بایگانی مطالب نشریه

ترافیک تحرکات دیپلماتیک

تحرکات دیپلماتیک ایران در روزهای پایانی سال ۱۴۰۱ در حوزه تعامل با کشورهای منطقه و هم‌پیمانانش در عرصه بین‌المللی نسبت به چند ماه گذشته، افزایش نسبی پیدا کرده است. همچنین به نظر می‌رسد که احتمالا تا حدودی از فشارهای وارده به تهران در مدت اخیر در پی تحولات داخلی ایران، در عرصه‌های منطقه‌ای و بین‌الملل کاسته شده است.

 

پس از اعلام توافق ناگهانی ایران و عربستان در پکن برای از سرگیری روابط و استقبال کشورهای مختلف از این توافق، خبرهایی مبنی بر انجام رایزنی‌هایی بین ایران و بحرین‌ برای از سرگیری روابط منتشر شده است. خبرگزاری اسپوتنیک به نقل از منابع مطلع اعلام کرد که در حال حاضر گفت‌وگوهای مهمی میان ایران و بحرین در سطح دوجانبه برای از سرگیری روابط درحال انجام است.
به گزارش ایسنا، این منابع تاکید کردند که مذاکرات فعلا در سطح دوجانبه است و هیچ طرف دیگری در آن واسطه نیست و در صورت توافق درباره مسائل مورد اختلاف، نتایج این گفت‌وگو به زودی اعلام خواهد شد.
به نظر می‌رسد که منظور خبرگزاری اسپوتنیک از این خبر، سفر اخیر هیئت پارلمانی ایران به بحرین برای شرکت در یکصد و چهل و ششمین نشست اتحادیه بین‌المجالس جهانی و رایزنی‌های انجام شده بین این هیئت و برخی از مقامات بحرینی از جمله با «احمد المسلم»، رئیس مجلس بحرین است.
یک رابطه دوجانبه
همچنین بعد از توافق اخیر تهران و ریاض برای از سرگیری و استقبال مقامات قاهره از این توافق، سیگنال‌هایی هم از سوی ایران و مصر برای گسترش روابط در حال ارسال است. چنان که در روز دوشنبه سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در پاسخ به پرسشی با بیان اینکه مصر کشور مهمی در منطقه است و منطقه به هم‌افزایی ایران و مصر نیازمند است، گفت‌: در ارتباط با مصر معتقد به برداشتن گام‌های جدیدی برای ارتقای روابط هستیم، ولی همانطور که می‌دانید روابط بین کشورها در یک مسیر دوجانبه است و باید دید اراده کشور مقابل در چه مسیری است.
در همین ارتباط الشرق الاوسط به نقل از منابع مطلع مصری اعلام کرد که کانال‌های ویژه ارتباطی میان دو کشور ایران و مصر متوقف نشده است.
او با اشاره به اینکه ایران در سطوح بالا از مصر و رهبری سیاسی آن تقدیر کرده است، ادامه داد: هنوز زود است که در مورد زمان اتخاذ گام‌های سیاسی برای از سرگیری روابط میان دو کشور، اظهار نظر کنیم.
از دیگر سو عبدالله الاشعل، معاون وزیر خارجه پیشین مصر نیز در گفت‌و‌گو با العربی‌الجدید تاکید کرد که منفعتی در تداوم قطع روابط تهران و قاهره وجود ندارد بلکه بالعکس کشور مصر منافع راهبردی در احیای روابط با تهران دارد و این امر به سود دو کشور به‌ویژه مصر خواهد بود.
او با اشاره به منافع اقتصادی بازگشت روابط ایران و مصر گفت که این امر منجر به تامین امنیت کانال سوئز، تضمین امنیت عبور کشتی‌ها در باب‌المندب و همچنین گسترش گردشگری میان دو کشور خواهد شد.

بعد از توافق اخیر تهران و ریاض برای از سرگیری و استقبال مقامات قاهره از این توافق، سیگنال‌هایی هم از سوی ایران و مصر برای گسترش روابط در حال ارسال است

مشورت میان تهران و مسقط
ایسنا در ادامه این گزارش نوشت: در ادامه تحرکات دیپلماتیک ایران با کشورهای حاشیه خلیج فارس در اوایل هفته جاری علی باقری، معاون سیاسی وزیر امور خارجه ایران برای شرکت در نهمین دوره مشورت‌های سیاسی میان تهران و مسقط به عمان سفر کرد و در جریان این سفر، دیدارهایی با مقامات عمانی از جمله وزیر امور خارجه این کشور داشت.
طبق اعلام وزارت خارجه ایران در این دیدار در ارتباط با مسائل دوجانبه و همچنین دیگر موضوعات از جمله تحول مثبت صورت گرفته در روابط ایران و عربستان با توجه به نقش عمان در این زمینه، گفت‌و‌گو و رایزنی شد.
همچنین یکی دیگر از محورهای رایزنی‌ها در جریان این سفر، مذاکرات برای رفع تحریم‌ها بوده است.
در روز یکشنبه قبل معاونت حقوقی و امور بین‌الملل وزارت امور خارجه میزبان هیئتی از دولت کویت به ریاست منصور عیاد العتیبی، قائم مقام وزیر امور خارجه این کشور عربی بود.
در جریان این سفر دو طرف، مذاکرات و رایزنی‌هایی در راستای افزایش تعاملات حقوقی، سیاسی-امنیتی و توسعه همه‌جانبه همکاری‌های مرزی بین ایران و دولت کویت و تقویت ایمنی و امنیت دریانوردی و ثبات در منطقه انجام دادند.
کمیته مشترک حقوقی ایران و کویت
همچنین در نشست کمیته مشترک حقوقی دو کشور ایران و کویت که به میزبانی معاون امور حقوقی و بین‌المللی وزارت امور خارجه برگزار ‌شد، آخرین وضعیت روابط حقوقی و مرزی در زمینه تحدید حدود دریایی و بهره‌برداری مناطق مشترک مورد بررسی و تبادل نظر قرار گرفت.
دو هیئت توافق کردند که رایزنی‌های حقوقی را به‌طور منظم ادامه داده و دور بعدی مذاکرات در کویت برگزار شود.
درباره یکی دیگر از تحولات رخ داده در ارتباط با تعاملات ایران با کشورهای خاورمیانه، می‌توان به دیدار اخیر سفیر غیرمقیم ایران با وزیر خارجه لیبی اشاره کرد.
بر اساس آنچه که رسانه‌های خبری به نقل از وزارت خارجه لیبی اعلام کردند نجلا منقوش، وزیر خارجه این کشور عربی با محمدرضا رئوف شیبانی، سفیر آکرودیته ایران در لیبی دیدار و رایزنی کرده است.
در این دیدار درباره تقویت روابط دوجانبه، فعالسازی کمیته مشترک ایران و لیبی و آغاز تمهیداتی برای از سرگیری فعالیت سفارت ایران در طرابلس تبادل نظر شده است.
سخنگوی وزارت امور خارجه ایران هم در روز دوشنبه در پاسخ به سوالی در مورد روابط ایران و لیبی گفت: گفت‌وگوهای خوبی بین ایران و دولت لیبی برقرار است و اخیراً سفیر غیرمقیم ما با وزیر خارجه لیبی گفت‌وگو انجام داده؛ از جمله در مورد گسترش روابط دو کشور و فعالیت مجدد سفارتخانه‌های دو کشور در تهران و طرابلس.

علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی پنجشنبه ۲۵ اسفندماه در پاسخ به سفر «شیخ طحنون بن‌زاید آل‌نهیان»، مشاور امنیت ملی امارات متحده عربی به ایران و به دعوت رسمی همتای خود به ابوظبی سفر می کند

ناصر کنعانی با بیان اینکه قبلا بررسی‌های مقدماتی در این زمینه شکل گرفته است، تصریح کرد: امیدواریم در آینده شاهد فعالیت سفارتخانه‌های دو کشور در تهران و طرابلس باشیم.
پنجمین اجلاس با عراق
همچنین در هفته جاری شاهد برگزاری پنجمین اجلاس کمیسیون مشترک اقتصادی بین جمهوری اسلامی ایران و عراق در روزهای ۲۱ تا ۲۳ اسفند در شهر بغداد بودیم.
برای شرکت در این اجلاس هیئت ایرانی متشکل از نمایندگان بخش‌های دولتی و خصوصی به‌ویژه جمعی از تجار و فعالان اقتصادی کشورمان به ریاست وزیر امور اقتصادی و دارایی به بغداد سفر کرد تا در این اجلاس موضوعات مهم همکاری در زمینه‌های مختلف از جمله بانکی، حمل ونقل و ترانزیت، کشاورزی، سرمایه‌گذاری، بیمه، تجاری و بازرگانی، صدور خدمات‌ فنی و مهندسی، انرژی، علمی، ورزشی و… را مورد بررسی قرار دهد.
در ادامه تحرکات دیپلماتیک در هفته جاری شاهد سفر «بختیار سعیداف»، سرپرست وزارت خارجه ازبکستان و وزیر حمل و نقل این کشور به تهران و دیدارهای این مقام ازبکی با حسین امیر‌عبداللهیان، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و مهدی صفری، معاون دیپلماسی اقتصادی بودیم. در جریان این سفر مقامات ازبکی بر نگاه ویژه کشورشان برای توسعه روابط با ایران از جمله حوزه‌های حمل و نقل و تجارت تاکید کردند.
سفر «هانس گروندبرگ‌»، نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل در امور یمن به تهران و دیدارش با حسین امیر عبداللهیان، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و علی‌اصغر خاجی، مشاور ارشد وزیر امور خارجه در امور ویژه سیاسی یکی از تحرکات مهم دیپلماسی در طی روزهای اخیر بوده است. به اعتقاد تحلیل‌گران توافق تهران و ریاض می‌تواند تاثیر مستقیمی بر حل بحران یمن داشته باشد چنان که «گروندبرگ» نیز در دیدار با مقامات تهران با اشاره به توافق اخیر ایران و عربستان مبنی بر از سرگیری روابط دوجانبه، این رویداد را دارای تبعات مثبت برای تمامی کشورهای منطقه از جمله یمن ارزیابی کرد.
به گزارش ایسنا، همچنین در روز دوشنبه ۲۲ اسفندماه خبری منتشر شد که دولت مالدیو ضمن استقبال از سرگیری روابط ایران و عربستان، تصمیم به از سرگیری روابط با جمهوری اسلامی ایران گرفته است این در حالی است که وزارت امور خارجه مالدیو اردیبهشت سال ۱۳۹۵ (۲۰۱۶ میلادی) با انتشار بیانیه‌ای از تصمیم دولت این کشور برای قطع روابط دیپلماتیک با ایران خبر داده بود.
وزارت امور خارجه مالدیو این ادعای واهی را مطرح کرده بود که دولت جمهوری اسلامی ایران در خاورمیانه و به‌ویژه منطقه خلیج فارس سیاست‌هایی اتخاذ کرده که «برای صلح و امنیت منطقه زیان‌بار بوده» و این مسئله در ابعاد متعددی به ثبات، صلح و امنیت مالدیو نیز مرتبط است.
خبرگزاری آسوشیتدپرس در همان مقطع زمانی گزارش داده بود که این تصمیم مالدیو که دارای جمعیتی ۳۴۱ هزار نفری است، از نزدیکی سیاست‌های این کشور به عربستان حکایت دارد.
نقشه راه همکاری
«الکساندر لوکاشنکو،» رئیس جمهوری بلاروس نیز در روز یکشنبه به تهران سفر کرد و در روز دوشنبه با همتای ایرانی خود و آیت الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی و همچنین معاون اول رئیس‌جمهوری ایران دیدار و رایزنی کرد.
در جریان سفر این مقام بلاروس به ایران، سید ابراهیم رئیسی و «الکساندر لوکاشنکو» طی مراسمی نقشه راه همکاری‌های همه‌جانبه ایران و بلاروس را امضا کردند.
همچنین مقامات ارشد ایران و بلاروس در حضور ابراهیم رئیسی و لوکاشنکو اسناد همکاری دو کشور در حوزه‌های مختلف تجاری، حمل و نقل، کشاورزی، فرهنگی و هنری، انتقال محکومان و سند برنامه اجرایی به مناسبت سی‌امین سال برقراری روابط دو کشور را به امضا رساندند.
این اسناد توسط وزرای خارجه، صمت، کشاورزی، راه و شهرسازی و دادگستری با همتایان بلاروسی آنها امضا شد.
بر اساس آنچه که حسین امیرعبداللهیان، وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران در روز یکشنبه ۲۱ اسفندماه در مصاحبه با شبکه خبر در مورد توافق ایران و آمریکا برای تبادل زندانیان با وساطت کشورهایی همچون قطر و عمان اعلام کرد، احتمالا در روزهای آینده شاهد تحرکاتی در حوزه تبادل زندانیان میان ایران و امریکا باشیم گرچه پس از اظهارت امیرعبداللهیان، بلافاصله « ند پرایس»، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا، این موضوع را تکذیب کرد.
پرایس دراین‌باره گفت: ما به طور خستگی‌ناپذیری برای آزادی سه شهروند آمریکایی تلاش می‌کنیم که به طور غیرقانونی در ایران زندانی شده‌اند و تا زمانی که نزد عزیزانشان بازنگشته‌اند، دست از کار نمی‌کشیم.
تکذیب مقامات آمریکا با واکنش سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران روبه‌رو شد و ناصر کنعانی با تعجب‌انگیز دانستن واکنش سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا اعلام کرد: از ماه مارس سال گذشته میلادی از طریق یک واسطه توافق مکتوبی در مورد تبادل زندانیان به امضا رسیده که نماینده معرفی‌شده رسمی آمریکا نیز آن را امضا کرده است اما به بهانه‌های مختلف تاکنون از سوی دولت آمریکا اجرا نشده است.
در جریان این تکذیب‌ها و واکنش‌ها، در روز دوشنبه سایت وزارت خارجه واشنگتن از سفر نماینده ویژه رئیس جمهور این کشور در امور زندانیان به قطر خبر داد.
پایگاه اینترنتی وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد: راجر کارستنز، فرستاده ویژه ریاست‌جمهوری در امور زندانیان از ۱۳ تا ۱۶ مارس در دوحه به سر خواهد برد.
بر اساس این اعلام، فرستاده ویژه آمریکا در مجمع جهانی امنیت سخنانی را ارائه خواهد کرد و با نمایندگان دولت و شرکت کنندگان در مورد مسائل مربوط به حل و فصل پرونده‌های بازداشت زندانیان آمریکایی که به ادعای آنها غیرقانونی است، تعامل و گفت و گو خواهد داشت.
سفر فرستاده ویژه ریاست‌جمهوری در امور زندانیان به قطر در حالی صورت گرفت که به نظر می‌رسد دوحه یکی از واسطه‌های اصلی در جریان تبادل زندانیان میان ایران و آمریکا است چنان که در روز جمعه ۱۹ اسفندماه یکی از محورهای اصلی وزیران امور خارجه ایران و قطر بحث تبادل زندانیان بین تهران و واشنگتن بود.
همچنین بر اساس خبر منتشر شده از سوی دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی؛ علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی امروز پنجشنبه ۲۵ اسفندماه در پاسخ به سفر «شیخ طحنون بن‌زاید آل‌نهیان»، مشاور امنیت ملی امارات متحده عربی به ایران و به دعوت رسمی همتای خود به ابوظبی سفر می‌کند.
بر اساس آنچه که اعلام شده است‌، شمخانی در سفر به امارات علاوه بر مذاکره با همتای اماراتی خود با مقامات بلندپایه این کشور نیز دیدار و پیرامون مسائل دوجانبه، منطقه‌ای و بین‌المللی گفت‌وگو خواهد کرد.
در این سفر، مسئولان عالی اقتصادی، بانکی و امنیتی علی شمخانی را همراهی می‌کنند.

معلمان آیین‌نامه را دقیق نخواندند

معاون برنامه‌ریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش گفته است که این وزارتخانه قصد دارد به سمت برنامه‌ریزی مناسب برای تحقق اهداف تحولی در حوزه نیروی انسانی با محوریت معلم، حرکت کند. این در حالی است که در روزهای اخیر با صدور احکام قطعی رتبه‌بندی معلم‌ها، 31 درصد معلمان به رتبه خود اعتراض کردند و بسیاری از فعالان صنفی معتقدند طرحی که قرار بود مشوق معلم‌ها باشد، تبدیل به ابزار تنبیه آنها شده است. وزارت آموزش و پرورش با وجود اینکه ادعا دارد که به دنبال ایجاد نظام آموزشی عدالت‌محور با رویکرد نگهداشت و جذب معلم‌های باکیفیت و در نهایت ارتقای کیفیت آموزش است به گفته نمایندگان مجلس در جلسه علنی دیروز در اجرای لایحه رتبه‌بندی معلمان جانب عدالت را رعایت نکرده و بسیاری از معلمان با‌سابقه، رتبه کمی را دریافت کرده‌اند. با این وجود اما وزیر آموزش و پرورش از نحوه اجرای این طرح دفاع کرده و دریافت رتبه‌ صفر برای بعضی معلم‌ها را به علت بی‌دقتی آنها در خواندن قوانین و آیین‌نامه‌ها دانسته و گفته است: «از ابتدای طرح رتبه‌بندی به همکاران اطلاع‌رسانی شد که مدارکشان را به‌طور دقیق بارگذاری کنند تا بعدها به این موضوع معترض نشوند.» او همچنین تاکید کرده که اگر معلمان به رتبه‌بندی خود اعتراض دارند، هیئت‌های ممیزی اعتراضات را بررسی و نتیجه را اعلام می‌کنند.

 

به گفته معاون برنامه‌ریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش، این وزارتخانه قصد دارد به سمت برنامه‌ریزی مناسب برای تحقق اهداف تحولی در حوزه نیروی انسانی با محوریت معلم، حرکت کند. به گزارش ایرنا؛ تحول در نظام آموزش و پرورش، ابعاد مختلفی را در برمی‌گیرد که می‌توان مهمترین وجه آن را تحول رویکرد مدیران این وزارتخانه نسبت به معلمان دانست چرا که معلمان نقش اساسی در تعلیم و تربیت و به دنبال آن در جامعه و زندگی اجتماعی دارند بنابراین توانمندسازی معلمان باید در اولویت قرار گیرد.
سند تحول بنیادین آموزش و پرورش معلم را به‌عنوان هدایت‌کننده در فرایند تعلیم و تربیت و موثرترین عنصر در تحقق ماموریت‌های نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی کشور موثر می‌داند چراکه معلم دانش‌آموز را در ساحت‌های شش‌گانه سند تحول یعنی تعلیم و تربیت اعتقادی، عبادی و اخلاقی، زیباشناختی و هنری، اقتصادی و حرفه‌ای، علمی و فناورانه آموزش و پرورش می‌دهد. از آنجایی که جامعه امروز از لحاظ علمی و تکنولوژیک مدام در حال تغییر است و مولفه‌های گذشته برای آموزش دانش‌آموزان کفایت نمی‌کند، آموزش و پرورش تغییرات و تحولات در نوع و چگونگی آموزش را مورد توجه قرار داده و در برنامه‌های آموزشی ارتقای توانمندی‌های معلمان به عنوان عنصر اساسی تعلیم و تربیت مدنظر قرار می‌دهد. صادق ستاری‌فرد، معاون برنامه‌ریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش درباره نقاط محوری تحول در مورد معلمان گفت: «در بعضی موارد، معلم در دوره‌های یک ساله یا چند ساله دانشگاه فرهنگیان تربیت می‌شود و بعد آنها برای ۳۰ سال رها می‌شوند یا در بهترین حالت، ممکن است دوره‌های ضمن خدمت با کیفیت پایینی برگزار شود که در این صورت فرم کار رعایت شده اما اثربخشی، ارتقای توانمندی‌ها و کارآمدسازی آموزشی و پرورشی و بهبود چرخه یادگیری و یاددهی مورد غفلت قرار گرفته است. در حالی که نقاط ضعف و قوت معلمان باید شناسایی شود تا بتوان در جهت ارتقای آنان قدم برداشت.» او افزود: «پس از شناسایی نقاط ضعف و قوت معلمان، بر آن اساس باید دوره‌های توانمندسازی و ارتقای توانمندی‌های معلمان را دنبال کنیم.»

معاون برنامه‌ریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش: ما به معلمان می‌گوییم که خودتان بر اساس امتیاز، محل تدریستان را انتخاب کنید. در چنین شرایطی طبیعتاً معلمی که بالاترین امتیاز را دارد، بهترین منطقه را انتخاب می‌کند و مدارسی که با کمبود معلم در حاشیه شهر و یا در منطقه مرزی، یا در منطقه روستایی یا عشایری مواجه هستند باز هم سهمی از آموزش باکیفیت نمی‌برند

قانون‌های سفت و سخت، مانعی برای ایجاد تحول در مدارس
سخنگوی آموزش و پرورش با بیان اینکه تربیت تمام ساحتی معلمان باید مورد توجه قرار گیرد، ادامه داد: «به طور مثال اگر یک دانش‌آموز از معلم ریاضی در مورد یک مسئله سیاسی-اجتماعی سؤال پرسید، او نباید بگوید که نمی‌دانم و از معلم علوم اجتماعی بپرسید. معلم باید بتواند به پرسش‌ها و ابهامات اصلی دانش‌آموزان پاسخ دهد و این روحیه پرسشگری را در آنان تقویت کند.» معاون وزیر آموزش و پرورش به لزوم تربیت مدیر مدرسه اشاره کرد و گفت: «ما باید بتوانیم مدیران شایسته تربیت کنیم چرا که ستون تحول مدیر مدرسه است. اگر ما می‌خواهیم تحول اجرایی شود، باید به سمت انتخاب بهترین و شایسته‌ترین معلمان به عنوان مدیر مدرسه حرکت کنیم.» ستاری‌فرد عنوان کرد: «در اساسنامه دانشگاه فرهنگیان این مسئله مطرح شده که یکی از وظایف این دانشگاه، تربیت مدیر مدرسه است اما برای تحقق این موضوع تلاش چندانی نشده است. از طرفی نباید در کار مدیر مدرسه مداخله بیش از حد کنیم و مدیران را در جایگاهی قرار دهیم که دائماً از پاسخگویی هراس داشته باشند. البته اختیاراتی که اکنون مدیر یک مدرسه دارد، حتی از اختیارات یک مدیرکل نیز بیشتر است اما در بعضی موارد قانون چنان سفت و سخت جلوی مدیران را گرفته که اجازه تحرک به آنان داده نمی‌شود و اگر تحرکی نباشد، تحولی نیز اتفاق نخواهد افتاد.»
معلمان را بر اساس یک نظام عدالت‌محور ساماندهی کنیم
معاون برنامه‌ریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش در تشریح اشکالات شیوه فعلی ساماندهی معلمان توضیح داد: «پس از تربیت معلمان، ما باید بتوانیم تا معلمان را بر اساس یک نظام عدالت‌محور ساماندهی کنیم اما در حال حاضر نمی‌توانیم ادعا کنیم که ساماندهی فعلی ما بر اساس یک نظام عادلانه است. ما به معلمان می‌گوییم که خودتان بر اساس امتیاز، محل تدریستان را انتخاب کنید. در چنین شرایطی طبیعتاً معلمی که بالاترین امتیاز را دارد، بهترین منطقه را انتخاب می‌کند و مدارسی که با کمبود معلم در حاشیه شهر و یا در منطقه مرزی، یا در منطقه روستایی یا عشایری مواجه هستند باز هم سهمی از آموزش باکیفیت نمی‌برند. در این شرایط ما پیوسته مجبور می‌شویم که سرباز معلم جذب کنیم و روش‌هایی را به کار گیریم که مرسوم است اما مطلوب نیست. طبیعتاً این شرایط ما را از تحول و تربیت تمام ساحتی دانش‌آموزان دور می‌کند و با این روش‌ها ما نمی‌توانیم ادعا کنیم که در حال حرکت به سمت اجرای سند تحول هستیم.» او با بیان اینکه مسئله جذب و نگهداشت معلمان اهمیت زیادی دارد، اضافه کرد: «بهترین معلم‌های ما، زمانی که مدرک دکتری می‌گیرند دیگر در این ساختار نمی‌مانند. ما باید مشوق‌هایی را پیش‌بینی کنیم تا بهترین معلم‌ها پیش ما بمانند و بهترین افراد جامعه آموزش و پرورش را انتخاب کنند. باید ببینیم که چه مشوق‌هایی را پیش‌بینی کنیم تا بهترین معلمان، نیازمندترین و محروم‌ترین نقطه و مدرسه را انتخاب کنند.»
نظام عدالت‌محور بدون رتبه‌بندی عادلانه؟
معاون برنامه‌ریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش در حالی از تشکیل نظام آموزشی عدالت‌محور برای نگهداشت معلم‌ها گفت که در روزهای اخیر با صدور احکام قطعی رتبه‌بندی معلم‌ها و جاماندن بسیاری از معلم‌های با سابقه از رتبه‌بندی، به گفته معاون وزارت آموزش‌ و پرورش 31 درصد از این فعالان حوزه آموزش و پرورش نسبت به رتبه‌های اعلامی خود اعتراض کردند. در همین رابطه روز چهارشنبه در جلسه علنی مجلس، عضو کمیسیون شوراها و امور داخلی کشور از نحوه اجرای رتبه‌بندی معلمان انتقاد کرد. به گزارش ایسنا، علی حدادی در تذکری به وزیر آموزش و پرورش گفت: «وزیر آموزش و پرورش وظیفه خود را به درستی در رتبه‌بندی معلمان انجام نداده است. این وضعیت رتبه‌بندی، در شأن و منزلت معلمان نیست و این طرح به درستی اجرا نشده است.» نماینده مردم اردبیل در مجلس شورای اسلامی گفت: «چرا باید رتبه معلمی با ۳۰ سال سابقه از شاگردش که به تازگی معلم شده پایین‌تر باشد؟» همچنین صدیف بدری در اخطاری در خطاب به وزیر آموزش و پرورش، بیان کرد: «تاخیر چند ماهه در اجرا و نحوه اجرای رتبه‌بندی معلمان کار را به جایی رسانده که بسیاری از فرهنگیان از رتبه‌بندی ناراضی هستند. معلمان باسابقه و تجارب ارزشمند در حوزه تدریس، معاونت و مدیریت در رتبه‌های ۱ تا ۳ قرار گرفته‌اند.» این در حالی است که به گفته نایب رئیس کمیسیون عمران مجلس، قرار بود اجرای رتبه‌بندی انگیزه معلمان را بالا ببرد اما برای بسیاری از فرهنگیان دلسردی آورده و مشخص نیست که اجرای رتبه‌بندی معلمان به این شکل چقدر با اهداف مدنظر طرحی که بیش از یک دهه است که خاک می‌خورد، تطابق دارد؟ نمایندگان مجلس پس از طرح این پرسش‌ها از وزیر آموزش و پرورش خواستند که در مقابل فرهنگیان پاسخگو باشد. پیش از این نیز فعالان صنفی معلمان به نحوه اجرای لایحه 13 ساله رتبه‌بندی معلمان اعتراض کرده بودند. این لایحه که قرار بود بر اساس شاخصه‌هایی عملکرد آموزشی معلمان را بسنجد و در ارزیابی نهایی به افزایش کیفیت عملکرد معلمان در کلاس درس منجر شود به عقیده بسیاری از فعالان حالا تبدیل به ابزار تنبیه معلمان و محرومیت آنها از حقوقشان شده است.
دفاع وزیر آموزش و پرورش از نحوه اجرای طرح رتبه‌بندی معلمان
در همین رابطه اما وزیر آموزش و پرورش از نحوه اجرای طرح رتبه‌بندی معلمان دفاع کرد و علت اعتراض معلم‌ها را بی‌دقتی در خواندن قانون و آیین‌نامه و دستورالعمل به دلیل مشغله کاری دانست و گفت: «از ابتدای طرح رتبه‌بندی به همکاران اطلاع‌رسانی شد که مدارکشان را به‌طور دقیق بارگذاری کنند تا بعدها به این موضوع معترض نشوند.» او همچنین درباره علت صدور رتبه صفر برای بخشی از معلمان گفت که این گروه نتوانسته‌اند امتیازهای مقرر شده در نظام رتبه‌بندی را کسب کنند. به گزارش ایرنا، یوسف نوری در حاشیه جلسه هیئت دولت درباره معلمانی که نتوانسته‌اند در طرح رتبه‌بندی معلمان رتبه‌ای کسب کنند، توضیح داد: «اجرای رتبه‌بندی قانون جدیدی بود و امسال در سقف اعتباری مصوب، پرداخت‌ها صورت گرفت و از ابتدای سال ۱۴۰۲ به معلمان بر اساس رتبه‎ای که دارند، پرداخت‌ها انجام می‌شود. همچنین سامانه‌ای برای ثبت اعتراضات معلمان پیش‌بینی شده که هم معلمان و هم دستگاه‌های نظارتی می‌توانند بر فرایند آن نظارت داشته باشند. ممکن است کسی که رتبه‌بندی شده‌، توسط کسانی که در این فرایند هستند، امتیازی به او داده نشده باشد. لذا باید در فرایند اعتراضات مشاهده کنند و نسبت به موردی که امتیازش به او داده نشده یا کمتر داده شده، اعتراض کنند.» او اطمینان داد که هیئت‌های ممیزی اعتراضات را بررسی و نتیجه را اعلام می‌کنند.

شناخت گونه‌های زنده چراغ راه حفاظت

علم پروانه‌شناسی در ایران سابقه‌ای طولانی دارد و به بیش از ۲۰۰ سال پیش بازمی‌گردد. اگرچه این مطالعات به صورت پراکنده صورت گرفته است ولی حاصل این تلاش‌ها منجر به تهیه اطلاعات ارزشمندی در زمینه پراکندگی و نامگذاری تاکسون‌ها و چک‌لیست‌ها شده است. بالپولکداران به دلیل روش زندگی و استفاده لارو و بالغ آنها از گیاهان خاص، به عنوان شاخص‌های اکولوژیکی مهمی در نظر گرفته می‌شوند. هرگونه تغییرات اکوسیستمی چه در اثر فعالیت‌های انسانی و چه به دلیل تغییرات اقلیمی کوتاه یا بلند مدت می‌تواند اثرات عمیقی بر جمعیت‌ها و روش‌های زندگی و حتی انقراض این موجودات بگذارد. از آنجایی که در یک اکوسیستم تمام اجزای آن به مثابه حلقه‌هایی به هم متصل هستند، حضور یا عدم حضور پروانه‌ها شاخص مهمی برای ارزیابی سلامت اکوسیستم و اجزای آن است.
در کشورهای در حال توسعه مانند ایران بسیاری از اکوسیستم‌های طبیعی در سال‌های اخیر دستخوش تغییر و تخریب‌های گسترده‌ای شده‌اند. یکی از عوامل این تخریب‌ها بی‌شک چرای بی‌رویه دام‌ها در مراتع کشور است که با نابودی گیاهان اولین اثرات منفی را بر روی بالپولکداران و سایر حشرات می‌گذارد که از این گیاهان تغذیه می‌کنند. این موضوع به طور مستقیم و غیرمستقیم صدها و یا شاید هزاران گونه را در آن اکوسیستم مشخص تحت تأثیر قرار می‌دهد و موجب نابودی بسیاری از گونه‌ها، حتی قبل از کشف و شناسایی می‌شود.
مطالعه بالپولکداران در کنار بسیاری از گونه‌های شاخص دیگر می‌تواند در علم حفاظت و بهره‌برداری پایدار از منابع زیستی به انسان‌ها کمک کند.
دانشنامه حاضر و به ویژه کاتالوگی که در آن منتشر شده، با جمع‌آوری اطلاعات علمی بالپولکداران در طی ۲۰۰ سال گذشته، حاصل تلاش بیش از ۷۰ نفر از پژوهشگر داخلی و خارجی است که دریچه‌های جدیدی را به روی علم حفاظت می‌گشاید. اگرچه شاید با کاتالوگ حاضر نتوان برای حفاظت از منطقه‌ای خاص تصمیم گرفت، ولی بی‌شک تهیه چنین کاتالوگ‌هایی در زمینه جانداران دیگر، نقشه راه مشخصی برای حفاظت از عرصه‌های طبیعی خاص کشور بر روی میز می‌گذارد.
بی‌شک توسعه در کشورها به عنوان یک اولویت در نظر گرفته می‌شوند ولی بدون علم حفاظت و توسعه محض، ما به زودی شاهد از دست دادن گونه‌های بیشتر و بیشتر و نابودی کامل اکوسیستم‌ها خواهیم بود که در نهایت منجر به خسارت‌های انسانی نیز خواهد شد. پس چنین قدم‌هایی در راه شناخت بیشتر نقاط داغ تنوع زیستی، چراغ راه کسانی است که می‌خواهند برای حفاظت از اکوسیستم‌های کشور برنامه‌ریزی‌های کوتاه و بلند مدت انجام دهند.
در کاتالوگ حاضر با توجه به داده‌های ارزشمند فراوان، به راحتی می‌توان نقاط داغ تنوع زیستی در زمینه بالپولکداران را استخراج کرد که معمولا این نقاط داغ در زمینه سایر جانداران نیز هم‌پوشانی دارد. امید است این مطالعه و همکاری گروهی منجر به ایجاد فرآیند مطالعاتی در سایر گروه‌های تاکسونومیکی و تولید برنامه‌های مدیریتی حفاظتی در کشور شود.

نابسامانی درمان در آبادان

آبادان با وجود سازمان منطقه آزاد اروند، با درآمدی هنگفت و داشتن دانشگاه علوم پزشکی هنوز یک مرکز آنژیوگرافی قلب ندارد. یک دستگاه سی‌تی آنژیو ندارد و بیماران قلبی که اکثراً حرکت و جابه‌جایی به‌مثابه بازی کردن با جانشان است برای انجام این اعمال مجبورند به مراکز درمانی مرکز استان مراجعه کنند. این دور از شأن و منزلت شهر آبادان و شهروندانش است. شهری با پیشینه‌ای صنعتی و مهم.

 

سال‌هاست بیشترین مطالبه مردم آبادان در کف شهر خلاصه شده است. آسفالت نامناسب، مشکل فاضلاب شهری، دزدیده شدن درب منهول‌ها و جمع شدن آب‌های سطحی در خیابان‌های شهر، به هنگام تنها یک بارندگی ساده کوتاه‌مدت. این قصه پرغصه، سال‌های سال است که تکرار می‌شود و تا به امروز هم این مطالبات به حق مردم به سر منزل مقصود نرسیده است. دیگر صدای مردم شهر و مطالبه‌گران، خواب در چشم هیچ مسئولی نمی‌شکند که بالعکس آنها را دارای مصونیت ویژه کرده است در قبال مسئولیت‌پذیر نبودن.
شهر آبادان، آنقدر در کف معضلات شهری گرفتار آمده که نیازهای مهم‌تر و انسانی‌تر مردم این شهر از یاد آنها رفته است. نیازهایی که انگار به محاق فراموشی رفته‌اند. از جمله مهم‌ترین آنها می‌توان به بحث درمان و خدمات پزشکی اشاره کرد. آن هم در شهری که صاحب دانشگاهی است به نام دانشگاه علوم پزشکی، در منطقه‌ای به نام منطقه آزاد اروند. اما آبادان و منطقه آزاد اروند متاسفانه بعضاً از نبود بدیهی‌ترین امکانات درمان، پزشکی و پزشک متخصص رنج می‌برد. برای شهری که یکی از چندین دانشگاه‌های مهم علوم پزشکی ایران را درون خود جای داده است، روا نیست شهروندانش برای درمان بیماری خود و نزدیکان، مجبور شوند رنج سفر را به تن بخرند و عازم دیگر شهرهای دور و نزدیک نظیر: اهواز، یزد، شیراز، اصفهان یا تهران شوند.

سال‌هاست که به دلیل هجوم ریزگردها و همچنین آلاینده‌های صنعتی پالایشگاه و پتروشیمی، ریه‌های مردم آبادان دچار آسیب‌های جدی شده است اما آبادان تنها و تنها یک متخصص ریه دارد. این شهر جراح عروق ندارد. جراح قفسه سینه ندارد

آبادان با وجود ارتقای دانشکده به دانشگاه علوم پزشکی با سابقه‌ای چندین ساله از نداشتن ابتدایی‌ترین نیازهای بیمارستانی خود عاجز است و این عجز و ناتوانی به مقوله‌های مهم‌تر درمان سرایت کرده است. به‌عنوان مثال و به گفته یکی از شاهدان عینی در بخش اورژانس یکی از مهمترین مراکز درمانی شهر، کادر درمان به بهانه بزرگ شدن پروستات بیمار، از گذاشتن یک سوند ساده برای آن بیمار ناتوان بودند و بیماری که یازده روز در بخش بستری بود رنج دیگری را جدای از بیماری خود به دوش می‌کشید. معضلی که به گفته این شاهد و همراه بیمار در بیمارستان اهواز و پس از اعزام، هرگز دچار آن نبودند. به گفته این همراه پنجره‌های سرویس بهداشتی بخش جراحی مردان این بیمارستان، فاقد شیشه بودند و در زمستان باد سرد روی تن نحیف بیماران کشیده می‌شد و همچنین در هوای سرد زمستان، این سرویس بهداشتی از آب گرم بی‌بهره بود.
سال‌هاست که به دلیل هجوم ریزگردها و همچنین آلاینده‌های صنعتی پالایشگاه و پتروشیمی، ریه‌های مردم آبادان دچار آسیب‌های جدی شده است اما آبادان تنها و تنها یک متخصص ریه دارد. این شهر جراح عروق ندارد. جراح قفسه سینه ندارد. دکتر فوق تخصص غدد ندارد؛ یا اگر داشته باشد متخصصی است که از مرکز استان تنها یک روز در هفته در یکی از بیمارستان‌های شهر بیماران را ویزیت می‌کند. آبادان یک بیمارستان یا بخش مستقل سوانح و سوختگی ندارد و بیماران بسیاری در شرایط اورژانس به دلیل نبود چنین متخصصانی جان خود را از دست داده‌اند.کمتر پزشک متخصص و فوق تخصصی حاضر می‌شود در آبادان خدمت کند و همین امر باعث می‌شود مدیران و مسئولان دانشگاه علوم پزشکی این شهر دست به عصاتر باشند در مقابل تعداد پزشکان حاضر تحت امر خود و این مسئله پزشک را دارای مصونیت ویژه در آبادان کرده است.
دانشگاه علوم پزشکی آبادان، با کمبود چنین امکاناتی در بخش آموزش، چه تعداد متخصص مجرب را می‌تواند به جامعه پزشکی ایران و آبادان تحویل دهد؟ این دانشگاه به همراه سازمان پردرآمد منطقه آزاد اروند، باید در راستای خدمت‌رسانی در بخش درمان و پزشکی رویکردی گسترده‌تر و در شأن نام خود داشته باشد. جان چه تعداد بیمار و شهروند دیگر باید به خطر بیفتد یا به دلیل نبود امکانات پزشکی و متخصصان لازم در این شهر از دست برود؟ چندین بیمار دیگر باید در راه سفر به دیگر شهرها برای درمان، دچار آمبولی یا لختگی خون شوند تا مسؤلان مرتبط در این شهر تکانی به خود دهند و پیگیر رفع مطالبات به حق مردم ساکن در منطقه ی آزاد اروند باشند؟ مردم آبادان تا چه زمان باید مظلوم واقع شوند در رفع نشدن ابتدایی‌ترین نیازهای شهری، درمانی و در نهایت مظلوم باشند در از دست رفتن جان شیرینشان؟
ای کاش در طول این سال‌ها، هزینه‌های هنگفتی که خرج ساخت و ساز ساختمان کاخ گونه سازمان منطقه آزاد اروند و نیز رشد قارچ‌گونه مراکز تجاری بی‌مصرف این شهر شد صرف تجهیزات پزشکی و درمان می‌شد تا اینگونه شاید حتی شاهد متروپلی هم نبودیم که در مرکز شهر آوار شود، تعدادی از شهروندان آبادانی را به کام مرگ بکشد و یک شهر را تا سال‌های سال سیاه‌پوش کند.

قلبمان فشرده است

«همان لحظه که خبر را شنیدیم زندگیمان متوقف شد.» لحظه‌ای که مادر ریحانه یاسینی از آن صحبت می‌کند،‌ همان لحظه‌ای است که اتوبوس خبرنگاران محیط‌ زیست پس از چند بار کشیده شدن به کوه و نوسان به سمت دره،‌ واژگون شد و ریحانه از دست رفت. این روزها که حال و هوای نوروز شهر را فرا گرفته است و بسیاری در تدارک سال نو هستند،‌ خانواده مهشاد کریمی و ریحانه یاسینی روزهای خوبی را نمی‌گذرانند. احوال این روز‌های آنها را جویا شدیم.

 

«ما از آن وقت تا الان دیگر زنده نیستیم،‌ تنها ادای زنده‌ها را در‌می‌آوریم. نزدیک عید حالمان از بقیه ایام سال بدتر هم می‌‌شود. ریحانه شور زندگی داشت،‌ عاشق رفتن به بازار گل در روزهای آخر اسفند بود و به همه انرژی می‌داد. خانه ما دیگر روح ندارد‌، هیچ چیزی ندارد. این روزها حال ما بدتر است،‌ آنقدر حجم دلتنگی زیاد است که به قلبم فشار می‌‌آورد. می‌خواهیم فقط چشم ببندیم تا زمان بگذرد و از آن رد شویم،. هر روز برای ما عذاب‌آور است.»‌ اینها را فرشته افشون، مادر ریحانه در میان گریه‌هایش می‌گوید.
خانه و شهر و دنیا برای او تبدیل به قفسی تنگ شده،‌ آنقدر که حتی از نفس کشیدن خودش هم در تعجب است. حالش این روزها خوش نیست‌، در خانه همه عید دارد می‌رسد و خانه او عزاست. همان لحظه‌ای که اتوبوس واژگون شد زمان برای او متوقف شد. مادر و پدر ریحانه هنوز باور ندارند که دخترشان رفته است. فرشته افشون می‌گوید: «اگر این را باور کنم که ریحانه رفته‌، دیوانه می‌شوم. من از آن وقت تا به حال غذاهایی که ریحانه دوست داشته را در خانه نپخته‌ام. نمی‌دانم با جای خالی‌اش چه کنم.» هر جای خانه را که نگاه می‌اندازد نشانه‌ای از دختر از دست رفته‌اش می‌بیند. هر چیز قشنگی که باشد یاد ریحانه را در او زنده می‌کند.
می‌گویند زمان که بگذرد درد التیام می‌یابد،‌ برای فرشته افشون التیامی نیست بلکه از روز اول بدتر هم شده است. دل او آرام نمی‌شود‌، تنها دلخوشی‌اش این است که روزی به ریحانه ملحق شود یا بتواند خواب دخترش را ببیند و با او دوباره حرف بزند. «خیلی سخت است به خاطر کم‌کاری یک یا چند نفر همه زندگیت را از تو بگیرند و بعد همه امیدت این باشد که خوابش را ببینی. این روزها به فکر این بودم برایش عیدی چه چیزی بخرم و حالا نوروز امسال هم باید جای خالی‌اش را تحمل کنم.»

علی سلطان محمدی: اتوبوس حامل خبرنگاران 7 سال بدون معاینه فنی و بدون دفترچه، تردد و کارگر جابه‌جا می‌کرده و این 7 سال پلیس راه، راهداری و پایانه مسافری به این اتوبوس گیر نداده که باید به همه این تخلفات رسیدگی شود

فرشته افشون شاکی است‌، شکایتش را به درگاه الهی برده و معتقد است حق نزد خداوند گم نمی‌شود. نگاه مادر ریحانه به آن دنیاست.
درباره پرونده‌ای که دادگاهش در ارومیه برگزار می‌‌شود هم باز او امیدوار است مدیران خاطی توبیخ شوند. فرشته افشون می‌خواهد دوباره این اتفاق برای هیچ مادری نیفتد،‌ هیچ جوانی از دست نرود و مدیران بدانند توبیخی در کار است،‌ محاکمه‌ای برگزار می‌شود و آنها در برابر کم‌کاری‌هایشان مجازات می‌شوند. اینکه بقیه حواسشان را جمع کنند و خون ریحانه پایمال نشود. چون نتیجه دادگاه هر چه باشد دخترش را به او برنخواهد گرداند.
قطعه نام‌آوران، میعادگاه ماست
واژگونی اتوبوس و از دست رفتن مهشاد، امیدهای زیادی را کشت و زندگی‌های زیادی را به گفته همسرش تیره کرد. در کانون این تیرگی و درد و خشم،‌ پدر و مادرها و همسران مهشاد و ریحانه قرار گرفته‌اند. «زندگی ما عوض شد‌، شرایط روحی ما عوض شد و هرگز به شرایط ابتدایی خود برنگشته و برنخواهد گشت.» او معتقد است گرچه گذر زمان ممکن است باعث کُندی لبه‌های تیز این تیغ عزا و ناراحتی شود با این حال حقیقت این است که همچنان با همین کُندی در وجودشان ساییده شده و زخم خود را به جا می‌گذارد. «این زخمی نیست که التیام پیدا کند و باز خواهد ماند.» علی سلطان محمدی به لحاظ عاطفی بازسازی نشده، او عادت کرده که دلتنگی خود را در قطعه نام‌آوران بهشت زهرا رفع کند. شاخه گلی ببرد،‌ درد دل کند و اشک بریزد. او پیش از این اتفاق عادت داشت بعد از ظهر به بعد از ظهر،‌ صبح به صبح و روز به روز مهشاد را ببیند و برای زندگی‌ آینده‌شان با او برنامه بچیند. این روزهای منتهی به عید، میعادگاه علی با مهشاد تغییر کرده است.
جدی‌ترین مشکلی که او در این پرونده داشت به گفته خودش به بحث‌های کارشناسی غلطی برمی‌گردد که روی پرنده انجام شده بود. اینکه زمانی که هیئت سه نفره،‌ هیئت 5 نفره را به‌عنوان کارشناس قرار دادند،‌ مواردی که آنها مورد بررسی قرار دادند با آنچه خانواده‌ها بر سر آن شکایت داشتند مغایرت داشت. آنها صرفا حادثه را از ابعاد فنی بررسی کردند و جواب فنی دادند و بقیه موارد در گزارششان نبود. هیئت پنج نفره عنوان کردند در زمان واژگونی اتوبوس، ترمز خراب بوده پس مدیریت استانی در این موضوع دخیل نبوده است. در حالی که بحث خانواده‌ها و سایر خبرنگاران حاضر در اتوبوس درباره سوء‌مدیریت روی انتخاب وسیله اشتباه و ناامن بود. از نظر شاکیانِ این پرونده و بیش از همه خانواده دو خبرنگار کشته شده مجموعه برنامه‌ریزی مشکل داشت؛ راهداری علائم درستی نصب نکرده بود، و خودرو در شرایطی در جاده تردد می‌کرد که نباید اجازه می‌داشت. «ما بعد از اینکه جواب کارشناسی 5 نفره منتشر شد در اعتراض به آن در جلسه‌ای در دادسرای ارومیه شرکت کردیم. بعد از آن جلسه آن رای فنی نقض شد و اتفاق مثبتی که افتاد این بود که قرار عدم تعقیب سه مدیر استانی که پیش از این به‌عنوان متهم شناسایی شده بودند لغو شد تا فرایند تحقیق دوباره صورت بگیرد. این آخرین اتفاق قضایی است و به نظر نمی‌آید دوباره اتفاق جدیدی افتاده باشد.»
علی سلطان محمدی با توجه به نقش نهادهای مختلف حاکمیتی انتظار داشت این پرونده طولانی باشد هر چند که به واسطه حضور خبرنگاران رسانه‌های مختلف تصور می‌کرد ممکن است در زمان و موعد قانونی و منطقی کارها انجام شود. «ما می‌گوییم این حادثه آمرانی دارد یعنی بیش از یکی دو نفر مسئول هستند. شرکت سیمان تحت نظر سازمان محیط زیست و یک صنعت آلاینده است. صنعتی که سازمان حفاظت محیط زیست موظف است نظارت‌های سفت و سخت داشته باشد. زمانی که شرکت سیمان ماشین رایگان در اختیار محیط زیست می‌گذارد به نظر می‌رسد به لحاظ اداری فرایند سالمی اتفاق نیفتاده است. علاوه بر آن اتوبوس حامل خبرنگاران 7 سال بدون معاینه فنی و بدون دفترچه، تردد و کارگر جابه‌جا می‌کرده و این 7 سال پلیس راه، راهداری و پایانه مسافری به این اتوبوس گیر نداده که باید به همه این تخلفات رسیدگی شود.»
بیش از یک و نیم سال از واژگونی اتوبوس گذشته است و در این بازه زمانی هنوز نقش و جایگاه افراد و نهادها در این سانحه که به مرگ دو خبرنگار محیط زیست منجر شد،‌ مشخص نشده است. علی سلطان محمدی در کنار پدر و مادر و خواهر مهشاد و خانواده ریحانه صبور و پیگیر است. آنها می‌خواهند عدالت در این پرونده اجرا شود.

