وقتی زندگی غیر عادی، عادی می‌شود





وقتی زندگی غیر عادی، عادی می‌شود

۱۹ خرداد ۱۴۰۵، ۰:۴۴

گاهی خطرناک‌ترین بخش جنگ، لحظه انفجار نیست؛ لحظه‌ای است که جامعه آرام‌آرام یاد می‌گیرد با صدای انفجار، خبرهای مبهم و زندگی در وضعیت تعلیق کنار بیاید.

ایران در یک سال گذشته روزهای سختی را پشت سر گذاشته است؛ روزهایی میان جنگ، آتش‌بس، تهدید، انتظار و اضطراب جمعی. نزدیک به دو ماه است که کشور در وضعیتی قرار دارد که نه صلح واقعی است و نه جنگ تمام‌عیار؛ شرایطی شبیه ایستادن روی پلی لرزان، بدون اینکه معلوم باشد قدم بعدی ما را به کدام سمت می‌برد.

در این میان، مردم نقشی در شکل‌گیری این وضعیت ندارند، اما بیشترین اثر را از آن می‌گیرند. زندگی برای آن‌ها به‌تدریج در مسیری قرار گرفته که انتخابش نکرده‌اند، اما ناچار به ادامه‌دادن آن هستند.

در چنین شرایطی معمولاً یک روند تکرار می‌شود: اول ترس، بعد خستگی، و بعد نوعی عادت. بعد هم زندگی در ظاهر ادامه پیدا می‌کند. درست اتفاقی که در دو ماه گذشته در تهران و بسیاری از شهرهای ایران افتاده است؛ مغازه‌ها باز بوده‌اند، کارمندان سر کار رفته‌اند، عروسی‌ها برگزار شده و چرخ روزمره زندگی همچنان می‌چرخد. اما در عمق جامعه تغییر دیگری اتفاق افتاده است؛ این‌که بسیاری از آدم‌ها شب‌ها با نگرانی می‌خوابند و صبح‌ها با احتمال یک خبر بد بیدار می‌شوند.

این همان نقطه‌ای است که در بلندمدت برای هر جامعه‌ای خطرناک می‌شود: عادت‌کردن به زندگی شبه‌جنگی. خطر از جایی شروع می‌شود که تهدید و اضطراب به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شود؛ خبرهای مربوط به تنش دیگر شوک‌آور نباشند و آرام‌آرام در پس‌زمینه زندگی جا بگیرند. در این وضعیت، مرز میان شرایط عادی و شرایط بحرانی کم‌رنگ می‌شود.

در چنین شرایطی فقط احساس مردم تغییر نمی‌کند، بلکه سبک زندگی هم تغییر می‌کند. تصمیم‌ها کوتاه‌مدت می‌شوند، برنامه‌ریزی‌ها عقب می‌افتند، خانواده‌ها و کسب‌وکارها بیشتر به بقا فکر می‌کنند و آینده، به‌جای یک مسیر قابل ساختن، به موضوعی مبهم و قابل تعویق تبدیل می‌شود.

اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، نتیجه آن فرسایش تدریجی امید و خستگی اجتماعی است. جامعه به حالتی عادت می‌کند که در آن، بحران دیگر بحران به نظر نمی‌رسد.

در این نقطه معمولاً یک سوءتفاهم هم شکل می‌گیرد: این‌که بسیاری عادت‌کردن به فشار را تاب‌آوری می‌نامد. این در حالی است که تاب‌آوری زمانی معنا دارد که امکان خروج از وضعیت بحران وجود داشته باشد، نه وقتی که بحران به یک وضعیت دائمی تبدیل شده است. ایران در سخت‌ترین دوره‌ها نشان داده که جامعه‌ای مقاوم است، اما تفاوت مهمی وجود دارد میان عبور از بحران و زندگی طولانی در وضعیت تعلیق. مردم ایران حق دارند زندگی معمولی و قابل‌پیش‌بینی داشته باشند؛ بدون اینکه هر روز احتمال جنگ را در ذهنشان حساب کنند. آن‌ها باید بتوانند برای زندگی و کارشان برنامه‌ریزی کنند، بدون اینکه آینده برایشان مبهم و نگران‌کننده باشد.

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

شهــرکُــشــــــی

شهــرکُــشــــــی