تمهیدات و تاب‌آوری‌های پساجنگی





تمهیدات و تاب‌آوری‌های پساجنگی

۲۶ فروردین ۱۴۰۵، ۰:۱۶

ویل دورانت جایی نوشته: قطعی‌ترین شکل رقابت که بسیاری از تشکل‌های تمدنی را زائیده است «جنگ» است. او ادامه می‌دهد صلح تنها با قبولی برتری یا تساوی قدرت، قابل حفظ‌شدن است. من همیشه فکر می‌کردم برای حفظ و ثبات وطن مثلاً پرداختن به چالش‌های محیط زیستی اهمیت بیشتری دارد تا تقویت قوای نظامی. اکنون احساس من این است که تقویت بنیه نظامی همانند رفع مشکلات محیط مهم است چرا که اگر قوای نظامی تضعیف گردند قلمرو سرزمینی به خطر می‌افتد و پس از آن با تسلط بیگانگان دلسوزی برای برطرف‌کردن موانع زیست‌محیطی را باید به فراموشی سپرد چرا که بیگانه تنها به غارت منابع و معادن می‌اندیشد. متعاقب به یغما بردن مواهب طبیعی، باید آلودگی محیط زیستی باشد. قبول دارم که کارنامه مسئولان در این زمینه فرازوفرودهایی دارد؛ اما این به معنی تعطیلی عرصه‌های دیگر دولت و حکومت نیست. در کشور ما نیز چونان همه کشورهای دنیا دکترین امنیتی متأثر از ره‌آوردها و ایدئولوژی قدرت سیاسی است. بومی‌سازی و استفاده از توانایی‌های داخل همیشه موردتأکید بوده است چرا که اگر ما مانند ژاپن و کره‌جنوبی از ترس چین و کره شمالی توان نظامی خود را به ابرقدرت‌ها می‌سپردیم امروزه نیازمند و وابسته مانند کشورهای عربی منطقه مچاله می‌شدیم. لذا اگر چه در دکترین توسعه باید توجه به محیط‌زیست منطقه‌ای هم لحاظ شود و در دکترین امنیتی، ضمن درنظرداشتن عوارض واسپاری نیروهای نظامی به پیمانکاران، اخذ مجوزهای مردمی از راه‌های دمکراتیک باید مدنظر باشد تا مردم همواره حامی نیروهای مدافع کشورشان باشند. ژاپن پس از جنگ جهانی دوم بودجه دفاعی خود را محدود کرد. قبول کرد که ارتشی کوچک داشته باشد؛ ولی در عوض یک درصد ناخالص ملی خود را (معادل ۵ تا ۱۰ درصد عایدات دولتی‌اش) به چتر نظامی آمریکا به‌عنوان “حامی “پرداخت کند. حتی در ۱۹۵۰ آمریکا پیشنهاد کرد که ژاپن بودجه بیشتری برای توان نظامی‌اش هزینه کند اما “یوشیدا” با اندیشه سیاسی لیبرال دمکرات خود این پیشنهاد را رد کرد و کوشید با دیپلماسی اقتصادی به بازسازی ژاپن؛ به‌دوراز نفوذ خاندان‌های اشرافی بپردازد. ژاپن به طور موقت قدرتی جهانی شد؛ اما به دلیل عدم توازن دکترین امنیتی و دکترین توسعه از عظمت آن کاسته شد. امروز اتفاقاً دوباره از طریق رشد سیاست نظامی‌گری خود دکترین امنیتی خود را قوی و در دکترین توسعه رشد اقتصادی آن در حال کاهش است. وقتی رشد اقتصادی دچار اختلال شود تنش‌های اجتماعی بروز می‌کنند. همه این‌ها را نوشتم تا بگویم اکنون که جنبه نظامی ایران در این جنگ تحمیلی خوش درخشیده است از داخل نباید غافل شد. باید به همه مردمی که ماندند چه در خیابان چه در خانه‌ها و مام وطن را ترک نکردند دست‌مریزاد گفت. حکومت باید هوای همه این طیف‌ها را داشته باشد و تاب‌آوری خود را بیشتر کند. چرا که پس از این جنگ که ایران سرافراز از آن بیرون خواهد آمد دوران بازسازی سختی در پیش خواهیم داشت. دورانی که در آن باید باتکیه‌بر همین مردم، به دیپلماسی اقتصادی بها داد. به کسب‌وکارهای آسیب‌دیده رسیدگی کرد تا از افزایش شاخص‌های فلاکت پس از جنگ که در کمین مردم نشسته است ممانعت به عمل آورد.

 

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:

، ،





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زمـانی بـرای نـزیستـن

زمـانی بـرای نـزیستـن