وقتی تاب‌آوری کافـــــی نیست

در آخرین نشست «تاب‌آوری در بحران» مؤسسه «رحمان»، صاحب‌نظران از فرسودگی اجتماعی، کاهش امید و ضرورت بازتعریف مفهوم تاب‌آوری گفتند





وقتی تاب‌آوری کافـــــی نیست

۱۲ خرداد ۱۴۰۵، ۲۱:۴۴

| پیام ما | وقتی واژه‌ای در گفت‌وگوهای عمومی بیش از اندازه تکرار می‌شود، شاید بیش از آنکه نشانه گسترش یک دانش یا مفهوم باشد، نشانه بحرانی باشد که آن مفهوم می‌کوشد توضیحش دهد. «تاب‌آوری» یکی از همین واژه‌هاست؛ مفهومی که در سال‌های اخیر از ادبیات تخصصی روان‌شناسی و مدیریت بحران خارج شده و به بخشی از زبان روزمره، رسانه‌ها و حتی سخنان مسئولان تبدیل شده است. اما آیا تکرار مداوم این واژه به معنای افزایش ظرفیت جامعه برای مواجهه با بحران‌هاست یا برعکس، نشانه فرسودگی جامعه‌ای است که هر روز با شکل تازه‌ای از بحران روبه‌رو می‌شود؟ این پرسشی بود که در آخرین نشست از سلسله‌نشست‌های «تاب‌آوری در بحران» مؤسسه «رحمان» با عنوان «تاب‌آوری روان‌شناختی» محور بحث قرار گرفت. نشستی که با همکاری مؤسسه «معین» و با دبیری «اشرف‌السادات موسوی» برگزار شد و در آن «مریم رسولیان»، روان‌پزشک و استاد دانشگاه علوم پزشکی ایران، «امیرحسین جلالی ندوشن»، دانشیار روان‌پزشکی و سخنگوی انجمن علمی روان‌پزشکان ایران و «آرزو دیداری»، روان‌شناس، روان‌درمانگر و فعال مدنی، از زاویه‌های مختلف به مفهوم تاب‌آوری، امکان‌ها و محدودیت‌های آن پرداختند. در این نشست بیش از همه درباره تردید نسبت به برداشت رایج از تاب‌آوری صحبت شد؛ برداشتی که گاه مسئولیت مواجهه با بحران را به دوش افراد می‌اندازد و نقش ساختارها، نهادها و سیاست‌گذاری‌ها را به حاشیه می‌راند.

وقتی تاب‌آوری به مطالبه روزمره تبدیل می‌شود

مریم رسولیان در ابتدای نشست به رواج‌یافتن مفهوم تاب‌آوری اشاره کرد و آن را نشانه‌ای از دشوارتر شدن شرایط زندگی دانست. به گفته او، تا چند سال پیش تاب‌آوری موضوعی نبود که تا این اندازه در فضای عمومی مطرح شود، اما گسترش بحران‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی باعث شده است این مفهوم به یکی از دغدغه‌های اصلی جامعه تبدیل شود.

رسولیان با اشاره به ریشه این واژه در علوم مهندسی و علم مواد گفت تاب‌آوری در اصل به معنای مقاومت در برابر شکست و فروپاشی بوده است، اما انتقال آن به حوزه روان و اجتماع همواره بدون مسئله نبوده است. از نظر او، زمانی که از فردی که درگیر تبعیض، فقر یا انواع محرومیت‌های ساختاری است خواسته می‌شود صرفاً «تاب بیاورد»، مفهوم تاب‌آوری می‌تواند به ابزاری برای نادیده‌گرفتن ریشه‌های اصلی مسئله تبدیل شود.

بااین‌حال او تأکید کرد که تاب‌آوری در سطح فردی همچنان اهمیتی جدی دارد. توانایی مدیریت هیجان‌ها، انعطاف‌پذیری شناختی، حفظ روابط اجتماعی و معناجویی در زندگی از جمله عواملی هستند که به افراد کمک می‌کنند در شرایط دشوار از هم نپاشند. او با اشاره به مفهوم «سرمایه روان‌شناختی» توضیح داد که امید، خوش‌بینی، احساس اثربخشی و تاب‌آوری چهارستون اصلی این سرمایه را تشکیل می‌دهند.

اما بخش مهم‌تر سخنان رسولیان به جایی بازمی‌گشت که از محدودیت‌های تاب‌آوری فردی سخن گفت. او یادآور شد که نمی‌توان از افراد انتظار داشت در شرایط فقدان حمایت‌های اجتماعی و نهادی، صرفاً باتکیه‌بر توانایی‌های فردی دوام بیاورند. از نگاه او، سلامت روان جامعه محصول تعامل سه سطح فردی، اجتماعی و ساختاری است و سهم ساختارها در این میان کمتر از ظرفیت‌های فردی نیست.

