عباس قادری و روایت 37 سال دوری از صحنه: گفتند آهنگ‌هایت را دوست داریم اما مجوز نمی‌دهیم

منتشر شده در صفحه زرد | شماره 612

عباس قادری و روایت 37 سال دوری از صحنه:
گفتند آهنگ‌هایت را دوست داریم
اما مجوز نمی‌دهیم

تماشاگران امروز: خودش وقتی می گوید «کوچه بازاری»، هیچ تواضع یا شرم یا حقارتی در کلام اش نیست کیف می کند. می گوید برای مردم خوانده و مردم دوستش دارند. می گوید مردم توی خیابان می بینندش و بغلش می کنند و می بوسندش می گوید حتی آقای مدیر که نمی توانسته به او مجوز بدهد هم کارهایش را گوش می کرده. حتی آنها که مامورش بوده اند. واقعیت را نمی شود انکار کرد. عباس قادری خواننده قدیمی این مملکت برای چند نسل صدایی آشناست. حتما خیلی ها بوده اند که با ترانه هایش حال نمی کرده اند. حتما خیلی ها می گویند که کارهایش واجد هیچ هنر و ارزشی نیستند. که موسیقی و ادبیات شان سخیف است خالتورند همه آن عباراتی که شنیده ایم و برایمان آشناست کسی نمی خواهد بگوید بوتیچلی است فرانک سیناترا که نیست. کسی اینها را که نمی تواند بگوید. اما واقعیت را هم نمی شود انکار کرد. بالاخره بخش بزرگی از این مردم ترانه های او را شنیده اند و لابد ساعتی با آن خوش بوده اند یا حتی اشکی ریخته اند. این که می گوید در عروسی امیر قلعه نویی و کریم باقری و ایکس و ایگرگ بوده و برایشان خوانده، معنی اش این است که هنوز برای خیلی ها محبوب است و با صدایش کیف می کنند. همین آقای عباس قادری که خیلی ها هم او را از مظاهر موسیقی سبک و عامیانه می دانند. باشد. به خودش بگویی مخاطب ات عوام هستند خیلی هم کیف می کند و مخالفتی هم ندارد. معلوم است که دلش می خواهد ارزش کارهایش را بالاتر ببرد و بگوید چیزی از پاپ خوان ها و سلبریتی های استیج کم ندارد. بگوید. قبول کنیم یا نکنیم او جادی خودش را دارد. با همان «زیارت» و «بزنم به تخته» و «بدنام» آنقدر شنیده شده که نیاز به اصرار نداشته باشد. کافی است برای عکاسی به پیاده روی مقابل دفتر ببریمش تا ببینیم که چطور ماشین های عبوری با دیدن اش روی ترمز می زنند تا ابراز عشق و اراداتی بکنند.
عباس آقای قادری که حالا همه تمنایش این است که بتواند کنسرت بدهد. عباس قادری با پسرش آرش به تماشاگران امروز آمد. آرش آهنگساز کارهای آخر پدر است و برای خواننده های آنور آبی هم کار می سازد. هم ترانه هم آهنگسازی هم تنظیم. مصاحبه ای که می خوانید شباهتی با گفت وگو با ستاره های جوان سینما با سیاستمدارها نداره و قرار هم نیست شباهتی داشته اما فراتر از همه قضاوت ها و خواست ما این عباس قادری است که همچنان صدایش شنیده خواهد شد. در پخش تاکسی های خطی و در میهمانی ها ببیندیش یا نه. مجوزش را صادر کنیم یا نه.

