تاریخِ ترک‌خورده

گزارش «پیام ما» از بحران میراث‌فرهنگی پس از جنگ و روایت مدیرکل حفظ بناها و محوطه‌های تاریخی کشور از برنامه‌های اضطراری





تاریخِ ترک‌خورده

۲۸ فروردین ۱۴۰۵، ۲۰:۵۱

جنگ‌ها معمولاً پیش از آنکه در تاریخ نوشته شوند، در حافظه بناها ثبت می‌شوند. ترک‌هایی که روی دیوارهای خشتی و آجری می‌نشینند، کاشی‌هایی که از گنبدها فرومی‌ریزند، شیشه‌هایی که در تالارهای آیینه‌کاری خُرد می‌شوند و نقاشی‌هایی که با موج انفجار ترک برمی‌دارند، همه روایت‌های خاموشی از لحظه‌هایی هستند که تاریخ معاصر با گذشته دور یک ملت برخورد می‌کند. در هفته‌های گذشته و در جریان آنچه به «جنگ رمضان» میان ایران، آمریکا و اسرائیل معروف شده، میراث‌فرهنگی ایران نیز مانند بسیاری از زیرساخت‌های شهری و انسانی کشور از تبعات مستقیم و غیرمستقیم این درگیری‌ها در امان نمانده است. گزارش‌های رسمی منتشر شده از سوی دستگاه‌های استانی میراث‌فرهنگی نشان می‌دهد که در اکثر شهرهای کشور، به‌ویژه در اصفهان و تهران، تعدادی از بناهای تاریخی و مجموعه‌های میراثی در معرض موج انفجار، لرزش‌های شدید و آسیب‌های ثانویه قرار گرفته‌اند؛ آسیب‌هایی که اگرچه در مواردی محدود به تخریب‌های ظاهری بوده، اما در برخی بناهای حساس نگرانی‌های جدی درباره پیامدهای سازه‌ای آن نیز مطرح شده است.

نقش‌جهان و چهلستون؛ اولین هشدارهای سازه‌ای پس از موج انفجار

اصفهان در این میان یکی از مهم‌ترین کانون‌های آسیب بوده است؛ شهری که بخش بزرگی از هویت تاریخی و معماری ایران را در خود جای‌داده و مجموعه‌ای از آثار ثبت جهانی یونسکو را در دل خود حفظ کرده است. در روزهای میانی اسفند سال گذشته، چند انفجار در بخش‌هایی از شهر رخ داد که یکی از آن‌ها در فاصله حدود سیصد و پنجاه‌متری «میدان نقش‌جهان» ثبت شد. همین فاصله که در نگاه نخست ممکن است ایمن به نظر برسد، برای بناهایی که چند قرن قدمت دارند فاصله‌ای مطمئن نیست. موج انفجار توانست خود را به بدنه برخی از بناهای تاریخی این محدوده برساند و در بخش‌هایی از آن‌ها خسارت‌هایی ایجاد کند. در «عالی‌قاپو» که یکی از شاخص‌ترین بناهای دوره صفوی و نماد قدرت معماری در میدان نقش‌جهان است، تعدادی از پنجره‌ها آسیب دیدند و برخی از اجزای ظریف چوبی و شیشه‌ای آن دچار شکستگی شد. در «مسجد جامع عباسی» نیز گزارش‌هایی از ریزش برخی کاشی‌های بدنه و تزلزل محدود در بخش‌هایی از تزیینات منتشر شد. کارشناسان محلی میراث‌فرهنگی تأکید کرده‌اند که چنین آسیب‌هایی، هرچند در نگاه نخست جزئی به نظر می‌رسند، اما در بناهایی که با سامانه‌های سازه‌ای سنتی ساخته شده‌اند می‌توانند در صورت بی‌توجهی به آسیب‌های عمیق‌تر تبدیل شوند.

«کاخ‌موزه چهلستون» نیز از دیگر بناهایی بود که در جریان این رخدادها موردتوجه کارشناسان قرار گرفت. این بنای صفوی که به دلیل نقاشی‌های دیواری، تالار ستون‌دار و تزیینات آیینه‌کاری خود شهرت دارد، در روزهای پس از انفجارها با ریزش‌هایی در برخی تزیینات داخلی و بخش‌هایی از عناصر چوبی مواجه شد. گزارش‌های اولیه نشان می‌داد که بخشی از آیینه‌کاری‌ها، قاب‌های تزیینی و عناصر ظریف داخلی دچار آسیب شده‌اند. با گذشت چند روز، کارشناسان نسبت به‌احتمال وجود آسیب‌های سازه‌ای نیز ابراز نگرانی کردند؛ چرا که لرزش‌های ناشی از موج انفجار در بناهایی که ستون‌های چوبی و سازه‌های ترکیبی دارند می‌تواند به تغییرات نامحسوس اما مهم در تعادل سازه منجر شود. به همین دلیل بررسی‌های فنی دقیق‌تر در دستور کار قرار گرفت و تیم‌های مرمتی برای پایش وضعیت بنا وارد عمل شدند.

گستره خسارت‌ها در اصفهان؛ ۲۸ بنای تاریخی زیر فشار لرزش‌ها

گزارش‌های رسمی اداره کل میراث‌فرهنگی استان اصفهان نشان می‌دهد که دامنه آسیب‌ها به همین چند بنای مشهور محدود نبوده است. بر اساس برآوردهای اولیه، در مجموع بیست و هشت بنای تاریخی در این استان در جریان حملات و لرزش‌های ناشی از آن دچار درجاتی از آسیب شده‌اند. در میان این بناها نام مجموعه‌هایی چون «تالار اشرف»، «عمارت رکیب‌خانه»، «عمارت جبه‌خانه»، «عمارت توحیدخانه»، «کاخ هشت‌بهشت» و تعدادی از خانه‌های تاریخی اصفهان دیده می‌شود. همچنین در برخی شهرهای دیگر استان از جمله «شهرضا»، «خوانسار» و «کوهپایه» نیز گزارش‌هایی از آسیب‌های پراکنده در بناهای تاریخی ثبت شده است. پراکندگی این خسارت‌ها نشان می‌دهد که حتی انفجارهایی که در فاصله نسبتاً دور از یک اثر تاریخی رخ می‌دهند می‌توانند از طریق موج‌های لرزه‌ای و فشار هوا بر ساختار بناهای قدیمی تأثیر بگذارند.

سعدآباد آسیب‌دیده؛ هشدار درباره بناها و موزه‌های پرمحتوا در پایتخت

تهران نیز از این وضعیت بی‌نصیب نمانده است. در جریان یکی از حملات در روزهای پایانی اسفند، انفجاری در نزدیکی مجموعه تاریخی «سعدآباد» رخ داد؛ مجموعه‌ای که در شمال تهران و در دامنه البرز قرار دارد و از مهم‌ترین کاخ‌موزه‌های کشور به شمار می‌رود. در این مجموعه، سه بنای تاریخی که بر روی تپه‌ای موسوم به «تپه علی‌خان» قرار دارند بیش از سایر بخش‌ها دچار آسیب شدند. گزارش‌های منتشر شده از ریزش بخش‌هایی از سقف، آسیب به آیینه‌کاری‌ها، شکستن شیشه‌ها و تاب برداشتن برخی اجزای سقفی در این بناها حکایت دارد. در بخش‌های دیگری از مجموعه نیز آسیب‌هایی مانند شکستگی شیشه‌ها و جابه‌جایی عناصر تزیینی مشاهده شده است. اهمیت این مجموعه تنها به معماری آن محدود نمی‌شود؛ بسیاری از اشیای تاریخی، آثار هنری و اسناد ارزشمند نیز در موزه‌های مختلف آن نگهداری می‌شود و به همین دلیل هرگونه آسیب ساختمانی می‌تواند تهدیدی برای این مجموعه‌های موزه‌ای نیز به شمار رود.

افزایش حفاری‌های غیرمجاز؛ تخریب خاموش در سایه وضعیت امنیتی کشور

در کنار این خسارت‌های مستقیم، پدیده‌ای دیگر نیز در روزهای جنگ و حتی در دوره آتش‌بس توجه کارشناسان میراث‌فرهنگی را جلب کرد: افزایش گزارش‌های مربوط به حفاری‌های غیرمجاز در برخی محوطه‌های تاریخی کشور. در استان‌هایی مانند فارس، کرمان، ایلام و خوزستان گزارش‌هایی از فعالیت حفاران غیرمجاز منتشر شد که از شرایط امنیتی خاص کشور در روزهای جنگ برای دستبرد به محوطه‌های باستانی استفاده کرده بودند. این پدیده که در ادبیات میراث‌فرهنگی از آن به‌عنوان «تخریب خاموش» یاد می‌شود، در بسیاری موارد خسارت‌هایی به‌مراتب جبران‌ناپذیرتر از تخریب‌های فیزیکی وارد می‌کند؛ چرا که لایه‌های باستان‌شناسی یک‌بار برای همیشه از میان می‌روند و اطلاعات تاریخی نهفته در آن‌ها قابل‌بازسازی نیست.

پاسخ‌گویی مکتوب در «روز جهانی حفاظت»؛ شکاف میان نیاز افکار عمومی و رفتار نهادی

مجموعه این رویدادها بار دیگر این پرسش قدیمی را پیش روی کارشناسان قرار داده است که نظام حفاظت از میراث‌فرهنگی در ایران تا چه اندازه برای مواجهه با شرایط بحرانی، به‌ویژه شرایط جنگی، آماده است. تجربه کشورهای مختلف نشان می‌دهد که حفاظت از بناهای تاریخی در شرایط بحران نیازمند مجموعه‌ای از تمهیدات پیشگیرانه است؛ از ایجاد سامانه‌های پایش هوشمند گرفته تا تدوین دستورالعمل‌های مشخص برای مدیریت بحران، جابه‌جایی آثار منقول، تثبیت اضطراری سازه‌ها و حتی هماهنگی‌های بین‌المللی برای جلوگیری از آسیب به آثار ثبت جهانی. در ایران نیز در سال‌های اخیر بحث‌هایی درباره ضرورت ایجاد چنین سازوکارهایی مطرح شده، اما حوادث اخیر نشان داد که فاصله میان برنامه‌های نظری و واقعیت‌های اجرایی همچنان قابل‌توجه است.

در چنین شرایطی و هم‌زمان با فرارسیدن روز جهانی حفاظت از بناها و محوطه‌های تاریخی، روزنامه «پیام ما» تلاش کرد با «محسن طوسی»، مدیرکل حفظ، احیا و مرمت بناها، بافت‌ها و محوطه‌های تاریخی وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی کشور گفت‌وگویی انجام دهد تا درباره برنامه‌های این معاونت برای حفاظت از بناهای تاریخی در شرایط بحرانی و همچنین وضعیت آثار آسیب‌دیده توضیح دهد. بااین‌حال طوسی از انجام مصاحبه تلفنی خودداری کرد و ترجیح داد پاسخ پرسش‌های این روزنامه را به‌صورت مکتوب ارائه کند. این در حالی است که بسیاری از کارشناسان حوزه میراث‌فرهنگی معتقدند در شرایطی که افکار عمومی نسبت به سرنوشت آثار تاریخی حساس شده است، گفت‌وگوی مستقیم و شفاف مسئولان با رسانه‌ها می‌تواند نقش مهمی در ایجاد اعتماد عمومی و روشن‌شدن ابعاد مختلف موضوع داشته باشد. پاسخ‌های مکتوب طوسی در ادامه این گزارش آورده شده است؛ پاسخ‌هایی که چارچوب سیاست‌های رسمی حوزه حفاظت از بناهای تاریخی را توضیح می‌دهد، هرچند برخی پرسش‌ها درباره نحوه اجرای عملی این سیاست‌ها همچنان باقی است.

محسن طوسی در پاسخ به پرسش نخست درباره معیارهای اولویت‌بندی حفاظت و مرمت بناهای تاریخی توضیح داد: «نظام تصمیم‌گیری در این حوزه بر پایه مجموعه‌ای از شاخص‌های تخصصی استوار است.» به گفته او، «در این فرایند ابتدا وضعیت فیزیکی و سازه‌ای بنا از طریق مطالعات فنی و گزارش‌های کارشناسی ارزیابی می‌شود و سپس میزان خطرپذیری اثر در برابر عوامل طبیعی یا انسانی مورد سنجش قرار می‌گیرد. در مرحله بعد، جایگاه اثر در طرح‌های توسعه شهری و منطقه‌ای و نیز میزان دسترسی به منابع مالی مصوب موردتوجه قرار می‌گیرد.»

طوسی تأکید کرده است که تصمیم‌گیری نهایی درباره اولویت‌های مرمتی در چارچوب شوراهای فنی میراث‌فرهنگی انجام می‌شود و این شوراها تلاش می‌کنند باتکیه‌بر معیارهای علمی از هرگونه مداخله غیرتخصصی یا سلیقه‌ای جلوگیری کنند.

