یک کنشگر محیط‌زیست از ریشه‌های اعتراضات و آینده ایران می‌گوید

مسئولان در شنیدن صدای مردم شکست خورده‌اند

مردم تا پای جان برای حفظ میراث طبیعی خود کوشیدند، جان و جوانی دادند





مسئولان در شنیدن صدای مردم شکست خورده‌اند

۲۹ بهمن ۱۴۰۴، ۱۵:۳۰

چرا رفاه، معیشت، امنیت روانی و خواسته‌های انباشته مردم نادیده گرفته شده و چرا ابزارهای شنیدن، از رسانه‌ها تا سازمان‌های مردم‌نهاد، به‌تدریج محدود یا بی‌اثر شده‌اند؟ اینها پرسش‌هایی است که «امید سجادیان»، کنشگر محیط‌‌زیست، آن را مطرح می‌کند. او در یادداشتی که برای «پیام ما» فرستاده، از هشدارهایی می‌گوید که فعالان اجتماعی بارها گفتند و شنیده نشده است‌، تا اکنون؛ اکنونی که جامعه سوگوار تصاویر و فیلم‌های «جاویدنامان» خود را در شبکه‌های اجتماعی با دیگران به اشتراک می‌گذارد و نگران است مبادا فراموش شوند در میانه اخبار مذاکره، مشکلات اقتصادی و هزار اتفاق دیگر!

Download

طی روزهای اخیر و پس از وقایع تلخ کشور که جان هزاران جوان، کودک و سالمند را گرفت، برخی استانداری‌ها با نگاهی دستوری از تشکل‌های مدنی خواستند بیانیه‌هایی در محکومیت این رخدادها صادر کنند؛ در محکومیت دخالت دشمن خارجی، بیانیه‌هایی که در برخی استان‌ها از پیش نوشته و تنها برای مهر و امضا به تشکل‌ها سپرده شد.

این رفتار، بیش از آنکه نشانه مدیریت بحران باشد، نمادی از شکاف عمیق میان ساختار حکمرانی و جامعه مدنی است؛ همان شکافی که سال‌ها فریاد زده شد و الان خودش را نمایان‌تر کرده است. جایی که تشکل‌ها، به‌جای ایفای نقش مستقل، به ابزار بازتولید روایت رسمی تقلیل داده می‌شوند. نمی‌توان ساده‌انگارانه با وضعیت موجود برخورد کرد، جان چند هزار شهروند را در عدد تقلیل داد. نمی‌توان به‌جای همدردی فقط محکوم کرد.

بی‌تردید خشونت، از هر سو و به‌ هر شکل، محکوم و خطرناک است و جامعه هزینه سنگین آن را می‌پردازد. اما تمرکز صرف بر محکومیت معلول، بدون پرداختن به علت‌ها، نه مسئله را حل می‌کند و نه امنیت پایدار می‌سازد.

در چنین شرایطی وظیفه دولت و حاکمیت چیست؟ چرا وضعیت به اینجا رسیده است؟ چرا آتش زیر خاکستر هر بار به‌شکلی بیرون می‌زند؟ و چرا وضعیت به نقطه‌ای رسیده که بخشی از جامعه، مطالبات خود را خارج از سازوکارهای رسمی و در کف خیابان جست‌وجو می‌کند؟

نمی‌توان هر بار این صدا را به دخالت یا نفوذ خارجی فروکاست. حتی اگر چنین عواملی وجود داشته باشند، سؤال این است که چرا زمینه اجتماعی، اقتصادی و روانی برای اثرگذاری آنها فراهم شده است؟ چرا رفاه، معیشت، امنیت روانی و خواسته‌های انباشته مردم نادیده گرفته شده و چرا ابزارهای شنیدن، از رسانه‌ها تا سازمان‌های مردم‌نهاد، به‌تدریج محدود یا بی‌اثر شده‌اند؟

سال‌ها فعالان مدنی و کارشناسان هشدار داده‌اند این وضعیت ناپایدار است؛ هشدارهایی که نه‌تنها درباره سیاست و اقتصاد، بلکه درباره پیامدهای فقر و بی‌عدالتی بر همه حوزه‌ها از جمله محیط‌زیست نیز داده شده بود. هشداری که نه‌فقط مربوط به محیط‌زیست بلکه ساختار اجتماعی که منشأ در خیلی مسائل دارد؛ مسائلی که ریشه‌ای و درهم‌تنیده‌اند. فقر، بی‌عدالتی، آسیب‌های اجتماعی، تخریب محیط‌زیستی، فساد سیستمی و… . فقر، تخریب را توجیه‌پذیر می‌کند، زمانی که معیشت به بحران می‌رسد، منابع‌طبیعی به منابع ارزان و دم‌دست تبدیل می‌شوند و جنگل، مرتع، آب و خاک نخستین قربانیان معیشت بی‌پشتوانه‌اند. البته همیشه هم این‌طور نیست. مردم تا پای جان برای حفظ همین میراث کوشیدند؛ جان دادند، جوانی دادند.

ولی بی‌عدالتی و تبعیض، جامعه را به مرز بی‌تعلقی می‌کشاند، مردمی که خود را بیرون از دایره تصمیم‌گیری می‌بینند، دیگر چیزی را از آن خود نمی‌دانند و همه‌چیز را دولتی و تحمیلی تلقی می‌کنند. نتیجه، گسستی عمیق است که هر روز عریان‌تر می‌شود. اقتصاد تورمی، فساد، رانت و ناکارآمدی را تقویت می‌کند و چرخه‌ای معیوب ایجاد می‌شود که شفافیت را می‌بلعد و بی‌عدالتی را بازتولید می‌کند.

پروژه‌های کلان، از سدسازی‌های پرهزینه و بی‌پشتوانه تا واگذاری‌های رانتی، زمین‌خواری و طرح‌های توسعه‌ای بی‌مطالعه، بدون ارزیابی اجتماعی، اقتصادی و محیط‌زیستی پیش می‌روند و اعتراض‌های مردمی نادیده گرفته می‌شوند. هم‌زمان تالاب‌ها می‌میرند و جنگل‌ها زیر تیغ سوءمدیریت قربانی می‌شوند؛ بی‌آنکه صدایی واقعاً شنیده شود.

سال‌هاست که فعالان محیط‌زیست هشدار می‌دهند این تخریب‌ها و بی‌توجهی‌ها خشم پنهانی در جامعه ایجاد می‌کند. خشم ریشه در فقر، بی‌ثباتی اقتصادی و نابودی زیستگاه‌ها دارد و مستقیماً پایداری سرزمین و کیفیت زندگی مردم را هدف گرفته است. وقتی منابع‌طبیعی فرسوده می‌شوند، معیشت، سلامت روان و امید اجتماعی نیز فرومی‌ریزد. این همان چرخه معیوب و خطرناکی است که خروجی آن چیزی جز انباشت خشم، فرسایش اعتماد عمومی و عمیق‌تر شدن شکاف میان جامعه و حاکمیت نیست.

در میانه این وضعیت، نقش تشکل‌های مدنی چیست؟ فعالان مدنی و تشکل‌ها سال‌هاست از گفت‌وگو گفته‌اند، از مشارکتی سخن رانده‌اند که در آن صدا و نقش واقعی مردم دیده شود؛ مشارکتی برای آنکه جامعه به نقطه‌ای نرسد که خواسته‌های خود را تنها در کف خیابان جست‌وجو کند. اما همین گروه‌ها نیز خود زخم‌خورده فضای حذفی‌اند، فضایی که گاه حتی از سطح یک کارشناس یا یک اداره‌کل آغاز می‌شود و تا سطوح بالاتر امتداد می‌یابد.

گویی در چنین سازوکاری، بسیاری از ارکان قدرت بی‌توجه به تبعات اجتماعی، هر صدای مستقلی را نه فرصت، بلکه تهدید می‌بینند؛ نگاهی که نه‌تنها گفت‌وگو را تضعیف می‌کند، بلکه سرمایه اجتماعی و امکان حل مسالمت‌آمیز مسائل را نیز از بین می‌برد.

روزی با دوستی به روستایی رفتیم، روستایی که آب، برق و جاده آسفالت داشت. او گفت: «خدا را شکر، محروم نیستند.» اما واقعیت چیز دیگری بود. شاید از نظر زیرساختی محروم نبودند، اما امیدی در زندگی مردم دیده نمی‌شد. گره کار همین‌جاست، آنچه مردم را فرسوده می‌کند، بی‌ثباتی است. بی‌ثباتی یعنی نمی‌توان برنامه‌ریزی کرد، یعنی شب که می‌خوابی، نمی‌دانی فردا چه‌چیزی از سفره یا خانه‌ات کم خواهد شد. این فقط نان نیست؛ گاهی سلامت است، گاهی آرامش روان و گاهی حتی جان. استرس مزمن، به بیماری تبدیل می‌شود و هر بار خود را از جایی نشان می‌دهد. امید یعنی آینده روشن؛ آینده‌ای که هر کس برای خود و فرزندانش می‌بیند. ولی کدام آینده در این نابسامانی؟!

تا زمانی که مردم در سیاستگذاری‌ها جدی گرفته نشوند و نقش آنها به شعار یا ابزار مقطعی تقلیل یابد، این چرخه بحران تداوم خواهد داشت. سخت‌ترین حقیقت همین‌جاست، باید پذیرفت مسئولان که در شنیدن صدای مردم شکست خورده‌اند، در تبدیل جامعه به شریک تصمیم‌ها شکست خورده‌اند، در گفت‌وگو با تنوع اجتماعی، قومی و فرهنگی این سرزمین شکست خورده‌اند.

آنچه امروز به‌شکل بحران و اعتراض دیده می‌شود، حادثه‌ای ناگهانی نیست، محصول انباشته سال‌ها بی‌توج هی، حذف، تحقیر و انکار است. ادامه این مسیر نه امنیت می‌سازد و نه ثبات، تنها جامعه‌ای خسته‌تر، خشمگین‌تر و بی‌اعتمادتر بر جای می‌گذارد؛ جامعه‌ای با خشم نهفته که به‌تدریج به مشت‌های گره‌کرده تبدیل شدند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

کودکــیِ آشفتــــه در جنگ

در نشست «کارزار» درباره احوال کودکان در دوران جنگ چه گفته شد؟

کودکــیِ آشفتــــه در جنگ

منوی «مینـــــــی»!

گرانی، فروش غذاهای کم‌حجم و لقمه‌ای را در رستوران‌های تهران باب کرد

منوی «مینـــــــی»!

۶۰ هزار ایرانی قربانی دود آبی

هم‌زمان با «روز جهانی مبارزه با دخانیات» مطرح شد

۶۰ هزار ایرانی قربانی دود آبی

مالیات بر خبر در بودجه ۱۴۰۵؛ رسانه‌های داخلی زیر فشار، نگرانی از تقویت رسانه‌های خارجی

مالیات بر خبر در بودجه ۱۴۰۵؛ رسانه‌های داخلی زیر فشار، نگرانی از تقویت رسانه‌های خارجی

شناسایی ۴۹۲ گونه بیماری نادر در ایران؛ فقط یک‌سوم بیماری‌ها پوشش بیمه سلامت دارند

شناسایی ۴۹۲ گونه بیماری نادر در ایران؛ فقط یک‌سوم بیماری‌ها پوشش بیمه سلامت دارند

برای مواد نوظهور مانند «غبار میمون» و «کروکودیل» پروتکل درمانی تدوین شود

مدیرکل درمان ستاد مبارزه با مواد مخدر

برای مواد نوظهور مانند «غبار میمون» و «کروکودیل» پروتکل درمانی تدوین شود

درد دنـــدان

«پیام ما» از وضعیت سلامت دهان و دندان ایرانیان گزارش می‌دهد

درد دنـــدان

رایگان‌سازی روی ریــــــل تردید

کارشناسان و مدیران شهری درباره پیامدهای رایگان شدن حمل‌ونقل عمومی اختلاف‌نظر دارند

رایگان‌سازی روی ریــــــل تردید

تصفیه‌خانه‌ها از «محل دفع» به «کانون بازچرخانی و تولید» تبدیل می‌شوند

قزوین مدیریت نوین فاضلاب را آغاز کرد

تصفیه‌خانه‌ها از «محل دفع» به «کانون بازچرخانی و تولید» تبدیل می‌شوند

«ازدواج سفید» در ایران بیشتر اجبار پنهان است تا انتخاب

«ازدواج سفید» در ایران بیشتر اجبار پنهان است تا انتخاب

بیشترین نظر کاربران

بوم‌گردی در بحران هویت

بوم‌گردی در بحران هویت