بایگانی مطالب نشریه
بازوحشیسازی «پیروز» ناممکن است
معاون محیط زیست طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست درباره «بازوحشیسازی» و «رهاسازی» پیروز گفت: امکان اینکه «پیروز» خوی وحشیگری پیدا کند تقریبا ناممکن است. همچنین «پیروز» را حتما به توران انتقال خواهیم داد اما برنامهای برای رهاسازی او در طبیعت نداریم. حسن اکبری درباره زمان انتقال «پیروز» – تنها توله یوز ایرانی در اسارت – به توران به ایسنا توضیح داد: نگهداری «پیروز» بهتنهایی در سایت پردیسان برای سازمان هزینه و زحمت دارد. توران نیز مجموعه سایتی است که «ایران» و «فیروز» – مادر و پدر «پیروز» – به همراه دیگر یوزها آنجا هستند. پیروز نیز میتواند در آن سایت که به شرایط زیستگاه طبیعیاش بسیار نزدیک است، زندگی کند. او با اشاره به اینکه سیستم ایمنی بدن «پیروز» همچنان ضعیف است، گفت: پیروز مانند توله یوز معمولی نیست که خود بهراحتی هر غذایی را مصرف کند. این مسائل تاکنون باعث تردید دامپزشکان برای انتقال «پیروز» به توران در این سن شده است چراکه در توران دیگر نمیتوان به این شکل و دائما کنار او بود همچنین غذا و درمان او را تحت کنترل گرفت. اکبری افزود: «پیروز» در حال حاضر از نظر جستوخیز و توان حرکات یک توله یوز مشکلی ندارد و میتواند همان حرکات را انجام دهد اما هنوز به جهت تغذیه وابسته به انسان است.
آغاز هفتهای دیگر با تحریمهای تازه
شامگاه چهارشنبه و بامداد پنجشنبه هفتهای که گذشت، سرانجام آنچه از مدتها قبل بسیاری از کارشناسان در خصوص احتمال بالای وقوع تحریم هشدار میدادند و بسیاری از ناظران نیز به همین دلیل نگران آن بودند، رنگ واقعیت به خود گرفت؛ شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی قطعنامهای را علیه جمهوری اسلامی به تصویب رساند. قطعنامهای که نماینده روسیه در سازمانهای بینالمللی مستقر در وین در حساب کاربری خود در توییتر پیش از دیگر حاضران و منابع خبری از آن خبر داد. میخائیل اولیانوف نوشت: این قطعنامه با ۲۶ رأی موافق، ۲ رأی مخالف و ۵ رأی ممتنع به تصویب این شورای ۳۵ عضوی رسیده است. این در حالی بود که خبرگزاری رویترز نیز به نقل از دیپلماتهای حاضر در نشست غیرعلنی شورای حکام آژانس نوشته قطعنامه مذکور از ایران میخواهد فوراً با تحقیقات آژانس اتمی در خصوص ذرات اورانیوم یافتشده در 3 مکان اعلامنشده در ایران همکاری کند.
در حالی که رئیس پیشین سازمان انرژی هستهای ایران از دور زدن این تحریمها سخن گفته، وزیر خارجه آمریکا در اظهاراتی عنوان کرد که واشنگتن به تلاش خود برای جلوگیری از دور زدن تحریمها توسط ایران ادامه خواهد داد
این در حالی بود که عصر روز پنجشنبه نیز خبرگزاریها و منابع خبری از تحریمهای تازه ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی خبر دادند. تحریمهایی که وزارت خزانهداری آمریکا در بیانیهای از اعمال آن نوشت و تاکید کرد که این تحریمهای تازه مشخصاً بر فعالیتهای جمهوری اسلامی در دو نفت و گاز تمرکز دارند. بنابر اعلام وزارت خزانهداری آمریکا، ایالات متحده ۱۳ شرکت را به دلیل حمایت از نفت و گاز ایران در لیست تحریمهای خود قرار داده است. این در حالی بود که در واکنش به تحریمهای جدید کشورهای اروپایی و غرب علیه ایران، رئیس پیشین سازمان انرژی اتمی کشور تاکید کرد: غربی ها هر از چندگاهی به بهانه های مختلف محدودیت هایی را علیه اشخاص و شرکت ها در جمهوری اسلامی ایران اعمال می کنند که تاثیر چندانی در مسیر حرکت کشور ندارد. فریدون عباسی که در این رابطه با ایسنا به گفتوگو نشسته، همچنین توضیح داد که منظور بنده از اینکه خیلی از این تحریم ها اثرگذار نیست این نیست که اصلا تاثیری ندارد؛ با تحریم ها برخی از شرکت های ما در مبادلات بین المللی دچار مشکل می شوند که البته با شیوه های مختلف این تحریم ها قابل دور زدن است. اما در حالی که فریدون عباسی از دور زدن این تحریمها سخن گفته، وزیر خارجه آمریکا در اظهاراتی عنوان کرد که واشنگتن به تلاش خود برای جلوگیری از دور زدن تحریمها توسط ایران ادامه خواهد داد. آنتونی بلینکن در حساب شخصی خود در توییتر نوشت: «ما به مختل کردن تلاشهای ایران برای دور زدن تحریمهایش ادامه میدهیم. وزارت خزانهداری آمریکا شرکتهایی را به دلایل قضایی مختلف به خاطر دخیل بودن در فروش نفت و گاز ایران تحریم کرده است. هرکس که این تبادلات را تسهیل کند، خطر تحریمهای آمریکا را به جان میخرد.»
همچنین ساعاتی پیش از تصویب این قطعنامه، سخنگوی وزارت امور خارجه تاکید کرده بود که جمهوری اسلامی ایران اقدام آمریکا و سه کشور اروپایی انگلیس، فرانسه و آلمان در پیشنهاد قطعنامه ضدایرانی به شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی را محکوم کرده و آن را غیرقابل قبول و مردود می داند و بی تردید در صورت تصویب قطعنامه، پاسخ تهران قاطع و موثر خواهد بود. ناصر کنعانی همچنین تاکید کرد که چنین اقدامات غیر سازنده ای نه تنها کمکی به ارتقای وضعیت حقوق بشر در سطح جهانی نمی کند، بلکه صرفا موجب استمرار توسل به کلیشه سازی های منفی و برچسب زنی سیاسی علیه کشورهای مستقل میگردد. همچنین معاون رئیس نمایندگی دائم چین در سازمان ملل نیز با اعلام مخالفت پکن با اعمال فشار علیه ایران از طریق صدور قطعنامه در شورای حکام آژانس اتمی اعلام کرد: «مشکلات پادمانی حلنشده ایران در واقع مشکلات دوجانبه میان ایران و مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی هستند و باید از طریق گفتوگو و رایزنی میان دو طرف حل شود.» این مقام ارشد چینی عنوان کرد که پکن خواستار اقدامات قاطع از سوی طرفین در حمایت از آژانس اتمی برای افزایش همکاری با ایران و حلوفصل مشکلات از طریق گفتوگو است. وانگ چانگ همچنین تاکید کرد که مذاکرات بر سر احیای برجام در مرحله حیاتی قرار دارد.
اما این تنها تحریمها و محدودیتهایی نبود که در روزهای گذشته پیش روی جمهوری اسلامی قرار گرفته است. چنانکه وزارت خزانهداری داری آمریکا همچنین 6 نفر از کارمندان و روسای سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی را تحریم کرد. در اطلاعیه این وزارتخانه تاکید شده که علی رضوانی، آمنه سادات ذبیحپور، پیمان جبلی، احمد نوروزی، محسن برمهانی و یوسف پورانواری در لیست تحریمهای آمریکا قرار گرفتهاند. بنابر با این تحریمها، تمامی اموال این اشخاص در ایالات متحده یا در کنترل اشخاص آمریکایی بلوکه خواهد شد و هر کسی که به مبادله با این اشخاص بپردازد ممکن است هدف تحریمهای ثانویه ایالات متحده قرار بگیرد.
سارودایا؛ از تغییر نگرشها و کنشها تا تحول سیاستها
مفهوم «سارودایا» که در ادبیات گاندی به خوشبختی و بهروزی همگانی ترجمه شده، اصطلاحی است که در اقتصاد سیاسی کاربرد دارد؛ مفهومی که مشخصاً به نافرمانی مدنی تا تحقق خواستههای موردنظر معترضان ارجاع میدهد. اینجا فرض بر این است که این مفهوم، پایه و بنیان تحلیل و فهم جنبش اخیر قرار گیرد اما در عین حال بنا بر این است که از این مفهوم، برداشتی فرهنگی در حوزه ادبیات گفتمانی روزمره بهدست داده و همچنین از آن در امر شنیدن و واکاوی گفتهها استفاده کرد. استفاده نامناسب از واژگان، لوث کردن مفاهیم و اصطلاحات تخصصی و بعضا وارونهسازی معنای آنها، روشی است که طی سالیان متمادی در ادبیات گفتمانی توسط تئوریپردازان حکومتی رایج شده و همزمان فحاشی، توهین و تهمت نیز بهطور موازی در همین راستا بهکار گرفته میشود. میتوان فهرستی بلند از واژگانی کاربردی به دست داد که به همین شیوه دچار استحاله شده و عملاً با مفهوم اصلیشان مغایرت پیدا کردهاند. واژه «انقلابی» را در نظر بگیرید؛ اصولاً «انقلابی» به فرد یا جریانی گفته میشود که خواهان تغییر و زیر و رو شدن وضعیت موجود است. اما در حالی این روزها معترضان به خود را «انقلابی» مینامند که این سالها شاهد بودیم طیفی از نیروهای سیاسی مدعی همراهی و حمایت و هواداری از نظام نیز خود را «انقلابی» معرفی میکنند.
نقش دیگری که در تغییر فرهنگ عامه بهکار بسته شد، لوث کردن مفاهیم و لودگی در کاربست جملات است. در این رابطه میتوان به سخنرانیها و نوشتههای اصحاب سایبری ارزشی اشاره کرد. علاوهبر لودگی و لوث کردن مفاهیم، همچنین جنسیتزدگی در ادبیات این طیف از نیروهای سیاسی و استفاده از الفاظ و تعابیر سخیف که اغلب به قصد تحقیر و تمسخر به کار میرود، به وفور دیده میشود؛ بهعنوان نمونه میتوان به آنچه اخیراً در روزنامه همشهری در یادداشتی در مورد اختلاطها نوشته و منتشر شد، اشاره کرد. به نظر نگارنده آنچه در این سالها بیش از هر چیز آسیب دیده، «اخلاق» است. اخلاق از پایههای اصلی حفظ یک جامعه و اعتلای آن است و باید اذعان کرد که در این سالها کنار انواع رذایل اخلاقی که در حوزههای اقتصادی مانند اختلاس رخ میدهد، رذایل فرهنگی هم گسترش پیدا کرده است. احتمالاً این جمله و موضع را شنیدهایم که «وقتی حاکمان میخورند، چرا ما نخوریم!»؛ نوعی عادیسازی و توجیه امر غیراخلاقی و حتی تبلیغ و ترویج آن که میتواند از مصادیق همین تضعیف و آسیب دیدن اخلاقیات باشد.
