نمیگذاریم مرگ فرزندانمان بیسوگ بماند
۲۶ بهمن ۱۴۰۴، ۱۸:۱۱
«مادران» (Mothers, ۱۹۲۱–۱۹۲۲) از مجموعه چاپی جنگ (War) «کته کلویتس» است. این چاپ چوبی قدرتمند، گروهی متراکم از مادران را نشان میدهد که با چشمان باز و خیره به ناکجا (در عمق اندوهی سرد و خشن)، حلقهای دفاعی دور سر کودک میسازند. صورتی ظریف و آسیبپذیر که از میان بازوهای زمختشان پدیدار شده، همچون هستهای مقدس در قلب سوگ جمعی است.
در این تابلو، چشمان مادران نه بسته، بلکه گشوده و تهیاند؛ خیره به افق نامرئی فقدان، اعتراضی خاموش به جنگی که فرزندان را بلعیده. کودک در مرکز، یادآوری قربانی است؛ چیزی که مادران با بدنهای فشردهشان پاس میدارند تا از فراموشی نجاتش دهند.
تابلوی «مادران» کته کلویتس، تصویر لحظهای است که سوگ، از حالت فردی بیرون میآید و به تن جمعی بدل میشود؛ یک بدن عظیم مادرانه، ساخته از چندین زن در آغوش هم. در این اثر، مادران نه بهصورت چهرههای جداگانه، که همچون حلقهای فشرده و درهمتنیده دیده میشوند؛ گویی مرز میان «من» و «تو» در دل مصیبت فرو ریخته و تنها چیزی که باقی مانده، تودهای از آغوشهاست.
کلویتس همهچیز را به مرکز تصویر، یعنی به این توده انسانی، متمرکز میکند. هیچ پسزمینه روایی، هیچ نشانهای از میدان جنگ یا منظر شهری وجود ندارد؛ جهان بیرون حذف شده است تا خود سوگ، صحنه اصلی باشد. بدنها یکدیگر را میپوشانند؛ دستها بر شانه و کمر هم حلقه شده، سرها به هم تکیه داده یا در گودی گردن دیگری پنهان شده است. این همفشردگی، حس حصار و پناه را میآفریند؛ گویی مادران دور چیزی (یا کسی) حلقه زدهاند تا در دل جهان بیرحم، آخرین دیوار دفاعی باشند. خطوط خشن و تیره، حجم بدنها را ضخیم و سنگین نشان میدهد. این زنان فرشتههای لطیف نیستند، شبحهای رمانتیک اندوه هم نیستند؛ تودهای زمینی، خسته، زمخت و استوار هستند. کلویتس با اغراق در دستها و بازوها، مادران را به پیکرههایی مقاوم و دفاعی تبدیل میکند؛ انگار خود مادری، بهشکل زرهی انسانی درآمده است.
در این تابلو، بسیاری از چهرهها یا در تاریکیاند، یا نیمهپنهان یا در آغوش دیگری مدفون. این «پنهانشدن» از دو سو معنا دارد؛ از یکسو نشان فروبستگی، درونریزی و بیزبانی سوگ است؛ اندوهی که دیگر نیازی به نمایش ندارد، خود را در فشردگی عضلات، در انحنای کمر و در فشار انگشتان آشکار میکند. از سوی دیگر، چهرهها، فردیت را بهنفع جمعیت واگذار کردهاند؛ اینجا «یک مادر» مهم نیست، بلکه خود مادری بهمثابه تجربهای مشترک نمایان میشود.
چشمان بعضی به روی جهان بسته شده، سرها رو به درون حلقه خم است؛ هیچکس رو به «تماشاگر» نایستاده، انگار تابلو به ما پشت کرده و سوگ خود را با ما قسمت نمیکند. این بیاعتنایی گویی اعتراض خاموشی است؛ شما که فرزندان ما را گرفتید، دیگر حقی بر نگاه ما ندارید.
«مادران» فقط تصویر اندوه نیست، تصویر یک نوع مقاومت است؛ مقاومتی که از دل بیپناهی بیرون آمده. در مرکز این توده، کودکی را حس میکنیم اگر در نسخهای از طرح او را بهوضوح نبینیم، چینش بدنها نشان میدهد چیزی در دل این حلقه در حال محافظتشدن است. گویی مادران با بدنهای خود، قلعهای انسانی دور فرزندانشان ساختهاند؛ قلعهای که شاید نتواند جلوی گلوله را بگیرد، اما دستکم نمیگذارد مرگشان بیصاحب و بیسوگ بماند.
کلویتس سوگ را بهعنوان نیرویی سیاسی نشان میدهد؛ این زنان، تماشاچی منفعل جنگ نیستند، بلکه آخرین صاحبان قربانیاناند. وقتی بدنهاشان اینگونه به هم میپیچد، ما با نوعی «همبستگی مادرانه» روبهرو میشویم؛ سوگی که خصوصی نیست، به یک آگاهی مشترک بدل شده، به این آگاهی که جنگ، فقر و سرکوب، همه آنان را یکسان زخمی کرده است.
اگر از زاویه آرنت نگاه کنیم، «مادران» تصویری است از لحظهای که جهان هنوز «قابلیت سوگواری» خود را کاملاً از دست نداده. این مادران با چسبیدن به هم اعلام میکنند مرگ فرزندانشان نباید در آمار و ارقام حل شود. هر آغوش در این تابلو، نوعی اصرار است بر اینکه این مردگان نام داشتند، بدن داشتند، مادر داشتند. در جهانی که سیاست میکوشد مرگها را بینام، بیچهره و «عادی» کند، تابلوی کلویتس عمل معکوس انجام میدهد؛ سوگ را مجسم، فشرده و غیرقابلانکار میکند. این زنان با سکوتشان فریاد میکشند تا وقتی بتوانیم برای کسی زانو بزنیم، او از یاد نرفته است.
تابلوی مادران بازتابدهنده یک پرسش است؛ آیا جامعهای که هنوز میتواند سوگواری کند، هنوز توان زیستن انسانی را از دست نداده است؟ کلویتس در دل تاریکی، این امکان را زنده نگه میدارد؛ اینکه حتی در اوج فروپاشی، پیوند میان بدنها میتواند نشانی از بازمانده انسانیت باشد.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
خارگ فقط نفــــــــت نیست
وقتی گردشگری، درس احترام میشود
مرغک «نظر» روی شانه شیرهای «تناولی»
گزارشی از برنامهای برای گرامیداشت یاد «محمودرضا بهمنپور»
حیات بهمنپــــــور در حیات «نظر»
نگاه پژوهشگران و فعالان دانشجویی به مسئولیت اجتماعی دانشگاه در زمان جنگ
دانشگاه از دانشجو خبر ندارد
وداع با قصهگوی مرزهای ناشناخته
نشست «اینترنت» کارزار با حضور فعالان این حوزه و در غیبت مسئولان برگزار شد
محدودیتِ بـــدونِ شفافیـت
ارزیابی کارشناسان از یک پدیده غیرمنتظره؛ جنگ، صعود قیمتها را در بازار مسکن متوقف نکرد
غافلگیری مستأجـــــــــران
چالش زیستمحیطی بازسازی در اصفهان
تفاوت «پایه سنوات» و «پایه سنوات تجمیعی»؛
هشدار درباره محاسبه نادرست حقوق کارگران
وب گردی
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
زندگی در تعلیق
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید