجاع داده شده که این تکرار از نظر اعضای شورای نگهبان مغایر با بند یک اصل ۱۱۰ قانون اساسی بوده است.» طحان‌نظیف به بخشی از مصوبه مجلس اشاره کرده که به موجب آن، آرای قضایی باید به‌صورت شفاف منتشر شوند و توضیح داده است: «براساس قانون، مباحث خلاف نظم عمومی و عفت عمومی در احکام قضات مستثنی شده است.» او همچنین گفته است: «در ماده دوم این مصوبه که موضوع آن درباره اطلاعاتی است که باید دستگاه‌ها و نهادها به‌شکل شفاف اعلام کنند، از جمله اسناد تأسیس و ساختار شرکت‌های دولتی و وابسته، میزان دریافتی ماهانه و سالانه کارکنان، نحوه به‌کارگیری و فرایندهای اداری و گزارش عملکرد، صورت‌های مالی و اطلاعات راجع به اموال و دارایی‌ها، تخصیص بودجه، تسهیلات پرداختی، مشخصات املاک و مستغلات می‌شود نیز ابهاماتی وجود دارد که این موارد باید شفاف از سوی قانون‌گذار ذکر شود.»

ما حق ندارم هیچ موضوع و مسئله‌ای را «محرمانه» و دور از اطلاع جامعه نگه داریم. اما در حال حاضر این طرحی که مجلس یازدهم کلیاتش را پس از دو سال جار و جنجال و شعار و وعده و تغییر و بازنویسی، بالاخره به تصویب رساند، آن‌قدر تبصره و استثنا دارد و آن‌قدر خط‌قرمزها و محرمانگی‌های ناضرور و ساختی به طرح تحمیل شده که به‌واقع در صورت تکمیل روند تصویب طرح، در نهایت معلوم نیست که قرار است در سایه اجرای چنین قانونی، چه شفافیتی حاصل شود

سخنگوی شورای نگهبان همچنین با اشاره به اینکه مجلس حتی بخش خصوصی را هم مشمول قانون شفافیت قرار داده و تا آنجا پیش رفته که تاکید دارد حتی اگر یک درصد سهام یک شرکت خصوصی در اختیار دولت باشد، آن شرکت مکلف به رعایت قانون شفافیت است، می‌گوید: «ممکن است مردم از این بخش متضرر شوند؛ چرا که ممکن است شرکت‌های خصوصی با شفافیت برخی اطلاعات جزئی خود قدرت رقابت و مزیت نسبی خود را به‌نسبت شرکت‌های دیگر از دست بدهند.» او همچنین با بیان اینکه ممکن است برخی موارد شفافیت اطلاعات و انتشار آن اطلاعات در دستگاه‌های دولتی مغایر با امنیت ملی باشد، گفته است: «در بند پ ماده ۲ عبارتی آمده که کلیه آراهای قطعی مراجع قضایی و غیرقضایی باید شفاف شود. حال آن‌که ما در قانون مراجع غیرقضایی نداریم و این مسئله باید به ‌شکل صحیح و شفاف از سوی قانون‌گذار اعلام شود.» او همچنین بخشی دیگر از مصوبات مجلس را دارای ایراد از نگاه شورای نگهبان دانسته و گفته مجلس در یکی از مصوباتش مجمع تشخیص مصلحت نظام را مکلف به انتشار مصوبات و مذاکرات کرده، حال آن‌‌که مقررات مرتبط با مجمع درون مجمع تشخیص مصلحت نظام تدوین می‌شود و خارج از صلاحیت تقنینی مجلس است.» سخنگوی شورای نگهبان همچنین گفت: «هم‌اکنون در موضوع شفافیتِ نهادها، قوانینی مانند قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات را داریم که در برخی از این قوانین، حتی متن‌ها دقیق‌تر و حوزه شمول و استثنائات آن هم مشخص‌تر است اما مصوبه اخیر مجلس درباره شفافیت در این حوزه نیز دارای ابهامات زیادی است.» طحان‌نظیف می‌گوید: «در این طرح بیان شده که موضوعات صنفی و منطقه‌ای در مجلس شفاف نشود، در حالی که ممکن است در هیات وزیران یا دستگاه‌های دیگر نیز یک موضوع صنفی و منطقه‌ای مطرح شود که دولت را تحت فشار قرار دهد؛ بنابراین نباید این شائبه ایجاد شود که مجلس فقط خودش را در این موضوع مستثنی کرده است.» این موضوع اخیر همان موردی است که غلامعلی جعفرزاده ایمن‌آبادی در گفت‌وگوی مفصلی که در نخستین شماره «پیام ما» در خردادماه جاری به چاپ رسید، بر آن انگشت گذاشته و نمایندگان مجلس را به این دلیل هدف انتقاد خود قرار داده بود. اما واقعیت این است که این تنها ایرادی جزئی در کار مجلس‌یازدهمی‌ها در مسیر تصویب طرح شفافیت است و آن‌چه به‌طور عمومی در نقد عملکرد این مجلس در جریان تصویب طرح شفافیت باید مورد نظر داشت، همین بی‌دقتی و احتمالا ناآشنایی نمایندگان این دوره با اصول قانون‌نویسی و کار پارلمان است. ایرادی که البته در این ۲ سال بارها و بارها در مباحث مختلف مطرح شده و بی‌دقتی و نابلدی نمایندگان در جریان تصویب طرح‌ها و لوایح متعددی در این ۲ سال نمود داشته است. ناتوانی و ضعفی که در عمل باعث شده خروجی طرحی که داعیه‌دار «شفافیت» است، «ابهام» باشد و البته متعاقباً «دوباره‌کاری» و «هدر رفت وقت و هزینه بسیار»؛ نکته‌ای که از قضا جعفرزاده ایمن‌آبادی در همان مصاحبه روز یکم خردادماه با «پیام ما» به آن اشاره کرده و از آن گلایه داشت.

پیشروی آتش در موج گرمای کالیفرنیا

|پیام ما| همزمان با اوج‌گیری گرما و خشکی هوا، آتش‌سوزی جنگلی در جنوب کالیفرنیا شدت گرفته و ساکنان محلی ناچار به تخلیه اجباری خانه‌های خود شده‌اند. فصل آتش‌سوزی‌ آغاز شده است و در این نقطه از کالیفرنیا از روزهای گذشته موارد مختلفی از آتش‌سوزی، نیروهای آتش‌نشانی را به مقابله با شعله‌ها واداشته است. در همین حال در روزهای گذشته مقامات محلی شواهدی از عوامل انسانی در وقوع حریق یافته‌اند اما هنوز در حال جست‌وجو برای یافتن دلیل اصلی آتش‌سوزی هستند.

 

آتش از شنبه شب آغاز شده و حالا در یکی از خشک‌ترین و مستعدترین مناطق برای آتش‌سوزی در ایالات متحده شعله‌های کوچک و بزرگ در حال حرکتند. در حالی که موج گرما با رکورد دمای بالا از کالیفرنیا تا تگزاس گزارش شده، سی‌ان‌ان گزارش داده که روز یکشنبه با گسترش حریق طبیعی در جنگل ملی «انجلیز» که در جنوب کالیفرنیاست، دستور تخلیه اجباری ساکنان محلی صادر شده است. این حریق جنگلی گسترش یافته و مناطق وسیعی را در برگرفته است با این حال به گفته آتش‌نشانان محلی، فقط پنج درصد از آن مهار شده است. مقامات محلی همچنین دستور بسته شدن دو جاده را نیز داده‌اند اما درباره اینکه چه تعدادی از سکنه محلی دستور تخلیه اجباری گرفته‌اند، آماری داده نشده است.

در روزهای اخیر مرکز ملی آتش‌نشانی بین‌سازمانی اعلام کرد که 8 مورد آتش‌سوزی جنگلی در آلاسکا و یک مورد در یوتا گزارش شده است

همچنین به گزارش سن‌گابریل‌ولی تریبون، آتش‌سوزی «شیپ» در کوه‌های سن‌گابریل دست کم 990 هکتار را سوزانده است و از آنجا که گرمای هوا و وزش باد به گسترش آتش دامن زده است، عصر یکشنبه بخشی از شهر رایت‌وود را به اجبار تخلیه کرده‌اند. به گفته دانا دیرکس، سخنگوی جنگل ملی آنجلس، با شدت گرفتن وزش باد، شعله‌ها به شمال هدایت شده و نقاط جدیدی طعمه آتش شده‌اند.در تمام طول روز، آتش دور از شهر رایت‌وود، در منطقه‌ای جنگلی در کوه‌های سن‌گابریل شعله‌ور بود. اما مقامات آتش‌نشانی گفتند که شعله‌ها به سمت جاده دیزرت فرانت در حال پیشروی است.
ان‌بی‌سی نیوز هم نوشته است که آتش‌سوزی‌های جنگلی در میان «گرمای خطرناک» در جنوب غربی رشد می‌کنند. بر اساس این گزارش در حالی که نیومکزیکو و آریزونا با آتش‌سوزی‌های خود دست و پنجه نرم می‌کردند، روز یکشنبه مواردی از آتش‌سوزی در جنوب کالیفرنیا رخ داد.
آتش‌سوزی‌های جنگلی یکشنبه در جنوب کالیفرنیا در بحبوحه پیش‌بینی «گرمای خطرناک» در جنوب غربی این ایالت آغاز شده است. این در حالی است که نیومکزیکو و آریزونا نیز در روزهای قبل از انقلاب تابستانی با مواردی از آتش‌سوزی‌ها درگیر شده‌اند.
بر اساس این گزارش دست کم سه آتش‌سوزی جدید از روز یکشنبه در جنوب کالیفرنیا شعله‌ور شده و آتش‌سوزی شیپ در سن‌برناردینو تا بعدازظهر 775 هکتار را سوزانده و در نهایت باعث تخلیه اجباری دو محله و هشدار آماده‌باش در یک محله دیگر شد.
مقامات منطقه در اطلاعیه‌ای اعلام کرده‌اند که در کوه‌های سن‌گابریل در لس‌آنجلس، آتش در دو مکان مختلف دیده شد و تا روز یکشنبه حدود 25 هکتار از جنگل‌هایی در نزدیکی شهر دورت را سوزاند، اما شعله‌ها در حال پیشروی به سمت بالا بودند و از محله‌ها دور می شدند. آنها همچنین گفته‌اند که اصطبل‌های اسب‌ها در شهر نزدیک آزوسا تخلیه شده است و حیوانات به پناهگاه‌هایی امن هدایت شده‌اند. از سوی دیگر به گفته پلیس آتش‌سوزی «والا» در اوشن‌ساید کالیفرنیا، که باعث تخلیه یک محله شده بود تا اواخر بعد از ظهر توسط آتش‌نشانان مهار شد.در همین حال سرویس هواشناسی ملی روز یکشنبه پیش‌بینی کرده که گرما در جنوب غرب ادامه خواهد داشت.
آتش‌نشانی فدرال و ایالتی می‌گویند که بزرگترین آتش‌سوزی نیومکزیکو، یعنی هرمیتزپیک و کالف‌کنیون، نیز روز یکشنبه با سوزاندن 320000 هکتار سرانجام مهار شد. طبق اطلاعات آتش‌نشانی نیومکزیکو، انتظار می‌رود حریقی که 6 آوریل در این منطقه شعله‌ور شده و روز یکشنبه بار دیگر گر گرفته بود، با توجه به پیش‌بینی شرایط بسیار خشک و توفان‌هایی با شدت 35 مایل در ساعت، دوباره زنده شود.
همچنین آتش‌سوزی بلک فایر با مساحتی بیش از 304 هزار فاصله چندانی از این آتش‌سوزی نداشت. مقامات بر این باورند که عامل انسانی در 13 می سبب وقوع این حریق شده است اما به دنبال شواهدی دقیق‌تر هستند.
به گفته مقامات ایالتی کالیفرنیا چندین آتش‌سوزی کوچک‌تر دیگر را هم در این مدت از سر گذرانده است؛ از جمله حریق 3500 هکتاری میدنایت که 9 ژوئن آغاز شد، آتش‌سوزی 225 هکتاری آدام در جنگل ملی گیلا که آن هم در 9 ژوئن شعله کشید، و همینطور آتش‌سوزی اسکیتس که دهم ژوئن در همین جنگل شروع شد و بعد از سوزاندن 111 هکتار از جنگل متوقف شده است.
در آریزونا نیز، وقوع آتش‌سوزی پایپ‌لاین در صبح یکشنبه، مقامات را بر آن داشت تا برای تخلیه منطقه کوکانینو در 6 مایلی شمال فلگستاف به ساکنان هشدار دهند. آنها مساحت این آتش‌سوزی را 1500 هکتار تخمین زدند و کلانتری کوکونیو هم دستور تخلیه دو محله را صادر کرد.
در روزهای اخیر مرکز ملی آتش‌نشانی بین‌سازمانی اعلام کرد که 8 مورد آتش‌سوزی جنگلی در آلاسکا و یک مورد در یوتا گزارش شده است. بر اساس این گزارش مسئولان نگران شرایط گرم و خشک هوا در بیشتر مناطق جنوب غربی بودند که ممکن است روز دوشنبه در کلرادو، آریزونا و نیومکزیکو با رعد و برق همراه باشد. این شرایط می‌تواند شعله‌های دیگری را به آتش فعلی بیفزاید. با این حال، طبق پیش‌بینی سرویس هواشناسی ملی در روز دوشنبه حرکت جبهه سرد اقیانوس آرام که از شمال به سمت جنوب غربی حرکت می‌کند، می‌تواند به طور قابل توجهی هوا را خنک کند.
the sun نیز از مقابله آتش‌نشانان با آتش‌سوزی 35 هکتاری در جنگل ملی آنجلس در نزدیکی رایت‌وود گزارش داده و نوشته است که آنها از شنبه شب در منطقه مشغول مهار آتش‌اند. نیروهای زمینی و هوایی عملیات اطفای شیپ‌فایر را پس از گزارشی که عصر شنبه به آنها داده شد آغاز کردند. بر اساس اعلام خبرگزاری‌ها، این آتش در ساعت 6 و نیم بعد از ظهر سه تا 5 هکتار تخمین زده شد اما دو ساعت بعد به 30 هکتار رسید و در ساعت 10 شب، 5 هکتار دیگر به مساحت جنگل‌های سوخته اضافه شد. با پیشروی آتش از اواخر روز شنبه حدود 200 آتش‌نشان برای عملیات مهار مامور شدند.
در همین حال پایگاه آکسیوس گزارش داده است که تمام مناطق ایالت‌های آرکانزاس و اوکلاهاما، بیشتر مناطق ایالت‌ها‌ی لوئیزیانا، تنسی، نبراسکا، میزوری، ایلینوی و تگزاس و همچنین بخش‌های بزرگی از آریزونا و نیومکزیکو، اوایل این هفته تحت هشدارهای مربوط به گرمای بیش از حد قرار داشته‌اند.