در حوزه فرهنگی شرایط به گونهای است که ترمیم این دست آسیبها شاید سختتر باشد. از دروغ و خلافگویی که نقل محافل و سکه رایج این گفتمان شده تا بیاعتمادی و نبود همدلی و… را نیز میتوان بخشی از نتایج این وضعیت دانست.
آنچه در این نوشته، مدنظر است، نگاهی است به تاثیر ادبیات گفتوگوی روزمره و استفاده از آن در زندگی هر روزه شهروندان است. میشود انواع جوکهایی را که در تمسخر قومیتها ساخته میشد، به خاطر آورد و در عین حال میتوان به ادبیات جنسیتزده همچون آنچه در مورد رانندگی زنان بهکار میرود، اشاره کرد. این در حالی است که به نظر میرسد جامعه نسبتبه هر دو مورد بالا دست به نوعی خود اصلاحی زده و در سایه این خوداصلاحی، شاهدیم این آسیبها و مصادیقشان بهطور محسوس کاهش یافته است.
اما استفاده از مفهوم «سارودایا» و کاربست آن در این نوشتار را میتوان در دو مورد بررسی کرد. از آنجا که این مفهوم نافرمانی مدنی را میرساند، کنشگران مدنی با شناخت گفتمانی که متاسفانه ترویج داده شده، میتوانند با نافرمانی و در مسیر خلاف آن گام برداشته و عمل کنند. حال آنکه کوچکترین سخن یا انتقادی در شبکههای اجتماعی با واکنش تند و حتی فحاشی مواجهه میشود؛ نگاه کنید به برخورد طیف موسوم به ارزشی سایبری در فضای مجازی، بستن میکروفون نماینده چابهار، ادبیات کیهانیان و مواردی چون اینها. حال برگردیم به ادبیات طیف مقابل یا همان کسانی که با این گروه زاویه دارند. چقدر سعی میشود که سخن دیگران را شنید و متنها را خواند و با احترام پاسخ گفت. چقدر از همین نوع ادبیات ارزشی در کلام و گفتمان معترضان و منتقدان جریان حاکم نفوذ کرده، در حالی که حتی خود مفهوم «ارزشی» هم لوث شده و حتی به مفهومی ضد ارزش تبدیل شده است. چقدر عادت کردهایم بهجای سرسری خواندن مطالب به عمق و محتوای آن توجه کنیم. بهواقع چقدر تلاش شده بجای واگرایی، به سمت همگرایی گام برداشت؛ بجای تخریب، نقد کرد و بجای تمسخر، با احترام برخورد کرد! اما نکته مهمی که نمیتوان نادیده گرفت، این است که جامعه چطور بدون اشاره به سارودایا و حتی شاید بیاطلاع از آن و معنایی که همراه دارد، در حال تمرین آن است. نگاه کنید به تحریم صداوسیما در جنبش سبز یا تحریم یک شرکت عظیم لبنیاتی در جنبش اخیر یا کنار گذاشتن روسری و نخواندن سرود ملی ازسوی ورزشکاران ملیپوش که همگی را میتوان از مصادیق و نمونههای اعمال سارودایا دانست و همزمان، پدیدهای چون «عمامهپرانی» را نیز باید مقابل آن قرار داد. فراموش نکنیم که هر نوع تغییری در سیاستها، تا زمانی که به تغییر نگرشها و کنشهای فردی و بینا فردی منجر نشود، راه به جایی نخواهد برد و تنها میتواند تجربه یکصد ساله اخیر را بار دیگر تکرار کند.
شهیدِ امنیت جان خود را برای مردم فدا میکند
بیانات رهبر انقلاب اسلامی در دیدار دستاندرکاران برگزاری کنگره شهدای قم که در تاریخ ۸ آبان ۱۴۰۱ برگزار شده بود، صبح روز پنجشنبه در محل برگزاری این همایش در قم منتشر شد. به گزارش پایگاه اطلاعرسانی دفتر رهبر انقلاب، حضرت آیتالله خامنهای در این دیدار با تاکید بر لزوم زنده نگه داشتن یاد شهیدان و شنیدن پیام آنها، قم را شهر «قیام و اقامه» خواندند و گفتند: قم هم قیام کرد، هم ایران را به قیام واداشت که این از برکات حرم حضرت فاطمه معصومه و حوزه علمیه و همچنین مردم خوب آن بود که شهدای زیادی در راه مبارزه تقدیم کردند، البته شهیدانی همچون مطهری، بهشتی و باهنر نیز که پرورشیافتگان قم هستند و بلکه همه شهدای ایران، شهیدِ قم محسوب میشوند، چرا که قم بود که با پاسخ به ندای امام بزرگوار، نهضت را آغاز کرد. ایشان با اشاره به نقش درخشان مردم قم در پیروزی انقلاب و دفاع مقدس و امتحانهای پی در پی تا امروز، بر نشان دادن ویژگیهای برجسته شهدا با زبان هنر تأکید و خاطرنشان کردند: هر یک از حوادث درخشان قبل و بعد از انقلاب مانند ستاره و نقطه درخشان تاریخی است و حادثه اخیر شاهچراغ نیز یکی از این ستارهها است که اگرچه عدهای را داغدار و دلهای همه را سرشار از غم و اندوه کرد اما در تاریخ کشور ماندگار میشود و نشانه زنده بودن ملت، و مایه افتخار و سربلندی است. حضرت آیتالله خامنهای، شهید و شهادت را دربردارنده مجموعهای از ارزشهای ملی، دینی، انسانی و اخلاقی برشمردند و افزودند: شهید مظهر «ایمان صادق» و «عمل صالح» و «جهاد در راه خدا» است و هویت ملی را ارتقاء میدهد همچنانکه امروز فداکاریهای شهیدان و پدران و مادران آنها موجب عظمت ملت ایران شده است. ایشان همچنین شهادت را مظهر فداکاری و شجاعت خواندند و افزودند: شهیدِ دفاع مقدس جان خود را داد تا دشمن خبیث و ظالم نتواند وعده خود یعنی رسیدن به تهران و به ذلت کشیدن ملت را عملی کند و شهیدِ امنیت نیز جان خود را برای امنیت و آسایش مردم فدا میکند که این فداکاریها تجسم همه معارف اخلاقی نهفته در شهید و شهادت است. رهبر انقلاب، شهادت را معامله با خدا و تأمینکننده مصالح ملی دانستند و گفتند: شهادت مایه همدلی، و همچون نخ تسبیحی است که مجموعهای از قومیتها و زبانهای مختلف را در میهن به هم پیوند زده و در هر شهر نام شهیدانی برجسته است که با یک هدف و در یک صف با دیگر هموطنان خود برای عزت اسلام و عظمت جمهوری اسلامی و تقویت ایران به شهادت رسیدهاند. ایشان، انتقال جزئیات دفاع مقدس و شرح احوال شهیدان و پدران و مادران آنها را ضروری خواندند و گفتند: این کار نیازمند زبان هنر و تولیدات هنری همچون فیلم و سریال، مستند و شعر است. حضرت آیتالله خامنهای در پایان سخنانشان ابراز امیدواری کردند همه کسانی که دل در گروی اسلام و انقلاب و ملت دارند برای کودکان و نسلهای نو و برای ایران عزیز همه توان و ظرفیت خود را بکار گیرند تا یاد و پیام شهیدان استمرار یابد و منتقل شود.
ناصر تکمیلهمایون، جامعهشناس و تاریخنگار در پی ایست قلبی، در سن ۸۶ سالگی از دنیا رفت. این استاد پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی که چندی پیش به دلیل ایست مغزی در بیمارستان طالقانی تهران (ولنجک) بستری شده بود، صبح دیروز، ۲۵ آبان ماه درگذشت.
ناصر تکمیلهمایون، متولد ۱۳۱۵ در قزوین بود. او در سالهای ۱۳۳۳–۱۳۳۷ دوره کارشناسی فلسفه و علوم تربیتی و کارشناسیارشد علوم اجتماعی را در دانشگاه تهران گذراند و دوره دکترای تاریخ و دکترای جامعهشناسی را بهترتیب در سالهای ۱۳۵۱ و ۱۳۵۶ در دانشگاه پاریس به پایان برد.
تکمیلهمایون پیشتر درباره بازگشتش به وطن گفته بود: هرچند وطنمان ایدهآلمان نبود و در خفقان و ظلم به سر میبُردیم؛ اما میخواستیم آن را بسازیم
تکمیلهمایون عاشق ایران و وطن بود و در این سالها بارها از عشق به وطن سخن گفت. او آذر 99 در گفتوگویی با «ایران آنلاین» درباره بازگشتش به وطن گفته بود: «آن زمان هرچند وطنمان ایدهآلمان نبود و در خفقان و ظلم به سر میبُردیم؛ اما میخواستیم آن را بسازیم. عشق به تغییر دادن جامعه باعث میشد که تمام کاستیها و سختیها را به جان بخریم. اما امروزه برخی از جوانان حاضر نیستند این حجم از سختی را پذیرا باشند و وقتی برای تحصیل میروند، ترجیح میدهند برای کار و زندگی در خارج از کشور بمانند و گاهی حتی انتظار دارند که دیگران کاستیها را برطرف کنند و بعد آنان به کشور بازگردند. فکر نمیکنند که خودشان هم باید در این تغییر و ساختن سهیم شوند.»
«تاریخ ایران در یک نگاه»، «آموزش و پرورش در ایران»، «آبسکون، یا، جزیره آشوراده»، «سلطانیه»، «دانشگاه گندیشاپور»، «تاریخ اجتماعی و فرهنگی تهران: از آغاز تا دارالخلافه ناصری»، «مشروطهخواهی ایرانیان (مجموعه مقالات)»، «گستره فرهنگی و مرزهای تاریخی ایران زمین»، «خلیج فارس»، «سرگذشت دریای مازندران» و «جاده ابریشم» از جمله آثار ناصر تکمیلهمایون است. از این جامعهشناس و تاریخنگار بهتازگی اثری با عنوان «مصدق در دورۀ قاجار» منتشر شد. تکمیلهمایون اثرِ دیگری به نام «ایران جان» از (انتشارات نگارستان اندیشه) را در آستانه رونمایی داشت. این اثر با مضمون «هویت ملی» به نگارش درآمده است. ایبنا خبر داده که مراسم تشییع ناصر تکمیلهمایون از ساعت ۱۰ صبح روز پنجشنبه در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی (در بزرگراه کردستان) انجام میشود. پیکر این تاریخنگار صبح روز جمعه (۲۷ آبان) از عالیقاپو در قزوین تشییع خواهد شد.
لغو سفر بازرسان آژانس به تهران
رئیس سازمان انرژی اتمی در حالی تلاش آمریکا برای تشدید تحریمها را مانع از بازگشت به مذاکرات دانست و که وزیر امور خارجه تاکید کرد آمریکاییها پیگیر بازگشت به میز مذاکرات هستند و آخرین تبادل پیام میان تهران و واشگنتن در این رابطه کمتر از 72 ساعت پیش انجام شده است. این در حالی بود که دیروز شورای حکام آژانس نیز در نشست فصلی خود، پیشنویس قطعنامهای علیه ایران را که چند روز پیش ایالات متحده با همراهی تروئیکای اروپایی تقدیم این شورا کرده بود، در دستور کار خود قرار داد؛ قطعنامهای که پیشاپیش بسیاری احتمال تصویب آن را بسیار زیاد ارزیابی کرده بودند.
هنوز ساعتی تا آغاز نشست فصلی شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی مانده بود که نماینده روسیه در سازمانهای بینالمللی در وین با انتشار تصویری از سالن برگزاری این نشست، از برخی جزئیات دستور کار شورای حکام آژانس و موضوعاتی خبر داد که البته در حدود یکی، دو هفته منتهی به برگزاری این نشست، از آن بهعنوان محور مذاکرات اعضا شنیده بودیم. موضوعاتی که به باور میخائیل اولیانوف، «حساسترین و مهمترینشان»، وضعیت اوکراین است که از اسفندماه گذشته درگیر حمله نظامی تمامعیار و همهجانبه ارتش روسیه شده و نیز توافق تسلیحاتی موسوم به آکوس [AUKUS] که همکاری نظامی سه کشور استرالیا، ایالات متحده و بریتانیا را وارد فاز تازهای کرده است. این دیپلمات روس اما بجز این دو موضوع، یکی از دیگر موضوعات این نشست را نیز در رده «حساسترین و مهمترین» دستور کار اعضای شورای حکام آژانس در نشست روز گذشته این شورا قرار داد؛ پرونده هستهای جمهوری اسلامی. پروندهای که از حدود یک دهه پیش، با امضای برجام، مسیری نهچندان سریع اما به دور از تنش را میپیمود اما حالا چند سالی است که از آن فضای مطمئن دور شده و در حالی که برجام، زمینهساز رفع تحریمهای گسترده اقتصادی علیه ایران شده بود، خروج ایالات متحده از این توافق در اردیبهشتماه ۹۷ و متعاقباً کاهش تعهدات برجامی از سوی جمهوری اسلامی که در واکنش به این اقدام آمریکا کلید خورد، حالا نهتنها همان تحریمها را به جان اقتصاد ایران انداخته، بلکه متعاقباً کنار برخی اقدامات دیگر جمهوری اسلامی، منجر به تشدید شرایط تحریمی ایران شده است؛ شرایطی که دیروز با صدور آخرین قطعنامه شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی و تحقق آنچه ناظران در این چند ماه گذشته پیشبینی میکردند، احتمالا در آینده بیش از پیش رو به وخامت خواهد گذاشت.
آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان در متن پیشنویس ارائه شده به شورای حکام آژانس، در حالی خواستار همکاری تام و تمام جمهوری اسلامی با آژانس بینالمللی انرژی اتمی شدهاند که پیشتر آژانس بینالمللی انرژی اتمی در گزارشی مدعی شده بود که در تحقیقات بلندمدت آژانس درباره مواد هستهای اعلام نشده در ایران، «هیچ پیشرفتی» حاصل نشده است
اما نشست روز گذشته شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی در حالی به فرصتی برای اعمال فشار مضاعف بر ایران از سوی چند قدرت غربی تبدیل شد که از حدود یک هفته پیش، برخی جزئیات متنی بهعنوان «پیشنویس قطعنامه آمریکا و تروئیکای اروپا» در فضای رسانهای دست به دست میشد که بنابر آنچه این منابع خبری گزارش کرده بودند، این چهار کشور با ارائه آن به دیدهبان هستهای سازمان ملل، در تلاش برای تصویب آن در نشست فصلی این شورا بودند. نشستی که عصر روز گذشته به وقت تهران در وین برگزار شد اما خبرگزاری فرانسه از حدود ۵، ۶ روز پیش با استناد به اظهارات دو دیپلمات غربی از این خبر داده بود که «آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان در متن پیشنویس ارائه شده از ایران بهدلیل همکاری نکردن با آژانس بینالمللی انرژی اتمی انتقاد کردهاند.» پیشنویس قطعنامهای که در حالی خواستار همکاری تام و تمام جمهوری اسلامی با آژانس بینالمللی انرژی اتمی شده بود که پیشتر آژانس بینالمللی انرژی اتمی در گزارشی مدعی شده بود که در تحقیقات بلندمدت آژانس درباره مواد هستهای اعلام نشده در ایران، «هیچ پیشرفتی» حاصل نشده و پیشنویس قطعنامه آمریکا و تروئیکای اروپا نیز واکنشی بود به این گزارش آژانس. پیشنویس قطعنامهای که خبرگزاری فرانسه آن را رویت کرده و در گزارش هفته گذشته خود با استناد به جزئیاتی که از این طریق به دست آورده بود، از جمله نوشته بود که در یکی از سطور قطعنامه آمده است: «اقدام ایران به عمل کردن به تعهداتش ضرورت و فوریت دارد.»
شورای حکام آژانس در نشست پیشین خود که اواخر مردادماه سال جاری برگزار شد، قطعنامه مشابهی را علیه ایران در دستور کار قرار داد که بهرغم اصرار آمریکا و تروئیکای اروپایی، در نهایت با مخالفت یا به بیان دقیقتر عدم همراهی چین و روسیه با خواست قدرتهای غربی عضو شورای حکام آژانس، بینتیجه ماند و به اصطلاح وتو شد. مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی در جریان نشست خبری دیروز که پیش از آغاز نشست فصلی شورای حکام آژانس برگزار شد، با ابراز بیاطلاعی از فعالیتهای هستهای گسترده جمهوری اسلامی، مدعی شده بود که «ایران چه با قطعنامه و چه بدون آن وظیفه دارد اطلاعاتی را که به آن نیاز داریم، در اختیارمان بگذارد.» رافائل گروسی که از ناکامی آژانس از کسب اطلاعات از فعالیتهای هستهای ایران در ماههای متمادی سخن گفته و در عین حال برای حل و فصل مشکلات پادمانی بلاتکلیف در پرونده هستهای جمهوری اسلامی اعلام آمادگی کرده، در پاسخ به پرسشی در خصوص احتمال افزایش فشار بر ایران گفته است: «قرار نیست این مسائل (فشارها) قرار نیست از بین بروند.» او البته به خبرنگار دیگری که از او پرسید «آیا برنامه هستهای ایران از کنترل خارج شده»، پاسخی دیپلماتیک و دوپهلو داده و با تاکید بر اینکه «من از تعبیر «خارج از کنترل» استفاده نمیکنم»، گفته «اما پیشرفت در آن مشهود است؛ به طوری که همه متوجه آن شدهاند.» گروسی که این پیشرفتها را از دلایل اهمیت بیش از پیش این مسئله عنوان کرده و افزایش نظارت آژانس بر پرونده هستهای ایران را بهدلیل همین پیشرفتها ضروری خوانده، گفته است: «امیدوارم که دیدار فنیمان با ایران وقوع یابد.» هرچند او در عین حال گفته «بازگشت به برجام از دیدگاه اطمینان حاصل کردن از اینکه ایران به طور غیرقانونی اورانیوم ذخیره نکرده باشد، دشوار خواهد بود.» مگر آنکه «ایران دسترسی فوقالعادهای به سوابق و پرسنل ارائه دهد» که البته در آن صورت هم بهگفته این مقام ارشد آژانس، کار آسانی پیشروی ناظران و بازرسان این نهاد بینالمللی نیست و تنها میتوان گفت که در این صورت، «کسب اطلاع از فعالیتهای هستهای ایران طی سالهای ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ غیر ممکن نخواهد بود.» این در حالی بود که از جای جای اظهارات مدیرکل آژانس در این نشست خبری، نوعی بیاعتمادی و عدم اطمینان نسبتبه امکان کسب اطلاعات موردنظر آژانس احساس میشد. تا جایی که او این احتمال را که اطلاعات قدیمی را که توسط سیستمهای آژانس اتمی جمع شده بودند، دیگر در دسترس نباشند، منتفی ندانسته و هر تصمیمی را منوط به این میداند که این اطلاعات از بین نرفته باشند. او البته در عین حال گفته «اگر ما پاسخ برخی از پرسشهای فنی در رابطه با مشکلات را ایران دریافت کنیم، آن وقت با خوشحالی این اطلاعات را منعکس خواهم کرد.»
در شرایطی که خبرگزاری رویترز در گزارش روز پنجشنبه هفته گذشته خود از موافقت جمهوری اسلامی با سفر بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی خبر داده بود، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران ساعتی پیش از آغاز نشست فصلی روز گذشته شورای حکام آژانس، بهشدت به آنچه بهعنوان برخی جزئیات و محتوای پیشنویس قطعنامه آمریکا و تروئیکای اروپا منتشر شده بود، انتقاد کرد و این «سیاست مندرس» را «مردود» دانست. محمد اسلامی که در حاشیه برگزاری نشست هفتگی هیات دولت در حیاط کاخ ریاستجمهوری در این رابطه به خبرنگاران توضیح میداد، همچنین اعلام کرد: «فعلا سفری از آژانس بینالمللی انرژی اتمی به ایران در دستور کار نیست.» ساعتی پس از انتشار این خبر به نقل از رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، رافائل گروسی در واکنش به پرسشی درباره لغو این سفر، از این موضوع ابراز بیاطلاعی کرد و گفت که «هیچ تصمیمی در این خصوص به آژانس ابلاغ نشده است.» او اما در حالی خواستار توضیحات بیشتر تهران در این رابطه شد که لغو سفر را زمینهساز وخامت بیشتر اوضاع دانست و تاکید کرد که این اقدام تهران، «به معنای عدم تحقق هرگونه پیشرفت است.» این در حالی بود که اسلامی پیش از این واکنش گروسی و در ادامه سخنانش در حاشیه نشست هفتگی هیات دولت، موضوع حائز اهمیت را این مسئله عنوان کرده بود که «وزارت خارجه پیگیری بحث تداوم مذاکرات است» و آنچه را که به سازمان انرژی اتمی مربوط میشود، اینکه «موارد ادعایی و اتهامی پاسخ داده شود.» اسلامی همچنین گفته «اگر طرف مقابل حسن نیت داشت و قرار بود مذاکرات را تداوم بخشند، طبیعی بود که قطعنامهای با این ابعاد ارائه نمیکردند.»
اما همزمان با تاکید اسلامی بر عدم حسن نیت طرف مقابل مذاکرات احیای برجام که تلویحاً ناظر بود بر تایید آنچه کاخ سفید در خصوص توقف مذاکرات اعلام کرده، وزیر امور خارجه ایران گفته است: «به طور مستمر تبادل پیام با طرف آمریکایی وجود دارد و آخرین تبادل پیام ما در کمتر از ۷۲ ساعت گذشته بوده است.» حسین امیرعبداللهیان که همچون اسلامی در حاشیه نشست هفتگی دولت در این رابطه به خبرنگاران توضیح میداد، آنچه را که بهتازگی و البته برای چندمین بار در چند هفته گذشته به نقل از نماینده ویژه آمریکا در امور ایران مطرح و تاکید شده که کاخ سفید پیگیر بازگشت به مذاکرات نیست، مصداق «ریاکاری آمریکا» خواند. این در حالی بود که رابرت مالی حدود ۲۴ ساعت پیش از برگزاری نشست فصلی شورای حکام آژانس در اظهاراتی درباره احتمال بازگشت به مذاکرات احیای برجام، با اشاره به اعتراضات عمومی در بیش از دو ماه گذشته در ایران مدعی شده بود که تمرکز امریکا بر مذاکره با ایران نیست و این کشور، سیاست فشار و تحریم را دنبال میکند.
هر سال با آغاز فصل پاییز مسئله آلودگی هوای کلانشهرهای کشور بیش از پیش نمایان میشود. هر چند در ایران قانون هوای پاک به منظور بهبود کیفیت هوا تصویب و ابلاغ شده اما نشانهای از اجرای قانون و پیامدهای آن دیده نمیشود تا جایی که گویی آلودگی هوا یک مسئله غیرقابل حل است. اما تجربه موفق شهرهای آلوده جهان در بهبود کیفیت هوا نشان میدهد که در ایران به رغم همه کوششها، سیاستهای مصوب در زمین عمل به جایی نرسیده و سیاستگذار باید در این سیاستها تجدید نظر کند.
سالانه هفت تا هشت میلیون نفر در جهان جان خود را به علت آلودگی هوا یا دلایل منتسب به آن از دست میدهند. بر اساس آمار رسمی پارسال در ایران ۲۱ هزار نفر در ۲۷ شهر کشور جان خود را به علت آلودگی هوا از دست دادهاند. اما در این شرایط باز هم قانون هوای پاک اثر چندانی بر بهبود وضعیت هوای کلانشهرها نداشته است. جهان چه راهی را رفت که ما نرفتیم؟
تمرکز کشورهای جهان بر بهبود حمل و نقل
خبرگزاری «ایرنا» در گزارشی تحلیلی با اشاره به گزارش های علمی منتشر شده، خودرو و صنایع متهمان اول انتشار آلودگی هوا معرفی کرده است. بر اساس این گزارش، کشورهای جهان بر همین مبنا تمرکزشان را بر اصلاح الگوی حمل و نقل متمرکز شدهاند. به عنوان مثال توکیو با بیش از ۳۰ میلیون جمعیت، امروز یکی از شهرهای بزرگی است که موفق به کاهش آلودگی هوا شده است. همین شهر حدود ۳۰ سال گذشته با آلودگی و ترافیک زیادی مواجه بود اما با فرهنگ سازی و البته ایجاد زیرساختهای قوی، موفق شد تا مردم را مجاب کند که در سفرهای روزانه از خودروی شخصی استفاده نکنند و همین موضوع به راحتی مشکل ترافیک و به دنبال آن آلودگی هوا را برطرف کرد.
همچنین دهلی نو در کشور هند هم تا چندی پیش جزو آلودهترین پایتختهای جهان شناخته میشد اما با اجرای طرح زوج و فرد، وضعیت هوا در این شهر تا حد زیادی بهبود یافت همچنین استفاده از خودروهای هیبریدی یکی دیگر از اقدامات این کشور است که برای رسیدن به این منظور، دولت به شرکتهای تولید این خودروها تسهیلات ویژه پرداخت میکند.
یوسف رشیدی، استاد دانشگاه شهید بهشتی: صرفنظر از تکالیف مقرر شده در قوانین، سازمان محیط زیست باید یک سری برنامههای دارای اثربخشی بالا را به دستگاههای ذیربط اعلام و از آنها گزارش عملکرد بخواهد. تمرکز اصلی سازمان باید توسعه حمل و نقل عمومی و کنترل آلودگی خودروهای با پیمایش روزانه بالا باشد
پاریس شهر زیباییها و شهر مونالیزا هم روزهای آلوده زیادی داشت اما با اتخاذ تصمیماتی سازنده از این مرحله عبور کرد و اکنون آسمانی آبی و روزهای سالمی را میگذارند. رمز موفقیت آن اجرای طرح ممنوعیت تردد خودروهای مدل ۱۹۹۷ و قبل از آن بود که تاثیر زیادی در کاهش آلودگی هوا داشت، اگر هم خودرویی با این سن در شهرها تردد میکرد مالک آن باید جریمه سنگینی میپرداخت. لندن هم محدودیت تردد خودروها در مرکز شهر را به عنوان راه حلی برای کاهش آلودگی هوا در پیش گرفت و اگر این اتفاق میافتاد مالک خودرو مشمول جریمه سنگین میشد که این مساله موجب شد تمایل مردم به سمت استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی افزایش یابد.
مکزیکوسیتی هم از دیگر شهرهایی است که آلودگی هوا را با تمام وجود به ریههای خود کشیده بود به طوری که پرندگان این شهر در حین پرواز میمردند، مسئولان این شهر هم با توسعه حمل و نقل عمومی و از رده خارج کردن خودروها و اتوبوسهای شهری فرسوده گام موثری در کاهش آلودگی هوا برداشتند همچنین با سرمایهگذاری کلان نسبت به سوخت مناسب و پاک برای پالایشگاههای خود اقدام کردند. در این میان چین نیز کشوری موفق در زمینه کاهش آلودگی هوا است. این کشور با کنترل شدید صنایع و کاهش مواد آلاینده گام موثری در داشتن هوای سالم برداشت.
در دنیا اصلیترین اقدام برای کاهش آلودگی هوا مبتنی بر توسعه حمل و نقل عمومی است، در کشور نیز از دولت انتظار میرود تا بر استفاده از خودروهای پاک و کاهش تردد خودروهای سواری با توسعه حمل و نقل عمومی تمرکز کند.کاتالیست مادهای است که سرعت واکنشهای شیمیایی را از طریق کاهش انرژی فعالسازی، افزایش میدهد بدون اینکه خود در آنها شرکت کند، یکی از موارد استفاده کاتالیستها، مبدلهای کاتالیستی است که از دهه ۷۰ میلادی با هدف کاهش آلودگی هوا بر سر راه خروجی موتورهای بنزینی نصب شدهاند
از ایران چه خبر؟
حال در این میان وضعیت ایران چگونه است؟ کشوری با داشتن حدود ۲۵ میلیون خودرو که بیش از ۶ میلیون آن فرسوده و ۱۲ میلیون موتورسیکلت که حدود ۹۰ درصد آن کاربراتوری و فرسوده است، روزهای آلودهای سپری میکند. بررسیها نشان میدهد که هر خودروی فرسوده ۲۰ برابر یک خودروی استاندارد و هر موتورسیکلت بیش از ۱۲ برابر یک خودروی سبک آلودگی منتشر میکند؛ بنابراین در ایران نیز مانند بیشتر کشورهای جهان متهم ردیف اول آلودگی هوا، خودرو است اما مسئله مهم این است که این موضوع با تمام زوایا در قانون هوای پاک دیده شده است یعنی مسئولان ما هم به این نتیجه رسیدند که باید خودروها استاندارد و تردد آنها در کلانشهرها کنترل شود تا هوای سالمی داشته باشیم اما چرا اجرا نمیشود؟ عدهای علت آن را کمبود اعتبار در روند اجرای بندهای این قانون میدانند اما چندی پیش علی سلاجقه معاون رییس جمهوری و رییس سازمان حفاظت محیط زیست به ایرنا گفته بود که دستگاهها در اجرای قانون هوای پاک بهانه نیاورند، پول کافی وجود دارد.
در این میان، استاندارد بودن خودرو و سوخت هم نقش بسیار مهمی در کاهش آلودگی هوا دارد. میانگین مصرف روزانه بنزین در کشور ۹۰ میلیون لیتر است اما در برخی روزها به علت اوج مسافرت به ۱۰۵ میلیون لیتر هم میرسد همچنین مصرف روزانه گازوئیل نیز ۹۵ میلیون لیتر است که آن هم در روزهایی به ۱۰۵ میلیون لیتر رسیده است. در این میان، ۳۵ میلیون لیتر سوخت بنزین و حدود ۴۰ میلیون لیتر گازوئیل استاندارد یورو ۴ و ۵ است که در مجموع این دو سوخت حدود ۷۵ میلیون لیتر استاندارد یورو ۴ و۵ است البته برخی پالایشگاهها در حال کیفیسازی سوخت هستند؛ به طوری که اکنون پالایشگاههای تبریز، اصفهان و شازند سوخت یورو ۵ تولید میکنند که قطعا موجب افزایش توزیع سوخت استاندارد و کاهش آلودگی هوا در کشور به ویژه کلانشهرها میشود.
به گزارش ایرنا، عضو هیات علمی پژوهشکده علوم محیطی دانشگاه شهید بهشتی گفت: شاهکلید کاهش آلودگی هوا، توسعه حمل و نقل عمومی و هدایت مردم به استفاده از حمل و نقل عمومی پاک، مطمئن و منظم است که این مهم در شهر تهران به صورت مناسب در دسترس نیست.
یوسف رشیدی افزود: در صورتی که آلودگی هوای ناشی از گرد و غبار را نداشته باشیم، آلودگی هوای تهران عمدتا از منابع متحرک یا خودروها ایجاد میشود، آلودگی تولیدی خودروها از سه طریق میتواند وارد هوا شود؛ راه اول که عمده تمرکز بر آن است خروجی خودرو ( اگزوز ) است، مسیر دوم از طریق سایش لاستیک خودرو با سطح معابر و بلند شدن ذرات معلق اتفاق میافتد و مسیر سوم آلایندههای تبخیری شامل هیدروکربنها است. پس حتی اگر ما استاندارد خودروها را بهروز کنیم یا حتی خودروی برقی تولید کنیم که انتشار اگزوز و تبخیری آن صفر است، فقط مسیر اول و سوم را کنترل کردیم و مسیر دوم که تولید ذرات معلق ناشی از تردد خودروها است باقی میماند؛ بنابراین در عمل ما با دو مساله مهم سروکار داریم؛ مساله اول تمرکز بر استفاده از خودروهای پاک و راه دوم کاهش تردد خودروهای سواری با توسعه حمل و نقل عمومی است.
عقبماندگی ایران در بخش حمل و نقل
او در پاسخ به اینکه برای عبور از این شرایط چه اقداماتی باید انجام داد، گفت: در دنیا اصلیترین اقدام برای کاهش آلودگی هوا مبتنی بر توسعه حمل و نقل عمومی است اما کشور در این بخش عقب ماندگی زیادی دارد؛ بنابراین از دولت انتظار میرود که توجه ویژهای به توسعه مترو و نوسازی ناوگان اتوبوسرانی داشته باشد حتی با استقراض و سایر روشهای این توسعه، میتواند از مصرف سوخت توسط خودروهای پرمصرف داخلی و تولید آلودگی جلوگیری کند.
رشیدی ادامه داد: نکته دیگر استاندارد بودن خودروهای داخلی و میزان مصرف سوخت توسط این خودروها است که به علت کیفیت پایین سرمایههای مملکت را میبلعند، وزارت صمت موظف است خودروهایی با استاندارد روز دنیا تولید کند تا کمترین آلودگی را داشته باشد، به رغم اینکه آنها هم به این مسئله واقف هستند اما به نظر نمیرسد که عزم جدی در این زمینه وجود داشته باشد.
