ممنون که ما را تحمل میکنید!
راستش را بخواهید، گاهی خودمان هم حرصمان درمیآید. ما هم از شنیدن اینهمه خبر بد حالمان بد میشود، از دیدن نابسامانیها، فسادها و ادعاهای نادرست ناراحت میشویم
۱۶ مرداد ۱۴۰۲، ۲۱:۳۳
راستش را بخواهید، گاهی خودمان هم حرصمان درمیآید. ما هم از شنیدن اینهمه خبر بد حالمان بد میشود، از دیدن نابسامانیها، فسادها و ادعاهای نادرست ناراحت میشویم. ما هم مثل همهٔ شهروندان، شرایط بد اقتصادی جامعه نگرانمان میکند و از نگاه کردن به آینده واهمه داریم. از رنج مردمان رنج میبریم و از اینکه کاری جز نوشتن از دستمان برنمیآید و نمیتوانیم رنجی از دوش مردم جامعه کم کنیم، در تقابل با حس ناامیدی مغلوب میشویم. البته گاهی لحظههایی هم هست که از شنیدن خبری خوشحال میشویم، هرچند کم ولی همین امیدهای کوچک وجود دارد.
شاید خودمان بهتر از همه میدانیم که گاهی مخاطبان از نوشتههای ما عصبانی میشوند؛ از آنچه نوشتهایم و البته از آنچه ننوشتهایم (یا نتوانستهایم که بنویسیم!) بسیاری مواقع ما محتوایی نداریم که مخاطبانمان علاقه دارند بشنوند و بسیاری مواقع حرفهمان اقتضا میکند نقلقولها و مطالبی را منتقل کنیم که خوشایند هیچکس نیست. اما این شغلی است که انتخاب کردهایم و سختیهایش را هم به جان خریدهایم. امروز که روز خبرنگار نام گرفته است، بسیاری از اطرافیان و آشنایان به ما تبریک میگویند. هرچند تبریک روزی که به مناسبت شهادت یک خبرنگار (شهید محمود صارمی) به دست طالبان نامگذاری شده، بیمعنی است و این تبریک را به حساب لطف و صفای اطرافیان مینویسیم. اما شاید بهعنوان یک خبرنگار گاهی هم باید از جامعه و مخاطبانمان عذرخواهی کنیم. عذرخواهی از اینکه نتوانستهایم آنطور که انتظار میرفت، صدای جامعه باشیم. از اینکه گاهی بخشی از جامعه را نادیده گرفتهایم، گاهی آنچه را که باید نتوانستهایم بنویسیم و گاهی برای گذران زندگی، مجبور به سکوت بودهایم. ما هم مانند همهٔ آدمها اشتباه کردهایم و اشتباه میکنیم و شاید بد نباشد به خاطر همهٔ ناخوشیها و ناخوشایندهای شغلمان از مخاطبانمان عذرخواهی کنیم.
امروز روز خبرنگار است، ما جزئی از جامعه هستیم و قرار است زبان گویای جامعه باشیم. قرار است از شفافیت، صداقت، ظرفیت پذیرش انتقاد، قبول مسئولیت و پاسخگویی بنویسیم و بگوییم و این ارزشها را در جامعه تقویت کنیم. پس شاید بد نباشد که امروز به مخاطبانمان بگوییم: «ببخشید که گاهی مجبورید ما را تحمل کنید!» و «ممنون از اینکه همراه ما هستید!»
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
شیبها، بحران پنهان اراضی گلستان
نگاهی به نمایش «پایان آن شب»
تابش نور تازه بر صحنه تئاتر
بازسازی یا بازتولید شکنندگی؟
به بهانه روز روابطعمومی
روابطعمومی توسعهگرا؛ پلی برای پیشرفت سازمان و جامعه
و شهر، میانِ دفترهای ناتمام پیر شد
باز هم همان قصه هر سال زایندهرود
۱۶ می؛ روز جهانی همزیستی مسالمتآمیز: ضرورتی برای جهان امروز
«عادی سازی» با کدام استدلال؟
بلاتکلیفی دانشآموزان در سایه جنگ
کنکوریها در انتظار یک تاریخ قطعی
پیام رئیس سازمان حفاظت محیط زیست به مناسبت روز جهانی پرندگان مهاجر؛
تأکید بر حفاظت از زیستگاهها و آسمانی امن برای پرندگان
وب گردی
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر بیشتر
بیشترین نظر کاربران
خیابان؛ عرصه مشترک یا میدان تقابل؟
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید