در گفت‌وگو با فرشته شیخ‌الاسلام، پژوهشگر و فعال فلسفه تعلیم‌وتربیت مطرح شد

مدرسه یا کارخانه ذهن





مدرسه یا کارخانه ذهن

۳۱ فروردین ۱۴۰۵، ۲۱:۳۷

مدرسه ترکیبی از خاطرات خوش و ناخوش است؛ بیدارشدن در صبح‌های سرد زمستانی ممکن است برای بسیاری از دانش‌آموزان سخت باشد، اما اردوها و تفریحاتی مثل سینما رفتن، خاطرات شیرین دوران مدرسه را می‌سازند. «فرشته شیخ‌الاسلام» مدیر مدرسه «کارآفرینی صهبا» است. مدرسه‌ای که به دلیل رویکرد بازی‌محور، پروژه‌محور و خانواده‌محورش در گروه مدارس برتر استان قم قرار گرفته است. او که در حوزه فلسفه تعلیم‌وتربیت نیز پژوهش و فعالیت دارد، در گفت‌وگو با «پیام ما» درباره شکل متفاوتی از فضای مدرسه می‌گوید که به بروز خلاقیت کمک می‌کند: «ما در مدرسه به‌جای نیمکت‌های معمول که محدودیت‌های حرکتی ایجاد می‌کنند، میز و صندلی چوبی داریم که هر سال توسط خود بچه‌ها رنگ می‌شوند. سعی می‌کنیم فضای فیزیکی و محیطی مدرسه مانند طراحی نیمکت‌ها و چینش آن‌ها گرفته تا نوع تغذیه و نحوه آماده‌سازی آن تجربه متفاوتی باشد.»

آموزش رسمی در مدارس ایران با نقدهای زیادی مواجه است. بسیاری می‌گویند که خلاقیت و عاملیت بچه‌ها در آن نادیده گرفته می‌شود، به نظر شما، این نقد تا چه اندازه درست است؟

هر فردی که یک روز در سیستم رسمی آموزش‌وپرورش کار کرده باشد یا به‌عنوان والدین دانش‌آموز، مخاطب آن باشد، با این مسئله مواجه شده است که باید طبق برنامه پیش رفت و از چهارچوب تعیین شده پیروی کرد. این، نه به معنای مخالفت آموزش پرورش کشورمان با خلاقیت است؛ بلکه به معنای عدم آشنایی و در نتیجه آماده نبودن و آماده‌نکردن بستر خلاقیت و در نتیجه عاملیت اعضای آموزش‌وپرورش است که شامل مدیران، معلمان، اولیا و دانش‌آموزان است.برای اینکه بدانیم راجع به چه چیزی گفت‌وگو می‌کنیم نیاز است خلاقیت را تعریف کنیم، البته خلاقیت، مانند بسیاری از مفاهیم علوم‌انسانی تعریف مشخص و یک خطی‌ای ندارد و از قضا این عدم تعریف مشخص با معنای درونی خلاقیت نسبت دارد، چون خلاقیت قرار است بی‌مهار باشد؛ یعنی به‌گونه‌ای فکرکردن گویا هیچ محدودیتی در اجرا وجود ندارد، به‌نوعی محتوای بی‌مرز، بدون فکرکردن به فرم و شکل. خلاقیت نوعی طرز فکر، نوعی دیدگاه و نقطه‌نظری متفاوت به زندگی است؛ کسی که نگاهش به زندگی خلاقانه است در تمام زوایا و مناسبات، خلاق است. شاید خلاقیت به‌عنوان یک دیدگاه، خیلی

کلی باشد، اما نتایج آن را می‌شود دسته‌بندی کرد و طبق آن متوجه شویم که کجا خلاقیت داریم یا نه و چگونه باید آن را کسب کرد؛ بنابراین خلاقیت در حل مسئله، پرسش‌گری و جرئت‌ورزی قابل پیگیری و مشاهده است.
فرد خلاق، به دنبال راه‌حل‌های نوآورانه و متفاوت است. کنجکاو است و با پاسخ‌های قطعی راضی نمی‌شود. از اشتباه باکی ندارد و می‌تواند راه‌حل متفاوتش را به اجرا بگذارد و مسئولیت آن را بپذیرد. حالا بررسی کنید، خاطراتتان را مرور کنید و ببینید تا چه حد به‌عنوان دانش‌آموز اجازه داشتید یا تشویق می‌شدید که مسئله کسر یا هندسه را جور دیگری حل کنید، چه‌قدر فرصت داشتید در زنگ تاریخ و علوم بپرسید چرا و چگونه؟ چه‌قدر اجازه داشتید سر زنگ ورزش یا حرفه‌وفن، ورزش یا کاری غیر از طرح درس آماده شده انجام دهید؟ این‌ها مثال‌های مبالغه‌آمیزی هستند، اما ذهن ما را آماده می‌کنند که فکر کنیم آیا واقعاً می‌شد یا می‌شود طرح درس، طوری تنظیم شود که دانش‌آموزان به نسبت علاقه و توانایی فردی خویش فعالیت کنند؟