به گفته این استاد دانشگاه، نصب کاتالیست و تعویض بهموقع آن در خودروها نقش مهمی در کاهش آلودگی هوا دارد؛ از این رو باید حدود مجاز معاینه فنی در زمینه شناسایی کارکرد کاتالیست خودروها را ارتقا داد تا شاهد خروجی پاکی از اگزوزهای خودروها باشیم.
در دنیا اصلیترین اقدام برای کاهش آلودگی هوا مبتنی بر توسعه حمل و نقل عمومی است، در کشور نیز از دولت انتظار میرود تا بر استفاده از خودروهای پاک و کاهش تردد خودروهای سواری با توسعه حمل و نقل عمومی تمرکز کند.کاتالیست مادهای است که سرعت واکنشهای شیمیایی را از طریق کاهش انرژی فعالسازی، افزایش میدهد بدون اینکه خود در آنها شرکت کند، یکی از موارد استفاده کاتالیستها، مبدلهای کاتالیستی است که از دهه ۷۰ میلادی با هدف کاهش آلودگی هوا بر سر راه خروجی موتورهای بنزینی نصب شده اند.
معاینه فنی خودروها جدی گرفته شود
عضو هیات علمی پژوهشکده علوم محیطی دانشگاه شهید بهشتی افزود: داشتن معاینه فنی خودروها یکی دیگر از راههای کاهش آلودگی هوا است که بر اساس آن هر خودرویی موظف به گرفتن معاینه فنی است اما به دلایلی عدهای این مرحله را دور میزنند که برای جلوگیری از روشهای دور زدن معاینه فنی، بهتر است قطعاتی از خودرو که موجب کاهش آلودگی هوا میشود به صورت دائمی گارانتی شوند که این مساله نیازمند پیگیری جدی وزارت صمت است.
او تاکید کرد: البته این اقدامات در بلند مدت جواب میدهد اما به این معنا نیست که آنها را رها کنیم بلکه اینها اقداماتی پایدار هستند که باید با جدیت دنبال شوند تا به مرور شاهد کاهش آلودگی هوا به ویژه در کلانشهرها باشیم.
رشیدی درباره اینکه چه اقدامات سریعی باید انجام شود تا در کوتاه مدت اثرگذار باشد گفت: موتور محرک جامعه در پرداختن به آلودگی هوا سازمان حفاظت محیط زیست است؛ به نظر می رسد رویکرد این سازمان به آلودگی هوا کمرنگ شده است شاید هم بنده اطلاعی نداشته باشم.
او ادامه داد: اگر از این نکته بگذریم، صرفنظر از تکالیف مقرر شده در قوانین، سازمان محیط زیست باید یک سری برنامههای دارای اثربخشی بالا را به دستگاههای ذیربط اعلام و از آنها گزارش عملکرد بخواهد. تمرکز اصلی سازمان باید توسعه حمل و نقل عمومی و کنترل آلودگی خودروهای با پیمایش روزانه بالا باشد که شامل تاکسیها اعم از متداول یا اینترنتی است همچنین موضوع ارتقای استانداردهای معاینه فنی و کمک به تعویض کاتالیستهای این خودروها نقش بسزایی میتواند در کاهش آلودگی هوا داشته باشد. نکته بعدی نظارت میدانی بر آلودگی خودروهای سنگین است؛ این نظارت میتواند شامل خودروهای اتوبوسرانی، سرویسها و سایر خودروهای دیزل باشد. پلیس راهور هم نقش مهمی در جریمه یا اعمال سایر مقررات بر خودروهای دودزا سنگین همچنین موتورسیکلتها دارد.
استاندارد بودن خودروهای داخلی و میزان مصرف سوخت توسط این خودروها نکته بسیار مهمی است که به علت کیفیت پایین، سرمایههای مملکت را میبلعند. وزارت صمت موظف است بر فرایند تولید خودروهایی با استاندارد روز دنیا نظارت کند تا کمترین آلودگی را داشته باشد. به رغم اینکه آنها هم به این مسئله واقف هستند اما به نظر نمیرسد که عزم جدی در این زمینه وجود داشته باشد.
رشیدی درباره چگونگی کاهش آلودگی ذرات ناشی از سایش چرخ خودروها بر معابر گفت: معمولا در راهکارهای آلودگی هوا به مسائل فنی پرداخته میشود. تردد در شهر و نحوه کاهش آن به فراموشی سپرده شده است. تجربه دوران کرونا نشان داد بخشهای دولتی با یک سوم ظرفیت حضوری نیز میتوانند کارهای خود را انجام دهند، از طرف دیگر با توجه به الکترونیکی شدن بسیاری از امور شاید لازم نباشد بعضی کارمندان حتما در ادارهها حاضر باشند همچنین روال و رویه امور باید بهگونهای برنامهریزی شود تا مردم میان سازمانها و نهادها سرگردان نباشند؛ مثلا اگر یک اداره مالیات در نقطهای از شهر باشد، عملا خواهید دید علاوه بر ترافیک خودروها، اطراف آن مملو از افراد و مراجعان مختلف است که برای انجام کار خود به آن نقطه سفر کردهاند. از این نمونه واحدهای جذب سفر حضوری در کلانشهری مانند تهران بسیار فراوان است که نیازمند برنامهریزی، فکر و اجرای هوشمندانه است تا تردد کاهش یابد. اتفاقا این نوع مدیریت تردد که منجر به کاهش آلودگی هوا میشود نه امکانات نیاز دارد نه به تحریم وابسته است همچنین در بلندمدت دارای بازگشت سرمایه است و فقط نیازمند تفکر و برنامهریزی و اجرا است.
رفتار کشاورز با یارانه تغییر نمیکند
|پیام ما | تدوین و پیاده سازی الگوی کشت در کشور که مورد تأکید اسناد بالا دستی و همچنین تکلیف قانون بودجه سال 1401 بوده است، برای سال زراعی 1402-1401 در دستور کار وزارت جهاد کشاورزی قرار گرفته است. این وزارتخانه نیز در مهرماه سال 1401، از «سند کشت محصولات استان ها» برای سال زراعی 1402-1401 اقدام به رونمایی کرد. یکی از اهداف اصلی مدنظر در این سند، حمایت از توسعه تولید محصولات اساسی با هدف رفع وابستگی به واردات است. رونمایی از «سند کشت محصولات استان ها» برای سال زراعی 1402-1401بهانهای بود تا مرکز پژوهشهای مجلس با انتشار گزارشی با عنوان «نقدی بر سازوکار تدوین و پیادهسازی الگوی کشت» ایراداتی که پیش روی اجرای این سند وجود دارد را بررسی کنند. حجت ورمزیاری و پژمان اعلائی بروجنی نویسندگان این گزارش معتقدند پیاده سازی الگوی کشت مستلزم جامع نگری در همه ابعاد اثر گذار و اثر پذیر است که از جمله آنها می توان به خودکفایی؛ امنیت غذایی؛ آمایش سرزمین؛ ویژگی های اقتصادی و اجتماعی جوامع؛ مهارت بهره برداران؛ زیر ساخت ها و صنایع پشتیبان فراوری، بازار رسانی و تجاری سازی اشاره کرد. از طرفی برخی از عوامل بیرونی، از جمله شرایط سیاسی، نوسانات بازار های جهانی و تغییرات اقلیمی بر تولید بخش کشاورزی اثر گذارند که باید در تدوین الگوی کشت پیشنهادی، آینده نگاری تأثیر آنها نیز مد نظر قرار گیرد.
در این گزارش آمده است: «تدوین و پیاده سازی الگوی کشت به عنوان سندی که تعیینکننده بخشی از نظام تولیدی بخش کشاورزی مبتنی بر مزیتهای اقتصادی پایدار؛ سیاستهای کلان کشور؛ دانش بومی کشاورزان و آمایش منطقهای باشد، یکی از مهمترین اقدامات مدیریتی در راستای تحقق امنیت غذایی در کشور است. اهمیت پیادهسازی الگوی کشت در راستای دستیابی به خودکفایی و امنیت غذایی با مدیریت صحیح منابع پایه، در اسناد بالادستی مورد تاکید قرار گرفته است؛ به طور ویژه میتوان به بند «۸» از سیاستهای کلی اصلاح الگوی مصرف، ابلاغی 15/04/1389؛ بندهای «الف»، «ت» و «ر» از ماده (35) قانون برنامه ششم توسعه، مصوب 16/01/1396 و بند «۲ »از ماده(۶۱ ) قانون احکام دائمی برنامههای توسعه کشور، مصوب 16/01/1396 اشاره کرد.»
تغییر رفتار کشاورزان به سادگی و با اعطای یارانه جزئی و تسهیلات تحققپذیر نیست و نیازمند تدوین برنامه جامع مشتمل بر توانمندسازی، ایجاد اشتغال مکمل در بخش غیر کشاورزی، آموزش مهارتهای نوین، سرمایهگذاری خطرپذیر و تضمین عدم کاهش درآمد کشاورزان در نتیجه تغییر الگوی کشت است
با رونمایی رسمی از «سند کشت محصولات اســتانها» برای سال زراعی 1402-1401 در تاریخ 18 مهرماه ۱۴۰۱، اولین مرحله از پیادهسازی الگوی کشت در کشور کلید خورد. نویسندگان این گزارش عنوان میکنند: «به منظور اجراییسازی این سند، مشوقهایی در قالب یارانه نهادهها، تسهیلات، کمکهای فنی و اعتباری و حمایتهای بیمهای در نظر گرفته شده است. در جلسه شورای عالی آب به تاریخ 19 مهرماه 1401 نیز راهبری این موضوع از طریق تشکیل «کمیته ملی اصلاح الگوی کشت» به ریاست معاون اول رئیسجمهور به تصویب رسیده است.» ورمزیاری و پژمان اعلائی معتقدند با این حال در این سند علاوه بر ایراد در راهبری پیادهسازی الگوی کشت در قالب کار گروهی، عدم لحاظ دقیق کلیه الزامات اجرایی و غفلت از الزامات اساسی، موجب عدم دستیابی به اهدافی شوند که این سند برای آن تدوین شده است. آنها در این گزارش عنوان میکنند: «راهبری موضوع پیادهسازی الگوی کشت از سوی کمیتهای متشکل از نهادها و دستگاههای مرتبط، زیرنظر معاون اول رئیسجمهور، مغایر با تکالیف قانونی موجود مبنی بر وظایف ذاتی وزارت جهاد کشاورزی و همکاری سایر دستگاهها و نهادها با این وزارتخانه در زمینه الگوی کشت است. محول کردن امور مرتبط با تدوین و پیادهسازی الگوی کشت به کمیته مذکور، خلاف اصول صحیح اداری بوده و موجب سلب مسئولیت از متولی اصلی خواهد شد؛ به عبارتی با اجرای این امر به صورت کارگروهی، مشخص نیست مسئولیت اصلی با کدام وزارتخانه است و دستگاههای مختلف میتوانند کوتاهی یا ترک فعل خود را متوجه سایرین کنند. تجربه اداره شورایی و کارگروهی بسیاری از امور اجرایی در کشور نیز حاکی از تضعیف مسئولیتها و عدم امکان نظارت دقیق بر عملکرد دستگاههاست. علاوه بر این، تعداد شوراهای عالی، ستادها و کارگروههای ملی در کشور به حدی زیاد است که در دورههایی حتی چند سال یک بار هم تشکیل نشدهاند.»