او در پاسخ به پرسشی درباره برنامه‌های اضطراری برای حفاظت از بناهای تاریخی در شرایطی مانند جنگ یا تغییرات شدید اقلیمی نیز توضیح داده است که «در سال‌های اخیر مجموعه‌ای از اقدامات در این زمینه طراحی شده است. این اقدامات شامل تدوین برنامه‌های مقاوم‌سازی برای بناهای آسیب‌پذیر، ایجاد آرشیوهای دیجیتال برای ثبت دقیق وضعیت آثار، برنامه‌ریزی برای انتقال یا حفاظت از اشیای منقول در شرایط اضطراری و همچنین آموزش جوامع محلی برای مشارکت در حفاظت از میراث‌فرهنگی است.»

او در ادامه افزود: «در بسیاری از پروژه‌های مرمتی جدید تلاش می‌شود اصول مدیریت ریسک نیز در کنار روش‌های مرمت سنتی موردتوجه قرار گیرد.»

مدیرکل حفظ و مرمت بناهای تاریخی در بخش دیگری از پاسخ‌های خود به موضوع سامانه ملی پایش هوشمند بناهای تاریخی اشاره کرده و گفته است که «طراحی چنین سامانه‌ای در دستور کار قرار دارد.» به گفته او، «هدف از این سامانه ایجاد شبکه‌ای از حسگرها و تجهیزات پایش است که بتوانند تغییرات سازه‌ای، لرزه‌ای و محیطی بناهای مهم تاریخی را به‌صورت مستمر ثبت و تحلیل کنند.» بااین‌حال طوسی تأکید کرده است که «اجرای کامل چنین طرحی به دلیل هزینه‌های بالای تجهیزات و زیرساخت‌های فنی نیازمند تأمین منابع مالی قابل‌توجه است و به همین دلیل اجرای آن به‌صورت مرحله‌ای دنبال می‌شود.»

او همچنین درباره شیوه‌های تأمین مالی برای حفاظت از بناهای تاریخی توضیح داده است که «در سال‌های اخیر تلاش شده از مدل‌های جدید مشارکت مالی استفاده شود.» به گفته طوسی، «توسعه سایت‌موزه‌ها، استفاده از ظرفیت مشارکت بخش خصوصی در بهره‌برداری از بناهای تاریخی و ایجاد صندوق‌های حمایتی محلی از جمله راهکارهایی است که می‌تواند به تأمین منابع پایدار برای حفاظت از میراث‌فرهنگی کمک کند.» او تأکید کرده است که «حفاظت از میراث‌فرهنگی تنها باتکیه‌بر بودجه‌های دولتی امکان‌پذیر نیست و باید از ظرفیت‌های اقتصادی و اجتماعی نیز برای پشتیبانی از این حوزه استفاده کرد.»

پاسخ‌های مکتوب طوسی تصویری کلی از سیاست‌های رسمی حوزه حفاظت از بناهای تاریخی ارائه می‌دهد، اما تجربه روزهای جنگ رمضان نشان می‌دهد که اجرای مؤثر این سیاست‌ها نیازمند سازوکارهای عملیاتی دقیق‌تر و آمادگی نهادی بیشتری است. حوادث اخیر بار دیگر نشان داد که میراث‌فرهنگی نه‌تنها بخشی از گذشته یک ملت، بلکه سرمایه‌ای زنده و آسیب‌پذیر در دل شهرهای امروز است؛ سرمایه‌ای که حفاظت از آن در شرایط بحران، نیازمند برنامه‌ریزی پیشگیرانه، تجهیزات تخصصی، بودجه پایدار و مهم‌تر از همه شفافیت و پاسخ‌گویی در برابر افکار عمومی است. اگر بناهای تاریخی حافظه مادی یک جامعه باشند، هر تَرَک تازه‌ای که بر دیوار آن‌ها می‌نشیند تنها یک آسیب معماری نیست، بلکه نشانه‌ای از فرسایش تدریجی حافظه جمعی نیز به شمار می‌رود.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

صدری

نماینده یونسکو حرف جالبی در مورد آسیب دیدن آثار تاریخی ایران زده بود بدین مضمون که اگر میراث فرهنگی برای شما مهم است چرا حریم این آثار را رعایت نکردید و در حریم میراث فرهنگی مرکز نظامی قرار دادید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

گنج‌یابی در سایه جنگ

گنج‌یابی در سایه جنگ