عکس نوشت

منتشر شده در صفحه صفحه‌آخر | شماره ۵۴۹

گیج و منگ هستم اینقدر حرف دارم که اصلا نمیدانم به کى بگویم ،بعضى وقت ها که به آن روزهای بودنت فکر میکنم دلپیچه میگیرم می خواهم بالا بیاورم تمام تو را بر خشکسالی جهانم،خسته ام از اعتماد بیخودم ،خسته از این اوضاع در هم بر هم از این که ندانی کجای زندگى ایستاده ای از این که بترسى، از این حس لعنتى که اصلا نمی دانی  که تا کى با خودت است، اصلا قرار هست تمام شود!؟! یا نه دارم ذره ذره تمام می شوم ،من خودم از این حال و روز مسخره ام خسته شده ام نمیدانم چطور می شود یک حس اینقدر ادامه داشته باشد؛ نمی دانم، اما انگار این روزها بیشتر می خواهم کاش نبودی، تا لجن های مانده از  یادت برود از جانم.

 

 

عکس: یاسر خدیشی

15

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :