آزمون مانـــــــــــــدگاری





آزمون مانـــــــــــــدگاری

۷ تیر ۱۴۰۵، ۲۳:۲۱

ثبت جهانی برای روستاها یک فرصت است، اما اگر برای مدیریت گردشگران، مشارکت مردم و حفظ هویت محلی برنامه‌ای وجود نداشته باشد، همین فرصت می‌تواند به تهدید تبدیل شود. آزاده عابدین‌زاده، کارشناس توسعه گردشگری، معتقد است مسئله اصلی روستاهای ثبت‌شده، گرفتن عنوان جهانی نیست؛ بلکه توان مدیریت پیامدهای آن است.
او تأکید می‌کند توسعه گردشگری از جامعه محلی آغاز می‌شود، نه از ساخت جاده و اقامتگاه: «توانمندسازی مردم، آموزش و شناخت ظرفیت‌های هر روستا، مقدم بر هر برنامه توسعه‌ای است. همه روستاها ظرفیت یکسانی برای پذیرش گردشگر ندارند و ویژگی‌های فرهنگی، اجتماعی و حتی خلق‌وخوی ساکنان، در موفقیت یا شکست این مسیر نقش تعیین‌کننده دارد.»
به گفته این کارشناس توسعه گردشگری، طرح «بهترین روستاهای گردشگری جهان» سازمان جهانی گردشگری، فرصتی برای معرفی روستاهای کمتر شناخته‌شده به بازارهای بین‌المللی فراهم کرده است: «ایران تازه وارد این فرآیند شده و پس از ثبت کندوان در سال ۲۰۲۳، در سال ۲۰۲۵ توانسته سه روستای سهیلی، شفیع‌آباد و کندلوس را در میان روستاهای برگزیده جهان قرار دهد؛ موفقیتی که از نظر تعداد، ایران را در میان کشورهای موفق این برنامه قرار داده است.»
عابدین‌زاده در عین حال به یک سوءبرداشت رایج هم اشاره می‌کند؛ اینکه ترتیب اعلام نام روستاها در سایت سازمان جهانی، هیچ ارتباطی با رتبه‌بندی ندارد و صرفاً بر اساس حروف الفبا تنظیم شده است؛ نکته‌ای که به گفته او، گاه رقابت‌های بی‌موردی را میان روستاها ایجاد کرده است: «مهم‌ترین دستاورد این ثبت‌ها تنها یک عنوان بین‌المللی نیست، بلکه فرصتی برای برندینگ جهانی و حتی ایجاد انسجام اجتماعی در خود روستاست؛ تجربه‌ای که در روستای سهیلی به‌خوبی دیده شد. در آنجا مردم پس از ثبت جهانی، برای ساماندهی محیط، پاکسازی معابر و حفظ منظر روستا، مشارکت بیشتری از خود نشان دادند.»
اما از نگاه او، بزرگ‌ترین ضعف مدیریت گردشگری در ایران، نادیده گرفتن «ظرفیت برد» مقاصد گردشگری است: «تجربه ناموفق مدیریت ورود گردشگران به جزیره هرمز نمونه‌ای از همین مشکل است. در این طرح قرار بود با ثبت‌نام گردشگران، تعداد ورودی‌ها کنترل شود، اما به دلیل مخالفت برخی مدیران محلی با کاهش آمار مسافران، هرگز به نتیجه نرسید.»
این کارشناس معتقد است همین نگاه، امروز بسیاری از روستاهای گردشگری را نیز تهدید می‌کند: «در روستای سهیلی با جمعیتی حدود ۲۴۰۰ نفر، روزانه تا هشت هزار گردشگر حضور پیدا می‌کنند؛ در حالی که زیرساخت‌ها، خدمات عمومی و بودجه دهیاری متناسب با جمعیت ساکن روستا تعریف شده است، نه جمعیتی چند برابر آن. نتیجه، افزایش هزینه‌های نگهداشت، فشار بر محیط‌زیست و آسیب به معیشت ساکنانی است که اساساً شغلشان ارتباطی با گردشگری ندارد.»
عابدین‌زاده معتقد است هنوز ساختاری منسجم برای مدیریت روستاهای ثبت‌شده وجود ندارد و هر دستگاه، جداگانه عمل می‌کند: «پیشنهاد من این است که کارگروهی دائمی با حضور نهادهای مختلف، از بنیاد مسکن و دهیاری‌ها تا آموزش‌وپرورش، بخش خصوصی و تسهیلگران محلی، مسئولیت هدایت این روستاها را بر عهده بگیرد.»
او در کنار این خلأ ساختاری، بر نقش تسهیلگران نیز تأکید می‌کند؛ افرادی که به گفته او، از مرحله تدوین پرونده تا شبکه‌سازی و همراهی جامعه محلی، نقشی اساسی در موفقیت روستاها دارند، اما سهم و جایگاه آن‌ها اغلب نادیده گرفته می‌شود.
بخش دیگری از دغدغه‌های عابدین‌زاده، به تغییرات فرهنگی در روستاها مربوط می‌شود. او معتقد است اگر قرار است هویت روستاها حفظ شود، باید این کار از مدرسه و نسل جدید آغاز شود: «یکدست شدن پوشش دانش‌آموزان در برخی روستاها، به‌تدریج لباس‌های محلی را از زندگی روزمره حذف می‌کند و بخشی از میراث فرهنگی را به حاشیه می‌راند.»
او مهم‌ترین دغدغه خود را در یک پرسش خلاصه می‌کند؛ پرسشی که شاید مسئله اصلی همه روستاهای ثبت جهانی ایران باشد: «همه درباره ثبت جهانی صحبت می‌کنیم، اما کمتر می‌پرسیم برای ماندگاری این عنوان چه کرده‌ایم؟»

 

موئیل؛ جایی که آب می‌جوشد و کوچ ادامه دارد

 

برای درک بهتر آنچه در شاخص‌ها و سیاست‌ها مطرح می‌شود، کافی است مسیر یکی از روستاهای نامزد ثبت جهانی را دنبال کنیم. موئیل در دامنه سبلان، نمونه‌ای از روستایی است که هم‌زمان بر طبیعت، فرهنگ عشایری و ظرفیت‌های زمین‌گرمایی تکیه کرده و در تلاش است توسعه گردشگری را با مشارکت مردم محلی پیش ببرد. سونیا ازهری، پژوهشگر و تسهیلگر پرونده ثبت موئیل، از ظرفیت‌ها و چالش‌های این روستا می‌گوید.
ازهری نخستین ویژگی موئیل را موقعیت کم‌نظیر آن در دامنه سبلان می‌داند. این روستا در مسیر اصلی صعود به سومین قله مرتفع ایران قرار گرفته و هر سال دو تا سه هزار کوهنورد از آن عبور می‌کنند: «بسیاری از گردشگران، پیش از صعود یا پس از بازگشت، در روستا توقف می‌کنند، از محصولات لبنی، صنایع‌دستی و خدمات محلی استفاده می‌کنند و بخشی از اقتصاد روستا نیز از همین مسیر شکل گرفته است.»
او البته تأکید می‌کند که سهم اقتصادی کوهنوردان هنوز چندان قابل توجه نیست، زیرا اغلب با تجهیزات کامل سفر می‌کنند و نیاز چندانی به خرید ندارند. با این حال، همین ارتباط، زمینه‌ای برای تعامل فرهنگی میان روستاییان و گردشگران فراهم کرده است.
از نگاه مردم موئیل، سبلان تنها یک کوه نیست. ازهری می‌گوید: «بسیاری از اهالی هنگام بازگشت کوهنوردان به آن‌ها «زیارت قبول» می‌گویند؛ تعبیری که نشان می‌دهد صعود به سبلان در فرهنگ محلی، نوعی زیارت تلقی می‌شود. این نگاه ریشه در روایت‌های تاریخی و مذهبی دارد و در برخی منابع نیز از سبلان به‌عنوان محل زندگی زرتشت یاد شده است.»
او معتقد است همین روایت‌های فرهنگی، در کنار طبیعت کوهستانی، می‌تواند بخشی از هویت گردشگری موئیل باشد؛ به‌ویژه آنکه در مسیر روستا، ۱۲ مجتمع آب‌درمانی نیز قرار دارد و بسیاری از کوهنوردان پس از فرود، برای استراحت و استفاده از آب‌های گرم در این منطقه اقامت می‌کنند.
دومین محور پرونده ثبت جهانی، حضور عشایر شاهسون است. هر سال با آغاز فصل ییلاق، عشایر در دامنه‌های سبلان مستقر می‌شوند و جشنواره استقبال از آنان همراه با اجرای آیین «اوبا» برگزار می‌شود. گردشگران برای آشنایی با شیوه زندگی عشایری، به مناطق ییلاقی مانند جعفرآباد و وجبار می‌روند و از نزدیک با سبک زندگی کوچ‌نشینی آشنا می‌شوند.
ازهری می‌گوید برای استفاده بهتر از این ظرفیت، مجموعه‌ای اقامتی در چهار کیلومتری روستا ساخته شده که حدود ۶۰۰ نفر ظرفیت دارد و با الهام از معماری سیاه‌چادرها طراحی شده است. این مجموعه در آخرین نقطه پیش از ورود به کوهستان قرار گرفته و امکانات اقامتی، رستوران و خدمات طبیعت‌گردی را در اختیار گردشگران قرار می‌دهد.
او معتقد است زندگی عشایری، در جهانی که بیش از هر زمان دیگری به مادیات وابسته شده، برای گردشگران خارجی جذابیت فراوانی دارد؛ اما این ظرفیت هنوز به‌درستی معرفی نشده و برندسازی مناسبی برای آن صورت نگرفته است.
سومین محور پرونده موئیل، آب‌های گرم و ظرفیت‌های زمین‌گرمایی منطقه است. در مسیر ۲۰ کیلومتری مشکین‌شهر تا موئیل، مجموعه‌ای از چشمه‌های آب گرم و سرد وجود دارد که از دامنه سبلان سرچشمه می‌گیرند. در میان آن‌ها، چشمه‌ای با دمای حدود ۸۶ درجه سانتی‌گراد قرار دارد که تقریباً به نقطه جوش می‌رسد و به دلیل دمای بالا و وجود گازهای طبیعی، با حفاظ و تابلوهای هشدار محافظت می‌شود.
به گفته ازهری، آب این چشمه از طریق کانال‌هایی به مجموعه‌های آب‌درمانی منتقل می‌شود تا امکان استفاده درمانی از آن فراهم باشد. او معتقد است وجود چنین چشمه‌ای در منطقه‌ای کوهستانی و سردسیر، ظرفیتی کم‌نظیر است که هنوز به‌درستی معرفی نشده است.
او با اشاره به مستندات پزشکی درباره خواص آب‌های گوگردی و معدنی منطقه می‌گوید مشکل اصلی، نبود برندسازی علمی است. به گفته او، در بسیاری از کشورها، خواص درمانی چشمه‌ها با استناد به مطالعات علمی معرفی می‌شود، اما در ایران این اطلاعات کمتر در اختیار گردشگران قرار می‌گیرد. ازهری حتی به خاطره‌ای اشاره می‌کند که یکی از استادان دانشگاه در یک نشست گردشگری با تعجب پرسیده بود: «مگر اردبیل آب‌درمانی هم دارد؟»؛ پرسشی که از نگاه او، نشان‌دهنده ضعف در معرفی ظرفیت‌های منطقه است.
او همچنین از ایستگاه ژئوترمال سبلان یاد می‌کند؛ مجموعه‌ای که به گفته او یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های انرژی زمین‌گرمایی کشور است و می‌تواند علاوه بر تولید انرژی پاک، در توسعه گردشگری علمی و درمانی نیز نقش ایفا کند.
ازهری در کنار ظرفیت‌های طبیعی، به چالش‌های موئیل نیز اشاره می‌کند. یکی از مهم‌ترین آن‌ها، حضور خرس‌های قهوه‌ای در اطراف روستا و رفتار نادرست برخی گردشگران است. او می‌گوید گاهی برای گرفتن عکس و فیلم، به خرس‌ها غذا داده می‌شود تا به کمپ‌ها نزدیک شوند؛ اقدامی که به گفته او می‌تواند تعادل طبیعی منطقه را بر هم بزند و هم برای انسان و هم برای حیات‌وحش خطرآفرین باشد.
او از تجربه شخصی خود می‌گوید که بارها به راهنمایان محلی درباره این رفتار تذکر داده است، زیرا نزدیک شدن خرس‌ها به مناطق مسکونی، می‌تواند به درگیری میان انسان و حیات‌وحش منجر شود.
از سوی دیگر، موئیل در سال‌های گذشته چند بار با سیل روبه‌رو شده و بخشی از بافت تاریخی خود را از دست داده است. به همین دلیل، یکی از اهداف اصلی تهیه پرونده ثبت جهانی، جلب مشارکت مردم برای احیای بافت قدیمی و حفاظت از هویت روستا بوده است.
ازهری می‌گوید در آغاز، بسیاری از مردم تصور می‌کردند تهیه پرونده تنها یک بازدید اداری است و تأثیر چندانی بر آینده روستا ندارد، اما با برگزاری نشست‌ها و کارگاه‌های آموزشی در مسجد و دعوت از نمایندگان خانواده‌ها، نگاه مردم به‌تدریج تغییر کرد.
به گفته او، در روزهای پایانی تهیه پرونده، کودکان روستا هر روز سراغ اعضای گروه می‌آمدند و می‌پرسیدند: «بالاخره ثبت شدیم یا نه؟» ازهری این تغییر نگاه را مهم‌ترین دستاورد این فرآیند می‌داند و معتقد است حتی اگر موئیل در این دوره موفق به ثبت جهانی نشود، همین حس مشارکت و مطالبه‌گری، سرمایه‌ای ارزشمند برای آینده روستا خواهد بود.
هم‌زمان، دوره‌های آموزش جاجیم‌بافی برای زنان روستا آغاز شده و قرار است آموزش راهنمایان محلی نیز در زمینه ارتباط با گردشگران، آداب میزبانی و مدیریت مقصد ادامه پیدا کند. همچنین ایجاد پایگاه تسهیلگری و گردشگری در روستا در دستور کار قرار گرفته تا مدیریت گردشگری موئیل پس از پایان فرآیند ثبت جهانی نیز ادامه یابد.
ازهری معتقد است موئیل با تکیه بر سه ظرفیت اصلی خود؛ کوهستان، زندگی عشایری و آب‌درمانی، توانایی حضور در فهرست بهترین روستاهای گردشگری جهان را دارد. اما به همان اندازه که این ظرفیت‌ها ارزشمند هستند، حفاظت از آن‌ها نیز اهمیت دارد؛ از برندسازی علمی و معرفی مستند خواص درمانی چشمه‌ها گرفته تا حفظ بافت تاریخی، مدیریت رفتار گردشگران و تقویت نقش جامعه محلی در آینده گردشگری روستا.

 

کندوان، بدون نسخه دولتــــــــی

 

اگر موئیل تصویری از مسیر پیش روست، کندوان تجربه‌ای از مقصد این راه است؛ روستایی که پس از ثبت جهانی، علاوه بر شناخته‌شدن بیشتر در سطح بین‌المللی، تغییراتی را در مشارکت مردم و توسعه بوم‌گردی تجربه کرده است.
انسیه میری‌مقدم، پژوهشگر و تسهیلگر، درباره اثرات ثبت کندوان در شناخته‌شدن بیشتر این روستا می‌گوید: «پیش از ثبت جهانی، کندوان همواره میزبان بازدیدکنندگان ثابتی از کشورهای همسایه و سایر نقاط جهان بود. ثبت جهانی باعث شد نام کندوان بیش از گذشته در فضای مجازی، میان تورگردانان و در شبکه مقاصد گردشگری جهان دیده شود. این فرآیند در واقع به «برندسازی» کندوان کمک کرد و آگاهی جهانی نسبت به این مقصد را افزایش داد.»
او همچنین به روند ثبت کندوان اشاره می‌کند: «مسئولان محلی پیش از آنکه به ثبت کندوان برای گردشگری فکر کنند، پرونده ثبت این روستا را به دلیل ارزش‌های میراث فرهنگی آن در یونسکو باز کرده بودند. در آن زمان، شورای راهبردی متشکل از اداره‌کل میراث فرهنگی، متخصصان حوزه گردشگری و دانشگاهیان تشکیل شده بود تا همواره نسبت به رصد و برنامه‌ریزی برای کندوان اقدام کند. بنابراین این ساختار، زمینه خوبی برای استفاده از فرصت ثبت جهانی گردشگری فراهم کرد.»
میری‌مقدم در ادامه به ویژگی قابل توجه کندوان اشاره می‌کند: «برخلاف برخی روستاهای صخره‌ای نظیر لیوان که خانه‌ها در دل کوه کنده شده‌اند، ساختار کندوان به‌گونه‌ای است که واحدهای مسکونی از دل زمین بیرون زده و به‌صورت ستون‌های مخروطی‌شکل درآمده‌اند. این خصوصیت زمین‌شناسی و معماری، جذابیت‌های بصری و گردشگری این روستا را در سطح استان آذربایجان شرقی و کشور بی‌نظیر کرده است.»
به گفته او، یکی از مهم‌ترین تحولات ایجادشده پس از ثبت‌ جهانی کندوان، تغییر نگاه مردم بومی است: «اگرچه سال‌ها پیش موضوع احداث هتل گردشگری، مانند هتل لاله در ورودی روستا، با مخالفت جامعه محلی روبه‌رو بود، اما به‌مرور زمان و با افزایش شمار گردشگران، اهالی متوجه شدند که مسافران به مکانی برای اقامت و خرید محصولات محلی نیاز دارند. همین نیاز ملموس، آن‌ها را به‌صورت خودجوش ترغیب کرد تا خانه‌های صخره‌ای خود را به اقامتگاه‌های بوم‌گردی تبدیل کنند و در مسیر توسعه گردشگری گام بردارند.»

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

آینده از روستا می‌گـــــــذرد

گزارش «پیام ما» از مسیر روستاهای ایران برای رسیدن به فهرست بهترین روستاهای گردشگری جهان

آینده از روستا می‌گـــــــذرد

حضور ایران در کنفرانس بین‌المللی گردشگری سبز سیکا؛ تأکید بر «پس‌انداز هویتی» در گردشگری پایدار

دیپلماسی گردشگری

حضور ایران در کنفرانس بین‌المللی گردشگری سبز سیکا؛ تأکید بر «پس‌انداز هویتی» در گردشگری پایدار

نسلی که دنبال سایه‌ها می‌رود

گزارش «پیام ما» از «گردشگری تاریک» و بدون متولی زیرزمینی در ایران

نسلی که دنبال سایه‌ها می‌رود

دریاچه گهر در مسیر ثبت جهانی؛ تهدید گردشگری بی‌ضابطه بر نگین فیروزه‌ای زاگرس

دریاچه گهر در مسیر ثبت جهانی؛ تهدید گردشگری بی‌ضابطه بر نگین فیروزه‌ای زاگرس

پنج موزه و هفت بنای تاریخی فارس در انتظار سرمایه‌گذاران بخش خصوصی

پنج موزه و هفت بنای تاریخی فارس در انتظار سرمایه‌گذاران بخش خصوصی

هشت غار سمنان زیر ذره‌بین مستندسازی علمی

هشت غار سمنان زیر ذره‌بین مستندسازی علمی

نشانه‌های نجومی پیش از استون‌هنج آشکار شد

کشف تازه باستان‌شناسی در بریتانیا

نشانه‌های نجومی پیش از استون‌هنج آشکار شد

ظرفیت مشترک صنایع دستی و میراث تاریخی برای رونق توریسم فارس

پیوند هنر و گردشگری؛

ظرفیت مشترک صنایع دستی و میراث تاریخی برای رونق توریسم فارس

گردشگری ریلی روی ریـــــل بازگشت

گردشگری ریلی در ایران، با وجود استقبال مسافران و ظرفیت‌های طبیعی و تاریخی هنوز با چالش‌های زیرساختی و سرمایه‌گذاری دست‌وپنجه نرم می‌کند

گردشگری ریلی روی ریـــــل بازگشت

صنعت گردشگری شرایط سخت‌تر از دوران کرونا و خسارت‌های پنهان

رئیس کمیسیون گردشگری اتاق ایران:

صنعت گردشگری شرایط سخت‌تر از دوران کرونا و خسارت‌های پنهان