بحران را نمی‌توان فقط به دوش افراد گذاشت

سخنان رسولیان در حالی بر اهمیت ساختارهای اجتماعی و نهادی تأکید داشت که امیرحسین جلالی ندوشن این نقد را یک گام جلوتر برد و به نحوه استفاده از مفهوم تاب‌آوری در فضای عمومی پرداخت. او معتقد است در سال‌های اخیر، تاب‌آوری در ایران از یک مفهوم تخصصی و سیاستی به یک شعار اخلاقی تبدیل شده است؛ شعاری که گاه بیش از آنکه به حل بحران کمک کند، به سرزنش آسیب‌دیدگان می‌انجامد.

جلالی ندوشن گفت وقتی از مردم خواسته می‌شود «تاب‌آور باشند»، بدون آنکه پرسشی درباره زیرساخت‌های ازدست‌رفته، نهادهای تضعیف‌شده یا سیاست‌های بحران‌زا مطرح شود، در عمل مسئولیت بحران از دوش ساختارها برداشته و بر دوش افراد گذاشته می‌شود.

او یادآور شد که تاب‌آوری اساساً مفهومی پیشابحران است؛ ظرفیتی که باید پیش از وقوع بحران در جامعه شکل گرفته باشد. از این منظر، درخواست تاب‌آوری از جامعه‌ای که آسیب‌دیده، خسته و فرسوده است، شبیه آن است که از فردی با استخوان شکسته بخواهیم بدون درمان راه برود.

یکی از مهم‌ترین بخش‌های سخنان جلالی ندوشن به توصیف وضعیت روانی جامعه امروز ایران اختصاص داشت. او از مفهومی با عنوان «آینده‌باختگی» سخن گفت؛ وضعیتی که در آن افراد دیگر تصویری روشن از آینده پیش روی خود نمی‌بینند. به باور او، جامعه ایران همواره با بحران‌هایی مانند جنگ، خشکسالی و زلزله روبه‌رو بوده است، اما تفاوت امروز در کاهش امید به آینده و دشوارشدن تصور امکان تغییر است.
او همچنین از «بدن‌های پسابحران» سخن گفت؛ انسان‌هایی که آثار بحران را نه فقط در سطح ذهن، بلکه در تجربه‌های روزمره زیسته خود حمل می‌کنند؛ از اختلال خواب و اضطراب گرفته تا حساسیت مفرط به صداها و محرک‌های محیطی.

سرمایه اجتماعی؛ نقطه کور مدیریت بحران

یکی از محورهای مشترک سخنان دو روان‌پزشک حاضر در نشست، نقد نگاه سخت‌افزاری به مدیریت بحران بود.

به گفته جلالی ندوشن، سیاست‌گذاری رسمی در ایران معمولاً آمادگی در برابر بحران را در ذخیره منابع مادی، امکانات لجستیکی و سازوکارهای امنیتی جست‌وجو می‌کند، درحالی‌که بخش مهمی از توان جوامع برای عبور از بحران در سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی، رسانه‌های مستقل، شبکه‌های محلی و نهادهای مدنی نهفته است.

رسولیان نیز از همین منظر به نقش اعتماد اجتماعی پرداخت. او تأکید کرد که حتی بهترین خدمات و برنامه‌ها نیز در غیاب اعتماد عمومی کارآمد نخواهند بود. از نگاه او، مدرسه، خانواده، انجمن‌های تخصصی، خیریه‌ها و سایر نهادهای واسط می‌توانند نقش مهمی در کاهش فشار روانی بحران‌ها ایفا کنند، اما این امر زمانی ممکن است که رابطه‌ای مبتنی بر اعتماد میان جامعه و حاکمیت وجود داشته باشد.
او در ادامه از نگاه امنیتی به فعالیت‌های مدنی به‌عنوان یکی از موانع مهم شکل‌گیری تاب‌آوری اجتماعی یاد کرد. به اعتقاد رسولیان، جامعه مدنی زمانی می‌تواند به افزایش ظرفیت جامعه برای مواجهه با بحران کمک کند که به‌عنوان شریک دیده شود، نه تهدید.

از نقش قربانی تا امکان کنشگری

آرزو دیداری، سومین سخنران نشست، بحث را از سطح ساختارها به تجربه زیسته افراد بازگرداند. او در واکنش به توصیف جامعه به‌عنوان جامعه‌ای «شکسته» گفت شاید تعبیر دقیق‌تر این باشد که سال‌هاست در مرز میان فروپاشی و دوام‌آوردن زندگی می‌کنیم.

دیداری معتقد است هدف از کار روان‌شناختی در شرایط بحرانی، بازگرداندن افراد به وضعیت پیشین نیست؛ زیرا اساساً بازگشتی به گذشته وجود ندارد. آنچه اهمیت دارد، کمک به افراد برای سازگارشدن با شرایط جدید و حفظ توان کنشگری است.

