بایگانی مطالب نشریه

همسایگان داده‌های ایران را قبول ندارند

آقای سلاجقه ماهی صبور خورده‌اید؟ این ماهی زیستگاهش خلیج فارس است و در آب‌های شیرین تخم‌ریزی می‌کند. «صبور» زمانی غذای محبوب کارگران خوزستانی بود اما امروز در خوزستان گیر نمی‌آید، دلیلش هم بلایی است که ما بر سر کارون آورده‌ایم. خبرنگار «پیام ما» در نشست خبری علی سلاجقه رئیس سازمان محیط‌زیست با تاثیر تخریب محیط‌ زیست بر معیشت کارگران خوزستانی صحبت‌های خود را آغاز کرد،‌ به نواقص دیپلماسی گرد و غبار ایران پرداخت و در ادامه از پیگیری پرونده فعالان زندانی محیط‌ زیست زندانی پرسید.

 

آخرین روز هفته محیط‌ زیست در حالی رقم خورد که علی سلاجقه، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست پس از مجموعه‌ای از سفرهای استانی به همراه معاونانش مقابل خبرنگاران نشستند تا به پرسش‌های آن‌ها پاسخ گویند. او در پاسخ به «پیام ما» درباره اینکه چرا پتروشیمی‌های ماهشهر و بندر امام که باعث آلودگی خلیج فارس شده‌اند همچنان از کارون تغذیه می‌کنند و به جای آن سراغ آب شیرین کن نمی‌روند، علاوه بر اینکه پساب وحشتناک تولید می‌کنند‌، وعده پیگیری این موضوع را داد.
پیگیر وضعیت فعالان محیط زیست زندانی هستم
«آقای سلاجقه شما بارها بر روی دیپلماسی محیط‌ زیست و غبار تاکید کرده، این عبارت را به ادبیات مسئولان و رسانه‌ها کشانده و چند روز پیش منشا اصلی ریزگردهای ایران را عربستان اعلام کرده‌اید. در سازمان حفاظت محیط‌ زیست چند دیپلمات داریم، آیا دیپلماسی محیط‌ زیست به این خلاصه می‌شود که چند سفیر را دعوت کنیم؟ چرا هیچ تصویری از ملاقات شما با سفیر یا سفرا وجود ندارد؟ آیا خبرنگاران امکان بازدید از منشا ریزگردهای عراق و محدوده هورالعظیم در این کشور را دارند؟ آیا رسانه‌ها می‌توانند مناطقی که ایران در همان زمان جنگ از سوی کشورمان مالچ‌پاشی شده است را از نزدیک ببینند؟ صحبت‌های شما درباره نقش اصلی عربستان در موضوع ریزگردها که مورد سوءاستفاده‌ رسانه‌های ترک قرار گرفته است آیا دیپلماتیک بوده است؟ شما بارها در صحبت‌های خود به خدا،‌ پیغمبر،‌ دین و آیات قرآن استناد کرده‌اید. شرعا بر شما و رئیس‌جمهور به عنوان شخصی که مسئول دستگاه قضا بوده تکلیفی وجود دارد که کار فعالان محیط‌ زیست زندانی را پیگیری کنید‌. نباید تفکیک قوا تبدیل به مقوله‌ای شود که مسئولان پاسخگویی خودشان را کنار بکشند کما اینکه در دولت قبل وزارت اطلاعات اعلام کرد بر اساس گزارش‌های کارشناسی این افراد جاسوس نیستند.»
در مقابل این پرسش‌ها که خبرنگار «پیام ما» مطرح کرد علی سلاجقه به نقش وزارت خارجه‌، وزارت نیرو و… در موضوع دیپلماسی اشاره و عنوان کرد که کشور خط و خطوط خاص خود را دارد. اینکه منافع ملی با احترامی‌ که به روابط‌ بین‌الملل گذاشته می‌شود در همه موارد در نظر گرفته می‌شود. او گفت: کشورهای اطراف ایران داده‌ای درباره ریزگردها و منشا آن‌ها در کشورشان ندارند و در عین حال داده‌هایی که ایران فراهم کرده‌اند را هم قبول نمی‌کنند. سلاجقه قول داد که موضوع بهره‌گیری آب کارون توسط پتروشیمی‌ها را هم پیگیری کند و از همه ظرفیت‌ها در این زمینه بهره بگیرد. در موضوع پرونده فعالان محیط‌زیست زندانی هم او گفت: از نظر انسانی همه انسان هستیم و امیدوارم هیچکس محصور نباشد. برخی موارد امنیتی است اما در این باره با رئیس جمهور صحبت کرده‌ام و باز هم به او یادآوری می‌کنم.
تاسیس پایگاه اطفای حریق در میانکاله
در سال گذشته 42 مورد آتش‌سوزی در میانکاله ثبت و به ورود دستگاه‌های اطلاعاتی، سپاه و پلیس منجر شد. امسال نیز تاکنون شش مورد آتش سوزی در این منطقه حفاظت شده داشته‌ایم، آیا منشا این آتش‌سوزی‌ها با تمام این پیگیری‌ها مشخص نشده است؟ این پرسشی بود که دیگر خبرنگار «پیام ما» در این جلسه مطرح کرد. پاسخ رئیس سازمان حفاظت محیط زیست این بود که در میانکاله افرادی را داریم که شکارچی هستند و در عین حال خود را به عنوان چهره مطالبه‌گر محیط زیستی معرفی می‌کنند. به گفته او در این منطقه متاسفانه از معیشت مردم و..، سوءاستفاده‌هایی می‌شود و ما از دستگاه‌های امنیتی و نیروی انتظامی ‌خواهش کرده‌ایم در این زمینه ورود کنند. کسانی که مسبب حریق در میانکاله هستند، مردم منطقه نیستند در عین حال ما مکلفیم برای موضوع معیشت مکمل و جایگزین مردم برنامه‌هایی را داشته باشیم. در کنار آن نیز پایگاه اطفای حریق در آنجا تاسیس می‌شود و اعتبارات آن نیز تامین شده است.
منتشر نشدن گزارش‌های ارزیابی محیط زیست جرم است
روسای محیط زیست در همه دوره‌ها اعلام می‌کنند گزارش‌های ارزیابی محیط زیست در کشور باید منتشر شود. در هیچ سند، آیین‌نامه، دستور، بخشنامه و حتی کاغذ دست نویسی هم ذکر نشده که گزارش ارزیابی محرمانه است اما در سازمان حفاظت محیط زیست کمیته ارزیابی همواره در جواب خبرنگاران برای دسترسی به این گزارش‌ها به یک گزاره اکتفا می‌کند«محرمانه است». چنین گزاره‌ای ترک فعل و و از نظر قانون جرم است. مردم باید در جریان قرار بگیرند در پروژه‌ها در مقابل چیزی که می‌دهند چه چیزی می‌گیرند و با محرمانه تلقی شدن این گزارش‌ها این شائبه شکل می‌گیرد که ما می‌خواهیم کاری کنیم شما نفهمید. چه زمانی قرار است این ماجرا حل شود؟ کما اینکه در موضوع پتروشیمی‌میانکاله آنچه جلوی دروغ‌های گفته شده و خسارت گسترده به منطقه را گرفت گزارش ارزیابی اثرات محیط زیستی بود. علاوه بر این‌ها ما در کشور با تعدد اسلحه مواجهیم و در مواردی شاهدیم محیط‌بان ما با اسلحه‌ای زخمی ‌می‌شود که مجاز است. سازمان حفاظت محیط زیست به عنوان سازمانی که بر اساس قانون می‌تواند در روند مجوزها دخیل باشد در این باره چه می‌کند؟
علی سلاجقه در پاسخ به خبرنگار «پیام ما» پاسخ پرسش اول را خود به عهده گرفت و از حسن اکبری معاون محیط طبیعی خواست به پرسش دوم پاسخ گوید. رئیس سازمان حفاظت محیط زیست گفت: من هم به شفاف‌سازی معتقدم ولی هر سیستمی‌ یک‌سری مسائل دارد و این فقط به ایران نیز خلاصه نمی‌شود. برخی موارد محرمانه است گرچه در یوم‌الحساب همه چیز آشکار می‌شود. اینکه می‌گوییم در محیط زیست برخی چیزها استخوان لای زخم است هم به همین موضوع مربوط می‌شود و در مواردی به واسطه برخی مصالح ناچاریم این‌ها را اعلام نکنیم. البته خوشبختانه ما تا الان تحت هیچ فشاری نبوده‌ایم و آنچه در نظر گرفته‌ایم ملاحظات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بوده است.
اکبری نیز درباره اسلحه‌ها توضیح داد: در حال حاضر توزیع اسلحه در کشور کم شده است. این موضوع یا به خاطر پیگیری‌های سازمان حفاظت محیط زیست است و یا به مشکلات ما در تولید برمی‌گردد. با این حال ما در کمیسیون حمل سلاح پیگیری‌های خود را انجام می‌دهیم که استعلام محیط زیست را لحاظ کنند. در مواردی هم شاهدیم به جای سلاح شکاری از عبارت سلاح عشایری برای توزیع سلاح استفاده می‌کنند که همین موضوع باعث عدم ورود سازمان حفاظت محیط زیست می‌شود.
از توافقنامه پاریس جلوتریم
چرا زمانی که ما توافقنامه پاریس را داریم که سازوکار مالی آن مشخص است و کشورها هم عضوش هستند، این توافقنامه را در کشور اجرایی نمی‌کنیم و تکلیف آن مشخص نمی‌شود؟ در حال حاضر کشورهایی که بیشتر اثرات را از گرد و غبار و تغییر اقلیم می‌برند همان کشورهایی هستند که به این توافقنامه نپیوسته‌اند. همچنین کارشناسان عنوان می‌کنند با توجه به پسروی آب دریای خزر، لایروبی خلیج گرگان به خشک شدن آن منجر می‌شود و نابودی میانکاله را به همراه دارد. اصراری که استاندار گلستان در این باره دارد به تسهیل کار شناورها برمی‌گردد. علاوه بر این‌ها سازمان بنادر و کشتیرانی به عنوان مسئول پروژه باید گزارش ارزیابی اثرات محیط زیستی (EIA) ارائه کند. آن‌ها قصد دارند 100 هکتار از تالاب را خشک کنند و لای را آنجا بریزند در حالی که باید این لای در آب‌های عمیق ریخته شود و گزارشی هم در این زمینه ارائه نکرده‌اند. اگر قرار است کارها درست پیش برود باید بر اساس کار کارشناسی باشد آیا گزارش EIA این پروژه موجود است؟ همچنین پتروشیمی‌ها در ماهشهر و عسلویه آنقدر جیوه در دریا ریخته‌اند که در بندر ماهشهر ماهی‌ها قابل خوردن نیستند. پتروشیمی‌ها هم زورشان زیاد است، شما برای این موضوع چه کرده‌اید؟
این سه پرسش را علیرضا غمخوار مدیر مسئول سایت خبری محیط زیست ایران از رئیس سازمان حفاظت محیط زیست پرسید. علی سلاجقه در این باره گفت: توافقنامه پاریس از دستور کار مجلس خارج شده است هر چند ما الان نسبت به تعهداتی که در این توافقنامه برای ما در نظر گرفته شده بود جلوتر هم هستیم. به عنوان مثال ما توانسته‌ایم مشکل فلرها که هوا را آلوده می‌کردند حل می‌کنیم. در مباحثی هم که درباره میانکاله مطرح است، گزارش‌های مرتبط با این پروژه را پژوهشکده اقیانوس‌شناسی و دانشگاه‌های منطقه مطالعه کرده‌اند. کسانی که محقق و صاحب‌نظر در این زمینه هستند می‌گویند این اتفاق نمی‌افتد. در عین حال رئیس جمهور هم تاکیده کرده است کارهای به زمین مانده انجام شود البته این بدان معنا نیست که طرح جدیدی داشته باشیم، بلکه باید آنچه نیمه تمام است را تمام کنیم. درباره فاجعه‌ای که توسط پتروشیمی‌ها اتفاق می‌افتد در بازدیدی که از عسلویه داشتم این مورد را به وزیر نفت گزارش داده‌ام. رفع این معضلات از مطالبات مردم است. در ماهشهر هم ما وضعیت هوا و آب را بررسی کرده و حتما پرونده را به مراجع مرتبط می‌فرستیم ضمن اینکه به معاون وزیر در امور پتروشیمی‌هم تذکر داده‌ایم اوضاع را سریع‌تر ساماندهی کند.
مجتبی ذوالجودی معاون محیط زیست دریایی و تالاب‌های سازمان حفاظت محیط‌زیست نیز در این باره ادامه داد: در این پروژه جدا از بحث لایروبی قرار است در فاز بعدی پمپاژ آب خزر به خلیج گرگان آنهم با دبی بالا انجام شود. بنده هم شخصا درباره لایروبی خلیج گرگان و آشوراده ممکن است نظراتی داشته باشم اما از آنجا که دانشگاه‌ها و پژوهشکده اقیانوس‌شناسی در این باره به جمع‌بندی رسیده‌اند که این اتفاق بیفتد ما با آن موافقیم. باز هم تاکید می‌کنم قرار است پروژه دومی ‌باشد که موارد مرتبط با بخش اول را پوشش دهد. البته پژوهشکده زمین‌شناسی نظرات دیگری مشابه نظر شما و من را عنوان می‌کنند.
او در این باره که آیا گزارش ارزیابی اثرات محیط زیستی برای این پروژه وجود دارد یا خیر گفت: در ابتدا از سوی مجریان گزارش ارائه نشده بود اما بعد از آنکه ما آن را خواستیم این گزارش را ارائه دادند و گفته‌اند با توجه به پروژه دوم احتمال تخریب‌های گفته شده خیلی کم است. آن‌ها تعهد داده‌اند اتفاق ناگواری برای محیط زیست نیفتد. شرکتی هم که بحث‌های محیط زیستی را به پیوست ارائه داده از این موضوع دفاع کرده است. از آنجا که اکثریت روی این پروژه اتفاق نظر داشتند ما هم آن را پذیرفتیم.

نقش حمایت اجتماعی همگانی در حذف کار کودک

عادی‌سازی کار کودک در آستانه 12ژوئن روز جهانی علیه کار کودک، نه توسط یک یا چند گروه و چندین نهاد، بلکه جریانی ساختاری است که در ابتدا کودکان درگیر کار کودک را به عدد و آمار تبدیل می‌کند، و در مرحله بعد با دزدیدن حق کودکی حتی آمار و تحلیل‌های شوک‌آور را نیز عادی ساخته و جهان و نظمی جهانی را که تولید کننده و بازتولید کننده کار کودک است را از عمل باز می‌دارد.
160 میلیون کودک. این یعنی در ابتدای سال 2020 از هر 10 کودک یک کودک به کار گماشته شده بوده و یا مجبور به کار برای تامین معیشت خود و خانواده‌اش بوده. در جنوبی جهانی (جغرافیای سیاسی که ما در آن زندگی می‌کنیم) این آمار دو برابر است. حالا و طی کنفرانس جهانی حذف کار کودک که از 15 تا 20 ماه مه میلادی در دوربان آفریقای جنوبی برگزار شد اعلام کردند که در صورتی که اقدام جدی و فوری برای حذف کار کودک در مقیاسی جهانی صورت نگیرد، تا پایان سال میلادی 9 میلیون کودک به کار مشغول خواهند شد. آماری که نه کسی را شوکه کرد و نه تیتر خبرگزاری‌های مهم داخلی و بین‌المللی شد و نه تغییر جدی در سیاست‌گذاری‌های اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی را در پی داشت.
برعکس رویکرد رایج و برنامه‌های یک شبه، تکرار هزارباره نشست‌ها و همایش‌ها و قانون‌گذاری‌های بدون عمل، حذف کار کودک به کلید طلایی و غول چراغ جادو نیاز ندارد و یک شبه هم اتفاق نمی‌افتد. تازه‌ترین بررسی همه‌جانبه سیاست‌گذاری‌ها، تحلیل‌ داده‌ها، و در نظر گرفتن تجارب بازماندگان کار کودک و نمونه‌های موردی و محلی موفق که همه در گزارش جدیدی توسط یونیسف و سازمان بین‌الملی کار منتشر شده نشان می‌دهد که مسیر حذف کار کودک از یک نقطه مشخص می‌گذرد:
حمایت اجتماعی فراگیر و تعهدات چندجانبه برای ایجاد، تحقق و تقویت آن
در پایان کنفرانس جهانی حذف کار کودک که بیش از 1000 نماینده (و 7000 شرکت‌کننده آنلاین) دولتی، سازمان‌های کارگری و کارفرمایی، سازمان‌های بین المللی، سازمان‌های غیردولتی و جامعه مدنی در آن حضور داشتند توافقی جمعی برای تعهد به عمل در 6 حوزه اساسی صورت گرفت. این توافق در سندی با نام «فراخوان اقدام دوربان» منتشر شده است. در این کنفرانس برای اولین بار در تاریخ چنین کنفرانس‌هایی نمایندگانی از خود کودکان و بازماندگان کار کودک نیز شرکت داشتند و انتظار و مطالبه خود را برای مشارکت در تصمیم‌گیری و شتاب دادن برای اقدام در راستای حذف کار کودک اعلام کردند.
علاوه بر تعهد بر اقدام فوری نگرانی‌های جدی وجود دارند که تمامی پیشرفت‌های حاصل شده در راستای کاهش کار کودکان در اثر همه‌گیری کووید-19، جنگ و نزاع‌های مسلحانه، و همچنین بحران‌های انسانی، غذایی و زیست محیطی معکوس شده و مورد تهدید قرار گرفته است.

بر اساس فراخوان اقدام دوربان باید تعهدات توسط تمامی ذینفعان در 6 حوزه اساسی زیر شکل بگیرد: 1) برخورداری از کار شایسته برای بزرگسالان و جوانان باید به یک واقعیت تبدیل شود. نمی‌توان برخورداری بزرگسالان و به ویژه خانواده‌های کودکان را از مسئله کار کودک جدا کرد. رسمی‌سازی اقتصاد غیررسمی که بخش اعظم کار کودک در آن اتفاق می‌افتد باید به گونه‌ای صورت بگیرد که کارگران اقتصاد غیررسمی از حقوق کار و حمایت‌های حقوقی لازم برخوردار شوند. حداقل سن کار باید رعایت شود و دولت‌ها بر آن نظارت داشته باشند. رویکرد دولت‌ها به حذف کار کودک باید شتاب‌دهنده، چند-جانبه و با مشارکت همه ذینفعان بوده و در این رویکرد حذف بدترین اشکال کار کودک همچنان اولویت داشته باشد. 2) پایان بخشیدن به کار کودکان در حوزه کشاورزی. این مسئله که حذف کار کودکان از چرخه کشاورزی به پایدارتر شدن سیستم کشاورزی منجر خواهد شد باید به رسمیت شناخته شود. کشاورزان صاحب مزارع کوچکتر به ویژه زنان باید حمایت شوند و شرکت‌های بزرگ اقتصادی و تجاری باید مسئول و متعهد به ایجاد محیط کاری امن و شایسته برای کشاورزان باشند. 3) تقویت پیشگیری از ایجاد کار کودک شامل بدترین اشکال کار کودک، اجباری، برده‌داری مدرن و ترافیک انسانی، و حمایت از بازماندگان کار کودک از طریق برنامه‌های برآمده از داده‌ها و اطلاعات بازماندگان و سیاست‌گذاری‌های مشخص. برنامه‌های ساختاری حمایت از کودکان همچنین باید نسبت به جنسیت حساس بوده و به ویژه دسترسی به ثبت هویت کودک، برخورداری از مراقبت از فرزندان و کودکستان‌ها، کار خانگی کودکان و حمایت روانی-اجتماعی از کودکان را در نظر بگیرند. علاوه براین آگاهی‌رسانی در باره مسئله کار کودک و تنظیم مقررات کار به ویژه در بخش‌های بزرگتر خدمات، کارگاه‌ها و کارخانه‌ها باید صورت بگیرد. توان‌افزایی بازماندگان کار کودک و حمایت از ظرفیت‌سازی آنها برای راهبری در عرصه حذف کار کودک باید برنامه جدی کشورها باشد. 4) واقعیت بخشیدن به حق کودکان بر آموزش و کسب اطمینان از دسترسی همگانی کودکان به آموزش اجباری، رایگان، با کیفیت، برابر و شمول‌گرا و همچنین مهارت‌آموزی. حمایت از معلمان، افزایش زیرساخت‌های آموزشی و حمل و نقل آسان و امن به مدارس برای کودکان و معلمان، همچنین از میان بردن آزار و خشونت در مدارس به همراه توجه ویژه به دختران، کودکان از گروه‌های اقلیت و کودکان دارای معلولیت. همچنین کسب اطمینان از وجود و تسهیل گذارهای موفق مدرسه-به-کار در نظام آموزشی.
5) دسترسی همگانی به حمایت اجتماعی. نظارت به کار کودک باید به گونه‌ای وجود داشته باشد که دارای پیوند و ارتباط معنادار به خدمات وحمایت‌های اجتماعی باشد. در این مسیر کمک‌هزینه‌های رفاهی، ایجاد دسترسی خانواده‌ها به حداقل درآمد شایسته و امن برای زندگی، و همچنین تاب‌آور کردن خانواده‌ها نسبت به شوک‌های (اقتصادی و اجتماعی) می‌تواند به خارج شدن کودک خانواده از چرخه کار و پایدار شدن این خروج کمک کند.
6) افزایش تامین مالی و همکاری‌های بین‌المللی برای حذف کار کودک و کار اجباری. بسیج منابع محلی و ایجاد برنامه‌های اقدام ملی برای حذف کار کودک توسط دولت‌ها و بودجه‌ریزی کافی برای اجرای آنها.

بازگشت به روابط گرم تهران – کاراکاس

رئیس‌جمهوری در جریان امضای سند همکاری 20 ساله ایران و ونزوئلا، دستیابی به این سند تفاهم را جلوه‌ای از گسترش روابط دو کشور عنوان کرد و رئیس‌جمهوری ونزوئلا نیز با تاکید بر این‌که این سند همکاری، مسیر پیش‌روی روابط ایران و ونزوئلا ترسیم می‌کند، گفت که عرصه گسترده‌ای از زمینه‌های همکاری در عرصه‌های نفت، گاز، پالایشگاه و پتروشیمی میان ایران و ونزوئلا وجود دارد.

 