دانشنامه‌ای برای رنگین‌بالان طبیعت

| پیام ما | موزه تاریخ طبیعی اشتوتگارت آلمان دانشنامه‌ بالپولکداران ایران با نام «Lepidoptera Iranica» را به همراه به‌روزترین فهرست و اطلاعات پراکنش تمام 4 هزار و 812 گونه‌ شب‌پره‌‌ و روزپرک‌های‌ شناخته شده‌ ایران منتشر کرد. در این پروژه که در قالب کتابی با هفت فصل و حدود ۵۰۰ صفحه منتشر شده و نسخه‌ آنلاین آن به رایگان در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته، در مجموع ۷۳ متخصص پروانه‌شناس از سراسر جهان به‌عنوان پژوهشگر و نویسنده و بیش از ۲۰ پروانه‌شناس دیگر به‌عنوان بازبین و داور همکاری داشته‌اند و اطلاعاتی جالب توجه از این راسته از حشرات را در اختیار پژوهشگران، مدیران و علاقه‌مندان قرار داده‌اند.

 

مدیریت این پروژه که تکمیل آن بیش از ۱۳ سال طول کشیده است، بر عهده‌ پروانه‌شناس ایرانی، دکتر «حسین رجائی» از موزه تاریخ طبیعی اشتوتگارت آلمان و «اُوله کارشولت»، پروانه‌شناس از موزه تاریخ طبیعی دانشگاه کپنهاگ دانمارک بوده است.
این مجموعه علاوه بر ارائه‌ تاریخچه‌ علم پروانه‌شناسی در ایران، تصویری جالب توجه از تنوع گونه‌ای بالپولکداران ایران به دست داده است و حفره‌های شناختی دانش در این حوزه علمی نمایان کرده است. همچنین این پژوهش، با تخمین تعداد گونه‌های ناشناخته‌ی بالپولکدار کشور، تلاش کرده تا راه مطالعات بعدی در کشور را روشن کند.
در راسته‌ بالپولکداران که عموم مردم آنها را به‌عنوان شب‌پره‌‌ها و روزپرک‌ها می‌شناسند، تا به‌حال بیش از ۱۷۰ هزار گونه متفاوت در جهان شناسایی شده و تخمین زده شده که گونه‌های ناشناخته‌ی این گروه دست‌کم چندبرابر این رقم باشند. این در حالی است که تعداد کل مهره‌داران جهان (جمع همه‌ی گونه‌های شناخته شده‌ی ماهی‌ها، دوزیستان، خزندگان، پرندگان و پستانداران) کمتر از ۷۰ هزار گونه است!
بالپولکداران در مجموع بیش از ۳ درصد از کل حیات بر روی کره زمین را تشکیل می‌دهند و از نظر تعداد، دومین راسته‌ی بزرگ حشرات (بعد از سوسک‌های قاب‌بال) محسوب می‌شوند. به‌جز چند استثنا، تقریباً لارو تمام بالپولکداران از گونه‌های گیاهی تغدیه می‌کنند و از این نظر، بالپولکداران بزرگترین گروه جانوران گیاه‌خوار به حساب می‌آیند. این موضوع اهمیت بالای این گروه از حشرات را در حوزه‌ محیط زیست و کشاورزی پررنگ می‌کند.

در راسته‌ بالپولکداران که عموم مردم آنها را به‌عنوان شب‌پره‌‌ها و روزپرک‌ها می‌شناسند، تا به‌حال بیش از ۱۷۰ هزار گونه‌ی متفاوت در جهان شناسایی شده و تخمین زده شده که گونه‌های ناشناخته‌ این گروه دست‌کم چندبرابر این رقم باشند

هر ساله طغیان گونه‌های متعدد بالپولکدار در مناطق مختلف کشور، لزوم شناسایی دقیق و پایش تنوع زیستی این گروه از حشرات را افزایش می‌دهند. علاوه‌ بر آن، شناخت گونه‌های نادر و بومی در کشور، گام اصلی‌ در برنامه‌ریزی‌های حفاظتی به حساب می‌آید. عدم وجود فهرست دقیق و به‌روز از این گروه از حشرات، همانند بسیاری از گروه‌های بی‌مهره دیگر، در ایران سبب شده تا بیشتر برنامه‌های حفاظت از زیستگاه‌ها و یا پروژه‌های کنترل آفات در مزارع کشاورزی یا محیط‌های طبیعی از موفقیت فاصله داشته باشند.
بر اساس فهرست جدیدی که توسط رجائی و همکاران در فصل هفتم این دانشنامه منتشر شده، بعد از ارزیابی و بررسی بیش از ۶۰۰۰ نام بالپولکدار منتشر شده برای ایران، تعداد گونه‌های بالپولکدار در ایران 4 هزار و 812 گونه ذکر شده که از این تعداد ۸۹۲ گونه اندمیک (بوم‌زاد) هستند و تنها در ایران یافت می‌شوند.
در این فهرست، ضمن طبقه‌بندی همه‌ گونه‌ها در سطوح رده‌بندی و بر اساس جدیدترین نتایج داده‌های تبارشناختی (فیلوژنتیکی)، اطلاعات مربوط به پراکنش جغرافیایی هر گونه در سطح استانی ذکر شده است. همچنین سه خانواده و ۱۸۲ گونه‌‌ از بالپولکداران برای نخستین بار از ایران گزارش شده‌‌اند. به‌علاوه چهار گونه و یک زیرگونه‌ جدید برای علم، تعداد قابل توجهی تغییرات تاکسونومیک و رده‌بندی) و نیز تصحیحات علمی و نگارشی بر مطالعات و مقالات قبلی در این مجموعه منتشر شده است.
بر مبنای تحلیل آماری این فهرست، نویسندگان این دانشنامه تخمین زده‌اند که تاکنون تنها در حدود ۵۰ درصد از گونه‌های بالپولکدار ایران شناسایی و فهرست شده‌اند و تعداد کل گونه‌های بالپولکدار کشور احتمالاً به چیزی نزدیک به ۱۰ هزار گونه می‌رسد. این یافته، اهمیت تسریع در مطالعات پایش زیستگاه‌ها، برای شناسایی هر چه بیشتر این گروه از حشرات را افزایش می‌دهد.
بی‌مهرگان؛ گروهی مهم ولی ناشناخته در ایران
حسین رجائی، ویراستار ارشد این دانشنامه، دربارهی اهمیت انتشار چنین مجموعه‌ای می‌گوید: «وقتی فعالان و برنامه‌ریزان حوزه‌ی حفاظت در ایران، از تنوع‌زیستی صحبت می‌کنند، فقط جانوران مهره‌دار و در نهایت برخی گونه‌های گیاهی را مورد توجه قرار می‌دهند و این در بهترین حالت یعنی چیزی در حدود کمتر از ۵ درصد تنوع‌زیستی کشور! در حالی‌که بیش از ۷۰ درصد تنوع زیستی کره زمین (و طبعاً ایران) را بی‌مهرگان و به‌ویژه حشرات تشکیل می‌دهند. از آنجا که بی‌مهرگان در پایین‌ترین لایه‌های هرم غذایی قرار دارند، حیات بسیاری از جانوران دیگر به آنها وابسته‌اند و آسیب به این گروه‌های بی‌مهره، خطر فروپاشی شبکه‌های غذایی را در پی دارد. به همین دلیل عدم توجه به شناخت تنوع‌زیستی بی‌مهرگان و عدم توجه به کاهش جمعیت آنها تأثیراتی عمیق بر اکوسیستم‌ها خواهد گذاشت.»
او اضافه می‌کند: «در کشور ما علم حشره‌شناسی به‌طور سنتی با رشته‌ی کشاورزی گره‌خورده و بیشتر گروه‌های حشرات تنها وقتی مورد توجه و مطالعه قرار می‌گیرند که آفات کشاورزی ‌شده و خسارت بزنند و اساساً برنامه‌های حفاظتی جدی برای حشرات در جریان نیست. در صورتی که حشرات عناصر بنیادین برای سایر بخش‌های تنوع زیستی هستند و تأثیرشان بر بقای گیاهان (مثلاً با گرده افشانی) و بر سایر جانوران (به‌عنوان غذا) غیرقابل انکار است.»

اصغر شیروانی، دانشیار دانشگاه شهید باهنر کرمان: بالپولکداران به تغییر اقلیم و مخاطرات محیط زیستی حساس هستند و جمعیت‌های آنها به سرعت به این تغییرات واکنش می دهند

اوله کارشولت، ویراستار دوم این دانشنامه نیز درباره‌ اهمیت فهرست‌‌ گونه‌های زنده می‌گوید: «امروزه یکی از نمادهای مهم توسعه‌یافتگی، داشتن فهرست دقیق و به روز موجودات زنده در هر کشوری است. فهرست‌ به روز گونه‌ها، بنیادین‌ترین و غیرقابل اجتناب‌ترین ابزار‌ برای تحقیقات تنوع زیستی، مدیریت زیستگاه‌ها، حفاظت و نیز مدیریت موفق آفات هستند. نداشتن چنین فهرست‌هایی، سبب می‌شود تا هر گونه برنامه‌ریزی حفاظتی و مدیریتی از همان ابتدا با بن‌بست مواجه شود و منابع مالی و انسانی هدر بروند و شکست پروژه‌ها حتمی شود.»
او همچنین می‌افزاید: «چنین داده‌های قابل اعتماد و منظمی برای بسیاری از گروه‌های جانوران بی‌مهره و نیز بالپولکداران ایران موجود نیست. تمام فهرست‌های منتشر شده‌ قبلی در مورد بالپولکداران ایران، یا محدوده جغرافیایی کم و یا گروه‌های تاکسونومیک اندکی را پوشش داده‌اند و متاسفانه بیشترشان مملو از خطاها و اطلاعات درهم و برهم هستند.»
رضا ظهیری، پروانه‌شناس ساکن کانادا و یکی از پژوهشگران کلیدی در این پژوهش نیز می‌گوید: «اکنون با انتشار این دانشنامه، تصویر بسیار دقیقی از پیشرفت این حوزه‌ی علمی در ایران داریم و همین، مسیر را برای قدم‌های بعدی در زمینه‌ی تحقیقات پروانه‌شناسی ایران هموار ‌کرده است. در عین حال می‌دانیم که هنوز کارهای زیادی برای انجام داریم. پروانه‌های بسیاری از نقاط کشور هنوز یا مطالعه نشده‌اند و یا بسیار ناقص نمونه‌برداری و مطالعه شده‌اند. ما هنوز حتی یک وب‌سایت که اطلاعات گونه‌های پروانه‌های ایران را در خود گردآوری کند هم نداریم. همچنین بین کلکسیون‌های مرجع ما در ایران با استانداردهای جهانی فاصله‌ی زیادی وجود دارد.»
او معتقد است: «این دانشنامه می‌تواند زمینه‌ای برای تحقیقات عمیق‌تر در حوزه‌هایی نظیر تکامل، پیدایش، گسترش و پراکنش گونه‌های بالپولکدار ایران را فراهم کند.»
همچنین مهدی اسفندیاری، دانشیار دانشگاه شهید چمران اهواز و از نویسندگان این دانشنامه می‌گوید: «منابع علمی، گزارش‌ها و نیز نمونه‌های مرتبط با بالپولکداران ایران بسیار قدیمی‌اند و دسترسی محققان ساکن ایران به بسیاری از این منابع دشوار است و این موضوع، مطالعات علمی را با چالش مواجه کرده ‌است. این دانشنامه‌ی جامع، مشکلات پژوهشگران داخلی را مرتفع می‌کند و سرعت و دقت انتشار مطالب علمی ما را در این زمینه بالا می‌برد. جمع‌بندی دقیق اطلاعات پراکنده موجود در مورد بالپولکداران ایران، دورنمای روشنی از مسیر تحقیقات در این زمینه به دست می‌دهد.»
نقاط داغ تنوع زیستی و نیازهای مدیریتی
نویسندگان در فصلی از این دانشنامه با بررسی‌های آماری، کوشیده‌اند تا تصویری روشن از دانسته‌ها و نیز نادانسته‌های ما در مورد الگوی پراکنش بالپولکداران ایران به دست بدهند. این فصل مملو از نقشه‌‌ها، نمودارها و جدول‌های جالب است که دیدگاه ما را به تنوع زیستی بالپولکداران در ایران به‌کلی دگرگون می‌کند. همچنین این نمودارها نشان می‌دهند که دست‌کم بر اساس داده‌های بالپولکداران، مناطق متعددی در ایران باید به عنوان «نقاط داغ تنوع زیستی» مورد حفاظت قرار گیرند.
رجائی می‌گوید: «مطالعات ما نشان می‌دهد که نقشه مناطق حفاظت شده در ایران دست‌کم با نقشه تنوع‌ زیستی بالپولکداران تطابق ندارد. مناطق حفاظت شده متعددی هستند که دستک‌م بر اساس داده‌های بالپولکداران اصلاً نیازی به حفاظت ندارند و بالعکس نقاطی در کشور هستند که نیاز فوری به برنامه‌های حفاظتی دارند. این برنامه‌ها باید شروع شوند، قبل از آن‌که تعداد زیادی گونه‌ بومی کشورمان را برای همیشه از دست بدهیم.»
اصغر شیروانی، دانشیار دانشگاه شهید باهنر کرمان و از دیگر نویسندگان این دانشنامه نیز می‌گوید: «بالپولکداران به تغییر اقلیم و مخاطرات محیط زیستی حساس هستند و جمعیت‌های آنها به سرعت به این تغییرات واکنش می دهند. اطلاعات بالپولکداران ایران از گذشته تا به امروز که در این دانشنامه گردآوری شده‌اند، از یک سو زیستگاه‌های حاوی تنوع‌ زیستی غنی را مشخص می‌کنند که کمک مهمی برای سیاست‌گذاران عرصه‌ حفاظت از محیط زیست است و از سوی دیگر، چشم‌انداز مطالعات تنوع زیستی را برای محققین روشن‌تر می‌کند.»

۱۲ میلیون متر مکعب آب به تالاب گاوخونی رسید

مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای اصفهان گفت: از یکم اسفندماه تاکنون حدود ۱۲ میلیون متر مکعب آب موجود در رودخانه زاینده‌رود به سمت تالاب گاوخونی جریان یافته است.
به گزارش مهر، حسن ساسانی با اشاره به هدایت سیلاب روزهای پایانی بهمن‌ماه امسال به سمت تالاب گاوخونی، اظهار داشت: با توجه به اینکه بهمن‌ماه مقرر شده بود برای کشت پاییزه کشاورزان شرق اصفهان ۲۱ بهمن‌ماه از سد زاینده‌رود آب رهاسازی شود، زمان بازگشایی آب با بارش‌های مطلوب مصادف شد که به توزیع آب بهتر به اراضی شرق اصفهان به مدت ۱۰ روز کمک کرد.
او ادامه داد: همکاران ما تلاش کردند که مازاد این آب تماماً به سمت گاوخونی هدایت شود و از این رو از یکم اسفند‌ماه تاکنون تمام آبی که در بستر زاینده‌رود موجود است به سمت تالاب جاری شده است.
مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای اصفهان خاطرنشان کرد: از یکم اسفندماه تاکنون بین ۱۰ تا ۱۲ میلیون متر مکعب آب به سمت تالاب گاوخونی جریان یافته است.
ساسانی با اشاره به اینکه در حوضه رودشت از این آب برداشت غیرمجاز صورت می‌گرفت، ادامه داد: با همکاری دستگاه قضا و اداره کل محیط زیست اصفهان از برداشت غیرمجاز جلوگیری شد و این آوردِ میان‌حوضه‌ای کماکان ادامه دارد و آرزو داریم با بارش‌های فروردین‌ماه، حجم آب بیشتری به سمت گاوخونی رهاسازی شود.‌
او اضافه کرد: از تاریخ یک اسفند شبکه‌های آبیاری کشاورزی بسته شده و هر چه آب در رودخانه وجود دارد به سمت تالاب در جریان است.
مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای اصفهان با تاکید بر اینکه آب موجود در رودخانه را کنترل کنیم و بخش عمده آن، آورد میان‌حوضه‌ای است، بیان کرد: برنامه جدول منابع و مصارف به زودی ابلاغ و بر اساس آن سهم هر بخش مشخص خواهد شد؛ پیش‌بینی می‌شود سال آبی کنونی حدود یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون متر مکعب آورد رودخانه باشد که بر اساس آن سهم کشاورزان غرب و شرق اصفهان و سایر بخش‌ها تعیین خواهد شد.
ساسانی افزود: آنچه که آورد میان‌حوضه است و آنچه که در جدول منابع و مصارف برای محیط زیست پیش‌بینی می‌شود، تلاش داریم تمام آن را به سمت تالاب گاوخونی هدایت کنیم.
او درباره زمان بازگشایی آب برای نوبت دوم کشت پاییزه در فروردین‌ماه، خاطرنشان کرد: رهاسازی نوبت دوم آب برای کشت غله شرق اصفهان رابطه مستقیم با بارش‌ها دارد، اگر ابتدایی فروردین بارندگی داشته باشیم احتمال دارد آب دیرتر باز شود.
مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای اصفهان اضافه کرد: تلاش می‌کنیم این جریان آب موجود در رودخانه زاینده‌رود را در فروردین و ایام نوروز حفظ کنیم.
ساسانی درباره خط انتقال آب خرسان، گفت: این خط انتقال آب شرب برای کرمان یزد و اصفهان بوده و جزو مصوبات وزارت نیرو است. کارفرما، شرکت آب نیرو است و مقدمات ساخت سد خرسان در حال انجام است.
او ظرفیت سد در حال احداث خرسان را ۲.۷ میلیارد متر مکعب عنوان کرد و گفت: سد خرسان پاسخگوی تخصیص‌های وزارت نیرو برای این سه استان در حوزه شرب است.
ساسانی همچنین با اشاره به اینکه احداث سد سرداب فریدونشهر ۸۶ درصد پیشرفت فیزیکی دارد، خاطرنشان کرد: با تأمین اعتبار لازم پیش‌بینی می‌شود مهرماه ۱۴۰۲ این سد قابلیت آبگیری خواهد داشت که ظرفیت آن ۴۲ میلیون متر مکعب بوده و برای شرب است.
او با بیان اینکه سامانه دوم آبرسانی به اصفهان بزرگ برای کمبود آب شرب با جدیت در حال انجام است، گفت: خردادماه آینده فاز اضطرار آن وارد مدار می‌شود که بخشی از کمبود آب اصفهان را جبران می‌کند.
مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای اصفهان با اشاره به اینکه طرح انتقال آب بهشت‌آباد سال ۱۳۹۳ به شرکت آب نیروی ایران واگذار شد، خاطرنشان کرد:۲۵۰ میلیون متر مکعب در این طرح برای شرب اصفهان پیش‌بینی شده و این پروژه حذف نشده است. در این دولت به جدی پیگیر این پروژه هستیم تلاش داریم مجوز لازم را برای ادامه کار داشته باشیم.
ساسانی با اشاره به اینکه از محل اعتبارات سفر رئیس‌جمهوری برای آبفا مبالغی برای سامانه دوم و برای بخش تأمین آب شرب اصفهان دریافت کردیم، افزود: این اعتبار سه ساله بالغ بر چهار هزار و ۳۰۰ میلیارد تومان است که مبلغی از آن در تعهدات دولت بوده و یک هزار و۵۰۰ میلیارد از محل تهاتر نفت و هزار میلیارد تومان از محل فروش املاک آب منطقه‌ای خواهد بود که امید است بتوان تا اواسط اردیبهشت به مزایده گذاشته شود.
او اضافه کرد: تاکنون ۳۰۰ میلیارد تومان پول نقد از محل مصوبات سفر برای سامانه دوم آبرسانی اصفهان دریافت شده است.
ساسانی به آخرین وضعیت سد زاینده‌رود اشاره کرد و گفت: حجم امروز سد زاینده‌رود ۳۰۸ میلیون متر مکعب است در حالی که حجم این سد در مدت مشابه سال گذشته ۲۳۸ میلیون متر مکعب و متوسط بلندمدت ۶۸۸ میلیون متر مکعب بوده است.
او بیان کرد: میانگین بارش‌ها در چلگرد سرشاخه اصلی حوضه زاینده‌رود هزار و ۲۷۰ میلی‌متر بوده، در حالی که مدت مشابه سال گذشته یک هزار و ۱۱۳ میلی‌متر و در بلندمدت تا امروز یک هزار و ۳۳ میلی‌متر بوده است. با توجه به بارش‌هایی که در فروردین و اردیبهشت‌ماه در پیش داریم امید است شرایط مناسبی برای تامین نیاز آبی ذی‌نفعان حوضه زاینده‌رود داشته باشیم.

سیلاب بحران در رودهای ایران

|پیام ما|«برای نجات بشر، رودخانه را نجات دهید تا زندگی را نجات دهید». این جمله یکی از شعارهای روز جهانی رودخانه‌ها برای سال 2023 است. روزی که هر سال 14 مارس یا 23 اسفند را به خود اختصاص داده و امسال هم با تاکید بر «حقوق رودخانه‌ها» و تلاش برای تعیین رودخانه‌ها به‌عنوان گنجینه ملی مورد توجه قرار گرفته است. رودخانه‌ها در ایران اما وضعیت مناسبی ندارند و با خشکسالی و تعرضات گوناگون دست و پنجه نرم می‌کنند و آنطور که مهدی فصیحی هرندی، محقق حوزه سیاست‌گذاری و دیپلماسی آب به «پیام ما» می‌گوید، هم از منظر کیفی و هم از منظر کمی در بحران قرار دارند.

 

به گزارش وب‌سایت سازمان بین‌المللی غیرانتفاعی رودخانه‌های بین‌المللی، اولین روز جهانی حفاظت از رودخانه‌ها در مارس 1997 گرامی داشته شد. در اولین کنفرانس بین‌المللی، مردم آسیب‌دیده از ساخت سدها در کوریتیبا، برزیل، همچنین نمایندگان بیش از 20 کشور از ایجاد روز بین‌المللی اقدام علیه سدها و حفاظت از رودخانه‌ها، آب و زندگی حمایت کردند. این روز در 14 مارس به افتخار روز اقدام برزیل علیه سدهای بزرگ برگزار شد و بعد از آن هم ادامه پیدا کرد. به گزارش india today، هدف از بزرگداشت این روز افزایش آگاهی در مورد نابرابری‌ها در دسترسی به آب پاک و همچنین افزایش آلودگی محیط‌های آب شیرین مانند رودخانه‌ها در نتیجه فعالیت‌های آشکار انسانی است. این در حالی است که بیست و ششمین سالگرد روز جهانی حفاظت از رودخانه‌ها، که امسال برگزار می‌شود، روزی برای افزایش آگاهی جامعه در مورد نیاز به حفاظت از رودخانه‌هاست.
بر اساس این گزارش، موضوع روز جهانی اقدام برای رودخانه‌ها در سال 2023، «حقوق رودخانه‌ها» و تلاش برای تعیین رودخانه‌ها به‌عنوان گنجینه ملی است. همچنین شامل تلاش‌های قانونی برای جلوگیری از تبدیل شدن رودخانه‌ها به محل‌ دفن زباله یا فاضلاب هم می‌شود.
امسال جملاتی چون «بدون رودخانه، ما نمی‌توانیم در این جهان زنده بمانیم»، «رودخانه‌ها به ما زندگی می‌دهند»، «آنها به ما کمک می‌کنند تا شکوفا شویم» و « بدون رودخانه، زندگی روی زمین برای انسان ممکن نیست» هم جزو شعارهایی بوده که اهمیت رودخانه‌ها را گوشزد می‌کرده است.

مهدی فصیحی هرندی: حقی برای رودخانه‌ها قائل نیستند و توزیع آب عادلانه نیست. البته اینها مباحث کمی است اما در حوزه کیفی هم موارد گوناگونی وجود دارد. کیفیت آب چه از نظر بهداشتی و چه از نظر شوری و… در شرایط بدی قرار دارد. پساب کشاورزی و انسانی به رودخانه ریخته می‌شود و در حالی که این معضل جهانی است ولی در ایران هم ایراد کیفی و هم کمی بسیار جدی است

کارون، بزرگترین رود ایران
رودهای ایران از نظر مقدار آب و مدت زمانی که آب در آنها جاریست، به دو دسته کلی رودهای فصلی و رودهای دائمی تقسیم می‌شوند. آنطور که ایسنا نوشته، از رودهای دائمی می‌توان به رودخانه ارس، جاجرود، کارون، باهوکلات، زاینده‌رود، زرینه‌رود، کرج، مارون، طالقان‌رود، شاهرود، سفیدرود، تجن، سیروان، اترک، کر، تلخه‌رود، سزار، قزل‌اوزن، حبله‌رود، سیمینه‌رود، قره‌آغاج، زاب کوچک، جراحی، شهرچای ارومیه، باراندوز چای و از رودخانه‌های فصلی می‌توان به هیرمند، هندیجان، قم‌رود، چالوس، سزار لرستان، بنگره لرستان، ماربر و صفارود مازندران اشاره کرد.
رود کارون پرآب‌ترین و بزرگ‌ترین رودخانه ایران است. این رود با طول ۹۵۰ کیلومتر، نه تنها طولانی‌ترین رودی است که تنها در داخل ایران جریان دارد بلکه تنها رود ایرانی است که به آب‌های بین‌المللی و اقیانوس‌های جهان ارتباط دارد. کارون تنها رود ایران است که بخشی از آن قابل کشتیرانی است و آب آشامیدنی ‌شهر اهواز از این رودخانه تامین می‌شود. این رود از یک طرف در خرمشهر از طریق مصب خود به اروند رود -که رودهای دجله و فرات از کشور عراق نیز به آن می‌ریزند- وصل و از طرف دیگر به خلیج فارس و اقیانوس هند مرتبط می‌شود.
بر اساس اطلاعات سازمان حفاظت محیط زیست، رودها همچنین آبشخور دام‌ها حیات وحش و زندگی‌بخش دشت‌ها، تالاب‌ها و دلتاهای پایین‌دست خود هستند. آب رودها در هر بخش از مسیر طبیعی خود، بخشی از زیست‌بوم‌ها و جامعه‌ای از جوامع انسانی را بهره‌مند می‌سازد و آنچه هم به به دریا و تالاب می‌ریزد یا در دشت‌ها فرو می‌رود موجب حفظ حیات محیط‌های ارزشمند آبی یا تغذیه سفره‌های آب زیرزمینی می‌شود.

هدف از بزرگداشت روز حفاظت از رودخانه‌ها، افزایش آگاهی در مورد نابرابری‌ها در دسترسی به آب پاک و همچنین افزایش آلودگی محیط‌های آب شیرین مانند رودخانه‌ها در نتیجه فعالیت‌های آشکار انسانی است. این در حالی است که بیست و ششمین سالگرد روز جهانی حفاظت از رودخانه‌ها، که امسال برگزار می‌شود، روزی برای افزایش آگاهی جامعه در مورد نیاز به حفاظت از رودخانه‌هاست

انتفاع بشر بر ارزش رودخانه پیشی گرفته
وضعیت بحرانی بسیاری از رودهای ایران بر کسی پوشیده نیست و این را می‌توان از شکل و شمایل بسیاری از آنها به وضوح فهمید. مهدی فصیحی هرندی، محقق حوزه سیاست‌گذاری و دیپلماسی آب هم به «پیام ما» می‌گوید: «هیچ یک از رودهای کشور وضعیت نرمالی ندارند اما در این میان حوضه زاینده‌رود، رودخانه هیرمند و رود کارون با سرشاخه‌هایش بحرانی‌ترین رودخانه‌های ایرانند.» او معتقد است که در کارون بحران کیفی اولویت دارد و شاید از منظر کمی این رود پرآب بنظر برسد اما آنقدر کیفیت آب آن آسیب دیده که بهبود آن به سختی ممکن است. او می‌افزاید: «رود موجود زند‌ه‌ای است که خودش را پالایش می‌کند اما این پالایش تا حدی ممکن است. اگر آلایندگی از میزانی بیشتر شود، شرایط بحرانی است و احیای آن دشوار. این اتفاق برای رودخانه زهره هم در حال رخ دادن است. با ساخت سد چم‌شیر تا چند سال آینده وضعیت این رود هم بحرانی خواهد شد.»
او به نقل قولی از احمد حامی، استاد معماری هم اشاره می‌کند: «رودخانه، خانه رود است و اگر خانه رود را خراب کنیم بالاخره یک روزی تلافی خواهد کرد.» رودخانه‌ها در حال تلافی هستند و این را می‌توان به وضوح دید اما ابعاد تخریب آنها بسیار گسترده است. هرندی می‌گوید علاوه بر بحث فنی و تعرضاتی که به رودخانه‌ها، چه در حریم و چه در بستر داریم، بحث تخریب بشرساخت هم جدی است: «نقص قوانین درباره رودخانه‌ها با جدیت رخ داده. قانون حریم و بستر رودخانه‌ها موجود است و آیین‌نامه و قواعدی هم دارد اما مالکیت این بستر و حریم به وزارت نیرو سپرده شده و به نوعی باعث تعارض منافع بین وظیفه و درآمد شده است. رودخانه‌ها برای وزارت نیرو به نوعی منبع درآمد است. بخشی از این درآمد با فروش شن و ماسه، بخشی با اجاره بستر و … تامین می‌شود و بخش دیگر تعرضی است که به روخانه‌ها از طریق سدسازی تحمیل می‌شود و عملا رودخانه با ساخته شدن سد کشته می‌شود.» به گفته او، آیین‌نامه‌ها برای دادن حقابه رودخانه به درستی رعایت نمی‌شود و اولین قربانی این روند رودخانه است: «حقی برای رودخانه‌ها قائل نیستند و توزیع آب عادلانه نیست. البته اینها مباحث کمی است اما در حوزه کیفی هم موارد گوناگونی وجود دارد. کیفیت آب چه از نظر بهداشتی و چه از نظر شوری و… در شرایط بدی قرار دارد. پساب کشاورزی و انسانی به رودخانه ریخته می‌شود و در حالی که این معضل جهانی است ولی در ایران هم ایراد کیفی و هم کمی بسیار جدی است.»
او که مدت‌ها بر روی وضعیت رودخانه زاینده‌رود مطالعه کرده، می‌گوید تحقیقات مدون و فصلی برای رسیدگی به وضعیت رودخانه‌ها وجود ندارد و در تعیین شاخص بررسی هم دچار نقص هستیم: «رودخانه را برای زنده بودن رودخانه اندازه‌گیری نمی‌کنیم. بلکه برای انتفاع بشر، پایش می‌کنیم. آنالیزها و تحلیل‌ها دنبال این نبوده‌اند که بگویند رود رو به مرگ است یا رو به احیا. تا وقتی این رودها جزو هویت جوامع نشوند هیچوقت شرایط درستی نخواهیم داشت. آنچه درباره زاینده‌رود مهم است، این است که این رود هویت مردم شهر شده. این در حالی است که می‌دانیم آب ملی است و قوانین مهم است اما جوامع محلی در آن نقشی ندارند و همین دلیلی است که خود را از آن دور می‌دانند.»

ضرورت اجرای «برنامه ملی مسیر سبز، ایران پاک»

معاون رئیس‌جمهوری و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در نامه‌ای به استانداران سراسر کشور بر اجرای برنامه ملی مسیر سبز «ایران پاک» در آستانه نوروز ۱۴۰۲ تاکید کرد.
به گزارش مهر، در نامه علی سلاجقه به استانداران سراسر کشور آمده است: «پیرو مکاتبه شماره ۴۴۵۲۱/۱۰۰/۱۴۰۰ مورخ ۱۷ اسفند سال ۱۴۰۰ درخصوص برنامه اقدام ملی مسیر سبز-ایران پاک و لزوم جلوگیری از تخریب محیط زیست ناشی از عدم مدیریت اصولی پسماندها به‌ویژه در حاشیه محورهای مواصلاتی، مناطق ساحلی، دریایی و طبیعی، پخش و پراکنش انواع پسماندها

با بسیج همه امکانات و مشارکت همه سازمان‌ها و نهادها و اشخاص حقیقی و حقوقی، طبق برنامه‌ای جامع تحت عنوان مسیر سبز-ایران پاک به منظور اجرای طرح‌های پاکسازی طبیعت، به‌ویژه حاشیه محورهای مواصلاتی شهری و روستایی، تفرجگاه‌ها و زیستگاه‌های طبیعی استان از ۱۵ لغایت ۲۹ اسفندماه برنامه‌ریزی کنید

مانند: پلاستیک، کاغذ، ضایعات و نخاله‌های ساختمانی و بعضاً تخلیه غیرمجاز پسماندهای صنعتی و خطرناک که علاوه بر آلودگی‌های آب و خاک، آثار سوء بهداشتی و تخریب محیط زیست، در گستره وسیعی از سیمای طبیعی و منظرگاه‌های اطراف و اکناف اغلب شهرها، روستاها و رودخانه‌ها که چشم‌انداز و دورنمای نازیبایی را بر دیدگان هر بیننده و رهگذر ایجاد کرده است، این سازمان با تاکید بر اجرای ماده ۷ آئین‌نامه کاهش مصرف کیسه‌های پلاستیکی (مصوب ۲۰/۷/۱۴۰۱ هیأت محترم وزیران) نسبت به اثربخشی قوانین و آیین‌نامه‌های ابلاغی در جامعه مصر است.»
در ادامه نامه گفته شده: «همچنین با عنایت به افزایش سفرها در روزهای پایانی سال، ضرورت دارد استانداران محترم، با استفاده از ظرفیت تمامی دستگاه‌های تحت امر و نیز مکانیسم‌های حقوقی، قانونی و تشویقی در راستای توجه بخشی به مسئولیت قانونی-اجتماعی آحاد جامعه، از طریق رسانه‌های پرمخاطب نظیر مراکز صدا و سیمای استانی و بسیج همه امکانات و مشارکت همه سازمان‌ها و نهادها و اشخاص حقیقی و حقوقی، طبق برنامه‌ای جامع تحت عنوان مسیر سبز-ایران پاک به منظور اجرای طرح‌های پاکسازی طبیعت، به‌ویژه حاشیه محورهای مواصلاتی شهری و روستایی، تفرجگاه‌ها و زیستگاه‌های طبیعی استان از ۱۵ لغایت ۲۹ اسفندماه برنامه‌ریزی کنید تا انشاا… و به یاری خداوند متعال با ایجاد بسترهای لازم و آرام بخش و امیددهنده به استقبال سالی جدید رفته و محیط زیستی پاک و سالم داشته باشیم. از این رو خواهشمند است، با توجه به سابقه و اهمیت موضوع، دستور فرمایید ضمن هماهنگی‌های لازم در کارگروه‌های استانی و متناظر شهرستانی و تدوین اجرای برنامه اقدام این پویش و عزم ملی با مشارکت فعال تمامی سازمان‌ها و ادارات کل موثر، گزارش اقدامات را همراه با مستندات، حداکثر تا ۲۰ فروردین ۱۴۰۲ به این سازمان منعکس کنند.»

۴۵ درصد آبادی‌ها در معرض تخلیه‌اند

عضو هیات علمی گروه جغرافیا دانشگاه فردوسی مشهد با بیان اینکه بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۵ از ۶۲ هزار و ۲۸۴ آبادی دارای سکنه ۲۸ هزار و ۴۲۷ آبادی یعنی ۴۵.۶ درصد در معرض تخلیه هستند، گفت: جمعیت این آبادی‌ها کمتر از ۱۰۰ نفر یا ۲۰ خانوار است و ۴.۶۸ درصد از جمعیت روستایی کشور را به خود اختصاص می‌دهند.

 

تخلیه روستاها از جمعیت یکی از مهمترین چالش‌های کشور در چند دهه اخیر بوده است. برخی از کارشناسان این اتفاق را نتیجه سیاست‌های تمرکزگرایی در توسعه صنعتی می‌دانند و برخی دیگر به عواملی چون خشکسالی و سیاست‌های ناکارآمد در بخش توسعه روستایی اشاره می‌کنند.
مریم قاسمی، عضو هیات علمی گروه جغرافیا دانشگاه فردوسی مشهد، دراین‌باره به «ایسنا» گفت: کاهش جمعیت روستایی طی دهه‌های اخیر پدیده‌‎ای جهانی است. در سال ۱۹۵۰ حدود ۷۰ درصد جمعیت دنیا روستانشین بوده که این رقم در سال ۲۰۰۰ به ۵۳ درصد و در سال ۲۰۲۱ به ۴۴ درصد یعنی بیش از ۲ میلیارد و ۴۰۰ میلیون نفر کاهش یافته است.
به گفته او این نسبت در کشورهای توسعه‌یافته و در حال‌ توسعه یکسان نبوده به طوری که در سال ۲۰۲۱ حدود ۱۹ درصد جمعیت روستانشین در کشورهای توسعه‌یافته و ۸۱ درصد در کشورهای در حال توسعه ساکن بوده‌اند. برآورد شده در سال ۲۰۳۰ حدود ۹۴ درصد جمعیت روستانشین در کشورهای در حال توسعه و تنها ۶ درصد در کشورهای توسعه یافته ساکن باشند.
این استاد دانشگاه ادامه داد: برآوردهای سازمان ملل متحد نشان می‌‎دهد که به دلیل تداوم فرایند شهرنشینی یا مهاجرت روستاییان به شهرها تا سال ۲۰۵۰ حدود ۲.۵ میلیارد نفر دیگر به جمعیت مناطق شهری اضافه شود که حدود ۹۰ درصد این افزایش در آسیا و آفریقا اتفاق خواهد افتاد. در سال ۲۰۲۱، ۴۴ درصد جمعیت قاره آسیا روستانشین بوده‌‎اند.

طی سال‌های ۱۳۴۵ تا ۱۳۹۵ متوسط رشد سالانه جمعیت روستایی کشور همواره روند کاهشی داشته به طوری که با کاهش مداوم نرخ رشد جمعیت روستایی در سال ۱۳۹۵ به منفی ۶۸/۰ رسیده است

قاسمی گفت: کاهش جمعیت روستایی در ایران طی دهه‌های گذشته از شتاب بیشتری برخوردار بوده است. روستانشینی در ایران از ۷۲ درصد در ابتدای قرن گذشته، سال۱۳۰۰، به ۲۶ درصد در انتهای قرن، سال ۱۳۹۵، کاهش یافته است. طی سال‌های ۱۳۴۵ تا ۱۳۹۵ متوسط رشد سالانه جمعیت روستایی کشور همواره روند کاهشی داشته به طوری که با کاهش مداوم نرخ رشد جمعیت روستایی در سال ۱۳۹۵ به منفی ۶۸/۰ رسیده است. برآورد شده که در افق ۲۰۵۰ کشور ایران رتبه دهم دنیا را از نظر کاهش جمعیت روستایی خواهد داشت.
عضو هیات علمی گروه جغرافیا دانشگاه فردوسی مشهد با بیان اینکه جایگاه و اهمیت آبادی‌های کشور چند دلیل دارد، عنوان کرد: بیش از یک‌چهارم جمعیت کشور در سکونتگاه­‌های روستایی زندگی می‌­کنند. بر اساس نتایج سرشماری عمومی ۱۳۹۵ از مجموع ۷۹ میلیون و ۹۲۶ هزار و ۲۷۰ نفر جمعیت کشور، ۲۰ میلیون و ۷۳۰ هزار و ۶۲۵ نفر معادل ۲۵.۹ درصد در نواحی روستایی زندگی می‌­­کنند.
او اضافه کرد: سکونتگاه‌های روستایی سهم قابل توجهی در اقتصاد کشور دارند که بیش از یک‌چهارم است. روستاهای کشور ۲۷.۵ درصد از تولید ناخالص ملی را به خود اختصاص داده‌‎اند. سهم بخش کشاورزی که اقتصاد اصلی روستا بر پایه آن شکل گرفته برابر با ۱۶ درصد GDP برآورد شده است. علاوه بر این سکونتگاه‌های روستایی سهم قابل توجهی در اشتغال کشور دارند به طوری که در سال ۱۳۹۵، ۲۷.۹ درصد از کل جمعیت شاغل کشور معادل ۶ میلیون و ۶۵۸ هزار و ۶۳۷ نفر در مناطق روستایی اشتغال داشته‌اند.
این استاد دانشگاه عنوان کرد: روستاها به واسطه تولید محصولات کشاورزی و دامپروری نقش مهمی در تامین نیاز غذایی جمعیت کشور دارند که ۷۵ درصد محصولات کشاورزی کشور در روستاها تولید می‌شود. بنابراین برای کشوری مانند ایران با جمعیت جوان و رو به رشد که امنیت غذایی از اهمیت بالایی برخوردار است، روستاها کانون اصلی تولید مواد غذایی محسوب می‌شوند.
پیامدهای خالی از سکنه شدن آبادی‌ها
قاسمی با اشاره به اینکه بر اساس آخرین سرشماری، ۶۲ هزار و ۲۸۴ آبادی دارای سکنه در کشور وجود دارد، تصریح کرد: این آبادی‌ها با بهره‌برداری بهینه و حفاظت از منابع محدود آب و خاک، به‌عنوان یک واحد تولید محسوب می‌شوند و خالی از سکنه شدن هر یک از آنها به معنی تعطیلی یک واحد تولیدی است. با تعطیلی هر واحد تولیدی جمعیت تولیدکننده دارای شغل و مسکن به جمعیت مصرف‌کننده فاقد شغل و مسکن در حاشیه شهرها تبدیل می‌‎شوند. بر اساس نتایج عمومی سرشماری ۱۳۹۵ از مجموع ۹۷ هزار و ۵۳۸ آبادی در کشور تعداد ۳۵ هزار و ۲۵۴ آبادی یعنی بیش از یک‌سوم خالی از سکنه بوده‌اند.
عضو هیات علمی گروه جغرافیا دانشگاه فردوسی مشهد گفت: آبادی‌های کشور نه تنها از نظر سهم و وزن جمعیتی بلکه از نظر اقتصادی، اجتماعی و اکولوژیکی نیز در کشور از اهمیت بالایی برخوردار هستند و نمی‌توان نسبت به تحولات جمعیتی آنها بی‌توجه بود. بسیاری از سکونتگاه‌های تخلیه شده طی قرن‌های متمادی، مکانی برای زندگی و تولید بوده‌اند اما طی دهه‌های اخیر این نقاط به نواحی کم‌توان و ناپایدار به لحاظ جمعیتی تبدیل شده‌اند.
همواره بیش از یک‌سوم آبادی‌های کشور خالی از سکنه بوده‌اند
او با بیان اینکه منظور از تخلیه آبادی کاهش شدید جمعیت نواحی روستایی است به طوری که این نقاط از جمعیت تهی ­شوند، عنوان کرد: ترکیب مهاجرت، مرگ‌ومیر بالا و باروری پایین در نهایت منجر به تخلیه اغلب آبادی‌های کشور شده است. در سرشماری­‌های سال‌های ۱۳۶۵ تا ۱۳۹۵ همواره بیش از یک‌سوم آبادی‌های کشور خالی از سکنه بوده‌اند. طی این دوره به ترتیب ۳۷.۱، ۴۵.۹، ۳۰ و ۳۶ درصد آبادی‌های کشور خالی از سکنه بوده‌اند. تخلیه جمعیت آبادی‌‎ها منعکس‌­کننده الگوهای چند دهه مهاجرت مداوم و اثرات ثانویه آن یعنی وقوع پیری در محل و کاهش باروری است.
این استاد دانشگاه بیان کرد: آبادی‌های در معرض تخلیه آبادی‌هایی هستند که دارای نرخ رشد جمعیتی منفی بوده و اغلب دارای جمعیت کمتر از ۱۰۰ نفر هستند. بخش قابل توجهی از مجموع آبادی‌‎های کمتر از ۱۰۰ نفر یعنی بیش از ۵۰ درصد، کمتر از ۲۵ نفر جمعیت داشته‌اند که احتمال تخلیه این آبادی‌ها در آینده بیشتر خواهد بود. حدود یک‌سوم این آبادی‌‎ها مکان/مزرعه هستند.
قاسمی ادامه داد: در سرشماری سال ۱۳۹۵ از ۶۲ هزار و ۲۸۴ آبادی دارای سکنه، ۲۸ هزار و ۴۲۷ آبادی یعنی ۴۵.۶ درصد در معرض تخلیه هستند. جمعیت این آبادی‌ها کمتر از ۱۰۰ نفر یا ۲۰ خانوار است و ۴.۶۸ درصد از جمعیت روستایی کشور را به خود اختصاص می‌دهند. از این تعداد ۱۴ هزار و ۲۷ آبادی کمتر از ۲۵ نفر جمعیت داشته‌اند. در سال ۱۳۸۵ از مجموع ۶۳ هزار و ۹۰۴ آبادی تعداد ۲۸ هزار و ۲۷۹ آبادی یعنی ۴۴.۲ درصد، کمتر از ۱۰۰ نفر جمعیت داشته‌اند. این آبادی‌ها ۴.۵۴ درصد جمعیت روستایی را در خود جای داده‌اند.
عضو هیات علمی گروه جغرافیا در دانشگاه فردوسی مشهد عنوان کرد: متاسفانه برخی با استناد به جمعیت محدود ساکن در آبادی‌های کمتر از ۱۰۰ نفر، در معرض تخلیه قرار گرفتن آنها را چندان حائز اهمیت نمی‌دانند و به این مسئله مهم توجه ندارند که هر یک از این آبادی‌ها هرچند هم کوچک، یک واحد تولیدی محسوب می‌شوند.
او اضافه کرد: این آبادی‌ها از نظر اقتصادی حداقل به میزان نیاز مصرفی ساکنان خود تولید دارند و برای جمعیت ساکن در خود شغل و مسکن فراهم می‌سازند. از نظر اجتماعی ساکنان آن‌ها همان حقی را دارند که ساکنان سکونتگاه‌های بزرگ‌تر دارند و از نظر بهره‌برداری بهینه از منابع در اغلب موارد وجود آبادی‌های کوچک اجتناب‌ناپذیر است، بنابراین تعطیلی هر یک از آنها به معنی تعطیلی یک واحد تولیدی و رها شدن بخشی از آب و خاک کشور و تبدیل جمعیت تولیدکننده دارای شغل و مسکن به جمعیت فاقد شغل و مسکن در حاشیه شهرها است. باید این آبادی‌ها به طور رسمی در برنامه‌های توسعه روستایی دیده شود.

سالم‌ترین آتشکده ایران در حصار معادن سنگ

بیست سال است که برداشت سنگ تراورتن در حریم آتشکده نیاسر، حریم منظری این اثر باستانی را مخدوش کرده و حالا این احتمال وجود دارد که این اثر باستانی به کل نابود شود. با وجود نگرانی فعالان حوزه میراث فرهنگی اما سازمان میراث فرهنگی واکنش‌های ضد و نقیضی داشته است. هرچند مقامات میراث فرهنگی استان اصفهان ادعا کرده‌اند که پیگیر تعطیلی معدن برداشت سنگ تراورتن در حریم آتشکده نیاسر بوده‌اند اما رئیس اداره میراث فرهنگی و گردشگری کاشان گفته که چون مکاتبه‌های قبلی نتیجه نداده، نامه‌نگاری جدیدی صورت نداده است. از طرف دیگر مدیر کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان اصفهان از طرح شکواییه در صورت ادامه پیدا کردن فعالیت معدن در کنار این اثر باستانی خبر داده اما معاون معدنی سازمان صنعت، معدن تجارت استان اصفهان می‌گوید که استعلامی از سوی میراث فرهنگی در این رابطه انجام نشده است. همچنین به گفته معاون معدنی سازمان صنعت، معدن تجارت استان اصفهان و معدن‌کاران، معدن تراورتن برای آتشکده مشکلی ایجاد نمی‌کند و از محدوده آتشکده خارج شده است. این درحالی است که بازدیدکنندگان از حریم این آتشکده روایت متفاوتی دارند. به هر حال با خدشه‌دار شدن حریم منظری این اثر تاریخی و ابهام وضعیت پیگیری‌های حقوقی سازمان میراث فرهنگی در کنار اعتبار 3 تا 4 ساله پروانه بهره‌برداری معدن‌کاوی در کنار این اثر تاریخی نگرانی‌های زیادی را برای زنده نگه داشتن آتشکده دوره ساسانی نیاسر در ۳۵ کیلومتری غرب کاشان و در منطقه ای کوهستانی در ارتفاعات کرکس با خود به همراه داشته است.

 

حریم یکی از کهن‌ترین آتشکده‌های ایران یعنی «آتشکده نیاسر» کاشان گرفتار عملیات معدن‌کاوی است. استخراج سنگ تراورتن علاوه بر آسیب‌های احتمالی، حریم منظری این اثر تاریخی را مخدوش کرده و میراث فرهنگی هنوز نتوانسته حرفش را برای رعایت قوانین حفاظت و حرایم این اثر تاریخی به کرسی بنشاند.
به گزارش ایرنا؛ آتشکده نیاسر در بیست کیلومتری غرب کاشان، سازه‌ای متعلق به اواخر دوران اشکانی یا اوایل دوران ساسانی و یکی از سالم‌ترین و کهن‌ترین آتشکده‌های ایران است که بر بالای یک بلندی سنگی و در جوار چشمه‌ای به نام «اسکندریه» قرار دارد.
در دوران پیش از اسلام بناهایی مثل معابد، آتشکده‌ها و چهارتاقی‌ها را معمولا بر فراز بلندی‌ها و در مجاورت آب‌های روان می‌ساختند و آتشکده یا چهارتاقی نیاسر نیز در مکانی با همین ویژگی‌ها قرار دارد.
آنچه سال‌ها در نزدیکترین فاصله، حریم درجه یک این آتشکده یگانه ایران را نقض کرده و علاوه بر آسیب‌های احتمالی بر پیکر آن، حریم منظری و بصری آن را مخدوش کرده، معدن سنگ تراورتنی است که در شعاع ۶۰ متری اثر فعالیت دارد.
این معدن بیشتر از بیست سال در جوار چهارتاقی نیاسر فعالیت دارد و پروانه آن مطابق گفته‌های معاون معدنی سازمان صنعت، معدن و تجارت استان اصفهان استعلام یا مجوزی از سوی میراث فرهنگی ندارد اما در همه سال‌های گذشته مسئولان و فعالان میراث فرهنگی نسبت به فعالیت و آسیب‌هایی احتمالی آن برای بنای آتشکده نیاسر معترض بوده‌اند.

معاون معدنی سازمان صنعت، معدن تجارت استان اصفهان: معدن سنگ تراورتن نیاسر با روش‌های مکانیزه کار می‌کند و مشکلی برای آتشکده ایجاد نمی‌کند و مسیر دسترسی کامیون‌ها هم مشکلی ندارد و تغییری نخواهد کرد

حریم چهارتاقی نیاسر اسیر عملیات یک معدن تراورتن
آن طور که مقامات میراث فرهنگی استان اصفهان گفته‌اند نامه‌نگاری‌ها، پیشنهادات و پیگیری‌های این نهاد متولی آثار تاریخی برای رعایت قوانین میراث فرهنگی در حریم آتشکده نیاسر از سال‌های گذشته تا این لحظه نتوانسته مشکل را حل کند. اتفاقی که در صورت ادامه داشتن و تمکین نکردن از قوانین میراث فرهنگی کشور، متولیان میراث فرهنگی اصفهان را وادار به شکایت در روزهای آینده خواهد کرد.
به گفته مقامات معدنی سازمان صنعت، معدن و تجارت، پروانه معدن تراورتن نیاسر تا سه یا چهار سال آینده معتبر است و در حالی که از سوی این نهاد گفته می‌شود دغدغه میراث فرهنگی با حضور فرمانداری کاشان، معدن‌کار و میراث فرهنگی کاشان حل شده است، معاون امور هماهنگی عمرانی فرمانداری کاشان از لزوم تعطیلی این معدن در حریم آتشکده نیاسر و میراث فرهنگی اصفهان هم در صورت تمکین نکردن معدن‌دار از قوانین میراث فرهنگی از طرح دعوی در مراجع قضایی می‌گویند.
به گفته رئیس اداره میراث فرهنگی کاشان، این معدن تراورتن، معدنی انفجاری است که به دلیل انفجارها و تردد کامیون‌ها برای حمل سنگ‌ها در مجاورت این اثر ملی با ذات این مکان تاریخی و باستانی در تضاد است. فعالان میراث فرهنگی با بازدید از این مکان تاریخی در روزهای اخیر، نسبت به وضعیت حریم منظری و آسیب‌های احتمالی ناشی از انفجارها و تردد کامیون‌های سنگین حامل سنگ در نزدیک‌ترین فاصله با این یادبود ساسانی هشدار داده و ابراز نگرانی کرده‌اند.
وضعیت در حریم درجه یک آتشکده نیاسر، یک فاجعه است
محمد آقاجانی، فعال و کارشناس میراث فرهنگی با اشاره به بازدیدی که در روزهای گذشته از آتشکده نیاسر داشته و وضعیت تاسف‌بار حریم درجه یک این اثر تاریخی، گفت: «وضعیت در حریم درجه یک آتشکده نیاسر، یک فاجعه بود. اگر بخواهید یک آپارتمان در جوار یک بنای تاریخی بسازید باید از شهرداری و میراث فرهنگی استعلام بگیرید اما تعجب من از این است که این معدن تراورتن چگونه و به چه شکل توانسته در حریم این اثر تاریخی مجوز فعالیت بگیرد یا اینکه همچنان به کارش ادامه دهد؟!» به گفته آقاجانی، معدن انفجاری تراورتن در حریم آتشکده، آسیب‌رسان بوده و علاوه بر این به لحاظ بصری، سیمای منظری اثر مخدوش شده است. این فعال میراث فرهنگی در ادامه گفت: «معدن‌کاران، تپه سنگی که از آن برداشت سنگ می‌کنند را تا حد زیادی گود کرده و پایین رفته‌اند که ممکن است با این وضعیت، مسیر و آب‌دهی چشمه اسکندریه دستخوش تغییر شده باشد که این موضوع نیاز به بررسی کارشناسان دارد.» آقاجانی با بیان اینکه طبق قوانین میراث فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، هر بنایی باید حریمش مشخص شود و هر اتفاقی در آن حریم باید با اجازه و استعلام از میراث فرهنگی باشد، گفت: «میراث فرهنگی باید بر همه اتفاقاتی که در حریم آثار تاریخی می‌افتد نظارت داشته باشد. اگر میراث فرهنگی پیشتر مجوزی برای فعالیت این معدن داده یا نداده، فرقی نمی‌کند؛ باید در هر صورت و در زمان حاضر مانع آن شود.»

رئیس اداره میراث فرهنگی و گردشگری کاشان: از زمانی که به میراث کاشان آمده‌ام مکاتبه‌ای مبنی بر توقف معدن تراورتن نداشته‌ام؛ علت آن هم این بوده که این پرونده از قبل در جریان بوده است و مکاتبات آنقدر در این رابطه روی هم جمع شده که دیگر نیازی به مکاتبه جدید ندارد

معدن با نگاه میراثی در تضاد است
با این وجود رئیس اداره میراث فرهنگی و گردشگری کاشان از خود سلب مسئولیت کرده و درباره معدن تراورتن در حریم درجه یک آتشکده نیاسر گفت: «از زمانی که به میراث کاشان آمده‌ام مکاتبه‌ای مبنی بر توقف معدن تراورتن نداشته‌ام؛ علت آن هم این بوده که این پرونده از قبل در جریان بوده است و مکاتبات آنقدر در این رابطه روی هم جمع شده که دیگر نیازی به مکاتبه جدید ندارد.» این در حالی است که احمد دانایی‌نیا می‌داند این معدن در حریم درجه یک قرار دارد و معدن انفجاری هم تا کیلومترها اثرات خودش را دارد: «بارها تاکید کرده‌ایم که این معدن با نگاه میراثی ما در تضاد است و معاون هماهنگی امور عمرانی فرمانداری شهرستان هم نگاه میراثی ما را تایید کرده است.» در همین رابطه هادی اکبری، معاون هماهنگی امور عمرانی فرمانداری کاشان این موضوع را تایید کرد: «معدن سنگ تراورتن در نیاسر در محدوده شهر و در حریم آتشکده قرار دارد که از سال ۱۳۹۰ ایجاد شده است و باید تعطیل شود.» با وجود این تاییدها و دانستن اهمیت این آتشکده، معدن‌کاوی ادامه دارد و میراث فرهنگی هنوز نتوانسته از فعالیت این معدن جلوگیری کند.
وارد شکواییه حقوقی می شویم
مدیر کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان اصفهان با اشاره به فعال بودن این معدن در بازدیدی که در روزهای گذشته از حریم آتشکده نیاسر داشته، گفت: «اتمام حجت حقوقی کرده‌ایم و اگر این اتمام حجت به سرانجامی نرسد، وارد شکواییه حقوقی می‌شویم تا آنچه قانون است را رعایت کنند.» علیرضا ایزدی با تاکید بر ضوابط میراث فرهنگی ادامه داد: «ما مخالف فعالیت معادن نیستیم و به دوستانی که می‌گویند در اینجا شغل ایجاد کرده‌اند، گفته‌ایم که ما مخالفتی با ایجاد شغل نداریم اما باید ضوابط میراث فرهنگی را رعایت کنند. به هیچ عنوان نباید انفجاری در کنار آثار تاریخی صورت بگیرد و ترددها باید هدفمند و با مسیر مشخص باشد تا بار روی سازه‌ها و فضای تاریخی آتشکده نیاسر نداشته باشد.» به گفته ایزدی، پرونده معدن تراورتن در دست اقدام برای شکایت است و در صورتی که قوانین میراث فرهنگی که جزو قوانین جمهوری اسلامی ایران است رعایت نشود، دایره حقوقی اداره کل میراث فرهنگی اصفهان از طریق مراجع ذیربط اقدام خواهد کرد. این مقام میراث فرهنگی اصفهان با تاکید بر اینکه نمی‌توان تضمین کرد که معدن موجب آسیب به آتشکده نیاسر نشود، گفت: «ممکن است یک انفجار روی یک خط گسلی باشد و این مجموعه را کاملا به ویرانی بکشاند. این یک موضوع علمی است و نمی‌توان تضمینی داد که انفجار یا تردد کامیون‌ها، خسارتی به آتشکده وارد نکنند.» او همچنین گفت که اگر معادن با تکنولوژی روز برداشت سنگ داشته باشند، مانعی وجود ندارد اما اگر بخواهند از مسیر انفجار وارد شوند با آنها به طور قانونی برخورد می‌شود. او درباره تردد کامیون‌ها، رها کردن لاشه سنگ‌ها و از بین رفتن حریم منظری اثر به واسطه برداشت‌های متعدد و پیگیری میراث فرهنگی، گفت: «پیشنهاد کرده‌ایم که مسیر تردد کامیون‌ها هم تغییر کند، چرا که از نگاه ما مسیر موجود مسیر مناسبی نیست.» با این حال او درباره اینکه آیا می‌شود این مسیر را جا‌به‌جا کرد یا خیر گفت: «دوستان به ما گفته‌اند که راهی به غیر از مسیر موجود برای آنها وجود ندارد که اگر چنین است باید آنها معدن را تعطیل کنند. بنا نیست به خاطر رسیدن به ثروتی، یک ثروت چند هزار ساله را از بین ببریم؛ این کار را هیچ عقل سلیمی قبول نمی کند. به ما ارتباطی ندارد و باید ضوابط و حرایم، چه از لحاظ دید و منظر و چه از لحاظ بار و فشاری که به لایه‌های پایینی می‌آورند رعایت شود.»
پروانه معدن تراورتن نیاسر معتبر است
محمد سرجوقیان، معاون معدنی سازمان صنعت، معدن تجارت استان اصفهان نیز درباره نقض قوانین میراث فرهنگی به واسطه فعالیت‌های معدن تراورتن با اشاره به جلساتی که در کاشان و با حضور معدن‌کار و مسئولان میراث فرهنگی کاشان تشکیل شده، گفت: «چهارتاقی نیاسر در محدوده معدن بود که با توجه به دغدغه‌هایی که وجود داشت، با تشکیل جلسات کارشناسی، این تداخل را برطرف کردیم تا میراث فرهنگی به راحتی پیگیر سند شود. محدوده معدن با محدوده آتشکده تداخل داشت و به همین دلیل آن را از محدوده آتشکده خارج کردیم تا مشکلی برای مباحث میراث فرهنگی نباشد.» به گفته او معدن سنگ تراورتن نیاسر با روش‌های مکانیزه کار می‌کند و مشکلی برای آتشکده ایجاد نمی‌کند و مسیر دسترسی کامیون‌ها هم مشکلی ندارد و تغییری نخواهد کرد. او در حالی ادعا کرده که محدوده آتشکده از محدوده معدن جدا شده است که فعالانی که از این حریم بازدید کرده‌اند، چیز دیگری می‌گویند.
به گفته سرجوقیان در حال حاضر محدوده آتشکده خارج از محدوده پروانه بهره‌برداری قرار دارد و معدن تراورتن نیاسر پروانه آن تا سه الی چهار سال آینده معتبر است. به گفته سرجوقیان صدور پروانه معدن تراورتن در حریم آتشکده نیاسر پیش از سال ۱۳۸۴ انجام گرفته است و استعلامی از سوی میراث فرهنگی در این رابطه انجام نشده است. او در این رابطه ادامه داد: «پروانه معادن از سال ۸۴ به این سو استعلام‌های لازم را دارند اما پروانه معدن تراورتن نیاسر، قدیمی‌تر است که در جلسات اخیر با میراث فرهنگی کاشان و معدن‌کار مشکل آن را حل کرده‌ایم.» او در پاسخ به اینکه چرا هنوز میراث فرهنگی استان و کاشان در رابطه با معدن تراورتن نیاسر و نسبت به نقض قوانین میراث فرهنگی معترض است، گفت: «اگر میراث فرهنگی در این رابطه شاکی و معتقد است عملیات این معدن موجب تخریب می‌شود، می‌تواند در مراجع قضایی طرح دعوی کنند تا پروانه معدن باطل شود.»

جنگل ز پای افتاد

جنگل‌ها و مراتع کشور مشکلاتی دارند که همه ساله استمرار می‌یابد. از این رو هر ساله اندازه و توان این منابع کاهش پیدا می‌کند، فشار بر آنها افزایش می‌یابد و سرعت احیا و بازسازی آنها، بسیار کمتر از روند تخریب و فرسودگی‌‌شان می‌شود. آمارها و مشاهدات بیانگر این است که جمعیت روستاهای حوزه‌های جنگلی و مراتع ییلاقی به شدت افزایش یافته و فشار بیرونی برای جلوگیری از اجرای قوانین منابع طبیعی هم به آن دامن زده است.

 

مشکلات عمومی‌ اقتصادی کشور، انواع بهره‌برداری غیرمجاز در بستر منابع طبیعی را دامن زده و انجام وظیفه برای محافظان و جنگلبانان را مشکل‌تر کرده است. به علاوه تضعیف سامانه‌های طبیعی به طغیان آفات و بیماری‌های گیاهی منجر شده است. پرداختن دقیق به مسائل جنگل و مرتع کشور و بررسی نقش و سهم مدیریت آن از ظرفیت این نوشتار خارج بوده و نیازمند کار تیمی‌ و فرصت طولانی‌تری است؛ آنچه در پی می‌آید تنها مروری کوتاه بر تعدادی از اتفاقات سال 1401 در بخش جنگل‌ها و مراتع و تحلیل مختصری از عملکردهای مدیریت این بخش است.
1- پتروشیمی‌ میانکاله
سال 1401 برای منابع طبیعی با داستان پتروشیمی‌ میانکاله آغاز شد. باز هم تکرار همان داستان همیشگی تغییر کاربری جنگل‌ها و مراتع به بهانه توسعه؛ این بار اما نوبت به مراتع روستای حسین آباد بهشهر و پروژه پتروشیمی ‌میانکاله رسید. با آنکه با موافقت مقامات محلی و با در اختیار گرفتن عرصه مرتع کار پروژه با تسطیح عرصه و محصور کردن آن عملا آغاز شده بود؛ کنشگران منابع طبیعی و محیط زیست کارزار همه جانبه شدیدی را در رسانه‌ها به راه انداختند و به این ترتیب یک دو قطبی واقعی هم در جامعه و هم در دستگاه دولتی شکل گرفت. از آنجایی که این مراتع در چند کیلومتری پناهگاه حیات وحش میانکاله قرار دارند سازمان حفاظت محیط زیست با انگیزه بیشتری پا به میدان گذاشت و مخالفت صریح رئیس آن سازمان کفه ترازو را به سمت مخالفان پروژه پتروشیمی‌ سنگین‌تر کرده و سرانجام سبب توقف فعالیت آن شد. تجربه نشان داده که باید منتظر راند بعدی این مبارزه ماند.

متاسفانه کمتر مشاهده شده که معدن‌کاوان پس از بهره‌برداری از معدن به ترمیم و بازسازی طبیعت تخریب شده بپردازند یا در بهره‌برداری، اصولی را رعایت کنند که تخریب کمتری به همراه داشته باشد

2- رئیس دیگری برای سازمان منابع طبیعی
روز دوشنبه 30 خرداد 1401 وزیر جهاد کشاورزی طی حکمی‌ عباسعلی نوبخت را به‌عنوان سرپرست سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور منصوب کرد. با این انتصاب سنت میانگین دو سال و اندی عمر ریاست در سازمان منابع طبیعی حفظ شد. رئیس جدید که تا چندی قبل معاون امور جنگل سازمان بود به تدریج تغییرات گسترده‌ای در معاونان سازمان و مدیران کل ستادی و استانی ایجاد کرد. با آنکه عمده تغییرات از داخل سازمان منابع طبیعی بوده است اما چند انتصاب عجیب از بیرون مجموعه حتی سبب رنجش حامیان ایشان نیز شد. تجربه نشان داده تغییر و تحولات این چنینی معمولا چند ماهی بلاتکلیفی و رکود را بر جای خواهد گذاشت.
3- برداشت درختان شکسته–افتاده جنگل
در شهریورماه 1401 نامه‌ای با امضای رئیس سازمان منابع طبیعی منتشر شد که در آن با استناد به درخواست رئیس سازمان مدیریت بحران کشور دستور تشکیل گروه کارشناسی فنی برای نشانه‌گذاری و برداشت درختان افتاده و خمیده حریم مسیل‌ها و جاده‌های جنگلی صادر شده است. این بخشنامه غیرقابل انتظار حتی طرفداران رئیس سازمان را غافلگیر کرد و آنها ابتدا واقعیت وجود نامه را انکار کردند ولی پس از انتشار تصویر نامه دستگاه‌های دیگر را مسبب صدور این بخشنامه دانسته و از او به علت عدم مقاومت در برابر آن گلایه کردند! کارشناسان دستگاه اجرایی نیز بعضا علی‌رغم باورشان این دستور را به اجرا گذاشتند! سابقه نشان داده این موضوع هم همچنان مورد بحث موافقان و مخالفان قرار گرفته و هر یک دلایلی برای بر حق بودن نظر خود بر خواهند شمرد.
4- طرح کاشت یک میلیارد نهال
نخستین بار در آبان‌ماه سال 1401 بود که طرح کاشت یک میلیارد نهال توسط وزارت جهاد کشاورزی و سازمان منابع طبیعی رسانه‌ای شد اما اوج گفت‌وگوها دراین‌باره در زمستان سال جاری و به‌ویژه نزدیک شدن به هفته منابع طبیعی و روز درختکاری صورت گرفت.
مخالفان این طرح پرسش‌های متعددی مطرح می‌کردند و مسئولان اطمینان می‌دادند که همه موارد در این طرح قبلا مطالعه شده و همه جوانب در نظر گرفته شده است. حتی سازمان منابع طبیعی در اینترنت سایتی به راه انداخته و اطلاع‌رسانی بیشتری کرده اما ابهامات همچنان باقی مانده است.
منتقدان می‌گویند در حالی‌ که بنا بر اعلام مسئولان میانگین تولید نهال در نهالستان‌های دولتی در 44 سال گذشته 15 میلیون اصله نهال بوده چگونه می‌توان در شرایط کمبود بودجه و فرسوده شدن نهالستان‌ها آن را به رکورد 250 میلیون اصله نهال آن هم در چهار سال متوالی رساند؟ به علاوه این تعداد نهال قرار است در کدام عرصه بدون معارض کاشته و نگهداری شود؟ و مسئولان در پاسخ می‌گویند این طرح قرار است با مشارکت مردمی‌ و فعال‌سازی امکانات همه دستگاه‌ها صورت گرفته و تنها به اعتبارات و امکانات بخش منابع طبیعی و حتی دولتی متکی نیست. طبق معمول برای راستی‌آزمایی این ادعا، دست‌کم باید یک سال منتظر ماند!
5- طرح جایگزین برای طرح جنگلداری
انتظار برای تهیه طرح جایگزین به شش سال رسیده است! در برنامه ششم توسعه مقرر شده بود که طرح‌های جنگلداری شمال کشور متوقف شده و طرحی جایگزین برای مدیریت این جنگل‌ها تهیه و اجرا گردد. متاسفانه سازمان منابع طبیعی با هزاران کارشناس که ده‌ها تن از آنان دارای درجه تحصیلی دکترا هستند؛ پس از گذشت این همه سال هنوز یک واحد آزمایشی از طرح جایگزین مورد نظر قانون را تهیه و اجرا نکرده است! در پاسخ به انتظارات جامعه جنگل کشور و در ابتدای سال مسئولان سازمان منابع طبیعی، تهیه و اجرای طرحی به‌عنوان فنی-حفاظتی (در اصل خلاصه همان طرح‌های جنگلداری سابق) را نوید دادند که تا انتهای سال به جایی نرسید. قطعا پرداختن به داستان ملال‌آور طرح جایگزین از حوصله خوانندگان خارج است اما رها کردن مدیریت جنگل و پاره کردن رشته استمرار آنان عوارض بسیاری به دنبال داشته که خسارتی جبران‌ناپذیر است؟ آیا این انتظار در سال پیش رو به پایان می‌رسد؟
6- جنگل‌های زاگرس
با پیگیری نمایندگان مجلس در دولت قبل (دوازدهم) کمیته ملی راهبری حمایت از جنگل‌های زاگرس به ریاست معاون اول رئیس‌جمهوری و با ترکیبی از دستگاه‌های مختلف تشکیل و دو جلسه در آن دولت برگزار شده است. فعالیت کمیته در دولت سیزدهم ادامه یافته و تاکنون یک جلسه هم در این دولت برگزار گردیده است. حاصل این جلسات تهیه سند راهبردی، تعیین وظایف برای دستگاه‌های مختلف و تعریف پروژه بوده اما در عمل ظرفیت موثر جدیدی برای جنگل‌های زاگرس ایجاد نشده است. آیا نمایندگان کنونی اهالی زاگرس سرنوشت این تصمیمات را دنبال خواهند کرد؟
در مهر سال 1401 و از سوی معاون امور جنگل، تهیه و تدوین طرح جنگلداری اجتماعی و اجرای آن به طور آزمایشی اطلاع رسانی شد. بنا به آنچه اعلام شده در این طرح از مشارکت دانشگاهیان و مراکز تحقیقاتی استان‌ها استفاده شده و وعده اجرایی شدن آن به نیمه دوم سال آینده موکول شده است. در نقد این طرح در شبکه‌های اجتماعی بر ضرورت استفاده از متخصصان علوم اجتماعی تاکید شده که گویا در حد تعیین تسهیلگر عملیاتی شده است. از دلایل تاخیر در عدم پیشرفت طرح به ناآرامی‌های شش ماهه دوم سال اشاره شده است.
7- خیزش معدن‌کاوی
از جمله اخباری که انعکاس زیادی در جامعه منابع طبیعی و محیط زیست کشور داشت؛ خبر مزایده بیش از 5000 معدن در جنگل‌ها و مراتع کشور بود. متاسفانه کمتر مشاهده شده که معدن‌کاوان پس از بهره‌برداری از معدن به ترمیم و بازسازی طبیعت تخریب شده بپردازند یا در بهره‌برداری، اصولی را رعایت کنند که تخریب کمتری به همراه داشته باشد.
این موضوع البته فراتر از معدن‌کاوان است و نیازمند اقدامات آموزشی در دانشگاه‌ها و تدوین قوانین و مقررات مورد نیاز است. اما آنچه مشاهده می‌شود درجه تخریب طبیعت توسط معدن‌کاوی در ایران از حد تصور خارج است!
8- مجوز تله‌کابین
در فقدان راهبرد و برنامه ملی جنگل، بسیاری از شهرهای شمال کشور متقاضی احداث تله‌کابین شده‌ و گاه مانند تله‌کابین ناهارخوران گرگان اقدامات اولیه‌ای را نیز انجام داده‌اند؛ حتی اگر هیچ توجیه معقولی هم نداشته و از طرف متخصصان ارزیابی محیط زیستی نادرست اعلام شده باشد.
اما در سال 1401 و بالاخره پس از سال‌ها، پروژه تله‌کابین کبودوال در علی‌آباد گرگان موفق به دریافت مجوزهای لازم شده است؛ تنها می‌توان آرزو کرد که کمترین تخریب در طول مسیر و به خصوص در مقصد و در روی یال زیبای‌ هارون صورت گیرد.
9- مرتع‌کاران
بخش مرتع در سال 1401 با وضعیت پیچیده‌ای روبه‌رو بوده است. از یک طرف خشکسالی سبب سه میلیون تن کاهش تولید علوفه در مراتع کشور شده و از طرف دیگر گرانی گوشت، به وسوسه افزایش چرای دام مجاز و غیرمجاز دامن زده است. کمبود تخصیص اعتبار در بخش دولتی دست آنان را در هرگونه اقدام اصلاحی در افزایش تولید و بالا بردن ظرفیت مراتع بست اما با این همه کارشناسان و مدیران بخش معتقدند که حتی در این شرایط هم عملکرد قابل قبولی داشته‌اند.
آنها در گزارش کار خود به بازنگری و اصلاح قرارداد طرح‌های مرتعداری؛ پیش‌بینی احداث سرپناه در مناطق عشایری؛ تهیه طرح‌های مرتعداری و احاله مدیریت آن؛ تمدید پروانه چرا؛ عملیات بیولوژیک و بیومکانیک؛ و مواردی از این دست اشاره کرده و شواهدی از مشارکت موفقیت‌آمیز دامدارن در اصلاح و احیای مراتع برشمرده‌اند. قطعا ساز و کار قانونی برای امکان مشارکت واقعی دامداران توانمند در مدیریت بهینه مراتع گره‌گشا خواهد بود. بارش‌های نیمه دوم سال به حد نرمال بسیار نزدیک شده و امید است با بارش‌، سیاست‌های واقع‌بینانه خشکسالی اعتباری و مالی نیز پایان یافته و این مانع هم از سر راه بخش جنگل و مرتع برداشته شود.