او مفهوم «عاملیت» را در مرکز بحث خود قرار داد؛ مفهومی که به توانایی فرد یا گروه برای اثرگذاری بر شرایط زندگی اشاره دارد. از نگاه دیداری، هرچند روان‌شناسی نمی‌تواند بحران اقتصادی یا جنگ را متوقف کند، اما می‌تواند به افراد کمک کند از جایگاه قربانی صرف خارج شوند و دوباره احساس کنند بر بخشی از زندگی خود تأثیر دارند.

دیداری در ادامه بر نقش معناپردازی در عبور از بحران تأکید کرد و با اشاره به دیدگاه‌های «ویکتور فرانکل» گفت انسان‌ها حتی در دشوارترین شرایط نیز می‌توانند برای ادامه‌دادن دلیلی پیدا کنند. او همچنین بر اهمیت شناسایی منابع درونی افراد تأکید کرد؛ منابعی که اغلب زیر فشار بحران نادیده گرفته می‌شوند.

تاب‌آوری در شبکه‌های انسانی شکل می‌گیرد

در بخش دیگری از نشست، هر سه سخنران بر اهمیت سرمایه اجتماعی و ظرفیت‌های محلی تأکید کردند. دیداری با اشاره به تجربه زلزله کرمانشاه، همه‌گیری کرونا و بحران‌های اخیر گفت در بسیاری از موارد، مردم پیش از آنکه سازوکارهای رسمی وارد عمل شوند، شبکه‌های کمک‌رسانی خود را شکل داده‌اند.

از نگاه او، این تجربه‌ها نشان می‌دهد تاب‌آوری پایدار بیش از آنکه محصول مداخلات فردمحور باشد، نتیجه شکل‌گیری پیوندهای اجتماعی و کنش‌های جمعی است.
او بر همین اساس از ضرورت تقویت گروه‌های خودیار، شبکه‌های محلی، مشاوره‌های گروهی و کمپین‌های آگاهی‌بخشی سخن گفت و نقش نهادهای مدنی را فراتر از کمک‌های مقطعی دانست. به اعتقاد دیداری، یکی از مهم‌ترین وظایف این نهادها در دوره پسابحران، حفظ حافظه جمعی و ثبت روایت‌های آسیب‌دیدگان است؛ اقدامی که می‌تواند به بازسازی معنا و ترمیم پیوندهای اجتماعی کمک کند.

مطالبه‌گری؛ بخشی از سلامت روان

یکی از نکات قابل‌توجه نشست، برقراری ارتباط میان سلامت روان و مطالبه‌گری اجتماعی بود. دیداری تأکید کرد که احساس بی‌قدرتی و شنیده‌نشدن از مهم‌ترین عوامل فرسودگی روانی است. به همین دلیل، مطالبه‌گری صرفاً یک کنش سیاسی نیست؛ بلکه می‌تواند نوعی کنش درمانی نیز باشد.

او توضیح داد که وقتی افراد می‌بینند نهادی یا گروهی پیگیر مطالبات آنان است، حتی اگر نتیجه فوری حاصل نشود، احساس انفعال و ناامیدی کاهش می‌یابد و امکان مشارکت اجتماعی تقویت می‌شود.

این بحث در بخش پایانی نشست نیز ادامه یافت؛ جایی که موضوع رابطه دولت و جامعه مدنی مطرح شد. جمع‌بندی حاضران بر این نکته تأکید داشت که در بسیاری از بحران‌ها، بخش مهمی از بار حمایت اجتماعی بر دوش نهادهای مدنی و خیریه‌ها قرار می‌گیرد، اما این نهادها همچنان با محدودیت‌های جدی برای ایفای نقش مستقل خود مواجه‌اند.

جست‌وجوی زبان مشترک

بخش پایانی نشست به جمع‌بندی مباحث اختصاص داشت؛ جمع‌بندی‌ای که بیش از هر چیز بر فاصله‌گرفتن از برداشت‌های ساده‌انگارانه از تاب‌آوری تأکید می‌کرد.
سخنرانان معتقد بودند در شرایط کنونی ایران، تاب‌آوری دیگر به معنای بازگشت به وضعیت پیشین نیست. مسئله اصلی حفظ کارکرد روانی جامعه، تقویت ظرفیت‌های جمعی و ایجاد امکان کنشگری در دل بحران‌های مداوم است.
در این میان، جلالی ندوشن بر شکاف‌های ایدئولوژیک و دوپارگی‌های اجتماعی تأکید کرد و گفت جامعه برای عبور از بحران‌های پیش‌رو ناگزیر از یافتن نوعی زبان مشترک است؛ زبانی که بتواند میان روایت‌های متفاوت از آینده، زندگی روزمره و معنای زیستن در این سرزمین پلی برقرار کند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

سمت درست تاریخ

سمت درست تاریخ