برای ایجاد خلاقیت در آموزش چه کارهایی در سیستم آموزش ایران انجام شده است؟

برای اینکه بگوییم یک سیستم آموزشی موفق است باید این سیستم یک‌سری ویژگی‌ها را دارا باشد؛ خلاقیت نیز یکی از این ویژگی‌ها و صفات است. تلاش‌هایی از جمله بعضی تغییرات در کتاب‌های درسی یا تأکید روی کار عملی و ازاین‌دست انجام شده، اما واقعیت این است که خیلی از این نگرانی‌های سیستم یا تصمیم‌ها و اقدامات به نتیجه مطلوب نرسیده است. در نظام آموزشی و در هر نظامی، هر چه تمام اعضا و اجزای آن باورمند و واجد یک ویژگی باشند، آن ویژگی بیش‌تر محقق می‌شود. در مورد خلاقیت هم باید توجه کنیم تا معلم خلاق نباشد، نمی‌تواند مواد کتاب‌درسی را هر میزان خلاقانه تولید شده باشد، به اجرا بگذارد. تا مدیر یک واحد آموزشی نگاه خلاقانه نداشته باشد، نمی‌تواند این نگاه را در همکاران و معلم‌ها تشخیص دهد و تقویت کند. تا اولیای دانش‌آموزان نگاه خلاقانه نداشته باشند نمی‌توانند با ایده‌های خلاقانه مدرسه همراه شوند. می‌بینید که آخرین حلقه خلاقیت در سیستم آموزشی، دانش‌آموز است. در این زنجیره، قبل از مدیر مدرسه و معلم، مدیران و مسئولان تا وزیر آموزش‌وپرورش را اضافه کنید.

در یک مثال، کتاب ریاضی دبستان، طوری تألیف و تدوین شده که دست معلم را در شیوه‌های آموزشی مختلف برای تدریس یک واحد درسی به طور کامل باز می‌گذارد و با ذکر مثال‌های متعدد، معلم را تشویق می‌کند تا اجازه دهد دانش‌آموزان از طریق راه‌حل‌های متفاوت به پاسخ برسند؛ اما چند درصد از معلم‌ها از این فرصت استفاده می‌کنند؟ بسیار از دانش‌آموزان یا اولیا می‌شنویم که معلم یک راه‌حل مشخص و ثابت داده و گفته به کتاب توجه نکنید و فقط از همین راهی که می‌گویم مسئله را حل کنید.

باتوجه‌به اینکه میانگین معدل در مدارس پایین آمده، نادیده‌گرفتن خلاقیت در یادگیری از سوی سیستم آموزشی تا چه اندازه تأثیرگذار بوده است؟

اگر نتایج خلاقیت را در حل مسئله، پرسش‌گری و جرئت‌ورزی دنبال کنیم، متوجه می‌شویم نبود هر یک از این‌ها، بخش‌هایی از آموزش را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. کودکی که در سن شش‌سالگی به پیش‌دبستانی وارد می‌شود، به طور فطری و اولیه دارای خلاقیت است؛ البته چنانچه در خانواده تا حدی آزادی عمل داشته و مدام تذکر نشنیده باشد و از فعالیت‌های آزادانه مانند بازی‌های مختلف بهره‌مند بوده باشد و باور پدر و مادرش این نبوده باشد که حتی بازی‌ها، شکل مشخصی دارند و مثلاً باید این‌طور مامان‌بازی یا تاب‌بازی کرد.

کودک پیش‌دبستانی که در محیط خانوادگی به نسبت سالمی رشد کرده را با دانش‌آموز پایه ششم و دهم مقایسه کنید، تقریباً پیش‌فرض همه ما این است که هرچه حضور دانش‌آموز در سیستم آموزشی طولانی‌تر می‌شود، خلاقیتش کم‌تر خواهد شد. این پیش‌فرض غم‌انگیزی است. درحالی‌که همه سعی می‌کنیم از سیستم آموزشی‌ای که تنها درصدد تربیت تکنیسین، کارگر و مهره دنیای صنعتی و سرمایه‌داری است اجتناب کنیم.

به نظر شما چقدر خلاق‌نبودن سیستم آموزشی کشور موجب می‌شود که علاقه به درس‌خواندن در میان برخی از کودکان و نوجوانان کمتر شود؟

همین مدرسه‌ای که فقط به دنبال تربیت مهره‌ای یا پیچی انسان‌ها در کارخانه بزرگ دنیا باشد، موجب شده بچه‌ها هم از درس‌خواندن گریزان باشند. آن‌ها به طور فطری دنبال جور دیگری از زندگی هستند، پیگیر پرسش‌هایی‌اند که پاسخشان در مدرسه نیست. دنبال فرصتی برای شناخت جهانند. جرئت اشتباه دارند، از قضاوت هراسی ندارند و روشن است که سیستم آموزشی، نه‌تنها فرصتی برایشان فراهم نمی‌کند، بلکه روندی مخالف این نیازها و اراده‌ها دارد. بچه‌ها به‌مرور متوجه شدند با درس‌خواندن به اهدافی که دارند نمی‌رسند و همین دریافت کافی است تا علاقه‌شان را از دست بدهند. نمره، تشویق و تنبیه و انگیزه‌های بیرونی، فقط تا حدی مؤثر هستند و نتیجه عملی عدم حضور خلاقیت از حلقه‌های اولیه سیستم آموزش تا حلقه آخر که دانش‌آموز باشد، به طور دقیق و روشن، همین‌جا، یعنی در فرار دانش‌آموزان از درس دیده می‌شود. در یک نقطه‌ای، سیستم باید متوجه شود که علاوه بر ایده‌های خلاقانه در سخت‌افزار یعنی کتاب‌های درسی و واحدهای آموزشی، روی نرم‌افزار خلاقیت، یعنی فردبه‌فرد تمام کسانی که در سیستم حضور دارند، کار کند. فکر کنید بابای یک مدرسه آدم خلاقی باشد و برگ‌های پاییزی را گوشه حیاط نگه دارد تا بچه‌ها روی آن راه بروند و خش‌خش پاییز را حس و درک کنند، بعد هم با کمک هم برگ‌ها را جارو بزنند و بروبند. همین مثال دم‌دستی را بگیرید و تا اتاق وزیر آموزش‌وپرورش پیش بروید.

شما به‌عنوان مدیر مدرسه‌ای که توانسته موفق عمل کند، چه روش و راهی را پیشنهاد می‌دهید؟

درباره خلاقیت ما دو باور اساسی داریم، یکی اینکه خلاقیت، یکی از کلیدی‌ترین و اصلی‌ترین نیازها و از قضا ابزار ما در آموزش است. دوم اینکه علاوه بر آموزگاران و همکاران مدرسه، خانواده‌ها نیز باید از خلاقیت بهره‌مند باشند. در ادامه، باور داریم تمام اعضای مدرسه، از بزرگ‌سال تا تمام بچه‌ها به طور فطری خلاقیت دارند، حتی اگر به‌ظاهر این ویژگی و توانایی را ازدست‌داده باشند.وظیفه ما در مدرسه این است که زمینه‌ای فراهم کنیم تا خلاقیت همه فعال شود. طرح‌درس‌ها به‌جای واحدهای آموزشی خشکی که معلم تنها با سخنرانی و پای تخته به بچه‌ها ارائه دهد، به طور پروژه‌ای تعریف می‌شوند. یعنی مفاهیم آموزشی به نسبت مشابهی از دروس مختلف مثل ریاضی و فارسی و علوم و قرآن در یک پروژه عملی با هم ترکیب می‌شوند. بچه‌ها طی سال تحصیلی، پروژه‌های مختلفی را پیش می‌برند. طی این پروژه‌ها با تجربه‌های جدید و گوناگونی مواجه می‌شوند. مهارت‌های مختلفی می‌آموزند. در واقع برای پیشبرد پروژه‌شان نیاز به دانش و مهارت‌هایی پیدا می‌کنند و با اشتیاق آن‌ها را می‌آموزند. بخشی از این مهارت‌ها، در واقع همان واحدهای آموزشی‌شان است. یعنی بچه‌ها پس از یک اردو یا پروژه می‌بینند می‌توانند سؤال‌های درس علوم را پاسخ دهند یا مسائل ریاضی را حل کنند. این راه از خلاقیت آغاز می‌شود و به اعتمادبه‌نفس، پیداکردن استعدادها و علاقه‌هایشان می‌انجامد. واضح است دانش‌آموزان، این مسیر را با شوق می‌پیمایند؛ چون از ابتدا باتوجه‌به ظرفیت و نیازهایشان طراحی شده است.

در مورد خانواده‌ها نیز به جلسات دانش‌افزایی و تئوری اکتفا نمی‌کنیم. خلاقیت، باید در عمل تمرین شود، پس جدای از مشارکت‌دادن آن‌ها در احصای نیازها و علاقه‌های واقعی بچه‌ها که ممکن سال‌به‌سال یا گروه به گروه اندکی متفاوت باشد، فعالیت‌های مختلفی داریم؛ فعالیت‌های مشترکی با فرزندانشان مانند اردوهای خانوادگی یا رویداد بازی و فعالیت‌های مستقلی برای پدر و مادرها مانند جلسات تماشا و نقد فیلم، کتاب‌خوانی و انتقال تجربه و مانند این‌ها.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *