فقر و تغییر اقلیم

شنبه 07 خرداد 1401

در برهه کنونی، تغییر اقلیم جدی‌ترین تهدید برای امنیت انسانی و امنیت بین‌الملل تلقی می‌شود. بحرانی که شدت و تأثیر آن روزبه‌روز افزایش می‌یابد. اگر فقر، مبتنی بر میزان دسترسی افراد به منابع مورد نیاز اعم از آب و خوراک و پوشاک و سرپناه و … تعریف شود، می‌تواند اصلی‌ترین پیامد اجتماعی تغییر اقلیم در نظر گرفته شود. هرچند که در مفهوم عام، فقر نسبی متناسب با فرهنگ و شرایط اجتماعی هر کشور تعاریف و روش‌های متفاوتی دارد و چالش‌های محیط زیستی و متعاقب آن محرومیت از برخی منابع می‌تواند به وضعیت پیشین دامن زده یا بستر نوینی برای فقر ایجاد کند. تغییر اقلیم و تغییر در وضعیت زندگی، خواه‌ناخواه وضعیت اقشار مختلف جامعه را که از پیش آمادگی پذیرش شرایط جدید را نداشته‌اند، تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

هرچند که این مسائل در کشورهای کم‌برخوردار با کشاورزی‌های توسعه‌نیافته یا درحال‌توسعه که منابع آب کافی و امنیت غذایی و رفاه اقتصادی ندارند، آثار سو بیشتری دارد. مؤلفه‌های مستقیم و غیرمستقیم فراوانی سبب می‌شوند تا اقشار ضعیف و کم‌درآمد زندگی دشوارتری پیش رو داشته باشند. بالطبع نخستین اثر تغییر اقلیم بر زندگی روستاییان و خانوارهایی که زندگی آنها به طبیعت و کشاورزی وابسته است، رویت می‌شود. آثار تغییر اقلیم مانند نوسانات بارش و خشکسالی و کم‌آبی در برخی مناطق جهان سبب فقدان بسیاری مشاغل مرتبط با کشاورزی و زندگی روستایی شده و فقدان شغل، سبب روی‌آوردن به مشاغل کاذب و مهاجرت و حاشیه‌نشینی در شهرهای بزرگ می‌شود. این مسئله در کشورهای با کشاورزی غیرعلمی و پرمصرف از لحاظ منابع آبی و کشورهایی که صنایع آنها متکی بر مصرف آب بالا است به معنای کاهش حجم ذخایر آب زیرزمینی و آسیب‌پذیری بیشتر است. البته فقر ناشی از تغییر اقلیم فقط به زندگی اقشار ضعیف جامعه محدود نمی‌ماند، کاهش سطح تولید محصولات کشاورزی منجر به افزایش قیمت آنها می‌شود. کاهش قدرت خرید و نامتناسب بودن درآمد با مخارج و روی‌آوردن به مشاغل دشوارتر با صرف زمان بیشتر به‌علاوه محدودیت منابع آب سالم و ناامنی غذایی و سایر پیامدهای تغییر اقلیم شرایط را برای فقیر شدن سایر اقشار جامعه نیز مهیا می‌کند. همان‌طور که واضح است، تغییر اقلیم می‌تواند عامل فقر باشد. از سوی دیگر فقر هم می‌تواند برنامه‌ها و طرح‌ها و سیاست‌های کاهش آثار تغییر اقلیم را با مشکل مواجه کند. فقر و کاهش رفاه اجتماعی و معضلات اقتصادی افزایش جمعیت حاشیه‌نشین، آوارگان و عواقب مهاجرت و مشکلات فرهنگی ناشی از آن و نبود دسترسی همه اقشار به تحصیلات و ناآگاهی درباره تغییر اقلیم و سایر مخاطرات محیط زیستی امکان تاب‌آوری در مواجهه با این چالش را کاهش می‌دهد. بدون شک کشورهای بدون برنامه و راهکار از تأثیر تغییر اقلیم روی فقر و اثر متقابل فقر روی تغییر اقلیم بیشتر آسیب می‌بینند. زیرا اقتصاد متناسب با تغییر اقلیم برای آنها تعریف نشده است. هر کشوری باید با توجه ‌به موقعیت خود پیش از آن که چالش تغییر اقلیم به بحران مبدل شود، برنامه‌هایی برای توانایی بازیابی پس از افول و سازگاری با شرایط جدید داشته باشد. راهکارهایی که با کاربست آنها کمترین آسیب متوجه شهروندان شود. تاب‌آوری مردم باتوجه‌به آیین و رسوم و فرهنگ و درنظرگرفتن تبعیض‌ها ارتقا یابد. به زنان در تصمیم‌گیری‌ها و تدوین سیاست‌ها فرصت داده شود تا نابرابری‌های جنسیتی تشدید نشود و با برنامه‌ریزی‌های دقیق و عادلانه تا حد ممکن آسیب‌های اجتماعی کاهش یابد. همان گونه که مبارزه با فقر در زمره مسائل و اهداف بلندمدت هر جامعه‌ای قرار می‌گیرد، برنامه‌های جامع تاب‌آوری در مقابل تغییر اقلیم برای جلوگیری از فقر نیز برنامه‌هایی بلندمدت خواهند بود. بدون شک تدوین و اجرای چنین سیاست‌هایی چه در عرصه داخلی و چه بین‌الملل بر عهده دولت‌ها است. هرچند که نمی‌توان منکر نقش مردم و آگاهی‌های اجتماعی در شکل‌گیری سازوکارهای متناسب با شرایط رشد آگاهی‌های اجتماعی از تغییر اقلیم و پیامدهای آن و درک صحیح قانون‌گذاران و مجریان قوانین و توجه مدیران شهری به این مفهوم، میزان آسیب‌پذیری شهروندان را کاهش می‌دهد.

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.