درآمد حاصل از کشت محصولات اساسی در بسیاری از موارد، به هیچ وجه تکافوی جبران هزینههای تأمین نهاده و اجاره اراضی و حصول سود مکفی برای کشاورز را نمیدهد. در چنین شرایطی، چنانچه تضامین و سیاستهای مشخصی برای جبران عدمالنفع و خسارتهای احتمالی کشاورزان اندیشیده نشود؛ بسیج عمومی به منظور توسعه تولید محصولات اساسی صورت نمیگیرد
از نظر نگارندگان این گزارش این است که چنین سازوکار نادرستی در سطح استانها نیز تعمیم یافته است است. آنها مینویسند: «در سطح استانها، به جای تفویض موضوع به سازمانها و ادارات کل زیرمجموعه وزارت جهاد کشاورزی در هر استان، چنین مسئولیتی به کارگروههای استانی زیر نظر استانداران تفویض میشود که چنین تصمیمی را میتوان از موانع اصلی پیادهسازی صحیح و اصولی الگوی کشت قلمداد کرد. بدون شک استاندار و وزارت کشور، با اولویتهای سیاسی و امنیتی که دارند نمیتوانند به جای وزارت جهاد کشاورزی پاسخگوی نهادهای نظارتی در تحقق الگوی کشت در سطح استان باشند.»
ممکن است برخی عنوان کنند یکی از مهمترین علل پیشبینی تشکیل «کمیته ملی اصلاح الگوی کشت» ایجاد هماهنگی بینبخشی و مکلف کردن سایر دستگاههای اجرایی به همکاری باشد. با این حال در این گزارش نگارندگان عنوان میکنند که «وظیفه تمشیت الگوی کشت دچار خلا نهادی نبوده و این رسالت قانونا به عهده وزارت جهاد کشاورزی قرار دارد و علاوه بر آن قانونگذار تکالیف هر یک از دستگاهها را مشخص کرده است و مجلس شورای اسلامی یا سایر نهادهای نظارتی میتوانند در صورت ترک فعل یا تخلف، اقدامات لازم را انجام دهند.»
بخش کشاورزی غیردولتیترین بخش اقتصادی کشور با حدود چهار میلیون بهرهبردار است؛ از این روست که نگارندگان این گزارش معتقدند «افزایش اختیارات دولت و نگاه از بالا به پایین در موضوع اجرای الگوی کشت و متصل کردن امور مربوط به بالاترین مقام استان، منجر به عدم دستیابی به نتیجه مطلوب خواهد شد. تجربه ناموفق منحصر کردن دستوری کشت برنج به استانهای شمالی کشور، موید این موضوع است.»
از دیگر انتقاداتی که گزارش «نقدی بر سازوکار تدوین و پیادهسازی الگوی کشت» بر این سند وارد میداند بر شفاف نبودن ظرفیت تشکلها در این موضوع است. در این گزارش آمده است: « در شرایطی که اجرای الگوی کشت مستلزم مشارکت تولیدکنندگان با بهرهگیری از ظرفیت علمی و تجربی دانشآموختگان و متخصصان است، مشخص نیست وزارت جهاد کشاورزی برای توانمندسازی تشکلها و استفاده از ظرفیت ایشان چه برنامهای در نظر دارد؟ تجربه اجرای«طرح احیای 550 هزار هکتار از اراضی استانهای خوزستان و ایلام« نیز به دلیل عدم لحاظ نقشآفرینی تشکلها و توانمندسازی آنها، نتوانست به اهداف مدنظر در ارتقای بهرهوری و ایجاد قطبهای تولید محصولات راهبردی دست یابد.»
تغییر الگوی کشت تنها زمانی مقدور است که کشاورزان در این موضوع همراه دولت باشند. با این حال تغییر رفتار کشاورزان بدون ایجاد اطمینان از جبران منافع اقتصادی برای ایشان، میسر نمیشود بهویژه اینکه کشت محصولات اساسی به جای محصولات غیر اساسی معمولا منافع اقتصادی کمتری برای کشاورزان دربردارد. نگارندگان این گزارش با برشمردن این چالش مینویسند: « هرچند تولید محصولات با ارزش افزوده بالا متضمن ریسک و سرمایهگذاری بالاتر میتواند باشــد، ولی در موارد قابلتوجهی، کشت محصولات غیر اساسی چند برابر کشت محصولات اساسی سود به دنبال دارد. علاوه براین، درآمد حاصل از کشت محصولات اساسی در بسیاری از موارد، به هیچ وجه تکافوی جبران هزینههای تأمین نهاده و اجاره اراضی و حصول سود مکفی برای کشاورز را نمیدهد. در چنین شرایطی، چنانچه تضامین و سیاستهای مشخصی برای جبران عدمالنفع و خسارتهای احتمالی کشاورزان اندیشیده نشود؛ بسیج عمومی به منظور توسعه تولید محصولات اساسی صورت نمیگیرد.»
هزینههای تولید کاهش یابد
بنا به گزارش «نقدی بر سازوکار تدوین و پیادهسازی الگوی کشت» افزایش سودآوری محصولات راهبردی و تقویت مزیت نسبی تولید این محصولات، نه از مسیر سرکوب محصولات ویژه محصولات خاص منطقهای، موضوع ماده ( ۳۱ )قانون افزایش بهرهوری بخش کشاورزی ومنابع طبیعی، امکان پذیر است ونه دولت امکان افزایش چند برابری قیمت محصولات اساسی را دارد. بلکه راهبرد تقویت مزیت نسبی و سودآوری تولید محصولات اساسی، باید مشتمل بر: 1 .کاهش هزینه تولید؛2 .افزایش عملکرد در واحد سطح به خصوص براساس سهمبری دانش ازتولید؛ 3 .افزایش سرانه اراضی تحت کشت این محصولات (با یکپارچهسازی) و 4 .توسعه اشتغال غیر کشاورزی برای تولیدکنندگان محصولات اساسی و رونق معیشت جایگزین برای نیروی کار مازاد بخش کشاورزی باشد که متاسفانه در سند الگوی کشت راهبرد مذکور مورد غفلت قرار گرفته است.
نگارندگان این گزارش همچنین برای کاهش آســیبپذیری تأمین خوراک دام و طیور توصیه میکنند در تدوین الگوی کشت نیاز بخش دامپروری به اقلام خوراکی، مدنظر قرار گیرد و بین این بخش و بخشهای زراعت و منابع طبیعی ارتباط موثر برقرار شود. «به عنوان نمونه سهمی برای محصولات زراعی جدید و کم آببر مانند سورگوم در خوراک دام و کینوا در تغذیه انسانی در نظر گرفته شود یا اینکه قابلیتهای مراتع کشور در تولید پایدار علوفه لحاظ شود.»
از دیگر مواردی که به نظر حجت ورمزیاری و پژمان اعلائی در این سند راهکار اجرایی برای آن ارائه نشده تحویل حجمی آب توسط وزارت نیرو است. آنها مینویسند: « وجود اطلاعات دقیق از منابع آب قابل برنامهریزی سطحی و زیرزمینی به تفکیک دشتهای کشور، برای تدوین الگوی کشت، منطبق با واقعیتهای میدانی ضروری است؛ با این وجود سند فعلی بر اساس برآوردهای غیرواقعی از آب قابل برنامهریزی تدوین شده است. بهویژه اینکه براساس همین دادههای مخدوش، مقرر شده است که حقابه بخش کشاورزی کاهش جدی داشته باشد و این امر تبعات مهمی برای خودکفایی و امنیت غذایی به دنبال خواهد داشت. در حوزه اطلاعات اقلیمی، سند الگوی کشت صرفا بر مبنای اطلاعات هواشناسی سالهای گذشته تدوین شده است، در حالی که علاوه بر روندهای گذشته باید پیشبینیهای هواشناسی از وضعیت سال آینده در تدوین و به روز رسانی آن لحاظ شود.»
با اعطای یارانه جزئی رفتار کشاورزان تغییر نمیکند
نگارندگان گزارش «نقدی بر سازوکار تدوین و پیادهسازی الگوی کشت» همچنین توصیه میکنند «با توجه به شواهد میدانی مبنی بر امکانپذیری حذف آیش اراضی و با توجه به اینکه سالانه حدود چهار میلیون هکتار از اراضی به صورت آیش رها میشوند سند الگوی کشت، تدبیری جدی برای استفاده از این ظرفیت بزرگ، با رعایت ملاحظات پایداری، اندیشیده شود.»
حجت ورمزیاری و پژمان اعلائی همچنین در این گزارش این پرسش را مطرح میکنند که «در شرایطی که پایگاه دادهای قابل اتکایی درباره اطلاعات جامع تولید محصولات کشاورزی وجود ندارد، سؤال جدی آن است که چگونه تولیدکنندگان محصولات اساسی از غیر اساسی تشخیص داده خواهند شد؟ علاوه بر آن باید مشخص شود که الگوی کشت برای چه سطحی (مزرعه، روستا، شهر یا استان) تدوین شده است؟ تناسب اراضی و اقلیم و شرایط اقتصادی-اجتماعی در سطح روستاهای کشور را چگونه وزارت جهاد کشاورزی برای الگوی کشت ارزیابی میکند؟»
نگارندگان این گزارش با طرح چنین پرسشهایی نتیجه میگیرند که «تغییر رفتار کشاورزان به سادگی و با اعطای یارانه جزئی و تسهیلات تحققپذیر نیست و نیازمند تدوین برنامه جامع مشتمل بر توانمندسازی، ایجاد اشتغال مکمل در بخش غیر کشاورزی، آموزش مهارتهای نوین، سرمایهگذاری خطرپذیر و تضمین عدم کاهش درآمد کشاورزان در نتیجه تغییر الگوی کشت است.» آنها همچنین با اشاره به اینکه باید در برنامه اقدام الگوی کشت، طرح های مشخصی برای نوسازی نظامهای بهرهبرداری مانند تعاونیهای تولید، شرکتهای سهامی زراعی و غیره به منظور پر کردن خلا دولت و ارائه پشتیبانی مداوم به کشاورزانی که الگوی کشت را رعایت میکنند (در زمینه فروش محصول، تأمین کود و سم و …) پیشبینی شود. میافزایند: «همچنین برای بهبود عملکرد و کاهش هزینههای تولید در واحد سطح محصولات اساسی و رعایت بهتر ملاحظات ایمنی غذایی (باقیمانده سموم و نیترات و سایر آلایندهها در محصولات اساسی)، باید برنامه قابل ارزیابی در زمینه استفاده کارآمد از ظرفیت دانشآموختگان مجرب کشاورزی، در هدایت الگوی کشت مبتنی بر ســهمبری دانش از تولید طراحی شود. علاوه بر موارد فوق، ملاحظه اساسی دیگری نیز در تدوین و اجرای سند الگوی کشت باید در نظر گرفته شود. به این نحو که سند مذکور نه تنها باید نیاز کشور را به واردات محصولات اساسی برطرف کند، بلکه باید ارزآوری بخش کشاورزی و توان صادراتی آن و نیز معیشت کشاورزان را بهبود بخشد. تأکید بر توسعه تولید محصولات راهبردی نباید منجر به غفلت از تولید محصولاتی شود که کشور در زمینه صادرات آنها دارای مزیت بالایی بوده است. وضع تعرفههای بالا بر صادرات این محصولات میتواند تبعات منفی بر معیشت تولیدکنندگان آنها و نیز ارزآوری داشته باشد؛ ضمن اینکه هر زمینی مستعد کشت محصولات اساسی نیست. لذا باید از ابزارهای سیاستی به نحوی استفاده کرد که سبب تولید هوشمندانه محصولات اساسی با توجه به استعداد اراضی شود.»
نویسندگان گزارش «نقدی بر سازوکار تدوین و پیادهسازی الگوی کشت» همچنین معتقدند «وزارت جهاد کشاورزی باید برنامه اقدام جامعی را که دارای اهداف قابل اندازهگیری در دورههای زمانی سه ماهه باشد، برای اجرای الگوی کشت به کمیسیون کشاورزی، آب، منابع طبیعی و محیط زیست مجلس شورای اسلامی ارائه دهد. همچنین لازم است سند تدوین شده برای نقد و بررسی و اصلاح و تکمیل در اختیار دانشگاهها و سایر مراکز علمی-پژوهشی قرار گیرد. در باب تمشیت الگوی کشت نیز هرچند سازمان برنامه و بودجه، بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران و وزارت نیرو باید نقش خود را ایفا کنند، ولی مجلس در وهله اول، وزارت جهاد کشاورزی را به عنوان متولی تدوین و پیادهسازی الگوی کشت پاسخگو میشناسد.»
تکرار حادثه برای بنای «استر و مردخای»
مقبره «اِستِر و مُردُخای» در همدان یک بار دیگر آتش گرفته است. این مقبره که از مهمترین زیارتگاههای یهودیان است، در خیابان شریعتی همدان قرار گرفته و حالا خبرها میگویند که ورودی این اثر تاریخی سوزانده شده و سیاهی و دود ناشی از آن بالا گرفته. هرچند آتش به سرعت مهار شد اما ورودی مقبره آسیب جزئی دید و سردر سنگی آن هم دچار دودگرفتگی شد. هنوز خبری از دلایل این آتشسوزی و عاملان آن منتشر نشده اما این اتفاق در سال 99 هم تکرار شده بود و در گذشته هم تهدید به آتش زدن این مقبره وجود داشت و حالا یک بار دیگر نگرانی برای حفظ این بنای 2600 ساله ثبت ملی بالا گرفته است.
صبح دوشنبه بود که خبر آتشسوزی در آرامگاه «استر و مُردُخای» در شهر پیچید و آنطور که حسین زندی، فعال میراث فرهنگی همدان به «پیام ما» میگوید اهالی کوچه و بازار از این ماجرا صحبت کردند. این اتفاق در حالی رخ داد که از دهه هشتاد، چند باری آتشسوزیهای کوچک در این مقبره رخ داده بود و هر بار هم خبری از دستگیری فرد خاطی به میان نیامد. حالا اما زندی میگوید آثار باقی مانده از کلیمیان، به غیر از این مقبره، یک حمام قدیمی و دیگری «کنیسه کلیمیان همدان» در خیابان جراحان است که هر سه این آثار زیر نظر انجمن کلیمیان قرار دارند: «یکی از مشکلاتی که این آثار با آن روبرو هستند، این است که انجمن برای رسیدگی به وضعیت آنها، احیا و بازسازیشان کاری از پیش نمیبرد. چند سال قبل با تلاشها و فشارهای رسانهای میراث فرهنگی وارد عمل شد تا کنیسه را مرمت کند اما انجمن اجازه انجام این کار را نداد.»
به گفته زندی، همدان در خاطرات بسیاری از سیاحان شهری با اقیلتهای مذهبی این شهر ثبت و ضبط شده است. هرچند حالا شمار این آثار انگشتشمار است اما آنچه از تاریخ حضور اقلیتها مانده باید حفاظت شود
او همچنین میگوید در سالهای گذشته بارها با نماینده انجمن کلیمیان صحبت شده اما همکاریشان برای مرمت و بهبود بسیار کم است: «شفافیتی درباره عملکردها وجود ندارد. میراث فرهنگی هم البته کمکاریهایی دارد اما آنطور که میدانیم این آثار به ایران تعلق دارند نه به اقلیت خاصی. همین هم دلیلی است که باید با جدیت بیشتری برای حفظ آنها گام بردارند.»
به گفته زندی، همدان در خاطرات بسیاری از سیاحان شهری با اقیلتهای مذهبی این شهر ثبت و ضبط شده است. هرچند حالا شمار این آثار انگشتشمار است اما آنچه از تاریخ حضور اقلیتها مانده باید حفاظت شود. او اضافه میکند: «وضعیت مقبره استر به صورت کلی خوب است و رسیدگیها به این مقبره تا حدی قابل قبول است اما وضعیت کنیسه اصلا خوب نیست و باید هرچه زودتر فکری به حالش شود. متولی مقبره استر به آن رسیدگی میکند اما مسائل حاشیهای که از بیرون وارد میشود به بناهایی از این دست آسیب زده و نگرانیها را افزایش داده است.»
تکرار آتشسوزی
اردیبهشت سال 99 بود که خبر آمد «مقبره استر و مُردُخای» آتش گرفته. بعد از آن اعلام شد که ساختمان مجاورش دچار آتشسوزی شده و علی مالمیر، مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان همدان همان زمان اعلام کرد: «اطمینان میدهم که هیچگونه آسیبی بر اثر آتشسوزی به فضای اصلی مقبره استر و مردخای وارد نشده و این بنای تاریخی آسیبی ندیده بلکه آتشسوزی در یکی از ساختمانهای اطراف این مقبره آن هم به صورت محدود به وقوع پیوسته و خیلی زود مهار شد و هیچ فرد یا بنایی در این آتشسوزی آسیب ندیده است. این آتشسوزی بسیار محدود بود و تنها باعث آسیب به سیمهای برق و موکت کف ساختمان جانبی مقبره استر و مردخای شده که البته علت آن در دست بررسی است.» حسن خانجانی، دادستان همدان هم به این موضوع پرداخت و گفت: «نیروی انتظامی همدان پیگیر این قضیه بوده اما نتیجهای حاصل نشده و تاکنون فردی در رابطه با آتشسوزی دستگیر نشده و جزئیات این پرونده هنوز مشخص نیست.» این اتفاق در حالی رخ داد که پیش از این هم تهدیدهایی متوجه این آرامگاه شده بود. آنطور که عصر ایران مینویسد، 12 سال قبل، دانشجویان بسیجی دانشگاه بوعلی سینای همدان در محکومیت تهدید رژیم صهیونیستی به تخریب مسجدالاقصی، در مقابل بقعه «استر و مردخای» تجمع کردند. آنها اعتراض خود را نسبت به استفاده کلمه «زیارتگاه» برای بقعه «استر و مردخای» اعلام کرده و تحویل مدیریت این بنا، به اداره اوقاف را خواستار شدند و در نهایت هشدار دادند: «اگر به هر نحوی به مسجدالاقصی تعدی کنند، مقبره این قاتلان را ویران خواهند کرد.»
این بقعه از جمله ساختمانهای مهم برای یهودیان ایرانی است و در تداوم حضور آنها در همدان نقش مهمی داشته است. «استر» که نام اصلیاش «هدسه» بوده، زنی یهودیتبار بوده که نخستین بار «خشایارشاه» او را در مجلس مهمانی میبیند. شاه که به تازگی ملکهاش را از دست داده بود، استر را ملکه جدید خود میکند. در منابع مختلف اینطور گفته شده که مردخای، پسرعمو یا به روایتی دایی استر او را برای چنین روزی آماده کرده بود، پس استر که تباری یهودی داشت، درباره اصل و نسب خود چیزی به شاه نمیگوید.
درباره استر هرآنچه میدانیم ضد و نقیضهای زیادی دارد. عدهای تبار او را از قبیله بنیامین و به روایت تورات او ایرانیالاصل بوده است. اما آنچه در تاریخ یهودیان اهمیت دارد، نجات این قوم به دست استر است. آنها معتقدند زمانی که وزیر خشایارشاه، قصد کشتار یهودیان را داشته، استر مانع آن میشود و به همین علت طبق تاریخ این نجات بخشی یعنی حدود اواخر اسفند و اوایل فروردینماه، یهودیان جشنی به نام پوریم را برگزار میکنند که در آن صدقه میدهند و هدایایی نظیر غذا و نوشیدنی و خواندن دعا دارد. بر همین اساس، مقبره استر و مردخای را یکی از مهمترین زیارتگاههای یهودیان در جهان میدانند.
مقبره استر و مردخای، به لحاظ فرهنگی ارزش بسیار زیادی دارد. این بنای تاریخی از سنگ و آجر در قرن هفتم ساخته شده و احتمالا روی بنای دیگری که متعلق به قرن سوم بوده بنا شدهاست. مدخل ورودی، دهلیز، مقبره، ایوان و شاهنشین بخشهای مختلف این بناست و جلد کتاب تورات که قدمت زیادی دارد و روی پوست آهو نوشته شده داشته که اکنون در سازمان میراث فرهنگی همدان نگهداری میشود.
در بخش آرامگاهی و جایی که دو قبر منسوب به استر و مردخای قرار گرفته دو صندوق منبت کاری شده روی این قبور قرار دارد. در بالای قبر جنوبی، که آن را به استر نسبت میدهند، صندوق منبتکاری عتیقه و نفیسی قرار دارد، که قدیمیتر است و صندوق دوم که روی قبر مردخای قرار دارد، بسیار شبیه صندوق اولی است و حدوداً در سال ۱۳۰۰ توسط استاد محمد جواد بیات تویسرکانی، که یکی از منبت کاران برجسته زمان خود بوده، ساخته شدهاست.
ترجمه خطوط عبری روی صندوق متعلق به استر، که بانی صندوف را معرفی میکند، چنین است: «امر کرد به ساختن این صندوق، بانوی عفیفه صادقه، جمالالدوله یوحرقیا و جمال الدوله یشوعا و یشعل، که هر سه نفر برادر خانم جمال ستام هستند»
بر بالای دیوار مقبره نیز، کتیبهای به زبان عبری و به صورت برجسته گچبری شدهاست. خطوط عبری روی صندوق استر، و گچبریهای برجسته آن هم متعلق به قرون هشتم و نهم هجری است.
انتقاد اتاق بازرگانی از تعیین عوارض صادراتی محصولات کشاورزی
وزارت صنعت و معدن برای برخی محصولات صیفیجات (سیبزمینی، گوجه فرنگی غیر گلخانهای و پیاز) عوارض صادراتی جدیدی تعیین کرد. این در حالی است که فعالان بخش خصوصی از این تصمیم رضایت ندارند.
به گزارش ایسنا، در نامهای که از سوی مدیرکل دفتر مقررات صادرات و واردات وزارت صمت خطاب به مدیرکل دفتر صادرات گمرک ارسال شده آمده است که با توجه به سیاستهای تنظیم بازار و تامین نیاز داخل کشور میزان عوارض صادراتی جدید از تاریخ ابلاغ تا پایان آذرماه برای برخی محصولات کشاورزی تعیین شده است. طبق جدولی که در این نامه آمده است، میزان عوارض (درصد از قیمت پایه صادراتی) سیبزمینی 70 درصد، میزان عوارض گوجه فرنگی غیرگلخانهای 100 درصد و میزان عوارض پیاز 120 درصد تعیین و بر این نکته تاکید شده است که کلیه محمولههای اظهار شده قبل از تاریخ ابلاغ نامه (22 آبان سال جاری) مشمول عوارض مذکور نخواهد بود. در همین حال رئیس اتاق بازرگانی اهواز از وضع عوارض بر صادرات برخی از محصولات کشاورزی انتقاد کرد. شهلا عموری گفت: تصمیم خلقالساعه وزارت جهاد کشاورزی برای اعمال تعرفه گمرکی برخی محصولات صادراتی نقض آشکار قانون بهبود مستمر محیط کسب و کار و همچنین برخلاف بخشنامه افزایش امنیت اقتصادی و سرمایهگذاری دولت است. عموری با اشاره به ابلاغیه مدیرکل دفتر صادرات گمرک جمهوری اسلامی جهت اجرای بخشنامه اعمال تعرفه گمرکی برخی محصولات کشاورزی صادراتی اظهار کرد: در حالی که امروز تجار خوزستانی برای انجام فرآیندهای صادراتی خود مشغول حمل و جابجایی کالاهای خود بودهاند، به یکباره با اعمال تعرفه گمرکی برای صادرات برخی محصولات کشاورزی روبرو شدند. سیب زمینی، گوجه فرنگی غیرگلخانهای و پیاز سه محصول عمده صادراتی بخش کشاورزی از مرزهای استان خوزستان هستند. رئیس اتاق بازرگانی اهواز تصریح کرد: هماکنون محمولههای زیادی در مرزهای چذابه و شلمچه به عنوان گذرگاههای زمینی با عراق بخاطر اعمال تصمیم خلقالساعه وزارت جهاد کشاورزی به بهانه تنظیم بازار معطل شدهاند. به گفته عموری پیش از این، صادرکنندگان ایرانی برای مبادله محصولات خود با طرفهای خارجی از جمله تجار کشور عراق، توافقات و قراردادهایی را منعقد کرده بودند و ابلاغ تصمیم وزارت جهاد کشاورزی برای اعمال تعرفه گمرکی ویژه محصولات مذکور، زمینهساز ایجاد خسارات زیادی شده است. او با بیان اینکه این تصمیم وزارت جهاد کشاورزی برخلاف بخشنامه افزایش امنیت اقتصادی و سرمایهگذاری دولت است، افزود: این بخشنامه مردادماه امسال در راستای اجرایی شدن قانون بهبود مستمر محیط کسب و کار ابلاغ شده است و بی توجهی وزارت جهاد کشاورزی نسبت به چنین بخشنامهای جای تعجب دارد. دبیر شورای گفتوگوی دولت و بخش خصوصی خوزستان خاطرنشان کرد: صدور بخشنامههای مکرر در حوزه گمرکی، اغلب و گاه و بی گاه از سوی نهادهای مختلف صادر میشود که بعضا با تناقضهای بسیار زیادی همراه هستند و تمام جوانب را در حوزه تجارت خارجی را در نظر نمیگیرند. او گفت: در حقیقت هر یک از دستگاهها به صورت بخشی تصمیمگیری میکنند و هماهنگی مشخصی با یکدیگر ندارند و همین مساله موجب انحراف از مسیر درست تولید و تجارت شده است.
بیانیه ۲۲۷ نماینده درباره اعتراضات، جامعه را ملتهب کرد
نماینده مردم سنندج در مجلس گفت: از آنجا که مردم باید از محتوای کامل و افراد امضاکنندگان بیانیه نمایندگان درباره حوادث و اعتراضات اخیر آگاه باشند، از هیأت رئیسه محترم مجلس میخواهم لیست امضاکنندگان این بیانیه را مطابق ماده ۱۱۴ آییننامه داخلی مجلس به صورت کامل و شفاف منتشر کنند. به گزارش ایلنا، سیدمهدی فرشادان در جریان نشست علنی روز گذشته مجلس در تذکر شفاهی خطاب به رئیس، هیأت رئیسه و دیگر نمایندگان گفت: در نگاه کلی دو وظیفه اصلی برعهده مجلس گذاشته شده، یک قانونگذاری و دوم نظارت بر اجرای قانون. در نظام اسلامی مردمسالاری دینی و دموکراسی بدون مردم حکم قالب بیروح دارد و منشأ حقوق اجتماعی ما در نظام، متون مقدس و قرآن و در بالاترین درجه منشور الهی چراغ راه ما است اما التهابات روزهای اخیر عدهای از وکلای مردم را به واکنش واداشت و بیانیهای از سوی ۲۲۷ نفر از نمایندگان منتشر شد که متأسفانه فضای عمومی جامعه را ملتهب و نگران کرد. نماینده مردم سنندج و دیواندره و کامیاران در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: قطعاً اندیشه سیاسی پیامبر اسلام (ص) باید الگوی ما باشد و کرامت انسانی را نصبالعین مسئولیت خود قرار دهیم بنابراین مردم نجیب باید از محتوای کامل و افراد امضاکننده آگاه باشند بنابراین از هیأت رئیسه درخواست میکنم لیست امضاکنندگان این بیانیه را مطابق ماده ۱۱۴ آییننامه داخلی مجلس به صورت کامل و شفاف منتشر کند تا شائبهها برطرف شود و این اقدام در اصل احترام به افکار عمومی محسوب میشود.
تکذیب به جای چارهاندیشی الگویی عجیب از مدیریت
حتی برای کودکانی که «شازده کوچولو»، شاهکار ماندگار «آنتوان دو سنتاگزوپری» را میخوانند، درک اینکه آن پادشاه مقتدر چقدر در توهم و اشتباه به سر میبرد، مسلم است. او در اخترک کوچکش نشسته و معتقد است «بر همه چیز» سلطنت میکند و همه چیز، حتی خورشید و ماه و ستارگان را تحت فرمان خود دارد. او در زمان غروب خورشید دستور میدهد که خورشید غروب کند و خورشید چنین میکند! او معتقد است نمیتواند خارج از زمان غروب خورشید این دستور را صادر کند چرا که دستورش منطقی نیست و به همین خاطر خورشید نافرمانی خواهد کرد. اشکال این نافرمانی نیز به گردن کسی است که دستور غیرمنطقی را صادر کرده و اگر آسمان و زمین تاکنون تمام اوامر پادشاه را مو به مو اجرا کردهاند به این دلیل است که درایت پادشاه اجازه صدور اوامر غیرمنطقی را نداده است. اما ظاهراً در کشور ما چنین نیست و دستورات منطقی صادر شده، توسط چند عامل طبیعی نافرمان اجرا نمیشوند. به نظر میرسد برخی مولکولهای متان چندان در قید و بند اوامر مدیران نیستند و اندکی از آنها در جنوب تهران تجمع کردهاند و ناسا نیز با بزرگنمایی رسانهای سعی دارد وضعیت را وارونه جلوه دهد. آنجاست که شهردار وارد عمل میشود و به صراحت خبر وجود ابر پنج کیلومتری متان در مرکز دفن زباله «آرادکوه» را تکذیب میکند و میگوید: «ناسا همهچیزش دروغ است، این یکی هم دروغ است!» و احتمالا فراموش کرد اضافه کند که هیچ فرایند بیهوازی در سایتهای دفن زباله، بدون دستور مدیریت شهری اجازه انتشار متان ندارد! فارغ از طنز ماجرا، به نظر میرسد سبک مدیریت برخی مدیران در کشور ما گاهی تکذیب بدیهیات است. اینکه در فرایند تجزیه مواد آلی در سایتهای دفن زباله، گاز متان تولید شود امری طبیعی است و تولید و انتشار متان در این فرایند طبیعی، نشان از سوءمدیریت یا دعواهای سیاسی نیست. اما شکل برخورد با یک پدیده طبیعی میتواند نوع مدیریت را نشان دهد.
مرکز دفن زباله آرادکوه از چند دهه قبل، محل دفن زبالههای شهر تهران بوده است و لایههای مختلف زباله در فرایندی بیهوازی در حال تجزیه هستند و در این فرایند نیز گاز متان تولید میشود. چند دهه بیتوجهی به این واقعیت، باعث افزایش غلظت این گاز در آسمان آرادکوه شده است. متان گازی آلاینده محسوب نمیشود و به صورت مستقیم برای سلامتی انسان و سایر موجودات زنده مضر نیست اما دارای اثر گلخانهای است. اگرچه میزان ماندگاری آن در هوا کوتاه است اما اثر گلخانهای آن بسیار قوی است و به همین دلیل یکی از مهمترین گازهای گلخانهای محسوب میشود. برخورد علمی و موثر با پدیده طبیعی تولید گاز متان در مراکز دفن زباله به گونهای است که یا تلاش میشود تا میزان ماده آلی وارد شده به سایت کاهش یابد، یا آنکه متان تولید شده در سایت جمعآوری شده و برای سوخت مورد استفاده قرار میگیرد. به این معنا که با اقدامات فرهنگی، سیاستگذاری و فنی تلاش میشود تا از میزان زبالههای وارد شده به سایت دفن کاسته شود و در فرایندهایی چون جلوگیری از دورریز موادغذایی یا سوزاندن زبالههای تر، از میزان مواد آلی کاست یا آنکه با طراحی صحیح و به روز سایتهای دفن زباله، بخش عمده گاز متان آن را به جای رهاسازی در جو، جمعآوری و به مصرف رساند.
با اینحال چنین اقداماتی در چند دهه گذشته نه برای سایت آرادکوه در جنوب تهران و نه برای هیچ سایت دیگری در کشور انجام نشده است و شرایط فعلی سایت آرادکوه و تشکیل این ابر پنج کیلومتری متان محصول مدیریت فعلی شهری نیست. بلکه حاصل فرایندی چند دههای است. اما به نظر میرسد مدیریت شهری فعلی بیشتر سعی دارد این مسئله طبیعی را از اساس منکر شود تا آنکه برای حل آن چارهاندیشی کند. سبک مدیریتی که به نظر میرسد بیش از آنکه سعی در هزینهکرد منابع محدود شهری برای رفع معضلات داشته باشد، سعی در صرف این منابع برای انکار واقعیات طبیعی دارد.
