گفت‌وگوی «پیام ما» با علی‌اصلان شهلا، مدیرعامل مؤسسه خیریه کارساز، درباره الزامات توسعه محلی

نیت خیر الزاماً به نتیجه‌ای اثربخش منتهی نمی‌شود

 مدیرعامل مؤسسه خیریه کارساز معتقد است توسعه بیش از آنکه به ساخت کارخانه، مدرسه و مرکز بهداشتی وابسته باشد، به کیفیت حکمرانی، نهادهای کارآمد، مشارکت مردم محلی و شناخت نیازهای واقعی هر منطقه بستگی دارد.





نیت خیر الزاماً به نتیجه‌ای اثربخش منتهی نمی‌شود

۱۲ مرداد ۱۴۰۵، ۱۲:۰۳

 علی‌اصلان شهلا، مدیرعامل مؤسسه خیریه کارساز، توسعه را ضرورتی مرتبط با رفاه و امنیت جامعه می‌داند، اما تأکید می‌کند مسئله اصلی، چگونگی تحقق توسعه و نقش دولت، نهادهای مدنی، گروه‌های محلی و سایر ذی‌نفعان در این فرایند است. او در این گفت‌وگو از تجربه مؤسسه خیریه کارساز در تجهیز هنرستان‌های استان خوزستان، پژوهش درباره آینده مشاغل این استان و تدوین کتاب «یاددادن ماهیگیری؛ مهارت‌آموزی مؤثر برای اقشار و گروه‌های به‌حاشیه‌رانده‌شده» سخن می‌گوید و بر ضرورت پژوهش، مستندسازی، استقلال نهادهای مدنی و نقد عملکرد مؤسسات خیریه تأکید می‌کند.

 اساسا چرا توسعهپایدار را برای جامعه ضروری میدانید؟

بی‌تردید، توسعه ضرورتی انکارناپذیر است. توسعه پایدار نه‌تنها با رفاه و آسایش مردم پیوند دارد، بلکه با برقراری و تقویت امنیت در جامعه نیز رابطه‌ای مستقیم دارد.

به نظرم، پرسش اصلی نه درباره ضرورت توسعه، بلکه درباره «چگونگی» تحقق آن است. برای یافتن پاسخ این پرسش، با مجموعه‌ای از مسائل اساسی روبه‌رو می‌شویم: از چه نوع توسعه‌ای سخن می‌گوییم؟ توسعه به یاری چه نهادهایی و برای چه کسانی تحقق می‌یابد؟ قدرت در این فرایند چگونه توزیع می‌شود؟ آیا نهادهای لازم برای پیشگیری از فساد، صیانت از حقوق مالکیت، تقویت رقابت‌پذیری، ایجاد فرصت‌های برابر، تضمین آزادی بیان و افزایش پاسخ‌گویی دولت شکل گرفته‌اند یا خیر؟

در این میان، نقش دولت نیز باید به‌طور جدی بررسی شود. پرسش این است که چگونه می‌توان دولت را از نهادی گرفتار بوروکراسی سنگین و رفتارهای ناکارآمد (که گاه خود به مانعی در مسیر توسعه تبدیل می‌شود ) به نیرویی پیش‌برنده در این مسیر بدل کرد. آیا باید نقش دولت را به حداقل رساند یا در مراحل آغازین توسعه، سطحی از حمایت و مداخله آن ضروری است؟

در چنین چارچوبی، حتی مؤلفه‌هایی که به‌عنوان ظرفیت‌های مهم توسعه برشمرده می‌شوند، مانند پیشینه تمدنی چند‌هزارساله، موقعیت جغرافیایی و منابع نفتی، باید با نگاهی انتقادی بررسی شوند؛ زیرا این عوامل در صورت نبود حکمرانی کارآمد و نهادهای مناسب، ممکن است نه‌تنها به توسعه کمک نکنند، بلکه پیامدهایی بازدارنده و ضدتوسعه‌ای نیز داشته باشند.

 پژوهش و مستندسازی چه نقشی در اجرای طرحهای توسعهای دارد؟

تاریخ ما سرشار از شکست‌ها و پیروزی‌هایی است که هر دو، بخشی طبیعی از مسیر توسعه به شمار می‌روند. برای جلوگیری از تکرار خطاهای گذشته، بهره‌گیری از تجربه‌های دیگران و پرهیز از پیمودن دوباره راه‌های آزموده‌شده، تحقیق، پژوهش و مستندسازی ضرورتی انکارناپذیر دارد.

ما نیز در مؤسسه خیریه کارساز کوشیده‌ایم متناسب با ظرفیت‌های مالی، فکری و اجرایی خود، این رویکرد را در عمل به کار بگیریم. ازاین‌رو، پیش از آغاز هر پروژه، مطالعات و پژوهش‌های لازم را انجام می‌دهیم و اسناد پشتیبان آن را تهیه می‌کنیم. در طول اجرای پروژه نیز تلاش می‌کنیم فرایند ارزیابی و پایش به‌صورت مستمر ادامه داشته باشد. پس از پایان پروژه، مستندسازی فرایندها، ثبت آموخته‌ها و انتشار تجربه‌های به‌دست‌آمده در دستور کار قرار می‌گیرد.

 برنامه «ماهر» با چه هدفی در استان خوزستان اجرا شد؟

پژوهش آینده‌پژوهی مشاغل استان خوزستان در امتداد برنامه‌ای گسترده‌تر با عنوان «ماهر» انجام شد. در برنامه ماهر، مسیر اشتغال‌زایی را از مهارت‌آموزی آغاز کردیم و تمرکز خود را بر استان خوزستان قرار دادیم.

هنرستان‌ها یکی از مهم‌ترین بسترهای مهارت‌آموزی به شمار می‌روند؛ زیرا سه سال فرصت در اختیار دارند تا هنرجویان را آموزش دهند و مهارت‌هایی را به آنان منتقل کنند که می‌تواند مستقیماً به اشتغال منجر شود. بااین‌حال، این فرصت ارزشمند معمولاً به دلایلی مانند کمبود تجهیزات، دانش و مهارت ناکافی هنرآموزان و نبود ارتباطی معنادار میان رشته‌های هنرستانی و نیازهای بازار کار از دست می‌رود.

ما در مؤسسه خیریه کارساز، در نخستین مرحله این پروژه، با صرف هزینه‌ای معادل ساخت یک هنرستان، ۱۳۲ هنرستان را در استان خوزستان تجهیز کردیم. این تجهیزات متناسب با رشته‌های فعال در هنرستان‌های استان تأمین شد و طیف گسترده‌ای از رشته‌های فنی‌وحرفه‌ای را دربر می‌گرفت.

 کتاب «یاددادن ماهیگیری» و پژوهش آینده مشاغل خوزستان چگونه شکل گرفت؟

هم‌زمان با اجرای پروژه تجهیز هنرستان‌ها، برای ادامه مسیر در پی یافتن پاسخ دو پرسش اساسی برآمدیم. پرسش نخست این بود که مهم‌ترین بایدها و نبایدهای مهارت‌آموزی در مناطق محروم چیست. حاصل این پژوهش، کتاب «یاددادن ماهیگیری؛ مهارت‌آموزی مؤثر برای اقشار و گروه‌های به‌حاشیه‌رانده‌شده» بود که با همکاری مدرسه توسعه پایدار دانشگاه صنعتی شریف تدوین و منتشر شد.

پرسش دوم این بود که در آینده بازار کار استان خوزستان، کدام رشته‌ها با تقاضای بیشتری روبه‌رو خواهند شد. گروه پژوهشی طی حدود یک سال، با بخش گسترده‌ای از فعالان دولتی، صنعتی و تجاری استان گفت‌وگو کرد و روندهای موجود و پیش‌روی بازار کار را مورد مطالعه قرار داد. نتیجه این فرایند، تدوین پژوهشی درباره آینده مشاغل و مهارت‌های موردنیاز استان خوزستان بود.

 چه موانعی در مسیر فعالیت مستقل نهادهای مدنی و خیریهها وجود دارد؟

در کشوری که حدود ۸۵ درصد اقتصاد آن در اختیار بخش‌های دولتی و خصولتی است، در شاخص ادراک فساد جایگاه مناسبی ندارد و تحریم‌ها و جنگ نیز به تشدید تورم و کسری بودجه دامن زده‌اند، تلاش دولت برای هدایت منابع خیریه‌ها به‌سوی پروژه‌های موردنظر خود، به شیوه‌های مختلف صورت می‌گیرد؛ پروژه‌هایی که ممکن است در مواردی فاقد مطالعات کافی یا از کارآمدی لازم بی‌بهره باشند. تجربه‌های تلخ برخوردهای امنیتی با نهادهای مدنی نیز این شرایط را پیچیده‌تر کرده است.

بااین‌حال، باید توجه داشت که فعالیت‌های مدنی و اجتماعی به‌طور طبیعی با چالش‌ها و مطالبات متفاوت ذی‌نفعان گوناگون، از جمله دولت، شرکت‌های خصوصی، گروه‌های محلی و دیگر بازیگران اجتماعی روبه‌روست. تاب‌آوری در برابر این چالش‌ها، گرد هم آوردن ذی‌نفعان، شنیدن و درک نیازها و خواسته‌های آنان و تلاش برای یافتن راه‌حل‌های مشترک، از مهم‌ترین مسئولیت‌های نهادهای اجتماعی است.

 تعامل سازنده میان دولت و نهادهای مدنی چگونه شکل میگیرد؟

تعامل سازنده زمانی شکل می‌گیرد که هر یک از این بازیگران، ضمن به‌رسمیت‌شناختن استقلال و نقش دیگری، بر پایه گفت‌وگو، اعتماد متقابل، شفافیت و تقسیم مسئولیت، برای دستیابی به اهداف مشترک توسعه همکاری کنند.

 کمکها و مداخلات خارجی تا چه اندازه میتوانند در توسعه مؤثر باشند؟

میزان اثربخشی کمک‌ها و مداخلات خارجی، رابطه‌ای مستقیم با کیفیت و کارآمدی نهادهای داخلی دارد. برای مثال، سازمان بهداشت جهانی یک دستگاه پت‌اسکن به یکی از استان‌های ایران اهدا کرده بود، اما این دستگاه به‌دلیل فراهم نبودن فضای مناسب، حدود سه سال بدون استفاده در انبار باقی ماند.

البته این نمونه، صورت ساده‌شده‌ای از مسئله‌ای بسیار پیچیده‌تر است. نبود نظام حسابرسی شفاف، مشارکت‌نداشتن مؤثر دانشگاه‌ها و مراکز علمی در فرایند توسعه ــ چه در حوزه علوم انسانی و چه در بخش صنعت ــ تضعیف گروه‌ها و نهادهای محلی و ناکارآمدی دولت، می‌تواند در بهترین حالت به هدررفت کمک‌های خارجی منجر شود. در سوی دیگر، مداخله برخی نهادهای خارجی و مشروط‌شدن کمک‌های آن‌ها به پذیرش سیاست‌های اقتصادی خاص نیز در کشورهای مختلف پیامدهای زیان‌باری به همراه داشته است.

همچنین باید مراقب بود که کمک‌های خارجی، به‌جای تقویت نهادهای داخلی مانند شوراهای محلی، اتحادیه‌ها و سازمان‌های بومی و نیز ایجاد و توسعه زیست‌بوم‌های داخلی، به شکل‌گیری تعدادی سازمان مردم‌نهاد وابسته منجر نشود که ادامه فعالیتشان صرفاً به دریافت منابع خارجی وابسته است.

کمک خارجی زمانی می‌تواند اثربخش باشد که به تقویت ظرفیت‌های داخلی، افزایش استقلال نهادهای بومی و ایجاد سازوکارهای شفاف و پاسخ‌گو بینجامد.

 آیا ساخت کارخانه، کارگاه، مدرسه و مرکز بهداشتی بهتنهایی به توسعه یک منطقه منجر میشود؟

به نظرم باید از تجویز نسخه‌ای واحد برای همه مناطق پرهیز کرد. پاسخ به این پرسش که «برای توسعه یک منطقه چه باید کرد؟» باید از دل همان منطقه و با شناخت ظرفیت‌ها، نیازها و خواسته‌های مردم آن کشف و تدوین شود.

بااین‌حال، اکنون در بسیاری از موارد روندی معکوس را شاهدیم؛ به این معنا که گروهی در تهران، بر پایه مجموعه‌ای از حدس‌ها، برداشت‌ها و سلیقه‌های شخصی، درباره چگونگی توسعه مناطق مختلف تصمیم می‌گیرند. نتیجه چنین رویکردی، شکل‌گیری صدها کارگاه تعطیل، ساخت مدارس بلااستفاده یا بدون معلم، مهاجرت نیروهای توانمند و نخبگان بومی و تضعیف گروه‌ها و نهادهای محلی بوده است.

بنابراین، همچنان تأکید دارم که پیش از پرسیدن از «چه چیزی» یا «چه کسی»، باید به پرسش «چگونه» پاسخ دهیم. مهم‌تر از تعداد کارخانه‌ها، کارگاه‌ها، مدارس و مراکز بهداشتی، چگونگی طراحی، اجرا و پیوند آن‌ها با نیازها و ظرفیت‌های واقعی هر منطقه است.

 رسانهها چگونه میتوانند به فعالیت نهادهای مدنی و خیریهها کمک کنند؟

یکی از مهم‌ترین نیازهای نهادهای مدنی و خیریه‌ها، انتقال و به‌اشتراک‌گذاری تجربه‌هاست. در کشور ما فعالیت‌های موازی بسیاری انجام می‌شود و یکی از دلایل آن، بی‌اطلاعی از تجربه کسانی است که پیش‌تر همان مسیر را پیموده‌اند و آموخته‌های ارزشمندی در اختیار دارند. رسانه‌ها می‌توانند با مستندسازی و انتشار این تجربه‌ها، از تکرار خطاها و اتلاف منابع جلوگیری کنند.

افزون بر این، نقد و ارزیابی عملکرد مؤسسات خیریه اهمیت فراوانی دارد؛ زیرا نیت خیر الزاماً به نتیجه‌ای مطلوب و اثربخش منتهی نمی‌شود. چه‌بسا اقداماتی که با انگیزه‌ای خیرخواهانه آغاز شده‌اند، اما در عمل آسیب‌هایی عمیق و ماندگار بر یک منطقه یا جامعه محلی بر جای گذاشته‌اند. مطبوعات می‌توانند با نقد منصفانه، مسئولانه و مبتنی بر شواهد، خیریه‌ها را در اصلاح مسیر و افزایش اثربخشی فعالیت‌هایشان یاری کنند.

در نهایت، رسانه‌ها با بازنمایی دقیق مسائل جامعه و طرح دیدگاه‌های تازه، می‌توانند افق‌های جدیدی پیش روی مؤسسات خیریه بگشایند و چراغ راه فعالیت‌های آنان باشند. شکل‌گیری ارتباطی مستمر میان رسانه‌ها و نهادهای مدنی، انتشار تجربه‌های موفق و ناموفق، نقد کارشناسی پروژه‌ها و معرفی نیازهای واقعی جامعه، از مهم‌ترین زمینه‌های این همکاری است.

 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *