بحران معنا در کلاسهای علمتجربـی
۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۰:۰۰
در کلاس هستم و مشغول تدریس اولین گفتاری که مربوط میشود به جهش و رابطهاش با انتخاب طبیعی. سمتوسوی مطالبی که نویسنده این گفتار نوشته است در لفافه نگاه «داروین» است. منتهی مدرس باید حاشیهای بزند و بگوید که تقلیل انتخاب طبیعی به تنازعبقا و یا بقای آنکه قدرتمندتر است، اشتباه بود. من همیشه این مثال را میزنم که مارمولک که از اعقاب دایناسورهاست، هنوز زنده است؛ اما اثری از دایناسورها نیست. این نشان میدهد آنکه سازگارتر است میماند. سازگاری نه به معنای زوربازو؛ بلکه به مفهوم تحمل و تابآوری بحران!
در متن، هیچ نشانی از تاریخ علم که بتواند زیستشناسی را لااقل در این فصل جذاب کرده و روحی بدان ببخشد نمییابی. حوصله بچهها سر رفته است. پس از شیرینی مباحث مربوط به ژنتیک و حل مسئله میکوشم تا این مبحث را هم جذاب کنم. میگویم بسیاری از اصول علمی در دنیای قدیم میبایست به تأیید کلیسا برسد. رنسانس علمی، کلیسا را کمکم مجاب کرد تا دخالتی در طرح موضوع و واقعیات علمی نداشته باشد. ادیان در دورهای سعی کردند نشان دهند که متون دینی منافاتی با متون علمی ندارند. در همین ایران خودمان «مرحوم طالقانی» در سری کتب تفسیری خود از قرآن (پرتوی از قرآن) تلاش کرد که نظریه داروین و پدیدارشدن انسان از جانوران دیگر را نشانه نظم در آفرینش خداوند (برهان نظم) بداند.
میگویم پس از انقلاب صنعتی افرادی مانند «کارل مارکس» سعی کردند نیروهای مؤثر در تغییرات اجتماعی را هم بر اساس علومی مانند مکانیک توجیه کنند. مارکس که کتاب داروین را خواند برای او نامه نوشت. هر چند نامههای ردوبدل شده بین این دو نفر ناقص است؛ ولی نشان میدهد در یکی از نامهها که مارکس از داروین میخواهد که کتاب «سرمایه»اش را برای ایشان هدیه بفرستد. با مخالفت داروین مواجه میشود. داروین خانواده مذهبی داشته و پایبندی او به مناسبات مذهبی با داشتن همسری بهشدت متدین، مضاعف نیز بوده است. داروین نمیخواست کتابی از یک ماتریالیست در خانهاش موجود باشد. حتی بعید میدانم بر خلاف مارکس که کتاب منشأ گونهها را خوانده بود داروین کتاب سرمایه مارکس را اصلاً دیده باشد.
فکر میکنم برای دانشآموزانم جذاب باشد. در ادامه میافزایم که فلسفه معرفتی جدید، مبنی بر عدم قطعیت ایدهها و سودمندی آزمون ارزش ایدههاست، ولی یک تناقضی وجود دارد. این فلسفه بهشدت خود را تحمیل میکند. مثلاً من استاد، اکنون اگر بگویم سوپ بنیادین از اساس چرتوپرت است و هیچ سوپی نمیتواند اتفاقی موجود زندهای خلق کند، کلاً از سیستم آموزشی حذف و بیکار میشوم چرا که با علم روز که قدرت را در دست دارد به مخالفت پرداختهام. با یک امر جهانی درگیر شدهام که من ذره بیمقدار را از اساس محو میکند. «داگلاس اکس» مدتهاست که با صدایی متفاوت میگوید چطور یک آجر تصادفی تولید نمیشود؛ ولی سنجاقک و اسب اتفاقی پا به دنیا گذاشتهاند؟
دو دانشآموز به خواب رفتهاند. خانم مدیر میگفت اینها قرص اعصاب میخورند کاری به آنها نداشته باشید. دو سه نفر هم لبخند ملیحی به لب دارند؛ یعنی طرف بهجای اینکه نکات کنکوری بگوید چه خزعبلاتی تحویل میدهد. یک عده هم به آنسوی پنجره کلاس نگاه میکنند. یک نفر انگار خون به مغزش نرسیده رنگپریده اجازه میخواهد به بیرون برود. اشتیاقم کور میشود. همه دوست دارند که در کنار آموزش؛ ارتقای سطح پرورش هم باشد. همسالان من میپرسند چرا این نسل اینقدر بیطاقت و سطحی شده؟ چرا ارزشهای اینها با ما بسیار متفاوت است و من همیشه به خودم میگویم مگر ما به اینها چه دادهایم؟!
اصلاً من معلم چقدر دستم باز بوده در تولید محتوایی که بتواند درجاتی از کاربرد را در زندگی مخاطبم ایجاد کند. برای این امر، اصل اول این است که من استاد، مربی و معلم متناسب با کانون بحث آزاد باشم و نترسم که مخاطب دچار سوءبرداشت شود. اضطراب دارم که نکند امنیت شغلی من به خطر بیفتد. اگر متهم به عدول و تخطی از قوانین بشوم چه؟ این مسئله مهم، در برخی کشورهای دنیا به این شکل حل شده که همواره با هوشیاری از آزادیهای اساسی و قانونی مدرس حفاظت شود. این حد از آزادی در هیچ عرصهای بهاندازه مدارس در این ممالک، حیاتی و مبرم نیست. کلاس درس را بازار فکرها قلمداد میکنند؛ چون آینده کشورشان را در کلاس های درسی از راه مبادله نیرومند افکار و طوفانهای فکری رقم میزنند. در این عرصه فشار و نفوذ از بیرون بر تدریس مذموم است چرا که تهدید قدرت تلورانس (رواداری)، کارکرد مدارس و دانشگاهها را به خطر میاندازد.
چندی بعد تلفن به صدا در آمد و مشاور مدرسه، علت طرح مباحث خارج از درس را در این مقطع حساس آموزشی، خصوصاً در این درس ویژه پرسید. قبلاً هم مدیر مدرسه بارها به من تذکر داده بود: خانوادهها! تلفن کردند که چرا فلان موضوع را ایشان در کلاس طرح کردهاند؟
همیشه جوابم این بود که از میان همه دروس علوم پایه، این زیستشناسی است که به تاریخ و فلسفه نزدیک میشود و طرح این مباحث موجب اشتیاق دانشآموزان میشود تا بیشتر بدانند و دانستن انسان را عمیقتر و نیز نسبت به همه هستی و آفرینش خداوند متواضعتر میسازد. میدانم که نگاه من در اسلوب آموزشی رسمی جایی ندارد. به مشاور میگویم من دیگر نمیآیم. این حق مدرسه است که سطوح آموزشیاش را معطوف به اهداف، آرایش دهد. در مدارس ویژه ما، موفقیت یعنی قبولی در رشتههای لوکس تا خوشبختی و سعادت فرد تضمین شود. با تمایل و اشتیاق زیاد استقبال کردند و همکاریام لغو شد. یکی از دوستان بعدها گفت اشتباه کردی؛ چون تنها مدرسه خصوصی بود که درست بهموقع حقوق را پرداخت میکرد.
برچسب ها:
نظر کاربران
دیدگاهتان را بنویسید
مطالب مرتبط
جانِ نحیفِ جهانهای جدیـــــد
اکنــــونِ جامعـه ما و امـکان روایـــــــــت
کودکان و جنگ
تجربه زیسته کودکان، بازنمایی رسانهای و مراقبتهای ضروری در روزهای جنگ
کودکـــــــــــان خط مقدم نیستند
پسماندهایی که هنـــــوز میجنگند
کارشناسان نسبت به پیامد تخریبی و آلودگی پایدار پسماندهای جنگی در منابع آبوخاک هشدار دادند
شبیخون نخالههای جنگی
«پیام ما» تأثیر جنگ بر شرایط کارگران خوزستان را بررسی میکند
کارگران خوزستان قربانیان سیاهی جنگ
بیش از ۵۰ موزه در فهرست آسیبهای جنگ اخیر
شیراز، مکث تقویم در شهــــــر راز
انتقال و درک مفاهیم در کلاسهای غیرحضوری دانشگاهها مختل شده است
استاد و دانشجو، بازنده آموزش آنلاین
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
زمـانی بـرای نـزیستـن
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




رامین کمالی
استاد عابدیان عزیز یکی از اساتید ماندگار در زیست شناسی کشور هستند. مطلبی که استاد نوشتند بی نظیر بود.