گزارش پیام ما از وقایع اخیر گروگان کشی بیمارستان ها انسانیت در برابر پول

منتشر شده در صفحه حوادث | شماره 601

گزارش پیام ما از وقایع اخیر گروگان کشی بیمارستان ها
انسانیت در برابر پول
1- 24 فروردین 95. شکوفه فتحی آبادی، دخترسیزده ساله لرستانی به علت بیماری آپاندیس در بیمارستان ابن سینای نورآباد مورد عمل جراحی قرار می گیرد. بعد از گذشت دو روز به علت وخامت حال وی ،پزشک جراح دستور می دهد که جهت مداوا به بیمارستان دیگری اعزام شود و خانواده ی بیمار طبق سنت رایج مردم ، وی را به بیمارستان امام رضا(ع) کرمانشاه اعزام می کنند. در آنجا حدود بیست و پنج روز بستری و تحت مداوا قرار می گیرد ، اما متاسفانه تلاش کادر پزشکی این بیمارستان نیز به هر دلیل بی نتیجه می ماند و در نهایت این بیماری نه چندان مهلک، موجب مرگ شکوفه می شود. وقتی که خانواده متوفی برای تحویل جسد مراجعه می کنند با یک صورت هزینه ۷۶میلیون تومانی مواجه می شوند،که تحویل جسد را منوط به پرداخت این مبلغ می نمایند. پس از التماس های فراوان خانواده متوفی برای تخفیف و تحویل جسد، این مبلغ به ۴۵میلیون تومان کاهش می یابد؛ در حالی که پرداخت این مبلغ نیز برای فردی که شغل وی کارگری می باشدو هیچ منبع درآمد دیگری ندارد و حتی هزینه ی ایاب و ذهابش را از دیگران قرض گرفته است بسیار دشوار می باشد. به هر حال تا امروزهمچنان این جسد در گرو مبلغ ۴۵ میلیون تومان می باشد.
2- 21 فروردین 95. وقتی خانواده علی عظیمی که از شهرستان انار استان کرمان برای گرفتن خدمات بیمارستانی بیشتر به بیمارستان اوقافی «گودرز» در شهر یزد پناه آورده بودند و بعد از ۴٠ روز درمان حالا باید جنازه پدر را تحویل می‌گرفتند، با صورت‌حساب چهارمیلیون‌و چهارصدهزار تومانی از جانب بیمارستان مواجه شدند. پسرمتوفی در این باره می‌گوید: « می‌گویند باید مبلغ را واریز کنید تا جسد را تحویل بدهیم. ما هم نداریم، پدرم برادر دو شهید بود و ما هم از بنیاد شهید برای بیمارستان نامه بردیم، ومی‌خواستیم او را با نامه بنیاد شهید ترخیص کنیم که نامه را قبول نکردند و گفتند این نامه به درد ما نمی‌خورد. داخل دفتر رئیس بیمارستان هم به‌هیچ‌عنوان راهمان نمی‌دادند؛ یعنی اگر می‌خواستیم رئیس‌جمهور را ببینیم این‌قدر سخت نبود.بعد از اینکه پدرم فوت کرد، سراغ امام‌جمعه شهر خودمان آمدیم تا کمکی بکنند، ایشان هم نامه‌ای به امام‌جمعه یزد نوشتند و آنجا نامه‌ای به بیمارستان گودرز نوشته شد که جنازه متوفی ترخیص شود و ما هم همه نامه‌ها را به همراه نامه بنیاد شهید به منشی بیمارستان تحویل دادیم و آنها نامه را پرت کردند و گفتند جای نامه‌نگاری پول بدهید. گفتند برای برادر شهید که کاری نمی‌توانیم بکنیم و فقط فرزند و پدر و مادر شهید تحت پوشش ما هستند و نامه‌های امامان‌جمعه هم برای ما کارساز نیست».
اما دکتر منتظری، رئیس بیمارستان گودرز یزد با تکذیب ادعای خانواده مرحوم عظیمی می‌گوید: ما گروکشی نمی‌کنیم و چنین ادعایی صحت ندارد. من کاملا از این ماجرا بی‌اطلاعم و اگر چنین اتفاقی در این بیمارستان می‌افتاد، قطعا نامه‌اش در دفتر من امضا می‌شد. ما گروکشی نمی‌کنیم.
وی همچنین در پاسخ به این مسئله که این خانواده پول کافی برای تسویه‌حساب نداشتند، افزود: اگر پول نداشتند هم باید زودتر فکرشان را می‌کردند. این بیمارستان درست است که خیریه است ، اما بیمارستان باید بالاخره هزینه‌های خودش را تأمین کند یا نه؟ به نظر وی نگاه‌داشتن جنازه بیمار در بیمارستان به دلیل تسویه‌حساب‌نکردن کاملا غلط است و باید پیگیری شود و قطعا صحت ندارد و ممکن است خانواده خودشان جویای تحویل جسد پدرشان نشده باشند. اصلا در چنین شرایطی ما یک ضمانت از افراد می‌گیریم و بیمار سالم یا جنازه را تحویل می‌دهیم. ما برای آنها قسط‌ بندی می‌کنیم و با گرفتن مبلغ ناچیزی آنها را مرخص می‌کنیم. وقتی شما می‌گویید این فرد نامه از امام‌جمعه آورده، قطعا مشخص است که توان پرداخت هزینه‌هایش را نداشته و باید به او کمک شود، ما در چنین شرایطی به بیماران کمک هم می کنیم و از آنها چک می‌گیریم، سپس ترخیص می‌شوند.
رئیس بیمارستان گودرز تصریح کرد: «چون بیمارستان خیریه است، دلیل نمی‌شود بیماران هزینه‌های خود را پرداخت نکنند، ما بخش عمده‌ای به او تخفیف می‌دهیم، ولی باید بپذیرد که بخشی از هزینه‌هایش را متقبل شود. بعد هم شما اگراو از نهادهای مختلف نامه آورده ، آیا نباید روی این نامه‌ها مبلغی هم می‌گذاشت و به بیمارستان تحویل می‌داد؟ آیا بهتر نیست ارگانی که نامه می‌دهد روی نامه‌اش یک ‌میلیون تومان بگذارد و به بیمار بدهد و از ما هم بخواهد بخشی از هزینه‌ها را نادیده بگیریم؟ همه به ما سفارش می‌کنند و تلفن می‌زنند و نامه می‌دهند، اما کسی نیست که باری از دوش ما بردارد.
احمد میرزایی، رئیس شورای اسلامی شهرستان انار نیز صحت گفته‌های خانواده عظیمی را تأیید می‌کند و می‌گوید: نامه‌های بنیاد شهید و امامان جمعه یزد و انار که ازسوی بیمارستان پذیرفته نشده،‌نزد شورای شهر است. ماجرا پیچیده‌تر از این حرف‌هاست، بنا به عادت همیشگی این سال‌ها به زودی نامه تکذیبیه از وزارت بهداشت و بیمارستان خواهد رسید، مانند ماجرای صدرا و بخیه‌هایش که در آخر مادر صدرا گناهکار قصه خوانده شد، این‌بار هم خانواده مرحوم عظیمی مقصر بزرگ ماندن جسد پدر در بیمارستان جلوه داده خواهند شد.
3- 5 بهمن 94. زن فقیر و میانسالی را در مشهد به علت بیهوشی به اورژانس منتقل می کنند اما اورژانس وی را به دلایل نا معلوم نمی پذیرد و او را به بیمارستان خیریه‌ای در مشهد که تحت مدیریت دانشگاه آزاد است اعزام و در آنجا بستری می کنند؛ دختر بیمار که مادرش را در بخش‌ ای سی یو می‌بیند که هنوز در کما است از مسوولان بیمارستان تقاضا می‌کند که مادرش را به بیمارستان دولتی دیگری انتقال دهند، ولی پزشکان بیمارستان با این انتقال موافقت نمی‌کنند و اعلام می‌کنند؛ حال بیمار نامساعد است و در صورت جدا کردن دستگاه‌ها از وی امکان فوت او وجود دارد و بنابراین وی را تا ۲۸ روز در بیمارستان نگه می‌دارند.
بعد از ۲۸ روز که بیمار در‌ ای سی یو بوده؛ دختر بیمار مراجعه می‌کند و مجددا تقاضا می‌کند که مادرش را به بیمارستان دولتی منتقل کنند، اما مسوولان بیمارستان در جواب این فرد اعلام می‌کنند که باید ۲۸ میلیون تومان هزینه بیمارستان را پرداخت کنید تا این فرد را مرخص کنیم.
این فرد بعد از اعلام این موضوع برای تهیه پول و نامه گرفتن از استانداری و نماینده مجلس و غیره اقدام می‌کند و تقریبا این فعالیت‌ها حدود ۱۵ روز طول می‌کشد و این در حالی بوده است که هزینه‌های بیمارستان در این مدت کنتور می‌انداخته است که در ‌‌نهایت وقتی این فرد با کمک خیریه‌ها، کمیته امداد و نهاد‌های دیگر ۱۸ میلیون پول تهیه کرده بوده به بیمارستان می‌رود و متوجه می‌شود یک هفته است؛ مادرش فوت کرده بوده و مسوولان بیمارستان می‌گویند که جسد را نمی‌دهیم تا حدود ۴۰ میلیون تومان هزینه‌های بیمارستان را طی این مدت پرداخت کنید.
در حال حاضر ۱۸ میلیون از حدود ۴۰ میلیون تومان هزینه‌های بیمارستان پرداخت شده، ولی علی رغم این مسایل نامه رییس بیمارستان و امضای وی وجود دارد که دستور داده تا مابقی هزینه‌ها پرداخت نشود یا سندی برای ضمانت پرداخت هزینه‌ها گرو گذاشته نشود؛ جسد را به خانواده‌اش تحویل ندهند.
4-30 دی 94. جمیله زن جوان افغانی وقتی برای بار چهارم باردارمی شود و به بیمارستانی در جنوب تهران می رود. مسئولان بیمارستان برای زایمان یک میلیون و 700 هزار تومان پول خواستند که با کمک همسایه‌ها و دوستان هزینه زایمان سزارین را تهیه می کند اما
بعد از زایمان متوجه می شود خدا به او دوقلوی پسر و دختر داده است.جمیله درباره ترخیص فرزندان از بیمارستان می گوید:فردای آن روز وقتی برای ترخیص به حسابداری رفتم، آنها گفتند به خاطر این که دوقلو به دنیا آورده‌ام باید دوباره پول به حسابشان واریز کنم. شوکه شده بودم من برای هزینه اولیه بیمارستان زندگی‌ام را فروختم و دیگر پولی نداشتم تا هزینه‌های بیمارستان را پرداخت کنم. هرچه به مسئولان و مدیر بیمارستان گفتم پولی ندارم آنها باور نکردند و من و دخترم را از بیمارستان ترخیص کردند و پسرم را گرو نگه داشتند تا زمانی که هزینه بیمارستان را بپردازم.
مادر دوقلوها افزود: در این مدت خیلی تلاش کردم تا هزینه بیمارستان را فراهم کنم اما به نتیجه نرسیدم و حالا باید حدود هفت میلیون تومان پرداخت کنم. چندبار به بیمارستان رفتم اما فرزندم را ترخیص نکردند.
با شکایت زن جوان و با بررسی ادعای این زن ، قاضی پرونده دستور ویژه‌ای برای ترخیص نوزاد 27 روزه از بیمارستان صادر و مسئولان بیمارستان را به اتهام نگهداری غیرقانونی کودک به دادسرا احضار می کند، هرچند بعدها گفته شد که فرزند دوم این زوج افغانی تحویل خانواده اش شده است.
آنچه خواندید تنها گوشه ای از پدیده زشت و عجیب گروگانگیری در بیمارستانهای کشور است،نمونه هایی که نه اولین بودند و نه آخرین خواهند بود.پدیده ای که وزیر بهداشت آن را به دلیل دریافت وجه، بسیار شنیع، زشت وغیرقانونی می خواند و معتقد است: تمام مراکز دولتی و خصوصی اگر برای پرداخت هزینه، اقدام به نگهداشتن متوفی کنند، مجرم هستند، اما اینک پیاپی این اتفاق می‌افتد و خبر از یک نقض و قانون‌شکنی عمدی و آگاهانه دارد.عملی که باید پرسید چرا و به چه علت در ایران ما خیلی راحت اتفاق می افتد؟ در حالیکه خانواده آنها باید به فکر مسائل دیگر باشند و خود را برای مراسم تدفین و یا مراقبت از بیمار خود مهیا کنند اما ابتدا باید نگران آبروی خود و تهیه مخارج کمرشکن و گزاف بیمارستان باشند.

33

نوشته های مرتبط


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :