بایگانی مطالب نشریه
تخریب سرزمین ایران سرعت گرفته است
وقت ما زیاد نیست. این خلاصه سخنان وحید جعفریان مدیرکل دفتر امور بیابان سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور است. وجود 14 میلیون هکتار کانونهای بحرانی و افزایش سالیانه یک میلیون هکتار به این عرصهها نشان دهنده وضعیت بحرانی کشور ماست. جعفریان در گفتوگو با «پیام ما» با برشمردن برخی ناهماهنگیها در مدیریت سرزمین از لزوم اتخاذ سیاست های منسجم در کشور سخن گفته است. خلاصه این گفتوگو که در جریان سفر خبرنگاران به «آران و بیدگل» انجام شده، پیش روی شماست.
درباره وضعیت بیابانزایی ما با آمارهای متعددی روبهرو هستیم. درباره آخرین وضعیت سرزمین ایران از نظر بیابانزایی و عرصههای بحرانی آمار قابل اتکایی در اختیار داریم؟
اینکه اعداد ارقام متنوعی در حوزه قلمرو عرصههای بیابانی و سطح در معرض آسیب مطرح میشود، برمیگردد به نوع مطالعه و پارامترهایی که در این حوزهها وجود دارد. باید مرور کنیم ببینم چارچوب هر کدام از این مطالعات چه بوده است. بر اساس مطالعات شناسایی مناطق تحت تاثیر و کانونهای بحرانی فرسایش بادی در کشور که سال ۱۳۹۷ بروز شده حدود ۳۰ میلیون هکتار منطقه تحت تاثیر فرسایش بادی در کشور داریم. از این مقدار حدود ۱۴ میلیون هکتار آن به دلیل مجاورت با محیط زیست انسانی خسارتزا هستند و به عنوان کانون بحرانی فرسایش بادی به شمار میروند. این عدد در برگیرنده نوع خاصی از فرسایش بادی شامل هجوم شنهای روان ماسههای روان میشود. در حوزه گرد و غبار گستره دیگری به این حوزهها اضافه میشود مثلا حوزه کشاورزی یا بعضی از عرصههای مرتعی که به عنوان کانونهای گرد و غبار تلقی شوند. اما در حوزه ماموریتی دفتر بیابان سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری که تولیت تثبیت ماسههای روان را بر عهده دارد در این منظر دارد اعدادی که ذکر کردم دربرگیرنده اعداد و حوزه عمل این دفتر است.
از این ۱۴ میلیون هکتار که وضعیت بحرانی دارد چقدر تا الان سازمان در آن مداخله کرده است؟
از ابتدا تا کنون بر اساس مطالعه سال ۱۴۰۰ که ما تمامی فعالیتهای ابتدا تاکنون را بررسی کردیم چیزی حدود 7.8 میلیون هکتار از عرصههای بیابانی کشور در قالب پروژههای احیایی مثل نهال کاری، کنترل هرزآب و مدیریت چرای دام احیا شده است. این 7.8 میلیون هکتار در گستره ۹ میلیون هکتار مطالعهای که صورت گرفته انجام شده . البته کانونهای فرسایش بادی از ابتدا تاکنون تغییرات زیادی داشته کانونها و مناطق تحت تاثیر شرایط پویا و دینامیک دارند.
وقتی می گویید وضعیت دینامیک دارند و تغییر میکنند، معنیاش این است که به دامنه کانونهای بحرانی افزوده شده است؟
بله. در طول سه دوره مطالعه شناسایی کانونهای بحرانی در کشور ما شاهد افزایش سطح کانونها بودیم.
این سه دوره چه سالهایی را شامل میشود؟
از سال 1380 شروع شده و تا ۱۳۹۷ ادامه داشته است. یعنی در سه پژوهش جداگانه و با همان الگوریتم و مشخص شده که در هر رخساره بیابانی چه میزان خسارتزایی و فرسایش بیابان صورت گرفته است.
معنای این نتایج چیست؟
بر اساس این روند تخریب سرزمین سالانه حداقل یک میلیون هکتار به کانونهای بحرانی بیابانی کشور اضافه میشود.
ما 14 میلیون هکتار کانون بحرانی داریم و به گفته شما سالی هم یک میلیون هکتار به این کانونها افزوده میشود. بگویید در چنین وضعیتی سازمان منابع طبیعی سالانه در چه مساحتی از کانونها مداخله میکند؟
در قالب برنامه ششم توسعه چیزی حدود 300 هزار هکتار در سال کار کردیم یعنی اینکه هر سال حدود 700 هزار هکتار از سرعت تخریب عقبیم. ما باید سالانه یک میلیون هکتار کار کنیم تا به نقطه تعادل برسیم. در صورتی که شرایط خشکسالی و شرایط تغییر اقلیم این آدرس را به ما میدهد که این فرایند ثابت نیست و سرعت تخریب سرزمین به مراتب میتواند پیشی بگیرد و یک روند تصاعدی پیدا کند.
پس میتوانیم از حرف شما استنباط کنیم که تخریب سرزمین سرعت گرفته است؟
بله. نقش اصلی تخریب سرزمین بر عهده عوامل انسانی است. تغییر کاربری زمین، مدیریت نادرست منابع آب از جمله عوامل مربوط به نقش عوامل انسانی به شمار میروند. سومدیریت تولید و مصرف آب عامل زیربنایی و علت اصلی خشک شدن بیش از حد و از بین رفتن اکوسیستمهای طبیعی کشور است. ابعاد این هم ابعاد صرفا محلی نیست گاهی اوقات این سومدیریت تاثیرش را بر استان پایین دست یا حتی کشور دیگری تحمیل میکند. مثلا توفانهای گرد و غبار را نسبت به گذشته بیشتر احساس میکنیم. افزایش توفانها نشان دهنده این است که کشورهای همسایه در مدیریت آب و حقابه عرصههای پایین دستی با یکدیگر همکاری کافی نداشتهاند.
این انسجام و همکاری را در درون کشور هم نداریم. چند سال است که کارشناسان میگویند ما نیازمند مدیریت یکپارچه در حوزه منابع طبیعی هستیم. مثلا شما از سومدیریت منابع آب به عنوان عامل اصلی بروز گرد و غبار حرف میزنید در حالی که متولی قانونی مدیریت منابع آب وزارت نیرو است و بخشی از جنبه نظارتی هم بر عهده سازمان حفاظت محیط زیست قرار داد. در این میان ذینفعان دیگری مانند کشاورزان و صنایع و… هم حضور دارند. قبول دارید این چندپارگی منجر به بهبود کیفیت مدیریت منابع آب نمیشود؟
اگرچه که کارگروههای متعددی در ارتباط با موضوعات پیچیده و چندوجهی مثل مدیریت آب شکل گرفته و هدف همه آنها بحث هماهنگی همگرایی بوده اما دشوار بودن موضوع و مرتبط بودن آن با مباحث کلان دیگر مثل نظامهای بودجه ریزی باعث میشود که ما در عمل همچنان با انسجام سیاستگذاری و اجرا فاصله داشته باشیم.
اگر هر دستگاهی سیاستهای راهبردی خودش را تعریف بکند و خودش را در مرکز دایره قرار دهد که دستگاههای دیگر باید با ان همکاری داشته باشند عملا خروجیاش همین چیزی است که امروز اتفاق افتاده. ما چندین سند توسعه داریم که از زوایای مختلف تهیه میشوند و عملا نمیتوانیم به یک برنامه عملیاتی و قابل اجرا برسیم. شاید اصلا بهتر بود تا سندهای راهبردی در مرجعی بالاتر از دستگاههای اجرایی تعریف شود و دستگاههای اجرایی صرفا مجری یک فعالیت باشند.
برای این این سیاستهای متناقض مثالی هم دارید؟
مثلا سازمان منابع طبیعی برای کاهش فشار دام به دامداران تسهیلات میدهد و یک نهاد دیگر برای افزایش تعداد دام تسهیلات دیگری در اختیار دامداران قرار میدهد. ما نیازمند همگرایی بیشتر هستیم. وقتی در سطح وسیعی از جنگلهای هیرکانی شاهد قاچاق چوب هستیم یا بخشهایی از آن را مدفن زباله میکنیم، عملا بیابانزایی اتفاق میافتد. وقتی چند برابر ظرفیت مراتع دام داریم به بیابانزایی کمک میکنیم. وقتی برای تولید محصولات آببر، آب فراوانی مصرف میکنیم بیابانزایی تسریع میشود. بیابانزایی به طور خلاصه زمانی اتفاق میافتد که ما از فرهنگ زیستن در مناطق خشک دور میشویم.
میگویم که از ظرفیت کارگروه مقابله با بیابانزایی بیشتر استفاده کنیم. ممکن است یک مصلحتهایی در این حوزه باشد. من به عنوان یک کارشناس فکر میکنم که زنگهای خطر آسیبهای جدی ناشی از بازخوردهای طبیعت به ما شروع شده است. خشکسالی شدید، تغییر اقلیم گرمایش محسوس زمین و… همه نشانه این وضعیت است. باید جدیتر و عمیق و با اولویت بیشتری به این موضوع بپردازیم. فکر میکنم فعالیتهای ما نمیتواند موج تخریب سرزمین را پوشش دهد و عملا باید در حوزههای مختلفی روی این حوزه کار کنیم
آیا سازمان منابع طبیعی برای پرهیز از این چندپارگی در سیاستهای کشور پیشنهادی برای طرح در دولت تهیه کرده است؟
طبیعتا تلاش هایی برای تبیین اسناد بالادستی صورت گرفته است. اما ما از دید مباحث بیابان یک دستگاه کاملا اجرایی هستیم و عملا این موضوعات در حیطههای دیگری قرار دارد. ولی از منظر تولیت دبیرخانه کارگروه ملی مقابله با بیابانزایی که این دفتر در سازمان منابع طبیعی قرار دارد اسناد مختلفی را میبینیم. از تجارب موفق خیلی از کشورها و یا درس آموختهها یعنی اقداماتی که کشورها انجام دادند و به نتیجه نرسیدهاند را بررسی کردهایم.
اگر ساز و کارهای هماهنگی بین بخشی در حوزه مدیریت سرزمین تقویت شود ما خیلی از دوبارهکاریها را انجام نمیدهیم و متحمل هزینههای دو برابر و سه برابر نمیشویم. یعنی به جای اینکه منفعلانه با موضوعات برخورد کنیم در موضع کنشگر قرار میگیریم. ما در موضع مدیریت ریسک به پیگیری اقدامات پیشگیرانه خواهیم پرداخت به جای اینکه در شرایط بحران و شرایط دشوار واکنش نشان دهیم. چرا باید یک تپه ماسهای شکل بگیرد و مسلط شود و آن وقت ما با هزینهگزافی آن را تثبیت کنیم.
من خوشبین هستم به این موضوع که در کارگروه ملی بیابانزایی که با جدیت فعال شده کارهای خوبی را پیش ببریم. چرا که این نهاد ارتباط تعریف شدهای با یک مرجع بینالملی که همان کنوانسیون مقابله با بیابازایی است؛ دارد. الان ما فعالیتهای گستردهای را در حوزه مدیریت گرد و غبار داریم انجام میدهیم ولی اگر بتوانیم این فعالیتها را با همین کنوانسیون مقابله با بیابان زایی مرتبط کنیم موجب انسجام بخشی فعالیتها میشود.
فکر نمیکنید در واقع بهتر بود برای انسجام بیشتر کارگروه شما و ستاد مقابله با گرد و غبار یکی شود؟
سوال سخت میپرسید ]میخندد[ تلقی ما این است که اگر اقدامات عملیاتی صورت بگیرد خروجی تمام این نشست ها و اقدامات عملیاتی بستر اصلیاش منابع طبیعی است. ما فکر میکنیم که سازمان منابع طبیعی میتواند از ظرفیت کارگروه مقابله با بیابانزایی بهره ببرد. و این اقدامی در جهت دیپلماسی است. الان سازمان منابع طبیعی یکی از اعضای چندگانه ستاد گرد و غبار است که در این حوزه فعالیت میکند این ستاد هم دغدغههای مرتبط دارد. ولی من همچنان فکر میکنم که سازمان منابع طبیعی ظرفیتهای مغفول ماندهای در این حوزه دارد که میتواند به کمک دیپلماسی گرد و غبار بیاید.
من ملاحظات سازمانی شما را درک میکنم و پاسخ دیپلماتیک شما را هم به خوبی میفهمم آیا شما میفرمایید که این ایده تلفیق ستاد مقابله با گرد و غبار و کارگروه ملی مقابله با بیابانزایی استقبال میکنید؟
نه من میگویم که از ظرفیت کارگروه مقابله با بیابانزایی بیشتر استفاده بکنیم. ممکن است یک مصلحتهایی در این حوزه باشد. من به عنوان یک کارشناس فکر میکنم که زنگهای خطر آسیبهای جدی ناشی از بازخوردهای طبیعت به ما شروع شده است. خشکسالی شدید، تغییر اقلیم گرمایش محسوس زمین و… همه نشانه این وضعیت است. باید جدیتر و عمیق و با اولویت بیشتری به این موضوع بپردازیم. فکر میکنم فعالیتهای ما نمیتواند موج تخریب سرزمین را پوشش دهد و عملا باید در حوزههای مختلفی روی این حوزه کار کنیم. باید از کارگروه ملی مقابله با بیابانزایی که یک نهاد بین بخشی است استفاده بیشتری شود راهکارهای مضاعفی وجود داشته باشد که هر دوتا کارگروه به صورت متوازن کار کنند. از نظر جایگاه قانونی کارگروه مقابله با بیابانزایی نهاد هماهنگ کننده با کنوانسیون مقابله با بیابانزایی در سطح بینالملل است که بالاترین نهاد حقوقی برای رسیدگی به این موضوعات است. وقت ما برای اقدام در این زمینه تنگ است باید از تجربیات موفق کشورهای جهان درس بگیریم.
اختصاص هواپیمای جدید برای اطفای حریق در جنگلها
رئیس سازمان مدیریت بحران کشور از اختصاص هواپیمای جدید برای اطفای حریق جنگلها در کشور خبرداد. محمدحسن نامی درباره تمهیدات مدیریت بحران برای رفع آتشسوزی جنگلها و حریق فضای سبز شهری و استفاده از بالگرد برای اطفاء این آتشسوزیها به ایسنا گفت: در قانون مدیریت بحران برای هر سازمانی وظیفهای تعیین شده است که این وظایف در مورد آتشسوزی جنگلها هم روشن است. در این میان یکی از این وظایف به عهده وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح است که باید ناوگان خود و به خصوص ناوگان هوایی را آماده کند که خوشبختانه حالا این ناوگان آماده است. او ادامه داد: ضمن اینکه هواپیمای جدیدی به این منظور اختصاص داده شده که در حال حاضر آماده است تا با آن مانور اجرا کنیم و مشخص شود که آیا هواپیما میتواند با این میزان آبی که بناست برداشت کند پرواز کرده و خود را به نقطه مورد نظر برساند. این موضوع باید در مانور بررسی شود، اما فکر میکنم تا هفتههای آینده این اقدام انجام شود.
هرخانوار ایرانی سالانه 71 کیلوگرم غذا دور میریزد
پیام ما: وبینار کاهش ضایعات کشاورزی در سازگاری با کم آبی از سلسله گفتو گوهای ترویجی سازگاری روستاها با کم آبی با تمرکز بر بهرهوری آب و ضرورت نیاز به تغییر مدیریت آب با هدف تامین غذای جمعیت روبه افزایش طی دهههای آینده؛ با سخنرانی دکتر فاطمه پاسبان کارشناس اقتصاد کشاورزی برگزار شد.
«نقش آب در توسعه پایدار به این معناست که نه تنها ما بلکه نسل فردا و آیندگان نیز بتوانند بتوانند برای حفظ اکوسیستم و تامین غذا از آن استفاده کنند. همه ما مسئولیم از آب حفاظت کنیم.». فاطمه پاسبان، کارشناس اقتصاد کشاورزی با این یادآوری، به سراغ بیان آماری درباره وضعیت محصولات کشاورزی رفت: «بر اساس آمار منتشر شده از سوی سازمان ملل 61 درصد آب در جهان در بخش کشاورزی، 21 درصد در صنعت و مابقی در سایر بخشها صرف میشود. عمده مصرف ما هم در ایران در بخش کشاورزی و طبیعتا برای تولید غذاست. بنابراین بسیار اهمیت دارد اگر قرار است صرفه جویی انجام شود در این بخش به عنوان بخش عمده مصرف این کار صورت گیرد زیرا در این بخش نیاز به سرمایه گذاری، فناوری و نوآوری بیشتر است.
او ادامه داد: علاوه بر آنچه در مورد وجود آب برای ضرورتهای حیات وجود دارد، مطالعات زیادی نشان میدهد که مسئله آب یا تنش آبی چگونه بر متغیرهای اقتصادی و اجتماعی در کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت اثر میگذارد. مثلا در بخش کشاورزی موجب کاهش درآمدهای سرمایه گذاری به واسطه آنکه بهره برداران توانایی اقتصادی برای صیانت از آب ندارند میشود. کاهش تولید غذا و به تبع آن افزایش قیمت غذا، افزایش واردات غذا و خروج ارز از کشور، افزایش نهادههای دامیو مانند آن از پیامدهایی است که در سالیان خشکسالی و کم آبی اقتصاد کشاورزی یا اقتصاد ملی یک کشور را تحت تاثیر قرار داده و گاه آن را دچار بحران میکند. حتی ممکن است این بحرانها خودشان را در قالب تنشهای سیاسی نیز نشان دهند. بنابراین وقتی در مورد آب صحبت میکنیم دایره اثرگذاری آن بسیار وسیع است و این علاوه بر مشکلات زیستمحیطی است که به شکل کلان ایجاد خواهد شد.
80 درصد جمعیت به آب سالم دسترسی ندارند
پاسبان در مورد آخرین برآوردها از وضعیت تنش آبی و تاثیر آن بر زندگی بشر توضیح داد: آمارها نشان میدهند کم آبی میتواند پیامدهای گسترده به همراه داشته باشد. ضمن اینکه کمبود و آلودگی آب میتواند جان میلیونها انسان به ویژه در کشورهای فقیر و حیات بسیاری گونههای جانوری و گیاهی را به خطر بیندازد. بر اساس گزارشهای منتشر شده از سوی بانک جهانی برای 80 درصد از جمعیت جهان تنها بیست درصد از منابع آب سالم در دسترس است. یعنی همه جمعیت جهان از آب سالم استفاده نمیکنند. در سال 2020 سازمان ملل مطالعهای در زمینه تغییرات آب و هوایی انجام داده است که نشان میدهد 980 میلیون نفر زندگیشان مستقیما تحت تاثیر تغییرات آب و هوایی قرار میگیرد. همین طور حدود 18 و نیم درصد جهان در این سال از خشکسالی صدمه دیدند. همچنین در این سال خشکسالی 171 میلیارد دلار هزینه روی دست جهان گذاشته است. بررسی روند این خسارتها نشان داد که به طور میانگین افزایش داشته که یک نمونه از آن خسارت اقتصادی در کنار پیامدهای گسترده غیر اقتصادی مانند افزایش خشونت نسبت به زنان روستایی و افزایش بار اضافی کار در جمعآوری آب بود. پیشبینی دیگری که انجام شده این است که در افق 2050 جمعیت تحت تنش آبی 3 و یک دهم میلیارد اضافه خواهد شد.
این کارشناس اقتصاد کشاورزی تصریح کرد که در ایران نیز مانند سراسر جهان نشانههای تغییر اقلیم قابل مشاهده است از این رو باید راهکارهایی را اتخاذ کرده که بهینه از آب استفاده کنیم تا بتوانیم از موجودی آبی که داریم صیانت و حیات اکوسیستم را حفظ کنیم. او گفت: «ما کشوری با متوسط بارندگی یک سوم میانگین جهانی هستیم در حالی که پتانسیل تبخیرش سه برابر جهان است. 70 درصد بارش کشور در اثر تبخیر از دست میرود.75 درصد بارش کشور در فصول غیر آبیاری اتفاق میافتد. 1396 متر مکعب در آب میزان سرانه برداشت آب در کشور است. میزان برداشت آب برای ما بسیار بیشتر از جهان است. یعنی در کنار مسئله ای به نام تغییر اقلیم که جهان با آن روبروست ما در مدیریت آب، هم در بخش عرضه و هم تقاضا با چالش روبرو هستیم. در شرایطی که 92 درصد محصولات کشاورزی و باغی ما برای تولید به آبیاری نیاز دارد. متوسط جهانی این عدد 40 درصد است. با این وجود ما محصولاتی را تولید میکنیم که بخش قابل توجهی از آن ضایعات میشود. حداقل کاری که میتوانیم انجام دهیم این است که کمترین ضایعات را تولید کنیم. طبق مطالعه ای که بانک جهانی در سال 2004 انجام داده بود نشان میدهد کشورهایی با درآمد پایین، بهره وری آب پایین دارند اما کشورهایی با درآمد بالا، بهره وری بالایی در آب دارند. بهره وری آب در ایران به مراتب پایینتر از کشورهایی با درآمد متوسط است این شکاف با وجود اینکه ما قانون بهرهوری آب هم داریم بسیار زیاد است. به این ترتیب میتوانیم بگوییم ما با بهره وری بسیار کم غذا تولید میکنیم و برای این کار هزینه زیادی انجام میدهیم».
چرا بهره وری آب مهم است؟
پاسبان در بخش دیگری از این سخنرانی مجازی گفت: بر اساس برآوردها جمعیت جهان در سال 2050 به 9 میلیارد نفر میرسد. افزایش جمعیت به معنای افزایش تقاضا برای آب و غذاست. فائو برآورد کرده است برای اینکه در این افق دچار قحطی نشویم تولید جهانی غذا باید 70 درصد افزایش پیدا کند. تولید غذای بیشتر به معنای مصرف آب بیشتر است. شرایط کم آبی و کمبود منابع فعلی ما میتواند تهیه غذا برای جمعیت روبه رشد را با مشکل مواجه کند. این گزارش میگوید کشورهایی که اکنون دارای تنش هستند اگر برای این بحران چاره اندیشی نکنند احتمالا زودتر دچار مشکل در تامین غذا و قحطی میشوند. باید بپذیریم که تغییر اقلیم و تغییر در الگوی بارش اتفاق افتاده است. به گفته او برآوردهای فائو همچنین نشان میدهد که احتمال دارد تغییر اقلیم باعث کاهش 10 درصدی در تولید جهانی غذا شود و در سال 2050 هم با کاهش 20 درصدی دیگر مواجهیم . این در حالی است که نیاز حقیقی ما در سال 2050، با 70 درصد افزایش روبه روست. بر اساس همین پیشبینی در کاهش تولید، براوردمیشود که قیمت غذا تا حدود 80 درصد در سال 2050 افزایش پیدا میکند. یعنی هم دسترسی و هم توان خرید غذا به شکل معناداری کاهش پیدا میکند. بنابراین احتمال دارد در بسیاری از مناطق جهان قحطی و گرسنگی اتفاق بیفتد. در حال حاضر نیز عددی نزدیک به 690 میلیون نفر یعنی 9 و هشت دهم جمعیت جهان گرسنه هستند که نسبت به 5 سال گذشته عددی در حدود 60 میلیون افزایش را نشان میدهد. این یک زنگ خطر بزرگ است. این واقعیت را باید بپذیریم که ما نه در بحث آب و نه غذا وضعیت خوبی نداریم. اینجاست که میتوانیم وارد مبحث ضایعات و مدیریت آن شویم تا حداقل بخشی از این منابع را مدیریت و به رفع بحران آب و غذا کمک در کشور کمک کنیم.
این کارشناس در مورد تعاریف و آمارهای ارائه شده از سوی فائو در مورد ضایعات غذایی توضیح داد: سازمان فائو، ضایعات و هدر رفت مواد غذایی را براساس زنجیره غذا طبقه بندی و مراحل تولید، ذخیره سازی و توزیع را تعریف میکند. فائو میگوید: ضایعات غذا بخشی از مواد غذایی است که در فرآیند تولید، ذخیره سازی و فراوری و عرضه ، اگر غذایی از چرخه مصرف خارج شود به ان ضایعات میگوییم. یعنی تغییری در کیفیت در این مراحل بر مواد غذایی ایجاد شود که آن را از دسترس خارج کند و ایمنی محصول را از بین ببرد. ضایعات از دیدگاه فائو برای انسان قابل مصرف نیست. ضایعاتی که در مرحله پایانی زنجیره ارزش اتفاق میافتد مانند مغازه خرده فروشی، یا در منازل ما، ایجاد میشود به آن هدررفت یا دور ریز میگوییم. این بخش موادی هستند که برای انسان قابل استفاده بوده اما مصرفکننده یا خرده فروش به درستی از آن استفاده نکرده است. هر یک از بازیگران در مراحل مختلف و به دلایل گوناگون این ضایعات و یا هدررفت را ایجاد میکنند. حتی ممکن است در پروسه انتقال بخشی از مواد غذایی را از دست بدهیم. شما از تمام سرمایه آب، خاک، انرژی و حتی منابع انسانی کشور برای تولیدی استفاده میکنید که به سادگی میگذارید بخشی از آن از دسترس خارج شود. بخش قابل توجهی از این چالش از طریق آموزش قابل مدیریت است و برخی هم نیاز به اقدامات ساختاری و زیرساختی است.
آمار ضایعات مواد غذایی در جهان بسیار وحشتناک است. آمار میگوید: بیش از یک سوم مواد غذایی در جهان تبدیل به ضایعات و هدررفت میشود. آخرین گزارشی که در سال 2021 منتشر شده است میگوید متوسط ضایعات مواد غذایی در جهان،به صورت سرانه سالانه خانوار 74 کیلوگرم است. این سرانه برای فضاهای خدماتی غذا سالانه 32 و برای خرده فروشیها سالانه 15 کیلوگرم است. 931 میلیون تُن، ما ضایعات مواد غذایی در سال تولید میکنیم که 569 میلیون تن آن فقط ضایعات خانوارهاست. 244 تن هم سهم خدمات غذایی است. این اعداد بسیار تکان دهنده و البته نگران کننده هستند. مطالعه دیگری هم از سوی این سازمان انجام شده که در آن ایران نیز جز کشورهای بررسی شده است با این تبصره که سطح اعتماد به دادههای ایران پایین است تخمین زده بودند که اتلاف مواد غذایی خانوارها 71 کیلوگرم است و هر خانوار ایرانی چنین اتلاف و هدر رفت بزرگی از مواد غذایی دارد.
او در بخش دیگری از این وبینار گفت: درست است که هر یک از ما به عنوان مصرفکننده مسئولیم تا حد توان ضایعات را به حداقل برسانیم اما همین تحقیق میگوید که تولید و فرآوری بسیار مهم است. یعنی کیفیت و استانداردهای محصول تولید شده یا فراوری شده است که میتواند بر ماندگاری بیشتر آن مواد تاثیر بگذارد. یعنی علاوه بر اینکه مصرفکننده نهایی در میزان ضایعات نقش دارد بسیار مهم است که سایر بازیگران در این بخش مانند تولیدکننده، عمل آورنده و توزیع و عرضهکننده هر کدام با چه کیفیتی محصولشان را ارائه میکنند. علاوه بر مطالعات خارجی ایران نیز مطالعه ای در همین زمینه انجام دادهایم که موید همین اعداد بالای هدررفت است. در مطالعه سازمان تحقیقات و آموزش جهادکشاورزی از میان محصولات تولیدی کشاورزی ما برای گندم 15 درصد، گوجه فرنگی 30 درصد، سیب زمینی 20درصد، دانههای روغنی 13 درصد، ذرت دانه ای 11 درصد، خیار 16 درصد، شلتوک 5درصد، جو 10 درصد، پیاز 16 درصد، هندوانه 18 درصد، خربزه 17 درصد ضایعات داریم. این اعداد برای برخی محصولات باغی هم بهتر است. 34 درصد انگور تولیدی ما ضایعات میشود. این اعداد برای سیب 28 درصد؛ پرتقال 30 درصد، نارنگی 31 درصد، هلو 30 درصد، گیلاس 30 درصد است. این اعداد بسیار بالاست به ویژه برای محصولاتی مانند سیب زمینی و گندم که در سبد خرید مردم کشور بسیار مهم هستند.
درخواست حمایت از مرمت و احیای بافت تاریخی تبریز
جمعی از مهندسان شهرساز، مهندسان معمار، طراحان شهر، مرمتگران بناهای تاریخی و… در نامه وزیر میراث فرهنگی و شماری دیگر از مسئولان خواستار حمایت از مرمت بافت تاریخی تبریز شدهاند. آنها نوشتهاند:
شهر تبریز یکی از گسترده ترین بافتهای تاریخی ایران با مساحتی در حدود ۲هزار هکتار را دارا بوده است. با این وجود، به واسطه سیاستهای توسعهای کلان مقیاس در نیم قرن اخیر، شاهد روندی پرشتاب در تخریب و از دست رفتن منابع میراث شهری تبریز بودهایم، به نحوی که طی سه دهه گذشته، بخش اعظمی از بافت تاریخی شهر تبریز و عناصر ارزشمند آن در پیرامون مجموعه بازار تاریخی سرپوشیده تبریز (ثبت در فهرست میراث جهانی یونسکو در مرداد ۱۳۸۹)، مسجد کبود، میدان صاحب الامر (مجموعه حسن پادشاه) و محور کهنه خیابان با مساحتی بالغ بر ۲۵هکتار در قالب طرح های نوسازی و بهسازی محور تاریخی- فرهنگی تبریز، تخریب و با تبدیل شدن به مجموعه های تجاری- اداری راکد، از زندگی شهری حذف گشتهاند.
بیماریهای روانی سالمندان ایران بیشتر از کشورهای توسعهیافته است
| پیام ما | رئیس مرکز تحقیقات سالمندی ایران گفته است «ما آمادگی مدیریت همین ۱۰ میلیون سالمند را نداریم». این اظهار نظر در شرایطی مطرح شده که در روزهای اخیر بازنشستگان بخش مهمی از اعتراضها به مسئولان دولتی را شکل دادهاند.
بازنشستگان ایران این روزها به دلیل فشارهای ناشی از نوسان قیمتها در فشارند و این درحالی است که موقعیت جسمانی آنها نیز مشکلاتی را برایشان رقم زده که مراقبت از آن هزینهبر است. این در حالی است که هنوز دولت نتوانسته از پس همسازنسازی حقوق بازنشستگان برآید. در همین حال یکی از مدیرانی که با به کارگیری سیاستهای اشتباه چه در مورد کارکنان و چه در مورد بازنشستگان موجب به وجود آمدن بخشی از اعتراضها شده بود به عنوان نخستین وزیر مستعفی دولت سیزدهم نام خود را ثبت کرد؛ حجت عبدالملکی. با این حال و در شرایطی که بیم آن میرود که سرپرست وزارت کار تعاون و رفاه اجتماعی یعنی استاد راهنمای عبدالملکی وزیر آینده این حوزه باشد باید دید وضعیت بخش قابل توجهی از مخاطبان این وزارتخانه چگونه است. اگر مسئولان ارشد کشور و نظام از پیرشدن جمعیت نگرانند مسلماً باید بتوانند با نشان دادن وضعیت مطلوب برای زندگی سالمندی جوانان را از آینده خود مطمئن کنند. اگر به رئیس مرکز تحقیقات سالمندی ایران تا سال ۲۰۵۰ یعنی ۲۵ سال دیگر بیش از ۳۰ درصد جمعیت کشور سالمند شدهاند باید پرسید وضعیت آنها در حال حاضر چگونه است؟ وقتی همچنان سالمندان مجبورند برای تأمین هزینههای خود کار کنند چگونه میتوان از جوانان انتظار داشت که به جوانشدن جمعیت از طریق زادآوری همکاری کنند. بنابراین به جای قرارگاههایی که امثال شهردار تهران احداث و ایجاد میکنند شاید بهتر آن باشد که سخنان احمد دلبری رئیس مرکز تحقیقات سالمندی ایران را همگی بخوانند.
رئیس مرکز تحقیقات سالمندی ایران با بیان اینکه در زمینه شاخص قابلیت و توانمندی سالمندان، ایران در جایگاه ۸۸ قرار دارد، گفته است : در گذشته از بیماریهای اصلی سالمندی بحث بیماریهای قلبی و عروقی و بیماریهای زمینهای ژنتیک عنوان میشد، درحالیکه اکنون باتوجه به گسسته شدن شبکههای اجتماعی افراد در دوران بازنشستگی، بسیاری از آنها دچار بیماریهای روحی و روانی میشوند.