شما اوقات زیادی در ایران نیستید. به ایران که می آیید استراحت می کنید یا اینجا هم مشغول کار هستید؟
اینجا در محافل دوستانه و مهمانی های دوستان خوبی که دعوت می کنند حاضر هستم ولی برایم جای تعجب دارد که این همه دوستدار از جوان تا میانسال ها و همسن و سال های خودم دارم چرا اجازه برگزاری کنسرت به من نمی دهند.
برای دریافت مجوز اقدام کرده اید؟
بله. سال ها برای دریافت مجوز به وزارت ارشاد می رفتم.
در کدام دوره؟
در دوران آقای رفسنجانی. آن موقع آقای نوری رئیس شورای موسیقی بودند. آقای بغدادی نامی هم آنجا بودند. در کل به من، نه نمی گفتند، آره هم نمی گفتند نکته جالب برایم این بود که در طول سال ها چیزی حدود 830 آهنگ خوانده بودم. آقای بغدادی به من گفتند همه آن آهنگ ها را برای من بیاور.
همه آهنگ های تان را دارید؟
نصف آنها که روی صفحه است، مثل الان نبود که بتوانی در یک ساعت 50 آهنگ بخوانی و روی فلش بریزی بیاوری. خلاصه آهنگ ها را جمع و جور کردم و کاست هایش را بردم. گفتند ان شاالله تا هفته بعد جوابت را می دهم. البته این بعد از پانزده شانزده جلسه ای بود که خدمت ایشان رفته بودیم. ایشان محبت کردند و بعد از یکی دو هفته گفتند مطمئنی همه آهنگ ها را آورده ای؟ گفتم تا آنجا که یادم است آنهایی که در دسترسم بوده آورده ام.
چند آهنگ از 830 تا را پیدا کردید و بردید؟
حدود 700 آهنگ. یک تعدادی کاست بود و یک تعدادی کارتریج بود که نمی دانم شما یادتان است یا نه. به هر حال گفتند فکر کن ببین چیزی جا نگذاشته ای که بیاوری. گفتم تا جایی که می دانم. نه البته مخصوصاً چند آهنگم را ضبط نکرده بودم. مثلا آهنگ هایی که برای فیلم های فارسی خوانده بودم را نگذاشته بودم.
مثلا؟
آهنگ «بدنام».
آهنگ معروف تان هم است.
بله. آهنگ «زیارت» را هم نگذاشته بودم
اصلی ها را نگذاشته بودید.
«بدنام» آهنگ یک فیلم بود و گفتم شاید به خاطر اسمش اینها را اذیت کند. خلاصه ایشان به ما محبت کردند. دو سه بار رفتیم و آمدیم در آخر گفتند اگر آن آهنگ «بدنام» را هم با اینها می آوردی. من بیشتر خوشحال می شدم.
شاید برای آرشیو خودش می خواسته.
خلاصه به وزارت ارشاد زیاد رفتیم و آمدیم.
دوره آقای هاشمی، آقای خاتمی وزیر ارشاد بودند.
بله. یک آقای دیگر هم به نام آقای همافر از شیراز آمده بود و مسوول تالار وحدت بود. ایشان هم مرد بسیار محترمی بود. ما را دوستانه دعوت کرد. یک روز هم من را تا کنار ماشینش برد و یک سی دی گذاشت دیدم آهنگ های من است. گفت من و خانواده ام شما را دوست داریم. و هوادار شما هستیم ولی متأسفم که نمی توانم حتی کار کوچکی برای تان انجام بدهم. برو در عروسی ها و مهمانی ها بخوان ولی سعی کن مختلط نباشند. گفتم من به خاطر کنسرت آمده ام و گرنه این مهمانی ها و عروسی ها را که دارم، ولی دوست دارم در مملکت خودم برای این همه مردمی که در همه سنین مشتاق هستند و کارهای من را دوست دارند، برنامه بگذارم.
شهرام قادری: البته در همین یکی دو ماه آینده- شاید هم برای عیدفطر – قرار است یک کنسرت بزرگ به نفع بچه های بی سرپرست برگزار شود.
مجوز گرفته اید؟
مجوزش دارد صادر می شود.
شما برای اینکه بتوانید مجوز کنسرت بگیرید باید یکسری آثار مجوز دار داشته باشید استاد ایرج هم حتی با وجودی که آلبوم داشت مجوز کنسرت نگرفت شما تا حالا برای آلبومی درخواست مجوز داده اید؟
من به آقای همافر که آن زمان مسوول تالار وحدت بود و همچنین به آقای نوری گفتم دوست دارم کارهایی که شما تأیید می کنید و واقعاً آنچه شما دوست دارید با هر ملودی سازی که شما می پسندید اجرا کنم. اگر تأیید شد همان را ادامه می دهم. حدود هفت هشت ماه از این مسأله گذشت که رفتم پیش آقای نوری. ایشان گفت ببخشید شما می خوانید؟ چند ثانیه نگاهش کردم گفتم من 50 سال است فعالیت هنری دارم، شما می پرسید می خوانی؟ الان من هم باید از شما بپرسم می خوانید؟
مرحوم محمد نوری؟
بله. همان نوری خواننده.
یک آلبوم داشتید که تنظیمش را محمد نوری انجام داده بود؟
نه این دو نفر فرق می کنند این محمد نوری ویولن می زند. آن آقای نوری که می گویم خواننده است.
ایشان شما را نشناختند؟
شناخته بودند. من هم برای همین چند ثانیه ای رو به رویش ایستادم و او را نگاه کردم و گفتم من چند ماه پیش چند جلسه رو به روی شما ایستادم و چند جلسه با شما صحبت کردم الان می گویید شما خواننده اید. نه فقط دوست دارم اگر موقعیتی پیش آمد بخوانم!
در این چند سال گذشته درخواستی برای مجوز نداده اید؟
چند تا از کارهای خیلی خوبم که از ساخته های خود شهرام است را به ارشاد دادم ولی هنوز نتیجه ای نگرفته ایم. البته هر سال چهار پنج بار در کهریزک و یکی دو آسایشگاه در کرج برنامه دارم.
از این برنامه ها چیزی منتشر نشده؟
در آرشیو خودشان هست.
خودتان نخواسته اید آنها را رسانه ای کنید؟
این چیزی نیست که بخواهیم آن را رسانه ای کنیم و همه جا بگوییم این کار را انجام می دهیم. آنهایی که باید بدانند می دانند و آنهایی که دست اندر کار این برنامه هستند اطلاع کامل دارند. البته این برنامه ای که برای عید فطر قرار است اجرا کنیم، احتمالاً خبری می شود.
به این برنامه امید بسته اید برای اینکه استارت کارتان باشد؟
بله.
از وقتی رئیس دفتر موسیقی تغییر کرده به آنجا نرفته اید؟
خیر.
از همان 20 سال پیش دیگر دنبال مجوز نرفته اید؟
نه. آن زمان ده سالی به دنبالش بودیم و دیگر نرفتیم. من، آغاسی، جواد یساری، حسن شجاعی و… دسته جمعی دنبال مجوز می رفتیم.
شاید اگر تنها می رفتید ساده تر مشکل تان حل می شد.
به هر حال ما همگی یک عمر با هم زندگی کرده ایم. البته تک تک هم به آنجا رفته ایم. خدمت همان آقای بغدادی که می رفتم هر بار یک ربع، بیست دقیقه می ایستادم تا ما را به دفترشان راه بدهند. همان آقای بغدادی هم یک بار ضبط ماشینش را روشن کرد دیدم آهنگ من را گوش می دهد. گفتند آقای قادری من به شما ارادت دارم. گفتم خب ارادت دای کمترین کاری که می توانی را برای من انجام بده و جرقه اش را بزن. به هر حال آرزو دارم روزی برسد که در مملکت خودم برای مردم کنسرتی بگذارم که خودشان مجوزش را بدهند. مثلا از همان اول به من بگویند شما از بین این همه آهنگ این 20 آهنگ را اجازه داری بخوانی. یکی آهنگ «دور هم بودن یک نعمته»، یکی «چیزی که عوض داره گله نداره» و یکی آهنگ «چرا سر زده رفتی»… اینها را خودشان تأکید کردند. شخصاً به من ندادند ولی یک «به علاوه» گذاشتند جلوی اسم این آنگ ها که یعنی می توانی اینها را بخوانی.
هیچ وقت به شما نگفته اند مثلاً آهنگ خاصی باعث شده کار مجوز گرفتن تان سخت تر شود؟
نه. من آهنگ هایی برای فیلم فارسی ها خوانده ام که حدود 60 فیلم هستند که صدای من در آنها هست و بازی ندارم. هنرپیشه های مختلف در آنها به جای من لب زده اند. بدنام، گذرگاه مرگ، گذرگاه زمان، در شهر خبری نیست…. و فیلم هایی هستند که در گذشته در آنها خوانده ام. اما الان یکسری آهنگ آماده کرده ام که مناجات حضرت علی (ع) هم در آنها هست و برای مجوز فرستاده ام.
در هیچ کدام از این فیلم ها که گفتید بازی نکرده اید؟
در فیلم در شهر خبری نیست یک پیک نیک است یک ارکستر هم نشسته و من خودم به عنوان خواننده در آن حضور دارم.
شما بعد از سال 57 از ایران نرفتید.
نه، در ایران ماندم.
کارتان هم طلا و جواهر است.
برادرهایم در این کار هستند من هم کنارشان هستم.
بعد از انقلاب مشکلی نداشتید؟ مثلاً برای بیرون آمدن از خانه، برخورد مردم و….؟
نه. مردم به من محبت داشتند.
هیچ گاه احضار نشدید یا توضیحی از شما نخواستند؟
هر کسی در حوزه کاری خودش سعی می کند خیلی چیزها را حفظ کند. مثلا شما من را خیلی دوست داری من هم شما را خیلی دوست دارم ولی موقعیت کاری شما اجازه نمی دهد به من نزدیک شوی آن زمان یک مقدار سخت می گرفتند ولی در عین سخت گرفتن محبت خودشان را هم نشان می دادند مثلا از هر 50 تا عروسی، شاید یکی گیر می افتاد، من را به وزرا می بردند اول یک مقدار با من تند صحبت می کردند بعد دیگر اصلا نمی گذاشتند آنجا بمانم. من را به دفتر می بردند و مثلا یکی می گفت آقای قادری من با فلان آهنگ شما کلی خاطره دارم با آن عاشق شدم و ازدواج کردم و الان دو بچه دارم، یک بچه ام در فلان جا تحصیل می کند و… محبت خودشان را نشان می دادند.
پاسپورت شما که هیچ وقت گرفته نشد؟
نه. در همان دهه 60 که دنبال مجوز بودم. یکی دوبار هم برای تفریح به ترکیه سفر کردم دوستانه به من توصیه می کردند که وقتی از کشور خارج می شوی اگر برنامه ای داشتی یک وقت فیلمی چیزی از برنامه ات منتشر نشود که فردا برای کار مجوزت مشکل پیش بیاید.
گفتید دنبال مجوز هستید.
مجوز برای کنسرت می خواهم. مثلاً بگویند برو در سفره خانه بخوان قبول نمی کنم. الان 39 سال است که اجازه کار نداشته ام. حالا اگر بگویند می توانی بخوانی و شبی 100 تا 200 تومان بگیری که این مشکل من را حل نمی کند ومن را تأمین نمی کن دوست دارم برای مردمی که با آنها انس گرفته ام و من را دوست دارند کنسرت بگذارم.
یعنی غیر از کنسرت باشد از لحاظ روحی و عاطفی شما را تامین نمی کند.
بله. مسأله مالی مطرح نیست برای اینکه ما در این سال ها خیلی منتظر بوده ایم و هیچوقت هم جواب نه نگرفته ایم مدام گفته اند ان شاالله درست می شود.
بین آهنگ هایی که خوانده اید به نظر می رسد «زیارت» تا همیشه ماندگار است.
امکان ندارد جایی بروم آهنگ «زیارت» را از من نخواهند که بخوانم. سعی می کنم این آهنگ را نخوانم، ولی وقتی می بینم همه می گویند «زیارت» یا «پارسال بهار دسته جمعی…» به پسرم نگاه می کنم و می گویم هنوز که هنوز است این آهنگ را می خواهند.
پیشنهاد این آهنگ از چه کسی بود؟
آهنگ را آقای قاسم رئیس نژاد ساخت و شعرش را هم خانم هما میرافشار گفت.
زمانی که تولیدش می کردید فکر می کردید این همه گل کند؟
گفت و شنود مردم بود از آهنگ های تاپ است.
برای همه خاطر زنده می شود.
بله.
صفر تا صدش را خودتان خوانده اید؟
بله صدای خانمی که در آهنگ است هم صدای یکی از نوازنده هاست و با دستگاه صدایش را درست کردند. (شروع به ادای کلمات می کند) تو زواری پسر چقدر نادونی، اومدی زیارت یا که چشم چرونی و…
تا حالا شده جایی بروید که یک مقدار مثلا مذهبی تر باشند و سر این آهنگ به شما اعتراض کنند؟
نه. همین آهنگ را همان ها هم خواسته اند تا به حال الحمدالله هیچ ایرادی نگرفته اند.
همه هم از حفظ می خوانند.
یک بار عروسی دعوت بودم خودم اجازه خواندن نداشتم بعد می دیدم خواننده دارد آهنگ من را می خواند. همه می گفتند خواننده خودش اینجا نشسته گفتم اشکالی ندارد چاره ای نیست.
با خواننده های قدیمی نسل خودتان ارتباطی دارید؟
همه را می بینیم و سلام و علیک داریم. آقای یساری که هنوز هستند و بیشتر به دوبی می روند.
آنجا کنسرت می گذارند؟
من دوست ندارم همه اش دیسکو است به هر حال یک چیزهایی هست که یک انسان هموطن نمی تواند تحمل کند.
الان این موسیقی سال های اخیر را گوش می دهید؟
گوش می کنم و می بینم هیچی ندارد و نمی تواند ماندگار باشد روزی 50 تا از این اهنگ ها می آیند و می روند هیچ کدام در ذهن نمی مانند.
رپ هم گوش می دهید؟
بله. بیشتر آهنگ ها را که گوش می کنم احساس می کنم برای مملکت ما و جمهوری اسلامی که در آن زندگی می کنیم و این دوره جالب و قشنگ نیست.
خواننده های شان را می شناسید؟
نه.
احسان خواجه میری را که می شناسید؟
او که پسر آقای ایرج است و می شناسمش.
همایون شجریان را چطور؟
او که اصلا پسر استاد شجریان است و خودش هم زیر نظر پدرش دوره دیده و قشنگ می خواند.
از خواننده هایی که شیش و هشت می خوانند چطور؟ مثل بر و بکس که با سوسن خانوم آمدند یا ساسی مانکن و… آهنگی هست که در ذهن شما مانده باشد؟
نه. بعضی از آهنگ ها یک تاریخ هایی دارد که خیلی زود تمام می شود یک زمانی هیت می شوند اما بعد از مدتی دیگر خبری از آنها نیست.

66

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :

آمار سایت

  • کاربران آنلاین : 0
  • امروز: 158
  • دیروز: 277
  • هفته: 2,726
  • ماه: 9,472
  • سال: 107,143