خبرگزاری‌ها گفته بودند رئیس‌جمهوری ونزوئلا نخستین روز هفته به ایران می‌رسد اما حوالی بعدازظهر جمعه بود که همان منابع خبری از ورود نیکولاس مادورو به تهران خبر دادند. آن ‌هم در حالی که ابراهیم رئیسی همتای ایرانی آقای مادورو که از او برای سفر به تهران دعوت به عمل آورده بود، آن زمان خود هنوز سرگرم بیست‌وچهارمین سفر استانی‌اش به چهارمحال و بختیاری بود و البته واپسین ساعات این سفر استانی را پشت سر می‌گذاشت و کم‌کم خود را برای بازگشت به پایتخت آماده می‌کرد. خبر ورود نیکلاس مادورو به تهران البته تنها خبر عجیب یکی، دو روز گذشته در این رابطه نبود. چه آن‌که در حالی پیش‌تر اعلام شده بود مراسم استقبال رسمی از رئیس‌جمهوری ونزوئلا در کاخ سعدآباد برگزار خواهد شد که عصر جمعه و ساعتی پس از ورود مادورو به تهران، روابط عمومی این مجموعه فرهنگی-تاریخی از تعطیلی تمام کاخ‌ها، موزه‌ها و محوطه باز سعدآباد در روزهای جمعه، شنبه و یکشنبه یعنی از تاریخ بیستم تا بیست‌ودوم خرداد ماه ۱۴۰۱ خبر داد. بنابر این گزارش، سعدآباد در حالی قرار بود از روز دوشنبه ۲۳ مردادماه فعالیت خود را از سر بگیرد که بنابر اعلام قبلی مسئولان نهاد ریاست ‌‎جمهوری و آن‌طور که خبرگزاری‌ها گزارش داده بودند قرار بود مراسم استقبال رسمی ابراهیم رئیسی از نیکولاس مادورو پیش از نیمروز شنبه در این مکان برگزار شود. مراسمی که البته انجام شد و پس از نواخته شدن سرود ملی ایران و ونزوئلا، سران دو کشور از یگان تشریفات سان دیده و سپس هیات‌های عالی‌رتبه همراه را به یکدیگر معرفی کردند.
اما در حالی که در جریان سفر رئیس‌جمهوری ونزوئلا به تهران، دومین کشتی نفتکش ساخت ایران به سفارش ونزوئلا به این کشور تحویل داده شد، شاید مهمترین اتفاق زمانی رقم خورد که روسای جمهوری ایران و ونزوئلا در بخشی از این سفر با یکدیگر به گفت‌وگو نشسته و پس از آن، با برگزاری نشست مشترک هیات‌های عالی‌رتبه، سند همکاری‌های جامع راهبردی ۲۰ ساله دو کشور را به امضاء رساندند. این در حالی بود که پیش از آن، آیین تحویل دومین کشتی نفتکش آفراماکس ساخت شرکت صنعتی دریایی ایران (صدرا) برگزار شد و روسای‌جمهور دو کشور در ارتباطی ویدئوکنفرانسی با عرشه این کشتی در خلیج فارس، در جریان مراحل ساخت و فعالیت این نفتکش اقیانوس‌پیما قرار گرفتند؛ کشتی نفتکشی که دومین کشتی از سفارش سال‌های گذشته ونزوئلا به ایران بوده و این در حالی بود که بنابر قراردادی که دیروز به امضای طرفین رسید، ایران برای ساخت دو نفتکش دیگر نیز تعهداتی به طرف ونزوئلایی داده و متعهد است پس از ساخت آن دو کشتی نیز آن‌ها را در اختیار ونزوئلا قرار دهد. این در حالی است که بنابر این گزارش، کشتی آفراماکس با طول ۲۵۰ متری، عرض ۴۴ متری، ارتفاع ۲۱ متری، دارای ۱۴/۸ متر آبخور است و با سرعت ۱۵ نات، قابلیت حمل ۸۰۰ هزار بشکه نفت را دارد و بنابر اعلام پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر ریاست‌جمهوری اسلامی ایران، درحالی وزیران امور خارجه، کشاورزی، ارتباطات، علوم و تکنولوژی، حمل و نقل و گردشگری ونزوئلا نیکلاس مادورو را در سفر به تهران همراهی می‌کنند که در انتهای آیین تحویل دو نفتکش آفراماکسِ ساخت شرکت صدرا به ونزوئلا، به‌مناسبت میلاد امام هشتم (ع) و ۸ ستاره پرچم ونزوئلا، بوق این نفتکش ۸ بار به صدا درآمد.

ابراهیم رئیسی با بیان اینکه ملت ایران نیز در ۴۳ سال گذشته همواره تحت تحریم و فشار بوده اما تصمیم گرفته که این تحریم‌ها را به فرصتی در جهت پیشرفت کشور تبدیل کند، افزود: اعتراف رسمی آمریکایی‌ها بر این نکته که فشارهای حداکثری به جمهوری اسلامی ایران به شکلی مفتضحانه شکست خورده، به معنای پیروزی ملت ایران و شکست آمریکا و دشمنان این ملت است

اما یکی دیگر از برنامه‌های مهم کاری رئیس‌جمهوری و هیات ونزوئلایی در جریان سفر به تهران، نشست مشترک هیات‌های عالی‌رتبه دو کشور بود که به ریاست رئیسی و مادورو برگزار شد. نشستی که تعدادی از وزیران و معاونان رئیس‌جمهوری، به‌همراه اعضای هیات عالی‌رتبه سیاسی و اقتصادی همراه رئیس‌جمهوری ونزوئلا از یک‌سو و تعدادی از وزیران و معاونان رئیس‌جمهوری ایران از دیگرسو در آن حاضر شده و به بحث و تبادل‌نظر درباره راهکارهای گسترش همکاری‌ها و تعاملات دوجانبه در زمینه‌های سیاسی، ‌اقتصادی،‌ انرژی، علمی و کشاورزی پرداختند. همچنین پس از اتمام این نشست، روسای‌جمهور دو کشور در نشستی خصوصی نزدیک به ۹۰ دقیقه با یکدیگر گفت‌وگو کردند.
رئیسی و مادورو روز گذشته همچنین در یک نشست خبری مشترک نیز حاضر شده و به پرسش‌های خبرنگاران پاسخ گفتند. بر این اساس رئیسی که تاکید کرد سیاست خارجی جمهوری اسلامی همواره مبتنی‌بر توسعه روابط با کشورهای مستقل بوده، گفت: «ونزوئلا نشان داده است که در مقابل تهدیدها و تحریم‌های دشمنان و امپریالیسم ایستادگی و مقاومت مثال‌زدنی دارد.» او با اشاره به انبوه تحریم‌ها و تهدیدها علیه ملت ایران در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی، از عزم و تصمیم ملت ایران جهت تبدیل این تحریم‌ها به فرصتی در راستای پیشرفت سخن گفت و افزود: «وقتی آمریکایی‌ها به شکل رسمی اعلام می‌کنند که فشارهای حداکثری به جمهوری اسلامی ایران به شکل مفتضحانه شکست خورده، این نقطه پیروزی ملت ایران و نقطه شکست آمریکا و دشمنان است.»
رئیسی همچنین با اشاره به سال‌های دشواری که کشور ونزوئلا پشت سر گذاشته، تاکید کرد: «اراده مردم و دولتمردان این کشور و شخص آقای رئیس‌جمهور این بوده که باید در مقابل تحریم‌ها مقاومت کرد. امروز آقای رئیس جمهور توضیح داد که کشورش ابرتورم‌ها را پشت سر گذاشته و رشد اقتصادی در این کشور آغاز شده است. این نشانه بسیار خوبی است و به همه ثابت می‌کند که مقاومت و ایستادگی جواب می‌دهد و دشمن را وادار به عقب‌نشینی می‌کند.»
رئیس دولت سیزدهم با تاکید بر اینکه روابط جمهوری اسلامی با ونزوئلا، «روابطی راهبردی در حوزه‌های مختلف» است، با اشاره به همکاری‌های دو کشور در حوزه انرژی، ساخت نیروگاه‌های حرارتی، تعمیر و اورهال پالایشگاه‌های ونزوئلا، صادرات خدمات فنی و مهندسی، عرصه‌های اقتصادی، کشاورزی، دفاعی و نظامی، بیان کرد: «آغاز پرواز مستقیم تهران-کاراکاس، هم باعث رونق بیشتر روابط اقتصادی و تجاری دو کشور می‌شود و هم می‌تواند روابط بین دو ملت را نزدیک‌تر و عمیق‌تر کند.»
همچنین رئیس‌جمهوری ونزوئلا در این نشست مطبوعاتی با بیان اینکه امضای سند همکاری ۲۰ ساله میان دو کشور چشم‌اندازی روشن از مسیر پیش‌روی روابط ایران و ونزوئلا ترسیم می‌کند، تاکید کرد که عرصه گسترده‌ای از زمینه‌های همکاری در عرصه‌های نفت، گاز، پالایشگاه و پتروشیمی میان ایران و ونزوئلا وجود دارد. نیکلاس مادورو گفت: «به‌زودی شاهد افتتاح خط پروازی مستقیم میان تهران و کاراکاس خواهیم بود که کمک زیادی به فعال شدن ظرفیت‌های همکاری میان دو کشور خواهد کرد.» او تصریح کرد: «با وجود اینکه حدود ۷۰ درصد ایران را سرزمین‌های خشک و کم آب تشکیل می‌دهد، اما این کشور توانسته در عرصه کشاورزی یک معجزه رقم بزند و حتی در مناطق کویری توانسته‌اند، از طریق تکنولوژی به توسعه کشت محصولات کشاورزی اقدام کنند.» رئیس‌جمهوری ونزوئلا خطاب به رئیس جمهور و مردم ایران گفت: «روی حمایت و همکاری همه‌جانبه ما حساب کنید.»
رئیسی همچنین در دیدار نیکلاس مادورو، اساس سیاست خارجی جمهوری اسلامی را توسعه روابط با کشورهای مستقل و دوست دانست، گفت: «ونزوئلا به عنوان کشوری مستقل در برابر تهدیدها و تحریم‌های امپریالیسم به شکلی مثال‌زدنی ایستادگی و مقاومت کرد.» او با بیان اینکه روابط ما با ونزوئلا راهبردی است، تأکید کرد: «این روابط در ابعاد مختلفی ادامه دارد و امضای سند همکاری ۲۰ ساله جلوه‌ای از گسترش این روابط میان دو کشور است. در این دولت همکاری‌هایی با ونزوئلا صورت می‌گیرد که در حوزه انرژی، نیروگاه‌های حرارتی و صادرات خدمات فنی و مهندسی و همچنین همکاری در حوزه‌های دفاعی و حوزه کشاورزی است که همه اینها نشان می‌دهد ظرفیت‌های بسیاری برای همکاری بین دو کشور وجود دارد.» او با بیان اینکه ملت ایران نیز در ۴۳ سال گذشته همواره تحت تحریم و فشار بوده اما تصمیم گرفته که این تحریم‌ها را به فرصتی در جهت پیشرفت کشور تبدیل کند، افزود: «اعتراف رسمی آمریکایی‌ها بر این نکته که فشارهای حداکثری به جمهوری اسلامی ایران به شکلی مفتضحانه شکست خورده، به معنای پیروزی ملت ایران و شکست آمریکا و دشمنان این ملت است.» مادورو نیز در این دیدار آینده دوستی ایران و ونزوئلا را بسیار مسرت‌بخش و خدشه‌ناپذیر توصیف کرد و گفت: «همه شاهد خواهند بود که جهان جدید چگونه شکل می‌گیرد؛ جوانان ونزوئلایی و ایرانی باید بدانند که دنیای آینده، دنیای تساوی و حامل عدل است و همه باید با ایستادگی در برابر امپریالیسم و در کنار هم این آینده را بسازیم.»

از کاربرد اصولی سوزن‌دوزی‌های سنتی بی‌بهره‌ایم

هنر و صنایع دستی، علاوه بر کاربردشان، که اصل ذاتی آن‌هاست، زمینه‌ای برای بازنمایی بینش یک ملت فراهم کرده است. شکل‌گیری صنایع دستی و تزئینات به کار رفته در آن، روبنایی را تشکیل می‌دهد که بیانگر مفاهیمی عمیق، از فرهنگ مردمان آن قوم یا سرزمین است. در دنیای کنونی، با تبادلات سریع و به‌روز داده‌ها آنچه ضروری به نظر می‌رسد، شناخت، نمایاندن و به‌کارگیری صحیح و مبتنی بر اصول شاخصه‌های فرهنگی در جامعه کنونی ایران است.
این میان هنر سوزن‌دوزی، در جایگاه هنری سنتی، یکی از آثار بیانگر تمدن و فرهنگ اقوام و ملیت‌ها در طول تاریخ بوده است. آنچه در ذات این هنر نهفته، اندیشه‌ها، باورها، اعتقادات و بنیادهای فکری است که با خلق اثر، تجسم یافته و بروز می‌کند. این اندیشه‌ها، گاه واقع‌گرایانه و گاه در قالب نمادها و نقوش نمادین متصور می‌شود و آنچه بر اندیشه‌ها و باورهای خالق آثار تاثیرگذار است، سنت‌، فرهنگ، ساختارهای اجتماعی، تحولات سیاسی، تجلیات دینی، آرمان‌ها و آرزوها و لایه‌های متعدد و متنوع بینش‌های قومی و ملی است که در قالب نقوش و تکنیک‌های دوخت جلوه می‌کند.
آنچه در نگارش این سطور بر آن تکیه دارم، نقش، حضور و اهمیت فرهنگ و نمایه‌های فرهنگی، در لایه لایه و سطر سطر زندگی اکنون است.
از دیدگاه قدمای صنایع مستظرفه _ که سوزن‌دوزی‌های سنتی ایران در این شاخه قرار می‌گیرند_ مجموعه خلاقیت‌ها، ابتکارات و آفرینش‌های بشری و انسانی، فرهنگ تعبیر شده است. از دیدگاه کلی‌تر نیز، فرهنگ پدیده کلی پیچیده‌ای از آداب و رسوم، اندیشه، هنر و شیوه زندگی است که در طی تجربه تاریخی اقوام شکل می‌گیرد و قابل انتقال به نسل‌های بعدی است. با این دیدگاه، هنر سوزن‌دوزی سنتی ایران نیز بخشی از فرهنگ جامعه محسوب می‌شود و بر حسب جهان‌بینی، نوع نیازها و نگرش قومی و ملی، نقش‌هایی متفاوت در قالب فرم و محتوا به خود گرفته است.
در دنیای کنونی، میزان پیشرفت، رشد و توسعه هنر سوزن‌دوزی، همچنان که در سایر کشورها شاهد هستیم، بیانگر سطح پیشرفت فرهنگی و صنایع خلاق آن‌هاست. دردمندانه آنچه در ایران امروز از آن بی‌بهره‌اییم، کاربرد دقیق، اصولی و علمی سوزن‌دوزی‌های سنتی در سطوح مختلف فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و…. است. همچنین، بی‌توجهی به اهمیت و نقش مهم و کاربردی استفاده از نقوش اصیل هر سوزن‌دوزی بر روی پوشاک و البسه امروز.
پوشاک به عنوان زبان بصری، دارای نشانه‌ها و علائم هویت نما در شاخه فرهنگ است. نقوش، رنگ و نمادهای به‌کاررفته در سوزن‌دوزی‌های سنتی، ریشه در ساختارهای کهن اجتماعی و فرهنگی اقوام و ادیان در ادوار مختلف تاریخ ایران دارد. شناخت و استفاده اصولی و به‌روز، از هر نقش در قالب محتوای مناسب، نسل کنونی را به سمت محتوای غنی فرهنگ ایرانی سوق می‌دهد و این، جز با شناخت و ارائه مفهوم و معنای عمیق مستتر در آن میسر نیست.
وجوه معنایی و اسطوره‌ای فرهنگ، در احراز هویت ملی، دارای اهمیتی درخور است و از عناصر مهم هویت ملی، آیین‌ها و اسطوره‌های متعلق به یک ملت است. انطباق با ریشه‌های اسطوره‌ای و هویتی پنهان در نقوش و نمادهای سوزن‌دوزی‌های سنتی، ابزار قدرت و تقویت هویت ملی است، چنانچه در طول تاریخ نیز شاهد آن بوده‌ایم که چگونه مفاهیم پنهان در نقوش و رنگ‌های به‌کاررفته در سوزن‌دوزی‌ها، عامل ایجاد وحدت و یا بیان شعار و باورهای گروه یا قومی خاص بوده است.
در گذشته، البسه و منسوجات منقوش به سوزن‌دوزی، علاوه بر جنبه‌های کاربردی و یا تزیینی‌شان، کارکرد هویت‌بخشی، فرهنگسازی، نمایاندن قدرت، باور و غیره در حوزه‌های مختلف علمی، صنعتی ، تاریخی، جغرافیای داشته‌اند. از دیدگاهی دیگر، لزوم پرداختن شایسته و منطبق با فرهنگ ملی و بومی، به گروه‌های سنی کودک و نوجوان و توجه علمی به نیاز تکیه بر اسطوره‌ها و قهرمانان در این گروه‌های سنی، اهمیت شناساندن و استفاده از سوزن‌دوزی‌های سنتی با تکیه بر مفاهیم نقوش آن را در مرتبه بالای اهمیت قرار می‌دهد. گرچه در ایران اکنون، آنچه بیشتر در معرض نگاه کارشناسان حوزه‌های مختلف قرار دارد، گریز از استفاده همواره از پوشاک سنتی و بومی است.
آنچه از اهمیت بسیاری برخوردار است، اجرای به‌روز، با تکیه بر اصالت نقش و تکنیک خاص هر سوزن‌دوزی است؛ به گونه‌ایی که نسل امروز مشتاق به استفاده از آن بوده و احساس نیاز و وابستگی داشته باشد. بی‌شک تاکید بر استفاده از منسوجات کاربردی و پوشاک مزین به سوزن‌دوزی به شکلی که در گذشته از لحاظ فرم و قالب ظاهری، معمول بوده، دور از ذهن به نظر می‌رسد، اما لزوم به‌کارگیری سوزن‌دوزی‌های سنتی با نقوش و تکنیک‌های اصیل در قالب‌های کاربردی به‌روز، موضوعی مهم و ضروری به نظر می‌رسد. کوتاه سخن آنکه، شناخت عناصر فرهنگی و ملی هر قوم و ملیت با نمایش و واگویه زیبایی‌های بصری پنهان در نقوش هنرهای مختلف از آن جمله هنر و صنایع دستی سوزن‌دوزی، میسر است.

صنایع‌دستی به بازخوانی در حوزه کسب ‌وکار نیاز دارد

معاون صنایع‌دستی و هنرهای ‌سنتی وزارت میراث ‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی گفت: «صنایع دستی و هنرهای سنتی احتیاج به یک بازخوانی معنایی در حوزه کسب و کار دارد، سیاست‌گذاری‌ها در حوزه صنایع‌دستی باید به نقشه‌ راه و عملیات تبدیل شود.» او این موضوع را در دومین روز از هفته صنایع دستی در کنفرانسی با مدیران کل و معاونان صنایع دستی استان‌ها عنوان کرد و بر این موضوع تاکید کرد که نامگذاری‌هایی چون هفته صنایع دستی بهانه‌ای برای همگرایی است.

 

مریم جلالی، معاون صنایع‌دستی و هنرهای سنتی وزارت میراث فرهنگی در این نشست گفت که نامگذاری‌هایی مثل هفته صنایع‌دستی بهانه‌ای برای همگرایی است. او با اشاره به اینکه صنایع دستی و هنرهای سنتی احتیاج به یک بازخوانی معنایی در حوزه کسب و کار دارد، وعده تازه‌ای درباره این حوزه داد: «قرار است بر اساس اهداف تعریف شده از سوی وزیر در حوزه مردمی‌سازی و رونق اقتصادی، زنجیره ارزش صنایع‌دستی را ارتقا ببخشیم». اینطور که روابط عمومی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی گزارش داده، معاون صنایع‌دستی و هنرهای سنتی وزارت میراث فرهنگی در این ارتباط توضیح داد: «برنامه‌ ما بازخوانی مثبت شناسایی نقاط قوت و ضعف، خلق محصول، تا مصرف آن و مطالعات بازار و شناسایی نیاز مخاطب و… هر مولفه و کلیدواژه‌ای که در حوزه معیشت مرتبط با صنایع‌دستی است. این کلیدواژه‌ها سه زمینه تحولی را مبنا قرار داده است. تحول در محتوا، که می‌تواند شامل محصول و معنا و مصداق باشد. این مفاهیم باید در اتاق‌های فکر استان‌های مختلف بررسی شود و با ارزش‌ها و فرهنگ آن‌ها مطابقت داده شود تا ما به یک شبکه واحد از موضوعات حوزه صنایع‌دستی برسیم. به این ترتیب حرکات ما بر اساس آن نظام مسئله‌محور پیش می‌رود.»
معاون صنایع‌دستی کشور افزود: «رویکرد تحولی دوم ما به این صورت است که بتوانیم ارتباطات سازمانی خودمان را سامان‌دهی کنیم، نهادهای هم‌عرض را شناسایی کنیم و زاویه دید دستگاه‌ها، نهادها و ذی‌نفعان را مطابق با عزت و منزلت صنایع‌دستی و هنرهای سنتی تغییر دهیم.»
به گفته جلالی سومین زمینه تحولی این است که بتوان تحولی در سازوکار صنایع‌دستی ایجاد کرد. او در این ارتباط توضیح داد: «ما می‌دانیم که همه دوستان در سراسر کشور و اداره‌کل‌ها با انسدادهای سازوکاری و قوانین دست‌وپا گیر مواجه هستند. موانعی که انجام بعضی از امور را برای آن‌ها سخت می‌کند. این انسدادها در حوزه‌ نیروی انسانی، حوزه مجوزها و رویه‌های قانونی و … وجود دارد که با احصا و نگاه کارشناسان در ادارات کل استانی می‌توان یک شبکه مویرگی از ستاد به صف و کوچک‌ترین روستاها و بازارچه‌های صنایع‌دستی و میز تولیدکننده صنایع فرهنگی ایجاد کرد.»
او با بیان این موارد تاکید کرد: «سیاست‌گذاری‌ها در ستاد باید به نقشه راه و راهبرد و در انتها به عملیات تبدیل شود. فعالیت‌های ما زیاد است، اما باید یک مغناطیس ایجاد کنیم تا بتوانیم فرآیند طرح‌ریزی‌ها را به شکلی متوازن به عملیات متصل کنیم.»
معاون صنایع‌دستی کشور تصریح کرد: «با تجربه کارشناسان، علاقه‌مندان و دلدادگان این حوزه و کسانی که تجربه عملی و علمی دارند بتوانیم این فرآیند اتصال خط مشی به برنامه و برنامه به عملیات را تبیین کنیم. همچنین باید ببینیم اگر انسدادی وجود دارد به سرعت آن را رفع کنیم و یک آسیب‌شناسی داشته باشیم تا در صحنه، مسائل را رفع کنیم، که لازمه آن ایجاد نظام مسائل در عرصه صنایع‌دستی است.»
او در ادامه اضافه کرد که باید سه وجه مخاطبان و مشتریان، از یک سو، کارشناسان و متخصصان از سوی دیگر و سیاست‌گذاران از سوی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی مد نظر قرار بگیرد و در خلق زنجیره ارزش از شناسایی تا مصرف و کسب درآمد یک سلسله مراتب در نظر گرفته شود. جلالی با اشاره به این موضوعات تاکید کرد که نقدها و پیشنهادها را به چشم مثبت نگاه می‌کنیم و از آن‌ها به بهترین شکل استفاده می‌کنیم تا حوزه صنایع‌دستی را ارتقا ببخشیم.
معاون صنایع‌دستی کشور در بخش دیگری از سخنان خود افزود: «چشم تولیدکنندگان و فعالان عرصه اقتصادی به ماست تا بتوانیم صنایع‌دستی را در حوزه اقتصاد و فرهنگ اعتلا ببخشیم. پیوند بین فرهنگ و اقتصاد همیشه سخت بوده است، این وظیفه ماست که این دو حوزه را به هم پیوند دهیم و اقتصاد را بر اساس اقتضائات هر استان فرهنگ‌بنیان و هویت‌بنیان کنیم.»
او در پایان گفته‌های خود وعده داد که به زودی به استان‌ها سفر می‌کند و به سراغ فعالان صنایع دستی در هر استان می‌رود تا در آینده نزدیک نظام مسائل صنایع‌دستی استان‌ها را تجمیع کند.

قطع درختان برای ساخت پل امام رضا قانونی است

یک هفته پس از قطع شبانه 200 درخت کهنسال پسته و بادام از سوی شهرداری قزوین، رئیس شورای شهر قزوین می‌گوید این کار در مسیر اجرای قانون بوده است. این در حالی است که در روزهای گذشته علیرضا خزائلی، مدیرکل میراث ‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی قزوین گفته بود: «کاری که اتفاق افتاده غیرقانونی است. عرصه باغستان، عرصه ثبت ملی ا‌ست و قلع و قمع در این حد قطعا اقدامی ناپسند است.» در حالی که قطع درختان باغستان از سوی شهرداری قزوین برای ساخت یک پل سبب اعتراض و انتقاد بسیار شده، فرج‌اله فصیحی رامندی، رئیس شورای شهر قزوین به ایسنا گفته است: «کار قطع درختان و ادامه ساخت پل امام رضا (ع) کاملاً قانونی است و برای اجرای قانون و مصوبه شورای عالی معماری شهرسازی، شورای عالی ترافیک و اجرای طرح تفصیلی شهر انجام شده است.» به گفته او پروژه‌ای که قرار است در باغستان سنتی قزوین اجرا شود، یک طرحِ تأیید، تصویب و ابلاغ شده است که «به دلیل جوسازی‌های ایجاد شده در مرحله اجرا متوقف شده است». او با اشاره به اینکه طرح جامع ترافیک قزوین با امضای چندین وزیر به تصویب شورای عالی معماری و شهرسازی رسیده؛ توضیح داد: «در شورای چهارم و پنجم ۲ بار بازدید میدانی از محوطه پل امام رضا (ع) داشتیم و دیدیم که اگر بخواهیم طرح اولیه را اجرا کنیم انبوهی از درختان قسمت پشت تالار کشاورز در قزوین قطع می‌شود و چون خودمان به این موضوع راضی نبودیم ترجیح دادیم بازنگری اتفاق بیفتد. پس از بازنگری صورت گرفته، طرح جدید به شورای عالی معماری و شهرسازی ارسال شد و مورد تایید قرار گرفت، سپس در استان در شورای ترافیک به تصویب رسید و توسط استاندار سابق و بعد هم توسط استاندار فعلی ابلاغ شد، ضمن اینکه طرح تفصیلی شهر هم توسط استاندار فعلی ابلاغ شده است با وجود این مجدداً هنگام اجرا با بحران مواجه شدیم.» فصیحی ادامه داد: «در مصوبه شورای عالی معماری شهرسازی آمده طرح با کمترین آسیب به باغستان اجرا شود و استاندار هم در ابلاغیه به این مسئله اشاره کرده است؛ به همین دلیل طرح تغییر کرده تا کمترین آسیب را به درختان داشته باشد؛ اما وقتی در مرحله اجرایی قرار می‌گیرد مشکل‌ساز می‌شود و مسئولان هم تحت تأثیر جریان‌سازی و جوسازی رسانه‌ای قرار می‌گیرند.» فصیحی از سوی دیگر مدعی شده که قطع درختان در شب رخ نداده بلکه عصر شروع شده و تا شب ادامه پیدا کرده است. او تصریح کرد: «وظیفه شهرداری ساختن کمربندی شهر نیست و وزارت راه و شهرسازی باید برای این امر اقدام کند اما چون دولت اعتباری برای این کار ندارد ما وارد شده‌ایم و از منابع مالی مردم هزینه می‌کنیم که کمربندی شهر ساخته شود.»

نگران از دست دادن محیط‌بانان هستیم

هنوز هم محیط‌بانان در تقویم رسمی، روزی ملی به نام خود ندارند. از چندین سال قبل که قرار بود روز تولد امام رضا (ع) به نام آن‌ها گذاشته شود اما تاکنون این اتفاق رخ نداده. در تقویم غیررسمی اما این روز به نام «روز ملی محیط‌بانان» شناخته می‌شود. امسال هم این روز در حالی آمده که هنوز دو هفته بیشتر از مرگ محمد فرهمند و رضا بهرام‌پور، محیط‌بان و همیار محیط‌بان در پناهگاه حیات وحش دره‌باغ بوانات استان فارس نگذشته. شکارچیان غیرمجاز آن‌ها را کشتند و داغی تازه بر قلب جامعه محیط‌بانی گذاشتند. حالا جمشید محبت‌خانی، فرمانده یگان حفاظت سازمان حفاظت محیط زیست کشور می‌گوید که استان فارس در کنار استان‌های مازنداران و تهران از جمله حادثه‌خیزترین مناطق برای محیط‌بانان و محیط زیست کشور است. او در روز ملی محیط‌بان در گفت‌وگو با «پیام ما» از مشکلات این نگهبانان طبیعت می‌گوید.

 

آقای محبت‌خانی، از اردیبهشت‌ 99 که لایحه حمایت از محیط‌بانان یا لایحه حمایت قضایی و بیمه‌ای از ماموران یگان حفاظت محیط ‌زیست تصویب شده تا امروز، این لایحه از نظر قانونی چه اثری بر زندگی محیط‌بانان داشته است؟
این لایحه از منظر بیمه‌ای و قضایی از جمله لوایح بسیار مهم بود. اولین موضوع بیمه محیط‌بانان بود که برای سال‌ها دچار مشکل بود و اگر فردی دچار سانحه، بیماری، آسیب و … می‌شد و یا حتی شهید می‌شد، امکان رسیدگی به او و خانواده‌اش نبود. اما در سه سال اخیر این امکان فراهم شده و سازمان حفاظت از محیط زیست موظف شده بنا بر همین قانون فرد را حمایت کند. این در حالی است که بسیاری از همکاران ما به دلایل سختی کار، با بیماری‌های مزمنی چون دیسک کمر روبه‌رو هستند که هزینه‌های بالای درمان عاملی بود که آن‌ها را از درمان بازمی‌داشت. اما با وجود این بیمه، این معضل هم رفع شد. مورد دیگر بحث مشکلات قضایی است. برای استفاده از سلاح از سوی محیط‌بانان، پیش از این قضات به صورت سلیقه‌ای از قوانینی که درباره حمل اسلحه وجود داشت استفاده می‌کردند اما در این لایحه سه بند برای به کارگیری اسلحه به تصویب رسید که البته هنوز انتقاداتی به آن وارد است.
اما ما همچنان شاهد ضعف قانونی در حمایت از محیط‌بانان هستیم و در پرونده‌های مختلف، حتی در سالی که گذشت به وضوح این ضعف را دیدیم.
اداره حقوقی سازمان محیط زیست، سال قبل ایرادات و اصلاحات لازم برای این بخش از لایحه را تدوین کرده و ما در انتظار تغییر و تصویب آن هستیم. ما می‌دانیم هر شکارچی که وارد مناطق چهارگانه می‌شود، مسلح به سلاح گرم و جنگی است و در نتیجه قوانین باید به نحوی باشد که تکاپوی کار محیط‌بانانی در این شرایط سخت را بدهند و به همین دلیل امیدواریم هرچه زودتر اصلاحیه این موارد هم اعمال شود. اما بد نیست بدانید که از سه سال قبل تلاش شد تا در دادگستری استان‌های مختلف شعب رسیدگی به جرایم محیط زیستی شکل بگیرد و این اتفاق افتاد. ما در حال حاضر قضات بسیاری در سراسر کشور داریم که به مسئله محیط زیست حساسند و احکام بسیار خوبی صادر می‌کنند.
بعد از سال‌ها کش و قوس، همچنان کمبود نیرو از مشکلات مهم محیط‌بانی است. هنوز هم به ازای هر ۱۲ هزار هکتار یک محیط‌بان وجود دارد و همچنان آمار سه هزار نفری محیط‌بانان در کشور را می‌شنویم. این مسئله بالاخره چه زمانی حل می‌شود؟
بر اساس چارت سازمانی باید هشت هزار نفر نیروی محیط‌بان داشته داشته باشیم . اما با وجود استخدام‌های جدید 3800 نفر نیرو داریم. البته بر اساس قانون، قرار شد سالانه و به مدت 10 سال، سازمان محیط زیست 250 محیط‌بان را استخدام کند و بر آمار فعلی بیفزاید که سه سال از این زمان‌بندی سپری شده و هنوز هفت سال باقی است. در نهایت باید گفت که هرچند وضعیتمان از سال‌های گذشته بهتر شده، اما همچنان با کمبود نیرو مواجهیم و تا وضعیت مطلوب فاصله زیادی داریم.
این مسئله فقط در مورد نیروی انسانی نیست. کمبود امکانات و تجهیزات برای محیط‌بانان هم همچنان مشهود است.
بله. البته باید بگویم که محیط‌بانان استحقاقی‌هایی در سال دارند که با بودجه تعیین شده هر سال باید خرید شود. برای خرید این اقلام هم به صورت سالانه دستورالعمل وجود دارد. در سال‌های گذشته این خریدها استانی بود. هر استان به سلیقه خود تهیه تجهیزات را انجام می‌داد و در نتیجه مشکلات زیاد بود. تفاوت‌ها هم بالا بود. اما در سال‌های اخیر ریل‌گذاری کردیم و همه را در یک مناقصه به شرکتی خصوصی می‌دهیم که تهیه کند.
وجود مناقصه و حضور شرکتی خارج از سازمان آیا باعث ایجاد مشکل نبوده؟ ممکن است این شرکت از کیفیت کارها بزند و بودجه از دست برود.
به همین دلیل در دو مرحله مناقصه را برگزار می‌کنیم. نظارت بر کار شرکتی که مناقصه را می‌برد هم برعهده یگان حفاظت است و هم بازرسی و حراست سازمان.
اجازه دهید کمی درباره مشکلاتی که در دریافتی محیط‌بانان وجود دارد صحبت کنیم. آن‌ها می‌گویند بیشتر از ساعت معمول و اضافه کار می‌کنند اما دریافتیشان کمتر از ساعاتی است که کار انجام می‌دهند. از سویی مشکل محیط‌بانان طرحی هم هنوز سر جای خود باقی است.
زمانی که محیط‌بان استخدام می‌شوند، شرایط کار و ساعات و شیفتی بودنش به آن‌ها گفته می‌شود. تا سه سال قبل آن‌ها 18 روز خدمت و 6 روز تعطیلی داشتند اما ما این را به 24 ساعت کار و 24 ساعت تعططیلی تغییر دادیم با این همه در مناطق صعب‌العبور، رفت و آمد برای خود محیط‌بانان سخت است و در نتیجه خودشان سه روز کار و سه روز تعطیلی را انتخاب می‌کنند و یا پنج روز کار و پنج روز تعطیلی. درباره محیط‌بانان طرحی که حدود 370 نفر هستند، متاسفانه هنوز نتوانسته‌ایم کاری از پیش ببریم. این افراد با وجود آنکه با علاقه وارد کار شده‌اند اما در قانون هیچ چیزی برای حمایتشان گنجانده نشده و هنوز نتوانسته‌ایم آن‌ها را تبدیل وضعیت به پیمانی کنیم. اما درباره محیط‌بان رسمی و پیمانی ارتقاهای خوبی داشتیم و نسبت به پرداختی سال گذشته دو مرحله به جز افزایش دولتی مواردی را اضافه کرده‌ایم.
نکته مورد گلایه محیط‌بانان این است که با هر مدرک تحصیلی نهایتا تا رتبه ارشد و طبقه 9 می‌توانند ارتقا بگیرند در حالی که کارشناسان سازمان تا رتبه عالی و طبقه 12 امکان ارتقا دارند. این کمتر بودن حقوق انگیزه خیلی از محیط‌بان‌ها را گرفته است.
شرایط استخدام محیط‌بانی دیپلم است. یعنی فرد با تحصیلات بالاتر حضور ندارند. البته افرادی می‌آیند، علاقه‌مندند و ادامه تحصیل می‌دهند. ما در نهایت تا یک رتبه بالاتر را پوشش می‌دهیم یعنی فوق دیپلم. این بحث قانونی است و نمی‌توانیم طبقه را تغییر دهیم.
در هفته‌های اخیر یک محیط‌بان و یک همیار را از دست دادیم و البته زخمی و کشته‌های سال گذشته هم کم نبوده‌اند. شما وضعیت فعلی را چطور ارزیابی می‌کنید؟
یکی از مشکلات ما از دست دادن نیروهای انسانی توانمند و متعهد است. اتفاقی که همواره ما را نگران کرده. اما در مناطق شکارچیان سلاح گرم دارند و با وجود آموزش‌های بسیار اما همچنان شاهد چنین مواردی هستیم. هرچند در سال‌های گذشته هر ماه چندین حادثه داشتیم و در سال‌های اخیر تعدادش کم شده اما باید بالاخره از روش‌های مدرن و امکاناتی استفاده کنیم که کمتر محیط‌بانان و شکارچیان با هم رو در رو شوند. ما قول اضافه کردن این امکانات را از رئیس سازمان گرفته‌ایم و امیدواریم هرچه زودتر این امکانات را به یگان حفاظت اضافه کنیم. از سوی دیگر بهتر شدن تجهیزات هم در روحیه محیط‌بانان اثر بسیاری دارد. پارسال 1200 موتور جدید به یگان اضافه شد و امسال هم می‌خواهیم ماشین‌های جدیدی را اضافه کنیم.
آیا یگان حفاظت تحلیلی از شرایط استان‌های مختلف از نظر جرم‌خیزی دارد و ما می‌دانیم کدام استان‌ها جرم‌خیزترند؟
بله. آمار استان‌ها ماهانه و سالیانه در پایش مرکز حفاظت تحلیل می‌شود و بر همین اساس هم بالاترین جرایم به ترتیب در استان‌های مازندران، فارس و تهران رخ می‌دهد. در نتیجه وقتی امکاناتی فراهم می‌شود، اول به این استان‌ها ارسال می‌شود.

دیپلماسی محیط زیستی ایران و چند پرسش بی‌جواب

گرد و غبار شدید از ابتدای سال ۱۴۰۱ نه تنها خوزستان، ایلام و کرمانشاه که تا پایتخت ایران هم آمدند و همین سبب شد عبارات پرطمطراقی وارد ادبیات مسئولان اجرای کشور شود؛ «دیپلماسی محیط زیست»، «دیپلماسی گرد و غبار» و «دیپلماسی آب». از زمان تکرار این عبارت‌ها در گفته‌های مسئولان اجرایی کشور سه پرسش هم برجسته شده است‌؛ «چگونه قرار است این شیوه دیپلماسی به اجرا درآید؟» و دیگر اینکه «تا چه اندازه قرار است از رسانه به نفع پیشبرد دیپلماسی گرد و غبار بهره برده شود؟» و «در نهایت، نتایج به کارگیری این نوع دیپلماسی را چه کسی قرار است دریافت کند؟» همه ما به خوبی می‌دانیم که دیپلماسی امری زمان‌بر است و نمی‌توان راه نفس مردم را در کوتاه‌مدت با دیپلماسی گشود. از سوی دیگر در محیط زیست هر تغییری به سرعت نمایان نمی‌شود. اگر امروز ما گرفتار گرد و غباریم یا با مشکل آب دست و پنجه نرم می‌کنیم نتیجه دستکاری در زیستگاه‌هایمان در دهه‌های قبل است.

شاید دیپلماسی یک رشته دانشگاهی و شاخه‌ای از علم سیاست باشد اما در عین حال یک «هنر» است. نیازی نیست تأکید کنیم که در دیپلماسی «اجماع‌سازی» چه اصل مهمی است. بنابراین وقتی از ابتدای سال مسئولان اجرایی کشور در مواجهه با هجوم سنگین گرد و غبار به واژه‌هایی چون «دیپلماسی محیط زیست» یا «دیپلماسی گرد و غبار» پناه بردند باید همه اصول دیپلماسی را مدنظر قرار می‌دادند. نمی‌توان برای عبور از رودخانه قدم به آن گذاشت و خیس نشد. اگر قرار است برای حل مشکلات محیط زیستی دست به دامن دیپلماسی شویم باید از هنرش استفاده کنیم. از سوی دیگر موقعیت بین‌المللی ایران یک موقعیت بسیار پیچیده‌ است. کشوری که به تازگی شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی علیه آن قطعنامه‌ صادر کرده است و در عین حال در میان همسایگانش هم با چالش‌هایی روبه‌رو است؛ به سادگی نمی‌تواند از معادله‌های دیپلماتیک برای حل و فصل معضلات محیط زیستی خود بهره ‌بگیرد. دلیل آن هم مشخص است؛ وقتی کشوری برای دور زدن تحریم‌ها مجبور است روی کمک برخی همسایگان حساب کند نمی‌تواند به صراحت و شفافیت بر دخالت آن‌ها در محیط زیست تأکید کند. وقتی روابط کشور با عربستان به عنوان یکی از کشورهای مهم منطقه محدود شده و مذاکره محیط زیستی از طریق کشور ثالث انجام می‌شود، مسئولان نباید با اظهار نظرهای متناقض و شائبه‌برانگیز رابطه با سایر کشورها را دچار تنش کنند.
برای نمونه رسانه‌های ترکیه نهایت جریان‌سازی خود را با همین اظهارنظرهای ایران شکل می‌دهند ولی در مقابل ایران هیچ سیاست مشخصی در مقوله بهره‌برداری از رسانه ندارد. به تازگی گردهمایی«محیط زیست، دیپلماسی منطقه‌ای، مدیریت تغییر اقلیم و مقابله با گرد و غبار» با هدف بهره‌برداری از همکاری منطقه‌ای در کاهش ریزگردها برگزار شد. در این گردهمایی و حاشیه آن اظهارنظرهایی رسمی مطرح شد. رئیس سازمان حفاظت محیط زیست گفت‌: «‌طبق بررسی‌های ما کشوری که سطوح آن نخستین منشا ریزگردها در ایران محسوب می‌شود، عربستان سعودی است». این موضع تیتر بسیاری از رسانه‌های ترکیه شد. از سوی دیگر «علی‌محمد طهماسبی»، دبیر ستاد کشوری مقابله با گردوغبار در حاشیه همین گردهمایی به خبرگزاری آناتولی گفت: اعتقاد دارم کشور ترکیه خودش منشا گرد و غبار نیست.‌
پرسش مهم این است که ما می‌خواهیم منافع ملی‌مان را در دیپلماسی محیط زیست و راه نفس کشیدن مردم‌مان را تأمین کنیم یا سیاستی دیگر را اجرا کنیم؟ اگر عراق و سوریه به کانون‌های اصلی گرد و غبار بدل شده‌اند دلیل مسلم آن خشک شدن ناشی از دستکاری‌های کشور بالادست آنهاست.
از منظری دیگر، وزارت امور خارجه ایران عموما به دیپلماسی رسمی علاقه‌مند است و معمولاً هیچ بهره‌ای از دیپلماسی عمومی نمی‌برد. جریا‌ن‌سازی رسانه‌ای چندان برایش جذاب نیست. برای توجه به این مهم می‌توانید عملکرد رسانه‌ای سفرای ایران در عراق و سفیر ترکیه در عراق را از نظر بگذرانید. با وجود آنکه سهم ایران در مقایسه با ترکیه در آورد رودخانه‌های عراق به شدت حداقلی است اما این سفیر ترکیه‌است که مرتب درباره آب، حقابه مردم عراق و مسائل برخاسته از کمبود آب اظهار نظر کرده است. صحبت‌های سفیر قبلی و سفیر کنونی ایران در عراق بیشتر از هر چیز درباره طلب ایران بابت فروش برق به این کشور روی خط خبر رفته است. یعنی چهره طلبکارانه‌ای از ایران در اذهان عراقی‌ها ترسیم شده درحالی که اگر دیپلماسی رسانه‌ای وزارت امور خارجه به این مهم توجه داشت برنامه دیگری را اجرا می‌کرد.
تا کمتر از یک ماه دیگر قرار است نمایندگان کشورهای منطقه برای مشارکت در مهار گرد و غبار به ایران سفر کنند. همسایه‌های غربی و جنوب‌غربی ایران به جز ترکیه همه عرب‌زبان هستند. عراق، کویت، امارات متحده عربی، قطر، بحرین، عمان و عربستان همه طبیعتی بیابانی و خشک دارند. همه مشکل آب دارند. و اتفاقاً همگی در حال توسعه و افزایش جمعیت. وب‌سایت سازمان حفاظت محیط زیست به عنوان مجری محوری این نشست منطقه‌ای را نگاه کنید. هیچ محتوایی به زبان عربی ندارد. هیچ یک از آسیب‌هایی که مردم ایران بابت گرد و غبار متحمل شده‌اند؛ برجسته نشده است تا مردم کشورهای عرب‌زبان آن را خوانده باشند. هیچ یک از مطالعات و دستاوردهای ایران در مواجهه با این پدیده هم به محصولات جذاب رسانه‌ای تبدیل نشده است. آیا با این وضعیت می‌خواهیم میزبان دیپلمات‌های همسایه برای جلب مشارکت در زمینه مدیریت گرد و غبار باشیم؟

تنها راه پیروزی در برابر فشارهای آمریکا مقاومت است

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر دیروز (شنبه) در دیدار آقای نیکلاس مادورو رئیس جمهور ونزوئلا و هیئت همراه با اشاره به ایستادگی دو کشور ایران و ونزوئلا در مقابل فشارهای سنگین و جنگ ترکیبی امریکا، تأکید کردند: تجربه موفقیت آمیز دو کشور نشان داد تنها راه مقابله با این فشارها مقاومت و ایستادگی است.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به پیروزی دولت و ملت ونزوئلا در مبارزه‌ای سخت با امریکا و جنگ ترکیبی و همه جانبه‌ای که بر ضد ونزوئلا به راه انداخته شده بود خطاب به آقای مادورو گفتند: مقاومت جنابعالی و ملت ونزوئلا بسیار با ارزش است زیرا قدر و منزلت و لیاقت یک ملت و کشور و رهبران آن کشور را ارتقا می‌دهد و امروز قاعدتاً نگاه امریکا به ونزوئلا متفاوت از گذشته است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین با اشاره به پیشرفتها و ابتکارهای علمی و فناوری جمهوری اسلامی ایران در سالهای اخیر افزودند: این گام‌های بلند در شرایطی برداشته شده است که سنگین‌ترین و بی‌سابقه‌ترین تحریم‌ها و فشارها بر ملت ایران تحمیل شد و امریکایی‌ها خودشان نام آن را «فشار حداکثری» گذاشتند.
ایشان تأکید کردند: مقاومت ملت ایران باعث شکست سیاست فشار حداکثری شد، به‌گونه‌ای که یکی از مسئولان برجسته سیاسی امریکا چندی پیش تعبیر «شکست مفتضحانه» را به‌کار بُرد.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: نتیجه‌ای که می‌توان از ایستادگی و موفقیت دو ملت ایران و ونزوئلا گرفت، این است که تنها راه علاج در مقابل فشارها، ایستادگی و مقاومت است ضمن آنکه باید همکاری‌ها و ارتباطات میان جمهوری اسلامی ایران و دولت بولیواری ونزوئلا بیش از پیش مستحکم و نزدیک شود.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با استقبال از امضای سند همکاری ۲۰ ساله میان ایران و ونزوئلا گفتند: لازمه همکاری‌های بلندمدت پیگیری توافقات و به سرانجام رساندن آنها است.
ایشان با اشاره به همکاری‌های صمیمانه ایران و ونزوئلا، خاطرنشان کردند: دو کشور با هیچ کشوری اینگونه روابط نزدیک ندارند و جمهوری اسلامی ایران نشان داده است که در مواقع خطر، خطر می‌کند و دست دوستان خود را می‌گیرد.
رهبر انقلاب همچنین از مواضع ضدصهیونیستی آقای مادورو تجلیل کردند و گفتند: موضع‌گیری‌های چندی قبل جنابعالی علیه رژیم صهیونیستی بسیار درست و شجاعانه بود.
در این دیدار که آقای رئیسی رئیس‌جمهور کشورمان نیز حضور داشت، رئیس جمهور ونزوئلا از حمایت‌های ایران در مبارزه سخت ملت ونزوئلا با امریکا قدردانی کرد و گفت: شما در هنگامی که شرایط ونزوئلا بسیار سخت بود و هیچ کشوری کمک نمی‌کرد به یاری ما آمدید و کمک کردید تا از آن شرایط خارج شویم.
رئیس‌جمهور ونزوئلا با تشریح شرایط سخت اقتصادی این کشور در سالهای اخیر افزود: همان‌طور که جنابعالی گفتید امریکایی‌ها یک جنگ تدریجی و چند بُعدی را علیه کشور ما آغاز کردند ولی ما توانستیم با ایستادگی و استفاده از فرصت‌هایی که تحریم‌ها در اختیار ما قرار داد، مقابله همه‌جانبه را با تهاجم آمریکا آغاز کنیم و اکنون شرایط ونزوئلا بهتر از چند سال قبل است.
آقای مادورو همچنین با اشاره به مذاکرات خود در تهران و امضای سند همکاری افزود: ما در حال طراحی یک نقشه‌راه دقیق برای همکاری با ایران در زمینه‌های مختلف به‌ویژه در بخش علم و فناوری هستیم.
رئیس‌جمهور ونزوئلا همچنین با تأکید بر اینکه کشورش موضوع فلسطین را یک موضوع مقدس بشری می‌داند، گفت: به علت همین اعتقاد، رژیم صهیونیستی از طریق موساد در حال توطئه مستمر بر ضد ونزوئلا است.

تکرار سریال حریق در میانکاله

پیام ما | آتش میانکاله که بامداد جمعه مهار شده بود، دیروز بار دیگر شعله‌ور شد. پناهگاه حیات وحش میانکاله در استان مازندران سال گذشته 42 مرتبه گرفتار آتش شده بود و از ابتدای امسال 6 مرتبه در آتشی که مسئولان دلیل اغلب آن‌ها را عمدی اعلام کرده‌اند، سوخته و بخشی از منابع ارزشمند آن به خاکستر بدل شده است. اکنون محیط‌بانان و نیروهای مردمی در حال اطفای حریق در نوار ساحلی میانکاله‌اند. این عملیات در حالی است که وزش باد و گرمای شدید مقابله با آتش و اطفای حریق را سخت‌تر کرده است. سال گذشته که این زیستگاه شمالی تقریبا یک روز در میان در آتش بود، فعالان محیط زیست بارها از طمع سودجویان برای زمین‌خواری در این نقطه از سرزمین گفته بودند، دلیل حریق فعلی و میزان خسارت اما هنوز مشخص نیست.

 

علی کلانه، رئیس پناهگاه حیات وحش میانکاله دیروز از وقوع ششمین آتش‌سوزی سال جاری در قسمت‌هایی از این زیستگاه ارزشمند خبر داد و گفت: «متاسفانه از شب گذشته (پنج‌شنبه) آتش‌سوزی در ضلع شمالی و بخشی از محدوده ساحلی میانکاله رخ داد که این آتش‌سوزی کماکان ادامه دارد و محیط‌بانان در حال مهار آتش هستند.» او به ایرنا توضیح داد که ساعت ۲۱:۳۰ پنج‌شنبه گزارشی مبنی بر وقوع آتش‌سوزی در ضلع شمالی و محدوده ساحلی میانکاله دریافت شد و بلافاصله نیروهای محیط زیست برای مهار آتش به منطقه اعزام شدند. آن‌ها با امکانات موجود تلاش کردند و در نهایت در ساعت 4 بامداد جمعه حریق مهار شد اما این پایان ماجرا نبود چون «متاسفانه به دلیل خشک بودن پوشش گیاهی و وزش باد دوباره آتش شعله‌ور شد.» تا لحظه نگارش این گزارش همچنان این آتش‌سوزی ادامه دارد.

بر اساس اظهارات فعالان محیط زیست این منطقه، حریق‌های میانکاله اگرچه دلایل متفاوتی دارد اما همگی انسانی هستند

بر اساس توضیح کلانه آتش‌سوزی در کیلومتر ۱۸ ورودی غربی میانکاله رخ داده که پوشش گیاهی منطقه هم عمدتا سازیل است و به دلیل گرمای هوا و خشک بودن پوشش منطقه مهار آتش مشکل شده است. رئیس پناهگاه حیات وحش میانکاله همچنین عنوان کرد: «نیروهای محیط‌بانی در حال تلاش برای جلوگیری از پیشروی آتش و مهار آن هستند ضمن این که درخواست نیروی کمکی و اعزام تجهیزات و ماشین‌آلات نیز ارائه شده است.» به گفته کلانه هنوز مساحت عرصه‌های آسیب دیده از آتش‌سوزی قابل محاسبه نیست و پس از آتش‌سوزی باید ارزیابی انجام شود.
همچنین اینطور که خبرگزاری فارس نوشته، مسلم آهنگری، فرمانده یگان حفاظت محیط زیست مازندران با اشاره به تکرار سریال آتش‌سوزی‌ها در این زیستگاه گفته است: «در حال حاضر محیط‌بانان و نیروهای مردمی در حال مهار حریق هستند، گویا درخواست بالگرد هم داشتند تا برای مهار حریق فعال شود.» طی سفر رئیس‌جمهور به مازندران و بازدید از میانکاله مقرر شد پایگاه اطفای حریق در میانکاله راه‌اندازی شود که هنوز این کار به سرانجام نرسیده است.
وقوع این آتش‌سوزی در پناهگاه حیات وحش میانکاله در حالی است که پیش از این هم طی سال جاری، پنج فقره آتش‌سوزی در میانکاله رخ داد و طبق آمار محیط زیست مازندران در مجموع هشت و نیم هکتار از این زیستگاه را از بین برد. بر اساس آمارها سال ۱۴۰۰ نیز در پناهگاه حیات وحش میانکاله ۴۲ مورد آتش‌سوزی رخ داد که مجموع مساحت این اراضی در آتش سوخته حدود ۴۵۰ هکتار بود. آوای خزر نیز نوشته است که آوای خزر، بیش از ۱۰ هکتار از میانکاله به طور ویژه در نوار ساحلی میانکاله، امسال طعمه آتش‌سوزی‌های عمدی شده است.
حر منصوری، فعال محیط زیست پیش از این درباره آتش‌سوزی‌های میانکاله به «پیام ما» گفته بود: «میانکاله یک روز در میان در آتش است. بعضی مواقع در چند منطقه آتش‌سوزی اتفاق می‌افتد. بر اساس شواهد به نظر می‌رسد این آتش‌سوزی‌ها عمدی است و تضاد منافع بین بهره‌برداران قانونی و غیرقانونی سبب شده است افرادی انتقام‌شان را از طبیعت بگیرند. آتش‌سوزی مسئله‌ای است که از چند سال پیش میانکاله درگیر آن است. در یک دهه گذشته، دست کم یک‌چهارم پوشش گیاهی میانکاله در قسمت خشکی، به واسطه همین آتش‌سوزی‌ها از بین رفته است.»
بر اساس اظهارات فعالان محیط زیست این منطقه، حریق‌های میانکاله اگرچه دلایل متفاوتی دارد اما همگی انسانی هستند. آتش‌سوزی‌هایی که در مناطق ساحلی میانکاله رخ می‌دهد توسط افرادی صورت می‌گیرد که ادعای مالکیت را در اراضی پناهگاه حیات وحش مطرح می‌کنند و مواردی از آتش‌سوزی‌های اخیر نیز مربوط به تصرف غیرقانونی زمین در این منطقه است. آن‌ها همچنین معتقدند که گاه لجبازی با محیط زیست دلیل و انگیزه این آتش‌سوزی‌ها بوده است.

کلانه پیش از این گفته بود محیط زیست حتی یک ماشین آتش‌نشانی استاندارد ندارد و فقط یک تراکتور دارند که یک تانکر آب به آن وصل کرده و یک پمپ روی آن بسته‌‌اند و در این شرایط محیط‌بانان با جان و دل با همین امکانات کم آتش را خاموش می‌کنند

میانکاله از فروردین‌ماه 1400 تا 21 مرداد پارسال 26 بار آتش گرفته بود. در آن زمان نیز علی کلانه، رئیس ذخیره‌گاه زیست‌کره میانکاله به «پیام‌ما» گفته بود: «هر 26 آتش‌سوزی عمدی است؛ ما اینجا مشکل رعد‌وبرق و یا سایر مسائل طبیعی دیگر را نداریم.» طبق گفته او در آن زمان نیروهای امنیتی از جمله سپاه، اطلاعات و نیروی انتظامی به دنبال دلایل این آتش‌های پیاپی بودند.
در پی این آتش‌سوزی‌ها همچنین کلانه با ابراز گلایه از سازمان جهاد کشاورزی و مجموعه منابع طبیعی استان مازندران که متولی اطفای حریق اراضی طبیعی و ملی هستند، خواستار ورود جدی آن‌ها به این موضوع شده بود. او گفته بود که محیط زیست حتی یک ماشین آتش‌نشانی استاندارد ندارد و فقط یک تراکتور دارند که یک تانکر آب به آن وصل کرده و یک پمپ روی آن بسته‌‌اند و در این شرایط محیط‌بانان با جان و دل با همین امکانات کم آتش را خاموش می‌کنند.
تالاب بین‌المللی میانکاله با ۶۸ هزار هکتار مساحت در شرق مازندران و در حوزه استحفاظی شهرستان بهشهر و در حاشیه دریای خزر واقع است. این تالاب که در دل شبه جزیره میانکاله واقع شده، به دلیل برخورداری از تنوع زیستی به ویژه مواد غذایی مهم‌ترین زیستگاه بیش از ۳۲۰ گونه پرنده مهاجر و بومی و ۱۸۰ گونه گیاه به شمار می‌رود.

توجه نکنیم، طبیعت به ما سیلی خواهد زد

یادگار امام با تاکید بر اهمیت حفظ محیط زیست در درازمدت، گفت: وقتی سهم طبیعت را ندهید باعث خشک شدن مرداب ها و طبیعت می‌شوید؛ غافل از اینکه طبیعت بعد از مدتی همین کاستی‌ها را به صورت یک سیلی، مثل ریزگردها و… به ما برمی‌گرداند.» به گزارش پایگاه خبری-تحلیلی جماران، سید حسن خمینی در دیدار رئیس و جمعی از کارکنان سازمان حفاظت از محیط‌زیست در حرم مطهر امام، با تبریک هفته محیط زیست، گفت: در مباحث حوزوی بحثی با عنوان «تزاحم» وجود دارد. تزاحم به عبارت ساده یعنی، انسان در یک لحظه همه خوبی ها را می‌خواهد، اما نمی‌تواند همه آنها را با هم داشته باشد. در دایره تزاحم عقل حکم می کند سراغ گزینه‌ای برویم که مهم‌تر و بهتر است و منافع بیشتری دارد. او حفظ محیط زیست را یکی از آن محاسباتی دانست که اگر برنامه‌ریزان و سیاستمداران به آن توجه نکنند، مانند کودکی می‌شوند که در کوتاه‌مدت با بی‌توجهی به آن، مزیتی را به دست می‌آورند ولی منفعت بسیار بزرگی را در درازمدت از دست می‌دهند. یادگار امام افزود: حتما باید مشکل اشتغال حل شود، فقر برداشته شود، توسعه پدید آید و… ولی باید اینها را در سبد هزینه و فایده گذاشت و سراغ ملاک های اهمّ رفت که از جمله آنها حفظ محیط زیست است. او تأکید کرد: باید توجه داشت که نکند ما به خاطر یک منفعت کوتاه‌مدت، که البته باید آن را هم حل کنیم، هزینه‌ای غیرعاقلانه می‌پردازیم. باید بدانیم که در صورت انتخاب این مسیر، درحال از بین بردن سرمایه‌ای هستیم بعدها اصلا امکان جبران آن را نداریم و یا اگر امکانش را داریم باید د‌ها برابر آن، هزینه کنیم؛ البته توجه نکردن به منافع بلند مدت بین نسلی، از جمله سلامت محیط زیست، در کوتاه مدت منافعی هم دارد، اما مثلا باعث شور شدن دریاها می شود.
یادگار امام افزود: وقتی سهم طبیعت را ندهید باعث خشک شدن مرداب ها و طبیعت می‌شوید؛ غافل از اینکه طبیعت بعد از مدتی همین کاستی‌ها را به صورت یک سیلی، مانند مثل ریزگردها و… به ما برمی‌گرداند و همین محصولاتی را که انسان کاشته بود نیز از بین می‌برد. سید حسن خمینی اظهار داشت: محیط زیست حکم منافع دراز مدتی را دارد که ممکن است امروز درک درستی از آن نداشته باشیم، اما اگر بخواهیم تشبیه کنیم، مثل عذاب های اخروی است که ممکن است زندگی کوتاه مدت دنیا ما را از توجه به آن غافل کند، ولی این واقعیت است که در صورت بی توجهی به آن، طبیعت به ما سیلی خواهد زد. او گفت: همیشه به ذهن ها می‌رسد که فعالان محیط زیستی آرمان‌شهر می‌خواهند و خیال‌بافی می‌کنند. یعنی ممکن است طرف بگوید شکم بچه من خالی است، اما شما دنبال انقراض گونه آسیایی یوزپلنگ هستید؟! به همین خاطر، ادبیات فعل در دفاع از محیط زیست پیش نمی‌رود. یعنی دلسوزی برای طبیعت نمی‌تواند کسی را که الان دچار مشکل هست، به هشدار بیاورد.
یادگار امام در همین زمینه ادامه داد: باید مسائل محیط زیستی را دقیق تر، لطیف تر، عینی تر و قابل فهم تر به کسانی که این واقعیت ها را نمی دانند، بگویید تا نکند گرفتار این وضعیت شوید که در کوتاه مدت یک مشکل معیشتی و اشتغال را در فلان منطقه از کشور حل می‌کنید، اما بعدها گرفتاری‌های بزرگتری برای همان کسانی که آنجا زندگی می کنند به دلیل عدم توجه به محیط زیست در تصمیمات قبلی، پدید می آید . یعنی دقیقا نوع ادبیات دفاع از محیط زیست، باید ادبیاتی باشد که معلمان اخلاق دارند؛ معلمان اخلاق مدام به انسان هشدار می دهند که نکند چشمت را به روی زندگی این دنیا باز کنی و به قیامت توجه نداشته باشی! او اظهار داشت: نکته سوم این است که بعضی از ما انسان ها فردمحور هستیم. مثلا بعضی موارد فرار مغزها به همین دلیل است که فرد می گوید خودم و نهایتا خانواده ام از این کشور برویم و به من مربوط نیست که چه بر سر مردم کشور می آید! نفس اینکه انسان از ایثار جدا می شود و می گوید کاری به بقیه ندارم و می خواهم خودم پیشرفت کنم، در همه انسان ها به صورت بالقوه وجود دارد.سید حسن خمینی با اشاره به اینکه یکی از مسائل مربوط به محیط زیست، «منطقه محوری» است، تصریح کرد: ممکن است اهالی فلان استان پر آب است بگویند، «ما اینجا بدبختی بکشیم برای اینکه آب پنج استان آن طرف تر برود و سهم طبیعت شود؟! آنها خودشان به فکر خودشان باشند. ما در اینجا فقر داشته باشیم برای اینکه خاک به حلق کس دیگری نرود؟! من به او چه کار دارم؟! ما دنبال حل مشکل خودمان هستیم». حتی یک پله بالاتر از نگاهی که بیان شد، این است که بگوییم، «ما به دنبال حفظ محیط زیست ایران هستیم؛ به ما چه که در عراق چه چیزی پیش می آید؟!» غافل از اینکه وضعیت محیط زیست آن منطقه روی خودشان هم اثر می گذارد! در چنین موقعیتی نقش یک سازمان ملی خیلی پررنگ می شود که نگاه ها را «ملّی» و «فرا ملّی» کند. یادگار امام سپس در بیان راهکار عملی زدودن نگاه‌های منطقه‌محور به محیط زیست، گفت: با نصیحت و تبلیغ بخشی از مردم تحت تاثیر قرار می گیرند، ولی سازمان حفاظت محیط زیست اگر می خواهد ملّی نگاه کند و به صورت عملی مشکلات را حل کند، به این توجه کند که اگر مردم یک منطقه فداکاری می‌کنند و از برخی مزیت‌های اراضی منطقه خود استفاده نمی‌کنند تا محیط‌زیست دیگر مناطق آسیب نبیند، باید از بودجه کلان کشور منافعی به آنها برسد و سهم قابل‌توجهی در مقابل این ایثار و از خود گذشتگی به آنها داده شود.

 

 

یوتا، بمب هسته‌ای محیط زیستی

خشک شدن دریاچه نمک یوتا، بزرگترین دریاچه نمک در نیمکره غربی، بر اثر تغییر اقلیم و رشد سریع جمعیت، به منبع تولید گرد و غبار سمی تبدیل شده که هوای اطراف سالت لیک سیتی را سمی می‌کند.
اگر روند خشک شدن دریاچه بزرگ نمک یا همان دریاچه نمک یوتا را که تاکنون دوسوم از پهنای آن کوچکتر شده، ادامه پیدا کند، چه اتفاقی می‌افتد؟ جمعیت مگس و میگوی آب شور یا آرتمیا از بین می‌روند. دانشمندان هشدار می‌دهند از همین تابستان جان ۱۰ میلیون پرنده مهاجری که هر سال برای تامین خوراک خود به این دریاچه سفر می‌کنند، تهدید می‌شود. شرایط اسکی کردن در پیست‌های بالای سالت لیک سیتی، یکی از مهم‌ترین منابع درآمد این منطقه، بدتر می‌شود. استخراج سودآور منیزیم و دیگر مواد معدنی از دریاچه نیز ممکن است متوقف شود.

 

بدتر از آن، هوای اطراف سالت لیک سیتی است که گاهی اوقات سمی می‌شود. سه‌چهارم جمعیت یوتا در این منطقه زندگی می‌کنند. بستر دریاچه شامل سطح بالایی از آرسنیک است که هر چه بیشتر در معرض هوا قرار می‌گیرد، با وزش شدید باد وارد ریه ساکنان مناطق نزدیک می‌شود.
جول فری از مقامات ایالتی جمهوری‌خواه و مزرعه‌داری که شمال این دریاچه زندگی می‌کند، می‌گوید: «در این دریاچه پتانسیل یک بمب هسته‌ای محیط زیستی وجود دارد که اگر برای مهار آن اقدام فوری انجام نشود، منفجر می‌شود.»
هنوز هیچ راه حل آسانی برای مقابله با خشکسالی روزافزون ناشی از تغییر اقلیم وجود ندارد. احیای دریاچه بزرگ نمک موسوم به دریاچه نمک یوتا نیازمند آب شدن برف بیشتر کوه‌های اطراف دریاچه است و این یعنی آب کمتر برای ساکنان و مزارع کشاورزی.
کریستوفر فلاول در نیویورک تایمز می‌نویسد با گرم‌تر شدن کره زمین و معمای پیچیده یوتا سوال اصلی این است که آمریکایی‌ها چقدر سریع می‌توانند به عواقب تغییر اقلیم عادت کنند، با وجود اینکه ناگهانی‌تر، آشکارتر و فاجعه‌بارتر شده‌اند؟

به گفته بانی بکستر، استاد بیولوژی کالج وست مینستر، محتوای نمک در بخشی از دریاچه که به سالت لیک سیتی نزدیک‌تر است، بین ۹ تا ۱۲درصد بالا و پایین می‌شد. اما با کاهش ارتفاع آب، محتویات نمک آن افزایش یافته است. اگر به ۱۷درصد برسد جلبک‌ها به سختی زنده می‌مانند و حیات میگوهای آب شور تهدید می‌شود

احتمال خشک شدن دریاچه
تیموتی دی.هاکس، سیاستمدار جمهوری‌خواه می‌گوید که شرایط به طور نگران‌کننده‌ای خطرناک است. او که خواهان اقدامات قوی‌تری است می‌گوید که در غیر این صورت، دریاچه بزرگ نمک سرنوشت مشابهی با آنچه بر سر دریاچه اوئنز کالیفرنیا آمد، دارد. دریاچه اوئنز، سال‌ها پیش خشک شد. آلودگی گرد و غبار به بدترین شکل خود در آمریکا پدید آمد و مناطق مسکونی اطراف را به شهر ارواح واقعی تبدیل کرد.
آب برفی که از کوه‌های شرق سالت لیک سیتی جاری می‌شود به سه رودخانه می‌ریزد. آب مورد نیاز شهرها و روستاهای آن منطقه از اینجا تامین می‌شود و به سمت دریاچه بزرگ نمک می‌رود.
تا همین چند وقت پیش، تعادل شکننده‌ای در سیستم هیدرولوژیکی وجود داشت. تبخیر در تابستان باعث می‌شد تا آب دریاچه نیم متر پایین رود. در بهار با آب شدن برف‌ها، رودخانه‌ها دوباره بالا می‌آمدند.
بر هم خوردن چرخه آب دریاچه
حالا دو اتفاق تعادل سیستم را بر هم زده است. یکی رشد شدید جمعیت که آب این رودخانه‌ها را قبل از رسیدن به دریاچه را برای مصرف خود تغییر مسیر می‌دهند. دیگری به گفته رابرت گیلیس، استاد دانشگاه ایالتی یوتا و اقلیم شناس، تغییر اقلیم است. دمای بالاتر به جای مایع کردن آب و جاری کردن آن به سمت رودخانه‌ها باعث تبخیر آب برف و فرار آن به جو زمین می‌شود. گرمای بیشتر تقاضا را برای آبیاری بیشتر زمین و محصولات کشاورزی بیشتر می‌کند پس میزان آبی که به دریاچه می‌رسد، کمتر می‌شود.
دریاچه کوچکتر یعنی برف کمتر. هر طوفانی که از سالت لیک سیتی رد می‌شود مقداری از رطوبت آن را جذب می‌کند و به برف روی کوه‌ها تبدیل می‌کند. دریاچه‌ای که رو به نابودی است این روند را تهدید می‌کند. گیلیس می‌گوید: «اگر آب نداشته باشید، صنعت ندارید، کشاورزی ندارید، زندگی ندارید».
سراشیبی
تابستان گذشته، سطح آب دریاچه بزرگ نمک به پایین‌ترین میزان خود در تاریخ رسید. انتظار می‌رود تا پایان امسال پایین‌تر هم برود. سطح این دریاچه که در اواخر دهه ۱۹۸۰ به حدود ۸هزار و ۵۰۰ کیلومتر مربع می‌رسید حالا به کمتر از ۲هزار و۵۰۰ کیلومتر مربع رسیده است.
به گفته بانی بکستر، استاد بیولوژی در کالج وست مینستر، محتوای نمک در بخشی از دریاچه که به سالت لیک سیتی نزدیک‌تر است، بین ۹ تا ۱۲ درصد بالا و پایین می‌شد. اما با کاهش ارتفاع آب، محتویات نمک آن افزایش یافته است. اگر به ۱۷ درصد برسد که به گفته بکستر ممکن است این تابستان رخ دهد، جلبک‌ها به سختی زنده می‌مانند و حیات میگوهای آب شور که از آن‌ها تغذیه می‌کنند تهدید می‌شود.

حالا دو اتفاق تعادل سیستم را بر هم زده است. یکی رشد شدید جمعیت که آب این رودخانه‌ها را قبل از رسیدن به دریاچه را برای مصرف خود تغییر مسیر می‌دهند. دیگری به گفته رابرت گیلیس، استاد دانشگاه ایالتی یوتا و اقلیم شناس، تغییر اقلیم است

آلودگی پس از خشک شدن دریاچه
با اینکه اکوسیستم هنوز سقوط نکرده اما بکستر معتقد است که روی سراشیبی قرار داریم که بسیار ترسناک است.
آسیب‌های طولانی‌مدت آن خطرناک‌تر است. کوین پری، استاد علوم جوی در دانشگاه یوتا یک روز صبح پای خود را روی زمینی گذاشت که قبلا زیر آب قرار داشت. این خاک حاوی آرسنیک، آنتیموان، مس، زیرکونیوم و دیگر فلزات سنگین خطرناک است که بیشتر آن به جا مانده از فعالیت‌های معدن‌کاری در آن منطقه است. بیشتر خاک بیرن آمده همچنان با یک پوسته سخت محافظت می‌شود اما همانطور که باد باعث فرسایش این پوسته می‌شود این محتویات به‌وسیله هوا جابه‌جا می‌شوند.
ابری از غبار نیز نفس کشیدن را سخت می‌کند، به ویژه برای افرادی که آسم یا سایر بیماری‌های تنفسی را دارند.
در تئوری به راحتی می‌توان به راه حل رسید: باید آب روانه شده به سمت خانه‌ها، کسب و کارها و زمین‌های کشاورزی کاهش پیدا کند تا آب بیشتری که حاصل از ذوب‌شدن برف‌هاست به دریاچه برسد.
اما منطقه شهری سالت لیک سیتی آب کافی برای جمعیت خود را به سختی تامین می‌کند. در همین حال انتظار می‌رود تا سال ۲۰۶۰، جمعیت این منطقه ۵۰درصد رشد کند.
لورا بریفر، مدیر اداره آب و برق سالت لیک سیتی می‌گوید که آب مورد نیاز این شهر از سه طریق تامین شده: ارسال آب بیشتری از رودخانه‌‌ها و جریان‌ها به سمت شهر، تصفیه آب فاضلاب و بهره‌کشی بیشتر از چاه‌های زیرزمینی. در هر سه روش، میزان آبی که به دریاچه می‌رسد، کاهش پیدا می‌کند. اما بدون این اقدامات تقاضا برای آب در سالت لیک سیتی تا سال ۲۰۴۰ فراتر از توانایی عرضه آن است.