احمد دلبری در گفتوگو با ایسنا، یکی از مشکلات حوزه سالمندی را «بازنشستگی قبل از موعد» دانسته و افزوده است: در حال حاضر میانگین سن بازنشستگی در کشور ۵۲ سال است، در صورتی که افراد اغلب از ۷۰ سالگی از کار افتاده میشوند و بخش زیادی از بیماریها به علت این بیکاری رخ میدهد که در این زمینه لازم است در قوانین حوزه سالمندی به موضوع بازنشستگی ورود شود.
رئیس مرکز تحقیقات سالمندی ایران علت پایین بودن سن بازنشستگی در کشور را «ایجاد اشتغال کاذب» عنوان کرده و گفته است: در ایران معمولا بازنشستگی را زودتر از موعد در نظر گرفته و افراد زودتر بازنشسته میشوند تا جای آنها را نیروهای جوان بگیرند.
تنها ۳۴ درصد از سالمندان در ایران «شاغل» هستند
در همین راستا دلبری به گزارش حاصل از ارزیابی شاخص دیدهبان سالمندی که اخیرا توسط سازمان بازنشستگی انجام شده است، اشاره و خاطرنشان میکند: در این ارزیابی ۹۷ کشور مورد بررسی قرار گرفتند و ایران رتبه ۶۴ را به خود اختصاص داد؛ به عبارتی ۶۴ کشور در جهان از ایران وضعیت بهتری دارند. از سوی دیگر در زمینه شاخص قابلیت و توانمندی سالمندان، ایران در جایگاه ۸۸ بوده و در وضعیت نامطلوبی قرار دارد.
به گفته او، با توجه به اینکه شاخص قابلیت و توانمندی سالمندان ترکیبی از اشتغال و توانمندی و میزان تحصیلات سالمندان است، تنها ۳۴ درصد از سالمندان در ایران شاغل هستند.
رئیس مرکز تحقیقات سالمندی ایران در ادامه درباره وضعیت اشتغال سالمندان در کشورهای دیگر بیان کرده است : انتظاری نمیرود که سالمندان کار یدی انجام دهند اما اکثر کشورها از سالمندان به عنوان مشاور در ردههای بالا بهره میبرند و همانگونه که در کشورهای توسعه یافته بازنشستگی فرآیندی دو ساله است و طی این مدت فرد تجربیات چند ساله خود را در اختیار میگذارد، ارائه مشاوره و تجارب در سالهای بعد نیز به نیروهای جوان در این کشورها ادامه مییابد.
بیماریهای روانی گریبانگیر سالمندان
دلبری به تشریح عوارض بازنشستگی زودهنگام بر سالمندان میپردازد و میافزاید: بیکاری و نداشتن هویت و هدف، منشاء بسیاری از بیماریهای روانی است و از آنجایی که هویت بیشتر بر شغل است، قطعا بیکاری میتواند زمینهساز بسیاری از بیماریها شود. در گذشته از بیماریهای اصلی سالمندی بحث بیماریهای قلبی و عروقی و بیماریهای زمینهای ژنتیک عنوان میشد، درحالیکه اکنون باتوجه به گسسته شدن شبکههای اجتماعی افراد در دوران بازنشستگی، بسیاری از آنها دچار بیماریهای روحی و روانی میشوند.
وی با تاکید بر اینکه از علل اصلی آلزایمر و دمانس، کاهش تعاملات اجتماعی است، گفته است : میزان شیوع بیماریهای روانی سالمندان در کشور، نسبت به کشورهای توسعهیافته بیشتر است.
خیلی فرصت نداریم
رئیس مرکز تحقیقات سالمندی ایران پیشتر با تاکید بر اینکه در سال ۲۰۵۰ بیش از ۳۰ درصد جمعیت کشور سالمند میشوند، گفته بود : ما تجربه بیش زایی دهه ۶۰ را به خوبی به یاد داریم که میتوان به مدارس دو شیفته و سه شیفته و مسکن مهر و سازمان ملی جوانان و…. اشاره کرد اما واقعا آیا ما از نیروی جوان به عنوان شاخص نیروی توسعه استفاده کردیم؟ در صورتی که گفته میشود مشکلات حوزه سالمندان ۵ تا ۶ برابر است.
رئیس مرکز تحقیقات سالمندی با بیان اینکه بیشترین کارآفرینی و اشتغال در اروپا در حوزه سالمندی است، گفت: در ایران تقریبا یک میلیون و ۷۰۰ هزار شغل پنهان داریم اما در حوزه سالمندی دولتها توجهی به آن نکردهاند.
به گزارش ایسنا، دلبری با بیان اینکه درصد جمعیت سالمندی در ۴۰ سال گذشته دو برابر شده است، گفت: در سال ۱۳۵۵، ۵.۳ درصد جمعیت ما را سالمندان بالای ۶۰ سال تشکیل می دادند و اکنون این رقم به ۱۰ درصد رسیده است. ۴۰ سال طول کشید تا جمعیت سالمندی دوبرابر شد اما دو برابر شدن بعدی جمعیت سالمندی از ۱۰ به ۲۰ درصد کمتر از ۲۰ سال طول خواهد کشید. کشورهای توسعه یافته این سرعت رشد را طی ۸۰ تا ۱۰۰ سال طی کردهاند.
او با اشاره به اینکه از سال ۱۳۸۳ که به دولت دستور شده، تا سال گذشته، یک سند نوشته و چند بار رونمایی شده است و هنوز تقسیم کار ملی انجام نشده است، افزود: قطعا ما در حوزه سالمندی ابر بحران خواهیم داشت.
رئیس مرکز تحقیقات سالمندی ادامه داد: ما آمادگی مدیریت همین ۱۰ میلیون سالمند را نداریم. ۶۰ درصد منابع بیمه ای برای این ۱۰ درصد هزینه میشود در صورتی که آینده شرایط فرق میکند. در آینده سالمندانی پیرتر و آسیب پذیرتر خواهیم داشت. منابع بیمهای برای کسی باقی نمی ماند در صورتی که در دنیا بحث سالمندی به عنوان صنعت سرمایه گذاری است.
به گفته دلبری بیشترین کارآفرینی و اشتغال در اروپا در حوزه سالمندی است. یعنی در ایران تقریبا یک میلیون و ۷۰۰ هزار شغل پنهان داریم اما در حوزه سالمندی دولتها توجهی به آن نکردهاند.
دلبری با اشاره به شاخص دیده بانی سالمندی در ایران گفت: در خصوص شاخص دیده بان سالمندی در ایران در بین ۹۷ کشور ما عدد ۶۷ را داشتیم که در وضعیت بهداشتی وضع خوبی داشتیم.
وی افزود: موضوع سالمندی از جمله موضوعاتی است که از دنیا عقب هستیم.
شنبه بود و در یک عصر گرم گروهی دور هم جمع شدند تا از موضوعی که به آن علاقه دارند در یک محفل صمیمی گپ بزنند. گروهی که نقطه اشتراک آنها سفر است، آن هم سفر با دوچرخه، که شاید به عنوان وسیله سفر کمی دور از ذهن بیاید اما این جمع سفری آهسته با دوچرخه را عاشقانه دوست میدارند. دور هم جمع شدند تا پای صحبتهای یک سفرنامه نویس بنشینند تا در سفرهایشان قلم را با قدم همراه کنند و یادگاری مکتوب از سفر خوب به یادگار بگذارند. بهانه این دورهمی دیدار و گفتوگو با منصور ضابطیان، یکی از سفرنامه نویسان حال حاضر ایران است. ضابطیان کتابهای متعددی با موضوع سفر به نقاط مختلف جهان نوشته است که بسیار مورد توجه مخاطب ایرانی قرار گرفته است. او در آخرین کتاب خود با نام استامبولی تلاش کرده مخاطب را با جنبههای کمتر شناخته شده شهر استانبول کشور ترکیه آشنا سازد که یک مقصد نامآشنا برای مسافران ایرانی است. کتابی که در مدت دو ماه از زمان انتشار به چاپ شانزدهم خود رسیده است. در این جلسه سفرنامه خوانی به مناسب بررسی کتاب جدید ضابطیان پای صحبتهای او در مورد سفر و سفرنامهنویسی مینشینیم.
شروع به نوشتن
در ابتدای جلسه سوالی که ذهن همه حاضران را درگیر خود میکرد این بود که این نثر روان که منصور ضابطیان در سفرنامههای خود دارد چقدر ممارست در نوشتن را به همراه داشته تا این حد صیقل خورده تا بتواند مخاطب را از ابتدای متن با خود همراه کند و او را تا انتها همراهی کند. منصور ضابطیان سابقه نوشتن خود را به اواخر دهه هفتاد نسبت میدهد زمانی که در کسوت روزنامهنگار دست به قلم بود. از همان زمان هم سفر کردن را شروع کرد اما قصدی برای نوشتن درباره آن نداشت. ضابطیان میگوید: «در اواخر دهه هفتاد شمسی یک سفر به تایلند داشتم، آن زمان تایلند مقصد شناختهشدهای نبود. بعد از بازگشت به ایران خاطرات سفر را برای یک همکار روزنامهنگار تعریف میکردم. دوستم از جذابیت روایت من برای نوشتن تعریف کرد ولی من این موضوع را باور نداشتم. بالاخره تصمیم گرفتم بنویسم. نوشتم و مورد استقبال قرار گرفت. مخاطبان مجله منتظر بودند تا من یک سفر بروم و دربارهاش بنویسم. مجموع این نوشتهها با اصرار یک دوست با تردید تبدیل به یک کتاب کردم و فکر نمیکردم علاقهمندی برای مطالعه کتاب وجود داشته باشد. کتاب اول تا سوم من که مجموعهای از گزارشهای مطبوعاتیام بود خیلی مورد استقبال قرار گرفت. در این زمان با یک بازخورد مواجه بودم که چرا مفصلتر و با جزییات بیشتر در مورد مقصدهای سفر نمینویسم. از آنجا تصمیم گرفتم هر کتاب را به یک کشور اختصاص بدم تا هم نویسنده ارتباط بهتری برقرار کند و هم من بتوانم کتابهای بیشتری به چاپ برسانم.»
همراهی قلم با قدم
او در مورد نوشتن هم میگوید: «وقتی شما یک دوچرخهسوار با تجربه هستید برای رکاب زدن به اندازه من -که تجربه کمی دارم- سختی تحمل نمیکنید. درباره نوشتن هم این موضوع صادق است. اگر نویسنده نیستید، شروع نوشتن کار سختی است. باید سختی بکشید اما کار غیرممکنی نیست. من همیشه به افرادی که علاقه به شرکت در کارگاههای سفرنامهنویسی دارند میگویم اگر اهل نوشتن هستید شرکت کنید. اگر یک فرد کلمه و جمله را بشناسد و بتواند چند جملهای بنویسد آنگاه میتوان این فرد را به سمت درست نوشتن هدایت کرد. علاقه به نوشتن برای نوشتن کتاب بسیار لازم است.» ضابطیان در جواب سوال اینکه چگونه شروع به سفرنامهنویسی کنیم میگوید: «مهمترین نکته این است که بنشینید و بنویسید. هر جایی که احساس راحتی بیشتری میکنید، هر لحظهای که احساس آرامش میکنید را باید برای نوشتن پیدا کنید. توصیه دیگر طراحی شکل سفر به نحوهای است که بتوان از آن قصه بهدست بیارید. سفرنامه بیان روتین اتفاقات سفر نیست چون جذاب نیست. جذابیت سفرنامه زمانی است که شما تجربهای را با دیگران قسمت کنید که این فقط تجربه شماست. دل به اتفاقات حین سفر بدهید این اتفاقات بعدا میتواند بخش جذابی از روایت شما را شکل بدهد. اطلاعات روتین به راحتی در گوگل قابل بهدست آوردن است. اگر بتوانید به منحصر به فرد بودن تجربه در سفر برسید حتما محتوای تولیدشده شما جذاب خواهد بود.»
