گفت‌وگوی «پیام ما» با «پیروز حناچی» درباره نقش معماری در مدیریت بحران و بازسازی پساجنگ

در بازسازی تهران، رد جنگ را پاک نکنیم





در بازسازی تهران، رد جنگ را پاک نکنیم

۵ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۰:۳۱

ایران از ۹ اسفند ۱۴۰۴ درگیر جنگ سوم شده است؛وضعیتی که بار دیگر پرسش‌های بنیادینی را درباره کیفیت شهرها، میزان تاب‌آوری کالبدی و اجتماعی آن‌ها، و نقش معماران و شهرسازان در مواجهه با بحران‌های کلان ، پیش روی کشور قرار داده است. در چنین شرایطی، معماری دیگر صرفاً یک هنر یا حرفه فنی نیست، بلکه به‌مثابه دانشی میان‌رشته‌ای، در پیوند با امنیت، اقتصاد، حافظه تاریخی و زیست‌پذیری شهرها معنا پیدا می‌کند. از این‌رو و با توجه به اینکه سوم اردیبهشت در ایران به عنوان «روز معمار» نامگذاری شده است، «پیام ما» در گفت‌وگو با «پیروز حناچی»، معمار، استاد دانشگاه و از چهره‌های شناخته‌شده حوزه معماری و شهرسازی، به بررسی نسبت معماری با مفهوم «شهر تاب‌آور»، دلایل گسست تاریخی در سنت شهرسازی ایران، نسبت پدافند غیرعامل با طراحی شهری، و در نهایت رسالت معماران در دوران پساجنگ پرداخته است. آنچه می‌خوانید، حاصل این گفت‌وگوست.

اساساً معماری چه نقشی در شکل‌گیری یا تضعیف تاب‌آوری شهری دارد؟

اجازه بدهید ابتدا به مناسبت روز معمار، این روز را گرامی بدارم و یادی کنم از معماران اثرگذاری که نقش مهمی در شکل‌دهی به اندیشه معماری معاصر ایران داشته‌اند؛ از جمله زنده‌یاد سیدهادی میرمیران که به‌درستی اعتقاد داشت «معماری، ردّ زمان بر فضاست». این جمله، به‌نظر من، کلید فهم جایگاه معماری در تحلیل وضعیت شهرهاست. شما از خلال معماری هر دوره، می‌توانید به‌وضوح دریابید که آن جامعه در چه شرایطی زیسته، چه ارزش‌هایی داشته و با چه تهدیدها و فرصت‌هایی مواجه بوده است.

امروز معماری تنها یک پاسخ کالبدی به نیازهای زیستی نیست؛ بلکه به ابزاری چندوجهی تبدیل شده که حتی می‌تواند در تولید ثروت، ارتقای جایگاه فرهنگی کشورها و شکل‌دهی به مقاصد جدید شهری نقش ایفا کند. کافی است به نمونه‌های جهانی نگاه کنیم؛ از مداخله «نورمن فاستر» در سقف موزه بریتانیا گرفته تا توسعه «موزه لوور» توسط «رنزو پیانو». این آثار نه‌فقط کیفیت فضایی شهرها را ارتقا دادند، بلکه به موتور محرک گردشگری، اقتصاد شهری و حتی دیپلماسی فرهنگی بدل شدند.

اما اگر این نگاه را به مفهوم «تاب‌آوری» پیوند بزنیم، به پرسش مهم‌تری می‌رسیم: اینکه معماری و شهرسازی چگونه می‌توانند ظرفیت یک شهر را برای مواجهه با بحران‌ها، از جنگ گرفته تا زلزله و تغییرات اقلیمی، افزایش یا تضعیف کنند. تاب‌آوری شهری، پیش از آنکه یک مفهوم شعاری باشد، نتیجه شناسایی دقیق تهدیدها، پیش‌بینی سناریوهای بحران و تصمیم‌گیری آگاهانه در فرایند طراحی و برنامه‌ریزی است.

در شرایط کنونی کشور و با تجربه مستقیم جنگ، این بحث چه مصداق‌های عینی‌تری پیدا می‌کند؟

اجازه بدهید از یک مثال عینی صحبت کنم. در همین دو ماه اخیر، در تهران و برخی شهرها شاهد اصابت‌های سنگینی بوده‌ایم. در یکی از این موارد، در محدوده رسالت تهران، تلفات انسانی قابل توجهی رقم خورد. یکی از دلایل اصلی این مسئله، تراکم بسیار بالای بافت مسکونی در آن محدوده بود. وقتی شما در یک منطقه، بدون تأمین متناسب خدمات، فضاهای باز و زیرساخت‌های ایمن، صرفاً بر افزایش تراکم جمعیتی تمرکز می‌کنید، در واقع شهر را در برابر هر نوع بحرانی، چه جنگ و چه زلزله آسیب‌پذیرتر می‌کنید.
مشکل اینجاست که ما گاهی تصور می‌کنیم تهدید فقط جنگ است، در حالی که اگر خدای ناکرده یک زلزله شدید هم رخ دهد، دقیقاً همین بافت‌های متراکم بیشترین آسیب را خواهند دید. شهر، یک سیستم به‌هم‌پیوسته است و نمی‌شود یک‌طرفه به آن نگاه کرد. افزایش تراکم بدون توجه به ظرفیت‌های محیطی و خدماتی، تبعاتی دارد که معمولاً در کوتاه‌مدت نادیده گرفته می‌شود، اما در لحظات بحران، خود را به شکلی بسیار خشن نشان می‌دهد.

اگر کمی به عقب برگردیم؛ شهرهایی مثل اصفهان دوران صفوی ، نمونه‌هایی از شهرهای زیست‌پذیر و تاب‌آور بوده‌اند. چه شد که این گسست تاریخی ایجاد شد؟

پرسش بسیار مهمی است. عوامل متعددی در این گسست نقش داشته‌اند؛ از جمله عواملی که حتی مستقیماً در حوزه معماری و شهرسازی تعریف نمی‌شوند. برای مثال، تورم لجام‌گسیخته و بی‌ثباتی اقتصادی، نقش بسیار جدی در خارج شدن شهرها از ریل برنامه‌ریزی داشته است.

من یادم هست مرحوم «کازرونی» که خود از مدیران دلسوز و اصفهانی بود، زمانی که وزیر مسکن و شهرسازی بود، تأکید می‌کرد که اگر ما فقط یک اصل را رعایت کنیم، بخش بزرگی از مشکلات حل می‌شود: «مدیریت خردمندانه فضای سرزمین». این عبارت، به‌ظاهر ساده، در عمل بسیار عمیق است. یعنی چه؟ یعنی احترام به ظرفیت‌های زیست‌محیطی، عدم ساخت‌وساز در خاک درجه یک کشاورزی، پرهیز از بارگذاری سنگین روی گسل‌ها، توجه به شیب زمین، خطر روان‌گرایی خاک و ده‌ها مؤلفه دیگر.

این‌ها زمانی محقق می‌شود که شما مطالعات دقیق و به‌روز در مقیاس‌های مختلف از یک‌میلیونی تا یک میلیون و دوسیت و پنجاه هزار نفری در اختیار داشته باشید و این اطلاعات، مرجع واقعی تصمیم‌سازی باشند، نه اینکه صرفاً در بایگانی بمانند.

به نظر می‌رسد شما بر نقش داده‌ها و دانش زمینه‌ای در تصمیم‌گیری تأکید ویژه‌ای دارید.

دقیقاً. بخشی از این داده‌ها ثابت‌اند؛ مثل جنس خاک یا ساختار زمین‌شناسی که تغییر نمی‌کند. بخشی دیگر دینامیک هستند؛ مثل جهت بادهای غالب. برای مثال، در تهران، جهت باد غالب جنوب‌غربی به شمال‌شرقی است. اگر شما یک صنعت آلاینده را در ضلع جنوب‌غربی شهر مستقر کنید، عملاً آلودگی را به قلب شهر هدایت کرده‌اید.

من زمانی که دبیر شورای عالی شهرسازی بودم، گزارشی دیدم که نشان می‌داد «گلباد»‌های تهران؛ یعنی الگوی جهت و شدت بادها، طی دهه‌ها دستخوش تغییر شده و برخی از آن‌ها عملاً از بین رفته‌اند. چرا؟ چون ساخت‌وسازهای انبوه، به‌ویژه در ارتفاعات و در مقیاس زیر ۱۰ متر، جریان طبیعی هوا را مختل کرده‌اند. وقتی این جریان از بین می‌رود، در شرایط اینورژن، آلودگی در شهر حبس می‌شود و نفس شهر بند می‌آید. این‌ها دقیقاً مصادیق عدم مدیریت خردمندانه فضای سرزمین است؛ جایی که علم سیالات، اقلیم‌شناسی و شهرسازی نادیده گرفته می‌شود.

در این میان، مفهوم «پدافند غیرعامل» چه نسبتی با تاب‌آوری شهری دارد؟

پدافند غیرعامل و تاب‌آوری، در واقع دو روی یک سکه‌اند. رعایت اصول پدافند غیرعامل، مستقیماً تاب‌آوری را افزایش می‌دهد. یعنی شما از همان ابتدا، در هر پروژه‌ای از یک مجتمع مسکونی گرفته تا یک تأسیسات صنعتی، این پرسش را مطرح کنید که «اگر بحران رخ داد، چه اتفاقی می‌افتد؟.» برای مثال، اگر قرار است یک پالایشگاه احداث شود، منطق پدافندی حکم می‌کند که تا حد امکان از موانع طبیعی مثل ارتفاعات برای حفاظت آن استفاده شود. یا در مقیاس شهری، پیش‌بینی پناهگاه در مجموعه‌های پرتراکم مسکونی، یک ضرورت است، نه یک انتخاب لوکس.

مثال تاریخی‌اش را در خرمشهر داریم. پلی که در تصاویر قدیمی می‌بینید، توسط خود ما تخریب شد، نه دشمن؛ چون اگر آن پل باقی می‌ماند، مسیر اشغال آبادان هموار می‌شد. این یعنی نگاه پدافندی به فضا؛ یعنی پیش‌بینی رفتار فضا در شرایط بحرانی.
برخی معتقدند مشکل اصلی، ضعف قوانین و مقررات است. شما این دیدگاه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

به نظر من، مسئله اصلی لزوماً ضعف برنامه‌ها نیست. بسیاری از برنامه‌های ما چه در حوزه معماری و چه شهرسازی، از نظر فنی قابل دفاع‌اند. مشکل از جایی شروع می‌شود که این برنامه‌ها زیر پا گذاشته می‌شوند یا در تغییرات بعدی، از اهداف اصلی خود منحرف می‌شوند.

در طرح‌ها، معمولاً بارگذاری متناسب جمعیت، فعالیت و خدمات دیده شده است. اما وقتی در عمل، به دلایل مختلف، تراکم جمعیتی را بالا می‌بریم، تعداد واحد مسکونی در هکتار افزایش می‌یابد و بدون تأمین خدمات متناظر این کار انجام می‌شود، کل نظام برنامه‌ریزی دچار اختلال می‌شود. پایبندی به قانون و نگاه برنامه‌محور، چه در مدارس معماری و چه در مدیریت شهری، نقش تعیین‌کننده‌ای در تاب‌آوری شهرها دارد.

و در پایان، به‌عنوان پرسشی کلیدی: رسالت معماران در دوران پساجنگ چیست؟

به نظر من، مهم‌ترین وظیفه معماران در دوران پساجنگ، حفظ حافظه جمعی از طریق فضا ست. بازسازی نباید به معنای پاک کردن ردّ واقعه باشد. ما باید با شهرها و بناها، رفتاری مرمتی و ارزش‌مدار داشته باشیم.

چندی پیش، کلیسایی را در مرکز برلین دیدم که به‌صورت آگاهانه در وضعیت نیمه‌ویران ناشی از بمباران‌های جنگ جهانی دوم حفظ شده است. مردم برلین رأی داده‌اند که این خرابه باقی بماند؛ به‌عنوان یک یادآور دائمی. البته در کنار آن، توسعه‌هایی هم انجام شده، اما اصلِ زخم، دیده می‌شود.

در ایران هم، اگر بنایی مانند ساختمان قدیمی مجلس مورد اصابت قرار گرفته، مرمت آن باید به‌گونه‌ای باشد که این واقعه تاریخی قابل خوانش بماند؛ نه فقط با یک پلاک یا متن، بلکه با زبان معماری. این نگاه را می‌توان به مقیاس شهری هم تعمیم داد. جنگ تحمیلی سوم، یک نقطه عطف در تاریخ معاصر ماست و نباید اجازه دهیم که در بازسازی‌های شتاب‌زده، از حافظه شهر پاک شود.

معماران و شهرسازان، با ابزار فضا، می‌توانند کاری کنند که این تجربه تلخ، به دانشی ماندگار برای نسل‌های آینده تبدیل شود؛ دانشی که هم هشداردهنده است و هم سازنده.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

تداوم ساخت‌وسازهای غیرمجاز در قلب بافت تاریخی کرمان؛ مسئولان همچنان بر تعدیل ارتفاع تأکید دارند

چالش‌های حراست از بافت تاریخی کرمان

تداوم ساخت‌وسازهای غیرمجاز در قلب بافت تاریخی کرمان؛ مسئولان همچنان بر تعدیل ارتفاع تأکید دارند

معاون وزیر میراث: گنبد سلطانیه باید به‌عنوان شاهکار معماری ایران به جهانیان معرفی شود

معاون وزیر میراث: گنبد سلطانیه باید به‌عنوان شاهکار معماری ایران به جهانیان معرفی شود

سیاست‌گذاری گردشگری در دو راهی شعار و برنامه

به بهانه سفر وزیر میراث‌فرهنگی به نصف‌جهان

سیاست‌گذاری گردشگری در دو راهی شعار و برنامه

سه راهکار برای نجات صنایع دستی روستایی از رکود

سه راهکار برای نجات صنایع دستی روستایی از رکود

جهانی‌شدن روستاها در میانه جنگ

هشت روستای ایران برای ثبت در فهرست دهکده‌های برتر گردشگری دنیا نامزد شده‌اند اما چشم‌انداز توسعه پایدار پس از ثبت جهانی روستاها همچنان مبهم است

جهانی‌شدن روستاها در میانه جنگ

پارک مردگـــــــــــان

تأملی بر امر مقدس و دگرگونی قبرستان‌های تاریخی به بهانه طرح تبدیل یک قبرستان تاریخی به بوستان

پارک مردگـــــــــــان

کشف شواهدی از جامعه زن‌محور در سکونتگاه ۹۰۰۰ ساله «چاتال‌هویوک» ترکیه

نتیجه یک پژوهش ژنومیک درباره محوطه باستانی چاتال‌هویوک

کشف شواهدی از جامعه زن‌محور در سکونتگاه ۹۰۰۰ ساله «چاتال‌هویوک» ترکیه

جنگ روایت‌‌ها زنان را به حاشیه می‌برد

حاضران در نشست «زنان در مواجهه با جنگ» چه گفتند؟

جنگ روایت‌‌ها زنان را به حاشیه می‌برد

سرمایه‌گذار گراندهتل کیست؟

ابهام در واگذاری و سرنوشت هتل تاریخی قزوین

سرمایه‌گذار گراندهتل کیست؟

مسجد جامع عتیق و ده‌ها بنای تاریخی در معرض تخریب کامل

هشدار یک مورخ معماری درباره خط دو مترو اصفهان

مسجد جامع عتیق و ده‌ها بنای تاریخی در معرض تخریب کامل