سبک نوشتن در سفر
نوشتن و سفر هر دو یک ماجراجویی است. سفر کنکاش در دنیای بیرون و آشنایی با ناشناختهها است و نوشتن فرو رفتن در دنیای درون و هنر چیدن کلمات در کنار هم. حال در سفرنامه این دنیاهای متفاوت با هم ترکیب میشود و حاصل آن خواننده را از لابهلای برگهای سفید کتاب سوار بر کلمات به سفری دور میبرد. از منصور ضابطیان در مورد سبک نوشتنش سوال میکنیم و در پاسخ میشنویم: «من معمولا هیچ وقت در طول سفر نمینویسم. نهایتا کلمات کلیدی را یادداشت میکنم. عکس و فیلمهایی که در طول سفر میگیرم و بخشی از آنها را در فضای مجازی منتشر میکنم، خیلی به من کمک میکند. وقتی از سفر برمیگردم خیلی زود شروع به نوشتن نمیکنم، بلکه شروع به تعریف ماجراهای سفرم برای جمعی از دوستانم میکنم. بعد از چند هفته میبینم به طور مثال پنجاه روایت برای دوستانم تعریف کردم اما عملا تنها سی روایت برای بقیه جذاب بوده است و بقیه تنها برای خودم جذاب بوده است و دلیل آن این است که شما در زمان سفر هر اتفاق را در یک فضای سه بعدی تجربه میکنید و در زمان روایت کردن آن در یک فضای دوبعدی آن را روایت میکنید. من اتفاقی که صرفا برای خودم جذاب است را کنار میگذارم. حالا شروع میکنم به روایتهایی که برای دوستانم جذاب بود پر و بال میدهم. این به معنای اضافه کردم مسائلی که رخ نداده نیست، بلکه گاهی ترتیب وقوع اتفاقات را جابهجا میکنم. مثلا اگر پیراهن یک نفر سفید باشد اما اگر در روایت آن را قرمز کنم به جذابیت روایت کمک میکند در حین اینکه به استناد روایت هم لطمه نمیزند، این کار را انجام میدهم. باز هم این موارد را بازخورد میگیرم. وقتی به جایی میرسم که فکر میکنم دیگر روایت به شکل درست خود درآمده است فقط کافی است آن را بنویسم. میدانم که استقبال خواهد شد چون امتحانش را قبلا پس داده است.»
تغییر نگاه در سفر
وقتی به یک سفر میروید و بعد از بازگشت قصد دارید سفر را برای یک دوست به شکلی کاملا دوستانه تعریف کنید سعی میکنید با دقت بیشتر به اتفاقات اطراف نگاه کنید، حال اگر قصد نوشتن یک سفرنامه از سفر را داشته باشید نوع نگاه به سفر و میزان توجه به جزییات خیلی متفاوت تر از یک سفر عادی خواهد بود. ضابطیان در مورد تجربه خود میگوید: «وقتی شما قصد نوشتن سفرنامه را داشته باشید مرتب دنبال ماجراجویی و آدمهای جدید هستید. من در برخی سفرها بعد از چند روز میبینم هنوز موضوع دندانگیری برای نوشتن پیدا نکردهام. در این مواقع با پرسیدن از افراد و جستوجو دنبال یک ماجرای جذاب میگردم.» او در پاسخ به این سوال که آیا این تغییر نگاه لذت شما از سفر را هم بیشتر میکند میگوید: «برای من که کمی به افق دورتر نگاه میکنم -یعنی چاپ کتاب و ارتباط با جامعه- سفر جذابتر میشود. اما اینکه زیاد دنبال مکانها و آدمها برای پیدا کردن روایت برای کتاب باشم لذت سفر را برای من کم میکند.»
اهمیت سفرنامه
خواندن سفرنامه برای آدمهای علاقهمند به سفر میتواند یک تفریح جذاب باشد اما آیا کارکرد سفرنامه تنها به همین موضوع محدود میشود. ضابطیان دراینباره میگوید: «سفرنامه فراتر از حال خوبی است که برای علاقهمندان ایجاد میکند. سفرنامه به عنوان یک گونه نوشتار یک استناد تاریخی هم دارد. وقتی سفرنامههایی از دوران قاجار، صفوی یا قبلتر را وقتی میخوانیم، با روزگار آنها آشنا میشویم. در هیچ منبع تاریخی نمیتوان با روزگار دوران گذشته به اندازه سفرنامه آشنا شد. در هیچ منبع تاریخی نمیتوان با نگاه یک ایرانی به فرنگ به اندازه کتاب حاج سیاح یا سفرنامههای ناصرالدینشاه آشنا شد. ما در سفرنامه با نوع نگاه یک ایرانی به جهان در 150 سال پیش آشنا میشویم. این اتفاق تنها از عهده سفرنامه برمیآید. شاید در حال حاضر نوشتن اتفاقات زمان حال در سفرنامه خیلی پیش پا افتاده به نظر برسد اما بیست سال دیگر این اطلاعات ارزنده خواهند بود. در یکی از کتابهابم در مورد گزارشی از سفر به پایتخت کره شمالی، یکی از مواردی که در آن زمان برای من عجیب بود این بود که مردم در اتوبوس از اینترنت استفاده میکنند، مسئلهای که در آن زمان در ایران خیلی عجیب بود اما الان برای همه ما یک اتفاق عادی است، این ثبت شد تا ما تغییر جهان را در 15 سال ببینیم. چنین چیزی فقط در یک سفرنامه میتوانست ثبت شود.»
|پیام ما| پساب آلوده کارخانه مواد غذایی خمیرمایه ناغان سالها به یکی از رودهای فرعی کارون سرازیر میشد. محیط زیست چهارمحال و بختیاری چند باری تذکر داده و نزدیک به 10 مرتبه به مراجع قضایی شکایت برده بود، فعالان محیط زیست و مردم محلی بارها گلایه کرده بودند از اینکه این کارخانه، بیش از دو دهه فاضلابش را در رودخانه سبزکوه رها کرده و بیتوجه به هشدارها خاک و آب را آلوده و بهداشت عمومی را تهدید کرده است. تازهترین اقدامات قضایی اما به محکومیت کارخانه خمیرمایه شهر ناغان در شهرستان کیار انجامیده و دوستداران محیط زیست را توقف روند تخریب رودخانه سبزکوه امیدوار کرده است.
تخلف محرز است و شکایت محیط زیست سرانجام به نتیجه رسیده چرا که مسئولان این کارخانه که از سال 1370 فعالیتش را شروع کرده، در تمام این سالها به اخطارها بیتوجه بوده و حتی با وجود تعیین مهلت برای کاهش آلودگی محیط زیستی، برای بهبود وضعیت کاری از پیش نبردهاند. فعالان محیط زیست استان هم نام این کارخانه را برای دریافت «تندیس و نشان اپوش» پیشنهاد دادهاند؛ نشانی که با خلاقیت «کمپین مردمی حمایت از زاگرس مهربان» به تخریبکنندگان محیط زیست اهدا میشود.
این پروژه در حالی همچنان در حال فعالیت و بهرهبرداری بود که مجوزی موقت از محیط زیست داشت و سازمان صنعت، معدن و تجارت مجوز بهرهبرداری دائم به آن داده بود. فعالان محیط زیست میگویند این کارخانه در بیش از دو دهه فعالیت نتوانسته تعهدات محیط زیستی برای رعایت حدود استاندارد تخلیه فاضلاب به محیطهای پذیرنده را رعایت کند و در حال حاضر «فاضلاب خام آن مستقیم به رودخانه تامینکننده آب شرب که از شعب فرعی کارون است تخلیه میشود».
همه قوانینی که سالها نقض شد
کمپین زاگرس مهربان با تهیه گزارشی درباره تخلفات این مجموعه مهمترین قانون نقضشده در این پروژه «قانون جلوگیری از آلودگی آب مصوب 1371 هیات وزیران» دانسته است؛ از جمله رعایت نکردن ماده 7 و 8 قانون جلوگیری از آلودگی آب، مبنی بر ضرورت اخطار به واحدهای آلودهکننده به رفع آلودگی و نیز توقف فعالیت واحدهایی که در مهلت مقرر نسبت به رفع آلودگی اقدام نکردهاند. آنها میگویند در این واحد «با وجود صدور اخطار، اقدام خاصی برای رفع آلودگی صورت نگرفته و کماکان به فعالیت خود ادامه میدهد». احتمال نقض ماده 11 مبنی بر لزوم نصب و راه اندازی تصفیهخانه مجهز در زمان بهرهبرداری از موارد دیگر است، هرچند «برای شاکیان مشخص نیست آیا واحد در زمان صدور مجوز بهرهبرداری محیط زیست یا صمت (صنعت، معدن و تجارت) دارای تصفیهخانه متناسب با بار تخلیه استاندارد بوده یا خیر». به این فهرست باید رعایت نکردن ماده 14 قانون فوق مبنی بر ممنوعیت تخلیه فاضلاب خام به منابع پذیرنده، رعایت نکردن ماده 18 قانون جلوگیری از آلودگی آب مبنی بر تکلیف مسئولان واحد به توقف فعالیت در زمان از کار افتادن تصفیهخانه و همچنین رعایت نکردن ماده 22 قانون جلوگیری از آلودگی آب مبنی بر پرداخت خسارات وارده به محیط زیست و آبزیان را هم اضافه کرد، هرچند «برای شاکیان مشخص نیست آیا تاکنون سازمان محیط زیست به عنوان متولی اصلی نسبت به برآورد خسارت اقدام و به مسئول واحد ابلاغ کرده است یا خیر».
بر اساس این گزارش تبعات احتمالی پروژه در چهار بخش توضیح داده شده است: با توجه به بحران آب در کشور و لزوم حفظ کیفیت و کمیت آبهای موجود به عنوان بستر حیات و امنیت، ادامه فعالیت شرکت میتواند تهدید جدی علیه بهداشت عمومی باشد بهویژه اینکه سبزکوه در گستره بزرگی جریان داشته و هر گونه آلودگی آن میتواند تبعات اجتماعی، بهداشتی گستردهای را دامن بزند. همچنین با توجه به تخلیه فاضلاب خام به رودخانه، حد آلودگی ایجاد شده در محل بالاتر از ظرفیت خودپالایی رودخانه برای رفع آلودگی بوده که این به لحاظ چشمی نیز کاملا مشهود است. گزارش اپوش اضافه میکند که فاضلاب تولیدی به دلیل داشتن مواد آلی باعث افزایش فعالیتهای اکسیژنخواهی در محیط آبی شده که به همراه تولید بو، باعث شکوفایی جلبکی شده و در نتیجه خفگی آبزیان و تخریب زیستگاه را به دنبال خواهد داشت. از سوی دیگر از آنجایی که رودخانه سبزکوه یکی از شعب تامینکننده آب شرب مناطق جمعیتی پاییندست است، تخلیه فاضلاب به رودخانه کیفیت آب را به لحاظ استفاده شرب از بین برده است و در عین حال وجود بار معلق بالا و اسیدیته نسبتا پایین احتمال آزادسازی برخی فلزات سنگین و سمی را بالا برده و بهداشت عمومی را تهدید کرده است.
اعتراض کارخانه بینتیجه بود
دوم خرداد امسال، اداره کل حفاظت محیط زیست استان چهارمحال و بختیاری بار دیگر از کارخانه مواد غذایی خمیرمایه چهارمحال و بختیاری شکایت کرد و سرانجام این کارخانه به اتهام آلودگی محیط زیست، به ممنوعیت فعالیت محکوم شد. جلسه شعبه اول دادگاه عمومی بخش ناغان 22 روز پیش تشکیل شد و دادگاه با بررسی همه اوراق و محتویات پرونده، ختم رسیدگی را اعلام کرد. در دادنامهای با امضای حامد حسین میرزایی بنی، رئیس دادگاه عمومی بخش ناغان درباره اتهام این شرکت بر تهدید علیه بهداشت عمومی از طریق تخلیه پساب آلوده در محیط رودخانه سبزکوه منتهی به آلودگی رودخانه و آلودگی خاک و آبهای زیرزمینی و انتشار بوی نامطبوع آمده است: «دادگاه با عنایت به جمیع اوراق و محتویات پرونده، گزارش مرجع مذکور و اظهارات نماینده حقوقی ایشان (سازمان حفاظت محیط زیست شهرستان کیار)، تایید مراتب توسط نماینده حقوقی شبکه بهداشت و درمان شهرستان کیار و صورت جلسات مرجع انتظامی، عکسهای پیوست و همچنین با وجود اعطای مهلتهای مکفی به متهم جهت رفع معضل مربوط و عدم اقدام موثر از ناحیه ایشان بدون اعلام هیچ عذر موجهی، ایضا با عنایت به وجود دادنامههای سابق که همگی منتهی به محکومیت شرکت و کارخانه فوقالذکر بابت همین اتهامها گردیدهاند ولی شرکت مزبور همچنان بر رفتار و اعمال سابق خود پابرجا بوده و هست.»
این دادنامه درست به همان مواردی اشاره دارد که فعالان محیط زیست پیش از این درباره دور زدن قانون از سوی این شرکت اشاره کرده بودند. بر اساس این دادنامه با توجه به ایجاد نارضایتی و اعتراضات گسترده و عمومی مردم بخش ناغان، از جمله کشاورزان، شیلاتداران، عشایر و دامداران نسبت به وضع بهوجود آمده و از سویی دیگر، بیتوجهی و سهلانگاری این کارخانه به معضل جدی شکلگرفته و عدم تلاش برای رفع مشکل یا حداقل بهبود شرایط چنین حکمی صادر شده است: «لذا من حیثالمجموع اتهام انتسابی را محرز و مسلم دانسته، ضمن رد دفاعیات بلاوجه متهم، مستندا به ماده 688 قانون تعزیرات مصوب 1375، ایضا بندهای پ و چ ماده 20 ناظر به ماده 143 قانون مجازات اسلامی، ماده 9 قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست و مواد 15،19، 22، و 23 همگی از قانون حفاظت از خاک، ضمن حکم به محکومیت شرکت موصوف، به ممنوعیت از تمام فعالیتهای شغلی و تولیدی منتهی به آلودگی رودخانه و آلودگی خاک و آبهای زیرزمینی و انتشار بوی نامطبوع، بهطور دائم، حکم به انتشار محکومیت متهم توسط رسانههای ارتباط جمعی استان چهارمحال و بختیاری نیز صادر و اعلام میدارد.»
شرکت بنیاد تعاون سپاه، شرکت ایثار اصفهان و شرکت جهاد خانهسازی از سهامداران این کارخانه بودهاند. به گفته شهرام احمدی، مدیرکل محیط زیست استان چهارمحال و بختیاری مالکان کارخانه به رای دادگاه بدوی اعتراض کردهاند. اما دیروز (چهارشنبه) اعتراض آنها در دادگاه تجدیدنظر رد شده و باز هم رای دیگری به نفع محیط زیست صادر شده است. به نتیجه رسیدن شکایت محیط زیست در حالی است که چندی پیش تورج رئیسی، رئیس نمایندگی حفاظت محیط زیست شهرستان کیار نیز بعد از شکایتی که در 17 اسفند پارسال انجام شده بود، درخواست اجرای حکم محکومیت این شرکت، توقف فعالیت و تعطیلی آن را در نامهای به رئیس دادگاه عمومی بخش ناغان مطرح کرده بود.
نتیجه مطالبهگری
حالا مدیر کل حفاظت محیط زیست چهارمحال و بختیاری به «پیام ما» خبر میدهد که این کارخانه متخلف که اکنون فعالیتش متوقف شده، طی یکی دو روز آینده پلمب خواهد شد. «در 20 سال گذشته محیط زیست نزدیک به 10 مرتبه از این کارخانه شکایت کرده بود و جامعه محلی و فعالان محیط زیست هم با ما همنظر بودند. تخلیه پساب این کارخانه به رودخانه در حالی بود که BOD و COD آن خارج از سطح استاندارد و بسیاری از پارامترهای دیگر آن هم غیرقابل قبول بود. ما نمونهبرداری و پایش کردیم و بر تاثیرات مخرب این پسماند بر منابع آب و خاک تاکید کردیم و اکنون تمامقد پای حرفمان هستیم که درباره سلامت و محیط زیست سختگیری میکنیم.» احمدی مطالبهگری مردم و فعالان محیط زیست را در به نتیجهرسیدن شکایتها موثر میداند و حرفش را اینطور به پایان میبرد: «هر کجا مردم حاضر شوند، نتیجه مثبت است. در این مورد هم مردم و هم محیط زیست عزمی جدی داشتند و قانون از ما حمایت کرد.»
هشدار کشورهای اروپایی درباره تضعیف سیاستهای اقلیمی
۱۰ کشور اروپایی هشدار دادند که سیاست های اقلیمی کشورهای این منطقه در معرض خطر تضعیف و تحلیل رفتن قرار دارند. به گزارش ایسنا، آلمان، دانمارک، اسلوونی و هفت کشور دیگر اتحادیه اروپا دیروز (چهارشنبه) نسبت به اقدامات و تلاشها برای تضعیف سیاستهای اتحادیه اروپا درباره تغییرات آب و هوایی هشدار دادند زیرا بر این باورند که مذاکرهکنندگان به سمت توافقهایی سوق داده میشوند که میتواند اهداف سبز منطقه را خنثی کند. این کشورها در بیانیهای مشترک اعلام کردند که چنین تلاش ها و اقداماتی هم در میان کشورهای اتحادیه اروپا و هم در پارلمان اروپا در حال انجام است. در بیانیهای به رهبری دانمارک و همچنین امضای کشورهای اتریش، اسپانیا، فنلاند، ایرلند، لوکزامبورگ، هلند و سوئد آمده است: این تغییرات به تنهایی ممکن است موجه یا با اثربخشی محدود باشند اما با کنار هم قرار گرفتن همه آنها، خطر از دست دادن اهداف تعیین شده تا سال ۲۰۳۰ وجود دارد. به گزارش خبرگزاری رویترز، این کشورها از سیاستگذاران درخواست کردند که اجازه ندهند انگیزههای کوتاه مدت عزم آنها را برای مبارزه با تغییرات آب و هوایی تضعیف کند. اتحادیه اروپا در نظر دارد انتشار گازهای گلخانه ای را تا سال ۲۰۳۰ نسبت به سطوح سال ۱۹۹۰، ۵۵ درصد کاهش دهد.
سیمای خویشاوندی تهران- عشقآباد
در حالی که در جریان نخستین سفر رئیسجمهوری ترکمنستان به ایران، ۹ سند همکاری و بیانیه مشترک میان دو کشور به امضا رسید، سردار بردی محمداف مذاکرات صورت گرفته در جریان این سفر را ترسیمگر تصویری از روابط برادری میان تهران-عشقآباد توصیف کرد.
هفتهای که گذشت کاخ سعدآباد یکی از پر رفت و آمدترین هفتههای کاریاش را از حدود یک سال پیش تاکنون، یعنی از زمانی که ابراهیم رئیسی رسماً کارش را راس دولت سیزدهم آغاز کرد، پشت سر گذاشت. هفتهای که در همان نخستین ساعات صبح نخستین روزش، ابراهیم رئیسی پس از بازگشت از بیستوچهارمین سفر استانیاش که انتهای هفته گذشته به مقصد استان چهارمحال و بختیاری انجام شده بود، خود را به کاخ سعدآباد رسانده و در مراسم استقبال رسمی از رئیسجمهوری ونزوئلا شرکت کرد و پس از آنکه دو، سه روزی را درگیر سفر نیکلاس مادورو بود و همراه با او در چند نشست، آیین افتتاح و مراسم همنشینی و گفتوگوی دیپلماتیک شرکت کرد و مشغول پذیرایی از مسافری بود که مسیری طولانی آمریکای لاتین تا خاورمیانه را از کاراکاس تا تهران برای این گفتوگوها و نشست و برخاست دیپلماتیک پیموده بود، صبح روز گذشته نیز بار دیگر راهی سعدآباد شد تا اینبار پذیرای یکی از سران کشورهای منطقه باشد. آنهم در حالی که رئیسی در این فاصله برای ساعاتی نیز مشغول گفتوگو با وزیر امور خارجه پاکستان بود که رسماً میهمان حسین امیر عبداللهیان، وزیر امور خارجه دولت جمهوری اسلامی بود.
ابراهیم رئیسی که شامگاه سهشنبه در دیدار وزیر امور خارجه پاکستان، در واکنش به تاکید بلاول بوتو زرداری که خود را «فرزند ایران» معرفی کرده بود، با تاکید بر لزوم تقویت روابط تهران-اسلامآباد، توسعه این رابطه را زمینهساز «رونق اقتصادی» و «ضامن امنیت در منطقه» عنوان کرده و گفته بود که «ایران از ظرفیتهای لازم برای تامین نیازهای پاکستان در زمینه نفت، گاز و برق برخوردار است، بامداد چهارشنبه در محل مجموعه تاریخی-فرهنگی سعدآباد حاضر شد و از سردار بردی محمداف، همتای ترکنستانیاش بهطور رسمی استقبال کرد. بردی محمداف که از ابتدای برعهده گرفتن مسئولیت ریاست جمهوری ترکمنستان برای نخستین بار به تهران سفر کرده، در ادامه روز همچنان با رهبر انقلاب دیدار کرد.
اما یکی از دیگر برنامه مهم سفر رئیسجمهوری ترکمنستان به تهران، شرکت در مراسم امضای ۹ سند همکاری و بیانیه مشترک میان دو کشور بود. آنطور که پایگاه اطلاعرسانی ریاستجمهوری در گزارشی آورده، «تفاهم تجاری-اقتصادی، علمی-فنی و فرهنگی بین استان خراسان شمالی و استان آخال ترکمنستان»، «یادداشت تفاهم همکاری تجاری-اقتصادی، علمی-فنی و فرهنگی بین استان گلستان و استان بالکان ترکمنستان»، «یادداشت تفاهم همکاری تجاری-اقتصادی، علمی-فنی و فرهنگی بین استان خراسان رضوی و استان مرو ترکمنستان»، «یادداشت تفاهم همکاری بین صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران و کمیته دولتی رادیو و تلویزیون ترکمنستان»، «برنامه مبادلات علمی فرهنگی، هنری و آموزشی بین دولت جمهوری اسلامی ایران و دولت ترکمنستان»، «یادداشت تفاهم تشکیل کارگروه مشترک سرمایهگذاری»، «تفاهمنامه جامع توسعه همکاریهای حمل و نقلی و ترانزیتی» و«یادداشت تفاهم همکاری در زمینه حفاظت محیط زیست» از اسنادی بود که به امضا وزیران، استانداران و مسئولان دو کشور رسیده است.
همچنین برگزاری نشست مشترک هیاتهای عالیرتبه ایران و ترکمنستان که به ریاست ابراهیم رئیسی و بردی محمداف صورت گرفت، از جمله دیگر برنامههای سفر رئیسجمهوری ترکمنستان به تهران بود. نشستی مشترک که در آن جمعی از وزیران و معاونان رئیسجمهوری ایران به همراه اعضای هیات عالیرتبه سیاسی و اقتصادی همراه رئیسجمهوری ترکمنستان با یکدیگر به بحث و تبادلنظر درباره راهکارهای گسترش همکاریها و تعاملات دوجانبه در زمینههای سیاسی، اقتصادی، انرژی و ترانزیت پرداختند و این در حالی بود که پیش از آغاز این نشست، روسای جمهور دو کشور در نشستی خصوصی با یکدیگر دیدار و گفتوگو کردند.
در نهایت روسای جمهوری ایران و ترکمنستان در یک نشست خبری مشترک نیز حضور یافته در حالی که ابراهیم رئیسی میان دو کشور را فراتر از روابط صرف همسایگی توصیف و تصریح کرد که «روابط میان دو کشور رابطه برادری، تمدنی، فرهنگی و در یک کلمه رابطه خویشاوندی بسیار نزدیک است»، رئیسجمهوری ترکمنستان نیز با تاکید بر اینکه مذاکراتی که میان مقامهای دو کشور صورت گرفت، «تصویری از روابط برادری میان ایران و ترکمنستان ترسیم کرد»، خاطرنشان کرد: «امضای تفاهمنامهها باعث تحکیم هر چه بیشتر مناسبات بین دو کشور خواهد شد.»
ابراهیم رئیسی که پیش از ظهر دیروز در این نشست مطبوعاتی مشترک با سردار بردی محمداف سخن میگفت، این سفر را «نقطه عطفی برای روابط دو کشور» خواند و با بیان اینکه ایران در 3 دهه گذشته روابط خوبی با ترکمنستان داشته، گفت: «سفر بنده به عشقآباد در آذرماه سال قبل توانست همکاریها را بین جمهوری اسلامی ایران و ترکمنستان بهویژه در حوزه سوآپ گازی، ترانزیت و حمل و نقل فعالتر کند.» رئیسی با اشاره به اینکه ظرفیتها برای همکاری بین دو کشور بیش از سطح فعلی روابط است، گفت: «در حوزههای اقتصادی، تجاری، آب، برق و گاز ظرفیتها و زمینههای خوبی در دو کشور برای گسترش همکاری بیش از سطح فعلی وجود دارد. قراردادها و تفاهمنامههایی که امروز بین دو کشور امضاء شد، میتواند همکاریهای بین دو کشور را به سطح بالاتری ارتقاء دهد.»
رئیس جمهوری همچنین با بیان اینکه «روابط میان دو کشور رابطه برادری، تمدنی، فرهنگی و در یک کلمه رابطه خویشاوندی است»، از تلاشهای رئیسجمهوری پیشین ترکمنستان در مسیر توسعه روابط دو کشور قدردانی کرد و گفت: «امیدوارم در دوره جدید نیز گامهای خوبی را در جهت توسعه روابط برداریم.» رئیسی که معتقد است دو کشور برای توسعه روابط و اجرای تفاهمنامههای منعقد شده اراده جدی دارند، گفت: «نکته مهمتر آن است که دو کشور مصمم هستند سند راهبردی همکاری ۲۰ ساله میان خود را به امضا برسانند.» او همکاری با کشورهای حوزه دریای خزر را یکی از اولویتهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران دانست و ضمن استقبال از برگزاری اجلاس کشورهای ساحلی خزر به میزبانی ترکمنستان گفت: «همکاریهای دو کشور حتما منتهی به همکاریهای منطقهای و بینالمللی خواهد شد.» رئیسی با بیان اینکه دو کشور بر این نکته اشتراکنظر دارند که مشکلات و مسائل منطقه باید به دست کشورهای منطقه حل و فصل شود و هرگونه حضور بیگانه در منطقه میتواند مشکلساز باشد، گفت: «اعتقاد و باور مشترک ما این است که حضور بیگانگان امنیتساز نیست بلکه مشکلساز است.»
همزمان رئیسجمهوری ترکمنستان نیز در این نشست مطبوعاتی با بیان اینکه مذاکرات بین هیاتهای ترکمنستان و جمهوری اسلامی ایران با موفقیت به پایان رسید، خاطرنشان کرد: «گفتگوها در فضای شفافیت، اعتماد و احترام متقابل بین دو کشور برگزار شد که تصویری از روابط برادری میان دو کشور را ترسیم کرد.» سردار بردی محمداف با اشاره به اینکه زمینهها و چشمانداز روابط در راستای گسترش همکاریهای بازرگانی و اقتصادی و افزایش حجم مبادلات تجاری بین دو کشور مورد بحث و بررسی قرار گرفت، گفت: «بخش انرژی و حمل و نقل از جمله بخشهای مهم و استراتژیک روابط تهران و عشقآباد است و تلاشهای خود را برای بهرهگیری موثر از این امکانات در مسیر گسترش تعاملات دو کشور متمرکز خواهیم کرد.» او افزود: «دو کشور همچنین مصمم به گسترش روابط فرهنگی و بشردوستانه به عنوان یکی از بخشهای مهم برای تقویت پیوند میان دو ملت و دو کشور هستند.» بردی محمداف با بیان اینکه دو کشور در چارچوب سازمانهای معتبر جهانی روابط بسیار خوبی با یکدیگر دارند و مصمم هستند این روابط را گسترش دهند، از اهمیت ویژه مذاکرات دو طرف در حوزه دریای خزر گفت و با اشاره به امضای چند سند همکاری دو کشور خاطرنشان کرد: «این اسناد باعث توسعه و تحکیم هر چه بیشتر روابط و مناسبات بین دو کشور خواهد شد.»
سیاست ایران گسترش روابط با همسایگان است
رهبر انقلاب پیش از ظهر چهارشنبه در دیدار سردار بردی محمداف رئیسجمهوری ترکمنستان و هیئت همراه، گسترش و تعمیق هر چه بیشتر روابط را کاملاً به نفع هر دو کشور دانستند و گفتند: «سیاست دولت جمهوری اسلامی ایران، گسترش روابط با کشورهای همسایه است و این، سیاستی کاملاً درست است.» به گزارش پایگاه اطلاعرسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیتالله خامنهای با تأکید بر اینکه لازمه عبور از موانع منوط به عزم و اراده جدی دو کشور برای گسترش روابط است، افزودند: البته روابط دوستانه میان ایران و ترکمنستان مخالفینی در سطح منطقه و بینالملل دارد ولی باید بر موانع فائق آمد.» رهبر انقلاب تأکید کردند: «باید کمیسیون همکاریهای مشترک میان دو کشور بهصورت جدی فعال باشد و با پیگیری مستمر، توافقها به سرانجام برسند.»
در این دیدار که رئیسجمهوری اسلامی ایران نیز حضور داشت، سردار بردی محمداف رئیسجمهوری ترکمنستان گفت: «اولویت دولت ترکمنستان گسترش روابط با همسایگان است و تلاش داریم با توجه به اسناد همکاری که امروز امضاء شد، روابط خوب دو کشور را در حوزههای مختلف بهویژه گاز، برق و حمل و نقل کالا و همچنین اجرای طرحهای بزرگ بیش از پیش تحکیم ببخشیم.» رئیسجمهوری ترکمنستان با اشاره به سیاُمین سالگرد روابط دو کشور خطاب به رهبر انقلاب گفت: از طرف خود و همچنین ملت ترکمنستان از جنابعالی به دلیل حمایتهای همیشگی از تعمیق روابط ایران و ترکمنستان تشکر و قدردانی میکنم.
نقش تغییر اقلیم در گذشته البرز و شمال ایران
اقلیم بیشتر مدیترانهای ایران با سامانههای پرفشار سیبری مرتفع، فرورفتگیهای غربی و بادهای موسمی جنوب غربی کنترل میشود. در گذشته، مکانها و شدت این سیستمها تغییر کرده و باعث تغییر اقلیم شده و بر تکامل طبیعی -در این کشورِ از نظر اکولوژیکی متنوع -اثر گذاشته و میگذارد. بهتازگی شواهد جدیدی برای تغییرات اقلیمی کواترنر در ایران ارائه شده است. استنتاجها در مورد دیرینه اقلیم عمدتاً بر اساس شواهد «زمینریختی» (ژئومورفیک) و اخیراً نیز بر اساس تحقیقات چینهشناسی از جمله سن سوبات بوده است. در شمال و غرب ایران، اقلیم بین شرایط اقلیمی خشک و سرد در نوسان است و شرایط مرطوب و گرم در دوران بین یخبندان تغییر میکند. رسوبات دریاچه و رسوبات لس نیز نشاندهنده افزایش رطوبت در طول دورههای آخر و ماقبل آخر یخبندان است. رشد ورقههای یخی از 33هزار سال پیش آغاز شد و حداکثر پوشش آن بین 26هزار و پانصد سال تا 19 هزار سال پیش بود؛ زمانی که یخزدایی در نیمکره شمالی آغاز شد، باعث افزایش ناگهانی سطح آب دریا شد. کاهش ورقه یخی غرب قطب جنوب بین 14 تا 15هزار سال پیش رخ داد که با شواهدی مبنی بر افزایش ناگهانی سطح دریا در حدود 14هزار و پانصد سال پیش مطابقت دارد.
در غرب ایران، دریاهای جوان و هولوسن پایین به احتمال زیاد با شرایط آب و هوایی خشک مشخص میشوند. میانگین دمای کره زمین در حدود 21 هزار سال پیش حدود 6 درجه سانتیگراد سردتر از امروز بود. طبق گزارش سازمان زمینشناسی ایالات متحده یخهای دائمی تابستانی حدود 8 درصد از سطح زمین و 25 درصد از سطح خشکیهای زمین را در طول آخرین عصر یخبندان پوشانده بود و سطح دریا حدود 125 متر پائینتر از امروز بوده است.
تخمین زده میشود که بزرگترین یخچال طبیعی ایران، سرچال در علم کوه در غرب البرز مرکزی، حدود پنجاه سال قبل 7 کیلومتر طول داشته و بیشتر سطح آن به طور کامل با بقایای سنگی پوشیده شده بود. در شرق رشتهکوه البرز، دو یخچال کوچک در بلندترین قله ایران قرار دارد.
در دوره پلیستوسن، یخبندان در ایران بسیار گستردهتر بوده است. در آن زمان خط برف اقلیمی 600 تا 1100 متر پائینتر از سطح فعلی بود. تصور میشود ساختار دما مشابه باشد با این تفاوت که میانگین دما 4 تا 5 درجه سانتیگراد کمتر و نسبت بارندگی به تبخیر بیش از امروز بوده است.
بررسی دیرینهاقلیمی توالیهای لس- دیرینه خاکها ( پالئوسول) از شمال ایران برای درک تغییرات گذشته در منطقهای بسیار حساس به تغییرات بارندگی و در امتداد مسیرهای بالقوه مهاجرت انسانهای گذشته مهم است. ترکیبهای کربن و اکسیژن برای مطالعه دینامیک باد و آباقلیم گذشته امکان بازسازی تغییرات اقلیمی اواخر پلیستوسن-هولوسن را در این منطقه نشان میدهد.
عصر یخبندان (پله ایستوسن) از 2.6 میلیون سال پیش آغاز شد و تا حدود 12 هزار سال پیش ادامه داشت. در طول این مدت، آب و هوای زمین به طور مکرر بین دورههای بسیار سرد، که در طی آن یخچالها بخشهای بزرگی از جهان را پوشانده بودند و دورههای بسیار گرمی که طی آن بسیاری از یخچالهای طبیعی ذوب شدند، تغییر کرد. دورههای سرد را یخبندان (پوشش یخی) و دورههای گرم را بین یخبندان مینامند.
حداقل 17 چرخه بین دورههای یخبندان و بین یخبندان وجود داشته است. دورههای یخبندان بیشتر از دورههای بین یخبندان به طول انجامید. آخرین دوره یخبندان حدود 125 هزار سال پیش آغاز شد و تا 19 هزار سال پیش ادامه داشت. امروز ما در یک دوره گرم بین یخبندان ( هولوسن از حدود 12 هزار سال قبل تا امروز) هستیم. هنگامی که یک یخچال طبیعی (یا ورقه یخی) رشد و حرکت میکند، سنگها و رسوبات را هل میدهد. هنگامی که یخچال ذوب میشود، انبوهی از این سنگها را پشت سر میگذارد. به انبوه سنگها «مورن» میگویند. این مورنها شواهدی را ارائه میدهند که زمانی یخچالهای طبیعی بخشهای بزرگی از جهان را پوشانده بودند. دانشمندان مواد شیمیایی موجود در هستههای یخی را نیز مطالعه میکنند. این مواد شیمیایی نشان میدهد که آب و هوا در زمان تشکیل یخ یا سنگها چگونه بوده است.
دورههای یخبندان دهها هزار سال طول میکشد. دما بسیار سردتر است و یخ بیشتر قسمتهای سیاره را میپوشاند. دورههای بین یخبندان تنها چند هزار سال به طول میانجامد و شرایط آب و هوایی مشابه با شرایط کنونی است. دانشمندان هنوز در تلاش هستند تا بفهمند چه چیزی باعث عصر یخبندان میشود. یکی از عوامل مهم میزان نوری است که زمین از خورشید دریافت میکند. مقدار نور خورشید که به زمین میرسد میتواند بسیار متفاوت باشد، عمدتاً به دلیل سه عامل؛ اول: چقدر زمین نسبت به تابش خورشیدکج شده است ، دوم: آیا زمین در حین چرخش روی محور خود زیاد میلرزد یا کم (مثل این که چگونه یک اسباببازی میتواند زیاد یا کم در حین چرخش به دور خود تکان بخورد)، سوم: شکل مدار زمین در حین گردش به دور خورشید (چه بیشتر شبیه دایره باشد یا بیشتر شبیه بیضی یا بیضوی).
تغییر نور خورشید که به زمین میرسد یکی از دلایل عصر یخبندان است. در طی هزاران سال، میزان نور خورشید که به زمین میرسد، بهویژه در عرضهای جغرافیایی شمالی، ناحیه نزدیک و اطراف قطب شمال، بسیار تغییر میکند. هنگامی که نور خورشید کمتری به عرضهای جغرافیایی شمالی میرسد، دما کاهش مییابد و بیشتر آب تبدیل به یخ میشود و عصر یخبندان را آغاز میکند. هنگامی که نور خورشید بیشتر به عرضهای جغرافیایی شمالی میرسد، دما افزایش مییابد، ورقههای یخ ذوب میشوند و عصر یخبندان به پایان میرسد. از حدود سیصد سال قبل دخالت انسان، بهویژه پس از انقلاب صنعتی، روند گرم شدن غیرطبیعی زمین را مختل کرده و آن را شدت بخشیده است.
تقریباً تمام دورههای مشاهدهشده افزایش رسوب گرد و غبار در طول هولوسن میانی (8000 تا 4000 سال قبل ) تا پایانی (4000 سال قبل تا امروز) با زمانهای خشکسالی، قحطی و انتقال قدرت در سراسر فلات ایران، میانرودان و منطقه مدیترانه شرقی همزمان بوده است. در حالی که به طور سنتی عوامل اجتماعی-اقتصادی برای شکل دادن به جوامع بشری باستانی در این منطقه در نظر گرفته میشود، معمولا اثر تغییرات ناگهانی اقلیمی را نادیده میانگارند.
مثلث تقی فرور، کاترین رضوی و عباس دیداری از دست رفته است. آنها سه ضلع موسسه توسعه پایدار و محیط زیست (سنستا) بودند. به کار بردن فعل ماضی درباره آنها که خدماتی شایسته برای این سرزمین داشتند شاید مناسب نباشد با اینهمه از آنجا که ضلع سوم یعنی عباس دیداری که او را همه به اسم مهندس یا آقای دیداری میشناختیم دیروز در موسسه جایی که خانه دومش بود از دنیا رفت، از فعل ماضی استفاده میکنم.
زنگ در قدیمی موسسه را که میزدید، از پلههای سمت راست که بالا میرفتید، با گذشتن از ورودی همینطور مستقیم که ادامه میدادید به مهندس دیداری میرسیدید.
ممکن بود تقی فرور سفری در داخل و خارج ایران باشد، کاترین هم همراه دکتر فرور باشد یا در سفر به نقطه دیگری در جهان و ایران و حتی در خانه، اما آن صندلی همیشه صاحبش را داشت، با عینکی به چشم رو به مانیتور نشسته بود و کارها را انجام میداد. ارتباطش با همه خوب بود، او دعوتنامهها را میفرستاد و رابط بسیاری از عشایر و سنستا بود. زمانی که کرونا باعث شد همه دورکار شوند، باز آقای دیداری را میشد در سنستا پیدا کرد، او بود که به پرسشها جواب میداد و هر درخواستی را اجابت میکرد. در موسسه که همه به نام خوانده میشدند و دکتر فرور رئیس کنسرسیوم بینالمللی قرقهای بومی برای همه «تقی» بود. از کنار دیداری کلمه «آقا» نمیافتاد، گاه که صمیمیتر میشدند او را حاج عباس صدا میزدند. آقای دیداری، حاج عباس یا مهندس دیداری روز دوشنبه 23 خرداد 1401 مثل هر روز به سنستا آمد، به کارهایش رسیدگی کرد، ناهارش را خورد، چای هم برای خودش ریخت. دقیقهای بعد روی زمین دراز کشید و روی فرش همان اتاق همیشگی، همان اتاقی که محل سالن جلسات بود، همان اتاق که عکس دهه 40 تقی در میان عشایر لر به دیوار آویخته شده بود و سمت دیگرش کتابخانهای پر از زونکن کارهای موسسه بود از دست رفت. میگویند مهندس را از فرش موسسه به سختی جدا کردند، از موسسهای که دههها در آن فعالیت کرده و نام «سنستا» با کارهای او و دیگران معتبر شده بود. آقای دیداری اهل سخنرانی نبود، در کنفرانسهای بینالمللی شرکت نمیکرد، سفرهای خارج از کشور نمیرفت، گاه با موسسه در سفرهای داخلی همراه میشد اما اغلب در دفتر بود و به کارها رسیدگی میکرد. با اینهمه اگر سه اسم از موسسه در ذهنها مانده باشد بعد از تقی و کاترین نام اوست. پس از مرگ دکتر فرور مسئولیتهای او بیشتر شد و با درگذشت کاترین باز هم فشار بیشتری به او وارد آمد. آخرین بار او را در مراسم یادبود کاترین دیدم، لحظهای ایستادم و صحبتی کوتاه! آنقدر نام سنستا و آقای دیداری به هم گره خورده بود که فکر میکردمتا زمانی که سنستا هست، آقای دیداری هم در کنارش خواهد بود، گویی این دو به هم سنجاق شده بودند یا چنان در هم تنیده که تصور یکی بدون دیگری امکانپذیر نبود.
روز سهشنبه در قطعه 309 بهشت زهرا ساعت 10.30 دقیقه مراسم خاکسپاری آقای دیداری با حضور خانواده، اقوام و دوستان و اعضای موسسه سنستا برگزار شد. کسی به صدای بلند گفت کسانی که از او راضی بودند دست خود را بالا ببرند، جمع دست خود را بالا برد. با اینهمه جای دستهای بالا رفته بسیاری خالی بود. آن لحظه جمع بزرگی از عشایر و فعالان محیط زیست و منابع طبیعی از شنیدن خبر درگذشت مهندس دیداری دچار حسرتی بودند و دریغی! کسانی که اگر آن لحظه در قطعه 309 بودند از او میگفتند، از آقای دیداری که نه صدای بلند خندهاش شنیده میشد و نه صدای فریادش! مردی که آرام بود، همواره لبخندی به لب داشت، لیوانی کنار دست و مجموعهای کار در پیش رو. آقای دیداری ما از شما راضی هستیم، از شما که برای بهتر شدن این سرزمین دههها تلاش کردید، از شما که در تبدیل شدن سنستا به آنچه شد، سهم بزرگی داشته و دارید. ما از شما ممنونیم و یاد و نامتان تا همیشه با ما است. خاطره و یاد مردی کار خود بدون حاشیه انجام میداد و در نهایت با همان آرامش همیشگی از دنیا رفت.
